0

من سپاسگزار نعمت های الهی ام هستم (قدم ۵)

نعمت های الهی
اندازه متن

سپاسگزاری نزدیک ترین و قوی ترین فرکانس به خداوند است. این نزدیکی به معنای فاصله مکانی نیست بلکه باعث ایجاد احساس آرامش عمیق درونی می شود.

استفاده از عبارت «سپاسگزارم» می تواند کلام ما را به سمت توجه و نزدیکی به خداوند هدایت کند اما شکرگزار بودن در قلب و ذهن است که سبب تجربه درجات عالی در زندگی می شود.

سپاسگزاری در قرآن

ریشه کلمه سپاسگزاری یا شکرگزاری در قرآن عبارت «شکر» می باشد که ۷۵ بار در قرآن استفاده شده است و نشان از اهمیت این موضوع در هدایت انسان دارد.

برخی از کاربردهای «شکر» به شرح زیر است:

  • پس از آن بر شما بخشودیم، باشد که شکرگزاری کنید.
  • پس مرا یاد کنید، [تا] شما را یاد کنم؛ و شکرانه‌ام را به جای آرید؛ و با من ناسپاسی نکنید.
  • اگر سپاس بدارید و ایمان آورید، خدا می‌خواهد با عذاب شما چه کند؟ و خدا همواره حق‌شناس‌ داناست.
  • و قطعاً شما را در زمین قدرت عمل دادیم، و برای شما در آن، وسایل معیشت نهادیم، [اما] چه کم سپاسگزاری می‌کنید.
  • و آنگاه که پروردگارتان اِعلام کرد که اگر واقعاً سپاسگزاری کنید، [نعمت‌] شما را افزون خواهم کرد، و اگر ناسپاسی نمایید، قطعاً عذاب من سخت خواهد بود.» 
  • و اوست آن کس که برای شما گوش و چشم و دل پدید آورد. چه اندک سپاسگزارید.
  • و راستی پروردگارت بر [این‌] مردم دارای بخشش است، ولی بیشترشان سپاس نمی‌دارند.
  • آیا آبی را که می‌نوشید دیده‌اید؟ آیا شما آن را از [دل‌] ابر سپید فرود آورده‌اید، یا ما فرودآورنده‌ایم؟ اگر بخواهیم آن را تلخ می‌گردانیم، پس چرا سپاس نمی‌دارید؟ 

آنچه واضح است همواره خداوند انسان را به شکرگزار نعمت های الهی بودن دعوت کرده است.

شکرگزاری را یکی از راه های موثر در بخشیده شدن توسط خداوند معرفی کرده است.

شکرگزاری را راهی برای رهایی از عذاب الهی معرفی کرده است.

شکرگزاری را راهی برای دریافت نعمت های بیشتر قرار داده است.

همچنین انسان را دعوت به شکرگزاری برای نعمت های الهی مانند باران، اندام بدن و … کرده است.

بنابراین سپاسگزاری و قدردان نعمت های الهی بودن مزایای بی شماری دارد که قابل شمارش و بررسی کردن نیست.

نعمت های الهی

سپاسگزار نعمت های خود بودن

نکته جالب توجه درباره سپاسگزاری این است که هرگز در قرآن به این موضوع اشاره نشده است که برای نعمت های الهی دیگران سپاسگزاری کنید یا قدردان آنچه دیگران دارند باشید.

اتفاقا از این کار انسان را منع کرده است:

«و زنهار چشم مدوز به آنچه از زينت زندگى دنيا به گروهى از آنان داده‌ايم، تا آنها را در آن امتحان كنيم، و روزى پروردگار تو بهتر و پايدارتر است.»

بدینوسیله خداوند به پیامبر توصیه می کند چشم به نعمت های دیگران نداشته باش و به روزی خودت از پروردگار دلخوش باش که بهتر و پایدارتر است.

نکته بسیار مهمی است که باید مورد توجه و عمل قرار داده شود.

زمانی که ما به آنچه دیگران دارند توجه می کنیم احساس کمبود و نقص در زندگی خود می کنیم و حسرت می خوریم یا حسادت می کنیم و این نوعی از ناسپاسی است.

حتی اگر با دیدن نعمت های دیگران خوشحال شویم به آنها تبریک بگوییم و آن نعمت را هدیه از سوی خداوند به آنها بدانیم احتمال اینکه با خود بیاندیشیم که چرا خداوند از این هدایا و نعمت ها وارد زندگی من نمی کند بسیار زیاد است.

بنابراین باید نسبت به توجه کردن به نعمت های دیگران هوشیار و مراقب باشیم چون عمل قدرتمندی است که باعث ایجاد احساس کمبود، حسرت و ناسپاسی در انسان می شود.

با گسترش روز افزون شبکه های مجازی افراد به سادگی بهترین حالت ها و شرایط زندگی خود را منتشر می کنند.

دیدن امکانات زندگی دیگران یا شرایطی که در حال تجربه کردن هستند به سادگی می تواند باعث ایجاد احساس حسرت و ناامیدی در بیننده شود.

شاید تا کنون این جمله را با خود تکرار کرده باشید یا حتی به دیگران گفته باشید که اگر اینها زندگی می کنند پس ما دقیقا داریم چه کاری انجام می دهیم؟!

نعمت های الهی

توجه کردن به نعمت های الهی دیگران به سرعت باعث بی ارزش شدن داشته ها و شرایط خودتان می شود.

بنابراین همواره به این موضوع دقت داشته باشید که به آنچه دیگران دارند توجه نکنید، درباره آنچه دیگران دارند صحبت نکنید.

متاسفانه صحبت کردن درباره شرایط دیگران در گفتگوهای افراد امری عادی و البته از سوی شیطان بسیار جذاب جلوه داده شده است.

در گذشته بارها درباره شرایط دیگران با دوستان و اطرافیانم صحبت می کردم و همیشه ابراز تعجب می کردم که چطور و چگونه این فرد در این شرایط قرار گرفته است یا این همه ثروت و دارایی دارد.

این نگرش سبب شده بود که همیشه نسبت به شرایط و نعمت های الهی خودم ناراضی باشم و احساس نارضایتی همان ناسپاسی کردن نسبت به نعمت های خداوند است.

یکی از مهمترین نتایج ناسپاسی، تشدید احساس دور شدن از خداوند است.

هرچقدر در زندگی به خاطر نعمت های الهی دیگران یا شرایط آنها احساس حسادت و ناامیدی کنید در حال ناسپاسی کردن هستید و احساس دور شدن از خداوند و بی ارزش بودن خواهید کرد.

اگر شرایط و نعمت های الهی خود را با دیگران مقایسه کنید نه تنها از شرایط زندگی خود ناراضی خواهید شد بلکه نسبت به خودتان و حتی همسرتان احساس بی ارزشی می کنید.

تصور میکند که انسان ارزشمندی نیستید یا فردی که با او زندگی می کنید آدم ارزشمند و به دردبخوری نیست که شرایط زندگی شما مانند دیگران نیست.

ارتباط توجه کردن به نعمت های الهی دیگران با احساس ناسپاسی و شک کردن به خداوند به حدی شدید و جدی است که خداوند به پیامبر نسبت به این حربه شیطان هشدار داده است.

نعمت های الهی

آگاه نبودن نسبت به زندگی

آنچه باعث انحراف انسان از سپاسگزار بودن به خاطر نعمت های الهی اش می شود این است که نسبت به قوانین جهان هستی آگاهی ندارد.

همانطور که هر گونه از گیاهان در منطقه ای از کره زمین قادر به رشد و تکامل است هر نعمت متعلق به شرایط خاص خودش می باشد.

همانطور که اگر درخت موز را در مکانی نامناسب کشت کنید هرگز نتیجه مطلوب نخواهد داد اگر نعمت هایی که در زندگی دیگران وجود دارد را بدون فراهم شدن شرایط و موقعیت فرد وارد زندگی دیگری کنید هزگر نتیجه مطلوب در زندگی او نخواهد گذاشت.

این موضوع را به وضوح می توانید در زندگی خود و دیگران مشاهده کنید.

در جهان هستی انسانها از نظر چگونگی برخورداری از نعمت های الهی به دو گروه تقسیم می شوند.

گروه اول: عده ای هستند که به شکل عالی به زندگی خود ادامه می دهند و توجهی به نعمت های الهی و شرایط دیگران ندارند و در روند عالی زندگی با احساس خوب زندگی می کنند و نعمت های متفاوت وارد زندگی آنها می شود.

گروه دوم: عده ای هستند که در زندگی چشم به نعمت های الهی دیگران دارند و برای داشتن آنچه دیگران دارند از مسیر عادی زندگی خارج می شوند و تلاش می کنند به هر شکل ممکن مانند آنچه دیگران دارند را داشته باشند. در این حالت آنچه به دست می آورند تاثیر و نتیجه لذتبخشی که در زندگی گروه اول داشته است را در زندگی آنان ندارد و در بسیاری از موارد باعث رنج و ناراحتی آنها می شود.

اثبات این فرضیه نیاز به فکر کردن زیاد ندارد و با اندکی فکر کردن به آنچه تاکنون وارد زندگی خودتان و اطرافیانتان شده است به راحتی می توانید به درست بودن آن پی ببرید.

نعمت های زیادی هستند که به شکل عادی در روند زندگی وارد زندگی شما شده است و برای مدت طولانی از آنها استفاده کرده و لذت برده اید.

اما مواردی هم وجود دارد که به دلایل مختلف که معمولا حسادت یا روکم کنی بوده است تلاش کرده اید تا به هر شکل که شده آن را به دست بیاورید اما آن تاثیری که آن نعمت در زندگی فردی که مورد توجه و حسادت شما بوده است گذاشته است در زندگی شما نذاشته است و باعث رنج و ناراحتی شما شده است.

برای لذت بردن از زندگی باید سپاسگزار بودن از نعمت های الهی را به عادت در خود تبدیل کنیم.

نعمت های الهی

سپاسگزار بودن نه به این معنی که به خاطر داشته باشیم در طی روز بارها عبارت «سپاسگزارم» یا «خدایا شکرت»‌ را بر زبان جاری کنیم بلکه به این معنی که احساس رضایت عمیق درونی از شرایط و امکانات زندگی خود داشته باشیم.

باید این موضوع را درک کنیم که شرایط زندگی من و دارایی های من دقیقا منطبق بر احساس،‌ افکار و نگرش من به زندگی و مطابق با لیاقت من در جهان مادی است.

درک این عبارت و زندگی بر مبنای آن کار ساده ای نیست اما تلاش برای نهادینه کردن این نگرش دروازه های جدیدی از آرامش و نعمت های بی پایان را به زندگی شما باز خواهد کرد.

من همواره سعی می کنم بر مبنای این نگرش فکر و عمل کنم.

هرآنچه لایقش باشم به شکل ساده و آسان وارد زندگی من خواهد شد.

هرآنچه نیاز من برای زندگی و لذت بردن از زندگی باشد به راحتی در شرایط فعلی من قابل تهیه کردن باید باشد.

اگر من فکر می کنم که داشتن خانه بزرگتر باعث آرامش و لذت بیشتر من از زندگی خواهد شد و شرایط خرید آن را ندارم نگرش من درباره زندگی و آنچه دارم اشتباه‌ است و باید اصلاح شود.

در گذشته به این صورت عمل نمی کردم بلکه هرآنچه دیگران داشتند و من نداشتم باعث ایجاد حسرت در من می شد و فکر می کردم که اگر من هم فلان گوشی، موتور، ماشین،‌خانه یا …. را داشته باشم چقدر احساس خوشبختی بیشتری خواهم داشت.

بنابراین تلاش می کردم تا به هر شکل ممکن از طریق وام گرفتن، قسطی خریدن، قرض کردن و … صاحب آن وسیله یا شرایط شوم اما باز هم تاثیری پایدار و همیشگی در وجود من ایجاد نمی شد و باید به فکر تهیه کمبود بعدی می بودم.

اما به لطف خدا از زمانی که در مسیر تغییر زندگی قرار گرفتم و از خداوند درخواست پرداخت بدهی ها و اقساط بانکی را کردم تا احساس آزادی و رهایی در زندگی را تجربه کنم زودتر از آنچه خودم تصور می کردم این خواسته من برآورده شد و من تمام اقساط و بدهی های خودم را تسویه کردم.

من به این نتیجه رسیدم فقط در صورتی می توانم در زندگی لذت ببرم و احساس خوشبختی کنم که آرامش ذهنی داشته باشم. بنابراین رهایی از بند قرض و وام چنان آرامشی در من ایجاد کرد که الان بعد از ده سال به هیچ عنوان حاظر نیستم برای رسیدن به شرایط یا نعمتی از وام یا قرض گرفتن استفاده کنم و آرامش خودم را برهم بزنم.

هرآنچه برای شما نباشد و از طریق وام یا قرض گرفتن وارد زندگی خود کنید توانایی مقابله کردن با استرس و نگرانی که قرض و وام و بدهکاری در وجود شما ایجاد خواهد کرد را ندارد و هرگز نمی تواند موجب آرامش و بهبود احساس خوشبختی شما شود.

تاکید می کنم این نگرش من در زندگی شخصی ام است و انتظار ندارم شما یا دیگران با آن موافق یه کورکورانه به آن عمل کنید.

نعمت های الهی

نتایج رهایی از نارضایتی

خداوند در قرآن می فرماید اگر سپاسگزار باشید شما را می افزایم. این وعده خداست و خداوند نسبت به تحقق وعده های خود وفادار است.

در سال ۱۳۹۳ زمانی که تازه با موضوع جذب آشنا شده بودم بعد از ده سال کار کردن توانسته بودم ماشین مدل ۸۳ بخرم.

همیشه از داشتن این ماشین ناراضی بودم و هر وقت افرادی را می دیدم که ماشین بهتر از من دارند حسادت می کردم و گله و شکایت می کردم که خداوند چرا به من این شانس را نداده است که ماشین بهتر داشته باشم.

تقریبا ۵ سال بود که آن ماشین را داشتم و از نظر ظاهر بیرونی و داخلی در شرایط نامناسبی بود اما توانایی تعویض یا بهبود شرایط ماشین خودم را نداشتم.

زمانی که با موضوع سپاسگزاری آشنا شدم به این فکر کردم که چه چیزی در زندگی من وجود دارد که بخواهم بخاطر آن سپاسگزار باشم.

با خودم گفتم قطعا این ماشین گزینه مناسب یا لایقی برای سپاسگزاری کردن نیست. شرایط مالی مناسبی هم نداشتم که بخواهم برای آن سپاسگزاری کنم.

از نظر روابط عاطفی هم در شرایط مناسبی نبودم و اوضاع و احوال سلامتی ام که به شدت تحت تاثیر چاقی و برخی بیماری های دیگر بود.

بنابراین نمی توانستم خودم را راضی کنم که برای شرایط کنونی ام باید هرطور که شده سپاسگزاری کنم چون اصلا مورد رضایت من نبود.

از طرفی در همه کتاب های موفقیت و حتی در قرآن بر سپاسگزاری بر نعمت های الهی تاکید شده بود اما نمی توانستم خودم را راضی کنم که باید بخاطر آن شرایط سپاسگزار باشم.

احساس می کردم دارم خودم را گول می زنم و از طرفی می گفتم خداوند بر نهان و آشکار من مسلط است و قطعا متوجه فیلم بازی کردن و الکی سپاسگزاری کردن من خواهد شد.

بنابراین به این موضوع فکر کردم که چطور باید در آن شرایط به احساس خوب و رضایت از زندگی دست پیدا کنم و تنها راهی که به نظرم رسید که البته الهام و ایده خداوند بود متوقف کردن گله و شکایت کردن درباره شرایط موجود بود.

با خودم گفتم درست است که نمی توانم به زور برای شرایط فعلی سپاسگزار باشم ولی می توانم درباره این شرایط گله و شکایت نکنم.

این به نظرم منطقی می آمد که اگر از شرایط فعی راضی نیستی نباید درباره آن صحبت کنی ولی اینکه بخواهم از شرایطی که ناراضی هستم احساس تشکر و سپاسگزاری داشته باشم اصلا به نظرم منطقی نبود.

بنابراین تصمیم گرفتم راه ساده تر و منطقی تر را در پیش بگیرم و سعی کردم گله و شکایت کردن درباره شرایط زندگی را متوقف کنم.

نعمت های الهی

کار ساده ای نبود و بارها به خودم می آمدم و متوجه می شدم که در حال گله و شکایت کردن هستم. ولی ناامید نمی شدم و هرکجا متوجه کلام خودم می شدم سعی می کردم گله و شکایت کردن را متوقف کنم.

بعد از آن متوجه شدم که تقریبا می توانم گله و شکایت کردن خودم به صورت کلامی را کنترل کنم ولی پیوسته در ذهنم در حال مقایسه کردن شرایط خودم با دیگرات و گله و شکایت هستم.

به این نتیجه رسیدم که گله و شکایت نکردن کلامی مرحله اول رهایی از گله و شکایت است و مرحله بعدی گله و شکایت نکردن های ذهنی است.

اینجا بود که متوجه شدم برای متوقف کردن گفتگوهای ذهنی باید توجهم را از نعمت های الهی دیگران بردارم.

چون متوجه شدم وقتی به نعمت های الهی یا داشته های دیگران توجه می کنم به شدت ترغیب به گله و شکایت می شوم و به همین دلیل همیشه درباره شرایط نامساعد خودم یا شرایط مساعد دیگران با اطرافیانم صحبت می کردم.

از وقتی هم که تصمیم گرفته بودم با دیگران درباره مسائل و مشکلات گله و شکایت نکنم خیلی خوب عمل کرده بودم ولی همچنان در ذهنم مشغول این کار بودم.

بنابراین تصمیم گرفتم به نعمت های الهی دیگران توجه نکنم تا بتوانم گفتگوهای ذهنی ام را کنترل کنم.

در روزهای اول به محض مشاهده ماشین های بهتر متوجه شروع گفتگوهای ذهنی ام درباره بدبختی های خودم می شدم و سعی می کردم این گفتگوی ذهنی را ادامه ندهم و به چیز دیگری توجه می کردم.

به مرور در انجام این کار مهارت و تسلط بیشتری پیدا کردم و متوجه شدم به نسبت گذشته به میزان قابل توجهی گله و شکایت های زبانی و ذهنی من نسبت به نعمت های الهی دیگران کمتر شده است.

من سالها بود نسبت به داشتن آن ماشین گله و شکایت می کردم و همیشه به همسرم می گفتم خدا کنه بتونم یک وام ۵ میلیونی دیگه بگیرم و ماشین یکی دو مدل بالاتر بخرم که شرایط بهتری داشته باشه.

اما از وقتی نسبت به نداشتن ماشین خوب در زندگی خودم و داشتن ماشین خوب دیگران گله و شکایت نمی کردم به مرور احساس بهتری نسبت به همان ماشینی که همیشه ازش ناراضی بودن داشتم.

همان ماشینی که هیچ علاقه ای به تمیز کردنش نداشتم را هفته ای یک بار تمیز می کردم.

با هزینه اندک روکش نو برای همان ماشین خریدم و شکل و شمایل بهتری پیدا کرد.

براش دور فرمان خریدم، خوشبو کننده خریدم و به هر شکلی که می توانستم از همان وسیله نقلیه که تا قبل از آن احساس می کردم بی ارزش و آبروی مرا می برد استفاده بهتری می کردم.

احساسم نسبت به آن ماشین تغییر کرد و تا حدود زیادی نارضایتی من از اینکه چرا ماشین مدل بالاتر ندارم کمتر شد.

نعمت های الهی

دریافت نعمت های الهی

رها شدن من از احساس نارضایتی که ناآگاهانه هر روز شعله های آن را در وجودم بلندتر می کردم باعث شد احساس رضایت و آرامش نسبت به شرایط فعلی خودم داشته باشم.

این طریقی که من به صورت ناآگاهانه در پیش گرفته بودم دقیقا منطبق بر آیات خداوند در قرآن بود که به پیامبر توصیه کرده بود نگاه خود را از دارایی های دیگران بردار و به آنچه خودت داری توجه کن.

همین کار ساده باعث شد تا به شکل قابل توجهی از احساس نارضایتی من کاسته شود. این درحالی است که شاید کار خاصی برای بالابردن احساس سپاسگزاری انجام نداده بودم چون هنوز به نظرم تغییری در زندگی من ایجاد نشده بود. و چیزی بعنوان نعمت های الهی وارد زندگی من نشده بود.

اما کم کردن میزان نارضایتی خودبخود باعث بهبود شرایط احساسی و گسترش آرامش در وجود انسان می شود.

همین کافی بود تا رابطه احساسی من با خداوند بهتر و بهتر شود و در نتیجه انتظار من از خداوند برای دریافت نعمت های الهی تغییر کرد.

من در گذشته هیچ انتظاری از خداوند برای دریافت نعمت های الهی نداشتم و تازه انتظار داشتم همواره مرا مورد عذاب و امتحان الهی قرار دهد چود خودم را بنده ناسپاس و گناهکاری می دیدم که از درگاه خداوند رانده شده است.

اما با تغییر نگرشی که نسبت به نعمت های الهی و شرایطم در زندگی ایجاد کردم بعد از به صلح رسیدن با خودم گویی با خداوند هم در صلح قرار گرفتم و انتظارم از خداوند تغییر پیدا کرد و به جای اینکه منتظر مشکلات و گرفتاری ها باشم منتظر دریافت نعمت های الهی بودم.

دیگر مثل قبل احساس دور افتادن یا رها شدگی نمی کردم. احساس نمی کردم که خداوند به همه نعمت های الهی بیشمار داده است و فقط حواسش به زندگی من نیست.

علاوه بر اینها بهبود شرایط موجود که در مورد مثال ماشین نظافت کردن و بهبود هرآنچه که با شرایط آن روزگار من متناسب بود سبب شد تا احساس بهتری نسبت به نعمت های الهی خودم پیدا کنم.

همین روند ساده باعث شد که کمتر از دو سال بعد از شروع این روند شرایط خرید ماشین جدید برای من فراهم شد آن هم نه دو سه مدل بالاتر بلکه در حد صفر کیلومتر.

و به لطف خداوند یک سال بعد توانستم ماشین به مراتب بهتر و در حد صفر بخرم.

