خیلیامون دلیل چاقیمون رو پرخوری میدونیم. انگار که اضافهوزن فقط یه اثر جانبی از خوردن زیاد باشه. یه سری دیگه اما داستانشون فرق داره. میگن:
📍 این جلسه ادامه گام ۵۲ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
“ما که زیاد نمیخوریم، پس چرا چاقیم؟!” 🤷♀️
واقعیت اینه که توی ذهن اکثر ما، پرخوری مساوی چاقیه. درست مثل دو دو تا چهار تا! اما این معادله به ظاهر ساده، یه بخش پنهان داره؛
یه بخشی که خیلیا هنوز درست نمیشناسن: 🎯 ارتباط مغز و پرخوری عصبی!
در این جلسه میآموزیم:
🧠🍽️ پرخوری جسمی و ذهنی؛ دو روی یک سکهی چاقی!
اگه فکر میکنی دلیل چاقی فقط زیاد غذا خوردنه، اجازه بده یه رازی رو برات فاش کنم! 😏
خیلی از افراد چاق فقط به خاطر پرخوری جسمی چاق نشدن، بلکه یه نوع دیگهای از خوردن هم هست که خیلی بیصدا و پنهان، آدمو به سمت اضافهوزن میکشونه:
اونم چیزی نیست جز پرخوری ذهنی! 🌀🧠

🍕 پرخوری جسمی یعنی چی؟
خب، این یکی رو همهمون میشناسیم. همون حالتی که بعد از یه دیس پر برنج و دو تا تیکه تهدیگ، میرسی به مرز «وا نمیکنه دیگه!» 😵
تو پرخوری جسمی، بدن واقعاً غذا رو دریافت میکنه. یعنی غذا خورده میشه، معده پر میشه، بعدش احساس سنگینی، خوابآلودگی و حتی درد شکمی پیش میاد.
بدن داره داد میزنه: «بابا بسه دیگه، جا ندارم!» 🙄
اما نکته جالب اینجاست که ارتباط مغز و پرخوری عصبی فقط به پر شدن شکم ختم نمیشه! چون گاهی مغز، حتی وقتی شکم پره، باز هم دنبال لذت بیشتره و این یعنی ممکنه به خوردن ادامه بدیم، فقط به خاطر پیامهایی که از سیستم پاداش مغزی میگیریم.
🧠 پرخوری ذهنی چیه؟! 🤯
اینجاست که ما وارد قلمروی جذاب اما پیچیدهی مغز میشیم… 🧠✨
در پرخوری ذهنی، شاید هیچ غذایی وارد بدن نشه، اما مغز درگیر یه مهمونی مفصل میشه! 🎉
شما فقط داری فکر میکنی به خوردن، مرور میکنی که چی بخوری، یا حتی داری با خودت کلکل میکنی که «بخورم یا نخورم؟»… ولی مغز اینو به چشم یه اتفاق واقعی میبینه.
چرا؟ چون مغز نمیتونه فرق اصل و بدل رو تشخیص بده! 😐
یعنی برای مغز، اینکه واقعاً یه کیک شکلاتی خوردی یا فقط تصورش کردی، فرقی نداره. در هر دو حالت، سیستم پاداش مغزی فعال میشه و دوپامین ترشح میشه 🧪🍫
و نتیجه؟ بدون اینکه حتی لقمهای بخوری، ممکنه دچار احساس پرخوری و رضایت کاذب بشی… این یعنی پرخوری ذهنی، و نشونهی دیگهای از ارتباط مغز و پرخوری عصبی!
❌ رژیم گرفتن و این دور باطل
حالا تصور کن یه نفر میخواد با رژیم گرفتن جلوی چاقی رو بگیره…
چه اتفاقی میافته؟
بدن از نظر فیزیکی در حال محروم شدنه، اما ذهن؟ هی داره صحنههای خوشمزه رو مرور میکنه! 🤤🍟
و این یعنی شروع یه تناقض بزرگ بین جسم و ذهن…
جسم گرسنه نیست، ولی ذهن درگیر خوردنه. و همونطور که گفتیم، مغز نمیفهمه که این فقط فکره! اینجا دقیقاً ارتباط مغز و پرخوری عصبی خودش رو به بدترین شکل ممکن نشون میده!
پس سیستم پاداش دوباره فعاله، دوپامین میپاشه، و پرخوری ذهنی مثل یه فیلم تکراری هر روز پخش میشه. 📺
در ظاهر شاید چیزی نخوری، اما از درون، مغز داره تجربه غذا خوردن رو بارها و بارها تکرار میکنه… و این یعنی حتی بدون لقمه، داری ذهنی چاق میشی — یکی از مهمترین نتایج ارتباط مغز و پرخوری عصبی!

🧩 کلید حل معما: شناخت مغز چاق
حالا که فهمیدیم پرخوری جسمی و ذهنی چطور باعث اضافه وزن میشن، وقتشه با مغز وارد مذاکره بشیم! 🤝🧠
چون مغز ما، این ژنرال پشتپرده، داره دستور پرخوری میده تا دوپامین بیشتری بگیره و حالش خوب بشه.
