0

عملکرد ذهن و قلب در زندگی

عملکرد ذهن و قلب
اندازه متن

آگاهی از عملکرد ذهن و قلب سرآغاز تحولی عظیم در زندگی ما خواهد بود.

در این کارتون ذهن همان واحد ناخودآگاه است که توسط روزمره تنظیم شده و فعالیت میکند و قلب نماد روح انسان که طالب شادی و آزادی و لذت بردن است.

در این فیلم به وضوح به قدرت و تسلط ذهن بر رفتار انسان پی خواهید برد و در صحنه ای از فیلم زمانی که فرد در حال خوردن است تصویر ذهنی اون پیغام چاقی و خطر را نشان می دهد.

دقیقا همین حالت در تمام زندگی ما جاری شده که سبب اضافه وزن ما شده است و همانطور که در این فیلم نمایش داده شد میشود ذهن را با قلب در هماهنگی قرار داد و از زندگی لذت برد و شاد بود و به همه امورات رسیدگی کرد.

با برنامه ریزی ذهن می شود از زندگی لذت برد، از غذا خوردن لذت برد و متناسب بود.

“این انیمیشن نشون داد که این آدم خیلی کارها را دوست داره انجام بده اما از ترس بقیه و از ترس و نگرانی های بیجایی که خودش داره نمیتونه انجام بده و همیشه در حال بد و افکار منفی هست چرا ؟؟

چون تمام ما آدمها از سه بخش روح و ذهن و جسم تشکیل شدیم که اینجا قلب همان نماد روح ما هست و روح ذاتش آزادی و شادی و لذت بردن و آرامش و هر چه خیر و خوبی هست را دوست دارد.

اما ذهن را باید مثل یه موجود زنده دران خودمون در نظر بگیریم که بسیار ترسو هست و این موجود فقط با فعالیت در گذشته و آینده میتونه زندگی کنه و زنده بمونه و در حال نمیتونه زنده باشه و فعالیت کنه.

چون این موجود ترسو هیچ شناختی از آینده نداره و همه چیز براش گنگ و مبهم هست پس همیشه کارش این است که انسان را بترسونه و استرس و نگرانی بده تا این اندازه در نگرانی و استرس میره جلو که حتی ما مرگ خودمون و یا حالا عزیزانمون را هم میبینیم.

حتی گاها به خودمون میاییم میبینیم که اشک ما را هم در آورده و ما ساعتها هست غرق در افکار منفی هستیم.

پس تا میتونیم با درک عملکرد ذهن و قلب در لحظه ی حال باید زندگی کنیم و لدت ببرییم اما روح ما از جنس خود خالق هست به همه چیز آگاه هست و به دنبال ارامش و شادی و لذت بردن و حال خوب و هر صفت خدا گونه ی دیگر هست.

ما یه تیکه از خود خداییم ما جانشین خدایبم ما شاهزاده هستیم روی زمین پس هدف از خلقت ما این بوده که ما غرق در آرامش، و شادی و سلامتی و لذت و ثروت و …. باشیم پس به خودت بها و ارزش بده و به خودت توجه مثبت کن و خودت را دوست داشته باش.

هر چند که این شیطان قسم خورده تا زمانی که ما زنده هستیم ما را گمراه کنه ولی هیچ وقت گول شیطان را نخور فقط به خدای درونت توجه کن و در هر لحطه از زندگیت با خودش باش و اون را درون خودت حس کن تا مثل خورشید درون ما طلوع کند و همیشه وجود ما را گرم و روشن نگه داره و ما را به مسیرهای درست هدایت کنه و ما گمراه نشیم و تسلیم شیطان با اون افکار منفی نشیم.

زمانی ما موفق میشیم و به تمام این چیزهای خوب میرسیم که ذهن را آموزش بدیم و افکارمان را کنترل کنیم و هماهنگ با خواسته هایی که داریم بکنیم و با هماهنگ کردن عملکرد ذهن و قلب از قید و بند تمام نگرانی ها و استرسها خارج بشیم و به هیچ کدوم فکر نکنیم و حالمون را بد نکنیم مثلا ترس و نگرانی از خوردن نداشته باشیم.

  • ترس و نگرانی از حرف مردم نداشته باشیم.
  • ترس و نگرانی از قصاوت شدن نداشته باشته باشیم.
  • ترس و نگرانی از آینده نداشته باشیم و..
  • ترس و نگرانی از شاد بودن نداشته باشیم
  • ترس و نگرانی از رفتارهامون نداشته باشیم

در واقع هر طور که قلبمون میگه و گواهی میده باید زندگی کنیم که همون شهود و الهام الهی هست که برای رسیدن به اینها باید یه سری ورودی ها را کنترل کرد و یه سری کارها را انجانم نداد و یه سری کارها را انجام داد تا اون خدا را درون خودمون پیدا کنیم و به حرفهاش گوش بدیم.

اون وقت هست که ما شادیم و آرامش داریم و همین حال خوب ما باعث میشه ما فرکانس و انرژی مثبت را به جهان بفرستیم و تمام اطرافیان ما هم با ما هماهنگ و در اون فرکانس قرار میگیرن و ما نه تنها روی خودمون بلکه اطرافمون هم تاثیر میزاریم و همه چیز در جهان ما زیبا و نیکو میشود.”

نوشته خانم فروغ عزیز در بخش نظرات این فایل

“كارتون اين فايل , خيلى زيبا و تاثيرگذار بود.

خيلى شنيده بودم وقتى مسئله اى دارى, سكوت كن و به نداى درون ت (قلبت) گوش كن, من هم شناخت سطحى از ذهن و قلب داشتم و احساس ش نمى كردم‼️

در اين مسير بهتر مى تونم اينو درك كنم كه چگونه ذهنم با قلبم هماهنگ باشه و عملکرد ذهن و قلب💕 به چی گفته میشود.

من فكر مى كنم اصلاح افكار, باورها و الگوهاى ذهنى ( فرمولها ) مستلزم زمان كافى ست, حالا مى فهمم كه اصلاح باورهاى اشتباه ذهنى, خودبخود و به سرعت انجام نمى شه, و به همين سادگى نيست!

بايد قدم به قدم با استادى آگاه انجام بشه.

هر روز كه مى گذره, من بهتر هماهنگى ذهن و قلبم رو درك مى كنم.

امروزه بمباران اخبار رسانه ها و شبكه هاى خبرى, اوضاع اقتصادى ايران و جهان, وضعيت دلار و … ذهن رو به هر سو, مى كشه و من دريافتم كه بهتره براى آرامش و ايجاد احساس خوبم نگاهم رو از همه ى اينا (نگرانى ها & ترسها) بردارم.

فقط نگاهم و اعتمادم به خدا باشه ( البته تمرين مى كنم )😊👍 و اينكه من تصميم دارم هر روز در اين مسير قدم به قدم جلو برم و حال و آينده اى اميدوار براى خودم بسازم . 🚶🏻‍♀️-🚶🏻‍♀️-🚶🏻‍♀️

به لطف خداوند مهربان, من نعمتهاى زيادى در زندگيم داشته ام و دارم اما از اين نعمتها لذت نمى بردم و شاد نبودم و بخاطرِ خودم و خدا زندگى نمى كردم, و اين نشون مى ده كه ذهن و قلب من بخاطرِ افكار منفى و باورهاى اشتباه ذهنى م در تعادل و هماهنگى و همسو با هم نبوده اند.

درباره ى داشتن هدف در زندگى زياد شنيده بودم اما نمى دونستم چگونه و چطور مى شه هدف رو دنبال كرد⁉️

و خدا رو شكر و سپاس , نه فقط براى اين دوره ى آموزشى بلكه براى هميشه در زندگيم هدفم رو دنبال مى كنم و باور مى كنم تا وقتى كه در اين مسير هستم زندگيم روز به روز بهتر مى شه.

با توجه به اين كارتون دريافتم كه قلب من به طور طبيعى رقص و شادى و آرامش و لذت بردن از زندگى رو دوست داره.

هر كارى كه به من احساس خوب بده رو دوست داره, ورزش كردن حال منو بهتر مى كنه, البته خيلى كارا ى ديگه هم حالم رو بهتر مى كنه اما انجام نمى دم.

تابستون تمام شد اما من به طبيعت, پارك, ساحل فقط يكى دوبار رفتم با اينكه همه چى در دسترس بود!

خريد لباس هم همينطور, يكى دوبار بيشتر نرفتم!

اتفاقا با خودم هم فكر كرده ام كه چرا اينطور هستم‼️🤔

اما پاسخ درستى نداشتم! و در اين مسير دريافتم كه ذهنم با قلبم هماهنگ نبوده!

من فكر مى كنم بايد نگاهم رو از موضوعات و مسائل پيرامون خودم بردارم و به خداوند اعتماد كنم.

خداوند مهربان هم, در اين مسير با من و همراه منه.

لازمه ى هماهنگى عملکرد ذهن و قلب حال خوب و احساس خوبه 💞🥰

همين كه من در اين مسير با ديدن و شنيدن فايلها, حال و احساس خوبى در لحظه دارم, سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم .

من وقتى در youtube و سپس اينستاگرام , دوره ى لاغرى با ذهن رو ديدم , احساس خيلى خوبى داشتم و چندين ماه بعد در دوره ى آموزشى شركت كردم.

بخاطرِ همين احساس خوبم ذهنم با قلبم هماهنگ بود 😍

من دريافتم كه هر كارى رو بايد با هماهنگى ذهن و قلبم انجام بدم تا حالا زندگى مى كردم اما حالا من مى خوام, با شادى و سلامتى از زندگيم لذت ببرم .😇

خداروشكر و سپاس اين اولين پاييز زيباى من در اين مسير است 🍁🍁🍁

با تشكر فراوان , شاد و پيروز باشيد🧡🧡”

نوشته خانم شادی عزیز در بخش نظرات این فایل

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

Rating 3.85 from 59 votes

https://tanasobefekri.net/?p=17177
برچسب ها:
79 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ستوده
      1402/06/11 21:42
      مدت عضویت: 249 روز
      امتیاز کاربر: 1905 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 350 کلمه

      به نام خداوند مهربان با سلام خدمت استاد گرانقدر و دوستان همراه.

      انیمیشن بسیار آموزنده ای بود و به من آگاهیهای زیادی داد و برخی آگاهی هارو برام پر رنگ تر و واضح تر کرد.ازتون بسیار سپاسگذارم . بعد از چند بار دیدن این کارتون فهمیدم چیزی که ما رو از احساسات خوب و الهی منع میکنه فقط احساس ترس هست.

      تمام احساسات منفی تمام بیماریهای جسمی نشات گرفته از ترس هستند : ترس از خدا باعث میشه توبه نکنیم ،ترس از عشق باعث میشه تنها بمونیم،ترس از غذا باعث میشه چاق بشیم، ترس از بیماری باعث بیماری میشه و غیره

      در تمام جنبه های زندگیمون  این ترس باعث تجربه ی شرایطی میشه که خواست روحمون نیست .

      روح ما خواسته هایی داره که میخاد اونها رو از طریق جسم تجربه کنه مثل عشق شادی و تمام صفات خداوندی رو.

      اما ذهن ما با افکاری که در طول زندگیمون از اطرافیانمون یاد گرفتیم مانع این تجربه شده .همیشه مارو ترسونده از این که دیگران راجع به ما چی فکر کنن و یا در نظر خداوند بنده ی گناهکاری باشیم.

      حالا میفهمم چرا من از کودکی تا به الان ترسو تر شدم چون ذهنم هر روز بیشتر از دیروز پر از افکار منفی شده و  وقتی نوجوان بودم شجاعتر بودم در نتیجه زندگی شادتری داشتم. 

      من حتی از این که عضو سایت بشم میترسیدم از نوشتن در سایت میترسیدم وقتی به لطف و اراده ی خداوند عضو شدم و دیدگاهم رو نوشتم روحم به تجربه ای که میخاست رسید وچنان شادی و ذوق و شوق احساس کردم که فقط خدا میدونه.من فهمیدم اگه ترس رو کنار بذارم تجربه ی شگفت انگیزی رو خواهم داشت و این رو همیشه به یاد خواهم سپرد.

      خداوند در قران میفرماید: ای انسانها نه از چیزی بترسید ونه از چیزی نگران شوید.به همین یکی بتونیم عمل کنیم خوشبختیم.

      پس ما به این سایت هدایت شدیم که ذهنمون رو با افکار جدید و صحیح پر کنیم تا با روحمون همسو و هماهنگ بشه تا نه تنها متناسب بشیم بلکه در تمام جنبه های زندگی متناسب فکر کنیم حرف بزنیم و رفتار کنیم .

      عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید

      نا خوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1402/01/18 03:45
      مدت عضویت: 464 روز
      امتیاز کاربر: 11065 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 764 کلمه

      سلام و درود . 

      چقدر قشنگ بود این انیمیشن . 

      ذهن همان ضمیر ناخوداگاه است که توسط المانهای روزمره برنامه ریزی میشود . 

      روح همان بعد الهی وجود ماست که همیشه توصیه به شادی و لذت بردن از هر لحظه از امور زندگی می کنه ‌.

      ما هر روز باید خودمون رو با روحمون همسو کنیم تا ذهنمون با برنامه های مثبت پر بشه و از تک تک لحظات لذت ببریم . 

      در درس قبل آموختیم ذهن به خودی خودش مقاومتی نداره . مقاومت خود ماییم که بهش برنامه مقاومت میدیم تا در مقابل همه چیز مقاومت کنه .  

      من یه چیزی فهمیدم جنگ با چاقی جنگ با لاغریه هیچ فرقی نداره . 

      چون وقتی من حس مبارزه دارم فرکانسم مبارزه است و این فرکانس ارتعاش داده میشه . بدن من این ارتعاش رو دریافت می کنه و اونم در حالت جنگ قرار میگیره . خب در حالت جنگ واکنش چیه ؟ نیاز بیشتر ذخیره انرژی بیشتر . ذخیره مهمات . میل بیشتر برای دریافت آذوقه . صرفه جویی در مصرف انرژی . خب این فرکانس جنگه . جنگ بیرونی هم همینه . هرکی وارد جنگ میشه شروع می کنه به نگهداری از ذخایر خودش و حتی دستبرد به منابع دیگران . 

      دقیقا در ما هم همین وضعیت پدیدار میشه و تمام کانون توجه ما روی خوردن تنظیم میشه . 

      خب این فرکانس جنگ با چاقیه که داره این ارتعاشات و این رفتارها رو تولید می کنه . من با یه تفکر خیلی کوچولو میتونم سریعا خودمو از این حالت خارج کنم و در مدار صلح و دوستی با خودم قرار بگیرم . به خودم عشق بدم . خودمو ببوسم . دستامو ببوسم . حالمو خوب کنم . به طبیعت عشق بدم . به آدما عشق بدم . محبت کنم تا در فرکانس دوستی و صلح قرار بگیرم . حالا فرکانس دوستی چه واکنشی داره . آدما وقتی با هم دوستن به هم میبخشن . با هم لذت میبرن . رها وآزادن . خیلی با هم راحتن . به مهمات و ذخایر جنگی نیازی ندارند . نیازشون کاملا طبیعیه و در این ارتعاش بدن هم در حالت صلح و دوستی قرار داره و خیلی راحت انرژیهای غیر ضروریشو آزاد می کنه . در حقیقت نیازش به مصرف انرژی کم میشه و برعکس در  حالت و فرکانس بخشندگی قرار می گیره . 

      خیلی راحت توجه ما از غذا برداسته میشه تازه به جایی میرسه انسان دوست داره ببخشه تا حال خوبش گسترده تر بشه . چون بخشش خیلی لذت داره . 

      این بخشش به زور و حالت تحمیلی نیست کاملا دلخواهه و واکنشه . 

      همینطور فرکانس کمبود و فراوانی هم همینطورن . 

      وقتی در فرکانس کمبود و محدودیتیم واکنش میشه ذخیره انرژی ولی در فرکانس فراوانی واکنش میشه رها کردن انرژی . 

      خیلی جالبه واقعا ما نمیتونیم کار خوب و بد رو به خودمون تحمیل کنیم . چون در این صورت ارتعاش ما تحمیل هست و تحمیل یعنی ارتعاش منفی  و بدن در حالت ذخیره نیرو میره . 

      ما مختاریم و با این اختیار فرکانس خودمون رو طوری تنظیم می کنیم که واکنش بشه رها کردن انرژی . 

      وگرنه اگه بخوایم مستقیم انرژی رو ازاد کنیم بدن در حالت جنگه و بر عکس شروع می کنه به ذخیره نیرو . 

      من کاملا بحث مدارها و فرکانس رو درک می کنم و کاملا معنای ارتعاش و تولید احساس و رسیدن پیامهای عصبی به سلولها و واکنش اونها رو درک می کنم . 

      کاملا درک کردم چه الگوهایی در من چه احساساتی تولید می کنه 

      مدار ترس و امنیت هم دقیقا همینه .

      مدار ناراحتی و شادی . مدار اجبار و اختیار . مدار استرس و آرامش  و …

      چقدر قشنگ میشه درک کرد . 

      ما اختیار می کنیم و در فرکانس مثبت قرار میگیریم تا واکنشهای بدنمون کم کم اصلاح بشه . 

      ما هر لحظه میتونیم ضمیر ناخوداگاهمون رو رصد کنیم . 

      در هر لحظه میتونیم از روی احساسمون بفهمیم روی کدوم موج تنظیم شدیم . 

      حالمون خوبه یا حالمون بد . 

      اگه حالمون خوبه بدن هم در فرکانس صلح و رهاییه و انرژی رو حبس نمی کنه و انرژی خیلی راحت جریان داره و نیاز بدن در حالت طبیعیه ‌ 

      ولی اگه حالمون بده بدن هن در فرکانس جنگ و ذخیره انرژیه و انرژیها رو آزاد نمی کنه و  بدن نیازش  غیر طبیعیه . 

      ما هر لحظه با افکارمون و حالا انجام یه سری رفتارهای دلخواه میتونیم فرکانسمون رو همیشه روی مداری نگه داریم که بدن در حالت طبیعی انرژی رو ذخیره یا آزاد کنه . 

      و این به دست ماست و ما خیلی راحت می تونیم ذهنمون رو در جهت مثبت دوباره برنامه ریزی کنیم و بهش عادت کنیم . چقدر این فایل به جا قرار داده شده بود در امتداد درس قبل و من واقعا این دو درس رو خیلی خوب و عالی درک کردم و ازش استفاده می کنم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1401/12/28 16:11
      مدت عضویت: 445 روز
      امتیاز کاربر: 48010 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 513 کلمه

               سلام شب عیدتون مبارک باشه 

      این فایل روز ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ میبینم 

      امسال به شکر خدا تویز جای هستم که با گذشتم از هر گام یی چیزی جدید میتونم تجربه کنم چون فردیی این گامهای رو جیده که خودش همه حسهای مارودرک کامل داره

      تا حلاکارتون با نوشتن برای خودم نداشت که امروزانجام 

      دادم ایننمشین خلاصه همه فایلهای ۶۵ قسمت هست فشرده ومفید با شروع روز ۳ بخش جسم ما که شامل ذهن نا خدا اگاه قلب یا روح   بعد ذهن خدا اگاه یا ذهن ولایه سوم جسم با بیدار شدن باهم شروع مبشه ذهن خدا اگاه فرمامهی حیاطی مارو که همه درست است ونمیشه درش تغییر صورت بگیره رو فرمانشو صادر گرد بعد جسم حمام زفت شروع افکارمنفی ومرو کردنش که با مرک تمام میشد روح وجسم همه شادی حمام رو تعطیل کردن در مسیر رفتن به ادره با دیدن غذا قلب وحسم درخواست غدا داشتن بازم ذهن افکار منفی وبا ورهای اشنباه وفرمولهای اشتباه خوردن هر غذایی هم ترس وهم چاقیوچاقتر شدن یاد اوری کرد وبازم مرگ نشون داد

      د  تو مسیر دائم به فکر افکار دیگران ومرور افکار دیگران اون از رفتن به ساحل ولذت بردن منع کرد .

      موقع خرید دوباره اعتماد به نفس نشون کرد که با خرید گردن ومسخره شدن وحتی خریدرو براش با یی مشکل که با خرید کردن بوجود میاد با رها  تو مسیرقلب  میخواست کمک کنده باشه ولی ذهن فرمامش قویی تر بود درست مثل زمانی که ما دنبال رژیم میگشتیم برای نجات خودمون  تا رسیدن به در جلود اداره درگیری ذهن وقلب شروع شد کشمش شدید ی در بین ذهن وقلب بود درست مثل رژیمهای ما که قلب میگفت تو موفق میش ادامه بده ولی ذهن زورش زیاد بود ومارو ازادامه دادن منع میکرد ود  نهایت  ذهن جلو در هم پیروز شد با قرار گرفتن درمحیط وحس پیری ونابودی وحتی مرگ خودشم دید

      زمانی که ما داریم اموزش میبینیم چطور رفتار کنیم چطور عمل کنیم بین قلب وذهن هما هنگی بوجود امد اولین لذت با خوردن شروع شد به اندازه ومفید نه زیاد ونه کم خوری بعد شادی وانرژی در کل بدن پخش شد نشاط امد در بدن وعضله جهش پرش شروع شد حس جوانی در وجودش پیدا شد به مخیط شادی اور خودشو رسوند همه اعضای بدن با بودن در محیط شادی حس بهتری داشتن برگشتن به محیط کار وشروع دوباره کار این دفعه ایدهای جدید که محیط شادش کنه هم ذهن وهم قلب وهم جسم با هم همسو شدن برای نشاط بیشتر وعوض کردن فضای  محیط کار دیگران نیز همرای کردن هم کار بود وهم نشاط سرگرمی 

      همه اینهایکه تو ۶ دقیق دیدیم اکا هایی بودکه ما درایم یادمیگیریم که با اموزش درست اون دریایی رویایی وجودمون رو به نشاط وشادی ورهایی از وزن زیاد دعوت میشیم اخرشبابه دست اوردنش همه مشکلات که داشیتم عوض شده وبه ادم موفق تبدیل میشم 

      بعضی انسانها  کاری میکنن که با دیدنش ادم دوبه فکر میاندازه کم کویی کرده ودرست مطالب به ما فهموند کامل کامل درس فایل گذشته که ذهن متا فیزیکی چطور کار میکنه رو به ما امورزش داد کار کردن همه بدن رو با ۶ دقیقه یاد نا داد 

      خدا پشت پناهتون یا حق حق نگه دارتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      1401/12/24 13:03
      مدت عضویت: 520 روز
      امتیاز کاربر: 4810 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 522 کلمه

                       “ به نام خداوند زیبایی ها ”

      درود به شما همراهان عزیز و استاد گرامی ؛

      گام شصت و پنجم : عملکرد ذهن و قلب در زندگی روزمره ؛

      خداوند مهربان و عزیزم ،از تو سپاس گزار و ممنونم که مرا در مسیر و راه آگاهی قرار دادی و یاری کردی که امروز چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ گام شصت و پنجم را بر دارم،شکر و سپاس .

      این انیمیشن در حالی که کوتاه بود اما پر مغز و پر محتوا بود و انسان را به فکر فرو می برد و این سوال ها را در او ایجاد می کند که راستی چرا از زندگی خود لذت نمی بری ؟!  چرا در اکنون و حال زندگی نمی کنی و با فکر کردن به گذشته و آینده زندگی حال و الان خود را از دست می دهی ؟! همان طور که تا الان پی برده ایم ذهن هم مانند دیگر اعضای ما در اختیار و خدمت ما می باشد و هم اینکه یکی دیگر از مهم ترین اعضای ما ، قلب ما می باشد که علاوه بر کار پیچیده و سخت خود یعنی پمپاژ خون به تمامی اعضای بدن ، بخشی است که حاوی احساسات و تمایلات ما می باشد و اگر ما نتوانیم هماهنگی لازم را بین ذهن و قلب خود ایجاد کنیم در زندگی خود احساس شادی و نشاط نخواهیم کرد و بیشتر مانند یک ربات فقط کارهایی را که به عهده ی ما می گذارند و خود ما از انجام آنها راضی و خشنود نیستیم ، انجام می دهیم بدون کوچکترین لذت بردن از آنها . به طور کلی ذهن ما انسان ها به دلیل ترسی که از زندگی دارد و نداشتن مهارت زندگی کردن در لحظه ی حال ، نمی تواند در لحظه ی حال و اکنون باشد و دائم ما را یا به گذشته می برد و احساس پشیمانی و افسوس خوردن را در ما ایجاد می کند و یا با سرک کشیدن به آینده و ایجاد ترس از اتفاقاتی که رخ نداده است مانع می شود که ما در اکنون و حال خود زندگی کنیم و لذت ببریم . اما زمانی که ما بتوانیم هماهنگی لازم را بین ذهن و قلب خود ایجاد کنیم از لحظه به لحظه ی زندگی خود لذت می بریم و به راحتی هر کاری را که دوست داریم می توانیم انجام بدهیم و زندگی سرشار از شادی ، نشاط و سرزندگی را تجربه خواهیم کرد. پس همان طور که لازم است تا بین مغز ،ذهن و روح خود ارتباط و هم سویی را ایجاد کنیم باید همین هم سویی و ارتباط و هماهنگی را بین ذهن و قلب هم ایجاد کنیم چون اگر تمامی وجود ما اعم از روح ، مغز ، ذهن ، قلب و کل جسم ما با هم هماهنگ و هم سو باشند مطمئنا زندگی در سطح خیلی خیلی بالاتری را تجربه می کنیم و آن را زندگی می کنیم چون اینگونه ما با جهان هستی و کائنات بیشتر هم سو و هم جهت می شویم و ارتباط قوی تر و محکم تری با خالق هستی برقرار می کنیم و به طور حتم رضایت درونی و احساس خوشبختی حقیقی را خواهیم داشت .

      “ یا حق ”

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zahrakasaeipour@gmail.com
      1401/03/31 18:19
      مدت عضویت: 787 روز
      امتیاز کاربر: 658 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 413 کلمه

      سلام و درود بر همه همسفران عزیز و سلام و درود بر استاد گرامی 

      خیلی از شما سپاسگزارم که با روش های مختلف در این مسیر به ما آگاهی می دهید. انصافا خوشحالم که در تمام دنیا انسانهای درست اندیشی هستند که با کشف قوانین الهی و تهیه انواع کتابها و فیلمها دگر انسانها رو همی اموزش می دهند و شما استاد عزیز هم یکی از این انسانهای نیک اندیش هستید.

      خیلی کارتون جالبی بود از تمام نمادها و تکنیک های هنری برای رساندن پیامها استفاده کرده بود جعبه آهنی و بسته ذهن در مقابل قلب سرخ خوش رنگ و شاد، ذهن خموده و بی رنگ در مقابل قلب شاداب پرتحرک، ذهن ترسوی ضعیف در مقابل قلب شجاع و بی باک، مغز و ذهن تنها و دور از سایرین در مقابل قلب مهربان که دوشادوش همه اعضا بود، ذهن تک افتاده و امر کننده در مقابل قلب همراه و همگام که به همه یاری میرساند،  خلاصه  خداوند را سپاس که  ااین نیروی الهی در وجودمان هست هرچند که ذهن با وظیفه بزرگ خودش در محافظت از انسان سهم زیادی داره و اگر اطلاعات غلطی هم در ذهن هست حاصل ورودیهایی نادرستی هست که ما در اون تلنبار کردیم و الان هم روز تولد هر انسان همون روزی است که با ندای قلبش ترسها رو از ذهنش بگیره، سرنوشت انسانهای شجاع رو ببینه آنهایی که دوست نداشتن هر لحظه بمیرند و دایم تصویر ذهنشان مرگ باشه اونها دست قلب و ذهن رو تو دست هم گذاشتند از نیروی بی نهایت هر دو کنار هم در جهت الهی بهره بردند و اسطوره زندگی خودشون شدند . و چقدر این مراحل ساده و در دسترسه با دیدن این انیمیشن به این فکر کردم که اگر قرار بود ما برای خریدن روح الهی اقدام کنیم چقدر باید هزینه میکردیم اصلا میشد هزینه کنیم چه بازار سیاهی درست میکردند انسانهای انحصار طلب در حالی که خداوند مهربان از خزانه غیبش این  نعمت را به رایگان در وجود همه ما قرار داده ما قرار نیست هزینه کنیم تا روح الهی را در خودمان نصب کنیم قرار نیست هزینه کنیم تا اون در ما فعالیت کنه ما فقط باید گوش بدیم به حرفهاش   ااعتماد کنیم به دانش اون که از خداوند کسب کرده و بسازیم زندگی رو و از هر لحظه لذت ببریم . دیگه چی از این بهتر که در درون خودمون و به خودمون اعتماد کنیم و موفق بشیم.تو تمام امور که یکی از اونها هم لاغری و تناسب اندام هست.

      استاد عزیزم بی نهایت ممنونم.

      خداوند مهربانم بی نهایت سپاسگزارم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      1400/10/28 00:51
      مدت عضویت: 1599 روز
      امتیاز کاربر: 23378 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,335 کلمه

      جلسه ۶۹ تکرار 

      عملکرد ذهن و قلب در زندگی روزمره 

      سلام‌ و درود به استاد گرامی و دوستان همراهم ،خدارو شکر میکنم برای بودنم در مسیر هماهنگ کردن ذهن و قلب

      اول این کارتون با یک شادی و حال خوب این فرد در حمام  شروع میشه که بعد از چند ثانیه به ترس از لیز خوردن  و مردن ختم میشه ،یه مدتیه ذهنم به شدت با من همین برخوردهارو میکنه  ،یعنی تا میام یکمی از موقعیتم راضی باشم‌ سریع برام پیش بینی های ترسناک میکنه و بهم گوشزد میکنه که اگر از پیش بینی های من نترسی و نگران نباشی نمیتونی مراقب همه چیز باشی و باید دائم النگران باشی

      و هر لحظه منو با یه چیزی میترسوند مخصوصا روی مرگ مخصوصا مرگ عزیزانم مدام مانور میداد ،تا جایی که به حالت اضطراب و دلشوره دائمی رسیده بودم و هر آن منتظر یک خبر بد بودم و اتفاقا هم خبرهای بد یکی پشت دیگری برام‌ میرسید 

      تا اینکه واقعا از شرایط درونیم  خسته شدم و خواستم که تغییر جهت افکاری بدم و مدام از پیش بینی های ذهنم نترسم و به خودم گفتم ،ببین تو اگر از حرف های ذهنت نترسی هیچ اتفاقی نمیفته ولی اگر باز هم به ترس هات ادامه بدی فقط نگرانی هاتو افزایش میدی 

      و به خودم گفتم‌ که این ذهن تا زمانیکه مخاطب داره به حرفاش و ترسوندانش ادامه میده ،اگر گوش نکنی و حساس نباشی رها میکنه واین تمرینو انجام دادم‌ 

      آگاهانه هر زمان شروع میکرد، من همراه با حرفاش احساستی نمیشدم اوایل به خدا پناه میبردم و مدام با خودم تکرار میکردم من به خدا اعتماد دارم و از خدا کمک میخواستم که بهم آرامش بده 

      و آروم آروم صداش کمرنگتر شد ،اوایل ثانیه ای  بهم ضربه میزد و غیر قابل کنترل شده بود جوری که صورت و بدنم سر میشد ولی خدارو شکر الان خیلی بهتر میتونم از دستش در برم و خودمو به خدا بسپرم 

      هر چقدر بهش توجه نکنیم آرامش بیشتری خواهیم داشت ،اون مدام از نشدن ها میگه چونکه وظیفش محافظت از ماست و تصور میکنه راه مواظبت از ما پیش بینی های ترسناکه 

      ذهن یجورایی مخبره و همیشه اخبارهای ناهنجار داره و راه محافظتش ،ترسوندنه که در ادامه اون حجم ترس و نگرانی ،دیگه شادی نمیمونه ،اگر بتونیم صداشو خفه کنیم ،شادی ذاتی ما بیدارتر میشه 

      شادی و اعتماد بنفس درون که زیاد بشه خودبخود ترس ها و دلهره ها کمرنگتر میشه 

      تو این انیمیشن ،نشون داد که در راه و مسیر خونه تا محل کارش ،چقدر مسائل تفریحی و شادی هاییکه دلش میخواست بود  ولی ذهنش اجازه نمیداد و از عاقبتش میترسوندش 

      یاد خودم افتادم که سالها به حرفاش گوش کردم و مدام از خواسته هام دور و دورتر شدم ،همین امشب که رفته بودم کنسرت بهنام بانی با اینکه تقریبا کنسرت شادی بود ولی ذهن من مدام به یادم میورد که برای چی تو خوشحالی وقتی این مسئله مهم غمگین فعلا تو زندگیته 

      هر چند منم یاد گرفتم به محض گفتنش ،سرکوبش کنم ولی بلخره چند باری نیششو زد و من تا بیام برگردم به حال بهتر، هم زمان میبره هم باعث درگیری درونم میشد و اجازه نمیداد لذت بیشتری ببرم 

      در این انیمیشن بسیار آموزنده دقیقا زندگی بعضی از ما به نمایش کشیده شده ،چه لذت هاییکه نبردیم ،چه کارهاییکه دوست داشتیم انجام بدیم‌ ولی ترسیدیم و به شکل یک رویای دست نیافتنی در اومد ،چه پیشرفت هایی میتونست برای ما پیش بیاد که نشد

      همین امروز یکی از دوستان قدیمی روانشناسم  بهم پیشنهاد انجام یک کار گروهیو داد که قبلا خیلی هم دلم میخواست انجامش بدم ولی این ذهن منفی من از صبح تا حالا چندین بار به من خواسته یادآوری کنه که تو نمیتونی از پسش بر بیایی ،هر چند من جور دیگه ای با خودم صحبت کردم و صحبت میکنم ولی اونم‌ ساکت ننشسته ،در انتها من برنده میشم چونکه من دیگه اون شخصیت سابق نیستم که بخوام کوتاه بیام ، اتفاقا اگر آگاه باشم این چلنج ها باعث رشد اعتماد بنفسم خواهد شد و پیشرفت  عالی خواهم داشت 

      و جالبه توی کارتون نشون داد که وقتی به ندای قلبش گوش کرد ،یه انرژی بزرگی در ماهیچه های دست و پاهاش ایجاد شد که میبردش بسمت هدف ها و لذت هاش 

      و بهش نشون داد که اگر از قلبت فرمان نگیری مثل اون پیرمردها انقدر دل مرده میشی که خودت با پاهای خودت وارد قبرت میشی 

      انگار یه هشداری هم به من بود که بیشتر به حال خوب و خواسته هام‌ توجه کنم تا به مسائلم وگرنه یه روزی میرسه که خیلی دیره و تایمم برای جبران کوتاهه

      و در انتهای کارتون ،اون فرد با توجه به علایق قلب و روحش ،زندگی بسیار لذت بخش تریو برای خودش و آینده خانواده ش ساخت ،زندگی همراه با ندای قلب زیباتر از گوش دادن به صدای ناراحت کننده ذهنه که فقط بلده غمگینت کنه و بترسونتت

      آخه ترسوندنش عواقب داره ،وقتی مدام به دنبال حرف های منفی ذهنت هستی ،فرکانس های ترس و نگرانی هم ارسال میکنی ،احساساتت هم بد میشه که به دنبالش اتفاقات بد ادامه دار رخ میده 

      باز هم میخوام به خودم تاکید کنم که مراقب افکارم باشم و دل به دل ذهنیت هام ندم ،اون اگر بلد بود که منو به جاهای خوب برسونه تا الان رسونده بود ،پس آگاهانه برم بسمت حال و هوای بهتر و شادی آور 

      امروز توی کلاس رقصم که بودم و آخر کلاس  مربیمون  ازمون پرسید کی میدونه خوشبختی یعنی چی ؟ هر کسی یه جوابی میداد ،از من پرسید فریده خوشبختی بنظر تو یعنی چی ؟

      بهش گفتم  منم قبلا میگفتم صرفا اگر پول زیاد داشتم و خیلی ثروتمند باشم خوشبختم ،الان هم نمیگم پول و ثروت دوست ندارم ،اتفاقا خیلی هم عاشقشم 

      ولی اگر صرفا خونه و ماشین و طلا و سفرهای خارجی وووو خوشبختیه پس چرا من بعد از اینکه همه اینهارو هم تجربه کردم و حتی الان تجربه میکنم حالم خیلی هم خوب نیست ؟

      خوشبختی بنظر من یعنی لذت بردن از همه چیزهاییکه الان داری ولی نمیبینیشون و به دنبال یه چیز بزرگتری ،اگر امروز تونستم از لحظاتی که در کلاس رقصم هستم لذت ببرم میتونم بگم من خوشبختم 

      اگر بتونم از خونه ی الانم راضی باشم و حالم باهاش خوب باشه و مدام غر نزنم ،میتونم در آینده هم در خونه بزرگترم خوشحال باشم 

      اگر از زندگی کردن در کنار مادرم حالم خوب باشه و مدام شکایت نکنم میتونم در آینده هم به موقعیت های بهتری برسم 

      اگر همین الان خوشحال باشم از اینکه دارم مینویسم ،میخونم ،گوش میکنم ،یعنی تمام اجزای بدن من سالمه ،یعنی من میلیاردها میلیارد دلار ثروت معنوی دارم ،قیمت کلیه ،چشم ،قلب،ریه ،کبد ،دست وپا ،مو، انگشت ،ناخن وووو چنده ؟

      آیا قابل حساب کتابه ؟ نه ،اصلا نمیتونیم سلامتی بدنمونو قیمت بذاریم ،حالا بیشتر فکر کنیم ،آیا ما خوشبخت نیستیم ؟ جایگاهی که الان ما داریم رو خیلی ها آرزوشو دارن، پس یکمی بیشتر ببینیم و درک کنیم   

      و اینکه مهم الان منه ،آیا حالم با داشته هام خوبه ؟ پس من خوشبختم ولی اگر حالم خوب نیست و مدام به دنبال یه عامل بیرونی بهتری هستم تا خوشحال باشم ،مطمئن باشم که وقتی به موقعیت عالیتر هم برسم راضی نخواهم بود ،چونکه من وقتی پولدارتر بشم همه چیز در من تر میشه

      اگر الان ناراضی م ،پولدار بشم ناراضی تر میشم ،اگر خسیسم ،خسیس تر میشم‌، اگر عصبانی م عصبانی تر میشم ،اگر خوشحالم خوشحالتر میشم ،اگر حس خوشبختی دارم اون زمان هم حس بیشتر خوشبختی دارم

      هنوز درک این موضوع برای خودم هم واضح نشده و باید لحظه به لحظه به یاد خودم بیارم که فریده هوشیار باش و ببین نعمت های زندگیتو 

      اول تمرینه و اگر ادامه بدم یه روزی به زندگیم تبدیل میشه و دیگه فکر نکرده با خودم و داشته هام حالم خوبه ،اون موقع است که میتونم لذت بخش تر زندگی کنم ،پس تا اون موقع تلاش میکنم‌ از لحظاتم لذت بیشتری ببرم بجای اینکه به حرف های منفی ذهنم گوش کنم که هر روز داره منو با مرگ خودم و عزیزانم و اتفاقات ناخوشایند میترسونه

      بدونم که اون یک نوار ضبط شده ست که صبح تا شب در مغزم پخش میشه که اگر من بهش توجه نکنم کمرنگ و بیصدا میشه

      دست بردارم از رفتارهای ناسپاس گونه قبلیم ،جور دیگه ای به زندگیم‌ نگاه کنم ،بیشتر لذت ببرم تا در مسیرهای شادی آور قویتری قرار بگیرم 

      خدارو شکر میکنم برای دیدن مجدد این انیمیشن که منو بیدارتر کرد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      1400/10/16 22:50
      مدت عضویت: 1211 روز
      امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 920 کلمه

      خالق تو را شاد آفرید آزاد آزاد آفرید 

      سلام و درود دوستان اهل دل همواره در مسیر مستقیم و پرنعمت خداوند در حال لذت بردن از زندگی باشید …

      عملکرد ذهن و قلب …

      زندگی خیلی از ما آدمها و البته خیلی از ساعتهای روزمون داره طبق برنامه ذهنیمون میگذره یک زندگی بی روح و رباطی !…ذهن موجودی نیست که بیرون ما باشه و در واقع عضوی از وجود ما هست وجود ما از سه بخش تشکیل شده روح که در این انیمیشن همون قلب ما میشه (جایگاه روح الهی ما)و ذهن و البته جسم …ذهن ما از کودکی توسط والدین و جامعه و رسانه و غیره برنامه ریزی شده یعنی همیشه توجه شده به ذهن ما بارها گفتند عقلتو به کار بنداز یا احساسی نباش وگرنه شکست می خوری !…

      ما ناآگاهانه و به صورت تقلیدی یادگرفتیم که از اول صبح که بیدار میشیم برای زنده ماندنمون یک سری برنامه های روتین را انجام بدیم و هرروز تکرار و تکرار…یاد اون بزرگواری افتادم که انقدر لذت بردن را حرام کرده بود که یه وقتهایی با وسواس شدید باید یک چایی می خوردیم که خدایی نکرده لذت بردن از اون چایی گناه و حرام نشه!…😁….

      زندگی بدون ❤️عشق یعنی تکرار یک تکرار (فاضل-نظری)

      قلب ما جایگاه روح الهی ما هست و لبریز از عشق و شادی و آرامش است و ما را به سمت کارهایی هدایت می کند که لذت بخش باشند و احساس خوبی به ما منتقل کنند روح ما به دنبال تجربه کردن زیبایی و عشق و مهربانی و شادی و شوقه ولی برنامه هایی که در ذهن ما ذخیره شدند متضاد خواسته قلب ما هستند و ما در مسیر زندگیمون یا در مورد انجام یک سری از کارهامون دچار دوگانگی و خشم و جدال قلب و ذهن میشیم و نتیجه کار میشه احساس ناامیدی و افسردگی

      ذهن ما یک موجود ترسو هست که هویتش یک آلبوم خاطره است که اصولا غم و اندوه و حال بد بهمون منتقل می کنند و البته چون آینده هم براش ناشناخته و مبهمه همیشه چرتکه پردازش او نتیجه ترس داشتن داره ….تمام فرمولهای ذهن به ترس و ناامیدی ختم می شوند و در واقع داره از ما محافظت می کنه و نسبتش به تجربه های قبلی که در ذهنمون داریم و البته اطلاعات ذخیره شده ما را از تجربه خیلی از کارها منع می کنه و حالا قراره آروم آروم ما آموزشش بدیم و تجربه هایی کوچک داشته باشیم تا ترسش کم بشه و این مراحل زمانبر هست    

      به لطف خداوند به مسیر خودشناسی هدایت شدیم برای اینکه بخشهای وجودیمون را بهتر بشناسیم و و این بخشها را با هم هماهنگ کنیم تا بتونیم در صلح با خودمون و هستی و دیگران تجربه یک زندگی لذت بخش را داشته باشیم برای اینکه هر دوبخش از وجودمون یعنی هم ذهن و هم قلب با هم هماهنگ باشند باید توجه به احساس قلبیمون داشته باشیم و به خواسته های قلبیمون بها بدیم و کارهای ذهنی خودمون که آگاهانه انتخاب کردیم برای زندگی بهتر را با لذت و شوق انجام بدهیم باید از لحظه هامون نهایت لذت را ببریم وقتی همه حواسمون را جمع کنیم می توانیم از خوردن یک چایی لذت ببریم گرمای چایی را لمس می کنیم و البته با حس بویایی بوی آن را استشمام می کنیم با چشمانمون به رنگ چایی توجه می کنیم و از خوردن چای تلخ جرعه جرعه با حس چشایی لذت می بریم یعنی کاملا رها از زمان و مکان می شویم و ما در حال عالیترین تجربه خود از لحظه حال هستیم ….

      خیلی وقتها منفی باف کلی بهونه میاره که حال ما بد بشه !…

      من در زندگی چیزهایی بسیاری هم مادی و هم معنوی دارم که میلیاردها انسان دوست دارند به جای من باشند خواهران نوری و اساتید عشق و مهر و یک عالمه هدیه که هر آن و هرروز از کائنات دریافت می کنم ولی امروز منفی باف فقط توجه منو برده بود به خواسته هام که باید دریافت کنم و  دائم داشت می گفت تو باید بری مسافرت ولی الآن تمام هزینشو نداری و همسرت مرخصی نداره !… تو باید بری خانواده ات را ببینی اما اونجا حالت بد میشه و ورودیهات شدید مسموم می شوند !…تو باید در خونه ی دلخواهت زندگی کنی ولی باید پولش جور بشه و سپردی به خدا و منتظری !…تو باید تا الآن لاغر می شدی و لباسهات سایزت می شد … ….خلاصه انقدر این جهنم و توهم که خودم انتخابش کردم و در دامش افتادم گسترده بود که امروز که رفتم استخر و لذت بخش ترین کار هفتگی من هست نتونستم لذت ببرم به نوعی تپش قلب می گرفتم و تمرکز نداشتم با خودم می گفتم یک عالمه چیزهایی دارم که می تونم ازشون لذت ببرم ولی مغزم هنگ بودم حتی به یادم هم نمی اومد….

      تجربه این احوالات را زیاد داشتم می دونم پوچه و توهم و تمام میشه ولی در نهایت متوجه شدم ناامیدی از شیطانه و نداری از نجوای همیشگی او ….

      و من تنها یک هدف دارم تغییر کردن برای حقیقی تر زندگی کردن آزاد بودن و باید در لحظه زندگی کنم باید از چیزهای به ظاهر کوچیک لذت ببرم مثل کودکان شوق داشته باشم برای خودم گل بخرم و مراقب قلبم باشم اگر احساسم خوب باشه موفق میشم در هر کاری و خودمو توانمند میبینم ….

      ذهن من قدم به قدم هماهنگ میشه با قلبم و انصافا تا الآن هم خیلی خوب باهام همکاری کرده ولی فکر می کنم برای تفریحم باید وقت بیشتری بزارم برای ارتباطی بیشتر با طبیعت و البته ارتباط احساسی بیشتری با خودم .

      این کارتون را خیلی دوست داشتم و چندبار دیدم و حالم خوب شد 

      سپاس از نشر آگاهی 

      دوستان متناسبم شاد و آرام باشید😇🌈    

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      1400/10/11 09:59
      مدت عضویت: 1022 روز
      امتیاز کاربر: 1306 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 349 کلمه

      سلام
      اولین بار ک این انمیشن رو دیدم واقعا اون موقع فهمیدم ذهن چیه قلب چیه اصلا تصویر سازی چجوریه
      واقعا درکم با دیدن این رف بالا و بعدش خیلی پیشرفت کردم
      اینک ذهن مارو از انجام همه انچه دوس داریم با نگرانی تصویرسازی منفی میکنه
      مثلا من دیروز ی شلواری خریدم ک واقعا از قبل دوس داشتم رنگش کرمی بود امابخاطر چاقی پولش نخریدم اما دیروز ی آن دیدمش و رفتم و اولش ک دستم گرفتم ذهنم تصویر اینک چاق دیده میشم و بهم نشون داد بعدشم نشون داد ک مناسب تو نیس پولش زیاه ولکن
      اما من خریدمش ک خیلیم دوسش دارم و این یعنی اینک من مطابق قلبم عمل کردم ن ذهنم حتی همسرم تعجب کرد گف محاله تو چنین شلواری بگیری بااین رنگ
      کلیم مسخرم کرد
      ولی فریبای قبل بود ناراحت میشد از چشش میافتاد
      ولی من‌پای انتخابم موندم هنوزم دوسش دارم ب همون اندازه
      و تحسین میکنمت فریبا ک عمل کردی و عمل کردن چقدر زیباست
      اونقدر مطابق نظر این و اون عمل کردم ک خومدمو علایقمو فراموش کردم
      چقدر زیباست آروم باشی براخودت باشی نگران نباشی
      حرف دیگران برات مهم نباشه
      وای چی میشه ی روز تصویر های ذهنی منم تغییر کنه
      فرمولها تغییر کنن
      متناسب میشم سلامت میشم اعتماد ب نفسم بالا میره لذت بیشتری میرم
      شادترم بیخیالترم
      ی دختر دایی دارم ک میگف ی مانتو سفید گرفتم ک بابام کلی مسخرم کرد گف این چیه ولی من ب هیچ کس محل نمیزارم هر کاری بخوام انجام میدم و من خوشحالم براش ک چنین زیبا داره عمل میکنه
      زمانی اون فرد ب احساس خوب رسید ک ذهن و قلبش در هماهنگی بودن یا همون ذهنش رام شد
      پس وقتی احساس خوب داریم یعنی قلب و ذهنمون در هماهنگی باهم هستن
      واقعا باید اینطور باشه کارهایی ک دوس داریم انجام بدیم از کجا معلومه فردایی باشه پس چرا لذت نبرم چرا باید مدام حرف مردم برام مهم باشه اون ذهنش مرگ تصویر سازی میکنه ماهم
      چاقی و حرف بقیه رو
      ول کن
      رها کن
      تا رها نکنی لذتی نیس از لحظت لذت ببر
      اگه حال دلت خوب باشه حتی اگه خسته و له باشی باز شادی
      شکر خدا شکر ک دارمت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      1400/08/08 19:37
      مدت عضویت: 1163 روز
      امتیاز کاربر: 10203 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 219 کلمه

      بنام خدا سلام دوستان و استاد عطارروشن

      این برنامه کارتونی خیلی جالب بود ودر چند دقیقه همه ی لاغری با،ذهن را خلاصه کرد. که ما قسمت هستیم روح ،ذهن و جسم ،تمام چاقی ما ناهمانگی بین روح و جسم هست ،روح ما یا قلب ما خیلی مشتاق لاغری هست ،و همین طور شاد بودن ،احساس خوب داشتن ،اعتماد به نفس داشتن ،سلامتی و وووووو خیلی چیزهای دیگه که ما را به خوش بختی میرسونه ،

      اما ذهن ما همیشه مانع میشه برا هرکاری همش میگه نرو ،نکن  بخوری چاق میشی ،این دارو چاق میکنه ،برو رژیم بگیر چاق نشی ،خلاصه هر چی افکار منفی هست کار این ذهنه .

      و ما در لاغری با ذهن بهش اموزش میدیم و مانع افکار منفی ذهن می‌شویم و در این صورت است که هماهنگی ذهن وقلب،بوجود میاد و جسم ما لاغر میشه 

      دقیقا مثل همین شخصیت کارتونی که ذهن او را از،هر کاری منع می‌کرد و می‌ترساند از جمله از غذا خوردن بهش میگفت بخوری چاق میشی از طرفی قلب تلاش می‌کرد اما موفق نمیشد تا موقعي که شخص نا امید و خسته نوشته بود و به این راه هدایت شد و هماهنگی بین دهن و قلب بوجود آمد و با شور اشتیاق و اعتماد به  تفس بالا کارهایش را انجام می‌داد طوری که همه ی اطرافیانش هم از او یاد گرفتند و هدایت شدند .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1400/08/01 20:31
      مدت عضویت: 1633 روز
      امتیاز کاربر: 27361 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 761 کلمه

      سلام خدمت استاد  ارجمند  و دوستان خوب و پر تلاشم 

      اول از همه جا داره تولد شما استاد گرامی رو تبرییک بگم .و بعد بریم سراغ موضوع این جلسه که در مورد هماهنگی ذهن و روح هست که ما اگر به خواسته های خودمون توجه کنیم و به اون حرفهای دلمون رسیدگی کنیم زندگی شادتر و پر نشاط تری و سالمتری  رو خواهیم داشتم تا اینکه فقط به دنبال نجواهای شیطانی باشیم  که از  سمت ذهن منفی باف   ما میاد   و همیشه ما رو نگران و افسرده و ترسو و مضطرب میکنه و نمیزاره  ما هیچ لذتی از این دنیا و تجربه های جدیدش داشته باشیم   واقعا اگر بخوام در قالب زندگی خودم اون رو بررسی کنم  باید بگم من از وقتی وارد این مسیر شدم خب خیلی تغییر کردم خیلی بیشتر  خود خودم شدم در واقع کمتر نگران قضاوتها و حرفهای بقیه هستم و سعی میکنم تا جایی که امکان داره بیخیال همه چیز باشم و خود خودم باشم اما انصافا  هنوزم جای کار دارم و هنوزم خیلی وقتها برام سخته که مثل گذشته رفتار نکنم و یا از هر چیزی نترسم و مضطرب و نگران نباشم و به دنبال هر فکر و حرف  منفی نزم و به دنبال وقایع و اخبار منفی نرم و  سریع توجه خودم رو بزارم روی نکات مثبت اطرافم و بیخیال اون افکار و حرفهای منفی باشم .چند مورد از تغییرات وچند مورد از ترسهام رو بگم .

      حقیقتا در زمینه ی  تربیت و پرورش بچه هام نسبت به قبل خیلی  بهتر عمل میکنم و دیگه خیلی نگران آینده و یا وضعیت درسی و جسمی و روحی و … اونها نمیشم  .

      در زمینه ی اعتماد به نفس و حرف زدن در جمع خیلی بهتر عمل میکنم  و نگران حرفهای بقیه نیستم و راحت تر حرفهام رو میزنم .

      در زمینه ی پوشش و ظاهر خودم خیلی از قبل راحت ترم و نگران حرف بقیه کمتر هستم و رنگهای شاد و دلخواه و مدلهای دلخواهم رو میپوشم .

      در زمینه ی روابط با بقیه و حتی  همسرم خیلی زیبا تر و بهتر عمل میکنم .و از هر حرف و رفتاری نراحت نمیشم و از ایشون کینه به دل نمیگیریم و یا حسادت و عصبانیت و …..در  روابطم خیلی کمتر شده .

      در زمینه ی شنا کردن تونستم واقع بر ترسم غلبه کنم و بعد از سالها شنا کردن بدون جلیقه رو تجربه کنم که واقعا  برام لدت بخش بود و کلی چیزهای دیگه ..‌‌…

      اما هنوزم نگرانم و خجالت میکشم که در هر  جا و هر مکانی به هر صورتی که دوست دارم شادی کنم میترسم مسخره بشم و یا از نظر دیگران سبک باشم حتی در کنار همسرم هنوز نمیتونم اونطور که میخوام شادی و خوشحالی کنم و خود خودم باشم .

      من هنوزم نگرانم اگر شیوه ی ارتباطم با خدا رو تغییر بدم ازنظر  خیلیها انسان بی دین و ایمانی باشم .

      من هنوزم نگرانم اگر لباسهای خاصی بپوشم و طرز پوششم تغییر کنه  از نظر خیلیها انسان بی حجاب و افراطی باشم .

      من هنوزم نگرانم اگر لاک ناخن داشته باشم از نظر بقیه  اطرافیانم  قضاوت بشم .

      من خیلی جاها هنوز مثل این آقای انیمیشن خودم نیستم و بین ذهن منطقی و نجواگرم و خواسته های خودم گیر کردم و اما امیدوارم در نهایت مثل این اقای انیمیشنی بتونم خود خودم باشم و کلی تجربه های جدید داشته باشم و بیخیال هرچه ترس و نگرانی و افکار منفی  هست بشم و  کلی از زندگی بیشتر لدت ببرم و انسان شادتری باشم وروی اطرافیانم و انسانهای اطرافم هم تاثیر بزارم و یا اینکه با افراد هم فرکانس خودم در تماس باشم و لذت های زیادتری از زندگی ببرم .

      خلاصه اینکه واقعا این انیمیشن مثال خیلی از ما ها هست که مدتها هست به صدا و خواسته های درونی و دلمون توجه نمیکنم و پشت گوش میندازم و اسیر این ذهن نجواگر و شیطان درونمون شدیم که فقط کارش ترس و نگرانی و استرس و غم و اندوه به ما هست و در نهایت چنین انسانی طبق قانون  هرگز موفق و شاد و سلامت  و آرام و .. نخواهد بود مگر اینکه تغییر کنیم من خودم کسی هستم که در تمام جنبه های زندگیم تغییر کردم ولی هنوزم میخوام تغییر کنم و بهتر بشم پس تا  زندم  در مسیر تغییر خواهم بود و از خدا میخوام هیچ وقت  و در هیچ زمانی   اسیر و برده ی نجواهای ذهن منفی خودم نباشم و یه انسان شاد و سلامت و آرام  و موفق در تمام جنبه های زندگیم باشم مثل همون تعریفی که خداوند در قرآن  از مومن گفته.که مومن شخصی هست که نه ترس داره نه غم و اندوه پس میخوام جز مومنان واقعی باشم و پاداشهای بزرگ دریافت کنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 12 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tahere.norani
      1400/07/09 16:19
      مدت عضویت: 1272 روز
      امتیاز کاربر: 555 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,082 کلمه

      به نام خدا
      سلام بر استاد عزیزم و همه ی دوستان
      همه ی ما انسانها از سه بخش روح، ذهن و جسم افریده شده ایم، روح بخش متعالی و خداگونه ی ماست، تمام ارزوها و خواسته های ما، ارزوها و خواسته های روح ماست که دوست داره در این دنیا انها رو تجربه و احساس کنه. روح ما به دنبال تجربه ی شادی، خوشی، سلامتی، روابط عالی، ثروت و دریافت نعمت هاست، روح ما به دنبال ارامش و صلح و دوستی و دوست داشته شدن، مهم بودن، خدمت کردن و باارزش بودن و زیبا و باشکوه بودن است و میخواهد تمام این تجربه ها رو داشته باشد روح عاشق زیبایی و تناسب است برای همین همه ی ما دوست داریم لاغر و زیبا و جوان باشیم و ذهن ما مجموعه ی اطلاعات، تجربه ها و ترس ها و توانایی های حال حاضر ماست، ذهن وسیله ای برای حفظ بقا و محفوظ داشتن ما از خطرات احتمالی است، مثلا شاید ما دوست داشته باشیم از جایی نسبتا بلند بپریم پایین، ذهن ما برای حفاظت از ما میزان بلندی را براورد میکنه و با توجه به توانایی حال حاضر بدن ما و خطرات احتمالی مثل شکستن یا در رفتن پا ما رو از انجام اینکار منصرف میکنه یا از ما میخواهد که برای جلوگیری از صدمه اینکار را با احتیاط انجام دهیم ذهن ما به شدت منطقیست و منطق ان براساس اطلاعات و تجربه های قبلی است که ما رد زندگی بدست اوردیم و بسیار محتاط و ترسو است، و جسم ما هم صفحه ی نمایش هماهنگی ذهن و روح است، اگر چاق هستیم یعنی ذهنمون در هماهنگی با روح و خواسته ما نیست ، اگر ثروتمند و سلامت نیستیم یعنی باز ذهنمون با روحمون در هماهنگی نیست، کار ذهن ترساندن ماست، ترساندن از چاقی، ترساندن از فقر، ترساندن از بیماری، ترساندن از تنهایی و نداشتن روابط خوب. البته ذهن به خیال خودش از ما محافظت میکند ولی ذهن چوش و رام نشده تنها کاری که میکند ترساندن ما از حرکت کردن به سمت خواسته ها و تجربه ی شادی هاست. ذهن مخالف هر تغییر و حرکت جدید است چون از ناشناخته ها میترسد و میخواهد ما به منوال گذشته و بی خطر رفتار کنیم و به هرانچه که داریم قانع باشیم ولی روح عاشق تغییر و حرکت به سمت ناشناخته ها و کشف چیزهای جدید و تجربه های جدید است، برای رسیدن به هر خواسته ای تنها باید روی ذهن کار کرد باید او را قانع به حرکت و تغییر کرد، روح که خودش کارش درست است برای روح انتهایی نیست و هیچ روحی نیاز به کار کردن و متعالی شدن ندارد چون خودش کامل و متعالی است تفاوت انسان های خوشبخت و موفق با بقیه تنها در تفاوت ذهن انهاست، هر چه بیشتر روی ذهن کار کنیم بیشتر موفق میشویم، باید ذهن را قانع به تغییر و حرکت کنیم باید بهش اموزش بدهیم از کمترین چیزی که میترسد شروع کنیم مثلا در چاقی از اسانترین تغییری که هم اکنون میتوانیم در خودمون بوجود اوریم شروع کنیم، تغییری که برای ذهن ترسو هم خیلی بزرگ و وحشتناک نباشد برای من اینگونست که قبل از خوردن هر چیز شیرینی از خودم بپرسم چرا میخوای بخوری؟ ایا خسته ای؟ ایا بی حوصله ای؟ یا فقط چون گذشته در این ساعت مثلا کیک و قهوه میخوردی روتینت شده و میخوای بخوری؟ تنها یک وقفه ی کوچک و ارام بودن و پرسیدن از خودم کاری است که ذهن من از انجامش نمیترسد و در هماهنگی با من یا روح من قرار میگیرد، حالا یا من ان کیک را میخورم یا نه؟ به فرض من از خوردن بی دلیل ان کیک منصرف میشوم و ان را به ساعتی دیگر یا زمانی که واقعا نیاز داشتم موکول میکنم، این موفقیت در ذهن من به عنوان یک تجربه ی شیرین و توانایی به نه گفتن به کیک ثبت میشه، ذهن من متوجه میشه که میتونه نه بگه و اصلا هم اتفاقی نیوفته و همه چیزم خوب باشه، یک تجربه ی شیرین و موفقیت امیز.
      خوب در روزهای بد که دوباره بخوام بی دلیل چیزی بخورم یا از روی نیازهای دیگر به جز خوردن برای ذهن من نه گفتن و میل ندارن راحتتر میشه چون در تجربیات قبلی خودش ان را به عنوان یه موفقیت و کار انجام شده و اشنا داره و اینطوری میشه که یه عادت اشتباه در من کمرنگ و عادت درست جایگزین میشود ولی در رژیم ها از همون اول به ذهن ترسو گفته میشود که حق خوردن هیچ چیز شیرینی را نداری، این کاری نیست که اون قبلا انجام داده باشد و در ذخیره ی اطلاعاتش همچین چیزی وجود ندارد اینکار برای او بزرگ و وحشتناک است، پس قد علم میکند و با تمام توان با خواسته ی تو مبارزه میکند تو را به یاد طعم نرمی و خوشمزگی و حال خوبی که از خوردن ان ماده ی غذایی داشتی میاندازد، انقدر اینکار را میکند تا تو تسلیم شده و لب به شیرینی یا کیک یا هر چیز ممنوعه ای بزنی ، او پیروز شد و بعد تجربه ی ناکامی و شکست را در پرونده ی ذهن تو به ثبت میرساند دفعه ی بعدی که دوباره خواستی به سمت رژیم بروی ذهن بیشتر ترسیده به خاطره تجربه ای که از قبل به ثبت رسانیده و با تمام قوا در مقابلت می ایستد. او رام نشده و میداند با انجام اینکار کلی لذت را از دست میدهی و همچنین کلی تجربه ی شکست دیگر خواهی داشت، اطلاعات قبلیش این را میگوید پس باز برای حفظ تو از تجربه های ناخوشایند بعدی در مقابل خواسته ی تو می ایستد و از تو میخواهد ادامه ندهی، برای همین باید اول از تغییرات کوچک که برای ذهن ترسناک نیست شروع کرد بعد با انجام انها برای ذهن تجربیات موفقیت امیز و شادی اور کسب کرد بعد با نشان دادن ان تغییرات موفقیت امیز برای ذهن از او خواست برای موفقیت بعدی هماهنگ با تو و روح تو شود، برای همین است که باید کوچکترین موفقیتی رو برای خودمون بزرگ کنیم درموردش صحبت کنیم و بهشون توجه کنیم تا ذهن ترسو و محافظه کار و منفی باف ما قانع شود که نه پس میشود در تجربیات قبلیم بوده امکانش هست، خطری نیست، امکان پذیر هست، بزن بریم😃😃 برای همین هست که میگن با ذهن نجنگید قانعش کنید شجاعش کنید ورودی خوب بهش بدهید، و در اخر میبینید که عادت ها و رفتار های اشتباه شما یک به یک تغییر کرده و اصلاح شده و به شکل یک بدن زیبا و متناسب به عنوان خروجی هماهنگی ذهن و روح نمایش داده میشود، ممنون استاد عزیزم خودم الان بیشتر درک کردم و اگاهتر شدم ممنونم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zary.ahmadi
      1400/06/13 13:15
      مدت عضویت: 1357 روز
      امتیاز کاربر: 10007 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 919 کلمه

      سلام:گام ۶۵

      عملکرده ذهن و قلب در زندگی روزمره

      ایا این درسته که می گویند برای تصمیم گیری بهتر آست به فکر مون یعنی به ذهن مون رجوع کنیم چون قلبمون احساسی برخورد می کند و منطق تو احساسات نیست بهتره به قلب توجه نکنید !!؟؟

      گوش دادن به قلب به آدم خیلی انرژی و آرامش می دهد. تمام رفتارهای خوب و محبت امیز از گوش دادن به قلب ماست .قلب تمام اطلاعات را حتی زودتر از مغز دریافت می کند قلب می تواند با ارسال مداوم سیگنالهای مربوط به ادراک. شناخت و احساسات ،مغز را تحت تاثیر قرا. دهد 

      عملکرده مغز و قلب چیه؟در مغز اطلاعات زیادی داریم مثل ترس از تنهایی. مثل ترس از اتفاقات ناگوار و پیش بینی نشده ترس از چاق شدن ترس از اضطراب ترس از عصبانی شدن ترس از مریضی تمام ترس ها و نگرانی ها و …در مغز ما ذخیره شده از طریق های مختلف در صورتی که قلب ما مشتادق شادی و لذت بردن است و همیشه اطلاعات ذخیره شده در ذهن مانع لذت بردن ما می شود 

      در این روش یاد می گیریم که محتویات ذهن خود را با خواسته های قلبی خود همسو کنیم تا زندگی کردن همراه با آرامش و شادی همراه باشد

      همسو شدن ذهن با قلب باعث شادی در وجود ما می شود و ما را از ترسی که برای رسیدن به هر هدفی داریم منع می کند اگر توجه کنیم ترس یک موانع عمده ذهنی است که اجازه به ما نمی دهد که از زندگی لذت ببریم .مثلا:چرا بعضی از افراد اصلا ازدواج نمی کنند و یا خیلی دیر تن به ازدواج می دهند هر وقت که از آنها می پرسید کلی دلیل و برهان می آورند و از آخر می گویند این زمونه می ترسم ازدواج کنم .پس ترس مانع از ازدواج آنها می شود و اعتقاد دارند ذهن منطق دارد و باید به ذهن گوش کرد اما قلب احساسی است و در تصمیم گیری اشتباه می شود !!!!…

      خیلی ترس ها هست    ترس از کم سوادی و حس کمبود. ترس از گرفتن حق و حقوقت در مقابل دیگران. ترس از حرف های مردم. و این ترس‌ها همیشه هست و مانع خیلی از خواسته ها و اهداف می شود چه خوب آست که ترس ها را شناسایی و آگاهآنه با آن برخورد کنیم  ترس یک نوع واکنش طبیعی آیت که بر اثر عادت و تکرار زیاد در ما طبیعی و تقویت شده فرمولی که سالها به عناوین مختلف به ذهن خودمون دادیم و ..انرا یاد گرفتیم مثلا در مورد خدا :هر چه به ما آموزش دادن ترس از خدا بود تا می شنیدیم کسی کار خلاف و غیر اخلاقی انجام داده اولین جمله که هر کی می کفت :این بود:؛از خدا نمی ترسند که مورد خشم او قرار بگیرند و یا اینکه می گفتند اگر مردم از خدا به ترسند  هیچ کار خلاف و     انجام نمی دهند یعنی از خدا به عنوان یک فردی انتقام گیر و خشن به ما معرفی شده بود و کلی حرف و حدیت   

      باید یاد بگیریم که ورودیهای مخرب به خودمون ندیم فرمول های ذهنی ذخیره شده در ذهن خیلی مهم آست و ..

      مثلا:غم یعنی چه؟توقع!!!توقع ریشه تمام غم هاست .فرمولی که در ذهن ما نهادینه شده 

      مثلا:ترس از خوردن برای بدن ما طبیعی نیست ترس از خوردن یک واکنش است که در اثر فرمولهای اشتباه در ذهن پدید آمده   ترس از چاقی ترس  از خوردن را در ما ایجاد کرده .نترسیدن از خوردن طبیعی آست وقتی به اندازه نیاز بخوریم هم لذت می بریم هم آرامش داریم هم احساس خوب داریم همه اینها طبیعی است !چرا؟چون به مواد غذایی نیاز داریم باید بخوریم ،پس خیلی مهم است در مقابل مواد غذایی چه عملکردی داشته باشیم فکر نکنید که باید کم بخورید باید به اندازه نیاز بدن بخوریم هر موقع گرسنه شدیم و اجباری در کار نیست و زمان مشخصی تعیین نکنیم لحظه ای که گرسنه شدیم حالا می خوار ظهر باشد یا ساعت ۱۲شب 

      بدون ترس و نگرانی در آرامش کامل.   فرمولهای مربوط به ترس است که لذت صیحیح غذا خوردن را از ما می گیرد و مواقعی که آرامش داشته باشیم ترس از بین می رود 

      لاغری زجر و عذاب نیست لاغری تغییر باورهای ذهنیه که باعث واکنشهای لاغر کننده می شود فقط کافی است که ادامه بدهیم تکرار کنیم تا عادت کنیم به روش و سبک جدید بر اثر تکرار و تمرین فرمول های ذهن ما همسو و هم جهت با سایر اعضای بدن شده و لاغر شدن راحت و آسان می شود .یک نتیجه ای که از   تغییراتی که در روند روزانه من ایجاد شده متوجه شدم که بدن ما اصلا به غذای زیادی نیاز ندارد حتی کاهی با خوردن چند میوه تا ساعت‌های احساس سیری دارید 

      وقتی فکر می کنم به قبل از دوره خیلی رفتار و برخورد من با مواد غذایی تغییر کرده و همراه با آرامش است خیلی با لذت است .سپاسگزارم استاد

      اما اگر ادامه ندهیم چون فرمول ها را جدیدا وارد ذهن کردهایم خیلی زود و بطور اتومات فراموش می شود و ذهن بر می گردد به روند قبلی ،در نظر داشته باشید تصمیم می گیرد تغییراتی در وسایل آشپزه خود بدهید بعد از تغییرات تا مدتی بطور اتوماتیک مغز می ره جای قبلی و سریع متوجه می شویم که جاه تغییر کرده در مورد فرمولها هم دقیقا همین اتفاقا می افتد برای همین مرتب باید تمرین وتکرار انجام شود تا ذهن ما یاد بگیرد صبور باشیم استمرا. داشته باشیم تا فرمولهای صیحیح و جدید در ذهن ما نهادینه بشه همانطور که تا الان کلی  تغییرات داشتیم باید ادامه بدهیم و دست از تمرین و تکرا. بر نداریم تا در ذهن ناخودآگاه ما ریشه کند .سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ملکه عشق
        1400/10/16 21:28
        مدت عضویت: 1211 روز
        امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 131 کلمه

        سلام و درود دوست عزیز😍

        سپاس از دیدگاه پر محتواتون 🙏

        خیلی از ردپای قلم شما آگاهی کسب کردم به موارد خیلی خوبی اشاره کرده بودید اینکه سالها به ما آموختند احساسی تصمیم نگیر اینکه بارها شنیدیم خدا عقل داده و همه این سالها فکر می کردیم اگر احساس خوبی داشته باشیم گناه داره و بر خلاف دین هست و در تلاش بودیم منطقی تر تصمیم بگیریم و نتیجه می شد نارضایتی ما !….

         و مثال تغییر دکوراسیون منزل یا جابه جایی وسایل داخل کابینت که ممکنه تا مدتی با تغییر وسایل باز از روی عادت ذهنی ما به جای قبلی مراجعه کنیم و دلیلی که برای استمرار در یادگیری هست همینه …👌❤️

        همواره در مسیر شناخت و درک بهتر آموزه های ذهنی باشید و قلب و ذهنتون هماهنگ …

        براتون موفقیتهای روز افزون آرزومندم 🍃🌸

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      1400/05/30 08:59
      مدت عضویت: 1584 روز
      امتیاز کاربر: 3426 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 678 کلمه

      سلام🙂

      چقدر ساده و عالی و کاربردی میشه مفاهیم کاملا علمی رو در قالب انیمیشن نشون داد طوری که برای همه جذاب و قابل فهم باشه  و بارها از دیدنش لذت برد…

      مغز در اینجا به عنوان رییس و هماهنگ کننده سایر سیستمها است و طبق برنامه ریزی ای که بر اساس قانون بقا در طی سالها انجام شده بدن رو از خطرات دور نگه میداره و حواسش هست که کاری انجام نشه که منافی این برنامه ریزی حفظ بقا باشه و باعث مردن و از بین رفتن ما بشه

      پس اولین نکته ای که یاد میگیریم اینه که مغز کارش حفظ بقا است و چون از ابتدای خلقت ما انسانها ما یاد گرفتیم که برای بقای خودمون همواره مراقب و هوشیار باشیم و هر تغییری در امنیت محیط به معنی خطر هست سیستم ذهن اینطور برنامه ریزی شده که به محض ایجاد تغییر احتمال مرگ وجود داره و برای همینه که همه ماها در برابر تغییر اینقدر مقاومت داریم و دوست داریم در حاشیه امن خودمون بمونیم

      حتی تغییرات کوچیک برای ما ترس و نگرانی داره و سیستم سمپاتیک ما رو که همون سیستمی هست که در موقع خطر فعال میشه و هورمونهایی مثل کورتیزول در بدن زیاد میشه و بر سایر سیستمها تاثیر میذاره رو فعال میکنه 

      در انسانهای اولیه این سیستم باعث حفظ گونه انسان در برابر خطرات محیطی مثل حیوانات وحشی و…. میشد ولی به مرور که امنیت بیشتر شده این سیستم همچنان کار حفظ بقا رو انجان میده و با استرس فعال میشه و بدن رو در حالت حمله،فرار یا مخفی شدن قرار میده 

      اما حالا دیگه اون ترسهای اولیه وجود نداره ولی با استرسهای ما با موضوعات خیلی کوچیک و سطحی این سیستم فعال میشه و بدن رو در آماده باش قرار میده …بسیاری از ما همیشه در حالت استرس مزمن قرار داریم و این حالت پیش فرض و پس زمینه مغز و ذهنمون هست با اینکه دیگه اون خطرات اولیه که بقا رو تهدید میکردن دیگه وجود ندارن ولی ما بدنمون رو به نوعی شرطی سازی کردیم که همواره در این حالت بمونه….

      سیستم برعکس سمپاتیک سیستم پاراسمپاتیک هست که در مواقع آرامش و غیر استرس فعال میشه و ضربان قلب و تنفس آروم میشه و هورمونهای این سیستم فعال میشن و کار ترمیم و باز سازی تمام سلولها انجام میشه …

      وقتی ما همواره در استرس مزمن هستیم به نوعی همواره سیستم سمپاتیک فعال هست و پاراسمپاتیک غیر فعال پس ترمیم و باز سازی خیلی کم انجام میشه و به همین دلیله که منشا بسیاری از بیماریها سرطانها بیماریهای خود ایمنی و افسردگیها …رو استرس میدونن چون ترمیم و باز سازی که کار سیستم پاراسمپاتیک هست در استرس مختل میشه یعنی اصلا انجام نمیشه یا خیلی کم و کند هست….

      ما آینقدر ذهنمون رو با استرسهای خیلی ساده محیط تحریک کردیم که حتی لیز خوردن روی صابون در حمام یا خوردن غذاهای با کالری زیاد یا مسخره شدن توسط دیگران یا امکان اخراج شدن به خاطر تاخیر ….همه اینها ما رو میترسونه و برامون امکان مرگ رو متصور میشه …این البته فقط در مورد خودمونه و در مورد تک تک نزدیکان و جامعه و کشور …و جهان هم همچین امکانهایی رو متصور میشیم و این میشه که همواره در استرس و حالت بقا زندگی میکنیم

      در صورتیکه قلب ما که جایگاه روح هست و محل ایجاد احساسات عالی مثل شکر گزاری و ستایش و شادی اگه کنترل رو بدست بگیره سیستم پاراسمپاتیک همواره فعاله و بدن در شرایط ترمیم و باز سازی هست و نتیجه هم میشه سلامتی روحی ،جسمی و تناسب فکری و جسمی

      کاری که ما باید انجام بدیم اینه که بیشتر روی قلب و احساسات متعالی کار کنیم و اونا رو پرورش بدیم تا احساسات بقا محور و علم جدید داره به این سمت میره تا با پرورش این احساسات با مراقبه و….هم سلامت جسمی و هم سلامت روحی و هم موفقیت و در پی اون شادی و شکر گزاری رو بیشتر و بیشتر کنه و دیگه بعد از اون حتی نیاز به دارو هم کم میشه و انسانها در آرامش صلح شادی خواهند بود و این انرژی تک تک انسانها بر انرژی جمعی هم اثر خواهد گذاشت و دنیای سالمتر و آرامتر و زیباتری رو خواهیم داشت😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/05/18 17:35
      مدت عضویت: 1191 روز
      امتیاز کاربر: 458 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 154 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب استاد عزیز و دوستان همراه گام ۶۵ عملکرد ذهن و قلب در زندگی روز مره .آگاهی از عملکرد ذهن و قلب می تونه زندگی ما رو دگرگون کنه در این کارتون ذهن همون ناخودآگاه ک توسط روزمره تنظیم شده و فعالیت می کند و قلب نماد روح انسان ک طالب شادی و آزادی و لذت بردن است ،در این کارتون اینو نشون میداد ک قلب ما عاشق آزادی و شادی و لذت بردن از زندگیه و ذهن ما با ترس هاش و منطق های ک میورد می خواد از ما حفاظت کنه و گونه ما رو حفظ کنه و وقتی ک ذهن ب این نتیجه رسید و ایمان آورد ک بلاخره انسان روزی میمیره با روح ک قلب انسان بود هماهنگ شد و اجازه داد ک زیبایی و لذت رو تجربه کنه و اطرافیان خود رو هم تحت تاثیر قرار داد و زندگی اون ها هم متحول کرد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار angelikian4040@gmail.com
      1400/05/03 17:24
      مدت عضویت: 1059 روز
      امتیاز کاربر: 210 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 314 کلمه

      وجود هر انسان از سه بخش روح ،ذهن و جسم تشکیل شده است روح ما  تکه ای از وجود خداوند هست همواره به دنبال سلامتی ،تناسب و شادی بوده و هست و این ذهن ما هست که همیشه براساس ترس و نگرانی عمل کرده و میکند و هیچ درکی از زمان  حال ندارد و بر اساس ورودیهای گذشته عمل میکند و از آینده درک گنگ و مبهمی دارد و قسمت سوم وجود ما جسم ماست که تجربه کننده و نمایشگر وجود ماست و چاقی ما براساس ورودی‌ها و افکار منفی ماست که از بچگی در ذهن ما شکل گرفته و تصویر چاقی در ذهن رو بوجود آورده و ما با فشار بر جسم خودمون و محروم کردن اون از لذات سعی در لاغری داریم در این کارتون ناهماهنگی بین روح و ذهن رو نشون میداد که همواره جسم تحت فشار قرار میگیرد کاری که ما بر اساس روشهای دیگه برای لاغری انجام میدادیم ذهن ترسو این آدم همش افکار منفی رو مرور میکرد روح همواره بر اساس شادی و لذت از اطراف و پیرامون شخص عمل می کرد ولی ذهن منفی باف یا شیطان،، همیشه محدودیت و فشار رو توصیه می کرد و این فرد احساس بدبختی و خستگی از زندگی رو می کرد و تا زمانیکه ذهن با روح یا قلب این شخص هماهنگ شد  زندگی این شخص عوض شد زندگی ما سراسر فراوانی ،شادی ،ثروت و سلامتی است و ما به این دنیا اومدیم که از همه این نعمات لذت ببریم تفاوت افراد متناسب و چاق در افکار و احساسات اونهاست و تا زمانیکه فرمولهای ذهنی درست نشن هماهنگی با روح انجام نمیشه و لاغری اتفاق نمیفته و این کار یک روز و دو روز نیست باید فرمولهای ذهن عوض بشن و ما باید یاد بگیریم و آموزش ببینیم و مداومت و استمرار داشته باشیم و اونوقت هست که شگفتی اتفاق خواهد افتاد و زندگی لذت بخش خواهد شد ،به امید اونروز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار FARIDEH. T
      1400/04/24 01:17
      مدت عضویت: 1244 روز
      امتیاز کاربر: 4883 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 660 کلمه

      بنام خدا، با درود به استاد عزیز ودوستان گرامی ، 

      ما در این فیلم از عملکرد ذهن وقلب در زندگی پی می بریم،همانطور که در یافتیم ،ذهن همان خودآگاه است که توسط روزمره  تنظیم شده وفعالیت  می کند وقلب نماد روح انسان  است که طالب لذت وخوشی وآزادی است.

      زمانی که غذا می خوریم بستگی دارد که چه تصویری داریم ، وچه پیغامی می دهد ،که اگر این پیغام چاقی باشد ،خوب چاق می شویم .

      ما در این دوره لاغری  با ذهن ،طبق آموزش‌هایی که دیدیم ،دریافتیم که چگونه با ایجاد فرمول‌های درست وصحیح ،چگونه از رنج چاقی واحساس بدمان تغییر ایجاد کنیم به لذت لاغری  واحساس خوب ، وبا ازدر صلح درآمدن خودمان،  ترس از مواد غذایی را به لذت بردن از مواد غذایی تبدیل کنیم ،باوربرتوانمندیهایمان را درخودمان تقویت کنیم ،وبطورکلی تصویرهای لذت بخش وخوبی در ذهن خودمان ساختیم ،کنترل ورودیهای ذهنی را در دست گرفتیم واز آن مراقبت کردیم ،البته تمام این تمرینات نیاز به استمرار وتکرار دارد ،که ما با خودمان تعهد دادیم.! 

      بطور کلی ما زمانی می توانیم از زندگی لذت ببریم که ذهن با قلب وروح ما هماهنگ باشد وبرنامه ریزی ذهن طوری تنظیم شود که از همه چیز لذت برد.

      بعضی اوقات کارهایی را که دوست داریم انجام دهیم از ترس انجام نمی دهیم ،به علت این است که ذهن یک موجود ترسویی است ونمی تواند در زمان حال زندگی  بکند وفعالیت  کند ،ودر گذشته وآینده سیر می کند وبه اینصورت زنده است. زمان هایی مارا غرق در افکار منفی می کند واشکمان را در می آورد.

      در صورتیکه قلب همان روح است که دوست دارد آزاد ورها باشد ودر کمال شادی ولذت وخوشی وآرامش بسر برد.

      روح ما از جنس خداست وبه همه چیز آگاه است .

      ما فرزند پدر آسمانی هستیم وپدر تمام جهان هستی را برای شادی ولذت ما آفریده ، کافی است که با ایمان حقیقی ،به زندگی خود با آرامش ادامه دهیم ،

      تمام مشکلات بشر از بی ایمانی خودش می باشد ،ذهن ما در زندگی ما همیشه خواسته که بطور منطقی مسائل را حل کند ، پرنده هارا ببینید ویا جانوران وحیو آنات بطور طبیعی به زندگی خود ادامه می دهند وروزی آنها همیشه مهیاست.

      وجود افکار منفی وترس و دلهره نشان از بی ایمانی است که اگر باور داشته باشیم که خدا هست ،پس چرا اینهمه دلهره. و ترس؟ 

      هرچه آسان بگیریم آسان می گذرد وهرچه سخت تر بگیریم ،سخت تر می گذرد . 

      همه ما در زندگی تجربه‌ای بیشماری داریم که هر زمان که با ترس و دلهره وشک وگمان تصمیمی را گرفتیم ،نتیجه ای جز شکست برایمان نداشت ، بجای اینکه بر خداوند تکیه کنیم ،منطق ذهن را جلو کشیدیم وبا منطقی کردن مسائل به خیال خود تصمیم درست را گرفتیم . 

      مثل همین موضوع لاغری ،  سالها برای خودمان منطقی بود که با نخوردن وزجروکوشش بسیار لاغر می شویم ،ولی در این دوره دریافتیم ،که با دخالتهایمان درکار خلقت ، جسممان را از حالت طبیعی خودش خارج کردیم وهنوز هم عده زیادی وجود دارند که با ور ندارند. 

      چقدر نگران فرداها بودیم واز لذت در حال زندگی کردن محروم کردیم خودمان را ویا در گذشته واما واگرها سیر می کردیم ویا اضطراب  فرداهای نیامده ،!  غافل از آن بودیم که خودمان زندگی با غم ودرد وپریشانی را  درواقع برای خودمان خلق می کنیم ،

      امروزه بسیار در تمامی محافل عظیمی صحبت از قدرت ذهن می شود . یادمه همسر م مریضی داشت که هیچگاه از آمپول بی حسی برای کار دندانش استفاده نمی کرد واو تنها با قدرت ذهنش همه چیز را تحت کنترل خودش داشت وهیچ دردی را حس نمی‌کرد .  

      در کتاب‌های شمس و مولانا واساتید معنوی دیگر زیاد اشاره شده   که انسان با قدرت ایمانش چه کارهایی که می تواند انجام دهد .

      هرچقدر احساس ما خوب باشد عملکرد ذهن وقلب بهتر می شود. وهمینطور که در این فیلم دیدیم ،حال خوب نه تنها بر زندگی ما در درجه اول اثر می گذارد بلکه می تواند این حال خوب  به اطرافیان هم منتقل شود. 

       وقتی خدا بامن است ازچه بترسم ،انسان به من چه تواند کرد .طبق کلام مقدس

      روز وروز گار بر همگی خوش باد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب موفق
      1400/04/16 16:10
      مدت عضویت: 1135 روز
      امتیاز کاربر: 13214 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 756 کلمه

      گام ۶۵ عملکرد ذهن و قلب در زندگی روزمره

      به نام خدا 💞💞

       آگاهی از عملکرد ذهن و قلب سرآغاز تحول از این در روزگار ما خواهد بود.

       این کارتون دقیقا حال منه من آدم ترسویی هستم که برای کوچکترین کارها می ترسم همیشه در حال تذکر دادن به بچه هام هستم حتی موقع حمام هم نگران سرخوردن آنها بودم.ازبیرون رفتن با رفیق ناجور ، نت گردی های بی مورد ،حوادث و بیماری ها برای عزیزانم… میترسیدم.این ترسهادر ذهن من رژه می رود.ترس هایی در مورد خودم مثل ترس از قضاوت نادرست ترس ازرانندگی ترس از تصادف ، ترس از قضاوت نادرست .ترس از رقصیدن… 

      درسته حتی از رقصیدن هم می ترسم بعضی وقتا که آهنگی می گذارم و بادخترم میرقصیم  فکر می‌کنم کار اشتباهی کردم خداوند را ناراحت کردم.

      درصورتی که قلبا آدم شادی هستم و دلم می‌خواهد مسافرت بروم دلم مجلس رقص و عروسی و شادی می خواهد. شرکت دردورهمی هایی که بگو بخند داشته باشند می خواهم .گشت و گذار در باغ وکوه را می خواهم عاشق آب بازی در دریا وا ستخرم.از پیاده روی صبحگاهی در جاده های سرسبز به وجد می آیم.عاشق گل و پرنده و حیوانات هستم .

      ولی نمی‌دانستم پس چرا یه دفعه عصبانی می شوم سر چیز کوچک با بچه ها دعوا می کنم چرا وقتی میگن ناهار و شام بریم بیرون من قبول نمیکردم .چرا هرچه میگذرد ترسوتر می شوم .چرا انگار در یک جدال قرار می گرفتم. دوست داشتم بیرون برم  دوست داشتم خرید کنم ولی یکدفعه منصرف مبشدم .این دلایل نشان عدم هماهنگ بودن عملکرد قلب و ذهن منه 

      با انجام این تمرین ها سعی می کنم بتوانم قلب و ذهنم را هماهنگ کنم مخزن ذهنم از افکار منفی خالی کنم ولی در این مسیر کودک نوپایی  بیش نیستم .تلاش می‌کنم تا بتوانم این ذهن جایگاه شیطان و افکار منفی رو با قلب و روحی که خواستار شادی و سلامتی و آرامش است هماهنگ کنم تا بتوانم زندگی خود و خانواده‌ام را تجربه کنم.

      ذهن ناخودآگاه است که توسط روزمره تنظیم شده و فعالیت می‌کند قلب نماد روح انسان که طالب شادی و آزادی و لذت بردن است.

      این فیلم نشان دهنده قدرت و تسلط ذهن بر رفتار انسان است و نشان دهنده خوردن برابر با تصویر ذهنی پیام چاقی و خطر است. ذهن با قلب هماهنگ شود از زندگی لذت می‌بردو شاد است به همه امورات زندگی می رسد.

       با برنامه ریزی ذهن می شود از زندگی لذت برد از غذا خوردن لذت ببرد و متناسب بود .

      آدم خیلی کارها دوست دارد انجام دهد ولی از ترس و نگرانی های بیجا که خودش داره نمیتونه انجام بده وهمیشه درحال بد و افکار منفی است چرا ؟چون ما انسان ها از سه بخش روح ،ذهن و جسم تشکیل شده قلب همان نماد روح ماست .

      ✳روح ، آزادی و شادی و لذت بردن وآرامش و هرچه خیر و خوبی هست را دوست دارد.✳اما ذهن مثل موجود زنده که بسیار ترسو است می‌ماند این موجود فقط با فعالیت در گذشته و آینده میتونه زندگی کنه زنده بمونه.⛔درحال نمیتونه زنده باشه و فعالیت کنهچون هیچ شناختی از آینده نداره به خاطر ترس همه چیز براش گنگ و مبهم است پس همیشه کارش این است که انسان را بترسونه و استرس و نگرانی بده اینقدر استرس نگرانی جلو میره که  حتی مرگ خودمون یا عزیزانم رو هم میبینیم.ما را غرق در غم و ناراحتی و گریه سرایی می کند.

      ✳پس با درک عملکرد ذهن و قلب در لحظه ی حال باید زندگی کنیم و لذت ببریم .

      اما روح ما از جنس خود خالق است و همه چیز آگاه است به دنبال آرامش و شادی و لذت بردن و حالا خوب و هر صفت خدا گونه‌ای دیگر است .

      🔴ما جانشین خداییم  ما شاهزاده ایم. پس جانشین شاهزاده باید غرق آرامش و شادی و سلامتی و لذت ثروت ….باشد نه بیماری ، ترس ،فقر ، نگرانی و بی پولی…

      هرچند دشمنی  قسم خورده به نام شیطان داریم ولی با توجه به خدای درون خودمان می‌توانیم گول شیطان رو نخوریم و تسلیم شیطان با افکار منفی اش نشیم .

      وقتی موفق می شویم و به همه خوبیها می رسیم که ذهن را آموزش بدهیم و افکارمان را کنترل کنیم وهماهنگ با خواسته هایی که داریم بکنیم.

      ✅  با هماهنگ کردن عملکرد ذهن و قلب از قید و بند تمام نگرانی ها و استرس ها خارج یشیم وبه هیچ‌کدام فکر نکنیم و حالمون رو بد نکنیم .

      اون موقع ما شادی و آرامش داریم .همین حال خوب ما باعث میشه ما فرکانس و انرژی مثبت را به جهان بفرستیم وتمام اطرافیان  ما هم با ما هماهنگ و دراون فرکانس قرار می‌گیرن نه تنها روی خودمان بلکه از اطرافیان هم تاثیر میذاریم و همه چیز در جهان ما زیبا و نیکومی شود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      1400/04/01 09:29
      مدت عضویت: 1422 روز
      امتیاز کاربر: 6727 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 357 کلمه

      سلام خدمت استاد  عزیز و دوستان همراه

      دلم واقعا برای خودمون میسوزه ما دهه شصتیها از همه چی محروم بودیم و مدام زیر بار سلطه پدر و مادر بودیم و هیچ وقت نتونستم به  دلخواه خودمون زندگی کنم و همش می گفتند ما چندتا پیرهن بیشتر پاره کردیم و ما بهتر میدونیم .

      ما رو ترسوندند از هرچی بی احترامی به پدر و مادر که میری جهنم اگر حرفشان رو گوش ندی . عاق والدین میشی .سبز نمیشی.

      بعدشم اگه ازدواج کنی شوهرت برات تعیین تکلیف میکنه فلان ساعت شام آماده باشه . لباس تمیز اتوکشیده باشه . حق نداری بدون اجازه اون جایی بری. فلان لباس رو نپوش . 

      جسارتا الان خودتون هم اگر به نحوه رفتار خودتون با فرزندتان و همسرتان نگاه کنید و رفتار خودتون رو زیر نظر داشته باشید متوجه میشدی چقدر اونها رو از خیلی چیزها محروم کردید .

      نشده تا حالا به فرزندتان بگید چرا دیروقت اومدی خونه . چرا این مدلی موهاتو کوتاه کردی . چرا شلوار اینقدر تنگه .چرا امشب مسواک نکردی .

      یا به خانومتون نمیگید چرا امشب با دوستان رفتی بیرون . چرا فلان لباس تنگ رو پوشیدی و از این حرفها .

      یا نشده خانومتون بهتون بگه چرا مجردی با دوستانت میری بیرون و …

      استاد جان ما دلمون میخواد حرف قلبمان رو گوش بدیم میدونیم راه درسته اما نمیدونم چرا همش برای خودمون چهارچوب تعیین گردیم و تا مادامی که این چهارچوب هست ما مدام باید قلبمان رو زیر پا بزاریم 

      استاد جان  ما تحریم شد از هرچه آزادی .

       قلب آزادی میخواد و چهارچوب و محدودیت نمی شناسه.

      الانا خیلی دلم میخواد با دوستام رفت وآمد کنم میگن اینها همه منافع خودشون رو دنبال میکنند و یه موقع از اونا ضربه میبینی باور میکنید یکبارنشد دوستام خونه ما بیان .یا هوا گرمه میخام کولر روشن کنم بازهم نمیزاره میگن پنجره رو بازکن هوا بیرون خنکه.یا اینقدر با گوشی ور میری و…

      نزدیک به ۳ ساله با قانون جذب آشنا شدم و قبول دارم خیلی از مشکلات ام کمرنگ شد اما نتیجه دلخواهم رو نگرفتم .

      لاغری با ذهن رو تایید میکنم و میبینم هرچی هست تو ذهنمان هست و روش کار میکنم و امید دارم موفق بشم  واز شما ممنونم که همراه و پشتیبان ما هستید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5961 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 107 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در سرزمین لاغرها همراه من هستید خوشحالم
        این پاسخ به دلیل اتفاقی بود که همین دیشب رخ داد
        در پاسخ به این قسمت از نوشته شما:
        “نشده تا حالا به فرزندتان بگید چرا دیروقت اومدی خونه.
        دیشب دخترم با دوستاش رفته بود بیرون و من ازش سوال نکردم کجا می ری
        شب ساعت 11:45 همسرم اومد دنبال من که بریم خونه مادرش سر بزنیم
        از من سراع دخترمون رو گرفت
        من گفتم با دوستاش بیرونه
        گفت یعنی نمی دونی کجاست؟
        گفتم نمی دونم کجاست ولی می دونم در پناه خداونده

        و در پاسخ به این سوال:
        “به خانومتون نمیگید چرا امشب با دوستان رفتی بیرون”
        هفت ساله از این سوال ها و مراقبت ها ندارم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار s.mohammadi8195
          1400/04/26 21:24
          مدت عضویت: 1422 روز
          امتیاز کاربر: 6727 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 38 کلمه

          سلام استاد عزیز

          وقت به خیر . ببخشید تازه جواب پیام رو دیدم و ممنونم که پاسخم رو دادی.

          چقدر خوب و عالی . که با این نگرش زندگی میکنید . امیدوارم  من هم روزی به این نگرش برسم .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zohre.taheri.345
      1400/03/31 01:40
      مدت عضویت: 1560 روز
      امتیاز کاربر: 985 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 853 کلمه

      به نام خدای مهربان🌸با سلام محضر استاد عزیز عطار روشن و دوستان پرتلاش🪴انیمیشن عالی و آموزنده ای بود راستش وقتی که داشتم انیمیشن را می دیدیم همش یاد کارای خودم در طول عمرم افتادم که چه زمانهایی دوست داشتم کارهایی را که ازش لذت میبرم انجام بدم و بعد با افکار بیهوده و غلط اون شادی ها و لذت ها را بر خودم حرام میکردم، مثلا همیشه وقتی می خواستم چیزی بخورم اول ی ترس و دلهره ای توی دلم می افتاد که الان این شیرینی را بخورم چاق میشم، این غذا چاق کننده س، این نوشابه منو چاق میکنه، وای هم دلم می خواد بخورم و هم میترسم چاق بشم و بعد یا با دلهره و استرس شروع به خوردن میکردم و بعدش بشدت دچار عذاب وجدان و استرس بیشتر میشدم که خودش عامل مهم چاقی بود و یا از خوردنش صرف نظر کردم ولی همیشه حسرت خوردنش را داشتم….با دیدن این انیمیشن فهمیدم که ذهن چه نقش عجیب و غریبی در زندگی ما داره!!!!!!! همیشه بدترین اتفاقات را در نظرمون میاره تا نگران مون کنه و ما را به همون سمتی که خودش می خواد ببره… دقیقا برای خوردن تصور چاقی و بیماری و در نتیجه مرگبرای شادی و تفریح تصور اتفاقات خطرناک و درنتیجه مرگبرای لذت بردن از لحظه ها باز هم تصور قضاوت های مردم و اینکه مردم چی میگن؟؟!!! و آبروت میره و….و همه ی اینها یک حسرتی شد بر دلمون و در عوض دلمون را پر کرد از استرس و نگرانی و دلشوره و در نتیجه یک زندگی ناآرام و پر از غم و غصه و نگرانی و دغدغه و به دور از هر نوع شور و نشاط و آرامش و آسایش…..من نمیدونستم که همه ی این رفتارها تاثیر منفی باورهای ذهنی غلط و اشتباهه که طی سالها آموختم و مرا از شاد بودن و لذت بردن و درست زندگی کردن دور میکردن…

      تازه متوجه شدم که چقدر همیشه قلب و ذهنم با هم در تعارض بودن و همین تعارض وناهماهنگی بین و قلب و ذهن زندگی منو پر از استرس و دغدغه و فشار و نگرانی کرده بود….هر کار خوب و درستی را که قلبا دوست داشتم و می خواستم انجام بدم ذهنم اینقدر درباره ی اون صحنه های نگران کنند و استرس زا ایجاد میکرد که من منصرف می شدم یا اگر هم انجام میدادم با کلی نگرانی و دلشوره همراه بود که نه تنها لذت نمی بردم بلکه بیشتر رنج می بردم و خسته و پشیمان می شدم….چون ذهن ما همیشه یا به زمان گذشته میبره و با یادآوری خاطرات و اتفاقات تلخ گذشته روح و روان ما را پریشان میکنه و ی عالمه استرس به ما وارد میکنه و یا ما را به زمان آینده میبره و نگران مون میکنه و ما را می ترسونه که نکنه این اتفاق بیفته یا نکنه فلان مشکل پیش بیاد و کارش ایجاد استرس و نگرانیه..انگار کلا قصد داره ما را از زمان حال و زندگی کردن در اکنون و لذت بردن در همین زمانی که هستیم غافل کنه و ما را از  لذت های زندگی محروم کنه…خداوند در قرآن چقدر زیبا می فرماید «مؤمنین کسانی هستند که نه غم و انده گذشته را دارند و نه ترس از آینده» چون فکر کردن به گذشته ما را اندوهگین و ناراحت و غمزده میکنه و فکر کردن به آینده ما را می ترسونه و دلشوره و استرس در ما ایجاد میکنه…بخاطر همین من خیلی وقتها مدت طولانی غرق در خاطرات تلخ گذشته میشدم و غمگین و ناراحت و افسرده و همیشه ی دلشوره ی بی مورد و بی دلیل داشتم وهمیشه فکر میکردم هر کس از پله میره بالا حتما می افته، اگر بره خیابون حتما تصادف می کنه، اگر بره پارک یا تفریح دیگه حتما می افته دست و پاش می شکنه یا توی رودخونه غرق میشه، اگر فلان غذا را بخوره مریض میشه، فلان شیرینی را بخوره چاق میشه.یا مثلا خودم بارها بوده که مبلغی پول داشتم تصمیم گرفتم قطعه زمینی بخرم و بعد با خودم گفتم نکنه بخرم زمین ارزون بشه یا روی دستم بمونه یا روش ضرر کنم و یا ماشینی را دوست داشتم اما گفتم نکنه تا من بخرم ارزون بشه یا نکنه تصادف کنم و سرمایه م را از دست بدم و همین افکار غلط باعث می شد که خیلی موقعیت های عالی را از دست بدم.و کلا همش اسیر افکار منفی بودم و رنج می کشیدم…و الان فهمیدم که همه ی این افکار منفی تاثیر آموزش باورهای ذهنی منفی و غلط بوده و میشه ذهن را آموزش داد با باورهای صحیح و درست و احساس خوب و در این صورت می تونیم بین ذهن و قلب مون هماهنگی بوجود بیاریم و افکار غلط را از خودمون دور کنیم هر کاری را که دوست داریم و قلب مون فرمان میده با خیال راحت و با احساس خوب انجام بدیم و لذت ببریم…آنچه را که دوست داریم با آرامش بخوریم و لذت ببریم و چاق نشیم …از شادی نترسیم از خوردن غذاهایی که دوست داریم نترسیم بلکه با احساس خوب شاد باشیم و از خوردن غذاهای دوست داشتنی لذت ببریم.می تونیم با ساختن باورهای صحیح در ذهن مون زندگی شاد و آروم و زیبایی را با اندامی متناسب و زیبا تجربه کنیم.به امید آن روز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      1400/03/30 09:54
      مدت عضویت: 1349 روز
      امتیاز کاربر: 18232 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 887 کلمه

      فایل “گام شصت و پنجم”:

      ایا دوست داری به  صدایا ندای قلبت گوش کنی یا به صدا یا ندای ذهنت؟❤

      همه ما روزهایی داشتیم که عزیزی را از دست دادیم ، یا با کسی دعوامون شده و یا کلافه شديم و یا از خستگی زیاد ،حتی خوابمون نرفته است. 🖤

      اگر ما تمرین کنیم که به صدای قلبمون گوش کنیم ،ان موقع است که حالمون بهتر میشود.

      بعضی افراد حس ششم خوبی دارند ،ولی من معتقدم که همه ماان حس را داریم و فقط با برزگ شدنمان سعی کردیم که به ندای ان حس، کمتر توجه کنیم.💜

      اینکه گاهی فهمیدیم و درک کردیم با دوستانی که به تازگیها ،دوست شدیم و خیلی دوستیهایشان باعث اسیب و اذیت ما میشوند و یا اینکه ،خودمون و همسرمون در معامله ای شریک شدیم با اینکه به قلبمون گوش ندادیم و ان معامله برای ماغیر از ضرر، چیزی به همراه نداشته است.🖤

      گوش دادن به قلب ،به نظر من اشتی کردن و مهربانی کردن ما به خودمون است.  همان دوست داشتن و یا بهتر بگويم ، دوستی بدون چون و چرا ما نسبت به خودمون است.💝

      هر چه بیشتر زمان میگذرد و تجربه بودن من در این سایت ،بیشتر میشود و روزهای بیشتری را با تمرین و گوش دادن به فایلها و عملی کردن انها میگذرانم، بیشتر خودم را دوست میدارم و افراد دور و برم هم ،بیشتر از من خوششون میاید .💗

      این را دوستانه میگویم ” تا زمانیکه شما خودتون را دوست نداشته باشید و پذیرای خودتون نباشيد، هیچ کسی، چه والدین ، یاافراد فامیل یا همکار و یا همسری پیدا نمیشود که شما را دوست بدارد.”💟

      این “زیباترین تجربه من” در این دوره تا الان بوده ، هر چه بیشتر قدم در جهت دوست داشتن خودم بر میدارم، دنیای اطرافم دربيرون ، در جهت شادی و نشاط من و همگام با من ،قدم برمیدارد و هر چه بیشتر به قلبم گوش میدهم، ندای ان راهر روز واضح تر و بلندتر از روز قبل میشنوم .”💓

      این را باور کنید. خودتون را بپرستید.  دوستی با خودمون ،یکی از مقدس ترین کارهایی است که ما برای ان به وجود امده ایم.💗

      خداوند با ان همه عظمت  ما راافریده چون عاشق ما بوده ،چرا ما عاشق خود نباشیم ؟🤔

      اشتباه کردن ، بیراه رفتن ، از خشم و یا ترس استفاده کردن ،همه جزیی از فرایند رشد ماست. این را وقتی فهمیدم که از خودم پرسیدم چرا من افلاطون به دنیا نیامدم تا همه اگاهی را داشته باشم و همه چيز را بدانم ؟!🤔

      بعد ذهنم بهم جواب داد که “اگر این طوربود ، دیگر از یادگیری و اموزش مطلبی لذت نمیبردی.”😊

      مطمئن هستم با اینکه عاشق لاغر ی هستم، اگر شب بخوابم و صبح بیدار شوم و خودم را کاملاً متناسب ببینم، باز هم خوشحال نخواهم شد ،چون طی کردن مسیر لاغری با ذهن مرا خوشحال و سر حال تا سالها ،نگه میدارد و این ارزوی همه مردم روی کره زمین است که هر روز احساس شاد داشته باشند.😀

      اگر حرف مرا باور ندارید ، کافی است از چند نفر این سوال را بپرسید ،بعد از همه انها میشنوید که انها همگی دنبال احساس خوب و شاد ،در تمام عمر خود بوده اندو ان را تا حالا نیافته اند.🙁

      احساسی که به قول استاد حتی افراد همیشه متناسب هم ،هيچوقت تجربه نخواهند کرد.😆

      ما داریم یاد میگیریم که به مرور و با استمرار و تکرار رشد کنیم در جهت تناسب فکری و ذهنی.👍

      پس اگر یک شبه به لاغر ی و تناسب اندام مثلا 50 کیلوگرم نرسیدیم، اشکالی ندارد ، دیگه ما که بهتر از هر کسی میدونیم که دست اوردهای باد اورده را باد میبرد. 😑

      پس متعهد شویم و فقط به تغییرات روحی خودمون توجه کنیم ، جسم را فراموش کنيم.  سخت است، اره. 😇

      من کاملاً به این موضوع اگاه هستم ،چون ما جسم را میبینیم و اضافه وزن و چاقی خودمون را درک میکنیم ولی اگر  همه تمرکزخودمون را به اجرا و انجام تمرینها بگذاريم ، خود به خود همه چیز جور میشود. 😁

      ارام ، بی صدا و بی هیاهو ، لازم نیست در بوق بدمیم. اطرافیان ما کم کم متوجه میشوند، ممکن است یکسال یا دو سال طول بکشد ،ولی صبور باشید؛ ما به صبر کردن توصیه شده ایم.😃

      داشتم با خواهرم تلفنی حرف میزدم که به من گفت” تو چقدر عوض شدی.” من خیلی تعجب کردم و گفتم چطور ؟🤔

      او گفت “تمامی گله ها و شکا یتهایی که قبلا از من و ديگران داری را دیگر نداریو از انها در کلامت ،خبری نیست . “😁

      منکه اصلا یادم نیامد خواهرم از چی حرف میزند، گفتم “من تغییر کردن در جهت مثبت رفتار کردن را دوست دارم و هر روز دارم روی این موضوع کار میکنم.”😘

      خواهرم با صدای مهربانتر ی گفت که” نمیدونم چه کار میکنی ،ولی همین فرمونی را که در دست داری بگیر و به سمت موفقيت بیشتر حرکت کن و جلو برو. “😘😘

      من خدا را شکر کردم بابت شنیدن این احساس زیبایی او درباره خودم.  من مدتها ست به ندای قلبم گوش میکنم. من مسولیت چاقی خودم را پذیرفته ام و با خودم منصف و مهربان رفتار میکنم.🙏

      من الان علاقه به خودم یا self love دارم.  قدر خودمون ، خانوادمون و فرزندامون را بدانیم، اینها سرمایه اصلی زندگی ما هستند نه حساب بانکی ، خانه، ویلا و یاماشین ما.  🙏

      احساس خوب ما معیار خوشبختی ماست نه مرفه بودن و بی دردبودن ما. استاد این انیمیشن بسیار زیبا بود.🙏

      ممنونم از اینکه ان را با ما به اشتراک گذاشتید.  برای شما و خانواده شما ارزوی سلامتی و شادکامی همیشگی دارم. 🙏🙏🙏

      روز شنبه 29خرداد ماه سال 1400

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 354 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 175 کلمه

      سلام 

      چند بار این کلیپ رو نگاه کردم و خیلی از محتوای درونش لذت بردم و این در واقع سبک زندکی ما ادما رو داشت به تصویر میکشید 

      چرا بیشتر افراد در زندگیشون احساس شادی و خوشبختی نمیکنن 

      چونکه از همون اول صبح که پا میشن زندگی رو با ترس شروع میکنن و اون رو در ذهنشون بزرگ جلوه میدن 

      هر چه ما در زندگی از موضاعات بیشتر بترسیم هیچوقت در اون زمینه احساس شادی درونی نمیکنیم 

      و فقط یک راه وجود داره که بشه موفق بود و همیشه شاد بود اون هم مقابله با ترس های زندگیه 

      وقتی ما بتونیم روبروی ترسی بایستیم و در شرایط همون ترس قرار بگیرم خیلی راحت تر میشه اون ترس رو خنثی کرد 

      یکی از مهمترین اینها تر از لاغر نشدن با نخوردن غذاس 

      اگر ما یاد بگیرم که با سبک درست غذا رو استفاده کنیم و به اندازه بدنمون مصرف کنیم در واقع در مقابل همون ترس قرار گرفتیم و با اولین احساس سیری و کشیدن دست از غذا اون ترس رو خنثی میکنیم و یاد میگیریم که هرچیزی رو به اندازه خودش مصرف کنیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      1400/02/24 17:52
      مدت عضویت: 1680 روز
      امتیاز کاربر: 3746 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,363 کلمه

      سلام 

      گام ۶۵ 

      عملکرد مغز و قلب در زندگی 

      در مغز اطلاعاتی مثل 

      ترس از مرگ

       آینده نگری منفی (کشیدن نقشه ی ذهنی منفی)

      ترس ازچاق شدن 

      ترس از طرد شدن 

      ترس از غرق شدن 

      ترس از کمبود وقت

      و … 

      ذخیره است و این ترسها حتی یه درب ساده رو نمیزاره باز کنیم . 

      قلب و تمام اعضای بدن ما مشتاق لذت بردن هستند اما محتویات ذهن ما نمیزاره ما به لذت برسیم .

      ما اگه لاغری با ذهن رو خوب یاد بگیریم متوجه میشیم باید ذهنمون رو از محتویاتی پر کنیم که با خواسته ی قلب و تمام اعضای بدنمون همسو بشه . 

      وقتی ذهن ما با بقیه ی اندامهای ما همسو بشه اجازه میده شادی در وجود ما گسترده بشه . اجازه میده دست به کارهایی بزنیم که قبلا ترس ؛ مانع رسیدن به اون شده بود . کارهایی که با انجامش احساس بهتری در وجود ما جاری میشه . 

      ترس یکی از موانع ذهنیه که اجازه نمیده ما از زندگیمون لذت ببریم . مثلا

       ترس از بیماری 

      ترس از ازدواج نکردن

       ترس از بچه دار نشدن 

      ترس از کم سواد بودن و مورد تمسخر واقع شدن

       ترس از برخورد نامناسب دیگران

       ترس از استرس

       ترس از حتی همین گوشیها و وای فای ها و امواج الکتدو مغناطیس 

      ترس از کمبود وقت و تمام نکردن کارها

       ترس از آشفتگی . 

      ترس از رانندگی ترس از حرف مردم  و ….

      این مانعِ ترس در وجود ما خیلی عظیمه .

       اما اگر یاد بگیریم چطور با ذهنمون عمل کنیم که عکس العملش بشه شجاعت خیلی از این ترسها از بین میره . 

       یکی از راههاش اینه بپذیریم این ترس ها فقط توهم هست و واقعیت ندارند . خیلی از ترسهای ما اصلا اتفاق نمی افتند   . ترس رو ما با خودمون حفظ می کنیم چون فکر می کنیم برامون لازمه . یا حتی فکر می کنیم  طبیعت بدن ماست . اینها الگوهای اشتباه ذهنیه . ما هیچ نیازی به ترس نداریم . ترس از نبودن ایمانه . وقتی ما ایمانمون رو زیاد کنیم ترس از بین میره . ترس برای ذهن و بدن ما غیر طبیعیه . 

       ترس یه عادته و چون زیاد تکرارش کردیم چرا فکر می کنیم طبیعیه؟  ‌ چون علت ایجادش فرمولهای ذهنیست و اونم به خاطر ورودیهاییست که ما به خودمون دادیم و آموختیم و یادگرفتیم . یعنی اونقدر ورودیهایی به خودمون دادیم  که ترس برای ما شد یه چیز خیلی خوب که طبیعیه که در زندگی هممون باشه . معنی تقوارو هم ترس از خدا معنی کردند . خدای من به خدا دلم میخواد از این آموزشها  گریه کنم . ذهن ما رو از چه اطلاعاتی پر کردند مخصوصا ورودیهای دینی که اگه از خدا بترسی خوبه . خوف و رجا همیشه با همه و هزاران آموزش مزخرف دیگه که کتابهای دینیمون سرشار از این مفیددانستن و طبیعی دانستن ترسهاست . مثلا دیشب من فیلم شبکه ۱ رو دیدم . یعنی واقعا اونقدر مزخرف بود که حیفم اومد چرا وقت خودمو دادم به این فیلم . باورهای بیخود ترسهای الکی اطلاعات دینی ناصحیح . واقعا چقدر ذهن ما آدما از وردیهای اشتباه پر میشه و آخرش میخوان به چه نتیجه ای برسن  ‌ هیچی . ترس بیشتر . انحرافات بیشتر و ناامنی بیشتر و گسترش فساد بیشتر .

      وقتی ما ورودیهای مخرب به خودمون ندیم  ترس ها در ومود ما تکرار نمیشن کم کم عادت به این کار از وجودمون میره و یاد میگیریم باید لذت ببریم و لذت بردن از زندگی رو برای خودمون حلال بدونیم نه رنج کشیدن رو . واقعا دین ما پر از اطلاعات خلاف افرینشه . البته مفسرین و نویسندگان و تحلیل کنندگان دینی کلا در راه اشتباه رفتند و به بقیه هم این راه اشتباه رو انتقال دادند . همه ی اونها مرتب با ترسها زندگی میکنند و مرور این همه ترسها وجودشون رو اینقدر طالب گناه و فساد کرده و آقازاده های فاسد زیادی رو برای ما ایجاد کرده . 

      چقدر این فایل تناسب بین ذهن و تمام اندامهای بدن رو زیبا نشون داده بود . چقدر فرمولهای ذهنی ذخیره شده در ذهن مهم هستند . چقدر در انتخابهای  ما تاثیر گزارن . 

      خدا رو شکر که ما راه رسیدن به آرزوهامون رو پیدا کردیم . 

      اگه احساس خلاء و ناتوانی میاد این احساس واکنش به باورها و فرمولهای ذهنیه . 

      اگر ما رفتار ولع آمیز و پرخوری رو ایجاد می کنیم این رفتار واکنشیه به فرمولهای ذهن . 

      وقتی فرمولهای ذهنی با کل بدن همسو بشه  فرمولهای الهی شروع به کار می کنند . اون وقت واکنشهای ما متفاوت میشه . 

      پاکسازی کنیم حالا که شناختیم پاکسازی کنیم فرمولهایی که نا همسو با اصل آفرینش ما هستند . ترسها روبا دلیل و مدرک به خودمون ثابت کنیم که اشتباهن . در تغییر فرمولهای ذهنی  حرکت کنیم . 

      پرخوری برای بدن ما طبیعی نیست . پرخوری فقط یه واکنشه که در اثر  فرمولهای اشتباه ذهن پدید میاد 

      اندازه خوردن هست که طبیعت بدن ماست . 

      اندازه  خوردن  یعنی اونقدری که ما  احساسمون خوبه . این که ما احساس خوبی نسبت به مواد غذایی داشته باشیم طبیعت بدن ماست . چاقی برای جسم ما غیر طبیعیه . تنبلی برای بدن ما غیر  طبیعیه . اگه ایجاد میشه به خاطر فرمولهای ذهنیه . اگه میخوایم واکنشهامون تغییر کنه باید عادت کنیم که طور دیگری ببینیم نگرش کنیم بشنویم و  عمل کنیم . لاغری کم خوردن نیست . فرمولهای  لاغری (در موردن خوردن ) صحیح خوردنه . اگر در غذا خوردن عجول هستیم چون فرمولهای ذهنی چاق شدن از این مواد غذایی ، نخوردنهای به اجبار ، محدودیت و کمبود در ذهن ما ذخیره شده اونا میاد جلوی چشممون و احساس مارو فوق العاده بد می کنه و  مارو به زیاد خوردن می کشونه وقتی بدونی این غذا همیشه هست اصلا کسی نمیخواد اینارو از تو بگیره . فراوانی همیشه هست . کم کم دوست داریم مواقع بیشتری در کنار سفره بمونیم نه اینکه تند و تند بخوریم . ما از فرمولهای ذهنیمون موقع غذا خوردن میترسیم و برای اینکه فرمولها شروع به کار نکنند سریع فقط میخوریم و عبور میکنیم . 

      ما به خاطر فرمولهای اشتباه مربوط به ترس به خودمون اجازه نمیدیم  لذت صحیح از غذا ببریم و سبب واکنش غیر طبیعیه تند خوردن و زیاد خوردن و …. میشیم . 

      لاغری زجر دادن نیست . لاغری لذت بردنه . لاغری تغییر باورهای ذهنیه که منجر به ایجاد واکنشهای لاغر کننده میشه . ما فقط کافیه مرور کنیم تا  عادت کنیم به سبک زندگی جدید . سبک زندگی جدید ناشی از تغییر فرمولهاست . وقتی فرمولهای ذهن ما همسو و هم جهت و همگام با سایر اعضای بدن بشه و همگام با کل آفرینش بشه ما خیلی راحت لاغر میشیم . 

      خودمون مشتاق لاغری میشیم . تنها علتی که برخی از دوستان هنوز از این فایلها و دوره ها نتیجه نگرفتن اینه که اونا هنوز یاد نگرفتن مسیر لاغری رو . یا اگه یاد گرفتن چون دیگه ادامه نمیدن یادشون میره و دوباره مسیر غیر طبیعی اما آشنای چاقی رو انتخاب می کنند . ما باید با لاغری آسان آشنا بشیم هرچقدر بیشتر تکرار و تمرین و ممارست داشته باشیم نقشه های ذهنی ما متفاوت تر از قبل میشه ‌ . با تغییر نقشه های ذهنی و استمرار در ثبت این آموزشها و ثبت  نقشه های جدید  خروجی ما و نمایشگر ما که رفتارهای بیرونی هستند تغییر می کنه . چه رفتارهای مربوط به خوردن و چه رفتارهای مربوط به احساس و افکار . 

      من الان گام ۶۵ رو دارم طی می کنم خدا میدونه چقدر درکم نسبت به قبل از آغاز این دوره تغییر کرده چقدر عملکردم متفاوت شده . چقدر گفتگوهای ذهنیم متفاوت شده . خدا میدونه چقدر بهتر از قبل فهمیدم که چه کار کنم که واکنش بدن و رفتار من بشه لاغری . 

      فقط هم به دلیل داشتن استمرار در گوش دادن به آموزشها و خوندن متنها و نوشتن ها و بعد هم استمرار در نوشتن تمرینات بود . من تغییر ذهنیتم رو احساس می کنم و میبینم الان که گام ۶۵ هستم چقدر احساسها و عملکرد من نسبت به قبل بهتر شده حالا از فردا که همراه با استاد گرامی دوره ورود به سرزمین لاغرها رو هم شروع کنم چه شود . و پس از پایان دوره چه نتایج عالیی نصیبم بشه . البته من این صد گام رو بازهم ادامه میدم تا دوره تموم بشه . و فردا هم به امید خدا دوره ی ورود به سرزمین لاغرها رو شروع میکنم . در تمامی این زمانها ذهن من داره اطلاعات صحیح واردش میشه و خدا میدونه چه نتایج عاااالیییییی در انتظار من هست . 

      خدایا سپاسگزارم 

      استاد ازتون ممنونم 

      فاطمه سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار من میتونم تغییر کنم
        1400/11/02 23:42
        مدت عضویت: 1022 روز
        امتیاز کاربر: 1306 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 21 کلمه

        عزیز جان واقعا نوشتتون گوهر بار بود خیلی لذت بردم خیلی زیبا بیان کردید و زیبا مسیر رو طرح کردید
        موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      1400/02/24 12:25
      مدت عضویت: 1599 روز
      امتیاز کاربر: 23378 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 478 کلمه

      گام۶۵ ،،سلام وقت بخیر ،،عملکرد ذهن و قلب در زندگی روزمره،،،،در این انیمیشن به زیبایی عملکرد ذهن و قلب نشون داده میشه ،چقدر کارهاییکه ما دوست داشتیم انجام بدیم که ذهنمون ،منطقی قانعمون کرد که انجامش ندیم که عواقب داره ،ذهن هر کسی بر اساس مدل زندگی که در کودکی داشته شکل گرفته ،چه چیزهایی شنیده،چه چیزهایی دیده و چه احساساتی داشته، نظرش در مورد خودش چی بوده؟ خودشو بهش کی و چی معرفی کردن؟ اگر الگوهامون ،مارو ،قدرتمند و دوست داشتنی و زیبا دیده باشن و به ما القاء کرده باشن که ما همینجوری خوب و عالی هستیم که الان باید زندگیمون گل و بلبل باشه ،،همه چیز برمیگرده به دوران کودکیمون ،هر تصویری که دیده باشیم ،هر حرفیو که شنیده باشیم در ذهن ما ،بصورت فایلهایی ضبط شده و الان به تجربه تبدیل میشه ،،از اول صبح که بیدار میشیم ،اون نوار ضبط شده مغزمون شروع میکنه به روشن شدن و کار کردن و مشاوره دادن به ما ،تعریف های ما از اتفاقات و شرایط باعث تجربه کردن اونها میشه ،اگر در ذهن ما زندگی کردن یعنی درد و رنج ،ما به مسیرهایی وارد میشیم که با درد و رنج های بیشتری روبرو بشیم ، اگر در ذهن ما خوردن و بی تحرکی باعث چاقی میشه پس ما چاق خواهیم شد ، روح ما دلش میخواد تجربه کنه ولی ذهن اجازه نمیده ،بیشتر کارهاییکه ما دوست داریم انجام بدیم ذهن موافقشون نیست ،چونکه سالها پیش ،برای ذهن ما از اون جریان تعریف های خطرناک شده ،پس ذهن برای مراقبت از ما ،اجازه نمیده که وارد اون تجربه بشیم ،هر قدر که ما تلاش فیزیکی کنیم به نتیجه نخواهیم رسید ،پس در وحله اول باید موانع ذهنی شناسایی کنیم ،نقضشون کنیم،در مسیر خواسته ها حرکت کنیم ،،دقیقا ذهن یا در گذشته است و حسرت کارهای نخورده رو میخوره یا در حال سرزنش کردن ماست ،یا در آینده و ترسوندن ما ،که ببین اگر اینکارو نکنی بدبخت میشی و پر از اگر  های ناراحت کننده است ،،گاهی تعجب میکنم که ،ثانیه به ثانیه منو میبره تو خاطرات ناراحت کننده، از دست دادن عزیزانم، ترسوندن من از تنهایی  از شکست ،از مرگ ووووو  و زمان هاییکه دل به دلش دادم و با توجهم تغذیه اش کردم چقدر حالمو بد میکنه و باید آگاهانه مراقبش باشیم ،،چه انیمیشن عالی بود با اینکه  پارسال هم دیده بودم ،،،وقتی به قلبش گوش میکرد ،انرژی و قدرت در دست و پاهای اون شخص ،وادار به حرکت کردنش میکرد ،شور و اشتیاق درونش باعث سرحالتر شدنش میشد ،،و اون شور و هیجان باعث شد تو محل کار هم پر انرژی تر باشه و به بقیه هم انرژی بده ،،توجه کردن به ندای قلب ،پر انرژی میتونه مارو به مسیرهای زیباتری ببره مثل الان که آورده در این دوره ها که چقدر زندگی با طعم آرامش و تناسب اندام و تناسب افکار ،تونسته به بیشتر شدن آرامش درونی ما کمک کنه ،در کل حالمون خوبه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5961 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 123 کلمه

        سلام فریده عزیز
        از اینکه با اشتیاق و احساس خوب در سرزمین لاغرها زندگی میکنی خوشحالم
        به نکته بسیار عالی اشاره کردید:
        “زمان هاییکه دل به دلش دادم و با توجهم تغذیه اش کردم چقدر حالمو بد میکنه و باید آگاهانه مراقبش باشیم”
        این نشون میده که منفی باف یا شیطان وجود خارجی نداره
        خودمون ایجادش می کنیم
        در واقع نقشی است که خودمون بازی می کنیم
        وقتی می خوایم خودمون رو توجیه کنیم که نمیشه و نتیجه نمیده که دست از تلاش برداریم لباس نقش منفی باف رو به تن می کنیم و شروع می کنیم به نقش بازی کردن
        و هر زمان که بخوایم می تونیم از اون نقش خارج بشیم
        مهم اینه که خودمون به این درک برسیم که در هر لحظه داریم چه نقشی برای خودمون بازی میکنیم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار faridehhasani5455
          1400/02/25 01:50
          مدت عضویت: 1599 روز
          امتیاز کاربر: 23378 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
          محتوای دیدگاه: 157 کلمه

          سلام استاد عزیز ،ممنونم از توجهتون ،اینکه ما میدونیم شما نظرات مارو میخونید ،حس خوبی بهمون میده ،، دقیقا کارایی صدای ناراحت درونمو ،متوجه شدم و باید هر زمان  که میخواییم بسمتش حرکت کنیم ،در همون ابتدای حرکتش جلوشو بگیریم که اگر ادامه بده تبدیل به بهمن خطرناکی  میشه ،تمرینی که من به تازگی انجام میدم ،هر زمان منفی بافم میاد ،من آگاهانه توجهمو میبرم روی خواسته ها یا روی مطلبی که حالم با گفتنشون خوب میشه ،،هر چند فهم و درک و برخوردم با منفی بافم ،بصورت تکاملی به اینجا رسیده ،آزمون و خطا دادم و هنوزم گاهی به گیجی و تسلیم در مقابلش قرار میگیرم ولی بلخره میتونم خیلی زود ازش خارج بشم ،گاهی که ازش اثر میگیرم ،حالم بشدت  بد میشه ،یعنی تا این حد روی ما نفوذ داره ،اگر شنونده ش نباشیم ،کمتر آسیب میرسونه و بودن در این مسیرها باعث دور شدنمون از موقعیت های پر تنش خواهد شد 

          ممنونم استاد از توجهتون 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Vafraze12
      1400/02/14 22:57
      مدت عضویت: 1472 روز
      امتیاز کاربر: 10766 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 285 کلمه

      سلام 

      چقدر این گارتون قشنگ بود من از کودکی عاشق کارتون بودم و هستم و خیلی قشنگ مفهومی را که استاد عطا روشن گفتن را به تصویر کشید بلهما سه بخش داریم روح ذهن و جسم جسم فقط نقش یک مدل را بازی می کند و هیچ قدرتی ندارد و نماینگر آنچیزی هست که ذهن و روح به تصویر می کشند اگر بخواهم خوب زندگی کنم باید ذهن را با روح هماهنگ کنم ذهن ذاتا بد نیست و یکی از هزاران مخلوق خداوند است و اگر می بینیم بد عمل می کنه و با روحمان که همیشه بهترینها را برایمان پی خواهد هماهنگ نیست چون ما این کار را کردیم ما وقتی ندای تهدید ترس نگرانی از او می شنویم را زود می پذیریم و می شویم شخص کارتونی که اصلا از زندگی لذت نمی برد همش ذهن ما را یا به گذشته می برد ویا به آینده سوق می ده و اصلا در زمان حال نیست یاد یکی از فرمایشات مولای متقیان امام علی (ع ) افتادم که در این شبهای قدر چه خوب هست به آن عمل کنیم ایشان می فرمایند عدمین را رها کن و زمان حال را دریاب منظور از عدمین یعنی دو حالتی که وجود ندارند زمان گذشته گذشته و دیگه بهش دست رسی نداریم و آینده هنوز حبابی بیش نیست و هنوز اتفاق نیفتاده و معلوم نیست اما زمان حال وجود دارد و شما الان زنده هستید و در زمان حال هستید پس در زمان حال زندگی کن برای خودت برای دل خودت زندگی کن که در اون صورت هم به گذشته خود می بالی وهیچ نگرانی از آینده ندهری چون مطمئنی یکی هست که مراقبته خدای مهربان ممنونم استادبابت این همه احساس قشنگی که در وجودمان ایجاد کردید ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار farkhondeshahrivar280
      1400/01/24 16:51
      مدت عضویت: 1371 روز
      امتیاز کاربر: 687 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,023 کلمه

      سلام گام 65عملکرد ذهن و قلب در زندگی روزمره .                              
       من قبلا هم این انیمشین رودیده بودم در همین سایت ولی چیزی دقیق نفهمیدم ولی این بار با دیدنش احساس خیلی خوبی بهم دست داد وکلی راز درون این انیمیشن یافتم که الان برداشت خودم از دیدن این انیمیشن خواهم گفت خدمت دوستانم.                                    
       انسان از سه بخش تشکیل شده
      بخش اول روح که همان قلب ماست در این انیمیشن وجایگاه خداوند است منبع خیر خوبی شادی موفقیت زیبایی خوشحالی و احساس خوب که از جنس خداوند خودش است و جایگاه خداوند است    
      بخش دوم ذهن است جایگاه حضور شیطان دشمن قسم خورده انسان ومحل باورها افکار عقاید ماست که از برداشت ها و ترس نگرانی ها افکار منفی‌ پرشده                                    
      بخش سوم جسم ما هست که طبق افکار ما که در ذهن ماست خودش نشون میده.                                  
       

      حالا ما دلمون میخواد متناسب بشیم وروح ما قلب ما خوشحال میشه انگیزه میده اشتیاق پیدا می‌کنه آره میتونی حق طبیعی تو است متناسب بودن شروع کن و اینجا ذهن که محل شیطان 😈 است دست به کار میشه نه نمیشه لاغر بشی دیدی فلانی لاغر شده چه زشت شده تو دیگه از سنت گذشته میخواه لاغر بشی چی بشه اینجوری راحت تری بیخیال الکی وقتت تلف نکن و تلاش خودش می‌کنه که مارو از هدفمون دور کنه و اینقدر میگه که خودمون هم خسته میشیم رها میکنیم حالا شیطان به تنهایی هم نمیتونه کاری کنه ما خودمون این افکار باور کردیم چه لاغر شدن سخته غیر ممکنه باید گشنگی بکشی باید عمل جراحی کنی سنت رفته بالا نمیشه چربی‌هات انباشته شده روی هم نمیشه و این ها بارها بارها به خودت گفتی یا دیگران گفتن و باورت شده و ذهنت پر کردی از این افکار حالا تو برای ذهنت لاغری این جور تعریف کردی وقتی تصمیم میگیری چون ذهنت تنبله دوست نداره تغییر کردن رو و وقتی تصمیم میگیری شیطان میاد میگه از باورها خودش به خودش ضربه میزنم مانعش میشم و میاد حرفهای افکار خودمان رو که انباشته کردیم در ذهن مان برامون پررنگش می‌کنه و به آرامی شروع می‌کنه به گفتن ومانع ما میشه چون ما ذهن مان پر‌کردیم صدای درونم که روح قلب ماست هم نمی‌شنویم اصلا جایی براش نداشتیم و اینجوری ما شکست میخوریم                                        
      حالا یک مثال دیگه میزنم من می‌خوام امشب برم مهمانی دوست دارم مانتو اسپرت قرمز بپوشم وخیلی هم دوست دارم قلبم میگه بپوش بهت میاد ذهنم فوری شروع می‌کنه نهه نپوش نگاه تو آینه کن چاق تر نشونت میده دکمه های بزور بسته میشه مسخرت میکنن همه میفهمن چقدر چاقی زشته خیلی کوتاه است فلانی فردا پشت سرت حرف میزنه مانتو مشکی بپوش که لاغر تر نشونت میده …و اینجوری مانع ما میشه              
       ما بنده ذهن مان هستیم هرچی اون گفت انجام میدیم واینحوری همیشه خسته ناراحت هستیم با کلی احساس بد و از خودمون زده میشیم کسل افسرده میشیم و کلا واسه خودمان زندگی نمی‌کنیم یکی زندگی تکراری داریم که اینجوری دیگه رفته رفته صدای قلبمون هم نمی‌شنویم چون دیگه بنده شیطان 😈 شدیم              
      حالا من می‌خوام خودم از این اسارت در بیارم می‌خوام طبق گفته ها قلبم زندگی کنم شاد باشم لذت ببرم متناسب بشم خلاصه از حق طبیعی خودم لذت ببرم و روح ذهنم هماهنگ کنم باید چکار کنم اولا یادگرفتم که ذهن من قابل تغییر است و از هرچی مخزن ذهنت پر کنی از همون دست اتفاقات در جنبه ها متفاوت اتفاق خواهد افتاد خب من باید اولا ذهنم خالی کنم از افکار منفی خب کار مهم اینه که اولا ورودی ها رو کنترل کنم و دیگه افکار منفی باور منفی به ذهنم راه ندم دوم از رسانه اخبار غیبت شک دوری کنم کلا توجه نکنم به منفی ها و دیگه نزارم بیشتر این ذهنم پربشه و ورودی ذهنم کنترل کنم دوما بیام تعریف هام در مورد شادی ثروت خداوند حکمت خوشبختی ازدواج تناسب اندام رفاه آسایش تغییر بدم که بازم بنظرم که اگه تعریف خداوند در ذهنت تغییر بدی و خداوند همراه خودت بدونی دوستدار خودت مهمترین قدم برداشتی وخلاصه تعریف ها اشتباه حذف تعریف ها صحیح جایگزین و توجه کنی هم تا بهتر باورت شه ودر ذهنت ثبت بشه.      
      بعدتصمیم بگیری میخوام متناسب بشم خب روحت تشویقت میکنه ذهنتم‌بات همراه میشه وهماهنگ میشه روح ذهنت وموفق میشی ودرنهایت جسمت تغییر میکنه پس باید یاد بگیری وقتی تصمیم گرفتی کاری انجام بدی وذهنت گفت نمیشه نشدنی است بفهمی تعریفت اشتباه است واین شدنی است و نقشه شیطان است واسه شکست دادنت                
      تعریف صحیح لاغری از طریق ذهن چاق شدم هیچ عامل فیزیکی مث غذا خوردن شیرینی فست فود ارث قرص ورزش نکردن کم تحرکی تیروئید ..من چاق نکرده بلکه خودم بودم که با باور اینکه غذا چاق کننده است چاقی من ارثی است تقدیرمنه وترس از خوردن که نخورم چاق میشم دارم میخورم الان چند کیلو چاق میشم و باور اشتباه ودرنهایت رفتارها اشتباه من چاق کرده و منم الان فهمیدم این موارد در چاق شدن من هیچ نقشی نداشته و باید از طریق ذهن یکی یکی این موانع چاقی بردارم تا راحت همان جور که چاق شدم لاغر بشم و هیچ عجله ای هم ندارم چون میدونم مسیر من صحیح است و بدن من توانایی لاغر شدن داره وذهن قابل تغییر است همین میشه تعریف صحیح لاغری   😌😊                
      حالا به ترتیب تعریفمان از خداوند وهمه آن مواردی که حق طبیعی ماست وخداوند برای راحتی ما آفریده رو با تغییر آن موارد و تعریف ها صحیح از آن بهش دست میابیم فقط باید بخواهیم و یاد بگیریم که همه چی شدنی است اگه ذهنت گفت نمیشه‌بفهمیم تعریفت از اون موضوع اشتباه است همین ،🤩😍😊❤️

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 617 کلمه

        سلام دوستان واستاد گرامی گام ۶۵ راستش استاد من چیز زیادی از این انیمیشن نفهمیدم واون چیزیکه فهمیدم براتون مینویسم این انیمیشن داستان زندگی ی اقایی رو داشت تعریف میکرد که بدن ما انسانها از سه قسمت تشکیل شده روح ذهن وجسم جسم که تو رختخواب بود ی جورایی استاد تعریف میکرد  که میگن وقتی ما میخوابیم روح از بدنمون جدا میشه ودوباره صب میاد تو وجود ما ما زنده میشیم وهر روز که بیدار میشیم باید بابت زنده بودنمون ونفس کشیدنمون از خدا سپاسگزاری کنیم بعد روح وذهنم میان وجسم کامل میکنند ومغز وقلب واعصای بدن کار روزانشونو شروع میکنن موقع رفتن به سر کاره ومغز دستور میده به دست که ساعت خاموش کن ساعت خاموش میشه وفرد احساس دستشویی داشتن داره میره بعدشم میره ی دوش میگیره تو حمام پاش سر میخوره میخوره زمین با خودش فکر میکنه که نکنه الان خیسم وبرق بگیره منو بمیرم وحالا حاصر میشه که بره به ادارش تو راه که میره به مغزه ها نگاه میکنه به ادمهایی که دارن صبحانه کامل ودوست داشتنی خودشونو میخورن خیلی دلش میخواد از اون صبحانها بخوره اما ذهن منفی بافش میکه بخوری خیلی چاق میشی وبعدش میمیری در حالیکه خیلی گشنشه وخیلی اون صبحانه رو دوست دارم خواسته شو خط میزنه ومیره از بل ساحل رد میشه اقایی رو میبینه با با اشتیاق میره که اسکس روی اب کنه خیلی دوست داره شنا کنه اما میترسه اینکار بکنه چون فکر میکنه که اگه بره تو اب کوسه میخوردشو میمیره پس بازم خواسته شو نادیده میگیره ورد میشه بعد به ی خانمی میرسه که عینک‌افتابی میفروشه اولش عینک‌برمیداره وامتحان میکنه اما بعدش پشیمون میشه وچونکه ذهنش مملو از افکار منفی بازم ذهن منفی بافش بهش میگه دیگه از سنت گذشته که عینک افتابی بزنی اونوقت بهت میخندن بازم پا رو خواسته ش میذاره وردمیشه ودر تمام مسیر قلبش با تمام کارهایی که میخواست انجام بده موافق بود واونو هلدمیداد که بره وکاری رو که دوست داره انجام بده اما اون بدلیل ترس از مسخره شدن وترس از مرگ ترس از چاق شدن هیچ کاری که دوست داشت انجام نداد چون قلب ما همون روح ما هستند وذهن نا خداگاه ما واون موافق بود که کارهایی که دوست داری باید انجام بدی بالاخره به ادارش رسید شروع کرد کار روزانشو اما هیچ حس وحال کار کردنو نداشت چون همش فکر میکرد به اون صبحانه دلخواهش که سالیان سال بخاطر ترس از چاق شدن نخورده وقلبشم ناراحت از اینکه اون به خواستش نرسیده بازم فکر منفی میاد سراعش که تا کی میخوای کار کنی انقد کار میکنی وپیر میشه وباید بمیری موقع ناهارم اون حوصله خوردن ناهارشو نداشت چون اون غدای ناهارشو دوست نداشت دلش اون غذا رو نمیخواست یکدفعه تصمیم میگیره بره وصبحانه دلخواهشو بخوره با خیال راحت میره صبحانه رو میخوره بعدش پر انرژی میره عینکم میخره وپر انرژیتر میره طرف دریا وشنا میکنه خیلی خوشحال بود قلبشم خوشحال بود چون به حرف ذهن منفی بافش گوش نکرد ورفت وبه یکی یکی خواستهاش رسید وپر انرژی وبا نشاط رفت ومشغول کار کردن شد واز خوشحال اون همه دوستانشم خوشحال شدن وبا نشاط به کارشون ادامه دادن وبه سوی موفقیت حرکت کردن این بود پایان داستان ادمیکه به حرفهای ذهن منفی بافش گوش میداد وما هم باید تصمیم بگیریم که نذاریم کوچکترین فکر منفی وارد مخزنمون بشه ونذاره ما به طبقه بالاتر بریم واینکه نذاره ما پیشرفت کنیم وبه موفقیت برسیم منم تصمیم گرفتم که ذهن خدا گاهمو با ذهن ناخداگاهم همسو کنم تا به طبقه بالتر برم واز نعمتهایی که خدا تو اون طبقه برای من گذاشته تا برم بهش برسم ومن از خدای مهربونم بخاطر تمام این مهربونیها که در حق من کرده سپاسگزارم وهمین طور از استاد گرامی بخاطر زحمتی که کشیده واین فایلهای اموزنده رو برامون درست کروه سپاسگزارن استاد 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1400/01/17 19:03
      مدت عضویت: 1633 روز
      امتیاز کاربر: 27361 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,387 کلمه

      من باید عمیقتر به این انیمیشن نگاه کنم و برداشت خودم رو بنویسم .
      انسان از سه بخش که جسم و روح و ذهن هست تشکیل شده و ذهن انسان جایی هست که شیطان در اونجا نشسته و قلب ما یا روح ما جایی هست که فقط خداوند در اون هست و جسم ما که فقط تجربه کننده هست .

      ذهن انسان بسیار قدرت داره چونکه شیطان اونجا رو انتخاب کرده چرا جای دیگه رو انتخاب نکرده مثلا دست یا پا ؟چون میدونه افکار ما چقدر قدرت دارن و میتونن ما رو خوشبخت یا بد بخت بکنن.حالا هر چقدر به صدای قبلت گوش بدی اون نجواهای منفی صداشون کمتر و ضعیفتر میشه و بلعکس هر چقدر به صداهای ذهنت گوش بدی اون نجوا های مثبت صداشون کمتر و ضعیفتر میشه تا جایی که دیگه ممکنه ما اصلا صدایی از اون نشنویم .

      پس هر فکری رو مرور نکن و هر فکری ارزش مرور کردن نداره اگر دیدی فکری حالت رو بد میکنه اون رو رها کن و بدون اون فکر از طرف شیطان هست و چون نتیجه ی مرور هر فکر از اولش مشخص هست و اصلا چیز پوشیده ای نیست پس میتونید تصمیم بگیرید مرورش کنید یا نه ؟حالا تصمیم با خودتون هست .

      این آقا در اول انیمیشن برده ی ذهنش و افکار و باورها و اندیشه هاش بود و همان طور زندگی میکنه که اون ذهن منفی بافش بهش میگه و خیلی نگاه سطحی و غیر درستی به همه چیز داره و ما بار ها گفتیم برای رسیدن به خواستها و تجربه کردن خواسته ها باید ذهن و روح در هماهنگی با هم باشن و اگر ذهن و اون خواسته های روح ما با هم در تضاد باشن ما دچار سردرگمی و ناراحتی میشیم .دقیقا مثل این آقا دلش یه خواسته هایی رو میخواد اما ذهنش به خاطر افکار منفی اجازه ی تجربه کردن بهش رو نمیده (نمونه ی واضح این انیمیشن برای همه ی ما این بود که وقتی ورژیم داشتیم دلمون میخواست مثل بقیه بخوریم غداهای خوشمزه و رستورانی و انواع دسرها رو بخوریم اما ذهن منفی باف و چاق ما میگفت نخور چون نتیجه اش کلی اضافه وزن هست و واقعا هم اگر من مجبور به خوردن غذاهای غیر رژیمی میشدم مثلا در سفر یا رستوران و یا عید نوروز و ….با اون افکار منفی که داشتم تجربه اش کلی چاقی قابل لمس میشد و ترس و وحشت بیشتر از غذا خوردن میشد )

      پس ذهن رو باید ما با آموزش دادن و دادن آگاهی ها پرو رش بدیم تا با روح ما در هماهنگی کامل باشه و ما به سمت موفقیتها و سعادتها و نعمتها حرکت کنیم اما اگر ذهن رو رها کنیم با هر چیزی از اطراف ما پر بشه و ورودی غیر مناسب به اون بدیم دیگه هماهنگ شدن با روح و رسیدن به خواسته ها کار سختی میشه .چون اکثر مردم جامعه افکار و سطح فکر و باورهای غلطی دارن و زندگی سختی دارن اگر ما میخواییم زندگی مثل اونها رو تجربه نکنیم پس باید اگاهانه خودمون بهش ورودی بدیم نه هر چیزی رو از اطراف وارد ذهنمون کنیم .

      روح ما یا همون قلب ما یک تیکه از وجود خدا هست پس هر چه صفات خدا گونه هست ما هم باید داشته باشیم مثل شادی و آزادی و سلامتی و خوشبختی و دانایی و آگاهی و ثروتمند بودن و بخشنده بودن و مهربان بودن و …..و اگر نداریم هم مطمعنا دوست داریم داشته باشیم و اینها در وجود ما هستن که حالا بر اثر تربیت و شرایط و یا جامعه و یا اطرافیان و یا رسانه ها ممکنه ما از اونها دور شده باشیم اما با قرار گرفتن در مسیر صحیح آموزش میتونیم به همه ی این صفات برسیم و اینها رو باید حق طبیعی خودمون بدونیم و برای رسیدن به اونها تلاش کنیم البته نه فقط تلاش فیزیکی باید اول تلاش ذهنی کنید و خودتون رو از قید و بند تمام افکار منفی و کمبودها و بیماریها و مشکلات و نداریها و ….. رها کنید و فقط بر روی خولسته ها تمرکز کنید و به سمت اونها حرکت کنید همانطور که این فرد نمیتونست به هیچ کدوم از خواسته هاش برسه و اونها رو تحربه کنه چون ذهنش پر از افکار منفی بود و این فرد در اون اوایل فقط جسمش زنده بود اما با مرد ه ها هیچ فرقی نداشت چون از زندگیش لذت نمیبرد و حال دلش خوب نبود پس اگر زنده هستید و زندگی میکنید به پاس قدردانی از خدای خوبمون به خاطر زنده بودنمون باید از هر لحظه ی زندگی لذت ببریم اونطور که خودمون دوست داریم و بی خیال حرف مردم و افکار اونها باشیم و فقط و فقط در لحظه ی حال برای خودمون باید زندگی کنیم که آرامش داشته باشیم و بتو نیم لذت ببریم و گرنه با ترس و نگرانی از آینده و و افسوس از گذشته هیچ وقت زندگی خوبی رو تجربه نخواهیم کرد و راضی نخواهیم بود .

      رمز و راز مو فقیت هر انسان احساس خوب داشتن و لذت بردن از زندگی هست و این خودش بالاترین نوع سپاسگزاری از خداوند هست اگر اینها باشه به دنبالش آرامش،و موفقیت و سعادت و خوشبختی هم میاد و اگر ما موفق و شاد و خوشحال باشیم قطعا بر روی دنیای اطرافمون هم تاثیر خواهیم گذاشت و اونها هم در حال بهتری خواهند بود .(مثل قسمت آخر انیمیشن )

      پس همگام و هم صدا با قلب خودتون باشید نه ذهنتون و به ندای درونی قلبیتون گوش بدید تا به بهترین راه ها هدایت بشین و اگر به صدای اون منفی باف و یا شیطان درون که جایگاهش در ذهن ما هست گوش بدیم نتیجه جز افسردگی حال بد و مشکلات و بیماری و … نخواهیم داشت
      چون این شیطان قسم خورده نزاره اب خوش از گلوی ما پایین بره پس تا زنده هستیم اون تمام سعی و تلاش خودش رو میکنه از طریق افکار و اندیشه و باورهای محدود و منفی ما رو منحرف و گمراه کنه و اما باید ما هم تا زنده هستیم آگاه باشیم و روی خودمون کار کنیم در واقع ورودیهای ذهن رو کنترل کنیم و هر فکر و حرف و باوری و اندیشه ی رو وارد ذهنمون نکنیم تا بتونیم صدای قلبمون رو گوش گنیم و گمراه نشیم و به بهترین مسیرها هدایت بشیم .

      خداوند خودش بارها در قران به مخلصون اشاره کرده و گفته به اونها پاداش عظیم میده مگر مخلصون چه کسانی هستن ؟افرادی هستند که عاری از هر گونه نا خالصی مثل خشم کینه و نفرت و حسادت و عیبت و تهمت و افکار منفی و استرس و نگرانی و … هستن و بارها خداوند در قران گفته مومن واقعی کسی هست که نه غم داره نه اندوه پس بازم اگر فکر کنی میبینی غم و اندوه از همون ناخالصیها میان و ناخالصیها هم برای فردی هستن که در گذشته و آینده زندگی میکنه و در لحظه ی حال نیست و همچین فردی آرامش نداره و قطعا حال خوب نداره و قطعا نمیتونه حتی خداوند رو درست عبادت کنه و به یاد خدا باشه و قطعا دچار مشکلات و دردسرهای زیادی میشه .چون خداوند بارها در قرآن گفته یاد کنید مرا تا یاد کنم شما رو

      این آقا بسیار افکار بد و حال بد داشت و اما بلخره یه روزی به ندای درونی اش که به دنبال شادی و آرامش و لذت بردن بود گوش داد و تمام خواسته های روح رو تجربه کرد من هم به دنبال تجربه کردن خواسته های روحم هستم مثلا تجربه ی :
      آزادی در این دنیا
      شادی درونی و بیرونی
      آرامش در تک وک لحظه هام
      سعادت و خوشبختی
      سلامتی کامل
      ثروت بی نهایت
      عمر طولانی
      اندام زیبا و لاغر
      جوانی و شادابی
      موفقیتهای زیاد
      شخصیت زیبا و جذاب
      بودن در کنار همسر و فرزندانم و دیدن موفقیتها و خوشبختی و سلامتی و آرامش،و شادی کامل اونها
      عزت نفس و اعتماد به نفس عالی
      روابط عالی با همه
      ایمان و تو کل واقعی و قوی به خداوند
      زندگی کردن با ورهای توحیدی قوی و رفتن به مدارهای بالاتر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 1 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار soheila.azimivishteh@gmail.com
        soheila.azimivishteh@gmail.com
        1400/01/17 23:53
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        عملکرد ذهن و قلب
        محتوای دیدگاه: 5 کلمه

        عالی بود دوست خوبم 🙏🙏🙏🙏🙏

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سیده آمنه یاقوتی
      1400/01/11 02:38
      مدت عضویت: 1128 روز
      امتیاز کاربر: 921 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 215 کلمه

      سلام به همه
      طبق قولی که بخودم دادم هرفایلی که گوش بدم یامتنی که میخونم حتما بنویسم
      مینویسم ومن میشم قلم وقلبم هدایتگر این قلم،باردوممه این فیلم ومیبینم واصلا این مدل بهش دقت نکردم
      دقیقا برای همه چیز ذهن تصویرهارومیساخت و مانع میشد
      وچقدتاحاالا بااین موانعی که حتی حقیقی و واقعی نیستن زندگی کردم
      ولی ولی ولی خوشحالم که با قوانین بدون تغییر خداآشناشدم و اومدم برای تغییر،قلبم شاده واین یعنی زندگی،ذهنم آرومه وحتی با ترس هایی که میاره میشینم وباهاش حرف میزنم
      براش توضیح میدم.
      بهش میگم هدف مازندگی پراز عشق ولذت وشادی و رقص و پایکوبیه پس اگه نمیخوای همراهم بشی مانع هم نشو
      یه عمر با روش های ضبط شده ی تو زندگی کردیم تهش چی شد واقعا
      فقرمالی،فقرروابط،فقرعزت نفس احساسات و همه چیز
      ولی الان چهارماهه دارم طبق قانون زندگی میکنم
      حال دلم خوبه،قلبم احیاشده و داره میتپه،الان تپشش وحس میکنم،الان زیبایی اطرافم و خونه ام و بچه امو میبینم و دوس دارم،من تازه 4ماهه متولد شدم ودارم زندگی میکنم واون سالها فقط مثل یک رباط با فرمول های کهنه و بی حاصل زندگی کردم

      خداجووووووونم مررررسی عشقم مررررسی رفیق پایه یک من
      خوشحالم وهرشب برات گزارش مینویسم چون طبق فایل استخدام خداباشید من 3شب پیش خودم اومدم و به استخدام تو دراومدم و عالیه کاربینظیریه که از وجودپاکی که درونم دمیدی باهات حرف میزنم
      متشکرم مهربونم
      متشکرم دوستان ارزشمندم
      ومتشکرم دست پاک خدا جناب عطارروشن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      1400/01/09 10:49
      مدت عضویت: 1584 روز
      امتیاز کاربر: 3426 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 801 کلمه

      سلام🙂
      چقدر این کارتون زیبا و مفهومی هست
      و چقدر به دیدن این مدل کارتونها همه ما احتیاج داریم
      و چقدر عالی میشد اگه بچه های ما این انیمیشنها رو میدیدن
      در این کارتون نشون داده میشه که چقدر قلب ما که نمادی از روح الهی ما است دنبال لذت شادی رقص حال خوب هست و وقتی فرمان زندگی دست قلب باشه چقدر ما بهتر از لحظه لحظه زندگی استفاده میکنیم چقدر شادتریم چقدر شجاعتریم چقدر رهاتریم و اینها اصل و ذات ما است و رسالت همه ما برای زندگی در روی زمین همین بوده که لذت ببریم
      به قول یکی از اساتید ما میلیونها سال در صف انتظار بودیم تا به ما اجازه ورود به جسم و زندگی در زمین داده بشه چون تصویر کلی از رسالتمون که لذت بردن از دنیا و امکاناتش و خلق کردن و توسعه زندگی زمینی بوده بهمون نشون داده شده و ما با اشتیاق تمام و با آگاهی کامل از تمام تضادها مشتاقانه خواستیم که به دنیا بیایم
      مغز در این کارتون نماد ذهنه
      ذهنی که از دوران جنینی شکل گرفته با صحبتهای پدر و مادر با نکرانیهای مادرمون با استرسهایی که مادرمون بعد از مراجعه به دکتر تحمل کرده با نوازشها و توجهات والدینمون یا با استرسها و نگرانیهای اونا …
      و بعد در دوران کودکی تا بزرگسالی هر وقت خواستیم طبق ذات الهیمون کاری رو انجام بدیم با مخالفت رو برو شدیم که نه تو نمیتونی بده من تو بلد نیستی تو بچه ای یا اگه کاری رو انجام دادیم و ناقص بوده بارها شنیدیم که دیدی گفتم نمیتونی دیدی همه رو خراب کردی دیدی عرضه اش رو نداری تو لیاقت فلان چیز رو نداری
      با وقتی خواسته ای داشتیم همیشه حرف از کمبود و نداری برامون زدن مثلا گفتن پول که علف خرس نیست یا پول زیر پای فیله تا سختی نکشی پولی هم در کار نیست یا پول در آوردن سخته یا باید توقعت رو کم کنی اینقدر زیاده نخواه یا هر کسی پولداره یا خودش دزد بود یا پدرش
      وحتی یه سری باورهایی که به اسم دین و مذهب تو کله ما کردن که خدا فقیرا رو دوس داره یا خدا به هر کسی بیشتر داده برای اینه که این پول عذابشه با در آخرت بیشتر ازش بازخواست بشه یا هر کسی در این دنیا در سختی بیشتر باشه اون دنیا بهشت جاش بالاتره یا درد و بیماری رو نشونه پاکسازی گناهان میدونستن و….
      یا با رفتارهاشون که همیشه حسرت گذشته و عذاب وجدان و پشیمانی بوده یا ترس و نگرانی از آینده و اضطراب و دلشوره بوده ناخودآگاه به ما یاد دادن که زندگی همینه و ادم عاقل کسیه که به فکر آینده باشه و حتی پس انداز رو باعنوان ذخیره برای روز مبادا میدونستن نه به عنوان سرمایه گزاری و کار کردن پول برای انسان🤨
      و همین آموزش باعث شده که ما ذهن رو فرمانروای زندگی و جسم قرار بدیم و همیشه ترس داشته باشیم به جای لذت🤨
      در موقع خوردن بترسیم از چاق شدن و بیمار شدن و مردن🤨
      در موقع تفریح ترس داشته باشیم از اینکه اتفاقی برای حودمون یا عزیزانمون بیفته🤨
      در موقع استفاده از لباس ماشین عینک افتابی و سایر چیزهای مورد علاقه مون همش بترسیم از قضاوت مردم و اینکه زشته جلوی مردم یا مردم چی میگن و با این چیزها خودمون محروم کردیم از علایقمون
      موقع کار در یک سیستم خودمون رو محدود کردیم به چهارچوب وظایفی که برامون تعیین کردن و از اینکه کارمون رو به نحو متفاوتی با خلاقیت ودر عین حال راندمان بالاتر انجام بدین ترسیدیم همینه که اینقدر سیستمهای اداری دلمرده و بی روح هست و وظایفی که بر عهده یه نفر گذاشته شده در اون بخش رو بقیه کارمندان اون بخش انجام نمیدن و اگه اون آدم مرخصی باشه کار ارباب رجوعها لنگ میمونه😶
      و از اونجاییکه ذهن نمیخواد تغییر کنه چون وظیفه اش حفاظت از ماو امنیت ما است فرمان زندگی ما رو دست میگیره و این میشه که همه ادمها افسرده و ناشاد هستن و اگه کسی هم این وسط بخواد با قلبش زندگی کنه بهش برچسب” دیوانه” میزنن😶😑
      در صورتیکه درستش اینه که با قلبمون زندگی کنیم و لذت ببریم از همه لحظات زندگیمون و همیشه منتظر اینده خوب و روزهای خوشی که قراره بیان نباشیم همین الان لذت ببریم و خوش باشیم که بزرگترین هدیه خداوند که همون زنده بودنه به ما داده شده و به قول حامد بهداد لحظات زندگی رو شجاعانه به چنگ بیاریم👌👌
      و این فقط با این آگاهی امکانپذیره که ما به جز این لحظه و این ثانیه دارایی دیگه ای نداریم و همین رو باید زندگی کنیم و خوش باشیم که همین شادی عین شکر گزاریه و جالب اینه که اولین و مهمترین قانون کائناتی هم اینه که 👈حال خوب=اتفاقات خوب👉
      و واقعا همه سود و منفعت در داشتن حال خوبه و حال خوب هم جز در لحظه زندگی کردن امکان نداره که اونم وقتی ممکنه که حسرتها و پشیمانیهای گذشته و ترس و نگرانیهای آینده رو رها کنیم 🤩🤩🎁🎁

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 1 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
      1400/01/07 02:43
      مدت عضویت: 1189 روز
      امتیاز کاربر: 734 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 595 کلمه

      سلام سلام وقتتون بخیر😍😍
      درک برداشت و تحلیل من ازین فایل کوتاه ولی تاثیر گذار فوق العاده 🙂
      ما انسانیم اشرف مخلوقات دارای ۲ذهن خودآگاه و ناخودآگاه و دارای یک قلب❤️ ذهن ی مخزن داره ک دارای یک ورودیه،ک بستگی ب افکار ، رفتار ، و باورهای خودمون داره ک چی داخلش بریزیم ک حالمون رو خوب یا بد کنه.
      ما یک قلب داریم قلبی ک مخزن وورودی نداره نمیتونیم خودمون چیزی رو داخل بریزیم و حالمون رو خوب یا بد کنه ‌اما قابل شکستنه ، با ی سری افکار ،رفتار و باورها…ب چ صورت 🤔🙄🧐بصورتی ک این قلب ما ک میتونه روح ما هم باشه ،قطعا هست دلش خیلی کارهارو میخاد از نوع شادی ،خوشی،رضایت،خشنودی،حال خوب،لذت ،آرامش ،همیشه چیزایی خوب خوب میخاد.
      اما در مقابلش ی ذهن داریم ،این ذهنمون هم از بدو تولد مثل همون قلب و روح ما پاک و پاکیزع بوده مثل یک لوح سفید….اما این ما بودیم ک براثر ی سری دیدهامون ،شنیدهامون ،توجه کردنهامون این ذهن رو آموزش ب ترس و نگرانی کردیم ،برای ذهنمون منطقیش کردیم ک از ی سری چیزا بترسه ،نگرانی داشته باشه ،ناراحت باشه ،
      مثلا ما یک شخص رو دیدیم ک قبلا ازین شخص بد شنیدیم و ما با مواجهه باین فردشروع کردیم باخودمون حرف زدن ک ای این چقدر بدهنه ، بداخلاقه ، بد قیافه اس دقت کنید فقط شنیدیم واگرنه ماباین شخص برخوردی نداشتیم واین اولین باره ک باهاش رو ب رو میشیم ،،واز اولین دیدار مهر این فرد بدل میشینه ،از صحبت کردنش خوشمون میاد یا علارقم اون بداخلاقی ک شنیدیم ازش برعکس کاملا شخص شوخ طبعیع،،
      دراین صورت قلبمون میخاد ک بیشتر باهاش معاشرت کنیم .ذهنمون هی مارو منع میکنه ک نکن ،نرو طرفش وآدم خوبی نیست…این یعنی هماهنگ نبودن قلب و ذهن…
      یا خرید یک لباس ک ما دوستداریم اون لباس رو بخریم ولی ذهنمون میگ این رنگش بتو نمیاد ،یا جیغه ،یا گشاده ،یا تنگه
      در لاغرشدن و چاق شدن هم ب همین شکله
      وقتیک ذهن و قلب (روح) ما باهم همسو نباشن ،هماهنگ نباشن ما نمیتونیم ب نتیجه ی دلخواهمون برسیم…
      خیلی وقتا پیش اومده ک ما دلمون ی غذا یا شیرینی میخاسته ولی ذهن مون اومده وسط ک اگ این خوراکی یا غذا رو بخوری چاقتر میشی …
      خیییلییی پیش اومده در دوران رژیم های غذایی گرفتن …و ما همیشه بخاطر این هماهنگ نبودن با شکست رو ب رو میشدیم.یا نمیخوردیم تو حسرتش میموندیم…یا میخوردیم و عذاب وجدان داشتیم و خودمون رو سرزنش میکردیم….
      ما انسانها باید یاد بگیریم ک زندگی کوتاه ست یک فرد ۱۰۰سال عمر میکنه و میگ زود گذشت….
      یک فرد ۳۰ ساله کلماتش اینه ک دیگ پیر شدیم رفت و هیچی لززندگی نفهمیدیم و منتظر مرگه….
      ما نباید افکارمون رو پر کنیم از منفی ها از ترس و دلهرها ،نگرانی و ناراحتی ها ،نشد و نشدنی ها…..
      گفتن و نوشتنش خیلی آسونه اینک بتونیم بهش عمل کنیم حرفه…
      اینک فلانی پشت سرم چی میگ
      اینک اگ رفتم نشد .اینک میترسم این مارو کنم ..یا ریسک ….
      بنظر من انسانها باید جسور باشن برن تو دل مشکلات .مشکلات رو گنده نکنن..با ی حرف دیگران ک پشت سرش میزنن نترس..این آدمها همیشه برای گفتن حرف دارن….دیگران حتی پشت سر خدا هم حرف میزنن ما ک بنده ایم.‌‌..
      کله این دیگرانم خرابه چون همیشه ب هوای بارونی میگن هوا خرابه….
      من درک کردم این فایلو و خیلی دوسش داشتم …درخور حال امشبم بود ک داشتم دست تو دست ذهن منفی بافم پیش میرفتم ک اومدم و دیدم این فایل درسته .تک تک حرفا ..این احساس خوب داشتن درسته..و دستمو از دستش کشیدم بیرون و اصلا بهش فکر نکردم
      و گوش ندادم…..
      و خدا رو هزاران بار شکر میکنم ک ای خدااا دمت گرم ک همیشه هواست ب حال دلم هست و بس😘

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار جاودانگی
      1400/01/06 15:58
      مدت عضویت: 1410 روز
      امتیاز کاربر: 490 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 467 کلمه

      سلام
      استاد عزیزم ممنونم . خیلی انیمیشن جالبی بود کوتاه ولی بسیار تاثیر گذار!
      گام امروز مصادف شد بایه اتفاقی یعنی قبل دیدن فایل صبح داشتم پیاده روی میکردم و ازهوای بهاری لذت میبردم چنددقیقه که گذشت دیدم کفشم یکم پامو اذیت کرد فراموشم شد کتونی بپوشم و باکفش معمولی (البته راحت بود نمیدونم چی شد که پشت پامو زد) بودم.خلاصه اولش یکم تحمل کردم و چون از خونه دور بودم طول میکشید تا برگردم .
      درست مثل همین انیمیشن بخاطر نجوای ذهنم و نگاه مردم سعی کردم بزور تحمل کنم تا برسم خونه و اون احساس سوزش پوست پام بدجوری داشت اذیتم میکرد اما تو یه آن پشت کفشمو خم کردم و گفتم کل مردم هم نگاهم کنن یا مسخرم کنن برام مهم نیست انقدر احساس رهایی داشتم اون لحظه و تازه فهمیدم من چقدر جاهای مختلف برای همین حرف مردم بخودم سختی ها دادم یا اصلا قید یسری کارارو که دوستشون داشتم زدم و به ندای قلبم بی توجهی کردم .
      شاید این یه کار به ظاهر کوچیکی بود اما بهم این جسارت و داد که هر جایی وسط هزاران نفر هم باشم کاری رو انجام میدم که حالمو خوب کنه چیزی رو دیگه بخاطر دیگران تحمل نکنم . چقدر پیش میومد توی خیابون دلم میخواست یه بستنی یا خوراکی رو بخورم اما بازم بخاطر همین مسائل قیدشو زدم .
      اینا همه یه معنی میده که ما خودمون رو در اولویت قرار نمیدیم افسار زندگیمون دست ذهنمونه نه قلبمون . اونم چه ذهنی!که فقط دوست داره تو منطقه امن خودش بمونه و تکون نخوره از هر تغییری گریزونه و پالس منفی میده که اگه مثلا بخندی تو خیابون میگن فلانی بااین سنش خجالت نمیکشه حتما دیوونه شده .
      یا تفریح مورد علاقمون و براحتی میزاریم کنار. شغلی رو سالها ادامه میدیم درحالی که ذره ای بهش علاقه نداریم و پیشرفت نمیکنیم روزبروزم افسرده تر میشیم اما ذهن همچنان موافقه که ادامش بده لااقل یه حقوق ثابتی ماهانه میاد بحسابت . در کل هر صدایی در وجودمون مارو ترسوند ناامیدمون کرد وعده ی بدبختی و ترس و چیزای بد و داد از جانب شیطانه که درذهنمون لونه کرده و هر ندایی که بهمون آرامش داد امید داد احساس خوب داد از جانب قلب یا همون روحمونه که تکه ای از خداست .
      برای روح همه چیز شدنی و راحته روح دنبال لذت و تجربه های جدیده و ترس و غمی به خودش راه نمیده چون از جنس خداست . این دوتارو که خوب شناختیم و فوت و فن بازی رو یاد گرفتیم که اونم فقط یه راه داره فکر منفی حرف منفی اخبار منفی رو به کل از خودت دور کن و با وسواس ورودی های ذهنتو از صافی رد کن اونوقته که زندگیمون سراسر میشه لذت و حال خوب و آرامش .ورودی خوب و مثبت خروجی جز اتفاقات مثبت نمیتونه داشته باشه … 🍃🍃🍃🍃سپاس فراوان🌹🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sofiashirazi667
      1399/12/21 16:14
      مدت عضویت: 1287 روز
      امتیاز کاربر: 3599 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 65 کلمه

      سلام انیمیشن جالبی بود خوشم اومد چقدر من قلبم چیزهایی زیادی میخواد ولی بیشتر موقع ها ذهنم مانع رسیدن ب اون میشه میگه ن نمی زاره منو میترسونه اگه اینجور بشه چی اگه این اتفاق برات بیفته چیکار میکنی اگه ذهن و قلبمون باهم همسو بشن هر دو یه چی رو بهمون بگن و نترسیم زندگی عالی میشه سرشار از شادی و نشاط و خوبی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سهیلا عظیمی ویشته
      1399/11/19 16:07
      مدت عضویت: 1691 روز
      امتیاز کاربر: 14783 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 208 کلمه

      عملکرد ذهن و قلب

      در این انمیشن نشان داد که اول جسم تشکیل شده بعد ذهن و روح هم در میان این دو یعنی در قلب انسان است الهامات خداوند از طریق قلب به انسان میرسد چون روح جزیی از خداست وروح همانند خدا طالب شادی وزیبایی وحس های عالی است ذهن منطق گرا است وجسم هم در ابن میان فرمان ذهن وروح را میخواهد انجام دهد در این کارتون نشان داده که انسان فطرت وذاتش به سمت شادی ونشاط و خوب زندگی کردن ولذت بردن از لحظه های زندگی است اما ذهن اش مانع میشود ومرتب اتفاقات آینده را بد جلوه میدهد ونمیگذارد که انسان از لحظه هایش لذت ببرد در اینجا نشان داده که ذهن وروح وجسم با هم همانگ نیستند گاهی شاد گاهی ناراحت در واقع خود این کاراکتر هم سر درگم است بالاخره این کاراکتر تصمیم مبگیرد به حرف دلش گوش کند ودر واقع روح پیروز میشود وذهن در مقابل این تصمیم چاره ایی جز فرمانبرداری ندارد و جسم هم با تصمیم هردو فرمانبر است واین کارتون نشان میدهد که همانگ شدن روح وذهن وجسم چقدر دنیا را زیباتر میکند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیرین محصلی
      1399/11/08 23:20
      مدت عضویت: 1692 روز
      امتیاز کاربر: 12943 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 79 کلمه

      من قبل ازاين اين فيلم رو ديده بودم وبرداشتي مشابه الان ازش داشتم ،هميشه قلب با انسان رو راسته ومغز انسان ادم رو مي ترسونه وبيشتر ترس هات رو يادت مياره وپرنگش مي كنه ،روح انسان خيلي لطيفه وهميشه خوبيها ،شادي وهرچه زيباست رو مي خواد ولي عقل كه جايگاه شيطانه هميشه برعكس نشون مي ده وانسان رو از شادي واحساس خوب بازمي داره ووقتي ذهن وروح باهم همسو مي شن شگفتي مي سازن كه كمترينش شادي واحساس خوبه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      1399/11/02 21:14
      مدت عضویت: 1337 روز
      امتیاز کاربر: 7576 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 89 کلمه

      خیلی کیف کردم از دیدن این انیمیشن یادم اومد خیلی وقتا به خاطر حرف مردم از ترس قضاوت شدن از ترس طعنه شنیدن از نگرانی وترس ازآینده خیلی کارا رو انجام ندادم والانشم نمیدم ومتوجه شدم همه این ترس ها بی معنی وفقط لذت بردن از تک تک لحظات زتدگی که اهمیت داره امروز متوجه شدم وقتی کار بیشتری دارم بیفکر میخورم وفکر میکنم دنبالم کردن اما با دیدن این ویدیو متوجه شدم که همه چیز خیال من وحقیقت نداره وباید از زندگیم لذت ببرم وهمزمان کار وزندگی کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1399/10/15 17:36
      مدت عضویت: 1633 روز
      امتیاز کاربر: 27361 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 664 کلمه

      این انیمیشن نشون داد که این آدم خیلی کارها رو دوست داره انجام بده اما از ترس بقیه و از ترس و نگرانی های بیجایی که خودش داره نمیتونه انجام بده و همیشه در حال بد و افکار منفی هست چرا ؟؟ چون تمام ما آدمها از سه بخش روح و ذهن و جسم تشکیل شدیم که اینجا قلب همان نماد روح ما هست و روح ذاتش آزادی و شادی و لذت بردن و آرامش و هر چه خیر و خوبی هست رو دوست داره و اما ذهن رو باید مثل یه موجودزنده درون خودمون در نظر بگیریم که بسیار ترسو هست و این موجود فقط با فعالیت در گذشته و آینده میتونه زندگی کنه و زنده بمونه و در حال نمیتونه زنده باشه و فعالیت کنه و چون این موجود ترسو هیچ شناختی از آینده نداره و همه چیز براش گنگ و مبهم هست پس همیشه کارش این هست انسان رو بترسونه و استرس و نگرانی بده تا این اندازه در نگرانی و استرس میره جلو که حتی ما مرگ خودمون و یا حالا عزیزانمون رو هم میبینیم و حتی گاها به خودمون میاییم میبینیم که اشک ما رو هم در اورده و ما ساعتها هست غرق در افکار منفی هستیم پس تا میتونیم در لحظه ی حال باید زندگی کنیم و لدت ببرییم اما روح ما از جنس خود خالق هست به همه چیز اگاه هست و به دنبال ارامش و شادی و لذت بردن و حال خوب و هر صفت خدا گونه ی دیگر هست و اصلا ما یه تیکه از خود خداییم ما جانشین خدایبم ما شاهزاده هستیم روی زمین پس هدف از خلقت ما این بوده که ما غرق در آرامش،و شادی و سلامتی و لذت و ثروت و …. باشیم پس به خودت بها و ارزش بده و به خودت توجه مثبت کن و خودت رو دوست داشته باش .
      هر چند که این شیطان قسم خورده تا زمانی که ما زنده هستیم ما رو گمراه کنه ولی هیچ وقت گول شیطان رو نخور فقط به خدای درونت توجه کن و در هر لحطه از زندگیت با خودش باش و اون رو درون خودت حس کن تا مثل خورشید درون ما طلوع کن و همیشه وجود ما رو گرم و روشن نگه داره و ما رو به مسیرهای درست هدایت کنه و ما گمراه نشیم و تسلیم شیطان با اون افکار منفی نشیم .

      زمانی ما موفق میشیم و به تمام این چیزهای خوب میرسیم که ذهن رو آموزش بدیم و افکارمون رو کنترل کنیم و هماهنگ با خواسته هایی که داریم بکنیم و از قیدو بند تمام نگرانی ها و استرسها خارج بشیم و به هیچ کدوم فکر نکنیم و حالمون رو بد نکنیم مثلا ترس و نگرانی از خوردن نداشته باشیم .
      ترس و نگرانی از حرف مردم نداشته باشیم .
      ترس و نگرانی از قصاوت شدن نداشته باشته باشیم .
      ترس و نگرانی از آینده نداشته باشیم و ..
      ترس و نگرانی از شاد بودن نداشته باشیم
      ترس و نگرانی از رفتارهامون نداشته باشیم
      در واقع هر طور که قلبمون میگه و گواهی میده باید زندگی کنیم که همون شهود و الهام الهی هست که برای رسیدن به اینها باید یه سری ورودی ها رو کنترل کرد و یه سری کارها رو انجانم نداد و یه سری کارها رو انجام داد تا اون خدا رو درون خدا مون پیدا کنیم و به حرفهاش گوش بدیم و اون وقت هست که ما شادیم و ارامش داریم و همین حال خوب ما باعث میشه ما فرکانس و انرژی مثبت رو به جهان بفرستیم و تمام اطرافیان ما هم با ما هماهنگ و در اون فرکانس قرار میگیرن و ما نه تنها روی خودمون بلکه اطرافمون هم تاثیر میزاریم و همه چیز در جهان ما زیبا و نیکو میشود .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سهیلا عظیمی ویشته
        1399/11/19 07:48
        مدت عضویت: 1691 روز
        امتیاز کاربر: 14783 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
        محتوای دیدگاه: 4 کلمه

        عالی بود عزیزم 👏👏👏👏👏👏👏👏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادى
      1399/09/27 18:53
      مدت عضویت: 1416 روز
      امتیاز کاربر: 22348 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 684 کلمه

      سلام و درود , استاد عزيز & دوستان گرامى در سرزمين لاغرى با ذهن😊 روز شصت و نهم تكرار ,
      فايل عملكرد ذهن و چگونگى تقابل ذهن با قلب در زندگى , 🔸كارتون اين فايل , خيلى زيبا و تاثيرگذار بود .
      خيلى شنيده بودم وقتى مسئله اى دارى , سكوت كن و به نداى درون ت ( قلب ت ) گوش كن , من هم , شناخت سطحى از ذهن و قلب داشتم , و احساس ش نمى كردم‼️در اين مسير بهتر مى تونم اينو درك كنم كه چگونه ذهنم با قلبم هماهنگ باشه💕 من فكر مى كنم اصلاح افكار , باورها و الگوهاى ذهنى ( فرمولها ) مستلزم زمان كافى ست , حالا مى فهمم كه اصلاح باورهاى اشتباه ذهنى , خود بخود و به سرعت انجام نمى شه , و به همين سادگى نيست ! و بايد قدم به قدم با استادى آگاه انجام بشه . هر روز كه مى گذره , من بهتر هماهنگى ذهن و قلبم رو درك مى كنم . امروزه بمباران اخبار رسانه ها و شبكه هاى خبرى , اوضاع اقتصادى ايران و جهان , وضعيت دلار و … ذهن رو به هر سوو , مى كشه و من دريافتم كه بهتره براى آرامش و ايجاد احساس خوبم , نگاهم رو از همه ى اينا ( نگرانى ها & ترسها ) بردارم و فقط نگاهم و اعتمادم به خدا باشه ( البته تمرين مى كنم )😊👍و اينكه من تصميم دارم هر روز در اين مسير قدم به قدم جلو برم و حال و آينده اى اميدوار براى خودم بسازم . 🚶🏻‍♀️—-🚶🏻‍♀️—-🚶🏻‍♀️—-به لطف خداوند مهربان , من نعمتهاى زيادى در زندگيم داشته ام و دارم اما از اين نعمتها لذت نمى بردم و شاد نبودم و بخاطرِ خودم و خدا زندگى نمى كردم , و اين نشون مى ده كه ذهن و قلب من بخاطرِ افكار منفى و باورهاى اشتباه ذهنى م در تعادل و هماهنگى و همسو با هم نبوده اند . در باره ى داشتن هدف در زندگى زياد شنيده بودم اما نمى دونستم چگونه و چطور مى شه هدف رو دنبال كرد⁉️و خداروشكر و سپاس , نه فقط براى اين دوره ى آموزشى بلكه براى هميشه در زندگيم هدفم رو دنبال مى كنم , و باور مى كنم , تا وقتى كه در اين مسير هستم , زندگيم روز به روز بهتر مى شه . با توجه به اين كارتون دريافتم كه قلب من به طور طبيعى رقص و شادى و آرامش و لذت بردن از زندگى رو دوست داره , هر كارى كه به من احساس خوب بده رو , دوست داره , ورزش كردن حال منو بهتر مى كنه , البته خيلى كارا ى ديگه هم , حالم رو بهتر مى كنه اما انجام نمى دم , تابستون تمام شد اما من به طبيعت , پارك , ساحل فقط يكى دوبار رفتم با اينكه همه چى در دسترس بود ! خريد لباس هم همينطور , يكى دوبار بيشتر نرفتم ! اتفاقا با خودم هم فكر كرده ام كه چرا اينطور هستم‼️🤔اما پاسخ درستى نداشتم! و در اين مسير دريافتم كه ذهنم با قلبم هماهنگ نبوده ! من فكر مى كنم بايد نگاهم رو از موضوعات و مسائل پيرامون خودم بردارم و به خداوند اعتماد كنم . خداوند مهربان هم , در اين مسير با من و همراه منه . لازمه ى هماهنگى ذهن با قلب >>> حال خوب و احساس خوبه💞🥰همين كه من در اين مسير با ديدن و شنيدن فايلها , حال و احساس خوبى در لحظه دارم , سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم . من وقتى در youtube و سپس اينستاگرام , دوره ى لاغرى با ذهن رو ديدم , احساس خيلى خوبى داشتم , و چندين ماه بعد در دوره ى آموزشى شركت كردم , و بخاطرِ همين احساس خوبم ذهنم با قلبم هماهنگ بود 😍من دريافتم كه هر كارى رو بايد با هماهنگى ذهن و قلبم انجام بدم تا حالا زندگى مى كردم اما حالا من مى خوام , با شادى و سلامتى از زندگيم لذت ببرم .😇خداروشكر و سپاس اين اولين پاييز زيباى من در اين مسير است 🍁🍁🍁
      با تشكر فراوان , شاد و پيروز باشيد🧡🧡

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار emangholi azade
      1399/09/27 09:42
      مدت عضویت: 1680 روز
      امتیاز کاربر: 1420 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      به نام خدا سلام
      روح وقلب ما همیشه طالب شادی ولذت بردن از زندگیه ولی آموزشهای غلط ذهن رو از شادی میترسونه وانسان رودر حالت ثابتی که لذتی ازش نمیبره نگه میداره ترس از اتفاقهای بد هم مارو از شادبودن دور نگه میداره ونمیذاره به خواسته های قلبیمون برسیم ولی وقتی قلب وروح باهم دریک راستا قرار میگیرن هم میتوان از زندگی لذت برد وهم سالم وسلامت زندگی کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribapiri5
      1399/09/09 18:26
      مدت عضویت: 1532 روز
      امتیاز کاربر: 2534 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 95 کلمه

      سلام بر خداوند عشق و مهربانی،💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖سلام بر استاد گرامی 🌹🌹🌹🌹🌹🌹انیمیشن خیلی جالبی بود،چقدر این ذهن کارها از دستش بر میاد نباید محتاط باهاش رفتار کرد تا بتونم خوشحال و شاد در کنارش ب آرامش برسی،دقیقا

      نشون دهنده این بود ک هر چی در ذهنت بگذره در زندگیت اجرا مبشه،ترس برابر با مرگ،گرسنگی ب معده و چاقی ذهن،غم در ذهن و ضعف و ناتوانی در جسم.سستی در کار ،لذت نبردن در زندگی ،زززمانی ک روح و جسم باهم همسو باشند و عاشق همدیگه باشند ب آرامش میرسی،استاد ممنون برای اولین بار میدیدم وخیلی لذت بردم ،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shine bright like a sky
      1399/08/27 19:53
      مدت عضویت: 1311 روز
      امتیاز کاربر: 99
      محتوای دیدگاه: 95 کلمه

      سلام سلام
      من این انیمیشن و قبلا دیده بودم ولی اینقدر بهش دقت نکرده بودم و درکش نکرده بودم. الان که با عملکرد مغز آشنا شدم قشنگ فهمیدمش .چقدر آموزنده و زیبا بود. خیلی ام خنده دار بود مخصوصا اون قسمتیش که معده غذا خورد بعد از خوشحالی دست زد 😂انگار معده خودم بود.
      این انیمیشن دقیقا حال و احوال خیلی هاست. که ذهن منفی نگر باعث میشه آدم از زندگی لذت نبره. فضای بیرون شاد بود ولی بازم تاثیری در فرد نداشت این درونش بود که باعث شد اون شادی هارو جذب کنه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghazalgolipur
      1399/08/18 01:37
      مدت عضویت: 1412 روز
      امتیاز کاربر: 3396 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 90 کلمه

      همسو شدن روح و ذهنم چه قشنگ و واضح دلیل حس خوبم رو بعد از ثبت نام در دوره پیدا کردم انگار صدای قلب رو به گوش ذهنم رسوندم دقیقا همینطوری دنیای بیرون تغییر نکرد برای خوشحالی من بلکه همسو شدن روح و ذهنم باعث دید جدید و شادی درونی زندگی بهتر شد محدودیت ها کمتر شد ارادی ، شادی ،لذت بردن چه قدر زیبا به تصکیر کشیده شده بود و چه قدر عملکزد ذهن و روحم برام واضح تر شد….خدایا شکرت بابت این تغییرات بزرگم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Tavassoli
      1399/08/17 22:19
      مدت عضویت: 1542 روز
      امتیاز کاربر: 17668 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 167 کلمه

      سلام به استاد و دوستان عزیز
      واقعا از دیدن این کارتون زیبا، لذت بردم.
      من قبلا این کارتون رو دیده بودم ولی هیچ درکی نسبت بهش نداشتم اما الان به لطف آموزش های استاد، طرز فکرم عوض شده و با دید جدیدی بهش نگاه کردم.
      واقعا وقتی ذهن با روح همسو و هماهنگ نباشه؛ دیگه زندگی برای آدم جهنم میشه، فرد هیچ لذتی از زندگی نمی بره، آرامش درونی نداره، اعتماد به نفس نداره، گوشه گیر و منزوی میشه، امید به زندگی نداره، احساس بازنده بودن داره، بدبختی بیشتری به سمت خودش جذب میکنه و مدام به مرگ فکر میکنه.
      اما وقتی ذهن با روح هماهنگ باشه؛ دیگه شگفتی ها رقم میخوره، تغییرات عالی در سلامتی، افزایش چشمگیر آرامش درونی، احساس شادی پایدار، بهبود روابط دیگران، افزایش آرامش در خواب، افزایش اعتماد به نفس، پیشرفت در کارها و انتقال شادی به دیگران.
      واقعا فکرهای منفی و آزار دهنده، آدم رو تا قبرستون هم میبره ولی فکرهای مثبت و عالی، نه تنها باعث شادی خودت میشه بلکه باعث شادی دیگران هم میشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار khandan614
      1399/07/27 14:26
      مدت عضویت: 1517 روز
      امتیاز کاربر: 20195 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 180 کلمه

      سلام دوستان متناسب و استاد گرامی
      چه انیمیشن زیبا و فوق العاده ای ، اگه بتونیم طبق این انیمیشن ۶ دقیقه ای زندگی کنیم همیشه شاد و خوشبخت هستیم ، ذهن چون بر اساس ترس کار میکنه همیشه ما را از تجربه های جدید باز میداره چون ماهیتش بر اساس دیدن و شنیدن ترسهای دیگران شکل گرفته ، بخصوص اون جایی که فکر میکنه غذا خوردن باعث چاقی و مرگ میشه ، قلب ماهم که جایگاه روح و احساس خوبه ما را هدایت میکنه به سمت تجربه های شادی که در ما احساس خوب ایجاد میکنه که از زندگی لذت بیشتری ببریم ، وقتی ما تسلیم ذهن میشیم زندگی پر از ناامیدی ، ناراحتی ، افسردگی و بدبختی و در نهایت مرگ داریم یعنی ما زندگی نکرده میمیریم در واقع از روز اول ما مرده بودیم ، وقتی ذهن با روح هماهنگ میشه بهترین شکل زندگیه که خلق تجربه های شیرین جدیده در این صورته که قبل از اینکه بمیریم واقعا زندگی کردیم ، خدا را شکر میکنم قبل از اینکه بمیرم فرصت زندگی کردن با این آگاهی ها بدست آوردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s99malekan
      1399/07/22 02:11
      مدت عضویت: 1326 روز
      امتیاز کاربر: 7470 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 45 کلمه

      سلام.
      فیلم زیبا و پر محتوایی بود. جان مطلب اینه که هر وقت روح و‌ ذهن رو‌ همراستا کردیم دنیامون عوض میشه. اگه تونستیم ذهن را آموزش بدیم و‌تغییر بدیم جسم مون هم به آرامی تغییر میکنه و اونوقته که همه چیز عوض میشه.‌خیلی قشنگ بود.‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      1399/07/11 10:04
      مدت عضویت: 1506 روز
      امتیاز کاربر: 10834 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 106 کلمه

      با سلام
      من ميخام ذهن و روحم رو با هم هماهنك كنم و از زندكي كردن لذت ببرم
      روح ما به دنبال شادي ازادي و…..هستش و ذهن ما هم به دنبال ترس و اضطراب و نگراني و …..
      و اين ذهن نميزاره كه ما از زندكي كردن لذت ببريم و همش در دل ما ترس و نگراني ايجاد ميكنه
      و من ميخام ذهن و روحم رو هماهنك كنم و شاد باشم ازاد
      🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
      كارتون اموزنده اي بود 👌🏻فكراي منفي و ازار دهنده ادم و تا قبرستون هم ميبره ولي فكرهاي مثبت و عالي نه تنها خودت شادو ارامي بلكه باعث شادي ديكران هم ميشي😍👌🏻🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azita
      1399/06/02 07:53
      مدت عضویت: 1676 روز
      امتیاز کاربر: 6578 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 90 کلمه

      نکته ی جالب توجه توی این کارتون زیبا برام لذت و شادی درونی بودکه از هماهنگی روح و ذهن به وجود اومده بود تا زمانی که اونا با هم همسو نشده بودن اون فرد از انجام کاراش هیچ لذتی را تجربه نکرد ترس ازخوردن و لذت بردن از غذا، ترس ازقضاوت ومسخره شدن توسط دیگران(هنگام خرید عینک) ترس از تفریح وشادی و… ولی وقتی هماهنگی روح و ذهن به وجود آمد شادی درونی کامل شد ودر محل کار،کارها به خوبی پیش رفت و این شادی به دیگران نیز منتقل شد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمیرا
      1399/05/10 11:14
      مدت عضویت: 1692 روز
      امتیاز کاربر: 7334 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 108 کلمه

      با سلام خدمت دوستان عزیزم .من قبلا این فیلم رو دیده بودم ولی هیچ وقت درکش نکردم و لی امروز که این رو دوبار نگاه کردم فهمیدم روح ما که همان خداست به دنبال شادی و پیشرفت و به دنبال زیبایی هاست و ذهن ما که جایگاه شیطان هست به وسیله منطقی نشان دادن و ایجاد ترس و خطرات مارو از انجام لذت ها دور میکنه و ما در نهایت دچار روز مرگی و نا امیدی و حسرت میشیم و وقتی روح و ذهن رو هماهنگ کنیم به همه خواسته های روح میرسیم و روح هم که همیشه دنبال زیباییی ها و پیشرفت ماست.چه کارتون زیبایی لذت بردم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار nana
      1399/05/05 10:31
      مدت عضویت: 1670 روز
      امتیاز کاربر: 438 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 108 کلمه

      .درود
      کارتون خوبی بود و لحظاتی من و با کودک درونم تنها گزاشت . من توی دوره این کارتون و ندیدم شاید جدیده ولی بسیار لذت بردم و شاد شدم . مرسی استاد . ودوستان در نظراتشون توضیح دادن و فقط من یک نکته اضافه کنم که آخر کارتون بسیار آموزنده بود و اینکه این آقا با شادی ش در روح جمعی تاثیر گذاشت و کل پرسنل شروع به رقص و شادی کردند و اینکه وقتی ما پالس مثبت بدیم خودبخود اطرافیان ما نیز مثبت و شاد می شن .
      زندگی آبتنی کردن در حوضچه اکنون است .
      پس لذت این آبتنی رو دو چندان کنیم . 😂😂😂😍😍😍😍🤩🤩🤩🤩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه قدیریان
      1399/04/07 10:17
      مدت عضویت: 1662 روز
      امتیاز کاربر: 477 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 55 کلمه

      ممنونم استاد عالی بود من قبلا این کارتون رو دیده بودم ولی اینبار برداشت زیباتری داشتم
      اگه به ندای قلب خودمون و کودک درون مون توجه کنیم از زندگی لذت بیشتری میبریم ودر کهنسالی نباید حسرت کار های کرده ونکرده مون رو بخوریم
      در عین حال کارمون رو هم انجام میدیم بدون سختی وسختگیری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Faezeh.senobari.59
      1399/03/31 10:47
      مدت عضویت: 1479 روز
      امتیاز کاربر: 505 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 132 کلمه

      سلام
      زمانی خوشحالی واقعی را در هر زمینه تجربه خواهیم کرد که به صدای قلب خود گوش دهیم.
      ذهنمان دلایل منطقی والبته منفی میاره که برام توجیه کنه که مانع درست کنه ولی اگه به صدای قلبمون گوش بدهیم شادی بسیاری راتجربه خواهیم کرد
      ودر این صورت است که ذهن وقلب با هم هماهنگ خواهند شد واین هماهنگی باعث عملکرد عالی ما میشه حتی اگر همان کارهای قبلی را انجام دهیم توام باشادی وابتکار عملمان خواهد بود
      پس به صدای قلبمان که همان صدای روح صدای خداوند است وآگاه به حقایق جهان است باید گوش دهیم وبه نجوای شیطان که مانع ما خواهد شد بی توجهی کنیم ویادمان باشد که ما به این دنیا آمده ایم که همراه باشادی وآزادی زندگی کنیم وبه خواسته هایمان برسیم که این به بزرگ شدن دنیا کمک.خواهد کرد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      1399/02/24 02:26
      مدت عضویت: 1692 روز
      امتیاز کاربر: 14755 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      هرجوری فکر کنیم همون می شه اولش این پسره همش فکرهای منفی می کرد و تا قبرستون هم خودشو می دید و از هیچ چیز لذت نمی برد بعدا متوجه شد و ذهنشو که تغییر داد از همه چی لذت برد و احساس شادی که کرد همه رو به وجد آورد توی محیط کارش !
      واقعا همینه آدم هر کاری و اگه با لذت و خوشحالی انجام بده خیلی نتیجه می گیره و همینطور این خوشحالی و به اطرافیانش می ده!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      1399/02/21 09:19
      مدت عضویت: 1584 روز
      امتیاز کاربر: 3426 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 57 کلمه

      سلام چقدر عالی بود،من قبلا هم این کارتون رو دیده بودم ولی اصلا به این نکته توجه نکرده بودم مررررسی استاد،واقعا چقدر مشخصه که شما کاملا ذهنتون درگیر موضوع لاغری و ذهن هست که سریع نکته اش رو میگیرید،ممنون از شما که هر روز با فایلهای عالی یاد اوری میکنید که هدف اززندگی جز لذت نیست🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طوبی حاج احمدی
      1399/02/13 18:35
      مدت عضویت: 1668 روز
      امتیاز کاربر: 3344 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 185 کلمه

      سلام استاد عزیز ودوستان گرامی خسته نباشید
      این فیلم خیلی جالب بود ودقیقا وصف حال مارا میکرد
      ک همیشه با خودمون درجنگ هستیم ومابین ذهن وروحمون گیر کردیم خواسته های روح ما لذت بردن از زندگی ست ولی ذهن ما اجازه نمیده ک لذت ببریم وارامش داشته باشیم وما همیشه بین این دو گیر افتادیم اگر ب خواسته های هرکدام عمل کنیم دچار غذاب وجدان میشویم وهیچ وقت از عملکردمون راضی نیستیم واین تضاد ک در روح وذهن ماپیش میاد جسم مارا بیمار وافسرده میکنه ونمیتونیم مسایل را بهتر درک کنیم ودرگیر احساسات میشویم ویک کلاف سردر گم می شیم وهمیشه بدنبال چاره ک متاسفانه در بیرون خودمون نمیتونیم پیداش کنیم وباید از درون کمک بگیریم وب خودمون کمتر سختی وغذاب وجدان بدهیم وبتوانیم روح وذهن مونو دریک راستا قرار بدهیم تا بتوانیم از زندگی مون بهتر استفاده کنیم
      چطور….؟متاسفانه نمیدونم ??
      برام عجیب بودک در اخر ذهن هم لذت میبرد وناراحت نبود اول سعی داشت جلوی اونو بگیره وبعد ک نتونست در اخر راضی بود وخوشحال
      حالا ما ب چه طریق اینکارو بکنیم یعنی صددرصد ب گفته های روحمون عمل کنیم؟
      ببخشید نمیدونم ?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بهار تهرانی
      1398/12/27 22:25
      مدت عضویت: 1647 روز
      امتیاز کاربر: 691 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 178 کلمه

      با سلام
      خدا را شکر می کنم که قبل از اینکه دیر بشه ، دستت از سرزنش خودم برداشتم و فهمیدم غذا و خوراکی ها هیچ تسلطی بر من ندارد و من مجبور و محکوم به انجام خیلی از کارها نیستم .در گذشته من خسته از زندگی رژیمی و تکراری و خسته از ترس های مکرر به خاطر چاقی و ترس از غذا خوردن بودم . در این کارتون وقتی اون مرد احساس کرد حق انتخاب داره و میتونه شاد باشه و کار کنه .وقتی فهمید محکوم نیست یک مدل کارکنه و یک مدل زندگی کنه تغییر به وجود اومد و زندگی اون عوض شد .کارتون آموزنده ای بود .ما محکوم به داشتن تصویر چاقی از خود نیستیم .حتی اگر دروغ می بود داشتن تصویری دلخواه از خود باعث میشد کمتر زجر بکشیم و حداقل در دنیای ذهن خوشحال بودیم و در اونجا از دست چاقی خلاص شده بودیم و همون تایم از زندگی لذت می بردیم در حالیکه اینطور نیست و ما یاد گرفتیم در این دوره چاقی یا لاغری ما بازتاب تصویر ذهنی ماست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      1398/10/22 00:29
      مدت عضویت: 1692 روز
      امتیاز کاربر: 14755 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 54 کلمه

      شیطونه نمی زاره ما از هیچ چیز لذت ببریم همش کا رو می ترسونه از هم چی !
      ذهنمون و باید خالی کنیم از وجود این شیطونه و همیشه و در همه حال از همه چیز لذت ببریم نذاریم که شیطونه قدرت بگیره این ما هستیم که باید قدرت و در دست بگیریم نه ذهن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      1398/10/18 01:11
      مدت عضویت: 1692 روز
      امتیاز کاربر: 21197 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 93 کلمه

      سلام استاد عزیز و گرامی و دوستان خوبم
      من با دیدن دوباره این کارتون درک بهتری ازش کردم زمانی که در دوره اصلی این کارتون گذاشته شده بود زیاد اونو متوجه نشده بودم ???
      فکر میکنم الان که زمان بیشتری در دوره سپری کردم و آموزشهای بیشتری دیدم درکم از این مطالب بالاتر رفته
      بسیار جالب و آموزنده بود و از دیدن آن اینبار لذت بیشتری بردم و مطالب ارزنده ای آموختم هماهنگ کردن ذهن با روح که نتیجه اش شادی و نشاط و لذت بردن از زندگی میشود
      ممنونم استاد عزیز باز هم گل کاشتی ??☺☺????

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 81
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      با سلام در اين كارتون زيبا نشون ميده قلب ما كه جايگاه روح يا همون خداونده هميشه دوست داره ما شاد باشيم بهترين زندگى رو داشته باشيم ولذت ببريم ولى شيطان كه جايگاهش ذهن ما ست دوست نداره ما شاد باشيم وهميشه فكراى منفى تو ذهن ما مياره و ما ميتونيم با اموزش ذهنمون اون و كنترل كنيم و روى اتفاقاى مثبت و عالى تمركز كنيم واز زندگى لذت ببريم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عشق
      1398/10/17 23:09
      مدت عضویت: 1692 روز
      امتیاز کاربر: 4187 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 150 کلمه

      روز شصت و نهم تکرار:
      منم مثل دوستانم از تماشای این فیلم خیلی لذت بردم. به نظرم نکته‌ی مهمی که تو این فیلم بهش اشاره میشه پیامدهای ترسه. این ترسه که ادمو محدود میکنه این باورهایی که ایجاد ترس می‌کنه هست که زندگی رو تبدیل به تکرار روزمرگی‌ها و در نتیجه بی‌روح و سرد می‌کنه. وقتی ترس از خوردن ترس از خطرهای مختلف ترس از دست دادن موقعیت ترس از شکست ترس از قضاوت دیگران و هزاران ترس دیگه رو حتی به طور نسبی به کناری بذاریم تازه میتونیم واقعا زندگی بکنیم و از احساس زنده بودن لذت ببریم و اینطوری در هر مورد موفقیت بیشتری هم کسب می‌کنیم چون از اسارت ذهن و ترس هایی که برامون میسازه ازاد میشیم و جرات می‌کنیم کارهایی رو که روحمون مایله در بدن فیزیکیمون تجربه کنه انجام بدیم و نتیجه‌ی همراهی روح ذهن و بدنمون پیشرفت همه‌جانبه و لذت بردن از لحظات زندگیه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 895 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 173 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیر ودوستان خوبم
      خدا رو شکر میکنم که با اگاهیهای که استاد در فایلهاشون به ما دادند من فهمیدم که شیطان در ذهن ما جا خوش کرده وهمیشه مسائل رو برای ما میخواد طوری جلوه بده که ما به حقیقت اون چیزی که هستیم وبه اون چیزی که اصل ماست یعنی شادی کردن ،خوشبخت بودن ،متناسب بودن ،سلامت بودن وهر انچه چیزهای خوب دیگه هست فکر نکنیم وهمیشه فکرهوی بدبختی وغم وچاقی و مریضی وهر چیز بد دیگه ای هست فکر کنیم و در کناد همه اون فایلها فهمیدم هر کاری وهر فکری وهر چیزی که من احساسم با اون خوب نباشه خواسته روح من نیست .روح من همواره به دنبال شادی واحساس خوب هست .پس من اگاهانه روی ذهن خودم کار میکنم ودر همه امورات زندگی باورهای جدید و درست رو بهش اموزش میدم تا انوقت ذهن و روحم با هم در یک راستا قرار بگیرند وجسمم را به سمت شادی وسلامتی وخوشبختی در همه امورات زندگی ام پیش ببرند .ومن به سوی خوشبختی بیشتر پیش بروم ?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Dina
      1398/08/10 22:01
      مدت عضویت: 1681 روز
      امتیاز کاربر: 1282 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 55 کلمه

      سلام من قبلا منظور این فایلو نمیفهمیدم چون از نظر من همیشه ذهن درست میگفت ولی از وقتی دوره خدا هرگز دیر نمیکند رو شروع کردم فهمیدم که چرا تو ذهنم همیشه دو تا صدا بود چون قلبم یا روحم هم وجود داشته واین فیلم برام روشنش کرد
      ممنون از شما که این فیلمو گذاشتین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار M.s
      1398/08/02 23:05
      مدت عضویت: 1644 روز
      امتیاز کاربر: 2258 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 12 کلمه

      خیلی زیبا ابود چقدر در قالب فیلم همه چیز قشنگ جامیافته براآدم???

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار معصومه حیدرپور
      1398/07/30 08:31
      مدت عضویت: 1690 روز
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 12 کلمه

      سلام و خدا قووت ?
      فیلم بسیار پر محتوا و جالبی بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عالیه هاشمی
      1398/07/03 18:06
      مدت عضویت: 1687 روز
      امتیاز کاربر: 990 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 72 کلمه

      سلام استاد نمیدونم چرا وقتی این ویدیو رو دیدم ناخوداگاه اشکام سرازیر شد هر چی تلاش میکردم نمیتونستم جلوشو بگیرم البته اشک همراه با شادی
      چون خودم رو تو قالب اون شخص می‌دیدم قلب و ذهن من هم از هم دور بودن همدیگرو دوست نداشتن ولی از وقتی با این سایت آشنا شدم دارم شگفتیهای زیادی تو زندگیم میبینم
      قلب و ذهن من هم مثل این آدم دارن با هم دوست میشن
      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار faridehhasani5455
        1399/02/12 16:52
        مدت عضویت: 1599 روز
        امتیاز کاربر: 23378 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
        محتوای دیدگاه: 97 کلمه

        روز ۶۹تکرار
        سلام
        با دیدن این کلیپ یاد ذهن منفی باف خودم افتادم،یعنی واسه مثبت ترین وشادترین اتفاق هم چیزی داره که منو بترسونه ،ناراحتم کنه،یعنی من هنوز به مسئله ای برنخوردم موقع مرگ منو پیش بینی کرده و رفته سراغ موضوعات دیگه،و مثل یک نوار وفیلم ضبط شده از صبح تا شب پلی میشه،در مورد بچه هام منو میترسونه،مدام فکر از دست دادن عزیزانم میاد تو فکرم وهمش داره به من اخطار میده،گاهی که میتونم با صدای قلبم خودمو آروم کنم ،ودر بقیه موارد ایشون سوار زندگی منه متاسفانه واز این به بعد هم باید بیشتر مراقبش باشم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سپیده منیعی
      1398/07/02 11:49
      مدت عضویت: 1673 روز
      امتیاز کاربر: 11269 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 31 کلمه

      ااین مصداق همون مثلیه که میگه یا کاریو که دوست داری انجام بده یا کاریو که داری انجام میدی با عشق انجام بده .چه درک مطلب جالبی بود ممنون استاد جان???

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Leila Jafari Jebeli
      1398/06/30 23:01
      مدت عضویت: 1669 روز
      امتیاز کاربر: 3049 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 26 کلمه

      فیلم کوتاه و پرمحتوابی بود .کلی ازش درس گرفتم و جالب بود که احساس خوب هم به خود آدم کمک میکند و هم به دیگران .ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 96
      محتوای دیدگاه: 97 کلمه

      به به چه انتخاب عالی
      واقعا فیلم تاثیرگذاری بود
      لذت و شادی و عمل بر اساس روح باعث میشه که هر چیزی لذتبخش بشه
      وقتی که درگیر روزمره گی شدیم و مدام در حال دو دو تا کردن که اگه اینکارو کنم چی میشه و نخوام انچام بدم چی میشه
      بنظرم هر کاری اگه با نهاد و روحمون همراستا باشه حتما نتیجه اش شادی بیشتره ، پس دیگه نتیجه نامطلوب و ترس و نگرانی نخواهد داشت
      اولین باره که سایت تغییر کرده کامنت میذارم . نوشتن در این فرمت عالیه ، حس نوشتن در دفتر مشق زمان مدرسه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 9
      محتوای دیدگاه: 14 کلمه

      سلام و تشکر فراوان بابت این ویدیو زیبا و پر محتوا بسیار جالب بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 4 کلمه

        بسیار عالی ممنون استااد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azita
      1398/06/21 16:50
      مدت عضویت: 1676 روز
      امتیاز کاربر: 6578 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 18 کلمه

      سلام وتشکر فراوان خیلی جالب و دیدنی بود امیدوارم منم بتونم هماهنگی بین ذهن وقلبم را بیشتر کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شهرزاد صفوی
      1398/06/21 11:46
      مدت عضویت: 1678 روز
      امتیاز کاربر: 3
      محتوای دیدگاه: 30 کلمه

      سلام تشکر فراوان بابت ویدئو این فیلم را خیلی وقت پیش زحمت کشیده بودید و یکبار گذاشته بودید باز هم بابت زحمتتان سپاسگزارم موفق باشی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم