تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی: «تا کی میخوام این شکم رو حمل کنم؟!»
یا بعد از هر رژیمی که رها کردی، یه صدایی توی سرت بگه: «باز برگشتی سر خونه اول؟»
اگر جوابت بلهست، خبر خوب اینه که این بار ما نمیخوایم از رژیم و ورزش و کالری شماری و زود خوابیدن و زود بیدار شدن بگیم…
اینجا قراره با روش ذهنی برای لاغری وارد یه مسیر تازه بشی؛ مسیری که از درون ذهن تو شروع میشه، نه از یخچال یا ترازو.
در قسمت اول از رمز و راز متناسب شدن با ذهن، دربارهی تصویرسازی ذهنی، تغییر باورها و فعالسازی سیستم جهتدهی مغز صحبت کردیم.
حالا در قسمت دوم، میخوایم بریم سراغ هفت گام مهم که به تو کمک میکنن در این مسیر بمونی، رشد کنی و نتیجه بگیری.

۱. 🎯 آیندهات رو واضح ببین؛ با ذهنی بیدار
یه لحظه وایسا…
فکر کن اگر هیچ تغییری نکنی، همین سبک زندگی، همین خوردنهای بیفکر و همین بیتوجهی به نیازهای واقعی بدنت… تو رو تا کجا میبره؟
ده سال دیگه رو تصور کن:
👚 لباسهایی که هر سال باید گشادتر بخری،
🫁 پلههایی که با هر قدم، نفسنفسزدنت بیشتر میشه،
🩺 دکترهایی که با لبخند نگران، درباره قند خون و چربی بالا باهات صحبت میکنن…
اینا فقط اتفاقات آینده نیستن؛ اینا زنگهای خطرن، صدای بلند ذهنته که داره میگه: «بیدار شو! وقتشه مسیر رو عوض کنی.»
و اینجاست که روش ذهنی برای لاغری وارد میشه؛ نه با شمردن کالری، نه با حذف ناهار و شام، بلکه با بیدار کردن خودت. با ساختن تصویری شفاف از آیندهای که نمیخوای، و تبدیلش به موتور حرکتی برای ساختن آیندهای که واقعاً لایقشی.
مغز ما عاشق آیندهست، ولی فقط وقتی تصویری روشن و احساسی از اون داشته باشه، میتونه برای رسیدن بهش بجنگه.
وقتی تو با تمام وجودت ببینی که اگه همینطوری ادامه بدی، چی در انتظارت خواهد بود، اون وقت مغزت دیگه نمیتونه بیخیال بمونه. اینجاست که ناخودآگاهت فعال میشه، و کمکم به جای مقاومت، شروع میکنه به همکاری.
روش ذهنی برای لاغری دقیقاً همینجاست که شروع میشه:
از بیداری ذهن، از آیندهسازی، از تجسم، از ساختن یک «چرا»ی عمیق برای تغییر.
چرا باید لاغر بشی؟ فقط برای لباس؟ نه! برای زندگیای که توش سبکبال قدم میزنی، راحت نفس میکشی، و توی آینه با لبخند خودتو تحسین میکنی.
بنابراین همین حالا چند دقیقه وقت بذار. چشمهاتو ببند. آیندهای که نمیخوای رو ببین. احساسش کن. ناراحت شو. خسته شو. و بعد، انتخاب کن که عوضش کنی.
🌱 این فقط یک خیالپردازی نیست.
این قدم اوله در روش ذهنی برای لاغری؛ مسیری که از ذهن شروع میشه و به جسم میرسه.
۲. 🧭 هر روزت باید همسو با هدفت باشه
چاقی یکشبه ایجاد نشده، پس تناسب هم یکشبه بهدست نمیاد.
این جمله شاید کلیشهای باشه ولی پشتش یک حقیقت بزرگ خوابیده: استمرار مهمتر از سرعت است.
پس از خودت بپرس:
- امروز چه کاری میتونم انجام بدم که یک قدم به متناسب شدن نزدیکتر باشم؟
- آیا انتخاب غذای امروز من، با هدفم هماهنگه؟
حتی قدمهای کوچک مثل نخوردن یک شیرینی اضافه، یا کمی آهستهتر غذا خوردن، اگه با آگاهی ذهنی باشه، یه گام بزرگه.
چاقی نتیجهی انتخابهای تکراریه، انتخابهایی که روزانه، ناخواسته و بعضی وقتها ناآگاهانه انجام دادی.
و حالا وقتشه با روش ذهنی برای لاغری ورق رو برگردونی؛
این روش نمیخواد تو یهشبه همه چیزو تغییر بدی. نمیگه از فردا دیگه هرگز شکلات نخور!
نمیگه هر روز ورزش کن تا از پا بیفتی! نه… چون این کارها اگر مدت ها انجام بشن فقط می تونند ظاهر ماجرا رو تا حدودی درست کنند.
اما روش ذهنی برای لاغری از تو میخواد روزت رو آگاهانهتر زندگی کنی. همین!
به جای دویدن دنبال نتیجهی سریع، از خودت بپرس:
امروز، فقط امروز، چطور میتونم یه قدم کوچیک ولی ذهنی بردارم به سمت لاغری؟
آیا این غذایی که میخورم، انتخاب خودمه یا یک عادت ناخودآگاه؟
آیا دارم برای رفع گرسنگی میخورم یا برای فرار از احساساتم؟
حتی کارای کوچیکی مثل:
🥄 بدون هیجان مثبت یا منفی غذا خوردن،
🚫 گفتن «نه» به اون شیرینی اضافه،
💧 نوشیدن آب برای رفع تشنگی به جای هر نوشیدنی دیگه،
🧘♀️ یه لحظه مکث و توجه به احساس واقعی گرسنگی،
اگه با ذهنی آگاه انجام بشه، تبدیل میشن به قدمهای طلایی در مسیر روش ذهنی برای لاغری. چون این مسیر دربارهی کنترل نیست؛ دربارهی درک کردنه.
درک بدنت، درک ذهنت، درک دلیلهای واقعیای که باعث خوردن میشن.
وقتی هر روزت با آگاهی بگذره، حتی اگه سرعتت کم باشه، اما مسیرت درسته. و تو با هر انتخاب کوچک، داری ذهن جدیدی میسازی؛ ذهنی که دیگه نیاز به چاقی نداره.

۳. 👏 خودت رو تشویق کن؛ از ته دل
ذهن تو یه همراه قدرتمنده…
اما دقیقاً مثل یه کودک کنجکاو و حساسه؛
وقتی کاری درست انجام میدی، اگه تشویقش نکنی، ممکنه دلسرد شه.
اما اگه از ته دل بهش بگی:
«آفرین! این همون قدمیه که قراره منو به تناسب برسونه»
اون وقت ذهن شروع میکنه به همکاری، به ساختن مسیر تازهای به اسم روش ذهنی برای لاغری.
برخلاف رژیمهایی که با اجبار و محرومیت جلو میرن، توی این روش، هر انتخاب آگاهانهای یک پیروزیه.
و هر پیروزی، حتی اگه کوچیک باشه، باید دیده بشه، حس بشه و جشن گرفته بشه.
لازم نیست جایزه بخری یا شیرینی بخوری برای تشویق خودت!
کافیه:
✨ با لبخند به خودت نگاه کنی توی آینه
✨ بگی «من دارم ذهنم رو تربیت میکنم. این یعنی موفقیتم شروع شده.»
✨ یا حتی با یه حرکت کوچیک، مثل بستن مشت و گفتن “YES!” حس قدرت رو توی بدنت بیاری
تشویق کردن، یکی از ستونهای اصلی در روش ذهنی برای لاغریه. چون:
- باعث میشه ذهنت ارتباط مثبت بین انتخاب سالم و حس خوب بسازه
- بهت انگیزهی درونی میده برای ادامهی مسیر
- و مهمتر از همه: اعتمادبهنفس رو از درون تقویت میکنه، نه با عدد ترازو
تو وقتی خودت رو بابت یه «نه گفتن» به خوراکی بیموقع، یا حتی فقط توجه به احساساتت بهجای پرخوری تشویق میکنی،
داری نشون میدی که ذهن تو آمادهی لاغر شدنه.
و این یعنی:
🧠 ذهنی که میفهمه،
❤️ ذهنی که حمایت میشه،
🌱 ذهنی که تشویق میشه،
بهمرور تبدیل میشه به یه ذهن متناسب.
۴. 🔁 تکرار کن میتونی از روش ذهنی برای لاغری موفق بشی
هر چیزی از ذهن شروع میشه؛ حتی همون چاقیای که سالهاست باهاش درگیری، اونم یه زمانی فقط یه فکر ساده بود. یه باوری که آرومآروم جا خوش کرد توی ذهن.
حالا وقتشه همون مسیر رو برعکس بری؛ با روش ذهنی برای لاغری و نقطهی شروعش، فقط یک جملهست؛
جملهای که باید مثل یه ورد روزانه، مثل یه دعای آگاهانه، هر روز توی ذهنت تکرار بشه:
نه چون جادوییه بلکه چون ذهن تو عاشق تکراره.
هر چیزی که زیاد بشنوه، باورش میکنه. و وقتی باور کنه، تازه شروع میکنه به ساختن مسیر جدیدی در مغزت؛ مسیر لاغری، نه با اجبار، بلکه با آگاهی و عشق.
✨ به خودت بگو:
- «همونطور که چاق شدم، میتونم متناسب بشم؛ چون ذهنم همون ذهنه، فقط مسیر رو عوض میکنم.»
- «مهم نیست چند وقت طول بکشه، من دارم یاد میگیرم از بودن در مسیر لذت ببرم.»
- «هر روز دارم بهتر فکر میکنم، بهتر انتخاب میکنم، و همین یعنی دارم متناسبتر میشم.»
این جملهها فقط کلمات نیستن.
تاکیدهای ذهنی مثبت هستن که سلول به سلول مغزتو دوباره سیمکشی میکنن.
به این فرایند در علوم اعصاب میگن “نوروالاستیسیته”؛ یعنی انعطافپذیری مغز.
نوروالاستیسیته (Neuroplasticity) به توانایی مغز برای تغییر و سازگاری در ساختار و عملکرد خود در پاسخ به تجربیات، یادگیری، آسیبها یا تغییرات محیطی اشاره دارد. این ویژگی به مغز امکان میدهد تا مسیرهای عصبی جدید ایجاد کند، اتصالات موجود را تقویت یا تضعیف نماید و به طور کلی خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.
برخلاف باورهای قدیمی که تصور میکردند مغز پس از دوران کودکی تغییر نمیکند، تحقیقات نشان دادهاند که مغز انسان در تمام طول عمر قادر به تغییر و تطبیق است. این انعطافپذیری عصبی نقش مهمی در فرآیندهایی مانند یادگیری مهارتهای جدید، بهبود پس از آسیبهای مغزی و تغییر عادات رفتاری ایفا میکند.
و این یعنی:
با تکرار، تمرین و باور، میتونی ذهن چاق رو تبدیل کنی به ذهن متناسب.
همهی اونهایی که با روش ذهنی برای لاغری موفق شدن، از همین نقطه شروع کردن:
📍 باور کردن توانایی ذهن
📍 تکرار جملات مثبت
📍 و پایداری در مسیر
پس تو هم همین حالا جملهی مخصوص خودتو پیدا کن و هر روز، با احساس، با حضور، با لبخند، تکرارش کن.
چون ذهنی که باور کنه میتونه لاغر بشه، دیر یا زود، لاغر میشه.

۵. 🌐 متناسب شدن رو به همه ابعاد زندگیات گره بزن
چاقی فقط حاصل پرخوری نیست؛ بلکه محصول مجموعهای از عوامل پیچیده است: از سبک زندگی پرشتاب و بیتوجه به نیازهای واقعی بدن گرفته، تا انتخابهایی ناآگاهانه که سالها بدون فکر تکرارشان کردیم؛ حتی روابطی که با آدمها، غذا و حتی با خودمون داشتیم.
گاهی اضافهوزن، صدای خاموش سالها نادیده گرفتن احساساته؛ صدای خستگیهایی که با خوراکی ساکتش کردیم و رنجهایی که راهی جز خوردن برای تسکینش بلد نبودیم.
تو با روش ذهنی برای لاغری یاد میگیری که متناسب شدن فقط به معنی کمخوردن نیست؛ یعنی تغییر در طرز فکر، در احساسات، در انتخابها، و حتی در آدمهایی که دور و برت هستن.
مثلاً:
- دیر خوابیدن، بدن رو توی حالت استرس و گرسنگی عصبی نگه میداره.
- رفاقت با آدمهایی که پرخوری رو عادی و حتی بامزه میدونن، روی ذهن اثر میذاره.
- پاداش گرفتن با خوراکی، یعنی شرطی شدن مغز به لذت آنی بهجای رضایت بلندمدت.
حالا وقتشه با روش ذهنی برای لاغری، این الگوها رو از ریشه بازنویسی کنی.
از خودت بپرس:
- آیا زمان خواب من با بدن سالم و ذهن متناسب همراستاست؟
- آیا آدمهایی که باهاشون وقت میگذرونم، منو در مسیر تناسب حمایت میکنن یا ازم انرژی میگیرن؟
- آیا میتونم پاداشهامو از شیرینی و چیپس، به مراقبت از خود و حس خوبِ پیروزی تغییر بدم؟
یاد بگیر به جای مبارزه با چاقی، محیط و ذهن و احساساتت رو طوری تنظیم کنی که خودبهخود به سمت تناسب برن.
چون تو با روش ذهنی برای لاغری، فقط وزن کم نمیکنی… بلکه یک نسخهی تازه از خودت رو خلق میکنی؛ کسی که در همهی جنبههای زندگی، آگاهانهتر و متناسبتر قدم برمیداره.
۶. ☀️ نیمهی پر لیوان رو ببین (حتی اگه تهش فقط یه قُلپ امید باشه!)
تو تغییر کردی! حتی اگه هنوز روی ترازو عدد جدیدی ندیدی، حتی اگه اون شلوار سایز ۳۸ هنوز یهذره گیر میکنه، یه چیز خیلی مهم اتفاق افتاده: ذهنت داره متحول میشه.
و این یعنی تو وارد مسیر روش ذهنی برای لاغری شدی؛ مسیری که با تغییر فکر شروع میشه و به تغییر جسم ختم میشه.
شاید دیگه شبها با عذاب وجدان نخوابی. شاید وقتی شکمت صدا میکنه، اول از خودت بپرسی: «گرسنهام یا خستهام یا بیحوصلهام؟»
یا شاید امروز، برای اولین بار، بهجای سرزنش، با مهربونی با خودت حرف زدی.
آفرین! اینا فقط ظاهرش کوچیکه. ولی برای مغز، یعنی ساختن اتوبانهای عصبی جدید؛ یعنی هموار شدن مسیر روش ذهنی برای لاغری.
یادت باشه، مغز ما عاشق دیده شدن موفقیتهاست. پس حتی برای:
✅ رد شدن از یه شیرینی خامهای وسط مهمونی
✅ گفتن “نه” به غذای اضافهای که فقط از روی تعارفه
✅ بستن چشم به عدد ترازو و باز کردن دل به احساس سبکی و رضایت
✅ گوش دادن به صدای بدن موقع سیری
✅ یا حتی همون جمله ساده: “من در مسیرم، حتی اگه هنوز به مقصد نرسیدم”
👏👏👏 تشویق لازم داری!
خودت رو تحسین کن. از خودت قدردانی کن. این نگاه مهربون به مسیر، بخشی از قلب تپندهی روش ذهنی برای لاغری است.
چون تو داری با ذهنی بیدار و قلبی امیدوار، پلهپله خودت رو از نو میسازی… و این ارزشمندتر از هر عددیه که روی ترازو میاد.
۷. 📝 بنویس، فکر کن، نقشه بکش!
تو ناخدای کشتی ذهنت هستی و بدون نقشه، هیچ کشتیای به مقصد نمیرسه!
روش ذهنی برای لاغری به تو یاد میده که چطور با نوشتن و برنامهریزی دقیق، مسیرت رو شفاف و هدفمند کنی.
هر روز یا هر هفته، زمانی اختصاص بده به این سه سوال مهم:
- چه چیزهایی باعث میشن از مسیر لاغری و تغییر ذهنت دور بشی؟
- چه عادتها و تفکراتی بهت انگیزه و قدرت میدن که ادامه بدی؟
- چطوری میتونی هفتهی بعد، بهتر و قویتر از هفتهی قبل عمل کنی؟
وقتی این سوالات رو روی کاغذ میآری، داری مغزت رو برای موفقیت آماده میکنی. چون سیستم RAS (Reticular Activating System) یا سیستم جهتیابی مغز، با این تمرین فعال میشه و باعث میشه بیشتر به فرصتها و راهحلهایی که به هدفت مرتبطاند، توجه کنی.
این کار ساده ولی قدرتمند، باعث میشه هر روز با ذهنی متمرکزتر و هدفمندتر، در مسیر روش ذهنی برای لاغری قدم برداری و موفقیت رو نزدیکتر از همیشه حس کنی.
پس قلم و دفترتو بردار و شروع کن؛ نوشتن، اولین قدم برای ساختن ذهن متناسب و جسم سالمه.
نتیجهگیری: ذهن تو، کلید طلایی لاغر شدن با روش ذهنی برای لاغری است!
دوست عزیز و همراه گرامی،
یادت باشه که تو لازم نیست کامل باشی، و لازم نیست یکشبه به وزن ایدهآلت برسی. لاغر شدن، مثل هر تغییر بزرگ دیگهای، یک سفره که با قدمهای کوچک و مداوم ساخته میشه.
راز موفقیت تو در این مسیر، تغییر نگاه و روش ذهنیه؛ یعنی اینکه بتونی متفاوت فکر کنی، متفاوت احساس کنی و متفاوت عمل کنی.
۷ رمز سادهای که با هم مرور کردیم، در واقع کلیدهای قدرتمندی هستن که درِ دنیای روش ذهنی برای لاغری رو به روت باز میکنن. این روش، برخلاف رژیمهای سخت و محدودکننده، مسیرت رو از جادهی آگاهی، پذیرش و بیداری ذهن عبور میده.
دوره آموزشی ورود به سرزمین لاغرها دقیقا همون جادهای که تو رو به آرامش، اعتماد به نفس و تناسب واقعی میرسونه.
با یادگیری روش ذهنی برای لاغری در این دوره، به جای جنگیدن با خودت، یاد میگیری که با مهربونی و هوشمندی ذهن و بدنت رو همراه کنی. در این مسیر، هر قدمی که برمیداری، هر انتخاب آگاهانهای که انجام میدی، یک پیروزی بزرگه.
پس از همین امروز، ذهنت رو به عنوان بهترین دوست و همراهت انتخاب کن.
باور کن: ذهن تو راز لاغر شدنه و تو قدرت داری که این راز رو با روش ذهنی برای لاغری به واقعیت تبدیل کنی.
آیندهی متناسب و سالم، نزدیکتر از اون چیزیست که فکر میکنی. فقط کافیه بخوای و شروع کنی!
✍️ تمرین خودشناسی روش ذهنی برای لاغری
تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی: «تا کی میخوام این شکم رو حمل کنم؟!»
یا بعد از رها کردن یه رژیم دیگه، اون صدای آشنا توی سرت بگه: «باز برگشتی سر خونه اول؟»
حالا وقتشه یه لحظه بایستی، عمیق نفس بکشی و با خودت رو راست باشی…
به سؤالات زیر فکر کن و اگه دوست داشتی، پاسخت رو توی بخش دیدگاهها بنویس؛ چون نوشتن، ذهن رو شفافتر میکنه و قدم بزرگیه برای شروع تغییر:
- چه تصویری از آیندهات داری، اگه هیچ تغییری نکنی؟ آیا اون تصویر خوشحالت میکنه یا ناراحتت؟
- اگه فقط یک دلیل برای متناسب شدن داشته باشی، اون یک دلیل چیه؟ (واقعیترین و عمیقترین دلیل ذهنیات)
- امروز، فقط امروز، چه کار کوچیکی میتونی انجام بدی که با هدفت همسو باشه؟
- آخرین باری که خودت رو بابت یک انتخاب درست تحسین کردی کی بود؟ چرا این کار رو بیشتر انجام نمیدی؟
- یه جملهی تأکیدی که تو رو به سمت لاغری ذهنی سوق بده بنویس و روزی چند بار با خودت تکرار کن. چی میتونه باشه؟
💬 حالا نوبت توئه! توی بخش دیدگاهها بنویس که چه چیزی بیشتر از همه ذهنت رو درگیر کرده؟ کدوم سؤال روش ذهنی برای لاغری برات چالشبرانگیزتر بود؟
پاسخهات میتونه الهامبخش بقیهی دوستانی باشه که دارن همین مسیر رو طی میکنن ❤️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.00 از 55 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!




نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام خدمت شما استاد بی نظیرم و دوستان همراهم.
وقتی جمله ی راز و رمز متناسب شدن رو می بینم ،خیلی زود مطلب رو باز می کنم تا بخونم،
هنوز معلوم میشه ذهنم، بدو دنبال میون بر می گرده .
مثل قدیما و رژیم هاش .
ولی اشکال نداره ،بذار بگرده ،منم راه درست رو بهش نشون میدم .
با روش لاغری با ذهن .
این به نفع منه ،حداقل این یک کار رو خوب یادش دادم .
توی قسمت اول رازهای لاغری از تصویر سازی و تجسم گفتیم .
دیدن هر روز خودم در جسم متناسب که حالمو بی نهایت خوب می کنه .
از تغییر باورهای اشتباه گفتیم و از جهت دادن به ذهن .
حالا امروز می خوام یک گام کوچک بردارم در جهت تناسب اندام و آموزش ذهنم .
امروز مهم ترین مسائل برای من رونمایی شد .
از اینکه چطوری بمونم و جا نزنم ،از اینکه امید رو همیشه با خودم داشته باشم .
امروز تصویر سازی خود چاقم رو انجام دادم و مثل همیشه حالم بد شد .
مادری دارم که ۷۰ سالشونه و وزنشون ۱۱۷ کیلو هست و هر نگاهی که بهش می کنم و زجری که از اضافه وزن می کشه ،تیری در قلب منه .
نمیدونم چطوری می تونم کمکش کنم .
کنارم نیست که براش فایل بذارم و کمکش کنم .
من به چشمم می بینم دردهای چاقی رو .
از نفس نفس زدن تا پا درد ، از لباسی که تنش نمیشه و کفشی که بخاطر ورم پا ،پاش نمی شه .
از خلق تنگش ، عشق به لاغریش .
همیشه میگه ساناز چکار کنم لاغر بشم و قلبم رو به درد میاره .
توی خانواده ی من، بخاطر این وضعیت همه ترس از چاقی دارن و همه مشغول یک کاری برای کاهش وزن و چاق نشدن .
ولی من اینجا یاد گرفتم از چاقی نترسم و مرورش نکنم ،فقط با حال خوب و خوش تصویر لاغری بسازم .
از تصویر سازی چاقی سرم درد می گیره و گریه ام می گیره .
از تصویر چاقی خیلی حالم بد میشه .
لطفا دیگه این کارو نکنیم .
اشکال نداره ،با این حال خرابم ،حداقل میدونم به نفع ذهنم است چون اون دلش نمی خواد منو در اون حال ببینه و راه رو برای من برای رسیدن باز می کنه .
با این همه درد ،نمیدونم چرا وقتی فکر می کنم چرا می خوام لاغر بشم توی جوابش گیر می کنم .
چرا باید دنبال یک هدف خیلی بزرگ باشم .
واقعا اینهمه درد کافی نیست برای جواب دادن .
اینکه سانازی که از سربار دیگران بودن بدش میاد و حاضر نیست به کسی بگه براش آب بیاره ،چطور حاضر میشه در آینده سربار دیگران باشه با دردهاش .
این دلیل خیلی محکمه ، من می خوام متناسب بشم تا مثل کوه همیشه ایستاده باشم و به دیگران کمک کنم .
با نوه هام فوتبال بازی کنم .
با پسرام برم کوه .
دوست ندارم سربار پرستارها و دکترا باشم .
دوست ندارم فرزندانم تمام زندگیشون رسیدگی به من و بیماری های من باشه.
دوست ندارم ،همسرم و فرزندانم برای من غصه بخورن همونطوری که من برای مادرم غمگین میشم .
حالا می خوام بنویسم چطوری باید درستش کنم .
فقط لازمه هر روز یک گام کوچک و یک تغییر کوچک بدم تا همسو با هدفم باشه .
وقتی از خودم پرسیدم ،گام کوچیک من چیه ؟
فکر کردم ،مهم ترینش دنبال کردن آموزش های سایت است ،هر وقت هستم همه چی خوبه ،مخصوصا وقتی دیدگاه می نویسم ،انگار دوپینگ می کنم .
برام نوشتن توی سایت باعث میشه ذهنم خیلی سبک بشه و هر چی توش می گذره رو می نویسم .
هر وقت فقط می خونم و می بینم به قدری خسته میشم از تفکر کردن که چند وقتی باید مطالب رو رها کنم تا انگار دوباره بازسازی بشم .
وقتی اینجام ،برام همه چیزه .
چون نیازی نیست ،حتی یک کار عملی مثل نخوردن یک حبه قند رو انجام بدم، چون خودش انجام میشه ،رفتارهای غذاییم از یک متناسب هم مرتب تر میشه .
نمیدونم چطوری این اتفاق برام می افته ولی وقتی اینجام نیاز نیست آگاهانه رفتار کنم ،لزومی نداره تصمیم بگیرم .
اصلا دیگه میلی به خوردن چیزی پیدا نمی کنم.
گاهی شاید خوردن هام به قدری اندازه است که خودم متعجب میشم و گاها این قدر کم که ترس برم می داره که چرا گرسنه نمیشم
بزرگترین نیازم ،بودن و استمرار داشتنه .
نکات بعدی رو باید خوب آموزش ببینم و عمل کنم .
تشویق خودم .
خیلی برای من مهمه .از خودم راضی باشم .
حتی اگه کار پیش اومد که نیومدم ،حتی اگه یک روز نشد بنویسم .
الان فهمیدم ذهنم احتیاج به تشویق داره مثل یک کودک .
قول میدم برای هر کار مثبتش ،تشویقش کنم .
آفرین به ذهن فوقالعادهای که خداوند در اختیارم گذاشته .
آفرین به من ،مرحبا 👏👏👏👏
این برای من حیاتیه .
رضایت داشتن از خودم و عملکردم .
بزرگ نکردنه نقص هام .
کافیه از ته قلبم یک حال خوش و یک احساس واقعی به عملکردهای درستم داشته باشم .
البته این خودبه خود اتفاق می افته .
وقتی یک کار درست انجام میدم از ته قلبم شاد میشم .
یک راه دیگه ایمان به مسیرم هست .
هر چقدر خودمو دست کم گرفتم و هی گفتم من نمی تونم ،مطمئنم که لاغری با ذهن منو متناسب می کنه و گرنه من الان اینجا نبودم .
واقعا این زمانی که در کنار شما هستم ،زمان کمی برام نیست ،با اینکه بارها زمزمه داشتم که اگه الان رژیم بودی حتما تا حالا لاغر شده بودی .
ولی خودشم خوب میدونه که فقط این راهشه .
باید یادش بگیرم .
جمله ی زیبای
🌟من می تونم با قدرت ذهنم متناسب بشم ، رو خیلی دوست دارم .
وقتی حرف قدرت میشه لذت می برم .
از اینکه توانایی برای منه
از اینکه تغییرات دست منه
دلم می خواست یک عالمه از این جملات می نوشتم و تمام خونه ام رو پر می کردم ولی حیف خجالت می کشم .
دستم می اندازن .
چقدر عالیه که میشه مسیر درست رو دوباره طراحی کرد.
همیشه جای تغییر و بازگشت هست .
تکرار جملات زیبا ،هم شادی برام میاره ،هم ذوق و شوق زندگی و باور جدید و درست .
این کارو یادم میره ، تکرار جملات تاکیدی رو میگم .
باید سعی کنم حتی المقدور ،یکی رو مرور کنم تا فراموشم نشه .
وقتی می خونمشون کلی کیف می کنم ولی ادامه دار نیست گوشی رو میذارم کنار ،یادم میره .
کاش بلد می شدم ،چطوری هر چی رو یاد می گیرم یادم بمونه .
رسیدیم جای اصل کاری
اونجایی که من همیشه توش گیر دارم .
گره زدن متناسب شدن با زندگی .
تازگیها پی بردم ،بیشترین خوردن هام ،احساسیه .
برای اینه که حالم خوب بشه .
هر وقت خواستم چیزی بخورم ،از خودم پرسیدم گفت :
یک چیزی بخوریم شاد بشیم .
یا بعد از هر ناراحتی و غم ،اول دنبال خوردنی گشتم .
خداروشکر مهم ترین دستاوردم ،تازگیها پیدا کردن این مسئله بوده .
و دو روز پیش خیلی فوقالعاده، تونستم ،با آگاهی و حضور ،مشکل احساسی خودم رو پیدا کنم و خودم رو آروم کنم و از پسش بر بیام و از حسم فرار نکنم بلکه درکش کنم و بفهممش و صبر کنم تا بگذره .
عالی بود .
دوست دارم همیشه بهش آگاه بشم و این تمرین خیلی برام مفیده .
عاشقه یک قلپ امید هستم .
کاش برای من باشه.
ای کاش این فایل مثل اسمم باشه و یادم نره .
چقدر طلایی بود .
امید هست که من الان اینجام ولی گاهی نیست .
باید هر روز مراقب همون یک قلپ باشم .
گاهی تموم میشه .
خداروشکر به لطف خداوند باز برمی گرده ولی هیچوقت نباید تموم بشه .
هیچ وقت .
بنویس ،فکر کن ،نقشه بکش .
لاغری با ذهن به یک ناخدای قدرتمند و ماهر نیاز داره که منم ،که من باید باشم .
من باید راه رو درست ترسیم کنم ،تا کشتی درست و صحیح و سالم به مقصد برسه .
چقدر تا حالا ناشی بودم و به صخره خوردم ولی الان دارم ناخدا بودن رو یاد می گیرم .
این نقشه دیگه درسته .
باید توشه سفرم رو کامل ببندم و بپیچم تا در مسیر کم و کسری نیارم .
سه تا سوال مهم یکی از همین توشه هاست که باید بردارمش .
چطوری میشه بین من و مسیرم فاصله می افته ؟
مغزم پر میشه از افکار جورواجور .
هر روز که مطلبی رو بخونم تا شب همش توی ذهنم می چرخه و مرور میشه و اگه دیدگاهم رو دیر بذارم بیشتر مرورش می کنم .
این تکرار افکار و مطالب سایت منو از پا درمیاره .
خسته میشم .
فاصله که بگیرم ذهنم آروم میشه .
انرژیم بر می گرده .
نمیدونم چطوری باید درستش کنم که بتونم هر روز ادامه دار بمونم .
چی بهت انگیزه میده برای موندن ؟
هر وقت تغییراتم رو مرور کنم .
هر وقت یک کاری برای خودم می کنم .
هر وقت آموزش هامو درست انجام میدم .
چطوری می تونم هفته ی بعد بهتر عمل کنم ؟
وقتی هر روز خوب پیش برم و توی مسیر بمونم ،می تونم درست ادامه بدم .
هر وقت همین گام های کوچکم ،دچار چالش بشن ،هر وقت یک اشتباه کنم دیر خودمو می بخشم .
باید همیشه با خودم مهربان باشم و بدونم و تکرار کنم که بدون اشتباه که نمیشه .
تغییر عادت ها زمان بر هست .
باید بمونی و ادامه بدی تا عادت جدید ساخته بشه.
استاد عزیز و گرامیم بی نهایت سپاسگزارم 🙏🌼
در پناه خداوند باشید .
سلام استاد
۷ فرمان طلایی برای لاغر شدن
۱- آینده ات را واضح ببین با ذهنی بیدار
اگر مسیر چاقی را انتخاب میکنی /چاقی بیشتر / مشکلات روحی بیشتر/ بیماریهای بیشتر / احساس بد و ناشکری
اگر مسیر متناسب شدن را انتخاب میکنی / تناسب بیشتر / شاد و سبک شدن / سالم و تندرست شدن / احساس شاد و لذت بردن
همیشه دراین مسیر این سوال را ازخودت بپرس چرا من باید لاغر شوم ؟ فقط برای گشادی لباس و کمتر غذا خوردن است یا برای زندگی بهتر و لذت بردن من زندگی میکنم و راحت نفس میکشم و از همین جا اولین تغییر در ذهنمان شروع میشود
۲- هرروزت را همسو با هدفت شروع کن
باید هرروز از خودمان بپرسیم من امروز چه کاری میتوانم بکنم که یک قدم همسو با لاغری باشد نخوردن یک عدد شیرینی – برنداشتن به تعارف دیگران -آب خوردن به جای شربتهای شیرین و حتی تشویق خودم برای نخوردن یک لقمه و بدانیم تمام این قدم ها نشان میدهد من یک قدم درمسیر است چون لاغری با ذهن یک مسیر درک کردنه نه کنترل کردن خودم
۳- خودت را تشویق کن از ته دل
ذهن ما مثل یک کودک حساس و کنجکاو است و اگر کاری را درست انجام داد و تشویق نشد کم کم دل سرد میشود باید بعد از انجام دادن هرقدم موفق بهش بگی (آفرین این همون قدمیه که قراره من را متناسب کنه ) چون تشویق کردن یکی از ستونهای مهم در روش ذهنی برای لاغری است و با ان میتوان ارتباط سالم و حس خوب را درذهن بسازیم
حمایت و تشویق ذهن = ذهن میفهمه درمسیر درسته = کم کم تبدیل میشود به متناسب شدن
۴- تکرار کن از روش لاغری با ذهن میشه لاغر شد
هرروز با خودت تکرار کن ((من میتوانم با قدرت ذهنم متناسب شوم )) چون ذهن چیزی را که زیاد تکرار بشه را باور میکنه البته نه از روی اجبار بلکه از روی اگاهی و عشق چون مغزو ذهن تا پایان عمر قادر به تغییر و تطبیق خواهند بود و یادگیری را دنبال میکنند .پس با یادگیری فرمولهای لاغری ما متناسب خواهیم شد
ما باید همیشه این موارد مهم را انجام دهیم
۱- باور کنیم توانایی ذهنی داریم
۲- تکرار جملات مثبت در طول روز
۳- پایداری درمسیر برای متناسب شدن
۵- متناسب شدن را به همه ی ابعاد زندگی خودمان گره بزنیم
چاقی فقط پرخوری کردن نیست چاقی حاصل بی توجهی به نیازها بدن وانتخابهای نادرست است که سالها ان را تکرار کردیم
لاغری یعنی تغییر در افکار ذهنمان – تغییر احساسات و انتخابهای درست – تغییرآدمهای دور و برمان ( دوستی بیشتر با افراد متناسب )
۶- نیمه ی پرلیوان را ببین
اگر دیدی تغییر نکردی ناراحت نباش چون ذهنت ابتدا تغییر میکند و ما میتوانیم از طریق احساسمان متوجه تغییرات ذهنمان شویم چون ذهن ما عاشق دیده شدن موفقیت هاست پس هرروز خودت را تشویق کن تا شور و شوق برای ادامه مسیر درما زیاد باشد
۷- بنویس فکر کن و درمورد ان نقش بکش
من خودم مسئول و ناخدای کشتی بدنم هستم پس باید با نقشه درست به مقصد برسم و هیچ کس هم نمیتواند دراین مسیر به من کمک کند چون من هر بدنی یک نا خدا دارد و ان خود من هستم
انتخابهای درستی را درطول روز انجام بدهم – یک لقمه اضافی نخورم – اهسته تر از قبل غذا بخورم – خودم را تشویق کنم که دراین مسیر استمرار دادم و ایمان داشته باشم به تناسب اندام دلخواهم خواهم رسید فقط نباید عجله کنم
نشان های دریافت شده
سلام
چقدر این حرف من رو پرت کرد ب گذشته چاقی تنها حاصل پرخوری نیس
واقعا اینطوریه اونا درگذشته هرموقع مریض میشدم چ در زمان خونه پدری بودم چ زمانی ک ازوداج کردم یجور ادم اضافه بودن یجور اینک دوباره مریض شدن یجور اینک منت سرت بزارند رو حس میکردم حس میکردم تنهام و کسی منو دوس نداره حس میکردم تنهام کسی رو ندارم ک حرفمو بشنوه درک کنه حس میکردم تنهای تنهام وبخصوص زمانیک ازدواج کردم و تنهایی روخیلی بیشتر حس کردم بیشتر تردد شدم بیشتر تنها شدم بیشتر شکستم و حتی نمیدونم چجوری اما بخوردن رو اوردم خودم وخفه میکردم خودمو محبور میکردم ک ادامه بدم سرکوب احساساتم ندیدن خودم اونقدر
ا ینکارو کرد ک با خودم غریبه شدم دیگه با خودم دشمن شدم با خودم ناملایم شدم
والان ک این حرف رو دیدم یادم اومدک من خوردن دوست نداشتم دیدم ک حرفهایی قورت دادم نزدم خوردن تنها پناه من بود مثل خیلیا ک میرن مواد میکشن سیگار میکشن ک دردشونو خاموش کنن من این تنهایی از چیه ایا از اینک من بدبختم یا قربانی ادمهای اطرافم هستم ن این تنهایی ا ز اینک من انتظار داشتم من خدا رو تو زندگیم کم داشتم خدا رو نداشتم پناه میبردم ب خوردنی ها من روی چیزی حساب میکردم ک نتنها کمکم نمیکرد بلکه بهم اسیب میزد یکی میره دنبال رفیق ناباب من رفتم دنبال غذای ک نیاز نداشتم
ومن میبینم ک الان ک پرخوردی من کم شده چرا متناسبتر نمیشم پس این نشون میده ک همه چیز پرخوری نیس افکار ذهن باورهاهم هستن
این ی مسیره ک باید ادامه بدم تا بیشتر تغییر کنم دلیل چاق من پرخوری نیس
افکاری هس ک پشت همه زندگیم هس
گاهی از شدت اون خفگی ک حس میکردم میخوردم
گاهی در جواب ناسپاسی بقیه من میخوردم فک میکردم این یجور سپاس گذاری از خودمه اونها منو ندیدن من خودمو ببینم بخودم برسم اما اشتباه کردم مثل کسی ک پناه میبره ب مواد تا اروم شه تا شاد شده میدونه نابودش میکنه همه چیزشو تا بفهمه اونیک دنبالشه در دورنت خودته خدا وخودت
همیشه میگفتم چرا من ی سرما میخورم ی جایی درد میکنه چرا انقدراینجوری میکنم و امروز این قفل برام باز شدک من اونقدر سرکوفت میشدن ب خاطر سرماخوردی ک از بدنم متنفر میشدم ک چرا مریض شده واین رو یجور بد بودن بدن دشمن بودن بدنم تلقین میکردم یادمه یبار مریض شدم ونتونستم امتحان نهایی رو خوب بدم قبول شدم اما خوب اصلا حالم خوب نبود واون سال گفتن ک نمرات تاثیر داره ت وکنکور ومن ازخودم بدم اومد من بجای توجه بخودم ک چرا اینجوری شدم بیشتر سرزنش میکردم بیشتر باهاش بد میشدم ک چرا بیشتر ناامید میشدم ک چرا چن مسیولیتشو قبول نمیکردم چن فک میکردم ی چیزیک از بیرون بمن تزریق شده اصلا اینو درک نداشتم ک من خودم خالی این بیماری ام و باید مسیولیتشو قبول کنم مسئولیت افکارمو صحبتم توجه
اخرین باری ک خودمو تشویق کردم نمیدونم کیه شاید دیروز اما بیشتر توجه من من باون کاری ک باید بکنم ومن نکردم ن این اون ی ذره تغییر وبببنم اونو گسترش بدم بیشتراون تاریکی رو گسترش میدم چن اینجوری انگار یاد گرفتنم ک قسمت منفی قضیه رو ببینم ن اون قسمت مثبت ویکی هم اینک قسمت منفی برام بزرگتره مهمتره زیاد تره واون تغییر های کوچک ب چشمم نمیاد انگار
چن یاد گرفتم سر کوب کنم راضی نباشم چن همیشه سر کوب شدم همیشه مسخره شدم چن هیچ وقت کسی نگفته ممنونم همیشه دنبال ایراد ها یا خواسته های خودشون بودن منم شاید اینطور باشم
اما الان یاد گرفتم ک خودمو ببینم تحسین کنم اون جوانه کوچک میتونه ب ی د رخت تبدیل بشه
من بارها با رژیم لاغر شدم ا ن درخت رو بهم دادن چی شد از دستش دادم چن درست نبود ی ادم ازنوزادی طی میکنه میاد بزرگ میشه نمیگند ن باید از همون اول زود بزرگ بشه تغییر هم مرحله مرحله هس پس من ب تعییراتم توجه میکنم از خودم قدردانی میکنم این خودش بزرگترین قدم میتونه باشه ک برای متناسب وبودن وبزرگتر از حس خوبم برمیدارم
اگه درمسیر تناسب نباشم اینده دردناک رنج اور بدون شادی رو خواهم داشت در رنج وسختی در منت دیگران و سنگینی در درگیر با خودم با احساسم با سر کوب خودم ک اینو نپوش اینجات معلومه اونو نپوش اونجات میزنه بیرون من خستم از این جنگ بی پایان خستم
من دست صلح بخودم میدم دیروز مانتو خریدم برای فرار از چاقی میخواستم رنگ تیره بگیرم اما ی لحظه ذهنم این اومد ک اگه لاغر بودی کدومو برمیداشتم ومن رنگ کرم رو برداشتم وگفتم من میخوام زندگی کنم لذت ببرم حتی موقعی ک تو خونه پوشیدم زودی گفت ببین چقدر گنده ای ولی من توجه نکردم من این رو ی تغییر میبینم ی نشانه لاغری لاغری داره درمن قدرتمند میشه
من میخوام زندگی با بدنی سبک رو ادامه بدم ولذت ببرم
اگه ی دلیل برای لاغر شدن داشته اباشم خیلی دلیل دارم بارداری راحت میخوام ا اضافه وزن لذت بارداری رو بارز خودم زهر نکنم من میخوام متناسب شم ومتناسب زندگی کنم دلیل دارم خوابم هس من ب خاطر فشاری ک بپام میاد بدون بالش نمیتونم بخوابم وتو رنج وسختی ،هستم ومجبورم هستم نصف شب پاشم و بالشهارو تنظیم کنم تو تخت نمیشه بخوابم این دلیل من برای لاغری ک بدون بالش بخوابم بدن رنج وسختی
چیزی ک این اواخر باعث شد ک تو مسیرم سست بشم سرماخوردی ک و درد کمرو پام بیشتر مریضی باعث میشه
وعصبانیت ک البته درگذشته خیلی بیشتر بوده الان خیلی عالیتر شدم وعالی تر هم خواهم شدک طوری ک ب صفر خواهد رسید اینو ایمان دارم ن
نوشتن باعث میشه حالم خوب باشه واون تشویق اون دیدن تغییرات باعث میشه انگیزه بگیرم دیدن تغییرات اعضای سایت نوشته هاشون خوندن دیدگاه بعضی ا فراد باعث میشه من با شور وشوق برم جلو
با حس خوب میتونم هفته زیباترب رو داشته باشم با نوشتن با تمرکز ب مثبت با گله وشکایت نکردن با دیدن تغییراتم
با توکل کردن بخدا با دیدن خدا با نگرش خداگونه روی خدا حساب باز کردن
سلام روز بخیر استاد مطالب را لطفا بصورت ویس بگذارید
من صداتون را دوست دارم
وقتی صحبت می کنید انگار روب روی من نشسته اید
درحال حرف زدن نصیحت کردن و گاهی دعوا کردن من هستید
دوست دارم احساس تون کنم
متشکرم
شاید بگید من کمی نویسم
ولی زیاد گوش تون می دهم
خدانگهدار
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عطارروشن وهمه دوستان هم مسیر
طی ساله های زیادی که من تو مسیر برکشت بودمهر برنامه که به من داده شد چه از دوستان خودم و اطرافم دکتر های که من بهش مراجعه کردم برای وزن کم کردن همه وهمه روی خوردن و نخوردن واندازه خوردن وهفته به هفته حجم غذا رو کم کردن توهر لیستی که به من داده میشد حضور غذا بود و برام یی اصل تکرار شدنی ساخته بود فقط شکل این لیست کمی متفاوت میشد
وفتی به شکرخدا عزیزم وارد سایت شدم اول چیزی که توجه من جلب کرد تعداد افراد بود که برام هیجان ایحاد شد که اینها داران تواین سایت چه کار میکنن وبعد وفتی شروع کردم تو بخش رایگان کارم شروع کردم تو هرفایل انتظارم یی لیست رو میکشیدم وفتی جلوتر رفتم انتظارم به انگیزه تبدیل شد اینجا هیچ خبری از رژیم نیست این شد انکیزه بزرگ من که هنوز که هنوزه برای بچه هام بعضی زمان فابل هل نیست ولی برای من اون نقظه انگیزه بخش مسیرم تشکیل میده که غذاهای که من انقدر بهشون قدرت داده بودم نقش داران نه به این میزان که من از کاه کوه ساختم
نهارم بهش نگاه کردم وسط پیش دستی هویج پلو هست که نصف ظرف خالی هست یی پش دستی سالا با سس با ارامش نهارم خوردم اعلام سیرم آمد تو ظرف هیج اثری ازغذاهای نبود هم سیر شدم وهم لذت بردم که به اندازه مصرف کردم و بد راضی هستم ازاین شکل مصرف غذا چه کیفی و چه خیال راحت که از مسیرم و کارم قسمت شده خدایا شکرت
روز گذشته وفتی همسرم با هربارخوردن ازمن سوال که برای من بیاره با همش یی نه گفتم حسم عالی بود جون واقعا نیاز نداشتم به دو بار اره گفتم چای بود میزان کمی هندوانه وقتی داشتم از بشقابی که هسمرم پرکرده بود از برش هندوانه من سه برش کوچک جدا کردم تو بشقاب خودم قرار دادم همسرم اسرار که کم بر داشتی بیشتر بردار من بهش گفتم کافی هست نیاز ندارم اون هی گفت همین کم هستش ولی من با خوردن همون یه برش حسم خوبی داشتم و لذت همین انداره خوردن برام کافی بود نیاز ندیدم تمام هنداونه تو بشقاب من بخورم به اندازه نیازم واین یعنی لاغری با ذهن جون تو این مسیر این اندزه دست ذهن هست نه تحت اختیار من
آموزشهای که دیدم ایم اختیار به ذهن برکشت داد خدایا شکرت که این حس برکشت خودم ازذهن چاق به ذهنم لاغر اینجا یاداشت میکنم و چه حس خوبی دارم که من تو مسیر برکشت به اصل خودم هستم که ذهن لاغر هست دارم طی مسیر میکنم
نه به اجبار نه به خستگی ونه با هیج فشاری روی جسم خودم
لیست تمرین دارم که بعضی از دورهها این تمرینها دارم بعضی از همین بخش رایگان دارم ومن ازشون استفاده میکنم
تواین تمرین که هرروز باید انجام بدم
اول از حس تناسب بگم بد از تغیبرات که توجسم انجام شده بگم کهکجایی بدنم لاغر شده و بد تعریف اطرافم از لاغری بگم و بد تغیبرات ذهن برای خودم یادآوری کنم و سعی هر روز اصلاح باشه که به بهبود مسیرم کمک میکنه این یکی ازهمون تمرینها هست فکر کنم نزدیک به یی سال هست که این تمرین هرروز دارم انجام میدم
روز گذشته یی اتقاق جالب برام افناد این بار تعریف کلا از بیرون وجودم خارج شد امد تعریف هربخش از بدنم و تشکر از من برای کمکی که بهشون میکن تا برکشت کنن به ذهن لاغر و اصل وجودم هرسلول بدن هربافت بدنم گوش جشم زبانم قلبم معداه ام رگم کلیه استخوانم
ماهیچه و مغصل هام ذهن وسولهای این بخش مو وپوستم کف پام وهرسلول به سلول از من تشکر داشتن که تناسب فکری ولاغری ذهنی من برای آنها دست آورد خوبی از تخیله چربی داره اشغال از جسم خارج شده و بقیه به طی زمان به مرور حتما تخیله خواهد شد انقدر این تعریف برام گوار شد که انگیزم افزایش داد که هر سلول بدنم به روباش برسونم انگیزیه من افزایش و ییدا کرد و اهمیت مسیرم و بزرگی کارم برام بی حد شد که دارم چه کار با شکوهی روانجام میدم که تو هیچ برنامه سابق من هیج یک ازاین بخش های نه بود و من اطلاع داشتم
خدا پشت و پناهتون یا حق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
بایداعتراف کنم اون تصویر من رو ویران میکنه وبراساس قانون رنج میبایست بخودمان نهیب بزنیم که آینده ایی وحشتناک درانتظارمان میباشد ومهم تراز همه عدم سلامتی و درگیریهای جسمی و قرص ودارو خوردن و این دکتروآن دکتررفتن و افتاده شدن و هرروز به سمت نابودی رفتن درانتظارمان خواهد بود واین زجرآورترین حالت زیستن است و ترسناکترین قسمت زندگی
موضوع فراترازناراحتی است حرکت به سمت فناست بادستان خودمان
سلامتی جسم وروان سرزنده بودن شوق واشتیاق زندگی
احساس سبکی وپرواز و سرزندگی وسرحالی من برای خودوجسمم ارزش قائلم من ارزشمندم
وتا پایان عمر سلامتی ام را خود تامین وحفظ میکنم
درست وبه اندازه وتمیز وعالی غذا بخورم وازخوردنهایم لذت ببرم بدون هیچ ترس ومحدودیتی وسبک جدید غذایی
افکاری متناسب رفتاری متناسبانه
صبحانه به اندازه و با آرامش خوردم ومیان وعده ایی سبک ومفید
من فردی متناسبم با افکار ورفتار متناسبانه
هرروز رفتاری درشان یک انسان متناسب ازمن سرمیزند ومن رفتارم همسو باهدفم است
من متناسبم ومتناسب خواهم ماند ازمسیر لاغری باذهن لذت میبرم
خدایا شکرت
سلام استاد
شما خیلی خوب مطالب را بیان کردید والبته کامل
به یک نکته ای اشاره کردید واونم استمراره…. منمن توی دوره اصلاح پرخوری هستم خیلی خوب داشتم پیش میرفتم
تا اینکه یه روز بعد ازیک ماه ترک رژیم غذایی واحساس خوبی که از سبکی داشتم به خاطر شناخت خطاهای مغزی واجرای دستورالعمل ها، رفتم روی ترازو وعدد وزنم بالاتر رفته بود
ناگهان نجواهای ذهنم شروع شدکه رژیم ات راتکرار کن، حداقل چاقتر نمیشدیم! این چه روشی است روش ذهنی، هردوتا را باهم اجرا کن زودتر لاغر میشی… ودوبارهودوباره با هجوم شلوغیهای زیاد واسترس که بهم وارد شد بعداز ترازو، رژیم یک ماهه ای را خریدم، واین بار چنان رنجی را تحمل میکردم که تا حالا تجربه نکرده بودم
وبیشتر دوست داشتم برگردم به همون حالت خوبی که با دوره اصلاح پرخوری پیداکرده بودم وداشتم با قدم های کوچک مسیر را طی میکردم
رژیم منو به تاریکی غم انگیزی برده بود واحساس میکردم از روی صفحه پرتگاه ترازو به دره ای عمیق پرت شده بودم
رژیم را ازگوشیم حذف کردم
الان دو روز است دارم مطالب سایت را میخونم واز شادی که توی تک تک سلولهای بدن هست خوشحالم
ترازو را بردم جایی دور دست گذاستم
وپس از آن ترومای ذهنی (ضربه ذهنی) که به من وارد شده احساس میکنم توسط یه باند گروگان گیر دزدیده شده بودم وشما منو از دست اونا نجات دادید😂
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام خدمت دوستان و استاد روشن عزیز
من هر،شب یک قسمت از نوشته های لاغری با ذهن را میخونم واقعا چقدر مطالب زیبا و عالی و آموزنده که لذت میبرم می خونم حتی اگه شب جایی باشم به محض اومدن می خونم یک قسمت را هر موقع غذا میشه به غذا طوری نگاه میکنم که نه دوستم هست و نه دشمنم بلکه غذا خوردن پیش فرض بدن من هست و بدن من برای زنده ماندن نیاز به انرژی داره و این انرژی مورد نیاز را از غذا ها می گیره و یکی اینکه با لذت و بدون ترس غذا میخورم اگه بخوام یکم عجله کنم میگم نه با آرامش غذا بخور و همیشه حواسم به پیغام سیری هست بلافاصله از سر سفره کنار میرم
همیشه خودم را تشویق میکنم حتی با تغییرات کوچک چون تغییرات بزرگ از تغیرات کوچک شروع میشه
و به خودم میگم همیشه هر چه اضافه وزن داری به آن توجه نکن و عجله هم برای لاغری نکن ما آرام آرام چاق شدیم و آرام آرام هم لاغر خواهیم شد .
