0

جلسه سوم: قدرت تخیل لاغری

تصویر لاغری ذهنی ذهن ناخودآگاه قدرت تخیل
اندازه متن

🧠✨ تجسم لاغری با قدرت تخیل یعنی استفاده از یه موهبت خدایی که همیشه همراهمونه: تخیــل!

تصور کن شب‌ها قبل از خواب، چشمهات رو ببندی و خودتو با اندامی متناسب، سبک و رها ببینی… درست مثل یه رویا که توی بیداری هم ممکنه. 🌙💫

خدا این قدرت رو تو وجودت گذاشته، تا هر لحظه که بخوای بتونی ازش برای ساختن یه نسخه جدید از خودت استفاده کنی.

و حالا وقتشه از این هدیه الهی برای رسیدن به آرزوی تناسب اندامت استفاده کنی… 🕊️💖

🌌 قدرت تخیل؛ پلی به دنیای لاغری ذهنی

تا حالا شده شب، وقتی سرت رو روی بالش می‌ذاری و کم‌کم از دنیای واقعی جدا می‌شی، یه تصویر واضح از خودت توی اندامی متناسب و دلخواه ببینی؟ ✨

تو اون لحظه‌ای که به خواب عمیق فرو می‌ری، در واقع ذهنت داره وارد قلمروی ناخودآگاه می‌شه؛ جایی که همه‌چیز برنامه‌ریزی می‌شه. 📡🧠

همین لحظه‌ها، طلایی‌ترین زمان برای تجسم لاغری با قدرت تخیل هستن.

ذهن ناخودآگاهت فقط طبق برنامه‌ عمل می‌کنه؛ نه سؤال می‌پرسه، نه قضاوت می‌کنه، نه شک می‌کنه. هرچی رو که توی تخیلت باور کنی، همون رو دنبال می‌کنه… چه برای چاق شدن باشه، چه برای متناسب شدن! 🌀

⚖️ تو انتخاب می‌کنی؛ به نفع خودت یا به ضرر خودت؟

واقعیت اینه که سال‌هاست از قدرت تخیلت استفاده کردی، اما نه برای لاغری… برای چاق‌تر شدن!

هر بار که خودتو ناتوان تصور کردی، هر بار که گفتی «من همیشه چاق می‌مونم» یا «من از این هیکل خسته‌م»، تصویر ذهنی چاقی رو محکم‌تر کردی. 🧱

حالا وقتشه از همین قدرت برای ساختن یه تصویر تازه استفاده کنی:

📌 تصویری از یه بدن سالم، سبک، متناسب، پرانرژی!

اینجاست که تجسم لاغری با قدرت تخیل تبدیل می‌شه به یکی از قوی‌ترین ابزارهای تو برای تغییر واقعیت فیزیکی‌ت.

🔁 چرا فقط تلاش فیزیکی کافی نیست؟

شاید رژیم گرفتی، ورزش کردی، قرص خوردی…

اما تا وقتی تصویر چاقی توی ذهنت فعاله، هر کاری کنی به نتیجه نمی‌رسی. چون تخیل، خیلی قوی‌تر از اراده لحظه‌ایه.

همه اون شکست‌ها فقط به‌خاطر یه چیز بودن: تصویر ذهنی تغییر نکرده! 🖼️

هیچ رژیمی، تصویر ذهنی رو عوض نمی‌کنه. هیچ باشگاهی قدرت تخیل تو رو برنامه‌ریزی نمی‌کنه. این کار فقط از درون تو برمیاد!

🧳 تخیل؛ سفری بی‌مرز به سوی تناسب

انیشتین یه جمله معروف داره که می‌گه:

«علم محدوده… اما تخیل بی‌مرزه!» 🌍✨

و حالا این واقعیت برای تو هم صدق می‌کنه.

💡 شرایط بدنی الانت، فقط نتیجه‌ی تخیل‌های دیروزه.

و اگه الان تصمیم بگیری تصویر لاغری رو توی ذهنت جایگزین کنی، آینده‌ات همون شکلی خواهد شد.

🚀 از رؤیا تا واقعیت؛ فقط با استمرار

اگه اضافه وزن داری، اما همچنان با آموزش‌های لاغری ذهنی همراهی می‌کنی، یعنی تو در حال ساختن رؤیای تناسب خودتی.

و اگه از تجسم لاغری با قدرت تخیل به‌صورت مستمر استفاده کنی، بدن تو نمی‌تونه تغییر نکنه…

📈 تغییر حتمیه، چون تصویر ذهنی جدید داره دائماً بهش فرمان می‌ده!

توضیحات تجسم لاغری

فایل صوتی را با دقت گوش کنید.

تجسم لاغری با قدرت تخیل

🌟 نکات ضروری برای موفقیت در تجسم لاغری با قدرت تخیل

وقتی تصمیم می‌گیری با تجسم لاغری با قدرت تخیل مسیرت رو عوض کنی، خیلی مهمه بدونی چطور از این هدیه بی‌نظیر خدا استفاده کنی.

در ادامه، چند نکته مهم رو باهم مرور می‌کنیم که مثل چراغ راه در مسیر لاغری ذهنی تو عمل می‌کنن 🔦✨

✅ ۱. قلمرو تخیل فقط متعلق به توئه!

تخیل، یه دنیای شخصیه. هیچ‌کس جز خودت نمی‌تونه واردش بشه، حتی با زور! 🛡️

پس لطفاً این فضای پاک رو با تخیل درباره شرایط دیگران، غیبت یا درگیر شدن با حرف‌های منفی آلوده نکن.

📌 هر بار که حواست به زندگی دیگرانه، یعنی توجه‌ت از آرزوهای خودت برداشته شده.

و این یعنی تخیل‌ات داره قدرتش رو از دست می‌ده.

✅ ۲. روی خواسته‌هات تمرکز کن، نه ترس‌هات

وقتی از قدرت تخیل استفاده می‌کنی، باید مراقب باشی که تصویری که می‌سازی همسو با خواسته‌ت باشه نه برعکس!

❌ فکر کردن به چاقی

❌ گفتن اینکه «من نمی‌تونم لاغر شم»

❌ باور به اینکه «من هیچ‌وقت موفق نمی‌شم»

همه‌ش یعنی استفاده از تجسم لاغری با قدرت تخیل در جهت اشتباه 😓

✅ به جای اون‌ها بگو: «من هر روز دارم به اندام ایده‌آلم نزدیک‌تر می‌شم.»

✅ «بدنم داره با تصویر ذهنی جدیدم هماهنگ می‌شه.»

این‌طوری ذهن ناخودآگاهت، دستور درست رو دریافت می‌کنه. 🧠💡

✅ ۳. به چیزهایی فکر نکن که نمی‌خوای واقعی بشن

هر فکری که توی تخیلت می‌ساز‌ه، یه دونه است که توی خاک ذهنت کاشته می‌شه. 🌱

اگه نمی‌خوای اون فکر توی زندگیت سبز بشه، اصلاً بهش اجازه ورود نده!

✅ ۴. گذشته رو مرور نکن!

مرور خاطرات تلخ و شکست‌های قبلی، فقط قدرت تخیلت رو ضعیف می‌کنه.

هر بار که به تجربه‌های ناموفق رژیم، ورزش یا دوباره چاق شدن فکر می‌کنی، داری تخیل‌ت رو به ضررت فعال می‌کنی ⛔

بیاین باهم قول بدیم گذشته رو همون‌جا بذاریم و فقط به آینده‌ای که قراره با تجسم لاغری با قدرت تخیل بسازیم فکر کنیم. 🔮✨

✅ ۵. هیچ‌کس حق نداره تخیل تو رو قضاوت کنه!

تو فقط به باور خودت نیاز داری نه تأیید بقیه.

هیچ‌کس نمی‌تونه بگه رؤیای لاغری‌ت امکان‌پذیر نیست؛ چون اون‌ها توی دنیای ذهنی تو زندگی نمی‌کنن.

🌟 تصویر ذهنی‌ات از تناسب، کاملاً شخصیه و هر وقت تو بخوای، می‌تونه واقعی بشه.

✅ ۶. شرایط فعلی‌تو جدی نگیر!

ممکنه الان چاق باشی، اما این فقط نتیجه تخیل‌های قبلیه.

نذار ذهن منفی‌گو بهت بگه که «این تصورات خنده‌دارن!» 😏

اون صدا رو ساکت کن و بدون که شرایط الان هیچ اهمیتی نداره.

تو فقط باید با تکرار تمرین‌ها، تجسم لاغری با قدرت تخیل رو به مسیر غالب ذهنت تبدیل کنی.

همین و بس. 💪💖

تجسم لاغری با قدرت تخیل

مدیتیشن تجسم لاغری

✨ تخیل قوی‌تر از عضلات!

برخلاف قدرت جسم که نیاز به تمرین و تقویت داره، قدرت تخیل همیشه در قوی‌ترین حالتشه 💥

اما چیزی که تعیین می‌کنه ازش نتیجه بگیری یا نه، فقط باور توئه!

اگه باور داشته باشی که تجسم لاغری با قدرت تخیل می‌تونه تو رو به رؤیای تناسب اندامت برسونه، واقعاً همون اتفاق می‌افته.

✅ چون ذهن ناخودآگاه، چیزی رو باور می‌کنه که تکرار بشه… نه چیزی که در ظاهر واقعیه.

🌙 چرا شب‌ها تجسم می‌کنیم؟

تمرین تجسم قبل از خواب، برای قوی‌تر شدن تخیل نیست، چون تخیل خودش قویه! 🧠

هدف این تمرین‌ها اینه که صدای منفی ذهن منطقی رو که مدام می‌گه: «نمی‌تونی! نمیشه!» خاموش کنیم 🤫

وقتی شب‌ها توی سکوت و آرامش، شروع می‌کنی به تصور بدن دلخواهت…

وقتی خودتو توی لباس‌های موردعلاقه‌ات می‌بینی،

وقتی سبکی و انرژی رو با تمام وجود حس می‌کنی…

🌀 تجسم لاغری با قدرت تخیل دقیقاً همون لحظه وارد عمل می‌شه و به بدن فرمان تغییر می‌ده.

هر شب که این کار رو تکرار می‌کنی، یک قدم دیگه به بدنی که دلت می‌خواد نزدیک‌تر می‌شی.

نه با زور، نه با اجبار… فقط با قدرتی که همیشه باهات بوده، اما حالا آگاهانه ازش استفاده می‌کنی ✨🌙

✍️ تمرین عملی – تجسم لاغری با قدرت تخیل

تمرین امروز طراحی شده تا بهت کمک کنه تجسم لاغری با قدرت تخیل رو وارد زندگی‌ت کنی و کم‌کم ذهن ناخودآگاهت رو با تصویر جدیدت هماهنگ کنی. 🌟

  1. متن این جلسه رو با دقت بخون و روی نکاتش مکث کن. هر جمله می‌تونه جرقه‌ای باشه برای ساختن ذهنی متناسب 🧠✨
  2. فایل صوتی توضیحات تجسم رو گوش بده 🎧 و برداشتت رو در بخش نظرات بنویس. صدای تو، الهام‌بخشه!
  3. در یک فضای آروم، فایل مدیتیشن تجسم لاغری رو پخش کن. اجازه بده احساس سبکی، لذت و آزادی درونت فعال بشه 🕊️💖 و بعد حس‌ات رو با ما به اشتراک بذار.
  4. امشب حتماً قبل از خواب با تجسم بدنت در حالت ایده‌آل بخواب برو 🌙 اگر شرایط استفاده از هدفون رو نداری، حتماً در طول روز این تمرین رو انجام بده تا ذهنت با این مسیر آشنا بشه.
  5. تجربه‌ت از این جلسه رو می‌تونی توی بخش نظرات بنویسی یا حتی به‌صورت ویس توی گروه دورهمی لاغری با ذهن یا تلگرام برامون بفرستی 🎤😊

🎯 هدف ما اینه که با تکرار و تمرین، تصویر ذهنی لاغری رو اون‌قدر واقعی کنیم که بدنت هم باهاش هم‌جهت بشه. همین امروز شروع کن!

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.48 از 109 رای

https://tanasobefekri.net/?p=45124
270 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مرجان
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۷ ۱۲:۴۸
      مدت عضویت: 1006 روز
      امتیاز کاربر: 2945 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 52 کلمه

      هوالرزاق 

      سلام خدمت استادگرامی 

      استادمن خیلی تصویرسازیم ضعیف بود تقریباسال ۹۸بادوره تناسب آشناشدم واونجاتصویرسازی رویادگرفتم

      اماخیلی به خودم فشارمیوردم

      اماکم کم یادگرفتم

       اولیل خوابم می‌پرید 😅

      امابه مروریادگرفتم وبااون حالت خوابم میبرد

      امایادنگرفتم که بایدعادت من بشه وازدوره دورشدم

      اما خوشحالم که دوباره بانحوه بهتری میتونم این تصویرسازی روانجام بدم

      خیلی عالی بودباصدای شما ومیخوام که عادت کنم بدون صداتصویرسازی کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فهيمه
        ۱۴۰۳/۰۶/۲۸ ۰۰:۵۹
        مدت عضویت: 1204 روز
        امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 47 کلمه

        سلام مرجان جان

        منم درباره تصوير سازي زياد شنيده و خونده بودم ولي جديش نگرفته بودم

        اما مدتي هست كه دارم جدي انجامش ميدم ، آرامشم و اميدم بيشتر شده

        ترس ها و نگراني ها از همه آرزوهام كمتر شده كه هميشه ميگفتم اگر نرسم بهشون چي…

        به اميد موفقيت هممون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 7 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مرجان
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۴ ۱۴:۲۴
          مدت عضویت: 1006 روز
          امتیاز کاربر: 2945 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 8 کلمه

          سلام عزیزم الحمدلله که تواین مسیرعالی هستید

          این مسیرنشدنداره 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا کشاورز
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۷ ۱۲:۰۱
      مدت عضویت: 663 روز
      امتیاز کاربر: 5815 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 448 کلمه

      سلام به خدایی که به ما  قدرت تکلم و تعقل و تجسم و تفکر داده.

      خدایا ببین ما با این نعمت هات چه می کنیم. همین قدرت تکلم که بهمون دادی رو برای گفتن از نعمت ها و زیبایی هات کنیم با بشینیم در مورد مسائل روزمون غر بزنیم. باهاش شکرگزار خدا باشیم یا غیبت کنیم و در مورد چیزی که حرصمون رو درآورده حرف بزنیم. از این قدرت تکلممون برای صحبت با دوستان هم مدارمان در مورد خواسته هامون و اهدافمون و هیکل رویایی مون صحبت کنیم یا در مورد ظلم های فلان رئیس یا کارهای لج دربیار دیگران.

      همین قدرت تجسم رو کجا استفاده می کنیم؟ دست خودمونه. ازش در تجسم یک اندام زیبا با ظاهری قشنگ و لباس هایی زیبا استفاده کنیم که قشنگ ما رو می بره توی یه رویای زیبا و احساسمون رو خوب می کنه، یا بیایم درباره حرف فلان فرد که بهمون زده و تموم شده رفته تجسم کنیم که اگه اینو می گفتم این می شد و اگه بعدا اینو بگم چی میشه. همش همون صحنه قبل رو مجدد بازسازی و تجسم می کنیم و بعد هم می گیم چرا مسائل من تموم شدنی نیست. 

      به نظرم آگاهی های این دوره فقط برای تناسب نیست، می شه توی کل مسیر زندگی ازش استفاده کرد.

      ما داریم یاد می گیریم تجسم کنیم و از این قدرت تجسم در رسیدن به خواسته هامون استفاده کنیم، برعکس قبل که از تجسم برای بازسازی صحنه قتل استفاده می کردیم. هر چیز که پیش میومد تا چندین روز بهش فکر می کردیم و صحنه رو تجسم می کردیم و واکنش های دیگه ای که می تونستیم داشته باشیم رو صحنه سازی می کنیم. همین یه نکته که فهمیدیم تجسم چقدر مهمه، باعث می شه دست به عصا تر هر چیزی رو تصور کنیم. و در مرحله بعد آنچه می خواهیم که در حال حاضر تناسب اندامه تصور کنیم.

      حالا چرا ما به راحتی نمی تونیم تصور کنیم؟ چون خودمون رو الان از اون هیکل که داریم تجسم می کنیم دور می بینیم و فکر می کنیم شرایط ما قراره همین طوری باقی بمونه، ما همش به هیکل الانمون فکر می کنیم، و فکر می کنیم شرایط الانمون موندگار و ابدیه، به خاطر همین خیلی وقتها از تجسمی که می کنیم خیلی احساسمون درگیر نمی شه. چون انگار واقعی نمی دونیمش. ولی باید بدونیم هیچ شرایطی توی این دنیا ابدی و همیشگی نیست و ما با تغییر باورها و ذهنیتمون و تغییری که بعدش در رفتارمون ایجاد می شه (به صورت خود به خود) می تونیم شرایط جدید را برای خودمون رقم بزنیم. اگه به این قدرت تغییر باور و ایمان داشته باشیم با خیال خیلی راحت تری تجسم می کنیم و از این بازی جالب کمال لذت را می بریم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 38 از 9 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فهيمه
        ۱۴۰۳/۰۶/۲۸ ۰۱:۰۲
        مدت عضویت: 1204 روز
        امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 47 کلمه

        سلام و درود ليلا جان

        دقيقا چيزي كه گفتيد رو قبول دارم 

        بايد دست به عصا تر حرف بزنيم

        مواظب چيزهايي كه ميشنويم باشيم 

        چون همونطور كه استاد توي صد گام دارن توضيح ميدن هر چي ميشنويم و ميبينيم بعد از تكرار يواش يواش تبديل به نا خودآگاه ما ميشن.

        موفق باشيد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mrmr19791357@gmail.com
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۷ ۱۱:۴۰
      مدت عضویت: 1384 روز
      امتیاز کاربر: 36494 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 477 کلمه

      ب نام خالق زیباییها 

      در مورد افکار یا تخیلات،بله معمولا اگر فردی ب طور ممتد ب موضوعی فکر کند اون موضوع اتفاق می افتد.ولی من نمیدونم ک چرا افکار منفی انگار ب نظرم سریع تر از مثبت ب وقوع می پیوندند.

      واقعا نمیدونم چرا این اتفاق می افتد.ی مثال هست ک میگه هرچی ک بدم میاد سرم میاد.مثلا در دوره شیوع شدید کرونا،خواهر من خیلی خیلی می ترسید خوب البته خودم هم می ترسیدم،می ترسیدم من اگر مبتلا شوم قابل درمان نمی شوم چون وضعم از بقیه بدتر است و خوب در حد خودم رعایت هم می کردم و ی مقدار بیشتر احتیاط می کردم ولی دیگه اینکه هر دقیقه ثانیه خبر رو دنبال کنم ن این طور۰ نبوده.ولی خواهر من هر لحظه خبرها رو دنبال می کرد،هر خبر ضدونقیض رو قبول می کرد.

      خیلی خیلی می ترسید همش نگران بود،ولی من اینقدر ک از چاقی خودم می ترسیدم از هیچی دیگه مخصوصا کرونا نمی ترسیدم.در نتیجه خواهر من مبتلا شد و بقیه خانواده ام رو مبتلا کرد و اونها چن بار مبتلا شدند ولی من با وجود اینکه در کنار خانواده ام بودم خودم خوشبختانه مبتلا نشدم.

      حالا نمیدونم چون بدنم مقاوم تر بوده یا رعایت کردم یا چون بهش زیاد فکر نکردم درهر صورت این مورد برام پیش نیومده.

      ای کاش ک تخیلات مثبت ما هم مثل تخیلات منفی زود ب انجام می رسیدند یعنی منظورم‌ اینه ک سرعت رسیدن ب تخیلات مثبتمون ب اندازه سرعت رسیدن ب افکار منفی مون بود در اون صورت واقعا چی می شد.،

      مثلا سریع ب خواسته های مثبتمون برسیم مثلا اینکه فلان درآمد داشته باشیم فلان کار داشته باشیم،فلان ماشین داشته باشیم یا در مورد خودمون اینکه لاغر و متناسب و سالم باشیم یا اینکه در مورد زندگی مثلا با چنین فردی ازدواج کنیم و هزاران خواسته دیگه.

      پس ب نظر هزاران فکر منفی وجود داره ک مانع تحقق فکر مثبت می شود پس باید تا می توانیم خودمان را از افکار منفیددور نگه بداریم و جای آن را ب افکار مثبت بدهیم.من این فایل رو گوش دادم.جن روز پیش ک داشتم گوش میدادم اینگار ک مثل لالای بوده ی دفعه دیدم خوابم برده.

      شب هم همین طور من قبل اینکه چن دقیقه ب این فایل یا این برنامه فکر کنم سریع خوابم برد.

      یعنی با وجود اینکه تادو شب پیش درد خیلی خیلی شدیدی دلشتم‌،ولی اللن ب نظرم س چهار شب خیل راحت شب تا صبح تخت راحت خوابیدم.خدارو شکر خداروشکر،،،،من ی عادت دارم اگ از خواب بیدار بشم خیلی برام دردسر ایجاد میشه یعنی چن تا گرفتاری ی دفعه برام‌ پیش میاد خارش شدید پوست خشکی گلو ودردهای مختلف ودر نتیجه اختلال خواب والان خدارو شکر چن شبه ک راحت خوابیدم.من قبل اینکه شب ب فکاردلاغری خیلی فکر کنم خیلی سریع خوابم میبره واینکه خوب چون مشغول فکر کردن یا نوشتن مطلب در سایت هم هستم.این هم خودش فکر لاغری هم هست دیگه.

      انشاله هر چه رودتر  زودتر هممون ب آرزوها و خواسته های خوشگلمون برسیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 40 از 8 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فهيمه
        ۱۴۰۳/۰۶/۲۸ ۰۱:۰۶
        مدت عضویت: 1204 روز
        امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 56 کلمه

        سلام دوست عزيز

        چون بيش از ۹۰ % اخبارهايي كه در اطراف ميشنويم منفي هستن 

        بيس ذهن ما منفي شده واسه همين تجسمات منفي بيشتر محقق ميشن

        ولي ميتونيم تغييرش بديم

        و خودمون رو آگاهانه در معرض اخبارهاي مثبت بزاريم تا زيربناي ذهني ما تغيير كنه به سمت مثبت

        حالا ديگه جذب اتفاقات مثبت سريع تر ميشه تا منفي ها

        موفق باشي

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۷ ۱۱:۲۴
      مدت عضویت: 2132 روز
      امتیاز کاربر: 50167 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 146 کلمه

      من فرزانه هدف من بهتر زندگی کردن 

      سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      استاد میخواستم یه چیزی بگم که اگر در طول روز به یه موضوعی زیاد فکر کنیم  او ن موضوع بعد از تجسم وقتی خوابی خواب اونو میبینی پس صبح که بیدار میشم فکر اولم اون موضوع تصمیم گرفتم در طول روز به هیچ موضوعی با ارزشتر از تجسم من نیست پس سعی میکنم به موضوعات زندگی خیلی توجه و مرورش نکنم تا وقتی تجسم میکنم صبح هم همون افکار مرور بشه 

      بعد  استاد یه شب هنگام تجسم کردنم کلی افکار اومد تو ذهنم که فقط چند جمله درباره تجسمم داشتم خوابم برد و صبح اولین فکرم خوابی بود که دیده بودم 

      خدایا پروردگارا کمکم کن تا بتونم تجسم عالی انجام بدم  و اینجوری هدفم در ذهنم میبینم این امر سبب میشه تجسم من زودتر تجربه و زندگی کنم لذت ببرم سپاسگزار خدا ندم بشم خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 21 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 118 کلمه

      سلام استاد عزیز و پرانرژی.دراین یاد گرفتم که:

      تجسم در بیداری ربطی به ذهن ناخودآگاه ندارد هرکاری که بدون فکر و از روی عادت انجام بشه ناخودآگاه صورت میگیره.هرشب قبل خواب به تناسب اندام فکر کنیم این باید یک نوع عادت برامون باشه علاوه بر اینکه دستورها و خواسته ها و علاقه ها به تناسب اندام را به ذهن ناخودآگاه انتقال میدیم بلکه حس و حال جسممون هم عوض میشه.فقط باید ادامه بدیم و مطمئن باشیم این تجسم روزبروز دقیقتر و کاملتر خواهد شد که بسیار هم ارزشمند و مفیده.پس هرشب بافکر لاغری بخوابیم و صبح با حس خوب و لاغری بیدار بشیم که خیلی لذت داره.. این حس و لذت رو به تمامی دوستان هم مسیرم آرزو میکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 21 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Yahasanmojtaba02@gmail.com
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۷ ۰۸:۱۰
      مدت عضویت: 1884 روز
      امتیاز کاربر: 2445 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 270 کلمه

      سلام خدمت استادبزرگواروممنون ازآموزش های بینظیر

      وسلام به مشتاقان آموزش

      ماهرلحظه اززندگیمون درحال تخیل هستیم 

      ازکودکی تا اخرین لحظات زندگی مدام درحال خیال پردازی هستیم

      مدام افکارگوناگون به ذهنمون میادوماممکن هست مشغول کاردیگری باشیم ولی درذهنمون درحال حل مشکلات وبرخوردباافکارمون هستیم

      وقتی فایل مدیتیشن راگوش کردم خیلی لذت بردم

      وقتی خودم رابااندام متناسبم درلباس دلخواه درمهمانی حاضرمیشم وهمه ازاینکه چقدرخوب لاغرشدم وحتی جوان ترشدم ازمن تعریف میکنن وازمن میپرسن که چطورهم لاغرشدم وهم صورتم اینقدرخوب مونده ومثل تمام روش های قبل صورتم بیش ازحدلاغرنشده

      فردی که فکرمیکرداصلا این روش فایده نداره ومیگفت باید وزنت نشون بده که لاغرشدی ومن سعی کردم زیرباروزن کردن برم وحالا همون فردازلاغری من تعریف میکنه

      من درتخیلم دارم به سبکی کوهنوردی میکنم

      دیگه بالارفتن ازکوه برام سخت نیست خیلی سبک وراحت بالا میرم وازمناظرزیبای کوه ،گل های زیبا وخوش عطر

      آب های روان وبوی پونه های وحشی کناررودهالذت میبرم

      چقدربا تناسب وزن کوهنوردی لذت بخش ترهست

      حالا که متناسب هستم چقدرکارهابرام راحت ترشده انگاربالاغرشدنم زمان هم بیشتریاری میکنه

      به همه کارهام که میرسم وهمه سفارشات خیاطی راهم به خوبی انجام میدم وتازه فرصت هم اضاف میارم

      دیگه بااین تناسب عالی برای انتخاب لباس ورنگ ومدل محدودیت ندارم

      خیلی درانتخاب هام آزادم وفکرم هم آزادترشده

      انگاردیگه حتی درگیراین نیستم که حالا ناهاریاشام چی بایددرست کنم

      خیلی راحت بدون فکرکردن دریک لحظه به ذهنم میادکه چی بایددرست کنم ودرگیرغذانیستم

      وای خدای من چقدرلاغری وتناسب لذت بخشه

      خدایا شکرت که چاق بودم وحالا درمسیرلاغری هستم

      چون اگرچاق نبودم هرگزبه این مسیرعالی تناسب فکری قدم نمیگذاشتم وازاین آموزش های بینظیرمحروم میشدم

      حالاقدرتناسبم رابهترمیدونم وازلحظه لحظه اون لذت میبرم

      ممنونم استادازآموزش های عالیتون

      نمیدونم باچه زبونی ازتون تشکرکنم 

      اگربخوام ازتخیلم درموردتناسبم بنویسم میتونم روزهابنویسم ومن تصمیم دارم این تخیل راواقعا زندگی کنم بارسیدن به هدفم

      بازهم ممنونم ازآموزش های عالی 

      موفق باشید

      شادوپرانرژی ومشتاق متناسب شدن باشید❤❤❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۶ ۲۳:۴۶
      مدت عضویت: 2132 روز
      امتیاز کاربر: 50167 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,605 کلمه

      من فرزانه هستم هدفم بهتر زندگی کردنه 

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      خدایا تو را سپاس که قدرت تخیل را به من هدیه دادی تا بتوانم بهترین زندگی را با کمک تو خدای مهربانم خلق کنم خدایا شکرت 

      استاد من هر دفعه که این قسمت خوندم به خدا گفتم خدایا امشب که من به خواب عمیق فرو میرم روی تخت خوابم میخوابم اون زمان که تو خدای مهربانم میایی در گوش منو باز میکنی تا دستورات لازم برای تجربه کردن فردایی بهتر به من القا میکنی 

      خدایا من میخوام اون زمان هم یکاری برای گوشه‌ای من کن بیماری منییر کلا از گوشه‌ای من بردار بنداز دور یا یه دستی از این گوش تا اون گوش من بکش شفا گوشهام به من هدیه کن 

      و بار سوم که این کارو کردم یه حسی گفت حالا خدا این کارو میکنه چرا تو شفای گوشه‌ای خواستی فقط این دفعه شفای کل جسمت از خداوند طلب کن 

      و من یکبار هم شفای کل جسمم طلب کردم و دوبار بعدی یادم نبود بازم شفای گوشهام از خداوند طاب کردم 

      استاد بخدا دیروز که داشتم فایل شیپور گوش میدادم شما در طبیعت بودید من صدای پرنده شنیدم که برای من انگار از دور دست میومد واضع نبود ولی برای من معجزه بود 

      خیلی خدارو شکر کردم که شنوایی یکم بهتر شده من تونستم صدای پرنده رو بشنوم خیلی دعاتون کردم چون من اصلا چنین مطلبی نمیدونستم که نه یادم نبود گفته بودید 

      که خداوند به انسان قدرت تکلم تعقل و تجسم و تفکر به انسان هدیه داده اما یادم رفته بود 

      میدونید استاد این چند روزه به قدرت تجسم خیلی فکر کردم درک کردم که من این قدرت دارم در طول روز ازش استفاده میکنم 

      چقدر خوب با چه مهارتی انجامش می‌دادم چیزی رو که شاید به نفع من نبود 

      استاد این همه خوندم متوجه نشدم فکر کردم قدرت تجسم نه اینکه فایل تجسمی بود 

      استاد چقدر زشته ناراحت کننده است وقتی بچه ای با خودش حرف میزنه بازی میکنه مسخرش میکنن میگن نگاه کن نگاه کن عین دیوانه ها میمونه مامانم خواهر بزرگم دعوام میکردن میگفتن نکن دیگه عادت کردی همه میگن دیوانه 

      اون روزا هم مد بود که نه جواب بزرگتر نباید بدی زشته این باعث شدت گرفتن عصبانیت اونها میشد 

      استاد امروز با دخترم رفتم بیرون از یه پارکی رد میشدم هواسم به مردم بود ببینم چکار میکنن دیدیم یه پسر خوش تیپ ۱۲ الی ۱۳ ساله بود دیدم توی دستش یه دسته بزرگ فکر کنم ۲۰۰ تایی دلار بود دقت بیشتری کردم دیدیم واقعی نیست ولی پسره داشت اونو می‌شمرد پول نو نو تا نخورده 

      با خودم گفتم آفرین پسر نمیدونی چه تخیلی عالی داری موفق باشی 

      خوبه که قدرت تخیل ما قوی‌تر از تلاش ما برای لاغر شدنه این به آدم انگیزه میده بیشتر روی تخیل کار کنه 

      و کاملا درک میکنم که شرایطی که الان دارم تجربه میکنم نتیجه تخیل گذشته منه 

      و اما فایل تجسم لاغری 

      بینهایت به توان هزار عالی بود برای من  چون یاد گرفتم چطور باید تجسم کنم 

      یکمم هنوز خوب بلد نیستم یکمم زود خوابم میبره نصفه میمونه 

      استاد میدونی من تجسم فایلش چند بار انجام دادم چون تند تند اتفاق می‌افتاد باید از اینجا میرفتم مهمونی باید تند تند لباس عوض میکردم نمیتونستم خوب پیش برم 

      ولی تصمیم گرفتم که هر شب یک قسمت تجسم کنم من در زندگی واقعی امم که اینجوری دیدید و بازدید نمیکنم تو یه روز هم نمیرم مهمونی هم خرید هم عروسی و…

      ولی برای نمونه بینهایت عالی بود چون یاد گرفتم باید چجوری تجسم کنم چه موضوعاتی باید در نظر بگیرم ممنونم به خوبی یاد گرفتم چجوری باید تجسم کنم 

      امروز داشتم آشپزی میکردم یهو یادم افتاد که یه صندل دارم با لژ بلند پام کردم تقریبا ۷ سانت به قدم اضافه میکنه با اون آشپزی کردم 

      گفتم جسم انتخابی خودم با لباس توی خونه تجسم کردم که دارم آشپزی میکنم خودم جای عکس گذاشتم با اون شرایط چه چیزی میشه 

      حس کردم که قدم بلند باشه با این گاز راحت نیستم باید برم یک گاز جدیدتر بگیرم که بلندتر باشه ولی بازم تجسم اشتباه بوده باید تغییرش بدم 

      من نباید روی مشکلاتی اون شرایط برای من ایجاد میکنه کار کنم اینجوری اون شرایط تجربه نمیکنم‌

      و گفتم این دفعه اون فکر نمی‌کنم 

      یه دفعه هم تجسم کردم در ذهنم چشمم بستم که در اون شرایط قرار دادم ذوق میکنم توی اتاق راه میرم دستهام باز کردم مثل هواپیما راه میرم خوب بود ولی هی جسم خودم میدیدم میگفتم اح من خودم  واقعیم دیدم دیگه ادامه ندادم 

      استاد میدونید من یه عکس انتخاب کردم نمیتونستم تجسم کنم لباس دیگه رو برای اون فرد تصمیم گرفتم برم کافی نت بگم چند عکس در رنگهای مختلف برای من کپی کنه تا تجسم من کاملتر بشه 

       استاد اتفاقا بار اول تجسم کردم یهو در ذهنم برای دخترم هم سوال کردم یهو یادم افتاد قدرت تجسم من فقط برای من کار میکنه و دیگه انجام ندادم 

      من بارها بارها شنیده بودم حتی قبل از وارد شدن به این دنیا شگفت انگیز که به چیزی که دوست داری فکر کن چیزی که دوست نداری بهش فکر نکن 

      الان بیشتر درکش میکنم چون ذهن ناخداگاه من وقتی من خوابم میاد گوشه‌ای منو باز میکنه تا دستورات لازم بگه فکر نمیکنه 

      که این فکر به نفع بنده من نیست ولش کن این فکره خوبه رو بگم خوشحال میشه منو سپاسگزاری میکنه 

      اون بسته به شنیده ها دیدها درک من اون شرایط گوشه‌ها ی مارو باز میکنه وبه ما دستور میده 

      پس من نمیگم من نتونستم تجسم کنم تجسم یک عادت و من از این عادتم خیلی به ضرر خودم استفاده کردم این دفعه میخوام از این عادت خودم استفاده کنم به نفع خودم 

      برای لاغر شدن برای رونق کسب و کار برای هر چیزی که دوست دارم انجام بدم 

      استاد من عاشق اینم به دنیای ذهنم وارد بشم ببینم اونجا چه خبره دنیایی سرشارگز آرامش الهی دنیایی سرشار از لذت سرشار از احساس خوب حال دل خوب و شادی خیلی دنیای عالی 

      اولش بخوبی نمیتونستم نفسم وارد شش هام کنم اما اگر آرامش داشته باشم میتونم 

      استاد به راحتی تونستم بالاتنه و پایین تنه تصویر در ذهنم مرور کنم ولی صورتم نشد با تصویر عوض کنم تصویر من صورت زیبا و لاغر و کشیده داره ولی من صورتم تپل 

      ولی تمرین میکنم من میتونم 

      خودم دیدم که با همون کت و شلوار که لباس سفید زیرش همون و کت و شلوار سفید که اتاق پرو دیدم که سه طرف اینه داشت و من هم از سمت چپ و راست هم از مقابل خودم در آینه دیدم 

      خودم دیدم با اندام جدید روی میز با همون لباسهای سفید روی میز غذا هستم دارم شنسل میخورم خیلی آرام با چاقو و چنگال 

      من رفتم در خونه دوستم که مثل همیشه در خونشون باز بود در زدم دوستم اومد بیرون گفت بله جانم با کی کار داشتی گفتم خدیج خانم نگو که منو نشناختی گفت فرزانه تویی گفتم بله خودم هستم  گفت بخدا اولش نشناختمت حرف زدی شناختمت 

      همسرم میبینم که داره به من میگه خانم چقدر عالی شدی چقدر خوش اخلاقی شدی به به چقدر زحمت کشیدی و خونه رو تمیز کردی به به لذت بردم چقدر خوب شده دکوراسیون تغییر دادی آفرین 

      دخترم دیدم که میگه مامان چقدر زیبا شدی دامادم میگه چقدر جوان شدید و پوستتون چقدر صاف شده خواهرم میگه ای کلک نمیخوای بگی چکار کردی به این حد از تناسب رسیدی ها مادر دامادم میگه فری جون حالا بیا بشین  تعریف کن ببینم چکار کردی آنقدر تغییر کردی زیبا جوان متناسب قد بلند شدی 

      من به خدا نگاه میکنم لبخند لاغری بهش میگم خدایا دوستت دارم خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم و همون لحظه سجده شکر بجا میارم از خداوندم تشکر و قدر دانی میکنم برای هدیه ارزشمندی که برای من در نظر داشته و به من هدیه کرده 

      و خودم دیدم با همون تصویر انتخاب که به خودم میگم این من هستم من توانمند هستم من زیبا و جوان هستم و شاد شاد شادم 

      من خوشحال هستم من سرشاز از لذت هستم من دارم طعم خدا رو تجربه میکنم خدایا شکرت 

      پس وقتی من دارم فکر میکنم غذا چی درست کنم یا فکر میکنم امروز برم فلان جا یا نه  یا دارم فکر میکنم دیدی فلانی چطور با من رفتار کرد یا به بی پولی فکر میکنم یا به مشکلات بی پولی دارم فکر میکنم در تمام این زمان‌ها من دارم تجسم انجام میدم 

      پس من الان که دارم تمرین مینویسم دارم کاری انجام میدم که براش فکر نکردم فقط چند بار گوشش کردم پس ناخداگاه داره برای من تمرین مینویسه پس مدال‌های فنی که من دریافت میکنم برای ناخداگاه 

      استاد یادم افتاد به اون روزا که پدرم به من دیکته میگفت من هر جا غلط داشتم میگفت یکم فکر کن ببین این کلمه و درست نوشتی بعد من یادم می‌افتاد می‌نوشتم   بعد صحیح می‌کرد و نمره ۲۰ می‌داد میگفت این نمره ۲۰ تت‌ مال منه 

      و الانم این مدالهایی که دریافت میکنم مال ذهن ناخداگاه منه باشه منم میخوام همین جا از ذهن ناخداگاه کمال تشکر و قدر دانی دارم چون هر وقت که من مدال فنی دریافت میکنم کلی خوشحال میشم و این سبب میشه با هم خوشحال بشیم در واقع یه نفری از طرفی شما استاد خوبم برای خوندن تمرین از طرفی هم خداوند متعالم و از طرفی هم من خدایا شکرت 

      پس برای همین که کلی دنبال خونه میگرده همسرم پیدا نمیکنه یک دفعه هم من باهاش همزمان شدم باهاش رفتم و هنوز خونه پیدا نکردیم 

      دقیقا همین اتفاق افتاده من رفتم خونه دیدیم پسندمون نشد در دیوارهای کثیفی داشت احساس می‌کردم هیچ کس اینجا زندگی نمیکنه خونه رو بازسازی کرده بود ولی نه از محلش خوشم اومد دیوارها هم که کثیف بود زده شدم بعد هم اومدم خونه برای بجه ها تعریف کردم اونا هم چهار تا چیز گفتن آخه محمد شهر هم جا که دنبال خونه میگردین دیگه یادم نمیاد که شب قبل از خواب مرورش کردم یا نه ولی تا حالا نتونستیم بخرین تازه به همسرم گفتم مگه پول داری که دنبال خونه میگردی میگه باغ میفروشم 

      یه جوری حرف میزنه انگار برای باغش مشتری صف کشیدن اونم دنبال خونه میگرده همین افکار باعث میشه نه برای باغ مشتری داشته باشیم نه برای خونه 

      پس اگر من خونه دیدم قبل از خواب بهش فکر نمی‌کنم خداوند خودش فردا ش برام یه خونه خوب پیدا میکنه که با شرایط من جور جور باشه خدایا شکرت 

      استاد اینو براتون نگفتم که شب اول که میخواستم تجسم کنم سه بار تجسم کردم بار اول فکر کنم یکساعت شد تجسم کردم دیدم خوابم نمی‌بره  رفتم از سرویس استفاده کردم دوباره خوابیدم یکبار دیگه تجسم کردم این دفعه دیدم پاهام درد میکنه بلند شدم قرص خوردم دوباره خوابیدم تجسم کردم دیگه خوابم برد 

      ولی دوستانم میگفتم صبح بیدار شدن همون فکر قبل از خواب مرورش کردن اما من بیدار شدم همون خوابی که شب دیره بودم اولین فکر صبح من بور گفتم عه چرا من این همه تجسم کردم صبحم اینجوری شد 

      منم میخوام از امشب بازم به تناسب اندام فکر کنم این چند شب هم فکر کردم ولی صبح همون افکار دیشب مرور نشد نمیدونم اشکال کارم چی بوده 

      خیلی عالی من هر شب دارم فکر میکنم حالا گاهی هم به چیزهایی فکر میکنم که دوست ندارم 

      پس از امشب میام آگاهانه فکر میکنم فکرم میزارم روی تصویر انتخابی خودم به روشی که در فایل تجسمی فکر میکنم و صبح هم فکر امشبم تجربه و زندگی میکنم بسم الله الرحمن الرحیم میریم که امشب که خوابیدم تجسم تصویر انتخابی رو انجام بدیم خدایا شکرت 

      این عادت منو تغییر میدم از امشب به تناسب اندام ایدهالم فکر میکنم تمرین نیست و این عادت هر شب انجام میدم خیلی لذت بخش 

      این یک تجسم شبانه است برای تجربه کردن تناسب اندام ایده خودمون و  برای   بهتر زندگی کردن 

      خیلی حالم خوب شد اینو شنیدم چند بار شنیده بودم الان انگار درکش کردم که وقتی تجسم شبانه رو انجام بدم خیلی زود تغییرات احساس میکنم حالم خوب میشه جسمم تغییر میکنه تمایلاتم عوض میشه فقط باید ادامه اش بدم 

      پس پیش بسوی تجسم شبانه که قدرتمند ترین حتی از تلاش منم قدرتمند تره چون پای خداوند که همون ذهن ناخداگاه ماست در میون خدایا نوکرتم خدایا عاشقتم خدایا دوستت دارم که به هر طریقی که میتونی منو هدایت و حمایت میکنی تا قدم به قدم هم به تو نزدیکتر بشم یعنی بشناسمت منکه به تو نزدیک هستم هم آرزوهام تجربه کنم خدایا شکرت که آنقدر مهربانی 

      خدایا شکرت آنقدر بزرگی 

      خدایا شکرت که آنقدر مشتاق تجربه کردن خواستهای من هستی و به من کمک میکنی خدااااااااااااایا شککککککککککرت 

      بله من یه شبش گفتم بذار اول از خدا سپاسگزاری کنم بعد تجسم شروع کنم که خوابم برد 

      و بعضی شبها هم افکار دیگه میومد وسط نمیذاشت من خوب تجسم کنم 

      من ضربه اول خیلی خوب وارد کردم چون من در لابه لای تجسمم  چند تا فکر میومد منم سریع متوجه میشدم قط میکردم میرفتم سر تجسمم

      بعضی وقتا با فایل تجسم میکردم بهتر یاد بگیرم حول میشدم که عه کلی فایل رفت جلو من هنوز تو فکرم چه لباسی تن تصویرم کنم در نتیجه فقط کت و شلوارها رو رنگی انتخاب میکردم 

      ممنونم متشکرم سپاسگزارم الهی دست به خاک می‌زنید طلا بشه که تجسم به من یاد دادید و ممنونم برای فایل تجسم لاغری 

      استاد اصلا اینجوری هدفون بذاریم بخوابم برای منکه سخت میشه من موقع خواب خودم یه موضوع انتخاب میکنم مثلا میخوام برم عروسی لباس کلا سفید بدون  شال چون تصویر من شال نداره عروسی هم شال نمیخواد تجسم میکنم لباس پوشیده آرایشگاه رفته موها درست کرده میکاپ شده میرم عروسی تجسم میکنم امشب 

      بله من خودبه خود الگو میگیرم که صندل بپوشم تو خونه راه برم تجسم لاغری کنم یا موقع غذا درست کردن تجسم کنم 

      استاد من تجسم میکنم خودش یه پروژه است خوب باید فکر کنم با تناسب ایده الم رفتم آرایشگاه موهام درست کنم  میکاپ کنم حاضر بشم برای عروسی همسرم بیاد دنبالم بریم عروسی بعد اونجا منو دخترم میریم قسمت  خانمهاهمسرم میره قسمت آقایان 

      بعد میرم داخل سلام و علیک میکنم تبریک میگم کسی منو نمیشناسه از دخترم تشخیص میدن 

      بعد میز انتخاب میکنیم میشینیم اونجا کتم از تنم در میارم خانم گارسن میاد بستنی میاره من میگم مرسی میل ندارم 

      بعد نگاه میکنم که میزنن میرقصم همه شادن بعد خواهرم میبینم که میاد به طرف من میگه چرا اینجا نشستی نیومدی پیش ما میگم نگاه کردم ندیدم شما رو اونجا با اقوام سلام و علیک میکنم  کلی سوال و جواب میکنن آخرم باور نمیکنن میگن بعدا بهت زنگ میزنم گفتم در خدمتم 

      می‌کنیم روی میز همه چیز هست من فقط یه شیرینی چون تر انتخاب میکنم میخورم بعد تماشا میکنم 

      بعد تصمیم میگیرم این آهنگ شادی برم برقصم میرم میرقصم همه با تعجب نگاه میکنن آخر هم طاقت نمیارن میپرسن ببخشید خانم شما فامیل عروس هستید یا داماد میگم مورد دال هیچکدام من همسایه عروس هستم 

      در حین رقصیدن کلی سوال میکنن خانم چقدر خوش اندام هستید سالن ورزشی دارید  سالن ورزشی؟ بصورت سوالی نه 

      چطور مگه میگن آخه تو این سن خیلی لاغر و قد بلند هستید خیلی خوش چهره و خوش لباس هستید هر کدام یه چیزی میگفتن 

      خلاصه آهنگ تموم شد بپرس از قدر دانی که برای رسیدن من دست زدن منم دستم روی سینه قرار دادم تا کمر خم شدم تشکر کردم رفتم نشستم 

      شام آوردن من یکم خوردم زود سیر شدم  باقالی پلو با ماهیچه بود من خیلی دوست دارم با تزئین خلال پسته و بادام و زعفران دم شده خیلی خوشمزه بود 

      من به اندازه نیاز بدنم خوردم یکم کمتر زود سیر شدم همه میگفتن چرا نمیخوری گفتم دستتون درد نکنه سیر شدم 

      بعد از شامم آقایان رده اول فامیل میان با عروس خانم میرقصم و عروسی تموم میشه منم لباس مو میپوشم از سالن میرم بیرون تا با همسرم بریم خونه

      و قبل از خارج شدن کادو عروس خانم که مبلغ ۲ ملیون پول بو د به مادرشون هدیه دادم خارج شدم و اومدیم خونه 

      تو راه هم از عروسی تعریف می‌کنیم  چه عروسی بود خیلی خوش گذشت نمیدونی عروس چقدر زیبا تر شده بود غذای عالی دادن خیلی خوشمزه بود کیک عروسیون چقدر خوشمزه بود تازه اومدم خونه برای دختر بزرگم تعریف کردم بعد خوابیدم  شب بسیار رویایی رو براتون آرزو دارم 

      بله این شرایط هم تجربه کردم اولین بار هی فکر میکردم الان چی بپوشم با چه لباسی تجسم کنم ولی گفتم این یک عادت من فقط میخوام عادت‌های خوب بیشتری در خودم ایجاد کنم 

      ممنون متشکر و سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 45 از 9 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Soheila
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۶ ۲۱:۲۹
      مدت عضویت: 676 روز
      امتیاز کاربر: 2250 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 214 کلمه

      مدیتیشن اگاهانه، تجسم لاغری🕊

      چشمام رو میبندم تا ارتباطم با دنیای بیرون رو قطع کنم ، با چند نفس عمیق شروع میکنم، تنفس و تمرکز به نفس، باعث کند شدن و دور شدنِ ذهن از دنیای بیرونی و رفتن به درون و عمیق میشم به درونم.

      حالا تصویری که انتخاب کردم رو تجسم و در ذهنم مرور میکنم، رویای متناسب شدن رو به وضوح میبنم و آنرا زندگی میکنم. از فرم بدنم بینهایت راضیم، پوست و فرم  صورتم عالی شده ، دستهای لاغر و کشیده ، بدن متناسب و لاغر، گردن بلند و کشیده، شکم تخت و پاهای خوشفرم و بلند و لاغر. لباسهایی که به تن دارم، زیبا و برازنده ی یک خانم متناسب و لاغره، هیچ دلیلی نمیبینم لباس گشاد و بلند و بدفرم و بدرنگ انتخاب کنم و بپوشم. برای خرید به فروشگاه امدم، خیلی راحت راه میرم، دیگه از زانو درد و کمردرد خبری نیست.براحتی خرید میکنم هر لباسی رو که میپسندم به سایز و اندازه ی من موجوده. خیلی خوشحال و راضیم به خودم میبالم که تونستم از بار اضافه وزن رها بشم، سبکبال و شادابم.

      احساس سلامتی و از همه مهمتر احساس آرامش تمام وجودم رو گرفته. چشمام از خوشحالی برق میزنه و لبخند به لب دارم😊

      این من هستم✨️

      من متناسب هستم✨️ من سالم هستم✨️ من شاااد و خوشحال هستم✨️ من توانمندم✨️🕊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 22 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Zahra
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۶ ۲۰:۴۹
      مدت عضویت: 1038 روز
      امتیاز کاربر: 10125 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 343 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان

      سلام به همه دوستان

      من خودم رو همیشه یه فرد خیال پردازی می دونستم و همیشه هم همین طور بوده اگر برای مدت خیلی کوتاهی هم تنها بودم تو خیال پردازی خودم سیر می کردم حالا که فکر می کنم من زندگی الآنم رو تو تخیلاتم داشتم من همسرم رو تو خیالات خودم همین شکلی که بوده تصور می کردم همیشه تو تخیلات همسرم رو کوچکترین عضو خانواده تصور میکردم که خواهرزاده ها و برادرزاده هاش از خودش بزرگتر هستن و اینکه همشون بامن خوبن و صمیمی، واقعا هم همین طوره یا همسرم چه جوری تو کارهای خونه بهم کمک می‌کنه 

      من حتی چند سال پیش که نوجوان بودم تو تخیلاتم همیشه فکر می کردم که من یه کاری دارم که ازش سه میلیون درآمد دارم اون موقع سه میلیون خیلی پول بود بعد فارغ تحصیلی از دانشگاه تا سالها حقوقم همین قدر بود یا حتی زمانی خونه دار بود بیشتر اوقات همین مقدار پول از کار در منزل بهم می رسید

      اما تا حالا فکر نمی کردم که استمرار تو خیال پردازی باعث میشه تا وارد ذهن ناخوادگاهم بشه و ذهن ناخوادگاهم همه‌ی اینها رو برام رقم زده، فکر می کردم دست غیب یا یه همچنین چیزی باشه

      بعد گوش دادن به فایلها، تجسم تناسب اندام برام خیلی سخت بود مخصوصا تناسب اندام در قسمت بازوم و شکمم نمی تونستم تجسم کنم اما با چند بار تمرین تجسمم پر رنگ تر شد با اون جسم متناسبم به همه جا رفتم به مهمونی رفتم، خرید کردم لباسی که رنگ شادی داشت رو انتخاب کردم و سایز لباسم رو با اعتمادبنفس زیادی به فروشنده گفتم بعد پرو لباس که از ذوق می خواستم جیغ بزنم لباس چقدر به اندامم قشنگ نشسته بود برای عروسی که دعوت بودم به آرایشگاه رفتم و آرایشگاه بهم گفت چه صورت زیبایی، آرایشم که عالی شده بود، مجلس عروسی که همه از دیدنم حیرت کرده بودن مدام از اندامم تعریف میکردن که لاغری بهت میاد خیلی جوانتر شدی و چند نفری ازم می پرسیدن از چه روشی استفاده کردی که نه تنها پوستت شل نشده بلکه زیباتر هم شدی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 40 از 8 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۶ ۲۰:۲۶
      مدت عضویت: 1028 روز
      امتیاز کاربر: 12266 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 520 کلمه

      به نام عشق مطلق هستی❤️❤️❤️

      سلام و عشق به استاد لاغری و عاشقان لاغری

      استاد جان من عاشقانه ازتون تشکر میکنم بابت این مدیتیشن تجسمی فوق العاده ای که خیلی راحت و روان جسم و ذهن و مغز ما را در جهت تناسبمان با هم همسو می‌کند من دیروز در کنار تمرینات دوره ام چندبار فایل مراقبه را با آرامش و تمرکز گوش دادم و عکس لباس‌های انتخابیم را خوب تماشا کردم تا موقع تجسم شبانه از آنها در فضاهای مختلف استفاده کنم و شب قبل از خواب با آرامش و حس خوب چند نفس عمیق کشیدم و با یه کم سکوت فکری به خودم زمان دادم تا آرام‌تر و رهاتر شوم و دوباره چند نفس عمیق کشیدم و بعد شروع کردم به تجسم و سعی کردم با تمام وجودم اندام ایده آلم را در جسمم احساس کنم و زمانی که توانستم خودم را در اندام دلخواهم تجسم کنم، لباس مورد نظرم را پوشیدم و گفتم خب حالا توی کدام خیابون شروع کنم به قدم زدن؟ دیدم صدایی از درونم گفت خیابون رو ول کن بیا بریم شمال کنار دریا!! از این پیشنهاد خیلی شگفت زده شدم استاد من شمال رفتم اما کنار دریای آن نرفتم و خیلی دلم میخواد برم از نزدیک دریای شمال رو ببینم و از دریافت این پیشنهاد موقع مراقبه خیلی تعجبم شد و در ادامه تجسم کردم که رفتم کنار دریا و یکدست لباس مناسب کنار دریا را که شامل یک تونیک کوتاه و ظریف به رنگ آبی روشن و یک شلوار سفید که یه مقدار ساقش کوتاه بود و یک جفت کفش صندل تخت بندار به رنگ آبی روشن که خیلی سبک و زیبا بود را پوشیدم و با حس کردن جسم متناسبم شروع کردم به قدم زدن کنار آب دریا وای استاد شاید باور نکنید اما من خیلی واضح صدای مرغای دریایی را می‌شنیدم و خنکی نسیم آب را روی پوست صورتم احساس میکردم و از بو کشیدن عطر دریا لذت می‌بردم حتی رنگ نیلی آب را که با رنگ طلایی آفتاب ترکیب شده بود را به وضوح میدیدم و بعد از اینکه یک مسافتی را طی کردم کفشهایم را در آوردم و با کف پاهایم نرمی و خیسی ماسه های کنار آب را لمس کردم و از خنکی آن لذت بردم و در حالی که نسیم لذتبخش دریا روحم را نوازش میکرد دستانم را به سمت دو طرفم باز و رها کردم و در حالی که داشتم از جسم سبک و متناسبم لذت میبردم به آرامی چشمانم را بستم و در آن فضای بسیار لذتبخش با حس خیلی خوبی گفتم: این من هستم. من بسیار متناسب و زیبا هستم. من سالم و پُر انرژی هستم. من شاداب و جوان هستم. من بسیار شاد و خوشحال هستم. من توانمند و قدرتمند هستم. من عشق خدا هستم. من… و دیگه چیزی نفهمیدم. 

      صبح که از خواب بیدار شدم خنکی نسیم دریا را روی صورتم احساس می‌کردم و تا ساعتها مست این مراقبهٔ لذتبخش بودم

      شکر وجودتان استاد عزیز و مهربانم که با این تمرینات بینظیر عاشقانه ما را هدایت و همراهی میکنید تا بتوانیم براحتی وارد سرزمین زیبا و دل‌انگیز لاغرها شویم دوستان عزیزم صبورانه تمرینات را تکرار کنید و ادامه دهید که نتایج فراتر از انتظارتان است🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا