0

کدنویسی ذهن برای لاغر شدن

کدنویسی ذهن برای لاغر شدن
اندازه متن

تا حالا شده حس کنی مغزت داره علیهت کار می‌کنه؟ 😩

انگار هر بار تصمیم می‌گیری لاغر بشی، یه نیروی نامرئی از درون، تو رو به سمت خوردن بیشتر می‌بره 🍰🤯

در واقع، اون چیزی که نمی‌ذاره وزن کم کنی، نه تنبلیه، نه ارثیه… بلکه همون کدنویسی ذهن برای لاغر شدنه که تا الان انجام نشده! 🧠💻

همون‌طور که کامپیوتر بدون کد درست کار نمی‌کنه، ذهن ما هم بدون برنامه‌ریزی درست، نمی‌تونه بدن متناسب بسازه.

تو این مقاله می‌خوام با زبون ساده و تصویری بهت نشون بدم که چطور می‌تونی ذهن خودت رو مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای برای کاهش وزن برنامه‌ریزی کنی 🌱💡

آماده‌ای خودت رو از نو “کدنویسی” کنی؟ ✨

ضرورت کدنویسی ذهن برای لاغر شدن ✨🧠

تصور کن هر روز صبح بیدار می‌شی با این نیت که “از امروز دیگه همه‌چیز فرق می‌کنه!” ولی تا ظهر نشده، خودت رو در حال خوردن چیزایی می‌بینی که قرار بود حذفشون کنی… 😞

دوباره شب که می‌رسه، وجدان‌درد، احساس شکست، و صدایی در ذهنت که می‌گه: «تو نمی‌تونی لاغر شی!» یا «تو همیشه همین‌جوری می‌مونی!» 😔

حالا یه سؤال مهم: چرا با اینکه واقعاً می‌خوای لاغر بشی، نمی‌تونی؟

نه، جوابش اراده نیست، ژنتیک هم نیست.

جوابش اینه که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن تا حالا به صورت اصولی در ذهن تو انجام نشده! 🤯

ذهن ما دقیقاً مثل یه سیستم عامل یا کامپیوتر عمل می‌کنه. هر فکری که بارها و بارها تکرارش می‌کنی، مثل یه “کد برنامه‌نویسی” وارد مغزت می‌شه و مغز هم طبق اون کد رفتار می‌کنه.

اگه سال‌ها به خودت گفتی:

  • «من استعداد چاقی دارم»
  • «همه خانوادم چاق‌ان، پس منم باید باشم»
  • «با استرس فقط می‌تونم بخورم» اینا در واقع تبدیل شدن به کدهای ذهنی چاق‌کننده‌ای که مغزت براساس اون‌ها بهت فرمان می‌ده: بخور، ذخیره کن، حرکت نکن 🧁🍕🛋

📚 در مطالعه‌ای درباره علوم اعصاب و رفتاری عنوان شده که:

«باورهای ذهنی افراد درباره غذا و بدن، در شکل‌گیری عادات خوردن و حتی متابولیسم بدن نقش کلیدی دارند.»

یعنی مغزت فقط ابزار اجراست. این خودت هستی که باید دستور درست بهش بدی… و اینجاست که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن وارد ماجرا می‌شه 💻💪

🔁 همون‌طور که با بازنویسی کدهای اشتباه در یک برنامه کامپیوتری می‌شه عملکرد رو اصلاح کرد، تو هم می‌تونی با بازنویسی افکار و باورهای ذهنی اشتباه، رفتار غذایی و جسمی‌ت رو تغییر بدی.

در این مقاله می‌خوام برات توضیح بدم که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن دقیقاً یعنی چی؟ چطور انجامش بدی؟ و چرا بدونش هیچ روشی جواب نمی‌ده؟

آماده‌ای ذهنت رو از نو برنامه‌ریزی کنی؟ ✨

🟩 کدنویسی ذهن یعنی چی؟ و چطور باعث چاقی یا لاغری می‌شه؟ 🧠💾

وقتی از کدنویسی ذهن برای لاغر شدن حرف می‌زنیم، شاید در نگاه اول این واژه‌ها فنی و عجیب به‌نظر برسن، ولی واقعیت اینه که این مفهوم خیلی ساده‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی.

🧩 بذار برات با یه مثال بگم:

فرض کن یه کامپیوتر داری که قراره وزن تو رو کاهش بده. اما تو از روز اول بهش دستور دادی:

  • من عاشق شیرینی‌جاتم
  • بدون نون سیر نمی‌شم
  • اگه ناراحت باشم باید یه چیزی بخورم

❗ یعنی به‌جای دستور «لاغر شو»، بهش گفتی: «بخور، چاق شو، زخیره کن!»

و مغزت مثل یه کامپیوتر فرمان‌پذیر، دقیقاً همون چیزی رو که بهش دادی، بهت برگردونده.

🧠 مغز انسان مرکز فرماندهی بدنه، ولی خودش برنامه‌ریزی نمی‌کنه.

برنامه‌نویسش تویی!

تو هستی که از طریق تکرار افکار، باورها، احساسات و تصویرسازی‌های ذهنی، اون رو کدنویسی می‌کنی.

✅ وقتی بارها با احساس بد از چاقی رنج کشیدی،

✅ بارها با تصویر خودت در آینه دلسرد شدی،

✅ بارها گفتی «نمی‌تونم»،

همه‌ی اینا مثل نوشتن کد توی مغزته: «من چاق می‌مونم»

و تا وقتی این کدها پاک نشن و جایگزین نشن، حتی بهترین رژیم‌ها هم کار نمی‌کنن.

🎯 در ادامه مقاله، درباره اینکه این کدها چطور ثبت شدن و چطور می‌تونی کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو انجام بدی مفصل صحبت می‌کنیم.

🟢 اما یادت باشه: تا وقتی برنامه‌ی درونی ذهنی تو کدهای چاقی رو اجرا می‌کنه، هیچ راه بیرونی‌ای نمی‌تونه تو رو نجات بده…

🟩 چرا بیشتر روش‌های لاغری شکست می‌خورن؟ 🤷‍♀️🚫

حتماً شنیدی که می‌گن: «رژیم گرفتم، ۵ کیلو کم کردم، ولی بعدش برگشت!» یا «یه مدت باشگاه می‌رفتم، وزن کم شد ولی ولش کردم، دوباره چاق شدم!»

🔁 این داستانِ تکراری خیلی از آدم‌هاست…

و اگه صادق باشیم، شاید خودمون هم بارها این مسیر رو رفتیم!

حالا سؤال اصلی اینه: چرا این همه تلاش، این همه سختی، این همه هزینه… ولی باز هم چاقی برمی‌گرده؟ 😟

🧠 جواب ساده‌ست: چون کدنویسی ذهن برای لاغر شدن انجام نشده.

یعنی مغز، هنوز همون “نرم‌افزار چاقی” رو اجرا می‌کنه.

وقتی تو با رژیم گرفتن، فقط غذا رو کم می‌کنی ولی افکار و باورهای ذهنی‌ت همون قبلی هستن، مغزت بعد یه مدت به حالت قبلی برمی‌گرده.

مثل این می‌مونه که بخوای روی یه کامپیوتر ویروسی، برنامه سالم نصب کنی.

تا وقتی ویروس پاک نشه، اون برنامه درست اجرا نمی‌شه! 🦠💻

📊 در تحقیق منتشرشده توسط انجمن روانشناسی آمریکا مشخص شده که:

بیش از ۸۰٪ افرادی که وزن کم می‌کنن، طی دو سال دوباره به وزن اولیه یا بیشتر از اون برمی‌گردن، مگر اینکه تغییرات ذهنی و رفتاری عمیق در سبک زندگی و باورها ایجاد بشه.

💡 یعنی چی؟ یعنی اگر باورهای ذهنی چاق‌کننده مثل:

  • من با غذا آرام می‌گیرم
  • بدن من مقاومه
  • فقط با رژیم سخت می‌شه لاغر شد در ذهن باقی بمونن، حتی اگر ۱۰ کیلو کم کنی، ذهن ناخودآگاهت تو رو دوباره به نقطه شروع برمی‌گردونه.

🔄 ذهن مثل یه GPS می‌مونه. تا وقتی مقصد رو «چاقی» تنظیم کردی، حتی اگه چند کیلومتر به سمت لاغری بری، باز هم برت می‌گردونه!

🎯 پس باید کاری عمیق‌تر از رژیم گرفتن انجام بدی… باید بری سراغ ریشه.

ریشه‌ای به اسم: کدنویسی ذهن برای لاغر شدن

در بخش بعدی دقیقاً بهت می‌گم این کدها چطوری توی ذهن ما ثبت شدن و چطور می‌تونی شروع به بازنویسیشون کنی… مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای که اپلیکیشن زندگی جدیدش رو طراحی می‌کنه 💻✨

🟩 کدهای ذهنی چاقی چطور در ذهن ما ثبت و بازنویسی می‌شن؟ 🧠📝

کودکی رو تصور کن که کنار سفره نشسته، هنوز سیر نشده ولی مامانش با مهربونی می‌گه:

«بخور عزیزم، اگه نخوری ضعیف می‌شی!»

یا وقتی غذاشو کامل خورد، همه تحسینش می‌کنن: «آفرین که غذاتو تموم کردی!» 😇🍽️

همین جمله‌های به ظاهر ساده، شروع کدنویسی ذهن برای چاق شدن هستن.

ذهن کودک، مثل زمین حاصل‌خیزیه که هر چیزی توش کاشته بشه، رشد می‌کنه. وقتی سال‌ها این پیام‌ها رو می‌شنوه، باور می‌کنه که:

  • خوردن = محبت گرفتن
  • پرخوری = تشویق شدن
  • نرفتن سراغ غذا = گناه یا بی‌ادبی

و اینجوری کم‌کم، کدهای ذهنی چاقی، در ناخودآگاه ما ثبت می‌شن 😶💾

📚 طبق تحقیق منتشرشده در Appetite Journal، تجربیات اولیه زندگی، پیام‌های والدین و محیط خانوادگی نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری باورهای غذایی دارند.

افرادی که در دوران کودکی تشویق به پرخوری می‌شدن، در بزرگسالی بیشتر مستعد پرخوری هیجانی و چاقی مزمن هستن.

❗ حالا سؤال مهم: اگه این کدها سال‌هاست در ذهن تو ثبت شدن، آیا راهی هست که پاکشون کنی؟

جواب اینه: بله! و اینجاست که «کدنویسی ذهن برای لاغر شدن» وارد می‌شه 💻🧠

🔄 برای بازنویسی ذهن، باید دو قدم مهم برداری:

🧩 ۱. شناسایی کدهای مخرب ذهنی

اول باید بفهمی چه باورهایی در ناخودآگاهت هست که تو رو چاق نگه داشته.

مثلاً:

  • «من فقط با شیرینی آروم می‌گیرم»
  • «لاغری برای بقیه‌ست، نه من»
  • «من همیشه چاق بودم، همیشه هم می‌مونم»

وقتی این افکار رو با دقت بنویسی و ببینی چقدر تکرارشون کردی، متوجه می‌شی مغزت فقط داره به فرمان‌های خودت عمل می‌کنه! 🤯

🧩 ۲. جایگزینی با کدهای متناسب‌کننده

حالا وقتشه که افکار و باورهای جدیدی رو جایگزین کنی. مثل:

  • «بدن من می‌تونه تغییر کنه»
  • «من هر روز سبک‌تر و متناسب‌تر می‌شم»
  • «من لیاقت زندگی با جسم سالم و رها رو دارم» 🌿

با تکرار این افکار به همراه تصویرسازی و احساس خوب، تو داری برنامه جدیدی توی ذهن ناخودآگاهت نصب می‌کنی. همون کاری که یه برنامه‌نویس با نرم‌افزار جدید می‌کنه 💡🧘‍♀️

و این دقیقاً کاریه که در دوره آموزشی پیشرفته لاغری با ذهن انجام می‌شه:

📥 شناسایی کدهای مخرب

📤 نصب کدهای متناسب‌کننده

و این یعنی شروع واقعی «کدنویسی ذهن برای لاغر شدن»

🟩 چرا باید مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای ذهن خودت رو بازنویسی کنی؟ 👨‍💻🧠

شاید تا حالا فکر می‌کردی که لاغر نشدن تقصیر بدنت، ژنتیک یا شرایط زندگیته… ولی اگه از دید یه برنامه‌نویس به ذهن خودت نگاه کنی، همه‌چیز شفاف‌تر می‌شه.

🎯 یه برنامه‌نویس حرفه‌ای وقتی می‌بینه برنامه‌ای که نوشته درست کار نمی‌کنه، چی کار می‌کنه؟

اول از همه، به خودش شک می‌کنه نه به سیستم.

شروع می‌کنه کدها رو مرور کردن. خط‌به‌خط بررسی می‌کنه که کجا اشتباه نوشته، کجا دستور اشتباه داده، کجا باید اصلاح بشه.

❌ برنامه‌نویس هیچ‌وقت کامپیوتر رو مقصر نمی‌دونه

❌ هیچ‌وقت نمی‌گه «خدا نخواست» یا «سیستم مشکل داره»

✅ اون می‌دونه که نتیجه‌ای که می‌بینه، حاصل کدهایی هست که خودش نوشته.

حالا همین موضوع رو بیار به دنیای ذهن خودت:

ذهن تو، مثل یه کامپیوتر فوق‌پیشرفته‌ست.

کدهایی که سال‌ها با فکر، احساس، باور، جمله‌های تکراری و تجربه‌ها توی اون نوشتی، الان دارن زندگیتو اجرا می‌کنن.

پس اگه بدنت اون چیزی نیست که می‌خوای…

🌟 وقتشه نقش برنامه‌نویس ذهن خودت رو به عهده بگیری

🌟 وقتشه به‌جای شکایت از نتیجه، بگردی دنبال کدهای اشتباهی که ثبت کردی

🌟 وقتشه کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو جدی بگیری

👩‍💻 برنامه‌نویس واقعی، خودش رو مسئول نتیجه می‌دونه.

🌱 و تو هم اگه بخوای واقعاً لاغر شی، باید شجاعت اینو داشته باشی که مسئولیت ذهن خودت رو بپذیری.

🟢 این یعنی: اگه چیزی که الان داری، نتیجه‌ی کدهای قبله، چیزی که می‌خوای، نتیجه‌ی کدهای جدیده!

و تو می‌تونی از همین لحظه شروع کنی به بازنویسی کدنویسی ذهن برای لاغر شدن.

🟩 چرا تلاش‌ برای لاغری بدون تغییر کدنویسی ذهن، بی‌نتیجه می‌مونه؟ 😩🔁

اگه چند ساله که داری تلاش می‌کنی لاغر بشی، ولی هنوز نتیجه‌ای که می‌خوای رو نگرفتی، اول از همه بدون: تو تنها نیستی! 💛

اما نکته مهم‌تر اینه که مشکل از اراده‌ی تو نیست، از رژیم نیست، از ورزش نکردن هم نیست…

👀 مشکل اصلی اینجاست: کدنویسی ذهن برای لاغر شدن هنوز اتفاق نیفتاده.

تا وقتی برنامه‌ی درونی ذهن تو همون باورهای قبلیه، هر چقدر هم تلاش کنی، مثل اینه که سعی کنی با طناب پوسیده از چاه بیای بالا!

مثلاً:

  • صبح‌ها با انگیزه بلند می‌شی که رژیم رو رعایت کنی
  • ظهر وسط کار، خسته‌ای و یه چیزی شیرین می‌خوری
  • شب وجدان‌درد می‌گیری و به خودت می‌گی: «بازم شکست خوردم!»
  • و فردا دوباره همین چرخه تکرار می‌شه… 🔄🍫

🧠 ذهن ناخودآگاهت، با کدهای قدیمی چاقی داره رفتار می‌کنه:

  • «غذا منو آروم می‌کنه»
  • «من همیشه چاق بودم»
  • «موقع استرس باید بخورم»

ذهن ناخودآگاه بیش از ۹۰٪ تصمیمات رفتاری انسان رو کنترل می‌کنه. تا زمانی که این بخش ذهن بازنویسی نشه، تغییرات پایدار در سبک زندگی غیرممکنه.

پس مهم نیست چقدر اراده کنی، چون فرمان اصلی از ذهن ناخودآگاهت میاد!

و تنها راه تغییر این فرمان‌ها، بازنویسی کدهای ذهنیه، یعنی همون چیزی که در مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن انجام می‌دیم 💻🧠

💡 حالا چه کار باید بکنی؟

✅ تلاش بیرونی رو متوقف نکن، ولی تکیه‌ی اصلی رو بذار روی تغییر درونی

✅ افکارت رو بنویس، باورهای تکراری ذهنی‌ت رو پیدا کن

✅ با تمرین، فایل صوتی، تصویرسازی، تکرار مثبت، کدهای جدید رو جایگزین کن

✅ با ذهنی متناسب، رفتارهای متناسب به‌صورت طبیعی ازت سر می‌زنه

🎯 درست مثل افرادی که بدون سختی رژیم، فقط با تغییر نگاه و احساسشون نسبت به غذا و بدن، شروع به لاغر شدن می‌کنن…

و تو هم می‌تونی جزو اون‌ها باشی.

🟩 مراحل کدنویسی ذهن برای لاغر شدن: از تشخیص تا تثبیت 🧠➡️💪

اگه تا اینجا با دقت خوندی، احتمالاً الان کاملاً آماده‌ای که بدونی چطور باید مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو شروع کنی.

اینجا دقیقاً همون کاریه که من در دوره لاغری با ذهن به هنرجوهام یاد می‌دم:

چطور با تمرین‌های ساده ولی عمیق، ذهنشون رو از حالت چاق‌کننده به حالت متناسب‌کننده تغییر بدن ✨

بیاید قدم‌به‌قدم با هم جلو بریم:

✅ ۱. شناسایی کدهای مخرب ذهنی 💣📝

اولین قدم کدنویسی ذهن برای لاغر شدن، شناسایی افکار و باورهایی‌یه که باعث چاقی شدن.

یعنی باید صادقانه بشینی و از خودت بپرسی:

  • من واقعاً درباره لاغری چی فکر می‌کنم؟
  • چه جملاتی رو مدام تو ذهنم تکرار می‌کنم؟
  • وقتی غذا می‌بینم، چه احساسی دارم؟

📌 تمرین نوشتاری ساده‌ای که من به هنرجوها می‌دم، اینه:

چند روز پشت سر هم هر فکری که درباره غذا، خوردن، گرسنگی، اندام، یا چاقی در ذهنت میاد، یادداشت کن.

بعد از چند روز، خودت می‌فهمی که چه کدهایی داره ذهن تو رو هدایت می‌کنه! 🤯

✅ ۲. تشخیص الگوهای احساسی چاق‌کننده 😥🍫

تو خیلی وقت‌ها فقط از روی گرسنگی فیزیکی غذا نمی‌خوری؛

گاهی برای فرار از استرس، بی‌حوصلگی، تنهایی، عصبانیت یا حتی خوشحالی می‌خوری.

و ذهن تو یاد گرفته که غذا = آرامش.

این یه کد خیلی عمیقه که باید شناسایی بشه.

📌 تمرین پیشنهادی من برای این بخش:

هربار که احساس نیاز به غذا داشتی، قبل از خوردن، لحظه‌ای مکث کن و از خودت بپرس:

«الان گرسنه‌م، یا یه احساس رو دارم تجربه می‌کنم؟»

✅ ۳. جایگزینی با کدهای متناسب‌کننده 🌱🧠

اینجا قسمت جذاب ماجراست:

وقتی فهمیدی چه کدهایی داری، وقتشه جایگزینشون کنی با باورهای جدید مثل:

  • بدن من قابل تغییره
  • من توانایی متناسب شدن رو دارم
  • غذا فقط برای تغذیه‌ست، نه آرامش

✅ اینجا از فایل‌های صوتی تأثیرگذار، تصویرسازی ذهنی مثبت، تمرین‌های نوشتاری و مراقبه کمک می‌گیریم تا کدنویسی ذهن برای لاغر شدن به عمق ذهن ناخودآگاه نفوذ کنه.

تکرار جملات تأکیدی همراه با احساس، یکی از قدرتمندترین روش‌ها برای تغییر باورهای عمیق در ذهن ناخودآگاه است.

✅ ۴. تثبیت کدنویسی جدید با تکرار و احساس ✨📣

تغییرات ذهنی، مثل ورزش دادن یه عضله‌ست.

اگه فقط یه‌بار انجامش بدی، هیچ تغییری نمی‌کنی. ولی اگه با اشتیاق و احساس خوب تکرارش کنی، ذهن ناخودآگاهت اونو به‌عنوان کد جدید می‌پذیره.

📌 هنرجوهایی که با تمرکز، فایل‌های صوتی دوره رو گوش می‌دن، تمرین‌ها رو می‌نویسن، تصویرسازی می‌کنن و از تکرار نمی‌ترسن، دقیقاً همون‌هایی‌ان که به نتایج فوق‌العاده می‌رسن. 💫

📸 در آلبوم «شگفتی‌سازان ذهنی» می‌تونی تصاویر هنرجوهایی رو ببینی که با همین مراحل ساده اما پیوسته، تونستن از ذهن چاق‌کننده به ذهن لاغر‌کننده برسن… بدون رژیم، بدون ورزش اجباری، فقط با کدنویسی ذهن برای لاغر شدن 💚

🟩 جمع‌بندی و دعوت دوستانه:

مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو همین امروز شروع کن! 🌟💚

تا اینجا با هم فهمیدیم که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن یعنی چی، چرا روش‌های قدیمی رژیم و ورزش به تنهایی کافی نیستند، و چطور می‌تونیم با تغییر کدهای ذهنی، رفتار و سبک زندگی‌مون رو به سمت تناسب اندام واقعی هدایت کنیم.

یادت باشه: ذهن ما مثل یه کامپیوتر فوق‌العاده پیشرفته‌ست که فقط به کدهایی که بهش می‌دیم واکنش نشون می‌ده.

وقتی کدهای چاق‌کننده رو پاک کنی و به جای اون کدهای متناسب‌کننده بذاری، نتیجه‌اش یه زندگی پرانرژی، سالم و متناسبه 🌈✨

🎯 پیشنهاد ویژه برای تو:

برای اینکه کدنویسی ذهن برای لاغر شدن برات راحت‌تر و علمی‌تر باشه، من دو دوره‌ی فوق‌العاده طراحی کردم:

  1. دوره اصلاح پرخوری و کنترل اشتها در مغز در این دوره یاد می‌گیری چطور پرخوری هیجانی و افکار نادرست درباره غذا رو کنترل کنی و به ذهن ناخودآگاهت فرمان کنترل اشتها بدی. این دوره پایه‌ی مهمی برای شروع کدنویسی ذهن برای لاغر شدن هست.
  2. دوره پیشرفته لاغری با ذهن در این دوره تخصصی‌تر، به صورت عمیق‌تر روی بازنویسی کدهای ذهنی کار می‌کنیم، تمرین‌های عملی و فایل‌های صوتی ویژه استفاده می‌کنیم تا کدهای لاغری به صورت پایدار تثبیت بشن و به زندگی روزمره‌ات منتقل بشن.

🧘‍♀️ تو می‌تونی انتخاب کنی که همچنان به روش‌های قدیمی ادامه بدی یا اینکه از همین الان مسئولیت تغییر ذهن و زندگی‌ات رو بپذیری و با کدنویسی ذهن برای لاغر شدن، آینده‌ای روشن‌تر بسازی.

اگر آماده‌ای تا کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو شروع کنی، همراه من باش تا با کمک تمرین‌ها و فایل‌های آموزشی، ذهنت رو از نو برنامه‌ریزی کنیم و زندگی متناسب و شادی رو تجربه کنی.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.47 از 432 رای

پادکست صوتی
https://tanasobefekri.net/?p=13063
123 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار سهیلا عظیمی ویشته
      ۱۳۹۹/۱۰/۱۷ ۰۷:۴۸
      مدت عضویت: 2480 روز
      امتیاز کاربر: 21218 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 357 کلمه

      مغز ما به عنوان یک کامپیوتر عمل میکنه وبا فکری که در ذهن مرور میشه به عنوان کد هایی که به مغز ما میده مغز واکنش نشان میده ودستوراتش را برای جسم صادر میکنه این کدها چون در ذهن ما وجود داره برای مغز برنامه نویسی میشه ومغز به عنوان فرمانده جسم عمل میکنه ودستوراتش را صادر میکنه کدها یا همان فرمول های چاقی از کودکی از طریق والدبن ومحیط وجامعه اطراف ما در ذهن ما نفوذ کرده وبعد به عنوان دستور در مغز ما جای گرفته ومغز هم به جسم دستور چاق شدن داده وبه همین راحتی ما چاق شدیم حالا که از این موضوع آگاهی داریم باید فرمول های صیحیح لاغری را در ذهن تکرار کنیم تا در مغز برنامه نویسی شود ودستورات واکنش های مغزی ما بر اساس لاغری تنظیم گردد وما لاغر شویم حالا چطور این مهم صورت میگیرد ؟
      بر طبق آموزشهای لاغری با ذهن باید پیشروی کنیم چون ذهن ما الان بعد از ورود آن همه کد های چاقی مثل یک صفحه خط خطی است که هر گوشه اش یک چیزی نوشته با خطی کشیده شده وجای خالی خیلی کم داره وما با آموزش وتکرار وتمرین به مرور زمان کدهای درست وفرمول های صیحیح لاغری را پر رنگتر از فرمول های چاقی جایگزین میکنیم واین مسعله به صبر وحوصله زیاد نیاز داره چون کدهای گذشته چاقی که در مغز ما موجوده باید کمرنگ بشه تا کدهای لاغری جدید پررنگتر خودش را نشان بده عجله نباید داشت وباور کنیم که این اتفاق صد در صد در ما شکل میگیره همان طور که قبلا چاقی در ما شکل گرفت پس با جایگزین کردن فرمول وکدهای درست لاغر شدن هم درما شکل میگیره این رویای خواستنی را باید با تصویر های درست لاغر شدن که خودش یک جور کد با فرمول محسوب میشه به ذهن بدهیم تا به مرورر این رویا به واقعیت زندگی ما تبدیل بشه با سپاس از استاد عزبز ودوستان عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Vafraze12
      ۱۳۹۹/۱۰/۱۶ ۱۳:۲۲
      مدت عضویت: 2261 روز
      امتیاز کاربر: 18936 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 436 کلمه

      سلام من هم قبلا هر وقتی که در طبیعت قرار می گرفتم اشتها به خوردن می کردم و اصلا مرزی برایش قایل نبودم اما الان تا حدودی تغییر کردم و توانستم اندکی از کدهایی را که در من بارگزاری شده را اصلاح کنم من می خواهم از اتفاق دیشبم بگم اگر چه در رابطه با چاقیم نیست اما همین اتفاق باعث شد که من دید وسیتری نسبت به متناسب شدن بگیرم.
      من دیشب به خاطر یک مساله ای نشد که فایل کد نویسی را گوش کردم ولی در حین فعالیتم این کار را انجام دادم و روی نکات اصلی تمرکز نکردم یک مشاجره ی خیلی بدی بین من و همسرم صورت گرفت و من مثل کدهای قبلی که در ذهنم بود داشتم مرور می کردم که چه رفتاری با همسرم داشته باشم و چون تقریبا آخر شب بود من صبح بیدار شدم فایل صبح گاهی و میثاق نامه را اجرا کردم و بدون اینکه لینک کد نویسی را دوباره گوش کنم به رفتا و افکار دیشبم فکر کردم و واقعا تعجب کردم که چرا من اون طوری رفتار و و فکر کردم برای من لذت زندگی پر رنگ تر شده بود و اصلا اینکه کسی یا چیزی من رو خوشحال یا ناراحت کنه در دنیا وجود نداره من خودم خودِ خودم مسئول شادی و ناراحتی خودم هستم . من جایگزین این کد را مدیون استاد عزیزم هستم اگر قبلا این اتفاق برای من می افتاد من روزها و ساعتها حرص می خوردم و زمین و زمان را مقصر سرنوشتم می دانستم و حسم وحشتناک می شد .
      من از خدای خودم ممنونم که مرا به این دوره هدایت کرد من خودم را وقتی مسئول چاقی خودم دانستم کدهای قبلی را جایگزین آن می کنم و دیگر به اندازه نیازم غذا می خورم من امروز نهار خیلی خیلی کمتر از قبل خوردم و خیلی خوشحالم که به ندای درونم پاسخ دادم و صدای فرشته درونم را شنیدم من امروز از بس به مساله مسئولیت فکر می کردم دخترم آمد و گفت مامان از من درس مطالعات را بپرس و من اولین سوال را در کتابش را دیدم که نوشته بود مسئولیت یعنی چه ؟یعنی وظایفی که هر یک از ما به عهده داریم و انتظار می رود آنها را انجام دهیم.
      من لاغری را به عنوان یک وظیفه مهم در زندگیم بر عهده گرفتم و تمام تلاشم را می کنم که این وظیفه را به درستی انجام دهم و در آینده ای نزدیک شاهد رسیدن به رویاهم باشم . من خوشحالم از همین لحظه ای که در آن قرار دارم لذت می برم خدایا شکرت که من را به این دوره هدایت کردی خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۳۹۹/۱۰/۱۱ ۰۰:۳۶
      مدت عضویت: 2126 روز
      امتیاز کاربر: 12145 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 883 کلمه

      با سلام
      کد نویسی ذهنی
      از وقتی این دوره رو شروع کردم درهای بهشت بروم باز شده شاید برای همه باور پذیر نباشه اما من روزی هزار بارم خدارو شکر کنم کمه آخه من رها شدم از افسردگی از اینکه جبر باعث چاقی من از اینکه تقدیر من از اینکه خدا خواسته واز خیلی از اینا من حال خوبمو آرامش درونم رو مدیون خدا واین دوره ام من امروز میفهمم که چقدر کدهای اشتباه در ذهنم بوده وخبر نداشتم وهمین باعث ناراحتی وغم وترس من از آینده شده بود امروز میدونم که منی که قبلا متناسب بودم چطور کم کم اطافیانم جامعه ورسانه وغیره کدهای اشتباه درذهن سفید من نوشتن البته من امروز به لطف خدای مهربان وعزیزم دارم هر روز کدهای صحیحی جایگزین کدهای اشتباه میکنم واونقدر تکرار میکنم که ذهنم همچون کامپیوتر در هر کد درست رفتار کنه من امشب عقد دختر عمه عزیزم بود با تمام پروتکول های اجتماعی انجامش دادیم خیلی عالی بود که من متوجه تغییرات فوق العاده ام ودرست رفتار کردن هام شدم خیلی برام جالب بود بعد از شام مفصلی که ترتیب داده بودن همه خانم ها راجب چاقی ورژیم وورزش های سخت صحبت میکردن 🤣😆😅یعنی من یه جوری احساس آرامش در وجودم میکردم که نگو ونپرس واصلا دربحثشون شرکت نکردم وفقط گفتم آدمی که از زندگیش لذت نبره که زنده نیست وهمه هم تایید کردن برام جالب بود حتی افرادی که به نسبت متناسب بودن با زحمت ومشقت فراوان لاغر خودشون نگه داشته بودن ومثل بمب ساعتی بودن که پراز تنش بودن ودرحسرت خوردن وخودشون برای فعالیت بیشتر میکشتن با اینکه خسته بودن وپادرد داشتن اما سرپا میموندن تا کالری بیشتری بسوزونن😅🤣عصبی بودن وبا ترس چاق شدن رندگی میکردن خیلی برام جالب بود من ۴ ماه از زندگیم لذت بردم همه چیزم خوردم از نوشابه وکیک گرفته تا سس وفست فود وتنقلات اما به لطف خدا الان یک ماهی تقریبا میشه که پرخوری نکردم آفرین به من امروز دلم میخواست شیرینی بخورم وکیک صبحانه مختصری خوردم وساعت ۳ عصر رفتیم محضر اونجا دوتا باقلوا خوردم با نسکافه وچقدرم لذتشو بردم البته کوچولو بودن اومدیم خونه برای ادامه جشن وشام بعد شادی که در منزل کردیم ومن همیشه عقب مینشستم واصلا شادی نمیکردم به همراه همسرم کلی شادی کردیم وکلی لذت بردم کیک عقد دادن ومن یک تکه به نسبت کوچک بود را با لذت خوردم با چای وکلی کیف کردم وچند تایی میوه که گفتن شام حاضر من واقعا جای کمی داشتم ومیل نداشتم برای اولین بار در عمرم فقط ۵ ق غذا خوردم وکمی دسر وماست وبقیه غذامون با خودم به خانه آوردم شاید بقبه که نوشته من میخونن بگن اینهمه چیز خوردی بازم میگی کم خوردم اما باید بگم که من پرخوری نکردم واصلا احساس پری وسنگینی وفشار شکمم را احساس نکردم در ضمن همه چیز به مقدار کم خوردم وبه نسبت قبل که در حد خفگی میخوردم خیلی کمتر خوردم کلا مساله کم خوری نیست مساله درست رفتار کردن مساله ترس نداشتن از کالری وچاقی مساله منم که به خودم افتخار کردم با رفتارم ووقتی دیدم بقیه شیرینی وکیکشونو ار ترس چاقی نخوردن اما درشام خودشونو خفه کردن تازه متوجه شدم چقدر من فوق العاده شدم وتغییر کردم یه چیز دیگه هم که بهوضوح دیدم افزایش اعتماد به نفسم بود که بااعتماد به نفس فوق العاده ای رفتار کردم خیلی به خودم افتخار کردم دلم میخواست قند بسابم روی سر دختر عمه عزیزم که این کارو انجام دادم با اعتماد به نفس عالی وافتخار قبلا اگه بود حتی میترسیدم خواسته خودمو بگم چه برسه که برم وکارو به دست بگیرم قبلا ها فکر میکردم من از بقیه کمترم اما امرور فهمیدم من ار بقیه زیبا ترم ار بقیه باارزش ترم از بقیه شجاع ترم واز بقیه قوی ترم واعتماد به نفسم عالیه به خودم افتخار کردم یکی از حسودان فامیل بهم گفت چقدر زیبا شدی ومن با افتخار گفتم بله ممنون وبعدش چنان نگاهم گرفتش که اقرار کرد که البته زیبا بودی ومنم بازم گفتم ممنون از شما قبلا اگه بود میگفتم نه بابا چشاتون خوشگل میبینه نه شما لطف دارین وکلی خودمو خراب میکردم واونم میگفت آخی خیلی دختر خوبیه وکلی خودمو خراب میکردم من به خودم افتخار میکنم که اینهمه تغییرات مثبت کردم وکدهای صحیح رفتاد میکنم یکی دیگشم اینکه همیشه آدمهای متناسباز خودم دور میدونستم اما امروز حسابی بهشون دقت کردم والگوی خودم قرارشون دادم حتی یکیشون داشت میگفت من پرخوری نمیکنما اما وقتی مهمونی میام دیگه کلا نمی تونم چیزی بخورم البته بعدا میرم خونه حسرت میخورما اما دست خودم نیست اصلا مهمونیا غذا وخوردنی از گلوم پایین نمیره خیلی عالی بود حتی بدون اینکه ازش بپرسم خودش اومد وبه بغل دستی من اینو گفت ورفت 😍😍🤩🤩چشام برق زد من خیلی هیکلشو دوست دارم با اینکه ۳۰ وچند سالشه ویک بچه هم بدنیا آورده اما خیلی متناسب وهیچ وقتم رژیم نمیگیره یا ورزش خاصی نمیکنه فقط فعالیت روزمره شو انجام میده امروز به خودم افتخار کردم که با همه کارهایی که داشتم میثاق نامه مو اجرا کردم وبرای خودم ارزش قائل شدم استاد من مدیون راهنمایی هاتونم وتا عمر دارم شاکر خداوندم چون منو نجات داد من یه روزی به هیچ اون خانم که الگوی من دست پیدا میکنم وبازم بقیه رو بیشتر از قبل شگفت زده میکنم وتا ابد متناسب میمونم من اشتیاقم بسیار زیاد شد به طوری که خوابم نبرد وامدم بنویسم اینجا موفق وپیروز باشید همگی وآفرین به من بابت همه تغییرات فوق العادم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۰۹/۳۰ ۰۱:۵۱
      مدت عضویت: 2422 روز
      امتیاز کاربر: 5130 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 1,115 کلمه

      منم قبل از اشنایی با این دورها هر وقت به جای تفریحی و مکانهای سرسبز و پارک ها و باغ و دورهمی و مهمانی و …….. میرفتم باید بیشتر میخوردم چون میگفتم اومدم بیرون باید خوش بگدرونم پس تا میتونستم میخوردم و یک گام دیگه به سمت چاقی برمیداشتم .حالا خیلی از این کار فاصله گرفتم ولی هنوزم کم و بیش اینطور میشم قبلا هر دفعه که میرفتم تفریح یک گام دیگه میشد به سمت چاقی و لی حالا از هر ده دفعه بیرون رفتنم شاید یه دفعه رو با این فکر غلط تفریح کنم و خوش بگدرونم که اونم به خاطر این هست که هنوز باید باورهام و فرمولهای ذهنیم تغییر کنن و باید روشون کار کنم و نه دفعه رو به خوبی و با افکار خوب سپری میکنم و من تمام توجهم رو میارم روی نه دفعه که درست عمل کردم و کاری به اون یه دفعه ندارم که نا امید بشم و میگم همینکه تعداد رفتارهای صحیح من از رفتارهای غلط من بیشتر هست این نشان از تغییر کردن من هست و به خودم میگم حتی استاد هم که در این مسیر ساعتها کار میکنه و کلی از ما جلوتر هست ولی بارها اشاره داشتن که خطاهایی داشتن ولی مهم نیست و گفته نباید توجه کنیم.

      من فکر میکنم به قول استاد که داخل یکی از فایلها گفتن ایرانیها معمولا همه چیزشون با خوردن هست معمولا عزاداریشون با خوردن هست شادیشون با خوردن هست تفریحشون با خوردن هست و جشناشون با خوردن هست و …..که اینم یه فرهنگ اشتباه هست بین ایرانیا هست.
      ذهن توانایی داره از لاعری به سمت چاقی حرکت کنه و از چاقی به سمت لاغری حرکت کنه یعنی ذهن توانایی تغییر کردن و یادگیری دوباره و چند باره رو داره اما این دو مسیر با هم تفاوت دارن و زمانی که لاغری و میخواهی به سمت چاقی حرکت کنی حرکت اسونتر هست چون صفحه ی ذهن سفید هست به راحتی به نتیجه دلخواه میرسه ولی اگه بخواد دوباره همین مسیر رو برگرده اما دیگه این مسیر برگشت به راحتی نیست چون ذهن سفید نیست و مثل کاغذ خط خطی هست که میخواد نقاشی بکشه پس کار سختتر هست البته سخت که نه باید ذهن آموزش ببینه تا فرمولها و تصاویر درست رو دوباره ایجاد کنه و جایگزین بکنید.

      وقتی ما لاغریم و میخواییم چاق بشیم معمولا خیلی راحت تونستیم چاق بشیم ولی از چاقی به لاغری ذهن پر از فرمولهای چاق کننده هست و ترس از چاقتر شدن داریم و از خودمون بدمون میاد و…. اینها همه باعث میشه تصویرهای چاقتری در ذهن داشته باشیم .
      پس ما با کدنویسی میتونیم شرایط جسمییمون رو تغییر بدیم.
      پس ذهن فرد چاق پر از فرمولها و کدهای چاقی هست .
      تصویر سازی بر مبنای چیزی که نیست سخت هست یعنی الان ما چاقیم و هیچ وقت هم خودمون رو در هیچ سنی در تناسب ندیدیم پس چطور بخواییم تصویر لاعر از خودمون رو تجسم کنیم؟ این سخته ولی با انجام تمرینها ی دوره این توانایی رو پیدا میکنیم که با انجام تمرینها و نوشتن اونها ما تصویرهای ذهنی تناسب خودمون رو با نوشتن پیدا میکنیم و همین کار باعث میشه حرکت ما به سمت متناسب شدن بره اما خدا رو شکر بازم من خوشحالم چون من از زمانی که خودم رو میشناسم تا زمان ازدواجم کاملا لاعر بودم و بعد از ازدواجم چاق شدم که اونم بارها با رزیم گرفتن براش تلاش کردم که دوباره متناسب بشم و چاقی خودم رو نپدیرفتم و اخرین بار رژیم اساسی من در ۶یا ۵سال پیش
      بود که با رزیم بسیار عالی و متناسب شدم و در این ۵ سال پیش هم به قول استاد مثل یو یو بودم همش در رفت و امد بین چاقی و لاعری با زجر و سختی و ناراحتی بودم و کلی عکس و لباس از دوران تناسب خودم دارم پس تصویر ذهنی لاعری از خودم بسیار در ذهنم هست و خود لاغرم رو به راحتی به یاد میارم و بازم خدا رو سپاسگزارم .
      پس برای فرد چاق تصویر سازی بر مبنای چیزی که نیست سخت هست .
      ذهن ما در اول مثل کاعذ سفیدی بوده و ما هدایت شدیم به سمت چاق شدن و این کدها و فرمولها ثبت شده و اما حالا که چاقیم ذهن ما مثل یه کاغذ خط خطی هست که میخواییم روی اون نقاشی بکشیم و این احتیاج به اموزش داره و دادن کدنویسی و فرمولهای صحیح داره
      و فرد چاق ذهنش مملو از افکار و کدهای چاقی و تصویر چاق کننده هست .
      متناسب شدن بر اساس کد نویسی لاغری امکان پدیره و ما هم میتونیم همین ذهن رو برای لاغری کدنویسی کنیم
      منم چند تا از کدنویسی و فرمولهایی که در این مسیر لاغری جایگزین کدهای چاقی کردم رو مثال میزنم مثلا :

      من عاشق جسمم و خودم هستم و عاشقانه خودم و تمام نافرمی های جسمم رو دوست دارم و به تک تک سلولهای جسمم عشق میدم در هر لحظه و جسمم به این با ارزشی رو تبدیل به سطل اشغال هر مواد غذایی در اطرافم نمیکنم .

      جسم من روند طبیعیش به سمت متناسب شدن هست و دوست داره به سمت تناسب حرکت کنه و من هم با به اندازه خوردن باید این فرصت رو به جسمم بدم تا من رو به سمت تناسب ببره

      جسم من توانایی متناسب شدن با قدرت ذهن رو داره چون لاعری یه هنر که باید اون رو یاد بگیریم و برای یاد گیری و هر آموزشی نیاز به قدرت ذهن داریم

      هیچ عامل بیرونی مثل قرص و ورزش و رژیم و ورزش در لاغری من تاثیر داعمی نداره فقط خودم میتونم با تغییر از درون خودم لاغری رو به دست بیارم .

      من مسولیت چاقی و لاغری خودم رو قبول میکنم و خودم در این راه لاعری به خودم کمک میکنم و در این مسیر از هیچ تلاشی سر باز نمیزنم.

      من انتطارم از خودم این هست که هر روز لاغر تر
      و متناسبتر بشم و .

      هیچ غذایی قدرت چاق کردن من رو نداره و من رو چاق نمیکنه و این رفتارهای ما هستن که ما رو چاق میکنن..

      من اشتها ندارم و چیزی به این اسم در جسم ما وجود خارجی نداره که من بخوام بگم این نمیزاره نخیر من خودم قدرت انتخاب دارم که تصمیم بگیریم چه مقدار غذا در چه زمانی بخورم .
      و ….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      ۱۳۹۹/۰۹/۲۹ ۲۲:۵۴
      مدت عضویت: 2138 روز
      امتیاز کاربر: 1755 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      فایل ” کد نویسی ذهنی براي چاقی و لاغری “:

      لاغری و در معناي گسترده تر تناسب اندام ، راحت تر از اون چیزی است که فکرش را میکنید. ما بایست با کارکردهای ذهنمون اشنا بشیم. ما بایست از قدرت ذهن براي لاغری استفاده کنيم. ما داريم یاد میگیریم چطور با حذف کلمه رژیم از زندگى لذت ببریم. پس بیایید همه با هم با انرژی فوق العاده زیاد و با هیجان زیاد ذهن خود را براي لاغری کد نویسی کنيم. 😀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار emangholi azade
      ۱۳۹۹/۰۸/۳۰ ۱۱:۵۹
      مدت عضویت: 2469 روز
      امتیاز کاربر: 2120 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 158 کلمه

      به نام خدا
      سلام استاد من هم مثل هنرجوی شما روزی انقدر لاغر بودم که آرزوی چاق شدن داشتم وهمه اطرافیانم منو مسخره میکردن ووقتی چاق شدم میگفتن که حیف شد چقدر لاغر بودی ومن همه ی تلاشم روکردم تا چاق بشم واونموقع بعد از هر کیلویی که زیاد میکردم کلی ذوق میکردمو خودمو تشویق میکردم وبعد از چاقیهای زیاد که تصمیم گرفتم لاغر بشم خیلی برام سخت بود ولی الان که بادوره آشنا شدم خیلی خوب میتونم برای خودم تصویر سازی لاغری کنم وخیلی خوب نتیجه گرفتم وتمام رفتارهاوعادتهای چاقیم ازبین رفته وکم کم داره درجسمم هم خودشو نشون میده دیگه اصلاریزه خواری ندارم اصلانمیگم من اینو نمیخورم میگم اگر میل داشتم میخورم واکثرا میبینم که میل ندارم وچون نه نمیارم ذهنم آرومه چون میگه خوب الان نشد یه فرصت دیگه وهمینطور عادتهام روز به روز به زمانی که لاغر بودم نزدیکداره میشه وکد نویسی ذهنم داره درست میشه ومن روبه سمت هدفم که لاغری هدایت میکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیرین محصلی
      ۱۳۹۹/۰۸/۲۷ ۱۸:۴۸
      مدت عضویت: 2481 روز
      امتیاز کاربر: 17423 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 97 کلمه

      من بعداز تموم کردن دوره ی ورود به سرزمین لاغرها ودوباره تکرار کردن دوره ی تکرار دارم به توانایی های ذهنم پی می برم ومتوجه می شم چرا ما انسان ها مختار هستیم وقدرت انتخاب داریم وعدالت خدا یعنی چی؟واینکه ما باکد نویسی ذهنمون تمام زندگی خودمون رو رقم می زنیم ومی تونیم باآموزش کد گذاریهای قبلی ذهن خودمون رو عوض کنیم در واقع جایگزینی کنیم با کدهایی که دلمون می خواد وما رو خوشحال وشاد می کنن ،پس ما می تونیم با کد نویسی مجدد ذهن برای لاغری ،لاغربشیم ولاغر بمونیم پس پیش به سوی لاغری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mojgan
      ۱۳۹۹/۰۸/۲۰ ۱۴:۳۶
      مدت عضویت: 2449 روز
      امتیاز کاربر: 8446 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 124 کلمه

      با سلام
      من به لطف خدا با کدنویسی ذهنم تونستم به قدری در رفتار غذاییم تفاوت ایجاد کنم که خودمم باورم نمیشه. تونستم با کدنویسی ذهنم نگاهم به مواد غذایی عوض کنم. با کدنویسی ذهنی تونستم فقط به معدم به اینکه آیا میل دارم یا نه توجه کنم یعنی به خودم احترام بذارم و با کدنویسی ذهنم تونستم بپذیرم که اضافه وزن تقصیر خود من بوده و ربطی به ارث و تفاوت تو با بقیه نداره. من دامنی داشتم که انقدر شکم و پهلوم توش معلوم بود که می خواستم بندازمش بره اما این ماه انقدر شکم و پهلوم توش کوچیک شده که به راحتی می پوشمش و می دونم متناسب ترم میشم همه اینها با کدنویسی دوباره ذهنم بوده و خدارو شکر می کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zohre.taheri.345
      ۱۳۹۹/۰۸/۱۵ ۰۰:۲۳
      مدت عضویت: 2350 روز
      امتیاز کاربر: 1185 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 414 کلمه

      به نام خدای مهربان
      با سلام محضر استاد عزیز عطار روشن و دوستان شگفتی سازم
      هر چه به گذشته برمی گردم‌ و دقت میکنم زمانی نبوده که متناسب باشم از بدو تولد به قول خونواده تپل بودم و به مرور زمان و با تکرار چاقی مون ارثیه،چاقتر هم شدم بنابراین صفحه ی ذهنم هیچوقت از فرمول ها و باورهای چاقی خالی نبوده و همیشه پر از خط خطی های چاقی و چاق شدن و نکنه چاقتر بشم و وای اینا خوردم چاق شدم و هر چی بخورم چاق میشم و آبم می خورم چاق میشم و حرص بخورم چاق میشم و….بوده و هر روز هم بر این فرمول ها و باورهای غلط اضافه میشده…و طبیعتا جسمم هم در همین مسیر چاقتر شدن قرار گرفته و من چاق و چاقتر شدم.
      تا الان که با قدرت ذهن آشنا شدم و فهمیدم با آموزش ذهن و جایگزین کردن فرمولها و باورهای صحیح میشه در مسیر لاغری قرار گرفت و متناسب شد…
      اما هیچ پیش زمینه ای از لاغری در ذهنم وجود نداشت و ذهنم با این واژه‌ها بیگانه بود برای اینکه مسیر جدید لاغری را در لابلای باورها و فرمول های غلط چاق کننده براش ترسیم کنم علاوه بر گوش دادن به فایل ها و نوشتن تمرینات با احساس خوب و استمرار داشتن، سراغ آلبوم عکسهام رفتم و عکسهایی که چندین سال پیش بعد از ی رژیم سخت و عذاب آور گرفته بودم را مدتی طولانی نگاه کردم اونها رو در گوشیم ذخیره کردم و گاه و بیگاه نگاشون میکنم تا هم به ذهنم یادآوری کنم که من می تونم متناسب بشم و هم تصاویر متناسب و خوش اندامم در ذهنم ترسیم کنم تا بدونه مسیر آینده ی مرا چطوری ترسیم کنه و جسمم را به همون مسیر عالی هدایت کنه…
      راستش خودم هم با دیدن عکس های اون روزا واقعا شگفت زده شدم و قدری غمگین که چرا من که با اون همه زحمت به اون شرایط عالی رسیده بودم چرا نتونستم اون شرایط و اون اندام زیبا را حفظ کنم و حسرت خوردم که ای کاش همون موقع با لاغری با ذهن آشنا شده بودم و با کمک این آموزش های عالی تونسته بودم اون شرایط عالی را برای خودم حفظ کنم و از طرفی امیدوارتر شدم و ذوق و شوقم خیلی بیشتر شد که من می تونم دوباره با استمرار و اشتیاق و احساس خوب جسم جدیدی برای خودم خلق کنم و از داشتن اندامی متناسب و زیبا و زندگی ایده‌آل جدید لذت ببرم و سلامتی و شادی و آرامش را دوباره بدست بیارم…
      به امید آن روز زیبا🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادى
      ۱۳۹۹/۰۷/۲۵ ۰۸:۰۷
      مدت عضویت: 2205 روز
      امتیاز کاربر: 24258 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 501 کلمه

      سلام و درود , استاد عزيز & دوستان گرامى سرزمين لاغرى با ذهن😊
      روز چهل و هفتم تكرار , فايل , كد نويسى ذهن براى چاقى و لاغرى ,
      منظره ى زيباى طبيعت و موزيك شاد اين فايل , خيلى عالى و انرژى بخش بود . يادم مى ياد هر موقع پارك مى رفتيم , هر نفر , يه بستنى و شايد يه دونات مى خورديم🍦و به چاقى هم فكر نمى كرديم , اصن كلمه ى چاقى توو ذهنم نبود . براى رفتن به طبيعت , غذا ى آماده رو از خونه مى برديم , يا كه همونجا غذا درست مى كرديم و با تنقلات , چاى و … وقتى هم برمى گشتيم خونه , بايد كلى لوازم رو كه با خودمون برده بوديم طبيعت , مرتب مى كرديم و خيلى هم خسته مى شديم . البته خوش هم مى گذشت , بخاطرِ اينكه انرژى طبيعت رو هم دريافت مى كرديم . بازم به چاقى فكر نمى كرديم چون از طبيعت لذت مى برديم . تا قبل از ازدواج , من به كلمه ى چاقى – لاغرى فكر هم نمى كردم , اصن توو ذهنم نبود . بخاطرِ اينكه من لاغر اندام متناسب بودم و كاملا برام طبيعى بود لاغرى . خيلى راحت غذا مى خوردم , و در خانواده مون نشنيده بودم كه مثلا بگن , اينو بخور , لاغر مى شى , اونو نخور , چاق مى شى . هيچ كارى براى اينكه لاغر بشم و يا لاغر بمونم , انجام نمى دادم , اما لاغر بودم ‼️ اين سالها هم نوسان زياد داشتم , لاغر هم مى شدم اما انگارى ديگه به همين فرم چاقى عادت كرده بودم , و هر بار كه كاهش وزن داشتم و يا بدنم , توو فرم مى رفت , دوباره بى خيال مى شدم و همون روند چاقى ادامه داشت . با اين حال من خودم مسئوليت چاقى خودم رو بر عهده مى گيرم , و هيچ دليلى براى چاقى من وجود نداشته و اين من بودم كه تحت تاثير حرفاى ديگران قرار گرفتم . حالا هم كه به لطف خداى مهربان در اين مسير هستم , اميدوارم با تغيير و اصلاح الگوهاى ذهنى م و تغيير رفتارهاى غذايى م , به تناسب اندامى كه داشتم , برسم . از همون مسيرى كه چاق شدم , از همون مسير هم دوباره برمى گردم و لاغر مى شم , من در مسير تناسب فكرى و لاغرى با ذهن , مراقب احساس خوبم هستم , مراقب هستم كه در حال و احساس خوب غذا بخورم . همين ديروز من نكران مسئله اى شدم و رفتارهاى غذايى م مناسب نبود ‼️ اما ذهنم به من يادآورى كرد كه تو نگران هستى براى همين دارى زياد مى خورى ‼️ حداقل آلارم رو احساس كردم . اما قبلا اين آگاهى به من داده نمى شد ‼️ راه حل معنوى در درون خود من است . من به بدنم گوش مى دم .
      با تشكر فراوان , شاد و شادمان باشيد🧡🧡

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا