0

چرا لاغرها هیچ‌وقت چاق نمی شن؟! (گام ۷۶)

لاغرها جاق نمی شن
اندازه متن

🍕🍩 هر چی می‌خورم چاق‌تر می‌شم… اما لاغرها؟! هر چی می‌خوان می‌خورن و آب هم روش! 😮 چرا لاغرها چاق نمی شن؟! این سوال سال‌ها مثل یه علامت سوال بزرگ تو ذهنم چرخ می‌زد.

وقتی کنار یه آدم لاغر می‌نشستم که با خیال راحت غذا می‌خورد، همیشه تو ذهنم یه صحنه شکل می‌گرفت: من یه بادکنک در حال ترکیدن، اون یه نی با استایل! 🎈🥢

اما واقعاً فرق ما توی معده‌مونه یا توی ذهنمونه؟

بیا باهم بریم دنبال جواب این سوال که چرا لاغرها هیچ‌وقت چاق نمی شن؟! 🧠✨

تفاوت من با افراد لاغر

🧍‍♂️ همیشه فکر می‌کردم لاغرها یه جور دیگه‌ان… انگار خدا اونا رو یه مدل خاص ساخته و منو یه مدل خراب 😅

چند بار پیش خودم گفتم: «خدایا چرا منو چاق آفریدی ولی خیلی‌ها هرچی می‌خورن چاق نمی‌شن؟!»

هر وقت می‌دیدم یکی با خیال راحت 🍕 و 🍰 می‌خوره و حتی یه گرم اضافه نمی‌کنه، تو دلم آتیش می‌گرفت و یه سؤال قدیمی بالا می‌اومد:

چرا لاغرها چاق نمی شن؟! من که حتی با آب خوردن 💧 هم چاق می‌شدم!

راستش، سال‌ها دنبال جواب این سؤال بودم، ولی هیچ‌کس بهم جواب درستی نمی‌داد.

تا اینکه با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدم. اولش فکر می‌کردم یه روش جدید برای کنترل غذا خوردنه، اما کم‌کم فهمیدم داستان خیلی عمیق‌تره.

اون‌جا فهمیدم که چرا لاغرها چاق نمی شن؟! و تفاوت من با افراد لاغر، نه توی معده‌ست، نه توی ژن‌هام… بلکه توی ذهنمه. 🧠

من سال‌ها با این باور زندگی کردم که بدن من یه سیستم خراب داره که چربی رو ول نمی‌کنه، اما بدن اونا سالمه و راحت غذا رو می‌سوزونه!

درحالی‌که الان می‌فهمم همه‌مون یه بدن داریم، با یه سیستم، یه معده، یه مغز… اما فرق اصلی اینجاست که چطور از این سیستم استفاده می‌کنیم 🎛️

🔧 درست مثل اینکه همه‌مون یه ابزار تو دست‌مونه — ذهنمون — ولی یکی باهاش خودش رو چاق می‌کنه، یکی خودش رو متناسب نگه می‌داره.

مثل دست‌ها… همه دارن! اما یکی باهاش آشپزی می‌کنه، یکی نقاشی، یکی تایپ. پس ابزار یکیه، استفاده‌اش متفاوته 🎨🍳⌨️

سال‌ها با این فکر زندگی کردم که چاقی من یه تقدیره، یه سرنوشته که دست خودم نیست. اما حالا می‌دونم چرا لاغرها چاق نمی شن! ولی من چه بخورم، چه نخورم بازم چاق تر می شم!

فرق من با آدمای لاغر فقط توی باورهاییه که از بچگی تو ذهنم حک شده.

💭 اونا از غذا نمی‌ترسن، احساس گناه نمی‌کنن، خودشونو قضاوت نمی‌کنن. برای همین ذهنشون هیچ فرمان چاقی‌ای صادر نمی‌کنه.

اما ذهن من؟ پر بود از باورهای چاق‌کننده… مثل:

  • «تو استعداد چاقی داری»
  • «هرچی بخوری چاق می‌شی»
  • «باید گرسنه بمونی تا لاغر شی»
  • «خوردن یعنی عذاب وجدان» 😵‍💫

و همون ذهنی که این افکار رو تو خودش ذخیره کرده بود، با وفاداری تمام، بدنم رو ساخت… یه بدن چاق.

