تو هم مثل خیلیها بارها تلاش کردی وزن کم کنی ولی نتیجه دلخواه نگرفتی؟ 😞
شاید مشکل فقط رژیم و ورزش نبوده، بلکه ریشهاش توی ذهنته! باورها و خاطراتی که درباره چاقی داری، مثل سنگی بزرگ روی دوشت سنگینی میکنن و مسیر لاغری رو سخت میکنن. 😔
اما خبر خوب اینه که با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری میتونی این سنگ رو برداری و راهی تازه برای رسیدن به تناسب اندام پیدا کنی. 🌱
چرا ذهن ما پر از خاطرات چاقی است؟ 🧠
ذهن انسان مثل یک آرشیو بینهایت بزرگ و جادویی است که هر تجربهای را با تمام جزئیاتش ثبت و ذخیره میکند؛ حتی خاطرات کوچکی که شاید اصلاً فکر نکنیم تاثیری روی زندگی روزمرهمان دارند.

این یعنی ذهن ما مثل یک کتابخانهی بزرگ است که هر لحظه و هر اتفاق را نگه میدارد و روی تصمیمات و رفتارهای ما تاثیر میگذارد. 🧠✨
برای افرادی که اضافه وزن دارند، این آرشیو ذهنی پر شده از خاطراتی است که مربوط به چاقی و تلاشهای گذشتهشان برای لاغر شدن است.
خاطراتی مثل شکستهای متعدد در رژیمهای سخت 🥗🚫، روزهای ناامیدی و خستگی 😞😓، و البته برگشت مکرر به وزن قبلی 🔄⚖️.
این خاطرات وقتی در ذهن ما تکرار میشوند، نقش یک سد بزرگ را بازی میکنند و جلوی پیشرفت و موفقیت ما را میگیرند.
هر بار که تلاش میکنیم و نتیجه نمیگیریم، ذهن ما تصویری از آن شکست را ذخیره میکند و این تصویر مثل یک چراغ قرمز 🚦 هشدار میدهد که میگوید: «دوباره نمیشود» 🚫، «من نمیتوانم لاغر شوم» 🙅♂️ یا «همیشه چاق میمانم» 🐘.
این چرخهی تکراری و خستهکننده باعث میشود هر بار که تصمیم میگیریم دوباره مسیر لاغری را شروع کنیم، ذهنمان با ترس 😰، نگرانی 😟 و خاطرات شکستهای گذشته پر شود و انگیزه و اشتیاقمان به شدت کاهش یابد. 😞💔

تاثیر خاطرات و باورهای ذهنی بر لاغری 🧠💭
خاطرات چاقی فقط یادآور شکستهای گذشته نیستند؛ آنها مثل چراغهای هشدار در ذهن ما عمل میکنند که مستقیم روی رفتارها و تصمیماتمان تاثیر میگذارند.
وقتی به یاد میآوریم که بعد از یک پرخوری چقدر احساس بدی داشتیم، یا رژیممان شکست خورد، این خاطرات مثل یک تله ذهنی عمل میکنند.
مثلاً بعد از یک پرخوری احساس عذاب وجدان میکنیم 😔، قول میدهیم که دیگر این کار را نکنیم، اما چون این خاطرات پرخوری و شکست در ذهنمان ثبت شده، دفعه بعد خیلی راحتتر دوباره به همان رفتارهای قبلی بازمیگردیم.
این چرخه باطل 🔄 انگار ما را در دام خود میاندازد و خیلی سخت میتوانیم از آن رهایی پیدا کنیم.
چرا تغییر باورهای ذهنی برای لاغری ضروری است؟ 🔑🧠
ببین، خیلی از ما فکر میکنیم اگر فقط رژیم بگیریم یا ورزش کنیم، حتماً لاغر میشویم و این موضوع فقط به تلاش فیزیکی ربط دارد. اما واقعیت این است که این فقط نصف داستان است!
تمرکز صرف روی رفتارهای ظاهری مثل رژیم گرفتن یا ورزش کردن معمولاً ما را به نتیجهای کوتاهمدت میرساند.
چرا؟ چون همان خاطرات ذهنی و باورهای قدیمی هنوز در ذهنمان فعال هستند و مثل یک نیروی مخفی، بعد از مدتی دوباره همان رفتارهای قدیمی و ناسالم را به وجود میآورند. 🌀
تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یعنی اینکه ریشهای و عمیقاً در ذهنمان دست ببریم و طوری برنامهریزی کنیم که رفتارهای جدید و سالمتر به شکل طبیعی و خودبهخود در زندگی ما جایگزین شوند. 🌱✨
وقتی باور کنیم که میتوانیم لاغر شویم و سلامتی را انتخاب کنیم، ذهن ما خودش شروع به هدایت ما به سمت انتخابهای بهتر و سبک زندگی سالمتر میکند.
این یعنی دیگر لازم نیست با خودمان دائم جنگ و جدل داشته باشیم، مجبور نباشیم به زور رژیم بگیریم یا زورکی ورزش کنیم.
ذهنمان به شکلی نرم و آرام مسیر موفقیت را باز میکند و ما را به سمت اهدافمان میکشاند. 🎯🌈
پس اگر واقعاً میخواهی نتیجهای بلندمدت و ماندگار داشته باشی، تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را در اولویت قرار بده.

۷ راهکار کلیدی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯
تغییر باورهای ذهنی مثل بازسازی یک باغ پر از گلهای رنگارنگ 🌷🌼 هست که باید هر روز بهش رسیدگی کنی تا شکوفا بشه. هر قدم کوچیکی که برمیداری، تو رو به هدف لاغری پایدار و ذهنی سالمتر نزدیکتر میکنه 💪🧠.
در ادامه این ۷ بخش جذاب و کاربردی رو میبینی که مثل چراغ راهنمای مسیر تو برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری عمل میکنن 🚦🌟.
۱. آگاه شدن به باورهای محدودکننده ✍️
اولین قدم برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری این است که باورهای منفی و محدودکنندهای که درباره لاغری و وزن داری را شناسایی کنی.
مثلاً ممکن است باور داشته باشی: «من همیشه چاق میمانم» یا «من اراده کافی برای لاغری ندارم». نوشتن این باورها کمک میکند که آنها را از ذهن ناخودآگاه بیرون بکشی و روی آنها کار کنی.
۲. جایگزینی باورهای منفی با افکار مثبت 💪✨
وقتی باورهای منفی را شناختی، وقت آن است که آنها را با افکار مثبت جایگزین کنی.
برای مثال به جای «نمیتوانم لاغر شوم» بگو: «من هر روز قدم کوچکی برای لاغر شدن برمیدارم و موفق میشوم.» این جملات تاکیدی را هر روز با تمرکز و احساس بگو تا باورهای جدید در ذهنت شکل بگیرند.
۳. تصویرسازی ذهنی موفقیت 🖼️🌟
تصویرسازی ذهنی یکی از قدرتمندترین ابزارهای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری است.
هر روز چند دقیقه خودت را تصور کن که به وزن دلخواهت رسیدهای، لباسهای مورد علاقهات را میپوشی، احساس سبکی و شادی میکنی. این تصاویر ذهنی به مرور باورها و احساسات مثبت را در تو ایجاد میکنند و به رفتارهای سالم هدایتت میکنند.
۴. استمرار در تمرینهای ذهنی ⏳📅
تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک روند زمانبر است و نیاز به تمرین روزانه و مداوم دارد.
مثل ورزش و یادگیری یک مهارت جدید، هر روز باید زمان مشخصی را به تمرین ذهنی اختصاص دهی تا ذهنات کاملاً با باورهای جدید هماهنگ شود.
۵. نوشتن خاطرات و احساسات 📝💡
نوشتن درباره خاطرات چاقی و احساسات مرتبط کمک میکند بار منفی آنها کاهش یابد و ذهن برای تغییر آماده شود.
یک دفترچه داشته باش و خاطرات، ترسها و نگرانیهای خود را بنویس. سپس سعی کن درباره راههای مقابله با آنها فکر کنی و راهکار بنویسی.
۶. ارتباط با افرادی که مسیر مشابهی را رفتهاند 🤝❤️
دیدن و شنیدن داستانهای موفقیت دیگران باعث میشود باور کنیم که ما هم میتوانیم تغییر کنیم.
عضویت در گروه دورهمی لاغری با ذهن در تلگرام، دنبال کردن افراد موفق در بخش نظرات سایت تناسب فکری و شنیدن تجربیات آنها برای انگیزه دادن به خودمان خیلی مهم است.
۷. صبوری و مهربانی با خود 🎉🌷
فراموش نکن که تغییر باورهای ذهنی برای لاغری فرایندی زمانبر است و هر کس با سرعت خودش پیش میرود.
نباید از خودت انتظار داشته باشی یک شبه همه چیز تغییر کند. هر قدم کوچک را جشن بگیر و به خودت برای تلاشهایت افتخار کن.
این ۷ بخش مهم پایههای اصلی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را تشکیل میدهند.
