در تمام سالهایی که اضافهوزن داشتم، فقط یک آرزو همیشه با من بود، هر جا میرفتم، هر کاری میکردم… تحقق آرزوی لاغری.
چاقی فقط روی عدد ترازو تأثیر نذاشته بود؛ انگار سایهش روی همه احساساتم افتاده بود.
حتی وقتی به چیزهایی که دوست داشتم میرسیدم، یه چیزی کم بود… اون حس سبکی، آزادی، رضایت واقعی! هیچ آرزویی، وقتی کنار چاقی مینشست، دیگه اونقدر شیرین نبود. 🥀
برای من، تحقق آرزوی لاغری فقط یه عدد نبود، یه آزادی عمیق ذهنی و جسمی بود؛ یه خواسته که تا محقق نمیشد، انگار هیچچیز دیگه کامل نبود.
آرزوی لاغری من
بذار یه چیزی رو بهت صادقانه بگم…
سالها آرزوی لاغری مهمترین خواستهی من بود. هر بار که جلوی آینه وایمیستم و به خودم نگاه میکردم، حس میکردم یه چیزی کم دارم.
نه فقط یه سایز لباس کوچیکتر یا عدد پایینتر روی ترازو… بلکه یه حس آرامش، یه حس آزادی، یه نفس راحت.

👧🏻 بچه که بودم، عاشق دوچرخهسواری بودم. یه روز بالاخره بابام برام یه دوچرخه کوهستان خرید. اما نه به خاطر اینکه خوشحال بشم، نه… گفت: «برای اینکه با دوچرخه بری مدرسه که لاغر بشی!»
همین جمله باعث شد حتی وقتی باد توی صورتم میخورد و با تمام توان رکاب میزدم، بهجای لذت، فقط خجالت بکشم… فکر میکردم همه بهم نگاه میکنن و میگن:
«نگاه کن! طفلکی داره جون میکنه لاغر شه.»
😔 این یعنی چاقی حتی لذت رسیدن به آرزوها رو از آدم میگیره.
با خودم میگفتم:
«اگه لاغر شم، حتی اگه به هیچ آرزوی دیگهای نرسم، بازم میارزه!»

آرزوی لاغری داشتن
✨ تحقق آرزوی لاغری؛ بازگشت به حالت طبیعی بدن
در تمام سالهایی که اضافهوزن داشتم، تنها یک آرزو همواره در ذهنم بود: تحقق آرزوی لاغری. این خواسته نه از سر زیباییطلبی، بلکه به دلیل تأثیر عمیق چاقی بر روحیه و احساساتم بود. چاقی نهتنها بر ظاهر فیزیکیام تأثیر گذاشته بود، بلکه لذت رسیدن به دیگر آرزوها را نیز از من گرفته بود.
اما چرا این آرزو اینقدر قوی و پایدار است؟
🔬 پاسخ در علم فیزیولوژی بدن انسان نهفته است. بر اساس نظریه «نقطه تنظیم وزن» (Set Point Theory)، هر بدن انسانی دارای یک وزن طبیعی است که تمایل دارد آن را حفظ کند.
این وزن طبیعی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی، متابولیسم، ساختار بدنی و سایر عوامل بیولوژیکی تعیین میشود. زمانی که وزن بدن از این محدوده طبیعی خارج میشود، بدن تلاش میکند تا به حالت تعادل بازگردد.
بهعبارتدیگر، آرزوی لاغری یک واکنش طبیعی بدن برای بازگشت به وضعیت تعادل و سلامت است. این تمایل درونی برای بازگشت به وزن طبیعی، نشاندهنده هوشمندی بدن در حفظ سلامت و تعادل است.
🧠 تحقیقات علمی نیز این موضوع را تأیید میکنند. بهعنوانمثال، مقالهای در مجله Nature Reviews Neuroscience به بررسی نقش مغز در تنظیم وزن بدن پرداخته و نشان میدهد که سیستم عصبی مرکزی نقش کلیدی در حفظ تعادل انرژی و وزن بدن دارد.
بنابراین، اگر در دل خود آرزوی لاغری دارید، بدانید که این خواسته نهتنها طبیعی است، بلکه نشاندهنده تلاش بدن شما برای بازگشت به حالت طبیعی و سالم خود است. ✨

چرا به آرزوم نمی رسم؟!
تا حالا چند بار تصمیم گرفتی لاغر بشی؟ چند بار با اشتیاق رژیم گرفتی، باشگاه رفتی، دمنوشهای لاغری خوردی یا حتی سراغ قرص و دارو رفتی؟ اما چرا بعد از اینهمه تلاش، باز هم تحقق آرزوی لاغریت کامل نشده؟ 🤔
جوابش سادهست:
چون ما همیشه دنبال یه راه بیرونی بودیم، درحالیکه راه واقعی از درون ما میگذره…
🧠 هیچکس با برنامهریزی چاق نشده؛ ما ناخودآگاه و بدون اینکه بخوایم، بر اساس فرمولهای اشتباهی که ذهنمون یاد گرفته، چاق شدیم. پس منطقیه که تحقق آرزوی لاغری هم فقط با اصلاح همین فرمولهای ذهنی ممکن باشه.
در روش «لاغری با ذهن» خبری از برنامهی غذایی نیست که بهت بگه چی بخور، چقدر بخور یا چند کالری بسوزون.
❌ خبری از محدودیت، اجبار یا استرس رژیم گرفتن نیست.
✔️ فقط و فقط یاد میگیری چطور فرمولهای طبیعی لاغری در ذهن خودت رو دوباره فعال کنی.
تصور کن: یه راهنمای درونی داری که همیشه با توئه؛ بهت میگه کی گرسنهای، کی سیر شدی، و چی برات خوبه. این همون چیزیه که از کودکی در وجود همهی ما بوده، ولی سالها با آموزشهای اشتباه فراموشش کردیم.
💡 دورهی لاغری با ذهن کمکت میکنه دوباره این قطبنمای درونی رو فعال کنی. هر آموزش مثل یه چراغ راهه تا بتونی افکار قدرتمند، رفتارهای هوشمندانه، و احساسی خوب نسبت به بدنت بسازی.
من خودم روزی مثل تو بودم…
با دنیایی از آرزو برای لاغر شدن، اما ناامید از روشهای مختلف.
تا اینکه بالاخره فهمیدم راهش این نیست که به بدنم زور بگم یا با گرسنگی اذیتش کنم… بلکه باید با ذهنم آشتی کنم.
وقتی فرمولهای ذهنی رو تغییر دادم، تحقق آرزوی لاغریم مثل یک معجزه اتفاق افتاد. نه تنها وزنم کم شد، بلکه شادی، سلامتی، و آرامشی وارد زندگیم شد که همیشه دنبالش بودم 💖
بدن تو گنج توئه…
وقتشه یاد بگیری چطور ازش مراقبت کنی و باهاش هماهنگ بشی.
🌱 این راه، مسیری به سوی آزادیه… آزادی از چاقی، استرس، و محدودیت.
و من اینجام تا همراهت باشم تو مسیر تحقق آرزوی لاغریت 🌈

تحقق آرزوی لاغری، فقط دعوت از طرف خداست برای بیدار شدن 🌟
حتماً زیاد شنیدی که میگن: «اگه آرزویی توی دلت هست، یعنی خدا خواسته که بهش برسی.»
خب… اگه تحقق آرزوی لاغری توی دلت روشنه، بدون که این یه پیام از طرف خالقت برای آغاز یک تغییر واقعیه ✨
اما این بهمعنای نشستن و منتظر معجزه بودن نیست.
درسته که خداوند «رزاق» و «هدایتگر»ه، ولی اول باید تو قدم اول رو برداری.
🧭 تحقق آرزوی لاغری، از لحظهای شروع میشه که تصمیم میگیری به جای امید بستن به دمنوش، رژیم، یا قرصهای چربیسوز، روی قویترین ابزار تغییر زندگیت یعنی ذهنت سرمایهگذاری کنی.
وقتی آگاهانه وارد مسیر لاغری با ذهن میشی، مثل اینه که داری کلید یه در مخفی رو پیدا میکنی. دری که پشتش بدنی سالم، روحی سبک، و زندگی پر از انرژی منتظرته.
🔥 اشتیاقی که در دلت برای لاغر شدن وجود داره بیدلیل نیست. این اشتیاق، پیامیه از سوی بدنت که میخواد به حالت طبیعی، سالم و متناسب خودش برگرده.
وقتی شروع کنی به یاد گرفتن و کار کردن روی فرمولهای ذهنی، اتفاقی عجیب میافته:
💡 کمکم به این باور میرسی که لاغری «کار سختی نیست»، فقط یه مسیر یادگیریه.
و جالبه بدونی، این فرمولها همین حالا هم در ذهن تو وجود دارن!
تو فقط مدتی ازشون استفاده نکردی… ولی حالا وقتشه برشون گردونی.
همهی اونایی که تا امروز با لاغری با ذهن به آرزوی لاغریشون رسیدن – از جمله خود من – روزی مثل تو بودن:
خسته از شکستهای قبلی، دلزده از رژیمهای سخت، و پر از سوال…
اما تصمیم گرفتن به جای تنبیه بدن، باهاش آشتی کنن.
و همین تصمیم، سرآغاز تحقق رویایی شد که سالها فقط توی ذهنشون بود.
🕊️ میدونی چی قشنگتره؟
وقتی تو این مسیر میری، فقط وزن کم نمیکنی…
بلکه ایمان، اراده، عزت نفس و حس قدرتی درونت بیدار میشه که هیچچیز و هیچکس نمیتونه متوقفش کنه.
💫 تا یک سال دیگه، میتونی به نسخهای از خودت برسی که امروز فقط تصورش میکنی.
اگه تا امروز بارها شکست خوردی، اشکالی نداره. اونها بخشی از مسیر بودن.
اما این بار، تو داری با آگاهی، عشق به خودت، و همراهی قدرت ذهن وارد راهی میشی که مقصدش تحقق آرزوی لاغری برای همیشهست.
و بدون…
افراد متناسب اطرافت، لزوماً خوششانستر از تو نیستن.
اونها فقط «افکار و رفتار غذایی متفاوتی» دارن…
همین. نه جادو، نه ژنتیک خارقالعاده.
✨ وقتشه تو هم فرمولهای ذهنی خودت رو بشناسی، فعالشون کنی، و به بدنی برسی که شایستهاش هستی.
دورهی ورود به سرزمین لاغرها یه فرصت ناب برای ساختن این تحول درونی و لاغر شدن همیشگیه.
نهتنها برای لاغر شدن، بلکه برای ساختن زندگیای که عاشقش باشی. ❤️
✍️ تمرین تحقق آرزوی لاغری 📖
حالا که محتوای آموزشی رو با دقت خوندی، وقتشه یه قدم مهم برای تحقق آرزوی لاغری برداری 💫
یکی از قدرتمندترین روشها برای فعالسازی ذهن لاغر، نوشتنه. وقتی مینویسی، در واقع داری آرزوهات رو از ذهن به جهان واقعی دعوت میکنی ✨
برای همین ازت میخوام همین حالا قلم (یا کیبورد! 😄) رو برداری و پاسخ این سوالات رو به صورت شرح انشایی توی بخش دیدگاهها بنویسی. این یه تمرین شخصیه، اما تأثیرش جهانیه، چون ذهن تو داره با نوشتن، خودش رو برای لاغری برنامهریزی میکنه 🧠🔥
- 💡 نگرش تو درباره «آرزو کردن» و «رسیدن به آرزوها» چیه؟ با مثال توضیح بده.
- 🌧️ از آرزوهایی بگو که بهشون نرسیدی و دلیلش چی بوده؟
- 🌈 حالا از آرزوهایی بگو که بهشون رسیدی و چه احساسی داشتی؟
- 🍩 اگه چاق شدن رو یه آرزو تصور کنی، چه رفتارها یا عادتهایی باعث تحقق اون آرزو شدن؟
- 💭 درباره آرزوی لاغری خودت بنویس. تا حالا چه کارهایی برای رسیدن بهش کردی؟
- 🧠 برداشت و درک تو از تحقق آرزوی لاغری با روش لاغری با ذهن چیه؟ واقعاً بهش باور داری؟ چرا؟
- 🎯 از محتوای ویدیوی آموزشی این جلسه، چه تمرینی برای خودت ساختی؟ اون رو توی دیدگاهها با ما به اشتراک بذار.
🔔 منتظر خوندن نوشتهات در بخش نظرات هستم! یادت باشه که نوشتن، اولین قدم برای ساختن واقعیتهای تازهست.
بذار ذهنت هدایتت کنه به سوی تحقق آرزوی لاغری 🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.28 از 186 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


امروز از ناراحتی اشک از چشام اومد و واقعا از ته ته دلم ناراحت بودم و طبق معمول پناه اوردم به این جا جایی که ارومم میکنه امید وارم میکنه ، دلمو قرص میکنه نسبت ب آینده ، خیلی ته دلم حسرت شیک پوشیدن رو دارم دوست دارم بتونم و از پسش بر بیام من مطمنم اگه به آرزو لاغریم برسم هر کار دیگه ای برام مثل اب خوردنه
دلم از خودم گرفته چرا ارزشی برای خودم قائل نمیشم
من لایق بهترینام من توانایی شو دارم
من نباید وابستگی به اطرافیانم داشته باشم
باید خودم خودمو پیدا کنم و در کنار خدا به ارامش محض برسم
خدا منو به این جا هدایت کرده من مطمنم که میتونم
خدا جون مرسی بابت این مکان قشنگ پر از آموزش های عالی
من خیلی تلاش کردم برای لاغر شدن به روش های مختلف نه این ک لاغر نشدم بلکه ولع ام به خوردن بیشتر می
شد و چاق میشدم
من به این ارزوم میرسم مطمنم که میرسم من عاشق لاغریم من لایق لاغریم من میتونمممم مطمنم میتونم
باسلام منم مثل همه آرزوی لاغری داشتم هرسال عید یکسری باشگاه رژیم دوباره برگشت وسیله ورزشی داخل خونه اونم تاثیری نداشت بارژیمهای اشتباه موهایم ریخت پوست صورتم خراب شد دوباره رژیم شروع میکردم ازاول عمرم یادم هست رژیم میگیرم یه رو فهمیدم من ازکلمه لاغر مردنی خیلی میترسم اون نمیزاره من لاغربشم بعدادیدم چون پوستم خراب شده ازاونم میترسیدم هرباربا۱۵کیلوکاهش موفق میشدم دوباره برمیگشت دیگه ترس ازایناندارم پارسال دوباره تصمیم گرفتم لاغری باذهن شروع کنم خیلی سایزکم کردم ۱۵کیلووزن کم کردم الانم به وزن دلخواهم نرسیدم ولی همچنان استمراردارم خطا زیا ددارم ولی به خودم میگم اشکال نداره فوقش ۲سال بکشه عوضش موفق میشم تصمیم گرفتم میخوام آرزویم رابه جامع عمل برسونم سن چاقی درمن بالاس ۵۵سال دارم سخته باورهایم زیادهست من قبول کردم خودم باعث چاق شدنم هستم عامل بیرونی وجودنداره عادت اشتباه خوردن بیموقع خوردن اضافه خوری ها همه باعث شده من چاق شوم دیگه رژیم نمیگیرم حواسم به خوردنهای اضافی هست برای مشغولیت کارهای اشتباه هست ازشما متشکرم استاد
سلام و درود
خوشحالم که با اشتیاق و استمرار در مسیر ساختن رویای خودت حرکت می کنی
دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز برای بهبود افکار و نگرش درباره موضوع لاغری و تثبیت فرمول های مغزی بسیار مفید می باشد
پیشنهاد می کنم استفاده کنید
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر
من جز کسایی بودم که از سن ۱۴ سالگی تلاش کردم برای لاغری و هر بار که لاغر میشدم بعد که برنامه ی رژیمم ، ورزشم و یا دمنوشم رو وقتی کنار میگذاشتم دوباره چاق میشدم و این خیلی آزار دهنده بود ،
و نا امید کننده .
اما امروز یاد گرفتم :
موفقیت ارتباط مستقیم داره با سبک زندگی و نگرش طولانی مدت فرد
موفقیت ارتباط مستقیم داره با سبک زندگی و نگرش طولانی مدت فرد
موفقیت ارتباط مستقیم داره با سبک زندگی و نگرش طولانی مدت فرد
این جمله رو ۳بار هم توی دفترم نوشتم چون خیلی بهش باور دارم .
اگر من آرزو دارم لاغر بشم و این رویای منه که هست
باید افکارم ، نگرشم و عملکردم به شکل پایدار (طولانی مدت) تغییر کنه ،
در این حالت من دیگه اون فرد گذشته نخواهم بود .
یادگرفتم که باید اول افکارم تغییر کنه مثلا دیگه ترس از غذا نداشته باشم،دیگه نگران چاقتر شدن نباشم ، دیگه چپ چپ به خودم نگاه نکنم،هرگز هرگز خودم رو سرزنش نکنم ،بپذیرم مسئولیت چاقیم رو و اگه همه اینها به صورت پایدار تغییر کرد
بعد در مرحله ی دوم تغییرات در سطح نگرشم بوجود میاد مثلا خوردن پیتزا در ذهنم تبدیل نشه به چاقی ،
مثلا خوابیدن بعد غذا در ذهنم تبدیل نشه به چاقی ، اینها میشه تحلیل های ذهنی ، اینها باید تغییر کنه و در نهایت یک سری عملکرد ها هم تغییر میکنه .
وقتی اینها به شکل پایدار عوض بشه دیگه من اون آدم گذشته نخواهم بود .
من اینجام تا آرزوی لاغریم رو برآورده کنم
و در این راه هر تمرینی لازم باشه انجام می دهم
ان شاالله به صورت پایدار روی افکارم ، نگرشم و عملکردم کار خواهم کرد .
خسته نباشید استاد گرامی
سلام خدای مهربون
خدایا شکرت که در این مسیر به ارزوهام نزدیک شدم و تا حدی رسیدم
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
من همیشه از وقتی با عملی شدن باورهای اشتباهم چاق شدم ارزوی دوباره لاغری و حتی لاغر تر از گذشته رو داشتم وفتی افراد لاغر رو میدیدم بهشون حسادت میکردم چون لا خیال راحت میخوردن و هیچ استرسی برای چاقی نداشتن
منم مثل استاد فکر میکردم باید اررو کنم و صبر کنم تا اگه خدا صلاح بدونه برام براورده کنه و وفتی به ارزوم نمیرسیدم میگفتم من حتما بنده بدز نیستم و براز همین ارزش این ارزو رو ندارم
در مورد بقیه موارد و ارزوهان حز افرادی بودم که فقط ارزو میکردم و منتظر بر اورده شدن ولی در مورد چاقی همش در تلاش بودم که به ارزوم که لاغری بود برسم من اون موقع که چاق شدم نمیدونستم رژیم چیه و با مریض شدن مادرم فهمیدم ولی همش نمیتونستم اون مواد رو تهیه کنم خب یه مدت با خودم گفتم تا کی باید اینو رعایت کنم و وقتی کم خوردن و روزه گرفتن رو استفاده کردم خب تا کی میتونستم مراعات کنم من به سمت چاقی میرفتم با ترس از غذا و ترس از چاقی و استرسی که در اثر این ترس داشتم من افکارم و باورهام و عملکردم به سمت چاقی بود و تلاشم برای لاغری و ابن پایدار نبود
خوردن دمنوش ها از تلاشهای دیگم بود و استفاده از وسایل ورزشی و خوردن قرصهای لاغری همه از تلاشهای من بود و ولی همه با باورهام همسو نبود و نمیتونستم به ارزوم برسم
در این دوره باورهای درستو جایگزین باورهای اشتباه کردم و دارم بهسمت لاغری میرم
وفتی باورهام درست میشه عملکرد و رفتارم درست میشه و در نهایت جسمم تغییر کرده
من در ابن دوره غیر از تغییر جسمم دارم به تغییر افکارم در بقیه موارد زندگیم رسیدم
من در این دوره به ارامش رسیدم هر روز یک گام به سمت لاغری بر میدارم و هر روز یک گام درست برمیدارم و گامهای اشتباهم کم شده
رفتارهای اشتباهم کم شده از خوردن نمیترسم و غذا خوردن به اندازه نیازم و فقط برای ایجاد انرژی در وجودم میدونم
من میدونم برای خوشبختی باید تغییر کنم و وقتی افکار و باورهام تغییر کنه کل زندگیم تغییر میکنم
من منتظر تغییر دیگران نمیمونم تا شرایط من تغییر کنه و وقتی ارزو میکنم میدونم که بهش میرسم
خداوندا در رسیدن به ارزوهام کمکم کن و ایندفه جور دیگه ای ارزو میکنم نمیشینم و هر روز انتظار رسیدن به ارزومو داشته باشم
من از راه درست تلاش میکنم که به ارزوم برسم
و میدونم برای نتیجه پایدار باید افکار و رفتارن تغییر کنه
خداوندا در این مسیر هدایت و حمایتم کن
در پناه خدا باشید
بله درست است، که همه افراد چاق ارزوی لاغری را دارند.چون افرینش انسان بر پایه تناسب در تمام جنبه ها هست نه تنها شکل ظاهر .که در غیر این صورت با ذات پر وردگار در تضاد است .او همه چیز را حساب شده خلق کرده.
اینکه فرد متناسبی که از نظر خودش لاغرهست وشروع میکنه به خوردن وکم کم با تغییر فرمولهای ذهنیش وتبدیل شدن به یک فرد چاق ،تازه میفهمه کجا بود وبه کجا رسید و حسرت اون روزها رو میخوره ،که واقعا جایی اصلی من همون جا بود نه اینجا.مانند کسی میمونه که ارزو داره از جایی به جای دیگه بره که خوش هیچ تجربه ایی در مورد ش نداره وفقط طبق عکسها وفیلمها واخبار و……باغهای پر نعمتی بهش نشون داده شده ووقتی بعد از مدتی شرایط فراهم میشه ومیره ویه مدت هم زندگی در اونجا رو تجربه میکنه میبینه نه جای اول ، خیلی براش لذت بخش بود .همچین اشدهن سوزی هم نبود . این خودش بود که فکر وذهن مریض داشت ونمیگذاشت از زندگیش وشرایط و محیط وادمهای اطرافش لذت ببره .
هر کسی کو دور مانداز اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
اصل وذات ما انسانها متناسب بودن است چون خدا هیچ کس را نا متناسب نیافریده این مایییم که افریده ی خدا را دستکاری کردیم .وتنها راه موفق شدن تغییر فکر وذهن است هیچ راهی دیگر وجود ندارد هیچ رژیمی وجود ندارد هیچکس نمیتونه تا اخر عمرش محدود زندگی کنه خدا تمام نعمتهایش رو افریده برای لذت ما .ماهم باید با تغییر فکر ونگرش ذهن خود باور کنیم که نعمتهای خدا همیشه هست وتمام نمیشه که بخوایم یک روزه همشو تموم کنیم .خدا روشکر من چهار سال است در راه سبز تناسبفکری استاد عطار روشن زندگی میکنم ولذت میبرم
این حس ولذت را برای تمام اعضای سایت وهمه ی انهایی که ارزوی متناسب شدن رو دارند ارزو میکنم
استاد عزیزم مرسی که هستی……………..
باسلام و درود
اين فایل هم خیلی عالی بود چقدر خوشحالم و خدارو شکر میکنم که با سایت شما آشنا شدم. چقدر خوب تمام نکات مهم و حیاتی که در این مسیر قرار دارد رو برامون مطرح میکنید بعضی از این مطالب رو شاید ما هم میدونیم ولی شما تونستید این مفاهیم رو باز کنید وتشریح کنيد که این کار در درک افراد تاثیر گذار است..
این که باید ما برای رسیدن به هر هدفی همیشه در مسیر باشیم و برای رسید به آن سماجت کنیم این کلمه سماجت در یه جایی من خوندم و حس دنبال کردن هدف برام واضح تر شدکه برای رسیدن به آرزوها نه تنها باید پیگیر باشیم بلکه باید سماجت کنیم و هرچقدر هم تلاش کردیم ناامید نشیم و ادامه بدیم .
ومن تا حالا دقیقا و هميشه اين اشتباه رو میکردم که تا یه مدتی فلان رفتا و رژیم رو داشته باشم وقتی به هدف رسیدم دوباره برگردم به همون رفتار های قبل
مثل اینکه من میخواستم به یک شهر بخصوصی برسم ولی ولی میگفتم اون شهر رو دوست دارم ولی مسیرش رو خوشم نمیاد و مسیر مخالف رو میرفتم و معلومه که به شهر هدف نمیرسیدم.
من برای اینکه توی مسیر باشم سعی کردم افکار اضافه رو از ذهنم بیرون کنم تا ذهنم مجال فکر کردن و تمرین کردن مسیر. لاغری رو داشته باشه و حتی روزانه تماس تلفنهایی که با دوستان و اقوام داشتم و همیشه پیگیر بودم که چه خبر؟ ودوست داشتم بفهمم اطرافیانم چکار میکنند وتلاش میکردم از همه چیز خبر داشته باشم رو کنار گذاشتم و تمرکزم روی هدفم هست و خوشبختانه احساس آرامش زیادی رو هم دارم
با سپاس فراوان از شما استاد گرامی که با تلاش راه زندگی رو پیدا کردید و ما رو هم راهنمایی میکنید🌺🌺🌺
سلام خسته نباشید استاد عطار روشن گرامی و دوستان هم مسیر.
این گام هم مثل ده گام قبلی واقعاً لذت بخش بود و هر روز بیشتر به این باور میرسم که همه کسانی که رویای لاغر شدن دارن به این سایت هدایت نمیشن و ما چقدر خوش شانس هستیم که الان اینقدر نسبت به درون خودمون آگاه شدیم دست به نوشتن پیدا کردیم جرات میکنیم و اشتباهاتمون رو بیان میکنیم و شاید هیچکدوم از کسانی که تازه وارد سایت شدن تو این مدت ده گام وزن و سایز کم نکرده باشن اما یاد گرفتن که لاغری معجزه نیست که یک چشم برهم زدن یا یک دوره کوچیک به تناسب برسی لاغر شدن یاد گرفتنی هست با انجام تمرینات و گوش دادن به ویس ها و دیدن فایل ها و چهره خندان و پر انرژی شما در همه فایلهای تصویری به شخصه من یکی رو هر روز مشتاق تر میکنه که منظم بدون اینکه عجله کنم هر روز یک گام بردارم و اگه یک روز نتونستم انجام بدم شب قبل خواب هر جوری شده باید این گام انجام بدم بعد بخوابم انگار این حس رو دارم که فردای اون روز امتحان دارم باید بهترین نمره رو بگیرم پس با دقت گوش میدم و یادداشت برداری میکنم از نکات کلیدی چیزی که دیروز خیلی خوشحالم کرد و اشتیاقم بیشتر شد تا آخر مسیر ۱۰۰ گام برم و میدونم که رویای لاغری من به حقیقت منجر میشه محکم تر شد این بود که دیروز من رفتم حمام دوش گرفتم و وقتی اومدم لباس زیرم رو بپوشم دیدم یک درجه گشاد تر شده و درجه آخر قفل لباسم راحت بسته شد این همون لباسی بود که هفته قبل با رابط بسته بودم به درجه آخر و خیلی حس خوبی بهم داد و عصرش همسرم میخواست فوتبال بیینه گفت تخمه میخرم بخوریم گفتم بخر وقتی نشستیم پای تماشا فوتبال و نگاه کردن متوجه شدم برعکس تمام این سال ها که دیوونه تخمه خوردن بودم نتونستم پا ب پای همسرم تخمه بشکنم و با ولع بخورم شاید یک مشت هم نتونسم بخورم از این پاکت پر از تخمه انگار یه چیزی درونم میگفت مزه اش رو چشیدی بسه چقدر دیگه میخوای بخوری بدون اینکه خودم بخوام کشیدم کنار همسرم با تعجب گفت تخمه هستا مورد علاقت گفتم خوردم دیگه میلی ندارم و اینکه شب سالاد ماکارونی درست کردم و داخل یه ظرف بزرگ آوردم گذاشتم تو سفره دوتا بشقاب میوه خوری هم آوردم تا همسرم کل ظرف رو جلوش نذاره و اینو بگم همسرم اندام متناسبی داره تا همسرم اومد بشقاب سوم رو بخوره اونم با ولع زیاد که چقدر خوشمزه هست و فلان من اینقدر آروم با لذت خورده بودم که متوجه نشدم هنوز نتونستم همون بشقاب اولی رو تموم کنم و استاد باور کنید خودم تونستم با ذهنم ارتباط بگیرم اخرای بشقابم بود که همش نگاهم به ظرف بزرگ سالاد بگو و انگار یه چیزی درونم میگفت بخور یکمی دیگه هنوز که سیر نشدی خودتو گول نزن یه لحظه چنگالم رو کنار گذاشتم و یه مکثی کردم حس سیری کردم و اون آخرین لقمه ته بشقابم رو دیگه نتونستم با میل بخورم خودم تعجب کرده بودم باورم نمیشد حس سیری رو فهمیدم یعنی چی اونم با وجود کم خوردن تا نیم ساعت همش تو فکر بودم همسرم میگفت چته ساکتی گفتم این چند روز همش فکر میکردم به خودم تلقین میکنم اما امشب پیغام سیری رو از مغزم گرفتم یکمی برام عجیب بود تا به یکی از فایل های اول مراجعه کردم و آروم شدم که ما با یاد گیری لاغری اونم با صبر و بدون عجله تغییرات رو اول در افکارمون بعد در رفتارمون متوجه میشیم و چقدر خوشحالم که اینقدر خوب دارم پیش میرم و دیگه توجهی به کم شدن وزن و سایز نمیکنم و این گفته شما خیلی زیباست که در همه حرفاتون به این نکته توجه دارید که ما برای چاق شدن هیچ رنجی نکشیدیم و راحت چاق شدیم باید از همون مسیر برگردیم خیلی راحت لاغر بشیم و این حرف شما که لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست روزی به همه انهایی که برای تحقق رویای خود بی وقفه تلاش میکنن در این مسیر ثابت بشه و همچنین به خودم و لذت ببریم و خدا رو شاکر باشیم و برای شما آرزوی سلامتی دارم پیروز و مانا باشید.
سلام بر استاد گرامی و دوستان عزیزم
من چند سالی هست در مسیر هستم و با عشق موضوعات لاغری با ذهن رو دنبال میکنم چون همیشه خواسته ی من لاغری بوده و به دنبال راهی برای رسیدن به اون برای همیشه بودم و حالا که در مسیر درست هستم و راهش رو پیدا کردم میخوام تا زنده هستم در مسیر بمونم و به آسانی و با راحتی و با عشق به هدفم برسم .
من درگذشته بارها از راه رژیم و ورزش اقدام به لاغری میکردم و لاغر هم میشدم اما دوباره به محض رها کردن من چاقی رو حتی بیشتر از قبل و با سرعت بیشتری درجسمم تجربه میکردم و من فکر میکردم تنها راه لاغر شدن همیشه برای من در رژیم و ورزش بودن هست و اگر من غذای عادی و معمولی سفره رو بخورم طبیعی که چاق بشم اگر ورزش نکنم و فعالیتی نداشته باشم طبیعی که چاق بشم و فکر میکردم بدن من اینطوره و با متناسب ها فرق داره همیشه باید در رژیم و ورزش باشم. تا لاغر باشم و همین اواخر رژیمم که پنج سال پی در پی من در محدودیت همیشگی بودم باعث شده بود من فکر کنم چرا بعضیا هرچی بخوان هر خوراکی بخوان میخورن و لاغرن اما من اگر همون خوراکی رو بخورم چاق میشم و در همین افکار بودم که به این راه لاغری با ذهن هدایت شدم .
من در اوایل ازدواجم اینقدر آرام چاق شدم که خودم هم متوجه نمیشدم در مسیر چاقی هستم تا از روی لباسهام متوجه شدم که انگار من خیلی تپل تر شدم و سایزم تغییر کرده و دیگه نمیتونم لباس دلخواهم رو بپوشم اما بر عکس این اواخر رژیمم اینقدر به وزنم حساسشده بودم و هر هفته خودم رو وزن میکردم که متوجه بالا رفتن وزنم در هر ماه بودم در واقع چون من به اون اضافه وزن واکنش نشون میدادم و ذهنم هم متوجه نمیشد من بدم میاد به خاطر توجهی که به اون میکردم وناراحتی میکردم ذهنم وزن من رو بالا میبرد .در واقع داشتم چاقی بیشتر رو جذب میکردم .
من کسی هستم که در گذشته با چاقی زندگی کردم و اون چاقی رو با تمام وجودم لمس کردم و با مسایل و مشکلاتش کاملا آشنا هستم که چاقی چقدر باعث درد و رنج و ناراحتی و بی اعتماد به نفسی و بد لباسی و محدودیت وکمر درد و زانو درد و و بیماری و روابط بد و حال بد و افسردگی و چهره ی نازیبا وچهره ای مسن تر و محدودیت در خوردن وخریدن و فعالیت کردن و… در من شده بود در واقع ذهن من درگذشته روی چاق شدن برنامه ریزی شده بود و ذهن من چاق شدن رو یادگرفته بود و این اتفاق ناخواسته در من به وجود اومده بود چون من در گذشته ناخواسته پیگیر چاق شدن از اطرافیانم بودم .
من هر چقدر میخواستم در گذشته با کم خوردن خودم رو لاغر کنم فایده نداشت چون ذهنم هنوز پرازفرمولهای چاقی بود و من هر چقدر رژیم میگرفتم فایده نداشت چون ته دلم دوست داشتم مثل گذشته بخورم زیاد بخورم ازخوراکیهای دلخواهم بخورم و این جنگ و جدال بین من و ذهنم زیاد دوام نداشت و من در نهایت از خودم شکست میخوردم و به رفتارها و عادتهای چاق کننده ی قبلا برمیگشتم و من بارها این حالت و تجربه کردم و اما حالا آگاهم اگر میخوام لاغر بشم باید لاغر شدن رو یاد بگیرم و ذهن من پر از فرمول های لاغری بشه و به فشار وارد کردن به جسمم و محدودیت داشتن نیست و من از وقتی در مسیرم تونستم با همین روش کلی ریزش سایز وجسم داشته باشم پس به خودم میگم اگر من تا الان لاغری رو یادکرفتم و کلی تجربه ی لاغری دارم پس دوباره هم با در مسبر بودن میتونم لاغری بیشتری رو تجربه کنم من البته با فیلم در آوردن و به ظاهر در مسیربودن تغییر نمیکنم من باید از درون احساس تناسب کنم من باید اعمال و رفتارم و عادتهام و باورهام تغییر کنه تا جسم من هم تغییر کنه پس من دارم ذهنم رو تغییر میدم تا بدون زجر و سختی و ناراحتی لاغر بشم و من خیلی راحت وخود به خود و ناخودآگاه دارم لاغری بیشتر رو تجربه میکنم .و دیگه من مثل گذشته رفتارهای نادرست و ناهماهنگ با خواستم ندارم اگر هم دارم خیلی کمتر شدن دیگه زیاد خبری ازاون پر خوری ها و اسیر مواد غذایی بودن درمن نیست که هر وقت در گذشته من انحام میدادمرتا مدتها بعدش ناراحت میشدم که چرا اینطور رفتار کردم .چون ذهنم رو آموزش دادم و بهش گفتم رفتارهای درست و هماهنگ باعث میشن من به هدفم برسم و چه لذتهای برای من داره و من بارها به خودم گفتم به اندازه خوردن باعث رسیدن به خواسته و حال خوب و تناسب اندام و سلامتی و سبکی و آزادی و آرامش و خوشتیپی و اعتماد به نفس و روابط عالی و …. میشه و من با بودن در این مسیر به ذهنم یاد دادم اصبلا سیری و گرسنگی چی هستن و تعریفهای من از این دو پیغام تغییر کرده چقدر راحت تر. متوجه میشم کی سیر هستم و کی گرسنه و بسیار درست تر پاسخ این دو. پیغام در بدنم رو میدم و اصلا دیگه الان ذهن من طوری شده که ازپر خوری وزیادخوردن متنفر شده و اگردر زمانی ویا مکانی. به این حالت برسم از رفتار خودم بدم میاد وخودم رو تنبیه میکنم و اگر به اون اندازه نیازم بخورم خوشحالم و شادم که درست رفتار کردم و سیرم چون تعریف ها در ذهن من تغییر کرده و من دارم آموزش میبینم و من دوست دارم بازم آگاهی هام بیشتر بشه و بازم درست تر رفتار کنم و درست تر فکر کنم تا نتیجه ی رویایی خودم رو بگیرم .
من عاشق این سبک و روش هستم چون به مرور هرچقدر بیشتر بگذره من بیشتر مشتاق بودن در این مسیر میشم شاید باورتون نشه استاد ولی ازوقتی در مسیرم اینقدر با ذوق و شوق فایل گوش دادم و نوشتم که اصلا کاری به زمان فعالیتم در سایت نداشتم اما چند وقت پیش بود یه فایلی از شما گوش دادم که خواستم در نوشتم بگم از سال چند در مسیر هستم و برای یه لحظه به خودم اومدم و متوجه شدم من آبان امسال سه سالم پر میشه که در این راه هستم و بسیار شگفت زده شدم یعنی من این همه مدت هست درمسبرم و متوجه گذر زمان نشدم و اتفاقا از همون روز نجواهای منفی هم اومد سراغم که ببین بچه های شگفتی ساز با چند ماه بودن در مسیر چه نتایج بزرگی میگیرن و بعد تو بعد این همه مدت هنوز میخوای چند کیلو ناقابل کم کنی و نشده و یا اگر شده جزیی بوده و همین نجواها میخواستن من رو ازهدفم دور کنن اما من مچ منفی باف رو گرفتم و نزاشتم که لیزبخورم و ناامید بشم و بازم با حال خوب دارم ادامه میدم و اتفاقا چقدر راضیم که اومدم بازم دوره ی صد گام رو تکرار کنم چون من کلی بهتر رفتار و فکر میکنم و این دوره های استاد کاری با من کردن که من سالها آرزوی داشتن این چنین شخصیتی داشتم اما نمیشد و واقعا تلاش فیزیکی میکردم اما فایده نداشت من هی حریص تر میشدم و من هی گرسنه ترمیشدم و بقیه ی جنبه های زندگیم رو همین چاقی داشت تحت فشار میزاشت .چون ذهنم چاقی رو آموزشدیده بود و همیشه به دنبال بیشتر کردن وزن من بود و اون کاری به تصمیم های من نداشت که میخوام من لاغر کنم و اما حالا همین ذهن من داره لاغری رو بیشتر و بیشتر یادمی گیره و من رو به سمت خواستم هدایت میکنه پس من آگاهم هیچ کس با تلاشهای بیهوده مثل ورزش ورژیم و… به لاغری نمیرسه یا اگر برسه هم نمیتونه نتیجه رو برای خودش نگه داره باوجود سختی تمام راه که برای فرد داره اما نتیجه ماندگار نیست .
اما من فروغ به خودم تعهد میدم با بودن در این مسیر و تبدیل کردن اون به سبک زندگیم من لاغری زیبا و راحت برای خودم به وجود بیارم من تعهد میدم لاغری رو آموزش ببینم و ذهنم رو تغییر بدم من تعهد میدم با آموزش صحیح داشتن یه جسم لاغر برای خودم رقم بزنم .
من با رسیدن به لاغری دلخواهم زندگیم لذت بخش تر راحت تر و رویایی تر و سالم تر و دلخواه ترم میشه و من مطمعنم با بودن در مسیر هر سال از سال قبل زندگیم و جسمم زیباتر و عالی تر میشه پس نگاهم رو از همه چیز و همه کس برمیدارم و به خودم قول میدم خودم زندگی وجسمم رو اینطور که دوست دارم میسازم .
نشان های دریافت شده
سلام به همگی دوستانم
چند روز پیش خاله همسرم اومده بود خونه ما ما هم دیگر و تقریبا یک سال ونیم بود ندیده بودیم .وقتی منو دید گفت الهام فکر میکردم بعد یه سال ونیم که تو رو میبینم انتظار داشتم چاق تر شده باشی ولی فکر میکنم لاغر تر شدی
وقتی اینو گفت واقعا برام تائید شد که همه افراد چاق همش ترس از چاق شدن دارن و انتظارشون سال به سال چاق تر شدن هست
خاله همسرم اضافه وزن داره ولی نسبت به بقیه خواهر ها متناسب تر هست مادر شوهرم هم که خیلی چاقه و توانایی راه رفتنش ضعیف شده وزیاد نمیتونه سرپا باشه
و شوهر خاله ی همسرم همیشه خاله رو از چاقی میترسونه ومیگه تو هم مثل خواهرت میشی اگر خودتو مواظبت نکنی
واقعا چاقی یک مشکل ذهنی همه گیر هست حتی افراد متناسب هم با خودشون درگیرن
دختر عمه همسرم رو دیدم رفته بودیم روستا بحث چاقی لاغری شد حرف از پیاده روی شد منم مثال زدم گفتم مگه این آرزو یا حکیمه عروستون پیاده روی میکنن که لاغرن
تا اینو گفتم گفت من خودم اضافه وزن دارم .
بااینکه کاملا متناسب بود
شاید نوشته ام با فایل همخوانی نداشته باشه ولی گفتم بنویسم و همچنین خوشحالی خودم رو ابراز کنم که من افتخار کردم به خودم که درین دوسال من روند چاقیم متوقف شده ودر سراشیبی لاغری هستم به امید خدا همین مسیر رو ادامه بدم لاغری تو مشتمه
واقعا نتیجه بزرگی هست برای من ومن خداروشکر میکنم بیایید واقعا ناشکری نکنیم
من چند نفر رو تو این چند سال ندیده بودم چند روزه دیدم چند نفر کاملا متناسب شکم در آورده بودن چند نفر چاقم چاقتر شده بودن وقتی اینارو ادم می بینه واقعا خوشحال میشه که وارد مسیر خوشبختی و لاغری شده
استاد فایلم خیلی عالی بود سال ۹۷ این قدر آگاهی رو قشنگ درک کردین وگفتین و چقدر لاغری رو همون موقع قشنگ فهمیدین ترموستات رو هم اینجا خیلی عالی توضیح دادید واقعا رایگانها عالیه
خدا اجرتون بده بهانه برای لاغر نشدن واقعا هیچ کس نداره چه کسی که دوره داره چه نداره رایگان ها عالین من که فقط لذت میبرم.
واقعا استادی برازنده شماست .
نشان های دریافت شده
به نام خدا
بازم صحبت از قدرت خارق العاده ذهن
یادم میاد خواهرزادم درسن فکرکنم ۱۵ یا۱۶ سالگی بدون اینکه کلاس رانندگی بره رانندگی رو یادگرفت .
اونم چطوری ؟زمانی که پدرش رانندگی میکرد وجایی میخاست بره و اون ازکودکی تا اون سن پیش پدرش میشست وناخودآگاه یاد گرفت .
وفقط سالها رومیشمرد تا سن قانونی برسع وگواهینامشو بگیره وپشت فرمون بشینه .
وزمانی که رفت گواهینامشو بگیره . مربیش گفت تو نیاز به آموزش نداری وهمه چی روبلدی .
حالا من تو سن ۲۸ سالگی تازه رفتم دنبال گواهینامه رانندگی و بعد چندین بار رد شدن به سختی گرفتم .
چون خانوادم ماشین نداشتن که من یادبگیرم .
اینقدر ذهن به شکل ناخودآگاه برنامه ریزی میشه و آموزش میبینیم .
حالا چاقی رو که ما لحظه لحظه باهاش زندگی کردیم و درمحیط پیرامونمون ناخودآگاه و خودآگاه یاد گرفتیم واستاد شدیم .
لاغرشدن هم همینطوریه . منم باید باهاش آگاهانه زندگی کنم و یادش بگیرم . یادبگیرم که درمحیط اطرافم هستند افرادی که کم تحرک هستن ونصف تحرک منو ندارن اما متناسبن . هستند افرادی که پشت میزنشینن و کاملا متناسب . هستند افرادی که ازم بزرگترن ومتناسب . هستندافرادی که بیشترازمن میخورن اما متناسب . هستند افرادی که امکانات مالی ورفاهیشون بیشترازمن هست اما متناسب .هستندافرادی که کلاشبیع پدرومادرشون هستن اما علیرغم چاقی پدرو مادر متناسبن و ….
وذهنم رو با تکرار دیدنها وشنیدن این موضوعات آموزش بدم واون را برای متناسب شدن آماده کنم .
از روزی که آموزش لاغری رو با ذهن دنبال میکنم هر روز آگاهانه شاهد هستم که چقدر باورهای مخربی در خونه ما داره تکرار میشع و خوشبختانه من همون لحظه مچ خودم رو میگیرم وبا دلیل منطقی ردش میکنم .
که ذهنم دیگه اینها رو آموزش نبینه و من یه روز مجبور نشم دوباره ترکش بدم .
بیاییم معلمان خوبی برای ذهنمان باشیم و اون رو طوری تربیت کنیم که میخایم تا باب میلمان زندگی کنیم.