تلاش فیزیکی مانند ورزش و کنترل تغذیه، از روشهای رایج در جهان برای کاهش وزن است 🏃♀️🥗
اما نکته مهم اینجاست که فعالیت بدنی بهتنهایی برای دستیابی به لاغری پایدار کافی نیست.
برای رسیدن به نتایج مؤثر، لازم است هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری شکل بگیرد 🧠💪
ترکیب تلاش ذهنی و فیزیکی، راهی ماندگار برای کاهش وزن و ساختن سبک زندگی سالمتر خواهد بود 🌿✨
💪 تلاش فیزیکی برای لاغری
برای رسیدن به هر آرزویی—از جمله لاغر شدن—نیاز داریم ذهن و جسممون با هم هماهنگ باشن.
✅ هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری، کلید رسیدن به اندام دلخواهته.
خیلی از ما بارها رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، دمنوش خوردیم، اما به نتیجهای نرسیدیم… چرا؟
چون فقط جسممون رو درگیر کردیم، نه ذهنمون رو!
✅ وقتی ذهن و جسم با هم همصدا بشن، مسیر لاغری سادهتر و لذتبخشتر میشه. 🧠💓💪
از اون طرف، اگر فقط با ذهن کار کنیم و جسم رو رها کنیم، باز هم نتیجه نمیگیریم.
📌 هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری یعنی هر دو با هم در یک مسیر باشن، نه یکی جلوتر و یکی عقبتر.

🏃♀️ تلاش فیزیکی یعنی چی؟
تلاش فیزیکی همون چیزیه که بیشتر آدما اولین بار بهش فکر میکنن: رژیم، ورزش، دمنوش و قرصهای لاغری…
🥗 رژیمهای غذایی سعی میکنن با کم و زیاد کردن حجم یا نوع غذا، بدن رو مجبور به کاهش وزن کنن.
🏋️♀️ برنامههای ورزشی بدن رو به تحرک وادار میکنن تا چربیسوزی اتفاق بیفته.
🍵 انواع داروها و دمنوشها هم طراحی شدن تا متابولیسم بدن رو تغییر بدن و با کمک بدن، فرآیند لاغری جلو بره.
اما نکتهی مهم اینه که اگه این کارها بدون همراهی ذهن انجام بشن، معمولاً موقتی یا بینتیجهان 😞
✅ هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری یعنی هر تصمیمی که برای جسمت میگیری، باید با پشتوانهی ذهنی و احساسی باشه. 🎯
💞 در نهایت…
مثل هر رابطهای، ارتباط با بدن و ذهنمون هم نیاز به تمرین و توجه داره.
وقتی با خودت دوست باشی، وقتی به درونت گوش بدی، دیگه فقط به ظاهر توجه نمیکنی، بلکه از درون تغییر میکنی.
✅ هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری یعنی لاغر شدن از درون تا بیرون.
🪞 این هماهنگی، ترکیبی از خودشناسی، پذیرش و مراقبته. لاغری فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ یه سبک زندگی و یه حس آرامش درونی هم هست.
✅ من با هماهنگی ذهن و جسم، به بهترین نسخه از خودم تبدیل میشوم. ✨

🧠 تلاش ذهنی برای لاغری = هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری
هماهنگی ذهن و جسم برای لاغریی به مجموعهای از تمرینات ذهنی، باورسازی و روشهای روانشناختی اشاره دارد که به افراد کمک میکند تا بدون نیاز به رژیمهای سخت و یا ورزشهای سنگین، به وزن ایدهآل خود برسند. ✨
⚖️ این رویکرد بر این باور استوار است که اضافهوزن بیشتر از دلایل فیزیکی، ریشه در باورها و احساسات منفی دارد. 💭💔 با تغییر نگرش و باورها، میتوان رفتارهای غذایی و سبک زندگی را تغییر داد. 🌱🍎
تلاش ذهنی یعنی کاری کنی که ذهنت باهات همراه شه! ✨
هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری؛ یعنی ذهن و احساساتت رو طوری تربیت کنی که همراه و همجهت با خواستهات برای لاغری بشن.
🔍 اولین گام شناسایی باورهای منفی و محدودکنندهای است که ممکن است باعث پرخوری، عدم فعالیت بدنی، یا گرایش به غذاهای ناسالم شود. 🚫🍩🏃♂️
تلاش ذهنی یعنی آموزش ذهن، ساختن باورهای تازه و استفاده از تکنیکهایی که تو رو از درون تغییر میدن.
این مسیر کمک میکنه بدون رژیم سخت یا ورزش سنگین، قدمبهقدم به وزن ایدهآلت نزدیکتر بشی. 🎯✨
✅ وقتی ذهن و جسمم با هم هماهنگ باشن، مسیر لاغری برام هموار میشه.
💭 باورها، کلید پنهان وزن ما هستند
این روش بر پایهی یه اصل مهمه:
بیشتر چاقیها فقط جسمی نیستن، ریشه در باورها، احساسات و ذهن ما دارن.
🍩 مثلاً ممکنه چون فکر میکنی هیچوقت لاغر نمیشی، ناخودآگاه با پرخوری خودتو sabo کنـی.
✅ با هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری، باورهای منفی رو شناسایی میکنم و با باورهای سازنده جایگزینشون میکنم.

🔍 اولین گام: پیدا کردن صداهای محدودکننده ذهن
همهمون صداهایی در ذهنمون داریم که میگن:
🔸 «تو همیشه چاق میمونی»
🔸 «تو اراده نداری»
🔸 «لاغر شدن فقط با سختی ممکنه»
این صداها باعث رفتارهای تکراری میشن که مانع لاغری میشن. اما وقتی بشناسیشون، قدرتت برای تغییر شروع میشه 💪
✅ من صداهای محدودکننده رو خاموش میکنم و خودم رو دوباره مینویسم. 📝
🎥 تصویرسازی ذهنی، پلی بین رؤیا و واقعیت
وقتی هر روز خودتو توی وزن ایدهآلت تصور میکنی، انگار داری با ناخودآگاهت قرارداد میبندی.
🌈 خودتو توی لباس مورد علاقهت ببین، سبک، باانرژی، آزاد…
✅ من با تصویرسازی ذهنی، ذهنم رو در مسیر هماهنگی با جسمم قرار میدم.
با تکرار این تصویرسازی، رفتارهای سالم مثل انتخاب غذای بهتر یا تحرک بیشتر، کاملاً طبیعیتر و راحتتر میشن.
🍫 آگاهی از لحظههای هوس
یاد میگیری قبل از خوردن از خودت بپرسی:
❓ «الان گرسنهام یا ناراحتم؟»
❓ «این غذا برام مفیده یا فقط یه تسکینه؟»
🧘♀️ این آگاهی کمک میکنه بهجای خوردنِ هیجانی، بهسمت انتخابهای هوشمندانه بری.
✅ من در لحظات هوس، حضور دارم و انتخاب میکنم، نه تسلیم میشم.
😮💨 استرس، دشمن پنهانی ذهن و جسم
استرس زیاد باعث پرخوری، خواب ناآرام و انتخابهای ناسالم میشه.
ولی با مدیتیشن، تنفس عمیق یا حتی چند دقیقه سکوت، میتونی ذهنت رو آروم کنی و بدنت رو از این فشار رها کنی.
«رویکردهای ذهنآگاهی به کاهش وزن کمک میکنن و افراد رو نسبت به پرخوری هیجانی آگاهتر میکنن»
✅ وقتی ذهنم آرومه، جسمم بهتر واکنش نشون میده.
🌿 هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری یعنی ساختن فضای آرامش درون، تا بیرونمون متعادل بشه.
🍽 غذا بهعنوان عشق، نه فرار
خیلی وقتها غذا راهیه برای فرار از احساسات: تنهایی، خستگی، اضطراب…
اما وقتی نگرشت رو به غذا عوض کنی، دیگه ازش بهعنوان پناهگاه استفاده نمیکنی، بلکه برای تغذیهی بدنت ازش لذت میبری.
✅ من با عشق به خودم غذا میخورم، نه از روی ترس یا فرار.
🗣 قدرت خودگویی مثبت
هر بار که به خودت میگی:
🔸 «من میتونم»
🔸 «من ارزش لاغر شدن رو دارم»
🔸 «من در مسیر سلامتی هستم»
داری ناخودآگاهت رو برنامهریزی میکنی! 🧠💾
✅ من با کلماتم ذهنم رو تغذیه میکنم و جسمم رو هدایت میکنم.
🌟 نتیجه: لاغری پایدار از دل شروع میشه
تلاش ذهنی، مکمل تلاش فیزیکی نیست؛ بلکه پایه و اساسشه.
وقتی ذهن و جسمت هماهنگ بشن، لاغری نهتنها راحتتر، بلکه پایدارتر میشه.
✅ من ذهن و جسمم رو یکی میکنم تا به اندام متناسبم برسم.
✅ هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری، راز آرامش، انگیزه و نتیجهی واقعیه.
هماهنگی ذهن و جسم
فایل صوتی را با دقت گوش کنید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.68 از 85 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام
روز ۵۲
۱ـمتناسب بودن چه حسی داره؟
۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟
۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟
۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟
من امروز متوجه شدم که وقتی یه چیزی خوردم عصر ،دیگه اون نیاز جسمی رو ندارم که شام مفصل بخورم و بسیار خوشحالم از این بابت .چون عصر چای با شیرینی خوردم ، شام فقط ذرت خوردم و از اینکه مثل گذشته نجواهای ذهنی نداشتم برای خوردن هر چیزی که داخل یخچال داریم ، بی نهایت لذت بردم ،همسرم گفت من احساس سیری دارم شام یکم کلوچه با ماست می خورم و همین کار رو کرد منم گفتم من فقط ذرت می خورم و همین کار رو کردم .شاید درک لذت همین تغییر عادت برای خیلی از افراد سخت باشه اما برای ما که در این مسیر هستیم و آروم آروم داریم تغییراتی رو در شخصیتمون میبینیم بسیار جالب هست ،من عجله ندارم و تو این مدت هم خیلی صبور بودم ،الان یواش یواش دارم تغییرات جالبی در رفتارهام میبینم و خداوند رو بی نهایت سپاسگذارم برای این نعمت تغییر کردن ، همچنین از استاد عطارروشن گرامی هم ممنونم برای این همه آگاهی ناب که در اختیارمون قرار داده ،من کاملا امیدوارم که شگفتی ساز خواهم بود :))
متناسب بودن بهترین حس زندگیم بودن .متناسب بودن بهم حس آزادی و رهایی از افکار مربوط به خوردن و چاقی رو میده .متناسب بودن بهم حس قدرتمندی و تسلط بر ذهن و زندگیم رو بهم میده .متناسب بودن بهم حس جذابیت ،جوانی ،زیبایی،شادابی ،اعتماد بنفس ،عزت نفس ، اراده ، ارزش و لیاقت رو میده .
از اینکه اندامم کاملا متناسب شده ،بی نهایت لذت میبرم .از اینکه هر روز با دیدن خودم ذوق می کنم ،لبخند میزنم ،خدا رو شکر می کنم ،بی نهایت لذت می برم .از اینکه هر لحظه سبک هستم ،چه قبل غذا خوردن ،چه بعد غذا خوردن ،چه بعد از بیدار شدن و خوابیدن ،بی نهایت لذت میبرم .از اینکه راحت تمام کارهام رو انجام میدهم در زمان کمتری بی نهایت لذت میبرم .از اینکه لاغری تمام جسمم رو میبینم ،میبینم که بدنم بدون چربی اضافه شده ،بی نهایت لذت میبرم .از اینکه هر لباسی در هر رنگی که بپوشم بسیار بهم میاد و سایز من همیشه موجود هست ،بی نهایت لذت میبرم .
همسرم رفتارهاش تغییراتی کرده ،انگار بیشتر از قبل براش جذاب شدم و این من رو خیلی خوشحال کرده ،گفت لاغری بسیار. بهت میاد ، واقعا جذاب تر شدی ، آفرین نشمیل خوب کاری کرد ،با این لاغر شدنت ، سلامتی ، زیبایی ، سبکی ،سرعت عمل و کلی چیزهای دیگر رو بدست آوردی ،مبارکت باشه .
مادرم با دیدن من بسیار خوشحال شد ،گفت خیلی زیباتر شدی عزیزم ، خدایا شکرت که نشمیل به آرزوش رسید .دوستم زینب تعجب کرد و گفت واااای چقدر. لاغر شدی واقعا عالی تغییر کردی ،خیلی خوبه این همه سایز و وزن کم کردی ، بسیار جوانتر به نظر میرسی .من همیشه به قدرت ذهن ایمان داشتم .برادرانم ،خواهرم و خواهر زاده هام براشون جالب بود گفتند آفرین خیلی عوض شدی ، جالبه یعنی با قدرت ذهن تونستی تا این حد خوش اندام بشی ،آفرین بهت ، ما رو هم راهنمایی کن ، خواهرم گفت راستی لباسها بسیار به تنت زیبا شدند ، خودتم زیباتر شدی .
من کنترل ذهن پیدا کردم .من از وقتی افکار منفی رو رها می کنم بسیار آرامشم بیشتر شده و زندگیم رنگ و بوی جالب و جذابی گرفته .من دارم کم کم نعمت های بیشتری از خداوند دریافت می کنم از وقتی مثبت اندیش شدم .من توجهم به مواد غذایی خیلی کمتر شده .من می تونم پیغام سیری رو دریافت کنم .من قبل از اینکه به فشار جسمی برسم یعنی قبل اینکه یه حس سنگینی داشته باشم از خوردن دست می کشم ،در حالی که در گذشته کاملا در همه ی وعده ها فشار رو احساس می کردم بعد از خوردن دست می کشیدم اما الان متوجه هستم نباید اون حالت ایجاد بشه ، کافیه به اندازه ای بخورم که احساس گرسنگی واقعی نداشته باشم و نیاز جسمیم رو برطرف کنم ،غذا رو به عنوان یه سوخت میبینم .من شخصیت یه فرد کاملا متناسب با رفتار غذایی صحیح و افکار صحیح یعنی بدون فکری در مورد چاقی رو دارم .
باید تجسم لاغری رو انجام بدم .باید حس لاغری رو در خودم بیشتر کنم .باید انتظار لاغری رو در خودم بیشتر کنم .باید تمریناتم رو هر روز با اشتیاق فراوان انجام بدم .باید خداوند رو برای قرار دادن من در این مسیر الهی شکر کنم .باید از استادم تشکر کنم برای همه فایل های باارزششون .
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
وقت بخیر عزیزان
تلاش فیزیکی برای لاغر شدن یکی از رویدادهای متداول در دنیای امروزی است که بسیاری از افراد به ان روی می اورند .در این روش افراد با انجام تمرینات ورزشی و کنترل تغذیه بدنبال کاهش وزن و چربی سوزی هستن .شاید فعالیت فیزیکی باعث افزایش سوخت و ساز بدن و تقویت عضلات شود اما به تنهایی برای لاغر شدن کافی نیست .همراهی تلاش فیزیکی با تلاش ذهنی منجر به نتیجه عالی و نتایج پایدار خواهد شد .
لاغری با ذهن در نتیجه هماهنگ کردن ذهن و جسم در مسیر تحقق لاغری باعث تجربه ای در لاغری خواهد شد که بی شباهت به معجزه نیست .استفاده از هر روش یا برنامه ای که باعث ایجاد تغییر در بخش فیزیکی برای لاغر شدن محسوب می شود .در نهایت دوستی با درون نیاز به تمرین و توجه دارد مانند هر رابطه دیگر .این رابطه به معنای خودشناسی عمیق تر پذیرش و مراقبت است .
تلاش ذهنی برای لاغری به مجموعه ای از تمرینات ذهنی باور سازی و روش های روانشناختی اشاره دارد که به افراد کمک می کند تا بدون نیاز به رژیم های سخت یا ورزش های سنگین به وزن ایده ال خود برسید .اضافه وزن بیشتر از دلایل فیزیکی ریشه در باورها و احساسات منفی دارد .با تغییر نگرش و باورها می توان رفتارهای غذایی و سبک زندگی و تغییر دهید .
اولین گام شناسایی باورهای منفی و محدود کننده ای است که ممکن است باعث پرخوری عدم فعالیت بدنی یا گرایش به غذاهای ناسالم شود .
باورهای نادرستی مانند هرگز نمی توانم لاغر شم یا من همیشه دربرابر غذا ضعیفم می توانن به رفتارهایی منجر شوند که کاهش وزن و سخت تر می کنند .تغییر این باورها به تفکرات مثبت تر می تواند به تغییرات پایدار کمک کند .
تصویر سازی های ذهنی یکی از راهکارهای موثر در ایجاد نگرش و باورهای درست برای لاغری است ..فرد بتواند خود را در وضعیتی ببیند که به وزن متناسب رسیده است .تمرکزبر روی این تصویر و باز آفرینی ان در ذهن می تواند انگیزه و تعهد به رفتارهای سالم را تقویت کند . با تکرار این تصویر سازی ذهن ناخوداگاه نیز به تغییر عادات نزدیکتر می شود .
اگاهی از لحظات هوس و پرخوری یکی دیگر از تمرینات ذهنی مهم است .به جای اینکه بدون فکر به خوردن بپردازید یاد می گیرید که از خود بپرسید ایا واقعا گرسنمه ایا خوردن این غذا به من احساس بهتری می ده این پرسش ها به کنترل هوس های لحظه ای کمک می کند و شما را به سمت انتخاب های بهتری هدایت می کند .
استرس یکی از عوامل مهم در افزایش وزن و پرخوری هیجانی است .مدیتیشن تمرکز حواس و تنفس عمیق می توان استرس را تقویت کرد و از پرخوری ناشی از احساسات منفی جلوگیری کرد .زمانی که ذهن آرام باشد کنترل بیشتری برای انتخاب های غذایی خواهید داشت
وقتی می خوای لاغر شی باید مسیولیت وضعیت خودت و به عهده بگیری .یاد گرفتن اصولی داره .واقعا همینه من همیشه وقتی حالم خوبه قشنگ می شینم پشت میز و فایل گوش می دم یادداشت می کنم بعضی وقتها هم عجله نمی کنم مخصوصا در دوره پاکسازی چند روز فایل و گوش می دم بعد تمرین انجام می دم .من حتی با اینکه مادر بزرگم شهر دیگه ایست و منو دیگه نمی شناسه من هر چند روز بهش تلفن می زنم ولی اگه حالم خوب نباشه اونروز زنگ نمی زنم چون دوست دارم وقتی انرژیم خوبه بهش منتقل کنم .
باید حساس باشیم نسبت به رفتار و عملکردمون .بدون اینکه بخوای رژیم بگیری عملکردش یواش یواش اصلاح می شه بر مبنای رضایت خودش ..باید رفتارم با خواسته من که لاغر شدنه تطابق داشته باشه .
وقتی متافیزیک و قوی می کنی ذهن ناخوداگاه یواش یواش به شما دستورالعمل می ده اگر گوش نکنی بخش فیزیکی و درست انجام ندادی .و متافیزیک به تنهایی از پس مسیله بر نمیاد .
حواست باید باشه که در روز چه جور عمل می کنی که نتیجه بگیری باید گوش بدی می گه بسه باید استاپ کنی فانوس لاغری و باید در نظر داشته باشی و طبق دستورات رفتار کنی که نتیجه بگیری .
این دوره رایگان هم واقعا خیلی درس داشت خدا رو شکر می کنم برای تمام این اگاهی ها و اینکه چندین سال هست که در این مسیر هستم .
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز
رسیدن به هر خواسته ای دو بخش داره :
متافیزیکی و فیزیکی
ما قبلآ بارها سعی کرده بودیم با رژیم و رژیم لاغر بشیم ولی نتیجه پایدار و مطلوبی نداشت
چون ما فقط روی بخش فیزیکی کار میکردیم
حالا که خداوند طبق خواسته مون ما رو به سمت لاغری با ذهن هدایت کرده و ما داریم روی ذهنمون کار میکنیم، گاهی ما برداشت اشتباه از آگاهی ها داریم و فکر میکنیم که فقط روبا پردازی و نوشتن یعنی بخش متافیزیک ما رو به هدفمون میرسونه
در صورتی که این دنیا مادی هست و ما اومدیم که بوسیله قدرت ذهنمون آنچیزی رو که میخوایم به شکل مادی تجربه کنیم و گرنه در عالم قبل از تولد که ماده ای در کار نیست به صورت متافیزیک همه چیز طبق خواسته ما و عالی پیش میرفته ولی در واقع ما به این دنیا اومدیم تا قدرت خداوند رو به صورت مادی تجربه کنیم
پس لازمه که بخش متافیزیک رو با فیزیک همانگ و همسو کنیم ،چطوری ؟
ما با کار کردن دوره ورود به ناخودآگاه و تجسم و رویا پردازی و توجه به تناسب اندام بخش متافیزیک و ذهنی رو اوکی میکنیم و این بخش به ما کمک میکنه که بخش فیزیک که همون عملکرد ما هست رو هم بهبود بدیم طوری که خودمون احساس رضایت داشته باشیم
اینطوری فیزیک و متافیزیک با هم هماهنگ حرکت میکنن و نتیجه میشه تناسب فکری و جسمی و رضایت درونی ما
اصل اینه که وقتی ما روی ذهنمون کار میکنیم به اعمالمون حساس میشیم ،یه جاهایی که رفتارمون اشتباه هست ذهنمون ما رو هدایت میکنه و اشتباهمون رو به ما یادآوری میکنه آگاهی های جدید رو به ما یادآوری میکنه و وطیفه ما اینجا اینه که کمی تامل کنیم و اونکاری رو که فکر میکنیم درسته انجام بدیم
در صورتی که قبلا وقتی طبق عادت میخوردیم اصلا فکر نمیکردیم که چرا دارم میخورم یا کارم درسته ؟
فقط میدیدیم میخوردیم ،میشنیدیم میخوردیم ،مرور افکار داشتیم میخوردیم و بعد حسم بد میشد و روی ترازو میرفتیم میدیدم ونمونه زیاد شده و تصمیم میگرفتیم با همون ذهن چاق ،رژیم بگیریم و روی بخش فیزیکی کار میکردیم و این کار هیچ وقت نتیجه مطلوب و دلخواهمون رو به ما نمیداد چون بخش فیزیکی و متافیزیکی ما با هم هماهنگ نبودن
چقدر این فایل عالی و به موقع بود ،ما باید همیشه حواسمون به هر دو بخشمون باشه ،هم ذهن و هم جسم و هر دو رو همسو با هم پیش ببریم
ذهن آماده و بهبود یافته من خیلی جاها به من یادآوری میکنه که نخور تو گرسنه نیستی ،بسه تو سیر شدی ،الان بدنت نیاز نداره ،تو تشنه هستی نه گرسنه و من خیلی وقتا باهاش هماهنگ هستم و عملکرد خوبی دارم ولی گاهی هم بهش توجه نمیکنم و اضافه تر میخورم پس باید بیشتر و بیشتر سعی کنم هم روس ذهنم و هم روی رفتارم کار کنم چون میخوام همیشه احساس رضایت رو تجربه کنم
ما در سرزمین لاغری یاد گرفتیم قدم های اول رو چطور درست برداریم ،از خودمون پرسیدیم اولویت چیه ؟
و هدفت چقدر برات مهمه ؟
من هر روز کمی زودتر از خواب بیدار میشم تا با تمرکز یاد بگیرم
من صبحها رو که دخترم مدرسه هست و خودم کاملا سرحال هستم رو انتخاب کردم تا روی ذهنم کار کنم
اولویت من کار کردن با تمرکز روی ذهنم هست ،من قبل از کارهای خونه و یا غذا درست کردن و یا انجام هنر مورد علاقه ام و کسب و کارم ،فایلهای دوره ها رو کار میکنم برای هر دوره ای یک دفت مخصوص دارم ،جامدادی و چند خودکار رنگی و مداد و خط کش مخصوص به خودم رو دارم ،برای گوش دادن به فایلها ایرپاد و گوشی رو همیشه شارژر میکنم و آماده هستم ،وقتی کسی خونه نیست دوست دارم توی حال بشینم چون دلباز و راحت هست ولی وقتی بقیه افراد خانواده خونه هستند توی اتاقم کارهام رو انجام میدم ،میشینم دفترم رو برمیدارم با دو تا خودکار و واقعا برای من یادگیری مهمترین کار دنیا هست ،پس با تمرکز گوش میدم ،به دخترم یاد دادم که وقتی من دارم فایل گوش میدم مدام با من حرف نزنه چون تمرکزم بهم میریزه و گفتم هر سوالی داری باید صبر کنی تا من کارم تمومو بشه
صبح زمان یادگیری من هست و از ظهر به بعد کارهای خونه و یا غذا درست کردن و یا قلاب بافی انجام میدم زمانی که خسته تر هستم رو قرار دادم برای کارهایی که نیاز ندارم تمرکز داشته باشم خیلی وقتا موقع کارهای خونه فایل گوش میدم ولی گاهی هم دوست دارم فقط یک کار انجام بدم و حواسم به همون کار باشه
میدونم یادگیری به من کمک میکنه اشتیاق به زندگی داشته باشم و بهتر ذهنم و عملکرد و انتخابهام رو کنترل کنم پس بسیار بسیار برام ارزشمنده و اولویت زندگیم هست
البته گاهی که نشده طبق برنامه عمل کنم به هر دلیلی، حسم رو بد نمیکنم و بعدش سعی میکنم عملکرد بهتری داشته باشم طوری که حس رضایت داشته باشم
استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم
خدای مهربانم بینهایت سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیزو مهربونم و دوستان گرامی
استاد بینهایت ازتون سپاسگذارم بابت این دوره بسیار عالی و حذاب و روون و آسان
من احساس میکنم با این دوره بازم شاهد تغییراتی در رفتارهام شدم علاوه بر تغییرات زیاد در رفتار غذاییم و ترغیباتم حس میکنم در انجام کارام هم منظم تر شدم، یعنی من تا حد زیادی آدم منظمی هستم بازم حس میکنم این نظم بیشتر شده، امیدم به متناسب تر شدن بازم بیشتر شده به طوری که قبل از اینکه این جلسه بیاد روی سایت، خواهرم تو یوتیوب فیلم ها و عکس های یک دختر جوون رو نشون داد که خیلییی متناسب و بارک و خوش اندام بود بهش گفتم حتما حتما برام چندتا از عکساشو بفرست این دختر خانم از اون عکس هایی که من ابتدای دوره تهیه کرده بودم باریک تر هست، بعد اینارو چند روزیه دارم نگاه میکنم و گفتم دوس دارم اینجوری بشم اینجوری هم میشه رسید بعد به خودم اومدم گفتم ببین سحر چقدر تغییر کردی که با تمایل و ذوق و امید گفتی عکس های این دخترو بده و گفتی من بعد اینو الگوی ذهنی قرار میدم این یعنی پیشرفت این یعنی انتظار لاغری من بیشتر شده و من از این بابت خیلی خوشحالم.
من در این دوره حس کردم که بازم تغییرات جسمی داشتم البته با شیب خیلییی ملایم ولی بشدت عاشق همین تغییرات هستم و اینم بگم که انجام این دو تمرین باعث شده که من باورم نسبت به قدرت تصویرسازی و معطوف کردن توجه ام در خلق نتایج دلخواهم بیشتر بشه.
اخیرا از ظاهر خودم خیلی بیشتر از قبل لذت میبرم و با ذوق بیشتری در محیط اجتماعی حضور پیدا میکنم و از راه رفتن و قدم زدن خودمم لذت میبرم و از این بابت خوشحالم.
استاد این جلسه خیلیی عالیه چقدر خوب در مورد ارتباط بین فیزیک و متافیزیک صحبت کردید و دقیقا درستش همینه چون ما انسان ها متشکل از همین دو بعد هستم پس لاجرم هر هدف و خواسته ای هم که داشته باشیم باید با همکاری این دو بعد باشه. من یادمه اوایل که وارد سایت شدم دوره فکر کنم اسمش این بود قانون در عمل تو قسمت فایل های هدیه سایت هست شما اومدید تو اون سلسله فایل در مورد عملکرد خودتون در سفر صحبت کردید و در مورد روزمره هم صحبت کردید و فرمودین که چطور باید در عمل این آموزش هارو اجرا کنیم.
در دوره ورود به سرزمین لاغرها که شما دقیقا از اول تا آخرین فایل در مورد اجرای تمرینات در عمل تاکید خیلییی زیادی دارید و شما بارها و بارها فرمودین که وقتی آموزش هارو دنبال میکنید ترغیبات ذهن شما تغییر میکنه و شما فرصت انتخاب بین خوردن و نخوردن در مواقع لازم رو پیدا میکنی میتونی انتخاب کنی که چه رفتاری رو انجام بدی. و انتخابت باید در جهت ترمیم جسمت باشه وقتی ذهنت آلارم میده که اینجا لازم نیست بخوری دیگه بخش دوم کارو خودت باید انجام بدی و دست بکشی و اجرای آموزش ها در عمل یعنی همین.
دقیقا منم تو همه این مدت اینو تجربه کردم قبلنا یعنی قبل از آشنایی باشما تا از خواب بیدار میشدم منظورم خواب ظهر هست بلافاصله میرفتم سریخچال و بعدش آشپزخونه که چایی و یه چیزی بخورم یا چیزای دیگه..اما کم کم اواسط دوره ورود به سرزمین لاغرها ک بودم از یه روزی به بعد دیدم وقتی بیدار میشم میل چندانی به خوردن ندارم و یه لحظه مکث کردم و بخودم گفتم سحر این از سر عادته که میخوای الان بخوری واقعا نیازه دیدم نههه و فقط آب خوردم و الان میبینم واقعا خیلیی وقته این عادت در من بشدت بشدت کمرنگ شده و یا عادت چایی خوردن بعد از ناهار خیلیی در من پررنگ و جزء لاینفک بود اما الان خیلیی وقته این عادت ترک شد بازم به همین صورت و البته که میل من هم تغییر کرده یعنی خوردن خیلی چیزا دیگه برام لذت بخش نبود و به این دلیل ک خوردنش برام لذت نداره ترک شد.
و خیلی از این مثال ها هستن و من متوجه شدم که واقعا برای رسیدن به هر خواسته ای در هر زمینه ای وقتی میخوایم از عادت هایی که در رنج هستیم رها بشیم و به خواسته مون برسیم همزمان که باید روی تغییر نگرش ذهنمون کار میکنیم در جهت اون نگرش جدید حرکت کنیم و قدم برداریم این حرکت در جهت نگرش جدید در بیشتر مواقع انجام ندادن کارهایی هست که قبلا انجام میدادیم و انجام کار جدید شاید خیلی کم باشن در واقع در هر دو زمینه ما باید حرکت و اقدام کنیم و این یعنی تغییر زندگی. باید ابتدا آگاهانه رفتارهامو مانیتور کنم که این رفتارم آیا در جهت خواسته و نگرش جدیدم هست یا منو دور میکنه اونوقت تصمیم بگیرم. هر چند بعضی وقتا هم بعد از انجام اون رفتار متوجه میشیم که نه این رفتارم در جهت خواسته و هدفم و نگرش جدیدم نیست پس دیگه تکرارش نکنم و تغییر شخصیت یعنی همین.
استاد در مورد یاد گرفتن یادگیری فرمودین و چقدر عالی بود این نکته؛
من یادمه از روزی که وارد سایت شدم اینقدر جذب آموزش ها شدم که هر روز صبح خیلی زود بیدار میشدم و بعد از نرمش صبحم مینشستم پشت میزم و نکته برداری میکردم یا تو اطاقم قدم میزدم و فایلمو گوش میدادم بعد مینشستم نکته برداری میکردم و تمرینات رو جواب میدادم اوایل بابام تعجب میکرد و مامان بابام تصورشون این بود که من دارم برای آزمون دکترا میخونم و مدام ازم سوال میکردن بابا چی میخونی داری برا آزمون آماده میشی من میگفتم نه یه سری مطالعات هستن تو حوزه کاری خودم ک لازمه انجام بدم اما یادمه دقیقا هر کسی منو میدید تا ی ماه دو ماه اول فکر میکرد من دارم برای مقطع دکتری میخونم. تا اینکه یک سال و نیمه که دیگه به این روال من عادت کردن و متوجه شدن که من کلا در حال مطالعه هستم.و دیگه نمیپرسن
من خیلی زود تمایلاتم و احساسم و رفتارم تغییر کرد و الان که این فایل رو گوش دادم متوجه شدم بخاطر این بود که من با کیفیت ترین تایم خودم رو برای این آموزش ها صرف کردم حتی اگر روزی به دلایلی اول صبح نمیتونستم اما زمان با کیفیت دیگه ای از شبانه روزم رو صرف آموزش ها کردم.
و همیشه قبل از شروع دورو برم اطاقم رو کاملا مرتب میکنم جارو میزنم بعد شروع میکنم به دوره ها.
و متوجه شدم وقتی ما خواسته ای رو تعیین میکنیم و اونو در اولویت اهدافمون قرار میدیم باید یک تایم با کیفیت رو براش در نظر بگیریم. علاوه بر این برای بهره وری بیشتر باید بتونیم سبک زندگیمون رو هم متناسب با هدف جدید و در راستای تمرکز بیشتر تغییر بدیم. یعنی دیگه حواشی رو حذف کنیم مثل عواملی که آرامش و تمرکز ذهنی مارو پراکنده میکنه مثل پیگیری اخبار، تماس های کاملا غیر ضروری جهت درد دل و گوش دادن به درد دل بقیه، ………که در اینجا من این نکته رو یادم اومد هم اضافه کنم که دوره آرامش در بیداری عااااااالیه دوستان محشره!
در واقع ما در زندگی روزمره ممکنه دو سه هدف داشته باشیم برای چشم انداز آینده مون هم مربوط به لاغری باشه مثلا هم مربوط به شغل و .. حالا ما باید طوری ذهنمون رو مرتب کنیم طوری رفتارهای روزمره مون رو مراقبت کنیم که بتونیم برلی این دو سه هدف وقت با کیفیت بذاریم در عین حال هم به استراحت و تفریح و زندگی روزمره موح رسیدگی کنیم.
من از کامنت های دوستان دو مورد رو اینجا بگم مثلا دوست عزیزمون خانم السا فرزانه همیشه یادمه تو کامنتا ذکر میکرد که چون شاغل هستن وقت با کیفیت ایشون قبل از ساعت ۸ صبح برای آموزش ها اختصاص داده بودن فکر میکنم از ۵صبح تا ۸ به آموزش های اختصاص میدادن و بعد به کارشون میپرداختن.
یا مژگان خانم عزیز که نوشتن من ناهار فردا رو از شب قبل اماده میکنم و دیگه صبح ها با خیال راحت به فایل ها تو اطاقم گوش میدم و این یعنی تایم ایجاد کردن از نوع با کیفیت.
البته این نکته رو هم اضافه کنم که همیشه استاد تاکید میکردن که وقتی شما در مسیر قاطعانه ادامه بدید و جهان نیت شمارو دریافت میکنه و بعد از مدتی میبینید به صورت خود به خودی تایم شما آزادتر میشه به طوری که برای تایم ایجاد کردن به زحمت نمیوفتین انگار همه چیز و همه کس با شما همکاری میکنخ که شما به کارتون برسید و این یعنی وقتی شما در ابتدا برای هدف قلبی خودتون اهمیت قائل بشید و به جهان خاطر نشان کنید که برام مهمه و عملکردتون اینو نشون بده جهان هم باشما همکاری میکنه!
انشالله به یاری خدا با استمرار در این مسیر زیبا فانونس لاغری و تناسب همچنان در ذهنمون روشن بمونه و به سمتش حرکت کنیم!
استاد بینهایت ازتون بابت این دوره زیبا و بشدت هماهنگ با زندگی روزمره ممنونم خداوند به روزو شبتون برکت بی پایان و بغیرالحساب بده. همگی از این دوره لذت وافر بردیم.
عاشقتون استاد دوستتون دارم استاد زیبا و دوست داشتنی و روشن ضمیرم🙏🏻❤🌹🫂
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیز
ممنونم بابت این فایل زیبا وپرازآگاهی وپراززیبایی وپرازلذت که بموقع خداوند منوبهش هدایت کرد
سپاسگزارم که تجلی آگاهی خداوند شدید برام ومنو به این غذای لذیذ معنوی دعوت کردید
نشان های دریافت شده
به نام خالق یکتا
سلام استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم
روز ۵۱
۱ـمتناسب بودن چه حسی داره؟
۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟
۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟
۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟
متناسب بودن یه حسی داره که در هیچ چیزی پیدا نمیشه ، هیچ خوشی در زندگیم به اندازه ی متناسب بودن برام لذت بخش و با کیفیت نبوده ،پس بهترین حس دنیاست .متناسب بودن بهم حس رهایی و آزادی از افکار منفی و هر فکری در مورد چاقی و خوردن میده .متناسب بودن بهم حس قدرتمندی و تسلط بر ذهن و زندگیم میده .متناسب بودن بهم آرامش درونی و واقعی میده .متناسب بودن بهم حس جوانی ، شادابی ،جذابیت ، زیبایی ،اعتمادبنفس،عزت نفس،اراده ،ارزش و لیاقت میده .
از اینکه همه ی لباسهام رو از کمد بیرون آوردم و همشون ،باورکنید همشون به تنم زیبا بودند و کاملا اندازه ، اون لباسهای چسب و جذاب، الان کاملا سایز خودم هستند ، بی نهایت لذت بردم .از اینکه راحت و سبک هستم و هر کاری می کنم بدون سختی و فشار انجامش میدم ، در زمان کمتری هم انجامش می دهم ، بی نهایت لذت میبرم .از اینکه با دخترم بازی می کنم ،بازی پرتحرک ، دنبالش میدوم بدون اینکه احساس سنگینی داشته باشم ،بی نهایت لذت میبرم .از اینکه پیاده روی طولانی مدت می تونم به راحتی برم ،بی نهایت لذت می برم .از اینکه جسمم بدون چربی اضافه شده ،بی نهایت ، بسیار بسیار ،لذت میبرم .از اینکه از دیدن خودم ذوق می کنم ،هر لحظه که خودم رو میبینم لبخند میزنم ،اندام زیبا و کاملا متناسبم رو ، بی نهایت لذت میبرم .از اینکه جمع شدم ،سایزم اندازه ی کاملا ایده آلی شده ، هر جایی که باشم فضای کمتری رو می گیرم ، بسیار حس خوبی بهم میده و بی نهایت لذت میبرم .
همسرم از تغییرات من خیلی راضی ست ،خوشحال که به آرزوم رسیدم ،یه جوری نگام میکنه که برام خیلی لذت بخش هست ، بهم تبریک گفت و گفت بسیار جذاب تر شدی،لاغری خیلی بهت میاد 🙂مامانم گفت خدایا شکرت که نشمیل به آرزوش رسید و اشک شوق ریخت ، گفت خیلی زیباتر شدی عزیز دلم .دوستم زینب از دیدنم تعجب کرد و گفت عالی شدی،چقدر خوبه این همه سایز و وزن کم کردی ، آفرین بهت ، کارت درسته ، من همیشه به قدرت ذهن ایمان داشتم .برادرانم ، خواهرم و خواهرزاده هام که چند نفرشون اضافه وزن دارند خیلی براشون جالب بود و تبریک گفتند ازم خواستند راهنماییشون کنم منم آدرس سایت رو براشون نوشتم .گفتند بسیار زیباتر شدی ،لباسها به تنت زیبا شدند ، خیلی خوبه که اینجوری لاغر و خوش اندام شدی نشمیل .
میبینم که شخصیتم خیلی تغییر کرده ، افکار و رفتارم کاملا مثل یه فرد کاملا متناسب با رفتار و افکار صحیح شده .میبینم که مثبت اندیش شدم .میبینم که افکار منفی رو رها می کنم .میبینم که کنترل ذهن پیدا کردم .میبینم که افکارم نمیره سمت خوردن و چاقی .میبینم که توجهم به زیبایی ها و این همه مزایای لاغریست .میبینم که سلامت شدم ، چه از نظر فکری ، چه از نظر جسمی .
باید هر روز تمریناتم رو همینجوری عالی ادامه بدم .باید حس لاغری رو در خودم افزایش بدم .باید انتظار لاغری رو در خودم بیشتر کنم .باید لاغری رو بهتر یادبگیرم .باید تمرکزم روی مسیر تناسب فکری همیشه بمونه .باید ادامه بدم ،تکرار کنم ، استمرار داشته باشم .باید هر فایلی رو دیدم خودکار و دفترم باشه که جاهای مهم رو یادداشت کنم .
«خداوندا شکرت برای تمام نعمت هایی که بهم دادی .»
« سپاسگذارم استاد خوبم »
نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم خدمت استاد عطار روشن عزيز و بقيه اعضاء
امروز در گروه تلگرامي درباره ورزش كردن بحث شد و من گفتم كه خيلي دلم براي ورزش كردن تنگ شده ولي چون از اول ورود به سايت با ديدن فايلها به اين نتيجه رسيدم كه بايد تمام كارهايي كه براي لاغري ميكردم رو متوقف كنم، پس ورزش رو هم متوقف كردم…چون من باور داشتم كه بايد ورزش كنم تا لاغر بشم…
بحث بسيار اثر بخشي در گروه داشتم و عزيزان پيشنهاد هاي خيلي خوبي بهم دادن…باورهايي رو امروز درباره ورزش كردن از دوستان با سابقه شنيدم كه احساس رهايي كردم . و احساس كردم اون باوري كه ورزش فقط براي لاغري مناسبه، باوري بود كه كمك كننده نيست و تاريخ انقضاش رسيده …مثلا عزيزي گفت ورزش كردن مثل اتو كشيدن بدن هست و بدن رو صاف ميكنه…و يه باور ديگه اينكه ورزش كردن يك تشكر از بدن هست چون بدن دوست داره به چالش كشيده بشه پس وقتي ورزش ميكنيم داريم از بدن تشكر ميكنيم…
دوست عزيز ديگري گفت ، سالهاست ورزش ميكنه و وقتي ميرن روي وزنه ايشون كه ورزش ميكنه هميشه وزنش بالاتر است از دوستان ديگه شون ولي نكته اش اينه كه ايشون خوش تيپ تر از دوستان ديگه شون هستن{به دليل ورزش كردن}
اين بحث در گروه تلگرامي زماني بود كه من هنوز اين فايل رو نشنيده بودم و الان آمدم بعد از چند ساعت از اون بحث، اين فايل رو دارم گوش ميدم …..حالا نكته طلايي ارتباط اين فايل با بحث ورزش در گروه رو با خودم ميگم.
من در گروه اعلام كردم كه من دلم براي ورزش تنگ شده …دلم براي سالم خوري اون موقع هام تنگ شده…من شخصي هستم كه سالها ورزش كردم براي لاغر شدن …و چون براي لاغر شدن ورزش ميكردم هميشه يك فشار احساس ميكردم و هميشه فكر ميكردم چقدر بدبختم كه دارم اين همه سختي رو تحمل ميكنم و هميشه ميزان هورمون استرس در من انقدر بالا ميرفت كه بعد از يه مدت كلا وزنم پايين نمي اومد ..استاد عزيز در فايلي توضيح دادن كه :استرس مزمن میتواند سطح هورمون کورتیزول را افزایش دهد که به نوبه خود میتواند منجر به افزایش ذخیره چربی در بدن از طریق اختلال در عملکرد سیستم گوارش شود و از این طریق بر ذهن و بدن تاثیر می گذارد.
https://tanasobefekri.net/the-battle-of-mind-and-body/
پوينتش براي من اينه كه ، استفاده از فايلهاي سايت و استفاده از اين دوره بي نظير براي من اتفاقات طلايي رو رقم زده …من متوجه شدم كه با تجسم هاي شبانه جاي احساس بد به ورزش با احساس خوب به ورزش عوض شده…من كه يه زماني ورزش رو از روي اجبار انجام ميدادم، الان به جايي رسيدم كه دلم براي ورزش تنگ شده و دوست دارم ورزش كنم….اين اگر اسمش معجزه نيست پس چيه …اگر اسمش هدايت نيست پس چيه …هدايت يعني در بهترين مكان و بهترين زمان قرار گرفتن…من باور دارم هدايت شدم به اين سايت چون در زمان مناسب و در مكان مناسبي هستم كه روحم فراخوان داده براي بودن در اون …جايي كه دارم زخم هام رو مرهم ميزارم…دارم بخش خسته روحم رو ترميم ميكنم…دارم خودم رو در آغوش ميگيرم و با خودم دوستم ….دوستي با خودم من رو هدايت كرده به اينكه دلم براي ورزش تنگ بشه …
وقتي دارم آگاهانه غذا ميخورم برام سوال پيش مياد كه چه فرقي ميكنه ۴۰ تا لقمه غذا بخورم يا ۳۰ تا لقمه …من كه با ۲۰ تا لقمه سير ميشم، پس چرا دارم بيشتر ميخورم؟ بعد فكر ميكنم ببينم ريشه اين پر خوري از كجاست؟ آيا احساس كمبود فراواني در من هست؟ آيا استرس دارم ؟ آيا به من گفته شده بي لياقتم و نميتونم لاغر بشم و دارم از استرس ناتواني بيشتر ميخورم ؟ آيا من باور كردم حالا كه ژنتيك من چاقيه چه فايده داره ۲۰ تا لقمه بخورم يا ۴۰ تا لقمه …آگاهانه رفتار كردن اين سوالات رو براي من پررنگ كرده.
الان تمام قلبم اعلام كرد كه ورزش كردن هيچ ربطي به چاقي و لاغري نداره…
يكي از نتايج اين دوره براي من اين بودش كه من با قلبم درك كردم كه ورزش كردن هيچ ربطي به چاقي و لاغري نداره…
.
.
.يكي از اصولي كه در اين فايل اشاره شد اينكه “يادگيري را يادبگير”\”
من درباره خودم ميگم…من بيشتر فايل ها رو با هدفون گوش ميدم …فايل ها رو براي بار اول حتما ميشينم و با هدفن گوش ميدم…بعضي فايل ها كه از اين مرحله هم بالاتر ميرم و چشمهام رو ميبندم تا تمام حواس درونيم رو جمع كنم تا مطالب رو بفهمم…تازه بعضي وقتا با اين شرايط هم هي بايد بزنم عقب دوباره گوش بدم …بعضي آگاهي ها انقدر عميق و ريشه ايه كه ،ذهن ما اجازه نميده درست گوش بديم چون قراره با اون بخش فايل يه سيم كشي هاي جديدي در ذهن ما ايجاد بشه …واسه همين كه قراره ذهن از نقطه امنش خارج بشه ، بنابراين ذهن نميزاره ما با حواس پرتي اون مطلب مهم رو درك كنيم…به همين دليل من با هدفن گوش ميدم تا كامل بفهمم…درك مطالب براي من چند بخش داره …اول ميشنوم..بعد ميفهمم چي ميگه…بعد درك ميكنم …بعدش اگر خيلي شاگرد زرنگي باشم شروع ميكنم اون درك رو به كار ميگيرم…يعني ديگه زندگيم رو با اون آگاهي ها پيش ميبرم و بر اساس اونها زندگي ميكنم…تازه اين تمام درك مطلب نيست…اگر بتونم تمام دركم رو هر روز آپگريد كنم ، اگر بتونم هر روز و هر روز مطالب درك شده رو زندگي كنم و وسطش وقفه نندازم تازه ميتونم بگم يك فايلي رو فهميدم…
حالا من توي اين سيكل كه ايده ال من هست كجام ؟
نگاه ميكنم به نتايجم و ميفهمم در كجاي اين سيكل هستم …اگر دارم مثل قبل زندگي ميكنم ، يعني فايل ها رو فقط با گوش سر شنيدم …اگر فكر ميكنم تغيير كردم ، يعني فايل ها رو گوش كردم و درك كردم…اگر هيچ فكري نمي كنم و سرمو انداختم پايين هي تشنه تر دارم فايل هاي ديگه رو گوش ميدم و هي فكر ميكنم هيچي هنوز درك نكردم …در اين حالت بقيه ميفهمن من تغييراتي كردم …بقيه ازم ميپرسن فلاني داري چيكار ميكني به ما هم بگو…اونموقع تازه من ميفهمم عه ، پس يه چيزايي درك كردم ، يه چيزايي رو زندگي كردم كه بقيه متوجهش شدن….اين مرحله اي هست كه ذهن من داره بطور ناخوداگاه يه سري كارها رو انجام ميده..مثل رانندگي كردن..مثل يادگرفتن يك مهارت…اين ميشه يادگيري
نه اينكه هي فايل گوش بدم هي توهم بزنم دارم يه كاري ميكنم…يا هي فايل گوش بدم ، هي برم براي بقيه نطق كنم و از چيزهايي كه گوش ميدم براي بقيه بگم…خود من خيلي اين اشتباه رو كردم و خيلي رفتم براي بقيه نطق كردم و نتيجه اين شده كه در توهم دانايي خوردم به درو ديوار
آن کس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آن کس که بداند و نداند که بداند
آگاه نمایید که بس خفته نماند
آن کس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
مولانا
استاد سپاس از اين دوره بي نظير
نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و راضی بودن
سلام خدای مهربون سلام خدا جونم خدایا من ممنون متشکر و سپاسگزارم که همراه من هستی و مرا همراهی و هدایت میکنی تا بتونم با کمک تو بهترین تمرینم بنویسم خدایا خیلی بزرگی و دوستت دارم
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
بله استاد واقعا همین جور بوده نه فیزیک به تنهایی کار میکنه نه متافیزیک ترکیبی از اونها بهترین راهه
واقعا اون روزا چقدر زحمت میکشیدم کاش فقط زحمت کشیدن بود چقدر اذیت میشوم چقدر رنج میکشیدم چقدر سختی ها رو تحمل میکردم چقدر مزه تلخ تجربه کردم چقدر دمنوش چقدر ورزش چقدر و چقدر و چقدر های دیگه رو انجام دادم در نهایت نشد به وسیله فیزیک جسم خودم تغییر بدم
و بعد هم وارد این دنیای شگفت انگیز شدم اولش نتونستم بوسیله متافیزیک هم به خواستم برسم میگفتم ایمان داشتم یقین داشتم باور داشتم مطمئن بودم این بهترین راه حتما نتیجه میده خداییی نتیجه میدا ولی بازم به تنهایی نمیشد از متافیزیک استفاده کنم
الان که دارم یاد میگیرم از ترکیب این دو استفاده کنم نتیجه خیلی فراتر از انتظارم تجربه و زندگی میکنم خدایا شکرت
برای کسب درآمد هم خیلی از متافیزیک استفاده کردم اما نشد کلی فکر میکردم درسهایی که خونده بودم مرور میکردم به این دلیل اون دلیل من باید درآمد داشته باشم اما اما اما تا وقتیکه از فیزیک استفاده نکردم نتیجهای حاصل نشد
من الان برای شغلم هم از فیزیک هم از متافیزیک استفاده میکنم
من اگلباس میبافم در عین بافتن با خودم با خدای خودم حرف میزنم خدایا من میبافم مشتریهاش با ت خدایا خودت گفتی که باید یه کاری انجام بدید تا بتونی پول وارد زندگیت کنی نمیتونم خیلی توضیح بدم
چون برای گام ۴ و ۵ رسیدن به آرزوهاست
کلی صحبت میکنم خدایا خودت گفتی پس من میبافم مشتریهاش با تو و گفته های خداوند البته از زبان استاد عزیزم به خدا میگم که اونجا اینجوری گفتی پس طبیعی که من ببافم مشتری هم داشته باشم تازه همون مشتری های که تو گفتی در اون جلسات رو میخوام دنبال کننده نمیخوام
من ماه قبل در پیج دیوار سه نفر پیام دادن ظاهرا میخواستن سفارش بدن بعد از کلی صحبت کردن گفتن باشه بعدا مزاحمتون میشم من دنبال کننده نمیخوام مشتری میخوام و من نا امید نمیشم میبافم و امید دارم خداوند یه روزی در همین نزدیکیها منو با مشتری همزمان میکنه باعث میشه پول وارد زندگی من بشه خدایا شکرت
استاد یکم سخته که افت دریافت کنی اما ایمان داشته باشی خداوند مشتری میفرسته
امروز دختر بزرگم اومده خونه من من داشتم موتیف میبافتم به من میگه مامان این چرا این رنگی چرا رنگاش به هم نمیخوره آخه مردم مگه دور از جون شما بی ادبی نباشه مغز خر خوردن بیان اینو از تو بخرن فلان آنقدر
نمیگه این کار سنتی این کار حاصل دست خودم خودم با دستانم بافتم خیلی هم زیباست آنقدر انسانها هستند از ترکیب این رنگها خوششون میاد الان دارم میبینم افراد ناخن دستشو دو تا رنگ کمرنگ زده سه تا شو جیغ زده میگن ترکیب نود با جیغ خیلی قشنگه مردم دوست دارن
منم آبی و سفید بافتم قرمز هم حاشیه اش یکم پر رنگ تر اون دو رنگ میگه زشته کسی نمیخوره ولی من نا امید نمیشم اگر من اون رنگا رو بافتم پس هدایت خداوند بوده پس مشتری هم داره کسی که لاک دستشو این رنگی انتخاب میکنه تازه خیلی تفاوت داره با هم لباسم دوست داره این رنگی باشه
منم علاقم دنبال میکنم از این شاخه به اون شاخه نمیکنم بگم نه از این نمیتونم درآمد کسب کنم برم کار دیگه کنم علاقه ام دنبال میکنم بقیه اش میسپارم به خدا
استاد قبلنا من اینجوری نبودم که خیلی زیاد بخورم منم به اندازه خودم زیاد میخوردم چون اگر نمیخوردم چاق نمیشدم استاد الان یادم افتاد که هنوزم فکر میکنم خوردن باعث چاقی میشه درسته ولی وقتی سیر باشی خوردن باعث چاقی میشه
من اون روزا همیشه رژیم میگرفتم الانم عکس پروفایلم برای ۴۵ یا ۴۳ سالگیم همون روزهایی که همیشه رژیم بودم هنوز موضوع تیروئید بیماریها وسط نیومده بود
اون روزا که از این آگاهیها بهرهای نبرده بودم الانم تازه درک کردم خجالت میکشم که بارها شنیده بودم ولی من به نظرم به اندازه نیاز بدنم غذا میخوردم
خوب همین طور هم بود ولی فقط شبهایی که خوابم نمیبرد مجبور بودم از رختخواب بیام پایین تا دورگباره خوابم بگیره اون روزا که نه تا همین دفعه قبل گرسنه میشدم گاهی یه چیزی میخوردم این دفعه که دیشب بود گفتم نه من سیر هستم بدن من نیازی به غذا نداره تا سه ساعت بعد یه رفلاکس شدید گرفتم احساس گرسنگی داشتم یکم نون و پنیر خوردم دقیقا نصف چیزی که دفعات قبل میخوردم هر چی گشتم قرص معده رو پیدا نکردم مجبور شدم یه چیزی بخورم تا معده ام خوب بشه بتونم بخوابم
ولی باید هواسم باشه که چطور غذا میخورم ایمان داشتم دارم که به اندازه نیاز بدنم غذا میخورم خوب گاهی بچه ها ساعت ۹ اینا شامشونو میخورن من اگر خیلی گرسنه نباشم نمیخورم هر وقت گرسنه شدم میخورم در نتیجه ممکن ساعت ۱۲ شب قبل از خواب باشه میخورم و میخوابم خوب نیاز بدنم اضافه نمیخورم
ولی زمانیکه خوابم نبره طبق درسی که یاد گرفتم فکر میکردم باید چیزی بخورم ولی این دفعه گفتم استاد گفتن ممکن از این نوع مواد غذایی استفاده کنید نگفتن که حتما باید بخوری پس من نمیخورم نیاز ندارم نخوردم
من علاقه به لاغری هم دارم ولی گاهی که دلم میخواد میبینم خیلی وقت مثلا ژله نخوردم میرم میخرم و میخورم ولی خدارو شکر رفتارم بینهایت تغییر کرده من دفعات قبل یه دونه ژله رو کامل تنهایی میخوردم یعنی میتونستم بخورم و معمولا یکی درست میکردم با همسرم میخوردیم ولی این دفعه تمایل به خوردنش نداشتم نصفه خوردم وقتی درست کردم دیگه نمیتونستم بخورم و کلا دیگه تمایلی به خوردن
ژله های دیگه نداشتم من فکر میکردم چون خیلی وقت نخوردم حتما زیاد میخورم ولی خدارو شکر خداروشکر نتونستم بخورم فقط ژله هلو نصفه خوردم بعدا از ژله انگورم یکم خوردم دیگه نخوردم اصلا دیگه میگن نفسم کشته شد دیگه اصلا دوست نداشتم ژله میدیدم تو یخچال ولی دست نمیزدم
من خدارو شکر رفتار اشتباه زیاد ندارم مثلا اون روزا میتونستم دو تا بستنی پشت سر هم بخورم الان دیگه نمیتونم بخورم یکی اونم به زور بخورم که معمولا یکی میخرم با همسرم میخوریم
یا خدارو شکر تنقلات خیلی نمیخورم سعی میکنم بجای وعده غذا هم مصرف نکنم غذای سالم بخورم
اینو هم درک کردم که تغییر کردن اینجوری نیست که دستم قفل بشه یا دهانم باز نشه که من چیزی بخورم خودم احساس میکنم دیگه میلی به خوردن اون چیز ندارم مگر اینکه اون چیز خیلی وقت باشه نخورده باشم مثل ژله اونم خدارو شکر نتونستم بخورم
من میدونم که من مسئول صد در صد زندگیم هستم مسئول خوردنم مسئول خوابیدنم مسئول اوضاع مالیم و مسئول تک تک بخشهای زندگیم هستم و خودم متوجه میشم کجای کارم اشتباه یا چه رفتاری دارم اشتباه دیکه انجامش نمیدم اینو خدارو شکر یاد گرفتم
میدونید استاد من خداروشکر خیای از افکارم و رفتارم دقیقا مشابه افراد متناسب شده
مثلا چند روز پیش دخترم کاکائویی خرید شکل تخم مرغ کوچولو با ضر ورق پوشیده شده اون روزا خوشمزه بود این بستگی با کارخونه اش داره یعنی مارکش داره دخترم فقط دید اون مدل خرید و من خیلی نخوردم چون به دهنم مزه نداد خوشمزه نبود کلش اگر چهار تا خورده باشم
من خدارو شکر به نتیجه اعمالم حساس هستم مثلا من پفیلا پنیری خیلی دوست داشتم الان کم مزه شده دیگه مزه پنیر نداره خیلی دوست ندارم
اون روزا یه مدت میدیدم عه دارم خیلی پفیلا پنیری میخرم درستکه همه با هم میخوردیم اما من بیشتر میخوردم من گاهی گرسنه هم میشدم میخوردم میدیدم زود به زود دارم میخرم با خودم گفتم هی خانم هواست هست داری زیاده روی میکنی و دیگه نخریدم تمام شد تا نمیدونم چند ماه پیش چند روز پیش دو تا خریدم با هم خوردیم
یا یه مدت میدیدم دارم زیاد بستنی میخورم گفتم زیاده روی نخوردم دیگه
ولی چون میدونم به اندازه نیاز بدنم میخورم خیلی زیاد سخت نمیگیرم
استاد یه روزهایی هم دارم خیلی کم غذا میخورم یه روزهایی هم دارم نسبت به چند روز پیش بیشتر غذا میخورم ولی احساس میکنم درک میکنم نیاز بدنم وگرنه من به فشار شکم میرسم اگر فقط دو تا لقمه زیاد بخورم آنقدر اذیت میشم که میگم چرا این کارو انجام دادی تو این رفتار زشت نداشتی الان شده دو تا لقمه بمونه نمیخورم تازه هر غذایی هم نمیخورم
من رفتارم اشتباه باشه ورک میکنم در هر جنبه از زندگیم ها اگر تند حرف بزنم با همسرم همون لحظه متوجه میشم میگم از تو بعید چرا این رفتار داشتی و یه جوری ازش معذرت خواهی میکنم
و استاد اینم بگم رفتار همسرم خیلی تغییر کرده دیروز دیدم به خریده آورده گفتم به خریدی گفت آره گفتم تو دوست داری خریدم این کارو نمیکرد مگر اینکه من میگفتم چند بار ولی الان خودش خرید منم خیلی ازش تشکر کردم که یادش بوده من چی دوست دارم
منم از زمانیکه وارد این مسير الهی شدم رفتارم مهم شده این چند وقته شاید یکسال میشه رفتارم خیلی مهم شده که زیادی نخورم رفتار اشتباه داشتم بارها شده از وقتی تصمیم گرفتم غذای سالم مصرف کنم گاهی شده بایگت خوردم گرسنه بودم گاهی پفیلا خوردم اشتباه داشتم ولی خدارو شکر نسبت به چند ماه قبلم خیلی خوب عمل میکنم
اونم خیلی وقت بود بایگت نخورده بودم یه روز دیدم یادم افتاد عه بایگت دو تا خریدم خوردم همون موقع یعنی وقتی گرسنه شدم
استاد بخدا هر چقدر ازتون تشکر کنم بازم کمه چون من همون گام اول کلی تغییرات داشتم دیگه عادتی که چند سال قبل داشتم الان به هیچ وجه ندارم بینهایت بار به توان تیلیارد سپاسگزارم آگاهی شما آنقدر جامع و کامل بوده که منو ۱۸۰ درجه تغییر داده الانم وقتی میبینم یه عادتی رو یه کاری رو دارم زود به زود انجام میدم سریع متوجه میشم سریع کات میکنم
اینم هست که من نسبت به شما استاد عزیزو گرامیم اضافه وزن کمتری تجربه کردم خوب طبیعی هر کس دیگه ای باشه نسبت به اضافه وزنش عادتهای دیرتر تغییر میکنه ولی ایمان دارم که تغییر میکنه چون به بهترین شکل ممکن تغییر کردن تجربه کردم بینهایت سپاسگزارم
من هم لباس تنگ دارم ولی از اول به من تنگ بوده و بعضی لباسها رو هم خریدم فکر میکردم اندازم میشه ولی تنگ بوده نپوشیدم الانم گاهی میرم اونو برمیدارم یادم نمیاد که این برام تنگ وقتی میپوشم میبینم برام تنگ بادم میافته که از قبل برام تنگ بوده خدارو شکر لباسهام دائم دارن گشاد و گشاد تر میشن خدایا شکرت
اینم درک کردم که یادم شما گفتید تا یه جایی رو با ذهن کنترل میکنیم از یه جایی به بعد تو هم باید بیایی وسط که اون همون جایی بود که وقتی ما سیر هستیم چیزی نخوریم و یا هواسمون باشه که این رفتار من اشتباهه آیا من میخوام رفتار اشتباه تکرار کنم یا نه تصمیم میگیرم رفتار صحیح انجام بدم در نتیجه نمیخورم رفتار اشتباهم تکرار نمیکنم
من سختم نبود بپذیرم من درکی ازش نداشتم بعدا شما گفتید اونها رو تجربه و زندگی میکنید گفتید دوستی گفته من گفتم مثلا من به اندازه نیاز بدنم غذا میخورم الان اصلا نمیتونم یه لقمه بیشتر بخورم الان دارم اون جمله رو زندگی میکنم
قبلا خیلی این کارو انجام میدادم همه و همه رو مقصر میدونستم جرا چون شرایط من اینه من مشکل دارم ولی الان درک میکنم خودم مسئول همه چیز هستم و داستان دو نفر و دعوا سنگ و خوردن سنگ به من حفظ هستم همون باعث شد من درک کنم که من مسئول صد در صد زندگیم هستم
اسناد گاهی هم متوجه نمیشم چرا من در این همزمانی هستم من چکار کردم الان در این شرایط هستم میگم حتما یه فکر منفی داشتی که باز تابش این بوده تو در این شرایط قرار گرفتی
خدارو شکر میکنم بخاطر فایل چشم زخم من همون فایل اولش و گوش دادم اما بخوبی درک کردم موضوع چشم زخم و دیگه به موضوع چشم زدن عقیده ندارم
من زمانیکه میرفتیم باغ به بهانه های مختلف گاهی رفتار اشتباه داشتم الان از باغ اومدی کا داشتی خسته هیتی بستنی بخور انرژی از دست رفته جایگزین بشه بسیار رفتار اشتباهی بود
چرا من انرژی شاید از دست داده بودم اما غذا مثلا جوجه خوردم انرژی منجایگزین میشه و خوردن دوتا بستنی یکیش زیادی بود وقتی دیدم این بهانه ها به دلایل مختلف تکرا ر میشه قط اش کردم
رفتار اشتباه واقعا اشتباهه دلیل نمیشه من تکرارش کنم خوردن دو تا بایگت پشت سر هم اشتباهه نیاید بخورم تصمیم گرفتم هر چیزی میخوام یه دونه بخرم بخورم تمام دیگه نباید بمونه برای فردا چون خواه یا نا خواه باعث رفتار اشتباه میشه
تصمیم گرفتم همون موقع خرید بگم کی میخوره اگر نخواستن الکی برای اونها تهیه نکنم چون نمیخورن و من خودم فردا میخورم یه رفتار اشتباه دیکه
من به قدرت جاذبه بینهایت اعتقاد دارم و میدونم واقعا که افراد مشابه افکار مشابه رفتار مشابه یکدیگر جذب میکنن و ایمان دارم بهش
استاد برای اینکه زیاد فایل گوش بدم تصمیم گرفتم هد فون تهیه کنم که بتونم راحتر بهتر فایلها در دسترسم باشم گوشش کنم
استاد استاد به این دوستم تبریک میگم واقعا این موضوع هم در شمار کلید طلاییها قرار میگیره واقعا بهشون آفرین میگم از درکی که داشتن دوست عزیزم بهتون افتخار میکنم که یه چنین موضوعی درک کردید و باعث شدید منم اون موضوع درک کنم من البته اینو بگم یکم درک کرده بودم ولی نمیدونستم چکار کنم که بهبود حاصل بشه
من خدارو شکر با شوق و ذوق دوره رو تهیه میکنم و خدارو صد هزار بار شکر هم تا آخر دوره همون شوق و ذوق دارم چون میگم خوب این گام برداشتم تموم شد فایل جلسه بعد دانلود کنم ببینم خداوند چه اگاهیهایی رو برای من در نظر گرفته با شوق زیاد اونم گوش میدم تمرینشو مینویسم چون برای اولین باری که گوشش میکنم برام تازگی داره
من خدایی وقتی بخوام فایل درسیم گوش بدم میشینم هیچ کاری انجام نمیدم فایل گوش میدم تمرین هم مینویسم و بخوام فایل تصویری هم گوش بدم هیچ کاری نمیکنم موقع فایل گوش دادن نه گاهی میشه که تلفن زنگ میزنه موقع گوش دادن باید جواب بدم گاهی برای بچه ها غذاشونو میارم ولی بیشتر اوقات تنهایی هستم فایل گوش میدم تمرین مینویسم گاهی هم هنگام بافت چون میخوام تلوزیون صداشو نشنوم هد ست میزارم فایل گوش میدم ولی بیشتر مخصوص فایل میشینم گوش میدم
خوابن که اصلا نمیبره تلوزیون هم اصلا نمیبینم
من این کار رو هم انجام میدم یه مبل تک نفره با یه میز عسلی هست من گاهی روی مبل میشینم تمرین مینویسم فایل گوش میدم گاهی هم میشینم روی زمین میز میزارم جلوی خودم فایل گوش میدم تمرین مینویسم
نوشتنی ها مو مینویسم از میز استفاده میکنم دقیقا گوشه ای از پذیرایی
موبایلم اگر یک دفعه جواب ندم همه نگران میشن یهو میبینم کلی پیام اومده کجایی به این میگن موبایل همراه برای همین زنگ بخوره جواب میدم معمولا هم زنگ نمیخوره
استاد من از پاسخهایی که شما به من میدید خیلی طول نمیکشه ولی بازم بهترین پاسخ من درس میگیرم آرام میشم
من پر انرژی ترین تایمم میام فایل درسهام گوش میدم تمرین مینویسم من معمولا تمرینهایی که انجام میدادم برای گام سوم از هر وقت که بیدار میشدم شاید نیم ساعت بعد گاهی هم همون موقع شروع میکردم تا زمانیکه تموم بشه و من معمولا چند ساعت طول میکشید تا تمرین بنویسم
استاد من الان کاملا متوجه میشم که دارم کار اشتباهی انجام میدم یا نه کارم صحیح من الان داشتم جاتون خالی شنسل درست میکردم و گرسنه هم بودم همون جا روی گاز خوردم من میدونم این رفتار من اشتباه که روی گاز غذا بخورم اونم داغ داغ بخورم اما گفتم من گرسنه ام غذا مو میخورم دیگه سر سفره چیزی نمیخورم یا اگر خیلی گرسنه نباشم نمیخورم با بچه هد بخورم من خیلی وقت بود این عادت اشتباه تکرار نکرده بودم ولی به محض انجام دادم متوجه شدم یادم اومد که رفتارم اشتباه ولی گرسنه بودم
من خدارو شکر میان وعده ندارم بنام غذا شاید گاهی دلم یه میوه بخواد میخورم اونم معمولا گرسنه هستم صبحانه نخوردم و گرنه میان وعده ندارم چیزی نمیخورم
گاهی میشه ناهار نمیخورم عصر گرسنه میشم یه چیزی میخورم ولی میان وعده نیست
من خدارو شکر دیگه چیزی بنام عاشقشم ندارم شنسل دوست دارم خیلی وقت هم بود درست نکرده بودم وگرنه روی گاز نمیخورم دیگه هم مثل قبل عاشقش نیستم ولی دوستش دارم
من برای یاد گرفتن باید چه اصولی رعایت کنم
اول اینکه باید یه تایمی رو انتخاب کنم که آرامش داشته باشم نگران این نباشم که باید غذا درست کنم و ……
دوم اینکه هواسم جمع کنم ببینم استادم در فایل چی میگه
سوم اینکه هر کجا که دیدم حس کردم این نکته مهم چند باز اون موضوع برای خودم تکرار کنم تا در ذهنم ثبت بشه
چهارم اینکه هواسم به عملکردم در طول روز باشه رفتار اشتباهی تکرار نکنم
پنجم اینکه باید یاد گرفتن یاد بگیرم
آنقدر تجسم استفاده میکنم برای تجربه کردن خواستهام
من خدارو شکر بهترین الگو دارم که اونم لاغری با ذهن
منم میخوام هدفون تهیه کنم تا بتونم ساعات بیشتری از روز افکار مثبت داشته باشم
نشان های دریافت شده
به نام خداوند خوبم
سلام استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم
روز ۵۰
۱ـمتناسب بودن چه حسی داره؟
۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟
۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟
۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟
متناسب بودن بهترین حس زندگیمه .متناسب بودن بهم احساس آرامش واقعی میده .متناسب بودن باعث میشه از زندگی بسیار بسیار لذت ببرم .متناسب بودن بهم حس آزادی و رهایی از افکار مربوط به چاقی و خوردن میده .متناسب بودن بهم حس قدرتمندی و تسلط بر ذهن و زندگیم میده .متناسب بودن بهم حس جذابیت ، جوانی ،زیبایی ، نشاط ، اعتماد بنفس،عزت نفس ،اراده ،ارزش و لیاقت میده .
از اینکه هر روز از دیدن خودم ذوق میکنم و لبخند به لبم میاد لذت میبرم .از اینکه جسمم بسیار راحت و سبک شده لذت میبرم .از اینکه در نشستن ، برخواستن ،خوابیدن ، راه رفتن بسیار راحت و بدون سختی هستم لذت میبرم .از اینکه هر لباسی ، در هر رنگی ، دلم می خواهد می توانم بپوشم لذت میبرم .از اینکه پیاده روی طولانی مدت می توانم برم لذت می برم .
همسرم از اینکه لاغر شدم خوشحال شد ، گفت آفرین خوب کاری کردی ، بسیار بهت میاد لاغری ، جذاب تر شدی ،مبارکت باشه .دوستم زینب گفت وااااای چقدر تغییرات عالی داشتی ، آفرین نشمیل بهت میاد خیلی ، خیلی خوبه این همه تغییر سایز و وزن ،من همیشه به قدرت ذهن ایمان داشتم .مادرم اشک شوق ریخت ،گفت خدایا شکرت دخترم به آرزوش رسید ، بسیار زیباتر شدی عزیز دلم.برادرانم ، خواهرم و خواهرزاده هام خیلی براشون جالب بود که چیکار کردم تا این حد اندامم زیبا و لاغر شده ، گفتن آفرین ، بهم ما هم بگو چیکار کنیم خوش اندام بشیم ، گفتند خیلی زیباتر و جوانتر شدی ، لباسها بسیار به تنت زیبا شدند .
من افکارم خیلی تغییر کرده مثبت اندیش شدم .افکار منفی رو رها می کنم .کنترل ذهن پیدا کردم .توجهم به مواد غذایی کمتر شده .شخصیت یه فرد کاملا متناسب با افکار و رفتار صحیح پیدا کردم .
باید تمریناتم رو ادامه بدم ،همیشه .باید حس لاغری رو در خودم بیشتر کنم .باید انتظار لاغری رو در خودم بیشتر کنم .باید تجسم لاغری رو هر شب انجام بدم حتما .باید شکر خداوند رو بکنم برای تمام نعمت هایی که بهم داده .
« سپاسگذارم خدای مهربانم »
« استاد گرامیم ممنونم »
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربانم
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیرم
روز ۴۹
۱ـمتناسب بودن چه حسی داره؟
۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟
۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟
۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟
متناسب بودن بهم حس لذت بردن از زندگی میده .متناسب بودن بهترین احساسی ست که تا الان تجربه کردم .متناسب بودن بهم حس آزادی و رهایی از افکار منفی و هر فکری در مورد چاقی و خوردن میده .متناسب بودن بهم حس قدرتمندی و تسلط بر ذهن و زندگیم بهم میده .متناسب بودن بهم حس جذابیت ، جوانی،زیبایی،شادی،اراده ،اعتماد بنفس،عزت نفس ، ارزش و لیاقت میده .
از اینکه عاشق اندامم شدم ، از دیدن خودم ذوق میکنم ،لبخند میزنم ، میگم شکرت خدایا ،این من هستم در این اندام زیبا ، بی نهایت لذت میبرم .از اینکه هر لباسی در هر رنگی که دلم می خواد می تونم بپوشم بی نهایت لذت میبرم .از اینکه به راحتی کارهام رو انجام میدم ،در زمان کمتری ، بسیار لذت میبرم .از اینکه پیاده روی طولانی مدت می تونم برم ،بی نهایت لذت میبرم .از اینکه جسمم لاغر و بدون چربی اضافه شده ، بی نهایت لذت میبرم .از اینکه سبک و سلامت شدم بی نهایت لذت میبرم .
همسرم وقتی من رو دید شوکه شد گفت آفرین نشمیل ، چقدر تغییر کردی ،واقعا لاغری بهت میاد ، چقدر جذاب تر شدی ، خیلی خوبه این همه تغییر ،مبارکت باشه .مادرم اشک شوق ریخت وقتی این اندام لاغر من رو دید ، گفت خدایا شکرت که دختر نازنینم به آرزوی لاغری ش رسید ،چقدر زیباتر شدی عزیز دلم .دوستم زینب گفت واااااای نشمیل چیکار کردی دختر ،خیلی عالی لاغر شدی ، چقدر خوبه این همه سایز و وزن کم کردی ، من همیشه به قدرت ذهن ایمان داشتم .برادرانم ،خواهرم و خواهرزاده هام همشون تعجب کردند از اندام کاملا متناسب من و گفتند زیباتر شدی ،لباسها به تنت خیلی زیبا شدن ، تبریک گفتند و ازم خواستند راهنماییشون کنم برای لاغری ، منم سایت تناسب فکری رو بهشون معرفی کردم .
من توجهم به مواد غذایی خیلی کمتر شده .من تا زمانی که واقعا گرسنه نباشم چیزی نمی خورم .من به نیاز جسمم به خوردن توجه میکنم .من کنترل ذهن پیدا کردم .من افکار منفی رو رها می کنم .من مثبت اندیش شدم .من رفتار غذاییم خیلی عوض شده و مانند یه فرد کاملا متناسب با رفتار غذایی صحیح رفتار می کنم .من افکارم خیلی تغییر کرده و مانند یه فرد کاملا متناسب با افکار صحیح یعنی بدون هیچ فکری در مورد چاقی ،فکر می کنم .
باید بتونم مواد غذایی که مورد علاقه م نیست رو نخورم و راحت تر با دور ریختن هر ماده ی غذایی که میل به خوردنش ندارم کنار بیام ،من خیلی بهتر از گذشته عمل می کنم ،اما بازم در این زمینه ضعف دارم و باید تصحیحش کنم .(همین امشب یه لحظه از این رفتار خودم خیلی بدم اومد ،مادر شوهرم یه غذایی درست کرده بود و بعد از ظهر که یه سر رفتم خونشون گفت این رو ببر شب بخورید ،من وقتی ازش خوردم طعم لیمویی که داخلش بود تلخ بود ، بعد به همسرم گفتم نمی خوای ازش بخوری ، بعد همسرم گفت این که یکم تلخ هست ،بعد متوجه شدم که این غذا رو باید دور بریزم وقتی از طعمش خوشم نمیاد ، تازه اگر غذایی بسیار هم خوشمزه باشه ،باز وقتی سیر شدم یا سیر بودم نباید بخورم ،چه برسه به غذایی که از خوردنش لذت نمی برم ،این غذا رو دور ریختن و تصمیم گرفتم بیشتر تغییر کنم در این زمینه .)باید حس لاغری رو در خودم بیشتر کنم .باید انتظار لاغر شدن رو در خودم بیشتر کنم .باید تجسم لاغری رو با دقت بیشتری انجام بدم .باید تمریناتم رو هر روز انجام بدم .باید در این مسیر تکرار کنم مطالب رو ، بیشتر وارد زندگیم کنم ، عمل کنم به آگاهی ها .
« خدایا شکرت … »
« استاد گرامیم سپاسگذارم »