0

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی | چرا ذهن ما غذا را عامل چاقی می‌داند؟ (گام ۹۵)

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی
اندازه متن

تا حالا شده یه لقمه غذا رو با ترس بخوری؟ 😟 لقمه‌ای که شاید مزه‌ش خوب باشه، ولی مزه‌ش تو ذهن تو با عذاب وجدان، ترس و نگرانی قاطی شده باشه.

این احساس آشنا برای خیلی از افراد چاق اتفاق می‌افته، چون باور ذهنی درباره خوردن و چاقی طوری شکل گرفته که غذا رو دشمن بدن می‌دونه! 🍕💣

سال‌ها بهمون گفتن که «اگه می‌خوای لاغر شی، باید کمتر بخوری یا رژیم بگیری». و همین جمله ساده، باور عمیقی تو ذهن ما ساخت که *“غذا خوردن مساوی چاق شدن”*ه.

حالا دیگه ذهن‌مون از هر قاشق غذا یه هشدار چاقی درمیاره! 🚨🧠 اما واقعاً آیا غذا مقصره؟ یا ذهن ماست که فرمول اشتباهی براش نوشته؟ 🤔

آ🍽️ اهمیت موضوع خوردن در ذهن افراد چاق

برای یه فرد متناسب، خوردن یه کار طبیعی و بی‌دردسره. ناهارشو می‌خوره، می‌ره سر کارش. شام می‌خوره، می‌خوابه. همین‌قدر ساده.

اما برای خیلی از افراد چاق، خوردن یه موضوع جدی و حساسه؛ انگار باید برای هر لقمه تصمیم‌گیری مهمی انجام بدن! 🤯

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی

اگر تا حالا از یه فرد متناسب پرسیدی که چطور غذا می‌خوره، احتمالاً جواب داده: “وقتی گرسنه‌م، می‌خورم؛ وقتی سیر می‌شم، دیگه نمی‌خورم.”

اما اگه از یه فرد چاق همین سؤال رو بپرسی، وارد دنیایی از سردرگمی‌ها، فرمول‌ها و نگرانی‌ها می‌شی:

  • هرچی می‌خورم، چاق می‌شم 😩
  • چی بخورم لاغر بشم؟ 🥦
  • چی نخورم که لاغر شم؟ ❌🍞
  • چطور بخورم که لاغر بمونم؟ 🤔
  • برای صبحانه چی بخورم که چاق نشم؟ 🍳
  • اگه گرسنه‌ام، چی بخورم که آسیب نرسونه؟ 🍌

این جملات نشونه‌هایی از وجود باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن؛ باورهایی که سال‌ها تو ذهنمون جا خوش کردن و باعث شدن هر قاشق غذا با استرس و تردید همراه باشه.

🔁 چرخه تقویت باورهای ذهنی

وقتی ما بارها پرخوری می‌کنیم و بعدش احساس گناه یا ترس از چاق شدن داریم، همون احساس منفی، مثل یه کود تقویتی عمل می‌کنه و فرمول ذهنی چاقی رو قوی‌تر می‌کنه.

و ذهنی که پر شده از باورهای چاق‌کننده، دستورش رو به مغز می‌ده، و مغز هم با قدرت کامل اجرا می‌کنه: چاق شو! 🧬📢

بنابراین، تا وقتی که فرمول‌های ذهنی درباره خوردن اصلاح نشن، هیچ رژیمی جواب نمی‌ده. چون اصل ماجرا نه تو معده، بلکه تو ذهن ماست… جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی جا خوش کرده!

تاثیر مغز بر کاهش اشتها

🧠 منبع دستور خوردن از کجاست؟ ذهن یا بدن؟

هر کاری که ما انجام می‌دیم — از راه رفتن تا حتی پلک زدن — یه فرمان از طرف مغز پشتشه.

مغز ما از همون روزای اول شکل‌گیری، یه بسته اطلاعات اولیه با خودش داره؛ اطلاعاتی که به بدن کمک می‌کنه زنده بمونه و عملکردش رو تنظیم کنه، مثل:

⏱️ تنظیم ضربان قلب

🌬️ کنترل تنفس

💧 تعادل مایعات

🍽️ و البته… زمان خوردن!

اما ما انسان‌ها فقط برای زنده‌بودن به دنیا نیومدیم؛ اومدیم تا تجربه کنیم. برای همین بخشی از مغز ما مثل یه فضای باز باقی مونده که منتظره با تجربه‌های جدید پُر بشه—مثل هارد خالی یه لپ‌تاپ 💽

📂 وقتی یه “پوشه جدید” توی مغزت باز می‌کنی…

فرض کن دلت می‌خواد یاد بگیری گیتار بزنی 🎸 توی مغزت یه پوشه جدید باز می‌شه: «تجربه نواختن گیتار».

حالا هر بار که تمرین می‌کنی، اطلاعات جدید وارد این پوشه می‌شه و رفته‌رفته مهارتت بیشتر می‌شه.

همین اتفاق دقیقاً برای باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هم می‌افته، اما این بار به‌جای گیتار، موضوع “چاق شدن”ه! 😬

🔁 چطور یه ذهن چاق ساخته می‌شه؟

اکثر ما بدون اینکه بفهمیم، یه پوشه تو ذهن‌مون ساختیم به اسم:

“من ممکنه چاق بشم” یا حتی “قراره چاق بشم!”

این پوشه با هر جمله‌ای که از بزرگترا شنیدیم، هر تبلیغ رژیمی، هر تجربه شکست‌خورده از لاغری، پُر و پُرتر شده:

  • “اگه زیاد بخوری چاق می‌شی”
  • “فلانی هر چی بخوره باز لاغره، اما تو نه!”
  • “فقط رژیم بگیر تا لاغر شی”

این اطلاعات بارها و بارها در ذهن ما تکرار شده و کم‌کم به باور ذهنی درباره خوردن و چاقی تبدیل شدن. حالا ذهن ما به‌جای اینکه غذا رو یه نیاز طبیعی بدونه، اونو تهدیدی برای تناسب اندام می‌دونه! 🚨🍞🍕

🎯 نتیجه‌گیری این بخش:

وقتی اطلاعات کافی درباره یه موضوع تو مغز ذخیره بشه، مغز شروع می‌کنه به اجرای اون اطلاعات.

و اگر این اطلاعات درباره باور ذهنی درباره خوردن و چاقی، ذهن تو دستور چاق شدن می‌ده—حتی اگر غذات خیلی هم زیاد نباشه!

پس اگه می‌خوای مسیر رو برعکس بری، باید آگاهانه شروع کنی به ساختن یه پوشه جدید تو مغزت:

“من می‌تونم با آرامش و بدون ترس، بخورم و متناسب بمونم.” 💪🌱✨

🍽️ همه می‌خورن، اما همه یه جور فکر نمی‌کنن!

شاید بارها با خودت گفتی “دیگه پرخوری نمی‌کنم!”

اما دوباره و دوباره اتفاق افتاده. چرا؟ چون احساسی که بعد از پرخوری تجربه می‌کنی، باعث تقویت همون فرمول ذهنی قبلی می‌شه.

شاید خنده‌دار به‌نظر برسه، ولی واقعیت اینه که افراد چاق و افراد متناسب از نظر عملی، هر دو دارن می‌خورن!

یعنی غذا توی بشقاب، قاشق توی دست، دهان باز، لقمه پایین… هیچ تفاوتی نیست! 😅🥄

اما تفاوت اصلی اون پشت اتفاق می‌افته… جایی در ذهن! 🧠✨

جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی ساکت و بی‌صدا داره رفتارها رو جهت می‌ده، احساسات رو شکل می‌ده و حتی نتایج فیزیکی رو در افراد تعیین می‌کنه!

🎯 چرا من چاق می‌شم، ولی اون نه؟

سؤالی که ذهن خیلی‌ها رو درگیر می‌کنه اینه:

“چرا من هر چی می‌خورم چاق می‌شم، ولی فلانی هر چی می‌خوره لاغر می‌مونه؟”

جواب ساده‌ست: تفاوت در ذهن و باوره، نه در غذا!

🔍 اون فرد متناسب، وقتی غذا می‌خوره:

  • با خیال راحت می‌خوره
  • خودش رو سرزنش نمی‌کنه
  • باور داره که بدنش متناسب باقی می‌مونه

ولی فردی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی داره، از همون لقمه اول تو ذهنش فیلم چاق شدن پخش می‌شه! 🎬🍕😨

🌀 وقتی احساس، نتیجه رو می‌سازه…

ما فکر می‌کنیم غذا خوردن یه کار فیزیکی صرفه. اما احساسیه که بعد از خوردن تجربه می‌کنی، نتیجه رو می‌سازه.

اگه بعد از خوردن احساس رضایت و آرامش داشته باشی، بدن هم تو هماهنگی و تعادل قرار می‌گیره.

ولی اگه با استرس و گناه غذا بخوری، مغز هم اون استرس رو تبدیل می‌کنه به دستور چاقی 🚨

و اینجاست که نقش باور ذهنی درباره خوردن و چاقی روشن می‌شه.

🧩 همه‌چیز از ذهن شروع می‌شه

بدن‌ها تفاوت زیادی ندارن، ولی ذهن‌ها چرا!

تفاوت بین چاقی و تناسب معمولاً توی صفحه ترازو نیست، توی “صفحه ذهن” ماست!

هر کسی که باور داره غذا خوردن چاقش می‌کنه، در واقع قبل از خوردن غذا، ذهنش رو پر از دستورهای چاق‌کننده کرده!

🧠💭 پس وقتشه ورق رو برگردونی…

✅ نتیجه‌گیری:

اگه می‌خوای مثل آدم‌های متناسب غذا بخوری، فقط کافیه مثل اونا فکر کنی و باور بسازی.

یعنی ذهنت رو از باورهای قدیمی و سنگین پاک کنی، و فرمول‌های جدیدی توش بنویسی:

  • “من از غذا خوردن لذت می‌برم، نه ترس!”
  • “بدن من توانایی حفظ تناسب داره!”
  • “غذا منبع انرژی و زندگیه، نه دشمن!”

و این یعنی شروعی برای ساختن یه باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که منجر به کاهش وزن میشه 🌟💚

💡 حالا اگه می‌خوای این مسیر رو سریع‌تر، عمیق‌تر و مؤثرتر طی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همون چیزیه که بهش نیاز داری 🎯

این دوره بهت کمک می‌کنه تا با تمرین‌های هدفمند، باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که سال‌ها ناخودآگاه در ذهنت شکل گرفته رو شناسایی و اصلاح کنی.

با شرکت در این دوره، کم‌کم احساس گناه از غذا خوردن از بین می‌ره، لذت جای ترس رو می‌گیره و باور ذهنی درباره خوردن و چاقی مشابه آنچه در ذهن افراد متناسب هست توی وجودت ساخته می‌شه.

🌱 تو یاد می‌گیری چطور با ذهنت هماهنگ شی، به بدنت اعتماد کنی و با آرامش و آگاهی غذا بخوری، بدون اینکه نگران چاقی باشی.

📌 همین حالا می‌تونی به بخش دوره‌ها بری و آموزش‌ها رو شروع کنی…

اولین قدم به‌سمت رهایی از ترس غذا خوردن، فقط یه تصمیم جدیه 💚✨

✍️ اهمیت تمرین برای تغییر باور ذهنی درباره خوردن و چاقی

تمرینات ذهنی، کلید طلایی برای بازنویسی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن 🔑🧠
هر بار که تمرکز می‌کنی، یادداشت می‌نویسی و درباره نگرش‌هات فکر می‌کنی، در واقع مسیر جدیدی توی ذهن خودت می‌سازی 🛤️
این تمرین، بهت کمک می‌کنه از الگوهای قدیمی و چاق‌کننده ذهنی فاصله بگیری و فرمول‌های سالم و متناسب رو جایگزین کنی ✨

📝 سوالات تمرینی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی

  • نگرش شما درباره تأثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری چیه؟ 🌮❌⚖️
  • این اطلاعات از چه راه‌هایی وارد ذهن شما شده؟ (خانواده، رسانه، تجربه…) 📺👂
  • چقدر باور داشتید که لاغر شدن فقط با رژیم ممکنه؟ 🥗⛔
  • وقتی نمی‌تونستید رژیم بگیرید، چه احساسی داشتید؟ 😞
  • نتیجه رژیم‌هاتون چقدر دوام داشت؟ آیا پایدار بود؟
  • نظرتون درباره نقش مغز در صدور دستور خوردن چیه؟ 🤔🧠
  • چرا ذهن افراد چاق، خوردن رو مساوی چاقی می‌دونه؟
  • به نظرتون نخوردن به اندازه خوردن باعث لاغری شده؟ تجربه‌تون رو بنویسید ✍️

📣 مشارکت شما ارزشمنده!

لطفاً بعد از دیدن ویدیوی آموزشی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی و انجام تمرینات، پاسخ‌هاتون رو به‌صورت انشایی در بخش نظرات همین صفحه بنویسید.
همچنین می‌تونید تمرین مخصوص خودتون رو از دل آموزش‌ها استخراج کنید و برای بقیه به اشتراک بذارید تا با هم رشد کنیم 💬💞

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.26 از 65 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=22769
100 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۴ ۰۱:۳۰
      مدت عضویت: 774 روز
      امتیاز کاربر: 29965 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 79 کلمه

      سلام گذشته چاقی ما روفکرمیکردیم وراثت وارث وژنتیک وبیماری ویک پرخوربودیم انگارخوردن برامالذتبخش بودولی بعدش عذاب وجدان میومدسراِغ ما حتی بعدازدواج این نگرش درذهن مابودکه چاق میشیم یابارداری باعث چاقی میشه همیشه باکسب تجربه باعث تقویت مغزمیشه ما بعدپرخوری عذاب وجدان میگیریم وعملکردمادرست نیست وباعث تقویت عملکردمغزمیشه وهمیشه نسبت به موا۵ذایی ترس داریم وفکرمیکنیم اون موادماروچاق میکنه فرمول وعملکردوباور تعیین میکنه نتیجه رو یک فردمتناسب راحت همچی میخوره ولی یک فردچاق براخوردن ترس داره بایدیادبگیریم فرمول ذهنی رودرست کنیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار abirozeh
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۱ ۱۸:۱۹
      مدت عضویت: 2365 روز
      امتیاز کاربر: 7594 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 665 کلمه

      با سلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهان‌گرامی 

      من امروز در این ایستگاه به آگاهی لازمه رسیدم وانگار این فایل رو استاد عزیز ب ای من درست کرده بود البته که میدونم تمام افرادی که ذهن چاق دارن تقریبا باورهای مشابه دارن ولی آنروز که من این فایل رو گوش دادم انگار اون پاشنه آشیل من هستش البته من قبلا هم در نوشته های داخل سایت خودم بهش اشاره کرده بودم ولی نه به این قدرتمندی وظرافت …

      بله تنها دلیل چاقی خود من همین مساله ی ذخیره ی اطلاعات غلط وبه دنبالش عملکرد غلط وبه دنبالش اضافه وزنم بوده 

      بله من بعد از ازدواج وبعد از بارداری اول وبعد دوم استارت این تغییرات من خورده شد چون قبلش بسیار متناسب وخوش اندام بودم .بعد از دوتا بارداری اول ودوم بعد از دو سال من به خاطر ترس از چاق نشدن بیشتر .چون بعد از بارداری اضافه وزن پیدا کردم ..من شروع کردم رفتم باشگاه ثبت نام اون روز به من کارت باشگاه داد من ۶۸ الی ۶۹ کیلو بودم ودور کمر وبازو وهمه رو اندازه گرفت ونوشت من الان اون کارت رو هنوز دارم .والان آرزو دارم برگردم به اون وزن ….

      ولی اونقدر از خودم وهیکلم احساس بدی داشتم که دوست داشتم ازش راحت بشم …این اطلاعات اشتباهی که من ذخیره کرده بودم وبدتر از همه خودم رو با دوران مجردی وافراد دیگر مقایسه میکردم وبازم احساس بد وبازم فرار از چاقی وبازم ترس از چاقتر شدن ..ودیگه به دنبال اون اطلاعات غلطی که تو جامعه ودور وبرمون پر هست که ..

      با بارداری حتما اضافه وزن میگیری 

      بارداری دوم بیشتر اضافه وزن میگیری 

      با بالا رفتن سنت 

      با غذا خوردن 

      با کم تحرکی

      و…‌‌‌‌‌

      من به سختی ورزش میکردم کمی متناسب میشدم دوباره برمی‌گشت .واگه یه مدت نمیتونستم برم میگفتم که اراده ندارم که مدام برم ونتیجه هم نمیگرفتم 

      وشروع کردم به ترسیدن از 

      خامه 

      کره 

      فست فود

      روغن

      با دمجان سرخ شده 

      کتلت 

      برنج

      خورشت 

      شیرینی‌جات

      عسل 

      مربا

      شکر

      ارده 

      پیاز داغ 

      حتی خیلی از میوه ها

      از صبحانه خودن ترس داشتم .از نهار خوردن احساس خوبی نداشتم .از شام که اصلا احساس خوبی نداشتم 

      وفردا اون روز که از خواب بیدار میشدم ذهن سرزنشگرم میگفت وای تو که دیشب غذا خوردی انتظار داری لاعر بشی .تو دیروز رفتی مهمونی شیرینی وچای خوردی 

      وهزاران حس بدی که بهم میداد ومن بیشتر وبیشتر نگران میشدم وباعث عملکرد من وباعث اضافه وزن بیشتر من میشد من خیلی رژیم غذایی تغییر نمی‌کرد ولی هر سال اضافه وزن داشتم وخلاصه این اضافه وزن رو به جای اینکه بندازم گردن خودم 

      نسبت میدادم به مواد غذایی بیچاره که همه ی متناسبها دارن میخورن .نسبت دادم به ژنتیک .نسبت دادم به سن .به بارداری .به سوخت وساز .به کم تحرکی .واین نمیدونستم که دشمن اندر خانه است ومن مت جه نبودم که اون ذهن اشاره گر مقصره نه بیرون نه مواد غذایی وقدرت رو داده بودم به اونا واین احساس بد عی تکرار میشد ورفتارای من هم عوض شدن ..والان اینو فهمیدم که نباید به اون ذهنم گوش میکردم نباید از چند کیلو اضافه وزن کوه می‌ساختم نباید فرمول‌های جدید وفولدر چاقی درست میکردم .من الان وقتی به رفتارهای غذایی خودم نگاه میکنم وهمکاران رو میبینم یا در حد اونا دارم میخورم یا تازه کمتر از اونا وآدم پرخوری نیستم کلا چون اصلا نمیتونم زیاد غذا بخورم 

      البته ۲۰ درصد شاید رفتارای اشتباه داشته باشم که مثلا باید دو تا شیرینی کوچیک میخوردم حالا ۳ تا خوردم 

      یا مثلا چند لقمه بیشتر بعد از نهار خوردم ولی در کل خیلی خوراک ندارم ولی اون پاشنه آشیل من همون که استاد گفت احساس بد که بعد از هر بار خوردن در من ایجاد میشه 

      متناسبها اصلا احساسی ندارن اونا فقط میگن ما می‌خواستیم سیر بشیم وشدیم وچقدر غذا خوشمزه بود مثلا ولی ما آبم خوردیم انگار تو بدنمون ذخیره شد 

      نمیدونم من چرا احساس میکنم همه چیز ذخیره میشه 

      اینم یه فرمول علط هست که باید روش کار کنم وحتما درسش کنم 

      افراد لاعر برنج میخورن نون میخورن .شیرینی میخورن .کیک میخورن .ولی نه فکری دارن نه احساس بدی 

      احساس بد ترس لز چاق شدن فقط مختص ماست 

      خدایا بازم شکرت به خاطر این آگاهی  من ۳ بار این فایل رو گوش دادم وبارها هم گوش میدم تا بشینه تو ناخودآگاهم ودرست رفتار کنم 

      ممنون از استاد گرانقدر 

      وهمراهان سایت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mkhnilofar@gmail.com
      ۱۴۰۳/۰۵/۰۸ ۲۲:۵۷
      مدت عضویت: 1720 روز
      امتیاز کاربر: 7841 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 268 کلمه

      به نام خدا 

      اگر بیایم فرق بین واقعیت و حقیقت رو بگیم اینکه واقعیت اون هست که وجود داره ولی حقیقت اون هست که ما باور کردیم و نظر شخصی ماست 

      درمورد خوردن آدمای چاق باور کردن خوردن باعث چاقی اونها میشه این یک حقیقت بود ولی واقعیت این بود که غذاها به اندازه ای که ما ازشون میترسیدیم چاق کننده نبودند اگر یه ادم‌چاق اتفاقی جایی کم خوری کنه خوشحال میشه از اینکه چاق نمیشه نه اینکه لاغر میشه عذاب وجدان ما بعد از خوردن حتی یه لیوان آب یا هر لقمه غذا از حقیقتی بود که ما تعریف کرده بودیم توی ذهنمون و مثل یه خرافه بهش چسبیده بودیم ولی واقعیت نداشت ما الان میتونیم حقایق جدید بسازیم در راستای آرزوی لاغری خودمون همون طور که حقایق قبلی ما رو چاق کردن الان باور و حقیقت های جدید میتونه باعث لاغری و تناسب اندام مابشه من قبلا باور داشتم من هر کار کنم لاغر نمیشم در حالیکه این فقط یه جمله مسخره بود وبرای من حقیقی شده بود و جسم من مجبور بود طبق اون باور خودشو بسازه در حالیکه من هم مثل میلیاردها آدم دیگه زمین هستم مثل تمام آدماهایی که خواستن وزن کم کنند و اینکار رو راحت انجام دادن من هم میتونم به راحتی لاغر بشم و به اندام دلخواهم برسم قبلا با خوردن یه لقمه غذا عذاب وجدان میگرفتم در حالیکه این غلط بود وواقعیت اینکه من به اندازه نیاز بدنم دارم غذا میخورم پس باید متناسب بشم باید این اجازه رو به بدنم بدم منو متناسب کنه چیزی که شایسته منه و من لیاقتش رو دارم 

      استاد عزیز بابت این فایل عالی ازتون متشکرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۸/۲۷ ۱۷:۴۶
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 997 کلمه

      به نام خداوند قدرتمندم که به من قدرت می‌دهد 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      تاثیرات خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری 

      همه ی ما خیلی خوب می‌دانیم ماجرای خوردن مساوی است با چاقی در ذهن تمام انسانها وجود دارد چه چاق باشند چه لاغر و این مطلب را بارها وقتی افراد لاغر به ما پیشنهاد داده اند که برای رهایی از چاقیمان کمی کمتر بخوریم همگی دیده ایم .

      اما خوردن در ذهن افراد چاق خیلی ریشه ای تر از افراد لاغر است ‌.

      افراد چاق بدلیل فرمول‌های اشتباهی که در ذهنشان دارند از مواد غذایی ترس دارند .به مواد غذایی قدرت چاق کنندگی می‌دهند. و خودشان را برده ک بنده خوراکی ها می‌دانند. 

      حالا یکبار دیگر بررسی کنیم ببینیم این باورهای چاق کننده چگونه در ذهن افراد چاق بوجود آمده است .

      گفتیم مغز ما دو بخش دارد 

      یک بخش آن غریزی و ذاتی است و قابل تغییر نیست و نمی‌توانیم دخل و تصرفی در این امور داشته باشیم و به مرور زمان این امور به صورت خود به خودی به تکامل می‌رسند. مثل پلک زدن ،تنفس کردن ،رشد کردن ،ضربان قلب و غیره 

      بخش دیگر کارکرد مغز هم به گونه ای است که مغز برای دادن فرمان لازم جهت انجام آن امور نیاز به یادگیری آن مهارت دارد که این یادگیری از طرق مختلف کسب می‌شود و با تمرین و تکرار در ذهن انسان ثبت می‌شود. 

      حالا هر چقدر بیشتر از این مهارت استفاده کنیم تجربیات ما بیشتر می‌شود و ما مهارتمان بالاتر می‌رود و آن کار را بهتر انجام می‌دهیم. 

      در اصل وقتی به چیزی فکر می‌کنیم لزوما آن را انجام نمی‌دهیم. 

      اما وقتی عمل یا رفتاری را انجام می‌دهیم حتما و لزوما درباره اش ابتدا فکر کرده ایم .

      وقتی ما بعد از خوردن حالم بد میشود و دچار احساس ناخوشایندی می‌شویم معنایش این است که ما عملکرد صحیحی با مواد غذایی نداشته ایم .

      علت این عملکرد اشتباه هم به خاطر وجود افکار و باورهای چاق کننده ای است که بارها و بارها تکرار شده اند و با احساس لذتی که در ذهن ما از این تجربیات ثبت شده است .تمایلات و عادات ما شکل گرفته است.

       و همین عادات رفتاری اشتباه در ذهن ناخودآگاه ما طوری ثبت شده اند که  بصورت اتوماتیک وار اتفاق می افتند.

       بدون اینکه ما دخل و تصرفی روی آنها داشته باشیم و بخاطر همین عملکرد اشتباه دچار احساس بد می‌شویم و با همین احساس بد آن باورهای اشتباه را قدرتمندتر میکنیم و خیلی راحت چاق می‌شویم. 

      در اصل باور ما تعریفی است که ما از رفتار خودمان داریم .

      انتظاری است که از رفتار خودمان داریم .

      اگر نگاه کنیم تفاوت ما با افراد لاغر در همین باورهاست .

      وگرنه هر دوی ما ابتدا فکر می‌کنیم بعد عمل میکنیم و تنها تفاوت ما با افراد متناسب وجود همین باورهای ذهنی چاق کننده است .این وجه تمایز ما با افراد متناسب است .

      افراد چاق انتظارشان چاقی است و به راحتی رفتارهایی را تکرار می‌کنند که آنها را چاق می‌کند. 

      افراد چاق گمان می‌کنند هر چیزی که قابلیت خورده شدن دارد را باید بخورند .انگار وظیفه شان است .با هر دیدن می‌خورند. با هر تعارف می‌خورند. آن هم نه کم ،زیاد و تا حد خفگی و فشار شکمی .

      اما افراد متناسب به اندازه نیاز بدنشان در زمانهایی که لازم است می‌خورند.

      دیدن برای آنها مساوی با خوردن نیست .

      آنها پرخوری نمی‌کنند.

      به غذاها قدرت چاق کنندگی نمی‌دهند. 

      از غذاها نمی‌ترسند.

      باورهای اشتباه چاقی ندارند .

      ذهنشان پر از مانع لاغری نیست .

      بعد از خوردن احساسشان بد نمی‌شود. 

      اگر بعد از هر بار خوردن دچار احساس چاقی هستیم یعنی یک جای کار می‌لنگد و آن رفتار ماست .

      یعنی ما هنوز داریم به سبک ذهن چاقمان با مواد غذایی رفتار میکنیم .

      یعنی عملکرد ما اشتباه است .

      یعنی پرخوری می‌کنیم. 

      یعنی هنوز باورها و موانع ذهنی ما فعال هستند .

      یعنی داریم به مواد غذایی قدرت می‌دهیم. 

      طوری باید بخوریم که از رفتار غذایی مان راضی باشیم .

      وقتی به اندازه نیاز بدنمان از مواد غذایی مورد علاقه مان بخوریم و درست رفتار کنیم نتیجه ای جز لاغری برای آن وجود ندارد.

      وقتی خوردن ما  اصلاح بشود ،از عمل جدیدمان به احساس خوب میرسیم و عادات بدمان را تغییر می‌دهیم و  روی فرمول‌های  اصلی ذهنمان  تاثیر می‌گذارد و راحت لاغر می‌شویم .چه بخواهیم چه نخواهیم .

      پس مصی جونم 

      مواظب افکارت باش که به گفتارت تبدیل می شوند؛مواظب گفتارت باش که به رفتارت تبدیل می شوند ؛مواظب  رفتارت باش که  به عملکردت تبدیل می شوند ؛مواظب عملت باش که به باورهایت تبدیل می شوند ؛

      خوب چطور باید باور اشتباه پرخوری را  درست کنیم ؟!!

      فرض کنیم غذای فاسدی در برابر ما قرار داده شده است .اگر  بسیار گرسنه هم باشیم ،چون میدانیم آن غذا فاسد است هرگز لب به آن غذا نمی زنیم . چون میدانیم گرسنگی بهتر از این است که با غذای مسموم راهی بیمارستان شویم.پس چطور از انجام کارهایی که می کنیم و میدانیم نتیجه آنها بسیار مضر است لذت می بریم.

      چطور وقتی می‌دانیم خوردنهای اشتباه و عادات غذایی غلط چیزی جز رنج چاقی و تبدیل بدنمان به پارکینگ بیماری ها نتیجه ای ندارد باز هم به آن کدهای مخرب چاقی اجازه اجرا شدن می‌دهیم. 

      آیا یک لذت کوتاه مدت خوردن ،یک خاطره لذت بخش اشتباه آنقدر ارزش دارد که هر بهایی بابتش پرداخت کنیم ؟!!

      نه هرگز 

      وقتی ما با وجود آموزشها ذهنی و حضور در سایت باز هم مثل سابق عمل میکنیم. در واقع هنوز به قدر کافی روی باورهای مان کار نکرده ایم .و  هنوز فشار آن باورهای قبلی روی عملکردمان تاثیر گذارند .و باید بیشتر تمرین و تکرار کنیم تا باورهای ما اصلاح شوند و در نتیجه عملکرد ما هم اصلاح شود و در نتیجه جسم ما لاغر شود .

      تا زمانی که باورهای ما اصلاح نشوند رفتارهای ما تغییر نمی‌کنند. عملکرد ما صحیح نمی‌شود. 

      و زمانی که عملکرد ما صحیح نیست انتظار ما چاقی است .

      و وقتی انتظار چاقی داریم احساسمان بد میشود و در نتیجه با ارسال فرکانس به جهان هستی ما در مدار چاقی قرار می‌گیریم. 

      بار الها از تو سپاسگزارم که امروز توفیق انجام کارهایی که احساسم را خوب می‌کند را به من عنایت کردی .

      بارالها از تو می‌خواهم به من توانی مضاعف و پذیرشی بالاتر عنایت کنی تا بتوانم عملکردم را هر لحظه بهتر از لحظه پیشش کنم الهی آمین 

      استاد بزرگوار سپاسگزارم برای این فایل ارزشمند 

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۸/۲۷ ۰۸:۱۸
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,043 کلمه

      به نام خداوند زیبایی ها 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات تاثیر خوردن 

      • نگرش شما درباره تاثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری چیست؟ شرح دهید.
      • در گذشته نگرش من این بود که خوردن من باعث چاقی ام شده است و همیشه علت چاقی خودم یا دیگران را پرخوری کردن می‌دانستم. البته هنوز هم اندکی ار این باور را دارم ولی در تلاش هستم تا اصلاحش کنم .
      • من همیشه فکر میکردم برای اینکه لاغر شوم یا اینکه بتوانم جلوی چاقی ام را بگیرم باید کمتر بخورم 
      • برای همین کلی رژیم‌های من در آوردی روی خودم اجرا میکردم تا بتوانم این جسم بینوا را لاغر کنم .غافل از اینکه لاغری جسم آخرین مرحله است و من باید ابتدا ذهنم را لاغر و متناسب کنم تا رفتاری متناسب گونه از خودم بروز دهم و تکرار عمل لاغر کننده برای من نتیجه خود به خودی لاغری را به همراه خواهد داشت .
      • اطلاعات درباره تاثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری از چه طریق وارد ذهن شما شده است؟
      • اطلاعات تاثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری از طریق شنیده هایم از اطرافیان از پزشکان و مربیان از رسانه های اجتماعی وارد ذهنم شده بود .و هر بار که با انجام روش‌های اشتباه لاغری و رژیم‌های من در آوردی خودم تلاش میکردم تا لاغر شوم در اصل داشتم این باور را در ذهنم قویتر میکردم که خوردن باعث چاقی می‌شود. 
      • چقدر باور دارید یا پذیرفته بودید که برای لاغر شدن باید رژیم بگیرید.
      • من کاملا پذیرفته بودم که تنها راه لاغر شدن رژیم گرفتن و زجر کشیدن و محدود کردن خودم است .و گمان میکردم هر چقدر رژیم سخت تر و محدودتر باشد بهتر من را لاغر می‌کند و نتیجه لاغری آن بیشتر است .برای همین از رژیم‌های سخت که در زمان کوتاه بیشترین کاهش وزن را به همراه داشتند استفاده میکردم .
      • از اینکه نمی توانستید بر اساس برنامه های رژیمی عمل کنید چه احساسی داشتید؟
      • چون معمولا من برنامه های رژیمی را دنبال میکردم که به شدت محدودیت داشت و بر اساس اصول تغذیه نبود و فقط معیار من برای استفاده از آنها سختی و نتیجه لاغری در مدت کوتاه بود بخاطر بی نهایت سخت بودن این رژیم‌ها من احساسم بد میشد و نمی‌توانستم آن رژیم را رعایت کنم د خیلی سریع رها میکردم .
      • یا از بس این نگرش که لاغر شدن نیاز به سختی کشیدن دارد در من قوی بود که وقتی رژیم اصولی هم میگرفتم خودم کلی از خوردنهای آن رژیم را حذف میکردم و یا به دلخواهم جایگزین میکردم .از بس که نگرش لاغری یعنی محدودیت خوردن در من قوی بود .
      • نتیجه ای که از اجرای برنامه های رژیمی کسب می کردید تا چند وقت باقی می ماند؟!
      • نتیجه ای که از برنامه های رژیمی عایدم میشد فقط تا زمانی باقی میماند که من بر همان سبک رژیم میخوردم و به محض اینکه به روال عادی و سبک قبلی خوردنهایم برمیگشتم وزنم به سرعت افزایش پیدا می‌کرد. و من دوباره چاق میشدم و حتی چاقتر هم میشدم .چون از بس خودم را محدود کرده بودم کلی ولع و حرص تمام نشدنی داشتم و به مراتب بسیار بیشتر از قبل رژیم میخوردم و انگار داشتم از خودم و آن رژیم انتقام میگرفتم .
      • نگرش شما درباره نقش مغز در صدور دستور خوردن و عملکرد جسم در اجرای دستورات مغزی چیست؟
      • در گذشته نگرشی درباره دستورات مغز برای خوردن نداشتم و گمان میکردم این معده من است که مسئول پرخوری کردن‌های من است البته از بس راهکارهای لاغری را در دست کاری سیستم معده دیده بودم مثل جراحی و…که این باور را بدست آورده بودم .
      • اما الان که آموزش دیده ام به لطف خدای مهربان و هدایتگرم و راهنمایی ها و آموزش‌های بی نظیر استاد خوبم متوجه شدم که تمام دستورات از مغز صادر می‌شود و جسم فقط یک تجربه گر است که این دستورات را به عمل تبدیل می‌کند. و هر دستوری که مبنی بر خوردن یا نخوردن از طرف مغز صادر می‌شود به واسطه آن دستور اندام‌های لازم حرکت می‌کنند مثلا مغز فرمان خوردن می‌دهد پس دست برمی‌دارد در دهان گذاشته می‌شود و مراحل جویدن و بلعیدن و هضم و جذب و دفع با دستورات مغزی مرحله به مرحله انجام می‌شوند. 
      • چه ارتباطی بین ذهن و دستورات صادر شده از مغز وجود دارد که منجر به پرخوری می شود؟
      • مغز ما فرمانده و پادشاه بدن ماست .
      • اما این فرمانده برای اینکه دستوری صادر کند بدون مشورت وزیر پر اطلاعات و آگاهی خود اقدامی نمی‌کند در اینجا ذهن بدلیل انبوه اطلاعات موجود ذخیره شده مانند همان وزیر است برای مغز .
      • ذهن با توجه به آموزش‌ها و یادگیری های ما که از طرق مختلف کسب کرده ایم کلی اطلاعات در درون خود ثبت کرده است و مغز برای هر دستوری که غریزی نباشد از این اطلاعات ذهن استدلال می‌کند و دستور صادر می‌کند. 
      • چرا در ذهن افراد چاق خوردن برابر با چاقی تعریف شده است؟
      • در ذهن همه افراد چاق خوردن مساوی است با چاق شدن .
      • و حتی در ذهن سایر افراد متناسب و لاغر هم اصلی ترین دلیل چاقی پرخوری است .
      • و به محض اینکه با فرد چاقی روبرو می‌شوند اولین پیشنهاد این است که کمتر بخور تا لاغر شوی .
      • از بس در جامعه درباره پرخوری و چاقی شنیده اند 
      • افراد چاق از بس این باور که خوردن باعث چاقی است در آنها ریشه دوانده است که گاهی واقعا به اندازه یک گنجشک هم نمیخورند ولی باز هم چاق هستند چون این باور قوی در وجود آنهاست و احساسشان را از خوردن همان مقدار اندک هم بسیار بد می‌کند و طبق قوانین جهان هستی فرکانسهای همسو با احساس بدشان آنها را به سمت چاقی بیشتر هدایت می‌کند. 
      • آیا به همان اندازه که خوردن باعث چاقی شما شده است نخوردن باعث لاغری شما شده است؟ تجربه خود را شرح دهید.
      • جواب این سوال کاملا روشن است .
      • هرگز 
      • واقعا آنقدر که من خودم را محروم کردم و نخوردم که لاغر شوم در طول زندگی ام زیاد بوده که واقعا خوردنهایم نبوده من بیشتر عمر خودم را در رژیم بودم اما نباید نادیده بگیرم که زمانهایی هم که رژیم نبودم حسابی از خجالت هر آنچه قابلیت خوردن داشت بر می آمدم .
      • اصلا علت اصلی پرخوریها و همه چیز خوری های من همان محدودیت‌های اشتباهی بود که به خودم میدادم و میخواستم به زور و فیزیکی جلوی خوردنم را بگیرم .
      • خدای دوست داشتنی ام از تو سپاسگزارم که به من سلامتی و آرامش عنایت کردی تا امروز هم گامی در جهت خوشبختی بیشترم بردارم 
      • استاد سپاسگزارم برای این فایل ارزشمند 
      • الهی به امید تو 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۷/۰۲ ۱۷:۱۰
      مدت عضویت: 1244 روز
      امتیاز کاربر: 10905 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 695 کلمه

      سلام استاد 

      خدایا شکرت در تاریخ ۱۴۰۲/۶/۲ توانستم گام خوردن نیاز برای زندگی است را گوش بدهم 

      استاد چقدر این فایل مهم و آموزنده بود دقیقا کل مسیر را به نوعی توجیه کردید که فقط از یک چیز ما افراد چاق شدیم وگرنه هنگام عمل خوردن ابتدا فکر خوردن در ذهن ایجاد می شود و بعد عمل که ابزار آن دست و چشم و دهان و زبان و حس چشایی به ما در خوردن کمک می کند تا اینجا ما مثل افراد متناسب عمل کردیم فقط فرمول سوم در ما افراد متفاوت است و دیده نمی شود و آن باور یا همان استفاده از فرمول چاقی است یا لاغری است که اگر ما در هنگام خوردن و یابعد از خوردن باور داشته باشیم که فلان غذایی مثل برنج ما را چاق می کنه به قول استاد اگر اندازه گنجشک هم بخوریم چون ما غذا را با فرمول و چاشنی چاقی مخلوط کردیم ما صدرصد به سمت چاقی می رویم و افراد لاغر اگر به اندازه یک دیس برنج بخورند چون باور چاقی ندارند اصلا چاق نمی شوند .

      استاد ممنون از شما که به ما یاد دادید که خوردن ما را چاق نکرده که این فرمول ذهنی  خیلی در افراد چاق مهم است و ترس از خوردن که باعث چاقی شده را بی اثر می‌کند.  بستگی به احساس ما دارد اگر در هنگام خوردن غذایی احساس ما بد باشد ما را به سمت چاقی سوق می دهدحتی اگر چرب و شیرین نباشد و چاق کننده نباشد، حتی آب خوردن ولی اگر احساس من خوب باشد که بدن من به این خوردن نیاز دارد و این خوردن من را چاق نمی کند خیلی مهم است و احساس خوب و بدون سرزنش را داریم و هرروز متناسب تر می شویم . 

      • نگرش شما درباره تاثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری چیست؟ شرح دهید. قبل از آشنایی بااین سایت نگرش من این بود که اگر نخورم لاغر و اگر بخورم چاق می شوم ولی الان متوجه شدم که باور من من را چاق کرده است 
      • اطلاعات درباره تاثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری از چه طریق وارد ذهن شما شده است؟ فقط از طریق باور که از دیدن و شنیدن و تجربه چاقی بدست آوردیم 
      • چقدر باور دارید یا پذیرفته بودید که برای لاغر شدن باید رژیم بگیرید. خیلی این باور در من قوی بود که فقط با نخوردم من لاغر میشوم 
      • از اینکه نمی توانستید بر اساس برنامه های رژیمی عمل کنید چه احساسی داشتید؟ خیلی احساس شکست و ناامیدی داشتم و همیشه خودم را فرد بی اراده ای می دانستم و اعتماد به نفس من پایین بودم 
      • نتیجه ای که از اجرای برنامه های رژیمی کسب می کردید تا چند وقت باقی می ماند؟! شاید تا چند ماه آن هم با ترس از خوردن بود ولی بعد از چند ماه دوباره چاق می شدم و همیشه این حرف اطرافیان که ول کن تو دوباره چاق می شی ول کن این رژیم را همیشه داری لاغر میشی ولی هیچوقت نمیشه 
      • نگرش شما درباره نقش مغز در صدور دستور خوردن و عملکرد جسم در اجرای دستورات مغزی چیست؟ خیلی مهم است اگر مغز دستور خوردن را صادر نکنه عملکرد جسم هیچ چیزی نیست چون مغز باعث می‌شود که دست و چشم و مزه غذاها را به یاد بیاوریم و غذا خوردن را شروع کنیم 
      • چه ارتباطی بین ذهن و دستورات صادر شده از مغز وجود دارد که منجر به پرخوری می شود؟ وقتی ارتباط بین ذهن و دستورات با باورها مخلوط شود منجر به پرخوری می‌شود 
      • چرا در ذهن افراد چاق خوردن برابر با چاقی تعریف شده است؟ چون هم باور چاق شدن را دارند و هم تجربه خوردن = چاق شدن 
      • آیا به همان اندازه که خوردن باعث چاقی شما شده است نخوردن باعث لاغری شما شده است؟ تجربه خود را شرح دهید.نه چون دفعاتی که گفتم نخورم و لاغر می شوم خیلی کمتر از پرخوری و چاق شدن است 
      • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
      • من در این ویدیوی آموزشی یاد گرفتم که خوردن افراد چاق را چاق نکرده بلکه باور و ترس از چاقی آنها را چاق تر کرده پس هروقت احساس من خوب باشه و از خوردن احساس بدی نداشته باشم آنروز من به سمت متناسب شدن پیش می روم 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار هاجر ساریخانی
      ۱۴۰۲/۰۳/۱۵ ۲۲:۱۲
      مدت عضویت: 1482 روز
      امتیاز کاربر: 22510 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 266 کلمه

      سلام اسناد عزیز

      این فایل فوق العاده بود و به نظر من خلاصه ی کل مسیر و کاملا راهگشا بود 

      من هم اوایل مسیر حس میکردم که‌ اصلا نباید خودم‌ رو کنترل کنم‌ و همچنان بخورم ولی حالا فهمیدم که‌ افکار و فرمول ها به‌ من‌ کمک میکنه تأ راحتر و منطقی تر از خوردن دست بکشم یا اصلا شروع به خوردن نکنم. و من‌ در این مدت با انتخاب های درست خوردن تونستم میل به غذای اضافه رو از بين ببرم و همیشه تا گرسنه نمیشم شروع به خوردن‌ نمیکنم و شايد بعضی از روزها یک وعده غذا بیشتر نخورم و میبینم که چقدر نياز به‌ خوردن من اگر فرمول های چاقي شناخته شوند کم هست 

      البته‌ هنوز نتونستم همیشه کنترل خوردن‌ رو بدست بگيرم و گاهی بعد از چند روز که خوب عمل میکنم یکی دو  روز بهم میخورم ولی‌ با انجام تمرینات مسير لاغری روبراه میشم حتی در مسیر بعضی وقتها خیلی گرسنه میشم  ولی‌ اشتها ندارم که‌ غذا بخورم واین نشون ميده که مغزم درست تصمیم میگیره که‌ با توجه‌ به‌ حجم زیاد ذخيره چربی‌ و انرژی موقع گرسنگی هم اشتهای خوردن باز نمیشه و من از اين نخوردن لذت میبرم

      البته‌ به تجربه‌ دیدم وقتی حال روحی من خوب هست مغزم هم درست تصمیم میگره ولی‌  وقتی‌ انرژی منفی دارم همه تصمیم گیری های مغزم به‌ هم میریزه و من‌ باید سعی کنم خودم رو در انرژی مثبت‌ نگه دارم‌ با کنترل ورودیهای مغزم مثل شنیدن اخبار منفی و ارتباط با افرادی که حس خوبی در من ایجاد نمی‌کنند و مرور نکردن خاطراتی که‌ باعث  ايجاد فاز منفی می‌شوند

      تشکر فراوان‌ از شما استاد گرامی 🪷🌹🥀🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۲/۰۳/۱۱ ۱۰:۴۴
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 633 کلمه

      سلام .

      خوردن و نخوردن زبان بدن ماست .

      هردو نیاز بدن ماست .

      من این نقاط رو به واسطه ی تمریناتی که انجام دادم خیلی راحت پیدا کردم .

      نگرشم به خوردن و نخوردن تغییر پیدا کرده .

      خوردن و نخوردن هر دو درست مثل دم و بازدم هست .

      دم و بازدم هردو باعث حیات هستند . 

      خوردن و نخوردن هم هردو باعث حیات هستند .

      نگرش مارو با اطلاعات غلط در مورد نخوردن تغییر دادن که خوردن برای ما شد ولع .

      نخوردن هم دقیقا مثل همون معنای اراده کردن برای ما غلط تعریف شده بود .

      نخوردن نیاز بدنه نه کاری بر خلاف میل انجام دادن .

      نخوردن هم میل طبیعی بدنه . وقتی پیداش کنی کاملا خود به خود رخ میده و اصلا زجر آور و به زور جلوی خودت رو گرفتن نیست .

      وقتی خوردن و نخوردن واقعی رو پیدا می کنیم چشم و دلمون از درون سیر میشه 

      خوردنمون میشه برطرف کردن نیاز 

      نخوردنمونم میشه کاری بر اساس میلمون .

      میلمون میاد که نخوریم .

      هم چاقی هم سبکهای غلط لاغری در هردو خوردن و نخوردن رنج و سختی بود .

      مثل اینکه کسی به نفس نفس میفته دم و بازدمش دچار مشکل میشه 

      ولی لاغری با ذهن خوردن و نخوردن مارو اصلاح کرده .

      خوردن و نخوردن هردو طبیعت بدنه . اصلا چیز سخت و پیچیده ای نیست . 

      خدارو شکر میکنم که نگرش صحیح در مورد خوردن و نخوردنمو پیدا کردم .

      هم از خوردنم لذت میبرم هم از نخوردنم .

      به هردو نگرش مثبت دارم 

      و خوردن برای من مثل دم و نخوردن برای من مثل بازدم هست .

      هردو در کنار هم به من حس حیات و زندگی میدن .

      خیلی لذتبخشه وقتی تفکراتت درست شده و دیگه خوردن رو با چاقی و نخوردن رو با لاغری برابر نمیدونی 

      خیلی لذتبخشه وقتی خود به خود لاغر شدن رو داری تجربه می کنی .

      خیلی لذتبخشه وقتی دیگه داری لاغر شدنتو به چشم میبینی .

      خیلی لذتبخشه وقتی دیگه حس و حالت بد نیست 

      خیلی لذتبخشه که خوردن و نخوردنت درست مثل تنفست خود به خودی شده و میل بدنت تنظیم شده چون فرمولهای ذهنت درست شده . 

      نخوردن کاری بر خلاف طبیعت و میل بدن نیست .

      ذهن چیزی جدای از زبان بدن نیست .

      ذهن چاق نیست .

      ذهن زبان بدنه .

      بدنت با زبان ذهنت تو رو آگاه میکنه و تو متوجه میشی چی میگه . 

      کاش همه دوستان لذت ارامشی رو که من دارم تجربه می کنم پیدا کنند که اگه خوب تمرین کنند پیدا می کنند .

      استمرار در مسیر صحیح خود به خود رخ میده . 

      لاغری به زور متوسل شدن نیست .

      لاغری بدبینی به خود نیست .

      لاغری نگرش اشتباه در مورد ذهن و بدن نیست .

      ذهن و بدن ما همواره مارو هدایت می کنه .اون راه رو خوب بلده . او هیچ وقت گولمون نمیزنه . او همواره هدایتمون می کنه .

      همین نگرش رو که در مورد ذهن و بدنمون تغییر بدیم و احساس دوگانگی رو از وجود خودمون بیرون ببریم دیگه به ذهنمون به عنوان یک موجود خبیث که اومده راهمون رو گم کنه نگاه نمی کنیم . 

      استاد سگ و گربه ای وجود نداره .

      همش خودم هستم و ذهن و بدنم فقط ابزار دست من هستن . 

      من خودم خواستم و سگ رو ایجاد کردم و خودم خواستم و همون سگ رو تبدیل به شیر کردم . 

      همون سگه است که تبدیل به شیر میشه . ما دو تا خدا نداریم . 

      خدای چاقی همون خدای لاغریه فقط  من  میخوام که چطور اون رو ببینم  وقتی سگ ببینیش اون برات سگ میشه وقتی شیر ببینیش اون برات شیر میشه .

      خداوند همه چیز میشود همه کس را .

      اگه چاقی ببینیش چاقی میشه .

      اگه لاغری ببینیش لاغری میشه .

      همه اش نگرشه و من خیلی خوشحالم که نگرش صحیح که بهم حس و حال خوبی میده رو در مورد خوردن و نخوردن پیدا کردم .

      خوشحالم که مسیر لاغریم رو درک کردم . 

      خوشحالم که مسیرش انقدر برام روشن شد و خوشحالم که خدای وجودم منو از تاریگی رنج و اندوه نجات داد و به بهشت آرامش رسوند . 

      خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 40 از 8 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      ۱۴۰۲/۰۲/۲۱ ۱۲:۱۳
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,049 کلمه

             “ به نام خداوند بخشنده ی مهربان ”

      درود به همراهان عزیز و استاد گرامی ؛

      گام نود و پنجم : تاثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری .

      خدا جانم ، سپاس می گویم تو را که امروز ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ مرا یاری دادی تا بتوانم گام نود و پنجم را بر دارم ، خدایا شکرت.

      متن و فایل این گام پر از آگاهی های ناب و عالی بود .سه روز است که درگیر این گام هستم و امروز  بالاخره می خواهم دیدگاه خود را بنویسم .

      افراد چاق و دارای اضافه وزن همیشه به این موضوع فکر می کنند و در ذهنشان وجود دارد که چی بخورم تا لاغر شوم ؟ چی نخورم تا چاق نشوم؟ چرا هر چیزی که می خورم چاق می شوم؟!

      بیشترین ترس افراد چاق از تاثیر خوردن بر چاقی است زیرا خوردن را عامل چاقی خود می دانند.ما موضوع خوردن را می توانیم از سه جهت تحلیل کنیم .

      ۱) منبع ایجاد دستور خوردن ( متا فیزیکی )

      ۲) عمل خوردن مواد غذایی ( فیزیکی )

      ۳) تجربه ای که از خوردن به دست می آید (متا فیزیکی )

      نکته ی جالب توجه این است که به دلیل متا فیزیکی بودن گزینه ی اول و سوم ، تجربه ای که از خوردن کسب می کنیم باعث تقویت ، وضوح و گسترش فکر اصلی یا فرمول های اصلی ذهن است .

      نکته : تجربه ی هر بار پر خوری باعث تقویت فرمول ایجاد کننده ی آن در ذهن می شود .

      نکته : هر حرکتی از انسان سر می زند ، منشاء دستور آن در مغز است .

      نکته : از آنجایی که انسان جهت تجربه کردن وارد این جهان مادی شده است و تجربه کردن نیاز به حق انتخاب دارد ، بخشی از مغز ما قابلیت برنامه ریزی شدن را دارد .

      ما می توانیم اطلاعات لازم درباره ی آنچه می خواهیم تجربه کنیم را به مغز خود بدهیم و سپس به آنچه آموخته ایم عمل کنیم و نتیجه ی آن را تجربه کنیم .

      نکته : در مورد چاق شدن هم دقیقا به همین شکل است.ما به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه پوشه ی خواسته ی چاق شدن را در ذهن خود ایجاد کرده ایم .تصور کنید پوشه ی جدیدی ایجاد کرده ایم تحت عنوان “ من می خواهم چاق شوم ” در اکثر افراد این خواسته به شکل نا آگاهانه از طریق شنیدن درباره ی‌ چاقی و دیدن افراد چاق اطراف خود ایجاد شده است. هر آنچه درباره ی علت چاقی ، احتمال چاقی ، چرایی چاقی و … می شنوید در پوشه ی ( تجربه ی چاقی ) مغز ذخیره می شود .

      واحد دریافت اطلاعات و پردازش و ساختن تصاویر ذهنی و در نهایت ایجاد فرمول ها جهت ذخیره سازی در پوشه ی مغزی توسط ذهن‌ انجام می شود که عضوی متا فیزیکی و غیر قابل دیدن است .زمانی که میزان اطلاعات ذخیره شده در پوشه ی خواسته ی ( چاق شدن ) که در مغز خود ایجاد کرده ایم به حد نصاب لازم برسد ، به مرور عمل کردن ما بر اساس آن آگاهی ها شروع می شود .

      نکته : در مورد لاغر شدن هم دقیقا روند به همین شکل است.

      ابتدا باید اطلاعات لازم برای لاغر شدن در ذهن ایجاد و سپس در مغز ذخیره شود و این روند ادامه داشته باشد تا میزان آگاهی و اطلاعات لاغری مغز به حد نصاب لازم رسیده و عمل لاغر شدن آغاز شود.

      توجه به این نکته مهم است که مهارت “ خوردن ” مانند سایر مهارت های دیگر برای زنده بودن و زندگی کردن در دنیای مادی لازم و اتفاقا ضروری است .

      نکته : اطلاعات مورد نیاز برای تمام مهارت های لازم برای زندگی کردن در مغز ما به صورت پیش فرض وجود دارد که به مرور از آنها استفاده می کنیم.

      نکته : ما دو نوع احساس داریم : احساس خوب و احساس بد. هر تجربه ای باعث شکل گیری احساس در ما می شود و بسته به نیاز و سلیقه ی ما آن احساس را خوب یا بد می دانیم .

      انتظار ما از مصرف مواد غذایی باعث شکل گیری احساس ما بعد از غذا خوردن می شود و احساس ما بر فرمان مغزی برای صادر کردن پیغام سلامتی و تناسب اندام یا چاقی و بیماری تاثیر گذار است .

      از آنجایی که احساس ما بر منبع صادر کننده دستورات جسمی تاثیرگذار است هر بار که ما از خوردن برنج یا هر ماده ی غذایی دیگر احساس چاق شدن داشته باشیم فرمان چاقی بیشتر توسط مغز به تمام اعضای بدن صادر می شود .

      عمل + فکر ( دستور مغزی ) = تجربه 

      تجربه باعث تقویت فکر (آموزش ما ) می شود .

      اگر ما غذا می خوریم و بعد از آن عذاب وجدان می گیریم یعنی از عملکرد‌خود راضی نیستیم یعنی تجربه ی خوبی کسب نکرده ایم و همین تجربه فرمول ذهنی مربوطه را تقویت می کند و تبدیل به عادت ما می شود .

      دستور مغزی + عمل کردن = رفتار ( عادت ها )

      دستور مغزی + عمل کردن + تحلیل شخصی (چاق می شوم) = چاق شدن 

      نکته : تعیین کننده هر چیزی ، انتظار و باور افراد است نه آن رفتار و عملکرد آنها .

      ما باید توجه داشته باشیم که در صورت تغییر باور ما ، روند ما هم تغییر می کند .

      فکر درست + عملکرد درست + باور درست =  نتیجه ی عالی

      نکته : ما باید در هر جنبه ای از زندگی خود ، سبک شخصی خود را بر اساس رفتار صحیح داشته باشیم.

      در بحث چاقی و لاغری رفتار صحیح یعنی اینکه به اندازه بخورم و لذت ببرم و زندگی سالمی داشته باشم .در زمینه ی کسب و کار رفتار صحیح یعنی اینکه به اندازه ی منطقی و معمول کار کنم و در آمد خوبی داشته باشم و از کار کردن لذت ببرم و زندگی خوبی داشته باشم .

      نکته : تنها دلیل خوردن ، نیاز بدن به تامین انرژی و نیروی لازم برای انجام فعالیت های روزمره است نه اینکه غذا بخورم تا شاد شوم ، غذا بخورم تا بیکار نباشم ، غذا بخورم تا غصه نخورم ، غذا بخورم که سلامت باشم و …

      پس من نتیجه می گیرم که خوردن علت چاقی نیست و نخوردن نیز باعث لاغری نمی شود و این انتظار ماست که باعث چاقی و لاغری می شود و اگر من از عملکرد خود در زمان خوردن غذا راضی نیستم باید آن را تغییر دهم تا احساس خوب و راضی بودن از عملکرد خود داشته باشم .

      عمل جدید + احساس خوب = تاثیر بر فرمول اصلی ذهن.

      “ یا حق ”

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۱/۱۶ ۱۲:۳۷
      مدت عضویت: 1325 روز
      امتیاز کاربر: 85901 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 831 کلمه

      سلام براستاد وهمسیران پرناش وپر توان در راه تناسب فکر 

      منبع ایجاد دستو رخوردن + تحربهای که ازخوردن به دست میاد = تقویت و وضوح کسترش فکر اصلی = فرمولهای اصلی ذهن 

      برای تجربه کردن نیاز به حق انتخاب داریم

      ااطلاعات لازم تجربه کردن به مغز میدیم به اموختهای خود عمل کرده وتحربه میکنیم با این کار یی پوشه حدید درست میکنیم درخقیتبااین کار مبگیم من میخوان چاق شم 

      واحد دریافت اطلاعات + پردازش + ساختن تصاویر ذهنی + ایجاد فرمول حهت دخیره سازی = عضو متا فیزیکی غیر فابل لمس 

       اطلاعات ذخیره شده درپوشه چاقی که در مغز ایجا کردیم 

      بعه حد نصاب برسه به مروری عمل کردن شما بر اساس اون اگاهی شروع میشه واحساس چاق شدن وبعد ترس از چاق شدت وبعد چاق شدن شروع میشه 

      ابتدا اطلاعات لازم برای لاغر شدن در ذهن ایجاد وسپس درمغز ذخیره واین روند ادامه داشته تا میزان اگاهی واطلاعات لازم مغز به حد نصاب لازم رسیده وعمل لاغر شدن شروع بشه 

      اولین گناه کار چااقی تو ذهن ما خودن هست اون باعث چاقی میدونیم با سوالی که دخترم روز گذشته ازمن کرد ابن جواب به ذهنم رسید 

      تقصیر کار خوردن هست که ما چاق شدیم چون باورش داریم که اون تقصیر داره باید تو ذهنمون به خودمون ثابت کنیم که این فکر اشتباهی بیش نیست و ثابت کردن به نظر من زمان بر هست 

      اول فکر وبعد عمل کردن   هر عملی یی فکری جلوتر بوده چه اگانه وچه نااگانه 

      حدود ۲۸ سال پش  باره اول ویدیو برای منزل گزفتیم بچه خودم کوچک بودن اطلاعاتی در این زمینه من نداشتم روز اول  فرشنده امد تو خونه کل کار کرد شو گفت رفت دریافت اون همه اطلا عات تو نبم تایی ساعت کار اسونی نبود همسر که اصلا از این دستگاه سر نر نمی اورد من جوان بودم شروع کردم با دستور عمل این دستگاه کارکردن به مرور به حدی خرفه ای با دستگاه کار می کردم ضبط کردن از نمایشکر خذف کردن یی بخش ار نوار اگاهی ضبط کردن روی نوار خلاصه برای همسر ودیگران که به منزل ما میموندن کار مردونه وکاره زنانه حساب  نمیشد تعحب میگردن چطور من این کارهارو انجام دادم حتی اقایون ازمن یاد می گرفتن شاید افراد حوان تعجب کنن عزیزم ما چیزی به اسم گو گل واینترنت نداشیم 

      خودمون بودیم خودمون با اطرافیان که بهتر بلد بودن یاد گیری توزمان ما به این شکل انجام میشد تو اون زمان واون مکان من اولین وتنهاتربن خانمی بودم تو کل فامیل  ابن تجربه خودم به دست اورده بودم وبرام بسیار لذتبخش بود 

      اگه من فقط دستور عمل خونده بودم ولی انجامش نمیدادم

      که یاد گیری کاملی نداشتم اول تو  فکرم وتو ذهنم یادش گرفتم با عمل کردن وتکرار وخطاباعث شد کارم کامل انجام بشه وتجربه که کسب کردم باعث تقویت فکرم شد 

      این قمست باورم داشتم که میتونم انجامش بدم تو مرحله سوم  اینم به اضافه شد اگه باور نداشم حتما خرابش میکردم

      حالا من میومد بدون دستور عمل ویادگیری با دستکاری ویدیو شاید بی بخشی متونستم را بندازم ولی بادستکاری دوباره اون خراب میکردم مثل اون  رزیماهی ما  گرفتیم برای لاغریی قسمت ذهن یادگیری لاغریی اول نداشتیم به هیچ عنوان وخذف کردن فکر وذهن تو هر برانامه رژیمی ورزشی خوردن دارو  عمل کردن وهر روش اشتباهی که انجام دادیم  

      اصلا ذهن وفکر براش تو هیج برنامه جای وجود نداره خذف کامل این بخش حزو بدن ماحساب نشده است تو کل برنامه اشتباه

      تو جاق اول تو فکر اموزش میبنیم عمل کردا وتجربه به دست میاریم وبی بخش سوم باوره وانتظار که فیزکی نیست   هم بهش اضافه شده درنتیجه ما با تکرار این سه کار به مرو چاق میشیم 

      بر ای خوردن هزارن مدل تعریف داریم که مساوی باچاق شدن تو ذهنم ما 

      افراد لاغر دوبخش اول با ما شریگ هستن ولی تو بخش سوم باورشون با ما متفاوت هست ودلیل چاق نشون این افراد همبن بخش سوم هست 

      فرد لاغر هیچ اره هیچ تعریف از غدا تو ذهنش نیست واین رمز لاغریز این افرادهست

      من تو قسمت عمل کردن درس وکامل انجام میدام باره تو یی بهشی میدیم افراد تاره وارد دارن همراه این مسیر رژیم میگیرن کم خوری دارن من ابن کار رو نکردم تو ذهنم به خودم میگفتم اگه قرا بود رژیم من نجات بده که تا حالا داده بود اینجانبودم پس به انداز ه خوردم کم خوری نکردن تو یادگیری بسیا ر خوب عمل کردم نتبجه من دارم وزنم سبک میکنم لاغر شدن مرحله اخر هست من دارم وزنم کم میکنم

      جسمم داره کم کم وزن از دست میده وچه کاری زیبایی داره براز تلاش من جایزه میده من تونستم با تجربه این همه سال که کسب کردم تا ابنجای صد گام هرکدوم تو یی بهشی به کارم امد از خداودند عزیر تشکر دارم که من رو به اینسو هدابت کرد که ازتجربیاتم استفاده کنم برای نجات خودم شماگفتید افراد  متناسب تو سن من شروع چاقی دارن پس من خودم دارم معکوس عمل میکنم تو این سن خلاف سرعت اب شنا میکنم بسیار دلچسب وگوارست این قسمت من حسم وحالم هر روز بهتیر بهتر میشد ولی حالا فکرم وفکرم هی داره باز وبازتر ودرکم کامل کاملتر میشه اول احساسم درست شدو وحالا افکارمورفتارم وعمل کردم درست میشه انشالله 

      خداوند پشت وپناهتون یاحق حق نگه دارتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 4 5 6 7 8