0

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی | چرا ذهن ما غذا را عامل چاقی می‌داند؟ (گام ۹۵)

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی
اندازه متن

تا حالا شده یه لقمه غذا رو با ترس بخوری؟ 😟 لقمه‌ای که شاید مزه‌ش خوب باشه، ولی مزه‌ش تو ذهن تو با عذاب وجدان، ترس و نگرانی قاطی شده باشه.

این احساس آشنا برای خیلی از افراد چاق اتفاق می‌افته، چون باور ذهنی درباره خوردن و چاقی طوری شکل گرفته که غذا رو دشمن بدن می‌دونه! 🍕💣

سال‌ها بهمون گفتن که «اگه می‌خوای لاغر شی، باید کمتر بخوری یا رژیم بگیری». و همین جمله ساده، باور عمیقی تو ذهن ما ساخت که *“غذا خوردن مساوی چاق شدن”*ه.

حالا دیگه ذهن‌مون از هر قاشق غذا یه هشدار چاقی درمیاره! 🚨🧠 اما واقعاً آیا غذا مقصره؟ یا ذهن ماست که فرمول اشتباهی براش نوشته؟ 🤔

آ🍽️ اهمیت موضوع خوردن در ذهن افراد چاق

برای یه فرد متناسب، خوردن یه کار طبیعی و بی‌دردسره. ناهارشو می‌خوره، می‌ره سر کارش. شام می‌خوره، می‌خوابه. همین‌قدر ساده.

اما برای خیلی از افراد چاق، خوردن یه موضوع جدی و حساسه؛ انگار باید برای هر لقمه تصمیم‌گیری مهمی انجام بدن! 🤯

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی

اگر تا حالا از یه فرد متناسب پرسیدی که چطور غذا می‌خوره، احتمالاً جواب داده: “وقتی گرسنه‌م، می‌خورم؛ وقتی سیر می‌شم، دیگه نمی‌خورم.”

اما اگه از یه فرد چاق همین سؤال رو بپرسی، وارد دنیایی از سردرگمی‌ها، فرمول‌ها و نگرانی‌ها می‌شی:

  • هرچی می‌خورم، چاق می‌شم 😩
  • چی بخورم لاغر بشم؟ 🥦
  • چی نخورم که لاغر شم؟ ❌🍞
  • چطور بخورم که لاغر بمونم؟ 🤔
  • برای صبحانه چی بخورم که چاق نشم؟ 🍳
  • اگه گرسنه‌ام، چی بخورم که آسیب نرسونه؟ 🍌

این جملات نشونه‌هایی از وجود باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن؛ باورهایی که سال‌ها تو ذهنمون جا خوش کردن و باعث شدن هر قاشق غذا با استرس و تردید همراه باشه.

🔁 چرخه تقویت باورهای ذهنی

وقتی ما بارها پرخوری می‌کنیم و بعدش احساس گناه یا ترس از چاق شدن داریم، همون احساس منفی، مثل یه کود تقویتی عمل می‌کنه و فرمول ذهنی چاقی رو قوی‌تر می‌کنه.

و ذهنی که پر شده از باورهای چاق‌کننده، دستورش رو به مغز می‌ده، و مغز هم با قدرت کامل اجرا می‌کنه: چاق شو! 🧬📢

بنابراین، تا وقتی که فرمول‌های ذهنی درباره خوردن اصلاح نشن، هیچ رژیمی جواب نمی‌ده. چون اصل ماجرا نه تو معده، بلکه تو ذهن ماست… جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی جا خوش کرده!

تاثیر مغز بر کاهش اشتها

🧠 منبع دستور خوردن از کجاست؟ ذهن یا بدن؟

هر کاری که ما انجام می‌دیم — از راه رفتن تا حتی پلک زدن — یه فرمان از طرف مغز پشتشه.

مغز ما از همون روزای اول شکل‌گیری، یه بسته اطلاعات اولیه با خودش داره؛ اطلاعاتی که به بدن کمک می‌کنه زنده بمونه و عملکردش رو تنظیم کنه، مثل:

⏱️ تنظیم ضربان قلب

🌬️ کنترل تنفس

💧 تعادل مایعات

🍽️ و البته… زمان خوردن!

اما ما انسان‌ها فقط برای زنده‌بودن به دنیا نیومدیم؛ اومدیم تا تجربه کنیم. برای همین بخشی از مغز ما مثل یه فضای باز باقی مونده که منتظره با تجربه‌های جدید پُر بشه—مثل هارد خالی یه لپ‌تاپ 💽

📂 وقتی یه “پوشه جدید” توی مغزت باز می‌کنی…

فرض کن دلت می‌خواد یاد بگیری گیتار بزنی 🎸 توی مغزت یه پوشه جدید باز می‌شه: «تجربه نواختن گیتار».

حالا هر بار که تمرین می‌کنی، اطلاعات جدید وارد این پوشه می‌شه و رفته‌رفته مهارتت بیشتر می‌شه.

همین اتفاق دقیقاً برای باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هم می‌افته، اما این بار به‌جای گیتار، موضوع “چاق شدن”ه! 😬

🔁 چطور یه ذهن چاق ساخته می‌شه؟

اکثر ما بدون اینکه بفهمیم، یه پوشه تو ذهن‌مون ساختیم به اسم:

“من ممکنه چاق بشم” یا حتی “قراره چاق بشم!”

این پوشه با هر جمله‌ای که از بزرگترا شنیدیم، هر تبلیغ رژیمی، هر تجربه شکست‌خورده از لاغری، پُر و پُرتر شده:

  • “اگه زیاد بخوری چاق می‌شی”
  • “فلانی هر چی بخوره باز لاغره، اما تو نه!”
  • “فقط رژیم بگیر تا لاغر شی”

این اطلاعات بارها و بارها در ذهن ما تکرار شده و کم‌کم به باور ذهنی درباره خوردن و چاقی تبدیل شدن. حالا ذهن ما به‌جای اینکه غذا رو یه نیاز طبیعی بدونه، اونو تهدیدی برای تناسب اندام می‌دونه! 🚨🍞🍕

🎯 نتیجه‌گیری این بخش:

وقتی اطلاعات کافی درباره یه موضوع تو مغز ذخیره بشه، مغز شروع می‌کنه به اجرای اون اطلاعات.

و اگر این اطلاعات درباره باور ذهنی درباره خوردن و چاقی، ذهن تو دستور چاق شدن می‌ده—حتی اگر غذات خیلی هم زیاد نباشه!

پس اگه می‌خوای مسیر رو برعکس بری، باید آگاهانه شروع کنی به ساختن یه پوشه جدید تو مغزت:

“من می‌تونم با آرامش و بدون ترس، بخورم و متناسب بمونم.” 💪🌱✨

🍽️ همه می‌خورن، اما همه یه جور فکر نمی‌کنن!

شاید بارها با خودت گفتی “دیگه پرخوری نمی‌کنم!”

اما دوباره و دوباره اتفاق افتاده. چرا؟ چون احساسی که بعد از پرخوری تجربه می‌کنی، باعث تقویت همون فرمول ذهنی قبلی می‌شه.

شاید خنده‌دار به‌نظر برسه، ولی واقعیت اینه که افراد چاق و افراد متناسب از نظر عملی، هر دو دارن می‌خورن!

یعنی غذا توی بشقاب، قاشق توی دست، دهان باز، لقمه پایین… هیچ تفاوتی نیست! 😅🥄

اما تفاوت اصلی اون پشت اتفاق می‌افته… جایی در ذهن! 🧠✨

جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی ساکت و بی‌صدا داره رفتارها رو جهت می‌ده، احساسات رو شکل می‌ده و حتی نتایج فیزیکی رو در افراد تعیین می‌کنه!

🎯 چرا من چاق می‌شم، ولی اون نه؟

سؤالی که ذهن خیلی‌ها رو درگیر می‌کنه اینه:

“چرا من هر چی می‌خورم چاق می‌شم، ولی فلانی هر چی می‌خوره لاغر می‌مونه؟”

جواب ساده‌ست: تفاوت در ذهن و باوره، نه در غذا!

🔍 اون فرد متناسب، وقتی غذا می‌خوره:

  • با خیال راحت می‌خوره
  • خودش رو سرزنش نمی‌کنه
  • باور داره که بدنش متناسب باقی می‌مونه

ولی فردی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی داره، از همون لقمه اول تو ذهنش فیلم چاق شدن پخش می‌شه! 🎬🍕😨

🌀 وقتی احساس، نتیجه رو می‌سازه…

ما فکر می‌کنیم غذا خوردن یه کار فیزیکی صرفه. اما احساسیه که بعد از خوردن تجربه می‌کنی، نتیجه رو می‌سازه.

اگه بعد از خوردن احساس رضایت و آرامش داشته باشی، بدن هم تو هماهنگی و تعادل قرار می‌گیره.

ولی اگه با استرس و گناه غذا بخوری، مغز هم اون استرس رو تبدیل می‌کنه به دستور چاقی 🚨

و اینجاست که نقش باور ذهنی درباره خوردن و چاقی روشن می‌شه.

🧩 همه‌چیز از ذهن شروع می‌شه

بدن‌ها تفاوت زیادی ندارن، ولی ذهن‌ها چرا!

تفاوت بین چاقی و تناسب معمولاً توی صفحه ترازو نیست، توی “صفحه ذهن” ماست!

هر کسی که باور داره غذا خوردن چاقش می‌کنه، در واقع قبل از خوردن غذا، ذهنش رو پر از دستورهای چاق‌کننده کرده!

🧠💭 پس وقتشه ورق رو برگردونی…

✅ نتیجه‌گیری:

اگه می‌خوای مثل آدم‌های متناسب غذا بخوری، فقط کافیه مثل اونا فکر کنی و باور بسازی.

یعنی ذهنت رو از باورهای قدیمی و سنگین پاک کنی، و فرمول‌های جدیدی توش بنویسی:

  • “من از غذا خوردن لذت می‌برم، نه ترس!”
  • “بدن من توانایی حفظ تناسب داره!”
  • “غذا منبع انرژی و زندگیه، نه دشمن!”

و این یعنی شروعی برای ساختن یه باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که منجر به کاهش وزن میشه 🌟💚

💡 حالا اگه می‌خوای این مسیر رو سریع‌تر، عمیق‌تر و مؤثرتر طی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همون چیزیه که بهش نیاز داری 🎯

این دوره بهت کمک می‌کنه تا با تمرین‌های هدفمند، باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که سال‌ها ناخودآگاه در ذهنت شکل گرفته رو شناسایی و اصلاح کنی.

با شرکت در این دوره، کم‌کم احساس گناه از غذا خوردن از بین می‌ره، لذت جای ترس رو می‌گیره و باور ذهنی درباره خوردن و چاقی مشابه آنچه در ذهن افراد متناسب هست توی وجودت ساخته می‌شه.

🌱 تو یاد می‌گیری چطور با ذهنت هماهنگ شی، به بدنت اعتماد کنی و با آرامش و آگاهی غذا بخوری، بدون اینکه نگران چاقی باشی.

📌 همین حالا می‌تونی به بخش دوره‌ها بری و آموزش‌ها رو شروع کنی…

اولین قدم به‌سمت رهایی از ترس غذا خوردن، فقط یه تصمیم جدیه 💚✨

✍️ اهمیت تمرین برای تغییر باور ذهنی درباره خوردن و چاقی

تمرینات ذهنی، کلید طلایی برای بازنویسی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن 🔑🧠
هر بار که تمرکز می‌کنی، یادداشت می‌نویسی و درباره نگرش‌هات فکر می‌کنی، در واقع مسیر جدیدی توی ذهن خودت می‌سازی 🛤️
این تمرین، بهت کمک می‌کنه از الگوهای قدیمی و چاق‌کننده ذهنی فاصله بگیری و فرمول‌های سالم و متناسب رو جایگزین کنی ✨

📝 سوالات تمرینی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی

  • نگرش شما درباره تأثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری چیه؟ 🌮❌⚖️
  • این اطلاعات از چه راه‌هایی وارد ذهن شما شده؟ (خانواده، رسانه، تجربه…) 📺👂
  • چقدر باور داشتید که لاغر شدن فقط با رژیم ممکنه؟ 🥗⛔
  • وقتی نمی‌تونستید رژیم بگیرید، چه احساسی داشتید؟ 😞
  • نتیجه رژیم‌هاتون چقدر دوام داشت؟ آیا پایدار بود؟
  • نظرتون درباره نقش مغز در صدور دستور خوردن چیه؟ 🤔🧠
  • چرا ذهن افراد چاق، خوردن رو مساوی چاقی می‌دونه؟
  • به نظرتون نخوردن به اندازه خوردن باعث لاغری شده؟ تجربه‌تون رو بنویسید ✍️

📣 مشارکت شما ارزشمنده!

لطفاً بعد از دیدن ویدیوی آموزشی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی و انجام تمرینات، پاسخ‌هاتون رو به‌صورت انشایی در بخش نظرات همین صفحه بنویسید.
همچنین می‌تونید تمرین مخصوص خودتون رو از دل آموزش‌ها استخراج کنید و برای بقیه به اشتراک بذارید تا با هم رشد کنیم 💬💞

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.26 از 65 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=22769
100 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Vafraze12
      ۱۴۰۰/۰۶/۲۶ ۰۱:۱۴
      مدت عضویت: 2353 روز
      امتیاز کاربر: 20766 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 893 کلمه

      سلام خدای مهربان و سلام خدمت شما استاد بزرگوار و دوستانی که در مسیر لاغری با ذهن هستند.موضوع امروز خیلی آگاهی دهنده بود .انسان قبل از تولد اطلاعاتی را در مغز خودش دارد و برای تجربه کردن در نیا آمده است تا هر چیزی را تجربه کند بنابراین نیاز هست که انتخاب کند چون ذاتا موجودی مختار هست بنابراین قابلیت برنامه ریزی دارد .ما اطلاع و را به مغز می دهیم و  می آموزیم و در نهایت تجربه می کنیم .به قول استاد در این مثال ما یک new folder درست می کنیم و اونو پر از اطلاعات چاقی می کنیم همه موارد را در آن ذخیره می کنیم وقتی پر شد مرحله بعد عمل ما شکل می گیرد در واقع ذهن نی یاد تصویر سازی ،ذخیره سازی،دریافت اطلاعات را انجام می دهد و وقتی ما با هر بار تجربه احساس بدی از چاق شدن پیدا می کنیم این احساس خوراک ذهن و مغز هست و با هر بار تجربه بد چاقی فرمول ذهنی قوی و قوی تر می شود.انسانهای چاق کلا تا خرف از لاغری می یاد می گن یعنی نباید خورد چون فکر و فرمولی که در ذهنشان هست اشتباه هست . باید آن را اصلاح کنند .خوردن یک مهارتی هست که برای زنده ماندن هست .*هر عملی یک تجربه را به همراه دارد.پس ما با سه چیز داریم ۱ فکر ۲ عمل ۳ باور تجربه یا انتظار ما از خودمان.یعنی اول ور هر عملی یک فکر اولش صورت می گیره یا آگاه یا نا آگاهانه .و باید بدانیم که  قدرت تجربه خیلی بیشتر از فکر هست چرا ؟چون وقتی ما فقط به موضوعی فکر کنیم اینکه مثلا من الان یک ساندویچ پر ملات را الان می خورم خوب این تاثیری در چاق شدن ما نداره ولی وقتی تجربه می کنیم این خوردن ساندویچ را و هربار جسمانی بد می شود این حس که از تجربه ما نشات گرفته بر فکر و فرمولهای ذهنی تاثیر می گذارد و ما این خورد را هی تکرار می کنیم و در نتیجه چاق و چاق تر می شویم.نتیجه را همین مرحله سوم که تجربه ماست شکل می دهد تجربه در واقع اون فرمول ذهنی را تقویت می کند و شما تمایل به تکرار اون فرمول ذهنی دارید. عمل خود بخود ایجاد نمی شود حتما قبلش یک فکری بوده .آدم چاق زیاد غذا می خورد یا پرخوری می کند.و یک آدم لاغر هم همون مقدار از غذا را می خورد حالا چرا چاق چاقتر می شه ولی لاغری همین طور متناسب می مونه .خوب در اینجانبان دو نفر  از ۳ مرحله دو مرحله را مثل هم انجام دادند اما مرحله سوم هست که در هر دو متفاوت هست انسان چاق چون از قبل در ذهنش فرمول اشتباه داره که مثلا برنج  نمک شیرینی روغن … من چاق می کنه بنابراین در مرحله سوم که باورش هست از خودش انتظار و باور چاقی دارد.ولی انسان متناسب اصلا وقتی غذا می خوره به این مسائل فکر نمی کنه فقط می که من حس گرسنگی دارم غذا می خورم همین حالا این باور هست که نتیجه را رقم می زند باور چاق شدن هست که طرف را چاق می کند نه رفتار . چیزی که خیلی ها و حتی خودم آن را به اشتباه فهمیده بودم و برای لاغری جسم را را که عملکرد ما را شکل می دهد(مرحله ۲) مورد هدف قرار گرفتیم و هی خواستیم جسم را لاغر کنیم در حالی که این باور ما باید تغییر کنه که یک چیزی درونی و متافیزیکی هست.ولی باید دقت کرد که رفتار درست را در خوردن داشته باشیم اینکه فرد لاغر داره زیاد می خوره یک عمل نادرستی هست درسته الان متناسب هست ولی بعدها یک جایی می لغزه و جون از قبل فرمول خوردن زیاد را دارد سریع چاق می شود مثل مثالی که استاد زدند که فرد ۶۰ سال متناسب بود  و زیاد هم می خورده ولی تا به ۶۰ سال رسیده براساس فرمول اشتباه که در ذهنش بوده که فرد تا به سن بالا برسه تحرکش کم می شه و چاق می شه. و این فرد چاق شد چون بستر را از قبل مهیا داشته فقط باورها تغییر کرد.راستش را بخواهید می خوام یک رفتاری را که امروز از من سر زده را بگم من هر روز به نیاز بدنم غذا می خورم ولی امروز وقتی این فایل را گوش دادم بعدش رفتم نهار خوردم یهودی گفتم برم یک کم بیشتر بخورم خوردن که باعث چاقی نمی شه باورها باید درست باشه .بعد دوباره آمدم فایل را گوش دادم این بار متوجه شدم که درسته که تغییر و نتیجه بر اساس باور شکل می گیره ولی ما هم باید رفتار درست را داشته باشیم.پس ما باید هر سه را مورد توجه قرار بدهیم مغز ، عمل و باور بعضی مواقع ما می یاییم عمل را اصلاح می کنیم مثلا ظرف کوچک تر انتخاب می کنیم این هم تاثیر دارد باید هر سه مورد را مهم دانست .اگر عمل اصلاح بشه احساس خوب می شه و این احساس بر مغز تاثیر مستقیم داره .خوردن اصلا به چاقی ربطی نداره این تعریف ما از خوردن اشتباه هست و تاثیر دارد و فرد را چاق می کنه.

      خیلی حرف های استاد عالی بود واقعا استاد انگار از قبل می دانند درست کجا ما به چی نیاز داریم من دقیقا دیروز و پریروز به همین مساله فکر می کردم که خوردن چطوری فرد را چاق می کنه اصلا چقدر بخوریم.ممنونم استاد خدا همیشه شما را سربلند و کامیاب کند . ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۰/۰۵/۳۱ ۱۸:۱۳
      مدت عضویت: 2546 روز
      امتیاز کاربر: 23000 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 112 کلمه

      استاد من دو بار گوش دادم و یک بار کامل نت برداری کردم خیلی مهم بود مطالبش عالی بود 

      وقتی با خودم تکرار کردم که باورم درباره خوردن اصلاح کنم و اینکه خوردن من چاق نمیکنه واقعا خوردنم اصلاح میشه امروز خیلی حالم بد و بعد مدتها طبق عادت قدیمی که چند ماهی میشد تکرار نشده بود به غذا پناه بردم البته میدونستم که رفتار اشتباهی 

      نصف فنجان شیر نسکافه تلخ با یک بیسکوییت ساقه طلایی 

      نصف موز

      یک ملاقه سوپ

      یک لقمه قرمه سبزی

      دلم درد گرفته استاد ملاحظه فرمودید حتی شبیه خون زدنهام هم مثل قبل نیست پر خوریهام و خلافهام هم مدل ادم لاغرها شده الان دیگه از میانبر رفتنم هم احساس عذاب وجدان ندارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۴۰۰/۰۵/۳۰ ۱۹:۳۰
      مدت عضویت: 2253 روز
      امتیاز کاربر: 46606 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 586 کلمه

          سلام دوستای بینظیر ،

      سلااااام استاد گرامی ،

       از متن این جلسه غیر از اونچه که در فایل صوتی تصویری ارتباط خوردن و نخوردن با چاقی و لاغری چند پاراگراف  انتخاب کردم و می خوام ازش یه نتیجه بگیرم ارسال کنم خدمت شما :

      (  به نظر خودم قابل توجهه )  

      .در مورد چاق شدن  دقیقا به این شکله که شما به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه پوشه خواسته چاق شدن را در ذهن خود ایجاد کرده اید. تصور کنید نیوفولدری ایجاد کرده اید تحت عنوان “من می خواهم چاق شوم”.در اکثر افراد این خواسته به شکل ناآگاهانه از طریق شنیدن درباره چاقی و دیدن افراد چاق اطراف خود ایجاد شده است.هرآنچه درباره علت چاقی، احتمال چاقی، چرایی چاقی و … می شنوید در پوشه (تجربه چاقی) مغز ذخیره می شود.واحد دریافت اطلاعات و پردازش و ساختن تصاویر ذهنی و در نهایت ایجاد فرمول ها جهت ذخیره سازی در پوشه مغزی توسط ذهن انجام می شود که عضوی متافیزیکی و غیرقابل دیدن است.زمانی که میزان اطلاعات ذخیره شده در پوشه خواسته ای (چاق شدن) که در مغز خود ایجاد کرده اید به حد نصاب لازم برسد، به مرور عمل کردن شما بر اساس آن آگاهی ها شروع می شود.

      وقتی اطلاعات به حدنصاب برای عمل کردن و تجربه کردن برسد روند چاق شدن جسم شروع می شود.

      بخشی از مغز ما قابلیت برنامه ریزی شدن است.ما می توانیم اطلاعات لازم درباره آنچه میخواهیم تجربه کنیم را به مغز خود بدهیم و سپس به آنچه آموخته ایم عمل کنیم و نتیجه آن را تجربه کنیم.

      نتیجه گیری :

      در مورد لاغر شدن و یا متناسب شدن با ذهن در این دوره ها ،دقیقا به همین شکله ،ما به صورت آگاهانه و نه   ناآگاهانه ،پوشه خواسته ی لاغر شدن را در ذهن خود ایجاد کرده ایم .یعنی نیوفولدری تحت عنوان  “  من می خواهم لاغر شوم   ”  این خواسته به شکل آگاهانه از طریق  دیدن افراد متناسب و لاغر در اطراف خود و افراد شگفتی ساز در سایت تناسب فکری و همینطور دیدن فایلهای تصویری در مورد آگاهی های لاغر کننده و خواندن دیدگاههای دوستان همراه و هر آنچه درباره علت ،احتمال ،چرایی و چگونگی لاغر شدن و تناسب اندام می شنویم در پوشه تجربه لاغری و تناسب در مغز ذخیره می شود .

       دریافت اطلاعات و پردازش آنها و ساختن تصاویر ذهنی و در نهایت ایجاد فرمولهاجهت ذخیره سازی در پوشه مغزی توسط ذهن که عضوی متافیزیکی و غیر قابل دیدن است انجام میشود .

      نکته مهم اینجاست :   

      زمانی که‌میزان‌اطلاعات ذخیره شده در پوشه لاغری و کاهش وزن که در مغز ایجاد کرده ایم برای عمل کردن به حد نصاب برسد به مرور عمل کردن بر اساس این آگاهی ها شروع می شود و در نتیجه روند لاغری و کاهش وزن  به شکل محسوس آغاز میشود و احساس می کنیم لباسها به تنمان گشادتر میشود .و این تجربه شیرین لاغری با ذهن است .

      دوستان دقت کنید که اگر چند ماه  و حتی چندسال است که هنوز لاغری جسمی را مشاهده نمی کنیم چون هنوز اطلاعات لازم برای ذهن لاغرمان کامل نشده و نیاز به ادامه و استمرار در این مسیر داریم‌و به گفته استاد هنوز باورمان نشده که با این روش میشه که متناسب و سپس لاغر بشیم . مسیله باور به توانایی خود و به نتیجه رسیدن روش تناسب فکری از فاکتورهای سنگین وزن ترازوی لاغری ماست .که در جهت ایجاد آن باید هر چه در توان داریم بکوشیم  .باآرامش ودوری از عجله و تعیین تاریخ و زمان ادامه می دیم استمرار بخرج می دیم تا سرانجام کفه اطلاعات لاغری سنگینتر از کفه چاقی ذهنمان شود و ما شاهد کاهش وزن خود باشیم.

               والسلام  .در پناه خداوند باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۲ ۲۰:۴۷
      مدت عضویت: 2253 روز
      امتیاز کاربر: 46606 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,561 کلمه

      درود بر شما ،وقت بخیر 

      سلام استاد و دوستان بی نظیرم ،

      مصاحبه شماره ۴  فرضی با استاد عطار روشن در مورد ارتباط خوردن با اضافه وزن 

      استاد ممنون که در این مصاحبه شرکت کردید لطفا بفرمایید چرا مسیله خوردن ،در مسیر لاغری با ذهن از اهمیت زیادی برخورداره ؟

      خواهش می کنم .

      بیشترین ترس افراد چاق از تاثیر خوردن بر چاقی است زیرا خوردن را عامل چاقی خود می دانند.هرچی می خورم چاق می شم.

      چی بخورم لاغر بشم.

      چی نخورم لاغر بشم.

      چطور بخورم لاغر بشم.

      این فرمول ها و بسیاری فرمول های دیگر با کلمه خوردن یا نخوردن در ذهن افراد چاق وجود دارد و این نشان از اهمیت این موضوع در مسیر لاغری با ذهن است.

      خیلی متشکر .لطفا تحلیل خودتونو برای درک موضوع خوردن ،بیان بفرمایید .

      برای درک این موضوع و رسیدن به تحلیل منطقی برای تغییر فرمول های ذهنی ساخته شده بر مبنای خوردن و نخوردن باید ابتدا از سه جهت موضوع خوردن را مورد توجه قرار دهیم.1- منبع ایجاد دستور خوردن. (متافیزیکی)2- عمل خوردن مواد غذایی. (فیزیکی)3- تجربه ای که از خوردن به دست می آید. (متافیزیکی)نکته جالب توجه این است که به دلیل متافیزیکی بودن گزینه اول و سوم، تجربه ای که از خوردن کسب می کنیم باعث تقویت، وضوح و گسترش فکر اصلی یا فرمول های اصلی ذهن می شود.به همین دلیل است که افراد چاق با اینکه مدت هاست از خوردن های بی رویه (پرخوری)‌ احساس بد یا عذاب وجدان دارند اما قادر به ترک یا تغییر این رفتار نیستند چون تجربه هر بار پرخوری باعث تقویت فرمول ایجاد کننده آن در ذهن می شود.

      استاد ،فرمانهای مغزی چه جایگاهی در انجام عمل خوردن در انسان داره ؟

      هر حرکتی از انسان سر می زند منشاء دستور آن در مغز است.مغز ما حاوی اطلاعاتی اولیه (پیش فرض)‌ است که از قبل از تولد و همزمان با تشکیل مغز در آن ذخیره شده است.کار این اطلاعات انجام دقیق و هوشمندانه نیازهای درونی جسم برای زیستن در جهان مادی است.اطلاعاتی که باعث تنظیم دقیق فشار خون، ضربان قلب، تنفس کردن، پلک زدن، هضم کردن و بسیاری فعالیت های درونی دیگر می شوند.از آنجایی که انسان جهت تجربه کردن وارد این جهان مادی شده و تجربه کردن نیاز به حق انتخاب دارد، بخشی از مغز ما قابلیت برنامه ریزی شدن است.ما می توانیم اطلاعات لازم درباره آنچه میخواهیم تجربه کنیم را به مغز خود بدهیم و سپس به آنچه آموخته ایم عمل کنیم و نتیجه آن را تجربه کنیم.زمانی که شما دوست دارید به عنوان مثال نواختین گیتار را تجربه کنید، خواسته تجربه کردن نواختن گیتار در شما شکل می گیرد.دقیقا مانند اینکه پوشه ای جدید در مغز شما ایجاد می شود.سعی شما برای یادگیری چگونه دست گرفتن ساز و چگونه نواختن و تمام موضوعات مرتبط با هنر گیتار زدن به صورت اطلاعات درپوشه تجربه گیتار زدن مغز شما ذخیره می شود.به اندازه ای که شما در یادگیری بهتر عمل می کنید و استمرار دارید عملکرد شما در نواختن گیتار بهتر می شود و تجربه شما بیشتر و واضح تر می شود.در مورد چاق شدن هم دقیقا به همین شکل است.شما به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه پوشه خواسته چاق شدن را در ذهن خود ایجاد کرده اید. تصور کنید نیوفولدری ایجاد کرده اید تحت عنوان “من می خواهم چاق شوم”.در اکثر افراد این خواسته به شکل ناآگاهانه از طریق شنیدن درباره چاقی و دیدن افراد چاق اطراف خود ایجاد شده است.هرآنچه درباره علت چاقی، احتمال چاقی، چرایی چاقی و … می شنوید در پوشه (تجربه چاقی) مغز ذخیره می شود.

      واحد دریافت اطلاعات و پردازش و ساختن تصاویر ذهنی و در نهایت ایجاد فرمول ها جهت ذخیره سازی در پوشه مغزی توسط ذهن انجام می شود که عضوی متافیزیکی و غیرقابل دیدن است.زمانی که میزان اطلاعات ذخیره شده در پوشه خواسته ای (چاق شدن) که در مغز خود ایجاد کرده اید به حد نصاب لازم برسید، به مرور عمل کردن شما بر اساس آن آگاهی ها شروع می شود.جسم شما بر اساس اطلاعات ذخیره شده مغزی درباره چگونگی تنفس کردن از همان بدو تولد شروع به تنفس کردن می کند و این کار را تا زمانی که زنده است ادامه می دهد، چون اطلاعات کافی درباره این رفتار یا عمل در مغز ذخیره شده است.در مثال چاقی زمانی که ما شروع به اضافه کردن اطلاعات لازم برای تجربه چاقی در مغز خود از طریق ذهن می کنیم عمل چاق شدن صورت نمی گیرد اما احساس چاق شدن به صورت ترس از چاق شدن در ما شکل می گیرد. وقتی اطلاعات به حدنصاب برای عمل کردن و تجربه کردن برسد روند چاق شدن جسم شروع می شود.

      استاد از بیاناتی که فرمودین می خواین چه نتیجه ای بگیرین ؟

      نتیجه ای که می گیرم اینه در مورد لاغر شدن هم دقیقا روند به همین شکل است.ابتدا باید اطلاعات لازم برای لاغر شدن در ذهن ایجاد و سپس در مغز ذخیره شود و این روند ادامه داشته باشد تا میزان آگاهی و اطلاعات لاغری مغز به حدنصاب لازم رسیده و عمل لاغر شدن آغاز شود.با درک موضوعات مطرح شده مطمئن می شویم که هر عمل و رفتاری که از ما سر می زند منشاء آن مغز است.

      استاد ممنون میشم در مورد ارتباط عملکرد مغز با خوردن مواد غذایی توضیح بفرمایید .

      خوردن یک مهارت است که از ابتدا ما آن را بلد نبودیم بلکه در دوران کودکی و در سن مناسب تلاش ما برای خوردن آغاز شده است.همانگونه که برای غلت زدن و نشستن و راه رفتن تلاش کردیم برای خوردن هم تلاش کردیم.پس توجه به این نکته مهم است که مهارت “خوردن” مانند سایر مهارت های دیگر برای زنده بودن و زندگی کردن در دنیای مادی لازم و اتفاقا ضروری است.اطلاعات مورد نیاز تمام مهارت های لازم برای زندگی کردن در مغز ما به صورت پیش فرض وجود دارد و به مرور ما از آنها استفاده می کنیم.در مورد مهارت خوردن اطلاعات لازم برای انجام عمل خوردن در مغز ما به صورت پیش فرض وجود دارد به همین دلیل یک کودک در مرحله ای از رشد اقدام به خوردن می کند و این عمل را از بردن دست به سمت دهان شروع می کند و هر چیزی را که بتواند با دست بگیرد به سمت دهان می برد تا خوردن را تجربه کند.جالب توجه است که قبل از شروع استفاده از اطلاعات مغزی درباره خوردن بسیاری فرایند دیگر درباره حرکت انگشتان، دست، گرفتن و … انجام شده است چون برای تجربه مهارت خوردن نیاز به تکامل حرکت دست داریم.عمل خوردن مهارتی است که اطلاعات لازم جهت تجربه کردن آن در مغز ما ذخیره شده است به همین دلیل است که همه انسانها از عمل خوردن بعنوان مهارتی لازم برای ادامه زندگی برخوردار هستند.

      سوال بعدی :استاد این سوال نزد افراد چاق به شکل پرتکرار مطرحه که چرا ما هر چی می خوریم‌چاق میشیم ولی افراد متناسب و لاغر هر چی می خورن همچنان لاغرن و‌چاق نمیشن ؟

      فردی از خوردن مواد غذایی به احساس خوب می رسد و فردی دیگر از خوردن همان مواد غذایی به احساس بد می رسد.چرا؟در ابتدای متن اشاره شد که تجربه و منبع ایجاد دستور (ذهن) متافیزیکی هستند و تجربه بر فرمول های منبع تاثیر می گذارد.احساسی که از خوردن در ما ایجاد می شود نتیجه خوردن را تعیین می کند.احساسی که از گیتار زدن در ما ایجاد می شود سبب می شود که ما گیتاریست خوب و حرفه ای شویم یا گیتار زدن را رها کنیم.احساسی که از بودن با فرد دیگری در ما شکل میگیرد تعیین می کند که ما از بودن در رابطه خوشبخت هستیم یا خیر.احساسی که از خوردن در ما شکل می گیرد تعیین میکند که خوردن باعث سلامتی و شادی ما می شود یا بیماری و ناراحتی را برای ما به ارمغان می آورد.

      سوال آخر :

      استاد حتما تا حالا زیاد شنیدید که بعضی افراد چاق میگن این شانس ماست که حتی آبم‌می خوریم‌چاق میشیم چه برسه یه پیش دستی برنج .و واقعا این بنده خداها راستم میگن با خوردن دو لیوان آبم به وزنشون اضافه میشه .واقعا چرا به این شکله .گیر کار کجاست ؟

      در مورد تمام موضوعات زندگی روال به همین شکل است. شما آن چیزی را تجربه می کنید که از قبل الگوی ذهنی آن تجربه در مغز شما شکل گرفته است.در ذهن یک فرد چاق تعریف های متعددی درباره غذاها و تاثیر آنها بر چاقی وجود دارد.این تعریف ها بر احساسی که از تجربه خوردن کسب می کنید تاثیرگذار هستند.اگر شما درباره مصرف برنج اطلاعات نامناسبی به ذهن خود داده باشید و آن اطلاعات بر اثر تکرار و توجه به صورت الگوی ذهنی در شما ذخیره شده باشند هر بار که شما برنح می خورید احساسی که در شما از تجربه برنج خوردن شکل می گیرد احساس بد و مطابق با شنیده های شما خواهد بود.احساس بد منظور احساس ترس از چاق شدن بخاطر مصرف برنج است.از آنجا که احساس شما بر منبع صادر کننده دستورات جسمی تاثیرگذاراست هر بار که شما از خوردن برنج یا هر ماده غذایی دیگر احساس چاق شدن داشته باشد فرمان چاقی بیشتر توسط مغز به تمام اعضای بدن صادر می شود.به همین دلیل است که افرادی سال ها است هر روز برنج می خورند و چاق نیستند اما افرادی شاید هفته ای یک یا دو بار برنج بخورند و اضافه وزن زیادی دارند.برنج فقط یک مثال است، با خود فکر کنید درباره سایر مواد غذایی چه اطلاعاتی در ذهن خود دارید و انتظارتان از مصرف غذاها چیست.انتظار شما از مصرف مواد غذایی باعث شکل گیری احساس شما بعد از غذا خوردن می شود و احساس شما بر فرمان مغزی برای صادر کردن پیغام سلامتی و تناسب اندام یا چاقی و بیماری تاثیرگذار است.

      استاد بی نهایت تشکر از وقتی که به من دادید ،براتون آرزوی موفقیت دارم .

      استاد عطار روشن  :   منم از شما متشکرم که این مصاحبه ارو ترتیب دادید .در پناه خداوند باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 50 از 10 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ☺️حبيبه😊
        ۱۴۰۰/۰۵/۲۳ ۲۲:۴۰
        مدت عضویت: 2530 روز
        امتیاز کاربر: 5016 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 48 کلمه

        درود بر شما دوست عزیز

        خیلی مصاحبه عالی پرسود و پر محتوایی بود ، و زمان مناسب و بهترین زمان برای خوندن خدا هدایتم کرد و چقدر حس خوب و آگاهی بخشی بهم داد

         خیلی قدردانتونم ، منتظر مصاحبه های عالی شما و اسناد عزیز هستم. موفق و متناسب باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار shahrbanou1346
          ۱۴۰۰/۰۵/۲۵ ۰۰:۳۱
          مدت عضویت: 2253 روز
          امتیاز کاربر: 46606 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 298 کلمه

            سلام حبیبه ،خواهر خوب و گرامی ام ،

          عزیزم خوشحالم که  مصاحبه فرضی با استاد براتون راهگشا بوده و حالتو خوب کرده . 

          استاد عزیزما ،توصیه زیادی دارن ،هنرجوها به غیر از گوش دادن به فایلهای صوتی و نگاه کردن فایلهای تصویری به ،متن نوشته ها هم تمرکز و توجه کنن چون آگاهی هایی در این متنها هست که در فایلها ممکنه نباشه .و اگر ازخوندن این متنها غافل بشیم این آگاهی های ارزشمند رو از دست می دیم .

          روی همین حساب ،ابتدا به ذهنم رسید متنهای هر فایلو به شکل پرسش و‌پاسخ دربیارم و ارسال کنم .ولی بعد ایده جالبتری به ذهنم رسید که بیام حالت مصاحبه با استاد بهش بدم که اگر دوستان خواستن از محتوای متن یه اطلاعات کلی در ابتدا به دست بیارن با یک‌نگاه به سوالهای مطرح شده یک نمای کلی از آگاهی های ارایه شده در ذهنشون ایجاد بشه و بهتر راغب بشن متن رو بخونن .

          البته من تازه به این ایده رسیدم .و هر وقت بتونم اینکارو انجام می دم برای خودمم خوبه که به وقت سوال طرح کردن دقت می کنم که یک یا دو پاراگراف چی داره میگه و بعد بتونم سوال مناسبی رو براش در نظر بگیرم اینجوری آگاهی ها بهتر در ذهنم ذخیره میشه .

          در دوران مدرسه و دبیرستان من با همین ایده در دروس نظری جزء شاگرد اولها بودم .

           حالا که استاد زحمت کشیدن متنهای به این زیبایی و دقت و پر از آگاهی های ارزنده تهیه و تدوین کردن  ،حیفه که بهشون توجه نشه یا کم توجه بشه .

          استاد هم  این ایده ارو تشویق و تایید کردن .

          انشا الله به لطف الهی ،از این به بعد  مصاحبه های بهتری خدمتتون ارایه می دم .

          به امید اینکه یه روز ،به وزن ایده آلم برسم و پای ثابت همیاران لاغری در سایت تناسب فکری  باشم .   آمین 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار ☺️حبيبه😊
            ۱۴۰۰/۰۸/۱۵ ۰۸:۵۳
            مدت عضویت: 2530 روز
            امتیاز کاربر: 5016 سطح ۳: کاربر پیشرفته

            نشان های دریافت شده

            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            محتوای دیدگاه: 36 کلمه

            درود بر شما این ارزشمندی خودتونه که برای خودتون وقت میذارید و با سخاوت اینجا هم مینویسید ، تحسینتون میکنممن در نوشتن بسیار کم کاری میکنم و انشالا موتورم رو روشن میکنم و پر قدرت ادامه میدم

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار ☺️حبيبه😊
        ۱۴۰۰/۰۵/۲۳ ۲۲:۱۹
        مدت عضویت: 2530 روز
        امتیاز کاربر: 5016 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 30 کلمه

        سلام دوست عزیز

        قدردانتونم برای این مصاحبه عالی و پراز محتوا و دغدغه ذهنی من، خداروشکر میکنم هدایتم کرد بخونم و آگاه بشم .

        منتظر مصاحبه های عالی بعدی هستم

        موفق باشید 😍😍😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۵ ۱۹:۰۳
      مدت عضویت: 1903 روز
      امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 139 کلمه

      سلام
      من خودم اول ک وارد این مسیر شدم با این دیدگاه ک همه چی میخورم چاق نمیشم بودم اوایل چاق شدم قشنگ میدیم ک وزنم بالا میرمیره و منفی بافم هی میگف ببین داری چاق میشی ولی من موندم تو مسیر والان خیلب خوشحال و راضی هستم چن حال دلم خوبه تو ابن مسیر هم حال جسمم دیگه اون حرص ولع شدیدی ک من داشتم ک باعث میشد معد ه درد شدید بگبرم قرص بخورم حالت تهوع اینادیگه نیس راضیم ب اونوچی ک میخورم. ودیگه چشمم دنبالش نیس گاهی از خودم بدم میومدم عین ندید بدیدها همش تو فکر غذادبودم همش ب خوردن فکر میکردم زندگی برام معنی نداش تکراری خسته کننده ولی الان خیلی راضیم اون حرص و ولع نیس از اون نخوردن هم لذت میبرم
      ممنون از استاد عزیز بابت این فایل زیبا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۹ ۱۲:۳۷
      مدت عضویت: 2303 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 390 کلمه

      سلام

      همین دیروز بود که من با یه چالش اینجوری مواجه شدم . من خودم بعد ورود به این دوره و کلی آگاهی از مطالب آموزشی به این باور رسیدم که خوردن باعث چاقی نمیشه و موادغذایی خاصیت چاق کنندگی ندارند .

      و تو این دو ماهی که مسنمرا دوره رو دنبال میکنم  ترس از خوردن کلا در من از بین رفت و هر غذایی که دلم بخواد میخورم البته به مقدار نیاز بدنم .

      تا اینکه چند روزی هست متوجه شدم که تو تایم زمانی کوتاه زود به زود گرسنم میشه و دفعات خوردنم زیاد شده . و هرسری که گرسنم میشدغذا میخوردم و پیغام سیری رو میگرفتم دیگه نمیخوردم . بعد ا ساعت دوباره گرسنگی و ….

      تا اینکه دیروز جمعه بود و من و خواهرم هر دو خونه بودیم متوجه شدم که اون هم مثل من زود به زود گرسنش میشه و غذا میخوره. هر ا ساعت به ا ساعت تقریبا .🤔

      خیلی فکر کردم که دلیل این رفتار من و خواهرم چیه ؟ و باهم یه کم صحبت کردیم و اون ربطش داد به موضوع ماهیانه خانمها. که این امر طبیعیه . چون بدنمان ضعیف میشه و درخواست غذای بیشتری میکنه .

      تازه اینجا بود که جرقه زده شد تو سرم . که یه باور اشتباه دیگه.  دقیقا مثل دوران بارداری و شیردهی خانمها که استاد در موردش توضیح دادن .🤔

      به خواهرم گفتم چطور اون موقع که متناسب بودیم این حالت رو نداشتیم و این چندساله پیدا کردیم . و این باور غلطی هست که تو ذهنمه و بایستی با الگو گرفتن از حالت بدنی گذشتم و دوستان و اطرافیانم درستش کنم . 

      من با اینکه مطمءن بودم که غذا چاق نمیکنه ولی چون از رفتارم راضی نبودم که چرا من بایستی مدام سر یخچال برم . من انسان هستم پس بایستی مثل انسان درست رفتار کنم .

      اینجا بود که یه باور مخفی که تو ذهنم از قبل ذخیره شده بود شناسایی شد . 

      مادرم بیخبر از همه جا گفتش خوب یه کله پاچه بگیرید بخورید بزاریدضعفتون گرفته بشه . 🙃

      پس خوردن آدم رو چاق نمیکنه؟ مواد غذایی قدرتی ندارند و اون احساسی که در من بعد خوردن ایجاد شد طبق باوری که داشتم و انتظاری که از خودم داشتم منو چاق میکنه .

       چقدر دراین مسیر حرکت کردن لذت بخشه . نه فقط به خاطر چاقی و لاغری . بلکه کلی رفتارهای نادرست هم اصلاح میشه که باعث میشه از زندگی بیشتر لذت ببریم😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۳/۲۶ ۰۰:۲۵
      مدت عضویت: 2480 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,811 کلمه

      گام ۹۵ 

      سلام وقت دوستان و استاد بخیر 

      آیا خوردن در چاقی و نخوردن در لاغری موثر است؟

      یکی از بزرگترین و قویترین و محکمترین دلایل چاقی در ذهن افراد چاق خوردن است ، منکه خودم انقدر شنیدم و دیدم که اطرافیانم نگران خوردن هر چیزی بودن و هستن و این شد فرهنگ و آداب غذا خوردن ما که فکر میکنم در بیشتر افراد چاق این ترس بصورت بزرگ وجود داره 

      در دوران کودکی که در رژیم شام نخوردن به دستور پدرم بودم ، اجازه داشتم نهار هر چقدر دوست دارم بخورم ،بمن تفهیم شده بود که فقط شام خطرناکه ، به همین دلیل منهم اجازه پرخوری در وعده نهارو داشتم‌ و چونکه میدونستم نمیتونم تا فردا چیزی بخورم نهار بیشتری میخوردم جوری که شکمم همیشه ورم میکرد و سنگین میشد و این حالتم هنوزم با من هست که به محض خوردن چیزی یدفعه شکمم بزرگتر میشه و حس خوبی نیست ،  هیچ وقت مادرم برام غذای رژیمی درست نکرد ، فقط وعده شام من قطع شد ولی از وقتیکه ازدواج کردم و از متخصصین تغذیه کمک میگرفتم ،غذاهام رژیمی شدن ،روغن حذف ، برنج در حد چند قاشق ، شام قبل از ساعت ۷ فقط سالاد ، نون یک کف دست ووووو   و تمام این بخور ،نخورها ،در من برنامه ریزی اینو داشت که 😯⛔ مراقب باش ،غذاها خطرناک و چاق کننده هستن⛔😯 و هنگام خوردن ،ذهن من آلارم خطر خطر رو میداد و وقت غذا فرمول های چاق کننده فراوانی همزمان شروع به فعالیت میکردن‌ و نتایج تمام اون فرمولها  ، چاقی بیشتر بود 

       امروز شخصی ازم پرسید‌  چطور ترس از غذا خوردن در ما از بین میره ؟  بهشون گفتم آخه این ترس از چندین سال تلاش بی وقفه خودمون و اطرافیانمون در ما شکل گرفته که نمیشه با یه تکنیک ۳ دقیقه ای بشه رفعش کرد ، یه سئوالی که جوابش تو یه عمر سن چاقیه ،چطور با ۴ کلمه گفتن حل میشه ؟  گفتم مثل ما  باید تو دوره باشید ، تمرین کنید ،گوش و چشمتونو بذارید روی تناسب و تعادل ، ذهنیت های قدیمتونو گوش نکنید ،از منفی بافتون تاثیر نگیرید ، باورهای  لاغر کننده در ما ساخته بشه ، با بودن در دوره ها  یواش یواش قسمت های چاق ذهن ما کمرنگ میشه و قسمت های لاغر ذهن ما ساخته میشه ،مثل یک پازل ، شکل اصلی پازل وقتی کامل میشه که تمام قسمتهاش درست چیده بشه ،توجه میخواد ،تمرکز میخواد ، تمرین میخواد ، بعد از مدتی که ذهنیت ها  تغییر کرد ، ترس ها کمرنگ میشن ، ترس از خوردن بی جون میشه و قدرت درونی ما بیدار میشه و به ما کمک میکنه که محکمتر به راهمون ادامه بدیم 

      دستور خوردن غذا از مغز ما صادر میشه که مغز بر اساس محتویات ذهن عمل میکنه ،در ذهن افراد چاق هم‌ فرمول های چاق کننده بسیار زیادی وجود داره ،پس فرمان چاقی صادر میشه ، فرد چاق شروع به خوردن غذا میکنه بر اساس دستورات ذهن خودش ، ذهن چاق دستور پرخوری میده ،همزمان احساس ترس و چاق شدن هم‌میفرسته و بعد از خوردن عذاب وجدان و نگرانی از چاقتر شدن 

      چقدر جالب ،اینکه در مغز افراد چاق ،پوشه و فولدری به اسم چاقی هست که تمام اطلاعات در اونجا سیو شده و همونطوری که وقتی میخوایی گیتار بنوازی ،تمام اون آموزش ها میاد به کمکمون و انگشتان دستان و مدل گرفتن گیتار وووو در ما روشن میشه که( البته تکرار نیاز داره )  و ما مهارت گیتار زدن رو یاد میگیریم 

       یادمه وقتی کلاس تنبک میرفتم و میخواستم یکی از آموزش هامو  تمرین کنم ،استادم بهم گفته بود اول انگشت کوچیکتو بزن به کنار تنبک ،بعد انگشت دوم بعد سوم و بعد  بعد چهارم و این حرکتو وقتی تند انجام میدادم ، یه صدای زیبای سریعی از تنبکم خارج میشد در اصل  مغز من اون حرکت های دست و انگشتان منو سیو کرده بود در خودش که به محض گذاشتن تنبکم روی پاهام ،دست من اتوماتیک میرفت روی ضربه زدن به وسط تنبک ، در واقع اون اطلاعات من فایل شده بوده بر اثر تکرار و من هر زمان نیاز داشتم میتونستم ازشون استفاده کنم ،  اطلاعات چاقی هم در ما سیو شده ****  من می خواهم چاق شوم‌ ****

      پوشه افراد چاق پر از شنیدن و دیدن عوامل چاقیه ، همون حرف هاییکه در مورد چاقی  ساعتها با خودمون یا با دیگران داشتیم ، پوشه مارو پر کرده ، همون اضطراب ها و استرس هاییکه سالها با خودمون حمل کردیم ، لحظاتی که گرسنه بودیم ولی چیزی نمیخوردیم یا غذای مورد علاقمونو نخوردیم ، همون موقع هاییکه خودمونو تو لباس هامون بدهیکل  دیدیم و حالمون بد شد ووووو  

      هر چقدر بیشتر از ذهن یاد میگیرم بیشتر ازش خوشم میاد و بیشتر به قدرتی که خداوند در درون ما گذاشته پی میبرم ،قبلنا هر وقت استادی از قدرت درونی انسان صحبت میکرد ،با خودم فکر میکردم که این قدرت کجاست ،چرا من ندارم اون قدرت درونو 

       با شناخت ذهن و شناسایی موانع ذهنی و ساختن فرمول های قدرتمند کننده در ذهن ، قدرت درونی ما بیدار میشه و مارو میبره بسمت تجربیات بهتر 

      در دوره های لاغری با  ذهن ، در حال جمع آوری اطلاعات لاغری هستیم ،در این فاصله حال و احساس ما از ترس به آرامش تبدیل میشه و تکرار همون حس های خوب و بودن در مسیر ، نقشه های تناسب در ذهن ساخته میشه و در انتها جسم ما شروع به لاغر شدن میکنه 

      یه باوری که من داشتم این بود که من از قسمت پاهام لاغر نمیشم ، اتفاقا در روش   لاغری با ذهن ،اولین جایی از  بدن من که ریخت ران پاهای من بود ولی قسمت ساق پاهام زیاد مشخص نبود که لاغرتر شده  یا من خودم متوجه نشدم ،دیروز که نگاهم به ساق پاهام افتاد متوجه شدم اون قسمتها هم داره لاغرتر میشه ، با خودم فکر کردم که ببین چقدر این بدن هوشمنده ، داره آروم آروم کار خودشو انجام میده (البته اگر ما عجله نکنیم و با افکار منفی اختلال در کارایی بدن نندازیم)  مثل شخصی که داره واسه خودش آرام آرام کوهنوردی میکنه ، تو حال خودشه و داره لذت میبره 

      اون آرامشه درونمو حس میکنم که سرش تو کار خودشه ،من فقط باید تغذیه درست داشته باشم ،یعنی بهش اطلاعات درست بدم ، از منفی ها دور نگهش دارم ، بنویسم ،بخونم ،گوش کنم و مرتب در مسیر باشم که به آرامش درونم اجازه بدم طبق داده های جدید ،منه  جدیدو بسازه ،مهم نیست ما چند وقته در این مسیریم ، مهم تمرین داشتن و عمل به دانسته هامونه که مارو به نتایج بزرگتر میرسونه ، با نتایج الانمونمون  نتیجه گیری نکنیم ، چشم برداریم از جسممون ،راحتش بذاریم ، مثل درخت بامبویی که ۵ سال فقط زیر زمینه و وقتی میاد بیرون از خاک ،یکدفعه رشد های سریعتری داره ، چونکه از درون خاک غنی شده ،محکم شده 

      منم میدونم الان که در حال ساخت نقشه های ذهنی هستم و استمرار دارم ، به موقعش ،نتایج پشت سر هم نمایان میشن ،اونوقت شگفت زده میشم و سرعت پیشرفتم بیشتر میشه  چونکه من ریشه هامو محکمتر ساختم،  پس صبور باشیم ،این فرمولها مال سالها تلاش قبلی ماست ، برای خود متناسبمون هم زمان بذاریم تا ساخته بشه 

      چه مطلب مهم و سنگینی ، اینکه  هر کسی احساسی مجزا از تجربه کردن یک کار مشخص داره ،که اون احساس نشون دهنده بد یا خوب بودنه اون کاره ، من با ورزش تنیس ساعتها حالم خوبه ،حسم خوبه ولی یه شخص دیگه براش عذاب آوره  ، من ساعتها مطالب ذهنی بخونم و گوش کنم لذت میبرم برای شخص دیگه ای نامطلوبه وووو  

      تجربه غذا خوردن در پوشه ذهن من ترسناک ،چاق کننده و ناراحت کننده تعریف شده بود ، احساسی که از خوردن  در من شکل میگرفت  حس سلامتی و شادی و تناسب نبود ، اون حس ترس و اضطرابی که از غذا ها و خوردنشون داشتم ،در جسم من نمایان میشد  و دارای جسمی نامتناسب میشدم

      همه ما در معرض اطلاعاتی هستیم که از طریق اطرافیان ،رسانه و جامعه وارد ذهن ما میشود ، نتایجی که الان در حال تجربه کردن آنها هستیم ،نشان دهنده اطلاعاتی ست که وارد ذهن ما شده ،ما آن چیزهایو تجربه خواهیم کرد که از قبل الگوهای آن را در ذهن داشته باشیم ، چیزهاییکه در مورد غذا و خوراکی ها شنیدیم و دیدیم ، به تجربه های الان ما تبدیل شدند ، تجربیات ما احساساتی در ما بوجود آوردن که یکی از بدترین اونها ،ترس از غذاها و خوردن غذا هاست 

      برنج یکی از خوراکی های کد دار  در ذهن منه که هر زمان باهاش روبرو میشدم ،آلارم ذهنم روشن میشد و بهم اخطار میداد ، من بارها شنیدم که برنج غذای بسیار چاق کننده و البته خوشمزه ایه که اگر روغنی هم باشه دیگه بیشتر مخربه  ، همین الان هم مامانم ۲ وعده برنج نمیخوره ،اگر نهار برنج بخوره ،شام غذای سبک میخوره ،میگه برنج چاق کننده است ، منهم سالها ترسیدم ،برنج یک غذای ممنوعه و ترسناکی بود که من عاشقش بودم ولی ازش میترسیدم ، در پوشه ذهن من برنج چاق کننده برنامه ریزی شده بود 

      در دوره لاغری با ذهن ،یاد گرفتم که هیچ غذایی چاق کننده نیست و آرام آرام‌ پوشه مربوط به  غذاهای ممنوعه در من ، تغییر کردند ، ترس من کمتر شد هنوز کامل تمیز نشده ولی خیلی بهتر از قبل هستم ، تمیز شدن ذهنو ،تشبیه میکنم به لیوانی پر از مایع کثیفی که برای تمیز کردن درونش ، باید آب تمیز وارد لیوان کرد و انقدر آب توی لیوان بریزیم که مایع کثیف قبلی سرریز بشه و تمام جای لیوانو آب تمیز پر کنه‌

      غذاهاییکه من ازشون میترسیدم 👈 برنج ، نان ، روغن ،فست فودها ،ساندویچ  ،کباب ، شیرینی جات مخصوصا شیرینی خامه ای ،کله پاچه ، پنیر پیتزا ،پیتزا ،نوشابه ، آبمیوه ، موز ، خرمالو ، خربزه ، نارگیل ، انجیر ، انبه ، سرخ کردنی ها ، ته دیگ وووو 

      ما سالها سمت اجرا کننده یعنی جسم خومونو تغییر میدادیم ،بجای اینکه دستور دهنده رو تغییر بدیم ،دستور خوردن و چاقی صادر میشده و جسم باید اجرا میکرده ولی ما جسمو مجبور به نخوردن میکردیم ،مثل اینکه فرمان ماشینو بچرخونی به چپ ولی با فشار و اجبار بخوایی ماشینو هول بدی سمت راست ،چه اتفاقی میفته ،ماشین گیج میشه ،تحت فشار میشه ،تصادف میکنه ،خراب میشه و در انتها به همون سمتی میره که فرمان داره چرخیده میشه 

      تو مسافرت هاییکه میرفتم و به مدل غذا خوردن آدم ها توجه میکردم ،برام همیشه سئوال پیش میومد که چرا اونها میخورن ولی متناسبن ،من نمیخورم ولی چاقم ؟ یجورایی بهشون حسودی میکردم و خودم که به  جواب درستی نمیرسیدم ولی اطرافیان بهم فهمونده بودن که من با همه فرق دارم اونا ژنتیکشون فرق داره ،من مشگل دارم ، اونا سالمن، خلقت من بد بوده ووووو

        الان هم وقتی در کنار مردم هستم و به مدل غذا خوردنشون دقت میکنم ،یه بی خیالی خاصی میبینم که انگار حقشونه هر چی دوست دارن بخورن که برای من خط قرمزهام حساب میشد  ، انگار خداوند تمام خوراکی های خوشمزه رو برای اونها آفریده و به ما گفته شما ها نمیتونید بخورید ،برای شما سمه 😒 

      در پوشه ذهن افراد متناسب که از ابتدا  این اشخاص  ذهن متناسبی داشتند که جسم متعادلی هم دارن ، تجربه ها و احساسات خوبی نسبت به خوردن دارن که هنگام خوردن اونها رو نمیترسونه ،اصلا ترس در ذهن اونها تعریف نشده و برای ما هم آرامش تعریف نشده بود ، پس آلارم و هشداری بهشون داده نمیشه هنگام خوردن 

       امروز که این مقاله رو خوندم و فایلو تا نصفه دیدم و از اونجاییکه من در مورد آگاهی های هر فایلی با خودم‌ حرف میزنم ، موقع نهار ، آگاهانه به خوردن خودم توجه کردم ، به خودم گفتم‌ ببین فریده تو سالها ،هر چی خوردی ترسیدی ،الان داری برنج میخوری ،نوشابه میخوری ،البته نوشابه خوردن من به اندازه یه قلوپه ، چونکه اگر نوشیدنی با غذام بخورم سیر میشم دیگه نمیتونم غذامو بخورم ،ترجیحم غذامه تا نوشیدینی ، قبلا با دیدن نوشابه و برنج وووو  بدنم میلرزید ولی الان ترسهام خیلی کم شده  

      من حتی متوجه شدم وضعیت گنجایش معده خودمو خراب کردم از بس سالها در حال کوچیک کردن  معده م بودم با نخوردن و رژیم و بعد که رها میکردم و قحطی زده میشدم ،به معده م فشار میوردم و زیادتر میخوردم ، الان هر چیزی بخورم حتی با مقدار کم ،معده م ورم میکنه مخصوصا اگر میوه یا مایعات بخورم

       من ۲۱ روز با یه گروه ۳۶ نفره مسافرت بودیم ،از صبح که با صبحانه شروع میکردن ، دیگه هر کی هر چی داشت و میخرید میریخت رو میز و میخوردن ، پسته، بادوم، شیرینی،بیسکویت،کیک،بستنی ،شکلات،تخمه،نوشیدنی های مختلف ، میوه ووووو  با خودم فکر میکردم که آیا معده اینها ورم نمیکنه ،میتونن بخورن ،همشونم متناسب بودن ،اونوقت من صبحانه میخوردم دیگه گرسنه م نمیشد تا حداقل  ۳ ساعت دیگه و هیچی نمیخوردم ،در اصل اونها ذهن سالمی داشتن 

      همه چیز به باورهای ما بستگی داره ،ما چه انتظاری از شرایط و اتفاقات زندگیمون داریم ،نتایج ما هم به همون سمت میره ،افراد متناسب در ذهنشون باورهای چاق کننده ندارن پس نتیجه اونها متناسب بودنه و ما هم بر عکس انتظارات چاق کننده داریم و نتایج هم چاقی میشه ، اوایل دوره منم دلم میخواست هر چی دوست دارم به اندازه زیاد بخورم و ناراحت میشدم که چرا من مثل متناسب ها نیستم و خوردن برام مهم بود ولی به مرور که گذشت و الان به اندازه ای که  سیر بشم میخورم و گاهی که یه چیز بسیار کوچیک اضافه خوردم ،حس سنگینیه انقدر بد بوده که دیگه دلم نخواسته بیشتر بخورم ، حس بیشتر خوردنه کمرنگ میشه و انگار جای اضافی نداری ،و چونکه محدودیت هات برداشته میشه ،ولع و حرصی هم  نداری ،اوایل ناراحت میشدم که چرا دیگه نمیتونم بیشتر از نیازم بخورم ولی به مرور این مسئله هم در من حل شد ، مثلا الان وعده نهارمو یکمی خوردم سیر شدم ،ادامه ندادم چونکه حس سنگینی معده مو دوست ندارم ،غذام روی میزه هر زمان گرسنه بشم بازم میخورم ،دیگه نگران نیستم ،باید بپذیرم که من سیستم درونی بدنمو دستکاری کردم و از حالت نرمال و طبیعی خودش در آوردم ،پس نمیتونم مثل افراد متناسب رفتار کنم ،اونها باورهای متفاوتی دارن 

      الان با این مسئله هیچ مشگلی ندارم و راضی هستم از عملکردم ،خب میدونم حجم غذام کمتر شده ولی من در این حد سیر میشم ،هر چند منفی بافم قبلا میگفت چرا انقدر کم میخوری ولی من فقط همینقدر جا دارم برای خوردن

      این لایو تقریبا ۹ ماه پیش هم دیدم و اون زمان هم برام آگاهی های زیادی داشت ، اینکه عمل هم به کارهامون اضافه کنیم کمک میکنه تا فرمول های جدید بهتر در ذهن ساخته بشه ، پارسال اگر صحبت از تغییر عمل ،میشد ،مقاومت داشتم و نمیخواستم هیچ عملی در من تغییر کنه ، میخواستم هیچ محدودیتی نداشته باشم ولی الان دیگه اون مسئله برام حل شده چونکه انتخاب هام آزاد شده ،من شخصیتم عوض شده ،پس دیدگاهمم تغییر کرده که اون تغییرات در من انرژی بوجود میارن و این انرژی منو در مسیرهای صحیح و  متناسب با باورهای جدیدم قرار میده که مسیر تناسب اندامه 

      خوردن ارتباطی با چاقی نداره و تعریفی که ما از خوردن و خوراکی ها داریم و رفتارهای افراطی ما ، باعث چاقی میشه 

       خدارو شکر ۱سال و نیمه هر شب با آرامش سرمو روی بالشت گذاشتم ،غذای مورد علاقمو خوردم،لذت بردم ،حالم خوب بوده ،شادتر بودم ، حس های خوبو تجربه کردم  ، تولد رفتم با خیال راحت کیک خوردم ، لباس هام گشادم شدن ،درونم قویتر شده ،اعتمادبنفسم بالاتر رفته وووو😁

      در حال حاضر ،ورزش های سخت انجام نمیدم  ،برای دل خودم ورزش مورد علاقمو هفته ۱ بار انجام میدم اونم لذت و حال خوب با آرامش  

      در مورد تغییر رفتارهای غذاییم در این مدت  من مشگلی نداشتم فقط  بعضی قسمتها ضعف داشتم که اصلاح شدن ولی زمانیکه دوستم  دوره رو  شروع کرد ،فکر میکرد باید رفتارهای اشتباه خودشو هر روز انجام بده ولی تغییر کنه ،روزی ۱ دونه فایل هم گوش میداد ،بدون اینکه مقاله ای بخونه یا بنویسه ،انتظار داشت ،معجزه بشه ،بهش گفتم در کنار این ۱ دونه فایل حداقل یه کار مفید برای خودت انجام بده ،گفت چکار کنم ؟ گفتم تغییر بده عادت هاتو ، گفت یعنی چی ؟ گفتم مثلا اگر عادت داری تا شب ۲ لیتر آبمیوه بخوری ،۱ لیتر بخور ،گفت من نمیتونم عادت کردم ، گفتم بجای ۱ بطری  یک لیتری نوشابه به همراه غذات ، ۱ لیوان نوشابه  بخور ، اینها زیاده رویه ، یا زمانیکه با کامپیوتر کار میکنی یا چیزی تماشا  میکنی ،ظرف تخمه و میوه وووو نذار کنارت و تا زمانیکه پشت میزی همچنان ،نخور ، ۴ تا دونه بذار تو بشقاب آگاهانه بخور ، هر خوراکی نبر طرف دهنت و فقط بخور ،یکمی  کارهای جدید انجام بده  ،به خودت جدید نگاه کن ،تا اتفاقات جدید وارد زندگیت بشه ،سالها خودتو تخریب کردی ،یکمی اجازه بده خودشو ترمیم کنه ووووو  خلاصه بهش یاد دادم که در کنارش کارهای جدید و عادت های بهتری بسازه   و خدارو شکر الان خیلی رفتارهای بهتری داره و دیگه خبری از باکس های آبمیوه نیست و خوردن نوشیدنیش به ۱۰ درصد رسیده ، عادت کرده بود بجای آب ،ابمیوه بخوره و بیماری های متنوعی هم داشت و اذیت میشد عمل به دانسته ها میتونه بسیار کمک کننده باشه و رسیدن به نتایجو سریعتر میکنه 

      فایل بسیار آگاهی دهنده ای بود 👌 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار shahrbanou1346
        ۱۴۰۰/۰۵/۲۳ ۰۲:۰۱
        مدت عضویت: 2253 روز
        امتیاز کاربر: 46606 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 230 کلمه

        عرض سلام و ادب خدمت دوست بینظیرم خانم فریده عزیز ،

        از نوشته زیبایی که ارسال کردی فوق العاده لذت بردم  و با اشتیاق و کلی حس خوب  خوندمش،. کپی گرفتن و برای عروسم الهام عزیز فرستادم .عروسم با چندین‌ماه رعایت نوعی رژیم تجربی و انجام حرکات ورزشی ۱۵ کیلو کم کرده الان ۶۵ کیلو یی شده .ولی چون من می دونم که از روش اشتباه وزنش پایین اومده ممکنه دوباره یواش یواش وزنش خدای نکرده برگرده .

        گاهی سعی کردم از مطالب بسیار قابل توجه قسمتای رایگان براش بفرستم .البته توی مدار دریافتش نیست  اما هم مصاحبه فرضی با استاد در مورد ارتباط خوردن با چاقی رو فرستادم هم کل مقاله خودتو  خیلی خوشش اومد و تایید کرد که درسته ما برای لاغر شدن اول باید ذهنمونو تغییر بدیم .

        براش اینجوری نوشتم :

        می بینی الهام  جان چقدر این‌مباحث به دل میشینن ؟ و من حق دارم که مث آهن که به آهن ربا می چسبه به آموزشهای این‌دوره چسبیدم و منتظر یک‌معجزه ام .روز به روز ایمانم قوی تر میشه که بزودی معجزه ای اتفاق خواهد افتاد حالا حرفای خانم  فریده حسنی رو بخون محشره .آخرین راه حل چاقی و اضافه وزن به شکل اصولی و بنیادین  روش ذهنیه

        ما حق داریم با آرامش غذا بخوریم ،اونی که دوست داریم اونقدری که با احساس سیری راضی کننده و کافی از سر سفره بلندشیم ودر اندام ایده آل خودمون هم باشیم .این حق ماست

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فریده حسنی
          ۱۴۰۰/۰۵/۲۵ ۰۱:۱۹
          مدت عضویت: 2480 روز
          امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 113 کلمه

          سلام خانم شهربانوی دوست همراهم

          خدارو شکر که همه ما در مسیر صحیح هستیم که هر چقدر ما آگاهانه زندگی کنیم و نتایج عالی داشته باشیم ،اطرافیان ما حتما از ما الگو خواهند گرفت و دوست خواهند داشت که از تجربیات ما استفاده کنن

          وقتی ما رفتارهای صحیح داشته باشیم بر اطرافیان ما هم اثر خواهد گذاشت و ما پاره کننده زنجیرهای باورهای اشتباه در نسل خودمون خواهیم بود

          چه بهتر که ما یک مادر ،یا یک دختر،  یا یک همسر ،یا مادر شوهر یا مادر زن آگاهی باشیم 

          نتایج ما باعث خواهد شد دیگران هم بخواهند مسیر مارو ادامه بدن البته اگر زمان بیداریشون رسیده باشه

          برای شما و عروس گرامیتون آرزوی سلامتی و تناسب دارم 🌹

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار shahrbanou1346
            ۱۴۰۰/۰۵/۲۵ ۰۷:۵۹
            مدت عضویت: 2253 روز
            امتیاز کاربر: 46606 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

            نشان های دریافت شده

            نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            همیاری
            محتوای دیدگاه: 72 کلمه

            سلام فریده ی عزیز ،

            ممنون از توجه و  پاسخ زیبایی که فرستادی ،

            از اینکه  دوستانی دارم آگاه و با اراده ، شجاع و با انگیزه بسیار بسیارخوشحال و سپاسگزارم .

            درود بر استادی که شاگردانی اینچنین آگاه ،تربیت کرد .

            فریده جان خیلی دوستت دارم و برات جسمی ایده آل و سالم وسلامت آرزومندم ،اگرچه همین حالا هم از نعمتهای الهی بهره مند هستی اما از خدا می خوام بیشترش کنه برات.

            ارادتمند شما ،شهربانو 

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار فریده حسنی
              ۱۴۰۰/۰۵/۲۵ ۱۹:۳۱
              مدت عضویت: 2480 روز
              امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

              نشان های دریافت شده

              نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
              نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
              نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
              محتوای دیدگاه: 28 کلمه

              سلام خانم شهربانوی عزیز

              ممنونم برای دعای پرانرژی تون ،منهم براتون سلامتی و افکاری پر از زیبایی و نور خداوند را آرزو دارم 

              در مسیر رشد و تغییر باشید 🌹

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار faribadeghani1371@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۵/۰۵ ۱۸:۵۵
        مدت عضویت: 1903 روز
        امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        سلام ب شخصه از دیدگاه های شما ی کوه اطلاعات میگیرم تبریک میگم بهتون
        خیل زیبا و پرمفهموم کمکم کردی ب ما

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فریده حسنی
          ۱۴۰۰/۰۵/۰۶ ۰۰:۵۰
          مدت عضویت: 2480 روز
          امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 16 کلمه

          سلام دوست عزیز

          خدارو شکر کامنت من براتون مفید بوده 

          براتون بهترین هارو آرزو دارم دوست همراه من😊🌹

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار 😊s-moazamiy🤗
        ۱۴۰۰/۰۳/۲۶ ۰۲:۰۷
        مدت عضویت: 1918 روز
        امتیاز کاربر: 327 سطح ۱: کاربر مبتدی
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 468 کلمه

        سلام خانم فریده عزیز ،دوست وهمراه و راهنمای خوب من وقتتون بخیر ، چقدراز نوشتتون لذت بردم ..من خیلی مونده ک برسم ب این فایل ..فایلی ک قطعا پراز آگاهی های نابی خواهدبود..  برای من و همه ی دوستان همسیر،،،اما من باخوندن دیدگاه شما چقدر تونستم آگاهی جدید وارد  ذهنم کنم ..و بهشون فکنم ،،،راستش من روز فایلامو گوش میدم و تمرینشو انجام میدم ولی شبا بیشتر دیدگاه ها رو  میخونم ن از یک جا ،از جای جای این سایت ب این بزرگی و عظمت ،،،قبلا رویاپردازی هام فانتزی بود😃 غرق میشدم و خوابم میبرد…اما وقتیکه شبا  همه خواب هستن و همه جا سکوته دیدگاه های بچها رو میخونم و انقدر بهشون فکر میکنم و میگردم ک ببینم کجای زندگی من ب اون شکله ک خوابم میبره ،😊 

        قبلا شبا فقط تو ی فضای مجازی میچرخیدم ووب گردی میکردم و روزام بخاطردیر خوابیدن شب  بیحال و بی رمق بودم ،

        امااین روزا ک دوباره برگشتم ب مسیرلاغری باقدرت ذهن ، مسیر درست ، روزام پراز هدف و انگیزه شده ، طول روز کارهامو انجام میدم سرحوصله و خوشحال ،تمریناتم و انجام میدم خدارو شکر باحال خوب ، شب ها هم کنار همسر و پسرم اوقاتمو سر میکنم و همه ک خوابیدن میرم سراغ دیدگاه خوندن و لذتشو میبرم .با صبر و حوصله ،

        این درحالی هست ک من چندماه قبل ک بازم تو مسیر بودم ولی سَر سَرکی دیدگاه میخوندم و بعضی از بچها ک احساس میکردم باید بهشون کمک کنم و راهنماییشون میکردم ..

        خیلی عجیبه برام من شروع کردم ولی حرص وولع قبلنمو ندارم از لحاظ خوردن ن ،،ابنک قبلا حرص ولع داشتم ک ببینم فایل بعدی چیه ، چیکار باید کنم ، و من اونموقع گریبان عجله کردن بودم ،،ک همهی حرفا ی استاد عزیزو یدفعه بعمل تبدیل کنم ک نتیجه اش این شد ک رها کردم ،،اما الان اینجا باور کنید دلم یجوری عجیب و غریب قرصه ، باخیالی راحت و آسوده کارامو میکنم و پراز حس خوب ،بازم این درحالیه ک من ی آدمی هستم استرسی و عجول ،(استرسی و عجول , افکار اشتباه و غلط ❌) شناسایی شد قول ک روی این فکرم کار کنم و فرمول صحیح و درستشو پیدا کنم و جایگزینش کنم ) 

        🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 

        و یک آگاهی دیگ ک ب وضوح من درکش کردم توی نوشتهاتون ک اگ ما روزی یک فایل گوش میدیم اکتفا نکنیم ب همون یک فایل و انجام تمرینش ،هرچی بیشتر خودمون , افکارمون رو توی فضای سایت و لاغرشدن قرار بدیم صدرصد نتبجه ی بهتر و متنوع تری رو کسب میکنیم انشاءالله 🙏😍 

        اگر ک آموزش ها رو بعمل تبدیل کنیم توی زندگی های شخصیمون،، 

        🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 

        یک دنیا ممنون و سپاسگزارم ازتون ک این آگاهی هارو با ما هم ب اشتراک میزارید خانم فریده عزیز دوست همسیرم …🙏🌹

        و سپاس فراوان از شما استاد جان🙏😊 ک هم وجود و کلام خودتون پراز آگاهی است و هم وجود و کلام هنرجویان سایت تناسب فکری 🌺

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فریده حسنی
          ۱۴۰۰/۰۵/۰۶ ۰۰:۴۹
          مدت عضویت: 2480 روز
          امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 190 کلمه

          سلام‌ دوست عزیز⚘

          خدارو شکر که حالتون خوبه و در مسیر تغییر و پیشرفت هستید ،مطمئن باشید که انجام تمرینات ، استمرار و عمل کردن به آموزه ها ،رمز موفقیته ،هر چقدر بیشتر گوش و ذهن خودمونو در اختیار آموزشها قرار بدیم ،عملکرد ما بهتر خواهد بود مثل زمانیکه کلاس زبان انگلیسی میرفتیم و استاد بهمون پیشنهاد میداد که فیلم‌های زبان انگلیسی زیاد نگاه کنیم ، یادمه اون زمانها که کلاس زبان میرفتم و شبکه های خارجی زیاد نگاه میکردم ،گوشم بهتر کلمات انگلیسیو میشنید ، یادمه اخبار شبکه BBC Word news جوری گوش میکردم که خوب متوجه میشدم 

          تکرار کردن آگاهی باعث میشه جای افکار جدید با افکار قدیم عوض بشه ، ما پر هستیم از اطلاعات گذشته که هیچ کدومشون در مسیر سلامت نیستند ،برای پیدا کردن موانع ذهنی و ساختن باورهای قدرتمند کننده باید زمان بیشتری بذاریم تا موانع دونه دونه شناسایی بشن و از مسبر ما کنار برن ،اونوقت ما راحتر حرکت میکنیم 

          تبریک میگم به شما که برای هدف خودتون مقتدرانه ایستادی و تصمیم داری که به هدفت که تناسب اندامه که حق الهیته برسی ،درود به اینهمه تغییر 👌

          به زودی عکستون در آلبوم‌ شگفتی سازان خواهد بود⚘

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parham.63@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۶ ۰۰:۲۳
      مدت عضویت: 2092 روز
      امتیاز کاربر: 10813 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 916 کلمه

      سلام و درود پاینده باشید 😍

      من چندروزه در این گام هستم و لازم دونستم بیشتر ببینم و فکر کنم و مطالبش خیلی عمیقه گاهی با خودم فکر می کنم استاد جان یک ذره بین دستشون گرفتند و دونه دونه مین های کارگزاری شده تو مغزمون رو در میارن و خنثی می کنند 

      این کلمه پرخوری و خوردن از کجا اومده اصلا این خودش یک رفتاره معمولیه اما طبق آموزشهامون خودمون خوردن و نخوردن و چه طور خوردن و چی خوردن و چه مقدار خوردنو کردیم یک فرمول ذهنی ‼️شاید دلیلهای زیادی داشته باشیم برای چاق بودنمون ولی اصلیترینش مربوط به ترس از خوردنه ⁉

      رفتار ما دوبخش داره یکی عمل و دیگری فکر یعنی دستوراتی که از منبع مغز صادر میشن فکر هستند و به صورت متافیزیکی و بعد عمل صورت  میگیره با جسم ما که فیزیکی هست و از انجام عملکرد خود تجربه کسب می کنیم  که باز متافیزیکیه 

      مثال/وقتی وسیله ای جدید می خریم و نمی دونیم چه طو ر باهاش کار کنیم از طریق کاتالوگ آموزش میبینیم با ذهنمون و بعد با دستمون اون مهارت رو انجام میدیم بنابراین مغز ما یاد گرفته و منتقل کرده به دستمون حالا تجربه ای که کسب میشه و اون احساسی که از تجربه به دست میارید روی فکر اولیه تأثیرگذاره و قدرتمندش می کنه و همون انتظار و باورمون هست که نتیجه رو تعیین می کنه و دست ما به تنهایی نمی تونه کاری یاد بگیره فقط میتونه عمل کنه و تجربه کسب کنه 

      مثال/شما بشین فکر کن انواع غذاها رو داری باهم مصرف می کنی و شدیدا پرخوری می کنی ممکنه احساست کمی بد بشه ولی اگر این تجربه عملی باشه و قرار باشه واقعأ این کارو انجام بدی حالت خیلی بد میشه و اصلا نمی تونی ادامه بدی بنابراین تجربه ی یک عملکرد خیلی تاثیر گزار تر از یک فکره ‼️اگر این سه مرحله یعنی فکر اولیه و عملکرد ما  و تجربه که همون انتظارمون از خودمون هست یعنی باورمونه با هم هماهنگ بشند نتیجه عااالی میشه 🌟و به همین دلیل هست که ما سالها رفتاری داشتیم که خودمون از رفتارمون احساس خوبی نگرفتیم و رضایت نداشتیم و این احساس بر فکر اولیه تأثیر گذاشته و فرمول ذهنی رو قویتر کرده .شباهت فکری یک فرد چاق و متناسب در این هست که هردو با فکری رفتاری رو انجام می دهند و تصور کنید هر دوی این افراد غذا مصرف می کنند و اما تفاوت فکری این دو از اینجا شروع میشه که فرد چاق بعد از اتمام غذا خوردنش اخودشو سرزنش می کنه یا ترس از چاق شدن داره و ذهنش درگیر اون غذا هست و احساس رضایت از رفتار خودش نداره امااا فرد متناسب اصلا به چاقی و لاغری فکر نمی کنه به حجم و اسم غذا ها و آرومه کلا انتظارش از خودش تناسب اندامه و حس رضایت داره از رفتارش .یعنی میشه ما هم به اندازه اون افراد غذا مصرف کنیم و لاغر بمونیم ⁉️تأکید می کنم خوردن چاق نمی کنه بلکه احساس شما از رفتار خودت چاق کننده است ما رفتار صحیح و اصولی رو آموزش میبینیم و اصلا هیچ برنامه و جبری در کار نیست یعنی ما آگاهی رو دریافت می کنیم و خودمون تصمیم میگیریم چگونه رفتار کنیم که از خودمون راضی باشیم در روش لاغری با ذهن ما دستورات رو اصلاح می کنیم نه اجرائیات رو ‼️یعنی فردی که ترس از خوردن داره مثل ما یک عمر دنبال رژیمه که غذاشو کم کنه و البته فقط با تغییر اجرائیات (تغییر فیزیکی)نمیشه نتیجه گرفت و شکست می خوره .ذهن افراد چاق مملو از افکارهای چاق کننده است که پاک هم نمیشه بنابراین نمیشه گفت منم میخوام به همون اندازه که یک فرد متناسب می خوره ،بخورم و استاد گفتند شما یه طوری بخور که خودت از خودت راضی باشی و افراد متناسبی که رفتار غیر صحیح دارند فقط کافیه یه باور براشون درست بشه که مثلا تحرکت کم شده یا یک چکاپ برند و پزشک بگه رعایت کن و اون وقت همه چیز برای مسیر چاقیشون مهیا است در مسائل کسب و کار هم همینه فرد اول فکر کار کردن به سرش میزنه پول داخل گاوصندوق رو میبینه و یک فرمول ذهنی در ذهنش ایجاد میشه که چه کاری خوبه!؟ بعد میگه باید درس بخونم و مدرک بگیرم و غیره که بتونه فکرشو عملی کنه و همه مراحل هم با شوق پیش میره و کاری به دست میاره اما تجربه و انتظار و باوری که نسبت به کارش داره (ترس از نبود مشتری ،ترس از مالیات،ترس از ورشکستگی و انتظارش )باعث میشه احساس رضایت نداشته باشه و این حس روی فکر اولیه تأثیر گزاره و باعث میشه شوقش کم بشه و عملکردش افت کنه و این چرخه همینطور ادامه داره تا شکست بخوره 💥ما باید سبک شخصی خودمون رو داشته باشیم یعنی نمیشه بگم مثل فلانی رفتار کنم اما نتیجه همونی باشه که میخوام و تمام این توضیحات یک جمله پر محتواست 🌟 

      هر فکری باید آگاهانه باشه ما باید توجه به دستورات مغزمون داشته باشیم و از احساس خوبمون متوجه میشیم که درسته  و در صلح بعد رفتاری انجام بدیم باز آگاهانه که خودمون احساس رضایت داشته باشیم  عملکرد ما در تمام جنبه های زندگی باز در صلح و در نهایت تجربه و حسی که از اون رفتار به دست میاد باید حالمون رو خوب کنه و احساس رضایتمندی بهمون بده و دیگه گلستان میشه همه چیز 🍃🌸🍃🌸🍃🌸تکرار و تمرین و استمرار این چرخه هماهنگ فرمول های ذهنی جدید رو در ذهنمون قویتر می کنه و پرونده لاغری ذهنمون لبریز میشه و در جسم ما خلق میشه و به سادگی و زیبایی ما به تناسب فکر و اندام میرسیم 

      خدایا شکرت عاااشقتم ❤️🔥

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parham.63@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۲ ۱۷:۵۴
      مدت عضویت: 2092 روز
      امتیاز کاربر: 10813 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,156 کلمه

      به نام بی نام او🍃🍃🍃 

      سلام و درود هم مسیران لاغری من 😍

      اول از همه بگم کاش این فایل رو استاد یه سی قدم جلوتر قرار می دادند من یک ماهی درگیر این موضوعات بودم و خیلی لیز خوردم …ولی از انجا که انتخاب شدم خدا نمی زاره دستشو رها کنم 🙏🏻

      این فایل بسیار پرمغز بود و من چندبار دیدم و لازم می دونم باز ببینم و یه طوری سرم سنگین بود که انگار هیچی نفهمیدم 🤷🏻‍♀️

      🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

      قویترین باوری که در ذهن افراد چاق ریشه داره موضوع خوردنه ترس از خوردن یعنی بخورم چاق می شم ؟نخورم لاغر میشم ؟چی بخورم لاغر بشم ؟چی نخورم لاغر بشم ؟چقدر بخورم لاغر بشم و موضوع فکری یک فرد چاق خوردنه و البته مهم تر از اون ترس از خوردن اما حقیقت اینه که خوردن چاق نمی کنه مواد غذایی قدرتی ندارند و اون احساسی که در من بعد از خوردن به وجود می آید طبق باوری که دارم و انتظاری که از خودم دارم منو چاق می کنه.

      ۱/هر فکری از منبع اطلاعاتیمون شروع میشه که (متافیزیکیه)

      ۲/عمل صورت میگیره(فیزیکی) 

      ۳/تجربه ما (متافیزیکیه)

      ما برای انجام هر کاری فکری داریم آگاهانه یا ناآگاهانه 

      که باعث میشه کاری فیزیکی انجام بدیم و از تجربه آن احساسی به دست میاد که روی فکر اولیه تاثیر گذاره بنابراین هر چند ما سالها پرخوری رو تکرار کردیم و احساس بدی هم پیدا می کردیم ولی هر بار فرمول ذهنی اولیه رو قویتر می کردیم .ما قبل از تولد اطلاعاتی در مغزمون ذخیره داشتیم که برای زیستنمون و زنده بودنمون روی زمین لازم بوده تعداد ضربان قلب 

      و پلک زدن و ترشح بزاق دهان و هرچی که برای زندگی مادی لازم بوده و مراحل غلتیدن یا سینه خیز رفتن و چاردست و پا شدن تجربه ای بوده که برای راه رفتن لازم بوده و یا برای مهارت خوردن ،کودک اول دستشو سمت دهانش می بره بعد اسباب بازیهاشو و می خواد خوردن رو تجربه کنه  و یک قسمت مغزمون هم چون حق انتخاب داشتیم برای یادگیری بوده که تجربه خلق کنیم که از خانواده و رسانه و جامعه و اطرافیان آموزشهایی رو دریافت کردیم و یک نیوفولدر جدید در مغزمون درست کردیم هر وقت این پوشه پر از اطلاعات بشه (احساس نسبت به موضوع و تصویر سازی و انتظارمون )میشه فرمول ذهنی و نسبت به اطلاعات هر شخص رفتاری در او ایجاد میشه و تکرار اونها که عادت می شن و در مرحله آخر در جسم یا کسب و کار و یا روابط و سلامتی خودشو نشون میده

      بنابراین خوردن چاق نمی کنه احساس ما از طریقه خوردنمون  و اون تجربه باعث انتظاری در ما میشه که باورمون رو هر بار قویتر می کنه که خوردن چاق می کنه ‼️

      این خودش یه باور قدیمی و غلطه که اگر فردی چاق ببینیم میگیم غذاش زیاده و پرخوره باید غذاشو کم کنه و به همین دلیل این همه سال به دنبال رژیم های غذایی گوناگون بودیم چون این باور غلط رو داشتیم که خوردن و پرخوری ما رو چاق کرده و انسانهای متناسبی هستند که البته از نظر ما پرخور هستند و همش چشمشون دنبال غذاست اما متناسبند چرا‼️

      اونها هم با یک فکر (احساس) غذا مصرف می کنند(عمل و رفتارشون )اما احساسی که از خوردن دارند با افراد چاق فرق می کنه یعنی احساس رضایتمندی دارند و حالشون خوبه و اصلا به چاقی و لاغری فکر نمی کنند .وبعضی از دوستان هم مثل من می خوان مثل اون افراد غذا مصرف کنند و متناسب باشند البته استاد تاکید کردند خوردن چاق نمی کند🌟اما اون افرادی که رفتار صحیح ندارند همیشه در معرض خطر هستند یعنی کافیه یه فرمول ذهنی داشته باشند که مثلا از ۵۰سالگی ادم چاق میشه یا یک پزشکی بهشون بگه این دارو چاق می کنه یا شما کبدچرب داری رعایت کن یعنی اون گوی چاقی به حرکت در میاد و نکته ی مهم اینه که شما باید هر سه مرحله رو آگاهانه با هم هماهنگ کنی و اونوقت یک رفتار صحیح با احساس عالی پیدا می کنی منم این مدت این نجوای ذهنی رو داشتم که داری کنترل می کنی این که همون رژیمه غذاها قدرتشو ندارند اصلا شیرینی و چربیو اینا نداریم و حسابی پرخوری کردم و ریزه خواری و فوق العاده احساسم بد میشد البته با آموزشهایی که دیده بودم سریع رها می کردم و البته چاقتر نشدم ولی هر بار فرصت ترمیم رو از بدنم می گرفتم فردی که ذهنش مملو از افکار چاقه نباید انتظار داشته باشه این فرمولا چند هفته و چندماهه پاک بشند چون اصلا پاک نمی شن 😁باااید از طریق گوش دادن و دیدن فایلهای آموزش و تصویر شگفتی سازان عزیز و شنیدن تجربه ی مسیر لاغریشون و خوندن دیدگاه ها نیوفولدر لاغریشو پر از آگاهی و مطالب کنه یعنی لاغری رو خوب یادبگیره تا از طریق فرمولهای ذهنی لاغری جدید رفتارها و واکنشهای جدید آگاهانه ای ایجاد کنه و با تکرارشون عادتهایی در خود ایجاد کنه که باعث احساس خوب و رضایتمندی بشه …

      ما اومدیم اینجا که یه روزی آگاه بشیم که باید آگاهانه رفتار کنیم و احساسمون راهنمای درونمونه میگه راهت درسته بهش اعتماد کنیم و یادگیری این آگاهی ها و عملکرد ذهن در تمام جنبه های زندگیمون موثره نمیشه ما مثل قبل رفتار کنیم و انتظار تناسب اندام داشته باشیم یا روابط عالی با همسرمون و فرزندانمون و سلامتی و شرایط مالی …اگر هر کاری رو که انجام میدیم احساسمون رو در نظر بگیریم و اگر بد بود متوجه بشیم که رفتار و عملکرد و یا تجربه صحیح نیست می تونیم به مرور با استمرار فرمولهای ذهنی صحیح رو جایگزین کنیم مثلا بابای منم کارمند بود و خیلی هم کارمندی رو قبول داشت میگفت می دونیم سر ماه یک آب باریکه ای هست و قناعت می کنیم و با برنامه زندگی می کنیم اصلا یکی از شرطهای ازدواج منم این بود که داماد کارمند باشه ..هر وقت می خواستم کاری شروع کنم بابام می گفت ما بلد نیستیم زبون نداریم ،همینم که داریم از دست میدیم باید دروغ بگی و حلال و حروم کنی و خلاصه همیشه یه ترسی از کار آزاد داشتیم اما برادرم اصرار داشت کار آزاد داشته باشه و یعنی شجاعت به خرج داد و البته پدرم همش آیه یاس می خوند و در نهایت با اینکه برادرم با شوق و امیدواری این کارو شروع کرد کارشو از دست داد یعنی اون سه تا مرحله هماهنگ نبودند و احساس ترس او هرروز بیشتر می شد …در بحث خوردن ما باورهای غلط دیگری هم داریم یعنی غذاها رو دسته بندی کردیم و بهشون مسئولیت دادیم ‼️

      نوشابه شکم میاره و پوکی استخون /سرخ کردنی و سس شکم و پهلو میاره و رگهای قلبو میبنده /شیرینی چاق کننده است و پوست رو خراب می کنه و یک عالمه سناریو تو اتاق فرمان مغزمون هست که همه پوچند و ناگاهانه وارد پوشه چاقی ذهنی ما شدند و طبق همون برنامه کار انجام میدن اما خوبیش اینه که طبیعت ما سلامتیه یعنی هر چه اگاهتر میشیم با ذات خودمون به هماهنگی بیشتری میرسیم و هم احساس قدرتمندی و رهایی پیدا می کنیم و هم به صلح بیشتری میرسیم و این احساس بسیار بسیار شگفته انگیزه که از ما یک شگفتی ساز میسازه 😍💥🌟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۲ ۱۵:۴۸
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 1,095 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی گام ۹۵ ما به ی چیزی فکر میکنیم بعد به ی چیز عمل میکنیم شما به هر چیزی که عمل میکنید مطمین قبلش بهش فکر کردید وممکن این فکر اگاهانه باشه یا نا اگاهانه امکان نداره ما عملی رو انجام بدیم که قبلش فکرش تو مغزمون ایجاد نشده باشه مثلا ی وسیله برای خونه خریدی اما درست نمیتونی باهاش کار کنی ممکن ماشین لباسشویی باشه یا مایکرو وی هر چیزی که باشه بخاطر همینه که اول میری دفترچه راهنماشو میخونی ودفعه بعد که بخوای باهاش کار کنی بهتر کار میکنی چرا چون دست شما که مهارتش بیشتر نشده که بدونه چجوری باید با لباسشویی کار کنه شما وقتی اگاهی بیشتر به مغزت دادی با خوندن مطالب دفترچه راهنما بنابر این مغزت بهتر میتونه تصمیم بگیرهدکه چجوری با این وسیله کار کنه پس مغزت اموزش میبینه ودستت عمل میکنه واینا با هم در ارتباط هستند حاا دلیل اینکه هر کاری رو بهتر تکرار میکنی مهارتت در اون کار بیشتر میشه اینکه شما با مغزت یاد میگیری وبا دستت انجامش میدی ی سری تجربهدبوجود میاد فکر به تنهایی تجربه برات نمیاره واون عملی که انجام میدی باعث نتیجه میشه وتجربهایکه شما کسب کروید باعث تقویت فکرت یا اموزشت میشه واینا هی تکرار میشن وتو هی تجربه کسب میکنی در هر جنبه از زندگیت هر چیزیکه شما یاد میگیرید وهی عمل میکنی از عمل کردن هم تجربه بدست میاد ودانشت بهتر میشهدوهی دهنت بهتر مبشه عملکردت بهتر میشه وتو هی پیشرفت میکنی پس اگر شما از نحوه غذا خوردنت راصی نیستی کسی نگفته خودت میگی که پن پرخوری میکنم واگر غذا میخوری بعد از خوردن عذاب وجدان میگیری یعنی از عملکردت راصی نیستی از کاریکه انجام دادی راصی نیستی وشما از تجربه ت راصی نیستی وداری فرمانیکه باعث این تجربه میشه رو تقویت میکنی یعنی تجربه رو میدی به اموزش وتجربه شما باعث تقویت فرمول ذهنی میشه برای همینکه ی سری عادتها تبدیل مبشن به رفتار وقتی شما ی رفتاری رو انجام میدی واحساس خوبی داری تجربه ای داری که احساس خول با فرمول ایجاد شده ادعام میشه وشما تمایل پیدا میکنی به تکرار اون رفتار اگر به خودت میگی من پرخورم یا بعد از غذا خوردن عذاب وجدان میگیری به این دلیل که ی زمانی فرمول چاقیدر سما ایجاد شده وشما به مرور رفتار عذایت تغییر کرده وترقیب شدی به بیشتر خوردن چرا چون تو هم شنیدی که ادم چاق زیاد عذا میخوره وگرنه چرا باید رفتار غذایت تغییر کنه اولین چبزیکه درباره ادمهای چاق میگن چیه اینا پرخوری میکنن غذاتو کم کن رعایت کن این تو ذهنتون هست چرا چون شروع چاقی با این فکر بوده پس گفتیم که عملی که از ما سر میزنه دوبخش داره یکی فکرشه که ایجاد میشه ودومی رفتار یا عمایکه ما بر اساس اون فکر رفتار میکنیم اگر شما از رفتار عذایت راصی نیستی دوشکل داره یکی فکریکه ایجاد شده وعملی که انجام شده وقتی شما رژیم‌میگیری داری تلاش میکنی که سمت عمل کننده رو تغییر بدی در صورتیکه باید اول ُمت دستور دهنده رو تعییر بدی هر رفتاری که داریم دوبخش داره اول دستور دهندش دهنه وبخش دوم عمل کننده ست که دست حالا ی قسمت سومی هم وارد میشه این قسمتکه تفاوت بوجود میاره اون باور  تعریفی کهواز رفتای که خودت داری این تعیین میکنهوکه این رفتار چه نتیجه ای رو در شما بوجود بیاره باور شماست انتطار شما از رفتار خودته که نتیجه رو تعیین میکنه به همین دلیل که میبینید ی سری ادمها هستند که پرخوری میکنن اما پتناسب هستند چه شباهتی با چاقها دارن اونم در دهنس ی سری فرمول داره که داره به اونها عمل میکنه غدا میخورد یا زیاد میخوره همون کاریکه فرد چاق انجام میده وتفاوت ما دوتا چیه که اون چاق نمیشه اما فرد چاق چاقتر میشه بخش سوم ماجرا باوره باور اون فرد انتطار اون فرد اون فرد فکرش این نیست که این رفتار منه که باعثدچاق شدنم میشه فکرش این نیست که این غدا منو چاق میکنه به همین دلیل که چاق نمیشه اما فردیکهوچاقدتعریفش از مواد غذایی خراب شده که نون چاق میکنهوبرنج چاق میکنه فست فود نمک روعن چاق میکنن ایناست که انتطارمون از مواد غذایی پس سه موصوع شد فرمول عمل کردن باور یا انتطار ما از عملکرد مثل ادمهایی که بدنبال کار هستمد میخوان درامد داشته باشن ودر دهنشون این هست که اگر درامد میخوای باید کار کنی که خیلم خوبه یعنی فکر در دهن ایجاد میشه بخاط اینکه به فکرشون عمل کنن دانشگاه میرن تخصص میگیرن مدرک میگیرن چرا بالاخره برن سر کار بخاطر اینکه فکر از قبل ایجاد شده طرف ی اقداماتی انجام میده که بره سر کارخوب کارم پیدا میکنن شروع میکنن تا اینجا دو تا ست فکر وعمل که همه دارن اما باور میاد وسط تو دهن ی سری افراد تعریفهایی هست درباره زندگی وکار که وصعیت اقتصادکمبود واینا ست اونا فکرشون اینکه ادم با کار کردن که به جایی نمیرسه کار میکنی حقوق بخور ونمیر بهت میدن فقط ازت کار میکشن واینا بنابر این هر چقدرم کار کنن رنگ خوشبختی نمیبینن وموفقدنمیشن وارامش تو زندگیشون تجربه نمیکنن چرا چون قسمت سوم که باور اون فرد که نتیجه رو رقم می نه اما اون فردیکهوموفق واز شعلش به همه جا رسیدهداونم‌داره کار میکنهواما باورس دربارهدکار موعقیت ثروت ایناست باعث موفقیتش میشه چجوریکه یکی چاق میشه ویکی لاعر چجوریکه یکی از صب تا شب کار میکنهبجایی نمیرسه ولی یک نفر دیگه روزی دوساعت کار میکنه وخیلیم اوصتع زندگبش خوبه وقتی باورها عوص بشن نتیجه هم صد در صد عوص میشه وقتی قسمت سوم که باورها یا انتطتر ما ست عوص بشه واین سه قسمت یعنی فکر وعملکرد وباور با هم هماهنگ لشن نتیجه عالی بدست میاد حتلا رفتار صحیح چیه رفتار صجیح اینکه من هر روز به اندازه نیاز غذا بخورم وزندگی میکنم به اندازه بخورم‌وتز زندگی لدت ببرم حالا درباره کسب وکار له اندازه معمول کار کنم نه باعث بشه که من صب وبه شب بدوزم طوریکه کار کردن باعث خورد شدن اعصتبم بشه وی درامد خوبی داشته باشم این میشه اداب صحیح کسب خوردن به چاقی ربط نداره اگر شما بعد از غذا خوردن عذاب وجدان میگیری خودت داری خوردن ربط میدی به چاقی وباید جوری غدا بخوری که خودت از غدا خوردنت راصی باشی ولشین فکر کن که ی سفرهای پهنه وهر غذایی که تو دوست داری هم خست وتو تو ذهنت از این غذاها استفاده میکنی هیچ تهویی پیدا نمیکنی ولی همین رفتارو عملب انجام بدهوببین چه بلایی سر خودت میاری تجربه درفکر خیلی کمتر از تجربه در عمل ومثلا شما در مورد همسرت ی فکرایی داری که اون خسیس هر بار که بهت پول نده یا نداره اون چیزی که دوست داری بخری این تجربه رو که همسرت خسیس تو دهنت قویتر میکنه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار shahrbanou1346
        ۱۴۰۰/۰۵/۲۲ ۱۸:۲۷
        مدت عضویت: 2253 روز
        امتیاز کاربر: 46606 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 50 کلمه

        دوست عزیز خانم فرزانه سلام ،وقت بخیر 

        ممنون از متنی که زحمت کشیدی فرستادی . خیلی هم خوب و مفید بود .ولی  اشکالش اینه که خیلی غلط املایی داره .که روی مفهوم جملات تاثیر منفی می ذاره .اگر قبل از ارسال متن ،ویرایش کنی بفرستی عالی میشه .

        ممنون از شما …

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 4 5 6 7 8