و این یعنی جنگیدن با پرخوری از راه رژیم و اراده، مثل اینه که بخوای شیر رو با آبپاش بترسونی! 🐅💦
واقعیت اینه که ارتباط مغز و پرخوری عصبی اونقدر عمیق و پیچیدهست که نمیشه فقط با حذف خوراکیها یا برنامههای غذایی حلش کرد.
راهحل واقعی اینه که بریم سراغ منبع دستور، یعنی خود مغز. باید فرمول چاقی مغز و خطاهای ذهنی رو پیدا کنیم، ارتباطهای نادرست رو شناسایی کنیم و با تمرین، بازنویسیشون کنیم.
وقتی این کار رو انجام بدیم، قدم به قدم داریم ارتباط مغز و پرخوری عصبی رو اصلاح میکنیم… و این یعنی شروعی تازه برای متناسب شدن، بدون جنگ و زور و فشار. 💫
🔄 مغز قابل برنامهریزیه، نه با جراحی، با تکرار!
شاید اولش فکر کنی این غیرممکنه!
ولی خبر خوب اینه که مغز ما، برخلاف اون چیزی که فکر میکنیم، کاملاً قابل برنامهریزیه. بدون جراحی، بدون قرص، فقط با تمرین و تکرار! 🧘♀️🔁
📌 اگه تا امروز فکر میکردی پرخوری عصبی یه چیز کنترلناپذیره، وقتشه بدونی ارتباط مغز و پرخوری عصبی مثل یه نرمافزار برنامهپذیر عمل میکنه؛ فقط کافیه یاد بگیری چطور باهاش کار کنی.
مثل یاد گرفتن رانندگی یا دوچرخهسواری، مغز با تمرینهای ذهنی به تدریج فرمانهای جدیدی یاد میگیره.
و این یعنی قدم به قدم، مغز یاد میگیره که برای شاد شدن، لازم نیست به خوردن پناه ببره.
وقتی ارتباط مغز و پرخوری عصبی رو دوباره تنظیم کنی، حتی وسط استرس یا تنهایی، دیگه دنبال یخچال نمیدوی… دنبال خودت میگردی. 🧠❤️🔥
✨ نتیجهگیری خوشمزه!
برای رهایی از پرخوری، باید بفهمیم که ما فقط با غذا چاق نمیشیم، بلکه با فکر غذا خوردن هم چاق میشیم!
🔹 پرخوری جسمی و ذهنی هر دو خطرناکن
🔹 راهحل، تغییر مغزه، نه تغییر فقط رژیم غذایی
🔹 ارتباط مغز و پرخوری عصبی دقیقاً همون چیزیه که باید بشناسیم و تغییرش بدیم
🔹 مغز با تمرین و تکرار قابل آموزش دادنه
🔹 و مسیر رسیدن به تناسب اندام، از مغز میگذره، نه از سفرهی شام!
📌 وقتی ارتباط مغز و پرخوری عصبی رو درست درک کنی، میفهمی چرا بارها رژیم گرفتی و باز برگشتی سر خونهی اول…

🎯 گام نهایی: وقتی مغزت رو بشناسی، پرخوری دیگه نقشه نمیکشه! 🧠💥
اگر تا اینجای مقاله همراه ما بودی، حالا احتمالاً متوجه شدی که پرخوری عصبی فقط یک اتفاق بیرونی نیست.
پشت این میلهای شدید، این گرسنگیهای بیوقت و این حملههای بیرحمانه به یخچال، یک ریشهی پنهان وجود داره:
👇
✍️ در ادامه هم توی گام ۵۴ سراغ «انتظار لاغری» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.09 از 93 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم خدمت استاد عطار روشن گرامي و بقيه اعضاء
.
مبحث اين فايل بسيار براي من جالبه ،شناسايي محرك هاي مغزي موضوعيه كه هميشه دوسش داشتم و توجهم رو به خودش جلب ميكنه .
در روانشناسي يك تئوري هست به نام قانون اثر .اين قانون ميگه اگر يك كاري به فرد احساس رضايت بده ، با تكرار شرايط مشابه احتمالا آن رفتار دوباره اتفاق مي افته ولي در مقابل اگر يك كاري احساس بدي به فرد بده احتمال اينكه اون اتفاق دوباره بيوفته و فرد اون كار رو انجام بده بسيار كم ميشه ..
.
براي من ربطش به چاقي چيه ؟
همونطور كه استاد در متن اشاره كردن ،آزادسازی دوپامین باعث ایجاد احساس خوشایند در انسان می شود. ارتباط بین خوردن و ترشح دوپامین باعث شکل گیری سیستم پاداش مغزی می شود. بنابراین ارتباط خوردن با ترشح دوپامین می تواند باعث ایجاد اختلال در خوردن یا همان علت پرخوری باشد.
توضيح استاد با تئوري “قانون اثر” يك چيز مشترك رو به ما ميگه…وقتي كه ما به فرض مثال ناراحتيم و در اون لحظه ميريم غذا ميخوريم در بدنمون دوپامين ترشح ميشه ..چون غذا ما رو از اون موضوع ناراحت كننده جدا ميكنه و براي لحظاتي مغز ما ميره توي استراحت و ذهن مطمئن ميشه ما رو در حالت بقا نگه داشته و سالم خواهيم ماند…اين روند با تكرار وارد ضمير ناخود آگاه ما ميشه…و بصورت پيش فرض ذهن ما ميدونه يكي از كارهايي كه ما رو زنده نگه ميداره و آرام خواهيم بود ، خوردنه.
حالا يك فردي كه اين عادت ناراحتي و خوردن هميشه براش تكرار ميشه ، تبديل به فردي ميشه كه ميگه من خوردن عصبي دارم ..يا ميگه چاقي من عصبيه …
اين فرد در ذهنش ، بين خوردن و عصبي شدن يك پل ارتباطي ايجاد كرده كه هر وقت عصبي ميشه انگار آتيش گرفته و بلافاصله براي اينكه آتيش رو خاموش كنه از غذا خوردن كه اينجا ميشه اصطلاحا گفت آب براي خاموش كردن آتش استفاده ميكنه.
در نظر بگيريد كه اين يك حالت ساختگي توسط فرد چاق هست و هيچ فرد متناسبي همچين عادتي براي خودش نساخته…در اصطلاح روانشناسي به اين ساختن عادت ميگن شرطي شده گي …يك نوزاد يادميگيره كه وقتي زير سينه مادر ميخوابه، يعني اونجا شير هست ،نوزاد نسبت به خوابيدن زير سينه مادر شرطي ميشه.
فرد چاق شرطي ميشه كه هر وقت عصبي شد غذا بخوره ..يا كلا دهنش بجنبه وقتي عصبيه…
فرد چاق با غذا خوردن داره اون عادت چاقي رو تقويت ميكنه …و نتيجه رو هممون ميدونيم كه انقدر اون عادت رو تقويت كرديم كه الان جزيي از شخصيت ما شده و باورمون نميشه كه ما اين باور نيستيم ..ما بزرگتر از اين باوريم ما خالق اين باوريم و مخلوق همواره از خالق كوچيك تره …
پس ما ميتونيم اين مخلوقمون رو با مخلوقي جديد تر جابه جا كنيم ….چاقي رو خودمون خلق كرديم ميتونيم با تنبيه اون عادت خوردن هنگام عصبانيت ، اون عادت رو هر روز ضعيف تر كنيم و جايگزينش كنيم با مخلوق تناسب اندام .
شايد الان شما كه داري اين متن رو ميخوني تعجب كني از اين موضوع كه چطور امكان داره يك عادت رو تنبيه كرد …
من اينطوري دارم ياد ميگيرم با آموزش ها و فايل ها در اين سايت كه مثلا وقتي عصبي شدم ، بلافاصله نرم سراغ غذا خوردن …كاري كه هميشه ميكردم ..به جاش يه فاصله زماني بندازم بين عصبانيتم با خوردن …اينجوري ما داريم اون عادت خوردن رو تنبيه ميكنيم و هي فاصله بين عصبي شدن و خوردن رو زيادتر ميكنيم …
و در عوض ما مغز رو هم سرگردون نميزاريم اين وسط و پاداش براش در نظر ميگيريم..چون قبلا كه ما عصبي ميشديم با خوردن غذا ،مغز ما دوپامين ترشح ميكرد و باعث احساس شادي ميشد در ما …
درسته؟!
حالا از خودم سوال ميكنم چه چيزهايي هست كه من رو خوشحال ميكنه ..؟ ..با چه چيزهايي من احساس شادي و آرامش خواهم داشت تا مغزم دوپامين ترشح كنه؟ من ميگم حمام كردن حالم رو خوب ميكنه …يا پياده روي حالم رو خوب ميكنه …يا عوض كردن خاك گلدون حالم رو خوب ميكنه …يا اصلا يه كار فوري ميخوام انجام بدم …سريع محلي كه باعث عصبانيتم شده رو ترك ميكنم …اگر تلفني صحبت كرم و عصباني شدم كلا از اتاق خارج ميشم ميرم توي حياط و شروع ميكنم گلها رو آب ميدم ..
در كل، راههايي كه ما با خودشناسي خودمون بهشون دست پيدا ميكنيم رو بايد از قبل بشناسم تا مواقعي كه عادت هاي شرطي شده گي خواستن بروز كنن ، ما از قبل بدونيم چطور و با چه سلاحي پيشگيري كنيم…تمام اين موارد كه گفتم ميشه تنبيه عادت “خوردن عصبي” ..اين روش داره برعكس تقويت عادت “خوردن عصبي” تاثير ميزاره بر مغز و ذهن ما ..به مرور كه اين كار رو تكرار كنيم داريم به ذهن ياد ميديم كه من ديگه با خوردن خوشحال نميشم ..من با كارهاي ديگه خوشحال ميشم ..من ديگه با غذا خوردن لذت نميبرم …من لذت ها رو از كارهاي ديگه ميگيرم …اين همون بخشيه كه استاد ميگه فايل ببينيد ..تمرين حل كنيد..لاغری رو هم ياد بگيريد همانطور كه چاقي رو ياد گرفتيد…تا اين درسهاي تناسب اندام وارد ضمير ناخودآگاه ما بشه…
ما الان ديگه فهميديم كه غذا خوردن يك محرك آزار دهنده بوده براي ما …چون بي رويه ميخورديم ..چرا؟؟؟؟؟…چون ذهن هي براي ترشح دوپامين در هر شرايط نادلخواهي ما رو سوق ميداده به سمت خوردن…در صورتيكه هر شراطي ، ابزار خاص خودش رو داره براي مقابله…ولي ما به ذهن گفته بوديم تنها ابزار ما خوردنه …ناراحتيم ميخوريم…ازدواج ميكنيم ميخوريم…عزيزي از دست ميديم ميخوريم..ميريم سفر ميخوريم…و و و و
ما در تمام موارد به مغز میگفتیم همه دوپامین مورد نیاز بدن ما رو از غذا خوردن بگیر…
این درحالیه که ،هر کاری که به انسان لذت بده باعث ترشح دوپامین در بدن میشه .
الان با این توضح متوجه میشیم ،شاد بودن در رسیدن به تناسب اندام امری لازم نیست
بلکه
امری حیاتی هست
.
چون مغز و ذهن ما باید یاد بگیره ما راههای شاد شدن زیادی رو بلدیم،فقط غذا خوردن نیست.
ما وقتی برای شادیمون همه کاری بکنیم و چیزهایی که خوشحالمون میکنه رو بشناسيم و روزانه برنامه داشته باشیم که با اون لذت ها خودمون رو مشغول کنیم ،مغز هم مجبور نمیشه همیشه ما رو سوق بده به غذا خوردن تا دوپامین لازم برای حیات رو ترشح کنه .
پيشگيري بهتر از درمان
.
ديگه وقتشه محرك هاي نادلخواهمون رو بشناسيم و از قبل براش راه حل پيدا كنيم یکی با عروسی تحریک میشه ..یکی با مسافرت ..یکی با فست فود..یکی با باور اینکه اگر لاغر بشم از چشم شوهرم می افتم ..… به مرور زمان من دارم ياد ميگيرم محرك هاي من در مقابل خوردن با هم متفاوتن از نظر قدرت…يعني چي ؟ يعني باقالي پلو يك محرك قوي هست براي ذهنم ..و در مواجهه باهاش هنوز كمتر ميتونم اختيارم رو در دست بگيرم و سريع بهش پاسخ ميدم ..ولي قرمه سبزي محرك ضعيف تريه براي من …در مواجهه باهاش ميتونم اختيارم رو در دست بگيرم و سريع نسبت به خوردنش پاسخ ندم …
آزمون و خطا لازمه تا راه حل خودمون رو پيدا كنيم …ولي خبر خوب اينه بلاخره راه حل خودمون رو پيدا ميكنيم …خبر خوب اينه فهميديم ما بي اراده نيستيم …ما فهميديم ژنتيكمون چاقي نيست..ما فهميديم خودمون چاقي رو به مغزمون ياد داديم ..مسوليتش رو ميپذيريم …و خودمون يادش ميديم لاغري رو …
من در مقابله با باقالي پلو از قبلش با خودم اهدافم رو به ذهنم ميارم ..لذت رسيدن به اونها رو مرور ميكنم در ذهنم..موقع خوردن سعي ميكنم آگاهانه بخورم…حواسم به نقطه سيريم هست…صداهاي توي سرم رو ميشنوم و باهاشون صحبت ميكنم …هر چي ميگن رو گوش نميدم…اونا ميگن به به باقلي پلو پس تا ميتوني بخور…من ميگم نه بابا اينهمه توي زندگيم باقالي پلو خوردم چي شده ..هر چي هم بخورم هيچ اتفاق خاصي نخواهد افتاد …فقط نميتونم راحت تر راه برم ..نميتونم اون بلوزي كه دلم ميخواد رو بخرم..توي شلوار و دامن قشنگ نيستم…
و وقتي كه باهاش مواجهه بشم ميدونم كه رفتارم صد درصد غير قابل كنترل نيست…ولي اگر از قبل فايل نديده باشم ..ياد نگرفته باشم كه چطوري بايد لذت هاي زندگيم رو بشناسم ..خوب در مواجهه باهاش اتفاقي كه مي افته اينه كه من نميتونم رفتارم رو كنترل كنم …
امروز در فايل “شگفتي هاي مواد غذايي در قسمت فايل مقدمه” تغييراتم رو نوشتم ..و گفتم كه چطور آموزش ها به من كمك كرد كه در شرايط حساس بتونم رفتارم رو كنترل كنم …من از قبل هميشه با خودم مرور ميكنم كه چه زمانهايي هست كه كنترل از دستم خارج ميشه و زياد خريد ميكنم …قبلش چه حالتي باشم غير قابل كنترل ميشم ؟..و با شناسايي خودم تونستم به اين مرحله دست پيدا كنم كه هنگام خريد رفتاري كنترل شده از خودم ارائه بدم…
.
در آخر ميخوام بگم به اين باور رسيدم كه اگر خوردن چاره همه مشكلات من بود خدا فقط من رو يه دهن و يك معده مي آفريد…
ديگه لازم نبود دست و پا داشته باشم ..لازم نبود اين همه حس توي بدنم داشته باشم …لازم نبود قدرت خلاقيت داشته باشم ..لازم نبود آرزو داشته باشم …
پس من به خودم ميگم آفريدن من بحر كارهاي مهم ديگيه ايه…
خوردن يه بخش كوچيكي از طبيعت و آفرينشه منه
خداوند براي من كوه و دشت و درخت و جنگل و آسمان و دريا رو آفريده …دوچرخه سواري و ورزش و تفريح و مسافرت و هزاران تفريح و نعمت ديگه گذاشته ..چرا بايد همه رو دست نخورده تحويل فرشته مرگ بدم !
سپاس براي اين فايل عالي كه اطلاعات گذشته ام رو روي سطح آورد
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
همه ی افراد چاق یه جورایی پر خوری رو دارن پر خوری این نیست که در مواجه شدن با سفره ی غذا خیلی بخوریم که حالمون به هم بخوره وقتی یه فردی رو مبل نشسته از ناهار چیزی نگذشته و داره مدام نقل و کشمش و چیزهایی که کنار دستش هست رو میخوره یعنی پرخوری
وقتی من رژیم بودم بعد گرسنه نبودم ولی به خاطر اینکه مثلا فلان مقدار بیسکوییت تو رژیم بود پس حالا یه چای بخورم این یعنی پرخوری حالا گیرم که ما لاغر هم میشدیم ولی پرخوریه ذهن ما بر طرف نمیشد
ما باید به ذهنمون بقبولانیم که ما تا گرسنه نشیم نمیخواهیم بخوریم ، من ارزشم بیشتر از این خوردن ها است ،درسته که ما خیلی از رفتارهامون درست شده ولی بازم همون دو لقمه ای که بیشتر از نیاز بدنمون میخوریم پرخوریست نمیتونیم بگیم تبدیل به انرژی میشه من با ذهنم درستش میکنم
نمیدونم درست متوجه شدم یا نه ولی پرخوری باعث حال بد میشه پس سعی کنیم هیچ وقت پرخوری جسمی نداشته باشیم ، نداشته باشم تا حالمون خوب باشه
لاغری آسون ترین کار دنیاست
خدایا شکرت ۲۲۰
من چند وقت با مسیر ذهنی بودم و مغزم خیلی آروم بود،چند وقت تصمیم گرفتم تجربه کتوژنیک یا فستینگ رو تجربه کنم درسته بعد رژیم که این همه سختی دیدم هیچ تغییر وزن نکردم و ۲کیلو کم کردم در طی چند روز به راحتی برگشت ،ولی یک چیز بدتر رخ داد که من مغزم قاطی کرد و انگار تو قطحی بوده الان دیوونه شده همه چیز رو می بلعه و من مثل وحشی ها فقط میخورم ،خذا به دادم برسه میخوام که دوباره آموزش گام هام رو شروع کنم
نشان های دریافت شده
بنام خدا
علت پرخوری و سیر نشدن در مغز
گام ۵۳
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه
اولین عاملی که مقصر چاق شدن خودم میدونستم پرخوری بود البته من تا زمانی که متوجه چاقی خودم نشده بود پرخوری داشتم دوران جوانی و نوجوانی خیلی وقتی اضافه وزن بهم فشار آورد و متوجه شد چاق شدم و دیگه چاقی را زیاد نمی پسندن به فکر لاغری افتادم و دست به دامان رژیم و ورزش شدم که با شکست روبرو میشدم چرا چون من به شکل فیزیکی میخواستم جلوی پرخوری را بگیرم اما نمیتونستم وقتی غذایی روبرو میشدم دیگه یه صدایی به من میگفت بخور دوباره من میگفتم نه چاق میشم تازه غذا خوردم میگفت اشکال نداره یکم بخور بعد برو ورزش بعد مثلا شام دیگه نخور و به این ترتیب مغز که این همه دستورات چاقی درش ذخیره بود موفق میشد و من میخوردم بعد احساس بدی بهم دست میداد که چرا خوردم فکر میکردم دست خودمه در صورتی که من نقشی نداشتم دستور مغزی بود و من به این صورت چاق شده بودم حالا من خودم را مثل یه رباط نگاه میکنم که هر برنامه ای بهش بدی اون اجرا میکنه خیلی سال پیش که چاق شدم ندانسته اطلاعات و برنامه های اشتباهی به مغز دادیم و الان با آموزش دیدن لاغری با ذهن دوباره اطلاعات و برنامه های صحیح به مغز میدیم و نتیجه تغییر خواهد کرد با استمرار و تکرار و تمرین این نتیجه تغییر خواهد کرد و برنامه های رباط دوباره به سمت لاغری عمل میکنند .
نشان های دریافت شده
سلام گذشته چاق من خیلی پرخوری میکردم همش دلم میخواست چیزی بخورمهمیشه گرسنه بودم وخیلی غذامیخوردم انگارکنترل مغزم رونمیتونستم تودستم بگیرم وهمیشه ناراحت بودمکه نمیتونم جلوی پرخوری روبگیرم زمان رژیم هم موقت بودمنتظربودم تموم شه ومن پرخوری کنم ولی درروش دهنی چون رو افکاروباورها کارمیشه این اشتباه کمتره فرمول مغز تغییرمیکنه فرمول جدیدجایگزین میشه وباتمرین وتکرار مغزرومیشه کنترل کرد وکلمه اشتها وجودنداره اینهاهمش فرمان مغزهست که بخوریانخور چه بطورفیزیکی وعملی ما میل به پرخوری داشتیم برمیگرده به فرمان مغز وهمین باعث میشه جسم چاق بشه ماهم مثل ربات هستیم اگه توکاررباط اختلال بشه متوجه میشن یه جامشکل داره درموردماهم همینجوره باید خودمامشکل روحل کنیم ببینیم مشکل کجاست یانگرش درموردادما برمیگرده به اون افکاری که درمغزهست
نشان های دریافت شده
سلام بر تازه برنامه ریزان مغز مثل عملکرد برنامه ریزی ربات
گام ۵۳ : اشتها و جلوگیری از پرخوری
من در این فایل فهمیدم که من برنامه ریزی مغزم قبل اومدن به سایت ۸۲ روز پیش برای خوردن و پرخوری و مواجهه با مواد غذایی تو موقعیت های متفاوت فرق میکردمن با اومدن به این بهشت تناسب اندام مغزم رو دوباره برنامه ریزی و ریست کردم
مثل برنامه ریزی یک رباتواسه همینه که الان مغزم مثل یه فرد متناسب در مواجهه با غذا و خوردن درست عمل میکنه من قبلا فیزیکی چاق بودم و واقعا پرخوری عملی در هر لحظه داشتم و مدام دهان من باید میجنبید و همیشه دوست داشتم تنقلات ریزی مثل تخمه کنار دستم باشه
مدام باید یه چیزی در دهانم می گذاشتم و اصلا در طی روز ساعتی رو سراغ نداشتم که من چیزی نخورم
واسه همین یه مدت فکر میکردم خوب رژیم فستینگ برای من جواب میده چون حداقل خودمو مجبور میکردم شانزده ساعت تو اون رژیم چیزی نخورم و فقط هشت ساعت دهانم بجنبه خدا شاهده با شروع اون هشت ساعت من مثل قحطی زده هایی که انگار زمان کم دارند و باید تو یه مدت محدود هر چی میبینند بچپونند تو دهانشون عمل میکردم
مثل کسی که میخواد روزه بگیره صبحا و قبل از اذان صبح تا اونجایی که میتونه میخوره تا خفه بشه من چنین عملکردی داشتم تا دقایق آخر اون هشت ساعت یکسره میخوردم
یادمه یه مدت تخمه رو میخوردم ولی مغزش رو قورت نمیدادم که جمع میکردم برای پسرم که مثلا چاق نشم از بس روزی نیم کیلو تخمه میخوردم و بدن و صورت من پر جوش شده بود
چون من نمیتونستم این عادت یه چیزی رو مدام بر دهان بردن رو کنار بزارم
و تازه میفهمم من چرا با اون همه رژیم فستینگ بازم لاغر نمیشدم
ذهن من چاق و گرسنه بود و هیچ فرمول ذهنی در من عوض نشده بود
با اومدن به اینجا کم کم من برنامه ریزی جدید ذهنی رو یاد گرفتم اینکه اولا اونقدر لذت خداشناسی و آشتی با کودک درون و لذت از تنهایی خودم و آرامشی که پیدا کرده بودم تو این راه برام دلنشین بود که دیگه خوردن برام لذتی نداشت
حال روحی من بکل عوض شد و من تو یه فرکانس مثبت و دید مثبت به زندگی به همه چیز نگاه میکردم و دست از تغییر دیگران و توضیح و توجیه اینکه چیکار دارم میکنم بر داشتم
هر لحظه من تو سکوت رو خودم کار کردم و به کسی چیزی نگفتم و روز به روز حال من بهتر و بهتر شد
از بدو ورود ترازو رو که مثل یه دینامیت و بمب هر لحظه حال من رو خراب میکرد از زندگیم بیرون کردم
پیج های خبری سیاست اخبار منفی هر چیزی در مورد کالری و خاصیت مواد غذایی و دارویی و پیج های آشپزی و معرفی رستورانها همه رو دور ریختم
به جاش پیجهای آگاهی بخش در راه خداشناسی خود شناسی مولانا و شمس شناسی و عطار و خیام حافظ و سعدی جاشونو گرفت و من عاشق شعر و معانی آیات قرآنی و تامل روی آنها شدم
اینجوری شد که یه وقت به خودم میام و میبینم یک ساعته که دارم به معنی یه بیت شعر و تفسیرش فکر میکنم و چه لذتی و چه آگاهی و نشاط و شور و سرمستی هر بار بمن دست میده
عه چی شد من یهو اینهمه به جای خوردن به شعر علاقه مند شدم من که قبلا هیچی از معانی شعرها نمیفهمیدم و دریافت سطحی میکردم چی شده که الان اینقدر درک عمیقی از شعرها بهم دست میده
نشستم پای صحبتهای دکتر قریشی استاد مزدافر آقای حسین اورا آقای مجتبی شکوری و آقای مجتبی تمسکی و آقای رشید کاکاوند آقای اردشیر رستمی و دکتر فرهنگ هلاکویی و استاد قویدل و استاد مسیحا برزگر و استاد عرشیانفر و استاد دینانی و آفای سنگر واستاد عباس منش …
از تو دل صحبتهای این انسانهای آگاه دریافتهای جدیدی بر من هر روز فرود می آمد و من مثل یه مزرعه ی آماده ی کشت روحم تشنه ی شنیدن آگاهی های جدید شد و تغییر و تولد دوباره به یکباره در من رخ داد
من به انسانی تبدیل شدم که دیگه خوردن رو پایینترین درجه ی لذت توزندگی برای خودم میدونستم
دیگه برنامه ریزی مغز من مثل یه ربات تغییر کرد تو شادی ناراحتی عزا خوشحالی به خوردن پناه نمیبردم به خودم به خدای درونم پناه میبردم و با اون حرف میزدم
دقایقی موقع چای خوردن یا قهوه خوردن غذایی به پرنده های تراس میدم و به چشمان آنها که بمن زل میزنند نگاه میکنم و خدا رو احساس میکنم
با نور تابیده بر اتاقم و روی تختم عشق بازی میکنم پاهایم رو زیر نور آفتاب رها میکنم و لذت میبرم و خدا رو هر لحظه شکر میکنم
شکر گذاری های من زبانی نبود دیگه دلی و هر لحظه در وجودم در چشمانم در قلبم بر من جاری میشد و من اشک میریختم از داشتن چیزهایی که قبلا هم داشتم ولی نمیدیدمشون و الان میبینم و شکر میکنم پرده ی جلوی چشمم کنار رفت و من الان جهان رو و طبیعت رو و غروب و طلوع خورشید رو جور دیگری میبینم
دریچه نگاه من قشنگیها و نیمه پر لیوان و مثبت هر چیزی رو میبیند خجالت رو کنار گذاشتم و رقصیدن و خندیدن و قهقهه زدن تو خونه عادتم شد
یهویی حال خونه و همسر و پسرم هم با اینهمه تغییرات من بهتر شد همه چیز تو دنیای من رنگی رنگی و شاد شد و کلی دوست جدید سر راه من و زندگی من قرار گرفت که با هم ساعتها از چیزهایی حرف میزنیم که شاید درکش برای همه میسر نباشه
من عاشق تغییر کردن شدم و فهمیدم تا الان که ۴۳ سالمه هیچی از زندگی نمیدونستم و فقط لذت رو در داشته ها و مسایل بیرونی مثل ویلا و ماشین داشتن میدیدم
و الان جایی دیگه به مهاجرت که دغدغه ذهنی من بود اصلا فکر نمیکنم این روزا من بهشت رو زندگی میکنم به تناسب نسبی هم رسیدم و پر شور و علاقه راهم رو تا تناسب کامل ادامه میدم
نشان های دریافت شده
سلام مژگان دوست فعال وپر از انرژی های عالی
بابت این همه شور وانگیزه ی عالی وفراوان بهتون تبریک میگم منو یاد روزها وماههای اول آشنایی با قانون میندازید من بهترین نتایج روابط ثروت ولاغری رو همون سال اول ورودم به دنیای خداشناسی گرفتم. وحالا بعد طی چند سال تکامل خودم درین سایت هستم .و شاید الان اون شور وانگیزه ی اون سالهارو نداشته باشم ووقتی نوشته هاتونو میخونم شاید کمی حس حسادت یا قضاوت به سراغم بیاد وبا خودم بگم حالا اولشه ببینیم تا آخر اینطور ادامه میدی .
چون هر تجربه ی جدیدی اوایل خیلی برای آدم لذت بهش و هیجان انگیز هست .مثلا ازدواج دوران نامزدی ویا لاغری یا خرید گوشی یا خرید ماشین یا تولد فرزند و..وبعد یه مدت همه چیز عادی میشه و این طبیعت جهان هست بچه ها هم اینطورن مثلا دخترم عاشق دوچرخه بود وحالا بعد چند ماه تجربه کردنش چند ماهه سوارش نشده همون چند روز اول یا ماه اول شور وشوق داشت.
امیدوارم همیشه اینطور پر از انرژی این مسیر را دنبال کنید.
واینکه بهتون توصیه میکنم فقط با یک استاد پیش برید من شش هفت سال هست درین مسیر هستم تجربه ی شخصی بنده این هست که تمرکزتون رو بزارید روی این سایت هر چه گفتنی باشه استاد درین سایت میگن نیازی به دنبال کردن این همه استاد وآدم ندارید همش اطلاعات گوناگون وارد ذهنتون میکنید و ذهنتون خسته میشه و نتایجتون پراکنده میشه .یک فایل رو بارها گوش کنید در روز یک فایل تا مغزتون بتونه اونو تجزیه تحلیل کنه و خروجی خوبی بهتون بده .
من رشته ام زبان وادبیات فارسی هست وسالها ادبیات خوندم ولی به این مسیر هدایت شدم وتمام اون کتابها رو کنار گذاشتم البته اون شعرها وکتابها هم خوبن همه اون کتابها ساده شدش رو استاده ما دارن میگن اون شعرها واقعا فهمیدنش سخته وزبان قدیم هست من دیگه وقتم رو برای تحلیل وتفسیر اون شعرها دیگه حاضر نیستم تلف کنم اساتید الان با زبان ساده وخودمانی همون درسها رو برای ما اینحا میدن.
موفق باشی مژگان عزیزم
نشان های دریافت شده
سلام الهام جانم بله درسته منظورتو گرفتم
خوب من باید یه کسایی رو تو اینستا فالو داشته باشم که قبلا همیشه پیج های سیاسی و اخبار و آشپزی و رستورانها برای. شکمگردی بود
منظورم اینه به جای اون پیج های خبری که همیشه حال منو بد میکرد
پیج های این آقایان رو که نام برده م فالو کردم و اونا رو آنفالو
و اینچنین اگه ساعتی هم اینستا چرخی کنم آگاهی ها و حرفایی خوبی میشنوم
درسته همه ی اون حرفا رو استاد به صورت شسته رفته تر و خیلی با زبون خودمونی تر برامون میگه
اینجا پایگاه اصلی منه بیشتر روزم تو سایت لاغری با ذهن هستم
ولی ساعتهای دیگر روزم دوست دارم ببینم اون اساتید چه شعرهایی رو پیشنهاد میدن
بعد خودم رو اون شعر تو خلوت خودم فکر میکنم باهاش سرمست میشم یکسری هاشم برادرم که استاده آوازه میخونه و صداش بینظیره فکر کن یه بیتی که عاشقی رو یکی هم که صداش بینظیره برات بخونه چه شود
حالا یبار یه تیکه از آوازش رو تو گروه میفرستم
نشان های دریافت شده
سلام وقت به خیر من پر خوری زیادی ندارم ولی از اون دست ای هستم فشار روی ذهنم زیاد هست و واقعا اذیت میشم حالا متوجه شدم باید برنامه ریزی مغزم را عوض کنم تا مسیرم به سمت لاغری هدایت شود باید هرروز با گوش دا دن به فایلها وخواندنی دیدگاهها وتفکر در مورد آنها فرمولهای غلط مغزم را شناسایی کنم وفرمولهای جدید ودرست را جایگزین کنم واستمرار داشته باشه گاهی روزها لیز می خورم ونا امید می شوم ولی خدای مهربان نشانه ای برای من ارسال می کند ومن مطمئن تر از روز قبل دراین راه گام بر میدارم طبق گفته استاد کسانی که دراین سایت هستند تصادفی نیستند آنها انتخاب شده از طرف خدا هستند که به اینجا هدایت شده اند من چند بار لیز خوردم وهر چند بار خدا نشانه ای سر راهم قرار داد خدایا باتمام وجودم از تو متشکر م باز هم نیازمند کمک تو هستم ای مهربان خدای من
نشان های دریافت شده
با سلام وقتتون بخیر
موضوع این فایل بسیار برای همه ما اشنا بود و ما کاملا تجربش کرده بودیم
ولی این فایل و متن ان از منظر دیگر و جالب تری موضوع رو بررسی کرد ک انگارهک برای ما و هم برای ذهنمون جالب شد و پذیرفت .
به امید شگفتی ساز شدن
لاغرشدن اسانترین کار دنیاست
ممنون از اگاهی های زیباتون.
نشان های دریافت شده
نشان های دریافت شده
به نام خداوند جان و خرد خدا رو شکر که مورد عنایت خداوند قرار گرفتیم و وارد مسیر لاغری با ذهن شدیم.
استاد فکر می کنم من هم جزء افراد چاقی هستم که پرخوری فیزیکی داشتم و الان تازه وارد دسته دوم شدم که ترس از خوردن را هنوز دارم.
استاد من معنی اشتها رو خیلی خوب میفهمم خوراکی ها منو مدام صدا میزدن وصدای نون خامه ای را از یخچال میشنیدم و بدونه اینکه بفهمم میدیدم سر یخچال هستم و دارم میخورم.این صدا واقعا وحشتناک هست و آدم رو بیچاره میکنه.من به همه جوره باهاش جنگیدم ولی فایده نداشت تا اینکه وارد سایت شدم الان دیگه خیلی کم صداش میاد و وسوسه نمی شم البته یه خورده ریزه خواری دارم که بدون اختیار دستم میره سمت خوراکی وقتی میذارم دهنم تازه متوجه میشم چیکار کردم که به امید خدا این هم باتوجه کردن به حرفهای استاد حل میشه امیدوارم شاگرد خوبی باشم.
پرخوری کردن فاجعه هست اصلأ دست خودمون نیست که کنترلش کنیم غذا خوردن باعث چاقی نمیشه چون به اندازه نیاز بدن میخوریم ولی بله رفتار پرخوری باعث چاقی میشود اما این رفتار نتیجه فرمولهای ذهنی هست که باعث میشود مغز یک سری دستورات صادر کند این دستورات همان خوردن های پیاپی هست من فردی پرخور بودم که همهی تلاشم را کردم که جلوی آن را بگیرم نشد اما با تغییر فرمول های ذهنی خیلی خوب تونستم مغز متقاعد کنم که پرخوری را کنترل کند.البته هنوز باید تلاش کنم تا این فرمول ها تثبیت شوند چون هنوز لغزش دارم و ممکن است سر بخورم در رژیم های قبلی به زور جلوی خودم را میگرفتم تا پرخوری نکنم ولی ذهنم درگیر بود این نا هماهنگی اعصاب خوردی داشت وچون اصل قضیه حل نشده بود با وجودی که کم میخوردم استپ وزنی داشتم تنها راه حل پرخوری به روز رسانی کردن برنامههای ذهنم هست واین کار فقط به دست خودم امکان پذیر است به امید آن روز.