0

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟ راز پنهان ذهن در چاقی (گام ۱۴)

چرا نمی خورم لاغر نمیشم
اندازه متن

مدتی غذا نخوردید 🍽️، رژیم گرفتید 🥦، شام را حذف کردید 🚫🍲، ولی روی ترازو عددی که می‌خواستید را ندیدید! 😳

📍 این جلسه ادامه گام ۱۳ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

این شرایط باعث ایجاد سوالی در ذهن ما می‌شود که: «چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟!»

ما همیشه فکر می‌کنیم نخوردن یعنی لاغری ⛔⚖️، اما واقعیت این است که ذهن ما داستان دیگری دارد 🧠✨.

در این مقاله می‌خواهیم با هم بررسی کنیم 📖🔍 که چرا با وجود نخوردن، لاغر نمی‌شویم و چطور قدرت ذهن می‌تواند ما را حتی در نبود غذا، چاق‌تر کند! 🌀

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟ 🤔 واقعاً دلیلش چیه؟

تا حالا چند بار با خودت گفتی: «دیگه برنج نمی‌خورم!» «شیرینی رو حذف می‌کنم!» یا «از فردا روزی یه ساعت می‌رم ورزش!»

ولی با این‌که همه این کارها رو کردی… هنوزم لاغر نشدی! یا شاید یه مدت کم کردی ولی خیلی زود برگشتی به وزن قبل (یا حتی بیشتر 😞).

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم

واقعاً چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟! این سوال خیلی‌هاست.

خب، بذار یه نکته مهم بهت بگم👇

میلیاردها آدم روی زمین هستن که نه رژیم می‌گیرن، نه ورزشکار حرفه‌ای‌ان، اما همیشه متناسب می‌مونن! 😮

پس قطعاً یه جای کار اشتباهه… شاید اصلاً عامل لاغر شدن، اون چیزایی نباشه که فکر می‌کردیم!

شاید وقتشه یه بار برای همیشه ریشه‌ی اصلی ماجرا رو پیدا کنی — یعنی ذهنت 🧠💡

واقعاً چی عامل لاغر شدنه؟ چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟ 🤷‍♀️🍽️

سال‌ها با اضافه وزن دست و پنجه نرم می‌کردم… 😓

۳۵ سال از عمرم گذشت و همیشه یه سایه سنگین به اسم چاقی همراه من بود.

چیزی نبود که فقط روی بدنم اثر بذاره، رو اعتماد به نفس، لباس پوشیدن، مهمونی رفتن، حتی حالِ دلمم تأثیر داشت. 😞

همه جا می‌شنیدم:

🔸 “خوردن باعث چاقیه!”

🔸 “هرچی می‌خورم چاق می‌شم!”

اما عجیب‌ترش این بود که خیلی‌ها، درست مثل من، می‌گفتن:

“چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم!” 🤯

هر بار که تصمیم می‌گرفتم لاغر شم، اولین چیزی که به ذهنم می‌رسید رژیم گرفتن بود.

❌ سرخ‌کردنی نه 🍞 نون خیلی کم 🍚 برنج ۸ تا ۱۰ قاشق 🥗 سالاد و سبزیجات جایگزین همه چی!

و البته که نصیحت‌ها هم همیشه آماده بودن:

“کمتر بخور!” و “هر روز یه ساعت ورزش کن!” 🏃‍♀️ اما یه چیزی رو هیچ‌وقت نفهمیده بودم…

اگه این نسخه‌ی کلاسیک «کمتر خوردن + بیشتر ورزش کردن» جواب می‌داد، چرا این همه ساله که افراد چاق هنوز چاقن؟!

واقعیت تلخ اینه که بیشتر برنامه‌های لاغری رو افرادی نوشتن که خودشون هیچ‌وقت چاق نبودن! 🙃

و خب طبیعیه که درک درستی از ذهنیت و شرایط افراد چاق ندارن.

🧠 ذهن ما خیلی قدرتمنده، و چیزی که تو ذهنمون باورش داریم، توی بدنمون اتفاق می‌افته.

وقتی با خودمون تکرار می‌کنیم: “اگه بخورم، چاق می‌شم!”

حتی فکر کردن به غذا خوردن هم می‌تونه ما رو در مسیر چاق‌تر شدن قرار بده!

چون ذهن ما فرق بین واقعیت و خیال رو نمی‌فهمه! 🤯

با این آگاهی بهتر می‌شه درباره این ابهام ذهن که چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟! 🧐 توضیح داد.

جوابش ساده‌ست: چون ما سال‌ها با ذهنمون برنامه‌ریزی شدیم که خوردن باعث چاقیه، حتی اگه فقط در حد فکر باشه!

من خودم بارها تجربه کردم که بدون تغییر در غذا خوردنم، چاق‌تر شدم!

همون حجم غذا، همون سبک زندگی… ولی بدنم سنگین‌تر می‌شد. تا جایی که باورم شده بود:

“آب هم بخورم چاق می‌شم!” 💧➡️⚖️

اما وقتی با ذهنم آشنا شدم و فهمیدم همه چیز از اینجا شروع می‌شه، مسیرم عوض شد… ✨

اگه تو هم هنوز نمی‌دونی چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم، شاید وقتشه یه نگاه عمیق‌تر به ذهن و باور‌هات بندازی. 🧠💫

چی باعث می‌شد من هی چاق‌تر بشم؟ 😟

با خودم بارها فکر کرده بودم: من که نه بیشتر می‌خورم، نه سفره‌مون رنگین‌تر شده… پس چرا هر سال دارم چاق‌تر می‌شم؟! 🤔

جوابش چیزی نبود که تو بشقابم باشه… بلکه چیزی بود که تو ذهنم تکرار می‌شد! 🧠💭

  • ☁️ ترس از چاق‌تر شدن
  • ☁️ تنفر از اندامم
  • ☁️ نگرانی از عدد ترازو
  • ☁️ فکرای تکراری مثل: “نکنه دوباره چاق شم!” “لباسم تنگ شده، یعنی بازم چاق شدم؟”

اینا چیزایی بودن که مثل یه فایل صوتی، مدام تو ذهنم پخش می‌شدن. و همینا بودن که بدون اینکه غذام بیشتر شه، منو چاق‌تر و سنگین‌تر می‌کردن! ⚖️

ذهنمون یه قدرت فوق‌العاده داره… و وقتی بارها و بارها یه فکر خاص رو تکرار کنیم، فرقی نداره واقعیه یا نه؛ ذهن اون رو تبدیل به واقعیت می‌کنه. ✨

برای همین هم هست که خیلی از ماها با اینکه رژیمیم، بازم برامون سواله که:

“چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟!”

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم

چرا غذا می‌خورم چاق می‌شم؟ 😩

یکی از فکرایی که سال‌ها باهام بود، این بود که: “غذا باعث چاقی منه!” واقعاً باور داشتم که هر چی می‌خورم، مستقیم میره می‌چسبه به پهلو و شکمم! 😅

در حالی که یه عالمه آدم متناسب رو می‌دیدم که همون چیزایی رو می‌خورن که من می‌خورم… ولی اونا همچنان لاغر و خوش‌اندامن! 🤷‍♀️

همیشه تو ذهنم می‌چرخید:

🔸 چرا غذایی که بقیه رو چاق نمی‌کنه، منو راحت چاق می‌کنه؟

🔸 چرا من هرچی می‌خورم چاق می‌شم ولی اونا هرچی می‌خورن، همون‌طور لاغر می‌مونن؟!

🔸 و بدتر از اون: چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟! 😩

شنیده بودم که بعضی از آدمای متناسب فقط با دو سه روز بی‌نظمی تو غذا خوردنشون، راحت وزن کم می‌کنن.

در حالی که من با چند هفته سخت‌گیری و رژیم فقط یه ذره تکون می‌خوردم… اونم اگر خوش‌شانس بودم! 🙃

🤔 این همه تفاوت برای چی؟ چرا یه غذا برای من چاق‌کننده‌ست، ولی برای اونا نه؟

واقعاً چرا من غذا می‌خورم چاق می‌شم، ولی اونا نه؟

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟! 😩 ولی اونا نمی‌خورن لاغرتر میشن؟!!

جواب این سوالا تو ذهنم پنهون بود… ذهنی که باور کرده بود: “غذا = چاقی”

💡 اگه احساس می‌کنی با وجود کم‌خوری هم لاغر نمی‌شی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همین فرمول ذهنی رو هدف می‌گیره.

✍️ حالا بریم سراغ این معجزه؛ در ادامه هم توی گام ۱۵ سراغ «اگر از خودت انتظار لاغر شدن داری» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 121 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.23 از 109 رای

https://tanasobefekri.net/?p=23967

121 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

121 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار نرگس کشاورز
      ۱۴۰۴/۰۱/۰۸ ۱۶:۱۳
      مدت عضویت: 757 روز
      امتیاز کاربر: 26120 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,274 کلمه

      واقعا این کاملا درسته کل مدت رژیم برای هر خوردن حواسمون بود نکنه یک لقمه بیشتر بخوریم کالری دریافتی بالاتر بره و لاغر نشیم تفکر غالب پشت این بود که من که لاغر بشو نیستم پس لااقل با نخوردن لاغر کنم.  من که استعدادم چاقیه من که تا یه چیزیو بخورم چاق میشم.  من که با یه هفته خوردن یکی دو کیلویی که با هزار زحمت با رژیم و پیاده روی کم کردم رو براحتی میتونم دوباره اضافه کنم پس نخورم بهتره حتی تا همین الان هم من این طرز تفکر  رو داشتم خب درسته لاغری با ذهن کار میکنم اما باید مراعات کنم و..  تا یه خورده وزنم بیاد پایین. این یه فکر هست که با زرنگی تمام قایم شده بود و من نمی دیدمش… اصلا انگار موضوع اون ارتباط هست که ذهن با خوردن و چاقی بهش رسیده و این یک طرز تفکر بسیار قوی در من هست یعنی بیشتر از این که من فک کنم چاقیم ارثی هست من چاقی رو عامل پرخوری های خودم میدونستم و فک میکردیم چون این عادت در کل خانواده هست پس ما خانوادگی پرخور و تند خور و در نتیجه چاقیم…  اما پشت پرده میگه عامل پرخوری های زیاد من این هست که من اول از همه طی سالها باور داشتم انسان چاقی هستم و لاغر بشو نیستم هی با رژیم لاغر کردم متوجه شدم که مشکل از میزان خوردن هست و چون هزار بار رژیم گرفتم و مقداری کاهش وزن داشتم این باور در من بسیار قوی شده اما هرگز نمونه هایی رو دور برم ندیدم که اندازه من می خوردند اما لاغرند متناسبند خب اگر قرار هست خوردن مساوی با چاقی باشه پس همه افرادپرخور باید چاق بشن و اگر قرار نیست چاق کنه پس من چرا چاقم و فرد دیگه ای با میزان خوراک من لاغر هست…  اگر قانونه و مطلق و غیر قابل تغییره پس باید برا همه صدق کنه درصورتی که صدق نمیکنه در همه افراد…. من فکر میکنم این تفکر قدیمی تر از رژیم گرفتن هست انگار بزرگتر های ما نگران این بودن که چاق نشن با پرخوری خواهر من بسیار لاغر بود خودش میگه بعد از اینکه در دانشگاه دو واحد تغذیه پاس کرد نگرانی هاش شروع شدن خواهر من کسی هست که همیشه برای بیش از حد لاغر بودنش در مدرسه و بین همسن و سالاش مورد تمسخر قرار میگرفت بعد از پاس کردن واحد تغذیه توی دانشگاه اون نگران چاق تر شدن شد و این نگرانی رو با خواهر های کوچکتر از خودش در میون گذاشت و هی اونها رو سرزنش کرد برای خوردن و در نتیجه اونها هم که تا اون زمان متناسب بودن چاق شدن بعد از سن دبیرستان و واقعا چقدر خانواده تاثیر میزارن روی تفکر غالب و ترس های آدم… 

      تلاش من برای لاغر شدن بود برای ذوق لاغر شدن برای تجربه ی دوباره ی این حس زیبا اما در آن واحد ذهنی پر از ترس داشتم که خدایا با اینکه میدونم نمیشه با این که من همیشه چاقم پ امکان نداره لاغر بشم و بمونم تا ابد ولی تلاش میکنم چون دارم تحقیر میشم بخاطر وزنم و جسه ام بیشتر از همه توسط خودم تحقیر میشم تا دیگران یه سری چیزا تو ذهن من هست برای اینکه قابل قبول باشم من با تمام اون ها به دلیل چاقی کلی فاصلا دارم 

      می دونم که نسبت به خودم سختگیر بودم اما الان اینو میدونم قبلا اینطور فک می کردم رسانه عجب دخترای خوشگل بامزه ای نشون می ده چقد خوش هیکل هستن و اینستاگرام رو تا باز میکنی همه متناسبند 90 درصد متناسبند با این سطح فشار هر روز زندگی می کردیم استاندارد هامون این افراد بودن و هر روز و هر لحظه من حسرت خوردم…الان این میزان حسرته یه خورده کمتر شده چون امیدوار هستم که بهش میرسم…. 

      من متناسب در وضعیت های زیر چکار میکنه؟ 

      من اگر متناسب بشم نگرشم درباره ی غذا ها اینطور خواهد بود:  ازشون نمیترسم از هیچکدوم هر وقت دلم بکشه شیرینی میخورم هر وقت دلم بخواد با لذت پیتزا میخورم سمبوسه یا هر چیزی که بخوام رو میخورم…  من بیشتر دقت میکنم به لذت بردن از غذا هر چیزیو نمیخورم انتخاب میکنم کدوم بهتره کدوم طبق میلم هست همونو میخورم به خیلی چیزا نه میگم و نمیخورمشون برای شیرینی عذاب وجدان نیستم برای غذا خوردن احساس خوبی دارم نه احساس بدی غذا ها رو تفکیک نمیکنم طبق میلم میخورم حتی اگر گرسنه باشم صرفا برای پر کردن شکمم نمیخورم چیزیو که واقعا میخوام میخورم ذهنم مشغول خوردن نیست هر وقت موقعیتش پیش بیاد تصمیم میگیرم نگران این نیستم که برم بیرون گشنه نشم از گرسنگی نمیترسم میدونم یه حسه و برطرف میشه و موقع گرسنگی استرس نمیگیرم میل ندارم رو زیاد میگم فقط به اندازه میخورم غذام صد در صد کمتر شده ارومترمیخورم هیجان ندارم موقع خوردن نخوام نمیخورم بخوام میخورم 

      نگرش من درباره ورزش کردن در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود.

      ورزش نمیکنم دوسش ندارم ولی میدونم اگر ورزش کنم از همون ثانیه اول داره کالری اب میشه برام از همون ثانیه اول من دارم انرژی صرف میکنم حتی اگر پنج دقیقه باشه روی من تاثیر داره و در ضمن بدون ورزش هم من متناسب هستم اصلا به ورزش احتیاجی ندارم مگر اینکه دیگه واقعا بهش علاقه داشته باشم فقط در اون صورت انجامش میدم و هرگز برای لاغری انجامش نمیدم. 

      نگرش من درباره قدرت چاقی غذاها در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود.

      بدن من اینقدر شگفت انگیز و خفن هست که بدونه چقدر از غذا ها رو جذب کنه و چقدرش رو دفع کنه چقدر لازم داره

       تازه مکانیسم هایی وجود داره که نه ما نه دانشمندا هیچ خبری ازش نداریم و توی محیط ازمایشگاه اصلا قابل اندازه گیری نیستن مثل هوش و شعور و ذهن هر سلول دربدن اما وجود دارن ما میدونیم که بدن ما سلول های ما یه سری کارها رو خودشون انجام میدن به صورت اتوماتیک که ما متناسب باشیم فقط کافیه بیخیال نگرانی ها و ترس هامون بشیم دست برداریم از باور های اشتباهمون و با باور های غلطمون توی کار بدنمون که متناسبه اختلال ایجاد نکنیم تنها کاری که باید بکنیم اینه که فکرا و باور های غلط رو بزاریم کنار….. هیچ کس هیچی نمیدونه با تمام دستاورد ها ما بازم درمورد بدنمون خیلی کم میدونم با این اطلاعات ناقصمون چرا باید اینقدر پافشاری کنیم روی باور هامون  

      متاسفانه ما با سیلی از اطلاعات غلط احاطه شدیم رسانه دکتر خانواده و همه ی دنیا داره میخنده به این حرفا افراد اگاه کمی وجود دارن که لاغری با ذهن رو درک میکنند خب با این همه اطلاعات غلط ما نیاز داریم روزانه با اطلاعات درست  سر و کار داشته باشیم که ما رو توی مسیرمون نگه داره و این به نظرم تمومی نداره دنبال پایانش نباشیم اما اما از یه جایی به بعد دیگه اطلاعات لاغری قوی تر و سریعتر خواهند بود و کار خیلی راحتتر از اینی که هست میشه

      امروز من صبح بیدار شدم زولبیا رو دیدم اصلا و ابدا ترغیب نشدم به خوردنش من قبلا خیلی میخوردم همین هفته پیش ولعی داشتم بهش که نگو چایی رو تلخ خوردم چون دلم شیرینی نخواست بعدش گفتم میرم سرکار و حتما گرسنه خواهم شد به خودم گفتم نباید نگران این موضوع باشم یک ساعت بعدش درحالی که داشتم فایل امروز رو گوش میکردم نون و پنیر اوردم بخورم و یه کم خوردم و نمیدونم چی شد خود به خود سفره رو جمع کردم حس کردم دیگه کافیه بدون هیچ مقاومتی خدایی تغییر یعنی این چقدر سالم با لذت حالم خوبه ولعی نیست و خوشم میاد از این شرایط نسبت به روز اول واقعا پیشرفت عالی داشتم روز اول همینجوری شروع کردم بدون انگیزه با کلی ولع و حس بد از خوردن شیرینی جات و دم به دقیقه دستم یه چیزی بود و مشغول خوردن بودم اینا یعنی تغییر سالم و ریشه ای…. 

      با تشکررررررر فررررراوان از همه 💜💛💙💚

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس کشاورز
      ۱۴۰۳/۰۸/۰۷ ۱۷:۱۱
      مدت عضویت: 757 روز
      امتیاز کاربر: 26120 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 690 کلمه

      این فایل پر از نکات عالی بود دقیقا جاهایی که من گیر داشتم رو بیشتر از قبل برام روشن و دقیق کرد برام 

      وقتی همه چیز مسیر مشخص هست اشتباهات ما یکی یکی و هر روز کمتر میشن. 

      پاسخ به سوالات و تمرینات باعث شد من از نگاه خود متناسبم زندگی رو ببینم و این یک راهنماست برای من تمام مسیر طرز فکر نسخه ی متناسب خودمو چراغ راهم میکنم . 

      خود متناسب من هیچ ترسی از هیچ غذایی نداره هر چی بخواد رو با لذت و بدون ترس میخوره به اندازه مصرف میکنه بدون این که خودش بدونه فکرش درگیر خوردن و نخوردن نیست چون این اموزش ها از بس تکرار شدن در عمل براش مثل اب خوردن داره انجامشون میده بدون فکر قبلی و به صورت کاملا ناخود آگاه . 

      خود متناسب من اگر قرار باشه ورزش کنه فقط برای تنوع و تفریح و خوشگذرونی هست با همسن و سالاش بره باشگاه یا استخر و خوش بگذرونند فقط همین .

      خود متناسب من اصلا کالری و این چیزارو چک نمیکنه و از شیرینی ها نمیترسه چون اونها هم مثل بقیه غذا ها و تنقلات به اندازه مصرف بشن خیلی هم لذت بخش هستن .

      خود متناسب من هیچ ترسی درباره ی  چاق شدن نداره رفتاراش و عملکردش و افکارش همه متناسب هست و مطمئن هست که همیشه متناسب میمونه چون دیگه با ترساش روبرو شده و آگاه هست و به اون تاریکی که قبلا درش بود و وقتی یه بار با ترست روبرو بشی دیگه نمیتونه تو رو توی دام بندازه اون قوی هست و با افکارش یکی نمیشه .

      همیشه در هر تلاش من برای لاغری در گذشته که بسیار هم زیاد بودند هدف من فقط و فقط پایان دادن به احساس خجالت و شرمی بود که از بدنم داشتم در هر تلاش من فقط دوست داشتم شبیه دیگران باشم و اینقدر درشت نباشم . فقط برای همین و چون خیلی به نظر دیگران درباره ی خودم اهمیت میدادم مدام در حال مقایسه جا و بی جای خودم با دیگران و اطرافیانم بودم و فقط آزار میدیدم از این مقایسه هیچ لذتی در کار نبود . 

      و این احساس شرم حتی در متناسب ترین حالات من همیشه همراهم بود چون ذهن من تغییر نکرده بود . گرچه هنوز این احساس زیرکانه همراه من هست و بسیاری از جاها حسش میکنم اما امروز وقتی به علت تلاش های قبلی خودم فکر کردم تنها چیزی که به ذهنم رسید همین بود ‌. درستش میکنم و به طور ویژه ای روش کار میکنم . 

      این جسم من هست من این کار رو باهاش کردم خودم به این شکل درش آوردم دمش گرم خیلی هم خوب سالم موند و تحمل کرد و از الان به بعد نیازی به خجالت نیست خودم درستش میکنم ولی تا زمانی که این اضافه وزن و اثرات اون هست من با جسمم مهربان خواهم بود و سعی میکنم خجالت نکشم ازش .

       چون من به هیچ احدی هیچ چیزی بدهکار نیستم من نه به کسی تناسب اندام بدهکارم نه زیبایی نه هیچی چه اهمیتی داره که دیگران چه نظر و فکری راجع به بدن من دارند . ذره ای برام مهم نیست . اصلا من زشت و درشت باشم خب و دیگران منو تایید نکنند و دوست نداشته باشن خب چه تاثیری در زندگی من داره من که دارم راه خودمو میرم . 

      من هرگز نمیتونم فکر دیگران رو عوض بکنم این یک تلاش بیهوده هست برای چیزی که من هیچ کنترلی روش ندارم . 

      از نکات مهم دیگه در فایل این بود که خوردن و نخوردن مهم نیست مهم اون فکری هست که پشت اینهاست و ما رو واردار به عمل میکنه اون مهمه اون باید تغییر کنه تغییر از گفت و گوهای ذهنی ما اتفاق می افته و این گفت و گوی ذهنی فقط به این شیوه تغییر میکنه که شما اطلاعات قبلی اش رو به چالش بکشی و ردشون کنی و بهش بفهمونی که داره اشتباه میکنه بعد بیای بگی این درسته موضوع اینه وقتی بهش یاد دادی اونم طرز صحبت کردنش در هر چیزی باهات عوض میشه این صدا که همیشه در پس زمینه ذهن ما هست این خیلی مهمه این باید آموزش ببینه و عوض بشه پس حواسمون بهش باشه . 

      با تشکر فراوان از استاد عزیز سپاس از این همه آگاهی و لطف

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم