میان خواستن کاهش وزن و محتاج بودن به آن، تفاوت بزرگی وجود دارد.
کسی که با آرامش مسیر را طی میکند 🧘♀️، احتمال بیشتری برای کاهش وزن سریع و پایدار دارد تا کسی که با اضطراب و اجبار پیش میرود 😣.
ذهن، وقتی زیر فشار باشد، در برابر تغییر مقاومت میکند 🧠🛑.
پس اگر بهدنبال رهایی هستید، رفاقت با بدنتان را جایگزین جنگ با آن کنید 🤝💚.
🤔 دوست داری لاغر شی یا محتاج لاغر شدنی؟
شاید اولش بگی: خب چه فرقی داره؟ مهم اینه که میخوام لاغر شم دیگه!
ولی بذار یه چیزی رو روشن بگم: فرقش خیلی مهمه، مخصوصاً واسه ذهن ناخودآگاهت 🧠💥

وقتی فقط دوست داری لاغر شی، یعنی با خیال راحتی، با اعتماد پیش میری. اما وقتی محتاج لاغری باشی، یعنی انگار جونت بهش بستهست!
تو این حالت، بدنت و ذهنت توی استرس دائمی میرن، و اینجاست که دیگه خبری از کاهش وزن سریع و راحت نیست 😰❌
ذهن ناخودآگاهت مثل یه محافظهکار سختگیره! اگه حس کنه که توی خطر یا ترس هستی، همه چی رو نگه میداره، حتی چربیها رو 😅
پس اگه میخوای راه لاغری هموارتر و شیرینتر بشه، اول باید رابطهت با بدنتو درست کنی… با عشق، نه با اجبار ❤️✨
🌱 ویژگیهای کسی که عاشق لاغر شدنه (نه محتاجش!)
دوست داشتنِ لاغری یه حس لطیف و دلگرمکنندهست. انگار یه شوق قشنگ توی دلت میکاره که هر روز بهت میگه:
«بلدی میتونی… یه قدم دیگه، فقط یه قدم!» ✨🚶♀️
کسی که با دلش لاغر شدن رو دوست داره، صبحها رو با اشتیاق شروع میکنه 🌞
نه بهخاطر استرس وزن کم کردن، بلکه چون عاشق یاد گرفتنه، عاشق دیدن خودش توی آیندهای که سبکتر و راضیتره 💃💫
این آدم، وقتش رو پای آموزشها میذاره، نه پای ترازو و حرص و عذاب 😌📚
حواسش هست که چی ذهنشو آشفته میکنه، و تا میتونه از اون چیزا فاصله میگیره. چون خوب میدونه آرامش ذهن، شاهکلید کاهش وزن سریع و پایداره 🧠🔑
حتی اگه هنوز اضافه وزن داشته باشه، ذوق داره؛ چون بالاخره بعد از کلی راه اشتباه، الان تو مسیر درسته. دیگه از جنگیدن با خودش خسته شده، و حالا رفیقِ خودش شده 💚
امیدش به رویای لاغری مثل یه چراغ همیشه روشنه… روشن و گرم و راهنما 🕯️✨ و همین امید، همون چیزیه که مسیر رو قشنگتر و قابلتحملتر میکنه.

🚨 ویژگیهای کسی که محتاج لاغریه (نه عاشقش!)
آدمی که محتاج لاغریه، معمولاً یه اضطراب پنهون همراهشه. همیشه یه گوشه ذهنش داره میپرسه: نکنه لاغر نشم؟ نکنه جواب نگیرم؟ 😟🔁
صبحها با ذوق بیدار نمیشه، بلکه با نگرانی بلند میشه تا ببینه یه ذره وزن کم کرده یا نه… و اگه نکرده باشه؟ روزش خراب میشه 😞⚖️
اونقدر دنبال کاهش وزن سریعه که حاضره هر کاری بکنه، فقط یه کم از فشار چاقی کم شه. اما این فشار ذهنی باعث میشه نتونه درست مسیر رو ببینه یا لذت ببره ⛔🚷
🔄 هر روز با خودش کلنجار میره… تمرینات رو انجام میده نه از روی علاقه، بلکه از روی اجبار. انگار تو دلش میگه: باید اینا رو انجام بدم… شاید یه فرجی بشه! 😩📋
👥 و وقتی کسی ازش نمیپرسه: «تو لاغر شدی؟» دلخور میشه. چون منتظر تایید بیرونیه، نه آرامش درون.
💡 دوستداشتن لاغری یا محتاج بودن به لاغری؟ تفاوتش فقط یک حس نیست!
خیلی وقتا فکر میکنیم همه آدمهایی که میخوان لاغر بشن، توی یه مسیرن… اما حقیقت اینه که نوع نگاه ما به لاغر شدن، تفاوتهای بزرگی در نتایج ایجاد میکنه.
تو این جدول، بهصورت ساده و شفاف تفاوت بین کسی که از روی عشق و آرامش دنبال کاهش وزن میره با کسی که از روی فشار و اضطراب دنبال کاهش وزن سریعه، برات آوردیم.
🔍 اگه تو هم میخوای بدونی الان تو کدوم سمت ایستادی، این جدول رو با دقت بخون و ببین احساساتت بیشتر به کدوم ستون شبیهتره…
| 💚 دوست داشتن لاغری | 🚨 محتاج لاغری بودن |
|---|---|
| شروع روز با انگیزه و اشتیاق 😊 | شروع روز با نگرانی و استرس 😟 |
| تمرینها از روی علاقه و عشق 💖 | تمرینها از روی اجبار و ترس 😣 |
| تمرکز بر یادگیری و رشد ذهنی 🧠✨ | تمرکز بر نتیجه سریع و کاهش وزن فوری ⚖️⏱️ |
| آرامش درونی و احساس خوب 🌸 | اضطراب دائمی و شک و تردید 😰 |
| اعتماد به مسیر و صبر در روند 🛤️ | عجله، ناامیدی و وابستگی به نتیجه 🧨 |
✅ از کدوم طرفی؟ انتخاب با توئه…
🌱 اگر سمت راست هستی (دوستدار لاغر شدن)، تبریک میگم! چون تو در مسیر درست ذهنی هستی، حتی اگه هنوز چاقی، حتی اگه هنوز به وزن ایدهآلت نرسیدی.
چون اون چیزی که باعث تغییر پایدار میشه، نه رژیمهای عجیب و غریب یا ورزشهای طاقتفرساست… بلکه جهتگیری درست ذهنیه.
ولی اگه حس میکنی بیشتر شبیه ستون سمت چپ جدول هستی، نگران نباش… نه اینکه مسیرت غلط باشه، فقط یکمی باید مهربونتر باشی با خودت ❤️
باید بدونی که وقتی از روی نیاز و فشار میخوای لاغر شی، در واقع داری به مغزت پیام «اضطرار» میدی. یعنی مغز تو در حالت هشدار قرار میگیره، نه در حالت همکاری!
و مغز آدم، توی فشار، نهتنها کمک نمیکنه، بلکه ممکنه مقاومت کنه!

🤯 چرا کاهش وزن سریع، گاهی باعث توقف میشه؟
یکی از دلایلی که خیلیها وسط راه لاغری میمونن، دقیقاً همون عجله برای کاهش وزن سریعه!
تصور کن یه راننده باشی که تازه از پارکینگ دراومده، ولی پاتو تا ته گذاشتی روی گاز… چی میشه؟ بله! یا تصادف میکنی، یا موتور میسوزه، یا مجبور میشی بزنی روی ترمز!
ذهن ما هم همینه. وقتی با اضطراب و فشار و استرس سراغ لاغر شدن میری، مغزت حس میکنه در خطره.
و این یعنی ورود به «حالت دفاعی»!
نتیجهش؟ کند شدن روند لاغری، برگشت وزن، و حتی پرخوری عصبی.
✅ یادت باشه:
کاهش وزن سریع، وقتی از روی ترس باشه، نهتنها نتیجه نمیده، بلکه اعتمادبهنفس تو رو هم تخریب میکنه.
اما وقتی آروم و با ذهنی آرام جلو میری، مغزت همراهی میکنه.
اونوقت کاهش وزن، مثل یه دوستی میشه که هر روز باهاش قدم میزنی، نه یه دشمن که باید شکستش بدی!
🌈 مسیر دوستداشتنی لاغری با ذهن؛ راهی به سمت کاهش وزن سریع و پایدار
اگر بتوانی مسیر لاغری را به یک ماجراجویی آرام و لذتبخش تبدیل کنی، دیگر تمرکزت فقط روی رسیدن به هدف نیست، بلکه خود مسیر کاهش وزن سریع هم برایت جذاب و دلنشین میشود.
یعنی چی؟ یعنی:
- هر روز با اشتیاق و ذوق، یک تمرین جدید برای لاغری انجام میدهی 🎧
- به جای جنگیدن با اشتها و مقابله با هوسها، مینشینی و آنها را با آرامش میبینی و میپذیری 🧘♀️
- به جای چک کردن وزن روزانه و نگرانی از عدد روی ترازو، روی احساس خوب و پیشرفت ذهنیات تمرکز میکنی 🌞
با این رویکرد، مغزت کمکم میفهمد که کاهش وزن سریع نه تنها ممکن است، بلکه امن و پایدار است و قرار است با حس خوب و آرامش همراه باشد.
اینگونه، کاهش وزن دیگر یک نبرد خستهکننده نیست، بلکه یک مسیر شاد و دلپذیر میشود که تو با اشتیاق هر روز آن را ادامه میدهی.
✨ دعوت به یک تصمیم جدید و دوستداشتنی
حالا که تا اینجا همراه من بودی، یه خواهش کوچیک ازت دارم:
از امروز، از روی عشق و دوستداشتن، قدم اول رو بردار. نیازی نیست همهچیز بینقص باشه یا همین الان همهچیز عالی بشه.
کافیه فقط یهذره زاویه دیدت رو عوض کنی و با دلی باز شروع کنی.
👈 هرچی کمتر محتاج و عجول باشی، بیشتر دریافت میکنی.
👈 هرچی با عشق و آرامش جلو بری، سریعتر به مقصد میرسی.
اگر دنبال راهی مطمئن و علمی برای کاهش وزن سریع و پایدار هستی، پیشنهاد میکنم حتما در دوره ورود به سرزمین لاغرها شرکت کنی.
این دوره، قدمبهقدم با آموزشهای کاربردی و تمرینهای ذهنی، مسیر لاغری با ذهن را برایت هموار و جذاب میکند.
یادت باشه، مسیر لاغری با ذهن، مثل یه سفر شیرین و آرامه که هر قدمش میتونه پر از شادی باشه.
پس همین الان تصمیم بگیر که دوستداشتنیتر و باحالتر از قبل این مسیر رو ادامه بدی!
✍️ شرح انجام تمرین:
برای نتیجه گرفتن بهتر و کاهش وزن سریع توصیه میشود ابتدا توضیحات نوشتاری این تمرین را با دقت مطالعه کنید. سپس ویدیوی آموزشی را با تمرکز بالا تماشا نمایید. پس از آن، به سوالات مطرح شده پاسخ دهید و نهایتاً نوشتههای دوستانتان را در بخش نظرات بخوانید تا ذهن شما در فضای لاغر شدن و کاهش وزن سریع قرار گیرد.
❓ سوالات تمرین
- شما دوست دارید لاغر شوید یا محتاج لاغر شدن هستید؟ شرح دهید.
- در سالهای گذشته که برای لاغر شدن اقدام میکردید، دلیل شما بیشتر دوست داشتن لاغری بود یا محتاج بودن به لاغر شدن؟
- چرا روشهای قبلی لاغری باعث میشوند انسان بیشتر محتاج لاغر شدن شود؟ شرح دهید.
- آیا احساس شما در گذشته بر مبنای دوست داشتن لاغری بود یا محتاج بودن؟ شرح دهید.
- از زمانی که با سایت تناسب فکری آشنا شدهاید، احساس شما نسبت به لاغری چه تغییراتی داشته است؟ شرح دهید.
- چرا تا وقتی محتاج لاغر شدن باشید، روند کاهش وزن سریع سخت و طولانی خواهد بود؟
- لاغری با ذهن چگونه به شما کمک میکند که محتاج بودن را به دوست داشتن لاغری تغییر دهید؟ شرح دهید.
لطفاً پاسخهای خود را در بخش دیدگاهها بنویسید و همچنین نوشتههای دیگر دوستان را مطالعه کنید تا ذهنتان به فضای کاهش وزن سریع و لاغری با ذهن نزدیکتر شود.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.23 از 75 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خداوندی که برآورده میکند
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
محتاج لاغر شدن نباشید
خداوندا بی نهایت سپاسگزارم که امروز مرا با آگاهی دیگر از جهان زیبای آفرینش ات آشنا کردی
محتاج بودن یعنی چه؟
یعنی انسان برای زنده بودن و زندگی کردنش نیازمند به چیزی یا کسی باشه
آیا من محتاج لاغری هستم ؟
منم قبل ورودم به مسیر تناسب فکری به شدت محتاج لاغری بودم و دلیل خیلی از نتوانستن هام و چاقی خودم میدونستم
لیست مختصری از برخی نیازهای من به لاغر شدن در گذشته
خجالت میکشم برم تو اجتماع پس نیاز دارم لاغر بشم
از کنایه و نگاه و قضاوت اجتماع بدم میاد و میترسم پس نیاز دارم لاغر بشم
روحم و جسمم پر از بیماریه پس نیاز دارم لاغر بشم
لباس دلخواهم و نمیتونم بپوشم پس نیاز دارم لاغر بشم
از خودم متنفرم از جسم چاقم متنفرم پس نیاز دارم لاغر بشم
زشت شدم و خودم و تو آیینه نمیبینم عکس نمیگیرم پس نیاز دارم لاغر بشم
و……………..پس نیاز دارم لاغر بشم
مصی فقط نگاه کن اگه بخوای بنویسی چقدر نیاز به لاغر شدن داشتی تا صبح باید بنویسی چقدر محتاج و بدبخت بودی ،کائنات حق داشته از دست احساس نیاز ها و گدایی های تو خسته بشه و جوابت و نده و تو رو به خواسته ات نرسونه
وقتی نیازمند هر چیز و هر کسی باشی ،اولین اتفاقی که می افته حقیر میشی کوچیک میکنی خودتو، حتی برای اینکه به اون نیازت دست پیدا کنی به التماس میفتی، به گدایی می افتی ،خودت و خار میکنی، بی ارزش میکنی
یادمه یه روز همسایه ما اومد در خونه ما رو زد
گفت :سلام چنتا سیب زمینی داری نیاز دارم ؟
گفتم بله و با احترام بهش دادم
چند دقیقه بعد دوباره اومد در زد
گفت :پیازم نیاز دارم شما داری بهم بدی ؟
گفتم بله و باز بهش دادم
دوباره اومد در زد
گفت :گوشت چرخ کرده داری نیاز دارم ؟
گفتم بله و یه بسته بهش دادم
چند دقیقه بعد دوباره در زد
گفت: تخم مرغم نیاز دارم داری ؟
اومدم بهش بدم که یهو پدرم گفت :دخترم این میخواد کتلت امشبش و با تو راه بندازه ؟!!!!!و من کلی به حرف بابا جونیم خندیدم ،گفتم راست میگی !!!!
بابا جونیم گفت :بگو ندارم و بهش نده خیلی پر رو هستش ،عادت میکنه و اینجور آدمها خودشون و شریک مال مردم میدونن و گویا وظیفه ات هستش این همه بهش چیز دادی یه تشکر نکرد تازه دنبال بقیه نیازهاشه که بهش بدی و بابا جون نده بهش
من رفتم جلوی در و گفتم ندارم و بهش ندادم با اینکه داشتم ؛
احساس کردم پر رو هستش که چندین بار اومده دنبال وسایل مختلف خوب نیاز داری بخر؛
نمیتونی بری بیرون خرید کنی ،اینترنتی بخر؛
اصلا نیازهات و یکدفعه بگو چرا هی میری دوباره میای ؟واقعا بابام راست میگه یه تشکرم نکرد !!!
این یه مثال ساده بود برای اینکه بفهمم این همه سال چرا خداوند و کائنات لاغری و یه سری آرزوهای منو بهم ندادن
من یه آرزویی دارم که بیست ساله دارم اونو از خداوند میخوام چون برآورده شدن اون واقعا معجزه است و از بشر ساخته نیست و از لحاظ علم بشری یک اتفاق غیر ممکنه ولی من میدونم برای خداوند هیچ غیر ممکنی معنا نداره
چون خداوند اصلا نیاز به عالم ماده نداره
فقط کافیه بگه موجود باش سریع موجود میشه
اما هنوز این معجزه برام اتفاق نیفتاده دلیلشم اینه که من شکر گزار نبودم و پر رو بودم.
اما الان که علت و فهمیدم یقین دارم خداوند اون معجزه بزرگ و برای من ایجاد میکنه و من به اون آرزوی بیست ساله ام با معجزه شکر گزاری به سرعت میرسم و میدونم در حال اتفاق افتادنه و بهم نزدیکه
خدایا ممنونم که علت و بهم نشون دادی
خدایا لیاقت رسیدن به اون آرزو رو بهم عنایت کن
خدایا منو ببخش که شکر گزار نعمتهای فراوانی که بهم عنایت کردی نبودم خدایا منو ببخش
خدایا منو در شمار کسانی قرار بده که بی حساب بهشون روزی میدی
خدایا منو در شمار کسانی قرار بده که لیاقت معجزاتت و دارن خدایا معجزه ات و بهم هدیه بده قول میدم قدردانش باشم
استاد چه راز بزرگی و امروز بهم یاد دادید اشکم در اومده
من علت تمام نشدنهام و کشف کردم
مصی جون خلاصه کائنات هم دقیقا عین خودته ،هر بار اومدی کاری کنی گفتی بهش لاغری بهم میدی
گفت برو مهمونی گفتی یه لاغری نیاز دارم داری؟
گفت برو مسافرت گفتی یه لاغری نیاز دارم میدی؟
گفت برو لباس بخر گفتی یه لاغری نیاز دارم میدی؟
خلاصه اون از سر لطف و مهربونی هر چی بهت پیشنهاد داد تو ازش لاغری و گدایی کردی تو با نیاز به لاغری با گدایی کردن لاغری خودتو تحقیر کردی ،خودت و کوچیک کردی کائنات احساس کرد تو پر رو هستی، که جواب هر خوبی و لطف اونو، با نیازت به لاغری میدی
کائنات گفت :این پر رو و قدر نشناسه هیچ کدوم از نعمتهای خداوند و نمیبینه و شاکرم نیست که هیچ تازه بیشترش رو هم میخواد با پر رویی و طلبکارانه خیلی هم لجبازی میکنه برای نیاز لاغری اش
پس لاغری میخوای ؟
بهت نمیدم، نه که ندارم؛ دارم ،مثل همون تخم مرغ که خودت داشتی ولی دیدی طرف پر رو و فرصت طلبه بهش ندادی، منم لاغری دارم ولی بهت نمیدم ؛
همش تقصیر خودمه چون خودمو محتاج و بدبخت کرده بودم و قدر نعمات فراوانی که داشتم و نمیدونستم
شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند
شاید مصی اگر اون روز همسایه ات میومد یکبار میگفت سلام من یه درخواست دارم میخوام چیزی درست کنم این وسایل و ندارم بی زحمت شما داری بهم قرض بدی لطفا ؟
تو حتما درخواست اونو کامل انجام میدادی و حتی میگفتی قرض نیست برای خودت، بازم چیزی خواستی بگو
آره ما سالها هر چی خداوند بهمون نعمت داد و ندیدیم گفتیم نه اول لاغری
عین یه بچه نق نقو و غر غرو اون نعمت و گرفتیم و بعدش کلی غر غر کردیم که من لاغری من لاغری و وقتی خداوند گفت لذت ببر از نعمتهایی که بهت دادم ما باهاش بیشتر لج کردیم و اومدیم از طریق روشهای مختلف لاغری تلاش کردیم برای لاغری انگار گفتیم عه لاغری میخوام نمیدی خوب نده خودم به دستش میارم روتم کم میکنم
و همین کفر نعمتهای پیاپی باعث شد ما نه به لاغری برسیم نه به خیلی از آرزوهامون
راستش بیست ساله من به آرزویی که گفتم نرسیدم اما خیلی خیلی نعمتهای مشابه و حتی بهتر و بیشتر از اون خداوند بهم داده ولی من کور بودم طلبکار و پر رو بودم و شکر گزار نبودم پس من خودم لیاقت داشتن اون معجزه رو از خودم گرفتم وگرنه خداوند بسیار بسیار مهربان و رحیمه
من امروز یاد گرفتم اگر نیاز داشته باشی و محتاج باشی چون در سطح ناخودآگاهت رسیدن به اون نیاز غیر ممکنه و نشدنیه پس اون اتفاق برات نمی افته
من بیست سال گمان کردم خواسته من فقط با معجزه برآورده میشه آخه غیر ممکنه اتفاق بیفته و چون وقوع معجزه در جهان از نگاه من کم و محدود بود و برای دیدن معجزه حتما باید لایق بود و این لیاقت و در خودم نمیدیدم پس بهش نرسیدم
اما با آگاهی بی نظیر امروزم من یقین دارم من قدرت این که به خواسته بیست ساله ام برسم و دارم و خداوند منو در مدار اون قرار میده
من از وقتی در مسیر هدایت الهی قرار گرفتم خیلی از چیزهایی که برای لذت بردن و رسیدن بهشون گمان میکردم اول باید لاغر باشم و به دست آوردم و الان با وجود چاقی دارم ازشون لذت میبرم و به خیلی چیزها رسیدم آرامش ،اعتماد به نفس،پی بردن به ارزشهای وجودی خودم و……..و تمام اینها بخاطر آموزشها بوده من اینجا فقط لاغری بدست نیاوردم
در هر گامی رازی بر من هویدا شد برای بهتر زندگی کردن ،برای انسان بهتری بودن و شناخت من به خودم و خداوند بی همتایم و جهان هستی ،کاملا تغییر کردم و زندگی ام بسیار شگفت انگیز در حال تغییرات مثبت فراوانه
خدای من خدای فراوانی و نعمته
در جهان هستی ما هر خواسته ای داشته باشیم با استفاده از فرمولهای جذابی که در حال یادگیری آن هستیم به راحتی به درخواستمان می رسیم
آموزشگاه موسیقی دختران من در یک خیابان شلوغ و پر رفت و آمد است و همیشه جای پارک پیدا کردن سخت و تقریبا غیر ممکن است و من هر بار مجبورم برای پیدا کردن جای پارک کلی بگردم و نهایت کلی دورتر از آموزشگاه پارک کنم .
من دومین بار است که به کمک فکر و تصویر سازی ذهنی در همان نقطه ای که دوست داشته ام پارک کرده ام ،امروز هم وقتی حرکت کردم در ذهنم دقیقا جلوی در آموزشگاه جای پارک تصور کردم و بعد گفتم میخواهم این فرمول را امتحان کنم من به دو جای پارک فکر میکنم و تصور میکنم یکی جلوی درب آموزشگاه یکی روبروی آموزشگاه
به شکل باور نکردنی هر دو جایی که تصور کرده بودم خالی بود و من انتخاب کردم کجا پارک کنم
هفته گذشته مدل دیگر این فرمول را امتحان کردم گفتم من میروم آنجا چند لحظه منتظر میمانم و جای پارک مناسب برایم خالی میشود و واقعا هم همانطور شد
پس فرمول زیبای پندار نیک گفتار نیک رفتار نیک کاملا صحیح و حتمی است
من لاغری را برای خودم کوچیک میکنم و با صلح بدون ابزار و بدون جنگ بدستش میارم من خودم و میپذیرم و نیازم و به علاقه تبدیل میکنم
من یک انسان کاملم نباید چاقی مانع رضایت من از خودم و زندگیم بشه تصمیم دارم متناسب شدن و تجربه کنم
شد شد نشد نشد ولش کن
من قدردان تمام نعماتی که خداوند بهم داده هستم و قدر این هدایت الهی به مسیر تناسب فکری رو هم به خوبی میدونم برای همین هر روز با اشتیاق و علاقه و عشق میام تو سایت و یادمیگیرم و تمرین میکنم این یه جور شکرگزاری منه برای داشتن این نعمت بزرگ
الهی به امید تو
به نام خدا سلام خدمت استاد بزرگوار و دوستان عزیزم .خیلی از عبارات رو وقتی با هم مقایسه کنیم در ظاهر تفاوتی در آنها نمیبینیم اما همین عبارات به ظاهر یکسان احساسات متفاوتی در ما ایجاد میکنند که زمین تا آسمان باهم فرق میکنند و میدونیم که احساسات هستند که شرایط زندگی ما رو رغم میزنن. عبارت دوست داشتن لاغر شدن و نیاز داشتن به لاغر شدن دو واکنش احساسی مختلف در ما ایجاد میکنند که نتایج متفاوتی در زندگی ما رقم میزنند . در این گام فوق العاده با ارزش می آموزم که عبارت نیاز دارم لاغر شوم نقطه ی مقابل عبارت دوست دارم لاغر شوم هست و ما را از رسیدن به لاغری دور میکند نه فقط لاغری بلکه ما اگر خودمان را محتاج موضوعی بدانیم چون انتظار نداریم که اون موضوع یا خواسته رو داشته باشیم و باورمون این باشه که اون دور از دسترس ماست پس صد در صد شرایط زندگی ما طبق انتظارمون پیش میره پس ما باید دقت کنیم چیزی رو که در موردش فکری داریم آیا منطبق بر باور و انتظارمون که در ناخودآگاهمون ثبت شده ، هست یا نه؟ تا بتونیم به طرز عالی با استفاده از این مهارت به خواسته هامون برسیم.حالا ببینیم کسی که دوست داره لاغر بشه چه ویژگی هایی داره؟ از کجا بدونم من دوست دارم لاغر بشم یا نیاز مند لاغریم ؟ من اشتیاق دارم به ادامه ی مسیر، لذت میبرم از بودن در سایت واز نوشتن در سایت احساس خوبی دارم و بینهایت خوشحالم که تغییرات جزیی در جسمم میبینم . من طبق آموزشها سعی میکنم مراقب ورودیهای ذهنم باشم افکار منفی رو از ذهنم دور کنم نعمت های بیشمار خداوند رو به یاد بیارم تا خوشبختی رو همراه با این سایت تجربه کنم .اما کسی که محتاج لاغری هست چون در اعماق ذهنش باور نداره که به اون هدف خواهد رسید همیشه نگرانه که نکنه به هدفم نرسم این فرد همیشه به جسم چاق خودش توجه میکنه وشاید تو دلش حسرت لاغری رو بخوره من در اوایل آشنایی با سایت این طور بودم. شدیدا احتیاج داشتم لاغر بشم از نظر روحی حال خوبی نداشتم عجله داشتم که لاغربشم . اما بعد از مدتی، بودن در سایت و استفاده از محتوای الهی سایت کم کم دیگه عجله ام برای لاغری کم شد چون دیگه راهشو پیدا کرده بودم و از طرفی چیز های خیلی باارزش تر در این سایت پیدا کرده بودم که ترجیح دادم ابتدا اونهارو استفاده کنم ( دوره ی بی نظیر زندگی با طعم خدا) و سپس لاغری رو ادامه بدم. در اون دوره یاد گرفتم باید از همینی که هست راضی باشم و لذت ببرم تا بتونم بقیه ی نعمتهای الهی رو هم تجربه کنم این یه فرمول همه جانبه هست .این آموزش ها رو کم اهمیت ندونیم و سعی کنیم به اونها عمل کنیم .
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
با درکی که دراین زمان کمی که تواین مسیر هستید دریافت کردید بهتون تبرک میگم امید دارم در ماهای وحتی سالهای آینده شما رو درحال تلاش برای یادگیری این مسیر بینمچونخودم به دوست و عاشق ابن مسیر شدمدوست داشتم افرادی که عاشق میشن رو بهش بگمبا بودن وادامه دادن اون هدف هم پررنکترمیشه هم کلی شور شوق وانکیزه یه برای رسیدن به هدف برای هرفردی بسیار زیبا میشه
من خودم وردم محتاج الاغریی بودم ولی به شکر خداوند اون احتیاج تو زمانی که مسیر رایگان رو طی کردم تو کام ۶۰ تبدیل شد به عشق به لاغریی شد پس با بودن بود که ازاحتیاج به عشق رسیدم به کمک خداوند کلی رو احساسم تغییر ایجاد شد به مسیر وهدف کلی رنک زدم به زندگیم که رنک حیاط دادم روح تو زندگیم دمیدم توان به افکار کارم دادم
ودرنتیجه زون هم سبک هم شدم هنوز راه زیادی دارم که به هدفم برسم ولی همبن تغییرات برای من که خیلی سودمند بود
امید دارم درآینده همین حسهای عالی به شما هم برسه انشالله
خداوند پشت وپنا هتون یاحق حق نگه دارتون
سلام امروز نظر شما رو راجع به دیدگاهم دیدم و خوندم و بابت نگاه مهربانانه ی شما بسیار متشکرم و خیلی خیلی هیجان زده هستم و خیلی خوشحالم که دوستان فوق العاده خوب و با ارزشی مثل شما پیدا کردم و خدا رو از این بابت خیلی سپاسگذارم .میخوام بگم من همیشه از خوندن دیدگاه شما و سایر دوستان چیز های زیادی یاد گرفتم که ازتون سپاسگذارم این احساسات خوبی که از بودن در سایت دارم رو با هیچ چیز عوض نمیکنم و از خداوند برای شما خوشبختی رو آرزو میکنم
سلام استاد صبح شما بخیر و شادی
چقدر از خداوند سپاسگزارم که من را به این سایت هدایت کرد و من فهمیدم که خدا سریع الجوابه ، استادمن دیشب داشتم از خودم می پرسیدم اشکال کار من کجاست که وزن من استپ شده و دیگه لاغر نمی شوم در حالی که فایلها را خوب گوش می دهم نظرات دوستان را می خوانم و با درک به سوالات پاسخ می دهم و امروز این فایل فوق العاده که جواب سوال من بود را دیدم 👏👏👏👏🙏🙏🙏🙏🙏
دوست دارید لاغر شوید یا محتاج لاغر شدن هستید؟
اول فکر کردم جواب این سوال یکی است ولی وقتی استاد گفتید دوست دارید لاغر شوید یا نیاز به لاغری دارید ؟ من سریع جواب دادم دوست دارم لاغر شوم و چقدر خوشحال بودم که درست جواب دادم و در نهایت فهمیدم که من نیاز داشتم به لاغری با گفتن صحبتهایی مثل ،میخواهم لاغر بشوم تا به اعتماد به نفس برسم ، دوست دارم لباسهای زیبا بپوشم ، به همه بگم دیدید این روش جواب میده من لاغر شدم ، لباسهای دلخواه بپوشم ، به همسرم بگم دیدی عاقبت من هم لاغر شدم و خیلی دلایل دیگه 🤔🤔🤔🤔🤔
و خیلی از شما استادعزیز ممنونم که این فایل را گذاشتید و من فهمیدم مشکل من این بود که نیاز به لاغری داشتم و فکر میکردم در راه رسیدن اشتیاق و دوست داشتن کافی است و فقط باید احساس خوب داشته باشی و داشتم خودم را به نوعی گول میزدم 😀😀😀
استاد جالبه من تازه متوجه دقیق کلمه نیاز شدم
نیاز = نیست = کمه = از دسترس دوره = معنی نرسیدن داره
و چقدر مثال الماس که کمه و الان نیاز است را خوب گفتید و چند سال دیگه که یک لایه ای از زمین الماس بود و فراوانی شد هم قیمتش میاد پایین و هم زیاده و دیگر کسی نیاز نداره
ومن همیشه به این فکر می کردم که لاغری خیلی دوره ، شاید من به آن نرسم ، شاید من در تمرینات کوتاهی کردم ، من زیاد نمی توانم با افکار منفی مقابله کنم ، شکم من هیچ وقت کوچک نمیشه ، چرا وزن من استپ شده من اصلا روی ترازو نرفتم خودم را با اندازه لباسها ، سایز می گیرم حالا جواب همه ی سوالاتم را گرفتم من نیاز به لاغری را در خودم تقویت می کردم با مرور افکار منفی
محتاج بودن همراه با احساس ترس، نگرانی و اضطراب است اما دوست داشتن همراه با احساس خوب، اطمینان و انگیزه است.
وچقدر استاد در آخر فایل زیبا گفتید که اصلا به چاقی توجه نکنیم و همین که زنده هستیم و نفس می کشیم خداراشکر کنیم و احساس خوب داشته باشد حالا لاغری شد ،شد ،نشد هم نشد و ناراحت نباشیم و با احساس و راضی بودن از شرایط الان یک زندگی خوب را تجربه کنیم و وارد حاشیه های زندگی نشویم و این جمله مثل این است که یک تن فشار عصبی را از ذهن من برداشت و من احساس سبکی در ذهن و جسمم کردم بازم ممنون
ممنون از شما استاد عزیز که در این فایل به ما یادآوری نمودید محتاج لاغر شدن نباشید و مثل تصویر که وقتی روی ترازو رفتیم و وزن کم نکرده بودیم خیلی ناراحت باشیم بلکه در این مسیر با استمرار و با اطمینان که اگر دراین مسیر باشیم عاقبت لاغر می شویم جلو برویم به قولی شاهنامه آخرش خوشه که لاغری و تناسب اندامه 😀😀😀😀و با بی خیالی به چاقی بدنمان مسیر را طی کنیم وشادباشیم وبخندیم و از زندگی الانمان لذت ببریم حالا شاید فردایی نباشد که ما لاغر شویم و به قولی چه زود دیر میشود
نشان های دریافت شده
سلام و درود ▪︎
گام ۶۰ ▪︎
محتاج لاغر شدن نباشید لاغر می شوید ▪︎
_______________________________________________
در این فایل می خوایم به چرایی این قانون ذهنی برای لاغر شدن پی ببریم …قانونی که میگه اگه دوست داشته باشم لاغر بشم ،میشم اما اگر محتاجش باشم به هیچ طریقی نمیشم ▪︎
_________________________________________________
برای اینکه بدونم من جزء کدوم گروهم خیلی مهمه که بدونم خصوصیات فکری رفتاری اونی که میگه دوست دارم لاغر بشم چیه اونی که محتاجشه چیه ؟
چرا این آگاهی و شناخت مهمه ؟
ممکنه از نظر ظاهری این دو عبارت با هم تفاوتی نداشته باشن اما از نظر فرمول های ذهنی و محتویات ذهن ناخودآگاه و نتیجه ای که در واکنش های احساسی ما می گذارن بسیار متفاوتن ▪︎.
بخش ناخودآگاه مغز انسان نقش تعیین کننده در تک تک موضوعات زندگیش داره بنابراین بسیار مهمه که تفاوت بین چیزی که در سطح فکر ما وجود داره با چیزی که در ناخودآگاه ما ثبت شده رو بدونیم تا کم کم با هماهنگ کردن خواسته و هدفی که در سطح فکر داریم با ضمیر ناخودآگاه ، مسیر رسیدن به هدف رو خوشایند و کوتاه کنیم.▪︎
ویژگی های دوست داشتن لاغر شدن
دوست داشتن اشتیاق و انگیزه با احساس خوب بوجود می آره ، باعث ایجاد تصاویر آرامش بخش از لاغر شدن در ذهن میشه ▪︎
فردی که دوست داره لاغر بشه و در مسیر لاغری ذهنی حرکت می کنه هر روز به اشتیاق یادگیری و برداشتن یک گام دیگه به سمت لاغر شدن روز خودشو شروع می کنه ▪︎
و سعی می کنه از چیزی که باعث به همریختگی افکارش می شه دور باشه و وقتش رو صرف یادگیری و عمل به آموزش های لاغری با ذهن کنه ▪︎
فردی که دوست داره لاغر بشه با وجود چاق بودن برای لاغر شدن مشتاقه ، به ذوق اینکه بعد از مدت ها تلاش برای لاغر شدن از مسیرهای اشتباه، حالا در مسیر صحیح قرار گرفته خوشحاله و رنج و سختی چاقی رو نادیده می گیره ▪︎ و با توجه به اندامهای چاقش حس و حالشو بد نمی کنه ▪︎ دچار نا امیدی نمیشه ▪︎
به تحقق رویای لاغری امیدواره و برای تجربه شرایطی کاملا متفاوت در زندگی ادامه می ده ▪︎
_________________________________________________
و اما ویژگی های محتاج لاغری بودن
فردی که محتاج لاغر شدنه همیشه نگرانه اینه که آیا لاغر می شه یا نه.؟
هر روز خودشو با دقت زیر نظر می گیره تا مطمئن بشه که آیا داره لاغر میشه یا خیر ؟
فردی که محتاج لاغر شدنه خیلی احتیاج داره که هر جوری شده مقداری لاغر شه تا بتونه کمی از مشکلات چاقی رو برطرف کنه ▪︎
محتاج بودن با احساس ترس، نگرانی و اضطراب همراهه برخلاف دوست داشتن که همراه با احساس خوب، اطمینان و انگیزه اس ▪︎
نتیجه می گیریم دوست داشته باشیم لاغربشیم یا محتاجش باشیم از نظر نتیجه ای که به ما داده میشه خیلی متفاوت خواهد بود ▪︎
فردی که دوست داره لاغر بشه با احساس خوب، ذوق و شوق و انگیزه بالا برای یادگیری و عمل کردن به آموزشها بی توجه به چاقی و بدون انتظار لاغری کشیدن از خودش در حال فعالیته ▪︎
اما فردمحتاج همیشه احساس ترس و نگرانی از لاغر نشدن داره ، خیلی راحت دچار شک و تردید می شه ▪︎
هر روز منتظره تا نشانه های لاغر شدن رو ببینه یا از زبان دیگران بشنوه که لاغر شدنشو تایید کنن و هر روز که سراغ محتوای دوره آموزشی خ می آد این نیت رو داره که باید هر طور که شده تمریناتمو انجام بدم شاید منم لاغر بشم.▪︎
حالا بخوبی متوجه شدم که نباید محتاج لاغریم باشم و اگر بخوام نتیجه بگیرم باید فقط دوست داشته باشمکه لاغر بشم نه اینکه محتاجش باشم ▪︎
___________________________________________________________
اگر بخوام محتوای آموزشی رو برا خودم منطقی کنم باید مثالی بزنم ▪︎
اگر بر فرض مدتها مستاجر باشم و بخاطرش خیلی رنج کشیده باشم ،هر سال خونه عوض کرده باشم و مشکلات اثاث کشی و انواع صاحب خونه های بی انصاف و سختگیر رو تجربه کرده باشم اما هر لحظه آرزوی خونه دار شدن منو رها نکرده باشه و برای رسیدن به این آرزو خیلی دنبال مسکنمناسب رفته باشم اما به دلیل گرونی و کافی نبودن پول و سرمایه نتونسته باشم خونه دار بشم در این صورت من محتاج خونه خریدنم ….
شرایط طوریه که دایم در حال استرس ، نگرانی و اضطرابم آیا بالاخره خونه دار میشم یا نه ؟ برا پولش چکار کنم ؟ آیا می تونم از فلان کار به اندازه کافی پول جور کنم یا نه ؟ دائم در حال گریه و زاری و نذر و نیازم که به این آرزو برسم ▪︎ حال روحی خوبی ندارم مطمئن نیستم که بتونم خونه مناسبی بخرم .عصبی و کلافه ام و ممکنه به دلیل شرایط بد روحی بیمار هم بشم و شرایط جسمی بدی هم پیدا کنم …. در این شرایط و بودن در احساسات ناخوشایند هر روز از هدفم دورتر میشم و شاید تا آخر عمر مستاجر بمونم ▪︎
اما اگه با وجود خونه استیجاری شکر گذار وضعیتی که هستم باشم و نیمه پر لیوان رو ببینم و برداشت بدی از شرایط مسکن نداشته باشم ، نا امید نباشم و به لطف و عنایت خدا امید داشته باشم که هم مسکن مناسب پیدا می کنم هم پولشو خدا برام جور می کنه ▪︎ از مستاجر بودنم احساس حقارت نکنم و دائم پیش این و اون از مشکلاتش نگم دائم خوشحال باشم و بگم نه اوضاع اینطور نمی مونه بگم بالاخره منم خونه دار میشم خودمو لایق صاحب خونه شدن بدونم و در کنار همه اینا از هر فرصتی برای پس انداز استفاده کنم ، امید داشته باشم و در احساس خوب خودمو نگه دارم طولی نمی کشه که خونه دار میشم و به آرزوم می رسم … اینا یعنی اینکه من محتاج مالکیت مسکن نیستم بلکه دوست دارم مالک بشم و لذتشو ببرم اما به شرایط فعلیم نچسبم ، ناراحت نباشم و بدونم که این شرایط ماندگار نیست ، گذراست میگذره و من بالاخره به مالکیت مسکن دلخواه خواهم رسید …
مثالی از این بهتر به ذهنم نرسید … برام منطقیه که در عین محتاج لاغری نبودن و انتظار توام با احساس بد شک و تردید و دو دلی نداشتن میشه از خودم انتظار لاغری داشته باشم .یعنی ایمان داشته باشم از مسیر صحیح حتما و حتما به وزن و سایز دلخواه خودم خواهم رسید و در این راستا برای یادگیری اصول لاغری ذهنی همت داشته باشم و خوب یاد بگیرم و خوب عمل کنم ….
نشان های دریافت شده
سلام استا عطار عزيز
خواسته ام اينه كه لاغر بشم يا نياز دارم كه لاغر بشم
خواسته ام اينه كه ثروتمند بشم يا نياز دارم كه ثروتمند بشم
. به همين ترتيب…
جواب من به دو بخش قبل و بعد از آشنايي با اين سايت تقسيم ميشه….تا قبل از آشنايي با اين سايت نياز من لاغري بود واي الان خواسته من لاغري هست
نكته: بعضي وقتا ما يه چيزي رو ديديم و گفتيم چه خوب ميشه اينو داشت باشم…و اينو گفتيمو رفتيم
و بعد از مدتي اون چيز رو داشتيم
نتيجه: چيزي كه بهش نياز داشته باشيم رو بهش نميرسيم ولي اون چيزي رو بهش ميرسيم كه خواسته اش رو داشته باشيم
نمونه اش براي من دوربين هاي گوپرو بود…چند باري بيرون ديدم وگفتم عهه چه خوبه فيلم گرفتن باهاش …توي طبيعت راه ميري و اين رو ميبندي روي سرت و راه ميري اونم واسه خودش فيلم ميگيره
و ازش رد شدم
تا ديدم همسرم چند ماه پيش خريدش برام در حاليكه من يادم رفته بود
چرا نتيجه نميگيريم از سعي و تلاشمون براي لاغري ؟ چون نياز داريم لاغر بشيم…فقط و فقط دليلش اينه كه اونا نياز دارن به لاغري
اگر در ذهن من نياز داشته باشم كه لاغر بشم كار خيلي سخت ميشه
وقتي نياز داريم به لاغر شدن …در واقع نياز اوليه ما لاغر شدن هست…در اين حالت ما انتظار داريم و لاغر نخواهيم شد…وقتي حرف زدنمون طوريه كه نياز داريم كه لاغر بشيم ، لاغر نخواهيم شد….
من كه بي شمار اين رو تجربه كردم در زندگيم …با هر رژيمي با هر باشگاهي من فرياد ميزدم كه نياز دارم لاغر بشم
و خوب نتيجه اش رو همه ما ميدونيم
من خيلي از كارهام رو منتج كرده بودم به لاغري
انقدر توي ذهنم بافته بودم روياي لاغري رو كه كل بخش هاي زندگيم يه جورايي متوقف شده بود
تا جاييكه خودم وايسادم جلوي خودم و گفتم راهي نداري جز اينكه لاغر بشي…چون زمان همينجوري داره ميگذره و من هم كه تا لاغر نشم كار جدي اي رو شروع نميكنم و قدم جدي اي براي اهدافم برنميدارم..و اين شد كه گشتم و اين سايت رو پيدا كردم
تناسب يك نياز براي يك رابطه خوب
نياز دارم متناسب بشم كه با اعتماد به نفس در جامعه حاضر بشم
استاد من خيلي زياد درباره منيت خونده بودم و اطلاعاتي كسب كرده بودم
هميشه هم سعي داشتم در رفتارم منيت رو بشناسم
چون در چيزهايي كه خونده بودم ميگفتن ما جدا از منيت هستيم ما خود خداييم و تمام حس هايي كه ما در زندگي ميخواهيم بهشون دست پيدا كنيم منيت محسوب ميشم…و زماني ما به شعف دائم ميرسيم كه يك قدم با منيت فاصله بگيريم و بفهميم كه ما منيتمون نيستيم
مثلا منيت من ميخواست كه من لاغر بشم تا اعتماد به نفس داشته باشم
و اين حس اعتماد به نفس، منيت من بود
من با اين آموزش شما كاملا برام روش شد كه من الان بايد يك قدم فاصله بگيرم از اين نيازم كه اعتماد به نفس هست…و بگم اعتماد به نفس خوبه ، ولي نياز من نيست…من بدون اين حسي كه لاغر بشم و اعتماد به نفس داشته باشم ميتونم اعتماد به نفس رو در خودم جستجو كنم …به اين ترتيب كه من اشرف مخلوقاتم و همينجوري كاملم
اين حالت زماني رخ ميده كه من خودم رو از منيت جدا بدونم
در تمام زنديگم من فكر ميكردم من اعتماد به نفس رو ميخوام و ندارمش چرا ؟
چون چاقم
و الان كه فهميدم اين منيت بوده .و .خلع سلاحش كردم
از نيازي كه ربطش ميديم به لاغري بايد بفهميم كه ما نيازمند لاغري هستيم يا اينكه ميگيم نه من دوست دارم يه جور ديگه تجربه كنم
الان باز برميگردم به بحث اعتماد به نفس و لاغري….من دوست دارم لاغر بشم كه در اون حالت يك جنبه ديگه اي از اعتماد به نفس رو هم تجربه كنم
ببينم اعتماد به نفس در قالب لاغري شيرين تر هست يا اعتماد به نفس در قالب اشرف مخلوقات بودن
من ذهنم رو با سوالهاي واقعي خلع سلاح ميكنم
خوب ذهن من خاموش ميشه با اين سوال
من متوجه شدم كه دائما بايد با سوال و جواب هاي منطقي ذهن رو خاموش كنم
و هر بار با يك سوال جديد و بايك جواب جديد سرو كله اش پيدا ميشه
و من بايد قوي تر از قبل باشم
اگر نياز داريم لاغر بشيم داريم كار رو سخت ميكنيم
وقتي بخوام ارداه ام رو نشون بدم بايد خودمو به چالش بكشم ….بعد متوجه شدم كه مگه مريضم خودمو به چالش بكشم
من هم كاملا ميدونم كه آدمي نيستم كه كارها رو بخوام سخت انجام بدم
در كل راحت طلبم
با آموزش هايي كه ديدم هم متوجه شدم جهان بر اساس راحتي و ساده گي هست
واسه همينم يادگيري با روش هاي ذهني برام خيلي راحت تر از روش هاي ديگه هستش
چيزيكه من متوجه شدم از اين مبحث اين بود كه در حال حاضر خودم رو كامل ببينيم…خودم رو ناقص نبينم …و چاقي نبايد مانع از احساس خوبم بشه
من بايد ، نيازم رو به تجربه تبديل كنم نيازم رو به علاقه تبديل كنم
بايد پيدا كنم توي زندگيم كه يه چيزي رو يه بار دوست داشتم يه جا ديدم و گفتم و كه چه خوبه داشته باشمش و رفتم و روش واينستادم …نيازمند نبودم بهش….با پيدا كردن اين اتفاقات در زندگيم ميتونم بفهمم قانون چطور كار ميكنه
درباره با خدا هم اين صدق ميكنه ذهن اول مياد ميگه نيست…ولي بايد اين باور رو تغيير بدم به اينكه علاقه داشته باشم به خدا نه كه بگم خدا باشه فلان مشكلم حل ميشه
من ديروز داشتم با خواهرم درباره شما حرف ميزدم و شما رو بهش معرفي ميكردم
و بهش گفتم ايشون داره به من ياد ميده كه اصلا خدا كيه
چه جوري ميشه باهاش ارتباط برقرار كرد
چه جوري ميشه روي شون خدا نشست
چه جوري ميشه دسترسي داشته باشي به ميداني انرژي بي نهايت خداوند
و به خواهرم گفتم كه من تازه يكماه هست كه دارم خدا رو ميشناسم …طوري كه ساكت شدم…دارم به بي نيازي ميرسم
مثل ظرفي كه آب توش پر ميشه و ديگه جا براي چيزي نيست توش، دارم به اون حالت ميرسم
در صورتيكه من قبلا هي داشتم تلاش ميكردم تا با متد هاي مختلف به اهدافم برسم
ولي الان رسيدم سر خط و فهميدم تلاش هام همه اش از سر نياز بوده
در صورتيكه من اصلا در بيرون از خودم نيازي به چيزي ندارم
خداوند همه چيز رو برام از قبل آماده كرده
من بايد باور كنم كه همه چي دارم
من كاملم
من بايد اجازه بدم به اراده خداوند
من بايد ايمان داشته باشم
من بايد توكل كنم
استاد عطار روشن من يك ماه پيش كه وارد سايت شدم فكر ميكردم بايد اول لاغر بشم بعد برسم به بقيه اهدافم …فكر ميكردم چون چاقي شادي من رو گرفته بنابراين بايد اول اون برطرف بشه تا من شاد تر بشم و انرژيم بيشتر بشه
ولي الان با اين فايل متوجه شدم يكماه پيش من نيازمند لاغري بودم و بقيه كارهام رو موكول كرده بودم به بعد از لاغري
البته كه از همون هفته اول يا دو سه روز اول متوجه شدم يواش يواش استرسم كم و كمتر شد از چاقي و متعجب بودم كه چطور انقدر زود داره تغييرات ذهني در من اتفاق ميوفته
اين فايل شما انقدر آگاهي داشت كه ميتونم هر بار براي هر مشكلي برگردم بهش و مطالبي كه گفتيد رو مطابقت بدم با مشكلم و فرمول اصلي رو جايگزين كنم با چيزي كه ميخوام و خواسته ام هست و استمرار داشته باشم روش و حالم خوب باشه و شاهد اتفاقات شگفت انگيز باشه
استاد عطار عزيز، اينكه هدفتون اينه كه ماهايي كه داريم از اين برنامه هاي شما استفاده ميكنيم در تمام جنبه هاي زندگيمون توانمند بشيم …ميخوام بگم به هدفتون رسيديد و اگر بچه هايي كه اينجا جمع شديم با قلبمون چيزهايي كه ميگيد رو بشنويم در تمام جنبه هاي زندگي موفق خواهيم شد
بي نهايت از اين فايل ارزشمند سپاسگذارم
سلام و درود .
محتاج لاغر شدن نباشیم .
ما زمانی محتاج لاغر شدن میشیم که باور داشته باشیم وجود نداره . وقتی در ارتعاش منفی باشیم و نبینیم لاغری رو چیزی که جذبمون میشه نبودن لاغریه . چون نمیبینیمش دچار فقر لاغری میشیم و فقدان لاغری یعنی چاقی . پس نیازمند میشیم و احتیاج پیدا می کنیم به لاغری . در حالیکه لاغری همیشه هست .
لاغری رو فقط باید باور داشت . برای لاغری اصلا لازم نیست کاری انجام بدیم .
اشتباه ما اینه فکر می کنیم باید برای لاغری کاری انجام بدیم . این باور اشتباه باعث میشه باور نکنیم که لاغری خود به خود داره اتفاق میفته . فکر می کنیم وقتی غذا زیاد میخوریم و کمتر فعالیت می کنیم یعنی از مدار لاغری خارج شدیم و دیگه لاغر شدن اتفاق نمی افته . در حالیکه لاغر شدن در همه زمانها اتفاق می افته . لاغر شدن لحظه ای متوقف نمیشه . دائما ما داریم لاغر میشیم چون دائما داریم نفس می کشیم . تا زمانیکه نفس کشیدن ما هست لاغر شدن ما هم هست . تا زمانیکه گردش خون ما هست لاغر شدن ما هم هست . اما چاق شدن فقط زمانهایی هست که ما باورش کردیم و معمولا بعد از پرخوری و کم تحرکی ایجاد میشه . چون باور داریم دقیقا در این دو زمان ما داریم چاق میشیم . در حالیکه حتی در زمان پرخوری بدن داره لاغر میشه چون ما همون وقتم داریم نفس می کشیم . چون گوارش همون وقتم داره انجام چون همون وقتم خون داره جذب و دفع انجام میدن . چون در همه ی زمانها بدن داره کار می کنه و انرژی مصرف می کنه .
وقتی ما خوابیم بازم داریم نفس می کشیم غذا در معده مون داره هضم میشه و باز هم فرایند لاغر شدن بدن داره اتفاق می افته .
میخوام اینو بگم فرایند لاغری دائما داره اتفاق می افته ولی فرایند چاقی فقط بعضی وقتها رخ میده . اونم چون توجه ما از لاغری برداشته میشه . به نظر من هیچ مانعی در راه لاغر شدن ما نیست . وقتی ما لاغری رو در هر زمانی ببینیم دیگه بهش محتاج نیستیم . بلکه احساس بی نیازی می کنیم و در نتیجه بدن راحتتر کار می کنه و مواد زائد رو دفع می کنه . سلولهای سالم چاق نمیشن . سلولهای ناسالم چاق میشن . ما با افکار خودمون سلول ناسالم خلق می کنیم . وقتی به لاغری محتاج میشیم حس کمبود می کنیم و این حس کمبود باعث جذب کمبود بیشتر میشه . بدن این حس رو میگیره و اونم حس کمبود می کنه و در نتیجه چربیها رو نگه میداره . چربی ها همون انرژیهای ازاد نشده هستند . ما با احساس کمبود که از احتیاج به لاغری و ندیدن لاغری در ما پدید اومده سلولهامون رو محتاج به ذخیره انرژی کردیم . پس بدن احساس نیاز میکنه و نیاز ما به مصرف مواد غذایی زیادتر میشه .
اگه دقت کرده باشیم یه فرد چاق نیازش خیلی بیشتر از یه فرد لاغره .
چون دائما با همییییین باور به خودش حس نیاز میده . اون به لاغری محتاجه . و بدن فرکانس احتیاج رو دریافت می کنه و انرژی رو حبس می کنه .
این انرژی دائما در حال اومدنه ما نه فقط از طریق غذا که از همه طریق انرژی رو دریافت می کنیم . ما کمبود انرژی نداریم لاغری انرژیه .
اتفاقا بدن ما از ذخیره انرژی لاغریه که چاق شده . اون انرژی لاغری رها نمی کنه چون ما لاغری رو رها نکردیم .
وای خدا چجوری چیزی رو که از این فایل درک کردم بنویسم .
من دایما باید لاغری رو ببینم ببینم که هست به خودم حس کمبود لاغری ندم . حس کمبود لاغری انرژی رو نگه میداره . لاغری دائما بر من جاریه . لاغری انرژیه وقتی من احساس کمبود نسبت به لاغری داشته باشم و بهش نیازمند باشم بدن من این ارتعاش رو دریافت می کنه و میلش به دریافت انرژی ببشتر میشه .
تمام غداها انرژی دارن . این انرژی لاغر کننده است . بدن به خاطر کمبود انرژی لاغری این انرژیها رو نگه میداره . برای همینه حتی نگهداشتن چربیها هم مارو لاغر می کنه چون برای نگه داشتن چربی نیرو و انرژی بیشتر میخواد پس بدن بازم احساس نیاز بیشتر می کنه و بیشتر انرژی رو نگه میداره و ما خودمون رو چاق می کنیم و انرژیها رو ذخیره می کنیم چون حس نیاز داریم . ما تا جاییکه میتونیم باید حس نیاز به لاغری رو باید از خودمون دور کنیم . انرژی لاغری همیشه هست . ما نیازی نداریم به هیچ عنوان . ما با این حس ارتعاشی به بدن میفرستیم که اونم حس بی نیازی کنه و آروم اروم انرژیهاشو ازاد می کنه .
بله رمز لاغری دقیقا همینه . ما باید لاغر شدن رو رها کنیم تا بدن هم انرژیهارو رها کنه و احساس نیازش به انباشت انرژی کم بشه . اینجوری ناخوداگاه میل ما به دریافت انرژی کم میشه و ولع ما و حس سیری ناپذیری ما نسبت به مواد غدایی خیلی راحت از بین میره .
وای خدای من امروز به چه درکی رسیدم . خیلی خوشحالم از اینکه این درس رو انقدر عالی درک کردم . خدایا شکرت .
لاغری همیشه هست و من از این به بعد دیگه لاغر شدن رو رها می کنم و حتی اگه تمرین هم انجام میدم به خاطر لاغر شدن نیست . چون لاغر شدن خودش خودبه خود رخ میده نیازی به هیچ کاری نداره . من فقط با انجام تمریناتم نگرشم رو به فرایند لاغر شدن تغییر میدم و اون رو بیشتر و بیشتر یاد میگیرم تا درکم بالاتر بره . خدارو شکر .
نشان های دریافت شده
سلام صبح بی نیازی به لاغریی مبارک باشه
چون هدیت خودم در این مسیر کار خدا میدونم و خودم کاری نمیدونم باره فیل از دیدن فایل اون روز یی اتفاقی برام پیش میاد که کاملا مربوط به فایل همون روز است شب گذشته داشتم پوستم لمس میکردم وبرای یی ماه گذشته این کارو باره انجام دادم هر دفعه یی حسی جدید درمن ایجاد میشد رور گذشته حتی فایل که دیدم تمام کمال با درک متوجه نشدم ولی دوبار که دیدم بهتر متو جه شدم یی حسی به میگفت تمامش برای توی بادقت بیشترز امروز هم فایل تکرار کردم بهتر متوجه بشم یی داشتم با دخترم صبحت میکردم درمورد خرید یی حسی قشنگی تو حرف داشتم تمام فکرم یی لحظه در خرید کردن درسال اینده ودیدن نتیجه این دوره بود
شب گذشته با حس ابنگه خیلی چاقی بعد نبوده چرا من داشتم باهش مبارزه میکردم وچرا خودم این همه با چاقی دشمن میدونست جرا ازش اینقد منتفر بودم جسم بیچاره مت که خیلی خوب عمل کرده من اشتباه کردم چرا از اون انتاق میگیرم
خواب برد توی خواب دیدم چندین نفر تو صف عمل معده هستیم همه مثل بیدمیلرزید خانم دکتر امد گفت کی میخواد عملش زوددتر انجام بشه من با کمال تعجب گفتم من دستمو بلند کردم باورم نمیشه ترس عمل معده درمن اصلا وجود نداشت خیلی باشجاعت گفتم من با پای خودم روی تخت عمل خوابیدم به خودم گفتم دردخواهی داشت اصلا مهم نیست دیگه به اندازه ترس نیست
مرگ یی بار شیون یی بار به هوش که امد دیدم عمل نکردم
به دکتر شکایت کردم که چرا من عمل نکردید من گه خودم خواستم من که دیگه نترسیدم گفت احتاجی نیست داری لاغر میش کمی پوست که اونم یی کمی سوزندم تا بهت جمع بشه درست میشه ادامه بده لاغر میشی
صبح از خواب بیدار شدم یادم رفته بدم داشتمم کارمو می کردم این فا یل شروع کردم تاره یاد امد که چرا من این خواب دیدم
با دین این فایل من روزهایی اول که وارد شدم بخاطر ترس از عمل معده کران نجات امدم تا فایل ۱۵ فقط این در نظرم بود تمام که من باید لاغر بشم وتمام با شروع نوشتن تازه درهای دیگه به روم باز شد من کجااینجا کجا من چی میخوام اینجا جی میخواد به من یاد بده یواش یواش تمام فکرم دگرکون شداصلا موضوع کاملا عوض شد ترس رفت جاشو داد به عشق من عاشق لاغریی شدم من باورم نمیشه که چه فکری داستم برای ورد ۱۸۰ درجه عوض شود خواستم اون روز وردمن مجتاج لاغریی بودم ولی امروز پی عاشق لاغریی هستم .
لاغریی برام مهم نیست اصلا مهم نیست من اگاهیم زیادشده خواستم احتیاح بود ولی حالا یادگیری شمادر من تحولی ایجاد کردید که حتی تو خواب هم نمیدیدم حتی عمل کردن برام راحت راحت کردید اگه خدا خواستو کمک کردمن لاغر شدم که کمک خداست اگه نه حتی عمل برام اسون شد دیگه ترس ندارم در من شجاعت روبر شدن با خطر بوجود امده
وحشتی بود عظیم حالا مثل اب خوردن میدونم کلی از اینجا ومسیر یاد گرفتم که در سرم جی میگزره چطور بهش برخور کنم خارج نمی شم این مسیر بقدری برام شیرین دلچسب وخواستنی شده که دلم نمیاد ترکش کنم من ادمه میدم تاجای که بتونم ادامه میدم این دریا پایانی نداره اخرش به ااقیانوس میرسه من تا جای که خدا بخواد هستم اگه اون نخواد چون من خواستم خدا هدایت کرد چون قلبم مملو از دوست داستن خداوند هست ای مهربانم هرچی توبخوای من نه نمی گم .من خواستم تو من اجابت کردی بارهامن امتحان کردی انشالله رو سفید شده باشم
من درس امروزبا گوشه ذهنم نگه می دارم تا خدا چی بحواد
من دیگه محتاج لا غریی هم نیستم محتاج لاغریی نیستم اگه شد چه بهتر اگه نشد تلاشم کردم برای بهتر زندگی کردن
من زنده هستم این مهمه تا نفس میگشم باید یاد بگیرم تابهتر زندگی کنم اگاهنه زندگی کردن لذتش خیلی یشتر از بی اگاهی هست یاد گرفتم خیلی بهتراز بی اطلاعی هست
تو مسیر که هستم میوش احساس رهایی از هر فکر اشتباه وبی فایده هست وروی به ذهن دادن اون اگاهنه باشه یاد کیر برای خودیاد گیری باشه نه برای نتیجه نتیجه هر چب میخوادباشه مهم اموزس دیدن ودرس انجام دادن حالا بهتر متوجه شدن ودرست فهمیدن میوه این مدت بودن دراین مسیر هست چیز ی که من دریافت گردم به مراتب از کاری که کردم خیلی خیلی بیشتر هست من کاری خیلی زیادی انجام ندادم ولی دریافتیم خیلی زیاد هست نا ابنجا
خداوند پشت پناه همه باشه در پناه حق یا حق
سلام و درود
از خوندن نوشته شما لذت بردم
چقدر خوبه که با احساس و انگیزه عالی داری ادامه میدی و حواست به تغییراتی که داشتی هست
این خیلی مهمه
اینکه بدونیم تغییر کردیم و من امروز با من چند روز و هفته قبل تفاوت داره
تازه این چیزیه که قابل لمس و درک کردنه
در مورد جسم کلی اتفاق و تغییر رخ داده که از چشم ما پنهانه و به مرور نتیجه اش به شکل لاغری ظاهر میشه
به شما تبریک میگم
نشان های دریافت شده
سلام اقایی استاد
با دیدن این متن من مثل کسی که سوت قطار رو میکشه نه برای ایستادن برای حرکت وشادی با تمام قدرت سوت قطار رو کشیدم صدایی شادی دورنم به فریاد سوت تیدیل شد صدای سوت تمام وجودمن رو پر کرد من تو مسیر افتادم تویی مسیر از میسیرخارج شده بودم باعث خودم بودم یاد گرقتم وبازه خواهم یاد گرفت خدایا شکرت
عیدی عظیمی به من دادید انشا الله همه شرکت کننده این حس زیبا رو درک کنن خیلی شیرین هست مثل عسل
من برای این حال ۵۶ سال تلاش کردم تلاش کردم ولی امروز به این حس قشنک رسیدم خدا خیرتون بده حتی من تویی فایل چالش این نخور فبل دیدن این پیام دو سال اینده ونتیحه شو براتون نوشتم خدایاسپاس خدایا ممنون
امید دارم شاکردخوبی بوده باشم وخوب یاد گرفته باشم و درست هم عمل کنم وتا اخرکار پا سس نکنم برام دعا کنید بااشک شوق دارم مینویسم من پیروزاین میدان میشم بارخدایا ممنونم من درام شعر حفظ میکنم اینم یکی دیگه از بودن در این مسیر هست که که بهم رسیده ا ولین شعر که رو با رهای یا افکار متفی وادن شعر زیبای اخرش هست اخرین شعری که حفظ کردم مربوط به ۳۰ سال پیش بود واین تازترین شعری که حفظ کردم
خدا پشتو پناهتون باشه درامان خدا
“به نام خداوندی که نهایت زیبایی و عشق است ”
درود و سلام ؛
گام شصتم : محتاج لاغری نباشید !!!
خدا جانم ، پروردگار مهربانم ، سپاس می گویم تو را که همواره یاری میدهی مرا تا در این مسیر پر از آگاهی های ناب بمانم و ادامه دهم.امروز سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۱ به لطف خدا توانستم گام شصتم را بردارم ، خدایا شکرت .
محتاج لاغر شدن نباشید !!! استاد گرامی در این گام واقعا غافل گیر شدم از این آگاهی که کسب کردم ، ممنون بابت آگاهی ناب و به موقع شما .چند وقتی است که با خودم فکر می کنم که چرا من الان در مسیر درست قرار دارم و هر روز با شور و اشتیاق ( البته این اواخر شاید با کمی حالت نگرانی و نا امیدی ) یک گام را بر می دارم و تمرینات آن را انجام می دهم پس چرا لاغر نمی شوم ؟!!! امروز با آگاهی های این گام به درک درستی از باورهای موجود در ذهنم دست پیدا کردم.
حالا از خودم می خواهم بپرسم که مریم جان ، تو چرا می خواهی لاغر شوی ؟! آیا به لاغر شدن احتیاج داری یا دوست داری و خواستار این هستی که لاغر شوی ؟! شاید در ابتدا با مطرح شدن این سوال ها با خود فکر کنیم که این دو سوال با هم تفاوتی ندارند اما زمانی که به این سوالات توجه کنیم و دقت داشته باشیم ،کاملا متوجه می شویم که دو سوال متفاوت می باشند.محتاج بودن یعنی به چیزی که نداریم و فاقد آن هستیم و آن چیز کم است و یا نیست ، نیازمندیم و احتیاج داریم و با سختی و فشار به خود می خواهیم آن را به دست آوریم اما خواستن یا دوست داشتن چیزی به این معنی می باشد که آن چیز همیشه به وفور وجود دارد و تنها کافی است من آن را بخواهم و آن را به راحتی و آسانی به دست بیاورم و با شور و شوق خواهان آن باشم .من در اوایل شروع دوره و در ادامه ی آن فکر می کردم که دوست دارم لاغر شوم فقط برای خودم و داشتن اندامی زیبا و متناسب اما با این گام متوجه شدم که من کم کم در طول دوره از خواسته ی حقیقی خود که لاغر شدن فقط برای حس خوبی که به من می دهد ، دور شده ام و این باور در ذهنم وجود داشته است که اولا به تمامی اطرافیان خود ثابت کنم که من هم می توانم و این اراده را دارم که به راحتی لاغر شوم با یک روش متفاوت از روش های دیگر و بعد از آن با اندام جدید خود در واقع به اطرافیان خود پز بدهم و با پوشیدن لباس هایی که سال هاست حسرت پوشیدن آنها را دارم عرضه اندام کنم و این پیام را به همه بدهم که بالاخره من هم توانستم غول چاقی را شکست بدهم و به زمین بکوبم و خودی نشان بدهم و ثابت کنم که تمامی روش های دیگر برای لاغر شدن کاملا اشتباه و نادرست است پس با این توضیحات به این نتیجه می رسم که من محتاج لاغر شدن هستم نه خواستار آن !!! و احتیاج نشان از نیازمند بودن من دارد و اینکه من این باور را دارم که لاغری در من وجود ندارد و من نمی توانم لاغر و متناسب شوم به همین دلیل است که در این مدت من لاغر نشده ام چون قضاوت و فکر و نظر دیگران بیشتر از حس و حال خوبی که از لاغری به دست می آورم و برای من لذت بخش تر است مهم بوده و اهمیت داشته است .الان که دارم می نویسم به این فکر می کنم که من با وجود چاقی و اضافه وزن مشکل خاصی در انجام کارهایم نداشته ام و با وجود این وضعیت باز هم از خیلی چیزهای خوب که در زندگی من وجود دارد لذت برده ام و مهم تر از اینکه زنده هستم و می توانم هر چیزی را آموزش ببینم و یاد بگیرم دقیقا مثل همین الان که در حال یادگیری صحیح لاغر شدن هستم پس من دیگر دلیلی ندارم که به لاغر شدن محتاج باشم و نیاز مند آن بلکه من از حالت متناسب بودن خوشم می آید و لذت می برم که این حالت را نیز یک بار دیگر تجربه کنم حالتی که به صورت پیش فرض در من وجود دارد و از شرایطی که برای من به وجود می آورد استفاده کنم و لذت ببرم.از این حرف استاد خیلی خوشم آمد که گفتند من تلاش خود را می کنم شد شد نشد نشد دنیا که به آخر نرسیده است و من خدا را شکر زنده هستم و همین مهم و با اهمیت است.حالا من هم به خودم می گویم که مریم جان تو لاغر ی و تناسب اندام را دوست داری و خواهان آن هستی و در مسیر درست قرار داری و تلاش خود را می کنی و هیچ احتیاجی به لاغری نداری یعنی لاغری در وجودت هست و تو به راحتی می توانی به آن دسترسی داشته باشی و هم اینکه حس و حال خودت از هر چیز ی و هر کسی مهم تر و با ارزش تر است پس با این وجود آرام باش و ذهنت را آرام نگه دار که این ذهن بسیار استعداد دارد که تو را با افکار منفی نگران و نا امید کند اما تو آگاه باش و آرام بمان و لاغر شدن را کامل رها کن و به چاقی توجه نداشته باش ، تو تلاش و کوشش خود را در این مسیر انجام می دهی شد شد ، نشد نشد ، تمام ختم کلام.
“ یا حق ”
سلام خدمت استاد و دوستان سایت وقت همگی بخیر.
استاد چه فایل عالی و تاثیر گذاری بود خیلی خیلی مهم بود خسته نباشید من با دیدن این فایل و خوندن این مطلب متوجه شدم این 60 گام با اینکه 8 کیلو کاهش وزن داشتم ولی کلا راه رو اشتباه رفتم یعنی افکارم هنوزم لاغری نبوده چرا؟ چون من محتاج لاغری بودم نه علاقه داشتم لاغر باشم علاقه داشتن به لاغری یعنی اینکه کاری نداشته باشی چقدر زمان میبره در ماه چند کیلو کم میکنی چقدر سایزت کوچیک میشه بقیه چی در موردت میگن ترس نداری و از همش مهم تر احساس عالی داری چاقی رو رها میکنی به زندگیت ادامه میدی و مسیر درست رو میری بلاخره میرسی به لاغری چه چند ماه بگذره چه دو سه سال هم ادامه داشته باشه ولی این حال الان من محتاج لاغر شدن بوده چون من روزی که شروع کردم مقدمه رو بخونم و دانلود کنم با این هدف اومدم جلو چون نیاز داشتم لاغر بشم که بتونم باردار بشم و این حرفو چندین مرتبه در دیدگاهام نوشتم همش میگفتم من عمرا با این هیکل باردار بشم دیگه از چاقی زیاد میترکم هرکسی هم ازم میپرسید 30 سالته بچه اولت رو بدنیا بیار اول زندگی بچه خوبه و من سریع میگفتم اول باید یه 20 کیلویی کم کنم بتونم اقدام کنم آخه خیلی شکم دارم و با خودم میگفتم نمیخوام بعدا از چشم همسرم بیفتم و یکی از دلایل دیگه که شروع کردم به لاغری با ذهن علاوه بر همه فشارهای چاقی و نگاه بقیه و رو کم کردن خیلیا نیاز داشتم لاغر بشم که به بقیه نشون بدم من لاغر باشم از شما که لاغری خیلی زیباتر میشم واقعا نیاز داشتم لاغر بشم که لباس سایز یک مانکن های مغازه فیت بدنم باشه بقیه هی بهم بگن توروخدا چجوری لاغر شدی به ما هم بگو و به هزاران دلیل دیگه نیاز داشتم لاغر بشم ولی الان متوجه شدم و در گام 59 یاد گرفتم من نیاز ندارم اراده قوی داشته باشم من باید لاغری رو یاد بگیرم و امروز یاد گرفتم من محتاج لاغری نباشم و عاشق لاغری باشم فکرای الکی رو رها کنم و به سمت این مسیر درست ادامه بدم نتیجه اش صد درصد همون لاغری هست که دوست داری وقتی محتاج لاغری نباشم دیگه برات اهمیت نداره بقیه بگن خوش اندام شدی یا نشدی از اقدام به بارداری ترسی ندارم دیگه از نمایش دادن خودم با لباسهای تنگ عجله ای ندارم چون به راحتی به وقتش میرسم و درسته استاد این فایل ها واقعا معجزه میکنن فقط لاغری رو آموزش نمیدید بلکه روش صحیح و بهتر زندگی کردن رو یاد میگیریم و در همه جنبه های زندگی تغییر میکنیم من هم تصمیم دارم فایل بارداری رو خریداری کنم و میکنم خداروشکر میکنم بخاطر بودن در کنار شما و این مسیر زیبا در سایت تناسب فکری.اسم سایت هم واقعا زیباست وقتی ذهن ما متناسب بشه همه زندگی ما جسم ما هم متناسب خواهد شد.سپاسگزارم استاد روز خوش خدانگهدار.
نشان های دریافت شده
بنام خدا
با شنیدن هر فایل آموزشی به یکی از افکار اشتباه خودم پی میبرم که من در گذشته چه افکار اشتباهی داشتم
همیشه برای لاغری هدفی مشخص میکردم تاریخ مشخص میکردم که تا عروسی فلانی باید لاغر شوم ویا تا قبل مسافرت باید لاغر بشم و در این بین به شدت به خودم فشار می آوردم باشگاه ،رژیم هر روز وزن میکردم ولی نتیجه ی خوبی کسب نمیکردم چون پن نیاز داشتم لاغر شوم برای همین لاغر نمیشدم اما الان با شنیدن این فایلها متوجه شدم که من خواستار لاغری هستم من بک انسان کامل هستم دارم زندگی میکنم با لذت و احساس خوب و در این بین دوست دارم لاغری را تجربه کنم لاغر شدم که شدم نشدم هم اشکالی نداره به مسیرم که سر شار از شادی ،نشاط ،و احساس خوب هستم ادامه میدم و به این ترتیب من لاغر میشم همان طور که الان من دارم لاغر میشم . و چه حس خوبی دارم خدا یا شکرت که من را به این مسیر زیبا هدایت کردی .