مثل یه نقاش که اول تصویر رو تو ذهنش می‌کشه، بعد میاره روی بوم 🎨 منم سال‌ها تصویر ذهنی یه آدم چاق رو حمل می‌کردم و خب… جسمم هم همون شد!

✨ حالا که می‌فهمم چرا لاغرها چاق نمی شن، دیگه دنبال جواب عجیب‌غریب نیستم. چون جوابش خیلی ساده‌ست:

لاغرها ذهن چاق ندارن.

چرا لاغرها چاق نمی شن

🧠 چرا لاغرها چاق نمی شن؟!

واقعاً چرا اون‌ها همین‌طور لاغر می‌مونن، ولی ما چاق‌ها هر چی تلاش می‌کنیم، لاغر نمی‌شیم؟! 🥲

تا حالا به این فکر کردی چرا لاغرها چاق نمی شن؟ چه چیزی جلوی چاق شدن اون‌ها رو گرفته؟ و چی دست‌وپای ما رو برای لاغر شدن بسته؟! 🤔

یه روز از خودم پرسیدم: اگه ما و اون‌ها، همه‌مون معده، قلب، مغز و بدن داریم، پس فرق‌مون دقیقاً کجاست؟

و همون‌جا بود که جواب سؤال چرا لاغرها چاق نمی شن رو فهمیدم — خیلی ساده ولی در عین حال عمیق:

✨ فرق توی نحوه استفاده از ذهنمونه، نه بدنمون!

آدم‌های لاغر تصویری از یه بدن چاق تو ذهنشون ندارن.

🍽️ برای اونا غذا چیزیه که هست؛ نه دشمنه، نه تهدید، نه عامل ترس. نمی‌ترسن، احساس گناه نمی‌کنن، نمی‌جنگن با لقمه‌ها.

ذهنشون هم چون آرامشه، فرمان چاقی صادر نمی‌کنه.

اما ذهن ما چطور؟

🧠 پر از تصویرهای چاق، پر از خاطره، ترس، نگرانی، حسرت و تعریف‌های اشتباه درباره چاقی. از همون کودکی باور کردیم چاقی یعنی سلامتی، چاقی یعنی خوش‌خوراک بودن، یا چاقی یعنی دوست‌داشتنی بودن…

همه‌ی اینا جمع شدن توی یه مخزن ذهنی سنگین 🧳 که مدام داره نقشه‌ی بدن ما رو طراحی می‌کنه.

📸 یه ذهن با تصویر بدن لاغر، نتیجه‌اش اندامی متناسبه. یه ذهن با تصویر چاق، نتیجه‌اش بدنی درگیر اضافه‌وزنه.

نتیجه‌ش واضحه: یکی همیشه لاغر می‌مونه، اون یکی هم با هر تلاشی باز هم چاق می‌مونه.

و جالب‌تر اینکه همون‌طور که ما فکر می‌کنیم لاغر شدن خیلی سخته، افراد لاغر هم دقیقاً همینو درباره چاق شدن می‌گن! 😲

به یه فرد لاغر بگی: «نمی‌خوای یه کم چاق شی؟»

جوابش اینه: «من هرچی می‌خورم، چاق نمی‌شم!» 😅

چون اون ذهنش فرمان چاق شدن بلد نیست… درست همون‌طور که ذهن ما هنوز فرمان لاغر شدن رو بلد نیست!

این یعنی: واقعیت زندگی هرکس، همون چیزیه که ذهنش باور کرده.

🔹 برای یه فرد لاغر، چاق شدن غیرقابل باوره.
🔹 برای یه فرد چاق، لاغر شدن غیرقابل باوره.

اما حالا که می‌دونیم چرا لاغرها چاق نمی شن، می‌تونیم آگاهانه تصویر ذهنی‌مونو تغییر بدیم… و اون‌وقت نتایج هم تغییر می‌کنن ✨🚀

🚨 چاق شدن با ذهن داستانی کاملاً متفاوت

شاید برات عجیب باشه، اما خیلی‌ها تو دنیا هستن که از لاغر بودن رنج می‌کشن! 😳

همون‌هایی که باعث تعجب ما می‌شن و مدام این سؤال برامون پیش میاد: چرا لاغرها چاق نمی شن؟! 🤔

جملاتی مثل:

  • «چرا چاق نمی‌شم؟»
  • «چرا هرچی می‌خورم فرقی نمی‌کنه؟»
  • «خدایا یه کم گوشت هم به ما بده!»

برای افراد چاق شاید خنده‌دار باشه، ولی واقعاً بعضی‌ها از شدت لاغری، اعتماد‌به‌نفس‌شون رو از دست دادن 😞

اما مشکل کجاست؟

بیشتر اوقات این رنج‌ها واقعی نیستن؛ ذهنی و ساختگی‌ان. یعنی فرد فقط چون فکر می‌کنه دیگران ظاهرش رو نمی‌پسندن، دنبال چاق شدن می‌ره.

💭 در حالی که از نظر جسمی هیچ مشکلی نداره!

حالا اگه همچین فردی با ذهنش چاق شدن رو باور کنه، اون ذهن یه دستور جدید صادر می‌کنه — مثل یه توپ که تو سرازیری افتاده! ⚠️

اولش خوشحال می‌شه، چون به ظاهرش یه کم تغییر داده. ولی بعد از مدتی، اون روند چاقی متوقف نمی‌شه… چون ذهن توی مسیر چاقی افتاده و توقف نداره! 🌀

نتیجه؟

✅ لاغریِ خیالیش جای خودش رو به چاقی واقعی می‌ده.

✅ خوشحالیِ اول تبدیل می‌شه به نارضایتی شدید.

✅ و حالا به جای دغدغه‌ی چاق شدن، درگیر دغدغه‌ی سخت لاغر شدنه.

👥 خیلی از این افراد بعداً با حسرت می‌گن:

«کاش همون لاغر مونده بودم! کاش به خاطر بقیه خودمو تغییر نداده بودم!»

لاغری آسان با قدرت ذهن

🎤 تجربه‌ای واقعی از مسیر لاغری با ذهن

حالا می‌خوام شما رو با تجربه یکی از هنرجوهای عزیز دوره لاغری با ذهن آشنا کنم؛ داستانی از تغییر، از درک عمیق و از باورهایی که زندگی‌ش رو به کلی دگرگون کرده.

🌟 چرا دیگه حسرت لاغرها رو نمی‌خورم؟

یه روز که رفته بودم مهمونی، زندایی‌م یه آلبوم عکس قدیمی آورد. بین عکس‌ها، چند تا از بچگی‌هام بود که خودم هم هیچ‌وقت ندیده بودم.

باورم نمی‌شد اون بچه‌ی فوق‌العاده لاغر و خوش‌فرم، خودم بودم! 😳 حتی مامانم هم شوکه شده بود.

تا شب خوابم نمی‌برد… گیج و منگ شده بودم. فقط یه سوال تو سرم می‌چرخید:

🔁 «چرا لاغرها چاق نمی شن؟! چرا من این‌قدر تغییر کردم؟»

جالبه بدونی تو همین سال‌ها که من داشتم با چاقی دست و پنجه نرم می‌کردم، زن‌دایی‌م با بدنی لاغر و دخترونه، مدام دنبال چاق شدن بود! فقط به این دلیل که شوهرش گفته بود صورتت خیلی استخوانیه! 🤦‍♀️

یا زندایی همسرم با این‌که ۴۰ سالشه و دو تا بچه داره، هنوز دوست داره فقط صورتش تپل بشه!

از بیرون نگاه می‌کردم و با خودم می‌گفتم: مگه میشه؟ همه دارن دنبال لاغری می‌دَوَن، اینا چرا دنبال چاقی‌ان؟!

ولی حالا که دارم با استفاده از دوره ورود به سرزمین لاغرها آگاهانه ذهنم رو تغییر می‌دم، می‌فهمم اون حسرت همون‌قدر الکیه که حسرت من برای لاغری!

🧠 فهمیدم که فرق من با اون‌هایی که متناسب موندن، توی ذهن و باورم بود. نه توی ژن و استخوان‌بندی. نه توی سوخت‌وساز و غذا خوردن.

💪 من الان قوی‌تر از همیشه‌ام.

می‌دونم چطور حرف دیگران رو بشنوم، ولی به ذهنم اجازه ندم اون رو به‌عنوان حقیقت ذخیره کنه.

✅ من دیگه حسرت نمی‌خورم که چرا لاغرها چاق نمی شن، چون فهمیدم که فرق بین ما فقط در فرمول‌ها و باورهای ذهنیه.

من انتخاب کردم که لاغر بشم. نه به خاطر دیگران، بلکه برای خودم. من زنده‌ام، و لذت لاغری با ذهن رو با همه وجودم دارم حس می‌کنم…

و برای این مسیر، از خدای خودم و از خودم ممنونم ✨

✍️ تمرین آموزشی چرا لاغرها چاق نمی شن📖

وقتی به شکل آگاهانه تمرین کنیم، می‌توانیم باورهای نادرست درباره خود و وزنمان را اصلاح کنیم و ذهن را برای خلق تصویر جدید و سالم آماده کنیم.
این تمرینات اولین قدم مهم برای درک دقیق این است که چرا لاغرها چاق نمی شن و چطور ذهن ما می‌تواند مسیر جسممان را تعیین کند.

❓ سوالات تمرینی چرا لاغرها چاق نمی شن 📝🤔

  1. نظر و عقیده شما درباره تاثیر ذهن در چاق شدن و لاغر نشدن چیست؟ شرح دهید.
  2. چرا لاغرها چاق نمی شن؟ تفاوت آنها با چاق‌ها چیست که به راحتی چاق می‌شوند؟ شرح دهید.
  3. آیا تجربه مشاهده افرادی را دارید که تلاش می‌کنند چاق شوند؟ در اینباره توضیح دهید.
  4. شباهت‌ها و تفاوت‌های ذهن یک فرد لاغر و یک فرد چاق را شرح دهید.
  5. درک و برداشت خود درباره اینکه چرا لاغرها چاق نمی شن را به صورت انشایی بیان کنید.

💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات 🗣️❤️

لطفاً پاسخ‌ها و نظرات خود را در بخش نظرات همین صفحه به صورت مفصل و صمیمی بنویسید.
نظرات شما به ما و دوستان دیگر کمک می‌کند تا مسیر لاغری با ذهن را بهتر درک کنیم و از تجربیات هم یاد بگیریم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.13 از 91 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=19757
79 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۸/۱۰/۰۳ ۰۰:۲۷
      مدت عضویت: 2400 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 157 کلمه

      سلام استاد
      ممنون از این فایل و آگاهی عالیتون
      دقیقا خواهر بزرگ من از بچگی لاغر بود وهمیشه بهش میگفتن ۴۵کیلویی, ایشون موقع زایمانش ۵۰ کیلو شده بود وهر وقت کسی میدیدش میگفت یچیزی بخور یکمی تپل بشی,خوشگلتر بشی وایشون همیشه در حال خوردن نون خامه ای بعد از ورزش بود وخوراکی هایی که بهش پیشنهاد داده بودن,وبعد چند سالی وزنش به ۶۰ کیلو رسید ویادمه بهش میگفتن خانوما سن شون که میره بالاتر چاقتر میشن, تا جاییکه اضافه وزنش به ۷۴کیلو رسید وخیلی ترسید و دیگه از اون به بعد نمیگفت میخوام چاق بشم ودیگرانم مدام بهش میگفتن که چرا انقد تپل شدی,البته بعد از اون دیگه وزنش روی ۶۰ موند وچاق نشد وحالا متوجه میشم که چونکه فرمولهای چاق کننده نداشته زود هم لاغر شد
      اتفاقا این سئوال یه وقتایی به ذهنم میرسید که وقتی به وزن ایده آلم برسم چطور میتونم حفظش کنم و پایینتر نره ,واز کجا میفهمه که باید پروسه لاغری تموم کنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۳/۰۶ ۰۱:۲۶
      مدت عضویت: 2400 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 963 کلمه

      گام ۷۶ ،،،  چرا لاغرها چاق نمیشوند،،سلام‌ استاد عطارروشن و دوستانم ،،یکی از مواردی که احساس بد و حسادت و کم بودن ،در من بوجود آورده بود ،همون فرق بین من و افراد متناسب بود، همش از خودم و دیگران سئوال میکردم ،آخه چرا من هیچی هم نخورم لاغر نمیشم ولی افراد متناسب هر چی دوست دارن میخورن ولی لاغرن ؟ اون زمان ها دلم میخواست یک روز میتونستم یه دل سیر هر چی دلم میخواست میخوردم اونم با خیال راحت و دل  خوش ،بدون ترس از چاق شدن و هیچ وقت این اتفاق رخ نداد ،، در انتها پذیرفتم که من با بقیه فرق دارم و مجبورم با چاق بودنم زندگی کنم ولی قلب من چاق بودنو نمیپذیرفت و سالها بدنبال لاغر شدن بود ،  یادم نمیاد که از خانواده خودم  چیزی در مورد  ذهن یاد گرفته باشم ،بغیر از اینکه زیاد بهم القاب مغز فندوقی وووو داده بودن  ،توی کارتون ها دیده بودم که مثلا پینوکیو مغز نداشته که اونقدر اشتباه میکرده و وقتی که پدر ژپتو براش مغز درست میکنه ،پینوکیو آدم‌ میشه و دیگه اشتباه نمیکنه ،گول گربه نره و دوستشو نمیخوره و اونجا متوجه میشدم که مغز خیلی مهمه ،یا زیاد شنیدم فلانی مغز تو کله ش نیست ، یعنی کار اصلی با مغز و فرمان هاش بوده و هست ولی من ازش خبر نداشتم ،نمیدونستم چجوری کار میکنه ، نمیدونستم برنامه ریزیش با خودمون بوده و هست ،هیچی نمیدونستم تا زمانیکه کتاب خوندم و آرام آرام وارد موضوعات ذهنی شدم ،حتی ۸ سال پیش یا حتی دورتر ،۲۰ سال پیش هم که سی دی ها  و کتاب هایو میخوندم و در دوره های ذهنی ،شرکت میکردم هم متوجه نشده بودم ،یعنی درک الانمو نداشتم ،حس میکنم اون زمان ها ،فقط کلاس هارو میرفتم و هیچی ازشون نمیفهمیدم یا شاید باید اون دوره ها گذرونده میشد که الان این مطالبو بهتر بفهمم ،هر چی بود که  تازه دارم متوجه میشم ،همه چیز در برنامه ریزی ذهن من اتفاق میفته ،اگر من خودمو یک انسان متناسب قبول داشته باشم ،الان متناسب هستم ،اگر متناسب نیستم ،یعنی تصویر من از خودم ،تصویر چاقی بوده و هست ، اگر از لحاظ پول و رفاه ،در موقعیت خوبی نیستم یا هستم ،همگی بستگی به داده ها و محتویات ذهنم داره ولی من سالها باور کرده بودم که برای پولدار بودن باید ،پدر و مادر پولداری داشت، باید تو شهر و کشور  قوی زندگی کنی ،باید شانس داشته باشی ووووو تمام زندگی من با باورهای من شکل گرفتن ،حالا متوجه شدم که باید ذهن خودمو مجدد اونجوری که دلم میخواد برنامه نویسی کنم ،یعنی هر چی درش هست برای من بدرد نخوره ، در من چاقی دانلود شده ،مسائل مالی در حد عادی برنامه ریزی شده ،سلامتی نسبی ،رابطه های نصفه نیمه  ، لذت بسیار کم در حدی که کسی نفهمه که چشم نخوریم ،شادی که خوب نیست ،آدم نباید لذت طلب باشه ،بعد از هر خنده ای گریه است ،آدمها که  پولدار میش ،خواهر برادر بهم رحم نمیکنن ، کم بخور راحت بخواب، پاهاتو از گلیمت دراز نکن ، اگر پولدار بشی بلخره یه اتفاق بدی برات میفته ووووواینها برنامه های ذهن قدیم من بود که در حال تمیز کاریشون هستم بسمت اون خواسته های خودم ،،، پس در  ذهن من چیزی از لاغر شدن سیو نشده ،هر چی هست فقط چاقیو چاقیه ،حالا باید راه و مسیر لاغریو بهش نشون بدیم ،راهش که از قبل هست ،فقط چونکه استفاده نشده ،گم شده ،فعلا که پیداش کردیم و داریم تمیزش میکنیم برای استفاده کردن و لذت بردن ازش 😊  ذهن ما مثل دستگاه کپی کار میکنه ،هر عکس و نوشته ای بذاریم توی دستگاه ،خروجی اون همونی میشه که توی دستگاه گذاشتیم ، برای ما عکس و تصویر چاقی گذاشتن ،حالا سالها داره چاقی تکثیر میکنه و روی تکراره و ما سالها تلاش کردیم از عکس چاق ،دستگاه کپی  ، لاغر بده بیرون که این امکان پذیر نیست ،تصویرو عوض کنیم ، دستگاه کپی  ، لاغر میده بیرون ،،،من دوست دارم متناسب باشم نه لاغر نه چاق ،افراد لاغریو دیدم که چقدر عذاب میکشن و آرزوی توپر تر شدن دارن ، خواهر بزرگ من از بچگی لاغر و مدل بدنش استخونی بود ،بهش لقب ۴۵ کیلویی داده بودن ،از اونجاییکه کل خانواده و اجداد ما چاق بودن ،خواهرمو نمیپسندیدن ،اون زمانها تپلی مد بود نه لاغری ، خواهرم دلش میخواست یکمی پاهاش پر بشه ،صورتش تپلتر بشه ،کلی تلاش میکرد ،بعد از ورزش نون خامه ای میخورد،لعاب برنج میخورد، مدام در حال خوردن بود و من در تمام اون سالها با حسرت بهش نگاه میکردم که من نمیتونم بخورم ولی اون میخوره و لاغرتر میشه ،یادمه زمانیکه میخواست زایمان کنه ۵۰ کیلو شده بود ،سالها این جریان ادامه داشت تا اینکه متوجه شدم خواهرم از خوردن بعضی خوراکی اجتناب میکنه ،مثلا سس مایونز کمتر میخوره و یجورایی ترسیده بود از چاق شدن ، چندین سال پیش خواهرم برای کاری ،۱ سالی مدام میرفت چین و میومد ،وقتی از چین برمیگشت ،چافتر میشد ،مثلا در چاقترین حالتش شده بود ۷۴ کیلو که خودش خیلی ناراحت بود و ترسیده بود و مدام میگفت ،توی چین با دوستانمون مدام مهمونی بازی و بخور بخور داریم چاق شدم ،هر چند ایران هم که بود مهمونی بازی داشتن ، و زمانیکه دیگه چین نرفت ،لاغر و متناسب شد ولی از اون به بعد ،دیگه مراقب خوردو خوراکش هست ،نه اینکه رژیم بگیره ولی گاهی میبینم که از چاقی و ترس هاش میگه ،یعنی فرمول هایی در خواهرم بیدار شده که در دوران سنین پایین ترش نبوده ،شاید باور اینکه سن که بالاتر میره باید مراقب چاقتر شدن باشیو داشته ،، منکه سالها از درد چاقی رنج بردم اصلا نمیتونم حال یه شخصی که دوست داره  چاق بشه رو بفهمم ولی چونکه از چاقی میترسم ،پیشنهاد میکنم به افراد لاغر که لاغر بمونن بهتر از چاق بودنه ،،،   سپاسگذار خداوند هستم‌ که منو هدایت کرد به این‌مسیر عالی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 6
گردونه هدایا گردونه هدایا