سلام
من دو سه تا پیچ دارم ک زندگی روزمره اشونو میزان و من هر روز ک میبینم اونها لباس تبلیغ میکنن ولی عین غذا های منو میخورن میوه شیرینی
و من هر روز سعی میکنم با دیدن اونها یا اطرافیانم هی ب خودم ثابت کنم و فرمولهای صحیح رو جایگزین کنم و هر بار میبینم ک انگار ی تیکه از چاقی ازم جدا میشه
من با اینک اینهمه ب خودم اثبات میکنم و میدونم ک فریبا این فرمول اینه تو اشتباه فک میکردی ولی این یک فکره هنوز و تبدیل ب باور نشده
باید اونقدر تکرار کنم ک ک تبدیل ب باور بشه و تغییر ایجاد بشه
با اینک من چن ماهه اینو فهمیدم ب اطرافم متمرکز میشم ک اثبات کنم باز آنقدر فرمولهای در من دیده میشن پررنگ هستن ک در رفتارم دارمشون
من خودمو تشویق میکنم و یک آفرین گنده میگم ب خودم ک ب خاطر شرایط اطرافم رژیم نگرفتم
و ب خودم فرصت دادم چن ب این مسیر ایمان و از از نتیجه مطمئنم
مرسی ک هستی فریبا
نشان های دریافت شده
سلام🙂
در مسیر لاغری با ذهن امکان داره به قول استاد بارها لیز بخوریم و فریب ذهنمون رو بخوریم و ادامه ندیم یا رها کنیم در این مقاله چند تا راهکار به ظاهر ساده گفته شده ولی واقعا کمک کننده است و همین کارها ست که جمع میشه و طبق قانون اثر مرکب باعث تغییرات بزرگ میشه
یه چیزی که برام جالبه اینه که مثلا این مقاله ۲۰۸۶ بار دیده شده ولی حتی یه کامنت هم نوشته نشده البته خود من هم سری اول که از این مقاله ها استفاده کردم برای همه شون نظر ننوشتم و قبلا هم گفتم که یه مدت فقط فایلها رو گوش میدادم و چندان برای نوشتن وقت نمیذاشتم الان که خودم رو موظف به نوشتن کردم میبینم که چقدر با تمرکز بالاتری فایل گوش میدم یا مقالات رو میخونم چون وقتی میخوام نظرم رو بنویسم باید درک کرده باشم و اینجاست که به معجزه نوشتن ایمان میارم
جالبه که توی این چند روز اخیر از اساتید دیگه موفقیت هم یکی دو تا جمله خیلی جالب در مورد چاقی و لاغری شنیدم که قبلا ازشون نشنیده بودم و کاملا با موضوع لاغری با ذهن مرتبطه
مثلا امروز یکی از اساتید میگفت علت اینکه یه سری افراد همه مدل رژیم رو میگیرن ولی باز هم تپل هستن اینه که اون فرد از بچگیش میخواسته دوست داشتنی و مورد توجه باشه چون از محیط دوست داشتنی و پذیرفتنی بودن رو دریافت نمیکرده و بعد توی صحبتهای بقیه میشنوه یا میبینه که فلانی تپل بامزه است یا تپل و شیرینه و توی ذهن اون تپلی با خواستنی بودن و با مزه بودن و مورد توجه بودن گره میخوره و الان که دیگه نمیخواد تپل باشه انواع و اقسام رژیمها رو میگیره ولی باز هم تپله چون در ناخودآکاهش تپلی با خواستنی بودن یکی شده
نمیدونم چون کانون توجه من روی این مسائل قرار گرفته اینا رو از بقیه هم میشنوم یا اینکه اونا هم به تازگی چاق بودن رو یه موضوع ذهنی میدونن که به خاطر گسترش لاغری با ذهن هست 😊 به هر صورت من بابت تکرار این موضوعات حتی توسط اساتید دیگه هم خوشحالم 🙂
دیروز عصر هم متوجه چند تا خانم خوش لباس و خوش اندام شدم که مانتوی صورتی و زرد زیبا پوشیده بودن و چقدر این رنگها توی اندامشون جلوه داشت و برای من حیلی جذاب بود و یادآوری میکرد که چقدر متناسب شدن عالیه که تو میتونی لباسهای رنگ شاد رو بپوشی و هم خودت لذت ببری و هم دیگران از دیدنت شاد بشن و لذت ببرن🤩🤩🤗🤗
خوب بریم سراغ آموزشهای امروز؛
👈لاغر شدن انگیزه میخواد؛خیلی اوقات ما از نتیجه ای که بدست میاریم انکیزه میگیریم مثلا لاغر که بشی میتونی انواع لباسهای رنگ شاد رو بپوشی ،با اعتماد به نفس در جمع حاضر بشی،سلامت باشی و….
ولی اینجا بالا بردن انگیزه با پر رنگ کردن رنج چاقی مربوط شده و آدم رو به فکر فرو میبره که اگه با همین روند چاقی ادامه بدی ده سال دیگه در چه وضعیت جسمی و روانی خواهی بود؟؟؟؟ مطمئنا که وضعیت الان رو نداری…😮
هم از لحاظ سلامتی و فرم بدنی و هم از لحاظ روحی روانی وضعیت بدتر خواهد شد
در واقع اینجا از اهرم رنج استفاده میکنه که موافقت ذهن رو برای لاغر شدن جلب کنه 👌👌
👈دومین موضوع اینه که برای لاغر شدن اونم با روش ذهنی باید قدم به قدم اقدام کنیم درسته که همه ما وزن زیادی رو باید کم کنیم ولی نمیشه یه شبه و یه ماهه تمام این وزن رو کم کرد پس باید هر روز یه قدم به سمت هدف برداریم بدون عجله و با آرامش و اطمینان از اینکه همین قدمها ما رو به مقصد میرسونه و فقط باید در جهت هدف و همسو با هدف یه قدم برداریم پس علت اینکه هر روز یه فایل گوش میدیم همینه و فقط کافیه که قدم اونروز رو برداریم و تمرکزمون روی همون یه قدم باشه به کل نتیجه فکر نکنیم اجازه بدیم ذهن و جسم کارشون رو انجام بدن ماهم آموزش امردز رو دریافت کنیم همین🙂👌👌
👈منتظر تغییرات بزرگ نباشیم و تغییرات کوچیک رو ببینیم و خودمون رو تشویق کنیم که نسبت به یه ماه قبل یا یکسال قبل چقدر متفاوت فکر میکنیم و متفاوت عمل میکنیم 🙂👌خودمون هوای خودمون رو داشته باشیم و از اینکه هر روز کمی تلاش میکنیم از خودمون سپاسگزار باشیم🤗 حداقل خودمون تنها مشوق خودمون باشیم یا کسی که سرزنش نمیکنه و ایراد نمیگیره👌
امکان نداره کسی با هر روز سرزنش شدن موفق بشه و امکان نداره که هر روز کسی باشه که شما رو تشویق کنه پس خودت برای خودت والد خوبی باش و برای قدم امروزت خودت رو تشویق کن👌👌
👈مساله بعدی نگاه کردن به نیمه پر لیوانه👌
اینکه دیدگاه تو تغییر کنه خیلی مهمه اینکه مثل اکثریت جامعه فکر نکنی مهمه اینکه حتی برای شکستهات هم جشن بگیری و بدونی که اونم برای یادگیری تو اومده اینکه بدونی حتی دردها و غمها و مسائل هم نعمتن و اومدن تو رو رشد بدن 🙂👌👌
توی کتابی که اخیرا خوندم نوشته بود”نا امیدی هم بخشی از روند رشد ما است” و چقدر آگاهی دهنده بود این جمله و امید بخش👌👌
در روند لاغری خودت به کوچکترین تغییرات توجه کن و منتظر تایید دیگران نباش 👌👌👈همیشه به خودت بگو من هم میتونم از طریق ذهنی لاغر بشم چون منم همون ذهن و همون جسم رو دارم و از همین آموزشها دارم استفاده میکنم اگه اینهمه شگفتی ساز تونستن منم میتونم فرقی ندارم با بقیه اونا باهوشتر از من نیستن و نباید خودم رو با بقیه مقایسه کنم
سرعت تغییرات اصلا مهم نیست یکی ۶ ماهه یکی یکساله یکی دو ساله و یه نفر هم سه ساله متناسب میشه این زمان اصلا مهم نیست مهم اینه که بالاخره همه کساییکه این مسیر رو ادامه بدن متناسب میشن و مقصد برای همه وجود داره با حال خوب با امید و با اشتیاق هر روز فقط یه قدم بردار👌👌👌
👈نوشتن معجزه میکنه
هرروز وقتی و زمانی رو به نوشتت اختصاص بده نوشتن همونی هست که خدا در کتابش بهش قسم خورده(نون و القلم و ما یسطرون) وقتی خودت رو متعهد به نوشتن میکنی افکارت جهت پیدا میکنن و فضای ذهنت درگیر اون مساله میشه و میره از هرجایی که مطلبی مرتبط خوندی یا شنیدی رو برات میاره و کنار هم قرارش میده اونوقت چیزایی رو مینویسی که خودت هم از خوندنش لذت میبری 😏👌👌