با تمرین مستمر و توجه به هر یک از این مراحل، میتوانی گام به گام باورهای قدیمی و محدودکننده را کنار بگذاری و باورهای جدید و مثبت بسازی که مسیر لاغری را هموارتر و پایدارتر میکنند. 🌟🚀
جمعبندی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯🧠
دوست خوبم، الان که مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو بهتر شناختی، باید بدونی که این تغییر، کلید طلایی رسیدن به وزن ایدهآل و حفظ اون برای همیشه است. 🔑🌟
چرخهی شکستهای گذشته که باعث ناامیدی و دلزدگی شده بود، بهطور کامل شکسته میشود و مسیر جدیدی برای رسیدن به لاغری پایدار برات باز میشه. 🚀💖
اما مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک فرآیند زمانبر و مستمر است که نیاز به آموزش دقیق، تمرین منظم و حمایت دارد.
استفاده از دوره پیشرفته لاغری با ذهن برای تغییر باورها به تو کمک میکند تا این مسیر را سریعتر، لذتبخشتر و موثرتر طی کنی.
در این دوره، با تکنیکهای علمی و تمرینات تخصصی آشنا میشوی که باورهای قدیمی و محدودکننده را جایگزین باورهای قدرتمند و مثبت میکنند.
با تمرینهای ساده و گامبهگام، اشتیاق و انگیزهات برای ادامه مسیر بالا میرود و تغییرات واقعی و پایدار در ذهن و جسمات شکل میگیرد. 🌱✨
پس از امروز، با آگاهی کامل، اشتیاق فراوان و پشتکار مسیر لاغری را با آرامش و انگیزه ادامه بده.
فراموش نکن که تو شایستهی بهترین نسخه از خودت هستی و با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری، میتوانی به آرزوهایات برسید. 🌈💪
📝 سوالات تمرینی برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 💡
- محتوای نوشتاری را با دقت مطالعه کنید و به شباهت عملکرد خود با آنچه شرح داده شده است توجه کنید. 👀
- محتوای آموزشی را با دقت گوش کنید و نکات مهم را یادداشت کنید. 🎧📝
- درباره خاطرات چاقی خود شرح دهید؛ چه خاطرهای از چاق شدن و چاقتر شدن دارید؟ 🧠💭
- تجربه خود از تاثیر خاطرات چاقی را در احساس ناامیدی و ترس از چاقتر شدن بنویسید. 😞📉
- خاطرات چاقی چه احساسی در شما ایجاد میکند و فکر کردن به لاغر شدن چه حسی در شما به وجود میآورد؟ ❤️🔥✨
💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات 🤗
خیلی دوست دارم تجربهها و احساسات خودت درباره تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو در بخش نظرات با من و دیگر دوستان به اشتراک بذاری.
هر چقدر بیشتر درباره این مسیر حرف بزنیم و حمایت کنیم، انگیزهمون برای ادامه راه قویتر میشه. 🤝💖
پس حتماً نظر و سوالهات رو با من مطرح کن، اینجا جای یادگیری و رشد مشترک ماست! 🌟👥
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.76 از 92 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
همه ما تجربه اینو داریم که تا یه حدی کم کردیم و دیگه کمتر نشدیم و دوباره چاق شدیم .باید همانطور که چاق شدیم از همون مسیر برگردیم برای لاغری تا برای همیشه متناسب باقی بمونیم.
خاطرات که در ذهنمون هست خیلی در این مسله دخالت داره خاطراتی که تغییر احساسی ایجاد می کنه در ذهن ثبت می شه
مغز بر اساس اطلاعاتان عمل می کنه . مغز مون توانایی برای فکر کردن و تصمیم نداره .فکر کردن ما مرور کردن اطلاعات قبلیمونه.
نقش خاطره در چاق شدن . یه سری اطلاعات در باره مواد غذایی داریم در ذهن . فرصتی برای لذت بردن ببستر و خود به خود بیشتر می خوره . نسبت به بعضی غذاها اطلاعات بیشتری داری توی ذهنت . ذهنت بر اساس خاطره ها واکنش های متفاوتی می ده . افراد چاق درباره غذاها اطلاعات کاذب مربوط به لذت و اینها می شه و با ذهن درگیر می شه که باعث پر خوری می شه
مثلا نگو داغونم گرده چقدر الان می چسبه من فکر کنم هنوزم این حرفها رو می زنم البته وقتی با مامانم اینا هستم چون همسرم متناسبه از این حرفها نمی زنه . ولی راست می گین یاد آوری خوبیه وقتی آدم اینها رو بیاد میاره چه طور ممکنه که بیشتر نخوره . اشتها یه واکنش ذهنی به مواد غذاییه .
بدون توجه به خاطراتون غذا بخوریم . واقعا هم همینطوره من مامانم همیشه تعریف می کرد غذا که درست می کرد هر جا هم که می رفتیم اگه مامانم غذا می برد مثلا پارک یا جایی دور همی ها ولی انقدر تعریف می کرد همه می خوردن بعدش هم می گفت نگاه کن غذای بقیه باد کرد ولی همه مال ما خورده شده بود از بس خوشمزه بود.
بر اساس خاطرات غذا نخورید . به غذا فکر نکنید برای چگونه خوردن نقشه نکشید اموزشها باید به عمل تبدیل شود.
هر روز توجه به وضعیت جسمی داشته باشین.
واقعا خیلی تفاوت داره متناسب شدن .امروز من رفته بودم خرید چند تا لباس و توی اتاق پرو کردم چقدر احساسم خوب شد چون خیلی بهم میامدن هم شلوار و هم پیراهنی که انتخاب کرده بودم یادمه که قبل از دوره عروسی پسرخالم هر چی می پوشیدم بهم نمیامد هی همسرم لباس میاورد بپوشم اصلا بهم نمیامد اصلا نمی زاشتم همسرم نگاه کنه سریع در میاوردم ……
وقتی اومدیم خونه امروز بعد از خرید به همسرم گفتم چقدر خوبه من از وقتی این روش و شروع کردم همه چی می خورم هر چی دوست دارم این همه هم لاغر شدم و لذت می برم ولی قبلا همش باید اینو نمی خوردم اونو نمی خوردم …. خیلی سخت بود.خدا رو شکر .
گام 17(تکرار1)
بنام خدا
استاد من دیروز یکی از فرمول هامو پیدا کردم که اونم باور نداشتن به لاغر شدن بود ، در صورتی که من خودم میدونم که میتونم لاغر بشم ولیی ناخوداگاه من باور نداره !! و اینشکلی بود که همش توجه منو میبرد رو قسمت های پر بدنم و اینشکلی میگفت که ببین هنوز چاقی ! هنوز لباسات برات گشاد نشده ! و الان 5 ماه گذشته تو هنوز نتیجه انچنانی نگرفتی و..
بخاطر همین دیروز واقعا خسته شدم و تو خلوتم گریه کردم ولیییییی ، همش ی حسی نه دلم هست که بهم میگه ادامه بده ! ادامه بده ! توجهتو بردار از اون قسمتا و واگذارش کن به خدا و ادامه بده و جدیدا الان هروقت که میخواد منو لیز بده ، اینشکلی بهش میگم که تو وقتی آشپزی میکنه ، نتیجش حتما ی غذا میشه ! و یا وقتی کتابی رو اصلن همینجووری رو خونی کنی ، یچیزایی حتما دستگیرت میشه ! یا مثلاا ی آهنگی یا یک پیام بازرگانی که مدام پخش میشه و تو اصلا توجهی به اون نداری بعد از مدتی ناخوداگاه میبینی که دیالوگای اون پیام بازرگانیو حفظی یا اون اهنگ و چند کلمش و میتونی باخودش بخونی! امکان نداره که تو این روش نتیجه نگیری !! اصلا نمیشهه ! چه بخوای چه نخوای میگیری .!
فقط صبور باش و ادامه بده .
خاطرات نقش مهمی در زندگی ما دارند . گاهی مرور یک خاطره میتونه در ما احساس خوبی ایجاد کنه و حتی برعکس میتونه در اوج احساس خوب حال مارو بگیره .
محل ذخیره خاطرات ما ذهن ماست .و ذهن ما در طی اتفاقاتی که در روزمره برای ما میفته و در ما احساسی ایجاد میکنه و رو به صورت خاطره ذخیره میکنه .
ما بی نهایت تصویر در روز میبینیم ، اما فقط تصاویری در ذهن ما ذخیره و ماندگار میشه که در ما تغییر احساسی ایجاد کنه .
خاطرات تاثیر ممهمی در زندگی روزمره و رفتار های ما میزاره .
ذهن ما همیشه طبق اطلاعاتی که ما بهش دادیم عمل میکنه پس اگه اطلاعات اشتباهی درباره ی موضوع بهش داده باشیم هر بار که بخوایم درباره اون موضوع تصمیم بگیریم ، تصمیمات ما اشتباه خواهد بود .
چون مغز ما به تنهایی هیچ توانایی و قدرت تصمیم گیری نداره و فقط با اطلاعاتی که ما از طریق شنیده ها و تجربه هایی بهش دادیم عمل میکنه .
در واقع اونارو مرور میکنه و ما تصور میکنیمم که داریم فکر میکنیم
ولی در واقع داریم اطلاعات قبلی رو مرور میکنیم .
دقیقا مثل یک کامپیوتر که روش یک سیسم عامل یا نرم افزار نصب میشه تا کار کنه و خود کامپیوتر به تنهایی هیچ کارایی برای ما نداره !
فکر کردن ما مرور کردن اطلاعات قبلیمونه . search history google و میمونیم !خخخخخ
مثلا من ی پسردایی دارم که خیلی کوچیکه نقریبا 1 سال و خورده ای یا 2 سال ، این بچه ی آهنگیو خیلی دوست داره و هر وقت این آهنگ پلی میشه باهاش میرقصه و این باعث شده که ما هروقت اون آهنگ و جایی شنیدیم یاد پسر داییم بیوفتیم ! چون اون کارش احساس خوبی در ما ایجاد کرده بود ، به خاطر همین هروقت اون آهنگ و میشنویم ، ناخودآگاه ذهنمون میره طرف پسرداییم .
ذهن افراد چاق مملو از خاطرات چاقی است و با همچین ذهنی هرگز نمیتوان لاغر شد .و باید اول خاطرات لاغری و در ذهن ایجاد کنیم .
افراد چاق در ذهنشون یکسری اطلاعات درباره مواد غذایی ثبت کردن که اونو از بقیه شنیده بودن و در برخورد با اون موادغذایی براساس اطلاعات قبلی که به خودش داده اند تصمیم میگیرند و رفتار میکنند .مثلا اگه از ی غذایی تعریفی شنیده باشن ، و یا ازش خوششون بیاد ، اونو فرصتی برای لذت بردن میبینن.
یکی از تفاوت های ذهنی افراد چاق و لاغر با هم اینه که ، افراد چاق درمورد غذاها اطلاعات کاذب در ذهنشون ثبت میکنن و از اونجایی که اطلاعات با رفتار ما باهم درآمیخته میشه باعث میشه که ما غذاهارو فرصتی برای لذت بردن و پرخوری استفاده کنیم ، طوری که میایم برای غذاها سناریو مینویسیم !
برای هر غذایی یک عالمه سناریو میپیچیم .
مثل تهدیگ و آبگوشتی که استاد ازش خیلیی باحال مثال زد .
خب اینطوری که استاد مثال زدن ، دهن همه آب افتاد دیگه چه تصوری میشه کرد که وقتی فرد با اون غذا روبه رو میشه ؟انتظار داریم که کم بخوره ؟ ممکنه حتی بشقابم بخوره !
بعد هم این رو بهونه اشتها داشتن در خودشون میدونن !
اشتها فقط یک واکنش ذهنی نسبت به مواد غذاییه که خودمون ایجادش کردم !
بخاطر اطلاعاتی که ما از مواد غذایی در خودمون داریم .
هر کس هم به یک طریقی این حالت رو در خودش تقویت میکنه ..
در این دوره ها ما خاطراتمون درباره غذاها و عادت خوردن براساس خاطره هامونو تغییر میدیم.
اگه میخوایم با این روش لاغر بشیم و لاغر بمونیم باید اطلاعات و خاطرات قبلی درباره غذاهارو از بین ببریم باید مثل افراد متناسب بدون توجه به خاطراتمون از غذاها مصرف کنیم .
چون افراد متناسب حس خاصی نسبت به غذاها ندارند ، ممکنه بعضی از غداهارو بیشتر دوست داشته باشن ، ولی اون غذارو هم به اندازه نیازشون میخورن ، ولی افراد چاق تا ته دیگ رو هم درنیارن ، ول نمیکنن.
باید رفتار غذایی خودمون رو زیرنظر قرار بدیم ، چون افراد به دلایل مختلفی غذاهارو مصرف میکنن، نزری و مهمانی و….
ولی غذای اضافه واقعا اضافس فرقی نمیکنه که چی باشه .
من خودم خاطرات انچنانی از غذاها در خودم ذخیره نکردم ، و اگر چه ی مدت داشت شکل میگرفت ولی خداروشکر خیلی زود با شرکت تو این دوره ها برطرف شد.
در رابطه با خاطرات چاقی ، برای این یک مثال عالی دارم ! من یک هفتس که دکوراسیون اتاقم و تغییر دادم و تقریبا الان شبیه دکوراسیونی که یک سال پیش تو دورانی که افسرده و داغون بودم چیدم ، در صورتی که الان واقعا حالم خوب و عالیه !! ولییی
هرازگاهی که تختم و نگاه میکنم خاطرات و تصاویر اون دوران برام یاداوری میشه و میخواد منو دپرس کنه ولیی زیاد خودم و درگیرش نمیکنم ! چون چیزی که گذشته ، دیگه گذشته .
ولی خاطرات واقعا رو حال و هوای ما تاثیرات زیادی میزارن ، یکی از دلایل دیگه هم که نمیزاره من نتیجه ای که میخوام و کسب کنم ، اینه که ذهنم انگار به این حالت بدنم عادت کرده و اصل خودشو اینطوری میدونه ! جون از بچگی در جسم تپل بودم، لاغر دیدن من براش نا آشناس و دوست نداره تغییر کنه ! نمیدونم دارم درست میگم یا نه ولی حس میکنم همچین چیزیم هست !
به هر حال هرچه زمان بیشتری از چاقی ما سپری شود خاطرات چاقی در ذهن ما هم بیشتر میشود .
انباشته شدن خاطرات چاقی به سادگی میتونه مانع لاغر شدن ما بشه طوری که همزمان با استفاده از محتوای آموزشی خاطرات چاقی در ذهن ما مرور میشه و این فرایند باعث ایجاد نگرانی و ترس در ما میشه. و اگرمراقب ترس از لاغر نشدن باشیم به انگیزه و اشتیاقمون برای لاغرشدن کم میشه و باعث خارج شدن ما از مسیر میشه مثلا در من !
در روش های مختلف لاغری توجه و تمرکز رو تغییر دادن عادت های چاق کننده بود .که اول میزان اضافه بدنمون رو مشخص میکردن و بعد برامون برنامه مشخص میکردن و ما رو از خوردن بعضی چیزها محروم و یا محدود میکردند .یا انجام برنامه های ورزشی که سوخت و ساز بدنمون رو بالامیبرد رو توصیه میکردند .
همه اینها فقط باعث تمرکز بیشتر رو چاقی میشه و برخلاف انتظار ما که میخوایم با انجام این دستورات لاغر بشیم ، جاق تر میشیم .
درسته که در بعضی از اونها سایز و وزن ما کم میشد ولی با رها کردنشون تمام وزنی ک از دست داده بودیم و یا بیشتر برمیگشت .وقتی تمرکز بر تغییر رفتار های چاق کننده داشته باشه، شاید موفق به تغییر آن یا اصلاح آن بشیم اما هرگز موفق به تغییر خاطراتی که تکرار اون رفتارها در ما ایجاد کرده نمیشیم !
به خاطر همین وقتی که دست از تلاش برای اصلاح رفتارهامون برمیداشتیم ، خاطرات چاقی به مرور رفتارهایی که باعث ایجادشان شده ایم رو تکرار میکنه
چون که خاطرات چاقی به واسطه افکار و رفتار در ما ایجاد شده اند
وقتی ما با تلاش بخوایم سعی در تغییر رفتارهاون کنیم ، بدون اینکه به خاطرات چاقی خودمون اهمیت بدیم ، بعد از رها کردن ،افکار و خاطرات جاقی به جستجوی رفتار به وجود آورنده خودشون مشغول میشن و دنبال اون فرمول هایی که مارو چاق کردن میگردن .
و جستجوی اینها سبب بروز مچدد رفتارهای گذشته ما میشه .
ما در روش لاغری با ذهن با محتواهای آموزشی ابتدا افکار لاغر کننده را در ذهن خودمون ایجاد میکنیم و افکار جدید مستلزم رفتار جدید هستند و ما با تکرار و استمرار و تمرین کردن افکار لاغر کننده ، خود به خود خیلییی آرام رفتارهامون تغییر میکنه . وما میبینیم دیگه میل به خوردن هر غذایی نداریم یا اشتهای قبلی و حرص و ولع برای خوردن رو نداریم و دقیقا مثل الان من !
وقتی افکار ایجاد شد و رفتارها شکل گرفت به شکل خودبخود خاطرات لاغری هم شروع میشود.
چون رفتارهای ما به مرور متفاوت میشه و ما واکنش متفاوتی نسبت به قبل انجام میدیم .
رفتار جدید ، خاطرات جدید به وجود می آورند
و با ایجاد خاطرات چدید در ذهن ما درباره ی لاغرشدن فرمول های لاغری تکمیل شده و روند لاغر شدن ما آغاز میشه !همینههه!!! پیداش کردممم ! گیرمو پیدا کردم ! هنوز خاطراته شکل نگرفته
انگار این فایل هم جواب درد و دل های دیشب منه و الان خیالم راحت شدد ،دیگه تمام تمرکزمو میزارم رو استفاده از محتواها .
پس :
افکار لاغرکننده با رفتار لاغر کننده و خاطرات لاغرکننده مساوی با لاغرشدن میشه
همونطور که همین فرمول در چاق شدن ما استفاده شده بود و هممون به خوبی تجربش کرده بودیم .
افکار چاق کننده با رفتار چاق کننده و خاطرات چاق کننده مساوی با چاق شدن بود .
خدایا ممنونتم که همیشه مواظب من هستی و نمیزاری یک لحظه هم ناراحت و نا امید بشم و همیشه مواظب حال و هوای من هستی و دوست داری که همیشه لبخند و رو لبام ، شادی و موفقیت در تمام زندگیم ببینی و با ناراحت شدن من ناراحت میشی و با خوشحال بودن من شاد و راضی هستی .
دوستت دارم خدای مهربانم .
چ موزیک زیبایی برای فایل آموزشی قرار داده بودید استاد، خیلی لذت بخش بود
تنها طریق متناسب شدنی که میتونه ماندگار و بدون بازگشت باشه ، ازهمون طریقیه که ما چاق شدیم . چون همه ما تجربه چاقی بدون بازگشت رو داریم و که تا ی وزنی رسیدیم و هرکاری کردیم دیگه نتونستیم لاغر بشیم و اتفاقا برخلاف میلمون افزایش هم پیدا کرد .پس فقط از این روش ما میتونیم لاغر بشیم و برای همیشه لاغر بمونیم .
بنابراین هروقت با غذا روبه رو شدیم ، سعی کنیم بهش فکر نکنیم و برای چگونه خوردن اون هم نقشه ذهنی نکشیم
حتما آموزش ها باید به صورت عمل دررنئگی روزمره ما تبدیل بشه .
چون بدن ما براساس اطلاعاتی که در ذهنمون داریم شکل نمیگیره ، بلکه براساس عمل و رفتار در ما شکل میگیره
پس ما اگه این آگاهی هارو بدونیم و بهشون عمل نکنیم ، هیچ نتیجه ای در ما شکل نمیگیره .
زندگی متناسب خیلی زیباس برای همه چیز آزادی داریم ، خرید کردن ، غذا حوردن ، لذت بردن ..
امیدوارم ههمون این لذت رو تجربه کنیم ، یعنی مطمعنم که هممون تجربش میکنیم .
بعضیا هستن که تنبلی میکنین و خودشون و اسیر و برده چاقی میدونن و فکرشون اینه که نمیتونن رها بشن و اقدامی هم انجام نمیدن.
ولی اگه اقدام کنیم ، همت کنیم ، تصمیم قاطع بگیریم و از روش صحیح استفاده کنیم ، متناسب شدن نتیجه تغییر ماست و چیز عجیبی نیست و طبیعیه چون وقتی به سبک جدیدی رفتار میکنیم یا فکر میکنیم ، حق ما متناسب شدنه
هیج کس برای جاق شدن کلاس شرکت نکرد ، برنامه ای رو پیش نگرفت ، خیلی عادی و طبیعی چاق شدیم و به همین دلیل نمیتونیم باور کنیم که میشه لاغر و متناسب شد!
و هر وقت هم که تصمیم گرفتیم ، لاغر و متناسب بشیم ، با سختی و رنج و فشار و… بوده ، هربار احساس ما بدتر شده که ما نمیتونیم واقعا .و چاقی رو زندانی برای خودمون تصور کردیم که نمیتونیم ازش رها بشیم !
ولی اینطور نیست ، ما خیلی راحت چاق شدیم و خیلی راحت هم متناسب میشیم اگه از راه و روش صحیح یعنی لاغری با ذهن استفاده کنیم
خاطره ای که من از چاق شدن دارم اینه که آخرین بار که همین چند ماه پیش تو 4 ماه 17 کیلو کم کرده بودم و به تولدم که رسیدم ، خواستم به خودم استراحت بدم و تو اون دوران استراحتم تو 1 هفته پنج کیلو اضافه کردم!
طوری بود که مثلا همش بهم حس گرسنگی میداد و من دم به دقیقه باید یچیزی میخوردم ! مثلا 5 دقیقه قبل که صبحونم و خورده بودم تموم شده بود و میرفتم بقیه کارامو انجام بدم ، یک حس سوزش و بد خاصی سر دلم داشتم که انگار فقط با غذاخوردن درست میشد و من بازهم به سمت یخجال میرفتم و هرچی داشتیم میخوردم !
همش منو به سمت پرخوری سوق میداد ! و روز به روز لباسام به خصوص شلوارام برام تنگ تر میشد و سوزش و گرما رو تو ران پاهام حس میکردم که داشت دوباره چربی تولید میکرد و حتی ساق دستام و بازو هام و….
حتی نفخ شدیدی هم پیدا میکردم !
کم کم که دوباره از وزن 49 کیلو گرم شدم 63/64 کیلو گرم دوباره میخواستم اقدام کنم برای لاغری که دیگه واقعا غمم گرفته بود !
چون دیگه طاقت نداشتم هر روز 1 ساعت رو تردمیل بدووم و غذامو خیلیی سخت کنترل کنم ! 4 ماه بود که خیلیی سخت اینکارو کرده بودم و واقعا دیگه خسته شده بودم !!
و از همه جالب تر برام این که چون من از غذاخوردن میترسیدم ! تو دوران استراحتم هر چیز کم و کوچیکی که میخوردم هم منو چاق تر میکرد !
منم اصلا دوست نداشتم کع دوباره برگردم به اون اوضاعی که بزورررر بعد از 4 ماه تازه ¾ شو کم کرده بودم و همونو دوباره اضافه کنم .و در واقع حس نگرانی و ترس در وجودم بود ولی من خودمو به بی خیالی میزدم تا اون حس بدمو کم کنم .
چون من عادت دارم هر دفعه که بیرون میرم یا جایی میرم و یا وقتی آشپزی میکنم ، از غذاهایی که درست میکنم یا میخورم تو اینستاگرامم استوری کنم و یکی از فالورام ی حرفی زد که خیلیی بدم اومدو اون حرفش خیلی حس بد و نگرانی در من به وجود اورد
خب من تازه اون موقع 50 / 49 کیلو شده بودم و تقریبا ی 7،8 کیلوی دیگه ای مونده بود که به ایده آلم برسم و یدفعه این اومد استوری غذاهای منو ریپلای کرد و گفت یزره تپلی شو دیگه !!
منو میگی؟ من خون تمام چشامو گرفت دیگه!!!
و خیلی هم ترسیدم که این حرفش باعث بشه که من واقعا تپل بشم و شدم!!
خلاصه اینطوری بود که دیگه من جوابشو ندادم و فکر کنتم آنفالو هم شدم و اصلا هم مهم نیست
در واقع اون حس نگرانی از چاق شدن و چاق تر شدن در روش های قبل همیشه با من بود !
الان در حال حاظر خاطرات چاقی حس آنچنانی دیگه به من نمیده ، البته جون در این روش هستم و آرامش پیدا کردم و کاملا آرامش حاطر دارم وگرنه اگه هنوز با این روش آشنا نشده بودم ، همش آشفته و نا امید بودم و یاد فرصت هایی که از دست دادم میوفتادم ولی فکر کردن به لاغری، به من حس زیبایی، جذابیت ، آزادی در انجامم همه کارهام و موفقیت فراوان و میده جون من همیشه آرزوهایی دارم که برای رسیدن بهشون باید لاغر و متناسب باشم تا در انها موفقیت بیشتری بتونم کسب کنم و همچنین لذت بیشتری ببرم و فکر کردن به لاغری حس خوبه بودن و زندگی کردن در بقیه اهداف و آرزوهامو بهم میده
خیلی خوشحالم که با این مسیر آشنا شدم و توش قدم گذاشتم و هر روز هم یک قدم به خواستم نزدیک نر میشم . امیدوارم هممون با هم همگی به چیزهایی که رویای زندگی کردن آنها رو داریم برسیم که سعادت ماست که رویای خودمون و زندگی کنیم و از زندگی و عمر خودمون لذت ببریم .
شاد و پیروز و متناسب باشید .
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان همراه! خاطرات در تغییر حال و هوای کنونی ما نقش مهمی دارند و همین طور خاطرات در چاق تر شدن ما هم نقش بسزایی دارند و باید خاطرات لاغری را به جای آنها ایجاد کنیم. شباهت روشهایی که برای لاغر شدن استفاده کرده ایم باعث شکل گیری خاطرات چاقی در ما میشود و هربار که نتیجه نگیریم خاطرات شکست از لاغری در ذهن ما حک میشود و هر چه بیشتر از این اقدامات برای لاغری نتیجه نگرفته باشیم، خاطرات چاقی بیشتری در ما ایجاد شده است که شور و اشتیاق ما را برای لاغر شدن کمتر می کند و هرچه بیشتر تلاش میکردیم برای لاغر شدن مدت کمتری می توانستیم به روش مورد نظرمان ادامه بدهیم. رفتارهای چاق کننده ما همیشه برگرفته از خاطرات چاقی مان است و به این دلیل که خاطرات ما از چاقی در تشديد چاقی تاثیر گذار است ما روند چاقی سریع تری را سپری کردیم و در مدت زمان های کمتری وزن بیشتری را اضافه کرده ایم! باید مراقب ترس از لاغر نشدن باشید تا شما را از مسیر لاغری با ذهن خارج نکند. با رژیم گرفتن بر روی تغییر رفتارهای چاق کننده تمرکز می کنیم و شاید بتوانیم آنها را تغییر بدهیم ولی هرگز خاطراتی که تکرار آنها باعث چاقی ما شده است را نمی توانیم تغییر بدهیم. افراد چاق اکثرا درمورد مواد غذایی برای خودشان خاطراتی دارند که با تفریح و لذت و شادی همراه است و به همین دلیل با مواجه شدن با همان مواد غذایی خاطرات برای آنها زنده میشود و نمی توانند در مقابل خوردن آن مواد غذایی مقاومت کنند و به اشتباه اسم این رفتارشان را اشتهای زیاد میگذارند در حالی که اشتها فقط یک واکنش ذهنی به مواد غذایی است. در روش لاغری با ذهن افکار جدید و لاغر کننده در ذهن خود ایجاد می کنیم که مستلزم رفتار جدید است. با تمرین و استمرار می توان این افکار را به رفتار تبدیل کرد و سپس خود به خود خاطرات لاغری هم شروع به شکل گرفتن می کند. این فرمول لاغری است که می گوید: لاغر شدن مساوی است با خاطرات لاغر کننده به اضافه رفتار لاغر کننده به اضافه افکار لاغر کننده که تاکنون برعکس آن را برای چاق شدن انجام میداده ایم. دیدن تصاویر افرادی که در مسیر لاغری با ذهن لاغر شده اند سبب میشود تا خاطره لاغری آنها به شکل رویایی دست یافتنی در ذهن ما مرور شود. من تاکنون چون تمرکزم بر روی چاقی بوده است و خاطرات چاقی را برای خودم مرور می کرده ام، حتی با اینکه 23 کیلو از وزنم کم شده بود ولی باز با تکرار خاطرات چاق شونده و افکار و رفتار چاق شونده در مسیر برگشت به روال چاقی بودم که با این سایت آشنا شدم و میخواهم مسیرم را عوض کنم. بار آخر که بخاطر کرونا، رژیم و ورزش را کنار گذاشتم از همان ابتدا انتظار دوباره چاق شدن را داشتم ولی به خودم میگفتم خب دوباره رژیم میگیری و ورزش می کنی و لاغر میشوی ولی بعد که خواستم این کار را انجام بدهم انگیزه بار قبل را نداشتم و بیشتر از یکی دو هفته نمی توانستم به روال قبلی و رژیم قبلی ام برگردم و هر روز که خودم را وزن میکردم چاق تر از قبل بودم. با اینکه تصمیم گرفته بودم این 23 کیلو وزن از دست داده را دیگر به بدنم اضافه نکنم و حتی لاغرتر بشوم ولی برگشتن به روال عادی زندگیم و خاطرات چاقی اجازه نمیدهد. بعد از اینکه هر روز متوجه شدم دارم دوباره چاق میشوم و لباسهایم باز برایم تنگ شده است به شدت ناراحت و ناامید بودم و حتی تصمیم به انجام روشهای خطرناک برای لاغری گرفتم چون نمیخواستم دوباره به حالت اولیه خودم یا حتی چاق تر شدن برگردم و همین نگرانی و ناراحتی باعث چاق تر شدن من میشد. به طوری که به خودم میگفتم کل غذایی که من دیروز خوردم یک کیلو نبوده چطور امروز یک کیلوگرم وزن من اضافه شده است؟! و حالا میفهمم که این اضافه شدن ربطی به میزان غذا خوردن و سوخت و ساز بدن من نداشته است بلکه به طور ذهنی و با توجه کردن به چاقی ام باعث میشدم به طور کاملا خودکار وزنم اضافه بشود. قطعا چاقی برای هیچکدام از ما خاطرات خوبی نداشته و نخواهد داشت. چاقی باعث محدودیت همه ما شده است و به دنبال چاقی از خیلی امکانات و مزایای دیگر هم محروم شده ایم ولی فکر کردن به لاغری باعث میشود خیلی حسهای خوب و شیرینی در من به وجود بیاید. احساس رضایت از خودم، بالا رفتن اعتماد به نفسم، احساس تحسین شدن توسط دیگران، احساس الگو شدن برای دیگران و رسیدن به همه چیزهایی که این مدت به خاطر چاقی از آنها محروم بوده ام. من این بار برای خودم یک قانون گذاشته ام که وقتی لاغر شدم مثل دفعات قبل هیچکدام از لباسهای دوران چاقی ام را نگه ندارم یا با تنگ کردن، دوباره از آنها استفاده نمی کنم، چون این یعنی من به طور ذهنی باور ندارم که برای همیشه قرار است لاغر بمانم و چون همیشه آنها را نگه میداشتم یا تنگ میکردم باز شرایط به گونه ای پیش می رفت که از آنها استفاده می کردم. برعکس میخواهم لباسهای تنگ بپوشم تا اذیت بشوم و به خودم بگویم این طبیعی نیست که این طوری باشی باید به طبیعت وجودی خودت برگردی و به چیزی که حق طبیعی ات هست برسی.
سلام ، خاطرات چاقی من:زمانی که شام نخوردم وکمتر از حدنیازم میخوردم و روزی دوساعت ورزش و بعدتردمیل کار کردم کنارش ، همین موارد باعث شد بشه خاطره چون انتظار لاغرشدن داشتم ولاغر هم شدم و حس خوبی داشتم از اینکه لاغر شده بودم اما زمانی که تردمیلم خراب شد حسم بد شد و انگیزه ام واسه ورزش کردن از بین رفت وکم کم چاق شدم ، خاطره ای من از خوردن مواد غذایی:من دلمه خیلی دوست دارم بخصوص زمانایی که خونه مامان بابا هستم و مامانم دلمه درست میکنه وهمه دورهم جمع میشیم واقعا زیاد هم میخوردم بیشتر از نیازم چون میگفتم خوشمزه اس نرمه وروغن داره واون ته قابلمه ایشاش که سوخاری شده بودو بیشتر دوست داشتم حس پرخوری بهم میده حتا حالا که دارم این مطالبو درموردش مینویسم😂، خب درکنارش این باور هم داشتم که پرخوری مساوی چاقی، روغن مساوی چاقی، برنج😂مساوی چاقی شکم چون زود هضمه و روی شکم تاثیر داره ، تمام این باورها هم اکتسابی بود که یادگرفته بودم . واسه اینکه چاقیمو توجیه کنم😂😂😂، نذری بله نذری حتا اگه سیر بودم واسه امون میاوردن میخوردم چون میگفتم نذری باید گرم خورده بشه😋،😁. دوحس متضاد اینجا نقش داشت یکی حس خوب خوردن ، دومیم حس بد چاق شدن ، وچون ذهن چاقم بازی چاق شدن رویاد گرفته بود باعث میشد من رفتارای چاق کننده داشته باشم و چاق بشم و عذاب وجدان چاقی داشته باشم و چاق وچاقتر بشم. واما حس خوب لاغری یه خاطره این میتونه باشه حس اعتماد به نفسم زمانی که. لاغرم بیشتره، و از من تعریف میشه که چه خوب لاغر شدم ،. خاطره ای دیگه لاغری میتونه لباسای اندامی ومورد علاقمو میپوشم وحس جونی وشادابی میکنم وقتی که لاغرم ، خاطره دیگه ای که میتونم داشته باشم با حس خوب وبه اندازه و با آرامش مثل تمام افراد متناسب غذامو میخورم واگه گشنه نباشم میگم میل ندارم یه حس فوق العادس وقتی میگی میل ندارم سیرم، 😌. مثل یه پرنسس رفتار غذایی دارمو زود سیر میشم و از غذایی که خوردم نهایت لذت و انرژیو گرفتم 😍☺️😌. شکرت خداجون، ممنون استاد که این همه مطالب عالی و اموزنده در اختیارمون گذاشتی که به راحتی ازشون درجهت متناسب شدن دائمی استفاده ببریم، . من نکات مهم متن وواسه خودم توی دفترم یاداشت کردم خیلی آموزنده بود ، اینکه فرمول چاقی میشه:افکار چاق+رفتارچاق+خاطرات چاق و فرمول لاغریم همین شکلیه . نکته جالبتر اینکه خاطراتی روی چاقی یا لاغری ما تاثیر میزاره که دارای بار احساسی باشه چون به صورت تصویری واضح در ذهنمون حک میشه .
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی و دوستان عزیز
این نوشته ها دقیقا همانی بود که من تجربه کردم
لاغر شدن و دوباره چاق شدن و جالب اینجاست که از یک روش رژیمی شکست میخوزدم اما دوباره یک رژیم دیگر را شروع میکردم
چند کیلویی لاغر میشدم و خوشحال بودم ولی ته دلم نگران که مبادا دوباره مثل قبل چاق شوم و این اتفاق می افتاد
من خاطره چاقی طولانی دارم حدود ۴۰ سال و هر بار که شکست میخوردم به این معنی که وزن کم کرده ام دوباره برمی گشت این خاطرات یاس و ناامیدی و ناتوانی بیشتر و بیشتر میشد
تا اینکه دو سال و نیم پیش دیگر دست از تلاش کشیدم و خودم را قانع کردم که شرایط خودت را بپذیر این سرنوشت توست آخه تا کی میخوای با زجر و سختی چند کیلو کم کنی و بعد بدون اینکه متوجه بشی دوباره مثل سابق چاق بشی
حالا این احساس بد ناتوانی به کنار سرزنش شنیدن از اطرافیان نمک روی زخم پاشیدن بود
دو سال و نیم پیش که خداوند مهربانم مرا به مسیر لاغری با ذهن هدایت کرد دیگر آن خاطرات چاقی کم کم رنگ باختند و خاطرات زیبای لاغری شروع به رشد کردند
فرمولهای دلنشین لاغری در ذهنم شروع به جوانه زدن کرد
افکار لاغری رفتار لاغری را شکوفا کرده و خاطرات لاغری آهسته آهسته شکل میگیرند و با استمرار و تکرار و تکرار این خاطرات بیشتر و بیشتر شده و فضای قابل توجه ای از ذهن را اشغال میکنند و آنوقت است که این خاطرات خود را در جسم نمایان میکنند
چه سفر لذت بخش و هیجان انگیزی است این پروسه و چه ثمره شیرینی را به دنبال دارد
نشان های دریافت شده
سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی
چقدر حس خوبی داره وقتی یکی آیینه ی رفتار آدم میشه و رفتارهایی که مداوم درحال انجامش هستیم بدون اینکه بفهمیم درست یا غلط رو به ما نشون میده
خود واقعیمون رو نشون میده
هر روز یک رفتار جدید که ما انجام میدادیم بدون اینکه دیده باشیمش و بهش توجه کرده باشیم
و واقعا این آینه چقدر مفیده
چون من هر کار بدم رو توی آینه میبینم مثل موی گره خورده شانه میکنم تا آراسته تر باشم
خوردن به دلایل غیر منطقی :
صبح برای گرفتن انرژی و انجام کارها غذا میخورم بدون اینکه گرسنه م باشه
بین صبح تا ظهر یه چیزی میخورم که گرسنه م نشه زیاد تا نهار و زیاد نخورم!!!بدون اینکه گرسنه م باشه
خوردن غذای زیاد وقتی مریضیم که مثلا جون بگیریم
ولی جون نمیگیریم چربی میگیریم
خوردن حله وحوله عصر با چای برای انرژی گرفتن و ساعت خوش خونواده
خوردن شام تقریبا یک نوع تفریح برای ماست که یه غذای هیجان انگیز تهیه کنیم و بخوریم تا خوش بگذره
،😔
این رفتارا باید با رفتارای جدید جایگزین بشه با رفتارهای زیباتر و سالم تر من از رفتارهای قبلی خودم لذت میبردم ولی الان با رفتارهای بهتری آشنا شدم و اونارو بیشتر دوست دارم و میخوام اونارو انجام بدم
زمانی که وزن من از همیشه شروع به بالاتر رفتن کرد هر کس من و میدید میگفت چاق شدی تپل شدییی
تو روحیه من خیلی تاثیر میزاشت جوری که الان بعد ده سال به وضوح یادمه کی و کجا چطور بهم این حرف و زد و من خودم و توجیح میکردم که ما استعداد چاقی داریم و یا یبوست باعث میشه و یا ناراحتی و عصبانیت باعثشه و ترس ازینکه چاقتر بشم
وروز به روز بدتر و بدتر میشدم جوری که به صورت مداوم بیست و پنج تا سی کیلو اضافه کردم
و خیلی تلاش کردم برای لاغری خیلی
کل روزهای عمرم در حال گرفتن رژیمهای مختلف بودم رژیمهایی که فیل و از پا مینداخت اوایل جواب میداد ولی موندگار نبود ولی این اواخر اصلا جوابگو نبود اصلا وزنم پایین نمیومد و من مطمعن شده بودم بدن من استپ کرده و به هیچ وجه دیگه وزنم تکون نمیخوره و نمیخورد واقعا
با اینکه موقعیت جراحی رو از هیچ نظر نداشتم ولی همش دیگه به فکر این بودم که تنها راه من جراحیه و اگر همینطور پیش میرفت قطعا یه روزی جراحی میکردم
قبل ازین زمان من لاغری رو داشتم ومزه میکردم
البته من همون موقع هم که لاغر بودم مدام غذای خودم رو تحت کنترل داشتم و ورزش میکردم و اگر راحت غذا میخوردم چاق میشدم
و هیکلم کاملا متناسب بود همه لباسها تو تنم زیبا بودن همیشه همه ازم تعریف میکردن بهم غبطه میخوردن و من به خودم میبالیدم ولی این لذتا رو یواش یواش از دست دادم
ولی الان مصمم هستم و مطمینم دوباره میتونم اون لذتا رو حس کنم و دوباره از زندگیم لذت بیشتری ببرم
خدایا سپاسگذارم که راه درست رو به من نشون دادی
و تشکر میکنم از استاد عزیز بابت آموزشهایی که رایگان گذاشتید و من تونستم استفاده کنم
سلام به استاد عزیزم
گام ۱۷
خیلی جالب و شنیدنی بود
من دو روز بود که یکم بیشتر میخورم و داشتم فکر میکردم که چرا من اینطوری شدم چرا دیکه نمیتونم خودمو کنترل کنم الان به این گام خوردم و مشکل خودم پیدا کردم
که من از اون غذا فقط خاطر ه قبلی دارم که چاق میشم نهار بادمجان درست کردم و خوردم بعد عذاب وجدان گرفتم گفتم من اصلا اینجوری نبودم الان یادم اومد من یه خاطره از بادمجان داشتم که اوف با روغن زیاد همیشه عاشق زیاد میخورم و حتما چاق میشم ببله تکرار این خاطره باعث شد زیاد بخورم
یا تکرار خاطره درباره کله پاچه که کالری بالای نباید بخوری
از امروز تصمیم میگیرم جدا ار افکار ورفتار لاغر کننده خاطرات لاغر کننده در خودم ایجاد کنم
و یا خاطر چاقی و زیاد خوردن نداشته باشم
با تشکر از شما و دوستان عزیز که نوشته هاشون عالی بود
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام دوستان
نکته جالب و مهم متن برای من این بودکه ذهن ما خودش نمیتونه تصمیم بگیره و فقط اطلاعاتی روکه داره بررسی میکنه و تحویل میده و دقیقا امشب متوجه شدم وقتی تصمیم گرفتم حرفی رو بزنم سریع یادم افتاد اون روز هم گفتم و خیلی بد شد طبق اون خاطره و احساس بدی که داشتم حرفم رو نزدم.
دقیقا ذهنم طبق اطلاعات و خاطراتی که در من احساس ایجاد کرده بود باعث تصمیم من شد.
من وقتی مجرد بودم یه بار توی بادمجون یه سوسک ریز دیدم و خیلی حالم بد شد و الان از هر غذایی که بادمجون داشته باشه بدم میاد و حالت تهوع بهم دست میده قبلنا فکر میکردم به بادمجون حساسیت دارم ولی بعدا گفتم احتمالا به خاطره بدی که دارم مربوط میشه در صورتی که اکثر غذاهایی که با بادمجون درست میکنم خیلی خوشمزه میشه و همه خیلی دوست دارند ولی خودم نمیتونم بخورم در حد یکی دوتا قاشق .
خاطرات من از رژیمها و ورزشها ادامه ندادن و شکست خوردنه این خاطره در ذهن من ثبت شده که تو هیچ وقت نتونستی ادامه بدی دو هفته یا نهایتا یک ماه میتونی ادامه بدی و بلاخره ول میکنی و دوباره کم کم چاق میشی و صدرصد بیشتر از قبل.
چاقی حس خوبی نداره، نبودن سایز اندازهی تو بین لباسای خوشگل ، تمسخر و حرف و حدیث و توصیه و سفارش دیگران ، خاطرات چاقی همه اذیت کنندس.
خاطرات لاغری یعنی امید ، انگیزه ، شور ، اشتیاق ، اعتماد به نفس بالا ، این که بلاخره شد. من هم تونستم . من هم ادامه دادم. من تواناییهای خیلی زیادی دارم ،همچنان در مسیر با شور و اشتیاق باقی موندم.
یا میمیرم یا به هدفم میرسم.
افکارلاغرکننده+رفتار لاغرکننده +خاطرات لاغر کننده = لاغرشدن
درود و خداقوت
گام هفدهم
خاطرات 🌺هرچیزی مه باعث تعغیر احساژ ما شود به عنوان خاطره در ذهن ما ثبت میشود
ذهن افراد چاق مملو از خاطرات چاقی است ذهنی که پر از خاطرات چاقی باشه نمیتونه لاغرکنه برای لاغر شدن باید خاطرات لاغری را در ذهنمان ایجاد کنین و این کار تنها با روش لاغری با ذهن صورت میگیرد
من از روسخای متعددی برای لاغری استفاده کردم ولی بعد از مدتی رها کردم ممکن بود مقدار کمی وزن کم کنم اما دوباره با رها کردن دوره وزن برگشت داشته تنها چیز مشترکی که از تمام دوره ها برای لاغر شدن استفاده کردم همان خارات من از چاقی بوده که با خودم همراه داشتم و هر بار که از نوع تصمیم میگ فتم یک روش جدید رو شروع کنم برای لاغری مرور خاطرات چاقی شکست ها و رها کردن ها به سراغم میومد وباز نا امیدی باز ترس از شکست و لاغر نشدن تمام انگیزه من رو میگر فت و تمام شورو اشتیاق من میخوابید و باز باعث میشد من از سری قبل هم زودتر دوره رو رها کنم شکست رو بپذیرم
متاسفاته رفتارهای چاق کننده ما : برگرفته از خاطرات چاقی ماست
خاطرات چاق کننده در ذهن چیست مثلا هر بار که با ولع غذا میخوردم و پرخوری زیادی میکردم خیلی زود دچار عذاب جدان نیشدم ناراحت میشدم تصنیم میگ فت که وعده غذایی بعد جبران کنم و به خودم قول میداد که پرخوری نکنم و لی اتفاقی که میفتاد این بود که خیلی زود دوباره احساس گرسنگی میکردم و باز شروع به غذا خوردن و پرخوری میکردم حتی شدیدتر از دفعه قبل و تماما احساس من احساس ناخوشایند و ناراحتی و عذاب وجدان بود
نا امیدی و شکست .یا وزن کردن خودم هربار که میدیدم وزنم بیشتر شده و چون سری ناراحت میشدم و ترس از لاغر نشدن به سراغم میمود باعث میشد در مدت زمان خیلی کمتری وزن بیشتری به وزنم اضافه کنم
اگه مدام ترس از لاغر شدن داشته باشیم باعث میشه ما انگیزه و شورو اشتیاقمون کاهش پیدا کنه و نتوانیم مسیر لاغری رو تا اخر ادامه دهیم
در روش لاغری با ذهن ما سعی در تغفیر رفتارداریم بر اساس محتوای فایل اموزشی افکار جدید لاغرشدن رو ایجاد میکنم با افکار جدید رفتارهای جدیدی ازما سر میزند و با تکرار و تمرکز روی رفتارهای جدید و درست خاطرات لاغری رو به و جود میاوریم
لاغری مساوی با : افکار لاغرکننده +رفتار لاغر کننده + خاطرات لاغر کننده
در این مسیر هیچ گونه ترس از لاغر نشدن نداریم ارامش خودمان رو خفظ میکنیم با استفاده از محتوای فایلهای این دوره افکار جدید لاغر کننده رو ایجاد میکنم طبق اون افکار رفتار میکنیم و با داشتن خاطرات لاغرکننده و بدن توجه له نتیجه نهایی و تمرکز روی محتوای اموزشی
به نتیجه مطلوبی میرسیم 💞
چه بسا که خیلی خیلی از رفتارهای خودم تعغیر کرده که همیشه که همسرم میپرسید چیزی لازم داری .چیزی میخوای برات خرید کنم من اسم یه غذا و خوراکی رو میبرد ولی چند روز پیش گفتم نه چیزی نمیخوام نمیدونم هرچی دوست داری بگیر فقط خوردنی نباشه و این تعغیر رفتار من
با حس خیلی خوب 🌺
به نام خدای مهربان
بهترین راه لاغری همون راهی هست که چاق شدیم و دبگه هر کاری کردیم نتونستیم لاعر بشیم و بدون بر گشت هست بهترین راه برگشت برگشت از همون مسیری هست که رفتیم
.هر چیزی که در ما تغییر احساس ایجاد کنه به عنوان خاطره در ذهن ما ثبت میسه .
تاثیر خاطرات رو در تعیین تصمیمات میتونیم بگیم هر وقت در باره موضوعی کلی اطلاعات در ذهن ما باشه در مورد اون موضوع بر اساس اون اطلاعات تصمیم میگیریم و در واقع ذهن ما اون اطلاعات رو مرور میکنه و بعد ما تصمیمی میگیریم و ما به اشتباه میگیم اول فکر میکنیم اما در واقع داریم اطلاعات قبلی رو مرور میکنیم فکر ما همون مرور کردن اطلاعات قبلی هست براساس گفت وگو با دیگران و … هست مثلا اگر من از سالها قبل در مورد فردی شنیده باشم که آدم خلاف کاری هست وقتی دوباره اون رو میبینم تصمیم میگیریم باهاش حرف نزنم و یا معامله نکنم و یا اصلا رفت و آمدی نکنم چون اطلاعات خوبی در مورو اون فرد در ذهنم نیست هر چند که ممکته اون فرد تغییر کرده باشه
چطور از خاطره در متناسب شدن استفاده کنیم ؟؟
هر فردی از هر مواد عذایی ممکنه کلی اطلاعات در ذهنش ذخیره داشته باشه که در برخورد با اون مواد غذایی در ذهنش مرور بشه .
مثلا شخصی با دیدن قورمه سبزی در ذهنش کلی اطلاعات خوب و لذت بخش مرور میشه و لی در فرد دیگه این احساس ممکنه به وجود نیاد تازه از رنگ و بوش هم بدش بیاد پس هر فرد با توجه به مکان و شرایط جغرافیایی زندگی در ذهنش کلی اطلاعات از عذاها ذخیره داره مثلا ما از ماکارانی خیلی کمتر از خورشت سبزی اطلاعات داریم چون در کشور ما غدایی هست که در نسلهای قبل از ما هم پخت شده و کلی از اون تعریف داده شده و کلی اطلاعات هست .
مساله ی که در افراد چاق وجود داره اما در افراد لاغر وجود نداره این هست که اونها از هر مساله کلی اطلاعات کاذب در ذهنشون ذخیره کردن اطلاعاتی که مربوط به لذت و تفریح میشن و چون اینها با احساس ما درگیری ایجاد میکنن باعث میشه فرد چاق نتونه هیچ کنترلی در خوردن خودش داشته باشه به این شکل که فرد چاق در ذهنش،سناریو نویسی میکنه مثلا در مورد ته دیگ و یا سیب زمینی و یا شیرینی و یا .. کلی سناریو داریم که وای اگر این طور باشه و اون طور باشه و با فلان ترشی و فلان نون و .. باشه خیلی حال میده و اگر اینطور باشیم و از این افکار داشته باشیم در مواجه شدن با اون غذا هر گز به اندازه عذا نمیخوریم و تا تهش رو میخوریم و دل درد هم میگیریم چون برای هر غدا کلی داستان داشتیم و جالبه چون برای هر عدا در دهنمون کلی حرف و داستان داریم و زباد میخوریم میگیم اشتهامون زیاده و اصلا طوری از اشتها حرف میزنیم که انگار دست خودمون نیست و در کنترل ما نیست
اشتها یک واکنش ذهنی به مواد غذایی هست و اشتها رو خودمون به وجود آوردیم حتی اونهایی که ادعا دارن وقتی عصبی هستیم زیاد میخورم به خاطر این هست که اون اطلاعات رو تقویت میکنیم و بارها شنیدن در موقع عصبانیت آدمها پرخوری میکنن و تا دلت بخواد طرف عصبی میشه و دیگه ببین چی میشه پس تغییر خاطرات و تغییر عادتها بر اساس خاطرات دقت کن .
پس تا جایی که میتونی ارتباط بین خوردن و اطلاعات و خاطرات قبلی رو از بین ببر باید به جایی برسی که مثل افراد متناسب بدون توجه به خاطرات غدا بخوریم از افراد متناسب سوال کنید اونها بدون هیچ خاطره ای عذا میخورن و ممکنه بعضی غداها رو بیشتر دوست داشته باشن و این طبیعی هست چون سلیقه ها متفاوت هست و اما اونها همون غذا رو هم به اندازه نیاز مصرف میکنن و اما رفتار اونها رو با خودتون مقایسه کنید بین رفتار شما بر اساس چه خاطره و یا اطلاعاتی داره خورده میشه ما به خاطر فرهنگ و آداب و رسوممون بعصی عذاها رو بیشتر میخوریم مثلا خوب غدا خوردیم و غدای ندری برای ما آوردن اونم میخوریم چون تبرک هست ولی غدای اضافه بر نیاز بدن واقعا اضافه هست و مهم نیست چه عنوانی بهش میدی و بعضیا عداها رو بر اساس سناریویی که خودمون در ذهنمون داریم بیشتر میخوریم و اگر به خوردنت دقت کنی در یک هفته متوجه میشی که داری بر اساس همین خاطرات خیلی وقتها پرخوری میکنی برای متناسب شدن باید همین خاطرات رو کمرنگ کنی چون خاطرات باعث پرخوری میشن پس هر وقت با عدا مواجه شدی سعی کن بهش فکر نکنی و برای چگونه خوردن نقشه ی ذهنی نکش
بدن شما برر اساس اعمال و رفتار ما شکل گرفته .
پس تمام سعی ما باید این باشه که آموزشها رو به عمل تبدیل کنیم .
باید هر روز به دنبال تناسب باشیم تا زندگی جدیدی رو خلق کنیم و چقدر لذت بخش هست و آزادی داریم در خریدن در فعالیت کردن در خوردن و …. واقعا لذت بخش هست
اگر من درست رفتار کنم و به سبک جدید رفتار و فکر کنم طبیعی هست که متناسب بشم .
من برای چاق شدن در زمان خاصی عدا نخوردم و محدود نبودم و کار خاصی نکردم و خیلی راحت و طبیعی جاق شدم پس حالا هم باید راحت لاغر بشیم بدون زجر و سختی ما متناسب میشیم چون در راه درست هستیم .
برداشتمن از فایل :
دقیقا همین طور هست چاقها برای هر غذا یی کلی تعریف و خاطره و داستان و سناریو و حرف دارن مثلا من بارها گفتم خورشت سبزی باید کاملا جا بیفته تا روغن بندازه و کمی تند هم باشه و سبزیش خوب سرخ بشه و لوبیاش ترک بخوره داخلش بس که بپزه و …. ولی متناسبها از این تعریفها ندارن و به خاطر همین اطلاعات که در ذهنمون داریم وقتی اون غدا رو میبینیم تا تهش رو باید بخوریم ولی متناسب اصلا اینطور نیست به راحتی وقتی سیر شد غذا رو ول میکنه میره چون در ذهنش اطلاعات و حرف و حدیث برای غدا نداره وولی در جنع افراد چاق بشینی بیشتر حرفشون در مورد غذا هست که چی با چی بهتره و یا چطور خورده بشه بهتر و …. اما لاغرها فقط یه تعریف دارن غدا ماده ای هست برای تامین انرژی جسم و برای زنده موندن و یا برای رفع نیاز جسم و یا برای برطرف کردن این حالت ها در بدن مثل سر و صدای شکم و یا بیحالی و ….و از این به بعد من میخوام جایگزین تمام اون اطلاعات و سناریو های عدا کلی اطلاعات جدید جایگزین کنم و چاقها چقدر تعریف دارن برای لدت بیشتر از تفریح و سفر و پارک و یا …و یا برای رفع بیخوابی و خستگی و یا سر درد و یا معده درد و یا … بایدحتما بخورن اما متناسبها هر گز اینطور نیستن من وقتی خوشحالم بیشتر میخورم اما بازم دارم روی خودم کار میکنم که خوشحالی زیاد رو میتونم طوری دیگه نشون بدم نه زیاد بخورم . و منهم در گدشته تقریبا برای هر عدایی کلی حرف و حدیث داشتم ولی در مقابل پیتزا و ساندویچ و چیپس و پفک و ته دیگ و شیرینی یکم ضعیفتر بودم و باید بر عکس گدشته ی خودم هر وقت اینها رو دیدم بگم تو من رو به یاد تناسبم میندازی اصلا اون غدا رو غدای تناسبم بزارم و با دیدن شکلش و یا بوش به خودم بگم بوی پیتزا بوی تناسب من هست بوی ساندویچ بوی تناسب من هست و یا حتی سناریوی بیشتری درست کنم بگم رنگ اون عدا و یا شکلش و یا بوش بوی تناسب من هست و من هر وقت اون رو دیدم باید یادم باشه به اندازه نیاز بخورم و بیشتر نخورم .و بارها تمرینش کنم تا ذهنم یادش بگیره
من مدتها هست دارم به خوردنم وقتی از حد نیازم یکم بیشتر میخورم خوب دقت میکنم چرا این کار رو میکنم ؟؟ اولین حرف ذهنم این هست که من این غدا رو خیلی دوست دارم و همین یک جمله باعث میشه بیشتر بخورم اما باید مثل دختر متناسبم رفتار کنم که اصلا هیچ این حرفها رو نداره و خیلی کم بعضی وقتها یه غداهایی رو بیشتر از بقبه روزها دوست داره که به قول استاد تازه همون رو هم به اندازه نیازش میخوره و بلند میشه و بارها میگم اگر این من بودم که این غدای مورد علاقه ی من بود خدا میدونه چطور رفتار میکردم و اما نه دخترم خیلی راحت برخورد میکنه و اما من هم بارها به ذهنم میگم بابا به اندازه بخور نترس که اگه نخوری دیگه نیست نترس این روش فرق داره هیچ سختی نداره بقیه اش رو هم بزار هر وقت خواستی برو بخور کسی که کاری نداره محدودیتی نیست و اما باید بارها این جملات رو به خودم بگم و تکرار کنم تا درست رفتار کنم و اگر کمی بی حواسی کنم ذهن چاقم با فشار شکمی من رو متوجه سیری میکنه که به شدت از این حالت متنفرم و اذیتم و بدم میاد و کار بسیار زشت و زننده ای هست .
و من همین دیشب در جمع خانوادگی برای شام بودم که یه فرد اون جمع که لاغر هم بود همش میگفت ته دیگ وای چقدر خوبه و ..و منم یکم حواسم رو جمع نکردم و تحریک به خوردن ته دیگ شدم و در حد یک ذره خوردم و همون یک دره فشار شکمی برای من ایجاد کرد و ناراحت شدم چرا ؟؟؟چون در ذهنم از ته دیگ سناریو دارم و داستان دارم و هر جا اون رو دیدم انگار باید یکم بخورم ولی این غلط هست باید تمرکزم بر نیار بدن خودم باشهکه هر وقت سیر هستم نخورم و تمرکزم بر فراوانی این نعمتها باشه که هر وقت بخوام هست حالا امروز نشد فردا درست میکنم و هست و اینقدر با افکار غلط خودم رو وادار به خوردن نکنم و تمرکزم بر این باشه که همیشه اطراف من پر از این مواد غدایی هست ولی من باید درست رفتار کنم تا نتیجه بگیرم .
من الان خیلی تغییر کردم قبلا با دیدن پیتزا دستور میومد بخور هر چقدر میتونی بخور من تا یک عدد پیتزا بزرگ و نصفیه ای به همراهش ویا حتی دوتابزرگ رو میخوردم تازه هر چیزی هم اضاف میومد تا اخر شب قبل خواب کم کم میخوردم و میگفتم اشتهام زیاده ولی حالا چطور شده در حد سه اسلایس کفایتم میکنه و سیر سیر هم میشم و یا قبلا دوتا ساندویچ راحت میخوردم و تازه بعدش هم کلی دیگه میخوردم و حالا یک سوم یک ساندویچ رو در حد سیری کامل میخورم وکفایتم میکنه و یا قبلا چیبس و پفک و کرانچی رو باهم یه پاکت کامل میخوردم ولی حالا نصف یه پاکت کوچیک رو میخورم احساس،سیری میکنم پس کجاس اون اشتها من که کاری نکردم خوب ثابت میکنه اشتها چیزی جز اطلاعات غلطی نیست که خودم به ذهن خودم دادم که من زیاد میخورم من خیلی این غداها رو دوست دارم باید بخورم و یا وقتی هیجانی هستم باید بخورم و …
اما حالا خبری از اون اشتها نیست پس اون پرخوریها کار ذهن چاق من بوده که الان لاغر شده و کلی اطلاعات جدید لاغری داره پس بارها باید بگم .من غدایی هر چقدر خوشمزه باشه هر چقدر عالی باشه هر چقدر متنوع باشه هر چقدر ارزان باشه هر چقدر زیاد باشه هر چقدر جدید باشه هر چقدر مقوی باشه هر چقدر داغ و برشته باشه هر چقدر پنیرش کش بیاد و ..…باشه رو بر تناسب اندامم ترجیح نمیدم و اون لذت خوردن رو یک لذت گذرا و سریع میدونم که با پرخوری میدونم چه بلاهایی به سر من میاره و من میخوام با به اندازه خوردن همیشه در تناسب باشم .
و اگر حالا جایی شد مثل دیشب که خطایی داشته باشم به خودم میگم بدنم هوشمنده و قطعا اون اضافه رو دفع میکنه و من رو متناسب میکنه و من دیگه غصه نمیخورم و سعی میکنم بازم مثل همیشه درست و به اندازه بخورم .
و چون من مدتها هست در سایت هستم خدا رو شکر دیگه تفکیک غدایی ندارم و به غداها برچسب نمیزنم قبلا چرا اینطور رودم اما الان دیگه حتی یادم نمیاد چه حسی داشتم و حالا دیگه ترس و نگرانی ندارم و با خیال راحت و لذت از هر غدایی میخورم اونم شاید به اندازه یک سوم گذشته ی خودم میخورم و خوردنم خود به خود بسیار کم شده ولی هنوزم گه گاهی با همین مقدار کم که میخورم ولی فشار شکمی رو حس میکنم و مشخص هست که باید بازم کمتر بخورم و دارم روی این مورد به اندازه خوردن خوب تمرکز میکنم که انشاا… به زودی تمام رفتارهای عذایی من بهترین رفتارها خواهند بود و من به زودی در بهترین جسم ایده ال و متناسب خودم خواهم بود .