تا حالا شده یه لقمه غذا رو با ترس بخوری؟ 😟 لقمهای که شاید مزهش خوب باشه، ولی مزهش تو ذهن تو با عذاب وجدان، ترس و نگرانی قاطی شده باشه.
این احساس آشنا برای خیلی از افراد چاق اتفاق میافته، چون باور ذهنی درباره خوردن و چاقی طوری شکل گرفته که غذا رو دشمن بدن میدونه! 🍕💣
سالها بهمون گفتن که «اگه میخوای لاغر شی، باید کمتر بخوری یا رژیم بگیری». و همین جمله ساده، باور عمیقی تو ذهن ما ساخت که *“غذا خوردن مساوی چاق شدن”*ه.
حالا دیگه ذهنمون از هر قاشق غذا یه هشدار چاقی درمیاره! 🚨🧠 اما واقعاً آیا غذا مقصره؟ یا ذهن ماست که فرمول اشتباهی براش نوشته؟ 🤔
آ🍽️ اهمیت موضوع خوردن در ذهن افراد چاق
برای یه فرد متناسب، خوردن یه کار طبیعی و بیدردسره. ناهارشو میخوره، میره سر کارش. شام میخوره، میخوابه. همینقدر ساده.
اما برای خیلی از افراد چاق، خوردن یه موضوع جدی و حساسه؛ انگار باید برای هر لقمه تصمیمگیری مهمی انجام بدن! 🤯

اگر تا حالا از یه فرد متناسب پرسیدی که چطور غذا میخوره، احتمالاً جواب داده: “وقتی گرسنهم، میخورم؛ وقتی سیر میشم، دیگه نمیخورم.”
اما اگه از یه فرد چاق همین سؤال رو بپرسی، وارد دنیایی از سردرگمیها، فرمولها و نگرانیها میشی:
- هرچی میخورم، چاق میشم 😩
- چی بخورم لاغر بشم؟ 🥦
- چی نخورم که لاغر شم؟ ❌🍞
- چطور بخورم که لاغر بمونم؟ 🤔
- برای صبحانه چی بخورم که چاق نشم؟ 🍳
- اگه گرسنهام، چی بخورم که آسیب نرسونه؟ 🍌
این جملات نشونههایی از وجود باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن؛ باورهایی که سالها تو ذهنمون جا خوش کردن و باعث شدن هر قاشق غذا با استرس و تردید همراه باشه.
🔁 چرخه تقویت باورهای ذهنی
وقتی ما بارها پرخوری میکنیم و بعدش احساس گناه یا ترس از چاق شدن داریم، همون احساس منفی، مثل یه کود تقویتی عمل میکنه و فرمول ذهنی چاقی رو قویتر میکنه.
و ذهنی که پر شده از باورهای چاقکننده، دستورش رو به مغز میده، و مغز هم با قدرت کامل اجرا میکنه: چاق شو! 🧬📢
بنابراین، تا وقتی که فرمولهای ذهنی درباره خوردن اصلاح نشن، هیچ رژیمی جواب نمیده. چون اصل ماجرا نه تو معده، بلکه تو ذهن ماست… جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی جا خوش کرده!

🧠 منبع دستور خوردن از کجاست؟ ذهن یا بدن؟
هر کاری که ما انجام میدیم — از راه رفتن تا حتی پلک زدن — یه فرمان از طرف مغز پشتشه.
مغز ما از همون روزای اول شکلگیری، یه بسته اطلاعات اولیه با خودش داره؛ اطلاعاتی که به بدن کمک میکنه زنده بمونه و عملکردش رو تنظیم کنه، مثل:
⏱️ تنظیم ضربان قلب
🌬️ کنترل تنفس
💧 تعادل مایعات
🍽️ و البته… زمان خوردن!
اما ما انسانها فقط برای زندهبودن به دنیا نیومدیم؛ اومدیم تا تجربه کنیم. برای همین بخشی از مغز ما مثل یه فضای باز باقی مونده که منتظره با تجربههای جدید پُر بشه—مثل هارد خالی یه لپتاپ 💽
📂 وقتی یه “پوشه جدید” توی مغزت باز میکنی…
فرض کن دلت میخواد یاد بگیری گیتار بزنی 🎸 توی مغزت یه پوشه جدید باز میشه: «تجربه نواختن گیتار».
حالا هر بار که تمرین میکنی، اطلاعات جدید وارد این پوشه میشه و رفتهرفته مهارتت بیشتر میشه.
همین اتفاق دقیقاً برای باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هم میافته، اما این بار بهجای گیتار، موضوع “چاق شدن”ه! 😬
🔁 چطور یه ذهن چاق ساخته میشه؟
اکثر ما بدون اینکه بفهمیم، یه پوشه تو ذهنمون ساختیم به اسم:
“من ممکنه چاق بشم” یا حتی “قراره چاق بشم!”
این پوشه با هر جملهای که از بزرگترا شنیدیم، هر تبلیغ رژیمی، هر تجربه شکستخورده از لاغری، پُر و پُرتر شده:
- “اگه زیاد بخوری چاق میشی”
- “فلانی هر چی بخوره باز لاغره، اما تو نه!”
- “فقط رژیم بگیر تا لاغر شی”
این اطلاعات بارها و بارها در ذهن ما تکرار شده و کمکم به باور ذهنی درباره خوردن و چاقی تبدیل شدن. حالا ذهن ما بهجای اینکه غذا رو یه نیاز طبیعی بدونه، اونو تهدیدی برای تناسب اندام میدونه! 🚨🍞🍕
🎯 نتیجهگیری این بخش:
وقتی اطلاعات کافی درباره یه موضوع تو مغز ذخیره بشه، مغز شروع میکنه به اجرای اون اطلاعات.
و اگر این اطلاعات درباره باور ذهنی درباره خوردن و چاقی، ذهن تو دستور چاق شدن میده—حتی اگر غذات خیلی هم زیاد نباشه!
پس اگه میخوای مسیر رو برعکس بری، باید آگاهانه شروع کنی به ساختن یه پوشه جدید تو مغزت:
“من میتونم با آرامش و بدون ترس، بخورم و متناسب بمونم.” 💪🌱✨

🍽️ همه میخورن، اما همه یه جور فکر نمیکنن!
شاید بارها با خودت گفتی “دیگه پرخوری نمیکنم!”
اما دوباره و دوباره اتفاق افتاده. چرا؟ چون احساسی که بعد از پرخوری تجربه میکنی، باعث تقویت همون فرمول ذهنی قبلی میشه.
شاید خندهدار بهنظر برسه، ولی واقعیت اینه که افراد چاق و افراد متناسب از نظر عملی، هر دو دارن میخورن!
یعنی غذا توی بشقاب، قاشق توی دست، دهان باز، لقمه پایین… هیچ تفاوتی نیست! 😅🥄
اما تفاوت اصلی اون پشت اتفاق میافته… جایی در ذهن! 🧠✨
جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی ساکت و بیصدا داره رفتارها رو جهت میده، احساسات رو شکل میده و حتی نتایج فیزیکی رو در افراد تعیین میکنه!
🎯 چرا من چاق میشم، ولی اون نه؟
سؤالی که ذهن خیلیها رو درگیر میکنه اینه:
“چرا من هر چی میخورم چاق میشم، ولی فلانی هر چی میخوره لاغر میمونه؟”
جواب سادهست: تفاوت در ذهن و باوره، نه در غذا!
🔍 اون فرد متناسب، وقتی غذا میخوره:
- با خیال راحت میخوره
- خودش رو سرزنش نمیکنه
- باور داره که بدنش متناسب باقی میمونه
ولی فردی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی داره، از همون لقمه اول تو ذهنش فیلم چاق شدن پخش میشه! 🎬🍕😨

🌀 وقتی احساس، نتیجه رو میسازه…
ما فکر میکنیم غذا خوردن یه کار فیزیکی صرفه. اما احساسیه که بعد از خوردن تجربه میکنی، نتیجه رو میسازه.
اگه بعد از خوردن احساس رضایت و آرامش داشته باشی، بدن هم تو هماهنگی و تعادل قرار میگیره.
ولی اگه با استرس و گناه غذا بخوری، مغز هم اون استرس رو تبدیل میکنه به دستور چاقی 🚨
و اینجاست که نقش باور ذهنی درباره خوردن و چاقی روشن میشه.
🧩 همهچیز از ذهن شروع میشه
بدنها تفاوت زیادی ندارن، ولی ذهنها چرا!
تفاوت بین چاقی و تناسب معمولاً توی صفحه ترازو نیست، توی “صفحه ذهن” ماست!
هر کسی که باور داره غذا خوردن چاقش میکنه، در واقع قبل از خوردن غذا، ذهنش رو پر از دستورهای چاقکننده کرده!
🧠💭 پس وقتشه ورق رو برگردونی…
✅ نتیجهگیری:
اگه میخوای مثل آدمهای متناسب غذا بخوری، فقط کافیه مثل اونا فکر کنی و باور بسازی.
یعنی ذهنت رو از باورهای قدیمی و سنگین پاک کنی، و فرمولهای جدیدی توش بنویسی:
- “من از غذا خوردن لذت میبرم، نه ترس!”
- “بدن من توانایی حفظ تناسب داره!”
- “غذا منبع انرژی و زندگیه، نه دشمن!”
و این یعنی شروعی برای ساختن یه باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که منجر به کاهش وزن میشه 🌟💚
💡 حالا اگه میخوای این مسیر رو سریعتر، عمیقتر و مؤثرتر طی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همون چیزیه که بهش نیاز داری 🎯
این دوره بهت کمک میکنه تا با تمرینهای هدفمند، باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که سالها ناخودآگاه در ذهنت شکل گرفته رو شناسایی و اصلاح کنی.
با شرکت در این دوره، کمکم احساس گناه از غذا خوردن از بین میره، لذت جای ترس رو میگیره و باور ذهنی درباره خوردن و چاقی مشابه آنچه در ذهن افراد متناسب هست توی وجودت ساخته میشه.
🌱 تو یاد میگیری چطور با ذهنت هماهنگ شی، به بدنت اعتماد کنی و با آرامش و آگاهی غذا بخوری، بدون اینکه نگران چاقی باشی.
📌 همین حالا میتونی به بخش دورهها بری و آموزشها رو شروع کنی…
اولین قدم بهسمت رهایی از ترس غذا خوردن، فقط یه تصمیم جدیه 💚✨
✍️ اهمیت تمرین برای تغییر باور ذهنی درباره خوردن و چاقی
تمرینات ذهنی، کلید طلایی برای بازنویسی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن 🔑🧠
هر بار که تمرکز میکنی، یادداشت مینویسی و درباره نگرشهات فکر میکنی، در واقع مسیر جدیدی توی ذهن خودت میسازی 🛤️
این تمرین، بهت کمک میکنه از الگوهای قدیمی و چاقکننده ذهنی فاصله بگیری و فرمولهای سالم و متناسب رو جایگزین کنی ✨
📝 سوالات تمرینی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی
- نگرش شما درباره تأثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری چیه؟ 🌮❌⚖️
- این اطلاعات از چه راههایی وارد ذهن شما شده؟ (خانواده، رسانه، تجربه…) 📺👂
- چقدر باور داشتید که لاغر شدن فقط با رژیم ممکنه؟ 🥗⛔
- وقتی نمیتونستید رژیم بگیرید، چه احساسی داشتید؟ 😞
- نتیجه رژیمهاتون چقدر دوام داشت؟ آیا پایدار بود؟
- نظرتون درباره نقش مغز در صدور دستور خوردن چیه؟ 🤔🧠
- چرا ذهن افراد چاق، خوردن رو مساوی چاقی میدونه؟
- به نظرتون نخوردن به اندازه خوردن باعث لاغری شده؟ تجربهتون رو بنویسید ✍️
📣 مشارکت شما ارزشمنده!
لطفاً بعد از دیدن ویدیوی آموزشی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی و انجام تمرینات، پاسخهاتون رو بهصورت انشایی در بخش نظرات همین صفحه بنویسید.
همچنین میتونید تمرین مخصوص خودتون رو از دل آموزشها استخراج کنید و برای بقیه به اشتراک بذارید تا با هم رشد کنیم 💬💞
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.26 از 65 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
این فایل بینظیره.چقد قشنگ توضیح میدین
نشان های دریافت شده
سلام استاد
من بخاطر تضادی که برام بوجود اومده حدود یکماه هفته ای یکبار شاید فایل گوش بدم
خیلی خوب داشتم پیش میرفتم ولی نتونستم موضوع را حلش کنم
خودمو یکجورایی لایق کامنت گذاشتن نمیدونم
دوست عزیز. وفتی فایل گوش میدی یه قلم و کاغذ همراهت باشه. هر چی استاد میگه رو روی کاغذ با فلش و شکل های دایره و مستطیل طبقه بندی کن تا یک تصور کلی از مطلب دستت بیاد مثلا الان من نوشتم
انتظار ما از مواد غذایی—-حس چاقی و حس بد——ترشح هورمون از مغز بسته به نوع احساس—– فرمان چاقی بر همه ی اعضای بدن
نشان های دریافت شده
باعرض سلام حضور استاد گرامی و دوستان خوبم .
من در طی دوره ومرور کامنت هایی که از هنر جو های عزیز مطالعه میکردم ،یادم هست هروقت به این نکته در نوشته های بچه ها بر میخوردم که می نوشتند استاد اخیرا میل به غذا خوردنمان کم شده ویا حتی بعضیها می نوشتند که روزی یکبار غذا می خوریم آن هم به مقدار کم ،با دیدن این کامنت ها خیلی از موفقیت اون شخص خوشحال میشدم وبا خودم می گفتم، آفرین چقدر خوب پیشرفت کرده که این قدر به غذا بی توجه شده و اینقدر مقدار غذایش کم شده و این برای من شده بود یک باور که پس اگر میخواهی پا جا پای این افراد موفق بزاری و تغییر کنی ودرست در دوره پیش بری و موفق شوی ، باید وضعیت غذاییت مثل اونها بشود ،وهر وقت وهر روز که خودم خیلی کم غذا میخوردم و حتی خودم هم به بالا بردن توانم در نخوردنم کمک میکردم ،اون روزها در پوست خودم نمیگنجیدم وداعم خوشحالی میکردم که اینه مسیر درست وهر وقت در یک روز فوق العاده کم غذا میشدم خیلی خوشم میومد و اون احساس برایم دوست داشتنی بود ،و از او ن به بعد اگر یکروز غذایم دوباره از اون حد تفریطی بیشتر بشه به هم می ریزم وبه خودم شک میکنم که دوباره افکار م در مسیر چاقی هست ،و حالا متوجه شدم که چه ماهرانه ، خانم منفی باف در دیگه ای از مکر وترفندش به روی من باز کرده که عقل جن هم به آن نمیرسه ،چون باز من به این باور هدایت کرده بود که باز غذا علت چاقی من هست و دوباره به روش دیگری داشتم برنامه ی رژیم غذایی جدیدی در زیرسایه ی پروژه ی تناسب فکری وبه اسم روش جدید رو دنبال میکنم وبا اینکه داشتم در منطقم این باور را شکل میدادم که باید باورم را نسبت به اینکه غذاباعث چاقیم شده،و نسبت به غذا خوردن وپرخوری کم رنگ کنم ولی انگار مخفیانه باز درمسیر اشتباه پیش میرفتم و خداروشکر که باز همین فایل خودش پاداش تلاشهای قبلی من برای تغییر باورم بوده که خطای من داره برایم روشنتر و واضح تر میشود ،ممنون استاد عزیزم بابت فایلهای جدیدتان که روز به روز دقیقتر وبامفهوم بیشتر ،مطالب را برای ما توجیه و تفسیر میکنید .
نشان های دریافت شده
استاد دم شما گرم
این فایلت عاااااااالی بود
کیف کردم از شدت فشار هیجان شادی بعد از خوندن و شنیدن این فایل تا چند ساعت سردرد داشتم
ولی دردش برام شیرین بود
اینقدر ای اف تی زدم و تکرار کردم با وجود اینکه سردرد عجیبی شدم به دلیل هیجان فوق العاده از شنیدن و خواندن متنی که استاد روشن در سایتشون گذاشتن در باره عدم تاثیر مواد غذایی در چاقی و لاغری
اما عمیقا و کاملا خودم را دو ست دارم و قبول می کنم
تا بدونخوردن یک قرص مسکن سردردم برطرف شد
و با شادی خودم رو آماده کردم تا نظرمو در این
دیدگاه بنویسم
وقتی دیدم این فایل ۱۱ روز پیش ضبط شده و مندر دیدگاه آرزوی لاغری محقق میشود درست در همین تاریخ از استاد خواهش کرده بودم درباره تاثیر خوردن نخوردن در کاهش وزن ذهنی برنامه بذارن
می خواستم از خوشحالی پر دربیارم و اشگ شوق بریزم
استاد خیلی محبت کردید که برای کسانی مثل من که فعلا از دوره رایگانداریماستفاده می کنیم
و شرایط خرید میکنم ی اصلی رو نداریم یک همچین فایلی رو قرار دادید
شدیدن بهش نیاز داشتیم تا از سردرگمیبرای ادامهمسیر نجاتپیدا کنیم …
دستمریزاد خدا قوت ….
دوماهه که به سایت شما هدایت شدم ودقیقا
دنبال همچین فایل و برنامه ای از شما بودم
خدارو شکر باز هم مورد لطف خدا قرار گرفتم
و از شک و تردید وگیجی در مسیر لاغری با ذهن خارجمکرد
خدایاااااااا سپاسسسسگزارم
۲۱شهریور ۱۳۹۹ شهربانو باقری تهران
نشان های دریافت شده
سلام وقت همگی بخیر ، باور خوردن درمن خیلی قوی بود منم چاقی خودم را خوردن برنج و شیرینی میدونستم با این حال بیشتر از هر چیز دیگه ای من اینا را میخوردم ، سالها همه بهم میگفتن کم بخور همیشه بخور در واقع باورمن اینقدر برای خوردن قوی بود که مغزم دستور خوردن بیشتر میداد ودست و دهان بیچاره من چاره ای نداشت جز انجام دستور صادر شده ، و این کار هزاران بار تکرار شده که تبدیل به تجربه چاقی شده بود ، من بعد از هر بار غذا خوردن احساس درد و ناراحتی تو معده داشتم بعدش عذاب وجدان میگرفتم ، به خودم میگفتم دفعه بعد کمتر میخورم اما بازم نمیشد واین پروسه درد معده و عذاب وجدان هر دفعه تکرار میشد برای همین من باورم شد که خوردن من باعث چاقی منه ، اما به کمک آموزشهای دوره باورهای چاقی را شناسایی کردم و برای برطرف شدنش کار کردم باعث شد همون شیرینی و برنجی که زیاد میخوردم و فکر میکردم باعث چاقیم میشه به مرور خیلی کم بشه برنج به اندازه نیازم میخورم و میلم به شیرینی هم خیلی کم شد در صورتیکه قبلا هرچی تلاش میکردم این دو مورد را کم بخورم اصلا نمیشد چون طبق آگاهی ها رفتار کردم بدون اینکه تغییری در آموزش انجام بدم ، دلیل چاقی من فقط باورهای اشتباه من بوده ، الان باور دارم که به اندازه خوردن به هیچ وجه باعث چاقی نمیشه واز میزان خوردنم خیلی راضی ام و احساس خوبی دارم ، یاد گرفتم وقتی که ذهن ، باور ، عمل هر سه باهم هماهنگ باشن تجربه تو جسم ظاهر میشه ، ممنونم استاد فایل بسیار عالی بود
سلام به همگی
فکر و عمل و باور
این سه تا باید با هم هماهنگ بشن تا نتیجه دلخواه که یک متناسب با رفتار صحیح هست رقم بخوره
ولی باور خیلی در نتیجه گرفتن مهم هست
فرق یک فرد چاق و متناسب که هر دو از یک مواد غذایی میخورن ولی یکی نتیجه خوردنش چاقی میشه یکی لاغری هست در همین افکار غلط و باورهای غلطی هست که در فرد چاق وجود داره که نه این غذا چرب حتما من رو چاق میکنه یا برنج یا نون یا فست فود و … که اینا برا آدم چاق تعریف شدن که خوردن اینا در جسم تو چاقی بیشتر به همراه داره یا زمان خوردن در چاق ها که دیر وقت یا برنج و نون در شب نخوریم و یا شیرینی نخوریم یا …. ولی یک فرد متناسب فرقی براش نداره چی میخوره در چه زمانی میخوره و بپرس میگه خوب گرسنه هستم و باید غذا بخورم در واقع فرد متناسب فرمول هاش دستکاری نشده ولی
ادم چاق با گرفتن آگاهی های غلط از جامعه یا خانواده یا تلویزیون یا دوستان فرمولهاش از حالت اتوماتیک خارج شدن و نتیجه هم چیز دیگه میشه
یا خود من همیشه بهم گفتن و دیدم و قبول داشتم که لاغری فقط با رژیم ورزش اتفاق میفته و هر وقت خواستم لاغر بشم از این طریق اقدام کردم و سریع هم نتیجه داده ولی چه فایده که ماندگار نبوده و به محض ایده ال بودن جسم ام حرص و ولع من برگشته و من خوردم و دوباره چاق شدم و به خاطر همین به شدت افکارم دستکاری شده بود و به خوردن طوری نگاه میکردم که یک متناسب همچین نگاهی نداشت من بارها متوجه این قضیه در باشگاه که خیلی از دوستام متناسب بودن یا مربی ام که خیلی متناسب بود شده بودم ولی نمیدونستم اون موقع مسایل ذهنی چی هستن و چطور باور ما نتیجه رو رقم میزنه و …
در کل من میخوام یک متناسب با رفتار صحیح باشم و بخورم و لذت برم و زنده باشم و زندگی کنم و حتما باید این سه عامل با هم هماهنگ باشن ذهن و عمل و باور که این نتیجه برای من رقم بخوره
مثال اگه من میخوام یه شیرینی پز ماهر بشم باید اول به پخت شیرینی فکر کنم و آگاهی پیدا کنم و بعد به اونها عمل کنم تا نتیجه رقم بخور ه و در اینجا باور من خیلی مهم هست که چه انتظاری از این مهارت که پیدا کردم دارم اگه انتظارم خوب باشه نتیجه هم خوب میشه و اگر میخواهم مهارت بیشتر پیدا کنم در شیرینی پزی باید تکرار کنم این پخت کیک و کسب آگاهی را تا تجربه جدید به دست بیارم و این تجربه جدید باعث میشه فکرم بهتر بشه و عملکردم بهتر بشه
پس من باید از هر بار خوردن خودم عداب وجدان نگیریم و حالم خوب باشه در عیر این صورت تجربه ام از خوردن خوب نیست و این تجربه تقویت میکنه فرمول دهنی رو و تبدیل به عادت میکنه
اگه احساس با فرمول قاطی بشه من تمایل پیدا میکنم به تکرار اون رفتار
و تمام زندگی هر کس بر اساس باورهای اون شخص رقم میخوره و هر جا در زندگیم اگه مشکلی دارم قطعا باورهای من در اون زمینه مشکل داره من این رو در دورهای آموزشی متوجه شدم و حالا هم شما بیشتر توصیح دادین و من بیشتر پی بردم که چقدر تاثیر گدار هست در حتی زمینه ی چاقی و لاغری
من باید در کنار این آگاهی های جدید و عمل کردن به اونها باورهای درست رو هم داشته باشم که نتیجه عالی بشه
نشان های دریافت شده
ازدیروز تا الان دارم این فایل رو گوش میدم و ازگوش دادنش لذت می برم تا قبل از این دوره من هرچیزی رو میخوردم حتی اگه نیاز بدنم بود بهم حس خوب نمی دادو ته دلم همش این ترس وجود داشت که این چیزی که خوردم باعث چاقیم میشه، علت چاقیم مثلا همین پیتزا بوده، علتش اینه که این تکه کیک رو خوردم، چاقیم به خاطر ته دیگ ماکارونی بوده و…
با اینکه گاهی واقعا نیاز داشتم وگرسنه بودم که می خوردم ولی حتی وقتی به اندازه می خوردم بازم حسم بد بود چون خوردن را یکی ازعوامل اصلی چاقی می دونستم و هر وقت خودمو عذاب می دادم و نمی خوردم حس می کردم الان سبکم و دارم خوب پیش میرم. خوشبختانه توی دوره کلام شما برام معجزه کرد و همون اوایل دوره این کلام شما رو پذیرفتم که غذا خوردن هیچ ربطی به چاقی نداره و کم کم استرسم از خوردن برداشته شد نمیگم یه دفعه و کاملا ولی به مرور خودمم باورم شد که خوردن هیچ ربطی به چاقی نداره چون من غذام رو کم نکردم و همون مقداری که نیازم بود را می خوردم و متنوع هم می خوردم یعنی از هرچیزی که دلم می خواست می خوردم ولی این دفعه بعد از خوردن عذاب وجدان پیدا نمی کردم اوایل می ترسیدم وفکر می کردم که نکنه چاق بشم ولی به مرور می دیدم که لباسام داره برام گشاد میشه و دارم لباسایی رو می پوشم که سال هاست توکمدم موندن و استفاده نشدن. البته اینم بگم استاد از روزی که فایلی رو گوش دادم که گفته بودین تا زمانی که واقعا گرسنه نشدین چیزی نخورین از روزی که طبق این گفته شما عمل کردم هر وقت احساس گرسنگی می کنم می خورم و تا زمانی که اون حالت گرسنگی رفع میشه دست از خوردن می کشم و واقعا ازاین حالت خودم لذت می برم. من باوردارم که لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست.
غذا هیچ تاثیری روی چاق شدن من نداره.
نعمت های خدا واسه استفاده ما آفریده شدن و من از این همه نعمت سپاسگزارم خدایا شکرت که با این دوره آشنا شدم استاد سپاسگزاررررررررممممم
این فایل رو به نظر من باید همیشه گوش بدیم عالیه واقعا عالی بود استاد دست مریضاد درود برشما سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
احساس ما نسبت به غذا نتیجه تجربه ای است که از خوردن غذاها داریم و همین احساس است که تعیین کننده ایجاد سلامتی و یا ایجاد چاقی است.اگر تجربه خوبی از خوردن غذا داشته باشیم ذهن ما به سمت سلامتی وتناسب هدایت میکنه و بالعکس اگر بعد از خوردن غذا غذای وجدان داشته باشیم ذهن به سمت چاقی بیشتر هدایت می کنه.
افراد چاق و لاغر هر دو غذا میخورند و این احساس آنها از غذا خوردن است که یکی را چاق ودیکری را متناسب نگهمیداره
ما اپل به چاقی فکر کردیم در اثر این فکر رفتارهای چاق کننده از ما سر زد و با هر بار بازخوردمنفی فرمول های چاقی بیشتری را به ذهن دادیم و در نتیجه چاق چاقتر شدیم
باید فکر عمل و باور هر سه را با همدرست کنیم تا براحتی در مسیر لاغری بیفتیم
رفتارهای صحیح غذایی بسیار مهم هستند که اونها رودر زندگی روزمره پیادهکنیم .در نتیجه رفتارهای صحیح در کنار حس خوب از غذا خوردن بازخوردهای مثبت هر روز بیشتر و بیشتر شده وکفه ترازوی لاغری کمکم بالا میره و این بستگی به خودمونداره که با چه سرعتی این رفتارها و باورها رو اصلاح کنیم وچقدر تمرکز کنیم روی این کار تا سریعتر به نتیجه برسیم
فرق افراد لاغر وچاق فقط و فقط در فرمول هاست و غذاها به هیچ عنوان نقشی در چاقی ما ندارند
نشان های دریافت شده
مجددا سلام .
یعنی خدا خیر دنیا و اخرت رو نصیبتون کنه که مساله ی مهمی که واقعا ذهنم رو درگیر کرده بود برام حل کردید .
به خدا به آرامش رسیدم .
دلم میخواست شما اینو بگید . چون از زبان شما که جاری میشه من با ایمان صد درصد در مسیر لاغریم حرکت میکنم و کلا دیگه مثل قبل حتی از نخوردن بیشتر لذت میبرم . چون میدونم کسی نمیخواد غذای منو بگیره .
به خدا من از وضعیت خوردنم خیلی راضی ام .
خدارو صدهزار بار شکر که خیال منو راحت کردید .
باور کنید من تا فردا دیگه دستور خوردن از ذهنم صادر نمیشه .
اصلا من این مدت که وارد سایت تناسب فکری شدم یادم رفته بود خورد و خوراک رو . وای ولی وقتی می اومدم مطالب مربوط به نحوه ی رفتاری رو میخوندم هی ذهنم دچار تردید میشد . اصلا رفتارم صد و هشتاد درجه تغییر می کرد .
از طرفی ایمانم هم که به شما صد در صد .
الان دیگه من با همین صحبتهای شما کلی حالم خوب شد و در مسیر لاغری با لذت بیشتری قدم برمیدارم .
لاغر شدن راحتترین کار دنیاست .
وای خدا من چقدر لاغریم رو دوست دارم .
چقدر لاغری راحته .
چقدر خوبه ذهنم می خنده .
چقدر حالم خوب شد .
خدا بچه هاتون رو براتون حفظ کنه منو از دغدغه ی این چند روزه نجات دادید .
خدایااا شکرت .
خدایااا شکرت .
استاد ازتون ممنونم .
خدا دلتون رو شاد کنه که دلم رو شاد کردید . حالا با خیال راحت در مسیر لاغریم حرکت می کنم .
من لاغر هستم و لاغری را هر لحظه خلق می کنم .
توجه من روی لاغر شدن است .
افکار من حول لاغری می چرخد .
باورهای من لاغر کننده هستند .
پیش به سوی لاغری بیشتر .
با توان بیشتر .
ترمزم برداشته شد و من مستقیم گاز میدم سمت هدف . من هدف را کاملا در دستانم حس میکنم .
چربیهای اضافه را رها می کنم .
همه چیز به قدر کافی در کائنات وجود دارد و من هر وقت که بخواهم میتوانم از انها با لذت استفاده کنم و بعد هم خدارا شکر کنم به خاطر این همه نعمت . به خاطر این همه فراوانی .
خدایا به خاطر فراوانی ات سپاس . خدایا به خاطر آزادی ام سپاس .
به خدا اینجوری که میگم اصلا فکرم میخنده اذیتم نمی کنه . مقاومت تولید نمیکنه . اصلا فرمان خوردن نمیده .
وقتی همه چیز هست چرا من بخوام ذخیره کنم .
همه رو میفرستم بره .
با لذت با حال عالی .
خدایا بابت نعمت لاغری آسان از تو سپاسگزارم .
استاد خدا هم شما و هم بچه هاتون و هم خانومتون رو حفظ کنه .
ازتون ممنونم .