0

کاهش وزن سریع بدون فشار و سخت‌گیری؛ آیا ممکنه؟ (گام ۶۰)

کاهش وزن سریع
اندازه متن

میان خواستن کاهش وزن و محتاج بودن به آن، تفاوت بزرگی وجود دارد.

کسی که با آرامش مسیر را طی می‌کند 🧘‍♀️، احتمال بیشتری برای کاهش وزن سریع و پایدار دارد تا کسی که با اضطراب و اجبار پیش می‌رود 😣.

ذهن، وقتی زیر فشار باشد، در برابر تغییر مقاومت می‌کند 🧠🛑.

پس اگر به‌دنبال رهایی هستید، رفاقت با بدن‌تان را جایگزین جنگ با آن کنید 🤝💚.

🤔 دوست داری لاغر شی یا محتاج لاغر شدنی؟

شاید اولش بگی: خب چه فرقی داره؟ مهم اینه که می‌خوام لاغر شم دیگه!

ولی بذار یه چیزی رو روشن بگم: فرقش خیلی مهمه، مخصوصاً واسه ذهن ناخودآگاهت 🧠💥

کاهش وزن سریع

وقتی فقط دوست داری لاغر شی، یعنی با خیال راحتی، با اعتماد پیش میری. اما وقتی محتاج لاغری باشی، یعنی انگار جونت بهش بسته‌ست!
تو این حالت، بدنت و ذهنت توی استرس دائمی می‌رن، و اینجاست که دیگه خبری از کاهش وزن سریع و راحت نیست 😰❌

ذهن ناخودآگاهت مثل یه محافظه‌کار سخت‌گیره! اگه حس کنه که توی خطر یا ترس هستی، همه چی رو نگه می‌داره، حتی چربی‌ها رو 😅

پس اگه می‌خوای راه لاغری هموارتر و شیرین‌تر بشه، اول باید رابطه‌ت با بدنتو درست کنی… با عشق، نه با اجبار ❤️✨

🌱 ویژگی‌های کسی که عاشق لاغر شدنه (نه محتاجش!)

دوست داشتنِ لاغری یه حس لطیف و دلگرم‌کننده‌ست. انگار یه شوق قشنگ توی دلت می‌کاره که هر روز بهت می‌گه:

«بلدی می‌تونی… یه قدم دیگه، فقط یه قدم!» ✨🚶‍♀️

کسی که با دلش لاغر شدن رو دوست داره، صبح‌ها رو با اشتیاق شروع می‌کنه 🌞

نه به‌خاطر استرس وزن کم کردن، بلکه چون عاشق یاد گرفتنه، عاشق دیدن خودش توی آینده‌ای که سبک‌تر و راضی‌تره 💃💫

این آدم، وقتش رو پای آموزش‌ها می‌ذاره، نه پای ترازو و حرص و عذاب 😌📚

حواسش هست که چی ذهنشو آشفته می‌کنه، و تا می‌تونه از اون چیزا فاصله می‌گیره. چون خوب می‌دونه آرامش ذهن، شاه‌کلید کاهش وزن سریع و پایداره 🧠🔑

حتی اگه هنوز اضافه وزن داشته باشه، ذوق داره؛ چون بالاخره بعد از کلی راه اشتباه، الان تو مسیر درسته. دیگه از جنگیدن با خودش خسته شده، و حالا رفیقِ خودش شده 💚

امیدش به رویای لاغری مثل یه چراغ همیشه روشنه… روشن و گرم و راه‌نما 🕯️✨ و همین امید، همون چیزیه که مسیر رو قشنگ‌تر و قابل‌تحمل‌تر می‌کنه.

🚨 ویژگی‌های کسی که محتاج لاغریه (نه عاشقش!)

آدمی که محتاج لاغریه، معمولاً یه اضطراب پنهون همراهشه. همیشه یه گوشه ذهنش داره می‌پرسه: نکنه لاغر نشم؟ نکنه جواب نگیرم؟ 😟🔁

صبح‌ها با ذوق بیدار نمی‌شه، بلکه با نگرانی بلند می‌شه تا ببینه یه ذره وزن کم کرده یا نه… و اگه نکرده باشه؟ روزش خراب می‌شه 😞⚖️

اون‌قدر دنبال کاهش وزن سریعه که حاضره هر کاری بکنه، فقط یه کم از فشار چاقی کم شه. اما این فشار ذهنی باعث می‌شه نتونه درست مسیر رو ببینه یا لذت ببره ⛔🚷

🔄 هر روز با خودش کلنجار می‌ره… تمرینات رو انجام می‌ده نه از روی علاقه، بلکه از روی اجبار. انگار تو دلش می‌گه: باید اینا رو انجام بدم… شاید یه فرجی بشه! 😩📋

👥 و وقتی کسی ازش نمی‌پرسه: «تو لاغر شدی؟» دلخور می‌شه. چون منتظر تایید بیرونیه، نه آرامش درون.

💡 دوست‌داشتن لاغری یا محتاج بودن به لاغری؟ تفاوتش فقط یک حس نیست!

خیلی وقتا فکر می‌کنیم همه آدم‌هایی که می‌خوان لاغر بشن، توی یه مسیرن… اما حقیقت اینه که نوع نگاه ما به لاغر شدن، تفاوت‌های بزرگی در نتایج ایجاد می‌کنه.

تو این جدول، به‌صورت ساده و شفاف تفاوت بین کسی که از روی عشق و آرامش دنبال کاهش وزن می‌ره با کسی که از روی فشار و اضطراب دنبال کاهش وزن سریعه، برات آوردیم.

🔍 اگه تو هم می‌خوای بدونی الان تو کدوم سمت ایستادی، این جدول رو با دقت بخون و ببین احساساتت بیشتر به کدوم ستون شبیه‌تره…

💚 دوست داشتن لاغری🚨 محتاج لاغری بودن
شروع روز با انگیزه و اشتیاق 😊شروع روز با نگرانی و استرس 😟
تمرین‌ها از روی علاقه و عشق 💖تمرین‌ها از روی اجبار و ترس 😣
تمرکز بر یادگیری و رشد ذهنی 🧠✨تمرکز بر نتیجه سریع و کاهش وزن فوری ⚖️⏱️
آرامش درونی و احساس خوب 🌸اضطراب دائمی و شک و تردید 😰
اعتماد به مسیر و صبر در روند 🛤️عجله، ناامیدی و وابستگی به نتیجه 🧨

✅ از کدوم طرفی؟ انتخاب با توئه…

🌱 اگر سمت راست هستی (دوست‌دار لاغر شدن)، تبریک می‌گم! چون تو در مسیر درست ذهنی هستی، حتی اگه هنوز چاقی، حتی اگه هنوز به وزن ایده‌آلت نرسیدی.

چون اون چیزی که باعث تغییر پایدار می‌شه، نه رژیم‌های عجیب و غریب یا ورزش‌های طاقت‌فرساست… بلکه جهت‌گیری درست ذهنیه.

ولی اگه حس می‌کنی بیشتر شبیه ستون سمت چپ جدول هستی، نگران نباش… نه اینکه مسیرت غلط باشه، فقط یکمی باید مهربون‌تر باشی با خودت ❤️

باید بدونی که وقتی از روی نیاز و فشار می‌خوای لاغر شی، در واقع داری به مغزت پیام «اضطرار» می‌دی. یعنی مغز تو در حالت هشدار قرار می‌گیره، نه در حالت همکاری!

و مغز آدم، توی فشار، نه‌تنها کمک نمی‌کنه، بلکه ممکنه مقاومت کنه!

🤯 چرا کاهش وزن سریع، گاهی باعث توقف می‌شه؟

یکی از دلایلی که خیلی‌ها وسط راه لاغری می‌مونن، دقیقاً همون عجله برای کاهش وزن سریعه!

تصور کن یه راننده باشی که تازه از پارکینگ دراومده، ولی پاتو تا ته گذاشتی روی گاز… چی میشه؟ بله! یا تصادف می‌کنی، یا موتور می‌سوزه، یا مجبور می‌شی بزنی روی ترمز!

ذهن ما هم همینه. وقتی با اضطراب و فشار و استرس سراغ لاغر شدن می‌ری، مغزت حس می‌کنه در خطره.

و این یعنی ورود به «حالت دفاعی»!

نتیجه‌ش؟ کند شدن روند لاغری، برگشت وزن، و حتی پرخوری عصبی.

✅ یادت باشه:

کاهش وزن سریع، وقتی از روی ترس باشه، نه‌تنها نتیجه نمی‌ده، بلکه اعتمادبه‌نفس تو رو هم تخریب می‌کنه.

اما وقتی آروم و با ذهنی آرام جلو می‌ری، مغزت همراهی می‌کنه.

اون‌وقت کاهش وزن، مثل یه دوستی می‌شه که هر روز باهاش قدم می‌زنی، نه یه دشمن که باید شکستش بدی!

🌈 مسیر دوست‌داشتنی لاغری با ذهن؛ راهی به سمت کاهش وزن سریع و پایدار

اگر بتوانی مسیر لاغری را به یک ماجراجویی آرام و لذت‌بخش تبدیل کنی، دیگر تمرکزت فقط روی رسیدن به هدف نیست، بلکه خود مسیر کاهش وزن سریع هم برایت جذاب و دلنشین می‌شود.

یعنی چی؟ یعنی:

  • هر روز با اشتیاق و ذوق، یک تمرین جدید برای لاغری انجام می‌دهی 🎧
  • به جای جنگیدن با اشتها و مقابله با هوس‌ها، می‌نشینی و آن‌ها را با آرامش می‌بینی و می‌پذیری 🧘‍♀️
  • به جای چک کردن وزن روزانه و نگرانی از عدد روی ترازو، روی احساس خوب و پیشرفت ذهنی‌ات تمرکز می‌کنی 🌞

با این رویکرد، مغزت کم‌کم می‌فهمد که کاهش وزن سریع نه تنها ممکن است، بلکه امن و پایدار است و قرار است با حس خوب و آرامش همراه باشد.

این‌گونه، کاهش وزن دیگر یک نبرد خسته‌کننده نیست، بلکه یک مسیر شاد و دلپذیر می‌شود که تو با اشتیاق هر روز آن را ادامه می‌دهی.

دعوت به یک تصمیم جدید و دوست‌داشتنی

حالا که تا اینجا همراه من بودی، یه خواهش کوچیک ازت دارم:

از امروز، از روی عشق و دوست‌داشتن، قدم اول رو بردار. نیازی نیست همه‌چیز بی‌نقص باشه یا همین الان همه‌چیز عالی بشه.

کافیه فقط یه‌ذره زاویه دیدت رو عوض کنی و با دلی باز شروع کنی.

👈 هرچی کمتر محتاج و عجول باشی، بیشتر دریافت می‌کنی.

👈 هرچی با عشق و آرامش جلو بری، سریع‌تر به مقصد می‌رسی.

اگر دنبال راهی مطمئن و علمی برای کاهش وزن سریع و پایدار هستی، پیشنهاد می‌کنم حتما در دوره ورود به سرزمین لاغرها شرکت کنی.

این دوره، قدم‌به‌قدم با آموزش‌های کاربردی و تمرین‌های ذهنی، مسیر لاغری با ذهن را برایت هموار و جذاب می‌کند.

یادت باشه، مسیر لاغری با ذهن، مثل یه سفر شیرین و آرامه که هر قدمش می‌تونه پر از شادی باشه.

پس همین الان تصمیم بگیر که دوست‌داشتنی‌تر و باحال‌تر از قبل این مسیر رو ادامه بدی!

✍️ شرح انجام تمرین:

برای نتیجه گرفتن بهتر و کاهش وزن سریع توصیه می‌شود ابتدا توضیحات نوشتاری این تمرین را با دقت مطالعه کنید. سپس ویدیوی آموزشی را با تمرکز بالا تماشا نمایید. پس از آن، به سوالات مطرح شده پاسخ دهید و نهایتاً نوشته‌های دوستانتان را در بخش نظرات بخوانید تا ذهن شما در فضای لاغر شدن و کاهش وزن سریع قرار گیرد.

❓ سوالات تمرین

  • شما دوست دارید لاغر شوید یا محتاج لاغر شدن هستید؟ شرح دهید.
  • در سال‌های گذشته که برای لاغر شدن اقدام می‌کردید، دلیل شما بیشتر دوست داشتن لاغری بود یا محتاج بودن به لاغر شدن؟
  • چرا روش‌های قبلی لاغری باعث می‌شوند انسان بیشتر محتاج لاغر شدن شود؟ شرح دهید.
  • آیا احساس شما در گذشته بر مبنای دوست داشتن لاغری بود یا محتاج بودن؟ شرح دهید.
  • از زمانی که با سایت تناسب فکری آشنا شده‌اید، احساس شما نسبت به لاغری چه تغییراتی داشته است؟ شرح دهید.
  • چرا تا وقتی محتاج لاغر شدن باشید، روند کاهش وزن سریع سخت و طولانی خواهد بود؟
  • لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می‌کند که محتاج بودن را به دوست داشتن لاغری تغییر دهید؟ شرح دهید.
دعوت به انجام تمرین:
لطفاً پاسخ‌های خود را در بخش دیدگاه‌ها بنویسید و همچنین نوشته‌های دیگر دوستان را مطالعه کنید تا ذهن‌تان به فضای کاهش وزن سریع و لاغری با ذهن نزدیک‌تر شود.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.23 از 75 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=15293
161 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مهدیه
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۰ ۱۸:۱۰
      مدت عضویت: 1326 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 840 کلمه
      • و خدایی که در این نزدیکیست. 
      • شما دوست دارید لاغر شوید یا محتاج لاغر شدن هستید؟‌ شرح دهید.دوست دارم لاغر شم و رها بشمواز افکار منفی،دوست دارم لاغر شم تا بتونم لذت بیشتری ببرم از بدنم.کیف کنم وقتی خودمو توی آینه میبینم من محتاج لاغری نیستم من رها کردم این افکاری رو که اگر لاغر بشم آل میشه یا بل میشه،من محتاج نیستم نه به لاغری،نه به کس دیگه و نه به چیز دیگه ای،من برای رسیدن به خواسته هام باید رها کنم اون خواسته رو تا در زمان و مکان درست بهم داده بشه.
      • در سال های گذشته که برای لاغر شدن اقدام می کردید به خاطر دوست داشتن لاغر شدن بود یا محتاج لاغر شدن بودید؟محتاج لاغر شدن بودم چون فکر میکردم اگر لاغر بشم بارداری راحت تری رو خواهم داشت چون فکر میکردم اگر لاغر باشم در نظر همسرم خیلی به چشمش میام ولی وقتی له این فکر میکنم اگر من زیباترین اندام و زیباترین صورت رو هم داشته باشم اگر اون منو نخواد و نبینه خیلی راحت میتونه بگذره از مت پس تلاش کردم و میکنم که محتاج چیزی نباشم،خودمو و حال خوبم رو در وجود دیگران جستجو نکنم.یاد گرفتم برای حال دل خودم کاری رو انجام بدم.اون موقع ها خودمو خیلی در سیطره ی آدمها میدیدم ولی الان نه،خودمو رها میبینم که به چیزی غیر از خودم فکر نکنم.اولویت اول زندگیم خودم باشم.قهرمان زندگیم خودم باشم.
      • چرا استفاده از روش های لاغری انسان را بیشتر از قبل محتاج لاغر شدن می کند؟! شرح دهید.چون وقتی با رژیم و ورزش و عمل جراحی بخوایم وزن کم کنیم در واقع داریم دو متر جلوتر رو می‌بینیم و چشمامون به دورتر باز نیست و این محدودیت برای من فقط سختی و آزار به ارمغان میاره.خوردن و نخوردن یا کجا و چطور لباس بپوشم یا اینکه چطور رفتار غذایی داشته باشم در حضور دیگران،اینها بخشی از اون آزار و اذیتهای روش‌های لاغری هست که باعث میشه مدام در ذهن مرور بسه که من بدبخت این چاقی.من مفلس و درمانده ی این چاقی.بله این حقارتها باعث میشه روز به روزمحتاج تر بشیم و التماس چاقی کنیم که از بدنمون بیرون بره.
      • با توجه به توضیحات نوشتاری احساس شما در زمان استفاده از روش های قبلی برای لاغری چه بوده است؟‌ شرح دهیدوقتی از رژیم‌های لاغری استفاده میکردم همیشه حس ی آدمی رو داشتم که من از دنیا هیچ لذتی نخواهم برد،من تا ابد باید توی این پیام ی چاقی خودم بمونم.من قادر نیستم بدنمو به سمت دلخوام تغییر بدم این عقاید و انتظارات باعث می‌شد روز به روز بیشتر از قبل با خودم بجنگم و از خودم عصبانی باشم.حس حقارت باهام همه جا بود،همیشه فکر میکردم من ی آدم زشت وبد هیکل هستم.این افکار بد و منفی باعث شده بود که کل زندگیم به ناراحتی و سختی بگذره.
      • احساس شما در گذشته برای لاغر شدن بر مبنای دوست داشتن لاغر شدن بوده است یا محتاج لاغر شدن بودن؟! شرح دهید.وقتی با رژیم شروع میکردم که کمی وزنم کم کنم در وا۰قع خودمو درگیر چاقی کرده بودم و مدام ناتوانی هام مرور میشد که چ فایده ای داره،چقدر رژیم میگیری تا کجا میخوای ادامه بدی؟؟این افکار باعث میشدن که من التماس کنم به چاقی و چربی‌های بدنم که تورو خدا بذار و ب و،بذار منم حس خوب خوش اندامی رو تجربه کنم ولی نمیشد،چاقی توی من جا خوش کرده بود و روز به روز داشت سنگین تر میشد تا با هدایت خدا با استاد عطار روشن آشنا شدم و حالم عالی شد و الانم از خودم راضیم.میخوام لذت ببرم از زندگیم  و بذارم کم کم لاغری توی بدنم بشینه و تا ابد بمونه
      • از زمانی که با سایت تناسب فکری آشنا شده اید احساس شما نسبت به لاغر شدن چه تغییراتی داشته است؟ شرح دهیدحس میکنم که نیازی نیست ملتمسانه به کسی بگم بهم کمک کنه و منو درک کنه ب ای اضافه وزنم.نیازی ندارم که برای دل خوشی دیگران وزنمو بیارم پایین.همینکه خودم از خوردن و نخوردنهای به موقع لذت میبرم برام کافیه.
      • به نظر شما چرا تا وقتی محتاج لاغر شدن باشید روند لاغر شدن سخت و طولانی خواهد شد؟چون اگه خودمون رو محتاج لاغری ببینیم دیگه هر چقدر دیگران بخوان کمکمون کنن تا پیلیه ی چاقی رو آزمون دور کنن و با زور پاره ش کنن نمیشه،چون اون افکار چاقی به ذهن ما چسبیده و هیچ چیزی غیر از تغییر دیدگاه نمیتونه این چسب افکار چاقی رو شل کنه.باید افکارمون رو از احتیاج داشتن به دوست داشتن تغییر بدیم .
      • لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می کند که محتاج لاغر شدن را به دوست داشتن لاغر شدن تغییر دهید؟ شرح دهید.من از وقتی تمرین‌های لاغری رو دارم انجام میدم تا حد زیادی چاقی و خوردن و نخوردن و ساعت درست غذا خوردن رو رها کردم و این به من آرامش روحی داده و منو از وابستگی درآورده،کاری که قبلا هرچقدر تلاش میکردم کمتر بهش می‌رسیدم.قبلا خیلی تلاش میکردم هروقت گرسنه شدم بدم سراغ یخچال ولی وقتی گرسنه بودم یا نبودم در یخچال و کمد خوراکی ها رو باز میکردم بدون فکر ی چیزی میذاشتم توی دهنم هرچی که بود مهم نبود،مهم این بود که من اون خوراکی رو که بهم چشمک میزد رو میخوردم.
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مینا
      ۱۴۰۳/۰۸/۰۵ ۱۵:۴۹
      مدت عضویت: 869 روز
      امتیاز کاربر: 6520 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 350 کلمه

      به نام خداوند مهربان که من را به سمت متناسب شدن ولاغری هدایت کرد.

      سلام استاد خسته نباشید.

      این چند سالی که چاق بودم و تلاش می‌کردم که لاغر بشم همیشه به لاغر شدن نیاز داشتم.نیاز من به لاغری به خاطر درد کمر و پا بود.هر چه دکتر می‌رفتم همیشه می‌گفتند باید لاغر بشی و من محتاج لاغر شدن بودم وقتی که برای لاغری از خدا کمک خواستم و به مسیر لاغری با ذهن هدایت شدم پس از دیدن چند فایل به این نتیجه رسیدم که باید توجه ام را از روی چاقی بردارم و به قول استاد چاقی را کم‌رنگ کنم برای این کار مرتب به خودم میگفتم من که چند سال هست که چاقم چند وقت دیگر هم چاق باشم و بی خیال چاقی شدم من دوست داشتم حال دلم را خوب کنم و دیدم دیگه به لاغری نیاز ندارم مثل آدم های متناسب اهمیتی به چاق و لاغری ندادم و حالا حالم خوبه و به امید خدا لاغری را هم دیر یا زود به دست می آورم حالا دنبال سلامت روانم هستم.من قبلاً از صبح که بیدار می شدم همه ی فکرم این بود که چیکار کنم لاغر بشم و موقع خوردن هر چیزی ترس از چاق شدن داشتم خلاصه همیشه ذهنم درگیر بود و از هیچ چیز لذت نمی بردم.ولی الان راحت شدم من نیاز به لاغری ندارم من لاغری را دوست دارم و با حال خوب به آن می‌رسم حرف های استاد کاملآ صحیح است خیلی وقت ها شده که یک چیزی را خواستم و فقط پیش خودم گفتم این چه خوبه که بگیرم و رد شدم و بعد از چند وقت به طور اتفاقی به آن رسیدم.

      در روشهای کاهش وزن قبلی همه ی تمرکز آدم روی عدد روی ترازو و جسم آدم هست همیشه توسر آدم آشوب که چی بخور چه جوری بخور کی بخور که چاق نشی و چیکار بکن که لاغر بشی و آدم محتاج لاغر شدن میشه محتاج عددی پایین روی ترازو میشه و هر روز رسیدن به لاغری سخت تر میشه در مسیر لاغری با ذهن یاد می گیری ذهنت رو آروم کنی تا چاقی ساکت بشه و ذره ذره تموم بشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۶ ۱۶:۲۳
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 624 کلمه

      به نام خدا

      خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم.

      من هنوزم معتقدم اندامم خوبه. چون افکارم تغییر کرده و چاق نیست. دوست دارم توی این مسیر باشم. من مدام فکر می کنم اگه روند لاغری من خیلی زیاد بشه، میشه جلوی اونو گرفت؟ من مدام خودمو پوست و استخون میبینم توی ذهنم……البته میخوام متنلسب و متعادل ببینم تا از اون ور بوم نیفتم :)))

      از روزی که از غذا خوردن ترسیدم، چاق شدن من شروع شد. من مدام اصرار میکردم تا لاغر بشم. در حقیقت چاقی توی ذهن من خیلی بزرگ بود و دست یافتنی.ولی لاغری روز به روز  دست نیافتنی تر شد. نمیدونم چرا ماها نمی خوایم قبول کنیم، خودمون باعث شدیم که چاق بشیم. خودمون با افکارمون. خودمو با دلیل های الکی. همون دلیل های الکی باعث شد روز به روز توی ذهنمون جا گیر تر بشن. حتی خودمون هم بیشتر باورش کردیم. آخه چه کسی با خوردن چاق شده. این همه آدم متناسب، میخورن. چرا چاق نمیشن. من هر وعده گفتم چاق میشم و چاق شدم. ولی الان و این زمان و چند ماهه، که میگم تو غذا به اندازه نیاز بدنت میخوری. تو درست میخوری. تو حتی پرخوری هم نداشتی. الانم خیلی کمتر از قبل میخورم. نصف قبل میخورم. اون افکار رو خودت پرورش دادی. این روزا واقعا حس من خوبه.

      توی مهمونی دیشب میل به هیچی نداشتم. و هیچی نخوردم. اونقد خوشحال میشم هر بار میگم میل ندارم و زمانی که میلم داشتم، میخورم. من حتی با بو و رنگ غذا هم گرسنه نمیشم. دیشب چند تا تپل های جمع حرفهای جالبی زدن. اونا خیلی کمتر از متناسب ها میخوردن. من میدونستم اون متناسبها، کنار چای کلی چیزهای شیرین میخورن. میان وعد هم دارن. پر خور هم هستن. ولی تپل ها غذای کمی داشتن و مدام میگفتن ما آب هم بخوریم چاق میشیم. مدام از خوردن حرف زدن. اونا شاهد جمع میکردن برای چاقیشون در حقیقت. ولی لاغرها سکوت کرده بودن و میخوردن. تپل ها شیرینی رو عامل چاقی میدونستن. من چیزی نمی گفتم، هیچ وقت دوست ندارم توی جمع ها حرف بزنم. اون زمان که می گفتم، کم کم بقیه باور کردن من چاقم. ولی الان نه. من الان شبیه متناسب ها سکوت می کنم  در مورد خوردن و چاقی  حرف نمیزنم. چون در حقیقت من  چاق نیستم. من حتی از متناسب ها هم رفتاری متناسب تری دارم.. خیلی خوشحالم به بدنم احترام میزارم. خوشحالم عاشق این مسیر شدم. خوشحالم ولع ندارم. آروم و شمرده غذا میخورم

      توی این سفر به صورت ناخودآگاه پرخوری نکردم. هر جا پیغام سیری صادر میشد، من دست کشیدم. نگفتم پولشو دادی بخور. حیفه. هیچ هله هوله ای هم نخوردم. به راحتی اضافه غذا رو روی میز رها میکردم. نوشابه هم به اندازه یه جرعه یا کلا نمی خوردم. دوست ندارم دل درد بگیرم. دوست ندارم به شکمم فشار بیاد. دوست دارم بدنم ساعت ها استراحت کنه. 

      تمام چربی های که من انباشته کردم، نتیجه افکار چاق کننده خودم بوده. از همین الان به اونا میگم هر چقدر که هستن از بدن من خارج بشن. دوست دارم بدنم خالی از چربی بشه. حتی یک گرم.  اصلا چرا چربی باید سالها توی بدن باقی بمونه وقتی مدام سلولها از بین میرن. چربی چند ساله نداریم اصلا. ولی افکار چاق کننده چند ساله داریم. خدا رو شکر در این مسیرم. خدا رو شکر که عاشق این مسیرم. من به لاغری محتاج نیستم. بلکه متناسب شدن رو دوست دارم. حالا شد شد نشد هم نشد. من از چاق شدن هم دیگه نمی ترسم. اگه چاق هم بشم اتفاقی نمی افته. من اگه حتی سالها چاق  هم باشم و بشم، مسئله ای نیست. چون فکرم لاغره. خودمو الان خودمو الان متناسب میبینم. افکارم درسته. اعصاب خوردی ندارم. حس بد ندارم. خیلی حالم خوبه خیلی خیلی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۳/۰۳/۳۱ ۱۷:۳۶
      مدت عضویت: 850 روز
      امتیاز کاربر: 12426 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 220 کلمه

      سلام بر استاد 

      آمروز فایل ارزشمند شما رو گوش‌دادم

      به ذهنم رسید که از قدیم میکفتن سنگ بزرگ علامت نزدن هست من وقتی از چاقی غولی بسازم که خیلی وحشتناک هست و برای شکست دادنش باید به قله قاف برم به هیچ وجه نمیتونم به هدفم که لاغری هست برسم

      من فهمیدم که باید در اصل لاغری رو زندگی کنم وبهش برسم یعنی مثل تمام موارد دیگه در زندکی مثلا خوابیدن غذا خوردن حمام رفتن بیرون رفتن و بقیه مسایل زندگی ما همه این موارد روتین هست برامون وهر روز این کارها و انجام میدیم و هیچوقت از خوابیدن یا راه رفتن وحشت نداریم که مثلا شاید خوابم نبره یا نتونم برم به کارهام برسم 

      پس تر س نداشتن از انجام کار های روز مره باعث میشه ما راحت تر بتونیم انجامشون بدیم 

      در مورد لاغری هم همینطور هست باید بخشی از روتین زندکی ما بشه مثل تمام افراد متناسب اطراف ما که برای متناسب بودن اصلا فکر دشواری در ذهن ندارن فقط دارن زندکی شون ادامه میدن و عین حال متناسب با لاغرتر هم میشن 

      پس بنابراین باید به چاقی فکر نکنیم وابراز نگرانی از وضعیت فعلی خودمون نداشته باشیم تا بتونیم در جهت مخالف یعنی همون لاغری گام درست رو برداریم من خیلی قشنگ متوجه شدم موضوع این فایل رو وچقدر در ادامه راهی که هستم به من کمک خواهد کرد ممنونم از شما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهیمه حیاتی
      ۱۴۰۳/۰۲/۰۱ ۱۰:۳۷
      مدت عضویت: 1129 روز
      امتیاز کاربر: 11400 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 405 کلمه

      به نام خدای هستی بخش

      لاغر شدن با ذهن آسان ترین کار دنیاست ولی این آسان بودن به منزله بی اهمیت بودن نیست بلکه پر از نکات ریز و اساسی که توجه کردن و نکردن به اونها خیلی رو عملکرد ما تاثیر میزاره اگر توجه کنیم زودتر به نتیجه میرسیم و اگر توجه نکنیم نتیجه ما دیر رقم میخوره محتاج لاغری بودن هم یکی از همون مسائل هست که خیلی مهمه اونو درک کنیم و برای رسیدن به نتیجه به اون توجه بکنیم .حالا که من دارم خودمو کنکاش میکنم منم به لاغری محتاج هستم اول چیزی که باعث محتاج بودن به لاغری میشه باراداری هستش و چون من تجربه سقط داشتم و دکترا سقط من رو به چاقی ربط دادن و بهم هشدار دادن که برای بارداری مجدد حتما باید وزنم پایین بیاد وگرنه امکان سقط مجدد هست به همین خاطر تنها هدف زندگی من شده بود اینکه لاغر بشم و الان که استاد این موضوع رو مطرح کردن و پیشنهاد دادن که به این مسئله فکر کنیم که آیا محتاج لاغری هستیم یا دوست داریم لاغر بشیم ؟ باعث شد که من به این نتیجه برسم که من خیلی محتاج لاغری هستم اصلا میخوام لاغر بشم که بتونم بچه دار بشم و اون تجربه تلخ سقط رو دوباره تجربه نکنم و هر دفعه که اطرافیان به من هشدار میدادن که چرا اقدام نمیکنی برای بارداری باعث میشد که من هی بیام خودمو چک کنم که چرا لاغر نمیشم ؟چرا برامن اتفاق نمیوفته؟ شش ماه گذشت هشت ماه گذشت چرا خبری از لاغری نیست ؟ منکه صبر کردم ،من که ادامه دادم منکه استمرار داشتم، منکه باوجود نجواهای منفی دوباره موندم  و جا نزدم پس چرا اتفاق نمیوفته ؟دیگه داره دیر میشه . از حرفای دیگران و توصیه هاشون برای باردار شدن و مقایسه کردن من با کسی که بعد از من ازدواج کردن و بچه دار شدن خسته شده بودم و این باعث شده من هر روز محتاج تر از دیروز باشم و این لاغری شدن به یک کوه نشدن برای من تبدیل بشه اینکه بتونم بچه دار بشم و دیگه دهن اطرافیان رو ببندم بگم که دیگه از این توصیه های بهداشتی برای من نداشته باشن . امیدوارم که درست متوجه شده باشم و این همون مانع بزرگ لاغری من باشه و بتونم با برطرف کردنش به تجربه لاغری برسم .ولی نمیدونم چطور این بارداری رو از لاغری جدا کنم با وجود سقطی که داشتم این شده یه باور قوی برای من .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6751 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 60 کلمه

        سلام و درود
        موارد زیادی هست که افراد در حین اینکه چاق هستند بچه دار می شن و این یک نگرش نادرست درباره مساله ای است که تجربه کردید
        هیچ چیز رو به چاقی ربط ندید
        مهم نیست کی میگه چون اونی که میگه هم خیلی چیزها میگه که نظر و عقیده خودشه و با نظر و عملکرد خداوند بسیار تقاوت داره.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فهیمه حیاتی
          ۱۴۰۳/۰۲/۰۲ ۰۹:۲۱
          مدت عضویت: 1129 روز
          امتیاز کاربر: 11400 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 144 کلمه

          سلام خدمت شما استاد عزیز

          ممنون از اینکه به دیدگاه من پاسخ دادین .اره خودمم متوجه شدم که چون همه چیز رو به چاقی ربط دادم واقعا خودم رو محتاج لاغری میدونستم که تا زمانی که چاق هستم نمیشه از زندگی لذت برد و هیچ کاری کرد و با رسیدن به لاغری تازه زندگی من شروع میشه  انگار تا قبل از اون دکمه استپ زندگیم رو زدم و وقتی لاغر بشم تازه دکمه پلی زده میشه و زندگی آغاز میشه ولی غافل از اینکه همین طرزفکر و انتظار من باعث میشه که هیچ وقت به لاغری نرسم. باید این دیدگاه رو نسبت به لاغری داشته باشم که اونم یه تجربه توی زندگیه باشه خوبه ولی حالا نباشه هم به جایی برنمیخوره و زندگی من مختل نمیشه من به عنوان یک انسان زنده م و چاقی مانع استفاده از فرصت زندگی و تجربه کردنم نمیشه . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهلا
      ۱۴۰۳/۰۱/۲۰ ۱۵:۱۴
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 337 کلمه

      با سلام ،

       نیاز بوی کمبود میده وقتی احتیاج نیاز می کنیم نسبت به چیزی یعنی اون رو در زندگی نداریم یا کم داریم.

      توی این فایل یاد گرفتم وقتی نیازمند لاغری باشیم یعنی لاغری کمه ،در دسترس نیست،رسیدن بهش کار هرکسی نیست.

      اما خواسته بوی فراوانی میده بوی دوست داشتن،وقتیرچیزی رو میخواهیم که قبلا زیاد دیدیمش و بهش علاقه مند شدیم ،دوست داریم ماهم ازون چیز داشته باشیم و از داشتنش لذت ببریم.

      اینکه بخواهیم لاغر بشیم یعنی چیزی رو که دوست داریم ،با داشتنش میخواهیم زندگی رو لذت بخش تر کنیم .

      در حالی که فایل رو گوش میدادم خیلی فکر کردم ببینم من نیازمند لاغری هستم یا علاقه مند.

      من علاقه مند لاغری هستم چون می‌خوام لباسی که. دوست دارم رو بپوشم ،اندام زیباتری داشته باشم.

      اما بیشتر که فکر کردم دیدم کمی هم نیازمند لاغری هستم،من به لاغری نیاز دارم تا نشون بودم هنوز جوان هستم،چون در دوران زیر سی سال من همیشه متناسب بودم و الان که اون زمانها رو بیاد میارم گاهی اوقات افسوس میخورم،و حس میکنم الان که در سی و هفت سالگی بسر میبرم و وزن دلخواه و رو ندارم پیرتر از چیزی که هستم نشون میدم ،بخ همین خاطر در این مورد احساس نیاز میکنم ،نیازمند احساس جوان بودن 

      اما علاقه و عشق من به لاغری خیلی بیشتر از احساس نیازم هست و سعی میکنم این علاقه رو زیادتر کنم تا این احساس نیاز رو بپوشونه.

      وقتی میری باشگاه و یا رژیم میگیری،معمولا خیلی هزینه می کنی،و ممکنه این هزینه ها باعث بشن تو نیازمند لاغری بشی،لاغر بشی چون نیاز داری خودت رو به خانواده نشون بدی،نیاز داری بری باشگاه تا پول و هزینه ها رو دور نریخته باشی تا خودت رو به اطرافیان ثابت کنی.

      از زمانی که با سایت تناسب فکری آشنا شده اید احساس شما نسبت به لاغر شدن چه تغییراتی داشته است؟ شرح دهید

       از وقتی به تناسب فکری اومدم درسته که هنوز لاغر نشدم دیگه لاغری رو کار سختی نمی بینم ،لاغر شدن برام آسون شده،موانع زیادی رو یاد گرفتم مثه همین احساس نیاز یا اراده داشتن ،بیشتر شبیه آدمای متناسب رفتار میکنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار تینا.عالی
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۶ ۱۷:۲۰
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,711 کلمه

      بنام خداوند مهربانم و همیشه حاضر و مهربانم و حامی و عاشق پیشرفت ما،

      درود ذهنت برکت نعمت ثروت سلامتی و هر چه نیکی خیر و کمال هست از سوی خداوند هر لحظه روان و جاری به زندگی شما استاد عالیقدر و گرامی،

      استاد درک‌کردم و یاد گرفتم در برابر خواسته هامون نباید این حسها را داشته باشیم 

      اینها همان ترمزهای بین ما و خواسته هامون هست:

      حسرت و حسادت، ضعف و 

      حس در تایید دیگران باشیم  ،در رقابتو مقایسه بد بودن و کمبود ،

      حس وابستگی و محتاجی و نیازمندی و التماس و حقارت ذلت و منت کسی یا تحقیر و خود کم بینی و  کوچک‌بینی و حس ناتوانی بدبختی و سختی و دوری از نعمتهای خداوند، حس ناکافی بودن کم داشتن و حرص و طمع

      بی لیاقتی و ناشایستگی،

      حس در انتظار بودن با سختی با آه و ناله و فقدان چیزی و نبودن اون چیز ، 

      حس ناامیدی و افسردگی و تلاطم و ناراحتی و نا آرامی برای داشتن هر چه زودتر اون چیز که نکنه تموم بشه اون چیز، 

      و حس متشنج و‌متلاطم داشتن، 

       و یا حس ذلالت و خفت و منت حس تملق و چاپلوسی ،

      برای رسیدن به خواسته ها این حسها نباید باشن در درون ما،

      ایناهمون شناسایی ترمزهای رسیدن برای رسیدن ما به خواسته هامون هستن  و 

      کلا عاملهای شرک ورزیدن به غیر قدرت خدا هستن و حتی اعتماد نکردن به درون قدرتمندی که خداوند برای خلق هر چیزی کامل و عالی به ما عطا کرده در درون مانهاده،

      من فقط با اعتقادو اطمینان به یکتایی قدرت مطلق خداوندم و با اعتماد به قدرت درونی که  من را بی نیاز و کامل عطا کرده و فقط نیازمند خودش هستم 

      و با عملگرا بودن و تعهد و یقین و با استقلال کامل و با حس غنی بودن و سرشار بودن و کامل بودن و با لیاقت و سخاوت و شایستگی و رهایی بخشش و گذشت و مودبانه و محترمانه و با قدردانی و شکرگزاری و طبق سنت الهی پروردگارم با تواضع و خاضعانه و خاشعانه و تسلیم و رضا بودن در برابر خداوند حقم ،و متصل به ذات منبع بینهایت ثروتمند و بی نیاز و کامل خداوند ،

      و  با حس خوب و ایمان و اطمینان و اعتماد و ارزشوالایی که خداوند بعد از خودش به من کامل عطا فرموده اند،به این عقیده کامل که ،

       من صاحب اون چیز از قبل بودم و هستم و همه چیز برای من از قبل محیا بوده ،

      و فقط با احترام و قدردانی از خدا و با احترام و اجازه خدا آن چیز را فقط  صدایش میکنم  چون خودش حاضر از قبل بوده و به سمت من می آید و آمده  ،.

      و خدا خودش اونو از قبل برای من آفریده و بهتر میدونسته نیاز من چی بوده و خدا عاشق من،

       فقط میخواد تنها از خودش با قدردانی و احترام و تواضع و اعتماد به قدرتش بخواهم، و بعد اعتماد به قدرت درونی خودم که بهم عطا کرده و بی نیاز از عالمم غیر خودش و رعایت قوانین الهی اش من  به آن خواستم برسم ، 

       منتهی با :

      حس خوب و ایمان به قدرت خداوند و قدرتی که در من نهاده مثل خودش خالق باشم نه از روی بی عزتی و احتیاج و بدبختی و نیازمندی حسرت حسادت کمبود و وابستگی و انتظار سخت به اون چیز و بردگی و خفت و منت و قبول ذلت به هر قیمتی برای اون چیز نه اصلا ،

      بلکه:

      به اذن الله خدا میخواهد با حفظ احترام وقدردانی  به خودش حتی حفظ ارزش من بعد از خودش و

      حفظ عزت خودش و  بعد من و 

      شایستگی و لیاقت خودش و بعد من ،

       به آسانی با لذتی که خدای مهربانم میخواد من این حس رو تجربه کنم آن چیز به من عطا شود و شده،.

      چون خدا  دوستم داره دوست داره حال من خوب باشه و مدام بخندم رشد کنم و در این حس خوب بمانم تا خلق عالی و بهتری برای زندگیم کنم،،

      با خودش عاشقی و معشوقی کنم و بهش ایمان و باور داشته باشم هر چند او از این حسای من و  پرستش من هم بی نیاز،(الله و الصمد )

      این آگاهی از طرف خدا ازطریق فایل آموزشی شما ،

      تمام سیستم زندگی منو،

      امروز پنج شنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۲،

      از زمین به آسمون عوض کرد  و  تمام جهانو به آسانی یک پلک زدن انگار گذاشت کف دستم،

      من از آگاهی های که بهم رسید انگار کلید اسرار رسیدن به خواسته هام با عزت و درستی و راحتی بهم عطا شد،

      از این فایل زیبای شما به این آگاهی ها رسیدم که،

      و باز تکرار میکنم:

      به غیر از عشق به خداوند و رو به سوی خدا داشتن به چیز دیگه ای حب نداشته باشیم شرک نورزیم،

      حسرت نوعی شرک وکمبود و شک‌به کامل بودن و غنی بودن و ثروتمند بودن در هر زمینه ای به خداوند هست وشک به قدرتی که به درون ما کاملا داده .

      و استاد:

      (این داستان حضرت سلیمان همیشه برام سئوال و قفل بود که امروز کلیدش در ذهنم داده شد، 

      به این شرح بود که :

      حضرت سلیمان ع گله اسبی دید بعد از اسبی خیلی خوششون  اومد و چند لحظه ای در عشق آن اسب محو و  مبهوت شدن ،

      بعد از اینکه به خودشون اومدن از خدا عذر خواستن؟! گفتن خداوندا مراببخش از تو چند لحظه غافل شدم چون باید فقط  تورا تحسین میکردم چون تو خالق آنی که صاحب کل زیبایی ها هستی و اسب را افریدی و اولین و اخرین عشق تویی اصل و خالق تویی زیبایی تویی کمال تویی ببخش خدایا که از تو غافل شدم.)

      من امروز از باز گشایی رمز این داستان ساده که قبلا شنیده بودم اما درکش نکرده بودم فهمیدم و درس گرفتم و درک کردم که :

      شریک قائل نشو شرک نورز و کافر نشو غیر خدا رو قدرت نبین ،

      یعنی فقط همان قدرت و عشق اصلی و کامل خدا برات کافی و 

      حالا این معجزه و لطف خدا در ما:

      که همون قدرت خلق و عشق اصلی و کامل را خداوند از وجود خودش در ما نهاده،

      که با تکیه در حقیقت به خودش هست و ما بنده و افریده به دست او و متعلق به او هستیم و مارو نمونه ای از خودش آفریده در خلق کردن مثل خودش به ما قدرت داده بعد از خودش و طبق قوانین الهی خودش با اطمینان باید خلق کنیم و بخواهیم با حفظ عزتمان و مودبانه و قدردانی از خداوند مهربان که چنین قدرت و عزتی برای ما خواسته ،خدایا شکرت ،

      وچقدر زیباست :

      از دیگر مزایای شرک نورزیدن اینکه :

      وقتی خدا و بعد از خدا به اذن الله :

      خودت را صاحب قدرت و خلق و کامل ببینی چون خدا بهت عطا کرده این نعمت خلق کردن به طور کامل با حفظ عزتت را،

      و اینطوری در نتیجه: 

      تو حست بهتر میشه و آرامش میگیری و بی نیاز خودتو میبینی و فقط محتاج خداوند 

      و از قدرت خلقت و خالق بودن کوچک خودت  مانند خدا، با عزت و با اطمینان و آسان و  با ایمان و باور کاملی استفاده می‌کنی و خلق می‌کنی ،

      و چرا خداوند دوست داره همیشه حال ما خوب باش؟؟

       حال خوب باعث خلق خوب ما میشود حس خوب مثل بی‌نیازی کمال و قدرت و اطمینان و ایمان به قدرت خداوند برای استفاده عالی از قدرت درونی که برای  خلق کردن خدا به ما داده میاره ،

      او به ما چنین قدرتی داده تا ما همین حسها رو بگیریم و باهاشون بصورت چوب جادویی خلق زندگی بهتری کنیم برای خودمون،

      با عزت نفس با حس خوب با قدرتمندی با شایستگی و لیاقت با قدردانی و احترام به گوهر وجود درونی که به ما عطا کرده در حقیقت میشه کلشاخترام به خلقت خداوند منان،

      و به قول حضرت علی ع :

      ما وجودمان به چیزی غیر از بهشت نمی ارزد ،

      چو غیر این باش،حس بد شرک،

      و مثل زنجیره حسهای بد دیگه دنبالش میاد مثل:

      بی عزتی بی احترامی ، ذلت خواری و منت دیگران تازه دیگرانی که ناقص هستند و منت هم سرت میزارن و حتی حس بد خفت و تحقیرو حقارت بهت میدن و  التماس و اینکه محتاجیم به دیگران و طلب خواسته عشق و نیاز و  کمال  از غیر خدا که صد در صد ناقص هستن و مدار و فرکانس عزت مارو پایین میاره 

      حالا این حسها چه در برابر فردی یا افرادی باش چه در برابر نیاز ما و چیزی و وسیله ای باش فرقی نمیکنه ، 

      حس حسرت و سختی و دوری و وابستگی حسادت کمبود و نقص و انتظار و نا امیدی و نیازمندی برای انسان خفت میاره و ما رو به شک و تردید و ناباوری و بی ایمانی میکشونه و نعمت حاضر از قبل آماده خدا را از ما دور می‌کنه و مشرک و کافر می‌کنه ،

      نباید جز خدا ته دلت عشق به هیچ چیزی باش نه اینکه عشق نورزی محبت نکنی یا دوست نداشته باشی و لذت نبری و شادی نکنی ازاد و مستقل و قوی نباشی نه اصلا نعمتها نهایتا برای همین ایجاد حسهای لذت  و آزادی و  پیشرفت هستن ،

      در حقیقت خداوند مهربان  میخواهد به ما بگه تو در همه حال کاملترین نعمت و زیبایی همان عشق و قدرت خلق کوچک مثل منو داری منی که همیشه  عاشقتم و هم معشوقتم ،تو بی نقصی و بی نیازی و کامل و قدرتمند و آسان افریده شدی،

      و تنها و والاترین و کاملترین عشق اصلی ته دلت فقط خداوند باید باش تا مبادا شریکی براش قائل بشی و من از وجود خودم به تو هم دادم هیچی رو از بیرون از کسی طلب می‌کنی نکن خودت را کامل آفریدم ای بنده گلم از خودم و خودت فقط بخواه باحس قدرت و  غنی بودن با ارامش باوصل بودن به ذات بی نهایت ذات الهی،

      خداوند میخواد فقط مابه خدا که کامل هست و بعد از خودش به خودمون که کامل آفریده شده ایم با حس خوب اطمینان به خدا و قدرت و عدالت بی نقص خالق  بودن خدا و بعد قدرتی که از او هم در ما هست تکیه کنیم با حس عالی غنی بودن و حاضر بودن و اطمینان همه چیز از قبل.

      مطمئنا خدا از قبل به فکر خواسته های ما بوده،

      و حتی به فکر حفظ عزت و ارزش ما بوده او دوست ندارد ما حقارت و ذلت یا سختی بکشیم خداوند ما خداوندی سلامت وشاد و زیبا  و راحت و ثروتنمند و بی نیاز و غنی و آزادیست ، 

      بخاطره همین میخواد با رعایت قوانین هستی اش و طبق اصول و قوانین :

      مودبانه و با قدردانی 

       و با اطمینان به قدرتش و عدالتش و مهربانیش 

       وبا اعتماد به رحمتش و عظمت بی پایانش و غنی بودن بی نهایت و مطلقش

       به آسانی خواسته خود را فقط برایش بفرستیم،

      و مطمئن باشیم کمال را فقط در درون خودمون به ما عطا کرده که از قبل حاضر بوده و هست،

      و بعد به راحتی و آرامش و اطمینان که از قبل خواستمون برامون برآورده شده، و با خوشحالی به زندگیمون ادامه بدیم و پیشرفت کنیم. 

      از خداوند طلب ایمان رشد و صداقت راستی و آگاهی دارم تا آخرین نفس،

       فقط از خداوند مهربان غنی بی نیاز طلب یاری می‌جویم و 

       انشاالله ایمانمان به قدرتش همچون یقین ابراهیم ع همچون پایداری یوسف ع صبر ایوب ع بردباری نوح ع همچون استقامت محمد ع و قدرتمندی علی ع و دیگر  بزرگان الگو و خردمند و با ایمان و منطبق با قوانین هستی کند و اعتقادمان راسخ به قدرت الهی  باشد و در این راه مستمر بمانیم تا آخرین نفسمان،

      و نه تنها لاغری بلکه در همه مراحل موفقیت و پیشرفت زندگی را بهانه زیبای برای عشق کردن با خداوند و لذت بردن بدانیم آنقدر جدی نگیریم که یادمون بره عشق با خداوند با قدرت و عظمت خودشو در درمان که نهادینه کرده راه برویم زندگی کنیم و به آسانی زندگی را مانند  نفس کشیدنمان و راه رفتن نشستن برخاستن دیدن شنیدن ومانند هزار کار دیگه به راحتی با باور و اطمینان با عشق  و خیال راحت زندگی کنیم، 

      چون همه چیز را از قبل به ما عطا کرده فقط و و ظیفه ما اینه که پایداری کنیم و لذت ببریم و آسان بگیریم و ادامه دهیم و 

      به خودمان یادآوری کنیم که  لذت بردن را فراموش نکنیم و باورمون را قدرت دهیم که از یک منبع بی نیاز آفریده شده ایم  و او کمبود نداشته که مارا نیازمند بیافریند و از نیازمندی ما لذت ببرد نه،

       او میخواهد ما جهان درون خود را کشف کنیم و از درون خودمون به قدرتی خودمون و اون قدرت منبع لایتنهی و  بی نیاز و ابدی که همه او قدرتمندی ابدیست بپیوندیم 

      و حتما ما بعد از او قدرتمند ابدی و کاملی هستیم،

       خداوندا لیاقت بندگی و تواضع و تسلیم بودن و صبرو استقامت و لیاقت عشق بازی با خودت را از طریق زندگی که به ما دادی بیاموز و در ما یادآوری کن و زنده نگه دار و ما را با خودت و قوانینت در حالی که در این دنیا هستیم  آگاه و هماهنگ وبا ایمان و با اطمینان و با یقین و متعهد و عملگرا و  یکی کن الهی آمین،

       شکر خداوندم هزاران بار در هر لحظه تا بی نهایت ،

      و ممنونم از استاد درس زندگی به ما میدهید نه فقط لاغری واقعا ،

      • به اذن الله بعد از خدا ،لاغری با ذهن به من آموخت و می آموزد :
      • و این مطلب را در من روشن کردکه،
      •  خودم هم منبع هستم لاغری باید دنبال من بیاید و از من شروع کند نه من دنبال لاغری .

      همه چیزمان  را باید از خدا  طلب کرد، منتهی نه از روی حسرت و نیاز و وابستگی  و درماندگی بلکه اون چیز به اذن الله از روی قدرت و با حفظ عزت و ارزش من و لیاقت من باید  برای پیشرفت من باشد، 

      و فقط وسیله ای برای  گسترش خوبی از طریق من بر روی زمین باید طلب شود نه از روی فلاکت و بدبختی و احتیاج من به اون وسیله یا خواسته .

      • شما دوست دارید لاغر شوید یا محتاج لاغر شدن هستید؟‌ شرح دهید.
      • دیگر نیازی به لاغری ندارم طبیعت من به من عطا کرده از قبل سلامتی و لاغری را تنها خواستار و محتاج خشنودی خداوند خودم را میدانم هر چند او از آن هم بی نیاز هست و فقط عشق و آزادی و پیشرفت و باور و اطمینان و راحتی و صداقت و تواضع و احترام و رعایت قوانینش را از من میخواهد. 
      •  
      • در سال های گذشته که برای لاغر شدن اقدام می کردید به خاطر دوست داشتن لاغر شدن بود یا محتاج لاغر شدن بودید؟
      • بخاطره هر دو .البته دوست داشتن را با محتاج بودن یکی میدونستم .
      •  
      • چرا استفاده از روش های لاغری انسان را بیشتر از قبل محتاج لاغر شدن می کند؟! شرح دهید.
      • چون کمبود بزرگی را در ما از ترس و کمبود ،ناکافی بودن  سخت بودن شک و تردید و ناتوانی و عدم لیاقت در ما ایجاد میکند .
      •  
      • با توجه به توضیحات نوشتاری احساس شما در زمان استفاده از روش های قبلی برای لاغری چه بوده است؟‌ شرح دهید ضعف نیاز بدبختی گرفتاری در چرخه باطل و خفگی ذلت و ناتوانی،
      •  
      • احساس شما در گذشته برای لاغر شدن بر مبنای دوست داشتن لاغر شدن بوده است یا محتاج لاغر شدن بودن؟! شرح دهید.نیاز میدیم و برای رقابت و تایید و اثبات خودم بوده برای شغلم و در فامیل .
      •  
      • از زمانی که با سایت تناسب فکری آشنا شده اید احساس شما نسبت به لاغر شدن چه تغییراتی داشته است؟ شرح دهید،
      • وای اصلا آنقدر با خودم دوست شدم و خودمو دارم میشناسم احساسم فراتر از لاغری به خدا داره میرسه مراحل بالاتر عروج و رسیدن به موفقیت‌های زندگیم،حس توانایی قدرت بی نیازی س رسار بودن کامل بودن خودم و رهایی خلاصی آزادی لذت سبکبالی دوستی مجدد با خدا و توانایی هام و عزتم و لیاقتم.
      •   
      • به نظر شما چرا تا وقتی محتاج لاغر شدن باشید روند لاغر شدن سخت و طولانی خواهد شد؟ در پی هر چی بدوم ازما فرار میکند چون ح آلت شرک و نیازمندی در من ایجاد کرده و از من دور میشه حالت خفگی دادن و‌محدودیت و التماس با فرکانس پایین به اون چیز میدهیم و برای قدرت خداوند شریک قائل میشیم و از اونجایی که همه چیز آگاه و زنده هست چون داریم شریک خدا قرارش میدهیم همه چیز از ما فرار میکنند تا مارا با قدرت مطلق خدا و عزت و و لیاقت و قدرت خودمون آشنا و بیدار  کنند.
      • همه چیز را باید طلب کرد منتهی نه از روی حسرت و نیاز و وابستگی  و درماندگی بلکه اون چیز به اذن الله برای پیشرفت من و فقط وسیله ای برای  گسترش خوبی از طریق من بر روی زمین باید طلب شود .نه از روی فلاکت و بدبختی و احتیاج من به اون وسیله یا خواسته .
      •  
      • لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می کند که محتاج لاغر شدن را به دوست داشتن لاغر شدن تغییر دهید؟ شرح دهید. 
      • به اذن الله بعد از خدا ،
      • این مطلب را در من روشن کرد خودم هم منبع هستم لاغری باید دنبال من بیاید و از من شروع کند نه من دنبال لاغری .
      • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.مرور نکات آموزشی نوشته شده .
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۲/۰۷/۳۰ ۱۶:۵۱
      مدت عضویت: 2302 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 391 کلمه

      سلام و درود بر استاد عزیز و دوستان همراه

      بارها وبارها برام پیش اومده که وسیله ای رو گم می کردم وهرچه میگشتم پیداش نمیکردم  بعد مدتی که بی خیال میشدم به راحتی میدیدمش .

      چون موقعی ما به اهدافمون میرسیم که آرامش داشته باشیم و وقتی به یک هدفی مثل لاغری نیاز داشته باشیم مرتب دنبالش میگردیم و نمیتونم روی یک روشی تمرکزی کار کنم  چون من در حالت نیاز استرس واضطراب دارم و حس عجله بهم میده  واین عجله نمیزاره که من مسیر تکاملم رو طی کنم تا به هدفم برسم .

      یه مدت کوتاه شده به دنبال روشهای دیگه میرم تا بتونم زودتر به هدفم برسم و اخرشم هیچی به هیچی .

      مثل فردی که میخاد ثروتمند بشه تا احساس ارزشمندی کنه پیش دیگران . این فرد هنوز آموزشهایش رو طی نکرده  بیزینسش رو استارت میزند و درنهایت بعد مدت کوتاهی کسب وکارش به نتیجه نمیرسد و نه تنها ثروتمند نشده بلکه همون مقدار ثروت رو از دست میدهد.

      اینکه من با روشهای قبلی مثل پیاده روی یا باشگاه و … میخاستم لاغربشم و هفته ای چند بار خودمو وزن میکردم  نشون از این میده که من استرس داشتم و آرامشی نبود وگرنه من باچند بار تمرین چرا انتظار داشتم کاهش وزن داشته باشم . 

      وتا روی ترازو وایستم و ترازو وزنم رو نشون بده قلبم وامیستاد .و مرتب نگران بودم و آخرشم هیجی به هیچی .

      من اکنون که متوجه شدم من با باورهام زندگیمو میسازم  و هرچه با آرامش بیشتری درمسیر حرکت کنم الهامات رو دریافت میکنم دیگه عجله ای برای رسیدن به هدفی ندلرم میگم بالاخره اتفاق میافته و خدایی هست که بیشتر از من دلش میخاد من به هدفم برسم .

      واین مسیر رو عاشقانه پیش میبرم و لذت میبرم ونتیجه خواه ناخواه اتفاق میافته .

      الان چون در شرلیط خوبی به سر میبرم وقتی میخام به گذشته ام زوم کنم واقعیتش به سختی یادم میاد که من چه نگرانی هایی داشتم و فقط یادم میاد هرچی بود ترس و درد ونگرانی از همه رقمش بود و من همش نومید وسرخورده بودم اما تواین مسیرم احساسم هر روز بهتر از سری قبل وامیدوارتر و سرحالتر بودم وهستم .

      خدا روشکر میکنم به این سایت الهی هدایت شدم و تشکر میکنم از استاد عالیقدر که موشکافانه موانع لاغری رو برامون تشریح میکنن و ما رو از چاله و چوله ها باخبرمیکنن تا راحت تر به خواسته خودمان برسیم و لذت بیشتری از زندگی ببریم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهیمه
      ۱۴۰۲/۰۷/۲۹ ۱۰:۲۵
      مدت عضویت: 1129 روز
      امتیاز کاربر: 11400 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 270 کلمه

      به نام خدای هستی بخش

      گام 60: محتاج لاغرشدن نباشد ، لاغر می شوید

      تا قبل از گوش دادن به این فال محتاج بودن یا دوست داشتن برام فرقی نداشت و درواقع هردوتاش در نظر من یکی بودن . من هم برای بارداری خودم رو محتاج لاغری میدونستم البته الان میدونم که محتاج ش بودم چون من هنوز برای بارداری اقدام نکردم و بچه ای ندارم و دیگران از جمله خانواده خودم منو تحت فشار میزارن که دیگه هفت ساله ازدواج کردی چرا نمیزاری بچه دار بشی و من هربار میگفتم نمیتونم در این وزن باردار بشم و باید وزنمو بیارم پایین و هر وقت هم پیش دکتر میرفتم بهم تأکید میکرد که قبل از بارداری حتما وزنتو بیار پایین و تمام این مسائل باعث شده بود که من واقعا محتاج لاغری باشم چون واقعا دلم میخواست بچه داشته باشم و چاقی مانع من برای بچه دار شدن بود پس محتاج این بودم که لاغر بشم و بتونم باردار بشم و حتی وقتی وارد سایت تناسب فکری شدم باز این احساس نیاز ول کن من نبود و همش به خودم میگفتم که ممکنه طول بکشه نتیجه گرفتن من از این مسیر و باید امسال برای بارداری اقدام کنم و این باعث اضطراب و تشویش من میشد که انگار وقت ندارم و باید لاغر بشم . حالا با گوش دادن راهنمایی های امروز استاد فهمیدم وقتی به چیزی نیاز داشته باشی و زندگی کردن خودتو وصل کنی به اون چیز به دست آوردن اونو برای خودت سخت میکنی یعنی که اون چیز وجود نداره . من باید از همین امروز لاغری رو بخوام فقط و هیچ چیز دیگه رو متصل به اون ندونم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۷/۲۰ ۱۷:۲۶
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 797 کلمه

      به نام خداوند معجزه گرم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات محتاج لاغری نباشید 

      • شما دوست دارید لاغر شوید یا محتاج لاغر شدن هستید؟‌ شرح دهید.
      • من در گذشته به شدت محتاج لاغر شدن بودم و انجام هر کاری را نیازمند لاغر شدن خودم می‌دانستم و اصلا از زندگی لذت نمیبردم با اینکه خداوند نعمتهای بی شماری به من عطا کرده اما من هیچ وقت راضی نبودم و مدام گلایه به خدا میکردم که چرا مرا چاق خلق کرده ای ؟این چه سرنوشتی است ؟و اصلا انگار کور بودم و درک هیچ کدام از نعمتهای بی نظیری که خداوند بهم عنایت کرده بود و نداشتم 
      • در سال های گذشته که برای لاغر شدن اقدام می کردید به خاطر دوست داشتن لاغر شدن بود یا محتاج لاغر شدن بودید؟
      • تا قبل این فایل فکر میکردم بخاطر عشق به لاغری از روش‌های مختلف استفاده میکرده ام ،اما امروز با این آگاهی که مواجه شدم فهمیدم واقعا محتاج لاغری بوده ام و بخاطر همین نیازمندی به هر دری میزدم تا لاغر شوم 
      • چرا استفاده از روش های لاغری انسان را بیشتر از قبل محتاج لاغر شدن می کند؟! شرح دهید.
      • روش‌های لاغری گذشته همگی انگار یک جور لجبازی برای برآورده نشدن نیازمان بوده و انگار با انجام هر کدام از آن روش‌ها ما بارها و بارها در ذهن ناخودآگاهمان رسیدن به لاغری را غیر ممکن تر و دست نیافتنی تر میکردیم و هر بار که از روش جدیدی شروع میکردیم برای لاغر شدن ذهن ناخودآگاه ما را با یک کدنویسی مواجهه می‌کرد که این کار سخت و نشدنی است مثل داشتن الماس و ما احساس نیازمان بیشتر و بیشتر می‌شد 
      • گویا به فردی که بسیار تشنه است به جای آب برای رفع عطشش آب نمک بدهی و او را تشنه تر کنی 
      • با توجه به توضیحات نوشتاری احساس شما در زمان استفاده از روش های قبلی برای لاغری چه بوده است؟‌ شرح دهید
      • من از همان شروع روش‌های لاغری مطمئن بودم نهایتا کمی لاغر تر میشوم و اصلا رسیدن به عدد وزنی مورد علاقه ام را کاملا غیر ممکن و نشدنی میدیدم و به خودم میگفتم یه کم لاغر بشم بسه دیگه ۶۰ کیلو شدن پیشکش 
      • و از همون اول شکست و قبول کرده بودم و خودم و مغلوب میدیدم که حالا چون رسیدن به وزن دلخواهم غیر ممکنه به همون کم بسنده کنم و راضی باشم 
      • احساس شما در گذشته برای لاغر شدن بر مبنای دوست داشتن لاغر شدن بوده است یا محتاج لاغر شدن بودن؟! شرح دهید.
      • در گذشته احساس من این بود که من باید لاغر شوم و هر کاری که میخواستم بکنم را موکول میکردم به بعد لاغر شدنم و واقعا محتاج و گدای لاغری بودم و از هر طریقی این گدایی را انجام می‌دادم و اصلا عزت نفس نداشتم و قدرتی در خودم نمیدیدم و همیشه احساس ناتوانی و عجز در برابر چاقی داشتم 
      • از زمانی که با سایت تناسب فکری آشنا شده اید احساس شما نسبت به لاغر شدن چه تغییراتی داشته است؟ شرح دهید
      • از زمانی که به لطف خداوند لطیفم با سایت تناسب فکری آشنا شدم احساس من به لاغری خیلی تغییر کرده ،الان من چاقی را قدرتمند نمی‌دانم بلکه میدانم قدرت خدای راهنمای من وقدرتی که خداوند در درون من و ذهنم گذاشته  بسیار بالاتر از قدرت چاقی است و من به کمک خداوند و آموزش‌های استاد هر روز یک قدم به لاغری ام نزدیک میشوم ؛لاغری دیگر برای من یک آرزو نیست که برای رسیدن به آن آرزو نیازمند ابزارها و روش‌ها باشم و من دیگر حتی کوچکترین جنگی با چاقی ندارم که نیازمند ادوات جنگی باشم من اول با خودم به صلح رسیده ام و بعد با چاقی در کمال صلح مذاکره میکنم و او خودش از جسم من به صورت خودبه خودی خارج می‌شود و لاغری در من اتفاق می افتد ؛جسم من پایتختش لاغری است 
      • به نظر شما چرا تا وقتی محتاج لاغر شدن باشید روند لاغر شدن سخت و طولانی خواهد شد؟
      • تجربه ثابت کرده که انسان به هر چیزی محتاج شود چون در ذهنش رسیدن به آن خواسته سخت و دست نیافتنی می‌شود پس هر چقدر احساس نیاز بیشتر نرسیدن به خواسته غیر ممکن تر میشود این یک قانون است مثل سایر قوانین موجود در جهان هستی  
      •  
      • لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می کند که محتاج لاغر شدن را به دوست داشتن لاغر شدن تغییر دهید؟ شرح دهید.
      • لاغری با ذهن به ما یاد می‌دهد که لاغری را چیز دست نیافتنی و غیر ممکن ندانیم ،او به ما می‌آموزد که لاغری طبیعت جسم ماست و حق مسلم ماست و چیزی است که متعلق به ماست و مت قبلا صاحب آن بوده ایم و دور از انتظار نیست فقط کافیست به کمک یادگیری فرمول‌های صحیح محتویات ذهنی خود را بروز رسانی کنیم و در مسیر بازگشت قرار بگیریم تا به صحت و سلامت بدون تحمل رنج و سختی به ایستگاه لاغری که روزی در آن قرار داشته ایم برسیم 
      • خدایا سپاسگزارم برای نعمتهای بیشمارت 
      • خدایا ما را در زمره شکرگزارانت قرار بده 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13