🌧 تصور کن بدنت مثل یه خونهست؛ جایی که باید امن، گرم و آروم باشه.
اما حالا فرض کن یه نیروی مزاحم مدام در این خونه قدم میزنه و باعث ترکهایی توی دیوارها میشه… بله، اون نیروی مزاحم چاقیه.
🔐 امنیت جسمی و چاقی دو مفهوم متضاد هستن.
هر چقدر بدن سنگینتر و آسیبپذیرتر بشه، احساس امنیت درونیمون هم کمتر میشه. چاقی فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ یه تهدید پنهانه که پایههای آرامش جسم رو سست میکنه.
🔎 اهمیت امنیت؛ چیزی فراتر از یک واژه ساده
🛡 امنیت فقط برای مرزها و سیستمهای اطلاعاتی نیست؛ توی هر بخشی از زندگی حضور داره:
- ✈️ امنیت پرواز
- 🧑🤝🧑 امنیت اجتماعی
- 🖥 امنیت اطلاعات
- 👤 و حتی امنیت فردی و جسمی…
📍امنیت یعنی سد کردن راه ورود عوامل مخرب.
درست مثل اینه که دور یه قلعه دیوار بکشی تا دشمن نتونه نفوذ کنه. اما مشکل اینجاست… به همون اندازه که دیوارها بلندتر میشن، مهاجمها هم زرنگتر و خلاقتر میشن! 🎭
🦠 توی دنیای دیجیتال، ویروسها و هکرها امنیت اطلاعات رو تهدید میکنن.
🕵️ توی دنیای سیاسی، جاسوسها امنیت ملی رو به خطر میندازن.
و حالا… 🧠 توی دنیای بدن ما چی؟
🤯 وقتی صحبت از امنیت جسمی و چاقی میشه، پای یه دشمن پنهان وسطه:
افکار، احساسات و رفتارهای ما.
بله! خودمون، وقتی بدون آگاهی با بدنمون رفتار میکنیم، عامل تخریب آرامش و امنیت جسممون میشیم.

💣 چاقی؛ دشمن پنهان امنیت جسمی
ووقتی به کسی میگیم «امنیت جسمیات در خطره»، معمولاً ذهنش میره سمت تصادف، بیماری یا اتفاقات ناگهانی…
اما یک تهدید پنهان و تدریجی هم وجود داره که خیلیها ازش غافل میمونن: چاقی.
🔎 ارتباط امنیت جسمی و چاقی، چیزی فراتر از اضافه وزن ساده است.
فردی که دچار چاقی شده، معمولاً درگیر الگوهای فکری و رفتاری ناسالمیه که به مرور بدنش رو از تعادل خارج کرده.
⚠️ چاقی فقط یک مسئله جسمی نیست؛ بلکه روی اعصاب، خلقوخو، انرژی و حتی تصمیمگیری تأثیر میذاره.
وقتی ذهن و بدن در هماهنگی نباشن، احساس نارضایتی از خودت بیشتر میشه و این یعنی کاهش امنیت جسمی و چاقی به شکل پنهان در حال آسیبزدنه.
💔 خیلی از افراد چاق فقط از وزنشون ناراحت نیستن، بلکه توی روابط، شغل، تحصیل و حتی در نگاه خودشون دچار چالش شدن.
🎯 اگر اضافهوزن داری و دنبال تغییر واقعی هستی، باید از ریشه کار رو شروع کنی؛ یعنی بازسازی رابطهات با خودت و ایجاد آگاهی تازه نسبت به امنیت جسمی و چاقی.
📥 در فایل آموزشی امروز، دقیقاً درباره همین موضوع حرف زدیم:
اینکه چطور افکار ناامن، بدن ما رو به سمت اضافهوزن میبرن، و چطور میتونیم با اصلاح درون، مسیر زندگیمون رو عوض کنیم.

🧠💡 وقتی رفتار ما، امنیت جسممون رو میسازه
تا وقتی فقط آموزش ببینیم ولی دست به عمل نزنیم، اتفاق خاصی نمیافته. مثل اینه که کلی کتاب درباره شنا بخونی، ولی هیچوقت پاتو توی آب نذاری 🏊♀️
📌 خیلی وقتها، دلیل اینکه میخوایم رفتار متناسبکننده داشته باشیم،
❌ ترس از چاقیه،
😤 یا نفرت از بدن فعلیمون،
😔 یا حتی حسرت نسبت به آدمای متناسب.
اما واقعیت اینه که ترس و نفرت، پایههای سستی برای تغییرند.
چرا؟ چون وقتی کمی متناسب شدی و از اون احساسات گذشتی، 🔥 اشتیاقت فروکش میکنه، و ادامهی مسیر سخت میشه…
✅ انگیزهی لاغری باید دلخواه و درونی باشه.
یه انتخاب عاشقانه برای زندگی بهتر، نه یه فرار از شرایط فعلی.
اونوقته که لاغری برات تبدیل میشه به یه سبک زندگی دائمی 🌱 و انگیزه لاغری در وجود شما افزایش پیدا می کنه.
🔐 امنیت جسمی، یعنی حس آرامش و اطمینان از اینکه:
- بدنم در مسیر تعادله
- من دارم آگاهانه باهاش رفتار میکنم
- و هیچ ترسی از برگشت چاقی ندارم!
🛡 ما باید خودمون رو بیمهی لاغری کنیم، برای همیشه. نه فقط برای تابستون امسال یا مراسم عروسی، بلکه برای اینکه وارد سرزمین لاغرها بشیم و تا آخر عمر اونجا بمونیم 🏞

رفتارها در مهمانی؛ نشانگر وضعیت امنیت جسمی و چاقی
🍬 در یک مهمانی، صحنهای دیدم که بهخوبی عمق ارتباط بین امنیت جسمی و چاقی را نشان میداد. جایی که رفتار آدمها با غذا، بیشتر از هر چیز از درون ذهنشان خبر میداد.
✳ در بین افراد چاق، دو نوع رفتار کاملاً به چشم میآمد:
گروهی بودند که سعی میکردند جلوی خودشان را بگیرند، اما نگاه پرحسرتشان به شیرینیها، فریاد میزد که درگیر یک کشمکش درونیاند 😣
و گروهی دیگر، با خنده و هیجان، یکی دوتا که نه، چند شیرینی برمیداشتند و حتی گاهی چندبار سراغ ظرف شیرینی میرفتند!
در این حالت، ذهن آنها بهدنبال تنوع طعمها و لذتهای لحظهای بود، نه سیری و نه آرامش.
🍭 اما فردی لاغر در همان مهمانی، رفتار کاملاً متفاوتی داشت. وقتی به او تعارف کردم، فقط یکی برداشت و وقتی دوباره پیشنهاد دادم، خیلی ساده گفت:
🧘♀️ «نه ممنون، یکی بسه. همهشون یه مزه دارن.»
همین پاسخ ساده، نشانهای روشن از ذهنی امن بود؛ ذهنی که امنیت جسمی و چاقی را خوب میشناسد و راهش را انتخاب کرده.
او نیازی به تایید دیگران، پرخوری یا تنوعطلبی نداشت. با خودش، بدنش و انتخابهایش در صلح بود.
👀 اما جالبتر از همه، فردی بود که ظاهر لاغری داشت ولی ذهنش نشانی از امنیت نداشت.
🍬 او با ولع سراغ شیرینیها میرفت و با خنده میگفت:
«من هرچی بخورم چاق نمیشم، فقط کبدم چرب میشه!»
او شاید از نظر ظاهری لاغر بود، اما ذهنش امنیت نداشت؛ چون باور داشت شیرینیها آسیبی ندارند، غافل از اینکه خطر در جایی دیگر خودش را نشان داده: در کبد چرب.
این مثالها نشان دادند که امنیت جسمی و چاقی فقط به عدد روی ترازو ربط ندارد، بلکه به نوع نگرش و باورهای ما درباره بدن و غذا وابسته است.
📌 این تجربه به من یاد داد:
✅ لاغری با ذهن یعنی رسیدن به امنیت واقعی؛ هم در جسم و هم در روان. نه از سر اجبار، نه از ترس، نه برای تایید دیگران؛ بلکه از روی آگاهی، آرامش و عشق به خود.
🛡 وقتی ذهن امن باشد، بدن هم آرام و انتخابهایش درست میشود. این همان جایی است که لاغری به یک سبک زندگی دلنشین تبدیل میشود، نه به یک جنگ فرسایشی 💖
⚠️ چاقی؛ تهدید نامرئی امنیت جسمی
چاقی فقط افزایش وزن نیست. چاقی یعنی یک اختلال در افکار، احساسات و رفتارها که مستقیم روی بدن تأثیر میگذارد.
وقتی ذهن ما پر از ترس از غذا، وسواس، یا احساس گناه بعد از خوردن است، یعنی امنیت ذهنی و جسمی ما آسیب دیده و ارتباط ما با امنیت جسمی و چاقی دچار اختلال شده است.
کسی که دائماً با خودش درگیر است:
- «بخورم یا نخورم؟»
- «اگه این شیرینی رو بخورم چاق میشم؟»
- «امروز رژیم رو شکستم…»
در واقع در حال تجربهی بیثباتی درونی و ناامنی است.نه جسمی است. این یعنی چاقی فقط یک مسئله ظاهری نیست، بلکه یک خطر برای آرامش درونی ماست.
🧠 امنیت جسمی از ذهن شروع میشود
تا زمانی که ذهن ما احساس امنیت نکند، بدن هم در حالت هشدار باقی میماند.
در این شرایط، ممکن است:
- اشتها از کنترل خارج شود
- ولع برای شیرینی، غذاهای چرب یا خوردن بیبرنامه افزایش یابد
- اضافه وزن بهتدریج تبدیل به یک سبک زندگی شود
🔑 تنها راه برقراری امنیت جسمی و چاقی این است که از درون ذهنمان شروع کنیم.
✅ امنیت جسمی و چاقی؛ راهکار چیست؟
اگر امنیت جسمی و چاقی بدن ما را تهدید کرده، وقتش رسیده:
📚 آموزش ببینیم
درک کنیم که چاقی فقط زیاد خوردن نیست، یاد بگیریم که افکار ما چطور بدن را هدایت میکنند و چطور ذهن میتواند مسیر امنیت جسمی و چاقی را تغییر دهد
✍ تمرین کنیم
افکار منفی دربارهی غذا را بنویسیم و بررسی کنیم، رفتارهای افراد لاغر را با دقت مشاهده کنیم و الگو بگیریم.
✨ نتیجهگیری
رابطهی بین امنیت جسمی و چاقی، رابطهای پنهان اما بسیار قدرتمنده.
چاقی، فقط نتیجهی پرخوری یا کمتحرکی نیست؛ بلکه نتیجهی افکار و باورهاییست که امنیت درونی ما رو از بین بردن.
✅ لاغری واقعی وقتی اتفاق میافته که ذهن امن بشه، آرام بگیره و انتخابهای ما بر اساس آگاهی و عشق به خودمون باشه، نه از ترس و اجبار.
🛡 وقتی ذهن امن بشه، بدن هم در آرامش قرار میگیره و این همون نقطهی شروعه برای ورود به مسیری فوقالعاده…
🎯 برای همین، من توی دوره ورود به سرزمین لاغرها، دقیقا همین راه رو بهت آموزش میدم:
چطور امنیت جسمی رو دوباره بسازی، زبان لاغری ذهن رو یاد بگیری و با استمرار، برای همیشه در سرزمین لاغرها بمونی.
🌈 اگه واقعا میخوای ریشهای با چاقی خداحافظی کنی و امنیت رو به جسم و ذهنت برگردونی، الان بهترین زمانه که این دوره رو تهیه کنی و قدم اولت رو محکم برداری.
👉 همین حالا وارد سرزمین لاغرها شو و امنیت جسمت رو برای همیشه بیمه کن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
همانطور که هر مهارتی از طریق دیدن، نوشتن و خواندن آموخته میشود، لاغری هم نیاز به تمرین مداوم دارد.
هر روز زمانی را برای تماشای محتوای آموزشی، مطالعه مطالب مرتبط و انجام تمرینات ذهنی اختصاص دهید تا افکار شما درباره بدن، غذا و لاغر شدن بهتدریج تغییر کند.
در این مسیر، نکته مهمی که باید در نظر داشته باشید، امنیت جسمی و چاقی است. اینکه چطور ذهن ناآرام میتواند بدن را وارد حالت دفاعی کند و چطور افکار آگاهانه و آرام، امنیت را به بدن بازمیگردانند.
بر اساس ویدیوی آموزشی امروز، لطفاً به این پرسشها پاسخ دهید و تمرین خود را در بخش نظرات بنویسید:
-
تحلیل شما از استفاده نمادین فرد چاق به عنوان یک هکر یا مخل امنیت چیست؟ آیا ارتباطی بین این تصویر و امنیت جسمی و چاقی میبینید؟
-
دیدگاهتان درباره امنیت جسمی چیست؟ آیا در زندگی روزمره مراقب ذهن و بدن خود هستید؟
-
به نظر شما چطور میتوان با استفاده از آموزش، آگاهی و تمرین ذهنی، رابطهی بهتری با امنیت جسمی و چاقی ایجاد کرد؟
📝 تمرین: یک جمله یا رفتار ناآگاهانه درباره غذا یا بدن خود را شناسایی و بازنویسی کنید. سپس بنویسید چطور این تغییر نگرش میتواند امنیت ذهن و جسم شما را بیشتر کند.
✍️🧠💪
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.24 از 76 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام ۲۹ : امنیت جسم نیاز به مراقبت دارد
به نظر من منظور از انتخاب این عکس برای نشان دادن خطر هکر اینکه یه فرد چاق چون خودش و بدنش رو دوس نداره پس نمیتونه کس دیگه ای رو دوس داشته باشه درنتیجه خوبی کسی رو نمیخواد و در صدد ضرر رسوندن به مردمه یا اینکه یه فرد چاق حق دیگران رو میخوره و مخل امنیت هستش و به سهم خودش راضی نیست و به سهم دیگران هم چشم داره .به نظر من امنیت از لحاظ جسمی یعنی سلامتی و از لحاظ ذهنی یعنی آرامش که هرچیزی این دوتا رو بهم بزنه میشه مخل امنیت مثلاً چاقی هم باعث بیماری ها در بدن میشه هم با افکار مختلف مثل ترس از موادغذایی ، ترس از خوردن ، گرفتن اعتماد بنفس و………باعث برهم زدن آرامش ذهن میشه پس مخل امنیت جسم و ذهن ماست . وقتی عاملی که باعث از بین رفتن امنیت ما شده رو از بین ببریم امنیت جسم و ذهن ما برقرار میشه حالا چطور این عامل ضد امنیت رو که در اینجا چاقیه از بین ببریم ؟؟؟؟؟ با بودن در سایت تناسب فکری . چون با بودن در این سایت اولاً که با گوش دادن فایل ها به مرور زمان به آرامش ذهنی یا همون امنیت ذهنی میرسیم و بعد از اون به آرامی به امنیت جسم یعنی لاغری میرسیم و به همین راحتی مخل امنیت یعنی چاقی رو نابود میکنیم .
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه
وقتی فایل رو گوش می دادم و کامنت دوست عزیز خانم حیرت انگیز رو میخوندم متوجه یک باور مخفی که مانع متناسب شدن ایده آلم میشد شدم .
من باورم در مورد افراد موفق پولدار که دارن بدون رنج وزحمت فیزیکی پول زیادی به دست بیارن این بود که طبیعتا آدمهای هستند که کمی چاق هستند مثل املاکی ها که با گرون شدن خونه خوب درصدشان اتوماتیک بدون زحمتی میره بالا .
یا پزشکان که همون کار روانجام میدن اما نجومی دستمزدشان میره بالا .
چون این قبیل تصورها بیشتر از تلویزیون نشات میگرفت چون کودک بودیم تا بزرگ بشیم پای این رسانه ها بزرگ شدم .
حالا چون خودم دارم روی دوره های ذهنی مالی هم کار میکنم و برام بدیهی است که ثروت زباد ربطی به تلاش فیزیکی زیاد نداره فقط باورهای مالی درست میخاد احساس میکنم که اون باور های گذشته داره رونمایی میکنه .
باوری که میگه پول راحت میخای چشمب بهت میدم اما جسمتم نباید متناسب باشه . یادت میاد تو سریال مهاجران آقای پتیول خرید وفروش میکرد و چاق بود .
یادت میاد تو سربال خانه به دوش اصلان کار راحت داشت و چاق بود .
یا اینهمه اساتید موفقیت چاق هستند .
منم برای رد این باور میگم که منم در هر حرفه ای کلی از افراد رو میشناسم که متناسب هستند علیرغم اینکه به راحتی دارن پول درمیارن .
مثلا مارک ذاکربرگ کارش کدنویسی هست وفرد موفق اما متناسبه .یا کلی پزشک میشناسم که به راحتی کسب درآمد میکنن یا خواننده ها اما متناسب هستند .و…
اما کارگرانی میشناسم که اتفاقا تعدادشون زیاده وعلیرغم کار سخت وطاقت فرسا چاق هستند .
پس نوع راحتی یا سختی در کسب درآمد ربطی به جسم طرف نداره بلکه آنها باورهای متفاوتی دارند که جسم متفاوتی دلرند .
در مورد تصویر فرد چاق به عنوان حکر سایت من خودم به شخصه مخالفم . چقدر اختلاس های میلیاردی در کشورمان داریم که اگه تصویرشون رو ببینیم فرد متناسبی هم داخلشون هست . اتفاقا اسمهای مذهبی هم دارند .
به نظر من هم فردی که این تصویر رو گذاشته فرد لاغری بوده که ممکنه در گذشته دوستان چاقی داشته که ازشون رزومه خوبی ندیده یا تحت تاثیر رسانه ها و… قرار گرفته و یک طرفه قضاوت کرده اما این دلیل نمیشه به همه افراد چاق تعمیم بدیم .
در مورد موضوع تناسب اندام هم افکار ها و رفتارهای ما هستند که نتیجش میشه امنیت جسم ما .
من خوشحالم که امروز تونستم با شناسایی این باورمخرب لاغری گامی دیگر برای امنیت جسمم بردارم .
چون من بیش لز یکساله که دارم روی موضوعات مختلف ذهنی کار میکنم و همینطور که نتیجه هم دارم می بینم باید حواسم خیلی به امنیت جسمم باشه تا حل یک موضوع باعث عدم امنیت جسمم نشه .
موضوعاتی مثل به راحتی پول درآوردن که دوماه پیش به راحتی من تونستم پنج میلیون تومان دربیارم .و این داشت درامنیت جسمم باتوجه به باور مخرب گذشتم خدشه وارد میکرد ومنو به سمت اضافه وزن هل میداد .
و خدا رو شکر و به لطف آموزشهای بی بدلیل استاد عزیز و کامنت دوست عزیزم یک گام دیگر به سمت متناسب شدن برداشتم .
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی سایت تناسب فکری
گام ۲۹: امنیت جسم نیاز به مراقبت دارد،
چاقی مهمترین موضوعیه که امنیت جسم رو تهدید میکنه،امنیت یکی از مهمترین موضوعاتیه که بشر به دنبال دستیابی به اونه و به همین دلیل بسیاری از پیشرفتهای بشر در زمینه افزایش امنیته،
مثل امنیت ملی، اجتماعی، پرواز، اطلاعات فردی، سلامتی،بالا بردن امنیت به معنی مسدود کردن راههای نفوذ عوامل مخربه،پس این طبیعیه که به اندازهای که راههای دسترسی محدودتر میشن عوامل مخرب هم به شیوههای جدیدتری مجهز میشن.
عامل تهدید کننده در هر موضوعی جزئی از همون بخشه که به دلایل مختلف قصد تخریب کردن اون موضوع رو داره،
عامل تهدید کننده جسم هم عوامل مختلفیه که در مورد چاقی این عوامل رفتارها و افکارم هستن،
من به خاطر داشتن افکار و رفتارهای اشتباه در برابر جسمم مبتلا به اضافه وزن شدم،
و اگه میخوام در شرایط متناسب به زندگیم ادامه بدم باید افکار و رفتارهای اشتباهم رو تغییر بدم،
چاقی یکی از مخربترین عوامل تهدید کننده زندگیمه، که علاوه بر آسیبهای جسمی، تاثیر زیادی هم بر اعصاب و روانم میذاره،چاقی باعث برهم خوردن تعادل بین ذهن و جسمم میشه،چاقی در روابط اجتماعیم تاثیر میذاره،در پیشرفت شغلی و تحصیلی، در اعتماد به نفس، در میزان شادی و بسیاری از جنبههای زندگیم عامل تهدید کننده چاقی تاثیرگذار بوده،
پس اگه میخوام شرایط خودم رو تغییر بدم باید امنیت خودم رو افزایش بدم،با افزایش سطح امنیت افکار و رفتارم میتونم گام مهمی در جهت بهبود شرایط جسمی و تغییر وضعیتم از حالت چاقی به تناسب اندام بردارم.
ضرورت انتخاب عمل متناسب کننده، معمولاً به خاطر ترس از چاقی، نفرت از چاقی، حسادت و حسرت به انسانهای متناسب ایجاد میشه،در حالی که ضرورت انتخاب عمل متناسب کننده باید کاملاً دلخواه باشه،من عمل متناسب کننده رو نباید به خاطر ترسها، حسرتها، یا نفرت از چاقی انتخاب کنم،چون وقتی که به حدی از تناسب برسم و از ترس، حسرت و نفرت عبور کنم، اشتیاق و انگیزه برای ادامه دادن تا رسیدن به تجربه جسم ایده آلم رو از دست میدم.
انگیزه لاغر شدنم نباید به خاطر ترس باشه،بلکه انتخاب لاغری باید یک امر کاملاً دلخواه باشه تا به صورت دائمی لاغر بشم،امنیت جسم من به واسطه متناسب شدن باید در سطحی بالاتر از حد رها شدن از ترس از چاقی، یا نفرت از چاقی قرار بگیره،باید خودم رو تا آخر عمر بیمه لاغری کنم،نقطه مقابل امنیت داشتن ترس و واهمه داشتنه،امنیت داشتن یکی از ویژگیهای ورود به سرزمین لاغرهاست،باید لاغر شدن رو تا آخر عمر زندگی کنم.
زمانی که بتونم در همین وضعیتی که هستم لاغری خودم رو در فکرم تصور کنم لاغر میشم.
در بعضی از سایتها تصویری رو میذارن و در مورد امنیت سایت توضیح میدن که مراقب امنیت سایتتون باشید و از تصویر یک فردی که اضافه وزن زیادی داشت استفاده کرده بودن که این شخص نشسته بود پشت لپ تاپ و داشت با لپ تاپ کار میکرد،یعنی داره سعی میکنه که وارد سایت افراد دیگه بشه.
اون شخصی که این رو طراحی کرده خودش اضافه وزن نداره وگرنه اصلاً امکان نداره کسی که خودش اضافه وزن داشته باشه یه همچین تصویری رو بخواد طراحی کنه.
افرادی که کارشون طراحیه یا اونایی که سینما کار میکنن، اینا یه سری ارتباط بین شخصیت افراد و ظاهر افراد توی ذهنشون هست،توی فیلمهای ایرانی خیلی دیده شده که هر وقت میخوان یه فرد ثروتمند رو نشون بدن همیشه از اسامی خاصی استفاده میکنن،مثل داریوش، کیارش،آرش،ولی وقتی میخوان از یه آدم فقیر و مذهبی، آدمی که میخوان نشون بدن ناتوانه، اسامی دینی استفاده میکنن،مثل محمد، علی.
اشخاصی که میخوان نشون بدن خیلی مذهبیان یا آدمهای خوبی هستن رو با اسامی دینی نامگذاری میکنن،اونایی رو که میخوان نشون بدن مثلاً ثروتمندن، آدم بدی ان، ظالمن، با اسامی خاص دیگه اونها رو نامگذاری میکنن و همه اینها پشتش تفکر داره و همینجوری نیست،
قبلاً تصویری که از هکرها میخواستن نشون بدن که این یک هکرِ که میخواد این کارو بکنه و داره سعی میکنه وارد سایتی بشه و امنیت سایت رو از بین ببره یا مخدوش کنه، میومدن اون اشخاص رو نشون میدادن که یک چشم بند روی صورتشون بود و مثلاً مثل رابین هود چشم بند داشت و نشون میداد که چاق هم نبود، آدم متناسبی بود و چابک و فرز بود.
ولی در یکی از این سایتها این تصویر این هکر رو به شکل یک آدم چاق نشون دادن،
حالا این چه اهمیتی داره؟؟اولین اهمیتش اینه که آدمهایی که اضافه وزن دارن خودشون درباره خودشون یه سری افکار دارن، یه سری نظرها دارن،یه سری برداشتها از شخصیت خودشون دارن به واسطه چاقیشون،حالا اینو به صورت فرکانس داریم در جهان متساعد میکنیم،یعنی اینو از خودمون خارج میکنیم این فرکانسی که درباره خودمون داریم،و این به راحتی توسط افراد دیگه هم دریافت میشه و اونا هم میبینی با اینکه خودشون چاق نیستن اما درباره چاقها همچین نظری دارن.
شاید اینو بارها تجربه کرده باشیم که مثلاً افرادی به ما حرفهایی زدن که اتفاقاً خیلی هم ما بدمون اومده،درباره چاقی ما یه چیزی گفتن که بهمون برخورده،
چرا؟؟چون ما قبل از اینکه اون فرد اصلاً به ما این حرف رو بزنه، بارها و بارها به اون موضوع فکر کردیم،یعنی از موضوع چاقی خودمون بدمون اومده،به همین دلیله که وقتی یه فردی اشاره میکنه به موضوع چاقیمون، ما خیلی حالمون بد میشه،چون خودمون قبلاً بارها به این موضوع فکر کردیم و نگران این بودیم که نکنه بقیه هم بهمون بگن،خب اونها هم میگن و ما خیلی بهمون برمیخوره،
چرا میگن؟؟به خاطر اینکه اونها فرکانس ما رو دریافت میکنن،وقتی نظری رو من در مورد خودم داشته باشم دیگران هم در مورد من میگن،
پس این تصویر هم نشون میده که افراد چاق اینقدر دیدگاهشون درباره خودشون منفیه که این به راحتی داره در جهان گسترش پیدا میکنه و یک طراح به راحتی این به ذهنش میاد که مثلاً میخواد یک هکر رو نشون بده، میاد از تصویر یک فرد چاق استفاده میکنه که این تصویر هم چند تا از باور افراد چاق رو هم نشون میده،
یکی از باورهای افرادی که اضافه وزن دارن اینه که چون کار من پشت میزیه، من اضافه وزن دارم، تحرکم کمه اضافه وزن دارم،و تصویر هم فردی رو داره نشون میده که پشت کامپیوتره.
و این باور افراد چاق رو نشون میده که من چون کارم پشت میزیه یا خیلی پشت کامپیوتر میشینم و فعالیت ندارم، پس من چاقم،
قبلاً افراد هکر رو میومدن با نقاب نشون میدادن، یه چشم بند روی چشمشون نشون میدادن، عکس رو اینجوری میکشیدن که این فردی که نقاب داره هکرِ،ولی الان یک فرد چاق رو اونا تصویر کردن و اونو ربط دادن به امنیت سایت و این کاملاً درسته،چون فردی که اضافه وزن پیدا کرده در درجه اول برای امنیت خودش ارزش قائل نبوده،یعنی کسی که نگران امنیت خودش نیست خب مطمئناً نگران امنیت افراد دیگه هم نیست،و یه جورایی میتونه فرد خطرناکی باشه، برای همین این طراح اومده از یک فرد چاق برای نماد خطر، برای نماد اینکه ناامنی به وجود میارن استفاده کرده،یعنی ناامنی سایت رو میخواسته با یک فرد چاق اونو نشون بده.
و بازم این نشون میده که فردی که اضافه وزن داره برای بدن خودش ارزش قائل نیست، امنیت خودش براش مهم نیست، و این فرد اومده این ناامنی که در وجود یک فرد چاق هست رو به امنیت سایت ارتباط داده و نشون داده که اگه میخوای مراقب امنیت سایتت باشی، باید از این خدمات استفاده کنی و یک فرد چاق رو نشون داده برای اینکه بیشتر به فرد بیننده القا کنه که ببینید مثلاً اینجوری اینا ناامنی به وجود میارن،برای سایت شما هم میتونه ناامنی به وجود بیاره.
افراد چاق در واقع یک نماد ناامنی هستن،چون آدم از خودش مهمتر که چیزی در دنیا نباید براش وجود داشته باشه،طبیعیش اینه که هر کسی مهمترین موضوع زندگیش باید خودش باشه،پس فردی که اضافه وزن داره و در این شرایط جسمی داره زندگی میکنه و از لحاظ روحی به شدت تخریب شده و داغون شده، خب مشخصه که این فرد برای امنیت جسم و روح خودش ارزش قائل نیست که به این شرایط رسیده.
پس وقتی که به سایت لاغری با ذهن هدایت شدیم دیگه باید به فکر خودمون باشیم، باید امنیت خودمون برامون مهمترین موضوع زندگیمون باشه،و وقتی تصمیم گرفتیم دیگه باید ادامه بدیم تا به اون چیزی که میخواهیم برسیم،خیلی از افراد هستن که اینقدر اضافه وزن واسشون رنجآوره که اصلاً توان و امید حرکت کردن به سمت متناسب شدن رو ندارن،
چرا؟؟چون چاقی رو خیلی بزرگ کردن توی ذهنشون،اینقدر این وزن چاقی در ذهنش سنگینه که اصلاً توان حرکت کردن رو از این فرد برای متناسب شدن گرفته،
پس اصلاً مهم نیست که در چه شرایط وزنی هستم،اصلاً مهم نیست چند کیلو هستم یا استاندارد جهانی میگه من باید چند کیلو باشم،مهم اینه که دیگه از امروز تصمیم بگیرم و اقدام کنم برای لاغر شدن.
و نباید دیگه همش به این فکر کنم که چرا چاقم، یا تقصیر پدر و مادرم بوده، ژن من اینه و باید تصمیم بگیرم و بگم که امروز اینی که من هستم درسته قبوله، من اینو میپذیرم،حالا هرچی شده، هرکی مقصره اشکال نداره،اصلاً این هست،حالا من میخوام اینو عوض کنم،بالاخره این جسمِ منه،من که نباید بگم خب چون در ذهنم اینه که تقصیر اطرافیانم بوده، یا ژنتیک من چاقی بوده،یا تقصیر مواد غذایی،یا چون نمیتونم به روش قانون سلامتی عمل کنم پس بایدم چاق بشم، یا هر چیز دیگهای،
نباید اینها دلیل بشه که من این جسم رو بپذیرم،هیچ چیزی به من تحمیل نمیشه،همه چیز در ذهنه،وقتی اینو تنظیم کنم نتیجه عوض میشه،پس اصلاً به گذشته خودم فکر نکنم که به خاطر این بود یا به خاطر اون بود.
فقط باید به خودم بگم که من هم میتونم لاغر بشم.
درسته شاید الان یکم باورش برام سخت باشه، ولی اگه یه زمانی بهم میگفتن که یه روزی ۳۰ کیلو اضافه وزن پیدا میکنی و امکان نداشت باورش کنم،ولی یه سری افکار نگران کننده هم داشتم و ناخودآگاهم داشت برنامهریزی میشد واسه چاقی و خیلی راحت چاق شدم،الان هم قراره ناخودآگاهم رو برنامهریزی کنم برای لاغری،پس مطمئن باشم که حتماً لاغر میشم و اگر همش این سوال در ذهنم اومد که یعنی منم میتونم لاغر بشم،فقط به این فکر کنم که وقتی تونستم چاق بشم، خب میتونم لاغر هم بشم،
هیچ چیزی در جهان یک وجهی نیست.
اگه الان روزِ مطمئناً شبی هم بوده که اون شب گذشته و الان روز شده و هیچ چیزی در جهان یک وجهی نیست، چپ هست راست هم هست،بالا پایین،شیرین تلخ،پس چاق داریم لاغر هم داریم،منی که تونستم چاق بشم، مطمئناً میتونم متناسب هم بشم.
و اصلاً به این فکر نکنم که میتونم فقط در یک جنبه موفق بشم،مثلاً بگم دیگه چاق شدم همینه که هست،نه اون ورش هم هست،لاغری هم هست،فقط اطمینان میخواد،اشتیاق میخواد،استمرار میخواد،این سه پارامتر خیلی مهمه،اطمینان یعنی اینکه خودم باور کنم که میتونم لاغر بشم و این باور کردن یک گام بسیار مهمه،اشتیاق میخواد،یعنی اینقدر باید علاقه داشته باشم برای لاغر شدن که وقتی باور کردم دیگه زمین نشینم تا لاغر بشم و ادامه بدم،
و استمرار هم میخواد تا یواش یواش فرمولهای جدید جایگزین فرمولهای قبلی بشه و من در شرایط جدیدی قرار بگیرم.
سپاسگزارم از شما استاد عزیز💖💖💖🌺🌺🌺
به نام خدایی که نگهبان و نگهدار من است
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
امنیت جسم و ذهن
خوب این بدنی که به ما خداوند امانت داده نیاز به مراقبت داره حالا این مراقبت هم باید مراقبت جسمی باشه هم مراقبت ذهنی
حالا مراقبت جسمی یعنی چه؟
مراقبت جسمی همونطور که از اسمش معلومه یعنی مواظب بدن خودمون باشیم و اونو از حوادث و بیماری ها و آسیبها حفظ کنیم
چطور؟
خوب ما باید بدونیم چطور باید به بدنمون انرژی برسونیم کی استراحت کنیم و بخوابیم ؛کی ورزش کنیم؛کی دارو مصرف کنیم و سلامتیمون و مدیریت کنیم ،کی و کجا مواظب سلامتمون باشیم که آسیب نبینیم و….به تمام این مجموعه کارهایی که انجام میدیم برای حفظ سلامت جسمیمون خود مراقبتی میگن ؛
افرادی که چاق شدن متاسفانه این خودمراقبتی و به درستی انجام ندادن و خودشون و نزدیکانشون و دچار مشکل کردند ؛
افراد چاق جسم خودشون و با اشتباهاتی که انجام دادن پارکینگ بیماری ها کردند و امنیت جسمشون و به خطر انداختن و یا حتی برای نجات از چاقی بارها و بارها با روشهای مختلف لاغری ،که در جامعه مرسوم شده، بخاطر نجات از چاقی مجدد گول خوردن و امنیت جسم دوباره بخاطر اطلاعات غلط و روشهای اشتباه به خطر بدتر از چاقی دچار شده .
مثلا با رژیم های سخت و یا مصرف داروهای لاغری،که واقعا سلامت و امنیت جسم و تهدید میکنه سعی کردن از شر چاقی راحت بشن ،اما نتیجه ای جز بیماری و هدر رفتن پول و انرژی براشون در بر نداشته .
اینکه تمام افراد چاق برای سلامتی و جسمشون ارزش قائل نیستن و قبول ندارم ،بلکه به نظر من افراد چاق بسیار با اراده و باهوش هستند ولی اینقدر راههای مختلف و رفتن برای تناسب اندام و لاغری که دیگه خسته شدن و گاهی برای مدتی دست از تلاش برمیدارن و تسلیم میشن که سرنوشتشون چاقیه، ولی من و دوستان همگامم که به مسیر درست هدایت شدیم واقعا دیگه باید دست از تلاش برنداریم و با عشق یاد بگیریم و عمل کنیم، تا امنیت جسممون و تامین کنیم و الگویی بشیم برای سایر انسانهای گرفتار در دام چاقی تا اونها هم به این مسیر قدم بزارن و از رنج چاقی نجات پیدا کنند، به امید روزی که تمام انسانها متناسب و به فکر سلامت جسمشون باشند و ریشه چاقی خشکیده بشه؛
مراقبت ذهنی یعنی چه؟
مراقبت ذهنی هم یعنی یه مجموعه کارها رو انجام بدیم تا ذهنمون و فعال نگه داریم و از راهکارهای انگیزشی برای پیشبرد اهدافمون استفاده کنیم و مراقب ورودی های ذهنمون باشیم تا چیزهای بد وارد ذهنمون نشه ،باید سعی کنیم برای بالا بردن امنیت ذهنی در زمان حال زندگی کنیم و از فکر کردن به گذشته ای که تمام شده و آینده ای که مبهمه جلوگیری کنیم ،
البته گاهی ناخواسته ما غرق در افکار میشیم که ممکنه اون فکر منفی باشه هر کس باید برای خودش تکنیکی و طراحی یا کشف کنه تا از شر اون افکار و غرق شدن در اون تفکرات جلوگیری کنه ،من خودم به شخصه اگر ناخواسته غرق در فکر منفی بشم، شرایط محیطی ام و تغییر میدم و با گوش دادن به موسیقی سعی در رهایی و امنیت ذهنیم میکنم ،
افکار منفی واقعا امنیت ما رو تهدید میکنن و ما رو دچار اضطراب و ترس میکنند و باید تلاش کنیم تا از دچار شدن بهش جلوگیری کنیم ،
از زمانی که وارد سایت شدم خیلی مراقب امنیت ذهنی ام و جسمی ام هستم و تلاش میکنم که یه مجموعه رفتار و انجام بدم تا این امنیت به خطر نیفته مثل:
با افراد سمی و پر حاشیه رفت و آمد نمیکنم
بیشتر وقتم و در سایت صرف یادگیری میکنم
تلاش میکنم راحت نه بگم
اول به خودم اهمیت بدم بعد دیگران (کاری که هیچ وقت تا به این نکرده بودم)
خودم و دوست داشته باشم
هر روز پیاده روی برم چون واقعا حالم و عالی میکنه
هر روز ورزش مورد علاقه ام و انجام میدم چون حس بعدش نابه نابه
به خوردنم اهمیت میدم هر چیزی و نمیخورم
عادات بد غذایی ام و دارم ترک میکنم
پرخوری نمیکنم
ریزه خواری نمیکنم
و………….
حالا بریم سراغ تصویر فرد چاق که هکر هستش
منم به نظرم طراح این تصویر فرد متناسبی بوده ،که از چاقی و چاقها بدش میومده و قصد داشت با به تصویر کشیدن چاقی رفاه طلبی و تنبلی و پشت میز نشینی و پول راحت در آوردن و بدون زحمت به نتیجه رسیدن و نشون بده
اما چهره این فرد چاق نشان از خباثت و یه شادی آخ جون من تونستمی، تو نگاهش داره که نشون دهنده ناتوانی افراد چاق در انجام کارهاشون بخاطر اعتماد به نفس پایین میتونه باشه و اون تکونهایی که میخوره باز انگار یه جور رقص بعد موفقیتش در هکری هستش که چون چاقه نمیتونه شادیش و اون طور که باید نشون بده و در حد یه سری حرکات ریز داره شادی میکنه
کامنت دوستان و که میخوندم احساس کردم اکثرا حس خوبی به چاقی و افراد چاق ندارند و یه جورایی انگار فرکانسهای داخلی روحی و روانی افراد چاق در اطرافشون موج میزنه و دیگران اون نگرانی ها و عدم امنیت ها رو دریافت میکنن و دچار این احساسات میشن ،من خودم حس بدی به افراد چاق ندارم فقط دلم خیلی میسوزه از وقتی توی سایت هستم واقعا دلم میسوزه که چرا نمیتونم به همه این آگاهی ها رو بدم تا اونها هم نجات پیدا کنند و واقعا دلم میخواد روزی همه هدایت بشن
چند روز پیش یه تبلیغ دیدم خیلی توجهم و جلب کرد هم خوشحال شدم هم ناراحت
تبلیغ دکتر کرمانی عزیز بود که زده بودن لاغری با روش ذهنی توسط دکتر کرمانی
در ابتدا خوشحال شدم که دکترین تغذیه هم دارن نگرشهاشون و اصلاح میکنند و از روشهای ذهنی هم قصد استفاده دارند
و ناراحتی ام برای این بود که به نظرم این یه تبلیغ مارکتی بود چطور میشه کسی که تا دیروز گفته این چاق میکنه این لاغر و فلان و بهمان حالا تونسته باشه به دیدگاه و نگرشی چون استاد روشن که سالهاست دارن در زمینه ذهنی فعالیت میکنن رسیده باشه البته این نظر منه و من برای ایشون احترام زیادی قائل هستم اما نظرم اینه کار را باید به کاردان سپرد
یه چیز دیگه اینکه من وقتی وارد پیج اینستا استاد روشن شدم آقایی که صاحب پیج (….. )بودن سریع بهم پیام دادن که به پیج ایشون برم و از دوره های لاغری با ذهنشون خرید کنم ،با یک اکانت دیگه وارد شدم بازم پیام دادن برای ورود به پیج خودشون ،خیلی کار زشتی بود که ایشون مخاطبین پیج استاد روشن و میدزديدن و من واقعا حالم بد شد و خواستم بگم که این آقا چاق نبود ولی کارش شبیه همین هکر سایت بود پس چاقی دلیل هکری نیست دلیل دزدی نیست هستن متناسبهایی که میخوان با راحت ترین روش کسب درآمد کنند و امنیت دیگران که زحمات زیادی کشیدن برای کسب دانششون و هدر میدن .
در انتها برای استاد روشن ضمیرم از خداوند بهترینها رو خواستارم در پناه خداوند باشید همگی
الهی به امید تو
نشان های دریافت شده
دوست عزیزم سلام . وقتت به خیر
بعد خواتدن کامنت پرمحتوای شما .تونستم یکی دیگه از باورهای مخرب که مانع تناسب اندام ایده آلم میشد رو شناسایی کنم .
اونم بخشی از کامنتتون که بهم کمک کرد :
حالا بریم سراغ تصویر فرد چاق که هکر هستش
منم به نظرم طراح این تصویر فرد متناسبی بوده ،که از چاقی و چاقها بدش میومده و قصد داشت با به تصویر کشیدن چاقی رفاه طلبی و تنبلی و پشت میز نشینی
و پول راحت در آوردن و بدون زحمت به نتیجه رسیدن و نشون بده
ومن مدتی بود داشتم روی دوره های ذهنی مالی روی این باور کارمیکردم و باعث میشد در امنیت جسمم خدشه وارد کنه یعنی مانع متناسب شدن بیشتر میشه و شما با نوشتن این کامنت فوق العاده بهم خیلی کمک کردی تا به راحتی این مانع رو هم بردارم .
ازتون ممنونم و آرزوی تناسب اندام ماندگار رو برای شما آرزومندم .
سلام دوست متناسبم
ممنونم که وقت گذاشتید و کامنت من و خوندید و از خداوند و شاکرم که کامنت من تونسته به شما کمکی هر چند کوچک بکنه امیدوارم در دوره های مالی هم مثل دوره های تناسب بسیار موفق عمل کنید براتون خواستار سلامتی و آرامش و تناسب هستم
پاینده باشید
سلام استاد
از خدا ممنونم که توفیق به من دادتا بتوانم گام ۲۹ امنیت جسم نیاز به مراقبت دارد را گوش کنم تا انشاالله برای جسم خودم ارزش قائل باشم
همانطور که استاد گفتند فرمولهای ذهن چاقی همگی یکی هستند و دراین عکس که نشان دادند یعنی افراد چاق برای بدن خودشان که اینقدر مهم است امنیت جسمی و مراقبتی ندارند و در این زمینه اعتماد به نفس پایینی دارند . پس عکس یک فرد چاق برای تبلیغ کسی که حالت هکر و بی امنیتی در سایت است را گذاشتند و از آن تبلیغ میکنند و به قول استاد میتوان متوجه شد که این فرد یک فرد لاغر بوده است .
اتوجه به توضیحات ویدیوی آموزشی دیدگاه شما درباره استفاده از فرد چاق بعنوان هکر و فردی که مخلل امنیت است استفاده کرده است؟ با کمی تفکر میتوان دریافت که این تصویر دقیقا نتیجه را برای افراد متناسب مشخص میکند
سلام به استاد عزیزم
باتوجه به اشاره شما به هکرها من یاد حرف خواهر شوهرم افتادم ک وقتی باشگاه میرفتم بهم گف چقدررر لاغررر شدی حالا ک میدونه دیگه نمیرم بهم گف شکم زدیا خب من سری قبلم همین شکمو داشتم این نشون میده افراد لاغر دیگر هم فقط مورد افراد چاق چه ذهنیت هایی دارن یعنی افکار اونا مخصوص افرادی ک از اول در اون شخص چاق دیدن شاید اگه از اول منو لاغر میدید مثل خودش
اونوقت دیگه از من انتظار چاقی نداشت
پس نتیجه میگیریم حتی افراد لاغر هم از فردی ک تپل هستن فقط انتظار چاقی دارن مگر اینکه باشگاهی برن تا ذهنیت اونام تغییر کنه
چون اغلب افراد جامعه هیچ خبری از لاغری با ذهن ندارن
من یادمه پارسال ک باشگاه رفتم ودقیقا تا عید بود مثل امسال این فاصله عید تا تیر من چند کیلو هم اضافه تر از قبلم شده بودم
ولی امسال ک با لاغری با ذهن آشنا شدم دیگه اون ذهنیت گذشته رو ندارم فکر نمیکنم اندازه پارسال وزنم زیاد شده باشه ، البته خودمو وزن نمیکنم ولی تا همین ماه قبل تازه پنج کیلو هم کاهش وزن داشتم الان رو نمیدونم من با توجه به تغییرات ظاهریم اینو حس میکنم
پس نتیجه میگیرم که لاغری با ذهن خود واقعیت وجودی ماست نه تحرک داشتن
خب من تو فیلما انقد هرکر لاغرمردنی دیدم که نگو
اتفاقا اونا تیزو بز ترن خخخ
بدن ما کاملا هوشمنده و علاقه شدیدی داره به متناسب شدن فقط کافیه بین فایلا فاصله نندازیم و مدام هر روز به این سایت بیایم و همش به ذهنمون اطلاعات مکرری از لاغری با ذهن بدیم و هرگز رها نکنیم و جا نزنیم
من خودم ترمز اصلیم تحرک نداشتن وگرنه من اصلا آدم پرخوری نیستم برا همین میدونم ک فقط باید رو همین زمینه تحرک خودمو همش مجاب کنم ک
اشتباس و دلیل های محکمی بیارم
دلیل دیگه ک همش باعث سر خوردن من میشه
من متاسفانه هنوز رفتر چاق ها رو دنبال میکنم و اونم رفتن به جلو آیینه و برانداز کردن انداممه ک کجا لاغر شده یا نه پر تر شده
به امید اینکه بتونم این دوتا مانع رو از سر راهم بردارم برای همیشههههه
الهی به امید تو
سلام و درود .
نکته ای که در این قسمت توجهمو جلب کرد اینه که فرمودید تا زمانیکه به آموزشها عمل نکنیم نتیجه خاصی نمیگیریم .
ضرورت انتخاب عمل متناسب کننده معمولا به خاطر ترس از چاقی ، نفرت از چاقی ، حسادت و حسرت به انسانهای متناسب ایجاد میشه .
در حالیکه ضرورت انتخاب عمل متناسب کننده باید کاملا دلخواه باشه . ما عمل متناسب کننده رو نه به خاطر ترسهامون یا حسرتهامون یا نفرتهامون و … انتخاب کنیم چون همیشه سطح ما همینقدر می مونه . یعنی همینکه به جایی میرسیم که دیگه نمیترسیم یا نفرت نداریم برامون کافی میشه و انتخابش رو متوقف می کنیم .
نیت لاغر شدن نباید به خاطر ترس باشه . بلکه انتخاب لاغری باید یک امر کاملا دلخواه باشه تا برامون دائمی باشه . امنیت ما باید در سطحی بالاتر قرار بگیره نه فقط در مرز رها شدن از ترس .
ما باید خودمون رو تا آخر عمر بیمه لاغری کنیم .
نقطه ی مقابل امنیت ترسه
امنیت داشتن یکی از ویژگیهای سرزمین لاغریه .
پس بیمه کردن تا آخر عمر برای لاغری لازم و ضروریست .
لاغر شدن را تا آخر عمر زندگی کنیم .
دیروز من اصلا فرصت نکردم تمرین را بنویسم البته فایلها رو گوش کردم اما فرصت نوشتن نداشتم . سرم خیلی شلوغ بود .
با اینکه یکم از غلبه افکار منفی ترس داشتم اما گفتم من به مسیرم متعهدم و به رفتارهای انسانهای لاغر و چاق توجه میکردم تا به نوعی دیگه تمرینم رو انجام داده باشم .
وقتی به آنها نگاه میکردم موقع تعارف کردن شیرینی انسانهای چاق ۲ دسته میشدن. یکی از آنها جلوی خودش را میگرفت که شیرینی نخورد و به خود زجر نخوردن میداد و دیگری دلش شیرینی میخواست و به شیرینی میخندید و همه ما میدانیم در ذهنش کلی فکر برای خوردن مرور میشد و میخورد . شیرینی رو دوست داشت . ۲-۳ تا بر میداشت حتی یه نفر که از بقیه چاقتر بود وقتی به او شیرینی تعارف کردم یکی برداشت اما بعد که از او عبور کردم برگشت و یکی دیگه هم برداشت تا آخر جشن هم ظرف شیرینی را جلوی خودش گذاشت و دیگر نفهمیدم چند شیرینی خورد .
اما یک انسان لاغر واقعی وقتی به او شیرینی تعارف کردم او یکی برداشت و وقتی به او بازهم تعارف کردم و گفتم از این یکی مدل بردارید گفت نه ممنون یکی کافیه . فرقی نداره . همشون یه مزه هستن .
فهمیدم ذائقه آنها دچار تنوع نشده . و شیرینی های مختلف برای او یک مزه را میدهد فقط شیرین است و اینکه با تعارف من سست نشد اما چاقها با یکبار تعارف سست میشدند . اما شیرینی در ذهن چاق با مزه های مختلف تعریف شده است که در نتیجه شیرینی را در ذهن او خوشمزه تر و جذاب تر کرده و خودش نیز تنوع طلب تر شده و دوست دارد همه نوع شیرینی را امتحان کند .
اما یک انسان لاغر دیگر هم دیدم . با اینکه لاغر بود ولی کبد چرب داشت این شخص ولع عجیبی برای برداشتن شیرینی داشت . او باور نداشت که شیرینی چاق می کند می گفت من به پدرم کشیدم اصلا چاق نمیشم ولی کبدم چرب میشه . او حدودا ۶۰ سال داشت و اندامش دقیقا مطابق باورش بود .
من دیروز با برداشتن فیلتر چاقی باز هم تصاویر دیگری از لاغری را تجسم کردم .
البته فکر می کنم در مطالب دوستان هم خوانده بودم . عین عبارات را فراموش کرده ام اما برداشت کلی از این سری دیدگاهها مینویسم .
زمانیکه بتوانید در همین وضعیتی که هستید لاغری خود را در فکر خود تصور کنید لاغر میشوید .
همه ی ما تا بحال با سعی فراوان غذای مصرفی خود را تغییر داده ایم و البته این کار موقت بوده است .
ما زمانیکه گرسنه هستیم میخوریم و زمانی که سیریم نمیخوریم این طبیعت همه ی ماست .
مابقی آن به فکر ما بستگی دارد که انسانها را دو دسته می کند .
انسانهایی با فکر لاغر و انسانهایی با فکر چاق
انسانهای با فکر لاغر غذا و خوردن غذا را عامل چاقی خود نمیدانند .
انسانهای با فکر چاق غذا و خوردن غذا را عامل چاقی خود می دانند .
ما به یک سری از غذاها علاقه داریم و آنها را بیشتر می خوریم ولی واقعا وقتی سیر میشویم همانها را هم نمیتوانیم بخوریم .
چون فرایند گوارش آغاز شده است و میل بدن صرف گوارش غذای مصرفیست .
باید به قدرت هضم و جذب و دفع بدنمان برای تبدیل انرژی ایمان بیاوریم .
خوردن هیچ غذایی در هیچ مقداری مارا چاق نمیکند . بلکه در تمامی این زمانها بدن دارد کار انجام میدهد و اتفاقا کلی انرژی مصرف میشود . گوارش سه قسمت است : ۱- هضم ۲- جذب ۳- دفع
اما توضیح این ۳ فرایند :
۱- هضم هر غذایی که وارد بدن میشود اول وارد معده هضم میشود و شکسته میشود . بعد وارد روده کوچک میشود و بعد وارد روده ی بزرگ . هضم یعنی فرایند ترشح موادی به غذا که باعث تجزیه شدن غذا میشود . فرایند اصلی هضم در معده توسط اسید معده انجام میشود .
خب تا اینجا که ربطی به چاقی ندارد .
جذب : غذا بعد از هضم دو اتفاق برایش می افتد .
۲ قسمت میشود یک سری مواد از طریق معده و روده ها جذب میشود .(اینجا کمی فکر چاقی وجود دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت . )
و مابقی غذا که اضافه است از طریق مدفوع دفع میشود . (فکر لاغری ) پس ما اصلا نگران اضافه خوریها نباشیم چون غذایی که اضافه است توسط بدن دفع میشود .
غذایی که مورد نیاز بدن نیست توسط خود بدن دفع میشود .
حتی اضافه خوری هم انسان را چاق نمی کند . چون دفع میشود . اما اضافه خوری ذهن ما را چاق می کند و باعث میشود ما افکار چاقی را پرورش دهیم و تجسم لاغری را از بین میبرد .
اما در اصل بدن مقدار مورد نیازش را بر میدارد و مابقی که اضافه است را دفع می کند .
……
به سراغ جذب میرویم که شاید بعضی بگویند جذب مواد غذایی مارا چاق می کند . اما حقیقت اینست که تمام فرایند جذب تبدیل به انرژی میشود . چگونه ؟ موادی که از طریق معده و روده ها جذب شده اند ۲ اتفاق برایشان می افتد . یا همان موقع مورد مصرف سلولها قرار می گیرد یا اگر باز اضافه بود در سلولهای چربی وارد میشوند تا اکسید و تجزیه شود . نکته مهم اینجاست .
چیزی که فکر ما را چاق کرده است دقیقا در همین نقطه است .
چربیها برای ذخیره شدن وارد سلولهای چربی نمیشوند . بلکه سلولهای چربی مثل انباریست که چربیها پس از وارد شدن به آن برای اکسید شدن آماده میشوند و این آمادگی فقط چند ساعت است یا نهایتا ۲ روز .
چربیها در سلولهای چربی اکسید میشوند .
هیچ چربی در بدن باقی نمی ماند .
کارخانه چربی سوزی بدن در دل سلولهای چربیست . چربیها در سلولهای چربی ، در دو مرحله هستند یا دارند خود را برای اکسید شدن و تجزیه شدن آماده می کنند یا در حال تجزیه به سه عنصر هستند .
نگرش صحیح اینست :
تمام چربیها در بدن اکسید و تجزیه میشوند .
چربیها در سلولهای چربی یا به عبارتی زیباتر در کارخانه چربی سوزی :
به سه عنصر
اکسیژن ، آب ، دی اکسید کربن
تبدیل میشوند .
پس اگر این واقعیت را در فکرم تجسم کنم میتوانم تجزیه شدن چربیها را در ذهنم ببینم و باور کنم .
در نتیجه فرایند لاغری با ذهن را بهتر درک می کنم .
چربیها مطابق باور واقعیت ، در ذهن من تجزیه میشوند و باور ذخیره چربی در ذهن من تبدیل به اکسید چربی یا تجزیه چربی میشود .
سلولهای چربی دیگر کارخانه چربی سازی یا ذخیره چربی در ذهن من نیست .
بلکه
تمام سلولهای چربی کارخانه ی چربی سوزیست .
پس چربی را در فکرت ذخیره نکن عطا آنها را بشکن . چون آنها برای تجزیه شدن آمده اند نه برای ماندن و ذخیره شدن . با خودت بگو چربی آب و اکسیژن و دی اکسید کربن است .
آب اضافی که از طریق عرق کردن و ادرار خارج میشود . اکسیژن که به مصرف سلولها میرسد و برای کارکرد سلولی از ان استفاده میشود .
و دی اکسید کربن که از طریق تنفس ازاد میشود .
خب دیگر چه چیزی برای چاقی باقی می ماند ؟
هیچ.پس تمام فرایند گوارش یک فرایند کاملا ایمن و بدون ترس برای لاغر شدن هستند .
گوارش انسان را لاغر می کند .
پس با این فکر احساس خودمان را نسبت به چاقی پاکسازی می کنیم .
احساس خودمان را نسبت به پرخوری پاکسازی می کنیم .
این تمرین را که برای امنیت چاقی قرار دادم برای تمرین تغییر عادت هم میتونستم انجام بدم .
به هر حال تمام تمارین مثل رشته های برق به هم اتصال دارند . چون کارخانه مغز و اعصاب دقیقا همانند سیم کشی برق است .
نکته بعدی که در فایل به آن اشاره شد مربوط به هکر چاق است .
ذهن لاغر ما توسط افکار چاقی هک شده است .
آن فرد چاق ذهن چاق منست که ذهن لاغر مرا هک کرده و من هر فایلی را در ذهن لاغرم باز می کنم توسط هکر چاق قابل دسترسیست .
البته ما اکنون در حال بیرون کردن هکر چاق از ذهن هستیم و بر عکس ما داریم او را هک می کنیم و تمام اطلاعات او را مورد بازیابی قرار میدهیم و کامیوتر او را از اطلاعات چاقی پاک میکنیم .
پس ما از او هکرتر هستیم .😁
نشان های دریافت شده
سلام وظهز شما بخیرامروز گام ۲۹
وموضوع امنیت هستش
خوب که فکر کردم دیدم اولین فکری که بادیدن این تصویر تو ذهنم امد این بود که فرد چاق امنت سایت میتونه بخوره جرا؟
جونکه اگه به خودش ارزش قائل بود اولبه وجود خودش امنیت می داد وفتی طرف برای خودش تره خورد نمیکنه چطوربرای شما کاری بکنه
یی مثل ساده وفتی شماداخل اتاقی باشی ودر اتاق خودت بسته باشی ازنظر فکر وامنیت خیالت اسوده است ولی اگه همین در یی فرد ببنده وبفهمی دیگه نمتونی ا ز در جارج بشی همین ادم شروع به تلاش برایرهایی ا این وضعیت میکنه تا مورد ناامنی قرارنگیره
فردچاق هنوزاز امنیت خوش خبرندار که تلاش کنه برای بهتر و
بیشترامنیت .شاید وحتما امنیتش در خطر هست ولی خبر نداره از چه لحاظ بدنی ازلحاظ حرکتی مریضی نا امنی خودش .
مابادر نظر گرفتن جسم خودمون وارزش قرا ر دادن به خودمان برای امنیت روح جسمان بایدتلاش کنیم برای کم کردن چاقی وبه نتیجه رسیدن مسیر لاغریی .
فرد چاق موضوع زندگیش خودش بایدباشه برای امنیت جسم
وروحش ازش قائل نمیشه مشکل در فرمولهای ذهنی فرد چاقه.
فردچاق وفتی که میکه میشه یا نمشه لاغر شد برای خوشون امنیت قائل نیست تصویر مسیرروبرو رو که چاق شدن بوده باعث دلسردی خودش میدونه واقدام نمی کنه برای لاغریی.
این فرد امیدنداره وزنشو زیاد میبینه توان حرکت تویی این مسیر ازخودش گرفته
اول باید تصمیم بگیره بعد اقدام کنه برای لاغریی بعد قبول کردن وضعیتش خودش یاد گرفتن و عوض کردن فرمولهای چاقی وحالا میتونه لاغربشه چون در دنیا چیزی یک وجحی نداری هر چیزی مخالف داره مخالف چاقی= لاغریی
تویی این مسر اول اطمینان + اشتیاق +استمرا = لاغریی
فومولهایذهنیافراد چاق بایدشناسای بشه دوره این مسیربایدپربارباشه که باعث شوق وانگیزه بشه برای فردچاق برای ادامه دادنویی این مسیر کسی که اضافه وزن دارره امنیت بدنش برای خودش قائل بشه
“به نام خداوند هستی بخش و مهربان”
درود به همه ی هم مسیران و استاد گرامی؛
گام بیست و نهم : امنیت جسمی نیاز به مراقبت دارد.
هر روز که می گذرد از این که توانستم یک گام دیگر را بر دارم خدا را شاکر هستم و امروز دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۱ موفق به برداشتن گام بیست و نهم شدم،خدا را شکر.“امنیت جسمی نیاز به مراقبت دارد.”جمله ای زیبا و قابل تامل است.همان طور که ما هر گاه احساس درد و ناخوشی در جسم خود داشته باشیم بلافاصله به فکر درمان آن می باشیم و به پزشک مراجعه می کنیم در واقع احساس نا امنی می کنیم در زمان بیماری و برای به دست آوردن امنیت و آرامش دوباره ی بدن و جسم خود تلاش می کنیم.الان که دارم می نویسم این فکر به نظرم آمد که ما افراد چاق و دارای اضافه وزن در واقع همیشه بیماریم به دلیل چاق بودنمان و احساس نا امنی می کنیم و تقریبا همیشه در حال تلاش و کوشش برای به دست آوردن سلامتی و امنیت جسمی و روحی و روانی خود بوده ایم با گرفتن رژیم های گوناگون و انجام ورزش و فعالیت های سخت و زجر آور که البته نتیجه ای جز شکست و ناامیدی و در پی آن احساس بد و نا امنی در خود ، هیچ نتیجه ی دیگری برای ما نداشته است.پس نتیجه می گیرم که هر چند ما با افکار و رفتار های اشتباه و تکرار شونده و باورهای غلط و نادرست باعث چاقی خود شده ایم اما دلیل بر آن نمی باشد که ما به فکر امنیت جسمی خود نبوده ایم اتفاقا ما افراد چاق و دارای اضافه وزن بیشتر از هر کسی به فکر سلامتی و امنیت جسمی خود بوده ایم اما راه و روش نادرست انتخاب کرد ه ایم و مسیر را اشتباه رفته ایم .من کاملا مخالف این نظر هستم که افراد چاق ، افرادی تنبل ، بی اراده ، ضعیف و نا توان ، بدون اعتماد به نفس ،ساده لوح،سنگ دل و … هستند.اتفاقا افراد چاق با گرفتن رژیم های مختلف و گوناگون و ورزش های سخت نشان داده اند که بسیار با اراده ،قوی و محکم هستند چون بارها و بارها شکست خورده اند اما دوباره و چند باره از اول شروع می کنند و باز ادامه می دهند.من افراد چاقی را دیده ام که بسیار باهوش و زیرک هستند و حتی با جثه ی بزرگ خود بسیار فعال و پر جنب و جوش بوده اند پس ما نباید تنها به صرف اینکه یک فرد یا شخصی چاق است و اضافه وزن دارد تمام شخصیت او را زیر سوال ببریم و همه ی جوانب شخصیتی او را مورد نقد مغرضانه قرار بدهیم من کاملا مخالف این دیدگاه هستم.ما باید چاقی را مانند اعتیاد که به آن به عنوان یک بیماری نگاه می کنیم ،نگاه کنیم و سعی در درمان و برطرف کردن این بیماری از طریق یک روش و مسیر درست باشیم که این روش و مسیر ،مسیر لاغری با ذهن می باشد.و اما نظر من در مورد عکس مورد نظر، به نظر من طراح این عکس خودش لاغر و متناسب است و در زندگی احتمالا با فرد یا افراد چاقی در ارتباط بوده است که حس خوب و خوشایندی نسبت به آنها نداشته است و همچنین مانند خیلی از ما که قبل از ورود به این مسیر این باور را داشتیم که بی تحرکی و پشت میز نشینی باعث چاقی می شود را باور دارد و همچنین نشان از تنبلی فرد دارد که می خواهد بدون هیچ زحمتی از طریق کار نشستنی دست در جیب مردم و کسب وکار آنها داشته باشد و از این طریق امرار معاش کند و کسب درآمد کند.درست است که چاقی زیبا نیست و زشت است ،حالت طبیعی بدن ما نیست،موجب رنج و عذاب جسمی و روحی ما می باشد، مانند یک اعتیاد ، خانمان سوز است و …اما این تنها یک حالت و شرایط است که ما همان طور که چاق شده ایم خیلی راحت تر و آسان تر از آن ، از طریق مسیر لاغری با ذهن دوباره می توانیم لاغر و متناسب شویم و به حالت طبیعی جسم و بدن خود دست پیدا کنیم و امنیت جسمی و روانی خود را تامین کنیم و همچنین البته خود را از پیش داوری ها و زیر سوال بردن شخصیت واقعی و حقیقی مان توسط اطرافیان جلوگیری کنیم و ذهنیت و عینیت زیباتری برای خود خلق کنیم انشاالله.
“یا حق”
با سلام خدمت همراهان گرامی.با دیدن تصویر شخص هکر من به یاد عبارت “ از کوزه همان تراود که در اوست” افتادم.و حس کردم درون یک فردی که اضافه وزن داره پر از نا آرامی و تلاطم هست .فردی که درونش ناآرامی رو فریاد میزنه گرایش داره همون حس رو به دیگران هم منتقل کنه .کسانی که شخصیت آسیب دیده ای دارن اکثرأ باعث آسیب دیدن دیگران میشن، حتی به صورت ناخودآگاه. و برعکس کسانی که آرامش درونی بالایی دارن همیشه باعث آرامش دیگران و بالاتر بردن حس عزت نفس در اونا میشن. دیدگاه من اینه که طراح به این دلیل از تصویر شخصی با اضافه وزن استفاده کرده که از جانب اشخاصی با همین مشخصه آسیب دیده ،و این تجربه رو داشته که اکثر آدمای چاق به دلیل رنج درونی که دارن باعث رنجش دیگران میشن. تشکر از استاد گرانقدر