توضیحات تاثیرات باورسازی در تغییر زندگی
فایل صوتی تاثیر باورسازی در تغییر زندگی
برای تاثیرپذیری بیشتر به نکات زیر توجه کنید.
۱- برای ایجاد فضای آرامش بخش به هنگام مطالعه نوشته ها می توانید ابتدا به انتهای نوشته رفته و موسیقی بی کلام قرار داده شده را اجرا کرده و سپس مشغول مطالعه نوشته شود. (در مرورگرهای ویندوز موزیک به صورت اتوماتیک پخش می شود.)
۲- استفاده از هدفون می تواند تمرکز شما را هنگام مطالعه بیشتر کند.
۳- سعی کنید هر روز زمانی را برای تکرار مطالعه نوشته ها قرار دهید. تکرار کردن تاثیر فوق العاده ای بر درک بهتر و نفوذ آگاهی در ذهن دارد.
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی
صبحتون پراز اتفاقای خوب وعالی
خوب که فکر میکنم ،میبینم دراصل منم هرجا به طور ناخودآگاه از این قانون استفاده کردم به خیلی چیزا درزندگیم رسیدم و وقتی که به صورت هیجانی وایده آل گرا به رویاهام نگاه کردم وفکر کردم حالم بد شده واز مسیرم منحرف شدم
یادم میاد برای کنکور وقتی درس میخوندم
سال کنکور سال پیش ماهم بود از اونجایی که من جز کتاب های پیش هیچ درس دیگه ای نخونده بودم فکرم این بود که یا حقوق دانشگاه تهران قبول میشم یا اصلا دانشگاه نمیرم وسال بعدش میخونم دقیقا یادمه آخرای اسفند بود
پدرم از درس نخوندن های من خیلی شاکی بود ،هرچی منودعوا میکرد که بخون شاید قبول شدی نتیجه نمیگرفت
تا اینکه عید شد وما دید وبازدید رفتیم و دید همه بچه های فامیل دارن از شدت استرس دیوانه میشن ولی من میخندم ومیام منکه درس نخوندم وسال دیگه انشالله
خیلی بهش برخورد
یه روز منو صدا کرد وگفت بابا بیا اینجا بشین کارت دارم باهات حرف دارم
با اینکه اصلا از مدل نصیحت کردنش خوشم نمیومد ولی خودمو ناچار دیدم برم ،خلاصه بهم گفت بابا تو مثل منی خیلی باهوشی من وقتی بچه بودم دبیرستان اصلا درس نمیخوندم سال آخر دیدم رفوزه میشم وبابام خجالت زده میشه برا همینم دوهفته خودمو تو پشت بوم خونه زندانی کردم وبه کوب درس خوندم وبه مادرم میگفتم هرکی اومد دنبالم بگو رفته بیرون ونیست راهش نده
خلاصه بعد دوماه رفتم امتحاناتم دادم وقبول شدم
خیلی از دوستام رد شدن ولی من با اینکه مدرسه هم نمیرفتم درست حسابی قبول شدم وپدرمو که پیر مرد ساده وبیسوادی بود سربلند کردم ونگذاشتم سرشکسته بشه
بابا من بهت ایمان دارم تو سه ماه تا کنکور وقت داری اگه بکوب بخونی حتما قبول میشی
گفتم نه بابا نمیشم من دانشگاه تهران میخوام برم وشیرین آزاد خیلی زیاده تازشم میگن بچه تبل
بابام گفت اولا پولش من میدم پس توانگران هزینش نباش
در ثانی این حرفها همش چرت دانشگاه آزادم خیلی خوبه
تو بخون بعد دانشگاه همه وارد بازار کار میشن ربطی به دولتی وآزاد نداره مهم کار که بلد باشی که هیچ کس دردانشگاه یادش نمیگیره وباید وارد اجتماع بشه بعد
تو بخون اگه پشتت باد بخوره دلسرد میشی ودیگه آزادم قبول نمیشی
تا حالا هم نخوندی مهم نباشه برات خوب کردی از این به بعد بخون تو دختر خوب منی نذار بابا دشمن شاد بشیم
یه نیروی عجیبی وجودمو گرفت
دیگه مساله من نبودم حتی آیندمم نبود هیثیت خانواده تو دستام بود یه مسئولیت بزرگ رو دوشم
هدفم تغییر کرد به تلاش کردن هر روز فارق از نتیجه
دقیقا همین که شما گفتید استاد هر روز چطور رکورد دیروزمو بزنم رفتم کتابخونه محلمون اسم نوشتم صبح ها چنان با انگیزه از ۶ صبح بیدار میشدم وتا ۸ شب درس میخوندم که انگار هر روزش مسابقات بین المللی قهرمانیه
به خودم میگفتم فقط سه ماه دووم بیار خسته نشو تو حتما میتونی پدرت سربلند کنی
خلاصه این سه ماه غیب شدم نه پیش فامیل میرفتم نه دوستام نه چیزی
فقط یه دوست داشتم که اونم به شدت مسر بود قبول شه کنکور یه ربعی همو داخل کتابخونه موقع ناهار میدیدیم
ومیگفت هیچ وقت فکر نمیکردم همچین روحیه ای داشته باشی تو
ومنم میخندیدم
میگفتم تلاشمو میکنم هرچی شد شد
خلاصه بعد سه ماه نتایج اومد
حقوقم قبول شده بودم ولی بعد قبولیم تازه فهمیدم که مورد علاقم نیست و رفتم رشته ای که بیشتر بهش علاقه داشتم مدیریت دولتی ،دانشگاهم بقل خونمون بود خیلیم دانشگاه خوبی بود
خیلی بهتر از چیزی که انتظارش داشتم قبول شدم
یادمه همون دوستم بهم میگفت من دوسال دارم خودمو میکشم برا کنکور ولی تو تو سه ماه حتی کمتر به نتیجه مشابه من رسیدی دمت گرم واقعا خیلی کارت درسته
پدرم ازذوقش جشن بزرگی برام گرفت تولد وقبولیمو از اون روز حساب دیگه ای روم کرد
به خاطر همین موضوع اجازه داد که رانندگی یاد بگیرم وماشین بهم داد
با اینکه خیلی خیلی مخالف بود ولی نتونست دربرابر کار بزرگی که برای سربلندیش کرده بودم مقاومت کنه
حالا بماند که سر رانندگیم هم خیلی تلاش کردم
ولی خب محقق شد
حتی همین الانشم که حدود ۵۰ روز دوباره برگشتم به اینجا زندگیمو مقایسه کردم مدام با روزهای اول که اومده بودم
خیلی همه چیزداغون بود
والان به لطف خدا خیلی خیلی بهتر شده
تو همین مدت کم دودفعه طلا کادو گرفتم ماهیانه یه چیز به حسابم میاد حساب پس انداز دار شدم روابطم با همسرم وپدر ومادرم کلی تغییر کرده وبهتر شده
روابطم با فامیلم کلی بهتر شده
کلی آرامش واحساس خوشبختی وشادی بیشتر شده
کلی سلامتیم بهتر شده
خدابهم دختر ی داده که همه عمر آرزوی داشتنش داشتم خداروشکر روز به روز با وجود اینکه دکترا میگفتن ضعیف وهزار تا مشکل برمیخوری ولی روز به روز قوی تر وسالم تر میشه حتی دیروز دکتر گفت خداروشکر خوب هم وزن گرفته داخل شکمت وصحیح وسلامته همه چیش