0

ترس از لاغری؛ مانع پنهان کاهش وزن ذهنی (گام ۶۹)

ترس از لاغری
اندازه متن

🌿 تصور کن سال‌هاست دنبال لاغر شدن هستی… رژیم گرفتی، ورزش کردی، بارها از غذاهایی که دوست داشتی گذشتی… حالا یه جمله به گوشت می‌رسه که می‌گه:

📍 این جلسه ادامه گام ۶۸ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

«لاغر شدن ترس دارد و با ترس، لاغر نمی‌شوی!»

شاید تو هم مثل من، اولش مات و مبهوت بمونی… بگی: مگه می‌شه؟ من همیشه آرزوی لاغر شدن داشتم، چطور ممکنه ازش بترسم؟! 🤔

اما واقعیت اینه که ترس از لاغری دقیقاً همین‌قدر پنهان و زیرپوستیه. یه باور خیلی مخفی توی ذهن ناخودآگاه‌مونه که باعث می‌شه همیشه یه قدم مونده به موفقیت، عقب بکشیم.

ترس از روبرو شدن با موفقیت

😅 شاید اولش خنده‌دار به نظر برسه، اما واقعاً بعضی وقتا از موفق شدن می‌ترسیم!

ترس از موفقیت

🔍 اگه یه نگاهی عمیق‌تر به گذشته‌مون بندازیم، می‌بینیم که خیلی جاها خواسته‌ای داشتیم، اما یه چیزی توی وجودمون نمی‌ذاشت سمتش بریم…

یه صدای کوچیک که می‌گفت: اگه بری جلو، چی می‌شه؟ واقعاً می‌تونی؟!

🎓 شاید همیشه عاشق ادامه تحصیل بودی، اما فقط تصور نشستن توی کلاس، یا رفتن به یه شهر دیگه، باعث می‌شد دلت بلرزه و از خیرش بگذری…

🏠 یا شاید همیشه رویای زندگی توی یه خونه بزرگ‌تر رو داشتی… اما فکر تمیز کردنش، خرج تعمیرات، یا حتی نگاه قضاوت‌گر همسایه‌ها، اون‌قدر ذهنتو مشغول کرده که ترجیح دادی همون خونه کوچیک رو نگه‌داری.

🧠 این‌ها همه نمونه‌هایی از ترس از روبرو شدن با موفقیت هستن…

ترسایی که نمی‌ذارن وارد دنیای جدیدت بشی، دنیایی که هم دوستش داری و هم ازش می‌ترسی!

حالا بذار یه مثال خیلی آشنا بزنم:

🌟 ترس از لاغری هم از همین جنسه…

در ظاهر می‌خوای متناسب بشی، لباس‌های قشنگ بپوشی، راحت حرکت کنی… اما درونت پر از نگرانیه:

  • نکنه با لاغری صورتم زشت بشه؟
  • نکنه همسرم منو دیگه نخواد؟
  • لباس‌های قبلیم چی می‌شن؟

🌀 این فکرها نشونه ترس از لاغریه همون ترس پنهانی که جلوی موفق شدن رو می‌گیره…

نقش ترس در پیشرفت نکردن

🔒 بعضی وقت‌ها آدم حس می‌کنه یه نیروی نامرئی داره جلوشو می‌گیره… انگار هرچی تلاش می‌کنی، زور می‌زنی، برنامه می‌ریزی، بازم یه چیزی نمی‌ذاره بری جلو…

منم دقیقاً همین حس رو داشتم.

🚘 سال‌ها بود دلم می‌خواست یه ماشین بهتر داشته باشم… یه ماشینی که هم شیک‌تر باشه، هم راحت‌تر. اما در عین حال، یه صدای کوچیک توی ذهنم همیشه می‌گفت:

– هزینه‌هاش زیاده!

– همه نگاهت می‌کنن!

– نکنه کسی حسودی کنه یا چشم بزنه؟

– با این ماشین بری بازار، همه فروشنده‌ها گرون‌تر حساب می‌کنن!

😬 این فکرها اون‌قدر قوی شده بودن که عملاً نمی‌ذاشتن به خواسته‌م برسم.

حالا متوجه شدم که اون گفتگوهای ذهنی، همون ترس از موفقیت بود… همون چیزی که اجازه نمی‌داد حتی به آرزوهام نزدیک بشم!

🎯 دقیقاً مثل ترس از لاغری!

وقتی لاغر شدن رو به عنوان یه آرزو در ذهنت داری، ولی در ناخودآگاهت پر از ترس و شک و تردید نسبت به لاغری هستی، هیچ‌وقت نمی‌تونی آزادانه جلو بری.

مثل اینه که با یه پا روی گاز و یه پا روی ترمز رانندگی کنی!

از خاطرات رژیم‌های سخت، شکست‌های قبلی، تجربه‌هایی که بهت گفتن لاغری مساوی رنج کشیدنه… یا حتی ترس‌های عمیق‌تر مثل:

– اگه لاغر شم، صورتم زشت میشه!

– اگه لاغر شم، همه لباس‌هام برام گشاد میشه!

🛑 همه این ترس‌ها مثل دیوارهای نامرئی جلوی موفقیت رو می‌گیرن.

اما خبر خوب اینه که وقتی این دیوارها رو بشناسی، می‌تونی با ذهن آگاهت ازشون رد بشی… و اون‌وقته که ترس از لاغری از بین میره و مسیر واقعاً برات باز می‌شه ❤️

ترس از لاغری

ترس از لاغری

توی ناخودآگاه ما ترس از لاغری یه مانع پنهانه… یه ترسی که شاید هیچ‌وقت بهش فکر نکردی، اما مثل یه سد بزرگ جلو راهته.

🧩 بیشتر آدم‌هایی که اضافه وزن دارن، تجربه‌های زیادی از رژیم، ورزش، قرص، دمنوش، عطاری و هزار روش دیگه رو داشتن.

اما هر بار بعد از کلی سختی، وزن که کم می‌شه، خیلی زود برمی‌گرده… و همین تکرارِ امید، زحمت، شکست باعث می‌شه ذهن ما به لاغر شدن، یه تصویر پر از درد و ناراحتی بچسبونه. 😣

یعنی لاغر شدن = سختی کشیدن، محرومیت، گرسنگی، زجر، شکست!

و نتیجه‌ش چی می‌شه؟

✅ ذهن ناخودآگاه برای محافظت ازت، جلوی لاغر شدنت رو می‌گیره!

چون توی ناخودآگاهت لاغری مساویه با رنج، پس بدن با تمام قدرت می‌گه:

❌ “من نمی‌خوام لاغر شم، چون می‌ترسم دوباره اذیت بشم!”

🌪️ اینجوریه که ترس از لاغری مثل یه سایه مخفی توی ذهن می‌مونه… نه‌تنها باعث می‌شه اضافه وزنت بمونه، بلکه هر بار که می‌خوای شروع کنی، یه احساس دلهره و مقاومت سراغت میاد.

  • باز باید غذامو جدا کنم؟ 😔
  • بازم قراره بهم سخت بگذره؟
  • اگه لاغر شم، نکنه صورتم زشت بشه؟
  • نکنه همسرم دیگه منو نخواد؟

🧠 همه این فکرها، مصداق کامل ترس از لاغری هستن… ترسی که ریشه‌ش به تجربه‌های تلخ گذشته‌ت برمی‌گرده، اما الان داره آینده‌ت رو هم خراب می‌کنه.

انگیزه لاغری

🧠 تجربه‌ای الهام‌بخش برای روبرو شدن با ترس از لاغری

یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های مسیر لاغری با ذهن، خوندن نوشته‌ها و تجربه‌های هنرجوهاییه که دقیقاً با همون ترس‌هایی دست‌و‌پنجه نرم می‌کنن که شاید تو هم همین حالا درگیرش باشی…

📖 نوشته‌های صادقانه‌ی اون‌ها کمک می‌کنه تا ترس‌های پنهان ذهنی‌مون رو بهتر بشناسیم، مخصوصاً ترس از لاغری که یکی از مخفی‌ترین و در عین حال قوی‌ترین مانع‌های لاغر شدنه.

در ادامه، نوشته‌ی یکی از دوستان خوبمون در دوره‌ی «ورود به سرزمین لاغرها» رو می‌خونی که به زیبایی نشون می‌ده چطور آگاهی، می‌تونه ترس‌ها رو روشن کنه و امید رو جایگزینش کنه:

“لاغر شدن ترس دارد و با ترس، لاغر نمی‌شوید!”

این جمله عمیقاً من رو به فکر فرو برد… 🤔 مگه می‌شه منی که سال‌هاست دنبال لاغری‌ام، ازش بترسم؟! اما وقتی فایل آموزشی اون روز رو گوش دادم 🎧✨، فهمیدم چقدر ذهنم زیر پوستی درگیر این ترسه.

حالا می‌دونم که خواستن کافی نیست؛ چون خواسته‌ها توی ذهن خودآگاهم هستن 🧠، ولی موانع اصلی، مثل ترس از لاغری، توی ناخودآگاه من پنهان شده بودن… 🕵️‍♀️

مثلاً ترس داشتم که اگه لاغر شم، صورتم زشت می‌شه 😬… یا همسرم دیگه منو دوست نداشته باشه 💔… یا لباس‌های قبلیم برام بی‌استفاده بشن 👗❌!

اما وقتی این باورها رو بررسی کردم 🔍، دیدم هیچ‌کدومشون واقعی نیستن ✅. من قبلاً هم لاغر بودم و زیبا 🌸✨… و عکس‌های شگفتی‌سازها 📸 اینو ثابت می‌کنه که لاغری چهره‌ی آدم رو شادتر، زیباتر و جوون‌تر می‌کنه 🌟.

درباره همسرم 💑، به این نتیجه رسیدم که اگر من رو واقعاً دوست داشته باشه، در هر حالتی دوستم داره 💕؛ مهم احساسی هست که از خودم دارم 🌈.

و درباره لباس‌ها؟ 👚👖 خب، همیشه می‌تونم لباس‌های جدید و دلخواه برای اندام متناسبم تهیه کنم 🛍️ و از پوشیدن‌شون لذت ببرم 😍.

الان با تمام وجودم حس می‌کنم دارم سبک می‌شم 🕊️… حتی اگه هنوز روی ترازو تغییری نیومده باشه ⚖️. چون بار ترس‌ها از ذهنم برداشته شده 🙌 و حالا با آگاهی 🌱، با آرامش 🧘‍♀️ و بدون ترس 🚀، مسیر لاغری رو ادامه می‌دم.

دیگه از خوردن نمی‌ترسم 🍽️😊… غذا خوردن برام عادی و لذت‌بخشه 🎉. و مهم‌تر اینکه به این باور رسیدم که بدن من توانایی لاغر شدن رو داره 💪✨، فقط کافیه مانع‌های ذهنی مثل ترس از لاغری رو کنار بزنم 🧩❤️.

🌟 نوشته‌ی این دوست عزیزمون به‌خوبی نشون می‌ده که آگاهی، شجاعت می‌آره… و اون آگاهی رو به بهترین شکل، می‌تونی در دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها تجربه کنی.

🗺️ این دوره دقیقاً طراحی شده تا کمک کنه ترس‌های پنهان ذهنی مثل ترس از زشت شدن، ترس از دیده نشدن، یا ترس از تغییر کردن رو شناسایی کنی، اصلاحشون کنی، و با ذهنی آزاد و آماده، وارد مسیر لاغری بشی — مسیری با لذت، نه با رنج!

✍️ در ادامه هم توی گام ۷۰ سراغ «ذهن چاق چیست؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 137 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.62 از 63 رای

https://tanasobefekri.net/?p=19369

137 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

137 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار من میتوانم
      ۱۳۹۹/۰۳/۰۲ ۱۶:۳۳
      مدت عضویت: 2448 روز
      امتیاز کاربر: 3193 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 448 کلمه

      روز هفتاد و هفتم تکرار :
      سلام. به نظر من اگر ما اون باوری که داریم و خیلی بهش اعتقاد داریم که به هرچیز بدی فکر کنی، سرت میاد. رو در مسائل خوب و مثبت داشته باشیم اونها هم به راحتی در زندگی ما وارد میشوند.
      چرا ما قبلا چاقی را آسان و لاغری را سخت می‌دانستیم؟ چون ما از تجربیات و حرف های دیگران باورهایی محکم برای خود ساخته بودیم. هیچ وقت از یک شخص متناسب نپرسیده بودیم که لاغری چگونه است؟ چطور تو هر سال و همیشه متناسب هستی؟
      معیار ما انسان های چاقی بودند که در تلاش برای لاغری بودند و اصلا آن را تجربه نکرده بودند و می‌گفتند لاغری سخت است چون خودشان چاق بودند و شرایط آن زمان را می‌دیدند و نظر می‌دادند.
      مثل اینکه من بگویم چون الان من در تهران زندگی میکنم پس زندگی در شمال سخت است. من اصلا در شمال زندگی نکرده ام و شرایط و مزایا و معایب آن نسبت به تهران را نمیدانم اما چون این را تجربه میکنم فکر می کنم امکان اینکه در جایی دیگر بهتر از این که هست بشود زندگی کرد، وجود ندارد.
      لاغری مزایایی دارد که اگر به آن توجه کنیم با هر سختی هم باشد میخواهیم به آن برسیم مثل سالهایی که رژیم میگرفتم یا ورزش میکردم خب خیلی سخت بود که همه ی دوستان سختی رژیم را میدانند اما چرا ادامه میدادم؟ چون میگفتم لاغری انقدر مزایا داره که به خاطرش مدتی هم سختی بکشم. اما چرا نتیجه نمیداد؟ چون روش هایم و مسیرهایم اشتباه بود وگرنه تلاش و استمرار من عالی بود اگر هم بعد از مدتی طولانی رها میکردم چون دیگر نتیجه ای نمیدیدم و توان بیشتر سختی کشیدن نداشتم. اما به لطف خدا با لاغری با ذهن آشنا شدم. روشی که فقط مبتنی بر فایل گوش دادن و عمل به تمرین ها هستش. و میتونم بگم از این راحتتر دیگه نمیشه لاغر شد. فقط اینکه احساس خوب داشته باشی و دنبال این باشی که امروز چه باور و رفتاری را باید اصلاح کنم؟
      روزگاری برای من غیر ممکن بود که مثلا کمتر از سه بشقاب ماکارونی بخورم ولی الان از فکر کردن بهش هم حالم بد می‌شود و رفتار و واکنش های من خیلی تغییر کرده در مورد غذا خوردن که عالی عمل میکنم به لطف خدا.
      اما یک باوری که دارم بی تحرکی باعث چاقی می‌شود هستش و مادرم مدام به من یادآوری می‌کند یه مدت خیلی عالی لاغر شدی ولی الان استپ کردی چون وقتشه ورزش کنی و من میبینم که دوستانی که نتیجه گرفتن فقط گفتن از دوره استفاده کردند. اما این تکرار های مادرم باعث شده برای خودم هم سوال باشد که نکنه باید ورزش کنم که آموزش ها دوباره باعث لاغری در من بشوند؟ 🤔

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۳۹۹/۰۳/۰۱ ۰۵:۳۸
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 22610 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 169 کلمه

      تو این برنامه هیچ اجباری نیست همه چی اختیاریه بی نظیره هیچ محدودیتی نیست دقیقا همینه که من می خواستم بدونم همچین چیزی هم هست و می شه همه چی آدم می خوره ! من توی هیچ برنامه رژیمی نتونستم راحت وزن کم کنم همش باید خودم و عذاب می دادم!
      خدا رو شکر که الان هر جا بخوام می رم همه چی می خورم ولی این نکته مهمه که به انضباط فکری رسیدم خیلی بهتر شدم من از لاغری ترسی ندارم دوست دارم اتفاقا همه جای بدنم به طور یکنواخت لاغر بشه حتی صورتم الان خیلی کوچیک تر شده دوست دارم و همچنان منتظرم به امید روزی که کاملا متناسب شده باشم انشالله هر روز کارام و می کنم هر روز احساسمو خوب می کنم همین دیگه بقیه آش خود به خود می شه ,
      مثلا من حلوا خیلی دوست دارم یعنی نمی تونم ازش بگذرم ولی این حلوا هنوز از یکشنبه تا الان که چهارشنبه هست مونده دیشب یه ذره خوردم ولی شیرینیش دلم و زد واقعا یعنی اینطوریه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۰۲/۲۲ ۰۱:۳۰
      مدت عضویت: 2527 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 281 کلمه

      سلام روز ۷۷تکرار
      با سلام و وقت بخیر به همه
      منم ترس های زیادی داشتم اوایل دوره ولی به مرور زمان و گوش دادن به فایلها اون ترس ها هم کمرنگتر شدن
      من میترسیدم لاغر بشم ومجبور بشم همیشه در حال ورزش باشم ،بدلیل باور ،کم تحرکی =چاقی، ورزش زیاد=لاغر شدن
      میترسیدم بخاطر لاغر شدن دیگه نتونم تنقلات مورد علاقمو بخورم،غذای مورد علاقمو بخورم،میترسیدم شیرینی حذف بشه ،میترسیدم آزادی مکانی ،زمانیم از دست بدم ومجبور باشم غذای جدا از دیگران داشته باشم
      میترسیدم گوشت بدنم شلتر از این بشه وبازوهام ران وپوستم اویزونتر بشن ،بدلیل چاق و لاغر شدن ها مکرر بدنم شل شده بود واین باورو داشتم که با لاغر شدن بدتر میشه
      میترسیدم صورتم زشت وزرد وبی حال وشکل مریضا یا معتادا بشم
      میترسیدم اگر لاغر بشم مجدد چاقتر بشم
      میترسیدم اصلا نتونم تو این متد هم جواب بگیرم وسرخورده تر بشم ،میترسیدم لاغر بشم کم جون بشم،مریض بشم،از بچکی شنیده بودم ادم باید یه پر گوشت داشته باشه برای روزهای مریضیش که آب بشه،میترسیدم لاغر بشم واز ریخت بیفتم،خواهرم که صورتش کوچیک بود ولاغر وهمیشه مریض ،بهش میگفتن،جوجه مریض ،گدا صورت،به من میگفتن صورتت بازاریه ،تپله ،بهتره ،مادرم همسرم همیشه میگفت تو عروس فلانی هستی اگر لاغر بشی مردم میگن حتما فقیر شدن ،چیزی واسه خوردن ندارن 🤔من میترسیدم لاغر بشم شام خوردن واسم ممنوع بشه،دیگه خسته شده بودم از بخور،نخورها،چیو نخورم،چیو با چی بخورم چربی سوزه ،کی بخورم، حاضر بودم چاق باشم ولی پر از محدودیت نباشم،دلم میخواست ومیخواد آزاد باشم مثل تمام آدم های نرمال ،که بدون ترس زندگی میکنن،هر وقت گشنه باشن غذا میخورن با لذت ،فکرشون سالمه ،منم میخوام یه متناسب با آرامش و نرمال باشم ،این حق منه ،این طبیعت منه ،میخوام مثل پیش فرض های طبیعتم بشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بهار تهرانی
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۲ ۲۰:۰۷
      مدت عضویت: 2575 روز
      امتیاز کاربر: 1191 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 345 کلمه

      با سلام
      استاد در حال گوش دادن به فایل ترس از لاغری هستم .وقتی شما مثال زدید از دو نفر که می خواهند خارج بروند و…من برای خودم مجسم کردم دو نفر را که دنبال مروارید می گردند و یکی در سطح آب دنبال می گردد و فکر می کند مثل ماهیگیری است که نیازی به رفتن زیر آب است .اما کسی که می داند باید لباس غواصی بپوشد و به زیر آب برود و صدف ها را پیدا کند و به سطح آب بیاورد و آن ها را باز کند و از دل صدف ها مروارید را در آورد یعنی مروارید هدف یعنی این شخص از افکار که در سطح است فراتر رفته .ممکنه اون شخص دیگر هم غواصی بلد باشد .به موضوع خودمون هم که برگردیم خودم را مثال می زنم من خودم همیشه می ترسیدم پوستم افتاده شود و شاید صورتم خراب بشه اما تلاش هم می کردم و رژیم هم می گرفتم اما هیچ وقت جواب نگرفتم .و فایل قبلی شما که زندگی با طعم خدا بود در همین روز 77 که بعد از اون من دیدم وقتی خواسته ام را به خدا بگویم و اگر اطمینان داشته باشم و به همون بند میثاق نامه که میگه : من ایمان دارم به لطف خدای مهربان به هدف خود میرسم و این باعث میشه من دیگه نترسم و به خدا هم گفتم من دوست دارم لاغر شوم و پوست صورتم هم زیباتر شود و بعد ازاین عکس های شگفت انگیزان را هم که دیدم بودم یادم آمد که حتی جوانتر و زیباتر هم شده بودند ..به نظر من اعتماد به شما و حرف های شما یعنی اعتماد به استاد هم خیلی مهم است .و الان رسیدم به جایی از فایل که شما همین را توضیح می دهید که هیچ کار خاصی لازم نیست برای لاغری خبری هم از خراب شدن و شل شدن پوست نیست .خیلی خوشحالم و امیدوارم این صحبت ها همیشه یادم بماند و ترس برای همیشه از ذهن من کنار برود .دوباره تشکر می کنم که این فایل های زندگی طعم خدا را در این قسمت دوره آوردید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیرین محصلی
      ۱۳۹۸/۱۲/۲۶ ۱۴:۱۵
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 21573 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 55 کلمه

      در لاغری باذهن هیچ محدودیتی وجود نداره هر موقع گرسنه شدی می تونی غذا بخوری وهر نوع غذایی رو که دوست داری می تونی بخوری اونم باخیال راحت وبدون ترس از چاقی واقعا دوره عالیه ودر تمام جنبه های زندگی تاثیر گذاره وجالب تر از همه اینه که با روحیه عالی وشاد لاغر می شی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار khandan614
      ۱۳۹۸/۱۲/۲۳ ۲۱:۴۹
      مدت عضویت: 2445 روز
      امتیاز کاربر: 21460 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 333 کلمه

      سلام ، عجب فایل جالبی ، من هم مثل خیلی از چاقها ترس از عوارض لاغری داشتم مثل افتادگی پوست صورت و زشت شدن ، چون هر کیو دیده بودم لاغر کرده خیلی صورتش زشت شده بود برای همین من همیشه سعی میکردم نهایت ۴ یا ۵ کیلو کم کنم که البته بیشتر از ۳ کیلو نمی شد ، برای خودم همیشه سوال بود که چرا با اینهمه تلاش و هزینه مقدار کمی وزنم پایین میومد امشب فهمیدم بخاطر ترس از لاغری صورت و زشت شدنم بوده ، من قبل از شرکت در دوره وقتی البوم شگفتی ها را دیدم اولین چیزی که نظرم را جلب کرد این بود که همه این افراد با وجودیکه وزن زیادی کم کرده بودن اصلا صورتشون زشت و خراب نشده بود تازه از قبلشونم جوانتر شده بودن به خودم گفتم این همون چیزیه که من بهش احتیاج دارم و الان که سه هفته س که توی دوره لاغری با ذهن شرکت کردم و تمرینات خوب انجام میدم نه تنها هیچ چیزی از مواد غذایی من حذف یا تغییر نکرده و خیلی راحت هستم و دغدغه هیچ خوراکی یا ورزش یا خواب یا بیداری یا بهم خوردن ریتم زندگی را ندارم اینو به دوستان جدید میگم که هنوز شرکت نکردن و شاید دغدغه داشته باشن ، تازه امشب متوجه شدم که تو این ۳ هفته من اصلا کیک درست نکردم چون هفته ای ۲ یا۳ بار کیک میپختم واینکه متوجه شدم تمایلم به ماست خیلی کم شده دیگه دلم زیاد نمیخاد چون من به شدت روزانه ماست زیاد میخوردم همه می گفتن به ماست اعتیاد داری امشب که بعد از ۳ روز ی کم ماست خوردم احساس کردم حالم داره بد میشه و من هیچ میلی دیگه بهش نداشتم برام خیلی عجیب بود بدون اینکه متوجه بشم ویار خوردنم داره کم میشه در صورتیکه من فقط داشتم روی تمرینهای ذهنی کار میکردم نه روی مواد غذایی ، خوشحالم که اینجا هستم ببخشید طولانی شد ، هر لحظه ازتون ممنونم استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azita
      ۱۳۹۸/۱۲/۲۳ ۱۵:۰۴
      مدت عضویت: 2603 روز
      امتیاز کاربر: 8223 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 74 کلمه

      سلام و تشکر از این فایل زیبا من این فایل را قبلا گوش داده بودم و نظرمو نوشتم امروز باز هم برام مرور شد فقط خواستم بگم که این فایل واقعا عالیه من توی این دوره هرچی دلم خواست به اندازه نیازم می خورم ولذت می برم لاغری وکاهش وزنم عالی داره پیش میره چون دیگه ترسامو کنار گذاشتم و تموم فرمولای قبلیم را با کمک فایل های استادپاک کردم. سپاس از توضیحات کاملتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهه عباسی
      ۱۳۹۸/۱۱/۱۶ ۱۴:۴۸
      مدت عضویت: 2621 روز
      امتیاز کاربر: 19961 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 244 کلمه

      من با اینکه علاقه واشتیاق بسیار زیادی به تناسب اندام دارم ودر این دوره باورهای من تغییرات زیادی داشته ولی یک باور قوی در ذهن من باقی مانده که تاثیر زیادی در کند شدن علایم موفقیت در من دارد من بارها از پزشکان شنیده ا م که پوکی استخوان در چاقها بسیار کمتر است ومن همیشه ان را به زبان می اوردم ومی گفتم که لا اقل چاقی این حسن رادارد باور مهم دیگری که من از دوران نوجوانی شنیده ام این است که سن که رسید به پنجاه درد میرسه به هر جا الان که من به این سن رسیده ام دردهای مختلفی راتجربه می کنم که فکر می کنم این باور منشا ان است این دو باور با قانون روند طبیعی ما بهتر شدن است تناقض دارد ومن درگیری ذهنی پیدا کرده ام ویک نکته مهم دیگر اینکه پایه لاغری ذهنی بر اساس قانون جذب است اما من چند روز پیش مستندی در تلویزیون دیدم که دانشمندان با انجام ازمایشی به خلاف ان رسیدند حالا خانم منفی باف مدام می گه این هم از این روش که خیلی ان را باور داری وبه درستی ان ایمان داری البته من واقعا به درستی این مسیر ایمان دارم ونشانه های تغییر در در خودم دیده ام فقط می خوام که استاد عزیز با باوهای محکم و صحبتهای قاطع خود منفی باف را سر جای خود بنشانند از راهنماییهای شما سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۳۹۸/۱۱/۰۱ ۰۵:۰۹
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 22610 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 142 کلمه

      قبل از دوره من همش از این رژیم‌ها می ترسیدم اینو نخورم اونو نخورم ورزش کنم هر روز و…..
      چون وقت نداشتم برای خودم جدا غذا درست کنم و بالاخره پس از مدتی حوصله ام سر می رفت نمی تونستم ادامه بدم همیشه
      نمی تونستم هر روز ورزش کنم وقتی به تعطیلات می رسیدیم که همه خونه بودن و من نمی تونستم برنامه‌های خودم و اجرا کنم می نرسیدم از چاق تر شدن به ماه رمضان که می رسیدیم تمام برنامه های رژیمی به هم می خورد همش دنبال یه چیزی بودم که به طور طبیعی و طی زندگی روزانه متناسب بشم که خدا منو به این سمت هدایت کرد و خدا رو شکر می کنم با آزادی عمل به متناسب شدن می رسم و هیچ محدودیتی نداره!
      بالیدی نداریم در این برنامه و لاغر شدن با ذهن با اختیار و آرامش هستش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عشق
      ۱۳۹۸/۱۰/۳۰ ۰۰:۲۷
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 8717 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 203 کلمه

      روز هفتاد و هفت تکرار:
      وقتی دوره رو شروع کردم منم کلی ترس داشتم.
      میترسیدم نتونم لاغر شم، میترسیدم یکم لاغر بشم و بعد دوباره هر چی کم کردم برگرده، میترسیدم همه‌این حرفا الکی و سرکاری باشه، میترسیدم دیگران بهم به چشم یه ادم خرافاتی نگاه کنن، بعد از شروع دوره و دیدن اثرات اولیه بازم میترسیدم، میترسیدم دیگه روند لاغریم متوقف بشه، می‌ترسیدم اونهمه لباس که تازه خریده بودم گشاد بشن و نتونم استفاده کنم، خیلی چیزها منو می‌ترسوند اما من باور کردم راه نجاتم همینه. چشم‌هامو رو ترسام بستم و همونطور که استاد اموزش داده بود سعی کردم گوشمو به نجواهای ذهنی که اثری جز آسیب نداشتن ببندم و فقط به موفقیت فکر کنم. نذاشتم ترس‌هام منو به اسارت بگیرن و به شکل مداوم راه تناسب فکری رو ادامه دادم. از نتایجم خیلی راضیم. وقتی خودمو در آینه می‌بینم از دو جهت خودمو دوست دارم یکی اینکه هر شکل و ظاهری که داشته باشم ارزشمندترین دارایی خودمم و دوم‌اینکه خیلی وزن و سایز کم کردم و از تماشای خود جدیدم لذت می‌برم. اگه گذاشته بودم ترسام منو مغلوب کنن الان چاق‌تر از قبل هنوز در حال دست و پا زدن در ناتوانی و غصه‌ی بزرگ زندگیم بودم. هزاران بار شکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم