۳۵ سال از زندگیام را با چاقی سپری کردم. در این سالها، بارها از روشهای مختلف برای لاغری استفاده کردم اما هیچکدام نتیجهای نداشت. 💔
همه اطرافیانم نه تنها چاقی من را میدیدند، بلکه از تلاشهای بیوقفهام برای کاهش وزن هم باخبر بودند. 💪 اما چیزی که نمیدانستم این بود که در حال جمع کردن شاهدهایی برای تایید چاقیام بودم!
به همه درباره چاقی و تلاشهای بیثمرم توضیح میدادم و در حقیقت، در حالی که فکر میکردم در حال جلب حمایت دیگران هستم، در واقع در حال تقویت تاثیر افکار منفی بر چاقی در ذهن خود و اطرافیان بودم. 💭
چرا باید مراقب سخنانمان باشیم
شاید براتون جالب باشه که وقتی میگیم “شاهد بر علیه خود جمع کردیم”، دقیقا چی منظورمه؟ 🤔
واژهی “شاهد” توی فرهنگ لغت یعنی کسی که چیزی رو دیده، شنیده یا تجربه کرده و در واقع به نوعی میشه گفت گواهی میده. توی دادگاهها هم شاهد باعث میشه حکم به نفع یکی از طرفین صادر بشه! 🏛
اما حالا که صحبت از خودمون میشه، خیلی از ما درباره خودمون باورهایی داریم که مثل یک شاهد در زندگیمون عمل میکنن. 🤨 مثلا شاید خودمون رو “بدشانس” بدونیم، یا بگیم “تنبل هستیم” یا حتی فکر کنیم که “هوش کمی داریم”!
در گفتگو با دوستان، خانواده یا حتی همکاران، بارها از ضعفها و ناتوانیهامون صحبت کردیم و به نوعی “گواهی” جمع کردیم که این باورها درستی دارن.
اما این رفتار یکی از مخربترین عادتهاست که میتونه در برابر خودمون عمل کنه! 💥
چون وقتی ما درباره ضعفهامون زیاد حرف میزنیم، در واقع داریم به خودمون میگیم که این ضعفها واقعاً وجود دارن و به نوعی خودمون رو در یک دایره محدود میزنیم. 😣
این روند میتونه باعث بشه که حتی بدنمون هم تحت تاثیر افکار منفی بر چاقی قرار بگیره و در نهایت، چاقی یا هر مشکل دیگهای که داریم، بیشتر و بیشتر بشه. 🍔

چگونه باورهای ما شرایط زندگیمون رو شکل میده
وقتی درباره خودمون خیلی واضح صحبت میکنیم و باورهایی مثل “من چاقم” یا “من هیچ وقت لاغر نمیشم” رو به دیگران میزنیم، در واقع داریم برای خودمون شاهد جمع میکنیم.
🕵️♂️ هر بار که این حرفها رو میزنیم، در دنیای بیرون شاهدهایی برای ویژگیهایی که فکر میکنیم داریم پیدا میکنیم.
نتایج تحقیقات علمی هم داستان ما را تایید میکنند. برای مثال، نوجوانانی که خود را چاق تصور میکنند تا ۸۹٪ بیشتر احتمال دارد دچار چاقی شوند . یعنی هرچقدر بیشتر بر این باور باشیم که اضافهوزن داریم، احتمال واقعیشدن همان باور هم بالاتر میرود و تاثیر افکار منفی بر چاقی را میبینیم!
حالا، سیستم جهان به شکلی طراحی شده که هر چیزی که باور داشته باشی، با توجه به شواهدی که جمع میکنی، به زندگیات وارد میکنه.
یعنی وقتی شما درباره چاقی صحبت می کنید قطعا افکار منفی در ذهن تان مرور می کنید و احساس بدی خواهید داشت.
اینجاست که تاثیر افکار منفی بر چاقی با احساس بد ناشی از چاقی ترکیب شده و فرکانسی به جهان هستی یا خداوند ارسال می کند با این مفهوم که من از چاقی متنفرم، من از چاقی گله و شکایت دارم، من زندگی با چاقی را دوست ندارم و ….
تاثیر افکار منفی بر چاقی با صحبت کردن شما درباره چاقیتون شدت پیدا می کند و هرچقدر این افکار رو تکرار میکنید، باعث میشه که شرایط به شکلی باشه که گویا جهان هم همون طور فکر میکنه! شما رو چاق تر می بینه و در نتیجه چاق تر میشید.
پس برای اینکه تاثیر افکار منفی بر چاقی رو کم کنیم، باید شروع کنیم به تغییر باورها و جمعآوری شاهدهایی که از تغییر و لاغری صحبت میکنن. 🌱

چگونه شاهدهای منفی بر ما اثر میگذارند
چند نفر شاهد چاقی بر علیه خود دارید؟ 🤔
حقیقت اینه که خیلی از ما به اشتباه درباره چاقی و لاغر نشدن خودمون بارها و بارها صحبت میکنیم.
این حرفها نه تنها به خودمون بلکه به دیگران هم منتقل میشه و کم کم باعث میشه که “تاثیر افکار منفی بر چاقی” در زندگیمون عمیقتر بشه. 😞
یادمه وقتی یکی از اطرافیانم درباره چاقی من صحبت میکرد، من حتی بیشتر از اون چیزی که اون گفته بود، شروع میکردم درباره چاقی و تلاشهای نافرجامم برای لاغری حرف زدن. 🗣
این کار رو میکردم تا به همه ثابت کنم که چاقی من تقصیر خودم نیست! میخواستم بگم من آدم بیارادهای نیستم، من خیلی تلاش کردم که لاغر بشم، ولی هیچچیز فایده نداشت! 🙄
هر بار که میگفتم “من هر چی رژیم میگیرم یا ورزش میکنم، هیچ فایدهای نداره”، داشتم به نوعی برای خودم و دیگران شاهد جمع میکردم که چاقی من غیرقابل تغییره. 😓
همه اینها باعث شد که باور کنم من هیچ وقت لاغر نخواهم شد. 😔و “تاثیر افکار منفی بر چاقی” در زندگی من عمیقتر بشه. چون هر بار که به دیگران میگفتم “من لاغر نمیشم”، همون باور در ذهنم بیشتر ریشه میزد. 💭
تصور کنید که شما ۱۰۰ نفر شاهد داشته باشید که باور دارن شما هیچ وقت لاغر نمیشید. چطور ممکنه جهان هستی با شما به شکل متفاوت رفتار کنه؟ 🤯
وقتی شما باور دارید که لاغر شدن براتون غیرممکنه، حتی اگر بهترین رژیمها و ورزشها رو هم امتحان کنید، هیچ تغییر چشمگیری نخواهید دید. چون تاثیر افکار منفی بر چاقی، چیزی نیست که بشه به راحتی ازش فرار کرد. 🙅♀️

لاغری با ذهن و حذف شاهدها
وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن میشید، اولین قدم اینه که ذهن خودتون رو از انبوه فرمولهایی که شما رو وادار میکنه بر علیه خودتون شاهد جمع کنید، پاک کنید. 🧠
هر چی کمتر به این شاهدها توجه کنید، بیشتر میتونید شاهدانی پیدا کنید که به نفع لاغری شما باشن. 💪
ولی طبیعی هست که اگر چند وقتی هست در مسیر لاغری با ذهن هستید، هنوز هم ممکنه شاهدانی که قبلاً بر علیه خودتون جمع کردید، یادآوری کنن که “چرا لاغر نشدی؟” یا “چرا دوباره چاق شدی؟” 😔
اگر از شنیدن این حرف ها مایوس و ناامید می شوید، گرفتار تاثیر افکار منفی بر چاقی شده اید که قبلا خودتان از طریق شاهد جمع کردن برای چاقی آنها را ایجاد کرده اید.
شاید خودتون خیلی وقت پیش به دیگران گفتهاید که “من هیچ وقت لاغر نمیشم” و حالا اونها با دیدن شما میگن که چرا هنوز لاغر نشدید. 😕
اما مهم اینه که نگران صحبتهای شاهدان چاقی و لاغر نشدن خودتون نباشید. چون این خود شما بودید که به طور ناآگاهانه اونها رو بر علیه خودتون جمع کردید. 😅
من خودم وقتی به این نکته پی بردم، متوجه شدم که افراد غریبهای که مرا دیدهاند هیچوقت درباره چاقی من صحبتی نکردند، ولی همیشه اونهایی که با من آشنا بودن درباره این موضوع صحبت میکردن. 🤔
دلیلش هم اینه که من قبلاً با اونها درباره چاقی و لاغر نشدن خودم صحبت کرده بودم. 🗣
پس حالا که وارد مسیر لاغری با ذهن شدید، برای بی اثر کردن تاثیر افکار منفی بر چاقی فقط باید مراقب باشید که شاهدهای منفی رو از ذهن خودتون پاک کنید و با ایجاد فرمولهای مثبت و صحیح، شاهدانی به نفع لاغری و سلامت خود پیدا کنید. 🌟
انواع شاهد جمع کردن
وقتی شما درباره چاقی یا لاغر نشدن خود صحبت میکنید، به طور ناخودآگاه شاهدانی برای خود جمع میکنید. 📢 این شاهدها میتونن به دو صورت مختلف در زندگی شما وارد بشن:
۱. گفتگوی زبانی 🗣
۲. مرور افکار در ذهن 🧠
۱. گفتگوی زبانی
وقتی به صورت مستقیم درباره چاقی و لاغر نشدن خود با دیگران صحبت میکنید، دارید شاهدان منفی رو بر علیه خود جمع میکنید.
شاید بگید: “من چاقم و هر کاری میکنم لاغر نمیشم.” یا “چه قدر سعی کردم، اما هیچ فایدهای نداره.”
این صحبتها باعث میشه که ذهن شما و اطرافیان شروع به تکرار این افکار منفی کنن. به همین دلیل تاثیر افکار منفی بر چاقی به وضوح دیده میشه. 😞
۲. مرور افکار در ذهن
حتماً دقت کردید که وقتی به دیدگاه یا نظر دیگران درباره چاقی خود فکر میکنید، به طور ناخودآگاه دارید فرکانسهای چاقی رو به جهان هستی ارسال میکنید.
مثلاً وقتی قبل از یه مهمانی یا روبرو شدن با افراد به فکر چاقی خود میفتید، دارید خودتون رو در ذهن دیگران به عنوان فردی چاق معرفی میکنید. 💭
این یعنی شما بدون اینکه متوجه باشید، در حال جمع کردن شاهدانی برای چاقی خودتون و تقویت تاثیر افکار منفی بر چاقی هستید. 😬
نتیجهگیری
تاثیر افکار منفی بر چاقی چیزی نیست که نادیده بگیریم. شما باید با این واقعیت روبرو بشید که هر افکار منفی و هر گفتگوی زبانی درباره چاقیتون، در واقع شاهدهایی هستن که خودتون جمع کردید.
🌪 به جای تمرکز بر اون شاهدها، باید شاهدانی برای لاغری و سلامتی جمع کنید. ✨ از همین امروز تصمیم بگیرید که ذهن و گفتار خودتون رو تغییر بدید، تا شاهدان جدیدی بسازید که به نفع شما عمل کنن و زندگی جدیدی رقم بخوره. 🔑
✍️ تمرین آموزشی تاثیر افکار منفی بر چاقی 📖
برای درک بهتر این جلسه آموزشی ابتدا محتوایی نوشتاری را مطالعه کنید. سپس ویدیوی آموزشی را ببینید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات این جلسه پاسخ دهید.
- در گذشته چقدر درباره چاقی خود با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کردهاید؟
- به نظر شما صحبت کردن درباره چاقی چه تاثیری بر تقویت تاثیر افکار منفی بر چاقی شما داشته است؟
- درباره چه ویژگیهای خودتان با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کردهاید؟
- تاثیر صحبت کردن درباره ویژگیهای خود در سایر جنبههای زندگیتان چه بوده است؟
- برای لاغر شدن چرا اهمیت دارد صحبت کردن درباره چاقی و لاغر نشدن را متوقف کنید؟
- به منظور جمع کردن شاهد برای تواناییهای خودتان، لیستی از ویژگیهای عالی و توانمندیهای خودتان بنویسید.
- برای لاغر شدنتان باید شاهد جمع آوری کنید و سرزمین لاغرها بهترین مکان برای شاهد پیدا کردن است. بنابراین درباره توانایی خود در لاغر شدن و تصمیم برای لاغر شدن از طریق آموزشهای لاغری با ذهن شرح دهید تا هم مسیران شما شاهد لاغری شما باشند.
از محتوای ویدیوی آموزشی تاثیر افکار منفی بر چاقی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید. 💡
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.47 از 90 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام شبب بخیر امروز ۲۳ بهپن۱۴۰۱
گام ۳۵ شاهد
شاهد وشهادت دادن دردستگاه قضا =تاثیز گذاری درصدور حکم به نفع طرفی که شاهدبیشتر داشته باشه
مادرجهان هستی وفتی به خودمون برچسبهای مختلف ازجمله بدشانسی تبلی کم هوشی کم هواسی خنکی وهر صفت بد رو به خودمن میزنیم جهان هستی اون صفت تو مسیر شما قرار میده .
ونقطه خطرناکش گفتن صفتهایی که خودمان به خودمانزدیم رو به دیگران بارها بارها میگیم داریم برای اون صفت شاهد جمع میکنیم
اینشاهد جمع کردن به دو صورت
۱_گفتگویی زبانی
۲_ مروره افکا ر
گفتکویی زبانی شما درباره چاقی خود با دیگران صبحت میکنید
در مررو افکار شما با فکر کردن د رباره نظر ودیگاهگاه دیگران درموردد چاقی وارسال اطلاعات به ذهن فرد مورد نظر به طور نامحسوس دراید شاهد جمع میکنید
اگه خداوند قاضی ابن جهان قرا بدیم خداوند شادهارو مد نظر قرار میده برای ضفتهای که به خودمون زدیم همه اون صفتها دیگران روبه اون بنده میده .
افراد چاق با شاهد زبانی برای چاقی خوشون دارن خداوند برای اثبات شهادی که ما جمع کردیم در زندگی ماتاثیر گذاره..
گلا شاهد جمع نکنیم .
درباره چاقی خود صحبت نکنیم هیچ برچسبی به خودمون نزنیم کندن برچسبها ودر انداختنش ارامش به دست بیاریم
درباره موفقیت خودمون صحبت کنیم درباره خوبهایمون شاهد جمع کنیم هرچه شاه بیشتر برگشت اثبات میشه ادمهی موفقی هستیم
خرف زدن درباره ضعفها ممنوع
این عادت من داشتم درباره چاقی وعلت موفق نشدتو لاغریی شاید هزا رنفر شاهد گرفتم .بارها باره افکار دیگران در مورد چاقی ومریضیم مرور کردم واطلاعات به ذهن اون افراد فرستادم در کمال تعجب درباره مشکل من صحبت پیش میمد .قبیل از اینکه من حرفی بزنم با این شاهد جمع کردن من مشکلات چاقی ومریضی پام اضافه شد حالا درک میکنم
ختی برای پادردم این کار میکردم که چرا تویی روش درمانی موفق نبودم غافل از ابنکه دارم شاهد جمع میکنم برای بدتر شدن وضع موجود.هی میگفتم چرا من ملاحضه میکنم هم برای چاقی وهم برای پا دردم این مشکل بیستر مشه در صورتی که باید کمتر بشه .
این گام امروز به بعد عملی انجام میدم شاهد جمع نمی
کنم .در مورد روش درمانی پا با کسی صحبت نمیکنم اینبرچسب از خودم میکنم دور میریزم درمورد موفقیتهای که داشتنم صحبت میکنم وبرای لاغریی شاه جمع میکنم
حالا دستگیرم شد چرا این روش درمانی که به خیلهای تو زمانخودش جواب دادبرای من جواب نداد.
چون شاهدبر ای انحام نشدن این روش روی خودم زیادداشتم نتیجه شاهدهای زیادی تاثیر در مریضی من داشتن
من فرد میشناسم که دائم به همه میگه من ادم بد شانسی هستم واین کاررو حدود ۱۰ سالی هستش که انجام میده و واقعا ابی بد شانسی بهش رو کرده ولی همین ادم در چندی سال قبل این برچسبو به خودش نمی زد خیلی خیلی ادم موفقی بود
.تو کسب کارش اول بود ولی حالا با قبول این برچسب شاها جمع شده برعلیه شدن برای بد شانسی .
.
“به نام “الله” که ناظر و شاهد بر هر کار پیدا و پنهانیست”
درود ؛
گام سی و پنجم : بر علیه خود شاهد جمع نکنید !!!
به لطف و یاری خدا ،امروز ۱۸ بهمن ۱۴۰۱ توانستم گام سی و پنجم را بردارم .بر علیه خود شاهد جمع نکنید!!! منظور از این جمله و حرف چیست؟!مگر انسان بر علیه خودش شاهد جمع می کند؟! هر گام را که از این دوره بر میدارم آگاه تر می شوم نسبت به باورها و افکار و اعمال غلط و نادرست خودم در طول این ۳۶ سال و اندی زندگی که از خداوند گرفته ام . با وجود اینکه من در کل فردی مثبت اندیش و خوش بین هستم و همیشه به لطف و رحمت الهی ایمان داشته و دارم اما باز باورهای نادرست زیادی برای خودم در طول زندگی ایجاد کرده ام که مانع موفقیت بیشتر و لذت بردن کامل از زندگیم شده است.خدا را شکر من از دوران نوجوانی با قدرت ذهن و ایمان و باور قلبی آشنا شده ام و گاهی در زندگی خودم از آنها بهره برده ام اما از زمانی که با لاغری با ذهن و سایت تناسب فکری آشنا شده ام به طور مرتب و دقیق با باورها و افکار نادرست خود آشنا و قدم به قدم نزدیک شده ام و هر روز در برطرف کردن موانع ذهنی خودم برای رسیدن به لاغری و تناسب اندام تلاش می کنم و اطمینان دارم که هم در رسیدن به تناسب و لاغری و هم دیگر جنبه های زندگی تغییر خواهم کرد و به سوی موفقیت پیش خواهم رفت. و اما در مورد جمع کردن شاهد بر علیه خود ، شاهد در فرهنگ لغت به معنی ناظر ،مشاهده کننده و گواهی دهنده بیان شده است و در دستگاه قضایی اگر کسی بتواند شاهدان یا مستندات بیشتری به دادگاه ارائه دهد می تواند نقش تاثیر گذاری در حکم دادگاه داشته باشد .در زندگی ، ما از طریق گفتگوی زبانی و مرور افکار در هر زمینه ای در واقع در حال جمع کردن شاهدانی هستیم که یا به نفع ما رای میدهند و یا به ضرر ما رای می دهند.مثلا خود من در زمینه ی چاقی با اطرافیانم به خصوص خواهرهایم ، مادرم و همسرم صحبت می کردم و همیشه توضیح میدادم و در واقع با این کار می خواستم که مسئولیت چاقی را از خودم دور کنم و به چیزهایی مانند اینکه خدا مرا اینگونه آفریده و یا اینکه من هر کاری کنم زیاد وزن کم نمی کنم و یا بدنم دچار استپ در کاهش وزن می باشد و خیلی بهانه ها و حرف های بیهوده که در اصل با این کار در حال جمع کردن شاهد برای باقی ماندن چاقی و چاق تر شدن خودم بودم . از طریق مرور افکار هم من با فکر کردن مدام به حالت چاق خود و این که دیگران چه نظری درباره ی من دارند باعث می شدم که از طریق ذهن با اطرافیان در ارتباط باشم و در نتیجه آنها در مورد وضعیت جسمی من اظهار نظر می کردند و شروع به نصیحت کردن که : به فکر خودت باش، مواظب خودت باش ، چاق تر شده ای ، خطرناک است ، حیف است ،کاری برای وضعیت خودت انجام بده و …که این نشان از دلسوزی کردن آنها بود اما بسیار بر روح و روان من سنگینی می کرد و نهایتا نتیجه ای جز چاق تر شدن من نداشت.من و شما هم مسیران عزیز هر گاه در مورد هر چیزی در هر زمینه ای به خصوص در زمینه ی چاقی با دوست، خانواده ،همکاران ،اقوام و هر کس دیگری صحبت می کردیم و یا صحبت می کنیم در اصل در حال فرستادن این فرکانس به جهان هستی هستیم که این موضوع برای من بسیار اهمیت دارد و من به آن خیلی توجه می کنم و چون جهان هستی بر پایه ی توجه و تمرکز ما به هر چیزی دقت دارد و آن را رصد می کند پس در همان موضوع یا مورد به خصوص، فرکانس لازم را برای ما ارسال می کند و ما را در همان مدار قرار می دهد و ما با صحبت کردن در مورد چاقی و اضافه وزن و با جمع کردن شاهدان عینی بدون آگاهی ، خود را بیشتر و بیشتر در مدار چاقی قرار می دادیم و چاق تر می شدیم .خود من قبل از شروع این دوره بسیار تحت تاثیر فضای مجازی الخصوص اینستا گرام بودم و هر گونه خبر بد و ناگواری را کاملا رصد می کردم و با دیگران هم در مورد آنها صحبت می کردم و با این کار احساس ناخوشی، یاس، افسردگی ، نا امیدی و ناراحتی عمیقی داشتم ، تا اینکه تصمیم گرفتم دوره ی مسیر لاغری من (صد گام) را دوباره از اول شروع کنم و ادامه بدهم و قبل از آن اینستا گرام خود را حذف کردم و به هیچ نوع اخباری توجه نمی کنم و کاملا وقتم و تمرکز خودم را بر روی سایت تناسب فکری و این دوره گذاشته ام و از این کار بسیار خوشحال و راضی هستم و احساس آرامش و شادابی می کنم . از زمانی که این دوره را شروع کرده ام درباره ی چاقی خیلی کم و به ندرت و شاید هم اصلا با اطرافیانم صحبت نمی کنم و اگر در این مورد بحث و گفتگویی به وجود آید تا جایی که بتوانم در آن شرکت نمی کنم و از کنار آن رد می شوم چون من تمرکز خود را بر روی لاغری و تناسب اندام گذاشته ام و می خواهم کاملا در مدار و فرکانس آن قرار بگیرم و این دقیقا یعنی کنترل ذهن .من می توانم لاغر و متناسب شوم چون لاغری و متناسب شدن راحت ترین و آسان ترین کار دنیاست.پس شما هم می توانید عزیزان هم مسیر.از خدای مهربان و خوبم خیلی سپاسگزارم که مرا در این مسیر زیبا قرار داد و همچنین از بنده ی خوب و شایسته ی او یعنی استاد عطار روشن گرامی هم ممنون هستم بابت آگاهی های زیبا و نابش.
“یا حق ”
به نام خداوندالرحمن و الرحیم واسلام با استاد گرانقدر مطالبی که تو این گام گفته شده واقعا عالی وکاربردی هست واقعا همینطوره که گفتین اگه ما برای کارها وتوانایی هایمان شاهدانی جمع کنیم واقعا توانایی ما بالا میره من خودم بار ها از تمرکز و یادگیری سریع مطالب و از توانایی ذهن خودم بارها تعریف کردم پیش دوستام همکارام واین باعث شده من واقعا تو یاد گیری مطالب خیلی سریع هستم تو ذهنم میمونه یا اینکه برعکس در مورد لاغر نشدنم بارها پیش دوستام وآشنایان گفتم که مو هرکار کنم لاغر نمیشم واین ملکه ذهنم شده بود که باعث شده بود لاغر نشم وبا شنیدن این فایل به این باور رسیدم و اعتماد کامل دارم که اگر ما شاهدهامون رو در جهت مثبت جمع کنیم چه بسا راه موفقیت پی موده ایم ومن از امروز ۵ بهمن ۱۴۰۱ متعهد میشوم که هرگز در جهت منفی خودم جسمم وزندگی شاهد جمع نکنم وفقط فقط مثبت اندیش باشم به امید روزی که همه ما ذهنی مثبت با شاهدانی مثبت داشته باشیم
امان و صد امان از این افکار
تجربه خودمو بهتون بگم ۳ بار تو این دوره شرکت کردم هر بار بین راه ول کردم نکته جالب اینکه من نسبت به قبل کمتر میخورم ولی چاق تر شدم چون تو این دوره فهمیدم آدم به مرور چاق تر میشه و من همیشه این باورو داشتم وزنم ثابته ونمیتونم تغییرش بدم ولی امان از افکار منفی از وقتی فهمیدم ادما به مرور چاق میشن شاهد پیدا کردم و حدود ۴ کیلو اضافه کردم واینکه تو این دوره یاد گرفتم عصبی بودن باعث میشه چربی ها آب نشن و چون فرزندم اتیسم هست وفکر میکردم آدم عصبی هستم خوب لاغر نمیشدم حالا چشمام باز شده میدونم استاد و همه شگفتی سازان هم افکاری از این قبیل داشتن و برای خودشون شواهدی جمع کردن ولی به محض اینکه فهمیدن اشتباهه دست از این کار برداشتن و خداوند هم کمکشون کرده احساس میکنم برای اولین بار هست این فایلا را گوش میدم همش میگم پس چرا قبلا این برداشتها رو از این حرفا نداشتم و اینو به فال نیک میگیرم که این بار همون باریه که قراره من به آرزوی همیشگیم که تناسب اندام هست برسم اینجا تعهد میدم که برای خودم شاهد مثبت جمع کنم و از خدا میخوام تو این راهی که هدایتم کرده کمکم کنه من تقریبا با هرکسی هم کلام میشدم درحال جمع کردن شاهد چاقی و بدبختی برای خودم بودم از وقتی با قانون جذب آشنا شدم خیلی از اون رو کنار گزاشتم خصوصا در مورد ثروت وحالا میبینم چقدر تو زمینه ثروت پیشرفت داشتم حالا میفهمم لاغری آسون ترین کار دنیاست فقط کافیه افکارت رو مدیریت کنی راستی من معروفم به اینکه هر چی میخوام بدست میارم و ایمان دارم لاغری روهم بدست میارم شما همگی شاهد من باشید
نشان های دریافت شده
به نام خدا
من از روزی که با سایت لاغری با ذهن آشنا شدم و آموزشها رو دنبال میکنم و حواسم به ورودی های ذهنم هست تواناییهام درجهت خلق یک زندگی رویایی روز به روز بیشتر میشه .
مثلا حتی اگر به کسی سلام بکنم و طرف بنا به هر دلیلی جواب سلامو نده سریع میگردم تو ذهنم و ول کن ماجرا هم نیستم تا دلیلشو پیدا کنم بعدش باور درست رو تو ذهنم ایجاد کنم .
اتفاقا این جواب سلام ندادن هم برام اتفاق افتاد و اومدم خیلی فکر کردم دیدم بله ای دل غافل بازم من مقصر بودم .
آخه این فرد خیلی به خودش میرسه ومن هم مدتی زیاد به طور مرتب پیش همکارم ازش تعریف میکردم خیلی .
به طوریکه اون فرد تو ذهنم خیلی بزرگ و ارزشمند شد .
چطوری ؟الان بهتون میگم
وقتی از کل ۲۴ ساعت روز . روزی یک ساعت درمورد این فرد فکر میکردم و درموردش صحبت میکردم گاه وبیگاه.
اما ده دقیقه هم درمورد خصوصیات خودم فکر نمیکنم وبهش بها نمیدم .
خوب معلومه جهان با من چه رفتاری میکنه .
همونی که تو ذهنم بزرگتر وباارزشتر از خودم کردم وبه نوعی باارزشتر از خودم میدونم جواب سلام منو نمیده.
شاید هم به قول اساتید موفقیت تغییر مدار باشه .
حالا ما مردم عامی میشینیم میگیم دو روز ازیه فردی تعریف کردیم طرف بی جنبه شد . لایق تعریف ما رو نداره یا چش خورده ودنبال عوامل بیرونی هستیم .
در مورد چاقی هم همینطور وقتی مادرم تا تقی به توقی میخوره میگه شبیه عمت هستی وتن صدات بلنده .
اون مقصر نیست چون منم یادم میاد چون پدرم و خانواده پدریم تن صداشون بلنده ومن همش توجه میکردم ومیگفتم کم کم تن صدام بلند شد وکم کم باورم شد شبیه فامیلهای پدری ام هستم ومادرم هم اونچه من توذهنم تصویرشو داره بهم میگه .
مادرم نگه یه نفر دیگه میگه . بالاخره جهان تصویر ذهنی که من ازصدام را دارم رو بهم نمایش میده . ممکنه مادرم باشه . یا دوست یاهمکار و…..
من از مادرم نمی رنجم وآگاهانه روی باورم کار میکنم .
بیاییم در مورد حسن ها وتواناییهامون شاهد جمع کنیم تا دنیای بیرون همونو بهمون نشون بده.
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام به استاد روشن عزیز و دوستان
فایل،عالی هستش با اینکه من قبلا این فایل را گوش کردم اما باز هم امروز که رسیدم بهش و دوباره گوش کردم چقدر تازگی داشت
علیه خود شاهد جمع نکنیم کاری که همیشه من میکردم هر جا می نشستم از چاقی ،بد شانسی و خدا دیگه این زندگی را برا من رقم زده من که نمیتونم سرنوشت را عوض کنم من خنگم هیچی بلد نیستم مدام تو سر خودم میزدم بیشتر وقتی تنها بودم و از موضوعی به تنگ میامدم با خدا دعوام میشد که چرا من بهش میگفتم هدفت از آفریدن من چی بوده بدبختی کسی نبود که بد بختی ها را بهش بدی منو آفریدی همه ی این صفات به خودم می گفتم بعد می گفتم سبک شدم .
من نمیدونستم با این کارم دارم شرایط خودم را بد تر میکنم و جهان هستی همونی را که من ازش بیزارم را بهم میده و داشتم برای خودم شاهد،جمع میکردم .
از وقتی وارد سایت تناسب فکری شدم همه چیز،تغییر کرد من دیگه از مشکلات پیش کسی حرف نمیزنم خودم را آدم توانمندی میدونم که میتونم همه چیز را یاد،بگیرم لاغری با ذهن که خیلی اسونه پیش بقیه از خودم تعریف اونا میخندن اما من اعتنا نمیکنم به درد دل های دیگران گوش نمیکنم به خدا دیگه شکایت نمیکنم البته چند روز پیش با همسرم حرفم شد آره ابن بار شکایت کردم میدانستم کار شیطانه اما گاهی نمیشه فقط گفتمش ایراد کارم کجاست من دارم خیلی تلاش میکنم پس چرا اوضاع بهتر نمیشه دوباره خودم جواب خودم را دادم و گفتم ادامه بده صبر کن جهان هستی یهویی طی چند ماه جواب نمیده خودم را زود جمع کردم وبه راهم ادامه دادم و ایمان دارم که موفق میشم .
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و دوستان همیشه متناسبم
استاد حرفاتون رو باید با طلا نوشت….مدتیه دارم علاوه بر لاغری بغ اهن در مورد مسیله دیگه ای هم از طریق ذهن کار میکنم.نه اینکه بخوام دو تا هندونه همزمان با یه دست بردارما.شاید بگین تو فعلا لاغر شدن تو پیش ببر بعد. نه این الهام خودش بهم رسید.همونطور که شما میگین استاد در دوره کردن های فایل ها ناخودآگاه ذهنت مسایل رو بهم تعمیم میده. همین مورد که میگین دیگه راجع به چاقی ت با کسی حرف نزن.توضیح نده .ازش نترس.غصه شو نخور همینا راجع مسایل دیگه زندگی هم هست.حالا قول میدم اینجا آخرین جایی باشه که راجع بهش حرف میزنم….مدتیه خواسته ای دارم و بهر علتی محقق نشده. اینکه هر کی میرسه به من اشاره ای به اون موضوع میکنه و میگه چی شد کی اکی میشه و من هی توضیح میدم که چنین است و چنان و مطمینا احساسم بهش بد میشه کاینات به این احساس من واکنش نشون میده .ذهن ناخودآگاهم میبینه من تغییر احساسی دادم و این موضوع رو گسترشش میده. اون حالا کار نداره من ناراحتم و نمیخوام این موضوع ادامه پیدا کنه اون فقط به احساس من کار داره.احساست بد بشه یا خوب بشه اون فقط اون موضوع رو گسترش میده.اینکه هی پیش هر دکتری میرسم ازش کمک میخوام یعنی دارم بیش از حد بهش گیر میدم و توجه زیادی بهش میکنم .و به هر چی بیش از حد حساس بشی و توجه کنی ازت دور میشه. این یه قانونه .بنام قانون حساسیت.قول میدم اینجا آخرین جایی باشه که راجع بهش حرف زدم.لااقل تا میتونم تو ذهنمم راجع بهش فکر نکنم و واگذارش کنم به خدای درونم و خدای بزرگ جهلن هستی. هر وقت صلاح بدونه خودش میده بهم.استاد نمیدونین چقد آروم میشم وقتی با فرشته درونم و خداوند بزرگ صحبت میکنم.درد دل میکنم.و میدونم روح اون خدا در درون منه.من اگه بخوام میتونم دنیا رو عوض کنم چه برسه فرمول های ذهنی چاق کننده مو….استاد چقد قشنگه که میدونم . میتونم حسش کنم که همه چی دست خودمه.الان معنی اشرف مخلوقات بودن رو با تمام وجود حس میکنم. چقد براتون خوشحالم که شما الان واقعا تونستین کنترل ذهن تونو بدست بگیرین.دیگه دنیا ماله شواست. ماله منه. ماله دوستای هم مسیره منه.چه حس بدی بود که قبلا در هر مشکلی من همه دلایل رو از عوامل بیرونی میدونستم.چقد احساس ناتوانی میکردم شاید در همین مورد اخیرمم تا چند روز پیش همین حسو داشتم.خواهش و تمنای این دکتر و اون دکتر رو میکردم که نسخه ای شفابخش برام بنویسن…حیف و صد حیف از عمر رفاه….۳۵ سال به جهالت گذشت.و الان انگار دنیام نورانیه. بخدا احساس سبک بالی و توانایی خیلی زیادی دارم.چاقی چیه….من میخوام سرنوشت مو عوض کنم .و بیشتر از خودم برای پسر کوچولوم خوشحالم که قراره از الان من بذر این افکار زیبا رو تو ذهن ناخودآگاهش بکارم تامتناسب ، قوی و توانمند و مسلط به خودش بزرگ بشه. جسور و نترس. موفق و سربلند
نمیدونین استاد چه استعدادی از من هدر رفت بخاطر عدم اعتماد بنفس چاقی. شونزده ساله پرستارم و ۳۶ سالمه…باید الان یکی از روسای بیمارستان باشم کما اینکه هم دوره ایهام هستن ولی همیشه از قبول مس،ولیت و بودن تو جمع فراری بودم. خودی نشون ندادم در حالی که معدل الف دانشگاه بودم.همش بخاطر چاقیم بود. نمیخوام پسرم اینجور بزرگ بشه و این حسو تجربه کنه. من الان فهمیدم دنیا و قوانینش رو چه اصولی کار میکنن.میدونم کمی مشکله تغییر همه اون فرمول های ذهنی چاق یا بازدارنده که خانواده ودوستان و آشناها و همکارا تو ذهن من کردن ولی بخدا قسم من دیگه راه صحیح زندگی کردن رو پیدا کردم.هر جا بدونم مسیرم اشتباهه چون فکر اولیه م و عادت هام و فرمول هام غلط نوشته شده ان برمیگردم و اصلاحش میکنم….یه دقیقه از بالا به موضوع چاقی وفرمول های ذهنی و عادات غذایی مون نگاه کنیم…..
من عصرا بعد خوردن ناهار و یه چرت زدن بیدار میشم با ضعف شدید. شاید یه ساعت پیش حتی ناهار خوردم و یه چرتی زدم نیم ساعته. برای ذهنم مهم نیست دوساعت خوابیدم یا یه ربع.چهار ساعت پیش غذا خوردم یا یه ساعت پیش. فرمول ذهنی چاق کننده من میگه من بعد چرت بعدازظهر گشنه م میشه. با یه ضعف کاذبی بلند میشم از خواب که تا چیزی دهنم نذارم آروم نمیشه. گاهی هم قد یه وعده میخورم. بی اراده. اصلا در یخچال که باز بشه حتی گاهی در هر زمان از روز این من نیستم که بر میدارم احساس میکنم دستم به اراده من نیست. ته وجوذم چیزی بهم میگه این گشنگی کاذبه تو سیری.تازه غذا خوردی ولی برمیدارم و میخورم وبعد عذاب وجدان بعدش و ادغام با فرمول ذهنی چاق کننده بعدی کهمیان وعده منو چاق میکنه و اضافه بر نیاز بدنه منه….تموم…..واقعا هم یا چاق تر میشم یا مدتها بودنم در دوره نتیجه ش تغییر نکردن میشه…..
قدیما فکر میکردم من اختلال ذهنی یا بیماری خاصی دارم که اسمشم گذاشته بودم خوردن احساسی یا خوردن عصبی. اصلا نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم. ناخودآکاه در جهت احساس بد من به چاقیم میخواد چاقی رو گسترش بده و دایم میگفت بخور و من میگفتم در ریزه خواری و میاو وعده منو چاق میکنه و نمیخواستم بخورم ولی هم میخوردم هم عذاب وجدان میگرفتم هم چاق میموندم.ولی اللن میدونم منی که اشرف مخلوقاتم اونقد قدرت دارم که ذهنمو کنترل کنم و اون لحظه لحظه ای فکر کنم.من چرا الان دارم میخورم.مگه گشنمه .مگه من تازه غذا نخوردم.این همه غذا و میوه تو یخچاله .همه هم ماله خودته.هیچ جایی نمیرن. چرا باید الان بخوری. اینا همیشه هستن. بذار وقتی گشنه ت شد بخور.خوب ناراحتی برو اینستا بچرخ خودتو سرگرم کن. استرس چیزی داری برو استاد گوش کن.سرت و پات درد میکنه یا خسته از سر کار اومدی نمیتونی بخوابی آخه مگه غذا مسکنه. مسکن بخور بگیر یه چرت بخواب خوب میشی. دیگه دست من در اختیار منه. اینم یهویی بدست نمیاد میدونم.فقط باید تمرین کنم همین حرفا رو تکرار کنم.به مسیرم ادامه بدم تا یواش یواش همه فرمولای ذهنی چاق مو پیدا کنم و با فرمولای صحیح جایگزینشون کنم. یه تصویر لاغر خوشگل از خودم به ذهنم بدم و بگم ببین تو قراره اینجوری بشی .پس فقط موقع گشنگی واقعی لخور و موقع سیری هم از دست از غذا بکش….استاد منم مثل شما از بچگی چاق بودم. دوره ای یکم متناسب میشم ولی ایده آل نه .بخاطر همین خیلی تصویر لاغر از خودم ندارم. حتی اون اولا که تو دوره شما میگفتین چشاتو ببند خودتو لاغر تصور کن تعجب میکردم چرا تو رویام با چشمای بسته صورتم رو نمیتونم ببینم. هر چی تمرکز میکردم نمیسد. تا اینکه اینقد تکرارش کردم که دیدم. خودم رو لاغر دیدم. همین ثورت رو دیدم. اونجا بود که با وجود اینکه هنوز تغییر نکرده بودم چند نفر بهم گفتن داری لاغر میشی. تعجب کردم.که شما تو فایلی توضیح دادین اونا تصویر ذهنی منو قبل جسمم با ذهنشون دیدن…..وای چه لذتی میبرم استاد. از درک این مسایل…شما میگی لاغری با ذهن در این مسیر از ذهن شروع میشه و بعد به جسم میرسه.تو دوره بعدی فایلا سریعترم میشه .من اینو دارم میبینم..ولی چون از بچگی چاق بودم فرمولای ذهنی چاقیم خیلی خیلی زیادن. هنوزم بعضی اوقات یه فرمول جدید کشف میکنم و تا میام جدیدا رو بشناسم و برطرف کنم خوب منفی باف ذهنمآروم آروم نامحسوس اون فرمول قویا رو دوباره سرکار میاره. مثلا ترس از غذا خوردن. این یه مدت ازم دورمیشه باز یه روز که تعادل ذهنم کمتره پررنگ میشه و میاد….ولی میدونم چاره کار فقط تکرار و تکرار و تکراره. عجله نداشتن و استمرار و زیر و رو کردن چاله چوله های ذهن و کشیدن بیرون این ویروس های ذهنی….من که میدونم پیروزی با ونه……بالاخره روزی میرسه که منم متناسب ایده آل میشم…
.خوشحالم استاد با شمام….خوشحالم اینجام….امیدوارم خداوند به منم مثل شما نظری کنه و بذاره بشم اشرف مخلوقات
آمین
نشان های دریافت شده
آفرین عالی نوشتی ،
ما باید درباره رفتارهای اشتباهمون و همچنین محسنات رفتار صحیح با خودمون و دوستامون حرف بزنیم … تا تبدیل بشن به فرمولهای تثبیت شده رفتاری …
شما دارید بهترین کارو می کنید …آفرین
بزودی به لطف خدا و تلاش خودمون همدیگه ارو در آلبوم شگفتی ها خواهیم دید…… آمین
نشان های دریافت شده
سلام استاد ارجمند
سلام دوستان
من با گوش دادن به این فایل متوجه شدم که نباید اگر از هر نظری ضعفی داریم آن را پررنگ کنیم و پیش بقیه در موردش حتی اشاره ی کوچکی داشته باشیم،
چون وقتی ما به خودمان برچسب بزنیم چه انتظاری از دیگران باید داشته باشیم،
خیلی خیلی کم پیش میاد کسی درست برخورد کنه موقعی که ما داریم نکاتی منفی در مورد شخصیت خودمون میگیم.
مثال :
من یه خواهر زاده دارم ، همیشه میگه من عصبیم ،اعصاب ندارم ، اگه کسی باهام یه جوری صحبت کنه نمیتونم خودم رو کنترل کنم، یه پسر ۲۴ ساله هستش ,
منم تصمیم گرفتم اون لحظه که داره در مورد ارتباطش با جامع و دوستاش حرف میزنه باهاش حرف بزنم،
گفتم ببین عزیزم من از بچگی تو رو میشناسم تو خیلی مهربون بودی همیشه ، خیلی دوست داشتنی بودی ، اصلا عصبی نیستی ،خودت چرا این حرفها رو میزنی ،
هر چی در مورد خودت بگی همون میشه،
من میدونم تو اونطوری نیستی پس دیگه اینرو نگو،
همه ما اینجوری هستیم کسی اذیتمون بکه واکنش نشون میدیم ،ناراحت میشیم ،صدامون بالا میره ,
این نشون نمیده که ما اعصاب نداریم،
پس تو هم فرقی با ما نداری و تا حدی آرومش کردم.
خودش باعث شده دیگران اینجوری ببیننش و اینکه مدام این رو میگه،هر روز پررنگترش میکرد،امیدوارم از این به بعد بهتر فکر کنه.
خوب، نتیجه گرفتم که ما باید خودمون رو تصدیق کنیم،
هر روز،
من بهترین دختر،مادر،همسر،خواهر،عمه،خاله،دوست،همسایه و خلاصه بهترینم.
اگر ما برای خودمون ارزش قائل باشیم معمولا دیگران هم همینطور.
پس دیگران رو شاهد عالی بودنمان بکنیم , تا با نگاه ، فکر و حرف زدنشون در مورد ما هر روز حالمون بهتر بشه .
(من توانمندم ، متعهدم و دوست داشتنیم )
جهان هستی به نگاه و احساس من نسبت به خودم پاسخ میدهد نه بر اساس مقدار اضافه وزن و سایزی که من دارم ،
پس بیایم احساسمون رو عوض کنیم و مثبت بیاندیشیم در مورد خودمون،
خداوند سریع و الجواب است و بی نهایت بخشنده ،
با اطمینان ازش بخواهیم و خودمون رو لایق بهترینها بدونیم،
تا بهترینها رو بهمون بده .
ممنونم استاد گرامی
نشان های دریافت شده
سلام
من خودم مدتی هست که از گذشته ام خبلی فاصله گرفتم و زیاد خاطرات اون برچسب ها یادم نمیاد ولی الانا دارم روی نقطه ضعفم کار میکنم و اون اینه که گاها دلسوزی بی جا برای دیگران میکنم و دارم به جهان پیام میدم که من نگرانی رو دوست دارم و وارد زندگیم کن که دارم روی خودم کار میکنم .
و بعد مدتی میبینم یه سری اتفاقاتی که بهم نگرانی میده وارد زندگیم میشه .
و تصمیمات احساسی گرفتن هم روش خیلی کار کردم و آگاهانه سعی میکنم تصمیمات زندگیمو وقتی بگیرم که در حالت آرامش باشم و احساساتی نباشم .
من همیشه به خودم برچسب باهوش بودن . مدیر ومدبر بودن و توانمند بودن. صادق بودن . قابل اعتماد بودن . لایق ثروت زیاد . سلامتی زیاد و روابط زیبا رو میزنم و خودم رو عاشقانه دوست دارم .
سلام به استاد عزیز
به لطف خداوند امروز گام ۳۵رابرداشتم
برعلیه خود شاهد جمع نکنید
من هم ناخواسته برای خودم شاهد جمع میکردم وهرجوری بود به دیگران اثبات میکردم که چاقی من دست خودم نیست وبه خاطر استفاده از داروهای چند سال پیش است وپشت چاقی ام قایم میشدم تازه کلی هم از اون فردی که بهم میگفت چرا چاقتر شدی دلگیر میشدم ومیگفتم ببین داره قضاوت اشتباه میکنه ویه بار یادمه پشت تلفن گریه ام افتاد وبه خواهرم گفتم تو میدونی چرا من چاق شدم که من را قضاوت میکنی وبا هر ترفندی بود از زیر مسئولیت چاقی شانه خالی میکردم همه مقصر بودند جز خودم حالا دیگران هم چون من را دوست داشتند بهم میگفتند یه فکری بکن اما من دوست نداشتم بشنوم در مورد چاقی من صحبت بشه واز چند سال پیش گفتم به همه من توانایی لاغر شدن ندارم ودیگه باهاش کنار میام وحالا فهمیدم کلی شاهد که من نمیتونم لاغر بشم برای خودم جمع کردم وهربار هم که هرجایی میخواهم برم مهمونی جشن رستوران اولین چیزی که تو ذهنم میاد چاقی است واحساس بدی پیدا میکنم واین جوری باور چاقی را هر روز در خودم قویتر میکنم
طبق نوشته استاد که جهان هستی با نگاه واحساس من به خودم پاسخ میدهد باید هم الان من در این وضعیت جسمی باشم خدا جونم خیلی دوست دارم که هرروز این مسیر برام واضح تر میشه وخداراسپاسگزارم بابت احساسم وجسمم واین پکیج کامل که خداوند برای زندگی در این جهان مادی بهم هدیه داد من فوق العاده قدرتمندم که جهان هستی به نگاه من پاسخ میدهد ومن باید زیبا بین باشم در همه موارد زندگیام
سپاس فراوان از کلام شما صدای شما که به لطف خداوند جاری میشود واین فایلها ضبط میشوند ومیشن چراغ راه خیلی از انسانها که به این فایلها نیاز دارند
خدا جونم متشکرم دوستت دارم که همه این هستی از لطف توست وتو بسیار مهربان وبخشنده ای وهدایتگر و…