۳۵ سال از عمرم رو با اضافهوزن زندگی کردم، انگار چاقی شده بود رفیقِ همیشگیام! 🐘
📍 این جلسه ادامه گام ۴۶ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
سالهایی که میتونستن پر از شادی، جنبوجوش و کشف تواناییهام باشن، تبدیل شدن به روزهای سنگین، هم از نظر جسمی هم روحی.
من ناخودآگاه یه سبک زندگی چاق انتخاب کرده بودم؛ طوری رفتار میکردم، میخوردم و فکر میکردم که انگار چاقی بخشی از هویت منه. 🍟🛋️
اما اون روزی که فهمیدم چاقی فقط یه وزن نیست، بلکه یه سبک زندگیه… همهچی شروع به تغییر کرد. ✨💪
در این جلسه میآموزیم:
سبک زندگی لاغری یعنی چی؟
خیلیهامون آدمهایی رو دوروبرمون داریم که همیشه متناسب و خوشفرم هستن، بدون رژیم گرفتن یا ورزشهای سنگین! 😲
اونا یه کار خاص نمیکنن، فقط یه «سبک زندگی لاغری» رو زندگی میکنن… همون چیزی که سالهاست باهاش عجین شدن. ☀️🥗🚶♀️

همونطور که لاغری یه اتفاق یهشبه نیست، چاقی هم ناگهانی سر و کلهش پیدا نمیشه. اینطور نیست که یه روز بیدار شیم و ببینیم چاق شدیم! چاقی هم مثل لاغری، نتیجهی یه سبک زندگیه… فقط از یه مدل دیگه. 🧠🍕🛋️
در واقع سبک زندگی لاغری یعنی “چطور فکر میکنی”، “چه انتظاری از خودت داری” و “چطور عمل میکنی” — همهی اینا با هم، بدن و ذهن ما رو شکل میدن. 💭➡️💪
این یعنی اگه بخوای لاغر بشی، اول باید مثل یه آدم لاغر فکر کنی، احساس کنی و رفتار کنی. 😉✨
۱. سبک زندگی لاغری از فکر شروع میشه! 🧠
اولین قدم برای ساختن سبک زندگی لاغری اینه که ببینی چطوری فکر میکنی؟ 🤔
هیچکدوممون وقتی به دنیا میایم، سبک زندگی خاصی نداریم؛ چون اصلاً هنوز بلد نیستیم فکر کنیم!
اما کمکم که بزرگ میشیم، پر میشیم از فکرهایی که از اطرافمون دریافت میکنیم:
“غذات رو تا ته بخور”، “تپلها خوشگلترن” یا “آدمهای چاق مهربونترن!”
اینا کمکم تبدیل میشن به بخشهایی از ذهن و سبک زندگیمون، بدون اینکه حتی بفهمیم! 🍽️👵🧠
و وقتی این فکرها هی تو ذهنمون تکرار بشن، میشن سبک زندگی ما — چه بخوایم، چه نخوایم! 🔁🧩
۲. از نگرش تا انتظار؛ قدم دوم در سبک زندگی لاغری 🌱
فرض کن تو دوران کودکی بارها از اینور و اونور شنیده باشی که: “چاقی ارثیه!” 👵🧬
شاید خودت هیچوقت نخوای بهش فکر کنی، ولی چون زیاد شنیدیش، این جمله تو ذهنت جا خوش میکنه. تکرارِ این فکر، میشه نگرشت نسبت به چاقی.
بدون اینکه خودت بخوای، کمکم انتظار چاق شدن در ذهن و زندگیت شکل میگیره.
قبل از اینکه حتی یه گرم اضافه وزن بیاری، ذهنت منتظرشه! چون نگرشت بهت گفته: “قراره چاق بشی!” 😟🍰➡️⚖️
۳. چطور رفتارمون سبک زندگیمونو میسازه؟ 🚶♀️
وقتی ذهنت انتظار چاق شدن داره، رفتارات هم ناخودآگاه همون سمتوسو رو میگیرن!
یعنی چی؟ یعنی حتی بدون اینکه حواست باشه، تصمیمات روزمرهات درباره غذا خوردن، حرکت کردن، خرید کردن و حتی انتخابهای سادهی روزانه، تحت تأثیر این انتظار ذهنی قرار میگیرن. 🍟🛒🍫
کمکم علاقههات تغییر میکنه، چون ذهنت داره سبک زندگی چاقی رو فرماندهی میکنه. 📡
و چون سالها افکاری مثل “چاقی ارثیه”، “خوردن باعث چاقی میشه” یا “من از بچگی تپلم!” تو ذهنت ذخیره شدن، حالا با این رفتارهای جدید ترکیب میشن و بدون اینکه متوجه بشی… چاق میشی! 😮🧠➕🍰

🧘♀️ سبک زندگی لاغری از نگاه آدمای متناسب
اگه عبارت «سبک زندگی افراد متناسب» رو تو گوگل سرچ کنی، با یه عالمه عکس و مطلب روبهرو میشی که همشون یه چیزو میگن:
- 📒 برنامهریزی غذایی
- 🥗 خوردن میوه و غذای سالم
- 👟 کفش ورزشی، دمبل و طناب
- 🕘 نظم و زمانبندی
تصویری که معمولاً برای این سبک زندگی نشون میدن، پر از ابزارای بیرونیه.
یعنی انگار آدم متناسب، یه ربات فوقبرنامهریزیشدهست که با دقت میلیمتری میخوره، میخوابه و ورزش میکنه!
اما واقعیت زندگی آدمای متناسب یه چیز دیگهست…
❓تا حالا از یکی از اون دوستای همیشه متناسبت پرسیدی رمز متناسب موندنت چیه؟
جواب خاصی نمیگیری! چون واقعاً برنامهی خاصی ندارن. نه رژیم، نه ورزش خاص، نه دفترچهی کنترل کالری.
چیزی که اونا دارن، یه ذهن آزاد از فرمولهای چاقیه 🧠✨
تو تحقیقاتم درباره سبک زندگی لاغری، به دو نکتهی طلایی رسیدم که تفاوت اصلی رو رقم میزنن:
۱. نگرش آدمای متناسب تو سبک زندگی لاغری 🧘♂️🍏
آدمای متناسب اصلاً از غذا نمیترسن؛ نه از چرب بودنش، نه از شیرینیها، نه حتی از چاق شدن! 🙅♀️😋
ذهنشون پر از آرامشه، پر از حس خوب نسبت به بدنشون 💚 نه پر از فرمولهای ترسناک و محدودکننده.
نه رژیمی تو کاره، نه محرومیتی، نه عذاب وجدانی… فقط انتخابهای طبیعی، با حس خوب و بدون استرس 😌🌿
اونا به خودشون اعتماد دارن، به بدنشون گوش میدن و میدونن که جسمشون بلدِ چطور متناسب بمونه. و این باعث میشه توی آینه با لبخند به خودشون نگاه کنن، نه با ناامیدی 💫
تو هم اگه دنبال لاغری پایدار و بیدردسر هستی، اول باید این نگرش رو در خودت بسازی. 🧠🌱
۲. رفتار آدمای متناسب تو سبک زندگی لاغری 🧘♂️🍏
نآدمای متناسب لزوماً غذای کمچرب یا رژیمی نمیخورن. بعضیاشون حتی بیشتر از ما میخورن! 😅
اما فرقشون تو نوع نگاهشونه. اونا غذا رو تهدید نمیبینن. بلکه یه لذت طبیعی میدونن که حقشونه ازش استفاده کنن.
اونا معمولاً با دقت به بدنشون گوش میدن. وقتی گرسنهن میخورن، وقتی سیر میشن متوقف میشن.
نه چون یه قانون سخت رو رعایت میکنن، بلکه چون سبک زندگی لاغریشون تبدیل به عادت طبیعی شده 🔄✨
سبک زندگی لاغری به این معنی نیست که هیچوقت فستفود نخوری یا همیشه ساعت ۸ شب شام بخوری…
بلکه یعنی بدنت رو بشناسی، بهش گوش بدی و با عشق و آرامش براش تصمیم بگیری 💖👂
و این دقیقاً کاریه که توی دورههای لاغری با ذهن یاد میگیری 😍🌈
آرامش + آگاهی + انتخاب درست = سبک زندگی لاغری واقعی 💚

🍟 سبک زندگی افراد چاق؛ یه قصه تکراری با ریشه ذهنی
وقتی توی اینترنت درباره «سبک زندگی افراد چاق» جستجو میکنی، همه چی شبیه یه نسخه کلیشهایه:
- 👎 کمتحرکی
- 🍔 فستفود
- 🧬 ژنتیک
- 🦋 تیروئید
📸 حتی تصویری که معمولاً برای این موضوع استفاده میشه، پره از همین عناصره. اما یه سوال:
❓چرا آدمهایی هستن که همین سبک غذا خوردن رو دارن، ورزش نمیکنن، مشکل تیروئید دارن، ولی همچنان متناسبن؟
اینجاست که باید یه قدم عمیقتر بشیم و بریم سراغ چیزی که معمولاً نادیده گرفته میشه:
🧠 افکار و فرمولهای ذهنی چاقکننده
💡 اگه میخوای این سبک زندگی جدید رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم بسازی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ در ادامه هم توی گام ۴۸ سراغ «محاسبه درصد چاقی ذهنی» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.56 از 63 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام 47 : سبک زندگی برای لاغری با ذهن
چاقی یا متناسب بودن یه نوع از سبک زندگیه که برای یک روز ویا یک ماه یک سال نیست بلکه کسی که چاقه یا متناسب برای مدت طولانی سبک زندگی چاقی یا متناسب بودن رو زندگی کرده . لاغری با ذهن هم یه سبک زندگیه که نباید انتظار داشته باشیم که در مدت کوتاهی در زندگی ما به وجود بیاد بلکه باید مراحل خودش رو طی کنه . هر سبک از زندگی شامل مجموعه ای از افکار ، نگرش و رفتار که طی سال ها به وجود میاد و در ما تثبیت میشه . افراد متناسب دو سبک زندگی رو برای خودشون انتخاب میکنن یک دسته افکار درست با رفتار درست دارند و یک دسته دیگه افکار درست با رفتار نادرست دارن که نتیجه هردو سبک زندگی متناسب بودن هستش ، که در اینجا به اهمیت ذهن و افکار پی میبریم که وقتی افکار درست باشه رفتار چه درست باشه چه نادرست مهم نیست و نتیجه تناسب اندامه یعنی افکار خیلی مهم تر هستند و ما تمرکز بیشتری باید روی تغییر افکارمون بزاریم و وقتی افکار درست بشه در نهایت رفتار هم به طبع درست میشه و روی جسم تأثیر میزاره ولی همه ما تجربه امتحان کردن اون سمت قضیه رو هم داریم که سعی کردیم با رژیم گرفتن رفتارمون رو درست کنیم ولی چون افکار ما نادرست بودن تناسب اندام رو تجربه نکردیم پس نتیجه میگیریم این افکار هستند که بر رفتار تأثیر میزارن حالا اگه اون افکار درست باشن بر هر رفتاری تاثیر میزارن و نتیجه درست که در اینجا تناسب اندامه برای ما رقم میزنه ولی اگر افکار نادرست باشه چه رفتار درست باشه یا نباشه فرقی نداره برای ما نتیجه نادرست که در اینجا همون چاقی رقم خورده میشه . سبک زندگی دوره ای نیست که من برای یکی و دو ماه اونو به طور فشرده انجام بدم و بعد از اینکه دوره ش تموم شد دوباره به حالت قبل زندگی خودم برگردم و انتظار داشته باشم که برای همیشه متناسب بمونم ، مثل روش های قبلی که برای متناسب شدن انتخاب میکردم ( رژیم ، ورزش و …. ). فردی که متناسبه و سبک زندگی متناسب بودن رو انتخاب کرده با این سبک زندگی میکنه یعنی توی سفر ، مهمونی و هر جایی دیگه متناسب زندگی میکنه . پس من هم باید در عین حال که زندگی میکنم و از زندگیم لذت میبرم در هر موقعیتی مهمانی ، سفرو ……. که هستم متناسب بودن سبک زندگی من باشه و اونو اینقدر در موقعیت های مختلف تکرار کنم که در من تثبیت بشه و به روش زندگی من تبدیل بشه .
به نام خداوند زندگی بخشم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات سبک زندگی لاعری با ذهن
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز و دوستان همراه
وقتی که خودم میخاستم لاغربشم و بعد از گذشتن چالشهای زیاد بااین روش ذهنی آشنا شدم چون عاشق لاغری بودم علیرغم چالشهای زیاد بازم تو همین مسیر به خودم امید میدادم و ادامه میدادم .
خوب برای بار اولی بود که میخاستم آگاهانه با روش ذهنی خواسته خودم رو محقق کنم روشی که تا حالا غیراین سایت نه از کسی دیده یاشنیده بودم که بااین روش میشه به خواسته رسید .
وقتی باخواهرم که چاق بود مطرح کردم مسخره کرد وگفت تو بااین روش لاغرشدی منم میام انجامش میدم .
و برادرام که این روشها رو جادوگری میدونن ومیگن کاری که تلاش وزحمت نباشه آخرش بی نتیجه هست و بادآورده رو باد میبرد .
و همش میگن دنبال این کارها نرو وغیرقانونی هست و آخرش سرت رو به باد میدی .
خوب اوایل دوره ذوق زده شدم و به اونها گفتم نه تنها رغبتی نشان ندادن بلکه بارها وقتی میدیدن سرم به گوشی هست شروع به پند ونصیحت میکردند و منو از این کارمنع میکردند .
فردعاشق چیزی حالیش نیست وقتی میدیدم کلی ازدوستان نتیجه گرفتن وچقدرحالشون خوبه .دیگه گوشام رو کر کردم روی این حرفها و چیزی نمیشنیدم وادامه میدادم .
بعدا که خیلی عالی وزن کم کردم و بهم میگفتن خوب معلومه غذاتو کم کردی و روغذا نیستی و تو دلشون منتظربودن من چاق تر بشن بعد بگن دیدی این حرفها همه دروغه . واین کارها عاقبت نداره .
البته تقصیری هم ندارن چون میلیاردها بار شنیدیم که کاری که براش تلاش نکنیم نونش حلال نیست .
خوب مگه تغییر باور تلاش نیست . مگه من یه شبه لاغرشدم .
من آنقدر فایلها روگوش میدادم و وقتی استاد ازگذشتش میگفت منم ذهنم رو میبردم گذشته وآنقدر خاطرات رو مرور میکردم تا آرام آرام خاطراتم باچاقی یادم بیاد .
اگه من این تلاش رو برای هرکاری میزاشتم زودتر به نتیجه میرسیدم .
من برای یادگیری آرایشگری بعد یکسال آموزش سالن زدم این روکاری سخت میدونستند چون قراربود تو گرما وسرما برم کلاس .سروقت برم وسایل وتجهیزات بخرم نمونه ببرم اما تواین روش اینها نبود زیرکولر یا زیر بخاری مینشستم و از نظر اونها من کاری نمیکردم اما از نظر خودم من خیلی کار میکردم .
رجوع به ۳۰ سال پیش و شروع روند جاقی.
آخه من چندسال اول متناسب بودم وبعدها آروم آروم چاق شدم .
وژنتیکی چاق نبودم که دلم خوش باشه و بگم نگاه استاد ژنتیک رو دلیل میدونست والان متناسبه و من هم این باورغلط رو رد میکنم .
من بالای ۱۰ مورد رو یادداشت کردم . دلیل ها رو مشخص کردم بارها خوراک درست رو لز محیط بیرون به ذهنم میدادم که نگاه باورهای گذشته اشتباه بود .
درکنارچاقیم میخاستم لاغربشم .
خونه ای که پدرم چاق و خواهرام چاق بودن و هر دفعه عاملهایی که من قبلا دلیل چاقی میدونستم رو هر روز تکرار میکردند و من اونور ورودی درست میدادم اینور اونها باورهامو دوباره خدشه دار میکردند و من سریع همون لحظه برلی اینکه اثرمخربش خنثی بشه میگفتم نگاه اون پس چی . و از این مثالها ونمیزاشتم زحماتم خراب بشه .
ولله من آرایشگری که رفتم این دردسرها رو نداشتم . اما بااین روش چون عاشق خودم بودم و به استاد ایمان داشتم که حرفش حقیقت محضه چون خاطرات چاقیش عینا شبیه من بلکه حتی شدیدار بود . من ادامه دادم ونتیجه گرفتم .
.اونها همچنان چاق هستند ومرتب مجبورند لباسهایی که بهای بالایی براش دادند وبعد مدتی کوجیک میشه رو ببخشنند کاری که من قبلا میکردم ..خودلباسه زباد مهم نیست اینکه کلی وقت بزاری خصوصا ما خانمها ولباس دلخواهمون رو بخریم و سری بعد تنگ بشه واقعا سخته . خصوصا لباس مجلسی .
یا انواع کرم ها کلی کلاس پوست وهزینه های سرسام آور برای جوشهای صورت . و همش دراحساس بد بودن به خاطر چاقی و دردسرهای آن .دسته وپنجه نرم میکنن .
من بهایش رو پرداختم والان حس خوب داشتن پاداش من هست که توجه نکردم به حرفهای بیهوده و مصمم وعاشقانه ادامه دادم و میدم .
تازه با همین روش ذهنی کلی از مسایل دیگه زندگیم رو حل وفصل کردم وهمچنان عاشقانه دارم بااین روش خواسته هایی که تا حالا بی خیالش شدم رو محقق میکنم
خدایاشکرت بابت هدایت به این مسیر زیبا . وتشکر از استاد عالیقدر که چگونه زیستن رو به من آموختن تا از زندگیم لذت بیشتری ببرم و درجهان تاثیرگذار باشم
به نام خداوند زندگی بخشم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
سبک زندگی لاغری
سبک زندگی یعنی تمام تمایلات و افکار و رفتار و عقایدی که زندگی هر فردی و تشکیل میده هم شامل تمایلات روحی و هم شامل تمایلات جسمی میشه و بستگی به عوامل مختلفی هم داره مثه محل زندگی ،رفتار و نگرشهای خونوادگی و اطرافیان اون فرد و ……سبک زندگی هر کسی مختص خودشه و اصلا قانون خاصی وجود نداره برای اون،حتی ممکنه کسی
بخاطر سبک زندگی خودش قوانین خانواده و جامعه رو هم زیر پا بزاره ،افراد چاق اکثرا سبک زندگیشون شبیه به همدیگه است
از لحاظ نوع تغذیه ،رفتارهای غلط پرخوری و اضافه خوری ،قاطی خوری و عدم تحرک و تنبلی ،عدم اعتماد به نفس و عزت نفس،نفرت از خود دارن ،ترس از غذاها و چاقتر شدن دارند و ……….تمام صفات منفی که در یک ذهن و جسم چاق وجود داره
افراد متناسب هم تقریبا یک نوع سبک زندگی دارند البته منظور ما متناسبهای با رفتار غذایی صحیحه .
تغذیه سالم دارند،پرخوری و اضافه خوری ندارند ،قاطی خوری نمیکنن،عزت نفس و اعتماد به نفس بالا دارن ، از غذاها و چاقی نمیترسند،اصلا اعتقادی به چاق شدن خودشون ندارند و ………
خوب با یک نگاه کاملا سطحی هم متوجه میشیم که کدوم سبک زندگی بهتره ،و سرشار از شادی و آرامش و سلامتی و خوبیه و همین تفاوت بین سبک زندگی افراد چاق و لاغر سبب میشه ما به انتخاب روشی برای خلاصی از چاقی بیفتیم
در گذشته خودمون هر بار راهی و رفتیم تا ما هم لاغر بشیم و لذتهای جسمی و ذهنی افراد لاغر و تجربه کنیم
گاهی اصلا تجربه نکردیم و گاهی هم برای مدت کوتاهی تجربه اش کردیم اما چون ما فقط داشتیم سبک زندگی جسمیمون و تغییر میدادیم یا عملا تجربه ای کسب نمیشد یا کوتاه مدت بود بعد متوجه شدیم باید سبک زندگی روحمون هم تغییر بدیم و تازه متوجه مسیر ذهنی لاغری شدیم
ما با ورودمون به مسیر تناسب فکری اولین گام برای تغییر سبک زندگیمون و برداشتیم توی این مسیر یواش و آرام جلو رفتیم و چیزهای زیادی یاد گرفتیم مثلا فهمیدیم چاقی ارث نیست و ما این فرمول اشتباه در ذهنمون از بین رفت
یا با یادگرفتن درجه حس گرسنگی و سیری فهمیدیم با توجه به نیازهای جسممون بخوریم و لذت ببریم و توجه همزمان به جسم و افکار و کنترل ذهن و با همین تکنیک به ظاهر ساده به خوبی آموختیم
تکنیکی که میگفت مواد غذایی رو ببین حالا فکر کن راجع بهش به بدنت توجه کن ببین نیاز داره یا نه ؟اگر حس گرسنگی داری بردار (فرمان مغزی)و بخور
اگر حس گرسنگی نداری ببین ،برندار و نخور
و با همین کار ما ذهن و فکر و فرمان مغزمون و با نیاز جسممون هماهنگ میکنیم
اما تا قبل ورود به این مسیر فرمول این بود
مواد غذایی و میدیدیم،بدون فکر دقت کنید دوستان بدون فکر به حس نیاز بدن سریع برمیداشتیم و میخوردیم و ما برده ی مواد غذایی بودیم در بیشتر مواقع اصلا لازم به دیدن نبود ،بوی مواد غذایی میومد میرفتیم میخوردیم مثل بوی شیرینی یا ساندویچ
باز لول بالاتر هم داشتیم لازم نبود ببینیم یا بو کنیم یا حتی لمس کنیم اون ماده غذایی وجود خارجی در اطراف ما نداشت اما ما با فکر کردن و تصور طعم و عطر و مزه اون در ذهنمون ،خودمون و تشنه ی مصرف اون ماده میکردیم و در اولین فرصت تهیه اش میکردیم و با لذت تصویر ذهنی که ساخته بودیم مثل وحشی ها اون ماده غذایی و میخوردیم بازم بدون فکر و بدون توجه به نیاز جسممون
اگر از روش لاغری با ذهن استفاده میکنیم و هنوز برده ی مواد غذایی هستیم هنوز قبل مصرف آنالیز فکری نداریم یعنی ما جای کار زیادی داریم
من این نکته رو بگم که تکرار و مرور عادات خوب باعث تداوم این عادات میشه و اصل تکرار مطالب و بودن در سایت و آموزش دیدن هم همینه
همون طور که سالها رفتارهای چاق شونده شد رفتار ما ،شد سبک زندگی ما ،و نتیجه اون شد چاقی جسم و روح ما
بودن تحت آموزش صحیح و تمرین و تکرار صحیح هم باعث ایجاد تغییرات رفتار ما و سبک زندگی ما و در نتیجه لاغری جسم و روح ما میشه
انسان تک بعدی خلق نشده که با فشار جسمی انتظار تغییر سبک زندگی ازش بشه داشته باشیم
انسان دو بعد داره جسمی و روحی و هر دوی اینها به شدت روی هم تاثیر میزارن و نحوه استفاده ما از این ابعاد ذات وجودی ما رو خلق میکنه حالا بریم تاثیر این دو بعد و در لاغری و چاقی خودمون بررسی کنیم
تاثیر بعد جسمی بر بعد روحی
بعد جسمی روی بعد روحی تاثیر میزاره مثال ما پرخوری و عادات جسمی چاق انجام دادیم و چاق شدیم و این چاقی جسمی تاثیر مستقیم روی روح و روان ما داشت دچار چالشهای افسردگی ،نفرت ،عدم اعتماد به نفس و ……شدیم
تاثیر بعد روحی بر بعد جسمی
در مسیر تناسب فکری ما اومدیم اول با بعد روحی و آموزش اون جلو رفتیم در حالی که هنوز از بعد جسمی نتیجه لاغری کسب نکردیم به اندازه دلخواه خودمون، ولی سرشار از آرامش ،شادی و اعتماد به نفس و…..شدیم
پس بها دادن به بعد روحی و پرورش اون اول عواطف و احساس ما رو ارتقا میده و ما اول به سلامت روحی میرسیم اول روحمون متناسب و لاغر میشه وقتی به این درجه رسیدیم آروم و بدون سرو صدا جسممون هم تحت تاثیر مستقیم بعد روحی قرار میگیره و لاغر و متناسب میشه و این فرمول لاغری با قدرت ذهنه
دوستان عزیزی که سالها دوره تهیه کردن و تلاش کردن اما هنوز نتیجه جسمی نگرفتن ،نشونه این نیست درک نکردن یا اشتباه عمل کردن این عزیزان برای تغییر بعد روحی خودشون نیاز به زمان بیشتری دارند نیاز به تکرار و تمرین بیشتری دارند اشتباه در درک و فهم نیست ،اشتباه در عملکرد نیست ،شما ایراد ندارید شما هم سرشار از شوق لاغری هستید فقط زمانبندی شما فرق دارد مثل اینکه زمان پخت نخود با زمان پخت برنج متفاوت است
عزیزانم نا امید نشوید دنبال راههای میانبر دمنوش و ….نروید فقط بمانید و آموزش ببینید قطعا نتیجه جسمی و کسب میکنید و با شادی روحی و آرامش ادامه دهید
روزهای کسب نتیجه جسمی در قبال کسب نتیجه روحی است پس بدون عجله و با عشق به یاری خداوند به مسیر زیبای تناسب فکری ادامه میدهیم
استاد سپاسگزارم برای آموزش ناب دیگه و حس زیبای در مسیر بودن
الهی به امید تو
سلام استاد
خیلی خوشحال هستم که امروز توانستم این فایل را گوش کنم من سبک زندگیم با قرار گرفتن در مسیر لاغری با ذهن کاملا تغییر کرده و مثل یک دانش آموز سعی می کنم هرروز صبح با حضور در این سایت و شرکت در کلاسها مثل گوش دادن به فایلها هرروز چیز تازه ای یاد بگیرم و سبک زندگیم عوض شود
استاد وقتی گفتید فردی ۴ دوره تهیه کرده و گفته تغییری نکرده من خیلی تعجب کردم من با اینکه از دوران رایگان استفاده کردم چقدر تغییر در خودم ،وزنم ، سایزم، رفتارم ، روابطم ، نوع غذا خوردن ونترسیدن از چاقی ، عاشق این نوع لاغری و حتی نوع دوست داشتن خودم شدم و چقدر از باورهای اشتباه خود را اصلاح کردم فکر کنم این فرداصلا مطالب را درک نکرده و فقط نگاه می کنند که رفع تکلیف کرده باشند چون هر فایل که شما گذاشتید دارای نکات بسیار مفید و آموزنده بود من به نظرم طرف هنوز به این روش لاغری اعتماد نداره ولی استاد دست شما درد نکنه که با گذاشتن هریک از این فایلها جواب سوالات ما را می دهید و مانع از لیز خوردن ما می شوید بازم ممنون از شما
نگرش شما درباره تاثیر سبک زندگی بر شرایط جسمی چیست؟ خیلی تاثیر گذار است وقتی سبک زندگی ما از چاقی به لاغری تغییر پیدا کند شرایط جسمی ما خودبه خود تغییر کرده و ما هرروز لاغرتر می شویم
ارتباط سبک زندگی با لاغر نشدن با روش های مختلف را بنویسید؟ اگر ما سبک زندگی چاقی را انتخاب کرده باشیم با هر روش لاغری روز به روز چاق تر می شویم ما باید ابتدا سبک چاقی را به سبک لاغری تغییر بدهیم بدن خودش خودبه خودلاغر خواهد شد بدون اینکه ما سختی بکشیم
به نظر شما سبک زندگی شما چقدر شبیه افراد چاق اطراف شماست؟ شرح دهید.قبلا از اینکه من با سایت لاغری با ذهن آشنا شوم سبک زندگی من شبیه به افراد چاق بود ولی الان خیلی تفاوت کرده خیلی از باورها دیگر در ذهن من بیمعنا شده و اصلا آنها را قبول ندارم و خیلی خوشحالم که می توانم مثل افراد متناسب بدون ترس غذا بخورم
تاثیر قدرت ذهن در سبک زندگی افراد را با توجه به توضیحات متن و ویدو شرح دهید؟ تاثیر قدرت ذهن در سبک زندگی افراد خیلی موثر است چون اگر فردی در ذهنش چاقی باشد هر چه سختی به خود بدهند و با انواع ورزشها و رژیمها لاغر نخواهد شد
تغییراتی که بعد از آشنایی با سایت تناسب فکری در سبک زندگی تان ایجاد شده است را بنویسید؟تمام باورهای اشتباه که باعث چاقی من میشدند یکی یکی از ذهن پاک شدند و عملکرد و افکار لاغری جایگزین آنها شده است و این افکار خود بخود در رفتار و کردار من تغییراتی را به وجود می آورند که سبک زندگی من را از چاقی به لاغری تغییر خواهد داد
به نظر شما لاغری با ذهن چگونه به شما کمک میکند سبک زندگی تان را تغییر دهید. لاغری با ذهن با تغییر در باورها و افکار به ما کمک می کند که سبک زندگی چاقی خود را تغییر داده و سبک زندگی با لاغری را جایگزین کنیم با حس خوب و عالی و بدون سختی
از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید. من از این ویدئو آموزشی یاد گرفتم که اگر از این فایلها درک درستی نداشته باشم هنوز سبک زندگی من تغییری نکرده و با هرگونه فشاری مبنی بر سرعت بخشیدن به روند لاغری اشتباه است و من لاغر نخواهم شد فقط با گوش دادن به فایلها ودرک درست از مطالب آن و پیاده کردن آنها در زندگی من سبک زندگی از چاقی به سبک لاغری تغییر خواهد کرد ومطمئنا من در مسیر رسیدن به سرزمین لاغرها هستم
سلام بر متناسبین زیبا و جذاب و خوش اندام .
لاعری سبک زندگیه .
از پریروز که فایل ۸ مبانی لاعری رو دیدم و دیروز هم دوفایل از اینستای شمارو دیدم خیلی حالم خوب شده . عملکردم راضی کننده بود .
احساس میکنم استخوانهای شانه هام دارن بیرون می زنند .
جالبش برای من اینه آموزشهای شما خیلی عالی داره روی جسم من خودشو نشون میده .
میدونید حس می کنم خوب درک کردم .
به خودم فشار نمیارم . چون من ادمی هستم که اصلا نمیتونم فشار رو تحمل کنم . البته الان که فکر می کنم فشار تنبلی رو خیلی تحمل کردم فشار پرخوری رو خیلی تحمل کردم . فشار نرسیدن به آرزوها رو خیلی تحمل کردم .
راستی قراره بعد از ایام فاطمیه ازدواج کنم . با همون آقایی که یه مدت باهاش بودم . دوباره اومد سراغم و بهش گفتم اگه واقعا منو میخوای ما که این همه مدت با هم بودیم بیا با هم ازدواج کنیم .اگه هم نمیخوای برای همیشه برو . راستی گفته بودم با یه آقای دکتری آشنا شده بودم . از همون اول به دلم نمیچسبید . حرفاش رو دوست نداشتم خیلی مهربون بود . خیلی مودب و خوش برخورد بود خیلی هم دوسم داشت ولی اصلا به دلم نمی نشست . همش دنبال یه بهانه میگشتم باهاش به هم بزنم . به محض اینکه این درخواست رو به کائنات دادم اجابت شد . همون روز فهمیدم یه دروغ کوچولو بهم گفته . همون دروغ رو بزرگش کردم و کلا باهاش قطع رابطه کردم . بلاکش کردم از همه جا . اما رد تماسها و پیامهاش می اومد تا دوهفته فقط درخواست بخشش میکرد ولی جوابشو نمیدادم . حتی بارها بهش گفته بودم ما به درد هم نمیخوریم ولی متوجه نمیشد تا اینکه این دروغ رو ازش دیدم و ترکش کردم . در حالیکه همون پسر که ما بارها با هم مشاجره داشتیم اما ته دلم دوسش دارم . از اینکه باهاش حرف میزن احساس لذت میکنم . حتی از اینکه گولشو بخورم ناراحت نمیشم . یه جورایی حسشو دوست دارم . عشق ورزیدنش رو دوست دارم . مهربونیاش رو دوست دارم . نامهربونیاش رو دوست دارم . همه جوره دوسش دارم . مدت زیادی هست که با همیم و یه جورایی حس میکنم مرد زندگیم همینه . نمیتونم به مرد دیگه ای فکر کنم اونم همین عقیده رو داره . برای همین از پیشنهادم استقبال کرد و گفت بساط خواستگاری رو جور میکنم . به مامانم میگم زنگ بزنه به خانوادت و از این رسم و رسومات الکی .
یادمه یه زمانی آرزو داشتم بیاد خواستگاریم ولی غرورم بهم اجازه نمیداد بهش چیزی بگم و اونم قدم پیش نمیزاشت . مدتها با هم دوست بودیم تا اینکه وقتی بهش گفتم اگه منو میخوای و حرفات واقعیه بیا خواستگاریم تا کی رابطه ی پنهانی و ترس و لرز . اونم خیلی راحت قبول کرد انگار همیشه میترسید پا پیش بزاره . خلاصه که مقدمات امر خیر داره درست میشه کرونا هم که هست و خیلی تشریفاتی مراسم برگزار نمیشه . به گمانم زود ازدواج کنیم . البته ما چند ساله که با هم هستیم و روی هم خوب شناخت داریم و شاید به خاطر همینه تو ذهنم ازدواج کردن خیلی راحته .
اوا چی میخواستم بگم به اینجارسیدم در مورد سبک زندگی لاغری بود .
بله ما خیلی وقتها رژیم میگرفتیم تا از لاغری همیشگی فرار کنیم و بیشتر دنیای چاقی رو برای خودمون اثبات کنیم . ولی الان بدون زور و اجبار خیلی راحت لاغر شدن رو در خودم حس میکنم .
میدونید من دارم با فرمانده صحبت میکنم و با هم مشورت می کنیم تا دستوراتشو تغییر بدیم .
من دیروز خیلی کم امر به خوردن داشتم . اونم به این دلیله که ته کار احساس می کنم هنوز به مصرف مواد غذایی نیازمندم . این نیاز به مصرف مواد غذایی نمیزاره کاملا امر به خوردن رو نادیده بگیرم .
امر به خوردن خیلی داره متوقف میشه .
یه فرمول دیگه هم که هست دیدن غذاست . دیدن غذا همیشه برای من مساوی خوردن بوده .
چه سیر باشم چه گرسنه هر غذایی رو میبینم سیع فرمان خوردن صادر میشه .
فعلا نمیدونم در مقابل این فرمول چه راهکاری پیاده کنم . فعلا که بهترین کار این رو میدونم که چشمم رو از روش بردارم نگاهش نکنم که تحریک نشم یعنی فرمول ذهنی خوردن با دیدن غذا در من شروع به اجرا میکنه . اولم میاد توی فکرم بعد میاد تو دستم بعد برمیدارم و میخورم . پس چشمامو بر میدارم که اتفاقات بعدی نیفته . کنترل ورودیها فعلا دارم انجام میدم . ولی بیشتر دوست دارم کنترل ذهن انجام بدم . یعنی فکر میکنم کسی که کنترل ذهن داره قویتر از کسیه که کنترل ورودیها داره .
چون کسی که کنترل ذهن داره حتی اگه در معرض غذا هم قرار بگیره ذهنش فرمان به خوردن نمیده .
اما کنترل ذهن چجوریه ؟
چطور میشه ذهن رو کنترل کرد که وقتی غذا رو دید نخوره و نخوردن رو انتخاب کنه .
به نظرم اگر من لذت خوردن رو در خودم کم کنم و در عوض لذت نخوردن رو زیا کنم ذهن منم لذت نخوردن رو بیشتر اعمال میکنه . یادمه با دوستام رفته بودیم دانشگاه . اونا خیلی لاغر بودن ما از صبح تا بعد از ظهر پیش هم بودیم . من بارها و بارها امر خوردن در ذهنم اومد اما اونها اصلا انگار نه انگار . بهشون میگفتم بچه ها شما گرسنه نیستید میگفتن مگه ساعت چنده میگفتم ساعت ۴ شده چرا چیزی نمیخورید . میگفتن ول کن میریم خونه یه چیزی میخوریم و اصلا یادشون میرفت و دوباره به ادامه ی کار مشغول میشدن من تا میرسیدم خونه تکرار گفتگوهای ذهنیم بر اینکه وای دارم میمیرم این همه مدت نخوردم حالا چیکار کنم الان ضعف میکنم بهم خیلی فشار اومده و کلیییییییی حرف دیگه می اومد تو ذهنم در حالیکه دوستام حتی یه بارم که من از بیرون بهشون گفتم بچه ها بریم یه چیزی بخوریم یادشون اومد ساعت ۴ شده که اونم اصلا انگار نه انگار خیلی راحت گفتن میریم خونه و اصلا توی ماشین حتی یکبارم نگفتن وای این همه مدته ما هیچ چی نخوردیم .
واقعا اونها سبک نگرششون با من فرق داشت . من اگه بخوام سبک زندگیم مثل اونها بشه لازمه سبک نگرشم مثل اونها بشه .
آدمای چاق بازم میگن اونا میخورن ولی لاعرن . بابا اونا حتی به خوردن فکر نمیکنند . از نخوردن زجر نمیکشن . ما از نخوردن زجر میکشیم . اونا خیلی وقتها از خوردن زجر میکشن . حوصله ندارن بخورن . خیلی غذاها رو دوست ندارند بخورن . یادمه یه بار تو دانشگاه کشک و بادمجون خریدیم . خدا میدونه این دوستای من چجوری میخوردن من چجوری میخوردم . تازه من پیازم گرفته بودم که بیشتر لذت ببرم و برای اینکه جلوشون خجالت نکشم گفتم میخوام غذا خوردن رو بهتون یاد بدم . گفتم شماها بلد نیستید غذا بخورید که . خلاصه لقمه های بزرگ گرفتم غذا فراوون گذاشتم لای نون . گازهای بزرگ میزدم و بعدشم پیاز میخوردم و به به و چه چه میکردم ولی اونا لقمه ها اندازه ی دو بند انگشت . همونم گازهای ریز . اصلا من این همه تفاوت در ذهنم نمیگنجید .
چرا من انقدر دوست دارم و با هیجان میخورم ولی اونا هیچ هیجانی برای خوردن نداشتن . حرصم میگرفت ازشون بهشون میگفتم مثل آدم غذا بخورید آخه این لقمه ها چیه شماها برمیدارید . خلاصه کلی با هم می خندیدیم ولی من نمیفهمیدم همه ی اون صحنه ها سبک زندگی و بهتره بگم سبک ذهنیت منو و اونارو به نمایش میزاشت .
من از خوردن غذا لذت میبردم و اونا از نخوردنش
من رفتار خودمو میپسندیدم و انتخابش کرده بودم و اونا رفتار خودشون رو دوست داشتن .
اونا نمیتونستن مثل من عمل کنند چون ذهنیت منو نداشتن و منم نمیتونستم مثل اونها عمل کنم چون ذهنیت اونها رو نداشتم .
خلاصه سبک زندگی ما با هم خیلی فرق داشت و من وقتی الان فکر میکنم میبینم شاید من به طور کامل مثل اونا نشم ولی سعی میکنم کم کم از خود چاقم فاصله بگیرم . چون چاقی دیگه به من لذت نمیده . من از رفتار خودم در رنجم . چرا باید من بدتر از حیوون غذا بخورم . من انسانم . وقتی به اونا میگفتم شوخی مکردم و میگفتم شما مثل آدم غذا نمیخورید . ادم باید اینجوری غذا بخوره و لقمه های بزرگ رو میزاشتم دهنم و بعد همه میخندیدیم الان که فکر می کنم میبینم اتفاقا اونا آدم بودن این من بودم که مثل آدم رفتار نمیکردم و میخواستم عمل و سبک زندگی چاق خودم رو به اونها هم یاد بدن . جالب بود بهشونم میگفتم یه بار دوبار فایده نداره شما باید با من زندگی کنید تا سر دوماه چاقتون کنم . چقدرم افتخار میکردم . ولی الان واقعا دیگه این سبک زندگی رو نمیپسندم .
من دارم سبک زندگی جدیدم رو انتخاب می کنم . زندگی که دیگه برداشتن لقمه های بزرگ در اون افتخار و لذت نیست .
زندگی که دیگه خوردن در اون اولویت اول زندگی نیست .
زندگی که چند ساعت گرسنه بودن در اون مساوی ضعف و سردرد و حال بد نیست .
من میخوام زندگی رو انتخاب کنم که برای همیشه باشه نه فقط رژیم چند روزه و موقتی .
پس باید سبک زندگی جدید رو تمرین کنم و هر روز یه قدم از مسیر چاقی برگردم . لزومی نیست سختش کنم . لاغر شدن خیلی راحته . چون تا حدود زیادی درکش کردم فقط باید تکرارش کنم . اگه حرفام تکراری میشه ببخشید ولی من چاقی رو بارها تکرار کردم تا بهش عادت کردم پس باید لاغری رو هم بارها تکرار کنم .
امروز برداشتن لقمه های کوچیک رو تمرین میکنم . یاد دوستام افتادم . البته میدونم شاید ذهن چاق من اولش برداشتن لقمه های کوچیک رو مسخره بازی بدونه ولی من بهش میگم من فقط میخوام یه سبک جدیدی از زندگی رو خلق کنم . کاری به تو ندارم . میخوام وقتم رو صرف ساختن سبک زندگی لاغری کنم . پذیرشش هم خودش قدم بزرگیه . چون اولش مقاومت میکنم . ولی با کمک ذهنم میتونیم با هم حرکت کنیم . اون بهم یاداوری کنه و منم حرفشو در راستای لاغری گوش بدم . همونجوری که ذهنم داره چاقیشو ترک می کنه منم باید ترک کنم . اصلا من باید ترک کنم که اونم ترک کنه . من یه چیزی فهمیدم شاید نیروی خوداگاه ضعیفتر باشه اما قدرت انتخاب داره اما نیروی ناخوداگاه قدرت انتخاب نداره هر چی من بهش دیکته کنم اون اجرا می کنه بعد به من دستور میده که من ناخوداگاه اجرا کنم . یعنی خودش اجرا میکنه .
فهمیدم اختیار دست منه . فرمون دست منه حتی اگه دستور از طرف ذهن صادر میشه ولی اون کارهایی که به من لذت بده رو دستور میده .
مثلا من از دیدن غذا لذت میبرم که اونم میگه بخور . وقتی حس لذت رو از دیدن جدا کنم دیگه دیدن یه سساندویچ همبرگر با دیدن یه گل یه تابلو فرش درخت خونه و … برام فرق نداره .
لزومی نداره من هرچیزی که میبینم بخورم .
امروز این فرمولها رو سعی میکنم اجرا کنم .
یکی اینکه لقمه های بزرگ بر ندارم . یکی اینکه با دیدن غذا هیچ لذتی به خودم ندم و نگاهمو برگردونمم خوبه چون لذته قطع میشه .
خیلی ریز و دقیقه . ولی باور میکنید این چند وقته خونه ی ما پر از غذا شده حالا میفهمم من به تنهایی چقدر میخوردم 😖😖😖😖
الان همه جارو باز میکنم پر از خوراکیه . کابینتها بیسکوییت و انجیر خشک . روی اوپن شیره انگور و شربت . توی یخچال غذاهایی که نخوردم و نون و میوه . سیب زمینی پیازمون که همیشه زود زود تموم میشد الان نگاه میکنم چرا اینا تموم نمیشن . بابا من فقط تنهایی خوردنم یکم کم شده چرا انقدر غذا تو خونه است .
من هر وقت میرفتم سر یخچال به زور یه چیزی برای خوردن پیدا میکردم ولی الان این همه چیز هست .
خراب شدن غذاها یه الگوی دیگه است که در ذهن منه الان میگم به من چه . خب خراب بشن . چیکارشون کنم .
دارم نیازمو بهشون کم میکنم . البته دوست دارم درونمم واقعا تغییر کنه . البته واقعا میخواما ولی ته دلم هنوز میگم این همه غذا حیف میشه . همین یه جمله منو ترغیب میکنه که برم بخورمشون ولی بعدش تغییرش میدم میگم نه . من حیفم حال خوب من حیفه که با خوردن این غذاها بد میشه . من از نخوردنشون بیشتر لذت میبرم .
البته بازم میگم من هنوز عادت نکردم فقط دارم تمرین میکنم . عادات من هنوز همون قبلیها هستن اما اینارو هم دارم تمرین میکنم . هنوز زورشون به اونا نمیچربه ولی وقتی من بخوام و انتخاب کنم ذهنمم با من همکاری میکنه و زورمون رو میزاریم روی عادات جدید تا اونا رو همراه با لذت کنیم تا بیشتر تکرارشون کنیم .
خلاصه برای تغییر سبک زندگی فعلا اینا به ذهنم میرسه .
و اینکه واقعا هر لحظه باید لاعری رو بخوام تا به من داده بشه . نخوام در مسیرش حرکت نمیکنم ولی اگه بخوامش ذهن منم کمکم می کنه تا در مسیرش قدمهای کوچک اما مستمر بردارم . به قول و فرمایش شما قدم های کوچک اما مستمر .
فعلا خدانگهدار
سلام خدمت استاد گرامی و ارجمند و دوستان خوب و هم مسیرم
افراد متناسب همیشه و در هر شرایطی افکار و رفتار متناسب گونه دارن نه اینکه برای مقطعی اونها درست فکر و یا رفتار کنن پس ما هم باید همیشه در مسیر باشیم تا مثل اونها افکار و درستمون همیشگی باشه و موفق بشیم .
حالا بعضی از متناسبهای اطراف ما هستن که واقعا در خوردن زیاده روی میکنن و این رفتار اونها صحیح نیست اما چون افکار درستی دارن در نهایت چاق نمیشن یعنی این دسته متناسبها افرادی هستن با رفتار نادرست و لی افکار درست و در نهایت جسم درست و متناسبی دارن و اما همین افراد به محض اینکه باورهای ذهنیشون تغییر کنه چون از قبل رفتارهای عذایی نادرستی داشتن و حالا هم افکار و باورهای نادرستی پیدا کردن در نتیجه هر دو که با هم قاطی بشن در معرض چاقی قرار میگیرن .
اما در افراد چاق هر دو تاش خرابه هم افکارش خرابه هم رفتارش خرابه و خود من یادم میاد وقتی خیلی چاق بودم کلی رژیم سخت میگرفتم و محدودیت عدایی داشتم و یادم میاد خوب هم نتیجه میگرفتم چون رفتار غدایی خودم رو تغییر داده بودم و اما بعد از مدتی من دوباره چاق میشدم چرا ؟؟؟چون ذهنم هنوز چاق بوده .
و اما از وقتی که در این مسیر هستم متوجه شدم باید اول فکرم رو درست کنم و بعد خود به خود رفتارم درست میشه و بعد جسمم درست میشه همانطور که خیلی از متناسبهای اطرافم با وجود سن بالا و چندین بارداری که داشتن ولی سالها هست تراشیده و لاغر هستن این نتیجه ی رفتار و افکار درست اونها در تمام سالها ی زندگی اونها هست .
و اما من از وقتی وارد این سایت شدم و با اون آشنا شدم عاشق این آگاهی ها شدم و اصلا برام مهم نبود که چرا مدت زمان مشخص نداره و … همش می گفتم من به دنبال این اکاهی ها بودم حالا که پیداش کردم با تمام قوای خودم جلو میبرم و تازه در کنار این اگاهی ها لذت میبرم و آزادی دارم ارامش،و … دارم پس بهم بد که نمیگذره و همه چیز اینجابرای من مهیا هست و چون من هیچ شکی به این روش نداشتم و ندارم و با عشقی که به لاغری و این دوره ها داشتم و همچنان دارم هر روز ادامه میدم و من عاشق این سبک زندگی و خوردن شدم و هر روز در این مسیر هستم و یک قدم برمیدارم و تمام سعی من این هست که به اموزشها عمل کنم نه فقط گوش بدم و رد بشم چون میدونم رمز موفقیتم همین هست .همین دیشب برای شام خونه مادرم دعوت بودم ولی من قبل از رفتن به اونجا چون خیلی گرسنه بودم یکی دو لقمه از غدای پسرم خوردم و اصلا نترسیدم و گفتم نوش جونم همین رو فعلا داشته باش تا برات جور بشه بری اونجا و شام بخوری و خلاصه رفتم اونجا و بسیار به اندازه خوردم و زیاده روی نکردم و نان هم نخوردم با اون چون میلم نکشید و به راحتی و سبکی از روی سفره پا شدم و به خودم گفتم احسنت که تونستم به اندازه بخورم و اما اخر شب برای پسرم پفیلا درست کردم اون موقع دلم خواست و چند دونه با اون خوردم یعنی در حد رفع نیاز بدنم همه چیز در هر ساعتی که بخوام میخورم و ترسی ندارم چون در این دوره هستم و دارم رفتارم و افکارم رو با هم درست می کنم چون اگر عمل نکنم فقط حرف خوب در سایت بزنم حالم از خودم بد میشه و به خودم میگم تو مثل عالم بی عملی هستی که کلی چیز بلدی ولی به اونها عمل نمیکنی بنابراین دارم عمل میکنم و درست رفتار و فکر میکنم .
و من بارها به خودم میگم اگر همون اوایل ورودم به سایت تونستم کلی وزن و سایز کم کنم پس دوباره هم میتونم وزن کم کنم و هیچ چیز مانع جسم من نیست و روند کاهش،وزن من متوقف نشده و نمیشه آخه بدن من تمایل داره هر روز به سمت تناسب حرکت کنه چون زندم و نفس میکشم و این روند تناسبم همیشگی هست و حق طبیعی من هست مثل نفس کشیدنم مثل ضربان قلبم و ..و اگر بگم روند تناسبم متوقف شده مثل اینه که بگم تنفسم و یا ضربان قلبم و یا گردش خونم و …… متوقف شده اصلا همچین چیزی امکان نداره مگر اینکه از دنیا برم پس تازندم جسم من داره به سمت تناسب (که طبیعی اون هست و تمایل داره ) یا به سمت چاقی(که طبیعی اون نیست و تمایل نداره و به زور ما داره میره ) حرکت میکنه حالا انتخاب با من هست به کدوم جهت هدایتش کنم تناسب یا چاقی ؟ پس توقفی در کار نیست .
استپ وزنی یه باور غلط و نادرست هست که به اشتباه در ذهن ما کردن ولی من با دلیل که در بالا آوردم دیگه اون رو قبول ندارم پس من دارم به سمت تناسب هر روز حرکت میکنم .
لاغری با ذهن خیلی به من کمک کرده که من فرد قویتری بشم و مسولیت زندگیم و افکارم و رفتارم رو قبول کنم و مدیریت اونها رو قبول کنم و کمک کرده حال دلم همیشه خوب باشه اخه دوره ای که این همه نتایج عالی در زندگی من داشته چطور رهاش کنم و ادامه ندم ؟؟نمیشه واقعا برای من نمیشه من هر روز مشتاق ترم بیام داخل سایت و این اگاهی ها رو مرور کنم و بیشتر در راه درست قرار بگیرم و به خاطر همین نتایج ارزشمتد هست که نشده حتی یک بار من از این راه لیز بخورم شاید حالا یه وقتهایی شاید نحواهای منفی داشته باشم چون هنوز چاقی در بعضی اندام های من هستن ولی من یاد گرفتم در مقابل اون نجواها کم نیارم و تسلیم نشم و با صدای بلند جواب اونها رو میدم که دیگه نخوان من رو ناامید بکنن حالا براش مثال میارم براش ایه قرانی میارم براش حرفهای استاد رو تکرار میکنم و …به هر حال نمیزارم بر من غلبه بکنن چون من این راه رو درک کردم با تمام وجودم بهش،ایمان دارم و برای همین ادامه میدم تا به هدفم برسم .
و به دنبال زمان تعیین کردن نیستم که تا فلان موقع لاغر بشم نه من دارم با این سبک زندگی میکنم و اتفاقا خیلی جاها مثلا در مهمانی و یا سفری و یا جایی باشه اولش نجوای منفی دارم نکنه چاق بشم و یا اینکه نباید میومدم که چی شب برم رستوران و یا فست فود ی در حالی که ظهرم فلان غدا رو خوردم اما من خیلی راحت و محکم میگم حالا موقعش هست که خودم رو امتحان کنم نه خیر نباید اون حرفها رو بزنم و اگر در این مورد بخوام مثال بزنم همین شام دیشب که هی مادرم زنگ میزد میگفت امشب میایین براتون عدا درست کنم و یا فراد میایین و من هی میگفتم نه مامان نمیشه برام دوباره به خودم گفتم بابا چرا نمیری برو طبق اموزشها که یاد گرفتی اگر سیر بودی نخور و سهم خودت رو بیار برای بعدا اگر گرسنه بودی اندازه نیازت بخور و خلاصه قبول کردم و دیشب رفتم و عالی عمل کردم و یک مثال دیگه اش چند شب پیش بود که سالگرد ازدواجم بود و خیلی یه هویی تصمیم گرفتم و دلم میخواست با همسرم دو نفره به یک کافه بریم ولی اولش کلی نجوا داشتم که نرو سیری الان چاق میشی بازم هم گفتم این حرفها چیه خواستم میخورم نخواستم نمیخورم و خلاصه رفتم اونجا هر چقدر همسرم اصرار کرد من پیتزا سفارش ندادم و با خود همسرم سه برش خوردم همین و بسیار سبک و راحت بودم و زیاده روی هم نکردم در حالی که هنوز بود و همسرم اصرار میکرد بخور ولی من جا نداشتم و نخوردم و همون سه برش( بدون نوشابه و دلستر چون علاقه به خوردن هیچ نوشیدنی با عدا ندارم و عادت ند ارم که بخورم) شام اون شب من بودن و بسیار عالی عمل کردم و خلاصه اینکه به جای اینکه فقط گوش بدم و بنویسم باید بلد باشم در تمام موقعیتها از این اموزشها استفاده کنم در مهمانی ،رستوران ،کافه ،سفر ،فست فودی ،دور همی و تفریح و ،…. و این برای من ارزشمند هست که همه جا و در هر شرایطی رفتار و افکار درست داشته باشم .
و همین عمل کردن به اموزشها به من جرات بیشتر و خود باوری بیشتری میده که منم میتونم مثل متناسبها رفتار کنم و در نهایت منم متناسب میشم در کل به من ایمان بیشتر میده که این راه درسته و تو به هدفت میرسی .
نکته :
ثبت نام در دوره ی ورود به سرزمین لاغرها تضمین برای لاغری شما نمیده ممکنه خیلیها در این دوره شرکت کنن ولی نتیجه نگیرن ولی من باید نگاهم به اون افرادی باشه که در مسیر موفق شدن و به مقصد رسیدن و به خودم بگم چیکار داری که یه عده به مقصد نرسیدن پس نگاهت رو تغییر بده و با اطمینان بگو چون فلانی رسیده منم میرسم و کاری به اون بقیه نداشته باش .
جسم و روح و ذهن هر سه با هم باید در هماهنگی باشن تا در رسیدن به هدف نتیجه بگیرین و جسم ما همیشه تجربه کننده هست و اگر میخواد جسم ما تغییر کنه باید فرمولهای ذهنی ما تغییر کنه یعنی اگر معده ،کبد، و یا تیرویید شما خرابه و هنوزم مشکل داره و هنوز بیماریها رو با خودت حمل میکنی چون افکلر شما مشکل داره و اگر نه هر ۶ ماه تمام این اندامها سلولهاشو ن از نو جدید میشه و این اندام ها میتونن دوباره مثل قبل سالم بشن و این طبیعی که بدن ما همیشه سالم باشه و بیماریها از بدن ما بیرون بره مثل گذشته ی ما که کاملا سالم بودیم و اندامهای ما همه سالم بودن پس دوباره هم میتونیم سالم بشیم و این اصلا، چیز عجیبی نیست .
لاغری با ذهن یک قانون هست اگر عمل کنی چه بخواهی جه نخواهی نتیجه میگیری.
استمرار در نوشتن و گوش دادن و خواندن باعث موفقیت شما میشه پس ادامه بدید
.
سلام فروغ خانم
از خواندن نظرات شما خیلی لذت بردم ، ممنون که با مثال آنها را برای من شفاف نمودید ، موفق و موید باشید
سلام زهرا جان
خوشحالم که. دیدگاه من براتون خوب بوده امیدوارم به زودی به جسم دلخواهتون برسید و شگفتی ساز این سایت ارزشمند باشین
سلام
واقعا سبک زندگی با لاغری با ذهن خیلی زیباس
ولذت باشه در روشهای قبلی هیچ وقت اون رفیق بودنه اون راحتیه نبود
همش روز و اجبار همش حس خفگی و ناامیدی داشتیم اما با لاغری با ذهن ما زندگی میکنیم
و فقط باید صبر کنی تا ب ایستگاه مورد نظر برسیم
من خودم تو حیاط خرمالوهس و کال هست
بعد دخترم میگه خرمالو میخوام بهش میگم صبر کن برسه
اومدم ب خودم گفتم تو ب خرمالو فرصت رسیدن میدی ب خودت فرصت نمیدی
یبارم شده ب خودت فرصت بده تابرسی
من ب خودم فرصت دارم تا خودم خودمو خلق کنم
منم همسرم مسخره ام میکنه و اینا ولی من هستم و ادامه میدم کم نمیارم
چن خدا بامن هس
واقعا از خوندن دیدگاهها خیلی لذت میبرم کیف میکنم میبینم و دوستام ب نتیجه دلخواه میرسن و ذهنشان ساختن با حال خوب حس خوب
سلام من وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم با خودم می گفتم یعنی من اگه با ذهنم کار کنم خودبخود لاغر میشم اخه چطور امکان دارد اما با شنیدن فایل های استاد کم کم متوجه تغییر در رفتارم شدم هروقت رفتارهای آدمهای چاق را انجام میدادم مثلا ریزه خواری میکردم سریع متوجه میشدم یا سر قابلمه ناخنک میزدم یا وقتی از خواب بیدار میشدم میرفتم که یک چیزی بخورم ذهنم مرامتوجه اشتباه میکرد و سعی میکردم که آن حرکت را نکنم و نمی کردم بااین تفاوت که این دفعه بر خلاف دفعه های قبل که با زجر عذابوجدان بازهم میخوردم نبود بلکه با رضایت وبا آگاهی میخوردم ما دراین روش لاغری با ذهنی به مرور عادتهای چاقی را کنار می گذاریم و باورهای لاغری را جایگزین میکنم و این سبک زندگی ما میشود اگه انسان در این مسیر تغییر در رفتار و عمل خود نداشته باشد وسبک زندگی و تفکر خودش را عوض نکند نمیتوند موفق شد من الان نیمه شبه که دارم این مطالب را مینویسم و وقتی به گذشته خودم فکر میکنم میبینم که همیشه بعداز خوردن عذاب وجدان و سرزنش داشتم و هیچ وقت لذت خوردن را نبردم وهمیشه دلم میخواست مثله آدمهای لاغر بخورم ،بپوشم وزندگی کنم الان که ۵۷ سالمه فهمیدم که چقدر دغدغه چاقی ولاغری را داشتم کاش خداوند زودتر از این من را با این سایت تناسب فکری آشنا میکرد
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام دوستان و اسناد عزیز
لاغری را باید زندگی کرد نه اینکه وقتی نتیجه گرفتی بعد چند ماه رها کنی .من خودم نزدیک به یکسال هست تو دوره رایگان هستم و آنقدر خوشحالم که با این سایت آشنا شدم و از همه ی فایلهای رایگان دارم استفاده میکنم چقدر روی زندگی من تأثیر خوب گذاشته مقداری سایز کم کردم ،روابطم خوب شده اعتقاداتم خیلی عالی شده ،تمام و کمال دارم فایلها را گوش میکنم عمل میکنم و نتیجه هر چند کوچک باشه برای من بزرگه و ایمان دارم که نتایج بزرگتر را میبینم من سالهای زیادی از همه روشها استفاده کردم و نتیجه نگرفتم همیشه حسرت افراد لاغر را میخوردم که چقدر غذا میخورند اما متناسب هستند و یا بر عکس چه خوب غذا میخوردند به اندازه و متناسب هر دو دسته متناسب بودند با اینکه رفتار بعضی از آنها اشتباه بود اما چاق نبودند چون افکارشون درست بود و نمی گفتند این غذا چاق میکنه کم بخورم ،یا بگن وای چقدر غذا خوردم الان چاق میشم اصلا از این افکار نداشتند برا همین با وجود رفتار نامناسب لاغر هستند .اما من چقدر موقع غذا خوردن حسرت میخوردم و همیشه گرسنه از سر سفره بلند میشدم اما چاق میشدم چون افکارم خراب بود
اما چند وقت است که دارم واقعا از،زندگی از،غذا خوردن از همه چی لذت میبرم و دارم زندگی میکنم .
و تا آخر عمر ادامه میدم و هر روز تکرار میکنم و من میتوانم لاغر شوم با تکرار ،تکرار ،تکرارررررررر.
به نام خدایی که در این نزدیکیست 💖💖💖
با سلام به همه دوستان هم مسیرم 🙋
لاغری با ذهن یک سبک زندگی است 🌹🌹
چاقی من بعد از ازدواج شروع شد و قبل از اونم رفتارهای من نسبت به مواد غذایی درست بود ولی یک ندای درونی مدام بهم تلنگر میزد که این تناسب اندام دایمی نیست و حتما من روزی چاق میشم و یادمه با اینکه کاملاً متناسب بودم ولی هیچ وقت از اندام نازنینم احساس رضایت نداشتم تا اینکه ازدواج 👩❤️👩کردم و داشتن افکار و باورهای چاقی شروع به فعالیت کردند و بدون اینکه متوجه بشم رفتارهای من تغییر کردند و پر خوری ها شروع شد وگرم به گرم به وزنم اضافه شد و کم کم لباس ها ومانتو هام برام تنگ شدن و بیماری ها آرام آرام در من شکل گرفت و با بارداری ها و زایمان و شیر دهی اوضاع بدتر شد من ماندم و اضافه وزن و لباس های تنگ و کلی بیماری و اعصاب خراب اما من هیچ وقت با چاقی و اضافه وزنم کنار نیومدم و مدام به دنبال راهی برای خلاصی از چاقیم بودم و از انواع و اقسام عرقیات گیاهی و قرص های چربی سوزی ، دمنوش های لاغری ،پودرهای چربی سوزی ، ورزش ، پیاده روی ، باشگاه ، قهوه چای سبز، چای ترش ، رقص ……استفاده میکردم و هر بار مقداری از وزنم کم میشد و به محض رها کردن روش دوباره به وزن قبلیم بر میگشتم تا اینکه به لطف خدا با روش لاغری با قدرت ذهن آشنا شدم زمانی که من با این روش آشنا شدم روز قبلش برای خودم کلی قرص لاغری که دستور تهیه شو از اینترنت گرفته بودم درست کرده بودم این طور بگم که یک سینی پر از قرص با صد ذوق و شوق و دل خوشی اینکه دیگه لاغر میشم اونا رو درست کرده بودم و با خودم میگفتم که خب دیگه کار تمومه حالا از این روش ذهنی استفاده میکنم کنارش از این قرص ها هم میخورم و لاغر میشم و فرداش که اومدم اولین فایل و گوش دادم دیدم که استاد گفتن برای استفاده از این روش باید تموم روشهای دیگه رو بذارید کنار و فقط از این روش استفاده کنید ومن بعد از این که فایل تموم شد بدون هیچ شک و تردیدی و با خوشحالی پاشدم رفتم کل قرص های نیمه خشک شده رو که کلی هم برای درست کردنش وقت و هزینه و زحمت کشیده بودم ریختم تو سطل آشغال و اومدم از این روش با ایمان کامل به درستی این روش و ایمان قلبی به داشتن توانایی خودم برای متناسب شدن استفاده کردم و از اون زمان تا الان یازده ماه میگذره و من هنوز با همون ذوق و شوق در این مسیر هستم و با خدای خودم عهد کردم تا زمانی که زنده هستم در این مسیر باشم و احساس میکنم که این روش شده جزئی از زندگی یعنی من همون جا با شنیدن حرف های استاد به این درک رسیدم که مشکل من از ذهنمه نه از جسمم و روش های دیگه همه تلاش برای جسمه پس من باید جسم و بزارم کنار و فشاری به جسمم نیارم و هر تلاشی هم میخوام داشته باشم باید روی ذهنم انجام بدم و درک این موضوع خیلی منو خوشحال کرد چون تا اون موقع همش در رنج و فشار و محدودیت و سختی بودم . اتفاقا همین امروز داشتم با همسرم صحبت میکردم و بهش میگفتم که این روش چقدر شیرین و دلنشین و هیچ سختی و رنجی نداره من از وقتی که از این روش استفاده کردم دیگه چاق نشدم تازه هر روز متناسب تر میشم مثلاً قبلاً اگه همسرم نصف شب گرسنه اش میشد و چیزی میخورد و از من می خواست که در خوردن همراهیش کنم من حتی اگر از گرسنگی هم میمردم جرات نمی کردم که چیزی بخورم و به همسرم هم تذکر میدادم که ساعت که از یک شب رد شد دیگه نباید چیزی بخوری چون چاق میشی و اون خیلی بی خیال میخندید و به من میگفت تو چه اراده ای داری من که گرسنم باشه خوابم نمیبره و من بهش میگفتم که من به اندازه کافی چاق هستم حتی اگه من بخوام نصف شب چیزی بخورم تو باید بهم تذکر بدی نه اینکه ازم بخوای همراهیت کنم و اون میگفت هیچ اتفاقی نمیوفته من مثل تو فکر نمیکنم من با شکم گرسنه خوابم نمیبره این بگم که همسر من متناسبه و کلا رفتارهای درستی هم نسبت به مواد غذایی داره واین که میگم نصف شب غذا میخوره در حد چند لقمه و خیلی زود سیر میشه و دیگه ادامه نمیده و دقیقا مشکل من همین بود که من با یک لقمه و دو لقمه سیر نمیشدم و اگه میخواستم بخورم دیگه هر چی بود باید تا تهش میخوردم و همیشه به همسرم میگفتم چقدر زود سیر شدی و اون میگفت خب ضعف کرده بودم حالا ضعفم بر طرف شد اون موقع اصلأ متوجه نمیشدم که چی میگه و همیشه بهش میگفتم که تو شانس داری ، خوش به حالت استعداد چاقی نداری هر مقدار و هر زمان و هر چیزی که بخوری چاق نمیشی حالا الان که دارم از این آموزش ها استفاده میکنم تازه افکار و رفتار های همسر مو درک میکنم الان منم جرات میکنم که اگه نصف شب گرسنه ام شد چیزی بخورم ، امروز که داشتم این فایل گوش میدادم داشتم سبزی پاک میکردم و گوشی مو گذاشته بودم جلوم و داشتم به حرف های استاد فکر و گوش میکردم و هرزگاهی لبخند میزدم و با خودم مرور می کردم که تو این مدت کلی تغییر کردم همین امروز متوجه شدم که دیگه زیاد علاقه ای به تلویزیون نگاه کردن ندارم منی که تا از خواب بیدار می شدم اولین کاری که میکردم این بود که تلویزیون و روشن میکردم و تموم سریال ها رو قسمت به قسمت دنبال میکردم الان تا میبینم که کسی تلویزیون نگاه نمیکنه خاموشش میکنم و این و تازه متوجه شدم ، تو خونه به رفتارهای همسرم و دخترام که متناسبن خیلی دقت میکنم وسعی میکنم که از اونا یاد بگیرم ، قبلاً از نوشابه خوردن خیلی میترسیدم ولی الان اگر هوس کنم میخورم و بعدش به خودم میگم که بدن من خیلی قدرتمند و توانایی کاهش وزن و داره چون خداوند بدن منو طوری آفریده که من همون طوری که ورودی دارم ، خروجی هم دارم پس اگه به اندازه نیاز بدنم بخورم هیچ اتفاقی نمیوفته و همش تبدیل به نور و عشق وانرژی میشه و بقیه اش دفع میشه و از بین میره و من متناسب و زیبا میشم ،قبلا پوستم خیلی جوش میزد و این موضوع خیلی منو ناراحت میکرد ولی الان پوستم خیلی خوب و صاف شده و احساس میکنم که لاغر تر که شدم ، جوون ترم شدم و این و بقیه هم می گن ، وقتی که مانتو هامو میپوشم و میبینم که برام گشاد شدن کلی کیف میکنم ، وقتی که مهمونی میرم و غذاشون طول میکشه تا آماده بشه مثل قبل بیتاب و عصبی نمیشم تازه موقع غذا نسب به بقیه خیلی کم تر میخورم و در اون لحظه از واکنش بدنم لذت میبرم و خودمو تحسین میکنم .در مورد اون دوستی که میگفت چهار تا دوره تهیه کرده و نتیجه نگرفته باید بگم اون هیچ درکی از این روش نداشته بچه من هفت ساله شه وقتی من فایلها رو گوش میدم بعضی وقتا اونم موقع بازی کردن میشنوه و میبینه اگه یک وقت دعواش کنم و اخم کنم میگه ، مگه به حرف استاد روشن گوش نمیدی میگم واسه چی ، میگه خب بخند دیگه مگه همیشه استاد روشن نمیخنده و میگه شاد باشین همون لحظه خندم میگیره و عصبانیتم یادم میره ، یا پسرم که تپله و زیاد هله هوله میخوره دخترم بهش میگه داداش باید به اندازه نیاز بدنت بخوری وگرنه چاق میشی میخوام بگم که یک بچه هفت ساله که سرگرم بازی هم هست از لابه لای فایل ها اینا رو درک کرده و به زبون میاره چه طور این دوست مون چیزی درک نکرده به نظرم این نشون میده که مشکل از این روش نیست مشکل از دوست مونه که چیزی از این روش نفهمیده . من که دارم با این روش زندگی میکنم و لذت میبرم و همین که این موقع شب همه خوابن و دارم تمرین مو انجام میدم نشون میده که من دارم با ذوق و شوق این مسیر رو طی میکنم وبا عشق و علاقه و به هدفم میرسم .
با تشکر از زحمات استاد گرامی🙏🙏🌹🌹
وبا آرزوی بهترین ها برای همه دوستان.🌹🌹