خیلی از آدمهای چاق کلی تلاش میکنن تا وزن کم کنن، اما چون انتظار لاغر شدن از خودشون ندارن، نتیجهای نمیگیرن! 😟
اونا ته دلشون باور ندارن که واقعاً میتونن لاغر شن… پس ذهنشون هم همراهی نمیکنه.🧠❌
واقعیت اینه که ما قبل از اینکه چاق بشیم، یه جورایی انتظار چاق شدن داشتیم! همیشه یه ترس پنهونی باهامون بود که “نکنه چاقتر بشم؟” و خب همون شد… 😬
هر بار که یه کیک اضافه خوردیم یا تو آینه به شکممون نگاه کردیم، تو ذهنمون داشتیم چاق شدن رو تصور میکردیم!
حالا وقتشه همون قدرت رو برعکس کنیم… باید از ته دل، انتظار لاغر شدن داشته باشیم ✨ باور کنیم میتونیم… چون ذهن ما همیشه طبق انتظاری که ازش داریم عمل میکنه 💫💪
نقش انتظار چاق شدن
چاقی من از همون بچگی شروع شد… راستش هیچوقت تصویری از خودِ متناسب تو ذهنم نداشتم 😔

هر خاطرهای که از بچگیم شنیدم، با جملههایی مثل “از همون اول تپلی بودی!” یا “چه نینی تپل و بانمکی!” همراه بود 🍼🍩
برای همین نمیتونم بگم قبل از چاق شدن، انتظارش رو داشتم… ولی چیزی که خیلی واضحه اینه که تو تمام سالهای چاقیم، یه حس همیشگی باهام بود:
انتظار چاقتر شدن! 😬
اون ترس پنهونی که میگفت: “حتماً بازم چاق میشی!” – همیشــــه باهام بود.
هر سال قبل از عید، کاملاً مطمئن بودم که بعد تعطیلات، وزنم بالاتره 🧁🍚
ماه رمضان که میرسید، فقط کافی بود زولبیا و بامیهها رو ببینم تا همونجا، تصویر خودم با چند کیلو اضافهتر رو تو ذهنم ببینم 🤯
حتی یه شام عروسی ساده، برام نشونهی اضافه وزن بود! 🍽️
هرچی بیشتر چاق میشدم، انتظارم برای چاقتر شدن هم بیشتر میشد…
تا جایی که با هر مهمونی، هر سفر، هر مناسبت خاص، منتظر چاق شدن بودم…
اما حالا که فهمیدم چقدر ذهنم تحت تأثیر این انتظار چاق شدن بوده، تصمیم گرفتم همهچیزو عوض کنم!
✅ حالا دارم تمرین میکنم تا جای اون فکرای قبلی، تو ذهنم فقط و فقط “انتظار لاغر شدن” داشته باشم 🌱✨
دارم تصویر خودم رو سبکتر، خوشحالتر و آزادتر میسازم 🎈
چون ذهنم قدرت داره… و من انتخاب میکنم که ازش به نفع خودم استفاده کنم 💪💖

✨ تأثیر جادویی انتظار لاغر شدن
تا حالا از یه فرد چاق بپرسید: «واقعاً فکر میکنی ممکنه چاقتر بشی؟»
تقریباً همه با اطمینان میگن: «آره! اگه رعایت نکنم، معلومه که چاقتر میشم!» 😬🍩
حتی اونایی که سالها وزنشون تغییر نکرده، باز ته دلشون یه ترس دائمی هست…
🔁 انتظار چاقتر شدن یه باور ریشهداره
ما سالها این حس رو تو ذهنمون تمرین کردیم… هر بار با خودمون گفتیم:
«عید بیاد حتماً چاقتر میشم»، «ماه رمضون با این زولبیا و بامیهها، وای به حالم!»
یا حتی: «فقط کافیه یه سفر بریم، کارم تمومه!» ✈️🍱
اما یه چیزی هست که خیلیا نمیدونن…
ما همه منتظر چاقتر شدن بودیم، اما تقریبا هیچوقت واقعاً “منتظر لاغر شدن” نبودیم! 😲
🌱 وقتی “انتظار لاغر شدن” فقط یه توهمه…
گاهی فکر میکنیم منتظر لاغر شدن هستیم، اما راستش اون انتظار واقعیه نیست…
چی باعثش شده؟ رژیم گرفتن، ورزش سنگین، خوردن دمنوشای لاغری یا وقتی از هر روشی برای لاغری استفاده می کنیم.
تا وقتی رژیم رو ادامه میدادیم، فکر میکردیم داریم لاغر میشیم و امید داشتیم.
اما به محض اینکه رژیم سخت شد یا خسته شدیم از ورزش، اون انتظار لاغر شدن هم دود شد رفت هوا! 🎈
چرا؟ چون اون انتظار به یه چیز بیرونی وابسته بود… و ذهن ما یاد گرفته بود که:
«اگه رژیم نگیرم، چاق میشم» یا «اگه ورزش نکنم، همه چی برمیگرده!»
یعنی ته ذهنمون هنوز همون فرمول قدیمی فعال بود: تو همیشه چاق میمونی! 🔁🧠
🧩 راز توقف کاهش وزن چیه؟
یادتونه اون روزای اول رژیم چقدر وزن کم میکردیم؟ چقدر هیجانزده بودیم؟
اما کمکم همه چی کند میشد، تا جایی که ترازو دیگه تکون نمیخورد…
ما فکر میکردیم باید سختتر کار کنیم، رژیم رو شدیدتر کنیم، بیشتر ورزش کنیم…
اما نمیفهمیدیم که اون چیزی که واقعاً تغییر کرده، انتظار لاغر شدن ماست! 😓
چون ذهنمون باور داشت: «لاغر شدن آسون نیست، باید کلی زجر بکشی!»
و وقتی نمیتونستیم اون زجرا رو ادامه بدیم، ذهنمونم لجبازی میکرد و پیشرفتمون متوقف میشد 😣

🧠✨ لاغری با ذهن و نقش مهم انتظار لاغر شدن
یکی از بزرگترین موانعی که خیلی از دوستان تو مسیر لاغری با ذهن باهاش روبهرو میشن، اینه که با وجود تمرین و تکرار، انتظار لاغر شدن از این روش رو ندارن! 🤷♀️💭
یعنی چی؟
یعنی با عشق و اشتیاق فایلها رو گوش میدن، تمرینها رو مینویسن، توی مسیر ثابت قدم هستن…
اما تهِ ذهنشون هنوز یه صدای کوچولو هست که میگه:
- «آخه مگه میشه فقط با فکر کردن لاغر شد؟! 🤔»
- «من فقط وقتی رژیم گرفتم یه ذره وزن کم کردم…» 🥗🏃♀️
این صدا همون باوریه که سالها تو ذهنمون ذخیره شده:
“فقط با رژیم، دارو یا ورزش میتونی لاغر شی!” در حالی که واقعیت اینه که لاغری هم مثل چاقی، از ذهن شروع میشه! 🧠💡
ما چطور چاق شدیم؟ بدون هیچ رژیم یا برنامهای! فقط چون انتظار چاق شدن در ما شکل گرفته بود، کمکم ذهنمون اونو به واقعیت تبدیل کرد! ⚖️🍔
پس حالا هم میتونیم با ساختن باور جدید، با آموزش و تمرین، تو ذهنمون یه انتظار تازه بسازیم:
انتظار لاغر شدن! 🌱🌟
باور کن همونطور که بدون رژیم چاق شدیم، بدون رژیم هم میتونیم لاغر بشیم!
فقط کافیه ذره ذره، هر روز، ذهنمون رو با آگاهیهای درست تغذیه کنیم 💖📚 و با تکرار و استمرار، این بار نه بدنمون، بلکه ذهنمون رو متناسب کنیم ✨🧘♀️
اگه واقعاً منتظر لاغر شدن باشی، ذهنت برات معجزه میسازه! 🎁💪😊
🤔 چرا انتظار لاغر شدن ندارم؟!
شاید از خودت بپرسی:
«من که دارم با عشق فایلهای لاغری با ذهن رو گوش میدم و تمرین میکنم،
پس چرا هنوز اون حس واقعیِ انتظار لاغر شدن تو دلم شکل نگرفته؟!» 😕💭
جواب سادهست:
تو سالهاست که باور کردی لاغر شدن یعنی رژیم، محدودیت، ورزش سنگین و برنامهریزی دقیق!
تو ذهنت پر از اطلاعاتیه که بارها از منابع مختلف شنیدی:
چه بخوری، چقدر بخوری، کی بخوری، چقدر ورزش کنی… 🥗⏰🏋️♀️ و چون این روشها همهجا تبلیغ میشن و آدمای زیادی دنبالش هستن، یه جورایی قانع شدی که:
«خب حتماً باید همین راه رو برم تا لاغر شم!» ✅
و اینجاست که یه حس آرامش ظاهری بهت دست میده:
«دیگه نیاز نیست زیاد فکر کنم، چون فلان برنامه گفته چی بخورم و چقدر بدوم، پس حتماً لاغر میشم!»
اما در واقع اون آرامش، یه تسلیم شدن به باوری قدیمیه نه ساختن یه انتظار واقعی از لاغر شدن! 😬🧠
از اون طرف، چون روش لاغری با ذهن هنوز به اندازه رژیم و ورزش همهگیر نشده، ذهنمون باور نداره که:
«مگه میشه فقط با تغییر فکر و نگرش لاغر شد؟!» 🤨
برای همینه که حتی وقتی وارد دوره ورود به سرزمین لاغرها میشی، هنوز هم گاهی اون باورهای قدیمی میآن وسط و جلوی پیشرفتت رو میگیرن.
ذهن ناخودآگاهت هنوز به روشهای سنتی وفاداره و هنوز انتظار لاغر شدن از راه ذهن رو باور نکرده! 😐🧩
🌟 چگونه انتظار لاغر شدن را در خود بسازیم؟
اول از همه باید بدونی که برای اینکه تو مسیر لاغری با ذهن موفق بشی، باید انتظار لاغر شدن رو تو ذهنت پررنگ کنی. ✨
یعنی دیگه وقتش رسیده باورهای قدیمی درباره روشهای مختلف لاغری که نتیجهی ماندگار نداشتن رو کم کنی و روی روش اصولی و واقعی لاغری با ذهن تمرکز کنی. 🎯🧠
پس هر چی بیشتر قبول کنی که انتظار لاغر شدن واقعی و پایدار فقط با ذهن اتفاق میافته، زودتر به هدفت میرسی. 💪🌱



یه راه خیلی خوب برای ساختن این انتظار قوی:
مطالعه تجربهها و داستانهای موفقیت کسانی که با لاغری با ذهن نتیجه گرفتن و دیدن عکسهای قبل و بعدشون 💖📸
این باعث میشه باور کنی که این راه، ساده و واقعیترین راهه!
اما یه نکته مهم:
طبیعیه که تو رسانهها یا جمعهای چاق، خیلی کم درباره این روش حرف میزنن و حتی ممکنه وقتی میگی داری از روش ذهن استفاده میکنی، مسخرهات کنن. 🙃❌
پس مسئولیت ساختن و تقویت این انتظار قوی فقط به عهده خودت هست، چون این مسیر، مسیر خاص و متفاوتیه و کسی قراره بهت کمک نکنه جز خودت! 🌟👊
با استمرار و تمرکز روی این موضوع، انتظار لاغر شدن در وجودت شکل میگیره و روند لاغری با ذهن شروع میشه! 🌈🧘♀️✨
✍️ تمرین آموزشی 📖
بهترین راه برای ساختن انتظار لاغر شدن، دقت در مشاهده محتوای آموزشی و انجام مداوم تمرینهاست.
- در گذشته، هنگام استفاده از روشهای مختلف لاغری، چگونه انتظار لاغر شدن در شما شکل گرفته بود؟
- بعد از اتمام یا رها کردن رژیم یا برنامه ورزشی، انتظار شما درباره لاغر شدن یا چاق شدن چگونه بود؟
- آیا با روشهای قبلی واقعاً میتوانستید انتظار لاغر شدن داشته باشید؟
- شرح دهید که در گذشته چه عواملی باعث شکلگیری انتظار چاق شدن در شما شدند.
- چطور میتوانید در مسیر لاغری با ذهن، انتظار لاغر شدن را در خود ایجاد کنید؟
- لیستی از کارهایی که باید هر روز انجام دهید تا انتظار لاغر شدن در شما قویتر شود بنویسید.
با توجه به محتوای ویدیوی آموزشی، تمرین خود را ساخته و در بخش نظرات، تمرینی که باید انجام دهید را به اشتراک بگذارید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.35 از 132 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
گام ۱۵ : اطمینان به لاغر شدن
با سلام ، بله مطالب گفته شده در متن مکمل با ویدیو هست . از اینکه کلیک میکنم و یک نکته ی مهم در مسیر لاغری با ذهن گفته میشود ، لذت میبرم . دستاوردهایی که تا الان به دست اوردم ، احساس خود باوری ، حس خوب ، افزایش اقدام کردن هام و برنامه ریزی و در کل انرژی درونی من بالا رفته . ولی در این مسیر من احساس میکنم چون به شدت طالب زندگی در جسم لاغر هستم ، با یکسری از موانع ذهنی برخورد میکنم . چون توجهم برروی سایر زمینه های زندگیم نیست ، چون نگرش و احساسم عوض میشه ، تاثیر مثبتی را در ان زمینه ها در خودم احساس میکنم . در زمینه ی لاغری ،چون همیشه دغدغه و حس تنفر از چاقی داشتم ، هنوزم که هنوز باور و انتظار لاغرشدن با ذهن برای من سخت است . من چیزهای زیادی را درک کردم ، مثلا اینکه چطور مغز به لذت های لحظه ای پاسخ میدهد و اگر در راستای اهدافم نباشد ، چطور به مقصد نمیرسم . مثل لذت بردن از خوردن که کاملا متفاوت از لذت بردن تا زمان سیری است ، گرچه لذت هم نیست ! بلکه عادت است . به صلح نرسیدن است . یا چطور در زمانی که در یک چارچوب مواد غذایی مثل رژیم قرار میگیرم ، به واسطه ی تجربیات قبلیم ، خودبه خود انتظار من به سمت لاغری میره و داشتم فکر میکردم ، وقتی که در چارچوب یک برنامه ی غذایی بودم ،چطور رفتار من متناسب میشد برای اماده شدن در زیستن در جسم لاغر و یادمه هرروز به لاغرشدن فکر میکردم حتی اگر مسیرم درست نبود و هرروز وقتی پا میشدم ، میگفتم من یک قدم به لاغری نزدیک شدم و دقیقا چون تمرکز من به لاغری بود ، من به سمت هدف حرکت میکردم . و در متن دقیقا درست اشاره شد : من تغییری در رفتار و باورهام نداشتم ، ذهن فرمول های ذخیره شده که مجموعه ای از عادات و واکنش های احساسی که رهبر هدایت رفتارم بود ، مرا به خوردن ترغیب میکرد گرچه منطقم این روش را دوست نداشت و چون چاقی را بعد از لاغری تجربه میکردم این باور و این حس در من ایجاد شد : من کنترلی در میزان خوردنم ندارم و چون زیاد میخورم ، چاق میشوم و هنوزم با خوردنم به صلح نرسیدم . و میدانم جایی در لابلای افکارم اشتباه میکنم. چون زیاد به لاغرشدن فکر میکنم و لاغری عشق منه و بزرگترین چالش و موانع من در زندگی بوده گرچه برای بعضی ها شاید اسانترین خواسته بوده که بهش رسیدند . من به خاطر قدمتی که از روش های قبلی استفاده کردم ، باورهایی در من شکل گرفته که خیلی جاها در دام ان ها میفتم ، من همیشه برای لاغری کاری انجام میدادم و وقتی انجام میدادم ، حس میکردم ،درمسیر لاغری ام و به من حس خوبی میداد ولی وقتی اقدامی بیرونی نمیکنم ، این انتظار در من شکل نمیگیره . پس پاشنه اشیل من دقیقا همین نورونهای مغزی خاطرات منه . من همیشه برای لاغریم کاری انجام دادم ولی برای چاقیم کاری انجام ندادم . پس فرمول ذهنی من براساس همین تجربه و حسی که کردم داره رقم میخوره . اینکه بشینم ،تحلیل کنم و لاغر شوم دور از انتظار منطق من است ، با این حال چون عاشق لاغری و ذهن هستم ، خیلی از جنبه های زندگی من دست خوش تغییر شده است و از همه مهمتر من چاقتر نشده ام و این پیشرفته . چون معمولا وقتی رژیم نمیگرفتم ،به واسطه ی وحشتی که داشتم چاق میشدم و خب نیاز به زمان داره که بتوانم افکارم را در این مسیر تثبیت و گسترش دهم و نورون های مسیر قبلیم هنوز پررنگ هستند و همین اگاهی یعنی یک پله به هدف نزدیک تر شدن . مساله ی اطمینان به لاغری مهمه . من انتظار به لاغری را درک کردم و قبلا هم تجربه ش کردم که چطور وقتی در یک رژیم غذایی قرار میگیرم ، نا اگاهانه در من تصویر به وجود می اید . مساله روشن است : چون باور دارم ! ولی روش مسیرم درست نیست . اینکه با تغییر افکارم چطور مساله ی اشتباهاتم در خوردن اصلاح میشود ، درگیر هستم . منتها من خوردن را الان لذت و تفریح نمیدانم و این باعث شده دفعات خوردنم کمتر شه ولی متوجه رفتاری شدم که بعضی وقتها عادت ان کار مرا ترغیب به خوردن میکند . من بدون صرف انرژی و بدون توجه به پیامد ان میتوانم بخورم و دقیقا این قسمت را باید تغییر دهم . این هم یک پاشنه اشیل دیگه .
من در این ویدیو فهمیدم که همین تجزیه و تحلیل من در لاغری باذهن همون کاریه که در کسب نتیجه میکنم و جدا از کسب نتیجه که در عمل است نیست ، بلکه همان فرایند است که باید سپری شود . سپاسگزاری و قدردانی که بایستی جزو عادت هام باشد ، کاملا درست است ! مخصوصا وقتی یاد بگیرم حتی برای کارهای کوچک از خودم قدردانی کنم ، انرژی روانی و قدردانستن از خودم چند برابر میشود و همین تغییرات کوچک چه دستاوردهای بزرگی چه دربیرون و چه در درون انجام میدهد ، شگفت انگیز است . خب من دیگر نگاه قبلی قبل از دوره به مساله ی چاقی و لاغری ندارم و همین تغییر نگاه باعث شده من به سمت چاقی حرکت نکنم ولی هنوز موانعی از جنس باورهای گذشته م هستند که به خوردنم گیر میده و وقتی به خوردنم توجه میکنم ، میفتم تو تله ی گذشته : من کنترلی در میزان خوردنم ندارم و وقتی میخورم گویی این باور در من فعال میشه و چون خوردن یک امری طبیعی است ، پس من اطمینان از لاغری را از خودم سلب میکنم و فکر میکنم وقتشه که مسئولیت میزان خوردنم هم به عهده بگیرم ، گرچه در فایل اموزشی گفته بود که به میزان خوردنت توجه نکن . خب یک فرمول اشتباهه و بایستی با استمرارم کمرنگش کنم . من تصاویری از پیاده رویم میبینم و پیاده رویم زیاد شده و حس دختر جوان را دارم ، بدون انکه تمرکز روی ان بکنم ،این هم از تعییرات من در بودن در این دوره بوده .
و مساله ی بعدی : عجله نکنید ! و مانع مهم ، چون عشق به لاغری دارم ، خیلی وقتها عجله کردن در من فعال میشه و چون درکی از روش های قبلی دارم ، نمیتوانم به مسیر قبلی تکراری برگردم و همیشه میام و شارژ میشم و میگم بازهم جلو میرم ، هرچند که بعضی وقتها به خاطر مسائل حل نشده ی ذهنم که بخش مهمیش عدم اطمینان به خودم است و به خاطر سالیان تجربه و دیدن نتیجه که چطور موقت با زحمت بسیار کم میکردم و بدون زحمت با سرعت اهسته به جای اولم برگشتم ، شگفت انگیزه .
تمرین
خب من این سوال را در تجزیه و تحلیل متن نوشتم . من وقتی در چارچوب رژیم قرار میگیرم ، بدون زحمت و با توجه به تجربیات و گفته های دیگران هم بی تاثیر نبوده ، انتظار در لاغری در من فعال میشود و با توجه که مخالف رفتار و واکنشهای اشتباه من به مواد غذایی در ذهنم است ، چون انتظار لاغری دارم ، به صورت اتومات منتظر دیدن اون روز هستم ، البته تازمانی که خودم رو در اجرای چارچوب انجام ان برنامه احساس کنم . چون تجربه کردم و نتیجه دیدم .
خوشحال بودم که از محدودیت های رژیم خلاص شدم و میتوانم ازادانه انتخاب کنم و زندگی کنم . منتها بیرون امدن از چارچوب رژیم برای من همیشه پایان خداحافظ لاغریه و من میدانستم چاق میشوم واز ترس این باور ذهنم را درگیر میکردم و چون از چارچوب رژیم خلاص شدم ، ذهن مگر همراهی میکرد و گفت و گوهای منفی ، حس منفی خودم از خوردنم ، خوردن های الکی که در من احساس بد ایجاد میکرد و باز میخوردم و همیشه باترس از اینکه چاقتر شدم در اینه نگاه میکردم . من منتظر چاقتر شدنم بوده ام .
من یک تجربه ی عجیب داشته ام که در چارچوب مواد غذایی نبود . اونقدر شوق در لاغرشدن داشتم ، هرروز خودم را در ان شرایط تصور میکردم و تکنیکهای تغییر عادت را شروع کردم ، مثلا اهسته بخورم ، سیر شدم ول کنم و به طرز عجیبی من لاغر شدم . هنوز در این دوره نبودم ولی چون تصمیم به لاغر شدن گرفتم و رفتارم را تحت کنترل گرفتم گرچه اون کار هم در تغییر رفتار غذاییم یک جهش بود و زیاد دوام نیاورد و میدانستم نمیخورم چون میخواهم لاغر شوم ، به طرز عجیبی لاغر شدم ولی تا ذهنم به چاقتر شدن رفت ، دیگر تغییر رفتار هم اثر نکرد .
و دقیقا اینکه چطور باورهای من و خواست من که انتظار مرا میسازد جسم مرا دستخوش تغییر میکند ، درحیرتم ولی با این زاویه نگاهش نکردم . اطمینان به لاغری هم در راستای انتظارات ما به وجود می اید .
خب من به واسطه ی تجربیاتی که از مسیرهای قبلی داشتم و چون ریشه ی من سالم بود و فقط رفتار بیرونی من به واسطه ی برنامه ی غذایی دستی تغییر کرده بود ، چون رژیم را رها کردم چاق شدم . حالا وقتی من در چارچوب برنامه ی غذایی نباشم ، حال روانی من بد است و فکر میکنم لاغر نمیشوم و این نتیجه ی احساسی به خاطر اطلاعات من از تجربیات من که در سطح کمتری اگاهی داشتم ایجاد شده . من یادمه وفتی که لاغر شدم و رژیم را رها کردم ، لباسم را که زمان لاغری میپوشم ، پوشیدم و باور داشتم که بیشتر از چند هفته طول نخواهد کشید که اندازه م است و همان باوری که داشتم را تجربه کردم . انتظار چاقی = حس بد داشتن ، هرروز منتظر چاقتر دیده شدن خودم در اینه بودم ، و چون از این موضوع ترس داشتم و یکسری باورهای بنیادی که رفتار مرا میساخت در من فعال میشد و من قبل از چاق شدن جسم ، چاقترشدن را در خودم احساس میکردم و بعداز ایجاد احساس ، طولی نمیکشید که درجسمم تماشاش میکردم .
خب این مسیر جدید من است و نشنیدم ، ندیدم و جامعه ی گرفتن اطلاعات من محدود به این سایت است ، گرچه خودم احساس کردم ، این روند را تحربه کردم ولی چون تعریف دیگری دارد و چون اقدام فیزیکی ندارد ، این انتظار در من شکل نمیگیرد . ولی اگر بشود چه ؟ خیلی ها توانستند ، پس یک درک عمیقتری در لایه های ذهنم بایستی انجام دهم . اگر من محکوم به لاغری بودم چه ! اگر هرکاری میکردم چاق نمیشدم . مثل دختر عمه م که کلافه بود و اگر من احساس کنم و باور کنم و تصوراتم را زندگی کنم چه ؟ ناخوداگاه که اصل از بدل نمیشناسد ! گرچه من در زمینه های دیگر زندگیم وقتی مسیری را میروم وقتی تصویری از خودم را در روز بیشتر از همیشه احساس میکنم و مدتی است که کار درونی کردن در خودم زیاد شده و باعث شده که احساس متفاوتتری از خودم در بیرون داشته باشم و رفتار ادمها هم با من تغییر کرده ! اینجا میفهمم که من وارد سطح متفاوتی شدم . اگر لاغری هم مثل همین باشد چه ؟! بدن من هم از درون تغییر میکند . اگر اطلاعات درست بدهم و تمرکزم بر احساس خوب من در زمان لاغری باشد یا زمانی که در چارچوب رژیم غذایی بودم ، الان همان اخساس را تجربه و ایجاد کنم بدون رژیم غذایی ، اگر با همین لاغر شوم چه ؟ به نظرم درس مهمی داشت .
لیستی از مواردی که به نظرتان باید هر روز انجام دهید تا انتظار لاغر شدن در مسیر لاغری با ذهن در شما ایجاد شود را بنویسید.
من جواب این سوال را دادم در بخش تحیلیل و برداشت خودم از متن و ویدیو : من تجزیه و تحلیل میکنم ، وقتی از زندگیم و درونم پیداشون میکنم ، نگرش و درک من تغییر میکنه ، به واسطه ی ان احساساتم تغییر میکنه ، نوشته های دیگران به من در درک بیشتر کمک میکنه و یاداور این شد که تشکر چه از فرد مقابل چه حتی از خودم ، چقدر میتواند در بودن در مقصد به تاثیرگذار باشه ، وهر چه من در کاری استمرار کنم ، افکار و اعمال در ان حوزه گسترش پیدا میکنه و من کم کم راهکار عملی چه اگاهانه و چه نااگاهانه در من ایجاد و عملی میشه .
نشان های دریافت شده
سلام. به رسم سپاسگزاری از شما دوست خوب و کامنت عالی که نوشته بودید. بسیار لذت بردم تشکر میکنم و به شما میگویم که قطعا موفق خواهید شد.
سلام خدمت همه
جواب تمرینات
در گذشته که از روش های مختلف برای لاغر شدن استفاده کرده اید به چه صورت انتظار لاغر شدن در شما ایجاد شده است: انتظار لاغری به این صورت در من ایجاد میشد که رسانه، تلویزیون، خانواده، اجتماع و همه موارد بیرونی مثل تبلیغات تلویزیونی حرف افراد مختلف و همه نیرو های بیرونی تصمیم به القای این موضوع داشتن که لاغری و تناسب هر چیزی غیر از روش ذهنی هست
که با دمنوش،با ورزش ، با عرق کردن با دست و پا زدن اتفاق میفته که کاملا برعکس اینه و لاغری روال بیعی و الهی بدن هست که باید اتاق بیفته
بعد از اتمام یا رها کردن برنامه رژیمی یا برنامه ورزشی انتظار شما درباره لاغر شدن یا چاق شدن به چه صورت بوده است: اگه مدت زمان طولنی از اون روش دور میموندم و دوباره به اون روش برنمی گشتم،انتظار چاقی و حتی بیشتر از اون شکل میگرفت.
آیا انتظار لاغر شدن یا چاق شدن با انجام روش های قبلی امکانپذیر است: با توجه آموزه های قدیمی این امکان حتما وجود دارد
موض۵دیگه اینکه بسیار مهم هست این هست که تصور کنیم که هر چه ما از این آموزه ها دور بشیم و به صورت مرتب به اونها برنگردیم به همون مقدار انتظار اضافه وزن در ما رشد میکنه و درخت اضافه وزن سنگین میشه
و هرچقدر بهتر و بیشتر در این زمینه تلاش کنیم این درخت بیشتر رشد میکنه و بهتر و بیشتر میوه لاغری میده
من چون خودم یه مدت از سایت و آموزش دور بودم این موضوع فهمیدم به لطف خدا دوباره برگشتم
از لطف خدا ممنونم که این سایت پر برکت جلوی پام گذاشت خیلی مچکرم❤️
نشان های دریافت شده
در گذشته که از روش های مختلف برای لاغر شدن استفاده کرده اید به چه صورت انتظار لاغر شدن در شما ایجاد شده است.
خب اولین بار که من رژیم گرفتم و پیاده روی میکردم هیچ ذهنیتی که بشه لاغر شد نداشتم بعد از دیدن نتیجه و اینکه همه ازم سوال میکردن که چکار کردی لاغر شدی منم پاسخ میدادم که نون یه کف دست میخورم و پیاده روی هم میکنم اونجا فهمیدم که رژیم و ورزش لاغر میکنند و باز هم در حالت متناسب فکر میکردم هنوز هم چاقم یعنی ذهن من عوض نشده بود و من مجددا چاق شدم در تلاش های بعدی هم من این پیش فرض رژیم و ورزش رو داشتم هی رژیم های مختلف اطلاعات بیشتر کسب میکردیم هر بار رژیم تکامل پیدا میکرد و شکل و شمایل و اسمش عوض میشد بعد همه ی رژیم های دیگه رو رد میکرد و طرفداراش معتقد بودن بهترین هست و الی اخر دیدن نتایج افراد وتوصیه پزشکان و همه کل جامعه باعث شد ما فک کنیم ما مشکل داریم اما رژیم ها نه
بعد از اتمام یا رها کردن برنامه رژیمی یا برنامه ورزشی انتظار شما درباره لاغر شدن یا چاق شدن به چه صورت بوده است.
خب وقتی من چاق تونستم با ورزش و کم کردن خوراکم لاغر کنم متوجه شدم بعد رژیم دیگه اینطوری نیست اوضاع فرق داره عادتهای قبلی هستن هی میترسیدم چاق تر بشم و در نهایت میگفتم چون رژیم ندارم چاق میشم مادرم و خاله هام و اطرافیا میگفتن فلانی تا یه ذره چاق میشه تند تند رژیم میگیره دوباره لاغر میشه چاییشو بدون قند میخوره و غذا نمیخوره دوباره لاغر میشه من مونده بودم اینا اون یکی دو کیلو رو چطوری تو چند روز چطور اب میکنن ما این همه جون میکنیم نمیشه .
آیا انتظار لاغر شدن یا چاق شدن با انجام روش های قبلی امکانپذیر است؟
بله امکان پذیر است ولی به سختی با روحیه داغون و به محض رها کردن دوباره برمیگرده با سرعت بیشتر چون ذهن همون ذهنه اگر تغییر ماندگار میخوایم باید ادم دیگه ای بشیم با نگرش هایی متفاوت از قبلا و تلاش من همینه نگرشم به همه چی تغییر کنه و در نتیجه افکار و رفتارم و در نهایت نتیجه تغییر کنه تا ماندگار باشه لاغری رو یاد بگیریم که همیشه همونطوری رفتار و عمل کنیم . یه چیزی که بشه همیشه ازش پیروی کرد . نه با فشار و محدودیت و ضرب و زور
درباره طریق هایی که در گذشته انتظار چاق شدن در شما ایجاد شده است شرح دهید.
من توی محیطی بودم که بدون اینکه اضافه وزن داشته باشم بهم القا شد که چاق میشم و بعد دیدن خواهرام که چاق بودن باعث شد شبیه اونا بشم به صورتی که خودمم میخواستم من که نمیدونستم چه محدودیت هایی داره فقط خواستم شبیهشون باشم . بعدشم دیدن اونها که با ازدواج و زایمان چاقتر و چاقتر میشدن به من القا میکرد که ما خواهرا خیلی شبیه هم هستیم . و حتما این اتفاقا برای من هم می افته .
رژیم هایی که گرفتم ما رو از غذا ها و از گرسنگی ترسوندن و در من ولع و ترس بوجود اومد
برگشتن نتایج روش های غلط به ما القا کرد ما مشکل داریم اراده نداریم پس لیاقتمون چاقیه
هی چاق و لاغر شدن منو از چاق تر شدن و لاغر نشدن ترسوند
و حالم از هر چی رژیم و ورزش بهم میخوره هر چی انتظار چاق شدنه از همون رژیم های قبلی داریم
درباره اینکه چگونه باید انتظار لاغر شدن در خودتان ایجاد کنید شرح دهید.
من دارم یاد میگیرم که چطوری مث یک متناسب فکر و رفتار کنم تا متناسب بشم نه با رژیم و ورزش که بارها امتحتنشونو پس دادن و دیدم که اشتباهن فقط با تغییر نگرشم با تغییر رفتارم بدون هیچ فشاری کاملا خود خواسته و با علاقه و لذت . من هر روز یه قدم به سمت ذهنیت اصیل و متناسبم بر میدارم و عملم بسیار داره شبیه نسخه ی متناسبم میشه و البته با اشتباهاتی که دارم اما مهم نیست من دارم یاد میگیرم و هیچ اشکالی نداره اشتباه کنم فقط روزانه باید اصلاح بشن تا در مسیر تکاملی خودم پیش برم. و این مسیر معلومه نتیجه اش لاغری و تناسب اندام هست و من مطمینم که بهش دست پیدا میکنم خب وقتی چیزای اضافه ای که قبلا مصرف میکردی رو نمیخوری خود به خود اضافات اب میشن دیگه تازه ذهنیت من عوض شده میدونم حقمه لاغر باشم میدونم که میتونم خودمو تغییر بدم همین الان که تازه یک ماه هم نشده تاثیراتش بر جسم من کاملا نمایان هست من ارام ارام میخورم من بدون ولع میخورم صبحانه نمیخورم چون گشنم نیست سعی میکنم شیرینی رو بدون ترس مصرف کنم این باعث شده که من ولع به شیرینی نداشته باشم
در مواجهه با لحظاتی که قرار به خوردن هست من از خودم میپرسم که ایا واقعا میل دارم یا نه ملاک من برای خوردن میل درونیم هست .
دارم کار میکنم روی خودم که بفهمم کی سیر میشم که دست از غذا بکشم و من زمانی که شروع کردم این تغییرات برام ارزو بود .
نمیدونستم چرا وقتی رژیم داشتم از ظهر که میگذشت چرا من اینقد ولع داشتم اما حالا میبینم که هیچ خبری از اون ولع نیست
داشتم یه دوره میخریدم که چطور خودمو کنترل کنم یکی بالای سرم باشه نخورم بگه چی بخور تازه نوشته بود اگاهانه لاغر شوید ولی چقدر محتوی متفاوت بود چقدر حس ها متفاوت بود حسی که از این جا دریافت میکنم عشق و لذت هست و از اونجا میترسیدم هی الکی میخواستم خودمو قانع کنم که دارم درست پیش میره که روشش به در میخوره اما الان که درست فکر میکنم بدن من همون موقع هم میدونست اینده اش توی اون روش چی هست برای همیم حس خوبی نداشت اما اینجا هر چی نمیخواستم بروز بدم خوشحالیمو هی من کنجکاوتر میشدم برای دیدن ویدیو های بیشتر ذوقی توی دلم داشتم ما اگه یه کم دقت کنیم میفهمیم چی غلطه چی درسته .
بزودی من از ۹۶ کیلو که وزن شروعم بود وارد ۸۰ میشم و من خیلی خوشحالم
هر روز با ذوق و شو ق فایل ها رو گوش میدم و عاشق این فایلهام اگر لازم باشه بر میگردم و دوباره از اول درسها رو میخونم و انجام میدم بدون عجله فقط دلی و با لذت .
صدای درونم رو باهاش به صلح رسیدم و اینها همه تغییرات ارزشمندی هست که داشتم و به خودم افتخار میکنم
لیستی از مواردی که به نظرتان باید هر روز انجام دهید تا انتظار لاغر شدن در مسیر لاغری با ذهن در شما ایجاد شود را بنویسید.
هر روز باید به خودم یادداوری کنم که چرا اینجام چرا این تمرینات رو انجام میدم که بیشتر و بیشتر پی ببرم به درست بودن مسیرم هر روز باید یاداوری کنم که چقدر بهتر شدم از قبل و بدونم که این تغییرات نتیجشون تناسب اندامه
تغییر ذهنیت نگرش و نگاه ما رو تغییر میده صدای ذهنی عوض میشه و رفتار و عادت های ما عوض میشن و ما تمایلی به رفتار کردن مث گذشته نخواهیم داشت و بعدش در ظرف زمان و تکرار عادات جدید نتیجه تناسب اندام خواهد بود
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان و هدایتگر
سلام به همه دوستان
هر بار که به فکر لاغری می افتادم برنامه ای که برای خودم در نظر میگرفتم کم خوردن یا نخوردن غذاهایی که به نظرم چاق کننده بودن غذاهای فست فودی، شیرینی ها مخصوصا خامه ای و همزمان با کم خوردن یا نخوردن افزایش تحرکم در روز بود اوایل که مثلا یه ساعت ورزش بود به مرور میگفتم که داره به چربی های کهنه و قدیمی میرسه این چربی ها سمج هستند و باید خوردن رو کمتر از روزهای قبلتر کنم و تحرکم رو مثلا از یه ساعت به دو یا سه برابر برسونم تا این چربی ها آب بشن
اصلا تو ذهنم نمیگنجید که بتونم بدون این دو روش وزنم رو کاهش بدم و به محض رها کردن این دو روش در نظرم همزمان باز به وزنم اضافه می شد و چه بسا با در تخیلم خودم رو گاهی تصور میکردم که روزانه یک کیلو به وزنم اضافه میشه عذاب وجدان بعد از خوردن هر غذایی، یا حتی اگر در حد نیازم غذا میخوردم این عذاب وجدان ولم نمیکرد برای من تناسب اندام یعنی نخوردن و تحرک زیاد چون خدا منو اینجوری آفریده و گفته فلانی باید چاق باشه اگر دوست داره لاغر بشه باید عذاب بکشه و بعضی مواقع که از چاقی خسته میشدم با خدای خودم درد و دل میکردم که خدایا من بنده ات نیستم چرا منو اینجوری آفریدی چرا فقط این ارث در بین خواهرهام به من رسیده هر چیز بدی که تو خانواده مادری یا پدری به من رسیده اینم از شانس بدم هست
اما از زمانی که با این مسیر شگفت انگیز آشنا شدم هر زمانی که یک فایل چی رو گوش میدم و عکسهای شگفت انگیزان رو نگاه میکنم بهم انگیزه میده که این همه از دوستان تونستن با این مسیر لاغر برسن و درسته که ذهنم بعضی از اوقات باهام راه نمیاد و ناامیدی در وجودم ایجاد نمیکنه اما ادامه میدم و میدونم این مسیر تنها مسیر ممکن برای رسیدن برای لاغری مدام العمر هست و نه تنها در این مسیر لاغر میشم بلکه صبر و حوصله ام برای انجام کارهای دیگه بیشتر شده و مثل قبل دیگه موقع انجام کارهایی که انجامش برام سخته، خسته نمیشم و میدونم با ادامه و استمرار به هدفم میرسم و در این راه دیگه حرفهای دیگران تاثیری در روحیه ام نداره
و به قول استاد اگر منی که در این راه هستم نتیجه نگیرم پس کی میخواد نتیجه بگیری
نشان های دریافت شده
سلام استاد روشن عزیز و دوستان گرامی
خوب خیلی واضحه که من الان انتظار لاغری دارم
علتش رو توضیح میدم
ببینید من هر روز نیم تا یک لیتر بستنی میخوردم
ماهی یک کیلو نون خامه و کیک خامه ای و شیرینی تر
هر روز نوشابه با غذا میخوردم
سه روز در هفته فست فود
سه شب در هفته ویتامینه
هر روز پفک و کرانچی میخوردم
هر روز سیصد گرم تخمه آفتابگردان میخوردم
بعضی روزا سیب زمینی سرخ کرده و چیپس میخوردم
هر روز تقریبا یک بشقاب پر برنج با یک عالمه ته دیگ
صبحانه نصف نون سنگک خامه سرشیر و کره شکلات ص
هر روز خودمو وزن میکردم
هر روز خودمو لعن و نفرین میفرستادم
حس افسردگی داشتم
هر روز پیج های آشپزی و فود بلاگر ها رو دنبال میکردم
هر روز درباره کالری غذاها تحقیق میکردم
با همه در مورد چاقی لاغری صحبت میکردم
الان ۲۸ روزه من هیچ کدوم ازین کارهای بالا رو انجام ندادم عوضش
بر اساس میل و تمایلم غذا خوردم به اندازه نیاز بدنم
حق آزادی خوردن همه چیز رو دارم به اندازه نیاز بدنم
به محض سیری و فروکش کردن میلم دیگه نخوردم
روی ترازو نرفتم
با کسی در مورد چاقی لاغری صحبت نکردم
هیچ پیج آشپزی و فود بلاگر عمو روحی و مستر تیستر رو فالو نکردم
توجه عینی به غذاها و پنج حسی که تحریکم کنه نکردم
تمایلات من خود به خود عوض شده
میلم به بستنی و شیرینی و هله هوله نمیکشه
تمایلی به ریزه خواری ندارم
میلم به خوردن سالاد و هویج و سالاد سزار با سس میره
میلم به چای و قهوه میره
میلم به دوش گرفتن آرامش داشتن میره
میلم به خواندن در مورد شمس و مولانا میره
میلم به شکر گذاری و لبخند به محض بیداری میره
ذوق اومدن به سایت تناسب فکری و انجام. تمرینات دارم
ذوق گرفتن مدال از استاد روشن دارم
ذوق تجسم لاغری شبانه دارم
ذوق دوچرخه ثابت زدن موقع گوش دادن به فایلها دارم
اندازه نیازم برنج نون میخورم
از هیچ چیزی نمیترسم
از مسافرت و مهمونی و سلف سرویس و رستوران نمیترسم
لذت و ذوق نه گفتن و میلی ندارم ،دارم چه کیفی میده
لذت دیدن هر روزه خودم تو آینه و دیدن تغییرات لاغری
و کلی چیز دیگه
بنظرتون من حق دارم انتظار لاغری داشته باشم یا نه
اینهمه ذهن من ،فکر من، تمایلات من، رفتار من ،آرامش من تغییر کرده
مسلمه انتظار لاغری دارم
و همین میشه که تو ۲۸ روز بودن در اینجا هفت کیلو لاغر شدم تاکید میکنم وزن نکردم ولی خودم از سایزی که کم کردم و لباسی که الان اندازم شده میدونم
و فرق این روش با روشهای قبلی اینه که این روش ماندگاره بهم یاد داده حتی در صورت رسیدن به تناسب بازم به لاغری فکر کنم و مطمئن باشم اون لاغری و تناسب همیشگیه
تکرار تمرین و استمرار منو به اون حد میرسونه که ایندفعه وقتی رسیدم به هدفم این تمرینات رو برای همیشه انجام بدم و همیشه به اینجا سر بزنم و این سبک زندگی من تا آخر عمرم بشه چیزی که میره تو ذهن ناخودآگاه همیشگیه ماندگاره موقت نیست
یچیزی بگم ختم کلام
وقتی من از الان رفتم اون لباس ورزشی و شلوار و سوئیشرتی که برای عکس لاغریم رو صفحه گوشیم گذاشتم رو همین الان خریدم
یعنی من مطئنم که لاغر میشم من ایمان به مسیرم لاغری با ذهن دارم
نشان های دریافت شده
soheila azimi:گام ۱۵از ۱۰۰گام با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیگام پانزده انتظار لاغر شدن داشته باشید یکی از قوانین مهم جهان هستی قانون انتظار است یعنی ما منتظر هرچه باشیم بالاخره در زمان مناسب خودش آن انتظار به وقوع میپیوندد مثلا افراد چاق همیشه انتظار چاق شدن را داشتند و بالاخره این انتظار در جسمشون نمایان شده ولی چرا افراد چاق لاغر نمیشوند چون انتظار لاغر شدن از خود را ندارند برای همین هم لاغر نمیشوند شاید بتوانند با رژیم و ورزش تا حدودی وزن و سایز کم کنند اما چون انتظار لاغر ماندن را ندارند ولی انتظار چاق شدن را دارند بعد از مدتی دوباره چاق میشوند من خودم همیشه انتظار داشتم اگر مسافرت برم حتما ۵کیلو چاق میشوم و دقیقا هر وقت میرفتم سفر همین مقدار وزن اضافه میکردم چرا .. چون انتظار من این بود که ۵کیلو اضافه میشم این انتظار سالها با من بود توی خونه ما. همیشه حرف از رژیم و ورزش چاق شدن و لاغر موندن بود و من بطور ناخود آگاه و نآگاهاین اطلاعات را به فرزندانم منتقل کردم چون کار من در رابطه با ورزش و رژیم بود. صحبت چاقی هم همیشه همه جا با من بود فرزندان من در وهله اول متناسب بودند اما کم کم آن ها هم چاق شدند بخاطر همین هردوشون را مرتب در کلاسهای ورزشی میگذاشتم هردو تا درجه پیشرفته مربی گری کار کردند دقیقا مثل خود من ترس از چاقی داشتند. و دارند اطلاعات غلطی که از کودکی من به آنها القا کرده بودم انتظار چاقی را در آنها هم بوجود آمد پس از اینجا هم میشود پی برد نقش والدین و اطلاعات آنها چقدر میتواند در هر جنبه از زندگی برای فرزندان اثر گذار باشد الان دختر من بشدت ترس از غذا داره اگر مثلاً برنج بخوره فوری میگه الان چاق میشم بازوم چاق میشه همیشه تو رژیمه ولی بازم چاق شده شاید چند کیلویی کم کنه اما فایده آیی نداره چون همیشه انتظارش از خودش چاق شدنه چون میدونه خسته میشه رژیم میزاره کنار بازم چاق میشه متاسفانه بارها سعی کردم لاغری با ذهن را بهش بگم بگم از چاقی نترس مبارزه نکن با چاقی نگران چاقتر شدن نباش انتظارت از خودت چاق شدن نباشه اما متاسفانه قبول نمیکنه. بقول استاد باید خودشون به این درک و آگاهی برسند تا بتوانند وارد سایت تناسب فکری شوند و کاری از ما برای دیگران بر نمی آید دقیقا دختر من موقع رژیم و ورزش انتظار لاغر شدن را داره و این انتظار انتظار ناصحیحی است چرا که باز هم پشت این انتظار ترس از چاقی وجود داره چون میدونه وقتی رژیم و ورزش را بزارن کنار باز هم چون انتظارش چاقیه چاق میشه پس انتظار لاغری اش ماندگاری نداره وقتی از روشهای بیرون از خودمان برای لاغر شدن اقدام میکنیم اولش بخاطر ذوق و شوق و انگیزه و انتظار لاغر شدن خوب پیش میریم اما هر چقدر که از زمان رژیم میگذره انگیزه کمتر میشه روند لاغر شدن کمتر میشه در آخر هم انتظار لاغری از بین میره و با تمام شدن رژیم دوباره انتظار چاقی شدت میگیره و برای همین امر است که باز به وزن قبلی و یا بیشتر از قبل برگشت داریم چونکه فرمولهای چاقی هنوز در ذهن ما وجود داره ما فقط خواستیم با فشار رژیم و ورزش جسم را لاغر کنیم در صورتیکه فرمانده اصلی مغزه و فرمولهایی که در ذهن وجود داره و مغز طبق فرمولها و پردازش آن دستور خوردن و نخوردن ها را صادر میکنه وقتی از طریق صحیح لاغری با ذهن پیش میرویم در واقع داریم فرمولهای چاقی را کمرنگ میکنیم و فرمولهای درست را جایگزینش میکنیم و مغز طبق فرمولهای درست دستورات جدید را صادر میکنه و جسم رو به لاغر شدن میره و اینطوری با انتظاری صحیح منتظر لاغر شدن میشویم و این انتظار ماندگار است چون از درون ما شروع شده است وقتی حسی از درون انسان آغاز شود نتیجه اش هم بهتر میشود افرادی که وارد دوره های لاغری با ذهن میشوند اگر لاغری با ذهن را باور نکنند هیچ وقت انتظار لاغر شدن با ذهن را هم نخواهند داشت که این خودش یکی از موانع بزرگ ذهنی است این افراد خوب کار میکنند خوب مینویسند اما در ذهن ناخودآگاه اشون هنوز باور دارند که روشهای گذشته چون با رنج و سختی بوده بیشتر و زودتر جواب میده. و انتظار ندارند با ذهن میشود به راحتی لاغر شد و این انتظار که یکی از ارکان مهم در لاغر شدن ذهنی است را کمرنگ میکنند و چه بسا پس از مدتی خسته شوند و کلا از این روش خارج شوند اینجا بحث اعتماد وجود داره شما عادت کردین شخص دیگری برای شما برنامه بدهد چقدر بخورید چی بخورید کی بخورید و همین باعث میشه به آن شخص اعتماد کنید و انتظار تون لاغر شدن باشه. اما همانطور که توضیح دادم بعد از اتمام برنامه دوباره انتظار چاقی دارید اما در مبحث لاغری با ذهن باید به خودتون اعتماد کنید و فقط از طریق راهنمایی های صحیح و استمرار انتظار لاغری را در خودتون بوجود بیاورید همانطور که قبلاً انتظار چاق شدن را در خودتون تقویت کردین.الان هم باید مرتب به خودمون گوشزد کنیم فقط این روش لاغری با ذهن جواب درست را به ما میده نه آن روشهایی که بارها دنبال کردیم و بارها شکنجه شدیم و بارها شکست خوردیم تفاوت انتظار لاغر شدن و منتظر لاغر ماندن در این است که این انتظار یعنی باور داریم که با این روش و با استمرار صد در صد به تناسب اندام میرسیم اما منتظر بودن یعنی ما این باور محکم را نداریم و منتظریم تا این روش نتیجه بده بنابراین انتظار لاغر شدن را از خود داشته باشید یکی از قوانین مهم جهان هستی پیشرفت کردن و گستردهتر شدن است هرچه انتظار ما از لاغر شدن بیشتر شود خودبخود ما لاغرتر میشویموقتی در روش لاغری با ذهن پیشرفت کنید و استمرار داشته باشید به این اطمینان میرسید که انتظار تون از خودتون لاغر شدن است و منطق ذهن اتون این لاغر شدن را گسترش میدهد و ذهن ناخودآگاه شما این آگاهی را باور میکند و خودبخود لاغر میشوید همین که هر روز در سایت باشید فایل گوش کنید بنویسید بخونید تا ذهن لاغر شدن را باور کند و این پروسه مستلزم زمان است باید با استمرار و پشتکار این زمان را بگذارید تا به نتیجه دلخواه برسید فضای فکری خود را از فضای چاقی به فضای لاغری میبریم بجای این که به چاقی توجه کنیم در این روش تمام تمرکزمان را میزاریم روی لاغری و انتظار لاغری بوجود میآید چون نگرش ما تغییر میکنه و لاغر میشویم به همین راحتی و آسانی لاغر میشویم وقتی ما مینویسم و یا میخونیم ذهن چون اصل از بدل را تشخیص نمیدهد این نوشته ها را مربوط به خودش میداند و در واقع در جهان هستی هم خودمان و هم دیگران را شاهد برای لاغر شدن جمع میکنیم و حتی انرژی این ارتباط باعث حس خوب در ما میشود و راه هایی ممکن پیدا کنیم که اصلا اون موقع به امان هم نمیرسید تمام این همکاریها در سایت باز هم به نفع و سود خودمان است و زمانی که مشغول نوشتن خواندن و دیدن فایل هستیم در واقع داریم به خودمان کمک میکنیم و حتی به فرد مقابلمون هم انگیزه میدم با تشویق و کنار هم بودن اینها هم مثل زنجیر به وصل هستند و در واقع تمام این کارها باعث میشود که انتظار لاغر شدن در ما رشد کند و صد در صد لاغر میشویم هر چقدر بهتر و بیشتر کار کنیم نتیجه باز هم بهتر میشود با تشکر سهیلا عظیمی
نشان های دریافت شده
سلام طبق گفته استاددراین فایل من قبل اشنایی بااین سایت وقتم به حرف زدن باگوشی یا الکی چرخیدن درفضای مجازی بود وهمین خودش بزرگترین عامل استرس برای من بود ولی اززمان اشنایی بااین سایت خیلی روندزندگیم تغییرکرده بعدانجام کارمنتظرم بچم بخوابه ومن بیام سایت فایل گوش کنم وتمرین انجام بدم درگذشته روش های من استفاده ارزرژیم بود وفهمیدم اونم اززمان اشنایی بالاغری باذهن که رژیم اصلا هیچ فایده ایی نداره وقابل برگشت میباشدوباعث حریص شدن بدنماشده ودوست داریم پرخوری کنیم وحس وحال مابدبشه ورزش فقط به جسم فشارمیاد وجزخستگی تاثیری نداره بعدش پرخوری میکردم همیشه چشام دنبال خوراکی ها بوداصلا سیرنبودچشام ولی به لطف خدااززمان انجام تمرینات این سایت افکارم بهترشده خوردنم بهترشده دیگه اون ادم پرخورنیستم یاهوس خوراکی بخوادبیاد توذهنم خیلی ضعیف شده وانشالله بتونم تواین مسیربه اندام دلخواهم برسم
نشان های دریافت شده
بنام خدا
فایل ۱۵ از صد گام
سلام خدمت استاد بزرگوار
منم در گذشته از روشهای مختلف زیادی استفاده میکردم و هر روشی را شروع میکردم هر روز وزن میکردم چون منتظر لاغری بودم مثلا رژیم سخت میگرفتم میگفتم چون خوردن منو چاق کرده پس حالا که نمیخورم باید لاغر بشم و به این صورت از روشها انتظار لاغری داشتم و وقتی به هر دلیلی آن رژیم یا ورزش را رها میکردم ویا کم کاری میکردم درست انجام نمیدادم همش ذهنم درگیر این بود که دوباره چاق نشم و همش وزن میکردم عصبی بودم چون من خوب دیگه کاری نمیکردم برای لاغری و میگفتم حتما چاق میشم تفکر من این بود که برای لاغری حتما باید یا رژیم بگیرم یا ورزش سخت پس وقتی انجام نمیدم نتیجه میشه چاقی .
بله من هم انتظار لاغری داشتم از روش و هم چاقی
من با آموزش لاغری با ذهن خواندن متن های قبل فایل دیدن و شنیدن فایل ها عمل کردن به آنچه در این فایلهای آموزشی گفته وقت گذاشتن برای انجام تمرینات انتظار لاغری ی در خودم بوجود آورم و باور کنم که من نیاز نیست کار دیگه انجام بدم من با همین تمرینات لاغر میشم و افکار منفی را از خودم دور کنم و فقط به انجام تمرینات بپردازم و جسم من خودش متناسب خواهد شد
نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم به استاد عطار روشن عزيز
گام ۱۵: انتظار لاغر شدن داشته باشید
در گذشته که از روش های مختلف برای لاغر شدن استفاده کرده اید به چه صورت انتظار لاغر شدن در شما ایجاد شده است.
من در گذشته از كالري شماري، فستينگف كتوژنيك استفاده كردم در كنارشون ورزش و پياده روي هم بوده…يادمه از وسايل لاغري هم استفاده كردم
انتظار داشتم چون دارم از اون روش ها استفاده ميكنم پس بايد لاغر بشم …لاغر هم ميشدم ولي به محض رها كردن چون ديگه انتظارم به پايان ميرسيد دوباره چاق ميشدم…همونطور كه در فايل قبلي گفتيد من بلد نبودم نگرش پشت اون تصميم به رژيم گرفتن رو دريابم
قطعا انتظار من هم پايان ميافت و من برميگشتم به حالت قبل
يعني انتظار من در حد يه بادكنك هم نبود …يه بادكنك رو كه ولش ميكنيم توي فضاي باز …هي ميره بالاتر … ولي من تا رژيم رو رها ميكردم نه تنها به جاي قبلي برنميگشتم …به جايي بدتر از جايي قبل برميگشتم…حالا يه سري اطلاعات اشتباه تر هم بهم اضافه شده بود…
قبلا اگر فقط كالري شماري ميكردم ، حداقل كمتر به غذاها اتيكت بد ميچسبوندم
ولي دفعه بعدي كه مثلا كتوژنيك بودم، ديگه كلا خوراكي ها رو از ريشه زده بودم …شما دقيقا ميتوني درك كني من و هر كي كه هي رژيم هاي مختلف گرفتيم چه تشنجي داشتم توي فكرمون…
خير انتظار لاغري كه نه …اگر انتظار براي لاغر شدن در من ماندگار بود ، من الان اينجا چيكار ميكنم!!!
ولي انتظار چاق شدن تا دلت بخواد ….زياد در من شكل گرفته طوري كه من توي چهار سال گذشته كه آخرين رژيمم كتوژنيك بوده و سختگيري هاش زياد بوده …نتونستم به وزن هفتاد برسم…در حالتي كه قبلا با رژيم هاي ديگر اينطور نبود كه انقدر وزنم بالا بمونه ..
در رژيم كالري شماري، من انتظار داشتم اگر بيشتر ۱۲۰۰ كالري وارد بدنم كنم پس بايد چاق بشم
در فستينگ اين انتظار چاقي رو در خودم ايجاد كردم كه ، اگر سه وعده غذا بخورم پس چاق ميشم
در رژيم كتو انتظار چاقي به سقف چسبيد براي من…همه چي منو چاق ميكرد…هر چيزي كه بيش از ۵ گرم كرب و هيدرات داشت منو چاق ميكرد…يك ميوه حتي منو چاق ميكرد…تمام خانواده نشاسته و كربوهيدراتها منو چاق ميكردن
كلا شايد ۲۰ تا مواد غذايي بودن م
كه منو چاق نميكردن ..اونم باز اگر زياد ميخوردم وزنم ثابت ميموند و لاغر نميشدم
براي ايجاد انتظار لاغري بايد اطلاعاتي وارد ذهنم كنم كه اون اطلاعات ثابت كردن افراد ميتونن باهاش متناسب بمونن….مثل چي؟
يك فرد متناسب اصلا به كالري ها توجه نميكنه
يه فرد متناسب موقع غذا خوردن فقط غذا ميخوره و هيچيه غذا فكر نميكنه
يه فرد متناسب حواسش به نقطه سيريش هست
يه فرد متناسب بدنش سطل آشغال نيس…هر چي اضافه مياد رو نميخوره …هر چي مفت هست رو زياد نميخوره …عروسي ميره همونقدر ميخوره كه وقتي توي خونش هست…
يه فرد متناسب اصلا كاري نداره كه حتما صبح شد بايد صبحانه بخور …حالا ظهر شد بايد ناهار بخوره…حالا شب شد شام بخوره…
اون اينطوري عمل نميكنه اون هر وقت بدنش بگه گرسنه شه ميخوره …حتي شايد دوازده شب گرسنه بشه …اون فرد متناسب ميره غذاشو ميخوره..كاري نداره كه واااااي نصف شب بخوري چاق ميشي…
در يك كلام يك فرد متناسب بدنش رو هديه اي از سمت خدا ميدونه و ميخواهد اين هديه رو هميشه به بهترين شكل نگه داره.
تمام كارهايي كه در جواب به سوال قبل گفتم رو بايد به عنوان فردي متناسب انجام بدم
بايد بپذيرم خودم اين بدنم رو به اين شكل درآوردم و خودم مسول هستم و خودم بايد درستش كنم…بايد امانتدار خوبي باشم …امانتي كه خدا بهم داره…بايد بخورم و بياشامم ولي زياده روي نكنم…بايد ياد بگيرم بگم نه ميل ندارم…نبايد تعارف بقيه رو بپذيرم…
تمريني كه به ذهنم رسيد شروع كنم به ايجادش اينه كه ياد بگيرم بگم ميل ندارم …
تا حالا اين كارو شروع نكردم…چون دوستم كه متناسبه خيلي اين كارو بلده و وقتي سير هست هر چي بهش تعارف كني ميگه نه مرسي نميتونم …ديگه ما ميخنديم ميگيم نه نميتونه
با توجه به اين بك گراند انتظار تناسب اندام در من شكل خواهد كرد
استاد من يك سوالي دارم
من به يه تعارض خوردم…اينه كه وقتي غذا ميخورم …معده ام پر ميشه و از نظر فيزيكي نياز ندارم ولي ذهنم هنوز سير نشده ..ميفهمم بايد به نقطه سيريم حواسم باشه…
اين طبيعيه؟
نشان های دریافت شده
سلام فهیمه جان
براوو دختر 👏👏👏👏
من ایستاده برای این نظر خوبت کف میزنم 👏👏👏👏👏
چقدر قشنگ نوشتی چقدر کیف کردم از خواندن پیامت
چقدر درس و نکته داشت نوشته هات
همیشه نوشته هات رو با عشق دنبال میکنم
خیلی خوب مینویسی و آدم کیف میکنه وقتی نوشته های شما رو میخونه
تو گروه دور همی هم ازت تشکر کردم
واقعا نوشته هات حال منو خوب میکنه و با ذوق و شوق شما رو پیگیری میکنم رفیق
ازت ممنونم 🙏
بازم بیشتر بنویس
نشان های دریافت شده
یه چیز جالب به ذهنم رسید
عید امسال چون پسر کوچولوم تمام دیوار رو خط خطی کرده بود و چون چندین سال بود دبوارمون رنگ نخورده بود تصمیم گرفتیم دیوار رو رنگ بزنیم
بعضی جاها زود رنگ گرفتن ولی بعضی قسمت ها رو مجبور شدیم چند دست بزنیم
حتی پرایمر و چسب چوب بزنیم
اما بالاخره تمام خونه مون رنگ شده
سبز
رنگی که هر دو عاشقش بودیم
خیلی زمان بود شاید نزدیک دو هفته
اما ارزشش رو داشت
چرا این رو نوشتم ؟
امشب داشتم فکر میکردم که ایراد کار من چیه
اینکه استاد همینجا توی متن گفتن :
«بعضی از ما با اشتیاق از مطالب آموزشی استفاده می کنند و هر روز تکرار و تمرین می کنند اما در ذهن ناخودآگاه آنها لاغر شدن از طریق روش هایی که قبلا بارها استفاده کرده اند یا درباره آن شنیده اند امکانپذیر است بنابراین با اینکه در مسیر لاغری با ذهن با شوق و انگیزه عالی حرکت می کنند اما نتیجه چندانی کسب نمی کنند چون آنها از این روش انتظار لاغر شدن ندارند.»
با خودم گفتم:چجوری میشه انتظارش رو ایجاد کنم؟ یعنی من که گوش میدم تصور میکنم تمرین میکنم تکالیفم رو انجام میدم ( خدایی شاگرد خوبیم با اینکه دو هفته است توی سایتم هر روز و هر شب تکالیفم رو انجام میدم و حتی کلی از نظرات بقیه دوستان رو هم مطالعه میکنم و بهره مند میشم)حتی به شدت تلقین میکنم به خودممن همه اش سعی میکنم روشهای دیگه رو توی ذهنم بی آبرو کنم بی اعتبار کنم مرور کنم که هیچکدوم برام نتیجه دایمی به دنبال نداشت شاید زمان بیشتری احتیاج دارم تا کامل رنگ ببازه؟ شاید فقط کمرنگ شدن هنوز؟فکر کنم خودم جواب خودم رو دادم🤦♀باید اینقدر ادامه بدم که واقعا باور واقعی ام بشههمینه خودشه! الان فهمیدم! باید اینقدر روش باور جدید بیاد که باور به رژیم رنگ ببازه..