راستش تا همین چند سال پیش، یه سوال همیشه مثل سایه همراهم بود:
«چرا لاغر نمی شوم؟» 🤷♀️
یعنی واقعاً من قراره تا آخر عمر با این شکم و بازوها زندگی کنم؟ 😩
هر بار که با کلی جونکندن و رژیم و باشگاه رفتن، یه کم سایزم کم میشد، هنوز خستگی و حرص نخوردن توی تنم بود که یهوو… 🎈
بوم! دوباره برگشت همهچی!
نهتنها وزنم برگشت، بلکه اعتماد به نفسمم با خودش برد 😔
یعنی منم لاغر می شم؟! 🤔💭
اگر تا حالا عبارت «یعنی منم لاغر می شم؟» رو تو گوگل سرچ کرده باشی، حتما دیدی که چقدر آدمای چاق با ناامیدی دنبال راهی برای لاغر شدن هستن.
عبارتهایی مثل:
- یعنی میشه منم لاغر بشم دوباره؟ 🥺
- یعنی منم لاغر می شم یا تا ابد چاق میمونم؟ 😞
- یعنی ممکنه منم لاغر بشم یا فقط برا بقیهست؟ 🤷♀️
- چیکار کنم لاغر بشم، دیگه خستهم! 😩
این جملهها فقط سؤال نیستن… اینا درد دل و راز لاغر نشدن میلیونها نفریه که سالهاست دارن با خودشون، با بدنشون، با ترازو، و با حسرت لباسهای قشنگی که اندازهشون نیست، میجنگن.

واقعاً چرا لاغر نمی شوم؟
وقتی بارها برای لاغری تلاش کردی و نتیجه نگرفتی، یا حتی یه بار تونستی وزن کم کنی ولی بعد دوباره برگشتی به همون وضعیت قبل، مغزت کمکم یه پیام ثابت میسازه:
«لاغر شدن سخت، سنگین و تقریباً غیرممکنه!»
این همون چیزی هست که ذهن خیلی از افراد چاق رو درگیر میکنه. هر بار شکست مثل یه مهر تأیید روی این باور عمل میکنه؛ امیدت کمتر میشه، اعتماد به نفست پایین میاد و تردید ذهنت بیشتر و بیشتر.
کمکم انگار یه صدای درونی شکل میگیره که میگه:
«تو دیگه نمیتونی لاغر بشی… همهچی رو امتحان کردی و جواب نگرفتی…»
و این دقیقاً همون لحظهایه که خیلیها دست از تلاش میکشن. چون باور نمیکنن که تغییر ممکنه. چون ذهنشون دیگه اجازه نمیده تصویر روشنی از لاغری و سبکبال شدن رو ببینن.
اما واقعیت اینه که مشکل در روشهایی بوده که قبلاً امتحان کردی، نه در توانایی تو برای لاغر شدن. ذهن تو قدرت بینظیری برای تغییر داره، فقط باید یاد بگیری چطور این قدرت رو بیدار کنی و به جای تکرار شکستها، مسیر جدیدی رو بسازی.
🧪 تلاشهایی از جنس اضطرار
وقتی از سر ناراحتی میخوای لاغر بشی، با فشار میری سراغ رژیم.
📉 رژیمهای سخت 🏋️♀️ ورزشهای سنگین ☕ دمنوشهای عجیب 💊 قرصهایی با اسمهایی که حتی نمیتونی تلفظ کنی!
ولی نتیجه؟
باز هم از خودت میپرسی: چرا لاغر نمی شوم؟!
چون هنوز هم داری از روی کمبود و ترس حرکت میکنی، نه از روی عشق و آرامش به بدنت. 🤍

🌈 تفاوت رویا با واقعیت در ذهن
کودک درون تو، وقتی آرزو میکرد، شاد و ذوقزده بود. اما بزرگسالی که الان هستی، وقتی خواستهای داره، نگران، ترسیده و خستهست.
پس نتیجهی طبیعی اینه که:
ذهن تو، لاغری رو به عنوان یک رؤیای محال ثبت میکنه نه واقعیت ممکن.
و اینجاست که باز میپرسی:
«چرا لاغر نمی شوم؟»
و جوابش اینه:
چون لاغری برایت رؤیاست، نه حس ملموسِ قابل تجربه.
🛑 توقف کن! قبل از هر اقدام دیگهای…
از خودت بپرس:
🌿 آیا برای لاغر شدن ذوق دارم یا ترس؟
🌿 آیا دارم به لاغری فکر میکنم یا از چاقی فرار میکنم؟
اگر پاسخهات پر از اضطراب و فشار بود، بدون که مسیرت نیاز به اصلاح داره.
✅ لاغری وقتی ممکن میشه که…
🧘♀️ با ذهنی آرام 🎨 با تصویرسازی مثبت 🔥 و با انگیزهای از جنس عشق به خودت
شروع کنی!
نه با فشار، نه با زور، نه از سر متنفر بودن از آینه!
بلکه با حس قشنگِ دوست داشتنِ بدنی که خدا بهت هدیه داده. 🤲
💌 حرف آخر
اگر بارها از خودت پرسیدی چرا لاغر نمی شوم؟
و پاسخی جز سرزنش، خستگی، یا ناامیدی نگرفتی، وقتشه مسیرت رو عوض کنی.
🌟 بیا لاغری رو بهجای رؤیا، به یک حسِ ممکن تبدیل کنیم.
با آموزش ذهنی، با تصویرسازی مثبت، با برداشتن تمرکز از چاقی، و با باور به اینکه «لاغری حق توئه».
🟡 اگه دلت میخواد این مسیر رو اصولی، ذهنی و با لذت طی کنی،
حتماً سری به دورههای آموزش لاغری با ذهن در سایت «تناسب فکری» بزن.
تو تنها نیستی… مسیر درست همونجاست که احساس خوبی داری. ✨
تقریباً همهی افرادی که مسیرشون به «سرزمین لاغرها» یعنی سایت تناسب فکری میافته، با این سؤال قدیمی توی ذهنشون وارد میشن:
«واقعاً چرا لاغر نمی شوم؟» 😔
و البته، یه سؤال عمیقتر هم تو دلشونه:
«یعنی ممکنه منم لاغر بشم؟»🌟
شاید باورت نشه ولی خیلی وقتا همون لحظهای که از ته دل و با دلی شکسته این سؤال رو از خدا میپرسی، همون لحظهایه که شروع هدایتت به این مسیر متفاوته…
💫 خداوند همیشه صدای دل رو میشنوه.
وقتی از رژیمها، ورزشهای اجباری، ترازو و نگاه سنگین بقیه خسته میشی… وقتی دیگه واقعاً نمیدونی چرا با این همه تلاش، لاغر نمیشی؟
همون موقع از اعماق قلبت درخواست کمک میکنی… و خیلی زود، یه راه عجیب و نو جلوت باز میشه: ✨سایت تناسب فکری✨
شروعی متفاوت برای رویایی قدیمی 🌈
اگه الآن داری این نوشته رو میخونی، یعنی تو هم همون مسیری رو اومدی که خیلی از ساکنان سرزمین لاغرها اومدن.
نه با زور و اجبار، بلکه با هدایت قلبی 🕊️
داستان همهمون یه نقطه مشترک داره:
یه جایی از راه، تسلیم شدیم… نه تسلیم از روی ضعف، بلکه از روی خستگی از مسیرهای بینتیجه. 😞
از بارها رژیم گرفتن، ورزشهای سنگین، و سؤال همیشگی ذهنمون:
«چرا لاغر نمی شوم؟!»
همونجا بود که خدا دستمون رو گرفت و آورد به دنیای تناسب فکری ✨
جایی که یاد گرفتیم شاید دلیل اینکه چرا لاغر نمی شوم؟ ریشهاش نه در بدن، بلکه در ذهن ماست… جایی عمیق، فراتر از غذا و کالری.
📖 تو میتونی قصههای واقعی این هدایت قشنگ رو در بخش [داستان هدایت من] بخونی.
و حتی میتونی داستان خودت رو هم با ما و بقیه همراهها به اشتراک بذاری 🌱💌
وقتی وارد سایت تناسب فکری میشی، تو همون چند ساعت اول متوجه یه چیز عجیب میشی…
احساست دگرگون میشه! 😮💫
دیگه اون سؤال “چرا لاغر نمی شوم؟” شکلش عوض میشه…
میشه:
«چطور میتونم با ذهنم لاغر بشم؟»
و بعدش میفهمی:
✅ اضافهوزنت تقصیر تو نیست. ✅ تو مشکل اراده نداری.
✅ تو تنبل نیستی. ✅ مغزت فقط با باورهای اشتباه برنامهریزی شده… همین!
حرف دل تو، برای اولینبار شنیده میشه 💖
بعد از سالها که بخاطر چاقی تحقیر شدی، توهین شنیدی یا حتی نادیده گرفته شدی، برای اولینبار میشنوی کسی داره از زبون خودت حرف میزنه…
👂 حرفهایی که هیچوقت جرأت نکردی به کسی بگی،
📖 نوشتههایی که حس میکنی دقیقاً برای تو نوشته شدن،
💬 جملههایی که اشکت رو در میارن، چون حس میکنی یکی بالاخره تو رو فهمیده…
و اینجاست که سؤال “چرا لاغر نمی شوم؟”، جاش رو به یه حس پر از امید و کشف میده:
“من دارم راهش رو پیدا میکنم…”
احساسی شبیه کودکی 🎈
اون حس ناب و شگفتانگیزی که توی سرزمین لاغرها تجربه میکنی،
دقیقاً همون حسیه که بچگی موقع رسیدن به یه آرزوی کوچیک حس میکردی 🎁
حس وصال، حس پیدا کردن گمشدهای که سالها دنبالش بودی، حسی بدون ترس، بدون شک، بدون فشار…
🌸 حسی که از درون روحت میجوشه.
✨ حس اطمینان، اتصال به خدا و آرامش عمیق…
حالا نوبت توئه! 📣
اگر هنوز گاهی از خودت میپرسی:
“چرا لاغر نمی شوم؟”
بدون که جوابش دقیقاً اینجاست… تو هدایت شدی، نشونهها رو دیدی، حالا کافیه فقط یه قدم کوچیک دیگه برداری.
💡 محتوای رایگان سایت تناسب فکری، آغاز تحولی عظیم توی ذهن و جسم توئه.
❤️ و هر چی جلوتر بری، بیشتر به خودت میگی:
«من دیگه اون آدم قبل نیستم!»
🟢 همین الان داستان هدایت خودت رو توی بخش «داستان هدایت من» بنویس!
🟢 و اگر اولینباره به این سرزمین قدم گذاشتی، با عشق خوش اومدی! 💫
🧠 اینجا، ذهن لاغر میشه… و بعدش، جسم هم دنبال ذهن راه میافته.
👣 سفر شروع شده…
✍️ تمرین آموزشی – چرا لاغر نمی شوم؟
راهنمای انجام تمرین:
برای بهرهمندی کامل از تمرین جلسه «چرا لاغر نمی شوم؟»، ابتدا محتوای نوشتاری را با دقت بخوانید، سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کرده و در پایان، با نگاهی درونی به خود، به سوالات زیر پاسخ دهید. پاسخهای شما بهتر است انشایی و همراه با مثالهای واقعی از تجربههای شخصی باشد.
💬 سوالات تمرینی :
- تا امروز چند بار برای لاغری تلاش کردهاید؟ چرا هنوز با خود میپرسید: «چرا لاغر نمی شوم؟»
- احساس شما بعد از شکست در لاغر شدن چگونه بوده؟ آیا ناامیدی یا خودسرزنشی را تجربه کردهاید؟
- آیا تا به حال به جمله «چرا لاغر نمی شوم؟!» فکر کردهاید؟ اگر بله، چه چیزی باعث شده این باور در شما شکل بگیرد یا تضعیف شود؟
- آیا تنوع زیاد روشهای لاغری کمککننده بوده یا گیجکننده؟ یک مثال از تجربهتان بزنید.
- چرا در مسیر رژیمها و ورزشها هرچه بیشتر جلو میرفتید، احساس ناتوانی هم بیشتر میشد؟
- قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری چیزی از «لاغری با ذهن» میدانستید؟ یا این اولین برخوردتان است؟
- چقدر این احتمال را میدهید که هدایت شما به این مسیر، توسط خداوند و پاسخ به یک دعا یا خواسته قلبی بوده باشد؟
- براساس توضیحات ویدیوی آموزشی چرا لاغر نمی شوم؟، برای نتیجه گرفتن در مسیر لاغری با ذهن باید چگونه عمل کنید؟
- به نظر شما «لاغری با ذهن» چطور میتونه رؤیای لاغر شدنتون رو واقعی کنه؟
📝 دعوت به مشارکت:
در بخش دیدگاهها، پاسخهای خود را بنویسید و اگر ایده یا تمرین شخصی خاصی از ویدیو گرفتید، آن را نیز با دیگران به اشتراک بگذارید. مشارکت شما، علاوه بر رشد فردیتان، الهامبخش دیگران نیز خواهد بود 🌱✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.57 از 54 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!




نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز و دوستان همراه
منم اوایل که وارد دوره شدم وآموزشها رو طی میکردم مرتب این نجواها میومد که بابا جواب نمیده وبیخود تلاش نکن . و همین نجواهای ذهنی آنچنان ذهن منو خسته میکرد ومن سریع مچش رو میگرفتم و سوالات عکس ازخودم می پرسیدم
اگه این روش ذهنی جواب بده چی؟
اگه من بتونم به رویای لاغری برسم چی ؟
اگه من روزبه روز متناسب تر بشم چی؟
وسریع با خودم صحبت میکردم یعنی با نجوای ذهنی صحبت میکردم که ببین اگه بخای دوباره وسط آموزشهام موش بدوونی من همین سوالات رو میپرسم و فکرنکن میتونی منو از کارم منصرف کنی . من حریفت میشم . تو چرا میخای من ادامه ندم من که دارم میبینم این همه بچه ها ادامه دادن والان سرخوش وخرمند .
آخه صدای الهام بانجوای ذهنی کاملا مشخصه ..هرفکری که احساسمو بدکنه متوجه میشم نجوای ذهنی یاهمون کارشیطانه و باسوالات رگباری مثبت ساکتش میکنم .
بارها وبارها این کار رو میکردم و مسیرم رو ادامه میدادم .
یا اطرافیان نزدیکم بهم طعنه وکنایه میزدن که تو چرا اینقدر بد چاق میشی و…. ولی من تو دلم میگفتم من دارم یه مسیری رو میرم که نتیجش معلومه ومن لاغر میشم .
البته صورتم کلا سرخ میشد ومیخاستم جوابشونو بدم که تو خودت بدتری . وازاین قبیل حرفها . اما سکوت میکردم و لبخند رو به خودم هدیه میدادم .
اوایل چون نتیجه زیاد خودشو نشون نمیده یه کم سخته . بعد مدتی که ترسها کمتر میشه وآرومتری و امیدوارتری وتغییرات کوچولویی رو میبینی راحت تر حرکت میکنی .
چون باخودت میگی اینهمه راه رو ادامه دادم وقت گذاشتم حیفه که رهاش کنم و اینهمه تلاشم بسوزه .
بعد چون خوبی این سایت اینه که کامنت مبنویسیم راحت تر این مسیر رو میرفتم چون باخودم میگفتم نگاه کن بچه ها چقدر به خواستشون اهمیت میدن و روی ذهنشون کارمیکنن ونتیجه میگیرن وچقدر وقت میزارن کامنتهای طولانی مینویسن .
من این روش رو رها کنم برم چی کارکنم رژیم بگیرم و ورزش کنم من که همه این راهها رو رفتم نتیجه نگرفتم ولی اینجا تو تصاویر شگفت انگیزان دارم میبینم که کلی از دوستان نتیجه گرفتن .
وادامه دادم وادامه دادم کم کم نتایج واضح شد و همون اطرافیانم الان میگن خوش به حالت لاغری .
و ازاین روش میگم میگن وقت نداریم درحالیکه متوجه شدم وقت دارن باور ندارن . چطوراینهمه درفضای مجازی هستند وقت دارند بابت خرید یک دونه شال ومانتو یک روز کامل داخل بازار میگردن وقت دارند اما وقت ندارن خواسته شون رو دنبال کنند .
منم اهمیت نمیدم و پیگیرشون نیستم . وکم کم میخام سرم روبزارم توی برف مثل کبک . وکاری به کار کسی نداشته باشم واهداف خودم رو دنبال کنم .
استاد عزیز توضیحات داخل متن و فایل واقعا کمک کننده هست واهرمی هست برای استمرار دراین مسیر .
وچقدر خوب چاله وچوله های مسیر رو بهمون میگید تا ما آگاهانه بدونیم تو مسیر چه خبره و توش فرو نریم .
استاد واقعن ازتون ممنونم که این طوری باجزییات بهمون آموزش میدید واین چیزی نیست جز عشق به کار و ترویج رسالتتون . سپاسگزارم .
به نام خداوند شفا دهنده ام
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات یعنی منم لاغر میشم ؟
به نام خداوند هستی آفرینم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
استاد سپاس فراوان دارم بخاطر این فایل ارزشمند و پر بار خداوند بهتون توفیق بده سلامت و شاد باشید همیشه
یعنی منم لاغر میشم ؟
سوالی که تا قبل ورودم به سایت تناسب فکری همیشه با خودم تکرار میکردم و حتی گاهی وقتی کسی روش یا رژیمی رو بهم پیشنهاد میداد با تعجب میپرسیدم یعنی جواب میده؟یعنی منم میتونم لاغر بشم ؟
کلا لاغری و لاغر شدن فقط یک آرزوی دور و دراز بود که من هر روز از اون دور و دورتر میشدم و یک نشدنی واقعی در من شکل گرفته بود
یکی از علتهایی که اینقدر لاغر شدن و برای من غیر ممکن کرده بود تلاشهای بی وقفه و خسته کننده و فرسایشی بود که باور این و در من قوی کرده بود که هر کاری بکنم لاغر شدنی نیستم
خوب حق داشتم چقدر باید رژیم و محدودیت و تحمل میکردم چقدر باید ورزشهای سنگین و طاقت فرسا رو تحمل میکردم دیگه دارو و دمنوش و وسایل ورزشی امتحان نشده برام وجود نداشت
کلا به هر دری زدم تا لاغر بشم اونقدر که روشهای مختلف لاغری منجر به بیماریهای روحی وجسمی در من شد
همه سرزنشم میکردند ،که بابا بس کن ،یه بار چاقی یه بار لاغری ،چرا تعادل نداری ؟
کنایه ها و نگاههای تحقیر آمیز
دیدن افرادی که راحت میخوردند و ورزش هم نمیکردند و لاغر بودند و دیدن تلاشهای سرسام آور خودم برای لاغر شدن مرا به یک مهاجم تبدیل کرده بود
مهاجمی که تمام عالم و آدم را مقصر چاقی خودش میدانست و ته همه ی تلاشهایش همیشه پوچ بود
خداوند را با تمام وجودم صدا زدم کم آورده بودم حتی همسرم خسته شده بود از بلاهایی که من سر خودم می آوردم و بارها میگفت آیا من رفتاری داشته ام که به تو احساسی داده ام که باید خودت را به هر طریقی لاغر کنی؟
اما او نمیدانست لاغری خلا وجودی من است
من از بس در دور باطل انواع روشهای لاغری گرفتار شده بودم کلاف زندگی ام در هم پیچیده شده بود و هر چقدر میخواستم سر کلاف را پیدا کنم و به این آشفتگی و سردرگمی پایان دهم، موفق نمیشدم و از شدت عصبانیت تمام آن رشته ها را هم دوباره به هم می تنیدم و کلافم گره اش کورتر از قبل میشد
بله من با تمام وجودم از خداوند یاری طلب کردم تنها راه رهایی خودم را جراحی معده و ابدومینوپلاستی دیدم با اینکه از خطرات وحشتناک این جراحی ها اطلاعاتی بدست آورده بودم اما گفتم یا مرگ یا زندگی
سرچ کردن شروع شد
نمیدانم چه نوشتم، اما دیدم در سایت تناسب فکری مشغول تماشای ویدئو هستم ،انگار من گمشده ام پیدا شده بود و این مسیر برایم شروع دوباره زندگی بود
الان من لاغر نیستم اما دیگر فشار چاقی روی ذهنم کم شده من اینجا بودن را با هیچ لاغری و تناسبی عوض نمیکنم
حتی اگر همین الان غول چراغ جادو مرا به آرزویم لاغری برساند من باز هم از ادامه دادن و تمرین و تکرار زندگی و یادگیری زندگی در این مسیر پر مفهوم تناسب دست نمیکشم من انتخاب کردم
چیزی که قبلا در زندگیم اتفاق نمی افتاد من معمولا انتخاب میشدم ،مهمان آمدن و مهمان شدن و خرید کردن و هر چه و هر چه بود انتخاب من نبود مشارکت من بود
چون عزت نفس نداشتم ،اعتماد به نفس نداشتم ،خودم را دوست نداشتم و احساس میکردم نباید طوری رفتار کنم که دیگران که دارند مرا تحمل میکنند خسته شوند و به من بگویند مجبورند که کنارم باشند من مدام احساس میکردم اینقدر بد ومنفور هستم که بودن آدمها کنارم لطف آنهاست و همین احساس فرصت انواع سو استفاده های دیگران از من را رقم میزد
اما من نمیدانستم که هستم
اما الان فهمیدم این منم که میتوانم انتخاب کنم چه چیزی بشنوم، چه چیزی ببینم، با چه کسی رفت وآمد کنم، چه لباسی بپوشم ،چه چیزی بخورم
آخر ما آدمهای چاق شخصی ترین مسائلمان را هم خودمان نمیتوانستیم انتخاب کنیم
مثلا برای ما فلان نوع تغذیه را معین میکردند در انواع رژیم یعنی من اینقدر نفهم هستم که خودم نمیتوانم تشخیص دهم چه بخورم چه نخورم یا چه ساعتی بخورم ؟
یا حتی در انتخاب لباس هم ما انتخابی نداشتیم ،هر جا می رفتیم میگفتیم سایز من لباس دارید ؟
یعنی من خودم شعور ندارم بفهمم چه چیزی دوست دارم بر تنم بکنم یا چه رنگی و چه مدلی ؟
در شنیدن ورودی ها هم همینطور بودیم انتخابی نبود ،هر کس در هر جا هر طور دلش میخواست، شیر غمها و گلایه ها و درد و دلهایش را روی ما باز میکرد و ما خیس و مریض میشدیم
اینها برنامه ها و انتخابهای من نبودن اینها فشارهای بیرونی بودن بر تمایلات درونی و انتخاب ها و خواسته های من
اما الان شرایط کاملا برای من متفاوت شده ،دوست عزیزم اگر در این راه فقط دنبال لاغری هستی مسیر اشتباه آمده ای
اینجا لاغری کمترین سوغات و دست آورد سفرت است
اگر توجهت به جسم باشد به این دستاوردها یا نمی رسی یا دیر میرسی و خسته میشوی
من انتخاب میکنم چه ببینم چه بشنوم و چگونه زندگی کنم
انتخاب من زندگی من را می سازد
در مسیر تناسب فکری ما یک ماشین داریم که چراغهای آن روشن است (آموزشهای سایت همان چراغها هستند که ما را هدایت میکنند )و ما با این ماشین مسیر را طی میکنیم و به کمک چراغهای ماشین از مناظر زیبا(مناظر زیبا نکات و تکنیکهایی است که در هر گام یاد میگیریم) در حین مسیر لذت میبریم حالا اگر کنار بزنیم و توقف کنیم (وسواس به خرج بدهیم برای تکرار یک گام یا نه نا امید شویم از گرفتن نتیجه لاغری )قطعا باید ماشین تا شروع دوباره خاموش شود و دیگر چراغی روشن نیست که جلوی خودمان و مناظر را ببینیم و ممکن است همین توقف باعث حادثه دیدن ما شود زمین بخوریم،آسیب ببینیم، ماری یا عقربی نیشمان بزند (دلسرد شدن و خسته شدن از تکرار ما را متوقف کند )…..و نتوانیم هرگز ادامه بدهیم و به مقصد برسیم که مقصد همانا لاغری است
من هم اوایل بخاطر اینکه میگفتم سخت نگیرم به خودم گاهی چند روز برداشتن گام برایم طول میکشید اما بعد متوجه اشتباهم شدم و دقیقا طبق فرمایش استاد عمل کردم و نتایجی هم که کسب کردم متفاوت تر و بهتر شد
پس با قدرت و اطمینان میگم
من لاغر میشم من حتما لاغر میشم
اصلا من لاغر نشم کی لاغر بشه؟
مهم نیست هر کس در چه زمانی نتیجه گرفته موانع ذهنی همه ما با هم متفاوته مهم اینه چطور مطالب و درک کنیم و چطور افکار ذهن چاق و موانع لاغری خودمون و شناسایی و رفع کنیم
فقط باید ادامه دهیم البته با شوق و انگیزه و اشتیاق نه از سر ناچاری و درماندگی
خدایا ممنونم بخاطر همه چیز
خدایا دوستت دارم
الهی به امید تو
به نام خدای بخشنده و مهربان سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان عزیزم. یادم نمیاد که حتی یه بار هم با ورزش لاغر شده باشم ۳ بار هم رژیم گرفتم بار اول در مدت یه هفته خوب لاغر شدم و تقریبا یک ماه ادامه دادم عالی شدم ولی یواش یواش اضافه وزنم برگشت دفعه ی دوم هم با کالری شماری لاغر شدم که بازم بعد از رژیم چاقیم برگشت بار سوم یک هفته نتونستم به کم خوری ادامه بدم وبه شدت به ولع برای خوردن دچار شدم ونا امید از اینکه چون من دیگه نمیتونم گرسنگی رو به هیچ وجه تحمل کنم پس لاغر هم نمیشم احساس خیلی بدی داشتم هرگز دوست ندارم نه خودم ونه هیچ کس دیگری احساس نا امیدی رو تجربه کنه. اون موقع دوست نداشتم از خونه خارج بشم ویا لباسی برای خودم بخرم همیشه با خودم میگفتم با این وضعیت هیچ لباسی به من نمیاد. اما بعد از آشنایی با سایت فوق العاده ی تناسب فکری به یاد ندارم به عبارت( یعنی منم لاغر میشم؟! )فکر کرده باشم چون همون از ابتدا به این سایت ایمان آوردم و مطمئن بودم که لاغر میشم و به رغم صحبتهای خانواده که اصلا اعتقادی به این مطالب نداشتن وحتی گاهی منو مسخره هم میکردن وارد این مسیر الهی شدم و میدونم که به راحتی به اندام ایده الم میرسم. هر چیزی هم که پیش بیاد هرگز از این راه خارج نمیشم هر گز لطف و مهربانی پرورد گارم رو ندید نمیگیرم وبی نهایت ازش سپاسگذارم. الان که دقت میکنم به یاد میارم که در گرفتن رژیم هر بار سخت تر از دفعه ی قبل وزن کم میکردم چون سختیه لاغر شدن و ناتوانی خودم در ذهن من تقویت میشد و بار آخر اصلا نتونستم گرسنگی و محدودیت و محرومیت رو تحمل کنم .چند ماه قبل از ورود به سایت با قدرت ذهن آشنا شده بودم و این که میشه زندگی رو با قدرت ذهن تغییر داد ویا میتونیم با عبارات تاکیدی لاغر بشیم یه روز عبارت لاغر شدن با قدرت ذهن رو جستو جو کردم و با چند سایت رو به رو شدم با توکل به خدا یکی رو انتخاب کردم که این سایت بود و خوشبختی من از اون روز شروع شد.من عقیده دارم که خداوند در موقعیت های مختلف با ما صحبت میکنه و یا اگه سوالی در ذهنمون ایجاد بشه به طریقی مارو به جواب سوالمون میرسونه .خدا به من گفت این قدر ناله نکن از این راه استفاده کن تا به خواسته هات برسی و خوشحال زندگی کنی. در این سایت ما از مطالب استفاده میکنیم آموزش میبینیم وباید به آموزشها عمل کنیم تا به خواسته هامون برسیم از روزهای اول این گفته ی شما که ادامه بدید لاغر میشید رو همیشه با خودم تکرارش کردم چون باعث شده که من با ارامش راهمو ادامه بدم.ما باید این باور رو در خودمون تقویت کنیم که خداوند توانایی هر کاری رو در وجود ما گذاشته وامکاناتش رو هم بهمون داده پس ما هم به پاس این همه نعمت باید سعی و تلاشمون رو بکنیم و به چیز هایی که میخواهیم برسیم و فراموش نکنیم در هر کاری کسی که ادامه میده به هدفش میرسه.
سلام استاد صبح شما بخیر و شادی
خیلی خوشحالم که در مسیر لاغری با ذهن هستم و هر بار که ایکی از فایلهایتان را گوش میدم می بینم چقدر من در این مسیر هستم چون دقیقا جواب سوالهای من داده میشه
استاد من هم چند وقتی است که میگم چرا سرعت لاغری درمن کم شده ولی هرگز به این روش شک نکردم و به قول شما اگر سنگ از آسمان ببارد من باید این مسیر را ادامه بدم و ناامید نشوم و می دانم امه این حرفها از شیطان و ذهن منفی باف من است که من را دلسرد کنه ولی من با تمام قوا و با اطمینان که من هم روزی لاغر می شوم ادامه میدم
چقدر برای لاغر شدن تلاش کردید و احساس شما از لاغر نشدن چه بود؟ من خیلی برای لاغر شدن تلاش کردم ، رژیم ، دلنوشته، قرص لاغری و چون باور ژنتیکی من چاقم باعث لاغر نشدن من شده بود
من در این مسیر هستم و جواب اینکه من هم لاغر میشم ؟ بله فقط با بودن و ادامه دادن این مسیر لاغری میشوم و نباید از راهای اشتباه برویم و دلسرد شویمچون هر فردبا ذهن خودش لاغر میشود پس نتیجه همه یکسان نیست و از مسیر خارج نشویم و دوباره برگردیم چون زمان رسیدن به لاغری در من دیرتر خواهد بود و باعث ناامیدی و شک در من میشود
سلام و درود خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیرم
خداروشاکرم که موفق شدم تا این گام ادامه بدم و روز به روز آگاهی خودم رو بالاتر ببرم.
ممنونم استاد چقدر توضیحاتتون واضح و چقدر شبیه به حال ماست.
خیلی خوشحالم که از وقتی که با سایت و این اطلاعات ناب آشنا شدم نگرشم نسبت به غذا و وضعیت چاقی و لاغری متفاوت شده
ما اشرف مخلوقاتیم فقط به خاطر یک چیز و اون هم چیزی نیست جز ذهن توانمند و فوق العاده ای که خدای مهربون بهمون بخشیده و فقط کافیه که بشناسیمش و بتونیم از قدرت بی نظیرش استفاده کنیم.
تا اینجای کار و با توجه به همین مقدار آگاهی که من از درس های استاد به دست آوردم باید بگم که افراد چاق و کسانی که در چرخه لاغری و چاقی گیر میکنن اصل مشکلشون اینه که دائم تو فکر غذا هستند
چی بخورن و چه مقدار و اونهایی که پیگیر ترن و برنامه میگیرن چه ساعتی هم بهش اضافه میشه
و این یعنی دائم دارن به دادن مواد غذایی به بدنشون فکر میکنن، اما با لاغری با ذهن من شخصا از این گرفتاری ۹۰درصد راحت شدم و اون درگیری هایی که تو ذهنم بابت غذا خوردن داشتم تموم شده و وقتی که ساکتم و تو ذهنم دارم برنامه هام رو مرور میکنم به چیزایی مفید تر و بهتر می پردازم
در صورتی که قبلا وقتی که برنامه غذایی داشتم دائم چشمم به ساعت بود که یهو دستم در نره و اون میان وعده رو حتما بخورم که دلم خالی نمونه و چاق نشم
یا وقتی که کالری شماری می کردم دائم تو فکر بودم که چی درست کنم ک کم کالری باشه که بتونم بیشتر بخورم
و اونقدر روی خودم فشار میاوردم که حتما ورزش داشته باشم که کالری بسوزه و من بتونم برای شام بیشتر غذا بخورم و این کارها خیلی سخت بود و لاغری برام سخت کرده بود
اما به لطف خدا که خودش منو به این مسیر هدایت کرد الان خیلی آرومم
خیلی حس و حالم خوبه
درسته شاید گاهی چند روز وقفه بیوفته و نتونم سر بزنم به سایت اما دوباره یه چیزی منو بر میگردونه اینجا
من یه نوزاد و یه بچه کوچیک دارم که خیلی از وقتم رو باید بهشون اختصاص بدم و عملا امکان باشگاه و ورزش مرتب و ازین مدل روش ها رو نداشتم اما چون برای متناسب شدن اشتیاق داشتم خدا منو به بهترین روش هدایت کرد
الهی شکر
استاد عزیز و مهربان من آموزگار هستم و یه جورایی باهاتون همکارم و
دوست دارم مثل بهترین شاگرد های کلاسم که باعث میشن کلی به خودم افتخار کنم ، تو این مسیر بهترین خودم باشم و بشم جزو بهترین شاگردهای کلاستون و باعث افتخار شما.
یاحق✋️
نشان های دریافت شده
ب نام پروردگار عشق و خوبیها
باتشکر ازین فایل وفایلهای مرتبط با این موضوع،بسیار بسیار عالی بود،احساس خوبی کردم دقیقا حرفهای استاد قابل تایید می باشد چون دقیقا خودم هم ی روزایی دلسرد می شوم میگم نکنه ی عالمه زمان بگذره و من نتیجه کسب نکنم نکنه بی فایده باشه.
ولی با شنیدن این فایلها خیلی حس آرامش پیدا کردم خیلی آروم شدم ازینکه استاد فرمودند هزاران نفر اومدند و شکایت کردند از عدم نتیجه شان ولی همون افراد بعد اومدند و گفتند که ما خوب شدیم چقد خوب شدیم خوشحالیم ولی من اصلا اصلا نمی خوام جروه نتیجه نگرفته ها باشم ب هیچ عنوان واصلا به هیچ عنوان هم نمی خوام گله یا شکایتی داشته باشم ولی نمی توانم دروغ بگم می خوام حرف دلم رو بزنم ولی اون حس نگرانیه هنوز در من هست.
وبی با شنیدن این فایلها خیلی خیلی ب خودم امیدوار شدم واقعا امیدوار شدم.چن وقت پیش خونه برادرم بودم بامیه خریده بودند همسر برادرم گفت بردار گفتم خیلی شیرین هست من چیزای خیلی شیرین زیاد دوست ندارم دوباره گفت رژیمی هست مشکل نداره،اول خواستم بگم چون رژیمی هست اصلا نمی خوام بخورم بخاطر اینکه من اصلا رژیم ندارم ولی چون بخاطر اینکه برنامه مان باید مخفی بمونه ونباید برای کسی توضیح دهیم،
بدون بحث اضافه کردن یکی برداشتم بعد کفتم چه جوریه که میگی رژیمی هست گفت دو جور دارند واین مدل رژیمی است این در حالی که الان ۲۶ روز از ماه رمضان می گذره من این مطلب می نویسم ولی ما حتی یک بار هم بامیه زولبیا نخریدیم.من داشتم توی دلم ب حرف همسر برادرم می خندیدم که هر موقع چیزی به من میخواد تعارف کنه میگه رژیمی،پیش خودم گفتم چقد راحت خودشون گول می زنند که این رژیمی که ب اصطلاح چاق نشوندو می خورند ولی به نظر من اگه قراره چاق کننده باشه یا نباشه هیچ فرقی نداره،مثل نوشابه رژیمی نمیدونم نان رژیمی نمیدونم هر چیز دیگر که ب آن برچسب رژیمی می زنیم که ب اصطلاح اون ترس از چاقی رو از خودمون دور کنیم
واین خیالی بیش نیست.من خوب فقط تقریبا نسبت ب یک ماده غذایی فقط مقداری حس چاقی دارم ولی همین ماده غذایی رو اتفاقا با حس خیلی خوبی می خورم یعنی غذاب وجدان ندارم واصلا حالم خوبه.و گه گداری ب فکر کم کردن عمدی اون می افتم ولی عمدی ب هیچ عنوان نمی تونم کمش کنم یعنی نمی تونم اندازه بزنم.
یعنی حالت رژیمی نمیتونم بگیرم واقعا نمیتونم رژیم بگیرم اگه بخوام هم نمیتونم دیگه عمل هم نمی کنم من با راهنماییهای استاد حتی اگه اشتباه هم داشته باشم میدونم استاد عزیز حتما حتما کمکمون میکنه که ما به بهترین نتایج عالی دست پیدا کنیم ب امید روزهای روشن قدم بر می دارم در حالی که به خاطر شرایط بد جسمیم همواره از همه طرف مورد هجمه اطرافیانم هستم
فلانی عمل کرد فلان کیلو کم کرد حتما با فلان دکتر عمل کرد توهم برو مشکلت حل شه درسته که من لاغری و سبکی رو دوست دارم ولی استرس عمل من میکشه از کجا معلوم من با عمل حالم خوب شه اگه قرار بود خوب شه همون موقع خوب می شد.
پس از گفته استاد روحیه می گیرم که هزاران نفر همین حالت براشون پیش اومده ولی ب نتیجه رسیدن، دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره،
ب امید روزهای پر از شادیم قدم برمی دارم خدایا حمایتم کن هدایتم کن مرا به مقصد شیرینم برسان الهی آمین،،،
نشان های دریافت شده
با درود به همراهان همیشگی تناسب فکری
استاد بی اندازه ممنونم بابت این فایل خیلی زیبا
واقعا گفته هاتون صد در صد صحیح و درسته.من ی نمونه بارز گفته ی شمام که ی مدت خیلی پی گیر میشم این فایل رو گوش کنم یا خدا امروز وقت کم آوردم باید این یکی هم گوش میکردم بعد میخـابیدم،و این باعث شد که ی مدت رها کنم.چون تعادل رو یاد نگرفتم ی تایمی بذارم که همیشه بتونم گوش کنم،زیاده رویم زیاد بوده و خیلی خوب میدونم چرا و اصلا دلیل اینکه من لاغر میشم دوباره چاق میشم رو هم میدونم چون ی فرمول و یک باور ریشه ای دارم که این رو خونواده ام از بس تکرارش کردن و من هم باهاش بزرگ شدم و باورش کردم هر روز عمیق تر شد و اون اینکه من اراده و توانایی لذغر شدن ندازم،یعنی تا جایی که من ۹-۱٠ کیلو لاغر کردم اما اصلا باور نداشتم که لاغر میشم تا ادانش بدم.من متوجه شدم این عدم باور هست که خوردنم رو تحت تاثیر قرار داده و بعضی از وعده های روزانه رو زیاده رویی میکنم.ولی چند روزی هست که متوجه باور اشتباهم شدم و قطعا میدونم به لطف خدا اصلاح میکنم و من هم جز شگفتی سازان خواهم شد.
نشان های دریافت شده
«خدایا به امید تو»
سلام استاد عزیز و دوستان گرامی
امیدوارم حال همتون خوب خوب باشه
واقعا کمک کننده و انگیزه دهنده بود این فایل،
در هر صورت ما باید ادامه بدهیم چون حتما نتیجه عالی کسب میکنیم با ادامه دادن .
ان شاالله همون جوری که استاد گفتند کارمون رو ادامه میدیم،
۱_خواندن نوشته ها
۲-دیدن فایل تصویری
۳_خواندن دیدگاه دوستان
۴_تمرین نوشتاری خودمون
۵_آلبوم شگفتی سازان و هر روز یک گام برداشتن.
تغییر در رفتار ما نیست که باعث لاغری میشه،تغییر نگرش ما هستش که باعث تغییر در وضعیت جسمی میشه.(استاد تورو خدا این رو بیشتر توضیح بدید خیلی خیلی مهمه و واقعا نیاز دارم که متوجه بشم،مطمئنم کمک میکنه به بیشتر کردن انگیزه ی همه ی ما)
من چون هدایت شدم از طرف خداوند و خودم خواستم پس باید تو این مسیر بهم انگیزه بده، خداوند اشتباه نمیکنه و قطعا من در مسیر درستی هستم و نتیجه میگیرم .
{استاد اینکه گفتید من مطمئنم که نتیجه میگیرید فقط براتون آرزو میکنم ادامه بدید خیلی خیلی لذتبخش بود}
در این چرخه ی شنیدن،تمرین کردن ، درکمون بیشتر میشه پس ادامه بدیم .
وقتی ما لاغری ماندگار و راحت می خوایم باید فقط ادامه بدیم .
باید خودمون رو باور داشته باشیم تا راحت تر بشه ادامه دادن مون.
میزان کسب نتیجه ی افراد برمیگرده به میزان انحرافشون از مسیر اصلی .
هر چقدر فکر اشتباه و مسیر اشتباه کمتر باشه موفقیت بیشتره .
این خیلی مهم بود که استاد گفت:
وقتی کسی رژیم میگیره چون کار سخت و اذیت کننده ای هستش(همه ما وقت رژیم گرفتن به هر دلیلی اذیت شدیم)
پس نمیتونیم تا آخر عمر ادامه ش بدیم پس به محض رها کردنش دوباره اضافه وزن پیدا میکنیم،
پس لاغری ما ماندگار نیست.
رفتارهای بیرونی بر اساس تمایلات درونی شکل میگیرند.
این جمله عالیه :
«لاغری با ذهن تمایلات درونی رو تغییر میده»
خدایا شکرت که تو این مسیرم
استاد عطار روشن عزیز خسته نباشید بسیار سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
سلام
من به خودم میگم
۱. من اشرف مخلوقاتم .
چون به قدرت ذهن مجهز شدم و باید ازش در جهت رسیدن به خاسته هام استفاده کنم پس من باور دارم همین ذهنی که باهاش چاق شدم با همین ذهنم میتونم لاغرشم .
۲. من سالها کدهای اشتباه بهش دادم و قدرت ذهن ما آنقدر نامحدوده میتونیم کلی کدهای درست بهش بدم .
۳. من لازمه که از خودم بپرسم علت چاقیم چیه؟ و همچنین از خانواده ام وازشون نظرخواهی کنم چونکه من پیش آنها پرورش یافتم وطبیعی که نگرش یکسانی درمورد چاقی داشته باشیم .
با طرح این سوالات میشه فرمولهای غلطی که به ذهنم را دادم شناسایی کنم و بارها بارها با دلایل محکم ردش کنم .
ایمان داشته باشم راه همینه . ومیانبری در کار نیست.
من یادم میاد خواهر بزرگترم در دوران دبیرستان درسش اصلا خوب نبود ویکبار ۶ تا تجدید آورد . و همش از طرف خانواده سرزنش میشد ولی تاثیری نداشت و خودش پذیرفته بود که استعداد درس خوندن نداره . و دوبار کنکور سراسری امتحان داد و قبول نشد و بعد مدتی ازدواج کرد.
بعد اینکه رو بچه دومش باردار شد کنکور امتحان داد و قبول شد بعد جالبه معدل درسهاش عالی بود و در دانشگاه شاگرد دوم شد وبعد فوق لیسانسش رو گرفت و الان هم آموزشگاه زبان داره.
ما خانوادگی برامون جای سوال بود اینهمه در دوران مجردی با اصرار بهش میگفتیم درس بخون علاقه ای نداشت ولی بعد مدتی خودش با دوتابچه تمایل پیدا کرد ادامه تحصیل بده و الانم موفقه .
اگه واقعن درس خون نبود واستعداد درس خوندن نداشت پس چطور بعد سالها که از درس فاصله گرفت میاد دوباره شروع میکنه و موفق میشه.
دقیقا چاقی هم همینطوره . دلیل نمیشه ماههای اول نتیجه نگرفتیم پس دیگه رهاش کنیم . نه بلکه مثل خاهرم بایستی ادامه بدیم و مطمن باشیم که میتونیم . در ادامه دادن تو این مسیر خیلی الهامات بهمون گفته میشه . مثلا خودم مشغول یه کاری بودم یهو ذهنم شیفت میشد به ۳۰ سال پیش و یه باور مخرب رو پیدا میکردم و میومدم بارها منطقی ردش میکردم بعد مدتی نتیجشو میدیدم.
حالا شما که غریبه نیستین بزارید از خودم بگم .
من وقتی واسه گرفتن گواهینامه رانندگی اقدام کردم . آیین نامه رو راحت قبول شدم اما امتحان عملی رو چندین بار ردش شدم. دیگه گفتم من نمیتونم و رهاش کردم .
یه مدتی گذشت دور برم افرادی میدیدم که ازلحاظ سنی ازم خیلی بزرگترن و قبلن هم تو خونه ماشین نداشتند یا تحصیلات بالایی نداشتن ولی دارن خوب رانندگی میکنن.
اینها رو بارها میدیدم و باخودم تکرار میکردم پس چطور اونها میتونن من نمیتونم .
بعد مدتی خاستم ماشین بخرم باز گواهینامه شده بود دردسر
از اول رفتم آموزشگاه ثبت نام کردم باز آیین نامه رو قبول شدم و امتحان عملی رو مرتب رد میشدم وهمش مقصر افسر رو میدونستم که اون سخت گیره
دیگه طوری شده بود همکارام میگفتن ما شیرینی قبولی رو نمیخایم رد شدی برامون شیرینی بیار . منم میگفتم رد شدم خرما میارم براتون.
ادامه دادم ادامه دادم ادامه دادم .
بالاخره قبول شدم وزمانی که افسر گفت قبول شدی کلی ازش تشکر کردم و ازخوشحالی میخاستم پرواز کنم .
بعدش هم ماشین خریدم و کلی لذت رو تجربه کردم .
خوب من اگه بارها رد میشدم و مورد تمسخر خانواده وهمکارام قرار میگرفتم رها میکردم و از مربی رانندگیم گله میکردم که تو بلد نیستی بهم خوب یاد بدی .
مربی هم میگفت من سالهاست دارم با اینهمه افراد کار میکنم اونها میرن قبول میشن والان راننده هستن خوب توهم ادامه بده وسعی تو بکن قبول میشی.
ولی من به مربیم هیچی نگفتم آنقدر کار کردم تا بالاخره راننده شدم .
اما بعضی از دوستام بودن بهم میخندیدن که ما آیین نامه رو رد میشیم اما داخل شهر رو راحت میگیریم تو چطور نمیتونی .
اما من نامید نشدم وادامه دادم و جوابشو گرفتم .
البته اینجور مثالها خیلی تو زندگیم دارم .
لاغرشدن هم مثل رانندگی هست بعضی ها مثل بعضی دوستام که زود گواهینامه گرفتن زود گواهینامه لاغری رو میگیرن . و بعضی مثل من بعد ۱۱ ماه ۱۱ کیلو کم میکنن . البته ۵ کیلو تا وزن ایده آلم فاصله دارم.
من تسلیم نمیشم و ادامه میدم .
خدایا شکرت بابت اینهمه آگاهی .
تشکر از استاد عزیز که با صبر و حوصله تو این مسیر مربی خوبی برامون هستن و بهمون برای رسیدن به رسالت متناسب شدن کمک میکنن .