جالب توجه اینکه من چندین سال بود آن ماشین را داشتم و همیشه از داشتن آن احساس نارضایتی و شرمندگی می کردم و هرچه تلاش می کردم شاید بتوانم با ماشین دو سه مدل بالاتر آن را تعویض کنم موفق نمی شدم.

اما وقتی در روند نگرش و عملکرد خودم تغییر ایجاد کردم در کمتر از سه سال توانستم دو بار ماشین بهتر خریداری کنم آن هم نه چند مدل بالاتر بلکه ده ها مدل بالاتر از نظر کیفیت و مدل و قیمت.

این از شگفتی های رهایی از نارضایتی بخاطر داشته های خود و توجه به نعمت های الهی دیگران بود که منجر به دریافت نعمت های الهی فراتر از انتظارم شد.

اگر به نعمت های الهی دیگران توجه کنیم به سادگی داشته های خودمان در نظر ما بی ارزش می شوند.

اگر به داشته های دیگران توجه کنیم به طرز فزاینده ای احساس می کنم نداشته های زیادی هستند که از نبود آنها در زندگی مان احساس بدبختی خواهیم کرد.

بنابراین سپاسگزار بودن به خاطر نعمت های الهی که در همین شرایط در زندگی ما جریان دارند راه حل بهبود شرایط و دریافت نعمت های بیشتر و بهتر است.

نعمت های الهی

نکته مهم برای موفقیت در این مسیر پذیرش این نگرش است که هرانسانی به اندازه لیاقتش از طرف خداوند نعمت های الهی دریافت می کند.

پذیرش این نگرش کار ساده ای نیست چون می توانید هزاران دلیل و نمونه پیدا کنید که اثبات می کند فلانی نعمت ها و دارایی هایش فراتر از لیاقتش است.

به این دو نکته توجه داشته باشید:

اول: نعمت های الهی شامل دارایی هایی که افراد به شکل های مختلف از طریق وام یا قرض و … وارد زندگی خود کرده اند نباید ملاک دارایی و داشته های آنها باشد چون این نعمت های الهی به شکل عادی وارد روند زندگی آنها نشده است و موجب رضایت و شادی درونی آنها نمی شود.

دوم: معیار سنجش لیاقت و ارزشمندی انسانها برای ورود نعمت های الهی از نظر خداوند با معیارهای انسانی بسیار متفاوت است. شاید از نظر ما فردی لایق نباشد اما نظر ما معیار خداوند و جهان هستی برای ورود نعمت ها نیست.

بنابراین اگر می خواهید شرایط فعلی زندگی خود را تغییر دهید و از نعمت های الهی بیشتری برخوردار شوید راه و چاره ای جز پذیرش آن ندارید. باید با پذیرش شرایط فعلی خود به احساس آرامش دست پیدا کنید تا بتوانیم قدم زنان در مسیر زندگی فعلی به حرکت خود ادامه دهید تا به سرزمین مجاور که شرایط متفاوت با شرایط فعلی شما دارد وارد شوید.

برای اینکه بتوانید شرایط فعلی خود را بپذیرید بهترین راهکار این است که این نگرش را هرطور که شده برای خودتان منطقی کنید.

«هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود»

این نگرش به این معنی است که هرکس در هر شرایطی است دقیقا همان جایی است که باید باشد.

این نگرش به این معنی است که من در حال حاظر در هر شرایطی هستم دقیقا در جای درست خودم در دنیای مادی قرار دارم.

شرایط بهتر نیاز به لیاقت بیشتر دارد و لیاقت بیشتر در گرو داشتن افکار و نگرشی متفاوت است.

به اندازه ای که افکار و نگرش شما درباره خودتان، زندگی و خداوند در جهت صحیح و همسو با قوانین جهان هستی تغییر پیدا کند شما لایق تجربه شرایط بهتر در دنیای مادی خواهید شد.

تمرین:

۱- با توجه به توضیحات ارائه شده درباره اهمیت توجه به نعمت های خود و دوری کردن از حسادت ورزیدن نسبت به داشته های دیگران شرح دهید که تا کنون نگرش و عملکرد شما در اینباره چگونه بوده است. آیا همیشه به داشته های خود توجه داشته اید یا در برخی موارد مشاهده داشته ها و شرایط دیگران باعث ایجاد حسرت در شما شده است.

۲- در اطرافیان خود افرادی را پیدا کنید که همواره در زندگی توجهی به داشته های دیگران ندارند یا درباره آنچه دیگران دارند صحبت نمی کنند. درباره میزان آرامش و شرایط آنها در زندگی شرح دهید.

۳- درباره نعمت هایی که به شکل ساده و خودبخودی وارد زندگی شما شده اند و باعث ایجاد آرامش و راحتی در زندگی شما شده اند شرح دهید.

۴- درباره نعمت هایی که فقط بخاطر اینکه از دیگران عقب نمانید یا مانند آنها باشید با تقلا وارد زندگی خود کرده اید اما نتیجه نهایی رضایت بخشی به همراه نداشته است شرح دهید.

۵- نگرش خود درباره عبارت «هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود» را شرح دهید. چقدر با این موضوع موافق هستید. برای اثبات آن از زندگی خود و دیگران مثال پیدا کنید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.47 از 88 رای

موزیک بی کلام

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=42322
> 85 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 418 کلمه

      به نام خداوندبخشنده وبخشایشگر

      سلام استادبزرگوارودوستان گرامی سایت تناسب فکری

                             گام پنجم

      تمرین؛

      سوال_۱باتوجه به توضیحات ارائه شده درباره اهمیت توجه به نعمت های خودودوری کردن ازحسادت ورزیدن نسبت به داشته های دیگران شرح دهید که تاکنون نگرش وعملکردشمادراین باره چگونه بوده است.آیاهمیشه به داشته های خود توجه داشته ایدیادربرخی مواردمشاهده داشته ها وشرایط دیگران باعث ایجادحسرت درشما شده است؟

      من به جرات میتونم بگم ازبچگی به داشته های دیگران حسادت نداشتم نه خوشحال میشدم ،نه ناراحت شاید علتش این بود پدرخدابیامرزمن ازنظر ثروت موقعیت خوبی داشت ویکی ازخیرین شهرمون بودوتاتوان خودبه دیگران کمک میکردازخریدخانه، جهیزیه،تامعیشتی و…. خوب اثراتش روما هم تاثیرداشت همیشه داشتیم واحساس فقرنمیکردیم . من همیشه ازبچگی میگفتم چرا زن شوهردعوا میکنن چراهمه بهم کمک نمیکنن چرا؟همه باهم خوب نیستن بااین کنجکاوی بزرگ شدم.؟! ولی درموردداشته هام چون همه چی داشتیم توجهی نمیکردم یعنی ناسپاسی میکردم بدون اینکه متوجه بشم ولی سپاسگزاری زبانی داشتم به صورت دائم.

      سوال_۲دراطرافیان خود افرادی راپیدا کنیدکه همواره درزندگی توجهی به داشته های دیگران ندارندیا درباره آنچه دیگران دارندصحبت نمی کننددرباره میزان آرامش وشرایط آنها درزندگی شرح دهید؟

      الان توجه به کسی نکردم ولی درگذشته بوده مادربزگم ،عمه ام،پدرم ومادرناطنین عزیزم وهمیشه درآرامش بودند والان دررحمت خدا درآرامش هستن. وازخدا درهمین لحضه میخوام دراین شرایط باشم خدایا سپاسگزارم

      سوال_۳درباره نعمتهایی که به شکل ساده وخودبخودی واردزندگی شماشده اندوباعث ایجاد آرامش وراحتی درزندگی شماشده اند شرح دهید؟

      بحث خداشناسی،خودشناسی،قانون جذب وفرکانس ،مطالعات دراین زمینه وآشنائی باسایت تناسب فکری،آشنائی با استاد عباسمنش،استاد عرشیانفر، وآشنائی باکتاب ها،چهاراثر فلورانس اسکاول شین،بنویس تا اتفاق بیفتد،کتاب شیخ خیاط درک درست ازقرآن که خیلی جا داره وووووووو…..درکل یعنی آراممممممممممممممممممممممممممممممش

      سوال_۴درباره نعمت هایی که فقط به خاطراینکه ازدیگران عقب نمانیدیا مانند آنها باشید باتقلاواردزندگی خود کرده ایداما نتیجه نهایی نتیجه رضایت بخشی بهمراه

       نداشته است راشرح دهید؟؟؟؟؟؟؟

      دقیقا ۱۳ سال قبل دربحث کسب کاربود دراین مورد من اشتباه کردم سال ۹۰ منفی۵۰۰میلیون شدم وبامخ خوردم زمین واینو به فال نیک گرفتم والان درآرامش هستم چون دراین مباحث هستم خدایا شکرررررررر وسپاسگزارممممممم برای این اتفاق که اون ضرر مالی نبود من باقانون جذب آشنانمیشدم وخدای واقعی روپیدا نمیکردم خدایا سپاسگزارم.!!!!

      سوال-۵ نگرش خودرادرباره عبارت (هرانسانی به اندازه لیاقتش دردنیای مادی صاحب اموال وشرایط 

      خاص خود می شود) راشرح دهید. چقدر بااین موضوع موافق هستید.برای اثبات آن ازندگی خودودیگران مثال پیدا کنید؟

      من شخصا کاملا بااین موضوع موافق هستم .

      بعدازآشنائی باقانون جذب وخداشناسی وخودشناسی، دقیقا دارم درزندگیم تغییرات رومشاهده میکنم وخوشحالم واحساس لیاقت میکنم والان درجای درستم هستم یعنی باافتخار باموتورمسافرکشی میکنم دربازار تهران وهرروز پیشرفت میکنم.وازخدامی خوام کمک کنه روخودم کارکنم خدایا سپاسگزارم کمک کردی بنویسم استاد سپاسگزارم برای سایت زیباسپاسگزارم بی نهایت.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام
      ۱۴۰۳/۰۴/۱۳ ۰۰:۱۸
      مدت عضویت: 1447 روز
      امتیاز کاربر: 22491 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 761 کلمه

      سلامم به همگی دوستان 🌱

      ۱-من قبل از آشنایی با این مباحث خیلی زیاد حسادت میکردم ،همیشه توی ذهنم در حال مقایسه زندگیمون ،خودم ،شهر و کشور و پدرو مادر و همه و همه چی با دیگران یا حتی بهترین حالت ممکن بودم،همش میگفتم اگه فلان حالت بود اگه فلان جا بودم و…اما زمانی که یاد گرفتم باید برای نعمت هایی که وجود داره شکرگذار باشم احساس آرامشم بیشتر شد،کمتر غر میزدم ولی بازم توی ذهنم مقایسه میکردم و فکر میکردم خوبه،فکر میکردم اینکار باعث میشه حواسمون به اطرافمون باشه و حواسمون به نعمت‌هایی که خدا به بنده هاش داده هست ولی ته ذهنم میگفتم پس چرا خدا به ما نداد؟؟اصن چرا من باید توی این شرایط و اوضاع به دنیا بیام ؟؟!!دیگه ذهنم ساکت میشد و جواب قانع کننده ای نداشتم.

      تا وقتی که به این گام رسیدم و فهمیدم که دیگه نباید شرایط امکانات و نعمت های فلان اشخاص رو ببینم باید فقط و فقط به خاطر نعمت های خودم شکرگذار باشم تا بتونم معنای شکرگذاری واقعی و برکتاش رو توی زندگیم تجربه کنم .

      ۲-شوهر عمه من کسیه که حقیقتا توجه ای به اموال دیگران نداره و یادمه زمانی که وارد خانواده ما شد سرمایه و ثروت زیادی نداشت ،همین باعث شده بود بزرگ های فامیل با دیگران مقایسه اش میکردن ولی اون توجه ای به حرفاشون نداشت و الان با گذشت ۱۵ سال زندگی مشترک سرمایه خیلی خوبی بدست آورده خداروشکر و الانم توجهی به اموال یا حرفهای دیگران ندارع.زندگی رو آسون میگیره و بیخیال از حرف و قضاوت های دیگران مسیر زندگی خودش رو می‌ره 

      ۴،۳-حقیقتا به نظرم هر روز ۹۹ درصد نعمت‌هایی که توی زندگی هامون هست راحت و خودبخودی وارد زندگیمون میشن ،یعتی اگه انسان قرار بود برای همه اونا سختی بکشه که زندگی فرایند بسیار سختی میشد ،ولی الان به لطف خداوند سلامتی،پول،آب،آرامش،امکانات و…توی زندگی هامون هست و ما راحت استفاده میکنیم اما بازم نمی‌تونیم درست سپاسگزاری کنیم متاسفانه ….

      اما توی زندگی من:

      • زمانی که از خدا کمک می‌گرفتم برای موفقیتم توی امتحانات مدرسه و دانشگاه ،خیلی راحتتر نمره و نتایج عالی می‌گرفتم تا زمانی که یه لیست باید و نباید از انجام یا عدم انجام یکسری کارها داشتم و استرس و رنج و عذاب می‌کشیدم 
      • زمانی که لاغر شدم هم همینطور بود اگه رژیم‌های سفت و سخت می‌گرفتم بعد از دو سه روز بیخیالش میشدم ولی وقتی به خودم زمان دادم و زندگی هم کردم و همراه با اون هدف لاغریم رو دنبال کردم ،لاغر هم شدم 
      • زمانی که برای کنکور پزشکی درس می‌خوندم و سعیم بر این بود هرجوری شده قبول بشم ،کلی استرس و فشار و نگرانی رو بر خودم و خانواده ام تحمیل میکردم آخرشم نشد و به جاش من به راحتی وارد دانشگاه فرهنگیان شدم و الانم به طور خود به خود راحت تدریس میکنم ،با شغلم راحتم و احساس خوب رو تجربه میکنم،رشته فعلی من نعمتی بود که خودبه‌خود وارد زندگیم شد.
      • مورد بعدی این بود که من به راحتی گواهی نامه ماشین رو گرفتم،بعضی افراد برای آزمون توشهری و افسر خیلی اذیت میشن ولی من به راحتی قبول شدم.و احساس خیلی خوبی رو بعد از قبولی تجربه کردم.
      • یادمه زمانی که برای کنکور درس می‌خوندم دوستم مریم از من نتایج درسی بهتری میگرفت؛ همیشه ترازهای درسیم رو با اون مقایسه میکردم ،همیشه فکر میکردم که من کم درس میخونم یا استعداد و هوشم از اون کمتره که نتایج من به عالی بودن اون نیس .ولی الان فهمیدم همش همین مقایسه کردنا و فکر کردن بیش از حد من و سخت گرفتنام بود که باعث می‌شد زمانی که درس میخونم بازدهی عالی نداشته باشه.٫

      ۵-(هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال یا شرایط خاص میشه)

      من چند روزه که سعی میکنم این دیدگاه رو برای خودم منطقی کنم ولی هنوزم حس میکنم ذهنم راجب این موضوع گارد داره .

      من قبول کردم که کسی که افکار و باور ها و اعمال خوبی داشته باشه به مرور در زندگی صاحب نعمت ها و شرایط خوب و بهتر میشه ولی هنوز نتونستم برای خودم منطقی کنم که کودکی که در شرایط بدی متولد میشه و کودکی که در بهترین شرایط زندگی میکنه،لیاقت هاشون از نظر خداوند یا جهان هستی متفاوت هست!!!در پی این موضوع ذهنم مطرح می‌کنه که کسی در شرایط عالی متولد شده پس احتمال زیاد ادامه زندگیشم با شرایط عالی زندگی می‌کنه ولی کسی که در محیط خیلی بد بزرگ شده باید به مرمت زخم های درونش بپردازه و بعدش شاید بتونه شرایط دلخواهش رو بسازه…

      نمی‌دونم شاید به خاطر آموزش هایی که از جامعه و دانشگاه دیدم ذهنم همیشه این علامت سوال رو به وجود میاره و من پاسخی براش ندارم .امیدوارم به زودی این باگ ذهنیم برطرف بشه …

      ممنون ازتون استاد عزیزم

      دوره فوق العاده هست🔥

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۴/۱۱ ۰۰:۴۰
      مدت عضویت: 813 روز
      امتیاز کاربر: 23750 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 356 کلمه

      به نام خداوند جان و دل 

      سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان 

      قبلنا که با قانون جذب و سپاسگزاری آشنا نبودم خیلی حسود بودم مثلا می‌شنیدم فلانی یه چیزی خریده خیلی حسادت میکردم حالم بد میشد میگفتم چرا اون داره من ندارم و خلاصه حال بد و دعوا با همسر و احساس بد بیشتر و اتفاقات بد بیشتر ولی به لطف خداوند از وقتی با قانون جذب به خصوص شکرگزاری آشنا شدم این حس حسادت بشدت کم شد چون یاد گرفتم نعمت های خودمو ببینم نعمت های خودمو بشمارم و سپاسگزار باشم خدا را شکر که با این مباحث آشنا شدم و از سرکوب کردن خودم ‌ همسرم و احساس بی لیاقت و بی ارزش دونستن خودمون دست کشیدم خدا را شکر واقعا شکرگزاری بزرگترین معجزه زندگی من هست که باهاش به هرچی خواستم رسیدم.

      من در مردها مثلا همسر خودم دایی خودم بارها بارها دیدم که نسبت به نعمت های دیگران احساس حسادت ندارند یا مثلا قبلنا که غیبت میکردیم داییم یا همسرم می‌گفت ولش کن باشه مبارکش باشه خدا را شکر همون لحظه بیخیالش میشد و به زندگی ادامه میداد و این آرامشی که داییم تو زندگیش داره واقعا تحسین برانگیزه البته منم الان دیگه اینطور شدم البته نه صد در صد ولی خیلی کم شده حسادتم و احساس سپاسگزاری و حال خوبم خیلی بیشتر شده خدا را هزار مرتبه شکر 

      واقعا تمرین شماره چهار چیزی یادم نمیاد چون خیلی وقته که تو این فازها نیستم و به کسی حسادت نمیکنم شاید بیشتر از یکسال 

      من صد در صد با جمله شماره پنج موافق هستم من قبلنا خیلی مذهبی بودم و همیشه میگفتم فلاتی که نماز نمی‌خونه با خدا نیست چطور این نعمت وارد زندگیش شده شانسو ببین فلانی که حجابش رعایت نمیکنه شانسشو ببین و خلاصه همه چیز را با شانس میدونستم ولی حالا میدونم که قانون فرکانس با شانس خیلی فرق داره و هر کس بقدری که خودش را لایق می‌دونه و سپاسگزار هست نعمت دریافت می‌کنه و خدا را شکر منم هر روز بهترین نعمت ها را دریافت میکنم خدا را شکر از شما بزرگوار بابت تهیه این مقاله بسیار سپاسگزارم و از خداوند متعال بابت آشنایی من با این سایت بسیار سپاسگزارم خداجونم شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۳/۱۹ ۲۱:۱۱
      مدت عضویت: 2204 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,432 کلمه

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      استاد من خیلی خیلی دوست دارم انسان سپاسگزاری باشم دلم میخواد هر کاری رو انجام میدم هر چیزی رو که میخورم سپاسگزاری کنم  

      مشکل من اینکه هنوز سپاسگزاری خوب درک نکردم میدونم همین که راضی باشم از خودم از زندگیم از رفتارم از عملکردم یعنی سپاسگزارم و میدونم که سپاسگزاری به کلام نیست ولی خیلی خوب درک نکردم برای همین همیشه احساس میکنم انسان سپاسگزاری نیستم 

      الان که دارم یاد میگیرم در لحظه حال زندگی کنم بیشتر در ذهنم سپاسگزاری میکنم  برای هر چیزی هر کاری که انجام میدم ولی هنوز به نظر خودم به اون حد نرسیده که به خودم بگم من انسان سپاسگزاری هستم‌

      دلم میخواد همیشه در ذهنم بمونه که همینکه از زندگیت از این لحظه ات راضی هستی یعنی سپاسگزاری و سپاسگزاری عملی رو هم انجام میدم ولی هنوز فرم دارم که میخواد بگه کافی نیست باید بیشتر سپاسگزار باشی تا من احساسم بد بشه از خودم راضی نباشم 

      و تصمیم گرفتم هر چیزی که میخورمم سپاسگزار باشم حتی آب واقعا چرا برای نعمتهایی که دارم تشکر نمیکنم از خدا یادم میره 

      از این جور آدمها هم نیستم توجه کنم به زندگی دیگران باعث حسودی در من بشه 

      استاد من نمیدونم چرا برای نعمتهای دیگران هم سپاسگزاری میکنم مثلا میرم بیرون یه ماشین خوب میبینم میگم خدایا شکرت این خانم یا آقا  تونسته این ماشین بخره استفاده کنه لذتشو ببره پس منم میتونم و من دیگه درک کردم که خواستهای منم باید مرحله به مرحله به من داده بشه میگم خوب من که هنوز یه ماشین ندارم البته همسرم پراید بنام من کرده ولی من میگم 

      هر زمان که خودم از پول خودم تونستم چیزی بخرم اونو نعمت حساب میکنم که خداوند به من هدیه داده پس در قدم اول میگم من میخوام یه دوچرخه به من هدیه کنی خدا جونم نو باشه رنگش نارنجی باشه طوری باشه که من بتونم راحت ازش استفاده کنم  خدایا شکرت 

      در این کار که به نظر خودم اصلا مهارت ندارم یه نعمت تو زندگیم میبینم سپاسگزار خداوندم باشم  ولی وقتی میخوام در زمان حال زندگی کنم اون زمان سپاسگزاری میکنم 

      من میگم دوست دارم خونه بزرگتر تجربه کنم یا ماشین داشته باشم ولی خیلی اتفاقات نمی افته تو زندگیم بگم خوش بحالش این فرد این خونه مجلل داره کاش منم داشته باشم چون یاد گرفتم باید مرحله به مرحله پیش برم خواسته‌ام تجربه و زندگی کنم‌

      من از شبکه‌ای اجتماعی استفاده نمیکنم و میشه اتفاق میافته گاهی هم احساس حسرت کنم در گذشته یادم نمیاد خیلی ولی داشتم احساس حسرت ولی الان خیلی ندارم 

      اون روزا که بیلقانی کیلومتر ۴ جاده چالوس زندگی میکردم چرا خیلی میگفتم میرفتیم خونه می‌دیدیم برای کسی دیگه دلم نمیخواست برگردم خونه خودم  خوب خونه خودم یه خونه ای بود 

      نه اتاق خواب داشت نم فراوان سوسک بسیار آخری موش هم اومده بود تاریک قدیمی دیوارها یه کاشی یه مدل بود چند تا کاشی یه مدل سیاه بود با هر چی میشدم تمیز نمیشد 

      کابیت هم که نداشت یه سینک بالای سینک یه کابین سه در داشت دستشویی که که نگو زیرش کانال آب بود زیر کاشی‌ها نم بود میترسیدم هر لحظه فرو بریزه خدارو شکر بخیر گذشت فروختیم و به صاحب خونه جدید همه چیز توضیح دادم گفت نگران نباش همسرم بنا است 

      در این شرایط میرفتیم خونه بزرگ و سه اتاق خوابه میدیدم برای همسایه یعنی فرد مورد نظر  ناراحت میشدم شوخی شوخی با شعر اینا حرف میزدم و دیگه اونجا شد دلم خواست از اونجا برم بیرون مردم تو بهشت زندگی میکنم من تو جهنم 

      ولی حسرت بخورم غصه بخورم اون داره من ندارم نبودم ولی گاهی هم پیش میومد دیگه 

      ولی الان خداروشکر خونهام درسته ۷۰ متر اما تازه کابیت زیر سینگ‌ نم دار شده سوسک اومده کابیت فلزی هست ولی راضی هستم میگم خدایا شکرت ولی میخوام ام دی اف بشه سوسکها برن 

      این احساس هم داشتم .گاهی مثلا اون زمان که مبل مون نو نبود میرفتم جایی میدیم مبلشون نو میگفتم کاش میشد منم مبل نو میگرفتم خوب اون روزا مبل من استوک بود ولی الان اصلا به چشم نمیاد مبل نو دیگران خوشحال میشم خریدن ولی ناراحت نمیشم که بگم میل اینا جدیدتره کاش ما هم داشتیم  از مبلی که دارم راضی هستم‌ خدایا شکرت 

      منم دوست دارم نعمتی که وارد زندگیم میشه با قرض و وام اینا نباشه دوست دارم خداوند اونا رو به من هدیه کنه 

      منم به ایده شما کاملا ایمان دارم که هر نعمتی قرار وارد زندگی من بشه راحت آسون میاد نه اینکه من برم قرض کنم خودم بدهکار کنم و…تا یه نعمتی وارد زندگیم بشه اینو دوست ندارم هر چیزی که نیاز دارم برای تجربه کردن زندگی خدادند به موقع اش خودش وارد زندگیم میکنه 

      ایده بسیار عالی بود که اگر نمیتونیم در این شرایط فعلی زندگیمون سپاسگزاری کنیم بهتر برای قدم اول گله و شکایت نکینم از شوندگی از شرایط فعلی مون و اینکه ذهنی هم با خودمون هم گله و شکایت نکنیم  

      خیلی خوبه گله و شکایت نکنم چه ذهنی چه کلامی ولی یه وقت بخودم میاد میبینم دارم با دیگران هم کلام میشم نطر اونها رو تایید میکنم  که اینم نوعی گله و شکایت  یا غر میزنم یا ایراد میگیرم هنوز نتونستم کلا این کارو انجام ندم اما خداروشکر خیلی از اون زمانم فاصله دارم اون موقعها خیلی گله و شکایت میکردم غر میزدم درباره همسر و دخترم این کارو میکنه اون کارو میکنه حرف گوش نمیده اما الان سعی کردم با بپذیرفتن یکم کمتر گله و شکایت کنم و دیکه الانا خیلی گله و شکایت نمیکنم 

      اما یه وقتهایی که با مسئله‌ای در زندگی بر خورد میکنم یکم گله و شکایت یکم سرزنش کردن خودم میکنم که تقصیر منه اگر اون زمان این کارو کرده بودم الان زبونشون برای من آنقدر دراز نبود بخدا استاد اگر کوچکترین کاری برای دختر من انجام داده بودن غصه نداشتم که آنقدر آدمهای از خود راضی از خود متشکر مغرور خودبزرگ بینی چقدر آخه هنوزم از من طلب دارن دریغ از یک ساعت ناقابل برای دختر من خریده باشن اما من ۱۳ سال پیش ۵۵۰ تومن پول بهترین ساعت برای پسرشون دادم دریغ از یک شام خانوادگی دو تا خانواده که بچه ها برن سر خونه زندگیشون بماند که چقدر ما رو گول زندن طلاهای دخترم گرفتن  بماند و هنوز زبونشون دراز خیلی برام زور داره 

      گاهی گله و شکایت دارم ذهنی با کسی که نمیتونی حرف بزنی بدتر ا ونا کینه ای تر میشن ولی خدارو شکر خیلی تکرار نمیشه خیلی کم شده 

      منم دارم همین کارو انجام میدم برای همین خونه ای که دارم به همسرم گفتم یه وام بگیر کابینت درست کن منم ماشین لباسشویی درست کردم الانم میخوام آسیاب ام درست کنم بعدش آب گرم کن درست کنم من قرض  نمیکنم وام نمیگیرم پولم جمع میکنم درست میکنم  

      من تصمیم دارم گله وشکایت نکنم چه ذهنی چه کلامی توجه به دارایی کسی نداشته باشم سعی کنم نعمتهایی که خدا به من میده رو ببینم 

      امروز رفتم نون سنگکی خیلی شلوغ بود بچه ها گفتن ولش کن بیا اومدیم نون بربری دیرم نون صلواتی داره به ما دو تا داد من گفتم یکی کافی بذار به یه نفر دیگه هم برسه اونو هدیه ای از طرف خدا دونستم برای ما  و خداروشکر کردم 

      اینو کاملا قبول دارم که هر کسی در هر شرایطی هست کاملا حقشه و درسته باید همین جا باشه اینم قبول دارم که هر کس در هر شرایطی هست حقشه چون ما بر اساس افکار و احساس و نگرشی که داریم نعمت دریافت می‌کنیم و اینکه هر کسی به اندازه لیاقتش نعمت دریافت میکنه پذیرشش برام یکم سخته 

      چرا چون من اینو درک کردم که خداوندنو از ابتدا خلقتم منو لایق آفریده  از روح خودش در من دمیده پس چرا ما فکر می‌کنیم که هر کسی به اندازه لیاقتش نعمت دریافت میکنه نمیدونم شاید هم من این قسمت لایقت داشتن خوب درک نکردم 

      بله اینو هم کاملا میپذیریم که به اندارهایکه افکار نگرش احساسمون درباره زندگی و خداوند تغییر کنه و همسو بشه با خداوند من لیاقت بیشتر پیدا میکنم و نعمتهای بیشتری وارد زندگی من میشن 

      من شخصی می‌شناختم که پدر دوستم بود چند ماه پیش بهشتی شد فردی بود بسیار آرام و اصلا به هیچ کس کاری نداشت اگر سلام میکردن ایشون جواب سلام می‌داد اگر نه هیچی نمی‌گفت نه اهل غیبت بود نه اهل تهمت خیلی مرد آقایی بود و از این جور انسانها زیاد میشناسم 

      من تقریبا نعمت‌ها بصورت ساده وارد زندگیم شدن مثلا ۲۰ سال پیش من دو تا فرش دوازده متری  با یه فرش ۶ متری خریدم نقد نبود ولی یکماهه بقیه پولشو دادیم 

      یه تلوزیون ای سی دی خریدیم نقد رو فرشی خریدم  کرایه خونه رو سه ماه سه‌ماه زودتر می‌دادم نقد 

      چند سال پیش هم مبل نو خریدم تقریبا نقد بود یه مقدارشد دادم یه مقدارشو هم ماه بعد خریدیم  ف

      فقط یه ال ای دی همسرم خرید که روی چشم هم چشمی بود که قسطی خریدیم چند ماه همسرم قسط می‌داد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 165 کلمه

      به نام خدا 

      با سلام خدمت استاد عزیزم‌

      با توجه به متن‌های خوانده شده من تا الان نمیدونستم نگاه کردن به نعمت های دیگران  توجه خودمان را کم می‌کند علی بود من همیشه به نعمتهای دیگران توجه میکردم خداروشکر خودم هم خیلی راضی هستم ولی نعمت های دیگران زندگی خودم رو کم رنگ کرده بود و الان که متوجه شدم دیگه سعی میکنم این کار و انجام ندم 

      یه دوستی داشتم اصلا در مورد داشته های دیگران حرف نمیزد فقط از زندگی خودش لذت می‌برد خیلی خوشم میومد از کارش

      نعمت فرزندانم ،نعمت همسر خوب و پاک ،نعمت شغلم ،نعمت سلامتی خودم و همسرم و فرزندانم ،نعمت خواهر و برادرانم، نعمت هنر هایی که دارم ،نعمت شوخ طبعی که دارم ،نعمت تغییر پذیریم رو خیلی دوست دارم

      کاملا با این موضوع موافقم صدرصد هم موافقم هر انسانی با توجه به لیاقتش خدا بهش میده  مثلا بعضی ها پولدار ن ولی از پولشون خوب استفاده نمی‌کنن و پولشون هدر میدن و جایی ضرر میکنن که دیگه برگشت نداره پس لیاقتشو نداشته 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 220 کلمه

      باسلام

      باید به داشته های دیگران با این دید نگاه کرد که قانون داره درست عمل میکنه اونی که نعمت های الهی و زندگی آرام داره ینی قانون وخوب یاد گرفته پس این دید باعث تشویق ما میشه که به اندازه ای که روی خودمون کار کنیم شرایط تغییر خواهد کرد پس این باعث ارادهی بیشتر ما میشه در مسیر،و رسیدن به خواسته هامونو برامون امکان پذیرار میکنه

      من خودم سعی میکنم توجه مو رو قانون بزارم و از دیدن نعمت های دیگران واقعا لذت میبرم و تشویق شون میکنم ،به خودم میگم بهه بههچه نگرشی چه باورهایی داشته چه انسان لایقی بوده پس منم میتونم لایق باشم به دست بیارم

      نعمت داشتن فرزندانم ،نعمت داشتن هنرهایی که دارم ،نعمت داشتن خونه ی قشنگ،نعمت داشتن گوشی عالی،نعمت داشتن تنسالم،نعمت هدایت الهی

      همیشه سعی میکردم رابطه مو باهمسرم جلو دیگران خوب تر نشون بدم چون احساس کمبود داشتم ولی الان این طور نیست چون من بهشخصه محترمم چه با همسرم خوب باشم چه نه ،این احساس درونی من که مهمه نه فکر دیگران در مورد ما

      بله هر انسانی به اندازه لیاقتش متناسب با افکار و نگرش هایش در زندگی نعمت کسب میکند،هرکس مسئول نگرش و باورها و احساسدرونی خودش است هرکس باید سعی کند روی خودش کار کند روی افکارو‌باورهای و دیدگاه خودش از زندگی از افراد از نعمت ها ازخداوند از جهان کار کند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرانک منصورفلاح
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۸ ۰۳:۱۶
      مدت عضویت: 2341 روز
      امتیاز کاربر: 9153 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 911 کلمه

      به نام خداوند جان آفرین

      حکیم سخن بر زبان آفرین

      با سلام خدمت استاد عطا روشن

      شکر نعمت نعمتت افزون کند

      کفر نعمت از کفت بیرون کند

      پروردگار بارها در قرآن از شکرگزاری صحبت کرده و شکرگزاری رو برای ما انسان ها به نفع خودمون تعریف کرده و هر که کفران نعمت کند خدا نیازمند شکرگزاری بنده اش نیست… شکر نعمت به خودمان کمک می‌کند و داشته ها و زیبایی های معنوی و جسمانی خود را بهتر می‌بینیم و زندگی برای ما جذاب‌تر می‌شود زیرا شکر نعمت های الهی باعث زیباتر و دقیق تر دیدن نعمت های پروردگار میشه و زندگی برای ما زیباتر می‌شود

      من همیشه به زندگی خودم قانع بودم و در زندگی به راحتی با آن کنار آمدم ولی دیگران همیشه برای اینکه به پیشرفت فکر کنم و تلاش کنم من که رو با

      دیگران مقایسه می‌کردند و من به یه آدم مقایسه گر تبدیل شدم…. سالها خودم رو با دیگران مقایسه کردم و خودم رو لایق زندگی کردن، لایق دوست داشتن خودم و لایق شاد بودن نمیدیدم تا زمانی که من تبدیل به آنچه دیگران بهم میگین نشم من لایق چیزی نیستم و واقعا در زندگی ام به خاطر داشته های دیگران حسودی کردم و فکر اینکه آنها اراده داشتن تا به این شرایط برسن و من بی اراده هستم به شدت آزار دهنده بود….. کتاب معجزه شکرگزاری راندا برن رو خوندم و هر روز تمریناتش رو انجام دادم و هر روز طوطی وار از 10 تا موهبتم شکرگزاری میکردم….. حالم تا چند وقت یه ذره بهتر بود و باز تمام نداشته هایم همیشه جلوی چشمم بود و نمی‌توانستم خودم رو توانگر ببینم و داشته های دیگران برای من بزرگ بود و غیرممکن بود

      🏖️🏖️🏖️🏖️🏖️🏖️🏖️🏖️🏖️🏖️🏖️🏖️

      در زمان بچگی همسایه ای داشتیم که خیلی خانم مهربونی بود و از نظر مالی آدم متمولی نبود و بسیار آدم شادی بود…. تنها زندگی می‌کرد و بچه هم نداشت…. تو خونه اش همیشه روضه و سفره بود و همیشه نذری و خیرات میداد…..با حقوق بازنشستگی همسرش زندگی اش رو می‌گذروند و به قول خودش حقوق شوهرش برکت زیای داشت، یکبار هم از این خانم نشنیده بودیم که بگه فلانی ماشین خریده یا فلانی فلان چیز رو داره من ندارم… هروقت کسی میگفت سریع میگفت مبارکش باشه و خدا زیادش کنه، ماشاءالله … از تمام داشته هاش لذت می‌برد و شاد بود…..یه بار تو قرعه کشی بانک مقداری پول برنده شد و با همون پول سفر انداخت….همیشه شکرگزار بود و همیشه با همه خوش برخورد بود و آرامش عجیبی داشت و همه رو دوست داشت و همه بیشتر دوستش داشتند،وقتی که خونه اش تو طرح افتاد از همه زودتر خونه پیدا کرد و صاحب خونه زیر قمیت خونه اش رو بهش فروخت و اونطور که یادمه همیشه به خاطر خونه جدید خدا رو شکر می‌کرد و تازه از بدی های خونه قلبی میگفت تازه خیلی جزئی که بگه الان شرایط خیلی بهتره و همیشه جمله اش رو با خداروشکر شروع می‌کرد یا تموم می‌کرد

      🏕️🏕️🏕️🏕️🏕️🏕️🏕️🏕️🏕️🏕️🏕️🏕️

      چندین سال پیش در حال مدیتیشن بودم که خواهرم اومد تو اتاق و گفت فرشته هات کار خودشون رو کردن حقوق معوقه بابا رو ریختن و وام هم بابا برده…..در رحمت الهی یهو به روی ما باز شده بود و حال دل من و خانواده ام خوب شده بود😊

      زمان دانشجویی با بچه های دانشگاه داشتیم برای جشن فارغ التحصیلی برنامه ریزی می‌کردیم و من مسؤول مالی جشن بودم و واقعا هیچ هیج پولی نداشتیم برای جشن و اگر پول های خودمون رو می‌خواستیم بذاریم فوقش میتونستیم تو کافی شاپ برای خودمون جشن بگیریم…… در حال نامه نگاری با دانشگاه بودیم که به ما تسهیلات بده که بتونیم جشن بگیریم یکی از استادهامون اومد و یه پاکت داد و گفت برید جشنتون رو بگیرید و به طرز باور نکردنی ای اساتید و کارکنان دانشگاه یه قسمتی از هزینه جشن رو بهمون دادند و اون جشن بهترین جشنی بود که تو دانشگاه شرکت کردم

      💒💒💒💒💒💒💒💒💒💒💒💒

      وقتی داشتم کنکور میدادم رشته ای که انتخاب کرده بودم رو دوست نداشتم و برای اینکه راحتتر قبول بشم تا دیگران دست از سرم بردارند و حرف کسی رو تحمل نکنم این رشته رو خوندم….. در زمان دانشجویی هر روز با هزار غر و اشک و اذیت درسم رو خوندم و تموم کردم…..تو این چهار سال افسردگی گرفتم و قرصهای افسردگی مصرف کردم و به تبع همون قرص ها و افسردگی چاق شدم و با هزار جور زحمت و حذف کردن های مکرر درسم رو تموم کردم و واقعا لحظه به لحظه کلاس درس و امتحانات و کل دوره تحصیل برای من عذاب آورترین دوره زندگی ام بود

      🏝️🏝️🏝️🏝️🏝️🏝️🏝️🏝️🏝️🏝️🏝️🏝️

      «هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود»

      هرکس به اندازه لیاقتش بهش نعمت و برکت داده میشه…… مردم فکر میکنند که آدم‌هایی با نعمت های فراوان یا بسیار تلاش می‌کنند و به خودشون زندگی رو حروم می‌کنند و خود سرزنشی میکنند یا از راه حرام مال بدست آوردن ولی واقعيتش اینه که تنها راه بدست آوردن نعمت های فراوان شکرگزاری هست و دیدن نعمت ها و موهبت هایی که خدا داده….هر وقتی از ته ته دلم گفتم خداروشکر، وقتی که واقعا خوشحال بودم خدا نعمت های بیشتری و حال خوبتری به من داده….همیشه میشه باور داشت لایق بهترین ها هستیم چون اول خدا رو داریم و با داشته های خودمون به بهترین شکل رفتار کنیم و شکرگزار داشته هامون باشیم و زیبایی های دنیا و آفریده های خالقمون رو ببینیم و اونوقت در رحمت الهی به روی ما باز میشه

      🎠🎠🎠🎠🎠🎠🎠🎠🎠🎠🎠🎠

      من سپاسگزار نعمت های الهی هستم 🍑

      من سپاسگزار نعمت های الهی هستم🍉

      من سپاسگزار نعمت های الهی هستم 🍒

      من سپاسگزار نعمت های الهی هستم 🍊

      من سپاسگزار نعمت های الهی هستم 🫐

      خدایاشکرت 🍄

      خدایاشکرت 🍄

      خدایاشکرت 🍄

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس خندان ( ۵۲ ساله)
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۷ ۱۷:۵۹
      مدت عضویت: 2379 روز
      امتیاز کاربر: 21460 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,588 کلمه

      به نام خدای مهربان ، سلام خدمت استاد عزیز و گرامی و دوستان معنوی

      قدم  پنجم : من سپاسگذارم نعمتهای الهی ام هستم 

      سپاسگذاری نزدیکترین فرکانس به خداونده  که در قلب و ذهن انسان آرامش ایجاد می‌کنه یعنی کلید آرامش ، فقط فقط سپاسگذاریه ، البته از عمق جان نه خدایا شکرت ورد زبان ، قبل از آشنایی با قانون جذب سپاسگذاری بلد نبودم چون وقتی به مشکلات زندگیم نگاه میکردم چیزی برای شکر گذاری پیدا نمی‌کردم با اینکه همیشه قرآن می‌خوندم و سفارش خداوند را به شکرگزاری میدیدم اما درک نمی‌کردم و نمی تونستم سپاسگذار باشم تنها وقتی که یک اتفاق خطرناک از بیخ گوش من و خانواده می‌گذشت میگفتم خدایا شکرت که به ما رحم کردی ولی همیشه این آروز را داشتم ، میگفتم میشه یه روزی برسه که من هر روز بابت هر چیزی بگم خدایا شکرت البته اونم زبونی چون عمقشو درک نکرده بودم فکر میکردم اگه از صبح تا شب فقط بگم خدایا شکرت همه چی درست میشه ولی بعد از آشنایی با قانون جذب مفهومش درک کردم که شکر گزاری آرامش درونی میاره چون موقع شکر گذاری توجه من روی داشته هام بود و به نداشته هام فکر نمی‌کردم ، از کتاب معجزه ی شکرگزاری راندا برن شکرگزاری روزانه را یادم گرفتم اما توضیح شما استاد در این قدم بسیار کامل و جامع و کاربردی بود که برای همیشه در ذهن آدم میمونه .

      خداوند در قرآن ۷۵ بار از کلمه ی شکر استفاده کرده که نشون میده شکرگزار بودن بسیار بسیار مهمه و خدا ما را همیشه به شکرگزاری دعوت میکنه و میگه شکرگزار باشید تا شما را بیفزایم خدا با شکرگزاری ظرف ما را برای دریافت نعمتهای بیشتر بزرگ می‌کنه

       ( شکر نعمت نعمتت افزون کند _ کفر ، نعمت از کفت بیرون کند )

      باید همیشه قدردان نعمتهای الهی که خدا به زندگی خودمون داده باشیم و چشممون دنبال نعمتهای زندگی دیگران نباشه ، چون نعمت دیگران مال ما نیست و نعمت زندگی هر کس مربوط به خودشه ، توجه به نعمت زندگی دیگران باعث مقایسه ، حسادت و حسرت در آدم میشه و نعمتهای زندگیمون در چشممون بی‌ارزش میشه و این ناسپاسی در برابر خداونده ، خدا میگه فقط شکرگزار نعمتهای خودتون باشید نه دیگران .

      من سپاسگذارم نعمتهای الهی ام در زندگی هستم 

      برای سپاسگذاری اول باید  به صورت کلامی از شرایط زندگیمون گله و شکایت نکنیم بعد به صورت ذهنی گله و شکایت نکنیم در این صورت به یک آرامش نسبی میرسیم و از وضعیت زندگیمون با هر شرایطی احساس رضایت درونی میکنیم و نعمتهای الهی را فقط برای احساس خوب خودمون میخایم که تجربه بهتر و بیشتری از زندگی داشته باشیم بعد خداوند نعمتهایش را  یکی یکی خیلی راحت و عادی وارد زندگیمون میکنه ولی کسی که به نعمت زندگی دیگران توجه می‌کنه و با قرض و وام و سختی میخواد از بقیه عقب نمونه ، چیزهایی را که بدست میاره براش رنج و ناراحتی و دردسر ایجاد می‌کنه و از اون داشته ها لذتی نمیبره ، هیچ وقت نعمتهای دیگران برای زندگی ما خیر و برکت نداره ، آرامش و شادی ازمون گرفته میشه .

      شرایط زندگی و دارئیهامون  دقیقا منطبق با افکار ،  احساس و نگرشمون به زندگی و مطابق لیاقتمون در دنیای مادی شکل میگیره ، اگه کسی بیشتره داره لیاقتش بوده  چون افکارش چیزهای بیشتری از دنیای مادی را می‌خواسته و لیاقت خودشو به خدا نشون داده وخداوند هم مطابق  لیاقتش بهش داده پس هر کسی در این دنیا در جای درستش قرار داره چون خداوند عادله  ، هر چیزی را که در زندگی نیاز دارم باید براحتی وارد زندگیم بشه  ، راههای خدا همیشه آسونه و رنج و بدبختی نداره  ، هر چیزی که به سختی با وام و قرض بدست بیاد نعمت الهی من نیست و من لیاقت دریافتش را از طرف خداوند ندارم ، معیار سنجش لیاقت از طرف خداوند با معیار سنجش آدمها فرق می‌کنه ، شاید کسی از نظر ما آدم باخدایی نباشه ولی  خدا نعمتهای زیادی بهش داده باشه یعنی لیاقتش برای خدا ثابت شده  ، اگه بخایم لایق دریافت نعمتهای الهی بیشتر باشیم باید شرایط فعلی زندگیمونو بپذیریم و احساس خوب و رضایت درونی داشته باشیم ، بابت هر چیزی که الان داریم شکرگزار باشیم و ارزشمند بدونیم و بهش رسیدگی و توجه کنیم تا وارد جاده ی اصلی دریافت نعمتهای الهی شویم .

      من سپاسگزار نعمتهای الهی ام هستم

      تمرین

      ۱_ با توجه به توضیحات ارائه شده درباره ی اهمیت توجه به نعمتهای خود و دوری کردن از حسادت کردن نسبت به داشته های دیگران شرح دهید تاکنون نگرش و عملکرد شما در این باره چگونه بوده است آیا همیشه به داشته های خود توجه داشته اید یا در برخی موارد مشاهده داشته ها و موارد دیگران باعث ایجاد حسرت در شما شده است ؟

      از اول تا الان یادم نمیاد که به طور واضح آدم حسودی بوده باشم شاید هم حسادتهای ریز پنهان داشته بودم ولی حسرت دوستانم که پدر و مادر باسواد داشتن را می‌خوردم ، منم خیلی دلم میخواست مادرم سواد داشت اون وقت درک بهتری از زندگی پیدا میکرد و ما رابطه ی قشنگتری با هم میداشتیم ولی الان آگاهانه اصلا حسادت و یا حسرت هیچ کسی را نمی‌خورم و بیشتر تمرکز و هواسم به زندگی خودمه و کارهایی که برای پیشرفتم لازمه را انجام میدم 

      ۲_ در اطرافیان خود افرادی را پیدا کنید که همواره در زندگی توجهی به داشته های دیگران ندارند و یا درباره ی آنچه که دیگران دارند صحبت نمی کنند درباره میزان آرامش شرایط آنها در زندگی شرح دهید ؟

      همسر من بسیار آدم آروم و قانعیه به هیچ عنوان به زندگی دیگران توجهی نداره و اگه جایی بریم مهمونی اصلا متوجه تغییرات اون خونه نمیشه اصلا براش مهم نیست و کاری به هیچ کسی نداره در مورد شرایط هیچ کس و یا هیچ کار دیگران صحبت نمیکنه و نظر نمیده  ، از هیچ کس توقعی نداره از هیچ کسی دلگیر و ناراحت نمیشه با همه ارتباط خوبی داره ،از لحاظ روحی و جسمی کاملا سلامته و بسیار آرامش داره و از همه چیز راضیه ، از قبل که زندگی محدود و کوچیکی داشتیم راضی بود تا الان هم که شرایط بهتری داریم هم چنان راضیه و حالش همیشه خوبه و در عمل هم هیچ وقت بابت هیچ چیز گله و شکایت نکرده و آدم بسیار شکرگزاریه 

      ۳_  درباره ی نعمت‌هایی که به شکل ساده و خود بخودی وارد زندگی شما شده اند و باعث ایجاد آرامش و شادی در زندگی شما شده اند شرح دهید ؟

      از وقتیکه نگرشم به زندگی تغییر کرد و سپاسگذاری واقعی و آرامش درونی را یاد گرفتم نعمتها خیلی راحت وارد زندگیم شدن مثل نقد خریدن کردن سرویس طلا ، مبلمان  و فرشهای جدید  ، سرویس خواب جدید ، مسافرت‌های زیاد شیک و با کیفیت همه باعث آرامش و شادی مون شدن ، خدایا شکرت 

      ۴_ درباره ی نعمت‌هایی که فقط به خاطر اینکه از دیگران عقب نمانید و یا مانند آنها باشید و با تقلا وارد زندگی خود کرده اید اما نتیجه ی نهایی رضایت بخشی به همراه نداشته را شرح دهید ؟

      در گذشته من خیلی دلم خونه ی دو طبقه میخواست با این کار میخاستم بین خانواده و دوست و آشنا اعتبار  کسب کنم و خودی نشون بدم ،  قیمت خونه خودمون نصف خونه دو طبقه بود ، خونه ی خودمونو فروختیم با فروش ماشین و کلی طلا ، تمام پس انداز و گرفتن چند تا وام  سنگین بلاخره با تقلای زیاد یک خونه دو طبقه در خیابانی نسبتا خوب و بزرگ خریدیم ، اما وقتی واردش شدیم همه ش در سختی و رنج و عذاب بودیم ، ماشین نداشتیم ، کلی بدهی و قسط داشتیم ، گذران زندگی برامون سخت شده بود  ، احساس خوبی نداشتیم مدام در حال حساب و کتاب بودیم حتی مسافرت هم نمی‌تونستیم بریم خلاصه ما تو اون خونه اصلا خوش نبودیم و لذتی نبردیم بعد از سه سال هم به سختی فروختیمش  ، الان می‌دونم که اون خونه نعمت الهی من نبوده که با تقلا و سختی بدست اومد ، فقط برای اینکه خودی نشون بدم و از دیگران عقب نمونم . نعمتهای الهی براحتی ، بدون رنج و سختی وارد زندگی آدم میشن و خوشی و لذت و برکت به همراه دارند 

      ۵_نگرش خود درباره ی ( هر انسانی به اندازه ی لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود میشود ) را شرح دهید ، چقدر با این موضوع موافق هستید ؟ برای اثبات این موضوع از زندگی خود و دیگران مثال بزنید ؟

      من الان خیلی این موضوع را قبول دارم که خداوند به اندازه ی لیاقت هر کسی بهش نعمت میده ، خداوند عادله و هر کسی در هر شرایطی که هست جای درستش قرار داره و به اندازه ی لیاقتی که به خدا نشون داده از نعمتهای دنیای مادی بهره مند میشه  ، من افکار و نگرشم را تغییر دادم و خودم را لایق بهترین نعمتهای خداوند می‌دونم ، خونه ی بزرگ در بهترین خیابون شهرم که خدا را شکر شرایطش داره آماده میشه و من بزودی نقل مکان میکنم ، یک مثال بزنم از دوستم که الان مربی خوب ورزشی شده ، ۶ سال پیش بهم گفت تو اهل ورزشی بیا باهم بریم دوره ی مربی گری ببینیم اما من چون چاق بودم قبول نکردم بهش گفتم کسی مربی چاق نمیخاد ولی تو لاغری حتما میتونی مربی بشی  ، الان بعد از ۶ سال اون شده مربی من ، اون رفت و آموزش دید و تمرین کرد و لیاقت مربی شدن را به خدا نشون داد ، منم الان تازه دارم یاد میگیرم و میخام دوستم را الگوی خودم قرار بدم تا در آینده منم مربی خوبی بشم ، الان دیگه چاقی مانع موفقیت من نیست چون با لاغری با ذهن لاغر شدم و اعتماد به نفس بالایی بدست آوردم و به خدا نشون میدم که لیاقت مربی شدن را دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا کریمی
      ۱۴۰۳/۰۲/۱۴ ۱۲:۰۵
      مدت عضویت: 1053 روز
      امتیاز کاربر: 9010 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 942 کلمه

      سلام استاد عزیزم آمدم برای نوشتن بقیه تمرینم 

      ۴- درباره نعمت هایی که فقط بخاطر اینکه از دیگران عقب نمانید یا مانند آنها باشید با تقلا وارد زندگی خود کرده اید اما نتیجه نهایی رضایت بخشی به همراه نداشته است شرح دهید.

      خداروشکر میکنم که میتونم بگم هیچوقت اینکار نکردم . چون هیچوقت نخواستم با کسی رقابت کنم . و خودم رو با همه کم و کاستی هایم پذیرفتم . و عاشق خودم هستم و چشم دیدن نعمت های خودم رو دارم و از زندگیم لذت می‌برم.  و سبک زندگی شخصی خودم رو حفظ میکنم . در کل میتونم بگم تو این مورد  با خودم در صلح هستم . من از زندگی بقیه ایده میگیرم و در وقتش اجرا میکنم اگر واقعا خودم خوشم بیاد همین .

      ۵- نگرش خود درباره عبارت «هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود» را شرح دهید. چقدر با این موضوع موافق هستید. برای اثبات آن از زندگی خود و دیگران مثال پیدا کنید.

      ۱۰۰۰ درصد موافق هستم . این جمله به این معنی هست که هرچقدر تو برای خودت احساس لیاقت حقیقی داشته باشی نعمت وارد زندگیت میشه ‌. احساس لیاقت حقیقی جدا از نمایش دادن به بقیه اس . احساس لیاقت حقیقی باعث میشه آدم آرامش داشته باشه  حرص نخوره طمع نکنه . احساس لیاقت چیزیه که ما خودمون باید پرورشش بدیم و روش کار کنیم . وگرنه که ار نظر خداوند همه انسان ها لایق بالاترین و بهترین درجات کمال و رشد الهی هستن برای همین خداوند لقب جانشین را بما داده ‌ . اما آیا نگاه ما به خودمون شبیه نگاه خداوند به ماست؟ اصلا و ابدا ما باید آگاهانه تلاش کنیم تا خودمان را لایق بهترین درجات انسانی بدانیم . زمانی که احساس لیاقت در ما قوی و قوی تر بشود . نعمت ها به صورت آسان روان و خودبخود وارد زندگی ما می‌شود و دیگر نیازی نیست که برای هر خواسته کلی تقلا کنیم آخر هم بدهکار بانک و اطرافیانمون بشیم ‌ . 

      مثال از زندگی خودم بگم . زمانی که ۱۹ سالم بود خودم را لایق این نمیدیدم که یک رابطه عاشقانه توام با ارزش و احترام صداقت و ارزش های انسانی داشته باشم چونکه به مشکلات به ظاهر بزرگ خانواده ام نگاه میکردم و فکر میکردم برای خوشبخت شدن باید از آنها فاصله بگیرم حالا به هر طریقی که شده . 

      این شد که ازدواج من به شکلی نا زیبایی شکل گرفت و من در زندگی همیشه احساس کمبود داشتم چون در معرض خشم و بی احترامی و بی ارزشی بودم . 

      اما بعد از گذش چند سال وقتی که روی شخصیتم کار کردم وقتی که وسعت دیدم را زیاد کردم وقتی شناخت بیشتری از خودم و همسرم و جامعه پیدا کردم . متوجه اشتباه خودم شدم . و خودم را اصلاح کردم . این رشد شخصیتی باعث شده بود احساس لیاقت در من بیشتر شود و در برابر رفتار های نامناسب شوهرم رفتاری قاطع داشته باشم . و زمانی که متوجه شدم همسرم هیچ جوره رفتار های اشتباهش را نمی‌پذیرد و باعث می‌شود من احساس آرامش نداشته باشم . راهم را از او جدا کردم و حتی حاضر نشدم بخاطر کودکم هم بقیه زندگی با ارزشم را تباه کنم . 

      احساس لیاقت را در نحوه کار خواهرم هم دیدم .

      زمانی که خواهرم کارش را تازه شروع کرده بود خیلی برای دیگران وقت می‌گذاشت خیلی برایشان دلسوزی می‌کرد پول قرض میداد و به نوعی خودش را غرق در کارش می‌کرد.  اما همان آدم ها برای این کارها ارزش و احترام شایسته قائل نبودند و باعث رنجش خواهرم می‌شدند.  و خواهرم نمی‌توانست با آن حجم زیاد کاری درآمد قابل قبولی کسب کند .

      اما بعد از مدتی که شناخت او بر توانایی هایش بیشتر شد و فهمید چه گنج نایابی در وجود خویش دارد . تلاش  کرد تا تمام رفتار هایش را اصلاح کند . و دیگر وقت و انرژی اش را بی‌دریغ عرضه نکند . و بابت زحماتش بها دریافت کند ‌‌. احساس لیاقت در ذهن  او بیشتر شد و برای کسی دلسوزی بیهوده نکرد . و متقابلا درآمد او بالا رفت . چون کسی که به خودش بها دهد و احترام بگذارد جهان هم در برابر او کرنش می‌کند.  

      احساس لیاقت را در زندگی پدرم هم دیدم .

      پدرم در جوانی پیمانکار ساختمان بود و درآمد خوبی داشت . اما بخاطر بیماری و کم توانی جسمی مجبور به ترک کار و علاقه شد و در یک شرکت راننده شد و بعد چند سال در شرکتی دیگر آبدارچی شد . اما بعد چند سال وقتی دید که دیگرانی کمتر از او این استعداد ساختمان سازی را دارند ولی با فکر های درست و اصولی دارند از همان ساختمان سازی پول خوبی بدست می‌آورند.  متوجه ارزش های درونی خودش شد . وقتی دید که چقدر خوب به ديگران مشاوره می‌دهد متوجه شد این علاقه هنوز در قلب او زنده است . و فهمید لیاقت او خیلی بالاتر از راننده یا آبدارچی است . وقتی دید که این توانایی در وجودش بلقوه مانده . احساس لیاقت او بیشتر شد . انگیزه پیدا کرد و از کار استعفا داد خانه اش را فروخت و با سرمایه اندکی که داشت و با اعتباری که داشت و با ذهن خلاقی که داشت و با توانایی که داشت توانست بعد از ۵۴ سال به آرزوی خود برسد و اولین ساختمانش را بنا کند ‌‌. خودش آقای خودش باشد . بجای اینکه حقوق بگیر کسی باشد ‌حالا به تعداد بسیار زیادی از کارگران و تولید کنندگان مصالح ساختمانی پول می‌دهد و از زندگیش لذت می‌برد.  چون گوهر وجود خویش را شناخت .

      ازین مثال ها در زندگی هرکسی زیاد می‌توان پیدا کرد مهم این است که ما وقت بزاریم و آیات خداوند را در زندگی ببینیم اهل تفکر باشیم و دنبال اصل باشیم و شکر گذار باشیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا کریمی
      ۱۴۰۳/۰۲/۱۲ ۰۱:۲۲
      مدت عضویت: 1053 روز
      امتیاز کاربر: 9010 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 974 کلمه

      سلام استاد عزیزم دلم براتون تنگ شده بود 

      امدم تا تمرین این قدم هم انجام بدم .

      ۱- با توجه به توضیحات ارائه شده درباره اهمیت توجه به نعمت های خود و دوری کردن از حسادت ورزیدن نسبت به داشته های دیگران شرح دهید که تا کنون نگرش و عملکرد شما در اینباره چگونه بوده است. آیا همیشه به داشته های خود توجه داشته اید یا در برخی موارد مشاهده داشته ها و شرایط دیگران باعث ایجاد حسرت در شما شده است

      استاد تا الان که خدا بهم فرصت زندگی داده واقعا یادم نمیاد که حسادت کرده باشم یعنی هیچوقت بخاطر حسادت به نعمت کسی دیگه ناراحت نشدم و کلا یادم نیست همچین چیزی . چون من آدم متواضعی بودم همیشه و البته من آنقدر احساس لیاقت کم داشتم که تا اونجایی که بخوام حسادت کنم هم نمی‌رسید یعنی اصن خودم رو انقدر لایق نمیدونستم که بخوام نعمت هایی کسی دیگه مال من باشه ‌. یعنی من از اونور بوم افتاده بودم . البته تو این چند ماه اخیر که بیشتر روی خودم متمرکز هستم متوجه شدم حسادت در من خیلی خیلی مخفی هست یعنی من اصلا حسش نمیکنم اصلا فکر نمی‌کنم که حسادت کرده باشم ولی وقتی در گذشته و رفتارهام ریز ریز میشم و ذره بینی نگاه می‌کنم میفهمم که بله منم یجاهایی حسودی کردم . ولی خیلی مخفی بوده . و وقتی فهمیدم منم حسادت کردم . اصن تعجب کردم . نوع حسادت من با بقیه آدم هایی که دیدم فرق میکنه یعنی من به ی چیزایی حسادت کردم که اصلا به چشم هیچکس نمیاد ‌ . خلاصه که خیلی جزعی  و نیاز هست خیلی بهش فکر کنم تا یادم بیاد کجاها حسادت کردم . و اینکه وقتی میبینم یکی داره به یکی دیگه حسودی میکنه خیلی تعجب می‌کنم چون میگم خوب اصلا چرا تو باید حتما شبیه فلانی باشی هرکس یه جور دیگه .بعدشم ثروت و نعمت که تموم نمیشه توام بخوای بهش میرسی .  نمیدونم استاد این حسادت برام یجورایی ناشناخته اس . چون من همیشه انقدر تو دنیای خودم غرق بودم که زندگی کسی برام جذاب نبوده  . 

      ۲- در اطرافیان خود افرادی را پیدا کنید که همواره در زندگی توجهی به داشته های دیگران ندارند یا درباره آنچه دیگران دارند صحبت نمی کنند. درباره میزان آرامش و شرایط آنها در زندگی شرح دهید

      استاد من کسی رو نمیشناسم که اینجوری باشه جز  خودم . که البته هیچکس ۱۰۰ درصد اینجوری نیست ولی این حسادت انقدر در من کم هست که نخوام حتی درموردش با کسی حرف بزنم . یا غیبت کنم . بخاطر همین من آرامش بیشتری داشتم ازین نظر که کاری به کسی نداشتم . من بیشتر تمرکزم روی خودم بوده . من دیدم که بعضی بچه ها با مادراشون دعوا میکنن سر اینکه فلان دوستم فلان چیز داره ولی من ندارم . یا دیدم خانم هایی که با همسرشون سر حسادت به بقیه بحث میکنن . ولی من هیچوقت نه با همسرم نه والدینم سر این موضوعات بحث نکردم . 

      ۳- درباره نعمت هایی که به شکل ساده و خودبخودی وارد زندگی شما شده اند و باعث ایجاد آرامش و راحتی در زندگی شما شده اند شرح دهید

      واقعا وقتی فکر میکنم هزارتا چیز جور وا جور میاد تو ذهنم نمیدونم کدوم اول بگم . پس به ترتیب تا جایی که بتونم می‌نویسم. 

      ۱ . اینکه من آفریده شدم و دارم تو این دنیا زندگی میکنم 

      ۲ اینکه من از لحظه جنینی تا امروز و انشالله تا آخر عمر سالم بودم و هستم و می مانم .

      ۳ . اینکه من والدین سالم دارم .

      ۴ . دوتا خواهر خوب و سالم . 

      ۵ . من بدون هیچ زحمتی خاله شدم و یه عالمه عشق رو تجربه کردم .

      ۶ . من با اینکه هیییچوقت کار نکردم و درآمد چشمگیری نداشتم . همیشه از همه نظر تأمین بودم . حتی یک شب هم گرسنه نخوابیدم . همیشه تو خونه در آرامش و آسایش بودم . و لباس داشتم که بپوشم . و تفریح میکردم و مسافرت میرفتم . تازه الانم یک ماه امدم مسافرت خونه خواهرم . همش در حال خوش گذرونی هستیم . 

      ۷ . همسرم برای من یک نعمت بود . درسته که صدتا مشکل داشتیم و داریم جدا میشیم . ولی فقط خودم میدونم چقدر حس و حال های خوب رو هم تجربه کردیم . چقدر خوش گذروندیم و چقدر من درس گرفتم. و من چقدر خودساخته شدم ‌. 

      ۸ . احساس میکنم بزرگترین نعمت من این بود که مادر شدم . به راحتی بدون هیچ مشکلی . چون خیلی ها هستن که آرزو دارن حامله بشن ولی نمیشن . بخاطر بیماری . 

      ۹ . اینکه من یه پسر سالم و زیبا و دوست‌داشتنی دارم بزرگترین نعمت .

      ۱۰ . اینکه من یه گوشی خوب دارم که همه کارهام راه میندازه .

      ۱۱ .اینکه هر ماه یه مبلغی میاد به حسابم و من هم خرج میکنم هم پس انداز.  

      ۱۲ . اینکه تو زندگیم با دوتا استاد بینظیر آشنا شدم و زندگیم رو بهتر کردم . استاد عطار روشن و  استاد عباسمنش. 

      ۱۳ . اینکه بعد ۱۲ سال دوست همکلاسیم رو که عاشقش بودم پیدا کردم . بعد اون از من خرید کرد و کلی باهم حرف زدیم . همدیگر بغل کردیم . من بهش کادو تولد دادم و خوشحال بودیم . و از خاطرات گفتیم و خندیدیم. 

      ۱۴ . اینکه من و همسرم در تمام مدت زندگی تو ی خونه سازمانی بودیم و اصلا نه اجاره دادیم نه اسباب کشی کردیم . و خونه ما حیاط داشت . توش درخت توت داشت و ما هر سال کلی توت می‌خوردیم. 

      ۱۵ . این که من ۴ بار سوار هواپیما شدم و کلی لذت بردم .رفتم مشهد با بهترین هتل .

      ۱۶ . اینکه کربلا رفتم . و خیلی به خودم افتخار می‌کنم چون چندنفر دیگه هم با خودم بردم 

      ۱۷ . اینکه به انزلی رفتم در بهترین هتل کنار ساحل. 

      ۱۸ . اینکه هر وسیله خونگی که میخواستم برام مهیا میشد .

      ۱۹ . اینکه صاحب ماشین شدیم ‌.

      ۲۰ . اینکه من با قوانین جهان آشنا شدم و شناختم به خدا خیلی خیلی خیلی بهتر شد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم