تا حالا دقت کردی بعضیها یهجور خاص حرف میزنن؟
مثلاً هر وقت میخوان شروع کنن به کاری، میگن: «از شنبه!» 😅 یا وقتی ناراحتن، خودشون رو با یه چیز شیرین آروم میکنن… 🍰
اینا فقط یه سری جمله نیستن، اینا در واقع بخشی از عادت های افراد چاق هستن.
چاقی یه زبان خاص داره، یه زبان رفتاری! 🧠🗣️
مثل اینه که یهجور سبک زندگی یاد گرفتی که توش خوردن، فکر کردن و حتی حرف زدن، طبق قواعد اون زبان انجام میشه.
زبان چاقی یعنی چی؟ 🤔🍟
اگه مدتهاست اضافهوزن داری، یعنی داری با این زبان زندگی میکنی. یعنی عادت های افراد چاق کمکم شدن بخشی از شخصیتت، از حرفهات تا رفتارهات.

همونطور که هر زبونی توی دنیا، حروف الفبا، گرامر و قواعد خاص خودش رو داره… یه زبان عجیب دیگه هم وجود داره که کمتر کسی میشناستش: زبان چاقی! 😲
ولی نترس، این زبان با دیکشنری و کتاب آموزش مکالمه کار نمیکنه، چون یه زبان رفتاریه — یعنی با عادت های افراد چاق شکل میگیره، نه با کلمات. 📖🚫
تو زبانهای معمولی با آدما حرف میزنی، ولی تو زبان چاقی… با خوراکیها در ارتباطی! 🍫🍕
نه شوخی نیست، واقعاً اگه دقت کنی، شاید خودت هم تجربهش کردی که یه بستنی تو فریزر صدات میزنه:
«هی… فقط یه قاشق بیا بخور!» 🙈 «یه دونه دیگه بردار، گیرت نمییاد!»
🔁 و این ماجرا تکرار میشه… بارها و بارها…
در حالی که یه آدم متناسب حتی نمیفهمه چی میگی اگه بپرسی: «تو هم صدای خوراکیها رو میشنوی؟» 😅
اینا همون عادت های افراد چاق هستن؛ رفتارها و فکرهایی که به مرور زمان به یه زبان درونی تبدیل شدن.
زبونی که توش با هر حس و حال ناخوشایند، یه خوراکی میشه بهترین دوستمون.
خیلی از عادت های افراد چاق هم درست از همین زبان پنهان ذهنی شکل میگیرن، زبانی که اگه تغییرش ندی، نتیجهای هم عوض نمیشه!

عادت های افراد چاق؛ ما بیشتر از اونچه فکر میکنیم شبیه همیم! 🧠🍩
از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، یه کشف بزرگ کردم! 🤯
اونم این بود که خیلی از فکرها و واکنشهایی که من نسبت به غذا و چاقی داشتم، دقیــقاً توی ذهن بقیهی افراد چاق هم وجود داره!
انگار ما یه گروه جهانی هستیم که یه زبان خاص بلدن:
زبان چاقی! 😅
و این زبان، پر از عادتهای تکراری و مشابهه که تو ذهن همهمون جا خوش کرده… مثلاً:
- «هرچی تلاش میکنم، باز وزنم برمیگرده…» 😔
- «فقط کافیه یه ذره بخورم، فوراً چاق میشم!» 🍕
- «من اصلاً نمیتونم جلو خودمو بگیرم…» 😩
و وقتی با آدمای دیگهای که اضافه وزن دارن صحبت میکردم، میدیدم همشون دارن همین حرفا رو میزنن! 😮
ما همهمون داریم با یه زبان مشترک ذهنی فکر میکنیم و رفتار میکنیم.
زبانی که پره از فرمولهای اشتباه، باورهای محدودکننده و رفتارهای ناخودآگاه. همونا که باعث ایجاد و تکرار عادت های افراد چاق میشن.
📌 و خبر خوب؟
همونطور که این زبان رو «یاد گرفتیم»… میتونیم زبان لاغری رو یاد بگیریم 😍
من تونستم با آموزشهای ذهنی مخصوصا دوره ورود به سرزمین لاغرها، زبان چاقی رو کم اثر کنم و تا حدودی زبان لاغری رو یاد گرفتم.
نتیجه؟
بیش از ۵۰ کیلو کاهش وزن بعد از سی و چند سال چاقی! 💪✨
و باور قلبی من اینه که هرکسی که اضافه وزن داره، میتونه با همین روش ذهنی، به تناسب اندام رویاییش برسه…
فقط کافیه شروع کنه به تغییر دادن عادت های افراد چاق و جایگزین کردنش با عادتهای یک ذهن متناسب! 🌱💫

چرا چاق شدم؟! 🤷♂️🍩
خیلی وقتا از خودم میپرسیدم:
«واقعاً چرا چاق شدم؟! مگه من چه کاری کردم؟!» 😟
جواب این سؤال تو یه جمله خلاصه میشه:
چاقی نتیجهی مجموعهای از فکرهای چاقکنندهست. 🧠⚠️
اینا همون فکرهایی هستن که کمکم، آرومآروم، تبدیل شدن به عادت های افراد چاق.
مثلاً فکرهایی مثل:
- «اگه غذا بمونه حیفه…» 🍛
- «حالا یه لقمه بیشتر، چیزی نمیشه…» 🍞
- «بعد از یه روز سخت، یه خوراکی حقمه!» 🍫
وقتی این افکار بارها و بارها توی ذهنمون تکرار میشن، تبدیل میشن به رفتار… و اون رفتارها کمکم تبدیل میشن به عادتهای ثابت روزانه.
❌ فقط یه فکر اشتباه یا یه عادت بد باعث چاقی نمیشه.
✅ بلکه یه زنجیره طولانی از فکرها و رفتارهای تکراریه که توی سالها، بیصدا، وزن ما رو بالا میبره.
مثلاً من، با کلی فکر چاقکننده و رفتارهای اشتباه که بیش از ۳۰ سال توی زندگیم جاری بود، یهو به خودم اومدم دیدم شدم ۱۳۷ کیلوگرم! 😳⚖️
اما از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، کمکم با تمرینات ذهنی و اصلاح کردن عادت های افراد چاق و آگاهی از این زبان درونی، وزنم به زیر ۹۰ رسید! 🙌
یعنی حدود ۵۰ کیلو کاهش وزن بدون حتی یک ساعت گرسنگی، بدون رژیم، بدون ورزش سنگین، و مهمتر از همه، بدون ترس از غذا خوردن! ❤️🍲
🌀 حالا تصور کن:
وزنی که توی ۳۰ سال چاقی به من اضافه شده بود، توی کمتر از ۳ سال با اصلاح ذهنم از بین رفت!
و این نشون میده که بر خلاف چیزی که خیلیها فکر میکنن، چاق شدن خیلی کندتر از لاغر شدنه!
ولی چون چاقی آروم میاد، ما حواسمون بهش نیست.
و چون لاغری رو هی با گرسنگی و سختی اشتباه گرفتیم، فکر میکنیم باید سریع و پر دردسر باشه! 😫
✅ اما واقعیت اینه:
اگه شروع کنیم به تغییر عادت های افراد چاق، مسیر لاغری هم سادهتره، هم سریعتره، هم موندگارتر! ✨🌿
نگرش اشتباه درباره لاغر شدن 😣💭 (یکی از مهمترین عادت های افراد چاق)
از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، فهمیدم که خیلی از عادت های افراد چاق فقط مربوط به خوردن و تحرک نیست؛ بلکه یکی از مهمترین عادتها، نگرش اشتباه درباره خودِ لاغر شدنه!
🧠 خیلی از افراد چاق با خودشون میگن:
«لاغر شدن خیلی سخته! من هرکاری کردم، نشد!» یا «اگه بخوام لاغر بشم، باید کلی رنج و سختی بکشم!» 😩
جالبه بدونی این طرز فکر، خودش یه عادت ذهنی تکراری و یکی از عادت های افراد چاقه که روز به روز قویتر میشه.
پس وقتی در ذهنت باور کردهای که لاغر شدن سخته، این سختی نهتنها کم نمیشه، بلکه با گذشت زمان بیشتر و بیشتر هم میشه!
⏳ برای همینه که هر چی سن بالاتر میره یا سالهای چاقی بیشتر میشه، آدم احساس میکنه لاغر شدن سختتر شده…
در حالی که بدن همون بدنه! این ذهنه که داستان رو پیچیدهتر میکنه. 🌀
ذهن مثل دستگاه تکرار صدا می مونه! 🎙️🧠
قبلاً ذهنم اینو تکرار میکرد:
“لاغر شدن خیلی سخته!”
ولی حالا، همون ذهن داره با قدرت میگه:
به همین دلیله که وقتی آموزشهام رو شروع کردم، توی همهشون این جمله طلایی رو گنجوندم.
چون میدونم وقتی کسی با اضافه وزن این جمله رو میشنوه، اولش تعجب میکنه 😲
ولی بعدش… یه لبخند از امید گوشه لبش میشینه! 😊
و با خودش میگه:
“کاش این واقعاً درست باشه… اگه بشه، چه دنیای قشنگی میشه!”

✨ لاغر شدن آسونترین کار دنیاست 😍
خیلیها فقط با شنیدن همین جمله وسوسه شدن که بیان امتحانش کنن… و خیلی زود فهمیدن که واقعا لاغری با ذهن، یه دنیای متفاوت داره!
حالا تصور کن:
📱 تو خونه، روی مبل لم دادی، یه فنجون چای یا قهوه کنار دستته… موبایلت رو برمیداری و به جای دنبال کردن رژیمهای خستهکننده، آموزشهایی رو گوش میدی که تو رو با ذهن خودت آشتی میده.
نه گرسنگی 😫
نه قرص و دمنوش 🤯
نه ورزشهای سخت و طاقتفرسا 🥵
فقط توی دنیای ذهنیات قدم میزنی و کمکم فرمولهای قدیمی و چاقکننده رو با فرمولهای تازه و لاغرکننده عوض میکنی.
در واقع، خیلی از اضافهوزنها نتیجهی مستقیم عادت های افراد چاق هستن؛ عاداتی که سالها تکرار شدن و ریشه گرفتن، اما حالا وقتشه با آگاهی ذهنی، دونهبهدونه جایگزینشون کنی.
هر روز تمریناتت رو توی جزوه اختصاصیات مینویسی. انگار داری کتاب لاغری خودتو مینویسی ✍️📘
توی سایت هم میتونی نوشتههاتو با بقیه به اشتراک بذاری و داستان لاغری هممسیرهای دیگه رو بخونی. این یعنی تو بخشی از بزرگترین کتاب زندهی لاغری با ذهن توی جهان هستی! 🌍✨
یکی از بزرگترین تفاوتهای این مسیر با رژیمها اینه که بهجای مبارزه با غذا، تمرکزت رو میذاری روی شناسایی و تغییر عادت های افراد چاق در ذهن خودت.
وقتی این مسیر رو شروع کنی، با تمام وجودت میفهمی که
🎯 “لاغر شدن آسونترین کار دنیاست!” 😍
و اونوقت نهتنها اندامت متناسب میشه، بلکه حس فوقالعادهای از آزادی، اعتمادبهنفس و قدرت ذهنی رو تجربه میکنی.
پس اگه دلت میخواد یه بار برای همیشه با سختیها و رنجهای لاغری خداحافظی کنی…
👣 قدم بذار تو مسیر لاغری با ذهن و ببین چطور زندگیت عوض میشه 💫
چون مسیر لاغری واقعی از ذهن شروع میشه… جایی که عادت های افراد چاق دیگه جایی برای ادامه پیدا نمیکنن. 💡



مقایسه نتایج هنرجویان دوره های لاغری با ذهن با استفاده کنندگان از روش های دیگر هم بیشتر اثبات می کند که لاغری با ذهن آسانترین روش لاغری در دنیاست.
✍️ تمرین آموزشی – جلسه «عادت های افراد چاق» 📖
برای انجام این تمرین، لطفاً مراحل زیر را به ترتیب طی کنید:
- ابتدا متن نوشتاری جلسه را با دقت مطالعه کنید.
- سپس ویدیوی آموزشی را با تمرکز ببینید.
- سپس به سؤالات زیر به شکل انشایی و با صداقت کامل پاسخ دهید.
✅ سؤالات تمرینی:
۱- دیدگاه کلی تو درباره عادت های افراد چاق چیه؟
آیا در خودت هم این عادتها رو دیدی؟ مثالهایی بزن که این شباهتها رو نشون بده.
۲- آیا تا حالا با کسی درباره رفتارهای چاقکنندهات صحبت کردی؟
اون زمان چه حسی داشتی؟ هدفت چی بود؟
۳- نظرت درباره عبارت “ثوابشو بخر” چیه؟
آیا تا حالا ازش استفاده کردی؟ چه تاثیری روی رفتار خوردنت داشته؟
۴- چه رفتارهایی در خانوادهات باعث پرخوری میشن؟
چند مورد مثال بزن و توضیح بده چرا فکر میکنی چاقکننده هستن.
۵- به نظرت چرا لاغری با ذهن آسونترین روش دنیاست؟
چه چیزی باعث شده این روش برات متفاوت باشه؟
۶- چطور لاغری با ذهن بهت کمک کرده فرمولهای ذهنی چاقی رو بشناسی و اصلاح کنی؟
یه مثال بزن از چیزی که تغییرش دادی.
۷- بعد از دیدن ویدیو، تمرین اختصاصی خودت رو بنویس:
یه تمرین کوچیک طراحی کن و توی بخش نظرات سایت بنویس.
یادآوری: نوشتن تمرین یعنی حرف زدن با ذهن ناخودآگاهت! با دقت و از ته دل بنویس تا نتیجه عالی بگیری 😊
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.22 از 69 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام استاد خدا قوت.ممونم بابت فایل فوق العادتون.سلامت باشید.
چندتا نکته برای خودم:
✓چاقی یک زبان رفتاری است و برخی افراد با یادگیری این زبان و رفتار کردن بر اساس قواعد و اصول آن باعث تغییر وضعیت جسمانی خود می شوند
.✓تو زبان چاقیو یادمیگیری و براساس چیزایی که یادگرفتی فکر میکنی و عمل میکنی
✓اگر چاق هستید حتما زبان چاقی را یادگرفته اید و مدت هاست از آن برای انجام رفتارهای روزمره خود استفاده می کنید.
✓اگر اضافه وزن دارید شما مجهز به یک زبان دیگر علاوه بر زبان های گفتاری خود هستید که مسئولیت رفتارهای شما را برعهده دارد در واقع شما از طریق این زبان رفتارهای خود را اجرا می کنید
✓همه ما از لاغر نشدن گله و شکایت داریم.اینها همه زبان چاقیه:
از اینکه هرچه تلاش می کنم لاغر شویم فایده ای ندارد.
از اینکه با رنج و سختی لاغر می شودم اما به آسانی دوباره چاق می شوم.
از اینکه هرچه می خورم چاق می شودم.
از اینکه نمی توانم جلوی پرخوری کردن خودم را بگیرم.
✓ ما از زبان چاقی برای فکر کردن و رفتار کردن استفاده می کنیم و زبان چاقی باعث ایجاد عادت های افراد چاق می شود.
✓افکار چاق کننده وقتی تقویت شوند به رفتارهای ما تبدیل می شوند و رفتارها، عادت های افراد چاق را تشکیل می دهند
✓قطعا یک فکر اشتباه و یک عادت اشتباه باعث چاقی نمی شود.مجموعه از افکار اشتباه به همراه تکرار سالها رفتارهای اشتباه باعث چاقی می شود
✓در این چند سال حتی یک ساعت گرسنگی را تحمل نکردم.
چند سالی که هرگز از خوردن غذایی بخاطر ترس از چاق شدن خودداری نکردم.
در این مدت هرگز بخاطر لاغر شدن، ورزش های برنامه ریزی شده انجام ندادم.
✓سرعت چاق شدن جسم بسیار کندتر از لاغر شدن است
✓از جمله عادت های افراد چاق داشتن نگرش اشتباه درباره لاغر شدن است که سبب شده با توجه به اینکه تلاش بسیاری برای لاغر شدن می کنند اما همچنان چاق هستند.
✓یکی از عادت های افراد چاق این است که عقیده دارند لاغر شدن سخت است
✓اگر در ذهن تان، لاغر شدن سخت باشد به مرور سخت بودن لاغر شدن سخت و سخت تر می شود.
به همین دلیل است که هرچه از سن چاقی افراد می گذرد تصور می کنند که لاغر شدن سخت تر است
این در حالی است که برای جسم آنها لاغر شدن از سال گذشته تا امسال تفاوتی نکرده است اما در ذهنشان لاغر شدن در امسال سخت تر از سال گذشته است.
✓با خود تصور می کرد چقدر عالی می شود اگه واقعا لاغر شدن آسانترین کار دنیا بود.
✓آنهایی که این عبارت به دلشان نشست و وسوسه شدن آسان بودن لاغر شدن را تجربه کنند قدم در مسیر یادگیری لاغری با ذهن گذاشتند و خیلی زود متوجه شدند که واقعا لاغر شدن به روش لاغری با ذهن آسان ترین کار دنیاست.
✓شما به راحتی تمرینات خود را در جزوه آموزشی می نویسید و در واقع کتاب لاغری خود را می نویسید.
✓افراد چاق مثل هم فکر میکنند و رفتار میکنن
✓ولی این اگاهی چقدر خوبه:همه افرادی که اضافه وزن دارن مثل هم فکر میکنن .
الان دیگه میدونیم فرق و تفاوت ما با افرادی که همیشه لاغرن و در وزن ثابتی ان چیه.و چقدر خوش حال کننده تره که الان میدونیم این تفاوت رو میشه تبدیل به تفاهم کرد و تغییر ش داد.
✓هر عمل و رفتاری در افراد چاق داستان و پیش زمینه و دلیلی داره.
✓هرچقدر بیشتر میفهمم چاقی چیه،زبان چاقی چیه،جامعه چاق ها چجور جامعه ایه، افکار و اعمال مشترک چاق ها چطوره، و متوجه میشم در لاغرها هیچ کدوم وجود ندارن خود به خود راحت تر میپذیرم این افکار و اعمال چاقی غلطه و در زندگیم کمرنگ تر میشن.
✓ایا این افکار و اطلاعاتی ک مرور میشن رو من انتخاب کردم؟یا اولین بار از بیرون اومدن این اطلاعات. ایا افراد لاغرم این اطلاعاتو جدی گرفتن؟
اینا همه اطلاعاتین که من دریافت کردم و انباشته کردم.همه افراد دیگه ای که دچار اضافه وزنن همین اطلاعات دریافت کردن و درست مثل من جدی گرفتن.و همه افراد متناسب اطرافم اصلا این نگرش ها و مرور اطلاعات ندارن.
✓باید تمرین هارو شخصی سازی کنیم.هیچ کدوم از افراد متناسب دلیل تناسبشون این نیست که دقیقا مثل هم فکر میکنند و رفتار میکنند.
مهم اینه اندازه درک و توان امروز از جامعه چاق ها فاصله بگیرم.
✓چه چیزهایی و اخطار هایی رو یادگرفتی که افراد متناسب هیچ اطلاعی از اینا ندارن و با اینحال لاغرن و چاقم نمیشن.
تو اینترنت مدام داره صحبت میشه درمورد ضرر شکر و چاق کننده بودن فلان مواد خوراکی.چرا این اطلاعات اینقدر برات مهمه .چرا این چیزا فقط تورو چاق میکنه.چرا افراد متناسب چاق نمیشن؟
✓افراد چاق یکسری عادات فکری دارن.فکرای شبیه بهم و تکراری رو مدام مرور میکنند.(یکسری افکار و اطلاعات ده سال پیش وارد ذهن من شده هنوز که هنوزه هر روز داره مرور میشه بدون اینکه من کنترلی کنم).همینطور یکسری عادات رفتاری دارن .رفتارهای بخصوصی رو در موقعیت های مختلف تکرار میکنن.و معمولا خودشون دوست دارن این عادات رو ترک کنن.افراد چاق عادت به تجسم کردن خودشون در وضعیتی نامناسب دارن.افراد چاق عادت به استرس و نگرانی و پریشونی دارن.افراد چاق عادت دارن هرچیزی رو ربط بدن به چاقی.عادت دارن مدام خودشونو سرزنش کنن و برچسب بی اراده بودم بزنن.عادت دارن همیشه بگن نمیدونم چیکار کنم یکی راهنماییم کنه.چه راهیو برم.بخورم یا نخورم.ورزش کنم یا نکنم.
✓من بارها درباره رفتارهای چاقیم،در واقع رفتارهایی که فکر میکردم دلیل اصلی چاقیمن صحبت کردم.بارها پیش خودم مرور کردم و بارها مقابل بقیه بازگو کردم. مثلا اینکه : من حجم زیادی از هرچی باید بخورم نمیتونم کم بخورم.اشتهام زیاده اگر اشتهام مثل بقیه کم بود چاق نمیشدم.من خیلی نون و شیرینی دوست دارم برا همین چاقم.یا اینکه تا یه چیزی میخورم سریع چاق میشم.دیر سیر میشم.نمیتونم خورد خوراکمو کنترل کنم،کنترلی روش ندارم.
هدف از این بازگو کردنا این بود که بگم چقد علایق بدی دارم و همینا چاقم میکنن.بگم چقدر لاغر شدن سخته و چاق شدن برای جسم من سریع و راحت بدون اینکه بخام اتفاق میفته.من این وسط بی تقصیر و مظلومم.
مدام هم به خودم هم بقیه گفتم: من پرخورم،من خیلی علاقه دارم به خوردم،من نمیتونم نخورم،بارها تاکید کردم نمیتونم به اندازه یا کم بخورم .بارها هرکیو دیدم ناله کردم که چاق شدم باید لاغر بشم.دوست ندارم خودمو اینجوری.
✓لاغری با ذهن اسونه چون: لازم نیست به زور چیزیو بیرون خودت تغییر بدی و بخای رفتارتو کنترل کنی.اسونه چون فشار ذهنیت بیشتر نمیشه کمتر میشه.ذهنت خالی تر میشه و فضای ذهنت ساکت تر.اسونه چون علایق و واکنش هات از درون تغییر میکنه و بدون اینکه زور بزنی متفاوت رفتار و فکر میکنی.اسونه چون رفتارهایی ک ارزوداشتی تغییر کنند راحت بدون اینکه بفهمی نا پدید میشن.اسونه چون محدودیت زمان و مکان نداره و همیشه و هرجایی قابل اجراست.اسونه چون نمیخاد مواد غذایی خاصی تهیه کنی .اسونه چون احتیاجی نیست دستورالعمل خشک فرد دیگه رو اجرا کنی و اون بخاد کنترلت کنه.کنترل زندگیت دست خودته.خودت برای خودت تصمیم میگیری و تصمیمای خوب میگیری.
✓در لاغری بادهن وقتی الگو فکری و رفتاری افراد چاق بهم گفته میشه چون دلایل چاقی در همه دنیا یکسانه من متوجه افکار و عادات چاقی خودم میشم .
به نام خدا
خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم.
خدا رحمت کنه مادر و مادر بزرگ شما رو. احتمالا مادر بزرگ شما باعث بوجود اومدن یه سری عادت های غذایی در خانواده های شما شده که باعث شدن عطار روشن ها تپل باشن. احتمالا ایشون هم از مادرشون یاد گرفتن. قدیمیا مخصوصا اهالی خاندان ما قبلتر ها معتقد بودن همه باید چاق باشن. معتقد بودن اگه کسی لاغره یعنی وضع مالی خوبی نداره. یا اینکه زود مریض شده یا معتاده:|
من هر چقدر با خودم فکر میکنم بیشتر به این نتیجه میرسم فامیل و اقوامم باعث شدن من چاق بشم. یه سری حرفهای رو میگفتن که اونا هم از بقیه شنیده بودن. الان هیچ کدوم از اون حرفها رو باور ندارم. یه مدت چون سنشون بالا رفته، میگن نوشابه نخوریم که پوکی استخون نگیریم و یا فشارمون بالا نره. یه عمر خوردن حالا میخوان نخورن. یه عمر عادت اشتباه داشتن. من میدونم بعد یه مدت هم پوکی استخون میگیرن هم فشار. چون این افکار رو مرور میکنن و بعد یه مدت روی جسم اثر میزاره…..
این مدت چون وزن کم نکردم و خیلی سایز کم کردم، می خوام نقطه سیری و گرسنگی رو امتحان کن. چون چند وقت پیش با همین پیدا کردن نقطه سیری و گرسنگی، وزنم پایین اومد. امروز صبح صبحانه نخوردم، چون میل نداشتم. کلی خوشحال شدم که حتما خودمو مجبور نکردم. فقط یه چای خوردم. (کاش این موضوع رو اینجا توضیح بدین استاد عطار روشن، که وزن و سایز چه تفاوتی دارن. از شما بشنویم خیالمون راحت تره. نمیخوام زیاد درگیر وزن و سایز باشم. نمیدونم چرا اینقد درگیر وزن و سایز شدم. میدونم باید باور داشته باشیم به متناسب شدن میرسیم ولی خب این موضوع اذیتم می کنه. آرامش در مسیر خیلی مهمه. نباید درگیر عدد روی ترازو بود. ولی خب واقعا بعضی اوقات جلوی افکار رو نمیشه گرفت)
در رابطه با رفتارهای خانوادم باید بگم. ماها چندان شبیه خیلی خانواده ها، چاق نیستیم. ولی یه مقداری اضافه وزن داریم. هیچ وقت همدیگرو مجبور نمی کنیم، اضافی غذای کسی رو بخوره. کمتر میکشیم از همون ابتدا
یه نفر از اقوام ما چاقه. چند وقت پیش منزل ما بودن. اضافی غذای بچه هاشو خورد. الان با دیدن این ویدئو یادم اومد، همیشه این کار رو انجام میده. چند سال پیش هم من دیده بود. ما به بدنمون احترام نمیزاریم و هر چی اضافه هست رو داخل بدن میریزیم. مگه ما سزل زباله ایم. خیلی وقته از کلمه میل ندادم و نمی خورم استفاده می کنم. حتی قبل تر ها هم همین شکل رفتار میکردم. بیشتر فرمول ذهنی من به خاطر بی تحرکی و شب برنج خوردن و ورزش رو کنار گذاشتن و تند غذا خوردن هست….اگه میوه نوبرونه ای بیاد یا غذای که چند وقته که نخورده باشم، تهیه کنیم، اون غذا یا میوه منو صدا میزنن. سعی می کنم نخرم یا اون غذاهای خاص رو درست نکنم. یه مدت روی رفتارهای اشتباه کار کنیم، حتما عادتهای درست جایگزین میشه
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام خدمت استاد عزیز و همراهان سایت تناسب فکری
باتشکراز اگاهی های زیباتون مطالب این فایل بسیار جالب و مثل همیشه درست بود و من کاملا درکش کردم و به اگاهی هام اضافه شد و ی قدم موثر دیکه برای اصلاح باورها چاقیم برداشته شد.
باتشکر از شما و اگاهی های زیباتون
بنام الله .
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی وهمراهان سایت تناسب فکری .
فایل زیبای ثوابش را بخر .فایل نشانه حالم را بهتر کن .امروزمن بود .
وخیلی لذت بردم از شنیدن این آگاهی های خوب واقعا با جملات ساده توضیح فرمودید .بله در نهایت غذا به طبیعت برمیگرده .واین برا م.خیلی جالب بود .وما چرا این باور نادرست را داشته باشیم و غذایی اضافه بر نیاز خودمان .را بر بدن تحمیل کنیم .
اما در منطقه ما اصطلاحی هست .که میگن ظرف غذا را سنت کن .روایتی از حضرت پیامبر ذکر میکنند ایشان همیشه به اندازه غذا می کشیده در ظرفش و حتما آنرا تمام میل میکرده و.ما که امت او هستیم باید اینطور عمل کنیم .این عقیده دینی هست .
یک مورد دیگر این است که رسول خدا قبل و بعد از غذا کمی نمک می خوردند.
بنده خدا را شکر تقریاً متناسب هستم .از نظر وزن .ولی از نظر سلامتی .مشکل دارم.
استاد عزیزم برای .کم کاری تیریید . فشار خون بالا .بی خوابی .کم شدن حافظه چکار کنم .که این مسایل حل بشن انشالله .
تشکر از استاد عطار روشن .همه کسانی که کامنت بنده مطالعه فرمودن .راه کار میدم وراهنمایی میکنند.
خدا حافظ همه مان باشه.
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز
استاد حالا که فکرش میکنم میبینم چقدر عادتهایی داشتیم که از بزرگترها بهمون رسیده که اکثرا نادرست هست عامل اصلی چاقی من بود
مثلا همین ثوابش بخر تو همه خانواده ها هست ولی با عناوین و اشکال مختلف در خانواده ماهم متاسفانه ای رسم بود وبا نام مثلا این غذارو حلالش کن تا حروم نشه وتازه جالبتر این بود که مادر من با تعریف هم میکرد از اون کسی که این کار و میکرد وته مونده اون غذارو میخورد دختر خوبی به حساب میومد و این افکار اشتباه و باورهای غلط در طول زندگی چقدر به ما آسیب رسونده
ای کاش این آگاهی هایی که الان بهش دست پیدا کردیم رو میتونستیم زودتر بهش برسیم خب هروقت هم باشه از نظر من دیر نیست و انسان میتونه تو هر سنی به تکامل برسه مهم اینه که برسه نه این که تا آخر عمر اصلا به این آگاهی ها نرسه و واقعا حیف
خوشحالم که من به این راه هدایت شدم وبا لاغری با ذهن و همینطور شما آشنا شدم خدارو شاکرم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
وقتی عبارت ثوابش بخر رو گفتید منم نشنیده بودم تاحالا اینو
ولی وقتی فرمول پشتش رو باز کردید دیدم ما هم اینو داریم
همیشه مادر بزرگم میگفت
گر بدانی ثواب کاسه لیسی هی بلیسی هی بلیسی
و هر وقت غذا فسنجون بود جوری طرف غذا رو میلیسید که من میگفتم بهشت رو برای خودش خرید
ما هم این فرمول رو داشتیم
و همیشه بهمون میگفتن حیفه بخور
یا اگر نخوری میریزم تو جیبت
یه حس بد از دور ریختن غذا داشتم همیشه
و بعد از مادر شدنم این عادت و رفتار بیشتر شد
بارها دیده بودم مادرا اضافه ی غذای بچشون رو مجبوری میخوردن
حتی بعضی وقتا که مجرد بودم و سیر نشده بودم
آرزو میکردم کاش الان یه بچه ای داشتم که غذا شو نمیخورد من میخوردم
الان که فک میکنم میبینم چقدر تو جاهای مختلف این آرزو رو داشتم
مخصوصا تو تولد ها
وقتی میدیدم مادرا کیک بچه هاشون رو میخورن
استاد چقدر با منطق قشنگی برامون جا انداختید که دور ریختن غذا کار اشتباهی نیست
امروز با یکی از دوستام حرف میزدم و میگفت بخاطر رفتار یکی از نزدیکانش ناراحته و نمیتونه طرف رو ببخشه
گفتم خوب دور شو ازش
گفت صله رحم با نزدیکان خیلی توصیه شده
اصلا گناه
یه مدت خواستم قطع کنم ارتباطم رو دیدم چقدر روزی ما کم شده
و دیدم آنقدر بهش گفتنه بودن که صله رحم نباید قطع بشه وگرنه بلاهایی سرت میاد و خدا ازت ناراضی
و به اجبار این رابطه رو ادامه میداد
حتی وقتی بهش گفتم چیزیکه حس بد بهت میده رک نباید ادامه بدی خیلی مقاومت داشت
ولی حس ترسی که داشت که خیلی بیشتر بود
وقتی به دور ریختن غذا هم فکر میکنم میبینم خیلی از ماها همینقدر ترس داریم نسبت به این عمل
و هیچ وقتی نشستیم فک کنیم کجای این کار اشتباه
چون این از باور کمبود میاد
وقتی باور کردیم نعمت کم هست
چنین رفتاری هم مطمئنن ازمون سر میزنه
ولی این منطق که من این عذایی که میخورم بالاخره بازم برمیگرده به طبیعت
حیف نمیشه
حالا اگر قبل اینکه بیشتر از نیازم بخورم همون عدا رو بریزم دور که ثوابش بیشتر
هم به خودم آسیب نزدم هم اون غذا رو به طبیعت برگردوندم
وقتی به خیلی از کارهامون نگاه میکنم میبینم که همینطور ساده و بدون منطق باورش کردیم
و داریم تکرارش میکنیم
در رابطه با آسان بودن لاغر شدن
بهدنطرم چون روش هایی مثل رژیم و ورزش رو چون امتحان کردیم به این باور رسیدیم لاغر شدن سخته
ولی وقتی به روش لاغری با ذهن فکر میکنم قلبم باز میشه
اینکه من موانع رو شناسایی کنم و اصلاحش کنم خود به خود لاغر میشم حسم رو خوب میکنه
و واقعا این کار،کار آسونی
و لاعر با ذهن آسون ترین راه لاغری است
چون نه نیازی ه محدودیت هست نه ورزش
درسته کنترل ذهن شاید راحت نباشه ولی شدنی
و ما میتونیم
استاد خیلی ممنونم بابت این فایل
منطقی که برای دور ریختن غذا آوردید خیلی بهم حس خوبی داد و ترس دور ریختن غذا بعد این برام کمتر و کمتر خواهد شد
الهی شکر
سلام و درود
از خوندن نوشته شما لذت بردم
مخصوصا توصیه مادربزرگ محترم و داستان دوستتون
خیلی عالی بود
متشکرم
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیزم
ممنونم بابت نطرتون
من هم از شما به خاطر آگاهی های نابی که تو سایت قرار دادید تشکر میکنم
آنقدر خوب مثال میزنید و ساده بیان میکنید که نمیدونید از وقتی دنبال میکنم مطالب رو چقدر درکم بهتر شده از قانون
برکت فقط پول نیست به نطرم آشنایی با آدمای درست بهترین برکته
خدا رو شکر به خاطر وجود انسان هایی مثل شما تو زندگیم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانم
سلام به استاد عزیزم و دوستان همراهم
فرمولهای چاقی ذهنی گسترده هستن و چاقی زبان مشترک در دنیا است
فرمولی که ثواب بشو بخر یکی از فرمول ذهنی برای چاقی هستش در خونواده ماهم به این صورت نمی گفتن ولی می گفتن حیف بریزیم دور وگناه داره اسراف به همین خاطر می گفتن یکی بخوره ثواب داره ومادرم هم همیشه به من می گفت بخورم ومن هم برای جلب رضایت مادرم این کار می کردم ومی خوردم و بعدها غذای پسرم هم می خوردم و الان هم کمی این فکر در ذهنم هستش که تا آخر غذا رو بخورم و سعی می کنم به اندازه بدنم بخورم اضافه وارد بدنم نکنم چون بدنم گناه داره که فشار بیارم و حالا باید یواش یواش عادتم رو تغییر بدم باید بادور ریختن اضافه غذام با این موضوع کنار بیام دور ریختن غذا گناه نداره بلکه اضافه خوردن که باعث میشه دل درد بگیرم و احساسم بد بشه وگناه داره در نهایت هرچیز به طبیعت بر میگرده بهتر مستقیم بدون آزار دادن بدنم دور بریزم دور ریختن غذا رو در ذهنم باید منطقی کنم
که دور ریختن در واقعا مستقیم وارد طبیعت میشه بهتر تا غیر مستقیم وارد طبیعت بشه
در قرآن گفته شده بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید و الان فهمیدم اسراف یعنی زیاد رویی کردن در خوردن نه دور ریختن اون
باید راحت بشیم که دور ریختن غذااشکالی نداره و اصلا به مقدار غذا توجه نکنیم و کسی رو مجبور نکنیم بیشتر بخوره چون ما زیاد غذا پختیم
عادتهای افراد چاق تقریبا شبیه هم هستش مثلا افراد چاق بعداز غذا خوردن زود دوست دارن میوه یا چای با شیرینی ویا خرما بخورن وخیلی تند وبا حرص وله غذا شون رو میخورن وبعد خوردن دوست دارن دراز گش بشن تمام لذتهای اونهابا خوردن هستش می خوان برن بیرون قدم بزنند باید بستنی یا شرینی بخورن بخوان برن سینما باید چیزی برای خوردن داشته باشن میخوان برن استخر اونجاهم می خورن ناراحتن می خورن خوشحالم می خورن همش فکر می کنن الان خسته شدن باید چیزی بخورم ولی افراد متناسب در هر حال که باشن از اون لحظه شون لذت میبرن به فکر خوردن برای لذت بردن نیستن خوردن فقط برای رفع گرسنگی و گرفتن انرژی میدونن
عادتهای افراد چاق
میخوان ثواب ببرن می خورن
میخوان آروم بشن میخورن
می خوام لذت ببرن میخورن
میخوان امتحان بدن میخورن
می خوان ورزش کنن میخورن
میخوان طبیعت برن میخورن
میخوان مهمانی برن فکر خوردن
میخوان به کسی ضرر بزنن میخورن
مردم کلا ذهنشون داره به سمت چاقی از طرف جامعه وعادتهای اشتباه هیپنوتیزم میشن برای خوردن بیشتر از نیاز بدن در هر حالی و شرایطی که باشن مثلا
توی آرامگاه میخورن توی تفریگاه میخورن توی درمانگاه میخورن توی آرایشگاه میخورن وتوی باشگاه میخورن توی استخر میخورن توی خیابان میخورن توی بازار میخورن توی آموزشگاه ها میخورن
من درباره رفتارهای چاقی با کسی صحبت نمی کردم چون زیاد رفتار نا جالب نداشتم الان که فکر میکنم درباره تندتند خوردن که باعث چاقی من هستش!صحبت کردم یا این که فکر میکردم چون ما دیر وقت غذا میخوریم چاق شکمی دارم صحبت کردم ومن نمیتونم رژیم بگیرم صحبت کردم و خدارو شکر الان چند ماهی هستش درباره چاقی حرف نمی زنم
و الان که فکر میکنم میفهمم که علت صحبت کردن در باره چاقی این بوده که بگم من مقصر نیستم حس قربانی شدن داشتم
در خانه پدرم هر چی فکر می کنم عادت های افراد چاق رو نداشتیم ولی بعد از دواج خانواده همسرم چاق بودن وعادتهای چاقی داشتن بعد غذا میوه میخوردن و سر سفره نوشابه همیشه بود با چای شیرینی یا خرما میخوردن بیرون میرفتن بستنی یا فالوده میخوردن و الان در زندگی خودم اگه شیرینی خریده بشه همسرم و پسرم سریع تموم میکنن و پسرم ریزه خواری می کنه خوراکی رو تا آخر میخوره تا خیالش راحت بشه تندتند غذا می خوره و همسرم به شدت عادت خوردن چای داره ومن هم کم کم مثل اون زیاد چای میخوردم وخدا رو شکر الان خیلی کمتر شده ولی وقتی همسرم میاد دقت کردم برای این که با اون باشم ولذت ببرم مصرف چای من بیشتر میشه وقتی میخوام بریم طبیعت احساس زیاد روی میکنم دوست دارم بخورم
روش لاغری با ذهن آسون ترین راه لاغری هستش
تنها با فهمیدن فرمولهای اشتباه وعوض کردنشون میتونیم رفتارو عادت های مون به راحتی تغییر بدیم من فهمیدم گاهی به خاطره تجربه گذشتم از مواد غذای در من باعث پرخوری میشه
گاهی برای لذت بردن از طبیعت در من باعث پرخوری میشه گاهی بودن با همسرم لذت بردن با اون در من باعث زیاد روی میشه
من باید خوردنم رو فقط برای گرفتن انرژی و رفع گرسنگی بدونم ودست از تجربیات گذشته ام بردارم
چرا دنبال لذت بردن از غذا هستم چرا در حال عادی شاد نیستم چرا شادی رو به پیرامونم وصل کردم من چرا احساس خوبی ندارم چرا دنبال احساس خوب از بیرون هستم من باید بدون غذاها وبدون توقع از دیگران خودم رو شاد کنم هیچ چیز بیرونی نمی تونه به من لذت و شادی عطا کنه اینهمه سال بدنبال لذت بردن از غذا بودم چی حاصلم شد چاقی و ناراحتی و سرزنش خودم بودم
من مشتاق تغییر کردن هستم
من دنبال خود شناسی هستم
من دنبال تناسب اندام هستم
من دنبال آرامش هستم
من دنبال ثروت آسان هستم
من دنبال سلامتی واحساس خوب هستم
خدایا شکرت
سپاس فراوان از استاد گرامی
نشان های دریافت شده
واای زهره جان یعنی کیف کردما کیف
از خواندن مطالب قشنگت که قشنگ معلومه از دلت و از تمام وجودت نوشتی واسه همین خیلی به دل من نشست و خیلی هاش چون تجربه ی شخصی منم بود بیشتر به دلم مینشست و درکت میکنم و همزاد پنداری داشتم باهات
موفق باشی دوست آگاه و متناسب من در این بهشت لاغری و آگاهی
مژگانم
نشان های دریافت شده
سلام به دوست عزیزم مژگان خانم
خیلی خوشحالم که مطلبم براتون جالب و مفید بوده و سپاس گذارم باعث شدی دوباره مطلبم رو بخونم و متعهد تر ادامه بدم باعث شدید بیشتر در نوشتن فعالیت کنم
سپاس از شما و آرزو خوشبختی و سعادت و سلامتی وثروت رو براتون دارم
موفق باشید ❤🙏🌹🥰
نشان های دریافت شده
سلام
درسته من ب این صورت این واژه رو نشنیدم اماوهمیشه دیدم ک تو خونه مامانم خونه مادرشوهرم ب شدت ی قاشق از غذا ی دخترم میمونه چقدر بهش میگن گ بخور نخوردی پوست استخونیو ازین حرفها
اونقدر خانواده همسر من اینطوریند باقیمانده غذای دیگران هم رو میخورند و یجورایی بدشون میاد پدرشوهرم ک از غذات بمونه
من خودم زمانیک ازدواج کردم همیشه ابگوشت رو بدون نون میخوردم یا خیلی چیزهارو همینطوری دوس داشتم بخورم اونطوری انگار مزشو میفهمیدم و لذت میبردم و ب اندازم میخوردم اما همس پدرشوهرم دعوام میکرد ک غذا رو با نون میخورند اونجوری نمیخورندپ ومن اصلا نمیدونم چیشد کم کم دیدم من اصلا نمیتونم الان ابگوشت بدون نون بخورم یا مرغ همینجوری بخورم واینطوری کم کم عادتم شد
همیشه مادرشوهرم ته ظرف رو تمیز میکنه میگه حیفه
همه همه اینها عادتهایی اشتباهی هستند ک ما نامحسوس یادشون گرفتیم و الان میتونیم دوباه ی نگاه دیگه بخودمون بندازیم مثلا من اومدم چیزی ک دوس دارم میخورم ن چیزی ک عادت بخوردنش دارم نتیجه این کار شده ک من خیلی اون احساس رصایت رو دریافت میکنم و خیلی خوشحالتر راضی ترم
مثلل عادت کردم همش برنج رو با مرغ یا ماهی بخورم الان ن میگم چی رو واقعا دلم میخواد بخورم من خیلی مرغ و ماهی گوشت دوس دارم ووقتی میمومد با برنج میخورم یا با نون اون مزه رو دریافت نمیکردم وفک میکردم با بیشتر خوردن میتونم اون مزه رو دریافت کنم در حاری ک کار من اشتباهه من شاید با همون حد احساس رضایت داشته باشم بدون اینک اون همه اضافه وارد بدنم کنم
ومنن از این ک کلی تغییر کردم و دخترم ازادتر میزارم بجز در زمینه تنقلات ک واقعا نمیدونم کدوم رفتار درسته چی خوبه چی بده
و چقدر من حرف شنیدم برا لاغری تناسب دخترم از این واون ک پوست استخونه وفلان اما من شاید در خودم شکستم اما هیچ وقت برای رضایت دیگران دخترم ب زور نخوندومش البته از زمانی ک فهمیدم
نمونش اینک دختر من ماهی میخورد خیلی خوب تا اینک یبار ی ماهی بد مزه خورد از اونمو قع لب ب ماهی نمیزد ومن هی بهش میگفتم این یکی دیگس یجور دیگس واون هی اصرار مارو میدید و نمیخورد تا اینک امروز دید من میخورم و اصلا بهش اصرار نکردم برگشت خودس گفت من لقمه ماهی میخوام
من خودم روی این ک حیفه ی قاشق مونده تمرین کردم والان خیلی راحتتر از ازمان شروعم میریزم بیرون انا اونقدر در من قوی هس ک ریختن غدا بیرون واقعا سختمه
واین مسیر ادامه داره واقعا جسم ما گناه نداره ک انقدر اضافه تلمبارش میکنیم فک کن من چن حلب روغن دستم دارم راه میرم این حیف نیس این انرژی این جسم این بدن ک اینهمه زحمت اضافه داره میکشه تا جسم من حرکت کنم کارم و بکنم پس حیف چیه ایا غذاییک بدون صرف انرژی اضافه الهی ب طبیعت برگرده بهتره ارزشمنده یا اینک ک این سال من این اضافات رو باخودم حمل کنم یا کلی زحمت دفع رو ب دوش بکشم کدوم بهتره کدوم ارزشمنده
هر طرف ک میچرخم همه جا باورهای مزخرف میبینم ک پایمندشم شدید
اما من میخوام ی نگاه دوباه ب رفتارهام بندازم و تعییرشون بدم
وناخوداگاه کلی اضافه خواری من تو این مسیرب دورانداخته شده مثلادوران رژیم همش میوه میخوردم چن کالری کمتری داشت و این باعث میشد همش گشنه باشم و ریزه خوارس دودوبازه خواره کنم ولی اگه همون چیزهاییک واقعا دوس داریم بخوریم کلی احساس رضایت رو خواهیم داشت
نشان های دریافت شده
سلام فریبا جان خیلی دیدگاهت و نوشته هات بهم آرامش داد و حالمو خوب کرد واقعا لذت بردم از این نوشته ی زیبات و دید جدیدت به زندگی و نوع نگاهت به خوردن
منو ترغیب کردی دمت گرم
نشان های دریافت شده
سلام عزیز دل خوشحالم ک هممون متناسبیم و زندگی با بدن تناسب رو رو تجربه میکنیم ارزوی موفقیت دارم برات
نشان های دریافت شده
سلام بر پرودگار مهربان
سلام بر استاد وهمتلاش. هم مسیر
این ثواب روبخر روتوخونه منزلم خودم انجام دادم باره هر زمانکه به بجه که کوجک بودن غذا میداد اگه اون می خوردن که هیجی ولی بازم جون اون قانون که بجه تو زمانی که گرسته هستن نیاز به غذا رو اعلام میکنم بلد نبودم هر زمان که خودم وقت غذا خوردن بود برای انها هم میاوردم و بجه سرگرم بازی می شدن غذشون نمی خوردن من عصابی شده غذا اون می خوردم که هدر تشه و ابن ثواب به این شکل من بردم ولی واقعا چه ثواب که این همه گناه پیشتش داشت
باره مهمان داشتم احساس کردم ته دیگ غذا داره هدر میره کسی مایل نیست این بخش غذا رو کامل بخوره اگه بمونه سفت شده باید دور ریخته بشه کی ثواب ببره بهتر از خودم ابن بخش غذا رو به شکلی که حتما تمام بشه انجام دادم
این گناه و ثواب رو به جه شکل اشتباه تو بخش مواد غذایی انجام شد هیچ نکران نبودن که با اضافه خوردی دجار گناه اضافه وزن شدم باعث گناه مشکل سلامتی رو به خودم دادم درحقیقت من ثواب که نکردنکلی هم کنه کردم با این عمل کرد فزندانم هم دجار مشکل اضافع وزن شدن حالا که خودشون دارن روی جسمشان کاره میکنمکه این مشکل کم رنک کن باره به منمگینکه این دست آورد عمل کرد اشتباه من بوده آنها درآن با هر هرروشی که میشه این مشکل میخوان برطرف کنن
این جمله باره من به فرزندانم هم گفت که غذا رو به اندازه بکشید که هدر نره حتی این زمان هم به یی شکل دیگه این می گفتم ولی این گفتم هم نبایددباشه خودم حتی اطرافیان این رو که هیچ ماده غذایی رو دور ریزی ندارن وبه عمل کردنش خیلی هم خوشحال و اون. نشانه قدردانی غذا و گناه نکردن و تواین بخش میدونن
با برخورد خانواده کلی باورهای عجیب تو ذهن افردا
قرار گرفته وفتی اون باورها اگه درست باشه که مشکلی به وجود نمیاد ولی اگه اون اشکال داشته باشه از استفاده کردن اون باوره که فبول افتاده حتی با این فایل نن یی آگاهی خوب رودریافت گردمکه حتی گفتن کمتربکش هم یی توجه به چاقی هست چه توسیه بشی که حتی کمتر کشیدن هم اندازه اون توذهنم اطرافینممیگمکه خودش اندازه خوردنش رونمیدونن و این اشتباه بوده با طی کردن یی ساب پرتلاش هنوز بخشهای روبهش نیرسدم که تو نگاه دارم درست رفتا میکنم
ولی نه وهنوز کلی باوره دارم که اونها رو پیدا نکردم جون توب بخش ذهنم اون درست تصور. می کردم اون یی باوروه نادرست هست که با تکرار دیدن فایل های تازه که بهشون میرسم اون پیدا کرده متوجه میشم هنوز کلی باوره ناشناخته دسترسی ندارم با ادامه دادن آنها رو کشف کرده ازشون استفاده نکرده اول خودم اون باوره رو تو ذهنم کم رنک می کنم و در ادامه اون به نسل بدم از خودم انتقال نمیدیم جون تو نگاه من بهبوده ودهند هست برای نسل بد از خودم که و اون نسل این مسیر به شکلی بهتردرست ادامه بدن اگه من تکرار نکنم ابن رتجیرخ کم رنک شده وباعث میشه این مشکل توبخش من به شکل کامل ازبین نرهد
وبا این عمل کردم درستومنو اول نفری که ازاین مسیر استفاده کرده به شکل درست من هستم ونسل بد هم با دیدن عمل کرد من آنها ایندمشکل رو کستر ش نمی دن من باعث قطع این زنجیره اضافه وزن خواهم بود
متوجه شدمجاقی که در من ایحاد شد خیلی بسیار از نسل فبلی من بود من یاد دارم هیج زمانی نه پدر عمه من خدا همه رفتگان رو قرین رحمت کنن به اندازه من دچار اضافه وزن نبودن افردی چاق بودن نه به میزان من چون فقط توجه به خودشون داشتم ولی با آمدن گوشی همراه تکاه دیدن افردی که وزنی سنگیترازمن داستم مشکل. من هم بزرکتر شد من دریافت این توجه بسیار خطرنا کار برده که نسل فبل من اصلا اون نداشتن تو اطرافشون هم افردی اگه چاق بودن وهم انداره آنها بودن درنتیجه چاقی آنها به شکل من کسترش نداسته آگاهی چاقی کمتری روزبه خودشون دادن
این اطلاعات چقدر توبخش مشکل داره بشه به چه میزان اون کسترش داده تو هر بخش که باشه من یی سال هست که اصلا نگاه توبخش ایستا ندارم به نازگی تو بخش گل کیاه یی چند روزی وارد شدم بازم احساس کردن همون هم ایراد داره بازم امدم. بیرون به خودم گفتم هر اشتباهی که طی این همه سال انجام دادی شده این مشکل بزرک حالا که به شکرخداوند دارای تو مسیر برکشت هست هیج اطلاعی که شاید تو نگاه و خودت درست هست تو بخش ایستا اخبار نداشتی بیا ثوابش نخر به همون شکل باشه چون سود که نداره شاید تشویق بشی بری یی صفحه هی ادادمه پیدا کنه دست اورت رو تو کم رنک کنه پس اون بخش بازم به شکل تعطیل موند اون از خدایی عزیزم دارم
من دارم تو. مسیرم کلی اگاهی خوب رو جمع میکنم این کاره باعث میشه از یاد گرفته خودم تو هر بخش به شکل کا ربردی استفاده کنم عمل کردم رو رشد بدم در نتیجه دست آوردن هم. اول بهتر و بزرکتر بشه حتی این جمله شما تو این بخش اخبار رو هم کمک کننده شد من دیگه ثواب هیج کاره اشتباه رو. برای خودم نمی خرم اصلا هیچ. ثوایی نداشت که کلی هم کناه داره بهش نگاه کنم
خدا پشت و پنا هتون یا حق. حق. نگه دارتون
چقدر حرف مامانتو با حال بوده!😅
مامانا ازین تهدیدات زیاد می کنن که هیچ وقت هم اجرا نمیکنن.😍😍
جمله جالبی هست «ثوابشو بخر» تا بحال نشنیده بودم اما گهگداری انجامش دادم،الانم که ثوابشو یه سگ میخره!
پدرم یه سگ نگهبان دارن که همیشه غذای مونده رو میریزم توی پلاستیک برای اون،و هیچ وقت اونو فراموش نمیکنم حتی مهمونی که میریم غذای دست خورده بچه ها رو برمیدارم برای اون!
یه عادتی که معمولا افراد چاق دارن اینه که همیشه میگن من چیزی نمیخورم اما چاق میشم !در صورتی که هم خوب میخورن هم زیاده روی می کنن مشکل اینجاست که قبول ندارن که دارن زیادی میخورن .
تمام افراد چاق کم تحرکن،نه این که کم تحرکی باعث چاقیشون باشه ،برعکس چاقی باعث کم تحرکیشون شده اضافه وزن و زانو درد و سختی راه رفتن و بلند شدن باعث میشه که کمتر و دیرتر از دیگران تحرک داشته باشن.
گاهی اوقات چاقی رو یه توجیه میدونن برای رفتارشون،مثلا تو مهمونی میگن ما که چاق هستیم دیگه حالا با یه نوشابه نخوردن لاغر نمی شویم که…
یا حتی پرخوری میکنم و اعتقاد دارن که من هر کار بکنم دیگه ازین بیشتر نمیشه وزنم حتمی کمتر هم نمیشه و اصطلاح استپ وزنی رو دارن.
بله من راجع به چاقی و رفتارهای چاق کننده م با دیگران صحبت کردم و همیشه هم خودم رو از چاقیم جدا کردم که من به فلان دلیل چاق شدم و دست خودم نبوده…
یه عادتی که خانواده من دارن برای هر خوشگذرونی باید یه خوراکی همراهشون باشه،اصن دورهمی و غذاخوردن و پختن رسم مامانم هست،که البته بابت همین سختگیریش که حتما که میریم اونجا باید یه چیزی بخوریم درست کنیم برا بچه ها،بذعث شده بعدازظهرها هیچ میل و رغبتی ندارم که با همسرم بهشون سر بزنیم،چون با هر سر زدنی مدام باید در حال چایی و میوه آوردن باشم یا تو آشپزخونه کمک دست مامان برا شام و بعدشم ظرف شستن و …. خلاصه بخوام برم سر بزنم که جون بگیرم و خستگی روزانه از تنم در بره،خسته تر از قبل برمیگردم خونه….
لاغری آسانترین کار دنیاست و لاغری با ذهن هم آسانترین روش.
دلایل آسان بودن لاغری با ذهن رو خودتون بهتر می دانید؛
از رژیم راحتتر،از ورزش بی دردسرتر،از دارو سالم تر !
یه دلیل دیگه رو هم من اضافه میکنم ؛
ورزش و رژیم رو همه می بینن که داری انجام میدی،ممکنه در موردش ازت سوال کنن!
برات دل بسوزونن که مجبوری این کارها رو برای تناسب بکنی !
،انرژیت رو بگیرن !
بهت انگیزه بدن،!
و در آخر هم منتظر می مونن که نتیجه کارتو ببینن، و راحت قضاوتت کنن
و چه بد که اگه نتیجه نگیری یا موندگار نباشه نتیجه،
اون وقته که سرزنش هم اضافه میشه و برای زندگی خودت باید به دیگران جواب هم بدی که چرا نشد؟؟؟؟،چرا نتونستی؟؟؟!!!!
اما لاغری با ذهن فقط در ذهن میگذره و میشه هیچکسی ازش خبردار نشه ،
در صورت لاغر نشدن(که بعید میدونم ،نشه) شما مجبور نیستی به هیچکسی جواب پس بدی،
لازم نیست هیچ چیزی رو توجیه کنی،
هیچ سرزنش و ریشخندی نخواهی دید ،
هیچ شرم و خجالت و احساس کم بودنی رو تجربه نمی کنی ،
در این روش فقط خودتی و خدای درونت!
نشان های دریافت شده
سلام مهلا جان چقدر اون قسمت آخر پیامت رو دوست داشتم اینکه دیگه مجبور نیستی به کسی جواب پس بدی و همه چی تو ذهنه و کسی متوجه عملکردمون نمیشه که بخواهیم جواب پس بدیم