🌧️ یه روزایی هست که جلوی آینه میایستی، به خودت نگاه میکنی و با یه آه بلند توی دلت میگی: «چطور لاغر بشم؟!»
📍 این جلسه ادامه گام ۸۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
همهچی رو امتحان کردی… از رژیمهای عجیبغریب 🍽️ گرفته تا ورزشهای سخت و خستهکننده 🏃♀️
ولی هیچکدوم اون نتیجهای که دنبالش بودی رو ندادن.
احساس میکنی تو یه چرخهی تکراری گیر افتادی؛ شروع پرانرژی، خستگی، ناامیدی و بعد رها کردن…
اگه این داستان برات آشناست، پس وقتشه یه بار برای همیشه مسیرتو عوض کنی — **از ذهن شروع کنیم نه از معده!**🧠✨
در این جلسه میآموزیم:
💭 واکنش ما به مسائل زندگی
همهمون توی زندگی، با یه سری سؤال بزرگ روبهرو میشیم…

مثلاً وقتی پولمون کم میاد، فوری تو ذهنمون میپرسیم: چطور پولدار بشم؟ 💸
یا وقتی رابطهای خراب میشه، دلمون میخواد بدونیم: چطور یه رابطه عاشقانه و سالم بسازم؟ 💔❤️
و حالا… وقتی جلوی آینه میایستیم، لباسهامون تنگ شدن یا از ظاهر خودمون راضی نیستیم، اون سؤال معروف مثل یه صدای آشنا تو ذهنمون تکرار میشه:
«چطور لاغر بشم؟» 🤔
گاهی هم فقط یه نگاه ساده به یه آدم متناسب کافیه…
اون کسی که جلوت نشسته و با خیال راحت هر چی دلش میخواد میخوره، ولی باز هم خوشاندام و راحته. همون لحظه یه چیزی ته دلت میلرزه و با حسرت از خودت میپرسی:
«چطور لاغر بشم مثل اون؟!» 🥲🍩👖
ما برای خیلی از سؤالهامون میدونیم باید آموزش ببینیم.
مثلاً اگه بپرسیم: چطور نوازنده شم؟ 🎸 احتمالاً میگیم خب باید برم کلاس موسیقی.
یا اگه بخوایم مکانیک شیم، معلومه باید بریم آموزشگاه یا پیش یه استاد کار کنیم. 🛠️
ولی وقتی میرسه به سؤال «چطور لاغر بشم؟»، همه چیز یهدفعه میریزه بههم! 😵💫
ذهنمون پر میشه از جوابهای متناقض و پراکنده:
- باید رژیم سخت بگیرم 🍽️
- باید هر روز باشگاه برم و ورزش کنم 🏋️♀️
- شاید یه قرص چربیسوز جواب بده 💊
- یا شاید فقط بیشتر راه برم و تحرک داشته باشم 🚶♀️
اما آیا واقعاً جواب “چطور لاغر بشم” همینه؟
آیا تا حالا با این روشها به لاغریِ واقعی، موندگار و خوشحالکننده رسیدی؟ یا مثل خیلی از ماها، بعد یه مدت برگشتی سر نقطه اول؟ 🔄

🎓 یادگیری موضوعات مختلف در زندگی
اگه یه روز برات سوال بشه که چطور رانندگی یاد بگیرم؟ 🚗، احتمال زیاد خیلی راحت میگی: “خب، باید برم کلاس رانندگی!”
یا وقتی دلت میخواد گیتار بزنی، میدونی که باید بری پیش یه استاد موسیقی یا تو یه دوره آموزشی شرکت کنی. 🎸🎶
یعنی مغزت کاملاً پذیرفته که برای یاد گرفتن یه مهارت، باید آموزش ببینی، تمرین کنی و صبر داشته باشی.
اما حالا برگردیم به اون سؤال قدیمی و پرتکرار:
چطور لاغر بشم؟ 🤔
واقعاً چرا با اینکه بارها و بارها دنبال جوابش رفتیم، هنوزم تو همون نقطه اولیم؟!
چون هر بار رفتیم سراغ روشهایی که بهجای اینکه لاغری رو به ما یاد بدن، فقط میخواستن چاقیمونو بپوشونن.
در حالی که هیچ مهارتی بدون آموزش در مغز شکل نمیگیره، حتی لاغر شدن! 🧠✨
ما همهمون میدونیم که یاد گرفتن هر چیزی از مغز شروع میشه؛
از آشپزی 🍳 گرفته تا خیاطی ✂️، مکانیکی 🔧، یا حتی رانندگی.
اول توی ذهن میپذیریم، بعد یاد میگیریم، بعد با تمرین اون رو توی جسممون اجرا میکنیم.
اما وقتی میپرسیم «چطور لاغر بشم؟»،
میریم سراغ رژیم گرفتنهای محدودکننده، ورزشهای سنگین یا قرصهای موقت.
در واقع سعی میکنیم به جسم یاد بدیم لاغر شه، بدون اینکه ذهن چیزی یاد گرفته باشه!
مثل اینه که بخوایم با دستمون گیتار بزنیم، در حالی که مغزمون هیچ نت و آکوردی بلد نیست! 😅
یادگیری لاغری هم باید از ذهن شروع بشه.
چون مغز مرکز فرماندهی تغییره. وقتی مغزت قانع بشه که لاغری ممکنه، لذتبخشه و امنه، کمکم بدن هم شروع به همراهی میکنه.
پس اگه هنوز به جواب درستی برای سؤال «چطور لاغر بشم؟» نرسیدی، شاید وقتشه مسیر آموزش ذهنی رو امتحان کنی.
مسیریه که از درون شروع میشه… نه از بشقاب غذا 🍽️ یا وزنههای سنگین باشگاه 🏋️♂️

🔁 از تجربه چاق شدن برای لاغر شدن استفاده کنیم
یه لحظه چشمهات رو ببند و به این فکر کن که چطوری چاق شدی؟ 😶🌫️
نه نه! منظورم این نیست که چی خوردی یا چند وعده غذا داشتی… منظورم اینه که اون فرآیند ذهنی قبل از چاق شدن رو یادت بیاری!
قبل از اینکه شلوارت تنگ شه یا عدد ترازو بالا بره، ذهن تو، با هزارجور فکر و باور درباره چاقی پُر شده بود…
📢 شنیدی که میگفتن: «ما ژن چاقی داریم»، یا «بعد ازدواج همه چاق میشن»، یا «بالای ۳۰ سالگی دیگه نمیشه لاغر موند!»
همین جملههای به ظاهر ساده، آرومآروم توی مغزت نشستن و یه «انتظار چاق شدن» ساختن.
و ذهن ما عاشق اینه که به انتظاراتمون جواب بده!
پس کمکم شروع کرد به تغییر فرمانها… رفتارای کوچیکی شکل گرفت، مثل بیشتر خوردن 🍞، نادیده گرفتن حس سیری 😵💫، یا بیتحرکی طولانی 🛋️
و نتیجه چی شد؟ چاقی.
حالا بیا برگردیم به سؤال کلیدیمون: چطور لاغر بشم؟
اگه چاقی از ذهن شروع شده، لاغری هم باید از همونجا شروع شه.
تا وقتی مغزت فرمانهای چاقی رو اجرا میکنه، هر رژیم و ورزشی فقط مثل یه وقفه کوتاه توی مسیر چاقی عمل میکنه… نه یه تغییر واقعی و موندگار. 🧠🚫
✅ پس راهش اینه که فرمولهای چاقی ذهنی رو شناسایی کنیم و جاش فرمولهای لاغری رو بنویسیم.
آرومآروم، با تمرین، با آگاهی، با تصویرسازی مثبت، مغز رو قانع کنیم که:
لاغر شدن نهتنها ممکنه، بلکه آسونتر از چاق شدنه! ✨💪
🧠 سیستم عملکرد ذهن
شاید این سؤال تو ذهنت باشه:
«اگه ذهنم انقدر قدرتمنده، پس چرا وقتی تصمیم میگیرم لاغر بشم، چند روز بیشتر دوام نمیارم؟!» 🤷♀️
جواب سادهست…
ذهن ما ذاتاً دنبال آسونی، راحتی و لذته. 😌🍫
هر کاری که یهذره سخت باشه یا حس زجر و محدودیت بده، ذهن فوراً باهاش مخالفت میکنه!
برای همین وقتی از خودمون میپرسیم چطور لاغر بشم؟ و بعد میریم سراغ رژیمهای سخت، ورزشهای سنگین، گرسنگی دادن به خود و حذف غذاهای مورد علاقهمون…
ذهن میگه: ❌ نه! نمیخوام این راهو برم!
ذهن ما مثل یه کودک لوس ولی باهوشه! 😅
اگه حس کنه قراره اذیت شه، سریع قهر میکنه و میره سراغ همون الگوهای قبلی: پرخوری، خوردن احساسی، رها کردن رژیم…
برای همینه که بیشتر ماها فقط برای مدت کوتاهی تونستیم وزن کم کنیم و دوباره برگشتیم به خونه اول. چون راهی که انتخاب کرده بودیم، برای ذهن قابلتحمل نبود! 🥲
حالا بیاید منطقی نگاه کنیم…
ما چاق شدن رو بدون سختی تجربه کردیم، درسته؟
یعنی بدون رژیم گرفتن، بدون حسابوکتاب غذا، بدون درد کشیدن… چاق شدیم!
پس چرا فکر میکنیم لاغر شدن باید با سختی و زجر باشه؟! 🤔
اگه واقعا دنبال جواب درست برای چطور لاغر بشم؟ هستیم، باید روشی رو انتخاب کنیم که برای ذهنمون لذتبخش، آسون و طبیعی باشه.
و فقط یه روش این ویژگیها رو داره:
لاغری با ذهن 🧠💖

✅ تصمیم صحیح برای لاغر شدن
تا وقتی مسیر لاغر شدنت با رنج، زور و تحمل همراهه، بدون که هنوز پاسخ درستی برای چطور لاغر بشم؟ پیدا نکردی 😓
چون ذهن ما همیشه دنبال راه آسونه.
وقتی لاغر شدن براش یعنی گرسنگی، حذف غذاهای مورد علاقه 🍕، ساعتها ورزش سنگین 🏋️♀️ و حس محرومیت…
خیلی ساده میگه: «نه عزیزم، این راه من نیست!» 🚫
در عوض، چی کار میکنه؟
دوباره تو رو میبره به سمت همون رفتارهای قبلی؛ چون اونا راحتتر بودن، شناختهشدهتر بودن و براش امنتر.
پس اگه واقعاً میخوای جواب سؤال “چطور لاغر بشم؟” رو پیدا کنی، باید اول ذهن رو همراه خودت کنی؛
و این فقط وقتی ممکنه که راه لاغر شدنت آسون، لذتبخش و طبیعی باشه. ✨🌿
💡 و این دقیقاً همون چیزیه که روش لاغری با ذهن بهت میده.
اینجا خبری از رژیم، حذف قند، یا ورزش اجباری نیست.
بلکه قراره یاد بگیری چطور ذهن رو آموزش بدی تا خودش راه لاغر شدن رو انتخاب کنه.
دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین طراحی شده؛ تا تو با آموزشهایی ساده، تصویرسازیهای ذهنی 🎨، و تمرینهای سبک و روزمره،
ذهن خودت رو قانع کنی که: «لاغر شدن آسونتر و لذتبخشتر از چاق شدنه!»
و وقتی ذهن اینو باور کنه… لاغری، خودبهخود اتفاق میافته! 🌈🧘♀️
✍️ در ادامه هم توی گام ۸۳ سراغ «چگونه در خانه لاغر شویم؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.05 از 58 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام .
چقدر این مطلب عالی بود .
سوال : چگونه لاغر شوم ؟
پاسخ : لاغری را یاد بگیرم لاغر میشوم .
روش لاغر شدنی من را لاغر می کند که ساده تر ، لذتبخشتر و آسانتر از چاق شدن باشد .
لاعری با ذهن تنها روشی است که ساده تر و لذتبخش تر و آسانتر از چاق شدن است .
لاغری با ذهن یعنی استفاده از نیروی یادگیری ذهن برای اموختن لاغری .
چاقی خیلی سخته . ما سالها برای یادگیری آن آموختیم و بعد از سالها آموزش در طی سالها اونها رو اجرا کردیم و بعد چاق شدیم
مثلا برای خود من ۱۶ سال پروسه ی چاق شدنم طول کشید .
چون تا ۱۱ سالگی فقط آموزش ناآگاهانه بود و از ۱۱ سالگی تا ۱۶ سالگی ترس از چاقی در من ایجاد شد و از سن ۱۶ سالگی به بعد دیگه چاقتر شدنم ادامه پیدا کرد تا سن ۳۴ سالگی که وزنم به ۹۱ کیلو رسید ولی با یادگیری لاغری در عرض ۴ ماه من توانستم به وزن ۶۸ کیلو برسم و بعد در ۴ سال توانستم وزن خودم را ثابت نگه دارم و مدتیست تصمیم گرفتم که کاهش وزن بیشتری را تجربه کنم پس نیازمند یادگیری بیشتر است .
من در دوره تکرار اموزش لاغری با ذهن گام اول توانستم ذهن خودم را متقاعد کنم که آگاهانه رفتار متناسب را انتخاب کند و لذت از رفتار متناسب و نخوردن را جایگزین لذت از رفتار نامتناسب و خوردن کند .
من توانستم به خودم اثبات کنم دیگر خوردن برای من لدتی ندارد و البته که در این ۴ سال این بزرگترین مانع من برای لاغری بود هربار که میخواستم آن را بشکنم میدیدم ذهن من مانع دیگری بر سر راهم می گذاشت .
اما این بار گمان نمیکنم دیگر لذت از نخوردن و ررنج از خوردن را با لذت از خوردن و رنج از نخوردن جابجا کنم .
من آنقدر نوشتم و خواندم تا بالاخره ذهنم متقاعد شد من از خوردن لذتی نمیبرم .
خوردن برای من کلی رنج به بار آورد
انقدر نوشتم تا بالاخره به این درک رسیدم که من از نخوردن بسیار لذت میبرم .
فهمیدم من در نخوردن آگاهانه توانمند هستم . میتوانم رفتار متناسب آگاهانه را انجام دادم .
آنقدر نوشتم تا توانستم نیروی خوداگاه خودم را هم با لاغری ناخوداگاهم همسو کنم .
آنقدر تجزیه و تحلیل کردم که بالاخره به درکش رسیدم .
لاغری من دوباره آغاز شده . چون به معرفت بیشتر لاغری رسیدم .
چون با گوش دادن و خواندن و نوشتن دارم باز هم یاد میگیرم .
میدانم شاید تا دو سه ماه دیگر به راحتی به وزن ایده آلم برسم .
چون این مانع هم برداشته شد . عمیقا هم برداشته شد .
چند روز است دارم سبک سنگین می کنم شاید حدودا یک هفته ده روز طول کشید تا بالاخره توانستم این الگو را درک کنم و با لذت از آن عبور کنم .
حالا دیگر راه خود را تا رسیدن به وزن ایده آلم باز میبینم .
چون توانستم به درک لذت آسان لاغر شدن برسم .
ذهن من همیشه در مقابل نخوردن مقاومت ایجاد می کرد و همیشه حالم بد میشد .
رنج از نخوردن به راحتی انسان را چاق می کند ولی من با استفاده از تمرینات دوره لاغری با ذهن گام اول توانستم به راحتی رنج از نخوردن را به لذت نخوردن تبدیل کنم .
ذهنم دیگر دستور به خوردن نمیدهد .
فقط باید بیشتر و بیشتر عمل کنم .
عملش راحت است چون الگوها برای انجام بسیار راحت هستند .
من به راحتی توانستم با دادن الگوهای لذت به ذهنم آگاهانه به انجام رفتار متناسب دلخواهم اقدام کنم .
عملی که بووسیله ذهن چاق حتی یک ساعت هم نمیتوانستم آن را اجرا کنم اما آگاهانه و با کمک ذهن لاغرم توانستم با کمک نوشتن به راحتی الگوی متناسب کننده دلخواهم را به ذهنم نشان دهم و رنج از نخوردن را به لذت از نخوردن و لذت خوردن را به رنج از خوردن تبدیل کنم .
خیلی شادم که بالاخره موفق شدم . حالا تنها لازمه این کار استمرار است .
من با استمرار در این کار به راحتی به وزن ایده آلم میرسم .
شاید باورتان نشود من به راحتی توانستم چندین روز ۲۴ ساعت به ۲۴ ساعت چیزی نخورم و چندین ساعت بدون خستگی پیاده روی کنم .
کاری که برای ذهن چاق بسیار عذاب آور و تلخ است اما وقتی متقاعد شود همان ذهن چاق به راحتی به ذهن لاغر تبدیل میشود و تمام این کارها را به سادگی انجام میدهد .
معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد
باز آنِ سلیمان شد تا باد چنین بادا
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام و درود دوستان هم فرکانسی
چگونه لاغر شویم !؟با رنج و سختی یا به آسانی؟!
تنها سئوالی که در طی تمام سالهایی که چاق بودیم و هیچ پاسخ درستی براش پیدا نکردیم چگونگی لاغری ما بود!!؟برای هر کاری از خود می پرسیدیم چگونه رانندگی یا شنا یا خیاطی یا آشپزی را تجربه کنم ؟ یک جواب کاملا مشخص داشتیم باید آموزش ببینم و تکرار و تمرین داشته باشم .
اما برای چگونگی لاغری همیشه جوابهای متفاوت و زیادی از ذهن خود و دیگران دریافت می کردیم که اصلا علاقه ای هم به انجام دادن اون کارهای پیشنهادی نداشتیم ولی یه جورایی مجبور بودیم وقتی به ما می گفتند باید برای لاغر شدن رژیم غذایی داشته باشی و یا بالاجبار ورزش کنی حالمون بد میشد اما چاره ای نداشتیم که برای رسیدن به رویای خود این سختی را بپذیریم و با امید به نتیجه لاغری قبول می کردیم و در نهایت بعد از مدت کوتاهی خسته می شدیم از این اسارت و محدودیت و دردو رنج و مسیر را رها می کردیم .
همه پزشکان یا نزدیکان ما سعی داشتند چاقی ما را برطرف کنند بدون اینکه بدونند ریشه و مشکل اصلی چاقی کجاست !؟…یا اصلا اطلاعاتی از پرونده ای بخشهای مختلف وجودمون در رابطه با چاقی نداشتند و خیلی از اون افراد خودشون متناسب بودند و اصلا درکی از چاقی و آنچه ما هرروز تجربه می کردیم ، نداشتند و فقط با اعداد و ارقام و دانش خود می خواستند چاقی ما را رفع کنند و در نهایت هربار مابا شکست روبرو شدیم .
اما تنها روش لاغری که تمام ویژگی های مورد علاقه ذهن ما را دارد روش لاغری با ذهن است .
روشی آسان که هیچ خبری ازورزش و رژیم و محدودیت در آن نیست و البته که بسیار هم لذت بخش است چون با آرامش و شناخت و صلح با بخشهای مختلف وجودیمون در این مسیر حرکت می کنیم .
طی تمام سالهایی که چاق بودیم فرمولهای ذهنی چاق بسیاری در ذهن ما ذخیره شده اند که به صورت خودکار دستورات را از طریق مغز ما به اندامهای ما صادر می کنند و به صورت خودکار رفتارهایی از ما سر می زند که باعث چاقی ما می شود چون بینش خود ما نسبت به اون رفتارها نتیجه چاقی دارد .
در مسیر آموزش ذهنی ما این فرمولهای چاقی را شناسایی می کنیم و بعد فرمولهای صحیح لاغری را جایگزین می کنیم ولی این جاگزینی کمی زمانبر هست چون صفحه سفید ذهن ما سالها قبل با فرمولها و انبوه فکر و تجربه چاقی ،خط خطی شده است و حالا باید بین خط و خطوط ذهنیمون ،فرمولهای صحیح لاغری را پررنگ کنیم و این سیستم خودکار ذهن هست که ما با تکرار رفتاری خودمون مجوز صحیح بودن صادر کردیم و به طور ناخودآگاه یک سری رفتارها به صورت عادت در ذهن ما شکل گرفتند و هرروز بارها اجرا می شوند.
بارها شده الگوی رمز ورود به گوشی را تغییر دادیم و بعد از اون چندین بار الگوی قبلی را تکرار کردیم با اینکه می دونستیم و خودمون رمز جدید وارد کردیم یا وسایل داخل کابینت را جابه جا کردیم و چندین بار به جای قبلی رجوع کردیم و حالا نسبت به قدمت هر موضوعی در ذهن ما زمان نیازه که این جایگزینی انجام بشه مثلا استاد که حدود ۳۰سال عینک بر چشم داشتند بعد از عمل چشم چندین ماه زمان برده تا حرکات مربوط به عینک را ترک کنند بنابراین در مسیر لاغری با ذهن هم ممکنه ما بارها اشتباه کنیم و همون لحظه یا بعد متوجه بشیم و این عالیه، یعنی هر بار متوجه شدن خودش درخواست رد فرمول چاقی و قبلی هست (یعنی فکر و ایجاد دستور جدید )و شاید چندماه طول بکشه اما هر بار فاصله بین اشتباه کردن ما بیشتر میشه و اگر در این مسیر استمرار داشته باشیم به کارگیری فرمولهای قبلی و غیر صحیح چاقی شاید به ندرت اتفاق بیفتند ولی در عوض به صورت ریشه ای این مسئله درمان میشه .
بارها شنیدم افرادی به اراده و خواسته خودشون از این طور چالشها در زندگی روزمره خودایجاد می کنند مثلا روزانه تایمی را به صورت عقب عقب راه می روند یا با دست چپ غذا می خورند یا ساعت خوابشون را تغییر می دهند تا ذهنشون قدرتمند بشه یعنی هم تسلط بیشتری روی ذهن و کارایی اش پیدا می کنند و حتما تجربه هایی کسب می کنند و هم اینکه می پذیرند که تغییر یک پروسه زمانبر هست و به نوعی انعطاف پذیری می رسند و البته که از استادی هم شنیدم که می گفتند:حداقل ۶ماه برای تغییر پایه ای یک رفتار زمان لازمه شاید شما ۱ماه هرشب مسواک بزنید و خوشحال باشید اما نه !.،،هرگاه ۶ماه هرشب مسواک زدید این تغییر در ناخودآگاه شما اتفاق افتاده است و به صورت خودکار دیگه بدون مسواک زدن خوابتون نمی بره !…
خب نتیجه تغییر بینش من در مسیر این دوره در طول هفته پیش به اینجا رسید که گفتم باید هرطور شده تصویر ذهنی خودم را عوض کنم عکسهای کودکی و نو جوانی خودم را پیدا کردم و هرروز نگاهشون کردم و گفتم من این هستم خیلی احساسی شدم و عجیب در طول چند روز داشتم تغییر می کردم کاملا متوجه بودم اما یهو نمی دونم چی شد یهو تصویر قدیمی اون هم تیکه تیکه باز در ذهنم نقش بست یعنی انگار تصویر ذهنی من یک پازله که تشکیل شده از یک تنه با بازو و با شکم و با پهلو و ران !؟…دائم تصویری که نمی خواستم و دوسش نداشتم در ذهنم نقش می بست (همون فرمول قدیمی و تصویرش)و البته تو کوچه خیابان یا اتفاقی هم این نوع اندام را می دیدم البته اتفاقی که نداریم چون تو ذهنم اومده بود خودم کائنات اجرا می کردو می دونم چرا !؟چون بارها و بارها از کودکی از مادرم و خانواده مادری ام شنیده ام که ما زود لاغر میشیم ولی قسمتهای چاق بدنمون تکون نمی خورند !..و همین باعث یک تصویر ذهنی نامتناسب و بدفرم در ذهن من شده است .و توجه من
دوباره باعث شد که من چاق بشوم در این قسمتها !….(خب تجربه کردم به نوعی یک تصویر و فرمول شناسایی شد که مشکل کجاست!؟)تصویر ذهنی من تیکه تیکه است کلی فکر کردم که آخه کدوم گل و گیاه یا حیوانی چاقی شکمی دارند !؟اصلا مگه میشه کار خدا نقص داشته باشه !؟عکسهای کودکی هم که کاملا متناسب هستند !؟مگه میشه یه قسمت لاغر بشه بعد یه قسمت نشه !؟این فرایند به صورت کلی هست سراسر بدن من سلولهای هوشمند داره در یکپارچگی .اصلا جدا کردن کار شیطانه !من یک عضو هستم از هستی تمام عضوهای من باهم یک اسم دارند به نام انسان .
خب عصبانی شدم و کلافه و سردرگم شدم و صدای منفی باف هم بالا (که سخته و نمی تونی و ول کن و غیره …)داشت باز منو محتاج لاغری می کرد و دور از خود !..،
اما درسش اینه فقط ادامه بدهم تصویر ذهنی هم خودبه خودی باید ایجاد بشه و به زور نمیشه !..ولی فکر کردم من خیلی تغییر بینش داشتم مثلا به راحتی صدای روغن داغ را می شنوم و میبینم و آرومم یا مثلا دیروز که احساسم بد بود از این موضوع تصویر ذهنی وقتی ناهارم را خورده بودم و سیر بودم رفتم که یک ساندویچ دیگه و اضافه برای خودم آماده کنم که بخورم ولی قبل خوردن گفتم اینم بخورم حالم از اینم بدتر میشه و نخوردم و بعد همون باعث شد دستان خودم را نوازش کنم بگم آفرین تو داری عالی عمل می کنی ترسهات از خوردن کمتر شده یا به بچه هات اجبار نمی کنی اضافه بخورند …یا اینکه من قبلا ها در هفته نان شیرین تو خونه می پختم همسرم هم خیلی استقبال می کرد عصرون می خوردیم اما دیروز متوجه شدم من حدود دوماهه دیگه نون نپختم !؟..یا اینکه صبحانه وقتی گرسنه باشم غذا می خورم نه طبق ساعت بارها شده لقمه اضافه داخل دهانم را متوجه شدم انداختم سطل زباله و خیلی خیلی تغییرات شگفت انگیزدیگه .
از قدیم می گفتند عقل به چشمه !..عقل من جسمم را میبینه و دائم می گه چی شد پس ؟!و این درحالیست که هیچ راه دیگری هم نیست هیچ راهی !….اما تغییرات بینشی بسیاری در این مدت داشتم که قابل به دیدن نیست و من امروز باز امیدم به خداست و هدایتش و لطفش و می دانم که ذهنم داره پالایش میشه و فرمولهای زیرین ذهن هم اصلاح می شوند .
خدایا شکرت
خدایا عاشقتم ❤️
همواره در مسیر کسب آگاهی شادمانه حرکت کنید 🍃🌸
نشان های دریافت شده
استاد همین ی فایل شما اصلا جوری منو اروم میکنه انگار ذهنم قبول میکنه اره آروم میشه
ممنون برای این فایل ک پر از درسه
من خودم جا رختیمو جاشو عوض کردم الان دوهفتس ولی بازم هنوز عادت نکردم ب جای قبلی هر دفعه میرم همونجا میخندم با جای جدید
یا خیلی وقتها من ظرف میشورم دیدم ک ناخودآگاه دستم میره سمت حوله بدون اینک لحظه ای بایستم خب منی ک چن ساله عادت کردم شنیدم گفتم در مورد مواد غذایی ک این چاق میکنه اون چاق میکنه
یا در مورد موانع حرف زدم
باید صبر داشته باشم تا این فرمولهای جدید تغییر کنن
گاهی مواقع ناخودآگاه در شرایط فرمولهای چاقی تکرار میکنم و بعد میگم اهان فریبا ببین هنوز فرموله داره خودشو نشون میده
ورزش نکردن چاق نمیکنه فریبا جانم نیلوفر وستکبال کار میکرد طوری ک تو مسابقاتم میرف اما پاش اسیب دید تو خونه نشست استراحت کرد والانم اون ورزشو انجام نمیده پس چرا چاق نشده
یا پریسا ورزش نمیکنه پس چرا متناسبه میبینم حتی بیماری و نشستن و چاق نمیکنه انها رژیم نمیگیرن پس چرا لاغرن پس نشون میده ک رژیم نگرفتن چاق نمیکنه
این ها تو ذهنم هنوز پررنگن ن ب شدت قبل
ولی باید ادامه بدم استمرار داشته باشم
صبر داشته باشم
تا ذهنم ب داده های جدید عادت کنه بپذیره و عمل کنه
ب بچه ک ب دنیا میاد از همون اول ما توقع نداریم ک حرف بزنه راه بره میگم مرحله ب مرحله و صبر میکنیم در زمان مناسب خب ماهم لاغری با ذهن بنایی ک تازه شروع ب ساختنش کردیم و مرحله ب مرحله میریم جلو تا بشه ی خونه کامل ومجهز
بنام خدا
سلام خدمت دوستان و استاد روشن
تغییرات ذهنی نیاز به زمان و تکرار و استمرار داره نباید عجله کرد چون پا در یک هفته یا یک ماه و یا ۶ماه چاق نشدیم که الان بخواهیم در یه زمان کوتاهی لاغر شویم .
من خودم الان که دارم فکر میکنم که چاقی من از کی شروع شده میفهمم که از سن بلوغ به بعد بهم میگفتن فلانی تپل هستی چقدر بهت میاد ویا یه خاله دارم هم سن خودم اون خیلی لاغر که همه بهش میگفتن چقدر لاغری و گاهی بهم میگفت خوش به حالت تپل هستی همه دوستت دارن میخوام بگم ببین از کی من با تغییرات کوچک چاقی من شروع شده و فرمول های دیگه که ازدواج کنی چاقتر میشی ،باردار بشی چاق میشی ،خودم میگفتم زیاد میخورم چاقم تند میخورم چاقم شاید تو این چند سال روزی دهها بار اینا تکرار شدن و من چاق شدم حالا چطور میخوام که این فرمول ها را مثلا در عرض ۶ ماه من تغییر بدم معلومه که نمیشه چون تغییرات از مغز باید شروع بشه و با تکرار ،تکرار تا ذهن ناخودآگاه آنها را یاد بگیره و یواش یواش لاغری در جسم ما نمایان شود .
تغییر جای حرف پ و ژ فقط یک حرف بود که جابجا شده بود و به قول استاد ممکنه تا یک ماه طول بکشه تا ذهن این تغییر را یاد بگیره و صحیح عمل کنه اما فرمول های اشتباه ذهنی ما شاید به صدها فرمول برسه پس نگران نباشیم اول خودم و ادامه بدیم و برای هر تغییر کوچک خودمان را تحسین کنیم حتی اگر گاهی اشتباه کنیم بازم بگیم اشکال نداره دفعه بعد صحیح عمل میکنم و به این ترتیب حرکت ما به سمت لاغری شروع میشه و این راه پایانی نداره دوستان چون خیلی میسر قشنگ و زیبایی هست چون همش با لذت و احساس خوب هست .
استاد ممنونم
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیزمان و دوستان خوبمان
چقدر این فایل عالی و آموزنده و آرامش دهنده بود
اینکه ما با تکرار کردن فرمولهای جدید را در ذهنمان ثبت میکنیم تا بصورت عادت در ما بشود
اگر هم بعضی اوقات فرمولهای پیشین چاقی رو آمد نگران نشویم چون این عادی است فقط با پذیرفتن و به یاد آوردن عملکرد ذهن به خودمان اطمینان بدهیم که آن هم کمرنگ شده و با رفتار درست جایگزین میشود
خودمان را سرزنش نکنیم و نا امید نشویم که به رها کردن دوره ختم شود
فقط و فقط باید تکرار و تکرار و تکرار کنیم
باید آهسته و پیوسته در مسیر لاغری با ذهن بطرف هدف در حرکت باشیم
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیز
گام ۸۲ با رنج لاغر شويم یا به آسانی
رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
فایل امروز من رو به یاد این شعر انداخت برای موفقیت در هر کاری استمرار استمرار لازمه نباید نه خودت رو خسته کنی بی حوصله انجام بدی نه افراط کنی خیلی انجام بدی
باید با علاقه و پشتکار استمرار داشته باشی هدف رو ببینی و هر روز یک قدم به هدفت نزدیک بشی قرار نیست یک شبه لاغر بشیم همون طور که یک شبه چاق نشدیم
آموزش و یادگیری
نکته دیگر در موفقیت در هر کاری یادگیری هست من خیلی شگفت زده شده وقتی استاد برای یادگیری مثال پیانو یا گیتار زدن رو آوردن هیچ وقت ما می خواهیم کاری انجام بدیم اول خودمون شروع نمی کنیم به پیانو زدن تا یاد بگیریم این میشه آزمون و خطا و خیلی خیلی زمان بر هست تا بتونی یک چیز رو یاد بگیری
وقتی الان اینقدر برای هر کاری آموزش های مختلف هست می خوای کیک درست کنی یک سرچ می کنی یک دستور می گیری درست می کنی هیچ وقت نمیای هر چی دوست داری بریزی و کیک درست کنی
پس برای لاغری هم باید یاد بگیریم باید اول مغزمون یاد بگیره در ذهن مون فرمول سازی کنیم دستورالعمل های مغزی جایگزین قبلی ها بشن بعد رفتارمون عوض بشه
این تغییرات کم کم هست و ممکنه نموده در جسم خیلی کم باشه
من خودم تغییرات رو در خودم متوجه میشم می بینم خیلی از رفتارهای چاق کننده قبل رو ندارم مثل
من فقط با چایی یک قند می خوردم می خواد یک چای باشه یا ده تا چایی فقط یک قند می خورم
وقتی کیک برای مدرسه بچه هام درست می کنم من فقط در طول هفته یک تکه کوچیک می خورم در صورتی که قبلا هر روز چند تا می خوردم
احساس فوق العاده خوبی دارم حالم خیلی خوبه
ته مونده غذای بچه ها رو نمی خورم
از چاقی ام متنفر نیستم از خودم و زندگی ام و بدنم لذت می برم
…………….
و هر روز دارم یک قدم به هدفم نزدیک تر میشم و این مسیر برام لذت بخش هست دیگه مثل روش های قبلی نیست که مجبور باشم شام درست کنم و بوش تو خونه باشه و من نخورم برم سالاد بخورم
دیگه مجبور نیستم ورزش کنم عرق بریزم پام درد بگیره چون من پام رو عمل کردم و ورزش کردن برام سخته
دیگه مجبور نیستم با حسرت به مواد غذایی نگاه کنم
چون چون چون من یاد گرفته ام مواد غذایی برای رفع نیاز بدن هست
من به اندازه و برای رفع نیازم غذا می خورم
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوب و پر تلاشم .
فرمولهای ذهنی با تکرار و استمرار و تعهد عوض میشن و با یک روز و ده روز و دو ماه عوض نمیشن و انصافا این تغییر کار میبره و من خودم کسی هستم که دو ساله در سایت هستم و انصافا دارم خوب ر وی خوم کار میکنم حالا از کجا متوجه میشم خوب دارم روی خودم کار میکنم و فرمولهای ذهنیم داره تغییر میکنه ؟؟؟از تغییر رفتارهام متوجه میشم همین دو شب پیش من مهمان داشتم و اونها رو برای شام دعوت کردم که بریم بیرون شام بخوریم و اتفاقا انتخاب همه فست فود بود و من اون شب من یه دونه پیتزا به ناچار سفارش دادم (چون مدتها هست من و دخترم اشتراکی یک دونه با هم میخوریمو بیشتر نمیتونم بخورم ) ولی خیلی راحت دیدم نصف اون پیتزا رو گذاشتم و به خوردن ادامه ندادم و کلی از مابقی پیتزاهای بچه ها هم موند که اوردم خونه اما شب اصلا دوست نداشتم بخورم و یا دست دست کنم در واقع باید بگم میلم نکشید که بخورم در حالی که اگر گذشته بود رحم نمیکردم علاوه بر اینکه یه پیتزای خودم رو در رستوران کامل میخوردم شب هم باقی مانده ی اونها رو هم میخوردم .و از طرف دیگه فردای اون روز من کلی تنقلات در خونه داشتم که به خاطر مهمانی تهییه کرده بودم که همه مونده بودن که من هیچ وقت برای خودم این همه تنقلات با هم تهییه نمیکنم مثلا شیرینی قنادی و تخمه و میوه خشک و آجیل و کاکاییو و … بود .ولی من الان به حدی رسیدم و بر خودم در خوردن مواد غذایی کنترل دارم که خیلی راحت انتخاب میکنم که من نباید از تمام اونها با هم در زمان سیری بخورم من هر وقت نیاز داشتم در زمان گرسنگی از هر مواد غذایی که انتخاب کنم میتونم به اندازه نیازم بخورم و هر وقت بخوام برم پرخوری کنم ذهنم الارم میده فعلا نخور تا گرسنه باشی و من راحت از خوردنش صرف نظر میکنم این از تغییرات عالی خودم بماند که همین دوستم بعد از چند ماه دیدنم بارها میگفت چقدر تو لاغرتر شدی و همش میگفت اخه دخترت رو چیکار کردی که اینقدر عالی لاغر شده و تعجب میکردن از روند لاغری دخترم و اتفاقا گفت توکه اینقدر لاغر تر شدی چرا صداش رو در نمیاری ؟؟ و همینجا بود که بازم بیاد آموزشها افتادم که لاغری با ذهن واقعا بی سر و صدا هست و خیلی آسان هست و نه تنها خودم بلکه خانوادی منم دارن همینطور لاغر تر و متناسب تر میشن و این کم نعمتی نیست و بارها از خدا برای بودن در این مسیر سپاسگزاری کردم و اتفاقا خود این دوستم و دخترش و همسرش سالها هست رژیم دارن و ترس از خوردن دارن و کلی مراقبت غذایی دارن و اما دختر ایشون یه کم تپل بود و این دختر ناز ایشون با وجود کلی مهارتهای بالا که داره مثل مسلط بودن به چندین ساز زیبا و زبان خارجی و کلی کارهای هنری و …. کلی مقامهای بالا ی علمی در سطح کشور داشتن ولی به خاطر یه مقدار تپلی اعتماد به نفس لازم رو نداشتن و بسیار خجالت میکشیدن و بارها همین دخترش به زبون میاوردکه من چاقم و اصلا خوب نیستم و به دختر من حسرت میخورد و همین جا بود که من به خاطر این اگاهی ها که دارم دوباره متوجه شدم که یه مقدار چاقی در این دختر خانم ناز باعث شده که اعتماد به نفس خوبی ند اشته باشه چون مرتب در رژیم بود و بارها مادرش تذکر میداد که نخور و حواست رو بده و …معلوم بود تحت فشار هست و خودش رو با وجود اون همه موفقیت عالی که داره فردی موفق نمیدونه و من در دلم افسوس خوردم و اتفاقا من قبلا همین راه رو به دوستم معرفی کرده بودم اما چون خوشش نیومده بود پیگیری نکرد و دیگه دنبالش نکرد برای همین دوباره بهش حرفی نزدم .
پس با استمرار در مسیر فرمولهای ذهنی ما تغییر میکنن و حالا اگر جایی در رفتارمون اشتباهی داشتیم و از ما خطایی سر زد که خطا نیست همون فرمولهای گذشته هستن که بالا مبان پس نباید من نگران بشم و ناامید بشم و یا عصبانی بشیم که انگار فایده نداره نه باید بازم ادامه بدیم تا در مسیر درست قرار بگیریم و به هدف برسیم دقیقا مثل چالش جابه جایی دکمه های کیبورد در لپ تاب استاد که به جای عصبانی شدن استاد داره سعی میکنه که این تغییر رو برای ذهن خودش عادی کنه و دیگه بدون تقلا اون رو بپذیره اتفاقا خود من زمانی که تازه مایکرو ویو رو تهییه کرده بودم چون عادت نداشتم بارها میرفتم که غدا رو روی اجاق گاز گرم کنم و بعد که یادم میفتاد با بشقاب خودش خیلی راحت داخل مایکرو گرم میکردم و برعکس الان اینقدر بهش عادت کردم که وقتی خونه ی مادرم و یا جایی میرم که باید غذا رو روی گاز گرم کنم اما من طبق عادت به دنبال مایکرو هستم که سریع و راحت با بشقاب خودش گرم بشه و اما به ناچار باید دنبال تابه و قابلمه برم یعنی میخوام بگم ذهن ما آدمها به شرایط جدید و فرمولهای حدید عادت میکنه فقط کافیه استمرار داشته باشیم .
من خودم با وجود این همه رفتار صحیحی که در این مدت داشتم همین الان یه خطایی داشتم که میگم ولی ناامید نمیشم من بارها گفتم عاشق انجیر خشک و توت خشک و میوه ی خشک هستم (که این غلطه و من نباید به مواد خوراکی خیلی برچسب بزنم که این رو دوست دارم و نباید از اونها خاطره داشته باشم )و حالا که بعد از مدتها به خاطر مهمانی میوه ی خشک خریدم به خاطر همین تعریفها که در ذهنم از مواد خوردکی داشم چند دونه با هم میوه ی خشک خوردم و الان یکم فشار شکمی رو حس میکنم ولی به خودم میگم بازم عالی رفتار کردم چون این همه شیرینی و کاکاییو اجیل و بستنی و تخمه و . .. بود میلم نشد چند دونه انجیر خشک دلم خواست خوردم بازم این خودش یه تعییر بزرگ هست و همینکه زودی احساس سیری و یا فشار شکمی رو حس میکنم این خودش یک تغییر بزرگ هست و باید خوشحال باشم و به مرور با تکرار دوره ها این فرمولهای جدید لاغری قویتر میشن و من بازم بهتر رفتار میکنم آخه وقتی من در مسیر چاقی بودم فرمولهای چاقی سالها تکرار شدن تا من چاق شدم و من میلیونها بار رفتار های چاق کننده رو تکرار کردم تا چاق شدم پس حالا در این راه هم استمرار خواهم داشت و فرمولهای جدید رو تکرار میکنم تا موفق بشم .
من با رژیم و عمل و قرص نمیتونم فرمولها و رفتارها و تصاویر چاقی رو درر ذهنم تعییر بدم پس شکست میخورم .
من در این مسیر باید صبور باشم تا فرمولهای جدید جایگزین فرمولهای قدیم بشن و من لاغر بشم پس ادامه میدم و تمرین میکنم تا همچنان تعییراتم بزرگتر و پررنگتر بشه همین منی که عاشق چیپس و پفک خوردن بودم و باید هر روز میخوردم حالا خیلی راحت میتونم نخورم اگر جلوم نباشه و نبینم اصلا میل به خوردن اونها ندارم و دیگه نمیرم پفک و چیبس بخرم ولی حالا اگر به بارم هوس کردم خوردم اصلا از خودم ناامید نمیشم میگم با تکرار کردن بازم بهتر میشم و فرمولهای ذهنیم تعییر میکنن پس با تکرار کردن روند تغییر فرمولهای ذهنیم سریعتر میشه .
من هر روز یک قدم برای خودم برمیدارم با گوش دادن به فایلها و انجام تمرینات من مطعنم به هدفم میرسم و به وزن ۵۹ کیلو میرسم فقط باید استمرار و تعهد و انگیزه و داشته باشم .
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام ب استاد عزیز و دوستان همراه گام ۸۲ با رنج لاغر شویم یا آسانی ،
ذهن ما راحت طلبه کار های رو انجام میده ک براش مث آب خوردن باشه و کار های سخت ازشون ممانعت میکنه و حاضر نیست اون کار رو انجام بده ،باید کاری رو ک انجام میده ازش لذت ببره و دوسش داشته باشه ،ولی ما با رژیم گرفتن ورزش کردن ،دمنوش خوردن همگی روشها باعث رنجش ذهنمون شدیم و باهاش لج کردیم و در آخر این ما بودایم ک از پا درآمدایم و دیگه اون روش رو انجام ندادیم ،متاسفانه همه ما عجله داریم برای لاغری ،و ب همین خاطر ب این روشها سخت هدایت میشدیم الان میدونم ک بهترین و صحیح ترین راه لاغر شدن از راه ذهنیه و راه ذهنی هم فقط از طریق تکرار، تکرار ،تکرار عادت ها تثبت در ذهن میشه و طبق اون ذهن ما برنامه ریزی میشه و متفاوت از قبل با مواد غذایی برخورد میکنیم ممنون از استاد عزیز مثال تون عالی بود
نشان های دریافت شده
سلام
استاد عزیز واقعا ممنونم بابت این فایل این اگاهی من تا ااین گام انقدر لا۶عری با ذهنو درک نکرده بودم ک با دیدن این فایل زیبا و با مثالهای زیبایش برام باورپذیرتر شد
اصلا لذت بردم اصلا تازه فهمیدم ماجرا چجوریه چیزی ک مدتهاست ذهن منو درگیرکرده بود و فهمیدم
ما برای جاگیری فرمولهای ذهنی را هی باید تکرار و تکرار داشته باشیم و این تکرار جز شیرینترین تکرارهای عمر من هستش ک هر چقدر تکرارش میکنم درکم از اون فایل بیشتر میشه
مثل جدول ضرب ک با تکرارش ما یادش گرفتیم و الان من بعد این همه سال باز یادمه و رفته ب ذهن ناخوداگاهم من از تکرار نکردن خیلی ضربه خوردم توزندگیم
ولی اینجا این مهارت یا بهتر بگم این کلید دارم و اونقدر فایلها رو تکرار میکنم ک هم عادت کنم ب این کار هم دریافتم بیشتر و بیشتر بشه
منوخودم ماجرای جای ساعت عوض کنیم و انجام دادم و دیدم ک چندین بار شده من برگشتم ب اون جای ساعت نگا کردم
لاغری با ذهن اسانترین و زیباترین روش لاغری هستش ک من تا حالا دیدم
یکنواخت نیس هر روز ی دریچه تازه ای ب اگاهی برات باز میشه
من ی چن نفر رو میشناختم ک با کالری شماری اندام زیباشونو داشتن بعد میگفتم این اخه چجوری میتونه پس چرا من نمیتونم ب قول شما اونها با تکرار و استمرار یاد دادن ب ذهنشان تونستن و الا غیر ممکنه
والان درک کردم ک چرا کاری ک اونها انجام میدادن و اصلا براش تعجبی نمیکردن و عادی شده بود براشون مثل مسواک زدن برا من تصورشم سخت بود
من خوشحالترینمرک تو این مسیرم و من قدمهای محکم و محکم و هر روز بر میدارم تا ب شهر زیبای تناسب برسم واز تصورشم لذت میبرم
شکر خدا جونم ک منو با این سایت آشنا کردی شکر ک روزی من تناسب شد
نشان های دریافت شده
سلام🙂
ذهن ما طاقت تحمل رنج و سختی رو نداره و هر چیزی که برای ذهن سخت و رنج آور باشه زیر بار انجامش نمیره و اون کار رو رها میکنه.
تغییر کردن هم برای ذهن سخته و تمایل به انجامش نداره ولی اگه مسیری رو طی کنیم که از راه آسون و راحت و لذت بخش باشه میتونیم به مرور این تغییر رو ایجاد کنیم.
حالا چرا اینجوریه؟ چون زندگی ما محصول عادتهای ما است عادتها چطور بوجود اومدن؟ با تکرار
یعنی ما برای انجام کاری اون رو یادگرفتیم از طریق دیدن و شنیدن و انجامش دادیم.و انجام دادن رو بارها تکرار کردیم .اوایل برای یادگیری و انجام اون انرژی صرف میشد ولی وقتی تکرار کردیم به ضمیر نا خودآگاه سپرده شده تا دیگه انرژی ای هم نخواد و اینجوری عادتها بوجود اومدن که خیلی ساده و راحت و بدون ذره ای فکر کردن و مصرف انرژی انجام میدیمشون.
پس رمز اینه….. تکرار
برای تغییر هر عادتی فقط اوایلش ممکنه سخت باشه ولی وقتی اون رفتار متفاوت رو تکرار کردیم و ذهن اونو به ناخودآگاه سپرد رفتار جدیدت عادت میشه و خیلی راحت و ساده انجامش میدی.
وقتی ما یاد میگیریم کا چاقی حاصل تکرار عادتهای ما است میفهمیم که باید عادتهای متفاوتی رو ایجاد کنیم و اونوقت لاغری رو آموزش میبینیم با دیدن فایلهای آموزشی و سعی میکنیم عمل کنیم به تمریناتی که داده شده اونوقت هر روز این آموزه ها رو تکرار میکنیم تا به ذهن ناخودآگاه سپرده بشه و تصاویر لاغری جایگزین تصاویر چاقی بشه و جسم هم کم کم طبق دستورات مغزی که تحت تاثیر ذهن ناخودآگاه هست تغییر کنه و متناسب بشه
حتی مرور این روند هم لذت بخشه واقعا…
مثال شما بسیار عالی هست فقط یه حرف قراره تغییر کنه ولی طبق عادت شما همچنان کلید قبلی رو برای حرف پ میزنین با اینکه میدونین و یادگرفتین که کلید دیگه ای رو باید بزنین پس یادگیری فقط مرحله اوله و تا تکرار نشه بی فایده است برای همینه که میگن ما برای تغییر به آموخته های بیشتر احتیاج نداریم فقط همون قبلیها رو باید تکرار کنیم و بهشون عمل کنیم که البته خود تکرار باعث میشه عمل کنیم چون به ذهن ناخودآگاه سپرده شده.
توی کتاب اثر مرکب دارن هاردی نوشته شده اینکه در یه سال ۹ تا کتاب بخونی مهم نیست اگه همون یه کتاب رو ۹ بار بخونی ارزش داره و این میشه اثر مرکب…ترکیب تکرار…معجزه میکنه…
بله درسته رفتن از یه شهر به شهر دیگه با پای پیاده فقط تکرار هزارا باره همون یه قدمه….ولی اثر مرکب میگه تکرار همین یه قدم تو رو به مقصد میرسونه….
عاشق این هستم که شما اینقدر مسیر لاغری با ذهن رو آسون و لذت بخش میکنید بارها از شما شنیدم که لاغری رو آسون کنید فقط هر روز یه فایل گوش بدین و تمرینش رو انجام بدین بذارین جزئ روتین روزانه تون نمیخواد mp3و پرفشار فایلها رو گوش بدین نمیخواد زندگیتونو تعطیل کنین برای یادگیری لاغری نمیخواد لذت بردن از زندگی رو موکول کنید به بعد از لاغر شدن بارها گفتین حال خوبتون مهمترین هدفتون باشه بارها گفتین به چیزهایی که حالتون رو بد میکنه توجه نکنین به نافرمیهای بدنتون به چاقی شکمتون به اینکه پس چرا من لاغر نمیشم به اینکه مقایسه کنین خودتونو با بقیه ..بارها گفتین اصلا اشکالی نداره یه وقتهایی مثل قبل رفتار کنین اصلا اشکالی نداره یه وقتایی پیغام سیری رو دریافت نکنین اصلا اشکالی نداره در شرایطی حتی فایلتون رو گوش نکنین ناراحت نشین از خودتون عصبانی نباشین خودتون رو سرزنش نکنین اتفاقی نیوفتاده شما از لاغری عقب نیوفتادین حتی دوستانی که مدتی مسیر رو رها میکنین و دوباره برمیگردن رو هم شما با آعوش باز و با روی گشاده میپذیرین و سرزنش نمیکنین خودتون از زندگیتون از غذا درست کردنتون از سرخ کردنها از کیک پختن ها از لذت خوردن بارها فیلم و عکس میذارین که الگویی باشه برای ما که نترسیم از غذاها از شیرینیها لذت ببریم از خوردن از لحظات زندگیمون بارها گفتین این مسیر یه ذره عرق کردن هم نداره یه ذره پیاده روی نداره نیازی به هیچ تحرکی نیست حتی فایلهای پیاده روی شما به منظور افزایش متابولیسم نیست برای هماهنگی ذهن و جسمه….
خدایا چه مسیری راحت تر و ساده تر و لذت بخشتر از اینجا برای لاغر شدن
اینجا هم یادمیگیریم زندگی کنیم هم خودمون رو دوست داشته باشیم هم با خدا ارتباط نزدیکتر و صمیمانه تری بگیریم و هم لذت ببریم از تک تک لحظات زندگیمون هم از آشپزی کیف کنیم و هم از خوردن غذاهایی که درست کردیم ،هم بعد از غذا خوردن حسمون خوب باشه سبک و پر انرژی باشیم عذاب وجدان و سنگینی و فشار شکم که همشون حس های بد هستن رو تجربه نکنیم و اینجا همون صراطالمستقیم هست پر از نعمت پر از حسهای خوب پر از ایمان و چقدر خوشبختیم که هدایت شدیم و در این مسیر داریم پیش میریم
اگه این مسیر پر از نعمت رو نخوایم ادامه بدیم عجیبه.. دیگه راحت تر از اینم مگه داریم …دیگه چی میخوایم واقعا….اگه این نعمت رو درک کنیم هر روز با حس خوب و عالی و با اشتیاق ادامه میدیم
برای من نوشتن تمرینات یه جور مراقبه است حس در لحظه بودنه و پر از حال خوب و لبخند و آگاهیه طوری که واقعا متوجه گذر زمان نمیشم و اصلا توجه نمیکنم چقدر کلمه تایپ کردم اصلا هیچ کاری من نمیکنم کلمات خودش جاری میشه روی صفحه کیپورد موبایل و بعد که میخونمش خودم هم خیلی لذت میبرم و به قول یکی با خودم میگم من اینا رو نوشتم …واقعا کجا بریم بهتر از اینجا مرسی استاد خیلی ممنونم بابت فراهم کردن چنین فضایی …🙏🙏🙏
سلام دوست عزیز خیلی خوشم اومدازنوشته هاتون واقعا عالی بودحرفاتون خیلی لذت بخش بودبرام دلم نشست آگاهی عالی داشت واقعا میتونم بازم این نوشته اتونوبخونم مرسی
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز ممنونم از محبتتون🙏❤