۳۵ سال از زندگیام را با چاقی سپری کردم. در این سالها، بارها از روشهای مختلف برای لاغری استفاده کردم اما هیچکدام نتیجهای نداشت. 💔
همه اطرافیانم نه تنها چاقی من را میدیدند، بلکه از تلاشهای بیوقفهام برای کاهش وزن هم باخبر بودند. 💪 اما چیزی که نمیدانستم این بود که در حال جمع کردن شاهدهایی برای تایید چاقیام بودم!
به همه درباره چاقی و تلاشهای بیثمرم توضیح میدادم و در حقیقت، در حالی که فکر میکردم در حال جلب حمایت دیگران هستم، در واقع در حال تقویت تاثیر افکار منفی بر چاقی در ذهن خود و اطرافیان بودم. 💭
چرا باید مراقب سخنانمان باشیم
شاید براتون جالب باشه که وقتی میگیم “شاهد بر علیه خود جمع کردیم”، دقیقا چی منظورمه؟ 🤔
واژهی “شاهد” توی فرهنگ لغت یعنی کسی که چیزی رو دیده، شنیده یا تجربه کرده و در واقع به نوعی میشه گفت گواهی میده. توی دادگاهها هم شاهد باعث میشه حکم به نفع یکی از طرفین صادر بشه! 🏛
اما حالا که صحبت از خودمون میشه، خیلی از ما درباره خودمون باورهایی داریم که مثل یک شاهد در زندگیمون عمل میکنن. 🤨 مثلا شاید خودمون رو “بدشانس” بدونیم، یا بگیم “تنبل هستیم” یا حتی فکر کنیم که “هوش کمی داریم”!
در گفتگو با دوستان، خانواده یا حتی همکاران، بارها از ضعفها و ناتوانیهامون صحبت کردیم و به نوعی “گواهی” جمع کردیم که این باورها درستی دارن.
اما این رفتار یکی از مخربترین عادتهاست که میتونه در برابر خودمون عمل کنه! 💥
چون وقتی ما درباره ضعفهامون زیاد حرف میزنیم، در واقع داریم به خودمون میگیم که این ضعفها واقعاً وجود دارن و به نوعی خودمون رو در یک دایره محدود میزنیم. 😣
این روند میتونه باعث بشه که حتی بدنمون هم تحت تاثیر افکار منفی بر چاقی قرار بگیره و در نهایت، چاقی یا هر مشکل دیگهای که داریم، بیشتر و بیشتر بشه. 🍔

چگونه باورهای ما شرایط زندگیمون رو شکل میده
وقتی درباره خودمون خیلی واضح صحبت میکنیم و باورهایی مثل “من چاقم” یا “من هیچ وقت لاغر نمیشم” رو به دیگران میزنیم، در واقع داریم برای خودمون شاهد جمع میکنیم.
🕵️♂️ هر بار که این حرفها رو میزنیم، در دنیای بیرون شاهدهایی برای ویژگیهایی که فکر میکنیم داریم پیدا میکنیم.
نتایج تحقیقات علمی هم داستان ما را تایید میکنند. برای مثال، نوجوانانی که خود را چاق تصور میکنند تا ۸۹٪ بیشتر احتمال دارد دچار چاقی شوند . یعنی هرچقدر بیشتر بر این باور باشیم که اضافهوزن داریم، احتمال واقعیشدن همان باور هم بالاتر میرود و تاثیر افکار منفی بر چاقی را میبینیم!
حالا، سیستم جهان به شکلی طراحی شده که هر چیزی که باور داشته باشی، با توجه به شواهدی که جمع میکنی، به زندگیات وارد میکنه.
یعنی وقتی شما درباره چاقی صحبت می کنید قطعا افکار منفی در ذهن تان مرور می کنید و احساس بدی خواهید داشت.
اینجاست که تاثیر افکار منفی بر چاقی با احساس بد ناشی از چاقی ترکیب شده و فرکانسی به جهان هستی یا خداوند ارسال می کند با این مفهوم که من از چاقی متنفرم، من از چاقی گله و شکایت دارم، من زندگی با چاقی را دوست ندارم و ….
تاثیر افکار منفی بر چاقی با صحبت کردن شما درباره چاقیتون شدت پیدا می کند و هرچقدر این افکار رو تکرار میکنید، باعث میشه که شرایط به شکلی باشه که گویا جهان هم همون طور فکر میکنه! شما رو چاق تر می بینه و در نتیجه چاق تر میشید.
پس برای اینکه تاثیر افکار منفی بر چاقی رو کم کنیم، باید شروع کنیم به تغییر باورها و جمعآوری شاهدهایی که از تغییر و لاغری صحبت میکنن. 🌱

چگونه شاهدهای منفی بر ما اثر میگذارند
چند نفر شاهد چاقی بر علیه خود دارید؟ 🤔
حقیقت اینه که خیلی از ما به اشتباه درباره چاقی و لاغر نشدن خودمون بارها و بارها صحبت میکنیم.
این حرفها نه تنها به خودمون بلکه به دیگران هم منتقل میشه و کم کم باعث میشه که “تاثیر افکار منفی بر چاقی” در زندگیمون عمیقتر بشه. 😞
یادمه وقتی یکی از اطرافیانم درباره چاقی من صحبت میکرد، من حتی بیشتر از اون چیزی که اون گفته بود، شروع میکردم درباره چاقی و تلاشهای نافرجامم برای لاغری حرف زدن. 🗣
این کار رو میکردم تا به همه ثابت کنم که چاقی من تقصیر خودم نیست! میخواستم بگم من آدم بیارادهای نیستم، من خیلی تلاش کردم که لاغر بشم، ولی هیچچیز فایده نداشت! 🙄
هر بار که میگفتم “من هر چی رژیم میگیرم یا ورزش میکنم، هیچ فایدهای نداره”، داشتم به نوعی برای خودم و دیگران شاهد جمع میکردم که چاقی من غیرقابل تغییره. 😓
همه اینها باعث شد که باور کنم من هیچ وقت لاغر نخواهم شد. 😔و “تاثیر افکار منفی بر چاقی” در زندگی من عمیقتر بشه. چون هر بار که به دیگران میگفتم “من لاغر نمیشم”، همون باور در ذهنم بیشتر ریشه میزد. 💭
تصور کنید که شما ۱۰۰ نفر شاهد داشته باشید که باور دارن شما هیچ وقت لاغر نمیشید. چطور ممکنه جهان هستی با شما به شکل متفاوت رفتار کنه؟ 🤯
وقتی شما باور دارید که لاغر شدن براتون غیرممکنه، حتی اگر بهترین رژیمها و ورزشها رو هم امتحان کنید، هیچ تغییر چشمگیری نخواهید دید. چون تاثیر افکار منفی بر چاقی، چیزی نیست که بشه به راحتی ازش فرار کرد. 🙅♀️

لاغری با ذهن و حذف شاهدها
وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن میشید، اولین قدم اینه که ذهن خودتون رو از انبوه فرمولهایی که شما رو وادار میکنه بر علیه خودتون شاهد جمع کنید، پاک کنید. 🧠
هر چی کمتر به این شاهدها توجه کنید، بیشتر میتونید شاهدانی پیدا کنید که به نفع لاغری شما باشن. 💪
ولی طبیعی هست که اگر چند وقتی هست در مسیر لاغری با ذهن هستید، هنوز هم ممکنه شاهدانی که قبلاً بر علیه خودتون جمع کردید، یادآوری کنن که “چرا لاغر نشدی؟” یا “چرا دوباره چاق شدی؟” 😔
اگر از شنیدن این حرف ها مایوس و ناامید می شوید، گرفتار تاثیر افکار منفی بر چاقی شده اید که قبلا خودتان از طریق شاهد جمع کردن برای چاقی آنها را ایجاد کرده اید.
شاید خودتون خیلی وقت پیش به دیگران گفتهاید که “من هیچ وقت لاغر نمیشم” و حالا اونها با دیدن شما میگن که چرا هنوز لاغر نشدید. 😕
اما مهم اینه که نگران صحبتهای شاهدان چاقی و لاغر نشدن خودتون نباشید. چون این خود شما بودید که به طور ناآگاهانه اونها رو بر علیه خودتون جمع کردید. 😅
من خودم وقتی به این نکته پی بردم، متوجه شدم که افراد غریبهای که مرا دیدهاند هیچوقت درباره چاقی من صحبتی نکردند، ولی همیشه اونهایی که با من آشنا بودن درباره این موضوع صحبت میکردن. 🤔
دلیلش هم اینه که من قبلاً با اونها درباره چاقی و لاغر نشدن خودم صحبت کرده بودم. 🗣
پس حالا که وارد مسیر لاغری با ذهن شدید، برای بی اثر کردن تاثیر افکار منفی بر چاقی فقط باید مراقب باشید که شاهدهای منفی رو از ذهن خودتون پاک کنید و با ایجاد فرمولهای مثبت و صحیح، شاهدانی به نفع لاغری و سلامت خود پیدا کنید. 🌟
انواع شاهد جمع کردن
وقتی شما درباره چاقی یا لاغر نشدن خود صحبت میکنید، به طور ناخودآگاه شاهدانی برای خود جمع میکنید. 📢 این شاهدها میتونن به دو صورت مختلف در زندگی شما وارد بشن:
۱. گفتگوی زبانی 🗣
۲. مرور افکار در ذهن 🧠
۱. گفتگوی زبانی
وقتی به صورت مستقیم درباره چاقی و لاغر نشدن خود با دیگران صحبت میکنید، دارید شاهدان منفی رو بر علیه خود جمع میکنید.
شاید بگید: “من چاقم و هر کاری میکنم لاغر نمیشم.” یا “چه قدر سعی کردم، اما هیچ فایدهای نداره.”
این صحبتها باعث میشه که ذهن شما و اطرافیان شروع به تکرار این افکار منفی کنن. به همین دلیل تاثیر افکار منفی بر چاقی به وضوح دیده میشه. 😞
۲. مرور افکار در ذهن
حتماً دقت کردید که وقتی به دیدگاه یا نظر دیگران درباره چاقی خود فکر میکنید، به طور ناخودآگاه دارید فرکانسهای چاقی رو به جهان هستی ارسال میکنید.
مثلاً وقتی قبل از یه مهمانی یا روبرو شدن با افراد به فکر چاقی خود میفتید، دارید خودتون رو در ذهن دیگران به عنوان فردی چاق معرفی میکنید. 💭
این یعنی شما بدون اینکه متوجه باشید، در حال جمع کردن شاهدانی برای چاقی خودتون و تقویت تاثیر افکار منفی بر چاقی هستید. 😬
نتیجهگیری
تاثیر افکار منفی بر چاقی چیزی نیست که نادیده بگیریم. شما باید با این واقعیت روبرو بشید که هر افکار منفی و هر گفتگوی زبانی درباره چاقیتون، در واقع شاهدهایی هستن که خودتون جمع کردید.
🌪 به جای تمرکز بر اون شاهدها، باید شاهدانی برای لاغری و سلامتی جمع کنید. ✨ از همین امروز تصمیم بگیرید که ذهن و گفتار خودتون رو تغییر بدید، تا شاهدان جدیدی بسازید که به نفع شما عمل کنن و زندگی جدیدی رقم بخوره. 🔑
✍️ تمرین آموزشی تاثیر افکار منفی بر چاقی 📖
برای درک بهتر این جلسه آموزشی ابتدا محتوایی نوشتاری را مطالعه کنید. سپس ویدیوی آموزشی را ببینید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات این جلسه پاسخ دهید.
- در گذشته چقدر درباره چاقی خود با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کردهاید؟
- به نظر شما صحبت کردن درباره چاقی چه تاثیری بر تقویت تاثیر افکار منفی بر چاقی شما داشته است؟
- درباره چه ویژگیهای خودتان با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کردهاید؟
- تاثیر صحبت کردن درباره ویژگیهای خود در سایر جنبههای زندگیتان چه بوده است؟
- برای لاغر شدن چرا اهمیت دارد صحبت کردن درباره چاقی و لاغر نشدن را متوقف کنید؟
- به منظور جمع کردن شاهد برای تواناییهای خودتان، لیستی از ویژگیهای عالی و توانمندیهای خودتان بنویسید.
- برای لاغر شدنتان باید شاهد جمع آوری کنید و سرزمین لاغرها بهترین مکان برای شاهد پیدا کردن است. بنابراین درباره توانایی خود در لاغر شدن و تصمیم برای لاغر شدن از طریق آموزشهای لاغری با ذهن شرح دهید تا هم مسیران شما شاهد لاغری شما باشند.
از محتوای ویدیوی آموزشی تاثیر افکار منفی بر چاقی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید. 💡
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.47 از 90 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان همراه! همه ما بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کرده ایم و به نتیجه دلخواهمان نرسیدهایم و هر بار که بعد از مدتی لاغر شدن دوباره اطرافیان به ما میگفتند دوباره داری چاق می شوی، یا به طور کلی هر وقت آنها به ما توصیه هایی در مورد لاغر شدن میکردند، ما خودمان را توجیه می کردیم و سعی می کردیم با آب و تاب از زحمات و مشکلاتمان برای آنها حرف بزنیم و مظلومنمایی کنیم و به صورتی خودمان را توجیه کنیم ولی غافل از این بودیم که با این کار داشتیم بر علیه خودمان شاهد و مدرک جمع میکردیم. شاهد به معنی گواهی دهنده، ناظر و مشاهده کننده است. شاهد در دستگاه قضایی کسی است که یک واقعه را دیده یا شنیده و میتواند در دادگاه به نفع یا علیه متهم شهادت بدهد و نقش او در صدور حکم بسیار مهم است. نه تنها در مورد چاقی بلکه در هر زمینه از زندگیمان که در آن احساس خوبی نداشته ایم یا مورد قضاوت دیگران واقع شده ایم، سعی کردیم با توجیه کردن و دلیل آوردن دیگران را قانع کنیم، در حالی که در تمام این مدت در حال جمع کردن شاهد علیه خودمان بوده ایم و جهان هستی بر اساس شواهدی که در مورد خصوصیات ما وجود دارد، جریانات را برای ما رقم میزند. به طور مثال اگر ما باور کنیم آدم بدشانسی هستیم و در مورد این موضوع بارها با دیگران صحبت کرده و شاهد های زیادی برای این ادعا داشته باشیم، پاسخ جهان هستی به ما چیزی جز بدشانسی، نخواهد بود. این کار باعث می شود برعکس چیزهایی که دوست نداریم، بیشتر به سمتمان بیاید و با این روشی که در پیش گرفتهایم، انگار برای همه خصوصیاتمان دعوتنامه می فرستیم و مثلاً بدشانسی را به سمت خودمان جذب میکنیم. حالا که نسبت به این موضوع اطلاع پیدا کردیم باید این روند را متوقف کنیم و برعکس برای ویژگی های خوب شاهد جمع کنیم. در مورد چاق بودن هم همین روند را تکرار کرده ایم و کلی شاهد برای چاق بودن و لاغر نشدنمان داریم و با این کار انرژی منفی بیشتری به کائنات ارسال می کنیم و طبق چیزی که ارسال کرده ایم، واکنش دریافت خواهیم کرد و این مانع از لاغر شدن ما میشود.
همه کسانی که اکنون در مورد چاقی و لاغر نشدن ما اظهار نظر میکنند همان شاهدانی هستند که قبلاً دور خودمان جمع کرده ایم، چرا غریبه ها درمورد ما اظهار نظر نمی کنند؟! بنابراین به خاطر نظر آنها نباید از مسیر منحرف شویم.
ما به دو صورت در مورد در مورد چاقیمان حرف میزنیم:1_ گفتگوی زبانی یعنی به طور مستقیم در مورد چاقی و مشکلات مان و دلایل لاغر نشدنمان صحبت میکنیم و شاهد جمع میکنیم.
۲ _به صورت مرور افکار، و این زمانی اتفاق میافتد که ما به نظرات دیگران در مورد خودمان فکر می کنیم و فرکانس چاقی را به ذهن آن افراد ارسال میکنیم. این حالت به صورت نامحسوس انجام می شود. به طور مثال اگر ما به خاطر چاق بودنمان از نپذیرفته شدن در روابط یا مشاغل و غیره ترس داشته باشیم و خودمان قبل از اقدام به این موارد به نتیجه منفی گرفتن فکر کرده باشیم، جهان هستی فکر ما را به واقعیت تبدیل می کند و قطعا موفق نخواهیم شد به خواسته هایمان برسیم. ما نباید نتایجی که در زندگی کسب میکنیم را به عوامل بیرونی نسبت دهیم. مثلاً نگویید چون در فلان شهر و در فلان خانواده به دنیا آمده ام و چون شرایط برایم مهیا نبوده است، نتوانسته ام موفق بشوم. اما وقتی مسئولیت را خودمان قبول کنیم و ذهنمان را کنترل کنیم نتیجه ای که به دست میآوریم چندین برابر نتایجی است، که انتظارش را داشتیم.
یادگیری و کنترل ذهن به این صورت است که آنقدر روی آموزش ها کار کنیم که جزئی از وجود ما بشود و در هر موقعیتی ناخودآگاه کار درست را انجام بدهیم، بنابراین باید تمام برچسبهایی که به خودمان زده ایم را شناسایی کنیم و آنها را اصلاح کنیم و از هرگونه برچسب زدن منفی به خودمان خودداری کنیم و فقط برای خوبیهایمان شاهد جمع کنیم.
در مورد خودم زمانی که بچه بودم یک مارک پفک تولید میشد که قیمتش ۵۰ تومان بود و درون بعضی از آنها یک عدد ۵۰ تومانی که قیمت خود پفک بود به عنوان جایزه قرار داده بودند. در خانواده ما همه اعضای خانواده چندین بار این ۵۰ تومان را برنده شده بودند ولی من برنده نمی شدم و بارها و بارها به همه می گفتم من آدم بد شانسی هستم و با اینکه بالاخره من هم آن ۵۰ تومان را برنده شدم ولی از همان موقع این برچسب بدشانسی را روی خودم زدم و همیشه به آن جریان استناد می کردم ولی تعهد میدم از امروز ۱۴۰۰/۷/۱۹ هیچگونه برچسب منفی و نامناسب را به خودم نزنم. من به هیچ عنوان بدشانس نیستم وگرنه با این سایت آشنا نمیشدم😍🌹
نشان های دریافت شده
سلام بر شما استاد عزیز و تمام دوستانم
یک فایل عالی و آموزنده دیگر
چقدر از گوش دادن به این فایل لذت بردم و چه اطلاعات نابی دستگیرم شد
جمع کردن شاهد چقدر قابل درک و آسان این موضوع آموزش داده شد
کی فکرش را میکرد که حرف زدن از اتفاقات بد زندگی مان باعث شاهد جمع کردن شده بود و مطابق با آن نتیجه گرفته بودیم
ما فکر میکردیم با درد دل کردن در مورد اتفاقات ناگوار زندگی مان به خودمان حق بدهیم که ما مقصر نیستیم و اینطوری خودمان را تبرئه کنیم غافل از اینکه به کائنات درخواست بوجود آمدن آن اتفاقات را میدادیم
چه راهنمایی قشنگی که ما باید از اتفاقات خوب و موفقیت هایمان حرف بزنیم ممکن است بعضی ها ما را به قول معروف از خود راضی بدانند اما چه اهمیتی دارد که دیگران راجع به ما چی فکر میکنند
اصلا اهمیتی ندارد باید اینرا در نظر بگیریم که ما برای خودمان شاهد برای خوبی ها جمع میکنیم و چقدر حالمان از حرفهای خوب زدن عالی میشود
وقتی ما این عادت را در مورد خودمان بوجود آوریم در مورد دیگران هم خود بخود راجع به خوبیهایشان حرف میزنیم و ارتعاشات مثبت وارد جهان هستی میکنیم و همان به خودمان برمیگردد
من مدتهاست که حرف زدن از مشکلات زندگی ام را خیلی کم کردم تا حدی که خواهرم از من پرسید آیا از او دلخوری دارم گفتم نه چرا اینرا می پرسی گفت آخه دیگه با من درد دل نمیکنی گفتم من الان با هیچ کس دیگر درد دل نمیکنم چون دارم یاد میگیرم که از افکار منفی کناره گیری کنم و توجه ام را به افکار مثبت جلب کنم چون هرچیزی که به کائنات بفرستی همان را دریافت میکنی
او حرف مرا تائید کرد و گفت عقیده خیلی خوبیه
بسیاری از ما برای خودمان تعریف هایی داریم و برای تعریف هامون هم شاهدانی جمع کرده ایم .
من به شخصه برای چاقی و اضافه وزن خودم شاهدی جمع نکرده بودم ، ولی در عوض برای مشکلات دیگه تو زندگیم تااا دلتون بخواد به خودم برچسب زده بودم و برای دیگران هم توضیح میدادم.
شاهد به معنای گواهی دهنده ، ناظر و مشارکت کننده بیان شده است .و در دادگاه های قضایی هم داشتن شاهد و شهادت دادن تاثیر زیادی در صدور حکم به نفع طرف است .
خلاصه هر فرد تعریف هایی از خود دارد که نشانه ویژگی خاص در خودشه
مثلا من برچسب هایی که به خودم میزدم اینا بودن
من شانس ندارم
نمیتونم خوب بشم
هیچکس منو دوست نداره
دلیل همه ی بدبختی ها منم
و……….
و شاید بیشتر هم بودن که الان چون راجع بشون فکر نمیکنم ، اصلا یادم نمیاد .
این ویژگی هارو نه تنها دباره خودمون پذیرفتیم ، بلکه به همه هم میگفتیم !
و همین رفتار مخرب منشا بسیاری از اتفاقات در زندگی ماست .
و وقتی ما در زندگی برای خودمان توصیفاتی دارریم و اونو برای بقیه هم بازگو میکنیم ، در واقع داریم در جهان برای ویژگی های خودمان شاهد پیدا میکنیم .و سیستم جهان این شکلیه که براساس شواهدی که در هرزمینه ای در مورد ویژگی ما وجود دارد ، اتفاقات رو وارد زندگی ما میکنه .
و سیستم عملکرد ان به این طریقه که ما هرچی شاهدان بیشتری برای ویژگی های خودمون داشته باشیم ، در واقع باور بیشتری برای اون ویژگی خودمون نسبت به اون موضوعی که براش شاهد جمع کردیم ،داریم . و جهان هستی هم همیشه به باورهای ما واکنش نشان میدهد.
و میزان باور خودمون به ویژگی های خودمون و با دفعات گفتن به دیگران اضافه کردیم
مثلا صد نفر شاهد دارید برای اینکه ادم بدشانسی هستین ؛ بنابراین طبیعی است که جهان مطابق با نظرات شاهدان ما باشه و
و دلیل این که ما برای خودمون نسبت به موضوعی شاهد جمع میکردیم ، این بود که به دیگران اثبات کنیم که ما بیگناهیم و هر اتفاقی که میفته دست خودمون نیست و بارها تلاش کرده ایم اما فایده ای ندارد.
وقتی ما علاوه بر خودمون چدین نفر دیگه هم میدونستن که تلاش های ما هیچ فاید ه ای نداره، در این شرایط چه میزان انرژی منفی به جهان ارسال میکنیم!
در واقع اگه عقیده ما این باشه که ما لاغر نمیشیم و برای خودمون هم شاهد داشته باشیم ، مهم نیست که چقد تلاش کنیم ، چون نتیجه هیجوقت تغییر نمیکنه و ما چاق میمونیم !
و اینکه افرادی با ما روبه رو میشوند و ویژگی های مارو به ما یاداوری میکنن ، دو دلیل داره
برای من هم بارها پیش اومده بود که میخواستم جایی برم و با خودم فکر میکردم که نکنه مثلا ازم درباره فلان موضوع سوال بپرسن یا بهم بگن ، چطوری شدی و چطوری نشدی و…
و دقیقا هم درباره اون ها صحبت و بحث میشد .
بنابراین جهان هستی نسبت به احساسات ما به ما پاسخ میدهد نه بر اساس عوامل دیگه ای
وقتی ما کنترل ذهن و یادبگیریم و تسلط پیدا کنیم بر فرمول سازی های ذهن ، نتایج خیلی بزرگ تر و گسترده تر میشه و قابل مقایسه با تلاش ما در هر زمینه ای نیست.
دقیقا من هم از سال گذشته که با قدرت ذهن اشنا شدم و اونو در خودم بکار گرفتم ، واقعا زندگیم و اوضاع حالیم تغییر کرده والان واقعاااا زندگیم و شرایطم عالیه خداروشکر ، در صورتی که تا دوسال پیش تر افسردگی داشتم و انسان به شدت نا امیدی بودم ولی معجزه برام اتفاق افتاد که خودم هم ایجادش کردم ، قدرت ذهنم و بکار گرفتم .
نتیجه خودمون در زندگی و به عوامل بیرونی خودمون ربط ندیم .
منم از سال پیش که با قدرت ذهن آشنا شدم ، هیچگونه برچسبی به خودم نزدم و همه ی برچسبا رو کندم ، و برعکس برچسب های خوب و شرایطی که میخواستم داشته باشم و به خودم زدم و ونتیجه هم گرفتم و برای اونا برای خودم شاهد جمع کردم و الان واقعااا همه چی تغییر کرده و بهتر شده ، اصلا راجع به اتفاقات اطرافم فکر نمیکنم و اهمیت نمیدم و از سال پیش تا الان یک برچسب نادرست به خودم نزدم و هروقت هم به مسیله ای برخوردم با دیگران در میون نزاشتم و علیه خودم شاهد جمع نکردم و اون مسیله به راحتی وبه سرعت برطرف شد.
در واقع من تا سال پیش ادمی بو دم که هزاران برچسب به خودم میزدم و همش دیدم و باورم نسبت به خودم منفی بود و متوجه شدم که مشکل از من و افکار منه و دقیقا از وقتی که تصمیم گرفتم دیگه به چیزهای منفی فکر نکنم و خودمو با باورهای مثبت پر کنم و هر اتفاقی میفتاد و به خودم ربط نمیدادم و به خودم چیزهای عالی و خوب و ربط دادم ، دقیقاااا اوضاع همانطوری تغییر کرد ! و همه چی بهتر شد و ارامش پیدا کردم ، اعتماد بنفسم خیللییی بیشتر شد و در مسیر خواسته هام قرار گرفتم و……
و الان هم که با هرکس که صحبت میکنم در رابطه با تواناییها و موفقیتهام صحبت میکنم و الان هم شاهد های زیادی دارم.
پس واقعا جهان هستی طبق باورها و انتظار های ما و شاهد هامون بهمون پاسخ میده ، مواظب افکارمون و باورهامون و شاهدهامون باشیم!
گر چه من خیلی وقته در رابطه با ضعف هام با کسی صحبت نمیکنم و برای خودم شاهد جمع نکردم ولی بازهم اینجا تعهد میدم که از الان تاریخ ۱۴۰۰/ ۰۶/۲۱ تا اخر عمرم برای خودم شاهد جمع نکنم و اگه هم جمع کردم ، شاهدام ، شاهدان قدرت و توانایی ها و موفقیت های من باشند.
خداوند اونقدرسریع الحساب و بخشندس که اگه ما ازش ۱۰ تا بخوایم ، اون بهمون ۱۰۰ تا میده ، همونطور که خود من تصمیم گرفته بودم که دیگه منفی گرا نباشم و ب خودم وصله های بد بزنم ، تا ۳ روز معحزه ی اصلی زندگی من رقم خورد.
ما بسیار توانمند هستیم ، چون از روح خداوند هستیم ، و خداوند همیشه برترین صفات رو داره ، پس ما هم صفات خداوند رو در خودمون داریم ، این برچسب هایی که به خودمون زدیم ، همه الکی و مزخرفه ، از خواب غفلت بیدار شیم !
شاد و پیروز و متناسب باشید .
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم
من یاد گرفتم نتایج زندگی خودمون رو نباید ربط بدیم به شرایط اطرافمون مثلا شهر و کشور و تحصیلات و …. دقیقا مثل استاد که بدون اینکه از شهرش،و یا کشورش خارج بشه و یا بدون اینکه مدرک تحصیلیش رو تغییر بده کلی نتایج بزرگ در زندگیش رقم زده و مهمترین اون کسب و کار جدیدش و میزان در آمد بالای ایشون هست که حتی برای خودش این همه تغییرات بزرگ در زمان کم قابل باور نیست چه برسه به اطرافیانش اما تمام اینها به خاطر کنترل ذهن و آموزش ذهن و کار کردن روی خودش هست یعنی استاد هر چیزی رو یاد میگیره در زندگی خودش عملیش میکنه و اینقدر تکرارش میکنه تا اون موضوع جزیی از زندگیش بشه .
من هم اون موقع ها خیلی به خودم برچسب میزدم که من آدم توانایی در انجام کارها نیستم من آدم دانا و آگاهی در زندگی برای حل مسایل و مشکلات و .. نیستم بارها میگفتم من آدمی با قدرت بیان بالا نیستم من آدم تاثیر گذار و محبوب و دوست داشتنی نیستم من آدم با اعتماد به نفس بالا نیستم من آدم شاد و سرحالی نیستم و …خیلی وقتها میشد من با کسی حرف میزدم و اون شخص میپرسید که دیروز کجا بودی چه خبرا بود ؟؟؟و من شروع میکردم به بازگو کردن هر اتفاق منفی وبه ظاهر بد ی که اگر رخ داده و یا اینکه میخواسته رخ بده و اما رخ نداده و هر چیز ناخوشایندی رو تعریف میکردم هر صحنه ی بدی رو که دیده بودم و یا هر حرکت بدی و یا هر رفتارو یا برخورد بدی که تجربه کرده بودم حالا اگر خودم با کسی داشتم و یا کسی با من داشته و ….. در کل خودم رو آدم ضعیف و نادرست و غیر محبوب و … میدونستم و برای همه توضیح میدادم و من همیشه یه تعریف هایی از خودم داشتم که برای بعضی از افراد که باهاشون راحتم خصوصا خواهرم میگفتم و بیشتر باور میکردم که اره اینطورم و دقیقا همون حرفها رو در زندگیم بیشتر تجربه میکردم و در مورد چاقی هم همینطور بودم کلی تعریفهای بدی از خودم داشتم که هزاران بار اونها رو به خودم می گفتم و به دیگران هم می گفتم که مثلا من آدم بی اراده ای هستم ، من آدمی با اشتهای زیادی هستم من آدمی هستم که همیشه میل به خوردن دارم و گرسنه هستم من آدمی هستم که عاشق خوردن غذا هستم و از این کار خیلی لذت میبرم پس دوست دارم همیشه بخورم و یا اینکه من به سختی لاغر میشم و به راحتی چاق میشم و یا اینکه من آب هم بخورم چاق میشم من اصلا جرات خوردن خیلی از غذاها رو ندارم اما وزنم خیلی بالا هست .
دلیل اینکه در گذشته و شاید حالا من در جنبه های مختلف زندگی دارم تلاش میکنم که اوضاعم رو خوب کنم اما نمیتونم چون کلی تعریف در مورد خودم درست کردم و به بقیه و خودم بارها گفتم و برچسب زدم .
مثلا من کسی رو میشناسم که میگه من آدم احساساتی هستم و اگر چیز غمگینی و یا شادی بشنوم و یا ببینم سریع گریه میکنم و واقعا هم این کار رو میکنه و این اتفاق براش میفته و حالا سوژه ی جمع شده چرا ؟؟؟ چون بارها به همه گفته و جهان اون رو به راه هایی هدایت میکنه که بارها خودش گفته .
منم قبلا زیاد به خودم و بقیه گفتم که حافظه ی خوبی ندارم مثل این دوست عزیزی که استاد گفت ومن بارها به اطرافیان میگفتم حافظه ی بدی دارم چون اطلاعات عمومی ضعیفی دارم خیلی از مسایل جعرافیای و تاریخی کشور و جهان رو بلد نیستم اما در جایی دیدم بزرگی گفتن انیشتین هم همینطور بوده واگر نیازی داشتن از کتابهای مربوطه کمک میگرفتن و از حافظه اشون برای این مسایل استفاده نکردن و ایشون هم میگفتن پس ذهنتون رو از این چیزها پر نکنید چون امروز با این امکانات اینترنت و گوشی …. هر وقت که خواستین سرچ کنید و اون اطلاعات مربوطه رو در یک لحظه پیدا کنید و من هم دیگه از این قضیه ناراحت نیستم .و اما در گذشته همین پایین بودن اطلاعات عمومی من در زمینه ی تاریخ و جغرافیا و سیاست و … باعث شده بود که آدم بی اعتماد به نفسی باشم که نتونم هیچ وقت در جمع راحت حرف بزنم و یا نظرم رو بگم و به خودم میگفتم ادم اگاه و دانا و به روز و توانایی در حرف زدن نیستم و با این افکار هیچ وقت نتونستم آدم محبوب و تاثیر گذاری و آدمی با قدرت بیان خوبی باشم و در جمعی شرکت کنم و یا دوستان زیادی داشته باشم و …..چون انتظارم از خودم این حرفها بود بقیه هم دقیقا همچین نگاهی به من داشتن و هیچ وقت نه با من صمیمی میشدن نه من رو برای گفت و گو کردن انتخاب میکردن و نه از من نظری میپرسیدن نه اینکه من رو آدم مناسبی برای راهنمایی کردن و مشورت کردن میدونستن پس خیلی مهم محتویات ذهنیم رو بررسی کنم ببینم چه برچسبهایی به خودم زدم .
پس اگر در گذشته میگفتم من آدم به درد نخور و ضعیف و نادان و بی اعتماد به نفس و بی اطلاعات و …. هستم و یا کسی من رو دوست نداره و یا قدرت بیان خوبی ندارم و نمیتونم با بقیه خوب ارتباط بگیریم و بقیه برای من ارزش قایل نیستن و …اینها مثل برچسبهایی هستن که به خودم در گذشته زیاد میزدم و جهان هم دقیقا همینها رو نشون من میداد و اونها رو وارد زندگی من میکرد یعنی اگر من بارها بگم من آدم لایق و دوست داشتنی و با ارزشی نیستم جهان همین مورد رو میگرده که ببینه کی این برچسب رو داره و دقیقا اون شخص رو وارد مسیرها و راه هایی میکنه که این موارد رو تجربه کنه در واقع تو با برچسب زدن به خود خدا گفتی من چنین آدمی هستم که مثلا نمیتونم خوب صحبت کنم قدرت حرف زدنم ضعیف هست و خدا هم طوری با تو رفتار میکنه که تو این قضیه رو بیشتر تجربه کنی و آدم این چنینی بشی و یا مثلا اگر بگی من آدم دوس داشتنی نیستم دقیقا جهان افرادی رو سر راهت میزاره که به تو میگن تو آدم دوست داشتنی نیستی چون خودت داخل ذهنت به خودت برچسب زدی و حالا کار خطرناک ترمن این بود علاوه بر مرور کردن این افکار در ذهنم میومدم به آدمهای اطرافم هم بارها میگفتم و اما وقتی من میام در مورد ضعفهای خودم با خواهرم و همسرم و یا دخترم بارها و بارها حرف میزنم دارم برای خودم شاهد جمع میکنم که ای مردم بدونید که من آدم ناتوان و بی ارزش و دوست نداشتنی و …. ای هستم .
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی
برای رسیدن به هر خواسته ای همیشه یک راه هست و
برای نرسیدن به اون خواسته هزار بهانه .
توی زندگی همیشه دوست داشتیم بهترین حال ممکن رو داشته باشیم شاگرد اول کلاس باشیم و بهترین دوست ها مال ما باشه و بهترین جا ها برویم و بهترین موقعیت شغلی نصیبمون بشه و بهترین زندگی رو برا خودمون بسازیم
ولی توی رسیدن به این موقعیت ها همیشه بنا بر عقیده ای که از رفتار و گفتار دیگران نصیبمون شده بود که همیشه بخت و اقبال باهات یار نیست .رو بارها شنیدیم و همیشه توی مسیر هایی که می خواستیم قدم برداریم این جمله رو مد نظرمون قرار می دادیم .
همین عامل باعث می شد امید به موفقیت پنجاه درصدی برا خودمون مد نظر قرار بدیم و گاهی هم به شانس متوسل بشیم برای موفقیت.
توی این همه سال هیچ وقت به قدرت و توانایی خودمون ایمان نداشتیم .و با هر بار شکست همیشه بخت و اقبال و شانس و عوامل بیرونی مقصر میدونستیم و این قدر این موقعیت ها برامون تکرار شد که به یقین رسیدیم ۹۰ درصد موفقیت بسته به شانس و اقبال و عوامل بیرونی هست.
واین وسط هر کدوممون بالاخره توی خانواده ای زندگی می کردیم که همه انتظار پیشرفت و موفقیت رو برای ما داشتن و مجبور بودیم برای هر بار شکست کلی توضیح بدهیم که چی شده که من نتونستم موفق بشم
دیگه این توضیح دادن شد برامون عادت که برای هر کاری باید به دیگران توضیح بدهیم در واقع خودمون خوشمون اومده بود که توضیح بدهیم
چون با توضیح یک دلیل قدرتمندی برای عدم موفقیتمون می آوردیم و کمتر یه ناتوانی خودمون توجه می کردیم و خودمون نا توان جلوه نمی دادیم.
بالاخره هیچ کس دوست نداره توی چشم دیگران نا توان به نظر بیاد.
این روال رو پیش گرفتیم و دیگرانم به شنیدن توضیحات ما عادت کردند تا اینکه شکست ها زیاد شد و دیگه عوامل بیرونیم دلیل محکمه پسندی نبود برای عدم موفقیتمون و پی به عیب خودمون بردیم و یه جورایی پذیرفتیم که مشکل از من هست که موفق نمیشم .
و این بار توی توضیحاتمون یک نسخه ای جدیدی مجوز کردیم و اونم عیب هایی که بر روی خودمون می گذاشتیم بود که من ژنتیکی این مشکل رو دارم و من تنبلم و من بد اقبالم و من سرنوشتم با بدبختی گره خورده و …
در واقع بیشتر ناله بود تا دلیل
و اینجاست که باید گفت شکر نعمت ، نعمتت افزون کن .کفر ،نعمت از کف ات بیرون کند.
ما نا شکری کردیم و شدیم اون شاگردی که همیشه ناله میکنه و از بدبختی هاش میگه و جز نفرات رفوزه کلاس درس خدا شدیم.
وقتی کنترل ذهنت دست بگیری توی خیلی از زمینه ها پیشرفت می کنیم
دلیل اینکه توی خیلی از جنبه ها پیشرفت نمی کنیم به خاطر تعریف هایی که از خودمون داشتیم
وقتی جهان مدام حرف ما رو از بدبختی ها شنیده اونم همیشه ما رو توی اون مسیری قرار میده که برامون اثبات میشه ما همون آدمی هستیم که همیشه تعریفش رو کردیم .
من از کوچیکی بیشتر سعی کردم خودم رو با ویژگی های مثبت معرفی کنم
بابام هم همیشه مشوق من بود توی این مسیر
شجاع و نترس و قوی و کار بلد و هوش قوی و اراده قوی و مصمم بودن و به هر چی دلم بخاد حتما میرسم و کار نشد برای من وجود نداره و اجتماعی بودن و همیشه اهل لبخند بودن و آدم راز دار و قابل اعتماد بودن رو ویژگی هایی بود که از کوچکی برای خودم ساختم و هر سال قوی ترش کردم و تا اینکه همه من رو با این ویژگی ها می شناسن.
توی زندگی در ارتباط با غریبه ها بارها شده که یک نفر به من اعتماد کرده و کلی راز نگفته حتی به دوست صمیمی اش به من گفته و من به خودم بالیدم برای این اعتمادی که دیگران به من دارند .
ما سال ها مسیر اشتباه طی کردیم و برای لاغری قدم برداشتیم ولی با شکست مواجه شدیم .
مسیر اشتباه بود ولی ما نادانسته برچسب هایی به خودمون زدیم.
پر کاربرد ترین برچسب آدم های چاق اینه که من هرکاری شروع کنیم نصفه نیمه ول میکنم مخصوصا لاغر شدن
نباید از خودمون تعریف نا مناسب داشته باشیم و برچسب بزنیم.
چون جهان بر اساس همون تعریف ها روزها و شب ها ما رو توی اون مسیر که ما برا خودمون توی ذهنمون ساختیم قرار میده
برچسب بد نزنیم و همیشه انتظار خوب از خودمون داشته باشیم
خیلی مهمه محتوای ذهنیمون بررسی کنیم که این برچسب ها رو به خودمون نزنیم
جهان بر اساس برچسب ها اتفاق ها رو وارد زندگیمون میکنه
بدتر از این برچسب ها گفتن این ویژگی ها به دیگرانه
وقتی ما در مورد خودم یه دیدگاهی داریم و به دیگران میگیم
توی جهان داریم برا خودمون شاهد جمع میکنم
شاهد علیه خودمون جمع نکنیم
یکی از ارکان تصمیم گیری دادگاه شاهده و طرف با آوردن شاهد میتونه حقش رو دادخواهی کنه .
خداوند قاضی این جهان هست خداوند شاهد ها رو درمورد بنده اش می بینه و بر اساس اون جریان ها رو وارد زندگیش میکنه
شاهد حرفمون رو تایید میکنه خداوند بر اساس اون حرف شاهد ها در سرنوشت ما تاثیر گذاره
خداوند برای ما تصمیم به چاقی نگرفته و همیشه دلش میخاد متناسب باشه
خداوند ما رو درست خلق کرده و عوامل دیگر باعث چاقی ما شده
عوامل بیرونی رو مانع برای پیشرفت خودمون در نظر نگیریم
مشکلات رو علیه خودمون به کار نبریم و شاهد جمع نکنیم
اصلا در مورد خودمون حرف بد نزنیم
همیشه در مورد موفقیت وتوانمندیمون حرف بزنیم داریم شاهد جمع میکنیم که ما موفق هستیم و به هر چی میخواهیم می رسیم
حق نداریم ضعف هامون رو به دیگران بگیم
دیگران رو شاهد خیر و خوبی هامون باشن نه بدبختی هامون
من آدم مصممی در رسیدن به خواسته هام هستم
از امروز من تعهد میدم برای مشکلات و اتفاق های بدم شاهد جمع نکنم
خداوند سریع الجواب و بی نهایت بخشنده هست.
درمورد چاقی حرف نزنیم و بهانه نیاریم برای رسیدن به خواسته هامون
خداوند برای چی میگه ای بنده من اگه خطا کردی نرو جار بزن و بیا به من بگو من گناه تو پاک میکنم و در توبه بازه
اینقدر خاطر ما برای خداوند عزیزه که فرشته مامور ثبت گناهی که بر روی شانه هایمان هست رو با اولین گناه عوض میکنه و بهش دستور میده تا توبه کرد گناهش پاک کن تا خاطره خوبی از ما در دفتر اون فرشته ثبت بشه و شاهد دوتا اعمال بد ما نباشه.
برای خودمون ارزش قائل باشیم و همیشه از خوش هایمان بگیم نه از بدبختی ها
باورمون درمورد لاغری درست بشه خیلی راحت رفتارمون به صورت خودکار اصلاح میکنیم و متناسب میشیم.
نشان های دریافت شده
به نام خدای بخشنده و مهربان
روز ۱۵۰: روز ۵۴ تکرار، جمعه ۱۴۰۰/۶/۱۹
سلام
“علیه خود شاهد جمع نکنید”
با فراگیری کنترل ذهن در هر جنبه از زندگی نتایج بسیار درخشان تری بدست می آید.
موفقیت های خود را منوط به مدرک تحصیلی، موقعیت، شهر ، کشور ، دارایی و ….نکنید. فقط و فقط زمان خود را صرف کنترل ذهن خود کنید تا نتایج شگفت انگیزی دست آورید.
وقتی بتوانید در مسیر رسیدن به اهداف، ذهن ناخودآگاه خود را متقاعد و همراه خود کنید، سرعت رسیدن به هدف بسیار بیشتر می شود و نتایج فوق العاده بدست خواهیم آورد.
یک نکته مهم این است که بخودمان برچسب نزنیم و از آن بدتر در مورد این برچسبها به دیگران توضیح ندهیم. با شرح و توضیح آنچه در مورد خود پذیرفته ایم به دیگران علیه خود برای آن صفات منفی شاهد جمع می کنیم.
یکی از دلایل عدم موفقیت ما در زمینه های مختلف ، وجود شاهدان متعدد برای عدم توانایی ما در رسیدن به آن هدف است. و کائنات ما را به سمتی سوق می دهد که برای آن شاهدان متعددی داریم. شاهدانی که خودمان با ناآگاهی علیه خود جمع کرده ایم.
باید محتویات ذهنی خود را مرور کنیم و برچسبهایی که به خود زده ایم را شناسایی کنیم. دیروز دخترم موسیقی “ یه دونه حساس من ” رو هی تکرار میکرد و موافق بود که خودش هم حساس هست و من گفتم دخترم بخون “ یه دونه جذاب من” چون حساس بودن خوب نیست و تو رو آسیب پذیر می کند و به او تاکید کردم مواظب برچسبهایی که بخودت میزنی باش.
من همیشه اعتقاد داشتم بسیار خوش شانس هستم و همیشه در قرعه کشی ها بهترین نتایج را بدست می آورم یا در بازی بیشترین تاس جفت متعلق به من بود. و مدیران با من بهترین رفتار رو داشته و دارند. و ….
من به رزاق بودن خداوند و برکت پولی که از راه درست بدست می آید معتقد هستم و به لطف خداوند هیچوقت برای پول لنگ نمانده ام. همیشه برای انجام هر کاری قبل از اقدام به انجامش ، مبلغ آن در کارتم موجود بوده است.
من در زمینه چاق شدن و چاق ماندن و نتیجه بخش نبودن شیوه های لاغری که به کار می بردم متاسفانه مدت مدیدی شاهد جمع کرده بودم. در روزهای نخستین ورود به سرزمین لاغرها مثل وزن کردن ، صحبت درباره چاقی و مبارزه با چاقی و …. ممنوع شد و می توانم با افتخار بگویم در این مدت پایبند به تغییر شاهدان چاقی خودم بوده و هستم. الان شاهدان زندگی من موافق هستند که در مسیر لاغری قرار دارم و هر روز لاغرتر می شوم و به لطف خدای مهربان هر روز متناسب تر و سالم تر می شوم.
اگر شاهدان خوشبختی و تناسب اندام برای خود جمع کنم قطعا خوشبختی و تناسب اندام را از خدای بخشنده و مهربان هدیه خواهم گرفت.
خدایا سپاسگزارم که من کم می خواهم ولی تو با بزرگی و بخشندگی خود چندین برابر به من می بخشی. خدایا تو را آنقدر سپاس برای خدایی بی نظیرت که خودت راضی باشی بزرگ پرورگار من.
سلام استاد
استاد خواهرم در دوره های لاغری زیادی شرکت کرده و وقتی دوره شما رو با دوره های خودش مقایسه میکنه و پیگیریهاتون میبینه میگه فکر کنم برای پول کار نمیکنه انکار هدفش خیلی مهم تر فکر کنم برای خدا واقعا میخواد یک عده رو لاغر کنه
دیروز تو تلوزیون فرد معتادی نشون داد که ترک کرده و بود الان کارخونه تشک خواب داشت و افراد معتاد که پاک شده بودن میاوارد تو کارخونش و میگفت کسی بوده پنجاه بار ارک کرده و دوباره رفته سراغ مواد و ما ولش نکردیم یاد شما افتادم استاد شما هم اتقدر فایلهای عالی میزارید ادم هر چند بار لیز بخوره باز جذب میشه
من مدتهاست دیگه اعتراض نمیکنم یادم وقتی ازدواج کرده بودم دوش حماممان خراب بود و طبقه بالای مادر شوهرم اینا بودیم و بعد چهار سال ما از اونجا رفتیم یعنی مشکل از دوش نبود از لوله کشی ساختمان بود و اونها به جای ما مستاجر گزاشتن و مستاجر همون روز اول اعتراض کرد و مادر شوهرم گفت چه حرفی عروس من و پسرم چهار سال اینجا بودن هیچ مشکلی نداشت و به من گفت که مستاجر این حرف زده من گفتم راست میکه دوش خراب بود و بد اب میومد گفت پس چرا هیچی نگفتی واقعا موندم که چرا هیچی نگفتم شاید این حمام مجهز و جکوزی و اب پر فشار نتیجه اعتراض نکردن به اون دوش خراب
استاد من کلا از قبل دوره اهل شاهد جمع کردن نبودم ولی دوره باعث شده بود که خیلی تو این زمینه پیشرفت کنم و در موردهایی که شاهد جمع میکردم خیلی ضعیف بودم که اصلا نمیخوام مثال بزنم ممنون عالی بود
نشان های دریافت شده
بنام خدا
با سلام خدمت دوستان و استاد عزیز
این فایل منو برد به دوران دبستان که هنوز خبری از چاقی و اضافه وزن من نبود از شانس میخوام بگم من یادمه از همون موقع خودم را آدم بد شانسی می دیدم الان که فکر میکنم دلایل خاصی نداشتم اما چرا من خودم را بد شانس بی اراده می دیدم تا جایی که یادمه یکی از علل آن کم توجهی معلم به من و بر خلاف توجه زیاد به بعضی از هم کلاسی می گفتم خدایا من چقدر بد شانسم که معلم با من ایطوری رفتار می کنه و علتهای دیگه می خوام بگم این ریشه بد شانسی از اون موقع در من بود و همیشه هم تو تمام کارها من بد شانسی می آوردم و یه طوری به من ثابت شده بود که اره واقعا همین طور ه تو اضافه وزن هم همین طور دوستام را می دیدم چقدر متناسب و خوش تیپ میگفتم اخه چرا من باید ایطوری باشم همیشه توضیح میدادم که من چیزی نمی خورم ولی ایطورم دیگه استعداد دارم کاریش نمی شه کرد گاهی مهمانی یا مراسم عروسی دعوت می شدیم غذامو همش میزاشتم که کسی نگه چقدر می خوره .
همیشه دنبال راهی بودم که لاغر بشم که کسی دیدم بگه فلانی لاغر شدی و یکم روحیه بگیرم بعضی موقع ها خواستم بدم خرید از خونه می گفتم میدونم الان سایزم نیست و دست خالی میام و همین هم میشد چون جهان هستی بر اساس افکار من برام زندگی را رقم میزد .
اما الان چند ماهی هست که با سایت لاغری با ذهن اشنا شدم و خدا شکر که،نتیجه خوبی گرفتم و راضی هستم درسته که هنوز کاملا متناسب نشدم اما از اون نقطه شروع خودم تا الان خیلی جسم من متناسب تر شده و به امید خدا در این مسیر با استمرار به نتیجه نهایی که متناسب شدن کامل هست خواهم رسید .از شما هم ممنونم استاد به خاطر این فایل بسیار عالی .
نشان های دریافت شده
ما همونیم که بهش فکر میکنیم…ما همونیم که فکر میکنیم هستیم….ما آنیم که آنیم
سلام به استاد عزیز و دوستان گلم
استاد توی اولین فایلای شروع دوره ورود به سرزمین لاغرها این جملات رو تکرار کردین و من عاشق فایل شماره ۱ و۲ هستم.بالای بیست بار بهشون گوش دادم.حالمو خوب میکنه.دقیقا مثل همین فایل بینظیرتون.اونجا که میگین کا،نات وخداوند دقیقا همونی رو جلوی رومون میذارن که بهش قبل از وقوع فکر کنیم.و این تعریف دیگه باوره….من باور دارم اینجا با شما و افکار بکرتون لاغر میشم و بزودی میشم.وای همه اون فکراچها رو منم راجع به خودم دارم.چقد فراموشکارم.یا شوهرم همیشه میگه چقد همه کارارو نیمه تموم میذاره.یادمه همیشه به دوستام میگفتم من مثقالی کم میکنم و کیلویی زیاد میکنم. یادمه بارداری قبلیم همش نگران چاق شدنم بودم و میگفتم من فقط میترسم خیلی چاق شم و شدم. سی کیلو چاق شدم که همش چاقی خودم بود و بعد دنیا اومدن پسرم فقط ده کیلوشو کم کردم. بیست کیلوموند..حتی توی رژیمای لاغریمم این باور ذهنی برام همه کاره بود. یادمه چون خاله شوهرم از رژبم شیر خرما هشت کیلو در دو هفته کم کرده بود و با یه اطمینانی ازش حرف میزد و منم خسته از چاقی.رژیم رو با اطمینان کامل که مطمن هستش و خاله کم کرده منم میتونم گرفتم و شش کیلو در دو هفته کم کردم. استاد الان میفهمم همه اینا فقط تو باور ذهنی ماست….وای که فایلتون چقد به موقع بود استاد. شما همیشه فرشته نجات من بوده و هستین.مدتیه نه خاصه در مورد لاغری مس،له ای برام بوجود اومده که نگرانم کرده بود و با وجود ماه ها فاصله با اون قضیه ناگزیر از الان واسه خودم حالت های بد مو میدیدم و نگرانش بودم. گرچه صحبت های قبلی شمام یادم بود و دا،م بخودم امیدواری میدادم ولی امروز کولاک بپا کردین.دا،م میگم من همونی میشم که از الان بهش فکرمیکنم ..پس من مثبت فکرمیکنم.قرار نیست ایندفعه هم مثل دفعه قبل بشه.قرار نیست من چاق بشم
همه چیز در ذهن ماست.استاد به درک بالاتری از زندگی در خودم رسیدم.شاید بچه ها باورشون نشه. یواش یواش داریم مثل استاد میشیم و چه حسی قشنگ تر و بالاتر از این.استاد گاهی به حرفها و حرکات دوستان و آشناها و حتی همسرم خنده م میگیره. دارن حرفم میزنن و من با تعجب بهشون نگاه میکنم و حرفای شما درباره زندگی و باور ذهنی در ذهنم مرور میشه و دعا میکنم همه اونام با شما آشنا شن و بپذیرنتون.استاد من یه آدم دیگه شدم. گاهی فراموش میکنم و باز منفی باف سعی شو میکنه منحرفم کنه ولی با یه فایل شما دوباره جون میگیرم و زنده میشم.من نمیتونم از شماها جدا شم…دیگه نمیتونم
باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی
این فایل بسسسسیار عالی بود خیلی به دلم نشست .همین یک فایل به تنهایی درس بزرگی رو در بر داره .من از این فایل یاد گرفتم که دنیا آینه افکار ما هست واگر فکری به زبان بیاد قدرتش بیشتر میشه ودرنهایت تبدیل به باور میشه وبدن ما و دنیا همه کاری میکنه که ما به باورهایمان برسیم.
پس ما باکنترل افکار وگفتگوی ذهنی میتونیم برزندگیمون تسلط داشته باشیم این خیلی لذت بخش هست .از طرفی بامرور اتفاقات خوب وبد در گذشته وبررسی احساسمون قبل از اون اتفاق میشه به درستی این مطلب رسید .
من خودم خیلی در زندگی شاهد این اتفاقات بودم .مثلا باور این قضیه که من آدم عصبی هستم وکنترل خودم رو از دست میدم ،کافی بود تا اون روز بی ادب ترین وناراحت ترین آدم تو محیط کار در مقابلم قرار بگیره .ولی روزی که به خودم میگفتم امروز روز خوبیه وهمه چیز خوب پیش میره واقعا شرایط محیط به طرز باور نکردنی تغییر میکرد.من این حالت رو گذاشته بودم به حساب حس ششم ومیگفتم ببین من از قبل میدونستم قرار امروز خوب یا بد بشه .ولی در واقع من داشتم خودم روزمو خوب یا بد رقم میزدم.
نهایت کاری که ماباید انجام بدیم مشاهده وفیلتر افکارمون وعدم قضاوت در مورد خودمون واطرافیانمون هست .
پس من از این لحظه به بعد مصمم هستم که به توانایی های خودم اعتماد کنم وهیچ برچسب منفی درهیچ زمینه ای به خودم نزنم وبا افکارمنفی وزبانم برای خودم شاهد جمع نکنم .
همچنین شکر گذار نعمتهایی باشم که خداوند به من هدیه کرده ودر هر موردی بدنبال نکات مثبت اون قضیه باشم .گفتگوهای منفی ومخرب ذهنم رو شناسایی کنم ودر جهت تغییر اونها به سمت بهبود برای خودم شاهد جمع کنم
باتشکر از استاد گرامی امیدوارم موفقیتتان ادامه داشته باشد.
با سلام خدمت دوستان واستاد گرامی من امروز ۱۳مردادسال۱۴۰۰ متعهد میشوم که تمام برچسب هایی که تا امروز به خودم زدم را میکنم وپاره میکنم وقول میدهم که دیگر به جز برچسب خوب چیزی به خودم اویزان نکنم .حالا در مورد این فایل فقط میتونم بگم که تمام حرفهای استاد درسته اخه من تا همین چند لحطه پیش داشتم به خودم برچسب میزدم همین امروز چون دیرتر از خواب بیدار شدم وبه پیاده روی با دوستم نرسیدم گفتم من ادم تنبلی هستم وحتی گفتم چقدر بی اراده ای وادم چاق رو که اصلا همیسه گفتم ومیگم ودیگه انگار یک جورایی خودم توی دهن ادمهای اطرافم کردم که فکر میکنم وقتی بهم نگاه میکنند من رو چاق میبینند وعلاوه براینکه گفتم در مورد خودم تصویر سازی هم کردم وهمیشه خودم رو چاق میبینم در صورتی که من خیلی چاق نیستم وشاید حدود ۵ کیلو اصافه وزن دارم خلاصه استاد از این برچسب ها توی زندگی خیلی داریم ودر مورد این مسئله خیلی قبول دارم که اگه شاهد جمع کنی هی بیشتر خدا بهت از همون موصوع میده خیلی برام اتفاق افتاده از بس توی مسیله چاقی هی اتفاق افتاده دیگه برامون عادی شده وانگار طبیعی شده ولی درمورد بقیه مسایل زندگی ایم مسیله ملموستره استاد من که فکر میکنم میگم ادم نه تنها نباید در مورد خودش برچسب بزنه در مورد دیگران هم نباید بهشون برچسب بزنه اخه برای من برچسبی که برای دیگران میزنم بیشتر جواب میده مثلا اگه میگم فلانی چقدر نسبت به بچه اش بی مهره برام این اتفاق میفته یعنی خودم دقیقا دچارش میشم ویا اگه میگم مثلا فلانی بی عرضه است شوهرش باز خودم دچارش میشم نمیدونم این قسمت مسیله هم درست یا نه استاد اگه بی ربط بود به موضوع لطف کنید بگید من این جوری واکنش جهان رو در این مورد تحلیل کردم که اگه به کسی بگم بی عرضه اولا ذهنم که نمیتونه تشخیص بده که من خودم رو گفتم یا اون ادم رو اون برچسب رو برای خودم بر میداره ویک جورایی اگه این رو برای چند نفرهم صحبت کنم شاهد های من میشند باز چون ذهنم نمیتونه تمایز قایل بشه که من فلانی رو میگم پس انگار میشه شاهد من وهم اونو قضاوت میکنم وباز دنیا طوری طراحی شده که هرچه رو قضاوت کنی اون مسیله توی زندگیت اتفاق میفته وبعد مسیله غیبتشه که اونم بدتر ووقتی غیبت میکنی اول به خودت صدمه میزنی چون بازم برمیگرده به اون ارتعاشاتی که داری میدی به جهان هستی واونم که قدرت تشخیص نداره پس اگه خوب فکر کنیم فکر میکنم درتمام مراحلی که عیبت میکنیم داریم شاهد جمع میکنیم پس بازهم برعلیه خودمون هستش ویا وقتی کسی رو توی خیابون میبینیم ومیگیم چقدر چاقه اولا به چاقی اون توجه کردیم وباز ذهنمون فک میکنه تو دوست داری وجدب میکنی ویا چون اونو ممکن بلند بگی شاهد برعلیه خودت جمع کردی پس میشه به مسیله از این ور هم نگاه کرد در مورد برچسب به خودمون هم که شما کامل توضیح دادین که همیسه باید به خودمون برچسبهای خوب بزنیم وهیچ وقت در مورد ضعفهامون شاهد بر علیه خود جمع نکنیم استاد من میگم بلاخره هر ادمی نقطه ضعفهایی داره وکامل نیست ولی چه خوب که اونها رو برای خودش نگه داره وبرای کسی توصیح نده وسعی کنه اون ضعفها رو بر طرف کنه وخودش به تنهایی اون رو حل کنه البته خودش هم نباید توی ذهنش اون مسئله رو بزرگ کنه وهی افکار منفی بیاره وهی باورسازی اشتباه ایجاد کنه وهی احساسشو بد کنه فقط باید با ارامش اونو از راهش حل کنه ولازم نیست برای دیگران بیان کنه خلاصه فکر میکنم در دنیا هرچه اتفاق میفته ازماست که برماست وخدایا کمک کن که این فایل رو بتونم به خوبی در زندگی ام پیاده کنم که فکر میکنم اگه بتونم خوی پیاده سازی کنم از شر بد گفتن در مورد خودم ودیگران خلاص میشم وارامش خوبی نصبیبم میشه الهی امین ودگر باره خدایا شکرت
سلام و درود
لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید
دیدگاه خود را به اشتباه در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید.