0

کدنویسی ذهن برای لاغر شدن

کدنویسی ذهن برای لاغر شدن
اندازه متن

تا حالا شده حس کنی مغزت داره علیهت کار می‌کنه؟ 😩

انگار هر بار تصمیم می‌گیری لاغر بشی، یه نیروی نامرئی از درون، تو رو به سمت خوردن بیشتر می‌بره 🍰🤯

در واقع، اون چیزی که نمی‌ذاره وزن کم کنی، نه تنبلیه، نه ارثیه… بلکه همون کدنویسی ذهن برای لاغر شدنه که تا الان انجام نشده! 🧠💻

همون‌طور که کامپیوتر بدون کد درست کار نمی‌کنه، ذهن ما هم بدون برنامه‌ریزی درست، نمی‌تونه بدن متناسب بسازه.

تو این مقاله می‌خوام با زبون ساده و تصویری بهت نشون بدم که چطور می‌تونی ذهن خودت رو مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای برای کاهش وزن برنامه‌ریزی کنی 🌱💡

آماده‌ای خودت رو از نو “کدنویسی” کنی؟ ✨

ضرورت کدنویسی ذهن برای لاغر شدن ✨🧠

تصور کن هر روز صبح بیدار می‌شی با این نیت که “از امروز دیگه همه‌چیز فرق می‌کنه!” ولی تا ظهر نشده، خودت رو در حال خوردن چیزایی می‌بینی که قرار بود حذفشون کنی… 😞

دوباره شب که می‌رسه، وجدان‌درد، احساس شکست، و صدایی در ذهنت که می‌گه: «تو نمی‌تونی لاغر شی!» یا «تو همیشه همین‌جوری می‌مونی!» 😔

حالا یه سؤال مهم: چرا با اینکه واقعاً می‌خوای لاغر بشی، نمی‌تونی؟

نه، جوابش اراده نیست، ژنتیک هم نیست.

جوابش اینه که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن تا حالا به صورت اصولی در ذهن تو انجام نشده! 🤯

ذهن ما دقیقاً مثل یه سیستم عامل یا کامپیوتر عمل می‌کنه. هر فکری که بارها و بارها تکرارش می‌کنی، مثل یه “کد برنامه‌نویسی” وارد مغزت می‌شه و مغز هم طبق اون کد رفتار می‌کنه.

اگه سال‌ها به خودت گفتی:

  • «من استعداد چاقی دارم»
  • «همه خانوادم چاق‌ان، پس منم باید باشم»
  • «با استرس فقط می‌تونم بخورم» اینا در واقع تبدیل شدن به کدهای ذهنی چاق‌کننده‌ای که مغزت براساس اون‌ها بهت فرمان می‌ده: بخور، ذخیره کن، حرکت نکن 🧁🍕🛋

📚 در مطالعه‌ای درباره علوم اعصاب و رفتاری عنوان شده که:

«باورهای ذهنی افراد درباره غذا و بدن، در شکل‌گیری عادات خوردن و حتی متابولیسم بدن نقش کلیدی دارند.»

یعنی مغزت فقط ابزار اجراست. این خودت هستی که باید دستور درست بهش بدی… و اینجاست که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن وارد ماجرا می‌شه 💻💪

🔁 همون‌طور که با بازنویسی کدهای اشتباه در یک برنامه کامپیوتری می‌شه عملکرد رو اصلاح کرد، تو هم می‌تونی با بازنویسی افکار و باورهای ذهنی اشتباه، رفتار غذایی و جسمی‌ت رو تغییر بدی.

در این مقاله می‌خوام برات توضیح بدم که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن دقیقاً یعنی چی؟ چطور انجامش بدی؟ و چرا بدونش هیچ روشی جواب نمی‌ده؟

آماده‌ای ذهنت رو از نو برنامه‌ریزی کنی؟ ✨

🟩 کدنویسی ذهن یعنی چی؟ و چطور باعث چاقی یا لاغری می‌شه؟ 🧠💾

وقتی از کدنویسی ذهن برای لاغر شدن حرف می‌زنیم، شاید در نگاه اول این واژه‌ها فنی و عجیب به‌نظر برسن، ولی واقعیت اینه که این مفهوم خیلی ساده‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی.

🧩 بذار برات با یه مثال بگم:

فرض کن یه کامپیوتر داری که قراره وزن تو رو کاهش بده. اما تو از روز اول بهش دستور دادی:

  • من عاشق شیرینی‌جاتم
  • بدون نون سیر نمی‌شم
  • اگه ناراحت باشم باید یه چیزی بخورم

❗ یعنی به‌جای دستور «لاغر شو»، بهش گفتی: «بخور، چاق شو، زخیره کن!»

و مغزت مثل یه کامپیوتر فرمان‌پذیر، دقیقاً همون چیزی رو که بهش دادی، بهت برگردونده.

🧠 مغز انسان مرکز فرماندهی بدنه، ولی خودش برنامه‌ریزی نمی‌کنه.

برنامه‌نویسش تویی!

تو هستی که از طریق تکرار افکار، باورها، احساسات و تصویرسازی‌های ذهنی، اون رو کدنویسی می‌کنی.

✅ وقتی بارها با احساس بد از چاقی رنج کشیدی،

✅ بارها با تصویر خودت در آینه دلسرد شدی،

✅ بارها گفتی «نمی‌تونم»،

همه‌ی اینا مثل نوشتن کد توی مغزته: «من چاق می‌مونم»

و تا وقتی این کدها پاک نشن و جایگزین نشن، حتی بهترین رژیم‌ها هم کار نمی‌کنن.

🎯 در ادامه مقاله، درباره اینکه این کدها چطور ثبت شدن و چطور می‌تونی کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو انجام بدی مفصل صحبت می‌کنیم.

🟢 اما یادت باشه: تا وقتی برنامه‌ی درونی ذهنی تو کدهای چاقی رو اجرا می‌کنه، هیچ راه بیرونی‌ای نمی‌تونه تو رو نجات بده…

🟩 چرا بیشتر روش‌های لاغری شکست می‌خورن؟ 🤷‍♀️🚫

حتماً شنیدی که می‌گن: «رژیم گرفتم، ۵ کیلو کم کردم، ولی بعدش برگشت!» یا «یه مدت باشگاه می‌رفتم، وزن کم شد ولی ولش کردم، دوباره چاق شدم!»

🔁 این داستانِ تکراری خیلی از آدم‌هاست…

و اگه صادق باشیم، شاید خودمون هم بارها این مسیر رو رفتیم!

حالا سؤال اصلی اینه: چرا این همه تلاش، این همه سختی، این همه هزینه… ولی باز هم چاقی برمی‌گرده؟ 😟

🧠 جواب ساده‌ست: چون کدنویسی ذهن برای لاغر شدن انجام نشده.

یعنی مغز، هنوز همون “نرم‌افزار چاقی” رو اجرا می‌کنه.

وقتی تو با رژیم گرفتن، فقط غذا رو کم می‌کنی ولی افکار و باورهای ذهنی‌ت همون قبلی هستن، مغزت بعد یه مدت به حالت قبلی برمی‌گرده.

مثل این می‌مونه که بخوای روی یه کامپیوتر ویروسی، برنامه سالم نصب کنی.

تا وقتی ویروس پاک نشه، اون برنامه درست اجرا نمی‌شه! 🦠💻

📊 در تحقیق منتشرشده توسط انجمن روانشناسی آمریکا مشخص شده که:

بیش از ۸۰٪ افرادی که وزن کم می‌کنن، طی دو سال دوباره به وزن اولیه یا بیشتر از اون برمی‌گردن، مگر اینکه تغییرات ذهنی و رفتاری عمیق در سبک زندگی و باورها ایجاد بشه.

💡 یعنی چی؟ یعنی اگر باورهای ذهنی چاق‌کننده مثل:

  • من با غذا آرام می‌گیرم
  • بدن من مقاومه
  • فقط با رژیم سخت می‌شه لاغر شد در ذهن باقی بمونن، حتی اگر ۱۰ کیلو کم کنی، ذهن ناخودآگاهت تو رو دوباره به نقطه شروع برمی‌گردونه.

🔄 ذهن مثل یه GPS می‌مونه. تا وقتی مقصد رو «چاقی» تنظیم کردی، حتی اگه چند کیلومتر به سمت لاغری بری، باز هم برت می‌گردونه!

🎯 پس باید کاری عمیق‌تر از رژیم گرفتن انجام بدی… باید بری سراغ ریشه.

ریشه‌ای به اسم: کدنویسی ذهن برای لاغر شدن

در بخش بعدی دقیقاً بهت می‌گم این کدها چطوری توی ذهن ما ثبت شدن و چطور می‌تونی شروع به بازنویسیشون کنی… مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای که اپلیکیشن زندگی جدیدش رو طراحی می‌کنه 💻✨

🟩 کدهای ذهنی چاقی چطور در ذهن ما ثبت و بازنویسی می‌شن؟ 🧠📝

کودکی رو تصور کن که کنار سفره نشسته، هنوز سیر نشده ولی مامانش با مهربونی می‌گه:

«بخور عزیزم، اگه نخوری ضعیف می‌شی!»

یا وقتی غذاشو کامل خورد، همه تحسینش می‌کنن: «آفرین که غذاتو تموم کردی!» 😇🍽️

همین جمله‌های به ظاهر ساده، شروع کدنویسی ذهن برای چاق شدن هستن.

ذهن کودک، مثل زمین حاصل‌خیزیه که هر چیزی توش کاشته بشه، رشد می‌کنه. وقتی سال‌ها این پیام‌ها رو می‌شنوه، باور می‌کنه که:

  • خوردن = محبت گرفتن
  • پرخوری = تشویق شدن
  • نرفتن سراغ غذا = گناه یا بی‌ادبی

و اینجوری کم‌کم، کدهای ذهنی چاقی، در ناخودآگاه ما ثبت می‌شن 😶💾

📚 طبق تحقیق منتشرشده در Appetite Journal، تجربیات اولیه زندگی، پیام‌های والدین و محیط خانوادگی نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری باورهای غذایی دارند.

افرادی که در دوران کودکی تشویق به پرخوری می‌شدن، در بزرگسالی بیشتر مستعد پرخوری هیجانی و چاقی مزمن هستن.

❗ حالا سؤال مهم: اگه این کدها سال‌هاست در ذهن تو ثبت شدن، آیا راهی هست که پاکشون کنی؟

جواب اینه: بله! و اینجاست که «کدنویسی ذهن برای لاغر شدن» وارد می‌شه 💻🧠

🔄 برای بازنویسی ذهن، باید دو قدم مهم برداری:

🧩 ۱. شناسایی کدهای مخرب ذهنی

اول باید بفهمی چه باورهایی در ناخودآگاهت هست که تو رو چاق نگه داشته.

مثلاً:

  • «من فقط با شیرینی آروم می‌گیرم»
  • «لاغری برای بقیه‌ست، نه من»
  • «من همیشه چاق بودم، همیشه هم می‌مونم»

وقتی این افکار رو با دقت بنویسی و ببینی چقدر تکرارشون کردی، متوجه می‌شی مغزت فقط داره به فرمان‌های خودت عمل می‌کنه! 🤯

🧩 ۲. جایگزینی با کدهای متناسب‌کننده

حالا وقتشه که افکار و باورهای جدیدی رو جایگزین کنی. مثل:

  • «بدن من می‌تونه تغییر کنه»
  • «من هر روز سبک‌تر و متناسب‌تر می‌شم»
  • «من لیاقت زندگی با جسم سالم و رها رو دارم» 🌿

با تکرار این افکار به همراه تصویرسازی و احساس خوب، تو داری برنامه جدیدی توی ذهن ناخودآگاهت نصب می‌کنی. همون کاری که یه برنامه‌نویس با نرم‌افزار جدید می‌کنه 💡🧘‍♀️

و این دقیقاً کاریه که در دوره آموزشی پیشرفته لاغری با ذهن انجام می‌شه:

📥 شناسایی کدهای مخرب

📤 نصب کدهای متناسب‌کننده

و این یعنی شروع واقعی «کدنویسی ذهن برای لاغر شدن»

🟩 چرا باید مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای ذهن خودت رو بازنویسی کنی؟ 👨‍💻🧠

شاید تا حالا فکر می‌کردی که لاغر نشدن تقصیر بدنت، ژنتیک یا شرایط زندگیته… ولی اگه از دید یه برنامه‌نویس به ذهن خودت نگاه کنی، همه‌چیز شفاف‌تر می‌شه.

🎯 یه برنامه‌نویس حرفه‌ای وقتی می‌بینه برنامه‌ای که نوشته درست کار نمی‌کنه، چی کار می‌کنه؟

اول از همه، به خودش شک می‌کنه نه به سیستم.

شروع می‌کنه کدها رو مرور کردن. خط‌به‌خط بررسی می‌کنه که کجا اشتباه نوشته، کجا دستور اشتباه داده، کجا باید اصلاح بشه.

❌ برنامه‌نویس هیچ‌وقت کامپیوتر رو مقصر نمی‌دونه

❌ هیچ‌وقت نمی‌گه «خدا نخواست» یا «سیستم مشکل داره»

✅ اون می‌دونه که نتیجه‌ای که می‌بینه، حاصل کدهایی هست که خودش نوشته.

حالا همین موضوع رو بیار به دنیای ذهن خودت:

ذهن تو، مثل یه کامپیوتر فوق‌پیشرفته‌ست.

کدهایی که سال‌ها با فکر، احساس، باور، جمله‌های تکراری و تجربه‌ها توی اون نوشتی، الان دارن زندگیتو اجرا می‌کنن.

پس اگه بدنت اون چیزی نیست که می‌خوای…

🌟 وقتشه نقش برنامه‌نویس ذهن خودت رو به عهده بگیری

🌟 وقتشه به‌جای شکایت از نتیجه، بگردی دنبال کدهای اشتباهی که ثبت کردی

🌟 وقتشه کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو جدی بگیری

👩‍💻 برنامه‌نویس واقعی، خودش رو مسئول نتیجه می‌دونه.

🌱 و تو هم اگه بخوای واقعاً لاغر شی، باید شجاعت اینو داشته باشی که مسئولیت ذهن خودت رو بپذیری.

🟢 این یعنی: اگه چیزی که الان داری، نتیجه‌ی کدهای قبله، چیزی که می‌خوای، نتیجه‌ی کدهای جدیده!

و تو می‌تونی از همین لحظه شروع کنی به بازنویسی کدنویسی ذهن برای لاغر شدن.

🟩 چرا تلاش‌ برای لاغری بدون تغییر کدنویسی ذهن، بی‌نتیجه می‌مونه؟ 😩🔁

اگه چند ساله که داری تلاش می‌کنی لاغر بشی، ولی هنوز نتیجه‌ای که می‌خوای رو نگرفتی، اول از همه بدون: تو تنها نیستی! 💛

اما نکته مهم‌تر اینه که مشکل از اراده‌ی تو نیست، از رژیم نیست، از ورزش نکردن هم نیست…

👀 مشکل اصلی اینجاست: کدنویسی ذهن برای لاغر شدن هنوز اتفاق نیفتاده.

تا وقتی برنامه‌ی درونی ذهن تو همون باورهای قبلیه، هر چقدر هم تلاش کنی، مثل اینه که سعی کنی با طناب پوسیده از چاه بیای بالا!

مثلاً:

  • صبح‌ها با انگیزه بلند می‌شی که رژیم رو رعایت کنی
  • ظهر وسط کار، خسته‌ای و یه چیزی شیرین می‌خوری
  • شب وجدان‌درد می‌گیری و به خودت می‌گی: «بازم شکست خوردم!»
  • و فردا دوباره همین چرخه تکرار می‌شه… 🔄🍫

🧠 ذهن ناخودآگاهت، با کدهای قدیمی چاقی داره رفتار می‌کنه:

  • «غذا منو آروم می‌کنه»
  • «من همیشه چاق بودم»
  • «موقع استرس باید بخورم»

ذهن ناخودآگاه بیش از ۹۰٪ تصمیمات رفتاری انسان رو کنترل می‌کنه. تا زمانی که این بخش ذهن بازنویسی نشه، تغییرات پایدار در سبک زندگی غیرممکنه.

پس مهم نیست چقدر اراده کنی، چون فرمان اصلی از ذهن ناخودآگاهت میاد!

و تنها راه تغییر این فرمان‌ها، بازنویسی کدهای ذهنیه، یعنی همون چیزی که در مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن انجام می‌دیم 💻🧠

💡 حالا چه کار باید بکنی؟

✅ تلاش بیرونی رو متوقف نکن، ولی تکیه‌ی اصلی رو بذار روی تغییر درونی

✅ افکارت رو بنویس، باورهای تکراری ذهنی‌ت رو پیدا کن

✅ با تمرین، فایل صوتی، تصویرسازی، تکرار مثبت، کدهای جدید رو جایگزین کن

✅ با ذهنی متناسب، رفتارهای متناسب به‌صورت طبیعی ازت سر می‌زنه

🎯 درست مثل افرادی که بدون سختی رژیم، فقط با تغییر نگاه و احساسشون نسبت به غذا و بدن، شروع به لاغر شدن می‌کنن…

و تو هم می‌تونی جزو اون‌ها باشی.

🟩 مراحل کدنویسی ذهن برای لاغر شدن: از تشخیص تا تثبیت 🧠➡️💪

اگه تا اینجا با دقت خوندی، احتمالاً الان کاملاً آماده‌ای که بدونی چطور باید مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو شروع کنی.

اینجا دقیقاً همون کاریه که من در دوره لاغری با ذهن به هنرجوهام یاد می‌دم:

چطور با تمرین‌های ساده ولی عمیق، ذهنشون رو از حالت چاق‌کننده به حالت متناسب‌کننده تغییر بدن ✨

بیاید قدم‌به‌قدم با هم جلو بریم:

✅ ۱. شناسایی کدهای مخرب ذهنی 💣📝

اولین قدم کدنویسی ذهن برای لاغر شدن، شناسایی افکار و باورهایی‌یه که باعث چاقی شدن.

یعنی باید صادقانه بشینی و از خودت بپرسی:

  • من واقعاً درباره لاغری چی فکر می‌کنم؟
  • چه جملاتی رو مدام تو ذهنم تکرار می‌کنم؟
  • وقتی غذا می‌بینم، چه احساسی دارم؟

📌 تمرین نوشتاری ساده‌ای که من به هنرجوها می‌دم، اینه:

چند روز پشت سر هم هر فکری که درباره غذا، خوردن، گرسنگی، اندام، یا چاقی در ذهنت میاد، یادداشت کن.

بعد از چند روز، خودت می‌فهمی که چه کدهایی داره ذهن تو رو هدایت می‌کنه! 🤯

✅ ۲. تشخیص الگوهای احساسی چاق‌کننده 😥🍫

تو خیلی وقت‌ها فقط از روی گرسنگی فیزیکی غذا نمی‌خوری؛

گاهی برای فرار از استرس، بی‌حوصلگی، تنهایی، عصبانیت یا حتی خوشحالی می‌خوری.

و ذهن تو یاد گرفته که غذا = آرامش.

این یه کد خیلی عمیقه که باید شناسایی بشه.

📌 تمرین پیشنهادی من برای این بخش:

هربار که احساس نیاز به غذا داشتی، قبل از خوردن، لحظه‌ای مکث کن و از خودت بپرس:

«الان گرسنه‌م، یا یه احساس رو دارم تجربه می‌کنم؟»

✅ ۳. جایگزینی با کدهای متناسب‌کننده 🌱🧠

اینجا قسمت جذاب ماجراست:

وقتی فهمیدی چه کدهایی داری، وقتشه جایگزینشون کنی با باورهای جدید مثل:

  • بدن من قابل تغییره
  • من توانایی متناسب شدن رو دارم
  • غذا فقط برای تغذیه‌ست، نه آرامش

✅ اینجا از فایل‌های صوتی تأثیرگذار، تصویرسازی ذهنی مثبت، تمرین‌های نوشتاری و مراقبه کمک می‌گیریم تا کدنویسی ذهن برای لاغر شدن به عمق ذهن ناخودآگاه نفوذ کنه.

تکرار جملات تأکیدی همراه با احساس، یکی از قدرتمندترین روش‌ها برای تغییر باورهای عمیق در ذهن ناخودآگاه است.

✅ ۴. تثبیت کدنویسی جدید با تکرار و احساس ✨📣

تغییرات ذهنی، مثل ورزش دادن یه عضله‌ست.

اگه فقط یه‌بار انجامش بدی، هیچ تغییری نمی‌کنی. ولی اگه با اشتیاق و احساس خوب تکرارش کنی، ذهن ناخودآگاهت اونو به‌عنوان کد جدید می‌پذیره.

📌 هنرجوهایی که با تمرکز، فایل‌های صوتی دوره رو گوش می‌دن، تمرین‌ها رو می‌نویسن، تصویرسازی می‌کنن و از تکرار نمی‌ترسن، دقیقاً همون‌هایی‌ان که به نتایج فوق‌العاده می‌رسن. 💫

📸 در آلبوم «شگفتی‌سازان ذهنی» می‌تونی تصاویر هنرجوهایی رو ببینی که با همین مراحل ساده اما پیوسته، تونستن از ذهن چاق‌کننده به ذهن لاغر‌کننده برسن… بدون رژیم، بدون ورزش اجباری، فقط با کدنویسی ذهن برای لاغر شدن 💚

🟩 جمع‌بندی و دعوت دوستانه:

مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو همین امروز شروع کن! 🌟💚

تا اینجا با هم فهمیدیم که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن یعنی چی، چرا روش‌های قدیمی رژیم و ورزش به تنهایی کافی نیستند، و چطور می‌تونیم با تغییر کدهای ذهنی، رفتار و سبک زندگی‌مون رو به سمت تناسب اندام واقعی هدایت کنیم.

یادت باشه: ذهن ما مثل یه کامپیوتر فوق‌العاده پیشرفته‌ست که فقط به کدهایی که بهش می‌دیم واکنش نشون می‌ده.

وقتی کدهای چاق‌کننده رو پاک کنی و به جای اون کدهای متناسب‌کننده بذاری، نتیجه‌اش یه زندگی پرانرژی، سالم و متناسبه 🌈✨

🎯 پیشنهاد ویژه برای تو:

برای اینکه کدنویسی ذهن برای لاغر شدن برات راحت‌تر و علمی‌تر باشه، من دو دوره‌ی فوق‌العاده طراحی کردم:

  1. دوره اصلاح پرخوری و کنترل اشتها در مغز در این دوره یاد می‌گیری چطور پرخوری هیجانی و افکار نادرست درباره غذا رو کنترل کنی و به ذهن ناخودآگاهت فرمان کنترل اشتها بدی. این دوره پایه‌ی مهمی برای شروع کدنویسی ذهن برای لاغر شدن هست.
  2. دوره پیشرفته لاغری با ذهن در این دوره تخصصی‌تر، به صورت عمیق‌تر روی بازنویسی کدهای ذهنی کار می‌کنیم، تمرین‌های عملی و فایل‌های صوتی ویژه استفاده می‌کنیم تا کدهای لاغری به صورت پایدار تثبیت بشن و به زندگی روزمره‌ات منتقل بشن.

🧘‍♀️ تو می‌تونی انتخاب کنی که همچنان به روش‌های قدیمی ادامه بدی یا اینکه از همین الان مسئولیت تغییر ذهن و زندگی‌ات رو بپذیری و با کدنویسی ذهن برای لاغر شدن، آینده‌ای روشن‌تر بسازی.

اگر آماده‌ای تا کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو شروع کنی، همراه من باش تا با کمک تمرین‌ها و فایل‌های آموزشی، ذهنت رو از نو برنامه‌ریزی کنیم و زندگی متناسب و شادی رو تجربه کنی.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.47 از 432 رای

پادکست صوتی
https://tanasobefekri.net/?p=13063
123 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار mohammadmahdiebrahimi@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۰ ۲۱:۰۲
      مدت عضویت: 1725 روز
      امتیاز کاربر: 393 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 256 کلمه

      با سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز و سایر دوستان. من اصلا تصویر لاغری و متناسب بودن از خودم ندارم از دوران کودکی چاق بودم حتیدر دوران ابتدایی مورد تمسخر بچه ها بودم که نمیتونه مسابقه دو بده تا الان که به لطف خدا در گام ۲۴ مسیر لاغر من هستم . تمام کد های ذهن من چاق هست و با گوش دادن به این فایل ها تا حدودی تغییر یافته که ور این لحظه یعنی در تاریخ  ۱۴۰۰/۱۰/۲۰ متعهد میشوم که به ذهن خودم کدهای صحیح بدهم که مغز بر اساس آن کدها فرمان را صادر کند و من آن فرمان را با کمال میل احرا کنم. کدهای ذهن من این بوده گه این غذا رو بخور دیگه نمونه یا نریز ش بخور حیفه الان کد جدید رو جایگزین میکنم این که بدنت حیف نیست گه میخوای غذای اضافه بریزی داخلش . یا اینکه به خودم میگم حیوانات هم اضافه نمیخورن تو که اشرف مخلوقات هستی و عقل داری چرا باید اضافه بخوری یا اینکه وقتی عصبی میشم خوشحال میشم ناراحت مبشم باید بخورم اون هم اضافه الان دارم به خودم میگم الان خوشحال هستی یا ناراحت چه ربطی به گرسنگی داره آیا تو الان گرسنه هستی که میخوای بخوری امیدوارم با این جایگزین های درست بتونم این ۳۵ کیلو اضافه رو از بدنم بیرون کنم و لذت متناسب شدن رو با تمام وجود درک گنم . اسناد عزیزم من قطعا نتایج گوش دادن به فایل ها و انجام تمرینات رو از این تاریخ به بعد اعلام خواهم کرد. باز هم ممنون و سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6601 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 36 کلمه

        سلام و درود
        برای لاغر شدن امیدوار نباش
        با امیدواری کار به نتیجه نمی رسه
        مطمئن باش
        با اطمینان از اینکه لاغری رو تجربه میکنی به سایت مراجعه کن و قدم های آموزشی رو بردار
        منتظر خوندن نتایح عالی شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ماهر
      ۱۴۰۰/۱۰/۰۱ ۱۳:۳۳
      مدت عضویت: 1673 روز
      امتیاز کاربر: 5176 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 66 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی.

      استاد من یه مشکلی دارم و اون اینکه من رفتار غذاییم خیلی تغییر کرده و خوشحالم.

      اما همش فکر میکنم که خوب تو دیگه درست غذا میخوری و دیگه چاق تر نمیشی چون اندازه نیاز بدنت غذا میخوری.بعد نمی دونم چجوری خودم رو قانع کنم پس لاغر میشم.احساس میکنم این مانع ذهنی یا همون فرمول غلطه …میشه بگید این فرمول رو چطوری اصلاح کنم؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6601 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 24 کلمه

        سلام و درود
        نیاز نیست قانعش کنی
        همین که از خودت راضی هستی کافیه
        به همین طریق ادامه بده و به چطور لاغر شدن فکر نکن
        موفق باشی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار ماهر
          ۱۴۰۰/۱۰/۰۱ ۲۳:۲۰
          مدت عضویت: 1673 روز
          امتیاز کاربر: 5176 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 36 کلمه

          سلام و درود فراوان.

          ممنون استاد بابت وقتی که میگذارید .خدا بهتون سلامتی و برکت و. وسعت رزق و زمان بده.

          من واقعا بلد نیستم چطور از شما تشکر کنم،پاسخ ها واقعا انرژی و انگیزه میده 😊

          واقعا ممنون🌸🌸🌸

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متعهد بمان
      ۱۴۰۰/۰۹/۲۷ ۱۱:۵۷
      مدت عضویت: 2476 روز
      امتیاز کاربر: 7933 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      سلام به همه

      من هم بچگی هام خیلی لاغر بودم انقد که خانوادم میگفتن اگه غذا نخوری میمیریا، اینجوری میخواستن منو بترسونن تا غذا بخورم، اصلا هیچ غذایی نبود که مورد علاقم باشه اصلا غذا برام مهم نبود بهش فکرم نمیکردم، تا اینکه سوم چهارم ابتدایی که دیگه همه چیو درک میکردم کم کم حرفای اطرافیان داشت روم تاثیر میذاشت، دیگه خودم دوس داشتم یکم پر تر بشم و شروع کردم به خوردن غذا برای تشویق شدن، حالا نه انقدر که تا خرخره بخورم ولی یادمه وعده های غذاییمو میخوردم تا بقیه تشویقم کنن، کم کم اینکار برام عادت شد و من از اون غذاهایی که دوست داشتم بیشتر میخوردم، تا اینکه نتایجش بعد از ۳،۴ سال در ذهنم ظاهر شد و من متوجه اضافه وزنم در حد ۶،۷ کیلو شدم، و هر سال رفته رفته به وزنم اضافه شد تا دوم دبیرستان که طبق سنم چاق بودم حدود ۱۰ کیلو اضافه وزن و اونجا اولین رژیمم شروع شد تا الان، منی که کاملا متناسب بودم و غذا ذره ای برام اهمیت نداشت تبدیل شدم به یه انسان چاق با ۳۰،۴۰ کیلو اضافه وزن، اینجوری شد که خودم فرمولهای چاقی رو در ذهنم نوشتم و ذهنم هم سالهاست داره دستورشو صادر میکنه و من تو این سالها نتونستم کاری کنم چون زورش خیلی زیاد بود، تا اینکه با این سایت آشنا شدم و استاد گفتن نیاز به اینهمه تلاش نیست نمیخواد انقدر زجر بکشی سختی بکشی ۴ ساعت ورزش کنی هیچی نخوری نصف غذاها و خوراکی ها رو حذف کنی تا لاغر شی، فقط باید همون فرمولارو دستکاری کنی تا دستور لاغری بده، چطوری؟؟؟ با گوش دادن به فایلها با دادن ورودی های جدید و عمل کردن به اونها، مهم عمل کردنه که باعث میشه کم کم فرمولای جدید ساخته بشن و مغزت دیگه دستور پرخوری نده که تنها راه تثبیتش استمرار در عمل کردنه تا تبدیل به عادتمون بشه تا دیگه خودکار درست و به اندازه بخوریم، رمز موفقیت ادامه دادنه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 11 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ZahraKasaeipour@gimal.com
      ۱۴۰۰/۰۹/۲۳ ۲۳:۳۱
      مدت عضویت: 1874 روز
      امتیاز کاربر: 468 سطح ۱: کاربر مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 391 کلمه

      سلام و درودفراوان بر همه دوستان عزیز و سلام و درود بر استاد گرامی 

      این فایل برام یک آرامش خیال همراه با اراده مصمم برای تقویت یک مهارت جدید بود بله کدنویسی مهارتی که باید خوب آموزش ببینم.

      یادمه سالیان قبل میگفتند کسانی که کامپیوتر بلد نباشند بیسواد قرن جدید هستند. حالا ما با یک ابر کامپیوتر بزرگ که هدیه بی نظیر خدادای است رو به رو هستیم و این مثال برامون از جنبه دیگه ای اهمیت پیدا میکنه. حالا که می دانیم با یک ابر کامپیوتر طرفیم پس باید کدنویسی را هم یاد بگیریم. آرامش خیالم به این دلیله که میتوانم این مهارت را یاد بگیرم . چون من بهترین خلقت خداوند هستم و با توانی که بخشیده آموزش خواهم دید و خود را مجهز خواهم کرد برای آینده بهتر.کدهایی که ثبت میکنم عبارت است از این موارد:

      من بهترین آفریده خداوندم و خدای مهربانم من را به زیباترین و متناسب ترین شکل آفریده است.

      من با تناسب اندام خودم جایگاه برتری را نزد خداوند مهربان حفظ خواهم کرد.

      من متناسب عزیزترین بنده خدارند هستم.

      من از حق الهی خودم برای لاغری کمال بهره را خواهم برد.

      من از نعمات الهی به بهترین نحوه استفاده خواهم کرد.

      غذاها به عنوان نعمتی که از طریق آنها انرژی بدنم تامین می شود مورد استفاده من است و من کاملا مختارم از هر ماده غذایی به اندازه نیازم استفاده کنم.

      سفره نعمات الهی هر روز گسترده تر از روز قبل پیش روی من باز است و هر روز بر تنوع غذاها و خوراکیها افزوده می شود و من مهمان عزیز خوان کرم الهی هستم.

      این دنیا پر از فرصت‌هایی شادی و عشق هست که خوردن در پیش آنها یک توقف  کوتاه محسوب می شود.

       دنیا به من متناسب عشق می ورزد و من نیز عاشقانه در خدمت کاینات هستم.

       بی نهایت فرصت رشد در دنیا برای من هست که با تناسب اندام کیفیت بهتری به زندگی من خواهد داد.

      تناسب اندام باعث شادی  بیشتر من در جمعها و تنهایی خواهد بود.

      تناسب اندام مرا از زندان غمها و رنج چاقی رها خواهد کرد.

      من ازاد و رها در زندگی شیرین خود انرژی خودم را برای رشد و مهربانی صرف میکنم.

      من قدرتمندم برای آموزش مهارت لاغری .

      من از مسیر  اموزش لاغری ، توانایی آشتی با خودم و آشنایی با قدرت بی نظیر خودم را کسب کردم.

      من خدای مهربانم راشاکرم که فرصت پاکسازی ناخودآگاهم را داد تا بتوانم اطلاعات نامناسب را حذف کنم.

      استاد عزیزم بسیار سپاسگزارم

      خداوند مهربان بی نهایت سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      ۱۴۰۰/۰۹/۰۲ ۱۵:۲۹
      مدت عضویت: 2000 روز
      امتیاز کاربر: 10613 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,161 کلمه

      سلام و درود بر همکلاسی های برنامه نویس و پرانرژی  

      کدنویسی ذهن…

      سالهای زیادی از اختراع کامپیوتر می گذرد ولی سخت افزار کامپیوتر خود به خودی و تنهایی مورد استفاده قرار نمی گیره بلکه برنامه ها و نرم افزار های کامپیوتر هستند که راه حل مسائل و خواسته های ما را ارائه می دهند . 

      خود این نرم افزار ها از تعدادی کد تشکیل شدند و فقط انسانهایی که مهارت برنامه نویسی دارند و آشنایی به خصوصیت حافظه و مغز کامپیوتر دارند می توانند برنامه نویسی کنند و البته افراد کمی هستند و اکثر افراد جامعه از نرم افزارهای آماده شده استفاده می کنند (تقلید و اسارت ناآگاهانه )و اختراع کامپیوتر شبیه سازی شده در مقیاس خیلی کوچکتر و سطح پایینتر از سیستم مغز انسان هست .

      وقتی ما به این کره خاکی فرستاده شدیم یک ابر کامپیوتر فوق هوشمند به ما هدیه شده است که پلم بوده و کاملا نو و پاک در اختیار ما قرار گرفته است چون ما اراده داشتیم و خداوند متعال قبولمون داشته است خودمون این سیستم را برنامه ریزی کنیم برای خلق خواسته هامون و تقویت مهارت و یادگیری و سهولت در انجام کارهامون غیره …

      ما به وسیله دیده و شنیده هامون و احساسی که نسبت به موضوع داشتیم هر بار یک کد در مغز خود ذخیره کردیم مثلا چربی نخور چاق می شی !انقدر نخواب چاق میشی !انقدر نشین چاق میشی !اگر ورزش کردن را ول کنی بیشتر چاق میشی !در دوران قاعدگی ورم می کنی چاق میشی و بارداری چاق می کنه ،شیردهی چاق می کنه ،حرص خوردن چاق می کنه  و تمام این کدها کنار هم نرم افزار چاقی را در ذهن ما ایجاد کردند و خروجی داره میشه چاقی …(دستورات پرخوری و ریزه خواری و ترس بیشتر و ولع بیشتر و تنبلی صادر میشه تا خواسته محقق بشه .

      همانطور که یک برنامه نویس کامپیوتر وقتی خروجی رضایت بخش را از نرم افزارش دریافت نمی کنه فقط به بازنگری کدهای ثبت شده و اصلاح و تست مجدد نرم افزار می پردازه و اصلا از سخت افزار و خدا و پیغمبر و مملکت و خانواده عصبانی نمیشه…فردی که چاق هست هم در مرحله اول باید عملکرد ذهن را متوجه بشه و درک کنه تا بپذیره که خودش مسئول کدنویسی ذهنش هست و خبر خوب اینه که تا بی نهایت بار ذهن ما میتونه کد جدید ثبت کنه و نرم افزار رویایی  ما را برای خلق آرزوهامون در تمام موارد زندگی  ارائه بدهد .ولی چون ذهن ما مثل روز اول پاک و سفید نیست و در واقع خط خطی شده و انبوه فرمولهای ذهنی چاق در آن ایجاد  شده برای ایجاد نرم افزار جدید که لاغری هست باید کمی بیشتر تلاش کنیم و تکرار و تمرین داشته باشیم (برای شکست و حال بد کاری انجام نمیدیم چون همراه با اکثریت هستیم ولی برای موفقیت جهت مخالف را انتخاب کردیم و باید هرروز کاری انجام دهیم )باید اول کدهای چاقی شناسایی شوند و بعد کدهای صحیح لاغری جایگزین شوند و با توجه و تکرار و تمرین و استمرار فرمولهای لاغری پررنگ می شوند و کدهای چاقی کم رنگ و خروجی میشه تناسب اندام …

      پسر من بعد از پیش دبستانی که وارد کلاس اول شد معلمش گفت پیش دبستانی خوب نیست چون بچه ها با الفبا غیر اصولی آشنا می شوند و کار ما و دانش آموز سخت میشه باید هرچی یاد گرفتند پاک بشه تا از نو اصولی یاد بگیرند و امروز با دیدن این فایل متوجه شدم که یادگیری در هر زمینه ای اولین بار خیلی مهمه که آموزش صحیح دشته باشیم آموزش زبان و ریاضی و خیلی از مهارتها که باید به خداوند بسپاریم که بهترین راه و مسیر بر ما روشن بشه )و من کمی یاد گرفتم که مسیر یادگیری هامو فقط از خداوند طلب کنم 

      و یادش بخیر یکی از اساتیدم می گفتند فنجون ذهنتون را خالی کنید و به کلاس بیایید و تمام همه چیز دانایی های ما از قبل شده محدویت ما ؟!….

      همانطور که یکی از دوستان ناآگاهانه با گفتن عبارتی و البته تصویری که در ذهنشون به وجود آمده بود خواسته خود را خلق کردند شاید ما هم بارها در زندگی در موارد دیگر یا جنبه های زندگی این کار را انجام داده باشیم که فکر می کنم ۹۰درصد هم در جهت خلاف خواستمون بوده ولی امروز که به لطف خداوند و موج آگاهی با عملکرد ذهن کمی بیشتر آشنا شدیم می تونیم تصویرسازی هایی داشته باشیم برای اینکه رویای خود را خلق کنیم و تجربه من این بوده که البته من ماشین مورد علاقم را بسیار تصویرسازی می کردم و اوایل خیلی به سختی اینکار را انجام می دادم و با دیدن تصویر ماشین و نقاشی کشیدن کمی تصویر واضح شد برام ولی ذهنم تصاویر را بریده بریده می کرد و اجازه نمی داد.و هی قطع می شد و به هر حال نتیجه این بوده که من هر بار بیرون میرم اون ماشین را باید ببینم خیلی وقتها دو سه بار در روز  (که نشونه ای از این داره که کائنات هوشمنده و البته ترمزهایی در ذهنم وجود داره که به مرور رفع میشه )برای لاغری من بارها تناسب را تجربه کردم برای مدت کوتاه مثلا یکی دوماه ولی حتی با نگاه کردن به تصاویرم هم ذهنم همکاری نمی کرد و دائم تصویر می پرید از ذهنم و قطع می شد امااااااا  از زمانی که خیلی عمیق دارم هرروز با گامها پیش میرم ناخودآگاه بدنم را جمع می کنم و حتی مدل راه رفتنم هم تغییر کرده حالت کشیده و شکم صاف و بدن جمع شده راه می روم وتصویر واضح ؟!…🤔دقیق نمی دونم….. اما احساس لاغری دارم و این کاملا درسته که اصل و پایه شناسایی فرمولهای چاقی هست و جایگزین کردن و تقویت فرمولهای لاغری و تصویر ذهنی که خودبه خودی به وجود میاد خیلی ارزشمنده یعنی تخیل نیست خیلی حقیقی هست و عمیق و تصویر ذهنی و عبارت تأکیدی میتونه تلنگر باشه و در واقع انگیزه دهنده است مثل چاشنی غذا میمونه زردچوبه و نمک به تنهایی قابل استفاده نیست .

      از عملکردم بگم براتون امروز که ناهار دخترم را سرو کردم دوست نداشت ولی غذای مورد علاقه من بود وقتی گفت دوست ندارم من طبق عادت دوقاشق خوردم و گفتم خیلی خوشمزه است که ..،و ناخوداگاه رفتم برای خودم غذا آماده کردم که بخورم اما زمانی که خواستم شروع کنم انگار معده من گفت من که الان گرسنم نیست ؟!و لذتی هم نمی برم و خیلی راحت برد گذاشتم سر جاش و چندساعت بعد که گرسنه شدم خوردم(خیلی از این رفتارم کیف کردم 👏 دوبار هم پیش اومد که متوجه نبودم یک تیکه کوچک نان در دهانم بود و به خود اومدم گفتم من که سیرم و انداختم سطل زباله 👏دو شب پیش ساعت ۱/۵نیمه شب خیلی گرسنه شدم بلند شدم با آرامش برلی خودم ساندویچ سوسیس با سس فرانسوی درست کردم و خیلی سبک خوابیدم 👏خیلی دقت نمی کنم که نقطه سیری کجاست یهو دیگه میل ندارم و توانستم غذای اضاف ته ظرف را دوربریزم (عاشق خودم شدم و قدرتم و بدن هوشمندم )احساس ارزشمندی خاصی می کنم و تفکرم سطح بالاتری گرفته است و نوشتن تمرینات بسیار لذت میبرم 

      آسونی مسیر گواری جام وجودتون عشق باشید 🍃🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۹/۰۱ ۱۰:۲۸
      مدت عضویت: 1811 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 255 کلمه

      سلام
      من خودم در همسرم دیدم ک چطور با تصویر سازی باعث شد ک چاق بشه همسر من رفته بود مهاباد برای کار و انجا تو همونجا هم میخوابید و استراحت میکرد هم کار هی میگف از بس میشینم چاق خواهم شد چاق شدم هی من ترس از چاق شدن رو دیدم تا اینک واقعا چاق شد
      خب چیزی غیر از کدنویسی ذهن میتونه باشه
      من خودم در زمان کنکور گفتم چن میشینم درس میخونم چاق میشم و چاق شدم طوری ک شدم این
      هرروز ی بهانه های جدید طبیعی دونستم چاق شدنمو رو و انتظار چاقی داشتم
      الان ک میام مقایسه میکنم میبینم من چقدر تغییر کردم دیگه اون فریبای ک هی دنبال پیچ های رژیم و دیدن هر لحظه اونها چک کردن و ترازو وزن کردن غذا مدام ب این فک کردن ک کدوم رژیم بگیرم اخر هفته بشه من بخورم عذاب وجدان بیاد چقد من تغییر کردم چقدر فک کردن ب خوردنم کم شه و این من هستم ک تغییر کردم و مسلما اثراتش خواهم دید
      جسمم دستورات از مغز میگیره و من دارم ذهنمو از هرچه ناخالصی هس پاک میکنم تا ب خود خود طبیعتم نزدیک بشم
      از دادن فرصت ب خودم خیلی خوشحالم
      یک عمر شنیدم و بدون فکر قبولش کردم
      اما الان ن
      میخوام تغییر کنم
      حالا فهمیدم ادمهای اطرافم براساس باور خودشون خدا رو زندگی رو خودمونو ب ما فهموندن
      و همه اونها پوچ بودن
      ومن خودم خودمو خلق میکنم اونجوری ک دوس دارم
      خیلی خوشحالم ک فرصت برگشت دارم
      من ایمان دارم ب خودم ب ذهنم ب خدای خودم ب این مسیر و ب استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صبا
      ۱۴۰۰/۰۸/۲۹ ۲۳:۲۱
      مدت عضویت: 2094 روز
      امتیاز کاربر: 21831 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 837 کلمه

      سلااام

      خداروشکر میکنم برای اینجا بودنم

      قرار شد اول از تغییرات و رفتار های درست هر روزم بنویسم،

      درسته من این چند وقته خیلی رفتار های اشتباه غذایی داشتم ولی چند روزه دارم عالی عمل میکنم عالییی ، دقیقا زمانی که پیام سیری رو دریافت کردم میفهممش و دست میکشم از خوردن این خیلی منو خوشحال میکنه  ، یه فرمول دیگم پیدا کردم توی خودم که نشون میداد من هنوز مسئولیت صد در صد چاقیم رو نپذیرفتم ، اونم این بود که من از یک هفته قبل از اینکه عادت ماهانم شروع بشه تا زمانی که تموم میشد ، احساس میکردم پرخوری هام بیشتر میشه و هر بار طبیعی میدونستم که یکم بیشتر بخورم چون فکر میکردم این اتفاق توی بدنم باعث میشه انرژی بیشتری ازم بره و من بیشتر میخورم ولی این بار به خودم گفتم تا کی میخوای پرخوریاتو گردن عادت ماهانت بندازی ؟ مگر برای بدنت فرق میکنه که چه اتفاقی داره توش میوفته؟ تو باید به احساست توجه کنی و پیام سیری و گرسنگی رو دریافات کنی نه اینکه از روی عقل و منطقت بگی من بدنم نیاز داره و … و همه ی اینا از حرفای دیگران نشئت گرفته ، یعنی همیشه مامان و مامانجونم به من گفتن باید توی این دوران خیلی چیز بخوری و خودتو تقویت کنی اما من خودم هیچ وقت این فرمولو توی خودم کشف نکرده بودم تا اینکه این بار با خودم صادق بودم و خداروشکر میکنم که با آگاهی پیدا کردن به این موضوع و نزدیک شدن به پذیرش مسئولیت صد در صد چاقیم یه گام به هدفم نزدیک تر شدم.

      من مسئولیت کامل چاقی و لاغری خودم و به عهده میگیرم و هر زمان فرمول جدیدی پیدا کردم تمام تلاشم رو میکنم که به شکل عالی یه فرمول درست رو جایگزینش کنم.

      خیلی رفتار هام توی همین چند روزی که این مساله رو در خودم کشف کردم بهتر شده ، امروز دلم صبحونه نمیخواست و روبه ساعت ۹ یکم گرسنم شد و لقممو خوردم با آرامش ، این آرامشه خیلی مهمه من خیلی وقت بود که از خودن آرامشی نداشتم . هر روز دارم بهتر عمل میکنم و این باعث افتخار منه ، کافی میکس درست کردم ولی چون میدونستم نیاز بدنم خیلی کمتر از تصوریه که به اشتباه از خودم دارم ، نصف بسته رو توی لیوانم ریختم و همونم تا نصفه ی لیوان خوردم و چند ساعت بعدش دوباره یه آبجوش که درست کردم بقیه ی کافی میکسه رو ریختم توش و خوردم . ناهارمم با دوستم نشستیم روی پله های دم ساختمون خوردیم ولی یه گربه ی خیلی لوس بود که میومد و از ما غذا میخواست بعد من یکم بهش غذا دادم ، یکم از نونم خورد ولی دیگه طرفش نرفت بعد خودش اومد سرشو کرد توی پلاستیکی که بقیه ی نونا رو توش گذاشته بودم و وقتی حواسم نبود تیکه ی آخره نونمو از توش در اورد و یه گاز ازش زد ،خیلی بامزه بود ، من صبح که داشتم نون برمیداشتم برای خودم سه تا تیکه ی کوچولو برداشتم و همش خانم مخرب بهم میگفت نه کمته حالا گرسنه می مونی ولی با اینکه این گربه کوچولو یکی و نصفی از نونامو برداشت و در واقع حرومش کرد چون نه خودش خورد نه گذاشت من بخورم ولی من سیر شدم و هیج احساس نیازی در من نبود ، تازه از غذامم اضافه موند که اونم ریختم برای پرنده ها همراه نونایی که گربه نخورد.

      این رفتار های درست منو به وجد میاره و خیلی خوشحالم میکنه چون احساس رضایت بهترین احساسیه که میتونم تجربه کنم . خیلی خوشحالم و مطمعنم وقتی این راهو ادامه بدم این فرمولا توی ذهنم نهادینه میشن و نقشه ذهنی دارم برای ادامه ی زندگیم . وقتی مسیولیت زندگیمو به عهده بگیرم همه چیز بر وفق مرادم پیش میره چون خودم زندگیمو پیش میبرم نه هیچ عامل یا فرد دیگه ای.

      چه قدر موضوع این فایلو دوست داشتم ، داستان اون دختر واقعا جالب بود ، ذهن ما واقعا همچین قدرتی داره . وقتی سفید و پاک باشه و کد نویسی هاش بر طبق فرمولای پیش فرض باشن حتی با یه سری کلمات ساده هم میشه توش تغییر ایجاد کرد و رفتار هامونو تغییر داد ولی این کار فقط مال زمانی هست که ذهن ما در رابطه با یه موضوع هیچ اطلاعاتی درش نیست ، برای همین خیلی زود این کار و این جملات جواب میدن اما وقتی ما کلی فرمول اشتباه تو ذهنمون داریم با ۲۴ ساعته جمله تاکیدی گفتن هم درباره ی چاقی ، هیچ تغییری در ما به وجود نمیاد ، ما باید این ذهن رو آموزش بدیم چون دیگه سفید نیست ولی این خبر بدی نیست چون ذهن ما قابلیت اینو داره که فرمول های جدید در اون ایجاد کنیم . اولین قدمش اینه که بهش یاد بدیم و قانعش کنیم که این راه درسته و با ادامه دادن راه اشتباه چاقی بقای ما رو به خطر میندازه ، و در واقع این فرمول ها در طولانی مدت بر عکسه رسالت ذهن ماست.

      پس این عالیه اگه ما در این مسیر بمونیم و تمریناتو انجام بدیم و در زندگی عملیشون کنیم .

      من خیلی اشتیاق و ذوق دارم

      خدایا شکرت

      ممنونم استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۰۸/۲۸ ۲۲:۴۸
      مدت عضویت: 2388 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,590 کلمه

      روز ۴۷ تکرار

      سلام وقت بخیر 

      امروز هم با فایل صبحگاهی و میثاق نامه مثل هر روز شروع شد خدارو سپاسگذارم برای این ثانیه های معجزه بخش که به ما هدیه داده میشه 

      قبل از اینکه بخوام فایل امروزو گوش کنم از عملکرد عالی  دیشبم بگم ،گفته بودم که ۵ شنبه تولد دعوت شدم ،دیروز غروب که رفتم تولد و بساط پذیرایی روی میز متنوع چیده شده بود ،منم که گرسنه بودم پس از چند تا تنقلات و میوه استفاده کردم و سیر شدم و رفتم برای رقصیدن و شادی کردن

      زمانیکه شام‌ کشیدن من هنوز گرسنه نبودم و حتی نمیتونستم یک لقمه غذا بخورم بنابراین شامم رو کشیدم توی بشقابم و گذاشتم که وقتی گرسنه شدم بخورم ،کیک هم سرو کردن که من باز هم میل نداشتم و گرسنه نبودم ،تا ۱۲ شب که گرسنه شدم و چند قاشق شام خوردم 

      میزبان خیلی متعجب بود که فریده چرا شام نخورد،کیک نخورد و اصلا دور میز پذیرایی توقف نداره ، بهم میگفت حالا دیگه میایی تولد ما چیزی نمیخوری ،بهش گفتم من هر چیزی دوست داشتم خوردم و سیرم 

      تفاوتی که در خودم با دیگران دیدم این بود که موقع کشیدن شام من مخالفت کردم و گفتم الان‌ که گرسنه نیستیم و چندین  نفر دیگه هم همینو گفتن ولی جالب بود همه اونهایی که برای سرو شام مخالفت کردن ، غذاشونو خوردن و گفتن بوی غذا بهمون خورد وسوسه شدیم و خیلی هاشونو میدیدم که احساس سنگینی میکردن و اینه فرق افرادی که این آگاهی هارو بلدن ،اینکه گرسنه نباشیم به زور نخوریم 

      درک این موضوع که مغز انسان چقدر قدرتمند و هوشمنده به ما این نویدو میده که میتونیم با برنامه ریزی و ساخت کدهای مورد دلخواه به خواسته ها و نتایج بزرگی برسیم ،قبلا آدم ها اطلاعات کمی از کارایی مغز و ذهن خودشون داشتن و وقتیکه ندونی ،نمیتونی ازشون اشتفاده کنی

      و هر چقدر آگاهی ها بیشتر میشه سطح پیشرفت ها بالاتر میره ،همین افرادی که الان تو سایت تناسب فکری هستند و دارند آموزش میبینن دیگه مثل افراد عادی فکر و رفتار نکنن چونکه آگاه شدن به قدرت ذهنشون،مثل دیشب من که به بدنم آسیب نرسوندم 

      حالا چه کدهایی در مغز افراد چاق وجود داره که مدام فرمان چاقی و رفتارهای چاق کننده میده ، کدهایی که برنامه نویسی بدن مارو به عهده دارن ، کدهایی مثل تو پرخوری، غذاها چاق کننده هستن ، شام چاق کننده است ،بدن تو مستعد چاقیست، تو ارثی چاق هستی ،ژنتیکت چاقه ، استخون بندیت درشته ،خلقت خدا برای تو چاقی بوده ، تحرکت کمه ،برنج میخوری، تند غذا میخوری ،دیروقت غذا میخوری ،شیرینی جات میخوری وووو

      اینها بعضی از  کدهای مغز افراد چاق  هستن که هر روز طبق اونها بهشون فرمان داده میشه و اونها پذیرفتن که راهی جز چاقی ندارن ،حالا هر چقدر ما دلمون بخواد لاغر بشیم بصورت ریشه ای  امکانپذیر نیست ،با داشتن رژیم و ورزش های سخت لاغر شدیم ولی موندگار نبوده 

      کار مهمی که در دوره های لاغری با ذهن انجام میدیم تغییر اون کدهاست و جایگزین کردن کدهای فراموش شده ذات و فطرتمونه 

      دیشب به همه خانم های اون تولد نگاه میکردم با خودم گفتم فریده چند درصد از آدم ها آگاهی های تورو بلدن ،تو یه گنج همراه خودت داری اینو درک کن ، اولا که همشون چاق و تپل بودن بغیر از دخترای من که اونا هم چند کیلویی اضافه وزن جدیدا پیدا کردن 

      تمام خانم هایی که اونجا بودن از چاقی میترسیدن ،از خوردن میترسیدن ،میخوردن ولی درونشون میترسید ،اینو از کلامشون متوجه میشدم  با توجه به اینکه خودم هم قبلا شکل اونها فکر میکردم 

      با تغییر کدهای چاقی به لاغری ،الان من در وضعیت خیلی بهتری هستم که دیگه دغدغه چاقی و چی بخورم یا نخورم رو ندارم ،راحت و رلکس ،گرسنه باشم میخورم نباشم نمیخورم ،یه مسئله بسیار ساده رو یاد  گرفتم و دارم تا حدود زیادی انجامش میدم ،مثلا امروز صبحانه سوسیس تخم مرغ درست کردم وسط صبحانه خوردنم متوجه شدم در حال سیر شدن هستم بقیه تخم مرغمو بدون نون خوردم دیگه آلارم های بدنمو متوجه میشم،اینها نشانه تغییر کدهای مغزمه  

      دقیقا این مطلب صحیحه که ما سالها کدهای اشتباه وارد کردیم و دست به اون کدها نزدیم ولی به تکرار راه های اشتباه را رفتیم بدون اینکه متوجه باشیم که شاید ریشه مشکل ما جای دیگری باشد ،یعنی تکرار یک رفتار اشتباه و انتظار نتایج عالی 

      و منشاء تمام چاقی هارو  ناتوانی و بی عرضگی خودمون تصور میکردیم و مدام در سرزنش و خودتخریبی بودیم ، فکر میکردیم چیزی در بیرون ما خرابه و در جای اشتباهی دنبال گم شده مون بودیم 

      این مثالو به تکرار زدم که وقتی کدهای فتوشاپ در کامپیوتر خود داریم میتونیم فتوشاپ کنیم نه چیز دیگری ولی ما از برنامه فتوشاپ انتظار برنامه مثلا آموزش رقص داشتیم و تا کدها تغییر نکنه لاغر شدن امکانپذیر بصورت ریشه ای نیست  

      اینکه هنرجویی با نوازش کردن شکم خودش چاق شده بود رو من با رفتارهای دخترم هم تجربه کردم ،دخترم با خواهر کوچیکتر من خیلی باهم رابطه شوخ طبعی دارن ،چند سال پیش برای یه مدت چند ساله من با این خواهرم رفت و آمد تناتنگی داشتیم و تقریبا هر روز پیش هم بودیم 

      از اونجاییکه ما صبحانه نهار شام با هم بودیم و دخترم به شوخی بعد از غذا دست میکشید روی شکمش یا میزد روی شکمش و میگفت وای شکمم باد کرده انقدر خوردم و یجورایی حتی شکم خودشو بیشتر باد میکرد که با خواهرم بخندن و شوخی کنن و از اون کار لذت میبردن ،بعد از چند وقت متوجه شدم شکم دخترم یکمی بزرگتر شده و از اون به بعد دخترم یک سایز اضافه شد با اینکه هیکل خوب و متناسبی داشت و چونکه مدام محل کارش بهش میگفتن داری چاق میشی یکمی چاقتر هم شد 

      با توضیحات این فایل که مشخص شد این  کدها هستن که برنامه ریزی زندگی مارو رقم میزنن و از اونجایی که من از بدو بدنیا اومدن تپل بودم و بعد از چند سال بسمت چاقی حرکت کردم ،نشون میده که مغز من سفید و بدون کدهای چاقی نبوده و در این دوره ها کدهای مخرب زیادی در خودم شناسایی و رفع کردم و همینطور الان میدونم که باید روی کدهای جدید بیشتر کار کنم تا نتایج عالیتری داشته باشم  

      و در ادامه مسیر کدهای تناسب اندام در مغز من فعال خواهند شد که بر حسب تمیزتر شدن مغزم از آلودگی های چاقی ، بدنم بسمت لاغر شدن حرکت خواهد کرد ،پس شناسایی مسئله اولین و مهمترین بخش مشکل من بود که خدارو شکر حل شده و الان در مسیر کدگذاری های جدید هستم

      و از نتایجم متوجه شدم که کدهای مخربی هنوز هم در من فعال هستن چرا که اگر نبودن من الان باید به ایده آلم رسیده بودم و مطمئن هستم همونجوری که تا الان اینهمه تغییر و پیشرفت داشتم بقیه کدها هم دونه دونه شناسایی و رفع خواهند شد و اون وقت مغز من تمیز و خالی از افکار و ترس های چاقی خواهد شد و مثل افراد متناسب رها و آزاد زندگی خواهم کرد 

      اینکه افراد چاق نمیتونن تصویرسازی کنن بخاطر اینه که هیچ وقت خودشونو در لاغری ندیدن ،مثل خودم که سابقه لاغر بودن بصورت نرمال و طبیعیو نداشتم من بدنیا اومدم چاق بودم و زمان هاییکه چند کیلو لاغر شدم لاغری با رژیم و سختی و با ترس بوده نه اینکه من بدن نرمالی داشته باشم 

      پس هیچ خاطره یا تصویری و عکسی در مغزم وجود نداشت که بخوام به یاد بیارمشون ،که بتونم خودمو لاغر تصور کنم ،قبلا تمام راه های لاغریو روی من بسته بودن و منو مطمئن کرده بودن که تو فقط میتونی چاق باشی و چاره ای نداری

      حالا حس های ناتوانی هام و خشم ها و رنج هام هم مزید بر علت میشدن که من حتی نتونم به لاغر شدن فکر یا تجسم کنم و کار راحتی نبود حتی الان هم من خیلی خودمو متناسب تخیل نمیکنم تا میام یکمی خودمو متناسب تصور کنم مغزم منو به مسیر دیگه ای  منحرف میکنه 

      با درک این موضوع که با تغییر کدهای مغزی میتونیم به خواسته هامون برسیم ،پس با گذاشتن کدهای لاغری میتونیم در خودمون رفتارهای لاغریو ایجاد کنیم و جسم هم که اطاعت کننده است 

      خدارو شکر میکنم که در حال ساخت کدهای لاغر شونده هستم ،خدارو شکر میکنم که کدهای جدید در من در حال ساخته شدن هستن 

      اینکه دیگه از خوردن غذا ها نمیترسم و کد مضر بودن غذاها در من شکسته شده و کد غذاها انرژی بخش هستن بوجود اومده ، کد من لایق لاغر شدن هستم در من بوجود اومده،کد منهم میتوانم لاغر زندگی کنم در من ایجاد شده

      کد ارثی و ژنتیکی نبودن چاقی در من تبدیل شده به من میتوانم متناسب باشم بدلیل داشتن کدهای لاغری، اینکه من بدلیل استخون بندیم چاق هستم تبدیل شده به اینکه منم میتونم با استخون بندیم لاغر بشم و استخون هام طبق لاغر شدن من ظریف تر خواهد شد 

      کد شام خوردن باعث  چاقی میشه تبدیل شده به شام خوردن حق طبیعی منه و بمن انرژی میده برای ادامه حیاطم و لازمه بدنمه ،کد شیرینی ها باعث چاقی میشن تبدیل شده به شیرینی ها هیچ فرقی با سبزیجات ندارن این افکار مسموم ماست که چاق کننده است

      کد بی تحرکی باعث چاقی میشه  تبدیل شده به تحرک هیچ ربطی به چاقی من نداره من بدون تحرک هم میتونم لاغر بمونم ورزش کردن به زیباتر شدن بدنم و ترمیمش کمک میکنه 

      کد ضعف و ناتوانی در من تبدیل شده به کد قدرت و توانمندی، کد فرد چاق در من تبدیل شده به کد فرد متناسب ، کد تصویر چاق به تصویر لاغر تبدیل شده ،کد تنفر به خود به عشق تبدیل شده ، کد جنگ درونی به محبت تبدیل شده 

      و یه عالمه کدهای عالی در من ایجاد شده که به مرور رفتارهای متناسب در من شکل میگیره و هر چقدر در این راه مهارت کسب کنم از شخصیت چاق قبلیم دورتر خواهم شد

      و سپاسگذار خداوند هستم برای قرار دادن من در این‌ مسیر زیبا  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۴۰۰/۰۸/۰۴ ۰۱:۱۵
      مدت عضویت: 2481 روز
      امتیاز کاربر: 21300 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 309 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      واقعا جالبه که این دوسنمون که می خواست یه کم چاق بشه که از بس مردم بهش گفته بودن اصلا نمی دونم مردم چرا به همه کار کار دارن البته  من هم همینطوری بزرگ شدم ولی الان دیگه خیلی روی حرف زدنم دقت می کنم بی خودی حرف نمی زنم به کسی هم هی نمی گم چاق شدی لاغر شدی چیزهای خوبشو می گم ولی .

      دخترم که خوب اینجا به دنیا اومده اونم  از این حرفا نمی زنه الان مخصوصا چند وقت پیش که یه نفر به مامان من گفت چقدر چاق شدی خیلی ناراحت شد گفت نباید کسی به کسی از این حرف‌ها بزنه …

      خلاصه این دوستمون با همین دست کشیدن روی شکمش و گفتن اینکه چقدر خوب شدی ،چقدر عالی شدی در عرض ۳ ماه چاق شده بدون تغییر در مقدار مصرف مواد غذایی ولی بعد از سه ماه دیگه یواش یواش فرمولها عوض شده و دستورات پر خوری صادر شده و این چاق و چاق تر شده اون موقع چون ذهنش کد نویسی نشده بوده برای چاقی یواش یواش با این کدها نوشته شده ولی الان که می خواد لاغر شه دیگه ذهنش سفید نیست مثل همه ما باید با این اموزشها کم کم دوباره کد نویسی بشه و کدهای جدید جایگزین کدهای قدیمی بشن . 

      من هم اتفاقا یه عکس از دوران اوایل ازدواجم گذاشتم بغل ایینه ام یه وقتا بهش نگاه می کنم من چون بعد از زایمان چاق شدم به دفعات و همیشه متناسب بودم .

      اره منم خیلی اشتباه می کنم هنوزم ولی دارم ادامه می دم بعد از دو سال باز فرمولها خیلی کم رنگ شده ولی بازم یه موقع هایی پرخوری هست ولی خوب کمتر .. ولی دیگه مهم اینه که یه وقتا هم که فکر می کنم زیاد خورم ولی احساس نمی کنم که فشار شکم گرفتم یا خفگی و از این حرف‌ها خدا رو شکر .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryammansoori20@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۷/۱۲ ۱۲:۵۸
      مدت عضویت: 1797 روز
      امتیاز کاربر: 251 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 346 کلمه

      به نام خداي زيبايي هاسلام به دوستانگام ٢٤ ، كدنويسي ذهن:

      كامپيوتردستگاهي است ساخته دست انسان كه به خودي خود فقط يك جسم و شيء است وعملا هيچ كاربرد ديگري ندارد و انسان تنها با وارد كردن دو عدد ۰ و ۱ به او دستور ميدهد ، برايش برنامه ريزي ميكند ، كنترل و مديريتش را در دست ميگيرد ، و به طور كلي * هدفش را مشخص و تعيين ميكند* به عبارت ديگر انسان از طريق كد نويسي دستورالعمل ها را براي رسيدن به هدفش به كامپيوتر ميدهد و * خروجي * را دريافت ميكند . •••پس كامپيوتر هيچ اختيار و اراده *پيش فرضي* ندارد و تماما تحت اراده و هدايت ما كنترل و مديريت ميشود••••!!!دقيقا مانند ذهن انسان !!!كه در بدو تولد هيچ تصوري از * چاقي و لاغري ، كالري ، چاقي استرسي ، چاقي بيماري ، چاقي موروثي ، چاقي عصبي ،چاقي دارويي و …..* ندارد و تماما اينها ۰ و ۱ هايي است كه ما براي او *كدنويسي * كرده ايم و *خروجي * ان چاقي و اضافه وزن شده است.اما اين پايان راه نيست …با كمي  تامل و با پيدا كردن و تغيير دادن  *كدهاي معيوب * و تنها با * جابجا كردن اين ۰ و ۱ ها * به راحتي ميتوان *تناسب ذهن و جسم و لاغري * را بعنوان *خروجي*  دريافت كرد.!!!! پس بايد با تكرار ، پشتكار و استمرار به برنامه نويسي قوي با ورودي هاي صحيح براي جسم و ذهنمان تبديل شويم!!!!

      كد هاي معيوب را شناسايي كنيم:

      كد پرخوري = چاقيتحريم و منع غذايي = لاغريبيماري و مصرف دارو = چاقياسترس و تنش عصبي = چاقيژنتيك و وراثت = چاقيغذاهاي چرب ، شيريني و تنقلات = چاقيورزش هاي طاقت فرسا = لاغريرژيم هاي اسيب زننده = لاغري

      !!كد هاي صحيح و جايگزين:

      پرخوري = نياز جسمانيتحريم و منع غذايي = ولع بيشتربيماري و مصرف دارو= بازگشت سلامتياسترس و تنش عصبي = مصرف كالري و انرژي هاي منفيژنتيك و وراثت = طبيعت تناسب جو جسم غذاهاي چرب و شيرين = لذت بردن و تامين نياز بدن ورزش هاي طاقت فرسا = سلامتي و دفع سموم از طريق بالا بردن سطح انرژي و گردش خون و ….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا