0

تحقق آرزوی لاغری؛ خودت رو از نو بساز (گام ۱۱)

تحقق آرزوی لاغری
اندازه متن

در تمام سال‌هایی که اضافه‌وزن داشتم، فقط یک آرزو همیشه با من بود، هر جا می‌رفتم، هر کاری می‌کردم… تحقق آرزوی لاغری.

چاقی فقط روی عدد ترازو تأثیر نذاشته بود؛ انگار سایه‌ش روی همه احساساتم افتاده بود.
حتی وقتی به چیزهایی که دوست داشتم می‌رسیدم، یه چیزی کم بود… اون حس سبکی، آزادی، رضایت واقعی! هیچ آرزویی، وقتی کنار چاقی می‌نشست، دیگه اون‌قدر شیرین نبود. 🥀

برای من، تحقق آرزوی لاغری فقط یه عدد نبود، یه آزادی عمیق ذهنی و جسمی بود؛ یه خواسته که تا محقق نمی‌شد، انگار هیچ‌چیز دیگه کامل نبود.

آرزوی لاغری من

بذار یه چیزی رو بهت صادقانه بگم…

سال‌ها آرزوی لاغری مهم‌ترین خواسته‌ی من بود. هر بار که جلوی آینه وایمیستم و به خودم نگاه می‌کردم، حس می‌کردم یه چیزی کم دارم.

نه فقط یه سایز لباس کوچیک‌تر یا عدد پایین‌تر روی ترازو… بلکه یه حس آرامش، یه حس آزادی، یه نفس راحت.

تجربه لاغری موفق

👧🏻 بچه که بودم، عاشق دوچرخه‌سواری بودم. یه روز بالاخره بابام برام یه دوچرخه کوهستان خرید. اما نه به خاطر اینکه خوشحال بشم، نه… گفت: «برای اینکه با دوچرخه بری مدرسه که لاغر بشی!»

همین جمله باعث شد حتی وقتی باد توی صورتم می‌خورد و با تمام توان رکاب می‌زدم، به‌جای لذت، فقط خجالت بکشم… فکر می‌کردم همه بهم نگاه می‌کنن و می‌گن:

«نگاه کن! طفلکی داره جون می‌کنه لاغر شه.»

😔 این یعنی چاقی حتی لذت رسیدن به آرزوها رو از آدم می‌گیره.

با خودم می‌گفتم:

«اگه لاغر شم، حتی اگه به هیچ آرزوی دیگه‌ای نرسم، بازم می‌ارزه!»

آرزوی لاغر شدن

آرزوی لاغری داشتن

✨ تحقق آرزوی لاغری؛ بازگشت به حالت طبیعی بدن

در تمام سال‌هایی که اضافه‌وزن داشتم، تنها یک آرزو همواره در ذهنم بود: تحقق آرزوی لاغری. این خواسته نه از سر زیبایی‌طلبی، بلکه به دلیل تأثیر عمیق چاقی بر روحیه و احساساتم بود. چاقی نه‌تنها بر ظاهر فیزیکی‌ام تأثیر گذاشته بود، بلکه لذت رسیدن به دیگر آرزوها را نیز از من گرفته بود.

اما چرا این آرزو این‌قدر قوی و پایدار است؟

🔬 پاسخ در علم فیزیولوژی بدن انسان نهفته است. بر اساس نظریه «نقطه تنظیم وزن» (Set Point Theory)، هر بدن انسانی دارای یک وزن طبیعی است که تمایل دارد آن را حفظ کند.

این وزن طبیعی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی، متابولیسم، ساختار بدنی و سایر عوامل بیولوژیکی تعیین می‌شود. زمانی که وزن بدن از این محدوده طبیعی خارج می‌شود، بدن تلاش می‌کند تا به حالت تعادل بازگردد.

به‌عبارت‌دیگر، آرزوی لاغری یک واکنش طبیعی بدن برای بازگشت به وضعیت تعادل و سلامت است. این تمایل درونی برای بازگشت به وزن طبیعی، نشان‌دهنده هوشمندی بدن در حفظ سلامت و تعادل است.

🧠 تحقیقات علمی نیز این موضوع را تأیید می‌کنند. به‌عنوان‌مثال، مقاله‌ای در مجله Nature Reviews Neuroscience به بررسی نقش مغز در تنظیم وزن بدن پرداخته و نشان می‌دهد که سیستم عصبی مرکزی نقش کلیدی در حفظ تعادل انرژی و وزن بدن دارد.

بنابراین، اگر در دل خود آرزوی لاغری دارید، بدانید که این خواسته نه‌تنها طبیعی است، بلکه نشان‌دهنده تلاش بدن شما برای بازگشت به حالت طبیعی و سالم خود است. ✨

چرا لاغر نمی شم؟

چرا به آرزوم نمی رسم؟!

تا حالا چند بار تصمیم گرفتی لاغر بشی؟ چند بار با اشتیاق رژیم گرفتی، باشگاه رفتی، دمنوش‌های لاغری خوردی یا حتی سراغ قرص و دارو رفتی؟ اما چرا بعد از این‌همه تلاش، باز هم تحقق آرزوی لاغریت کامل نشده؟ 🤔

جوابش ساده‌ست:

چون ما همیشه دنبال یه راه بیرونی بودیم، درحالی‌که راه واقعی از درون ما می‌گذره…

🧠 هیچ‌کس با برنامه‌ریزی چاق نشده؛ ما ناخودآگاه و بدون اینکه بخوایم، بر اساس فرمول‌های اشتباهی که ذهن‌مون یاد گرفته، چاق شدیم. پس منطقیه که تحقق آرزوی لاغری هم فقط با اصلاح همین فرمول‌های ذهنی ممکن باشه.

در روش «لاغری با ذهن» خبری از برنامه‌ی غذایی نیست که بهت بگه چی بخور، چقدر بخور یا چند کالری بسوزون.

❌ خبری از محدودیت، اجبار یا استرس رژیم گرفتن نیست.

✔️ فقط و فقط یاد می‌گیری چطور فرمول‌های طبیعی لاغری در ذهن خودت رو دوباره فعال کنی.

تصور کن: یه راهنمای درونی داری که همیشه با توئه؛ بهت می‌گه کی گرسنه‌ای، کی سیر شدی، و چی برات خوبه. این همون چیزیه که از کودکی در وجود همه‌ی ما بوده، ولی سال‌ها با آموزش‌های اشتباه فراموشش کردیم.

💡 دوره‌ی لاغری با ذهن کمکت می‌کنه دوباره این قطب‌نمای درونی رو فعال کنی. هر آموزش مثل یه چراغ راهه تا بتونی افکار قدرتمند، رفتارهای هوشمندانه، و احساسی خوب نسبت به بدنت بسازی.

من خودم روزی مثل تو بودم…

با دنیایی از آرزو برای لاغر شدن، اما ناامید از روش‌های مختلف.

تا اینکه بالاخره فهمیدم راهش این نیست که به بدنم زور بگم یا با گرسنگی اذیتش کنم… بلکه باید با ذهنم آشتی کنم.

وقتی فرمول‌های ذهنی رو تغییر دادم، تحقق آرزوی لاغریم مثل یک معجزه اتفاق افتاد. نه تنها وزنم کم شد، بلکه شادی، سلامتی، و آرامشی وارد زندگیم شد که همیشه دنبالش بودم 💖

بدن تو گنج توئه…

وقتشه یاد بگیری چطور ازش مراقبت کنی و باهاش هماهنگ بشی.

🌱 این راه، مسیری به سوی آزادیه… آزادی از چاقی، استرس، و محدودیت.

و من اینجام تا همراهت باشم تو مسیر تحقق آرزوی لاغریت 🌈

تحقق آرزوی لاغری

تحقق آرزوی لاغری، فقط دعوت از طرف خداست برای بیدار شدن 🌟

حتماً زیاد شنیدی که می‌گن: «اگه آرزویی توی دلت هست، یعنی خدا خواسته که بهش برسی.»

خب… اگه تحقق آرزوی لاغری توی دلت روشنه، بدون که این یه پیام از طرف خالقت برای آغاز یک تغییر واقعیه ✨

اما این به‌معنای نشستن و منتظر معجزه بودن نیست.

درسته که خداوند «رزاق» و «هدایت‌گر»ه، ولی اول باید تو قدم اول رو برداری.

🧭 تحقق آرزوی لاغری، از لحظه‌ای شروع میشه که تصمیم می‌گیری به جای امید بستن به دمنوش، رژیم، یا قرص‌های چربی‌سوز، روی قوی‌ترین ابزار تغییر زندگیت یعنی ذهنت سرمایه‌گذاری کنی.

وقتی آگاهانه وارد مسیر لاغری با ذهن می‌شی، مثل اینه که داری کلید یه در مخفی رو پیدا می‌کنی. دری که پشتش بدنی سالم، روحی سبک، و زندگی پر از انرژی منتظرته.

🔥 اشتیاقی که در دلت برای لاغر شدن وجود داره بی‌دلیل نیست. این اشتیاق، پیامیه از سوی بدنت که می‌خواد به حالت طبیعی، سالم و متناسب خودش برگرده.

وقتی شروع کنی به یاد گرفتن و کار کردن روی فرمول‌های ذهنی، اتفاقی عجیب می‌افته:

💡 کم‌کم به این باور می‌رسی که لاغری «کار سختی نیست»، فقط یه مسیر یادگیریه.

و جالبه بدونی، این فرمول‌ها همین حالا هم در ذهن تو وجود دارن!

تو فقط مدتی ازشون استفاده نکردی… ولی حالا وقتشه برشون گردونی.

همه‌ی اونایی که تا امروز با لاغری با ذهن به آرزوی لاغری‌شون رسیدن – از جمله خود من – روزی مثل تو بودن:

خسته از شکست‌های قبلی، دلزده از رژیم‌های سخت، و پر از سوال…

اما تصمیم گرفتن به جای تنبیه بدن، باهاش آشتی کنن.

و همین تصمیم، سرآغاز تحقق رویایی شد که سال‌ها فقط توی ذهنشون بود.

🕊️ می‌دونی چی قشنگ‌تره؟

وقتی تو این مسیر میری، فقط وزن کم نمی‌کنی…

بلکه ایمان، اراده، عزت نفس و حس قدرتی درونت بیدار میشه که هیچ‌چیز و هیچ‌کس نمی‌تونه متوقفش کنه.

💫 تا یک سال دیگه، می‌تونی به نسخه‌ای از خودت برسی که امروز فقط تصورش می‌کنی.

اگه تا امروز بارها شکست خوردی، اشکالی نداره. اون‌ها بخشی از مسیر بودن.

اما این بار، تو داری با آگاهی، عشق به خودت، و همراهی قدرت ذهن وارد راهی می‌شی که مقصدش تحقق آرزوی لاغری برای همیشه‌ست.

و بدون…

افراد متناسب اطرافت، لزوماً خوش‌شانس‌تر از تو نیستن.

اون‌ها فقط «افکار و رفتار غذایی متفاوتی» دارن…

همین. نه جادو، نه ژنتیک خارق‌العاده.

✨ وقتشه تو هم فرمول‌های ذهنی خودت رو بشناسی، فعالشون کنی، و به بدنی برسی که شایسته‌اش هستی.

دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها یه فرصت ناب برای ساختن این تحول درونی و لاغر شدن همیشگیه.

نه‌تنها برای لاغر شدن، بلکه برای ساختن زندگی‌ای که عاشقش باشی. ❤️

✍️ تمرین تحقق آرزوی لاغری 📖

حالا که محتوای آموزشی رو با دقت خوندی، وقتشه یه قدم مهم برای تحقق آرزوی لاغری برداری 💫
یکی از قدرتمندترین روش‌ها برای فعال‌سازی ذهن لاغر، نوشتنه. وقتی می‌نویسی، در واقع داری آرزوهات رو از ذهن به جهان واقعی دعوت می‌کنی ✨

برای همین ازت می‌خوام همین حالا قلم (یا کیبورد! 😄) رو برداری و پاسخ این سوالات رو به صورت شرح انشایی توی بخش دیدگاه‌ها بنویسی. این یه تمرین شخصیه، اما تأثیرش جهانیه، چون ذهن تو داره با نوشتن، خودش رو برای لاغری برنامه‌ریزی می‌کنه 🧠🔥

  • 💡 نگرش تو درباره «آرزو کردن» و «رسیدن به آرزوها» چیه؟ با مثال توضیح بده.
  • 🌧️ از آرزوهایی بگو که بهشون نرسیدی و دلیلش چی بوده؟
  • 🌈 حالا از آرزوهایی بگو که بهشون رسیدی و چه احساسی داشتی؟
  • 🍩 اگه چاق شدن رو یه آرزو تصور کنی، چه رفتارها یا عادت‌هایی باعث تحقق اون آرزو شدن؟
  • 💭 درباره آرزوی لاغری خودت بنویس. تا حالا چه کارهایی برای رسیدن بهش کردی؟
  • 🧠 برداشت و درک تو از تحقق آرزوی لاغری با روش لاغری با ذهن چیه؟ واقعاً بهش باور داری؟ چرا؟
  • 🎯 از محتوای ویدیوی آموزشی این جلسه، چه تمرینی برای خودت ساختی؟ اون رو توی دیدگاه‌ها با ما به اشتراک بذار.

🔔 منتظر خوندن نوشته‌ات در بخش نظرات هستم! یادت باشه که نوشتن، اولین قدم برای ساختن واقعیت‌های تازه‌ست.
بذار ذهنت هدایتت کنه به سوی تحقق آرزوی لاغری 🌟

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.28 از 186 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11065
256 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۴ ۱۵:۵۸
      مدت عضویت: 2467 روز
      امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,027 کلمه

      سلام

      نکات طلایی این فایل :

      ۱- نمیتونی تنهایی اقدام کنی .

      ۲- سبک عادی زندگی ما مشکل دارد .

      ۳- باید طبیعت زندگی من تغییر کند .

      ۴- جمله ی قراره من در این دوره چقدر کم کنم نشان از این میده که من میدونم که برمیگردم سر وزن قبلی حالا ببینم این دفعه چقدر است .

      همین فرمول باعث پایدار نموندن لاغریست .

      ۵- ما با روشهای لاغری گذشته مدتی سبک زندگی را تغییر دادیم ولی چرا باقی نمی مونیم چون دوباره برمیگردیم به سبک زندگی اشتباه فعلی .

      ۶- سبک رندگی عادی و طبیعیمون مشکل داره طبیعی نیست .

      ۷- اضافه وزن به آرامی انجام میشود .

      ۸- نوسان احساسی در اثر وزن کردن چاقی را تشدید می کند .

      ۹- هرچقدر بخوایم بر اساس اعداد و ارقام خوشحال یا ناراحت بشیم اعتمادمان به خودمان کمتر میشود و ما بیشتر تحت فشار قرار می گیریم.

      ۱۰- برای ذهن ما فکر و واکنش ما مهم نیست احساس ما مهمه .

      ۱۱- ذهن ما چاق شدن رو یاد گرفته .

      ۱۲- هر نتیجه ای تکرار آموزشهای خودته .

      ۱۳- ترموستات که تغییر کنه تمام واکنشهات تغییر می کنه .

      ۱۴- وقتی لاغری شروع بشه تا هرجا که بخوای می تونی پیش بری .

      ۱۵- موضوع ذهن ماست .

      ۱۶- وقتی ذهن آموزش ببیند اصلا تصمیم نیاز ندارد.

      ۱۷- چاق شدن یعنی عدم هماهنگی بین ذهن و جسم. به این ترتیب که جسم نیازی به مصرف مواد غذایی نداره اما ذهنت در تعادل با جسم نیست و به دلایل فرمولهایی که در اون ذخیره است امر به خوردن میده .

      ۱۸- در لاغری با ذهن ، ذهن آموزش میبیند که در تعادل با جسم قرار بگیرد .

      ۱۹- وقتی به ذهن آموزش میدی خودبخود دوست داری آموزشهای ذهنیت رو عمل کنی .

      ۲۰- بیشتر شدن یکی از ویژگیهای ذهنه که در تمامی جنبه های زندگی است . وقتی لاغری رو آموزش ببینیم این بیشتر شدن در مسیر لاغریه و ذهن هرروز به دنبال هدایت ما برای لاغر شدنه .

      ۲۱- من وزن ۶۵ رو میخوام . وقتی به ذهن یاد بدی که من چه عدد وزنی را دوست دارم ذهن با ما همسو میشه برای اینکه مارو به خواسته مون برسونه .

      ۲۲- دست از تلاش بیهوده بردار .

      ۲۳- لاغر شدن باید با لذت همراه بشه .

      ۲۴- وقتی ذهنت رو آموزش بدی درگیری ذهنی وجود نداره .

      ۲۵- به ذهنمون باید اثبات کنیم که چرا باید لاغری رو بپذیریم .

      ۲۶- لاغر شدن رو آموزش میدیم نتیجه رو تحویل میگیریم که تغییر در رفتار و جسم است .

      ۲۷- لاغر شدن آموزش لازم دارد .

      اینها نکاتی بود که در این فایل به دست آوردم .

      ممنون بابت این نکات عالی . البته کلی هم نکات عالی در متن هست که نوشتنش رو به

      صحبت در مورد این فایل و متن ادامه دارد ….

      در مورد متن هم که خط به خطش واقعا نکته داشت و بسیار عالی بود .

      گام ۱۱ : آرزوی خود را به واقعیت تبدیل کنید .

      این جمله خودش به نوعی همسو شدن با ذهن خوداگاه و منطقی هست .
      برای لاغر شدن باید سعی کنیم منطقی باشیم .
      برای لاغر شدن باید سعی کنیم منطقی باشیم .
      چون نشان از این میده که لاغری در ما یک ارزوست نه یک واقعیت .
      اما نکته ی بعدی اینست که این ما هستیم که این واقعیت را ابجاد میکنیم نه شخصی دیگر . پس قدرت تبدیل آرزو را داریم .

      لاغری اکنون در جسم ما نیست و با توجه به اصل این باور که : جهان انعکاس افکار ماست . پس اگر میبینیم که جسم ما هم اکنون چاق است و یا حداقل هنوز به لاغری دلخواه نرسیدیم یعنی هنوز هم ذهنیت ما اصلاح نشده اند . جایی از مطالب شما میخواندم با فکر نمیتوان لاغر شد اما با ذهن میشود لاغر شد .
      پس درپاسخ به این سوال که من چطور میتوانم آرزوی لاغری خود را به واقعیت تبدیل کنم میتوان چنین پاسخی داد: من با تغییر ذهنیتم نسبت به لاغر شدن میتوانم ارزوی خود را جامه ی عمل بپوشانم .
      ذهن یا به عبارتی قابل ملموس تر ذهنیت ما تشکیل شده از وقایعیست که در گذشته اتفاق افتاده و ما به آن توجه کردیم و از آن احساسی مبتنی بر رنج یا لذت به ما دست داد و این ذهنیت اکنون ما توسط همین احساسات تکرار شونده در ما شکل گرفت و پررنگ شد .
      میتوان گفت که افکار و گفتار و رفتار و عادات و توجهات گذشته ی ما ذهنیت ما را شکل می دهد یعنی همان ورودیها . ما چیزهایی رو دیدیم و شنیدیم و ذهنیت خود را بر اساس دیده ها و شنیده های خود شکل دادیم و بعد این ذهنیت ما افکار و گفتار و رفتار و عادات دیگری را به بیرون ارسال کرد و باز آنها به نوعی ورودی ذهن ما شدند و چرخه ی چاقی شکل گرفت .
      در اصل این پدیده ها کاملا مستقل از هم هستند و شاهد این گفته هم اینسته که تغییر در هر کدام از این پدیده ها به تنهایی می تواند سرنوشت مربوط به همان پدیده را تغییر دهد .
      مثلا اگر ما تنها روی فکر خود کار کنیم و مثبت اندیشی را سرلوحه ی زندگی خود گردانیم به مرور مثبت اندیشی در ما زیاد و زیادتر میشود و ما از یک فرد منفی نگر به فرد مثبت اندیش تبدیل میشویم .
      یا مثلا تمرکز روی رفتار خوب بدون وابستگی به سایر موارد چرخه ما را از انسان بدرفتار به انسانی خوش رفتار تبدیل می کند .

      اما از آنجایی که ما در دنیای علت ها و معلولها زندگی می کنیم پس رخ دادن هر یک از وقایع را میتوان به علت یا علتهایی مربوط دانست و به نوعی این مراحل را علت و معلول هم دانست و چون این علت ها و معلولها در چرخه هستند پس دائما تکرار میشوند و علتها ممکن است خود معلولِ معلولِ خود باشند . (دقت کنید دو معلول نوشتم .)

      خب ما اکنون در ضمیر ناخوداگاه خود چرخه ی چاقی را تکرار کردیم و به نوعی همانند یک همستر در چرخی گردان و بی پایان افتادیم و تمام افکار و گفتار و رفتار و عادات ما مناسب این چرخه شکل گرفت و سرنوشت ما طبق حدیث حضرت علی ع از مجموعه ی افکار و گفتار و رفتار و عادات و شنخصیت ما ایجاد شد .

      پس برای تبدیل آرزویم به واقعیت باید چوب لای چرخ فعلی بگذارم تا چرخ از کار بیفتد و بر روی چرخ تناسب قرار بگیرم و در این چرخه شروع به حرکت کنم تا سرنوشت خودم را از چاقی به تناسب تغییر دهم .

      من رویای خود را به واقعیت تبدیل می کنم .
      رویایی که تنها و تنها به دست منست و من با تغییر ذهنیت خود آن را تغییر میدهم .

      چگونه ذهنیت خود را تغییر دهم ؟

      با تغییر در انتخابهایم .

      من اکنون به چاقی ام ایمان دارم . چه عواملی چاقی مرا ایجاد کردند اول از همه عدم آرامش و تایید نکردن خود . عجله کردن . مقایسه کردن . خسته شدن . استمرار نداشتن . ترس از خوردن .
      قدرت دادن به غذا برای چاق کردن من .
      خوردن در ذهن من برابر با لذت است . زمان ، مقدار ، اندازه در ذهن من تعریف نشده . ذهن من درکی از زمان ندارد . ذهن من درکی از مقدار ندارد و من تا زمانیکه لذت ببرم خوردن در من ادامه پیدا میکند .
      این فرمول ذهن من است . بی مقدار و اندازه . بی پایان . فقط تنها نکته برای ادامه ی این روند لذت بردن است جاییکه من دیگر لذت نبرم او بدون اینکه من بخواهم خوردن مرا متوقف می کند . ذهن من یاریگر منست در لذت بردن .

      من هر لقمه ای که بخورم ذهن من آنها را نمیشمارد بلکه او همه را یگانه میداند .
      و فقط لذت آن لقمه در ذهن من تعریف شده . وای که من همین حالا از فکر کردن به آن لقمه ها هم لذت میبرم .
      خباهرم رنج و لذت می گوید این لذت باید به رنج تبدیل شود . ولی ذهن من نمیگذارد . خب چرا باید لذتم را به رنج تبدیل کنم .
      من چیزی را که دوست نداشته باشم خب نمیخورم .
      ذهن من به سلامت غذا توجهی ندارد . اگر قرار باشد کرفس بخورد یا پیتزا معلوم است که پیتزا زا انتخاب میکند .

      چون من در هنگام پیتزا خوردن لذت میبرم . چون پیتزا برای ذهن من خوشمزه است . خوش بوست . خوش منظره است . چرا می گویند مضر است . چون میخواهند پیتزا خوردن را به کام ما زهر کنند .
      چون ذهن های محدود این را می گویند .
      چون ذهن محدود میگوید پیتزا چاق کننده است . خوردن پیتزا چاق کننده است .
      ولی ذهن من می گوید خوردن پیتزا عشق است . من عاشق پیتزا هستم . نه فقط پیتزا . عاشق همبرگر کباب لوبیا پلوی چرب همراه با پیاز و ترشی . ماکارونی چرب که از سر و صورتم بریزد .
      ولی الان چی میخورم عرق رازیانه ی بدبو سیاهدانه بد بو . لاویگل بدبو . اه . اینها برای ذهن من زجر آور تعریف شده ولی دکتر میگوید بخور و من باید بخورم ولی راضی نیستم . راضی نیستم .
      البته نه برای چاقی برای چیز دیگر ‌ .

      من خودم پزشک خودم هستم . میتوانم خودم را درمان کنم . میتوانم رها و آزاد باشم . میخواهم رها و ازاد باشم و آنطور که دوست دارم زندگی کنم . حتی ذهن من چاقی را هم دوست دارد ولی خودم بدم می آید .
      خودم از شکم برامده و پهلوهای آویزان بدم می آید . از رانهای پراز چربی و آویزان بدم می آید .

      من دوست دارم زیبا باشم . من از پهلوهای صاف و شکم تخت لذت میبرم . من از رانهای باریک و کشیده لذت میبرم . من از لباسهای زیبا لذت میبرم . من از بازوهای کشیده و کمری باریک لذت میبرم . من از قد بلند لذت میبرم . من از سبک بودن لذت میبرم . من از خوردن هم لذت میبرم .
      من از عزت نفس داشتن لذت میبرم . من از سرزنش خود رنج می کشم .
      من از درجا زدن رنج میکشم ولی این همه روز دارد می گذرد و من هنوز به نتایج ایده آلم نرسیده ام چون عجله همیشه همراه منست و عجله در ذهن معنایی ندارد او ثابت است و آرام آرام تغییر می کند .
      من حرص میخورم ولی او آرام است و میخندد . میگه برو بابا انقدر حرص بخور تا بمیری .
      من فقط نگاهش میکنم و او هم مرا نگاه میکند .

      نمیدانم از این وضعیت خسته و فرسوده میشوم . پیر میشوم ولی باز هم ادامه میدهم ‌.

      بالاخره ذهنیت من از یک فرد چاق به یک فرد لاغر تغییر میکند و من آرزویم را در آغوش میگیرم .

      مسیر رسیدن به آرزو طولانیست ؟

      واقعیت میگوید بله ولی ذهن میگوید نه . تو همین حالا در آرزویت هستی ولی نمیبینی .
      چرا کورم ؟ چون نمیخوای تغییر کنی ‌
      چون تمام توجهت روی موارد نادلخواهست ‌.

      ولی خدای من از توجهات من برتر است درست است ؟ بله ولی تو حتی خودت خالق خدایت هستی .
      خدارا به سمت آنچه میخواهی سوق میدهی .
      پس چرا سرنوشتم به سمت خیر تغییر نمی کند .
      چون سرنوشت خیر را نمیبینی .
      باز هم سرزنش .
      خسته ام از سرزنش .
      دلم میخواست این نوشته تبدیل به یک نوشته ی طلا دار و فنی میشد ولی مرتب از فرمولهای خسته کننده صحبت کردم .مثل فیلمهایی که بد تمام میشود متن من هم بد تمام شد و من آن را خلق کردم .
      اما تو میتوانی خوب تمامش کنی .

      خوب یعنی چه ؟
      من خوردن را دوست دارم حتی پرخوری را هم‌ دوست دارم ولی چاق شدن را دوست ندارم در حالیکه اینجا باید اندازه خوردن را دوست بدارم و پرخوری را برای خودم رنج اور کنم . البته پرخوری در جایگاهی برای من رنج اور هست و من باید معیار ان را تغییر دهم .

      معیار اکنون من فشار شکم است و من باید معیار را ذهنی کنم . وقتی میگم هنوز تغییر نکردم یعنی همین . معیار من هنوز فشار شکم است .

      باید این متن را به پایان برسانم چون به نتیجه نمیرسم . البته از خود فایل بسیار لذت بردم اما به فرمول خوردن که میرسم هنوز هم برای من طلسم است .
      البته امید دارم این طلسم باز میشود باز میشود و من آن را باز میکنم و رویای لاغری دائمی خود را به واقعیت تبدیل می کنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۶ ۰۹:۲۴
      مدت عضویت: 2438 روز
      امتیاز کاربر: 434 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,464 کلمه

      باسلام   گام ۱۱ : ارزوی لاغری خود رابه واقعیت تبدیل کنید
      در طی حدود ۱۰ سالی که اضافه وزن پیدا کردم وجسمم از فرم اولیه خارج شد وشکل چاقی به خودش گرفت درهرجایی که افراد لاغر را می دیدم با حسرت به انها وگذشته اندام خودم نگاه می کردم وپراز تاسف بودم که چگونه متوجه نشدم واضافه وزن پیدا کردم و به خودم می گفتم چرا اینقدر به خوردن توجه داشتم چرا جلو خوردنم را نگرفتم چرا سبک زندگیم بیشتر متوجه خوردن وزیاد خوردن ولذت بردن از خوردن بود چرا نتونستم جلوی میل به خوردنم را بادیدن خوراکیهای لذیذ بگیرم . با دیدن متناسبها پشیمان از نادرست خوردن وسبک زندگی می شدم وتصمیم قوی وبا اراده وعزم به تغییر جسم با روشهای الگوهای گول زننده می شدم وشروع به فعالیتهای سنگین وخسته کننده جسم وروح می شدم .امابرای رسیدن به تناسب تمام فشارهای روحی وجسمی را تحمل وانها را برای خودم لذت بخش میکردم تاوقتی که به نتیجه مطلوب تناسب اندام می رسیدم . وقتی به وزن وتناسب مورد نظرم می رسیدم بسیار خوشحال وبا اعتماد به نفس لباسهای مورد نظرم رامی پوشیدم ولذت میبردم از همت وتلاشم وبه نتیجه رسیدنم . تشویق وتعریف اطرافیان درمورد رسیدنم به تناسب براین شادی افزون بود .تا مدتی بعد از این تغییر هنوز پا بند به اصول رفتاری برای لاغر شدنم بودم اما کم کم بعد از مدتی کمی از این بخور  کمی مزه ان را بچش  اشکالی نداره تو که به تناسب رسیدی وانقدر توان داری که دوباره شروع کنی    یکبار هزار بار نمیشه و تصورات ذهنی از این قبیل ارام ارام به وضع قبلی برگشتن همان واضافه وزن پیدا کردن هم همان .
      نزدیک به عید وبرای عروسی میدیدم بسیاری از خانم ها برای خوش اندام شدنشان به ورزشگاه میرفتند ورژیم می گرفتند تا باورزش ورژیم به تناسب اندام برسند اما من نمی رفتم ووقتی به مهمانی می رفتم وتناسب اندام دیگران را میدیدم ازخودم خجالت می کشیدم واز سر جایم بلند نمی شدم وتاسف می خوردم که چرا مانند دیگران به ورزشگاه نرفتم ورژیم نگرفتم ولی میدیدم که همانها هم درمدت زمانی متناسبند وبعد ازان دوباره به شکل اولیه بر می گشتند .

      اما این روشها چون زود گذر وظاهری وفشار بر جسم بود چیزی عوض نمی شدباید اصل ماجرا ومحتوای اصلی که فرمان ذهن برای خوردن بود تغییر میکرد نه جسمی که اراده ای ندارد وبی تاًثیر در چاق شدن ما می بود وهیچ کاری از دستش بر نمی امد وچون این تغییر رفتار برطبق میل جسم نبود بااینکه بارها وبارها تصمیم به تناسب اندام با انجام روشهای سخت ونادرست گرفتم برای مدتی جسم راتحت فشار می گذاشتم تغییر می کردولی دوباره برمی گشت به شکل اول این تغییر بیرونی و جسمی بود وریشه ای نبود .بعد از رژیم وروشهای غلط لاغری به وزن اولیه بر می گشتم چون ناراحت وعصبی می شدم ودرگیری فکری پیدا می کردم وچون به چرایی دوباره چاق شدنم فکر میکردم وزن من اضافه می شد وبه طرف چاقی بیشتر از طریق ذهن هدایت می شدم .🌻

      می دانستم بعدازرژیم نباید سبک خوردن درزندگی را عوض کرد اماهمیشه بعد از چند روزی که به تناسب می رسیدم کم کم به سبک خوردن قبلی زندگی برمی گشتم زیرابعد از رژیم گرفتن بعلت نخوردن یا درست نخوردنم وکنترل در خوردنم حرص وولع ذهنم برای خوردن بیشتر می شد وباخوردن بیشتر به وزن قبلی وگاهی بیشتر از ان بر می گشتم .وقتی ما به هروسیله ای برای لاغر شدن اقدان میکنیم ووزنمان به این طریق کم می شود ولی دوباره وزنمان بر میگردد یعنی سبک زندگی ما اشکال دارد
      وقتی رژیم نمیگیریم ویا بعد از رژیم گرفتن که دوباره چاق میشویم تعادل بین جسم وذهن به هم میریزد اما موقعی که رژیم داریم تعادل بین جسم وارامش ذهنی راداریم .وقتی مارژیم میگیریم وعدد مشخصی رابرای رسیدن به وزن مطلوب درنظر میگیریم برای رسیدن به عدد مطلوب چون بر جسم فشاروارد می کنیم واین کار مغایر با خواست ذهن است وما با این کار درجهت مخالف خواست ذهن حرکت می کنیم پس ذهن میخواهد که ما به وزن اولیه که خیلی راحت واسان به ان رسیده برگردیم وما نگذاشتیم دراین مرحله ذهن این همسو نبودن باجسم رانمی پذیرد وبه حالت اولیه که وزن اصلی است بر میگردد.تلاش برای رسیدن به وزن مطلوب یک تلاش موقتی است زیرا ما ذهن رابرای چاقی بانوع سبک زندگی برنامه ریزی کردیم وباان پیش می رویم وبعد ازپایان دوران هر رژیمی برای مدتی متناسب ولاغر هستیم ولی چون ذهن وجسم ورفتارهای غذایی وسبک زندگیمان همسو نبوده در نتیجه تلاشها وزحماتمان بی ثمر ودوباره به شکل اولیه بر میگردیم
      چاقی یعنی درردیف لاغرهانبودن یعنی ذهن به دنبال رفتارهای اضافه وزن رفتن یعنی جسم به شکل غیرطبیعی خودش درامدن واین همسو نبودن ها یعنی هرچه بارژیم وهرروشی برای لاغر شدن ریسیدیم پنبه شدن وهرچه درجهت لاغری زحمت کشیدیم به جایی نرسیدن بخصوص وقتی که عدد وزن ایده ال خودرامشخص کنیم و بارژیم به ان می رسیم ودوباره برمیگردیم به حال اول .این حالت مثل کسی است که ادرس اشتباهی دارد که به ان اطمینان دارد به مقصد میرسد در مسیر رسیدن به ان مقصد حرکت میکند ومسیر طولانی میرود ودراخر به جایی میرسد که بن بست بوده واصلا ادرس اشتباهی داده شده .باید بدانیم مشکل اصلی چاقی ما جسم نیست بلکه عامل درونی ذهن است که عادت به داشتن اضافه وزن ورفتارهای غذایی چاق کننده کرده میباشد فرمانهای ذهن برای خوردن ما باعث چاق شدن جسممان شده جسم ازدستوراتی که ذهن برای خوردن میدهد اطاعت می کند.
      چون طبیعت ما لاغری بوده وا از چاقی که مخالف طبیعت ماست زجر می کشیم وجسم مادرخواست طبیعتش را میکند وچاقی برایش زجر اور است ومادوست داریم لاغر شویم .ذهن ما از ابتدا چاقی رابلد نبوده ومابودیم که بارفتارهای غلط غدایی ذهن را اموزش به چاقی دادی پس باید برای لاغرشدن هم ازهمین روش یعنی اموزش ذهن به رفتارهای صحیح غذایی وخوردن بتوانیم چاقی را به لاغری در ذهنمان تبدیل کنیم تارفتار صحیح خوردن درمابوجوداید وذهن فرمانهای صحیح خوردن صادرکند درواقع باتغییر سبک زندگیمان از پرخوری و ریزخواری وبیش ازاندازه ونادرست خوردن به سبک به اندازه خوردن وبه موقع خوردن وصحیح خوردن عوض شودوعادت کند ومابه تناسب برگردیم .🏵وقتی برای لاغرشدن عددوزن دلخواهمان رادرنظر میگیریم وباروشهای غلط شروع به لاغری می کنیم مابه ان عدد می رسیم وبسیار شاد می شویم ولی وقتی ادامه ان رارها می کنیم دوباره به وزن اولیه ویا بیشتربر میگردیم علت اینه که ذهن مابه زیادتر شدن وزن با رفتارهای غلط خوردن عادت کرده واین عادت درذهن ما ازبین نرفته ودرتمام مدت استفاده ازروشهای نادرست برای لاغرشدن ما باکنترل برای نخوردن ذهن وجسم را عذاب می دادیم وچون انها این کنترل را که برایشان باسختی همراه بودنمی پدیرفتن باعث می شد که بعد از رها کردن رژیم ذهن وجسم مثل مرغ از قفس ازاد شده باشند که هرچه محدودیت ومحرومیت غدایی برایشان ایجادکرده بودیم مثل قحطی زده ها بخواهند برای خودشان جبران کنند واین روش های غلط لاغری اثرمثبت که نداشت هیچ مضر هم بود.
      پس باید دنبال روش موثر وهمیشگی وراحت واسان مورد پذیرش جسم وذهن باشیم که همان لاغری با ذهن است .
      دراستفاده ازروش ذهنی امکان بازگشت دوباره به چاقی نیست مگر اینکه شخص به خواست خودش بخواهد برگردد وسبک زندگی ورفتارهای غذای خود رادوباره تغییردهد وپرخوری ریزخواری وناصحیح خوری را دوباره شروع کند.زیرا روش درست خوردن رادرذهنش برای همیشه ذخیره کرده .درروش لاغری باذهن هیچ برنامه ای به ماتحمیل نمی شودوتمام مراحل لاغری با راحتی واسانی وبامیل وارامش وپذیرش ریشه ای ودرونی انجام می شود.این روش برنامه ریزی ذهن از قبل که چی وچطور وکی وچقدر بخورویا چه فعالیتی داشته باش نیست بلکه فقط فرمولهای صحیح ذهنی که قبلا درذهنمان بوده درزمانی که مااندام طبیعی داشتیم وبه دلیل استفاده نکردن از انها ویادگیری فرمولهای چاق کننده فراموششان کرده بودیم را یاد اوری می کند وادامه می دهد . اینکه ارزوی لاغرشدنمان محقق نشده زیرا برای لاغرشدن ازروش صحیح استفاده نکردیم وهیچکس برای چاق شدنش برنامه ریزی نکرده بوده وما بودیم که با برنامه ریزیهای غلط مثل رژیم وورزش ودارو ودمنوش و……..ذهنمان رابرنامه ریزی کرده بودیم که هرگز موفق به رسیدن به تناسب نشویم.
      همین نرسیدنها به لاغری باعث ناامیدی ما شدوفکر به اینکه بدن ماتوانایی لاغرشدن رانداردویامقاومت می کند اشتباه وباعث لاعرنشدن ماست .جسم ما هیچ مقاومتی دربرابرلاغرشدن ندارد زیرا طبیعت واصل جسم ما لاغری بوده وجسم خواهان این تناسب هست بیشتر ازمادوست دارد متناسب شود وبه اصلش برگردد برای همین هست که لاغری ارزوی ماست پس باید رفتار غذایی ما هم درجهت لاغری ما همسو شود تا ما به ارزویمان برسیم .
      فرق چاق ها با لاغرها درسبک زندگی ورفتارهای غذایی ونوع نگاهمان به غذاست .اصل وطبیعت هردویمان لاغری بوده اما تفاوت ایجادشده درفرمولهای ذهنیمان باعث تفاوت درجسممان است .فرمولهای ذهنی فرد متناسب اورابه طرف سبک خوردن درست ورفتارهای صحیح خوردن برای رسیدن به تناسب اندام ترغیب می کند وفرمولهای ذهنی فرد چاق اورا به سمت رفتارهای غلط غذایی وسبک خوردن نادرست وتکرار ان او را ترغیب برای هدایت به چاقی می کند .شناسایی فرمولهای غلط ذهنی واموزش مرحله به مرحله انها به ذهن وتمرین وتکرار انها باعث تغییر وجایگزینی انها به جای فرمولهای غلط ذهنی چاق شدن واضافه وزن وسبک ورفتارخوردن غلط درنامتامناسبها می شود.
      خدایابابت همه چیز شکرت وازشما استادگرامی نیز بسیار سپاسگزارم🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۵ ۱۳:۱۳
      مدت عضویت: 2438 روز
      امتیاز کاربر: 434 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,572 کلمه

      باسلام
      گام دهم : چاقی اعتیاد اسان است
      هروقت کلمه اعتیاد روشنیدم تصورم براین بود که افرادی را که از مواد مخدر استفاده می کنند را معتاد ودارای اعتیاد می گویند تا حالا نشنیده بودم ونه دیده بودم که بجز مواد مخدر میشود به چیزهای دیگری مثل زیاد خوردن را اعتیاد داستن به خوردن می گویند.
      اعتیاد کلمه ای که همیشه از شنیدنش ناراحت می شدم . همیشه هم ازکلمه اعتیاد می ترسیدم  وهم متنفر بودم وهروقت افراد معتاد را با ان قیافه لاغر ونهیف وکثیف وبا ان وضع زننده وغیر بهداشتی متاثر وناراحت می شدم . هروقت انها را درجامعه میدیدم خیلی دورتر از انها راهم رو کج میکردم.
      حالا با گوش دادن این فایل فهمیدم اعتیاد فقط در مورد مواد مخدر نیست بلکه درتمام جنبه های زندگی این کلمه میتواند صادق باشد از جمله خوردن غذا.
      ‌کلمه اعتیاد به معنی زیاده روی در استفاده از هرچیز صدق می کند حتی درمورد خوردن غذا .الان یکی دیگر از علتهای پیدا کردن اضافه وزن وچاق شدن را متوجه شدم .
      درواقع به علت بیش از اندازه مصرف غذایی در خوردن که باعث چاقی شده این زیاد مصرف کردن را اعتیاد فرد به مواد غذایی وفردچاق را معتاد به خوردن غذا می گویند .
      تفاوت افراد معتاد با چاق در نوع مواد مصرفی انهاست معتادها مواد مخدر مصرف می کنند و افراد چاق موادخوراکی مصرف می کنند.
       بیشتر زندگی ما باخوردن می گذرد بهمین خاطر مواد غذایی وغذا ومغازه وفروشگاههاب مواد غذایی از هرچیزی بیشتر درجامعه وجود دارد که همه اینها عوامل بوجود اوردنده اعتیاد بیشتر به غذا هستند.
      افرادمعتاد موادمخدرمصرفی شان را باسختی وپنهانی تهیه می کنند اما چاق ها موادغذایی مورد نیاز خود را به وفور وبه راحتی واسانی تهیه می کنند.
      فرد معتاداگر مواد مواد مخدر بدستش نرسید بسیار بی تاب وناراحت می شود یک فرد معتادبه مواد غذایی نیز اگرمرتب نخورد همین حالت را دارد وتاوقتی نخورد راحت نمی شود که این خود باعث چاقی او می شود.
      فرد معتاد ازمصرف مواد مخدر خسته نمی شود فرد چاق نیز از خوردن خسته نمی شود
      جسم نهیف ولاغر یک معتاد نشان از اعتیاد اوست به موادمخدروجسم چاق یک فردی نامتناسب هم نشان دهنده اعتیاد او به عذاست .
      برای فرد معتاد استفاده از مواد مخدر باعث تسکین وارامش اوست یک فرد چاق هم با خوردن تسکین وارامش پیدا می کند
      اعتیاد به موادمخدر برای فرد یک امر عیرطبیعی است چاقی واعتیاد به بیش از اندازه خوردن هم برای فرد نامتناسب امری غیر طبیعی است .
      فرد معتا تمام ذهن وفکرو انرژیهایش صرف اعتیادش می شود یک فرد چاق هم تما توان وفکروذهن وانرژیش صرف تهیه وخرید وپختن وخوردن موادغذایی می شود.
      اعتیاد به هرچیزی قدرت فکری وذهنیش را می گیرد اعتیاد به خوردن هم با حسرت وتاسف خوردن ونا امید شدن وخود خوری ومقایسه خود با دیگر متناسبها توان وقدرت فکر وذهنش درجهت تلاش وپیشرفت پیش نمی رود .
      افرادی که باورها والگوهای درست رفتاری دارند ولاغرند به سمت اعتیادچاقی نمی روند.میدانیم که اعتیاد را اموزش دیده ایم بهمین خاطر باید از افراد لاغر الگوها وباورهای رفتاری درستشان را یاد بگیریم ودرجهت رفتارهای صحیح خوردن انها حرکت کنیم واعتیاد به خوردن مواد غذایی مان راازبین ببریم .
      دسترسی راحت واسان به موادغذایی تهیه واماده شده ترغیب مارابرای خوردن واعتیاد به ان را بیشتر می کند از عوامل دیگر اعتیاد به خوردن تبلیغات گسترده وبسته بندیهای شکیل وتزئین غذا ومیوه ودسر وژله وحلوا وشیرینی می باشد
      پر بودن سفره های مهمانی دادن ویا رفتن وخوردن از همه غذاها واسرار به خوردن و بردن تنقلات وچلسمه ها در تفریح وخوردن بعد از سیری در همه موقع بخصوص دردور همی ها همه در اعتیاد به خوردنقش بسزایی دارد.🌻می دانستم بعدازرژیم نباید سبک خوردن درزندگی را عوض کرد اماهمیشه بعد از چند روزی که به تناسب می رسیدم کم کم به سبک خوردن قبلی زندگی برمی گشتم زیرابعد از رژیم گرفتن بعلت نخوردن یا درست نخوردنم وکنترل در خوردنم حرص وولع ذهنم برای خوردن بیشتر می شد وباخوردن بیشتر به وزن قبلی وگاهی بیشتر از ان بر می گشتم .وقتی ما به هروسیله ای برای لاغر شدن اقدان میکنیم ووزنمان به این طریق کم می شود ولی دوباره وزنمان بر میگردد یعنی سبک زندگی ما اشکال دارد
      وقتی رژیم نمیگیریم ویا بعد از رژیم گرفتن که دوباره چاق میشویم تعادل بین جسم وذهن به هم میریزد اما موقعی که رژیم داریم تعادل بین جسم وارامش ذهنی راداریم .وقتی مارژیم میگیریم وعدد مشخصی رابرای رسیدن به وزن مطلوب درنظر میگیریم برای رسیدن به عدد مطلوب چون بر جسم فشاروارد می کنیم واین کار مغایر با خواست ذهن است وما با این کار درجهت مخالف خواست ذهن حرکت می کنیم پس ذهن میخواهد که ما به وزن اولیه که خیلی راحت واسان به ان رسیده برگردیم وما نگذاشتیم دراین مرحله ذهن این همسو نبودن باجسم رانمی پذیرد وبه حالت اولیه که وزن اصلی است بر میگردد.تلاش برای رسیدن به وزن مطلوب یک تلاش موقتی است زیرا ما ذهن رابرای چاقی بانوع سبک زندگی برنامه ریزی کردیم وباان پیش می رویم وبعد ازپایان دوران هر رژیمی برای مدتی متناسب ولاغر هستیم ولی چون ذهن وجسم ورفتارهای غذایی وسبک زندگیمان همسو نبوده در نتیجه تلاشها وزحماتمان بی ثمر ودوباره به شکل اولیه بر میگردیم
      چاقی یعنی درردیف لاغرهانبودن یعنی ذهن به دنبال رفتارهای اضافه وزن رفتن یعنی جسم به شکل غیرطبیعی خودش درامدن واین همسو نبودن ها یعنی هرچه بارژیم وهرروشی برای لاغر شدن ریسیدیم پنبه شدن وهرچه درجهت لاغری زحمت کشیدیم به جایی نرسیدن بخصوص وقتی که عدد وزن ایده ال خودرامشخص کنیم و بارژیم به ان می رسیم ودوباره برمیگردیم به حال اول .این حالت مثل کسی است که ادرس اشتباهی دارد که به ان اطمینان دارد به مقصد میرسد در مسیر رسیدن به ان مقصد حرکت میکند ومسیر طولانی میرود ودراخر به جایی میرسد که بن بست بوده واصلا ادرس اشتباهی داده شده .باید بدانیم مشکل اصلی چاقی ما جسم نیست بلکه عامل درونی ذهن است که عادت به داشتن اضافه وزن ورفتارهای غذایی چاق کننده کرده میباشد فرمانهای ذهن برای خوردن ما باعث چاق شدن جسممان شده جسم ازدستوراتی که ذهن برای خوردن میدهد اطاعت می کند.
      چون طبیعت ما لاغری بوده وا از چاقی که مخالف طبیعت ماست زجر می کشیم وجسم مادرخواست طبیعتش را میکند وچاقی برایش زجر اور است ومادوست داریم لاغر شویم .ذهن ما از ابتدا چاقی رابلد نبوده ومابودیم که بارفتارهای غلط غدایی ذهن را اموزش به چاقی دادی پس باید برای لاغرشدن هم ازهمین روش یعنی اموزش ذهن به رفتارهای صحیح غذایی وخوردن بتوانیم چاقی را به لاغری در ذهنمان تبدیل کنیم تارفتار صحیح خوردن درمابوجوداید وذهن فرمانهای صحیح خوردن صادرکند درواقع باتغییر سبک زندگیمان از پرخوری و ریزخواری وبیش ازاندازه ونادرست خوردن به سبک به اندازه خوردن وبه موقع خوردن وصحیح خوردن عوض شودوعادت کند ومابه تناسب برگردیم .🏵وقتی برای لاغرشدن عددوزن دلخواهمان رادرنظر میگیریم وباروشهای غلط شروع به لاغری می کنیم مابه ان عدد می رسیم وبسیار شاد می شویم ولی وقتی ادامه ان رارها می کنیم دوباره به وزن اولیه ویا بیشتربر میگردیم علت اینه که ذهن مابه زیادتر شدن وزن با رفتارهای غلط خوردن عادت کرده واین عادت درذهن ما ازبین نرفته ودرتمام مدت استفاده ازروشهای نادرست برای لاغرشدن ما باکنترل برای نخوردن ذهن وجسم را عذاب می دادیم وچون انها این کنترل را که برایشان باسختی همراه بودنمی پدیرفتن باعث می شد که بعد از رها کردن رژیم ذهن وجسم مثل مرغ از قفس ازاد شده باشند که هرچه محدودیت ومحرومیت غدایی برایشان ایجادکرده بودیم مثل قحطی زده ها بخواهند برای خودشان جبران کنند واین روش های غلط لاغری اثرمثبت که نداشت هیچ مضر هم بود.
      پس باید دنبال روش موثر وهمیشگی وراحت واسان مورد پذیرش جسم وذهن باشیم که همان لاغری با ذهن است .
      دراستفاده ازروش ذهنی امکان بازگشت دوباره به چاقی نیست مگر اینکه شخص به خواست خودش بخواهد برگردد وسبک زندگی ورفتارهای غذای خود رادوباره تغییردهد وپرخوری ریزخواری وناصحیح خوری را دوباره شروع کند.زیرا روش درست خوردن رادرذهنش برای همیشه ذخیره کرده .درروش لاغری باذهن هیچ برنامه ای به ماتحمیل نمی شودوتمام مراحل لاغری با راحتی واسانی وبامیل وارامش وپذیرش ریشه ای ودرونی انجام می شود.این روش برنامه ریزی ذهن از قبل که چی وچطور وکی وچقدر بخورویا چه فعالیتی داشته باش نیست بلکه فقط فرمولهای صحیح ذهنی که قبلا درذهنمان بوده درزمانی که مااندام طبیعی داشتیم وبه دلیل استفاده نکردن از انها ویادگیری فرمولهای چاق کننده فراموششان کرده بودیم را یاد اوری می کند وادامه می دهد . اینکه ارزوی لاغرشدنمان محقق نشده زیرا برای لاغرشدن ازروش صحیح استفاده نکردیم وهیچکس برای چاق شدنش برنامه ریزی نکرده بوده وما بودیم که با برنامه ریزیهای غلط مثل رژیم وورزش ودارو ودمنوش و……..ذهنمان رابرنامه ریزی کرده بودیم که هرگز موفق به رسیدن به تناسب نشویم.
      همین نرسیدنها به لاغری باعث ناامیدی ما شدوفکر به اینکه بدن ماتوانایی لاغرشدن رانداردویامقاومت می کند اشتباه وباعث لاعرنشدن ماست .جسم ما هیچ مقاومتی دربرابرلاغرشدن ندارد زیرا طبیعت واصل جسم ما لاغری بوده وجسم خواهان این تناسب هست بیشتر ازمادوست دارد متناسب شود وبه اصلش برگردد برای همین هست که لاغری ارزوی ماست پس باید رفتار غذایی ما هم درجهت لاغری ما همسو شود تا ما به ارزویمان برسیم .
      فرق چاق ها با لاغرها درسبک زندگی ورفتارهای غذایی ونوع نگاهمان به غذاست .اصل وطبیعت هردویمان لاغری بوده اما تفاوت ایجادشده درفرمولهای ذهنیمان باعث تفاوت درجسممان است .فرمولهای ذهنی فرد متناسب اورابه طرف سبک خوردن درست ورفتارهای صحیح خوردن برای رسیدن به تناسب اندام ترغیب می کند وفرمولهای ذهنی فرد چاق اورا به سمت رفتارهای غلط غذایی وسبک خوردن نادرست وتکرار ان او را ترغیب برای هدایت به چاقی می کند .شناسایی فرمولهای غلط ذهنی واموزش مرحله به مرحله انها به ذهن وتمرین وتکرار انها باعث تغییر وجایگزینی انها به جای فرمولهای غلط ذهنی چاق شدن واضافه وزن وسبک ورفتارخوردن غلط درنامتامناسبها می شود.
      خدایابابت همه چیز شکرت وازشما استادگرامی نیز بسیار سپاسگزارم🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zary.ahmadi
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۴ ۰۶:۲۱
      مدت عضویت: 2145 روز
      امتیاز کاربر: 12717 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 621 کلمه

      سلام به استاد و همه دوستان.
      گام ۱۱(لاغری خود را به واقعیت تبدیل کنید)
      بارها این فایل را گوش دادم و بسیار جالب بود .ممنون استاد.رسیدن به تناسب اندام آرزوی من است و برای رسیدن به آن تمام تلاش و کوششم را دارم .همانطور که از طریق روش‌های اشتباه و سخت موفق می شدم مطمئنا از این روش درست صد در صد به مقصد می رسم .و برای رسیدن به واقعیت باید آموزش لاغری را بیاموزم و در آموختن آن نهایت تلاشم را داشته باشم همانطور که بارها از روش‌های مختلف مثل رژیم و ورزش ها و پیاده روی و کمر بند و داشتن مربی …….و غیره را انجام دادم ولی چون ذهنم چاق بود به هدف دلخواهم نرسیدم .من از آن دسته افرادی هستم که همه مرا تشویق به چاقی می کردند و از لاغری من ایراد می گرفتند و این آموزش را نادانسته به من آموختند و ذهنم که آموزش دیده بود از قبل ،در یک مقطعی خودش را ظاهر کرد و از همان موقع تلاش من شروع شد .سوال اینجاست که چرا مدام در پی روش‌های مختلف بودم ؟!چون آرزوی متناسب بودن و زیبایی اندام را داشتم .و از وقتی با این روش آشنا شدم تغییراتی را در خودم می بینم مثلا۱- قبل از آشنایی با ابن دوره یک عادت بدی که داشتم در طول روز چند بار چایی می خوردم نکته مهم اینه که هر وقت هم چایی می خوردم می دانستم که از یک شکلات وبا یک کوکی بیشتر نباید تجاوز بکند یعنی ترس از چاقی و حالا که فکر می کنم این یعنی ناهماهنگی ذهن با جسم است ذهنم چون چاق بود دستور چایی می داد و چون جسمم چاقی دوست نداشت برای خوردن آن مقدار شیرینی را تعیین کرده بود .۲-قبلا سه وعده غذا می خوردم و خیلی موقع ها گرسنه نبودم ولی طبق عادت که از کودکی آموختیم سه وعده غذا می خوریم بعلاوه میوه و یا تنقلات اما حالا هر موقع گرسنه باشم و گرسنگی را بفهم غذا می خورم گاهی روزها یک وعده و گاهی وقتها دو وعده و لحظه سیری را هم دریافت می کنم این بعنی جسمم با ذهنم هماهنگی دارد و این هم یک تغییر بزرگی آست که خود بخود به عادت در آمده آست .۳-قبلا برای تهیه غذا باید کلی فکر می کردم که چی بخورم که چاق کننده نباشد و خیلی وقتها از خوردن نان و برنج خودم را محروم می کردم ولی الان هیچ محرومیتی نیست هر موقع احساس کنم برنج و یا نون میل دارم با آرامش و بدون نگرانی می خورم و به اندازه نیاز .و مدتها بود که مربا و کره و با خامه از زندگی من بیرون رفته بود اما حالا هر موقع خواستم می خورم و با خوردن همه اینها تغییرات را در جسمم می بینم و بر من ثابت شده تغییرات، چون دو ماه پیش یک شلواره خریدم و پوشیدم که شوهرم نظرش را بده اتفاقا شوهرم یک عکس از من گرفت و جند روز پیش اونون شلوار را دو باره پوشیدم و مجدا از من عکس گرفت بطور اتفاقی ،و بعد خودش آن را با عکس قبلی مقایسه کرد و ما تفاوت و تغییر را مشاهده کردیم حتی شوهرم گفت چقدر تغییر کردی یعنی دقیقا همان قسمتهایی که لازم بود تغییر کند تغییر کرده بود و خیلی خوشحالم که اینقدر راحت و آسان بدون اینکه سختی در کار باشد .و باید همچنان استمرار داشته باشم تا رمانی که همه فرمول های درست ملکه ذهنم بشه و همه این تغییرات نشان این است که آموزش لاغری را یاد می گیرم و خدا را شکر می کنم و سپاسگزارم از استاد که صادقانه و با عشق به لاغری این آگاهی ها را بصورت رایگان در اختیار هدایت شدگان قرار می دهند .سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار yasekabood
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۳ ۰۲:۴۶
      مدت عضویت: 2467 روز
      امتیاز کاربر: 269 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,707 کلمه

      🤩سر آغاز سخن نام خداییست که غفار و خطاپوش و کریم است 
      در مخصوص رحمت را کلیدیست که بسم الله رحمن الرحیم است 🤩
      🌺🌺 سلام خدمت استاد گرانقدر و دوستان خوب همراهم🌺🌺
      گام یازدهم : آرزوی لاغری خود را با واقعیت تبدیل کنید 😍😍😍
      از زمانی که چاق شدم که جوانه های آن از کلاس چهارم ابتدایی زده شد مهمترین خواسته و دعایم در تمام روزهای مخصوص دعا مثل روز عرفه ، مراسم عزاداری اهل بیت ، شبهای قدر ، سر هر نماز و … رسیدن به لاغری بود و بارها برای لاغر شدن انواع نذر و ختم و چهله را براشتم انواع رژیم را امتحان کردم و انواع ورزش ها در باشگاه و پیاده روی و دارو های مختلف رو امتحان کردم و متوسل به دکتر های تغذیه شدم و چندین دکتر رفتم و از آنها رژیمهای مختلف دریافت کردم و و پیش چندین دکتر طب سنتی و طب اسلامی هم رفتم و از آنها نیز انواع رژیم و دارو را گرفتم و در کنار رژیمها و ورزش ها بارها از قرصهای شیمیایی و گیاهی لاغری و دمنوشها و جوشانده ها و دارو های گیاهی و معجونها و عرقیات و … را مصرف کردم و از همه ی این روشها تنها نتیجه ای که می گرفتم این بود که پس مدتها سختی و رنج که بر بدن خودم تحمیل می کردم نتیجه ی کوتاه و زود گذر می گرفتم و خسته میشدم و رژیم رو رها می کردم و دوباره به فاصله ی کوتاهی تمام زحماتم به باد می رفت و خیلی سریعتر و خیلی راحت تمام وزنی که کم کرده بودم بر می گشت و من خسته و نا امید از شکست های پی در پی باز هم روشی دیگر رو انتخاب می کردم با این امید که اینبار شاید نتیجه بگیرم و موفق شوم ! 
      من تا قبل زمستان سال ۹۶ که با این دوره آشنا شدم از روش ذهنی هیچگونه آگاهی نداشتم و اصلاً فکرش رو هم نمی تونستم بکنم که لاغر شدن از طریق ذهن امکان پذیره ولی همیشه از این موضوع فوق العاده ناراحت بودم که چرا من هر کاری می کنم فایده نداره ؟ چرا از هر روشی استفاده می کنم به نتیجه نمی رسم با دوباره چاق میشم ؟ همیشه از همه چیز گله داشتم بیشتر از همه از خودم که عرضه لاغر شدن رو ندارم و ناراحت بودم که چرا اراده ندارم ؟ فکر می کردم اگه رژیم رو اونقدر ادامه بدم که کاملاً لاغر بشم دیگه برنمی گرده !!! حتی یک نمونه یکی از اقواممون رو دیدم که اونم از بچه گی خیلی چاق بود و از بچه گی به اجبار پدر و مادرش مرتب زیر نظر بهترین و معروفترین متخصصین تغذیه بود و گرونترین و بهترین قرصها و داروهای لاغری رو براش تهیه می کردند و چون خودش نمی خواست لاغر بشه یواشکی قرصها رو توی چاه ظرفشویی یا دستشویی یا سطل آشغال می ریخت و نمی خورد و بعداً که ازدواج کرد چون بچه دار نمیشد و دکتر گفته بود به خاطر چاقیه تمام تلاشش رو کرد و لاغر شد و به وزن ایده آل رسید اما دوباره به مدت کوتاهی چاق شد و من فکر می کردم چون دوباره پرخوری کرده چاق شده و به حالش افسوس می خوردم که چرا نتونست جلوی خودش رو بگیره که دیگه چاق نشه ! اما الان می فهمم چه خودم و چه تمام کسانی که در عمرشون بارها رژیم گرفتند و لاغر شدند و بعد از مدتی دوباره چاق شدند به دلیل ترموستات ذهنی بوده ! و امکان نداره کسی که لاغر بشه و دوباره به زندگی عادی برگرده دوباره چاق نشه مگر اینکه کلاً سبک زندگیش رو تغییر بده و همیشه خودشو کنترل کنه و مواظب غذا خوردنش باشه و یک عمر با حسرت و تلاش و ترس زندگی کنه !
      یادم میاد یکبار که به یکی از دکترهای تغذیه برای رژیم مراجعه کردم یک خانمی رو دیدم که ۶۵ کیلو بود و از وزن خودش خیلی راضی بود و کمی با هم حرف زدیم و گفت چند ساله که با رژیم همون دکتر ۱۶ کیلو کم کرده و تا اون زمان وزنش ثابت مونده بود بهش گفتم الان دیگه همه چی می خوری؟ گفت آره ولی کم ! گفت من دیگه معده ام کوچک شده و کلاً سعی می کنم پرخوری نکنم ولی اگر یکبار پرخوری کنم مثلاً می گفت آش رشته که می بینم نمی تونم جلوی خودمو بگیرم و تا دو تا بشقاپ پر نخورم آروم نمی گیرم اما به جاش دو ساعت پیاده روی می کنم برای همین سعی می کنم توی خوردن زیاده روی نکنم چون حال ندارم بعدش اینهمه پیاده روی کنم و من همونجا به خودم گفتم یعنی ما چاقها حتی اگر لاغر بشیم تا آخر عمرمون باید رژیم داشته باشیم که یک وقت بر نگرده 😑😑😑 
      یه جورایی نا امید بودم ولی بازم گفتم عیب نداره لاغر شدن ارزش اینو داره که حتی تا آخر عمرم رژیم باشم یا می گفتم من لاغر بشم بعدش دیگه مواظبم ولی نمی تونستم طاقت بیارم چون به مواد غذایی اعتیاد داشتم 😬😬😬 و بارها خودم حیرت کرده بودم که وقتی لاغر میشدم دقیقاً اگر ۸۶ کیلو بودم وقتی مقداری از وزنم کم میشد و دوباره چاق میشدم به همون عدد ذهنی که قبل شروع رژیم داشتم بر می گشتم ولی خواهر بزرگترم اعتقاد داشت وقتی وزنش برگرده بیشتر از قبل چاق میشه و دقیقاً بیشتر از وزن اولیه چاق میشد ! چون ذهنش به زیادتر شدن روند چاقیش عادت داشت !
      همیشه با خواهرام می گفتم اینهمه دانشمند و پروفسور و دکتر داریم تو کل دنیا چرا هیچ کدوم یه کار اساسی نمی کنن برای لاغری ؟ 
      چرا یه قرص یا دارو اختراع نمی کنن که بخوری و واقعاً لاغر بشی؟ یکی از اقوام عمل جراحی کرد و چربی های داخل شکمش رو در آورد و وقتی به ملاقاتش رفتیم با اینکه سه هفته از عملش گذشته بود خیلی درد داشت و هنوزم شکم داشت و علت رو جویا شدم گفت ورمه طول می کشه تا بخوابه ! 🤔🤔🤔 تا شش ماه بعد از عمل هیچی جز مایعات نباید می خورد والان که چندین سال از عملش می گذره هنوزم شکم داره و همون به قول خودش ورم رو داره و به نظر من زیاد با قبلش فرقی نکرده با اینکه دیدم خیلی مواظب خوردنشه و در مواجهه با شیرینی به قول خودش ضعف اعصاب می گیره چون براش ممنوعه و یکبار خورد گفت تا چند روز به جاش رژیم گیاه خواری می گیرم که جبران بشه 😑😑😑
      حتی چند نفر از آشنایان رو شنیده بودم عمل اسلیو معده کردند و یکیشون از وزن ۱۲۵ کیلو به وزن ۵۰ کیلو رسید و برنج و نان و شکر و نمک رو به طور کل از غذای خود حذف کرده بود و بیشتر فقط سوب سبزیجات می خورد ! اما بعد از یک سال گفتن از قبلشم چاقتر شده و به ۱۴۰ کیلو رسیده 😢😢😢
      یکی دیگر از اقوام دور با هزینه ی بسیار گزاف در تهران عمل مکش چربی انجام داده بود و چربی های کل بدنش رو با دستگاه مکیده بودند و شنیدم از وزن ۱۱۵ کیلو به ۶۰ کیلو رسیده ولی بعد از چند ماه دوباره به وزن اولیه برگشت ☹️☹️☹️
      حالا اینجا یک سوال پیش می آید :
      چرا تمامی رژیمها و قرص و داروها و دمنوشها و ورزش و عمل های جراحی منجر به شکست می شود؟
      چرا یک انسان چاق حتی اگر با رنج و مشقت و سختی با یکی از این روشها لاغر شود یا در مدت کوتاهی وزنی که کم کرده یا حتی بیشتر از آن بر می گردد و یا اینکه آن شخص تا آخر عمر باید همیشه با ترس و وحشت غذا بخورد و بسیار مواظب خوردن خود باشد تا دوباره چاق نشود؟ 
      از زمانی که با این دوره ارزشمند و استاد عزیز آشنا شدم جواب تمام سوالهایم رو گرفتم و دریافتم علت تمام شکست ها در زمینه لاغری چیست 
      مهمترین دلیل این است که ما دچار چاقی ذهن هستیم و ذهن ما چون چاق است دستور رفتارهای چاق کننده می دهد و جسم ما تابع ذهن ماست پس وقتی ذهن ما چاقی رو یاد گرفته و مرتب دستورات چاق کننده می دهد جسم ما هم ناگزیر اطاعت می کند چون جسم ما از خود اراده ای ندارد وگرنه طبیعت همه انسان ها لاغر است و برای همین فرشته ی درون ما دوست دارد که ما لاغر بشیم اما چون ذهن ما چاقه لاغری رو بلد نیست و تنها راه اینه که ما همان طور که چاقی رو یاد گرفتیم لاغری رو یاد بگیریم و ذهن ما وقتی لاغری رو یاد بگیره نمی تونه همزمان هم چاق باشه هم لاغر اگر باورهای چاق کننده رو در یک کفه ترازو فرض کنیم و باورهای لاغر کننده رو در یک کفه ترازوی دیگر فرض کنیم ذهن ما مجبور میشه تابع اون کفه ای باشه که سنگین تره پس ما باید اونقدر در آموزش لاغری استمرار داشته باشیم که کفه ترازوی لاغری حسابی سنگین بشه و تغییرات ما ابتدا در رفتار ما نمایان میشه و بعد در جسم ما کاملاً قابل روئیت خواهد بود 😍😍😍
      در تمام سالهای رژیم خواسته ما با رفتر ما همسو نبود یعنی ذهنمون به دنبال چاقی بود و ما داشتیم تلاش می کردیم که جسممون و در واقع اضافه وزنمون رو درمتن کنیم و چون ذهن و رفتار ما با خواسته و جسم ما همسو نبود تلاش ما بی فایده بود و هر چقدر هم که تلاش می کردیم و کمی از وزن خود رو کم می کردیم به دلیل وجود ترموستات ذهنی دوباره به وزن اولیه بر می گشتیم ترموستات ذهنی هم یعنی عدد وزنی که در ذهن ناخودآگاه ما ذخیره شده و در واقع مانند آبگرمکن عمل می کنه و وقتی ما رژیم می گرفتیم و کمی از وزنمون کم میشد مانند این بود که آب سرد شده و درجه آبگرمکن پایین اومده و آبگرمکن روشن میشه و شروع می کنه به داغ کردن آب و جبران مقدار درجه ای که پایین اومده و تا زمانی که درجه ای که برایش تنظیم شده و درجه آب با هم یکی نشود به تلاش خود ادامه می دهد و وقتی ما رژیم می گیریم و هر وزنی که از دست داده باشه ذهن تلاش می کنه تا جسم رو به عددوزنی که براش تنظیم شده بر گردونه پس ما فقط برای لاغر شدن یک راه داریم و اونهم اینه که خواسته ذهن و هدف و آرزومون با هم همسو بشه و این امر فقط با آموزش دادن لاغری به ذهن میسر میشه اونوقته که به تناسب اندام عالی و همیشگی دست میابیم 😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۹ ۲۲:۵۴
      مدت عضویت: 2077 روز
      امتیاز کاربر: 14028 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 691 کلمه

      بنام خدا 🌸 گام یازدهم:
      رویای تناسب:آرزوی لاغری تنهاارزویی که سالهاباهاش بزرگ شدم وبامن بزرگ شدهرچقدرمن بزرگترمیشدم اونهم دست نیافتنی ترمیشدسالهای زیادی ازبچگی تالان دررویای لاغری بودم امابدستش نمیووردم دلیل چی بودچرامن نمی‌تونستم مثل آدم های دیگه که در اطرافم زندگی میکردن ولاغربودن منم مثل اونهالاغرباشم وارزوبرام بود که حتی برای یک زمان خیلی کوتاه حتی اگر شده یک روزتامن مثل اونها زندگی کنم و اندام اونهاروداشته باشم و همون طور که ازاونهاتعریف وتمجیدمیشه منم اینطوری باشم وبتونم شادباشم حداقل برای یک روز….
      سالها به لاغری فک میکردم وارزوبرام لاغری شده بوداما زمانی که دچارفشارازچاقی میشدم ورنج می‌بردم لاغری برای من یک انتظار دست نیافتی بودچون روش های عجیب و غریب زیادی روامتحان کردم و همیشه درمسیرچاقی بودم وچاق و چاقترشده بودم اصلا لاغری روبه عنوان اتفاق غیرقابل وقوع می‌دیدم سالهای سال به این شکل زندگی میکردم وهرسال بیشترسال قبل چاقترمیشدم بنابراین لاغری درذهن من یک اتفاق بود که هرگز به وقوع نمی پیوست چون من درذهن خودم همیشه چاق بودنم بیشترقابل توجه و تأمل بودشخصیت درونی من براساس چاقی تنظیم شده بود ومن چیزی جز چاقی دریافت نمی‌کردم ولی بازهم تلاش میکردم که روش های دیگه ای برای تجربه کردن آرزوم انتخاب کنم اما واقعیت ذهنی من بازهم درعین حال چاقی بودبرگشت وزن من هم به خاطر شکل گیری شخصیت چاقی درون من بوداززمانیکه خودموشناختم چاق بودم اماباین حال آرزوی لاغری روداشتم ولی آرزویی بود که فقط یک ارزوبودوبه عمل نرسیده بود.اماحالاازطریق ذهن من میتونم به این ارزودست پیداکنم من به این موضوع بعدازمرورده گام وفایل های دیگه به این موضوع پی بردم که من باید شخصیت خودموازشخصیت چاق به شخصیت لاغر تبدیل کنم واین تنها ازطریق ذهن امکان پذیر ه همانطورکه من از بچگی تحت تعلیم و آموزش از طرف خانواده قرارگرفتم اونها شخصیت منوشکل دادن وبعدبه صورت گسترده ترازطریق جامعه شخصیت من تکامل پیداکرد تکامل چاقی درمن شکل گرفت نمیشه شخصیت چاق روبانخوردن وتنبیه کردن جسمی ازطریق نخوردن وفشاراوردن به جسم تغییردادبایدشخصیت ذهنی روتغییردادوروندتکامل روپیش گرفت زمانیکه من ازطریق روش‌هایی که انجام میدادم بازهم به وزن و سایز قبلی خود م برمی‌گشتم به این دلیل بود که من شخصیت درونیموتغییرنداده بودم وازطریق تغییررفتاربازورواجبارتصمیم به تغییر شرایط بیرونی خودم کرده بودم تغییردردرون من رخ نداده بودچرامن وزن و سایز م کم میشداماتغییردرنگرش من نسبت به چاقی و اضافه وزن وباورهام ایجادنشده بودوبعدازگذشت زمان به خاطرهمسونبودن ذهن من وخواسته ی من که لاغری هست باواقعیت ذهنی من که چاقی هست و عدم هماهنگ بودن رفتارم باافکارم من درنهایت بازهم به مسیرقبلی زندگیم برمیگشتم وکفه باورهای چاقی سنگین تر ولی اعتمادنداشتن ولیاقت چاقی بیشتروقویترازقبل وکفه ی لاغری روکمرنگوکمرنگ ترمیکرد چندروزپیش بعدازمدتهابه خونه ی پدریم رفتم ودرطی سفرمتوجه رفتارم شدم که من چطوررفتارمیکردم وچطورتوجیه میکردم چاقی و اضافه وزن خودموزمانیکه نیازبه غذانبودومیخوردم هماهنگی بین ذهن وجسمم وجودنداشت وزمانیکه نسبت به غذااحساس میکردم که باید بیشتر بخورم تابه فشار شکم می‌رسیدم به خاطر دیدگاهی بود که نسبت به غذاداشتم وترس از شنیدن کلمه ی رژیم بود زمانی هم که فقط می‌خوردم بدون هیچ دلیلی به خاطر اعتیاد به خوردن بود و هرزمان که به خودم نگاه میکردم وحالم بدمیشدبه خاطر احساس بی لیاقتی خودم در لاغری ولیاقت چاقی بیشترد رمن بودوهرزمان هم که احساس تنفر میکردم بیشتراحساس چاقی درون من شدت پیدامیکردواین هم به این معنی بود که داشت مسیرچاقی هموارترمیشدامازمانیکه به این اشکالات شخصیتی خودم پی بردم فهمیدم که اینها نه فقط در جسمم که حتی درروابطم هم تاثیرگذار بوده وبه خاطر همین من پیشرفت خاصی درزندگی شخصی خودم بادیگران نداشتم فکرکردن وتکرارکردن آزاردهنده و تصمیم به ترک کردن اونها بازهم دوباره همه چیزرویادم می‌رفت وتعهدنداشتن به تصمیم تغییررفتاربازورواجبارتصمیم بادیگران مثل تصمیم من برای لاغری بودوازنوشروع میشدرویای تناسب تنهابالاغری باذهن امکان پذیره به خاطر اینکه شخصیت منودوباره شکل میده به خاطر همین هم هست که زمان لازم داره برای رسیدن به لاغری چون روندش تکاملی وزمان مشخصی برای رسیدن وتکامل پیداکردن وجودنداره پس نباید زمان تعیین کنم ومسیرلاغری روهمونطورکه گفته شده انجام بدم ومسیربرای من هموارمیشه با گذشت زمان همونطوزکه مسیرچاقی همواربوده ورویای لاغری یک رویانیست بلکه یک واقعیت ویک شخصیت درونی و بیرونی خواهدبودمثل زمانیکه چاقی شخصیت درونی و بیرونی من بود ولی حالا دیگه نیست چون من درمسیرصحیحی قرارگرفتم که محاله ازش دست بکشم و ادامه میدم حتی زمانیکه نتیجه میگیرم ادامه خواهم داد 🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فاطمه سادات
        ۱۳۹۹/۱۲/۰۴ ۱۶:۵۷
        مدت عضویت: 2467 روز
        امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        سطح مبتدی
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        مدال طلایی
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 454 کلمه

        سلام دوست عزیزم چقدر نوشته ی شما عالی بود . واقعا کلی نکته از توش دریافت کردم . چقدر ارامبخش بود مخصوصا اون قسمتهایی که میگفتید
        زمانیکه نسبت به غذااحساس میکردم که باید بیشتر بخورم تابه فشار شکم می‌رسیدم به خاطر دیدگاهی بود که نسبت به غذاداشتم وترس از شنیدن کلمه ی رژیم بود

        زمانی هم که فقط می‌خوردم بدون هیچ دلیلی به خاطر اعتیاد به خوردن بود

        و هرزمان که به خودم نگاه میکردم وحالم بدمیشدبه خاطر احساس بی لیاقتی خودم در لاغری ولیاقت چاقی بیشتر درمن بود

        وهرزمان هم که احساس تنفر میکردم بیشتراحساس چاقی درون من شدت پیدامیکردواین هم به این معنی بود که داشت مسیرچاقی هموارترمیشد

        امازمانیکه به این اشکالات شخصیتی خودم پی بردم فهمیدم که اینها نه فقط در جسمم که حتی درروابطم هم تاثیرگذار بوده وبه خاطر همین من پیشرفت خاصی درزندگی شخصی خودم بادیگران نداشتم فکرکردن وتکرارکردن آزاردهنده و تصمیم به ترک کردن اونها بازهم دوباره همه چیزرویادم می‌رفت

        وتعهدنداشتن به تصمیم تغییررفتاربازورواجبارتصمیم بادیگران مثل تصمیم من برای لاغری بودوازنوشروع میشد

        رویای تناسب تنهابالاغری باذهن امکان پذیره به خاطر اینکه شخصیت منودوباره شکل میده

        به خاطر همین هم هست که زمان لازم داره برای رسیدن به لاغری چون روندش تکاملی وزمان مشخصی برای رسیدن وتکامل پیداکردن وجودنداره پس نباید زمان تعیین کنم ومسیرلاغری روهمونطورکه گفته شده انجام بدم ومسیربرای من هموارمیشه با گذشت زمان

        وای که این جملات برای من سرشار از آگاهی بودند .
        ما شخصیتمون باید تغییر کنه ‌
        شخصیت چیه ؟
        شخصیت همون ( من ) ساخته شده ی ذهنیست .

        من چه کسی هستم ؟ پاسخ به این سوال شخصیت منو نشون میده . فکر میکنم آدما هزاران هزار شخصیت دارند یه وقتهایی با فکر کردن به خودم یاد مرد دوهزار چهره می افتم . 😁😁

        آیا من آرزوهام هستم ؟ یا واقعیت فعلیم ؟
        شخصیت فعلی من چیزی هست که الان هست و شخصیتی که میخوام بهش برسم شخصیت ایده آلم خیلی کم با شخصیت فعلیم تفاوت داره .
        من شخصیت دلخواهم رو میسازم .
        در شخصیت دلخواه من همه ی رویاهایم هست ولی
        در شخصیت فعلی من چند تا از آرزوهام نیست یا کمه .
        پس باید با تغییر شخصیتم در مسیر جذبش قرار بگیرم .
        چطور ابعاد نادلخواه شخصیتم رو تغییر بدم ؟
        با تبدیل کردن اون موارد به موارد دلخواه .
        مثلا من لاغر هستم ‌
        من رفتار متناسبی دارم
        من از زندگی ام لذت میبرم .
        من هر انچه که برای خوشبختی لازم است همین حالا هم دارم .
        من امید دارم .
        من عشق دارم .
        من زیبایی روزافزون دارم .
        من جوانی روزافزون دارم .
        من لاغری روز افزون دارم .
        من سلامتی روز افزون دارم .
        من در جهت آرزوهایم در حرکتم و بیشتر شدن آنها را انتظار دارم تا در مسیر تکامل روز به روز بیشتر آرزوهایم را حس کنم .
        بازم ممنون بابت متن عالیتون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 213 کلمه

      سلام دوستان گام ۱۱ من از وقتی یادم میاد هر سال دم سال تحویل انقد دعا کردم که خدا میدونه اما هیچ دریافتی هم نداشتم یا انقد کوچیک بوده ندیدم اما امسال سال ۱۴۰۰ تصمیم گرفتم بجای گفتم بنویسم تا ببینم تا اخر سال چند تاشون براورده میشه و ما برای چاق شدن ناخواسته اموزش دیدیم تا چاق شدیم حرفهایی شنیدیم وباورش کردیم این باور بارها وبارها تکرار شدن ونمونه هاییم دیدیم وملکه ذهنمون شده و در مکان وزمان مناسب شروع شده به چاق شدن وبرای لاغر شدنم اموزش میبینیم من از خداوند سپاسگذارم که منو انتخاب کرده ومنو هدایت کرده تا با استاد ارجمندم اشنا بشم ودر این دوره شرکت کنم وبه ارزوییکه سالیان سال داشتم وچقدر براش تلاش کردم که لاغر بشم وخوب بهدفمم رسیدم ودوباره به وزن ایده الم رسیدم اما چون روشم اشتباه بود به نتیجه مطلوب نرسیدم وامروز به لطف خدا واستادم با روش قدرتمند و واقعی لاغری با ذهن اشنا شدم ومطمئنم وبه خدا ایمان دارم وبه خدا اعتماد دارم که دوباره به وزن ایده الم میرسم وتا اخر عمرم در همین وزن باقی میمانم پیش به سوی اموزش گرفتن برای لاغری هر فایلی که گوش میدم یا میبینم به خودم میگم ی قدم رفتی جلوتر برای لاغر شدن ومن اطمینان دارم که شگفتی ساز خواهم شد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهه
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۹ ۰۰:۱۶
      مدت عضویت: 2007 روز
      امتیاز کاربر: 13683 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 857 کلمه

      به نام خدایی که جهان را بی نقص آفرید.
      همیشه بزرگترین آرزوی زندگی من، لاغر شدن و تناسب اندام دائمی بوده است‌. هرچه چاقتر میشدم و از لاغر شدن ناامیدتر، این آرزو در من پررنگتر میشد. که شدیدتر و پررنگتر شدن این آرزو یعنی اینکه در ذهن من لاغری غیرممکن و دست نیافتنی‌تر و برآورده شدن آن فقط با یک معجزه امکان‌پذیر میشد. همیشه اول سال مهمترین هدفی که برای خودم تعیین می‌کردم کاهش وزن بود و همان روز اول سال به خودم می‌گفتم به خاطر دید و بازدید، بعد از تعطیلات برای کاهش وزن اقدام می‌کنم و اینطوری از قبل به ذهنم اخطار می‌دادم که دو هفته بعد قرار است قحطی اتفاق بیفتد. در نتيجه ذهنم دستور می‌داد برای دوران قحطی ذخیره‌سازی انجام شود. از آنجا که معمولا مناسبات و دید و بازدیدهای سال نو گاهی تا پایان اردیبهشت ادامه داشت، رفتار قحطی‌زده من هم تا آن زمان ادامه‌ داشت و در نهایت همیشه بعد از عید با افزایش وزن و افسردگی آن مواجه میشدم. بدین ترتیب همیشه سال جدید را با مصیبت وزن بالاتر شروع می‌کردم. به طور کلی زندگی من از دور و تسلسل باطل دو بازه زمانی تشکیل شده شده بود: ۱. دوره رژیم که شامل تعادل و آرامش جسم و گرسنگی ذهن بود و ۲. دوره بدون رژیم که شامل چاقی و عدم تعادل جسم و آرامش ذهن بود. يعنی همواره عدم تعادل و کشمکش بین ذهن و جسم من وجود داشت و روح و روان من در ابن کشمکش در حال فرسایش و تخریب بود.
      معمولا با رژیم و ورزش می‌توانستم وزن قابل توجهی کم کنم و می‌دانستم بعد از رژیم هم باید محدودیت غذایی و تحرک بدنی را رعایت کنم و نباید به سبک قبلی زندگی خودم برگردم. اما همیشه آرام آرام و قدم به قدم به روال سابق خودم بر می‌گشتم. هر چه‌قدر میزان کاهش وزن بیشتری در یک بازه کوتاه‌تر توسط یک روش لاغری نوید داده میشد، مطمئن بودم با روش سخت‌تر و محدودیت بیشتری قرار است مواجه شوم و زنگ خطر قحطی بزرگتری برای ذهن من به صدا درمی‌آمد. هرچه رژیم سخت‌تر بود، بعد از رژیم ولع ذهن من برای خوردن و جبران قحطی بیشتر و نتيجه نهایی چاقی بیشتر بود. هر روز صبح خودم را وزن می‌کردم و هر بار که با افزايش وزن مواجه می‌شدم ناراحت و عصبی میشدم، بعد ذهنم شروع می‌کرد به آرام کردن من که این افزایش‌ وزن را جدی نگیر، امروز دستگاه گوارش ات خوب کار نکرده، دیشب خوب نخوابیدی و ورم داری، نزدیک پریودت هستی و دهها دلیل بی‌ربط دیگر که این افزایش وزن واقعی نیست و چند روز دیگر برطرف می‌شود. ولی متأسفانه هيچ وقت هم برطرف نمیشد و بعد از مدتی وزن اضافه شده عادی میشد و این روند ادامه داشت. هر بار که مدتی بعد از رها کردن رژیم، با وزنی بالاتر از قبل مواجه می‌شدم و عدد بالاتر را روی ترازو می‌دیدم، ابتدا برای مدتی ناراحت و عصبی و پرخاشگر بودم ولی به مرور با وزن جديد کنار می‌آمدم و برایم عادی میشد و به این ترتیب ترموستات ذهنی من روی عدد بالاتری تنظیم میشد. این اواخر بعد از کلی تجربه رژیم و کاهش وزن، به این نتيجه رسیده بودم که مشکل من کاهش وزن نیست بلکه اشتها و ولع خورون من است و به دنبال راههای کاهش‌ اشتها بودم، غافل از اینکه اشتها همان فرمول‌های چاقی ذهنم است نه یک مشکل جسمی.
      الان کاملا متوجه می‌شوم که فرق من و یک فرد لاغر در نگاه ما به غذا و رفتار غذایی ماست. یادم می‌آید اولین متخصص تغذیه‌ای که رفتم دکتر کرمانی بود. آن زمان در خوابگاه دانشجویی زندگی می‌کردم و یک هم‌اتاقی داشتم که خیلی لاغر بود و هميشه دنبال افزایش وزن بود. هم‌اتاقی من هم پیش دکتر کرمانی برای چاق شدن می‌رفت (عجب تراژدی). دوستم باید بعد از هر وعده غذا سه عدد خرما می‌خورد و چون هنگام سیری اصلا نمی‌توانست حتی یک لقمه بيشتر بخورد، همیشه غذا کمتر می‌خورد که جا برای خرما خوردن داشته باشد و یا برای اینکه شکم درنیاورد هر شب درازنشست انجام می‌داد يعني کاملا فرمولهای ذهنی لاغری داشت که وقتی برای چاقی اقدام می‌کرد این فرمولها خودش را نشان می‌داد. در نهایت نه من توانستم برای همیشه لاغر شوم و نه دوستم توانست چاق شود.
      برخلاف گذشته، این روزها با توجه به اطلاعات ارزشمندی که از سایت تناسب فکری کسب کرده‌ام، می‌دانم که جسم من مشکلی ندارد، طبیعت من لاغری است و جسم من مشتاق لاغری و ترمیم است (کاهش وزن از روشهای لاغری هم ابن موضوع را اثبات می‌کند، مشکل پایدار نبودن لاغری است‌).می‌دانم مشکل اصلی فرمولهای چاق‌کننده ذهن من است که باید آنها را شناسایی و خاموش کنم و فرمول‌های لاغری و تناسب اندام که در طبیعت من وجود دارد را پیدا و بیدار کنم. که این فرمول‌های تناسب اندام باعث بروز رفتار و عادتهای لاغری و تناسب اندام می‌شود و آرزوی لاغری من به راحتی، با لذت و بدون سختی به واقعیت تبدیل خواهد شد. باز هم به خودم یادآوری می‌کنم این پروسه نیاز به زمان دارد، پس به حرف‌های منفی‌باف و حیله‌های ذهن‌ات توجه نکن، صبور باش و فقط با قدرت ادامه بده و ایمان داشته باش آرزوی لاغری تو به واقعیت تبدیل می‌شود. از تو حرکت از خدا برکت.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 671 کلمه

      سلام به دوستان مسیر تناسب
      همه ما کم و بیش مشابه یا متفاوت راههای مختلفی رو برای کاهش وزن امتحان کردیم بعضی خیلی پیگیر و بعضی فقط بهش فکر میکردن ولی دائم در حال صحبت در مورد ارزوی خود یعنی لاغر شدن بودند ولی جالبه با همه اون رفت و برگشتها از چاقی به لاغری دوباره برمیگردیم به خونه اول
      این روزها به لطف فضای مجازی همه ما با رژیم های شاخ و دم داری آشنا شدیم و برخی رو امتحان کردیم از بستن پلاستیک در پیاده روی تا دمنوش و قرص و رژیم شیر و میوه و کتو و …ولی خوب جه اتفاقی افتاد در واقع هیچ
      من این اتفاقات رو از دیدگاه و جایگاه خودم بررسی میکنم و اثراتش دو روی کیفیت زندگیم شرح میدم
      من تقریبا از زمان نوجوانی احساس میکردم از بقیه جاقترم و بعد در دوران دانشگاه با رژیم و پیاده روی وزنم رو به ۵۶ رسوندم و بعدش ازدواج کردم و الان که در این دوره ثبت نام کردم فهمیدم من چه ذهن بیمار وچاقی داشتم من در اون روزها هیچوقت بابت جسم متناسبم شکرگزار نبودم و هنیشه این ترس در ذهنم بود که چاق میشم همیشه منتظر چاقی بودم بعد از بارداری اول باز هم به وزن اولم برگشتم البته اون روزها دلیل این اتفاق رو درگیری برای آزمون ارشد و یک سری مشکلات شخصی میدونستم هر کسی منو میدید میگفت لاغر شدی و من میترسیدم این مساله رو ربطش بدن به اتفاقاتی که در زندگی ام افتاده یعتی اون روزها من لاغری رو طبیعی نمیدونستم بلکه نظرم این بود که شرایط منو به لین روز درآورده و من دوباره چاق میشم هیچوقت نتونستم تصور کنم که این حالت پیش فرضو طبیعی منه و ربطی به شرایط نداره من یاد گرفته بودم که با بالارفتن سن وزنم عم بالا میره و این مسئله از دست من‌خارجه بعد از بارداری دوم من افتادم تو خط رژیم و ورزش و با احساس بسیار بدی ققط به جاقتر شدن فکر میکردم ترازو خریدم و شد بلای جانم روزی چند دفعه میرفتم روی ترازو و هر دفعه با حس بد ادامه میدادم نه باشگاه نه رژیم دمنوش نه رژیم ۱۶ به ۸ نه رژیم‌پر پروتئین نه خوردن نون جو وسالاد با جای شام و پیاده روی هیچکدوم وزنم رو کم نکرد که هیچ زیادتر هم کرد جون در همه اون روزها کارهای من بر اساس حس بد و ترس بود و ذهن ناخوداگاه من هم جهت و هم فرکانس با ذهنم قدم برمیداشت
      مسئله جالبی که رژیم‌های غذایی هم‌اعتقاد دارند ما نمیتونیم برای همیشه لاغر بمونیم در تبلیغات جدید رژیم ها یک عبارت هایلایت میشه و اون هم رژیم تثبیت هست
      رژیم‌تثبیت یعنی چی : یعنی اینکه شما بعد از رژیم اصلی تون باز هم به مقدار کمتر ولی همیشگی محدویت ها رو رعایت کنید و رژیم تثبیت یعنی ترسی همیشه پس ذهن شما خونه کرده اگر قرار بود من با رژیم تا اخر عمر متناسب بمونم دیگه برای چی باید رژیم تثبیت رو ادامه بدم و مدام پشتیبان ها و مشاوره در حال چک کردن من باشن
      در ورزش هم همینه وقتی برای شما ست های ورزشی نوشته میشه بعد یه مدت شدت و تکرار شون بیشتر میشه با این پیش فرض که برای کم کردن وزن باید فشار بیشتری به جسم اورد البته لین ممکنه دلیل موجهی داشته باشه ولی کسانی که اضافه وزن دارن همیشه خودشون رو تحت فشار بیشتر نیزارن به این امید که لاغر بشن
      من امروز این فایل رو زمانی گوش کردم که در مدار لاغری قرار گرفته ام حالا وقتی در مورد ترموستات ذهنی حرف میزنن من میفهمم اون همون نقطه برعکس استپ وزنیه
      ما چیزی به نام استپ نداریم و جالبه که کلی رژیم برای خروج از استپ وزن داریم یا به اصطلاح شوک وارد کردن به بدن
      حالا من میدونم این همون ترموستاته او اونجا درجا میزنه مهم اینه شما در چه مداری از دریافت پیامهای لاغری باشید هر چقدر توجه و مطالعه و گوش کردن به فایلها بیشتر باشه وارد مدارهای بالاتری میشید و درک عمیقتری از حرفای استاد خواهید داشت
      برای همه شما دوستان عزیزم روزهای طلایی و متناسب آرزومندم💞💞💞💞💞💞💞💞

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghandian5
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۵ ۰۹:۰۶
      مدت عضویت: 2317 روز
      امتیاز کاربر: 4053 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 229 کلمه

      سلام در لاغری با ذهن سختی ان حذف میشود.وقتی چاق شدیم سبک زندگی را روی چاقی قرار دادیم و ذهن روی همین کار میکند.باید به ذهن اموزش بدیم تا یاد بگیره و نتیجه بگیریم .اموزش های چاقی در اطرافیان و جامعه خیلی بیشتر از اموزش لاغری است در اصل اموزش لاغری اصلا وجود ندارد از یه دوره ای به بعد فقط چاقی اموزش داده شد و ما همه را باور کردیم . از وقتی به انواع مهمانیها رفتیم انواع فست فودها مد شد فروشگاهها انواع خوردنیها را اوردند چاقی خودبخود اموزش داده شد ولی هیچوقت روشهایی به این جذابی برای لاغری اموزش داده نشد بلکه روشهای لاغری همه سخت و طاقت فرسا هستند و هیچ کس تمایلی ندارد که با اشتیاق ان را انجام دهد و چون مردم دوست دارند که متناسب شوند این روشهای سخت را انجام میدهند ولی چون ذهنی نیست و در ناخوداگاه وجود ندارد و ارادی است نمیتوانند ان را نگه دارند.تا زمانی که در دام چاقی نیوفتادی مشکلی نیست ولی وقتی در این دام افتادی رهایی از ان فقط از طریق اموزش ذهن است. هیچ چاره و راهی نیست جز اینکه در برابر هزار رنگ ذهن را اموزش دهیم و سبک زندگی را تغییر دهیم و از این پیله ای که الان در ان هستیم خارج و به پروانه تبدیل شویم که در اصل انسان دیگری میشویم. باید چرخش ذهنی داشته باشیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا