تا حالا شده یه لقمه غذا رو با ترس بخوری؟ 😟 لقمهای که شاید مزهش خوب باشه، ولی مزهش تو ذهن تو با عذاب وجدان، ترس و نگرانی قاطی شده باشه.
این احساس آشنا برای خیلی از افراد چاق اتفاق میافته، چون باور ذهنی درباره خوردن و چاقی طوری شکل گرفته که غذا رو دشمن بدن میدونه! 🍕💣
سالها بهمون گفتن که «اگه میخوای لاغر شی، باید کمتر بخوری یا رژیم بگیری». و همین جمله ساده، باور عمیقی تو ذهن ما ساخت که *“غذا خوردن مساوی چاق شدن”*ه.
حالا دیگه ذهنمون از هر قاشق غذا یه هشدار چاقی درمیاره! 🚨🧠 اما واقعاً آیا غذا مقصره؟ یا ذهن ماست که فرمول اشتباهی براش نوشته؟ 🤔
آ🍽️ اهمیت موضوع خوردن در ذهن افراد چاق
برای یه فرد متناسب، خوردن یه کار طبیعی و بیدردسره. ناهارشو میخوره، میره سر کارش. شام میخوره، میخوابه. همینقدر ساده.
اما برای خیلی از افراد چاق، خوردن یه موضوع جدی و حساسه؛ انگار باید برای هر لقمه تصمیمگیری مهمی انجام بدن! 🤯

اگر تا حالا از یه فرد متناسب پرسیدی که چطور غذا میخوره، احتمالاً جواب داده: “وقتی گرسنهم، میخورم؛ وقتی سیر میشم، دیگه نمیخورم.”
اما اگه از یه فرد چاق همین سؤال رو بپرسی، وارد دنیایی از سردرگمیها، فرمولها و نگرانیها میشی:
- هرچی میخورم، چاق میشم 😩
- چی بخورم لاغر بشم؟ 🥦
- چی نخورم که لاغر شم؟ ❌🍞
- چطور بخورم که لاغر بمونم؟ 🤔
- برای صبحانه چی بخورم که چاق نشم؟ 🍳
- اگه گرسنهام، چی بخورم که آسیب نرسونه؟ 🍌
این جملات نشونههایی از وجود باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن؛ باورهایی که سالها تو ذهنمون جا خوش کردن و باعث شدن هر قاشق غذا با استرس و تردید همراه باشه.
🔁 چرخه تقویت باورهای ذهنی
وقتی ما بارها پرخوری میکنیم و بعدش احساس گناه یا ترس از چاق شدن داریم، همون احساس منفی، مثل یه کود تقویتی عمل میکنه و فرمول ذهنی چاقی رو قویتر میکنه.
و ذهنی که پر شده از باورهای چاقکننده، دستورش رو به مغز میده، و مغز هم با قدرت کامل اجرا میکنه: چاق شو! 🧬📢
بنابراین، تا وقتی که فرمولهای ذهنی درباره خوردن اصلاح نشن، هیچ رژیمی جواب نمیده. چون اصل ماجرا نه تو معده، بلکه تو ذهن ماست… جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی جا خوش کرده!

🧠 منبع دستور خوردن از کجاست؟ ذهن یا بدن؟
هر کاری که ما انجام میدیم — از راه رفتن تا حتی پلک زدن — یه فرمان از طرف مغز پشتشه.
مغز ما از همون روزای اول شکلگیری، یه بسته اطلاعات اولیه با خودش داره؛ اطلاعاتی که به بدن کمک میکنه زنده بمونه و عملکردش رو تنظیم کنه، مثل:
⏱️ تنظیم ضربان قلب
🌬️ کنترل تنفس
💧 تعادل مایعات
🍽️ و البته… زمان خوردن!
اما ما انسانها فقط برای زندهبودن به دنیا نیومدیم؛ اومدیم تا تجربه کنیم. برای همین بخشی از مغز ما مثل یه فضای باز باقی مونده که منتظره با تجربههای جدید پُر بشه—مثل هارد خالی یه لپتاپ 💽
📂 وقتی یه “پوشه جدید” توی مغزت باز میکنی…
فرض کن دلت میخواد یاد بگیری گیتار بزنی 🎸 توی مغزت یه پوشه جدید باز میشه: «تجربه نواختن گیتار».
حالا هر بار که تمرین میکنی، اطلاعات جدید وارد این پوشه میشه و رفتهرفته مهارتت بیشتر میشه.
همین اتفاق دقیقاً برای باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هم میافته، اما این بار بهجای گیتار، موضوع “چاق شدن”ه! 😬
🔁 چطور یه ذهن چاق ساخته میشه؟
اکثر ما بدون اینکه بفهمیم، یه پوشه تو ذهنمون ساختیم به اسم:
“من ممکنه چاق بشم” یا حتی “قراره چاق بشم!”
این پوشه با هر جملهای که از بزرگترا شنیدیم، هر تبلیغ رژیمی، هر تجربه شکستخورده از لاغری، پُر و پُرتر شده:
- “اگه زیاد بخوری چاق میشی”
- “فلانی هر چی بخوره باز لاغره، اما تو نه!”
- “فقط رژیم بگیر تا لاغر شی”
این اطلاعات بارها و بارها در ذهن ما تکرار شده و کمکم به باور ذهنی درباره خوردن و چاقی تبدیل شدن. حالا ذهن ما بهجای اینکه غذا رو یه نیاز طبیعی بدونه، اونو تهدیدی برای تناسب اندام میدونه! 🚨🍞🍕
🎯 نتیجهگیری این بخش:
وقتی اطلاعات کافی درباره یه موضوع تو مغز ذخیره بشه، مغز شروع میکنه به اجرای اون اطلاعات.
و اگر این اطلاعات درباره باور ذهنی درباره خوردن و چاقی، ذهن تو دستور چاق شدن میده—حتی اگر غذات خیلی هم زیاد نباشه!
پس اگه میخوای مسیر رو برعکس بری، باید آگاهانه شروع کنی به ساختن یه پوشه جدید تو مغزت:
“من میتونم با آرامش و بدون ترس، بخورم و متناسب بمونم.” 💪🌱✨

🍽️ همه میخورن، اما همه یه جور فکر نمیکنن!
شاید بارها با خودت گفتی “دیگه پرخوری نمیکنم!”
اما دوباره و دوباره اتفاق افتاده. چرا؟ چون احساسی که بعد از پرخوری تجربه میکنی، باعث تقویت همون فرمول ذهنی قبلی میشه.
شاید خندهدار بهنظر برسه، ولی واقعیت اینه که افراد چاق و افراد متناسب از نظر عملی، هر دو دارن میخورن!
یعنی غذا توی بشقاب، قاشق توی دست، دهان باز، لقمه پایین… هیچ تفاوتی نیست! 😅🥄
اما تفاوت اصلی اون پشت اتفاق میافته… جایی در ذهن! 🧠✨
جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی ساکت و بیصدا داره رفتارها رو جهت میده، احساسات رو شکل میده و حتی نتایج فیزیکی رو در افراد تعیین میکنه!
🎯 چرا من چاق میشم، ولی اون نه؟
سؤالی که ذهن خیلیها رو درگیر میکنه اینه:
“چرا من هر چی میخورم چاق میشم، ولی فلانی هر چی میخوره لاغر میمونه؟”
جواب سادهست: تفاوت در ذهن و باوره، نه در غذا!
🔍 اون فرد متناسب، وقتی غذا میخوره:
- با خیال راحت میخوره
- خودش رو سرزنش نمیکنه
- باور داره که بدنش متناسب باقی میمونه
ولی فردی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی داره، از همون لقمه اول تو ذهنش فیلم چاق شدن پخش میشه! 🎬🍕😨

🌀 وقتی احساس، نتیجه رو میسازه…
ما فکر میکنیم غذا خوردن یه کار فیزیکی صرفه. اما احساسیه که بعد از خوردن تجربه میکنی، نتیجه رو میسازه.
اگه بعد از خوردن احساس رضایت و آرامش داشته باشی، بدن هم تو هماهنگی و تعادل قرار میگیره.
ولی اگه با استرس و گناه غذا بخوری، مغز هم اون استرس رو تبدیل میکنه به دستور چاقی 🚨
و اینجاست که نقش باور ذهنی درباره خوردن و چاقی روشن میشه.
🧩 همهچیز از ذهن شروع میشه
بدنها تفاوت زیادی ندارن، ولی ذهنها چرا!
تفاوت بین چاقی و تناسب معمولاً توی صفحه ترازو نیست، توی “صفحه ذهن” ماست!
هر کسی که باور داره غذا خوردن چاقش میکنه، در واقع قبل از خوردن غذا، ذهنش رو پر از دستورهای چاقکننده کرده!
🧠💭 پس وقتشه ورق رو برگردونی…
✅ نتیجهگیری:
اگه میخوای مثل آدمهای متناسب غذا بخوری، فقط کافیه مثل اونا فکر کنی و باور بسازی.
یعنی ذهنت رو از باورهای قدیمی و سنگین پاک کنی، و فرمولهای جدیدی توش بنویسی:
- “من از غذا خوردن لذت میبرم، نه ترس!”
- “بدن من توانایی حفظ تناسب داره!”
- “غذا منبع انرژی و زندگیه، نه دشمن!”
و این یعنی شروعی برای ساختن یه باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که منجر به کاهش وزن میشه 🌟💚
💡 حالا اگه میخوای این مسیر رو سریعتر، عمیقتر و مؤثرتر طی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همون چیزیه که بهش نیاز داری 🎯
این دوره بهت کمک میکنه تا با تمرینهای هدفمند، باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که سالها ناخودآگاه در ذهنت شکل گرفته رو شناسایی و اصلاح کنی.
با شرکت در این دوره، کمکم احساس گناه از غذا خوردن از بین میره، لذت جای ترس رو میگیره و باور ذهنی درباره خوردن و چاقی مشابه آنچه در ذهن افراد متناسب هست توی وجودت ساخته میشه.
🌱 تو یاد میگیری چطور با ذهنت هماهنگ شی، به بدنت اعتماد کنی و با آرامش و آگاهی غذا بخوری، بدون اینکه نگران چاقی باشی.
📌 همین حالا میتونی به بخش دورهها بری و آموزشها رو شروع کنی…
اولین قدم بهسمت رهایی از ترس غذا خوردن، فقط یه تصمیم جدیه 💚✨
✍️ اهمیت تمرین برای تغییر باور ذهنی درباره خوردن و چاقی
تمرینات ذهنی، کلید طلایی برای بازنویسی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن 🔑🧠
هر بار که تمرکز میکنی، یادداشت مینویسی و درباره نگرشهات فکر میکنی، در واقع مسیر جدیدی توی ذهن خودت میسازی 🛤️
این تمرین، بهت کمک میکنه از الگوهای قدیمی و چاقکننده ذهنی فاصله بگیری و فرمولهای سالم و متناسب رو جایگزین کنی ✨
📝 سوالات تمرینی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی
- نگرش شما درباره تأثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری چیه؟ 🌮❌⚖️
- این اطلاعات از چه راههایی وارد ذهن شما شده؟ (خانواده، رسانه، تجربه…) 📺👂
- چقدر باور داشتید که لاغر شدن فقط با رژیم ممکنه؟ 🥗⛔
- وقتی نمیتونستید رژیم بگیرید، چه احساسی داشتید؟ 😞
- نتیجه رژیمهاتون چقدر دوام داشت؟ آیا پایدار بود؟
- نظرتون درباره نقش مغز در صدور دستور خوردن چیه؟ 🤔🧠
- چرا ذهن افراد چاق، خوردن رو مساوی چاقی میدونه؟
- به نظرتون نخوردن به اندازه خوردن باعث لاغری شده؟ تجربهتون رو بنویسید ✍️
📣 مشارکت شما ارزشمنده!
لطفاً بعد از دیدن ویدیوی آموزشی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی و انجام تمرینات، پاسخهاتون رو بهصورت انشایی در بخش نظرات همین صفحه بنویسید.
همچنین میتونید تمرین مخصوص خودتون رو از دل آموزشها استخراج کنید و برای بقیه به اشتراک بذارید تا با هم رشد کنیم 💬💞
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.26 از 65 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
این فایل در مورد خوردن است که آیا خوردن با چاقی مرتبط است یا نه
ما آدم های چاق بالاترین دلیل چاقی خودمون رو خوردن می دونیم چون هروقت حرف از لاغری شد گفتن کمتر بخور چه خبرته مراقب باش فلان فلان
در واقع ما یه فکر داریم که به این فکر عمل میکنیم و نتیجه ی عملکرد میشه تجربه
مثلا فکر خوردن بعد میشه خوردن وبعد احساس بد بعد از خوردن که فکر رو تقویت میکنه هرچه بیشتر عمل تکرار شود و تجربه احساس تکرار شود فکر تقویت میشه
عین همین خوردن کهبا اینکه میدونستی نباید بخوری میخوردی وحالت بد میشد جوری بود که من میخوردم بعد بالا میاوردم این تجربه باعث تقویت فکر میشد وباز خوردن ها تکرار میشد
و این رفتارها تبدیل به عادت میشد در روش های قبلی تو میخواستی عمل رو فقط تغییر بدی بدون تغییر فکر مسلما نمی شد چون هر عملی بعد از فکر انجام میشه فکر فرمان دهنده است وعمل اجرا کننده .
اینجا قسمت سوم وارد میشه که بسیار مهم است و نتیجه رو رقم میزنه اون هم انتظار تو است همان باور.
انتظار تو از غذا چیه؟
آدم لاغر غذا میخوره آدم چاق هم غذا میخوره چرا یکی چاق میشه یکی اندامش تکون نمیخوره؟؟؟؟؟
یه همکار مامانم داشت از مامان من بیشتر میخورد ولی تکون نمیخورد اما مامان من چاق میشد چرا؟چون اون خانمه همیشه میگفت من چاق نمیشم همیشه همینم ولی مامان من میگفت من آب بخورم چاق میشم
چی در این فرد تفاوت داره؟؟؟؟انتطارشون از خودشونه یکی چاقیه یکی لاغریه
درمسیر لاغری باقدرت فکر قراره ما این سه فکر عملکرد و باور رو هم سو کنیم وقتی این سه همسو شوند تو به هرچیزی بخواهی میرسی
مثلا کار فکر کار در من ایجاد شد عمل کردم رفتم دانشگاه مدرک گرفتم سرکار هم رفتم ولی انتظار من از کار بیکاری بود و مادر بودن تو خونه نشستن همینجور شد دوباررفتم سرکار دوبار بیکار شدم چون باور من نبودن زن در محیط کارخونه بود یا باورم فقط مادر بودن وزن خونه بودن بود
چقد این مسیر قشنگه دارم علت تک تک مسائل زندگیمو درک میکنم
افراد چاق تعریف های از غذاها دارند که افراد لاغر اصلا ندارن همان غذا رو میخورن لاغر هم هستند من خودم دوتا برادر لاغر دارم تو یه خونه سر یک سفره بودیم پس چرا اونا لاغر ماندند ومن روز به روز چاقتر شدم؟؟؟چون انتظار من از غذا چاقی بود؟
واین بسیار حیرت انگیزهه
در این دوره فکر من داره عوض میشع عملکرد من با دوسال پیش قابل مقایسه نیست احساس من خیلی بهتر شده انتظارم عوض شده انتظارم فقط لاغری سبکی سلامتی است
من این مسیر رو رها نمیکنم و تمام تلاش خودم رو برای تغییر باورهام میکنم تغییر باور فقط فقط با تکرار تکرار تکرار یک فکر ایجاد میشود
افکار خراب پاک نمیشود هستند پس باید اینقد رو افکار جدید لاغریت کار کنی که ذهن فقط از این ها استفاده کنه تو ۳۳سال اطلاعات اشتباه و تصاویر اشتباه بخشداری پس از این به بعد فقط آگاهانه اطلاعات صحیح به ذهنت بده
من میخوام طبق نیاز بدنم بخورم واز زندگیم لذت ببرم به حدی که احساس من خوب باشد
در نهایت خوردن هیچ ارتباطی به چاقی ندارد همه ی انسان های برای تولید انرژی به غذا نیاز دارند اما به اندازه ی نیاز بدنشون.
تو باید مدام روی انتظارات خودت کار کنی وقتی افکارت با عملت هم سو شود نتیجه ی خوشایندی به تو میدهد و فکرت تقویت میشه و عمل درست باز تکرار میشه و تبدیل به عادت میشه و انتظار تو میشه لاغری
فقط در این مسیر با احساس خوب تکرار کن همین
نشان های دریافت شده
سلام و درود , استاد عزيز & دوستان گرامى در سرزمين لاغرى با ذهن😊روز صد و پنجم تكرار , فايل , آيا خوردن در چاقى و نخوردن در لاغرى مؤثر است⁉️خوردن يا نخوردن , و تأثير و ارتباط ش با چاقى و لاغرى چگونه است⁉️⭐️سوْالات ذهنى كه اغلب در ذهن افراد چاق تكرار مى شه اينه كه , آيا خوردن آدمو چاق مى كنه يا نمى كنه⁉️آيا براى اينكه مى خوايم لاغر بشيم , بايد كم بخوريم⁉️يا بايد رژيم بگيريم⁉️و چطور مى شه هم آدم غذاشو بخوره ! و هم از خوردن لذت ببره ! و هم محدوديت خوردن نداشته باشه ! و لاغر هم بشه ! ⭐️شايد بزرگترين مقصر چاقى مونو , ” خوردن ” مى دونيم ” خوردن آدمو چاق مى كنه “و بيشترين باورى كه آدماى چاق در مورد چاقى و اضافه وزن شون دارن , اينه كه خوردن چاق مى كنه , و اين خطاى ذهنى ست , در حالى كه در اين مسير دريافتم كه بزرگترين مقصر چاقى م , افكار و باورهاى ذهنى خودم هستن و لاغرى با اصلاح افكار و باورهاى خودم آسون تر از اينه كه بخوام بيرون از خودم دنبال راهكارهايى براى لاغرى م باشم و اين فوق العاده س كه براى لاغرى م بايد افكار و باورهاى خودمو , تغيير بدم , و نه افكار و باورهاى ديگران رو , و چقدر ذهنم خسته تَر مى شد كه بخوام افكار و باورهاى ديگران رو در مورد خودم تغيير بدم . اما وقتى من در اين مسير روى افكار و باورهاى ذهن خودم كار مى كنم , نه تنها خسته تَر نمى شم بلكه با حال و احساس خوب ادامه مى دم . بسيار شنيده ام از همكارانم در محيط كار و از اطرافيان و فاميل كه خوردن برنج , نان , شيرينى و … چاق مى كنه وبخاطر همين باور , خيليا اولين راهى كه براى لاغرى به فكرشون مى رسه , انواع رژيم هاى غذايى ست . اما من در اين مسير دريافتم كه خوردن برنج و نان و شيرينى و … چاق نمى كنه , بلكه اون فكر و باور و احساسى كه ما از خوردن تجربه مى كنيم در روند چاقى تأثير داره . شايد در مورد خودم بتونم حدس بزنم كه اين باور , در من بوده اما نه صد در صد ! چرا كه من دنبال روشهاى رژيمى نبودم و راه حل فكرى من براى لاغرى ورزش كردن بود البته بدونِ رعايت مصرف مواد غذايى ورزش مى كردم . در قرآن هم اشاره شده كه بخوريد و بياشاميد , اما اسراف نكنيد ! و در اوايل دوره اين موضوع هم توضيح داده شد كه خوردن غذا چاق مى كنه ! اما غذا خوردن چاق نمى كنه !خوردن بايد در شرايط مناسب با حال و احساس خوب باشه , و نه در هر شرايطى , مثال , وقتى ما تحت استرس و مسئله اى نگران كننده قرار مى گيريم , بدن ما ( ذهن ) در لحظه واكنش نشون مى ده , و خود بخود كم اشتها مى شيم البته موقتى ! و اين خيلى هم طبيعيه , اما براى بعضى مردم , عجيبه كه يه آدم گاهى اشتها نداره ! اگرچه متاسفانه من وقتى نگران مى شدم , هل و هوله , و هر چيزى كه راحت در دسترس بود , به مقدار زيادى مى خوردم شايد بخاطر اينكه ياد نگرفته بودم كه براى حل مسائل و نگرانى هام چه كارى بهتره انجام بدم ! و چه واكنش مناسبى داشته باشم ! و الان يادم اومد كه چرا احساسم بد مى شد , بخاطر اينكه وقتى من زياد مى خوردم مثلا يه بسته بيسكوييت يا پفك , چيپس و يا مقدار زيادى غذا , بعدش احساسم بد مى شد , مخصوصا بعد از خوردن مقدار زيادى بيسكوييت و يا شيرينى كه اين احساس بد رو داشتم و آگاه نبودم كه چرا احساسم بد مى شه ! و در اين مسير دريافتم كه زياد خوردن , در حال و احساس بد ما تأثير داره , اما خدارو شكر و سپاس در اين مسير دريافتم كه راههاى زيادى براى باقى نموندن در نگرانى و حال و احساس بد وجود داره , و در حالت نگرانى , و احساس بد تنها راه فقط خوردن نيست ! پس بهتره كه براى باقى نموندن در احساس بد در خودم احساس خوب ايجاد كنم , نه اينكه نگرانى م رو با خوردن زياد هل و هوله و غذا برطرف كنم . من فكر مى كردم چون غذا پخته شده و تازه هست , بهتره بخورم تا اينكه غذاى مونده بخورم , بخاطر همين در شرايط حال و احساس بد و نگرانى هم غذا مى خوردم . در حالى كه الان فكر مى كنم بهترين كار اينه كه در حالت نگرانى چيزى نخورم و از اين جهت تا حدود زيادى تغيير كرده ام چون اين واقعا مسئله ى من بود كه بابت ش احساس بد داشتم . ⭐️از طرف ديگه حتى نخوردن غذا هم مسئله است , از روانشناس به نامى شنيدم كه نخوردن غذا هم مسئله است ! من خودم فردى رو ديده ام كه اصن به غذا خوردن اهميت نمى داد ! بايد آگاه بود كه هم , زياد خوردن و هم نخوردن غذا مسئله اى در ذهن است . و خدا رو شكر و سپاس در اين مسير ريشه ى مسئله ى چاقى در ذهن روشن و شفاف بيان شد , مسئله ى چاقى ريشه در افكار و باورهاى ما داره , و چاقى , بيمارى ذهنى ست كه بايد درمان شود , و اين كارى نيست كه من خودم انجام بدم بلكه براى تغيير باورهاى ذهنى بايد از متخصص اين روش كمك گرفت . همينطور خيلى بايد روزانه مراقب افكار خود باشيم و به افكار منفى مون پَر و بال نديم و به چيزاى خوب توجه كنيم , حتى مى شه گفت , چاقى ريشه در فرهنگ ما داره , مثال , وقتى نوزادى به دنيا مى ياد , وزن بچه مهمتر از سلامتى مادر و فرزنده , و تازه مادر بايد نگران اين باشه كه وزن نوزادش مثلا زير 3 كيلو هست ! خيلى بايد مراقب افكار و باورهاى ذهنى مون در دوران باردارى و شيردهى باشيم , من از اولين باردارى فرزندم چاقى و اضافه وزنم شروع شد , چون فكر مى كردم كاملا طبيعى ست كه اضافه وزن داشته باشى , البته اين فكر من نبود بلكه اينو شنيده بودم و چون گفته بودن كه نوزاد املاح و كلسيم و … بدن مادر رو تغذيه مى كنه شايد شايد , فكر مى كردم بايد بيشتر بخورم تا خودمو حفظ كنم ! نمى دونم فقط حدس مى زدم , مرحله به مرحله اطرافيان نظر مى دادن و خب مردم در هر صورت حرف مى زنن اما من بايد آگاه مى بودم و به خودم اعتماد مى كردم , كه البته اينطور نبودم ! بعدشم بجاى اينكه از زندگى ت با بچه ت لذت ببرى , يكى از راه برسه و بگه , يه چيزى بدين اين بچه بخوره , چاق بشه , درسته كه فرزند من لاغر بود , اما شاد بود , و همين مقايسه ها متاسفانه با مادرى ناآگاه چه مسائلى رو بوجود مى آره ! و بعد از اون چقدر در ميان مردم اينو بخور لاغر مى شى , اونو نخور چاق مى شى ! سرگرمى ها و جشن هاى متنوعى كه نداشتيم , حتى سرگرمى هامون در طبيعت , جشن عروسى , جشن تولد هم , خوردن بود و نگرانى از اينكه چاق شديم , لباس چى بپوشيم و … و غافل از اين بودم كه تمام اين افكار و باورها بخاطر اين بود كه من در مسير چاقى بودم و همين چيزا هم جذبم مى شد ! خيلى چيزا يادمون رفته ,اما اونا در اعماق ذهن ما ته نشين شدن , و حالا كه من در مسير لاغرى با ذهن هستم , افكار و باورهاى فرا گرفته از اينو اون كم كم دارن مى يان به سطح بالايى ذهنم و قدرت شونو از دست مى دن . البته آگاه هستم كه اين دوره ى آموزشى يه هدف بلند مدت هست و نه كوتاه مدت , چرا كه من مى خوام با هدفم زندگى كنم … من دريافتم كه نبايد هر چيزى رو باور كنم و يا تحت تأثير حرفاى مردم قرار بگيرم ! اگه ياد بگيريم همه چى رو از جانب خدا بدونيم , ديگه تحت تأثير حرفاى اينو اون قرار نمى گيريم , بايد ببينيم اعتمادمون به چيه ⁉️خدا مى گه , همه چى درست مى شه , اما شيطان مى گه , همه چى تموم شد ! ⭐️همه ى ما , نقاط قوّت و مثبتى داريم كه با توجه به اون جنبه هاى مثبت مون مى تونيم روند لاغرى با ذهن مون رو هموارتر كنيم , همينطور هم , نقاط ضعف و منفى داريم كه در اين مسير آرام آرام اصلاح مى شن . شايد آدماى چاق همه چى بخورن اما من هميشه از بين غذاهاى متنوع در مهمانى ها غذاى مورد علاقه ى خودمو بدون درگيرى ذهنى انتخاب مى كردم و از اين انتخاب هم , احساس خوبى داشتم و دوست نداشتم , چند نوع گوشت رو با هم بخورم , حتى صبحانه , ناهار و شام يه چيزى رو كه دوست دارم انتخاب مى كنم . و اين نقطه مثبت منه .و اما نقطه ى منفى من , مقدار غذايى بود كه مى خوردم و بيشتر در حالت نگرانى و بعد از اون احساسم بد مى شد و در اين مسير آرام آرام در حال تغيير هستم . خداروشكر و سپاس , در اين مسير هستم و اين فايل , فايل خيلى قوى و قدرتمندى بود كه ريشه ى اصلى چاقى كه همون افكار و باورهاى ما هستن رو , بخوبى تحليل و بررسى كرد . ⭐️افكار و باورها در رابطه با كار , در كشوراى ديگه , همه كار مى كنن و بار و فشار زندگى فقط روى مرد خانواده نيست , درسته , اما به همون ميزان زنان از حقوق و آزادى و مزايايى برخوردار هستن , و استقلال مالى دارن , و در خانواده قدرت حاكم نيست , و مسئوليتهاى زندگى و مراقبت از بچه ها بين پدر و مادر تقسيم مى شه , و هر دو تصميم گيرنده هستن , در كشور ما هم اين مسئله روو به رشد و آگاهى ست و اينكه در كشور ما مرد , نان آور خانواده است از اين جهت خوبه كه يه زن در دوران باردارى و شيردهى نياز به حمايت بيشترى داره و اگه اين نيازها با حمايت مرد خانواده تامين بشه , در رشد و پرورش فرزندان هم مؤثر خواهد بود . و اينو ناديده نگيريم كه باردارى و شيردهى مادر خودش يه نوع مسئوليت ويژه ايست كه از خداوند مهربان به زنان هديه داده شده است . البته خيلى خوبه كه مرد بره سر كار , و اين يه فاصله ى مقدس است كه در استحكام پايه هاى زندگى تاثير داره مردان هم , دوران باردارى و شيردهى و خيلى مسائل خانما رو ندارن و از اين جهت آسوده تَر هستن و مى تونن با آرامش بيشترى كار كنن🥰من الان خودم متاسف هستم كه چرا در دوران باردارى و شيردهى مرخصى نگرفتم يعنى ارزشش رو داشت كه من با آرامش در خونه مى موندم و اين دوران زيبا رو به سلامتى مى گذروندم اما آگاه نبودم ! ⭐️حس خوب , احساس خوب , بهترين چيزيه كه من در اين مسير دارم , و همواره به ياد داشته باشيم كه GPS ذهن ما , احساس ماست و احساس خوب در خودمون ايجاد كنيم , چون احساس خوب روى تقويت ذهن تأثير مثبت مى زاره . و يكى از راهكارهاى ايجاد احساس خوب , استمرار در مسير , ادامه دادن , ديدن و گوش دادن به فايلهاست . 🌟نكات طلايى اين فايل , موضوع خوردن ارتباطى با چاقى نداره , اما تعريفى كه ما از خوردن در ذهن مون داريم , داره ما رو چاق مى كنه ! و بخشى ش هم مربوط به رفتارهاى اشتباه ماست , حتما شنيده ايد كه , 98 درصد چيزايى كه ما فكر مى كنيم هرگز اتفاق نمى افتد ! شايد بخاطر همينه كه تجربه ى فكر كمتر از تجربه ى عمل هست . با تشكر فراوان , خدا قوّت , شاد و پرانرژى باشيد🥰♥️💙
در ذهن افراد چاق بالاترین مقصر چاقی رو خوردن میدونن درسته خیلی باورهای غلط مثل ارث و ژنتیک داریم ولی خوردن رو بالاترین مقصر میدونن .(منم در گذشته اینطور میگفتم و همیشه با کم خوردن میخواستم لاغر بشم و یا با محدودیت میخواستم لاغر بشم ولی از وقتی که در دوره ها هستم دیگه از این جنس افکار ندارم دیگه راحت تر میخورم خیلی راحت تر بدون حال بد بدون افکار منفی چون من تکاملم رو فکر کنم خوب طی کردم من قبل از اشنایی با ابن دوره سالها در رزیم و ورزش سخت بودم ولی هیچ وقت نتیجه به اندازه تلاشم نبود و همیشه غصه میخوردم چرا از خیلیها کمتر میخورم اما وزنم همش،در حال نوسان و بالا رفتن هست اخه چرا ؟؟تا کی ؟؟؟چرا حد اقل ثابت نمیمونم و کلی از این افکار داشتم و میدونستم جاقی و لاغری فقط از راه کنترل خوردن انگار به دست نمیاد و یه جای دیگه در من انگار ایراد داره و وارد دوره ها که شدم واقعا حرفها رو پدیرفتم و دلم میخواست منم مثل بقیه اطرافیانم عادی بخورم و چاق نشم و برای همین با وارد شدن به دوره تمام حرفها رو با جون و دل پذیرفتم و عمل کردم و چقدر آرامش دارم و چقدر لدت می برم )
.
شروع از فکر هست و دستور مغزی به وجود میاد و از عمل کردن تجربه به وحود میاد و اون تجربه باعث خالص شدن شما میشه در هر جنبه مثل گلسازی و اشپزی و ..
پس اگر شما از نحوه ی غدا خوردنت راضی نیستی و میگی من از پرخوری خودم ناراحتم و یا غدا میخوری و بعد از اون عذاب وحدان میگیری در واقع از تجربه ات و یا رفتارت راضی نیستی پس عملکردت درست نیستی وقتی حالت خوب نیست داری فرمانی رو که باعث اون عمل شده رو تقویت میکنی و به همین دلیل هست یک سری رفتارها در ما تبدیل به عادت میشن .( اگر از اون دسته چاقها هستی که هم رفتارت و هم افکارت و هم باورت مشکل داره بدون تعارف باید هر سه بخش رو درست کنی تا جسمت هم درست بشه و نمیشه خودت انتخاب کنی نه این بخش رو کاری ندارم حالا میرم سراغ بخش دیگه چون دوست دارم زیاد بخورم به رفتارهای غداییم کاری ندارم نه نمیشه از هماهنگی هر سه بخش در تو لاغری به وجود میاد پس اگاه باش و هر سه بخش رو با هم تغییر بدین تا جسم شما تغییر کنه حالا شاید فردی واقعا در بخش عملی و خوردنهاش خیلی مشکل نداشته باش باید از اون بخش رد بشه و بقیه رو با اون بخش هماهنگ کنه بستگی داره شرایط هر فرد با فرد دیگه در چاقی فرق داره )
یعنی اگر به خودت میگی من پرخوری میکنم یا بعد از خوردن عداب وجدان داری یک زمانی فرمول چاقی در شما شکل گرفته و من علاقه مند شدم به بیشتر خوردن و شما اولین چیزی که از اطرافیان شنیدین این بوده که ادم های چاق پرخوری میکنن و اصلا این حرف در ذهن آدم لاعر نیست و اصلا جسمش به غذا ربطی نداره اما چاقها بر عکس هستن و در ذهن چاق اونها خوردن مسا وی با چاقی جسمی هست (. من بعد از ازدواج و بعد از هر بارداری واقعا چاق شدم چون واقعا شنیده بودم و دیده بودم که افراد در این مواقع چاق میشن و خواهرم رو و اطرافیان رو میدیدم که بعد از ازدواج یا بارداری چاق شدن و به موقع این برنامه ها در ذهن من به اجرا گذاشته شدن و من رو چاق کردن در واقع باید بگم بعد از ازدواج و یا در دوران بارداری خیلی زیاد میخوردمو نتیجه هم که چاقی زیاد برای من بود )
وقتی رژیم میگیری تا ابد موفق نمیشی چون ما فقط میخواییم بخش عمل رو تغییر بدیم و کاری به بخش فکر و فرمولهای ذهنی خودمون نداریم پس،شکست مبخوریم چون میخواد یک سمت ماجرا رو درست کنه و فقط سمت اجرا کننده رو تغییر بده ولی باید سمت دستور دهنده رو تغییر بدیم .(من کسی بودم که بارها عالی رژیم گرفتم و متناسب هم میشدم حتی اخرین بار به وزن ۵۹ کیلو رسیدم از ۱۰۰ کیلو و بقیه دفعات هم در حد ۲۰ کیلو و یا ۱۸ کیلو و یا ۲۵ کیلو کم کردم و متناسب شدم اما چون بی خبر از این مسایل بودم فقط در بخش اجرا کننده و عمل خودم میخواستم تغییر بدم و همیشه شکست میخوردم و دوباره چاق میشدم چون دستورهای مغزی من که عوص نشده بودن و من در نهایت در مقابل اون همه افکار و باورهای چاقی و دستورهای چاقی و تصویرهای چاقی شکست میخوردم و حالا که در این مسیریم بر عکس متوجه میشم هم افکار من هم اعمال من هم باورهای من تا حد قابل ملاحظه ای تغییر کرده اند و نتیجه ی لاغری من هم به اندازه ی همین تغییراتم در من به وجود اومده که در واقع بارها استاد این تغییرات رو برای ما توضیح دادن که در پروسه ی لاغری با ذهن این تغییرات دقیقا بر عکس چاقی هست اول از سطح فکر شروع میشه و بعد به تغییر اعمال میرسه و بعد به تغییر اندام میرسه که همون نقشه ی ذهنی لاغری هست که باید اول به خوبی در ذهن خودمون ترسیمش کنیمو بعد از ایستگاه اول که تغییر افکار هست شروع به حرکت کنیم تا به ایستگاه آخر که تغییر اندام هست برسیم )
هر رفتاری دو بخش داره هم بخش دستور دهنده و هم بخش اجرا کننده و یک بخش دیگه هم هست و اون باور ما نسبت به اون رفتار هست و این تعیین میکنه این رفتار چه نتیجه ای در ما به وجود میاره و این باور و انتطار ما هست که نتیجه رو تعیین میکنه پس خیلیا هستن در اطراف ما که خیلی پرخوری میکنن ولی متناسب هستن شباهتش با ما چیه اونم داره زیاد غدا میخوره و ما هم داریم زیاد غذا میخوریم و هیچ فرقی با هم نداریم هر دو داریم به فرمولی جواب میدیم و پرخوری میکنیم اما چه چیزی متفاوتی بین هر دو وحود داره که باعث چاقی در من میشه اما در اون نمیشه ؟؟؟؟باور ما هست و اون فرد فکر نمیکنه که این غذا باعث چاقی من میشه و کلی افکار غلط در ذهنش نیست اما فرد چاق چون تعریفش از مواد غدایی اشتباه هست که نون و بر نج و فست فود چاق میکنه پس انتطار من از مواد غذایی چاقی بیشتر هست و اما اون فرد متناسب نتیجه اش میشه تناسب اندام و از این افکار نداره و میگه من گرسنه ام و میخوام بخورم ولی فرد چاق هی غداش رو کم کنه لاعر نمیشه چون باور داره با خوردن چاق میشه .(باور بخش بسیار تاثیر گذاری هست در کنار اون دو بخش یعنی نتیجه ی نهایی رو باور من رقم میزنه و اتفاقا چون من خواهر متناسب دارم که بسیار زیبا اندام هست که علاقه به چیپس و پفک هم مثل من داره و وقتی نگاه میکنم به خوردنش میبینم در جمع اونم مثل من همون مقدار چیپس و پفک میخوره ولی با خیال راحت و اما من قبلا که در این مسیر نبودم عداب وجدان داشتم ناراحت میشدم و همش میگفتم چرا خوردم کاش نخورده بود دیگه چاق شدم حتی یه جاهایی بقیه من رو مسخره میکردن که بازم تو غدا خوردی که هی بگی چرا خوردم بابا ول کن خوردی که خوردی دیگه اینقدر نگو و حالا دقیقا بر عکسش رو تا جایی که تونستم دارم عمل میکنم اگر شیرینی با چایی خوردم اگر میلم شد پفک و چیپس خوردم اگر فست فود خوردم یا … میگم این مواد خوردنی همه برای ادامه ی حیات من صروری هستن و نیاز هستن اگر به اندازه نیاز بخورم و درست بخورم و هر وقتم خوردم با حس خوب و لدت خوردم و گفتم نوش جونم اصلا فکر کردن نداره همین افکار من هست که چاقی رو در من به وحود میاره و بارها نشان خودم دادم ببین دخترم یا خواهرم یا همسرم چه راحت و بدون دعدعه میخورن اما انصافا کم میخورن به اندازه نیاز میخورن ولی هر چیزی که بخوان بدون محدودیت میخورن منم با نشون دادن الگو به ذهنم این قضیه رو راحت تر کردم و پذیرفتم ولی هنوزم باید روی باورهام کار کنم که باوحود هر چیزی که میخورم من باید لاعر و متناسب باشم و جسم من به راحتی متناسب میشه اگر افکارم و باورهام و رفتارهام با هم همسو بشن )
فرمول
عملکرد
باور یا انتطار
این سه بخش بسیار مهم هستن در تغییر کردن اما نتیجه ی نهایی رو این اخری تعیین میکنه که فیزیکی هم نیست و نمیبینمش
همه ی ادمها میگن باید کار کنیم تا پول در بیاریم و به خاطر همین دانشگاه میرن و مدرک میگیرین و مشعول کار هم میشه اما باوری میاد وسط که درذهن افراد متفاوت هست و بعضیا میگن با این اوضاع هر چقدر کار کنی به جایی نمیرسی و هر چقدر کار کنی رنگ خوشبختی رو نمیبینی چون باورش نتیجه ی نهایی رو رقم میزنه نه نوع کار و مقدار کار و فرد موفق هم داره کار میکنه و باورهاش موجب موفقیت میشه
هر چه باورها رو تغییر بدیم نتیجه متفاوت میشه مثل استاد .
وقتی فکر با عملکرد و با باور درست هماهنگ بشه نتیجه اش عالی میشه .
مثلا خیلیا میگن چون سنم بالا رفته و سوخت و سازم بدنم کم شده با این افکار یک دفعه فرد اضافه وزن پیدا میکنه چه چیزش تغییر کرده ؟؟؟ باور این فرد تغییر کرده و هر چقدر مراقبت کنه و کمتر بخوره فایده ای نداره و روند جسمش تغییر میکنه (من خودم اواخر رژیمم دو تا باور جدید پیدا کردم که مانع لاعری من شدن اول اینکه کم کاری تیرویید دارم و دوم اینکه یه مشکل هورمونی دارم که بارها از طرف اطرافیان و دکتر متخصص شنیده بودم این داروها و این مشکلات باعث چاقی تو میشه و به محص دریافت این حرفها انگار من نبودم که داشتم وزن کم میکردم یک دفعه روند من بر عکسش شد و استرس و ناراحتی من بیشتر شد اما همیشه از خودم سوال میکردم مگر یه قرص شیمیایی میتونه من رو چاق کنه اگر من زیاد نخورم ؟و هر چقدر کم میخوردم فایده نداشت چون باورهای من خراب شده بود و همون باورهای من نتیجه رو رقم میزد و حالا هی من ورزش سخت میکردم و یا کم خوری شدید میکردم اصلا فایده نداشت هیچ تازه چاقتر هم می شدم چون اون باورهای خراب داشت تاثیر هودش رو میزاشت و نتیجه رو رقم میزد ولی الان اصلا هیچ مانعی ندارم چون اطرافیان من با وجود خوردن این دو قرص بسیار متناسب هستن و من این دو رو باور رو رد کردم و دیگه قبول نمیکنم )
پس درستش چی هست ؟به دنبال پر خوری نباشید رفتار صحیح چی هست حالا اگر فردی پر خوری میکنه و لاعر هست جون باورهاش با ما فرق داره و اما رفتارش صحیح نیست و اگر یه جایی باورش خراب بشه کارش ساخته هست پس به دنبال پر خوری مثل اون نباش چون باورهات خراب شده پس به دنبال اون نباش که رفتارهای غلط یک نفر دیگه رو انجام بدی .(من از وقتی وارد دوره ها شدم بارها گفتم دوست دارم یک متناسب با رفتارهای متناسب و عالی باشم و من این چنین دوست دارم لاغر بشم و این لاغری مد نظر من هست و بارها هم استاد گفتن )
رفتار صحیح مشخصه من هر روز به هر اندازه که نیاز بدنم هست و رضایت دارم میخورم و به اندازه صد سال زندگی میکنم و درستش همین هست درست بخورم و لدت ببرم و زنده باشم پس به سبک شخصی خودت زندگی کن و کاری به کسی نداشته باش پس تو منطقی رفتار کن و لدت ببر و حالت رو خوب کن .(من عاشق این سبکم و من عاشق این مدل خوردنم و این زندگی کردنم و در اوج ارامش و لدت دارم میخورم و زندگی میکنم و هر روز به جسمم فرصت بیشتر میدم تا من رو متناسب کنه و اصلا من عاشق اون قسمت خودم شدم که غذا هست شیرینی هست من نمیتونم بخورم چقدر لدت بخش هست البته همون موقع ممکنه متوجه نشم بعدش که یادم میاد میگم ببین چقدر عالی رفتار کردی بود اما تو نخوردی به این میگن تغییر کردن پس چه بخوایی چه نخواهیی لاغر میشی فروغم )
چاقها فکر میکنن هر چه در اطرافت بود باید بخوری ولی حالا متوجه شدم نه غذا باید بخورم برای نیاز بدنم نه برای اینکه شاد بشم و یا همسرم غدا بخوره و یا بچه ام بخوره این فرد خودش رو نابود میکنه مثل شخصی هست که یک نفر کار میکنه تا همه ی اهالی خونه رو خرجی بده و ساپورت کنه و در نهایت زود از بین میره پس در مورد خوردن هم همین طور هست اگر به خاطر همه بخوری نا بود میشی .(من مدتها هست هر وقت گرسنه بشم غدا میخورم و حتی منتظر همسرم نمیشم چون دیر و زود میاد و زمان اومدنش ثابت نیست پس من میخورم و منتظر نمیشم و هر وقت ایشون هم اومدن براشون غدا میگیریم ولی خودم میل به خوردن ندارم و راحت از کنار میز غذا رد میشم در حالی که قبلا یه عالمه میخوردم مثلا ته دیگ برنج رو میخوردم یا خورشت خالی دو کاسه میخوردم و یا با نون چند لقمه میکشیدیم و میخوردم و …ته بندی میکردم تا همسرم از سر کار بیاد و با ایشون هم بشینم غدا بخورم ولی حالا نمیتونم و اگر هم از روی عادت بخوام موقع جمع کردن سفره نوک بزنم صدایی بلند در ذهنم میاد که نکن تو داری رفتار غلط انجام میدی چون سیری و یا موقع سرخ کردن عدا اگر بخوام نوک بزنم بازم یه صدایی هست که به من هشدار میده و من رو منع میکنه و من با گوش دادن به این صدا کلی تغییر عادت داشتم و موفق بودم و هستم در ریزه خواری نکردن مخصوصا با چالش من این رو نخوردم خیلی اصولی برطرفش کردم )
خوردن باعث چاقی نمیشه این درسته باید عدا بخوری تا زنده بمونی ولی نه اینکه همه چیز در اطرافت رو بخوری باید درست رفتار کنی دلیل نمیشه همه چیز رو بخوری و اگر نخوری بگی نمیشه انکار رژیمم نه ببین چه دوست داری اون رو بخور افراد لاغر همه چیز میخورن ؟؟؟؟(نه والا متناسبهای اطراف مثل دخترم اصلا عدا رو نمیبینن اینقدر میخورن که زنده بمونن واقعا در حد رفع نیاز بدنشون میخورن اما بدون افکار منفی هر وقت هر چی خواستن در هر زمانی میخورن بارها شده دخترم نصف شب مرغ سوخاری خریده خورده یا سیب زمینی مخصوص و یا آیس پک خورده ولی خوب بگو در طول روز خیلی کم خورده یا اصلا خوب نخورده که شاید یه جاهایی اینقدر کم خورده که من تذکر دادم بخور ادیت میشی ولی فارغ از زمان و نکان و نوع غدا میخوره و بسیار متناسب هست و اصلا کاری به غداهای اطرافش،و تعریف و تمجید دیگران نداره در مورد غذا اگر بخواد میخوره اگر نخواد امکان نداره به زور بخوره ) .
اصلا گرسنگی زمانی نیست بگی فلان ساعت
پس فکر و عمل و باور باید همه رو تغییر بدی تا موفق بشی نمیشه یکی رو تغییر ندی فایده نداره .
من به راحتی بعد از یه مدت عملکردم تغییر کرد و دیگه پرخوری نکردم دیگه ریزه خواری نکردم و دیگه عذاب وجدان نداشتم و …. و روی من تاثیر مثبت گداشت .
ترس از خوردن ریشه داره در ذهن افراد چاق پس عجله نکنید و نخوایید اختلال ایجاد کنید
اگاهی به خودت بده و از درون تغیر میکنی و چقدر احساس قدرت پیدا میکنی که خودت تونستی در خودت تغییر ایحادی کنی که سالها بقیه نتونستن در ما تغییر به وجود بیارنولی حالا ما بدون تحمیل کردن داریم لاعر میشیم و این ارزش داره و در ما قدرت به وحود میاره .
خورون ارتباطی با جاقی نداره اما تعریفی که شما از خوردن دارید شما رو چاق میکنه (واقعا من از روز اول که استاد تعهد گرفتن و نوشتم خودم مسول چاقی خودم هستم و حالا مسول لاعری خودمم هستم اونجا احساس قدرت کردم و اونجا که واقعا تغییر در اندامم رو دیدم دیگه به خودم ایمان اوردم و احساس توانمندی کردم که میتونم و ادامه دادم و هنوز م ادامه میدم چون همین برای من ارزش داره و سالها من رفتم متخصص تغدیه و ورفتم باشگاه ولی نمیتونستم وزنم رو ثابت نگه دارم یا متناسب بشم و نتونستم پرخوری نکنم و یا بگم میل ندارم ولی حالا به راحتی همه چیز تغییر کرده )
اگر شما از نحوه ی عملکردت راصی هستی کاری به خوردنت نداشته باش فقط تصویر ذهنیت رو عوض کن کارت درست میشه .ولی اگر از خوردنت ناراضی هستی اول باید این رفتار رو اصلاح کنی و بعد باورهات رو تعییر بده تا موفق بشی و این رژیم نیست اصلا این دوره ها گرسنگی نداره فعالیت نداره اگر از رفتارت ناراصی هستی باید اصلاحش کنی و این ربطی به رژیم نداره ما میخواییم درست رفتار کنیم تا از رفتار خودمون راضی باشیم و عداب وجدان نداشته باشیم حتی در دوره های استاد حتی جاهایی هست که اگر با خوردن خودت مشکل نداری اصلا تمرینات رو انجام نده و بگدر ولی اگر هر روز از خوردنت حالت بد میشه این تجربه تاثیر بد میزاره و هر چقدر فکر کنی فایده نداره با فکر تغییر نمیکنی تجربه ی فکر خیلی قدرتش از تجربه ی عملکرد کمتر هست .
اگر خودت مشکل داری و احساست بد میشه باید درستش کنی اول
باید از آموزش ذهنی استفاده کنی برای اصلا ح افکار و عملکرد و اصلاح باور و هر سه رو هماهنگ کن تا تغییر کنی و هیچ ربطی به رژیم نداره .
هر عملی از فکر شروع میشه و بهش عمل میکنی و در نهایت تجربه ای به دست میاری که با باور شما هماهنگ هست .
من اینجا هستم تا سبک شخصی خودم رو در خوردن و زندگی کردن به دست بیارم .( من قبلا در هسه بخش تا حدودی مشکل داشتم و حالا خیلی بهتر شدم و هنوزم میخوام که بهتر باشم و میدونم بهتر میشم و همچنان ادامه میدم تا انتظارم از خودم این باشه ک من به زودی یه شگفتی ساز میشم و در وزن دلخواهم قرار میگیرم و لذت میبرم )
سلام استاد عزیز، امیدوارم بتونم جوابم رو از شما بگیرم چون ذهنم رو خیلی درگیر کرده!!
اول از همه تشکر میکنم از شما برای این سایت فوق العاده و عالی و فایل های اگاهی دهنده و زحماتی که شما به رایگان در اختیار ما قرار داده اید، بینهایت سپاسگزارم استاد عزیزم.
سوال من این است همانطور که شما فرمودید احساسی که خوردن در ما ایجاد میکند تعیین میکند که ما چاق باشیم یا لاغر. سوال من در مورد عادت های بدی است که افراد چاق به ان مبتلا هستند و باعث چاقی در انها شده، مثلا پرخوری یا مصرف بی رویه شیرینیجات، مثلا من وقتی چیزی میخورم که فکر میکنم میتونستم نخورم یا دلیلی نداشت بخورم احساسم بد میشه و عذاب وجدان میگیرم در حالی که خیلی هم علاقه به خوردنش دارم، حالا میخواستم بدونم من از کجا بفهمم که منم مثل انسان های لاغر چیزی خوردم که هوس کردم و ازش بگذرم یا متوجه باشم که عادت اشتباهیست که باید ترکش کنم؟ مرز بین این دو کجاست؟ ممنون میشم بهم جواب بدهید و بی صبرانه منتظر پاسخ شما هستم. پیشاپیش صمیمانه از شما تشکر میکنم.
سلام دوست عزیز
به مرور که از محتوای آموزشی استفاده کنید مهارت شما در شناسایی و تحلیل افکاری که در ذهنت داری بیشتر می شه
در مورد موضوعی که مطرح کردید مشکل اصلی “علت خوردنه”
1- افراد متناسب قطعا هر چیزی رو دوست داشته باشند می خورند
1- افراد چاق هم قطعا هر چیری رو که دوست داشته باشند می خورند
2- افراد متناسب وقتی نیاز به خوردن داشته باشند اون چیزی که دوست دارند رو می خورند
2- افراد چان اهمیتی به نیاز بدن ندارند و هر بی دلیل اون چیزی که دوست دارند رو می خورند
3- افراد متناسب وقتی چیزی که دوست دارند رو می خورند به اندازه ای می خورند که لذت خوردن با رنج و غذاب پرخوری خراب نشه
3- افراد چاق وقتی چیزی که دوست دارند رو می خورند به اندازه ای می خورند که لذت خوردن با رنج و عذاب پرخخوری خراب می شه
نکته اول که باید بهش توجه کنیم “نیازه”
کار سختی هم نیست اگه بخوایم توجه کنیم
مثلا اگه شما نیم ساعت قبل غذا خوردی هیچ میلی به خوردن نباید داشته باشی چون خوردن برای تامین انرژی بدنه
مثل دستشویی رفتن که برای دفع مواد زائده
چرا نمی ری تو دستشویی بشینی کتاب بخونی
چرا برای خوابیدن از دستشویی استفاده نمی کنی
شرایط و چگونگی استفاده از دستشویی کاملا مشخصه و از آن در جنبه های مختلف استفاده نمی کنیم
در مورد همه چی به همین شکل عمل می کنیم فقط در مورد خوردن اینطور نیستیم
به خوردن که می رسیم اصلا مهم نیست نیاز داریم یا نه
چون وجود داره باید بخوریم
شما هر کاری رو به این شکل انجام بدی نه تنها نتیجه مطلوب نمی گیری بلکه همیشه احساست بد می مونه
پس اولین مورد درک “علت خوردنه”
و وقتی به این شکل به موضوع نگاه کنیم می بینیم که در 90 درصد مواقع واقعا نیازی نداریم ولی هر بار به دلیل متفاوت و مسخره ای بازم می خوریم
اینها به مرور درست می شه این توضیحات جهت اطلاع بود و شما باید مسیرت رو ادامه بدی و سعی کنی به آموزشها عمل کنی
بدون احساس بد و نگرانی ادامه بده نتیجه عالی می گیری
نشان های دریافت شده
سلام🙂
یادمه این فایل در طول چالش من اینو نخوردم ضبط شد در پاسخ به سوال یکی از دوستان که اتفاقا از دوره ورود به سرزمین لاغرها نتیجه گرفته بودن و الان سوالشون این بود که چرا شما که همیشه میگین خوردن ترس نداره و مواد غذایی ادم رو چاق نمیکنه داری روی قضیه خوردن کار میکنید؟؟؟
بله درسته خوردن آدم رو چاق نمیکنه
مواد غذایی جهت تامین انرژی بدن هستن ونمیشه برای لاغر شدن خوردن رو حذف کنیم
شاهد این قضیه افراد لاغری هستن که اتفاقا خیلی هم پرخورن ولی متناسبن و افراد چاق زیادی رو هم میبینیم که اتفاقا خیلی کم میخورن ولی چاقن و نهایت میتونن وزنشونو ثابت نکه دارن یا روند چاق شدنشون رو کند کنن🤨😶
از همین مثال نقض میشه فهمید که قانون خوردن مساوی چاقی اصلا وجود نداره و نمیشه برای لاغر شدن خوردن رو کم کنیم یا حذف کنیم
همه آموزشهای لاغری با ذهن بر این اساسه که چاقی ناشی از یکسری فرمول اشتباه ذهنی هست که از بچگی به خاطر دیده ها و شنیده هامون درباره چاق شدن و افراد چاق از اطرافیان دریافت کردیم که در زمان مناسبش باز شده و ما رو چاق کرده
و تنها تفاوت افراد چاق و افراد لاغر در وجود همین فرمولهای چاق کننده در ذهن هست که منجر به ایجاد تصاویر چاق کننده در ذهن افراد چاق شده و در نهایت مغز هم دستوراتی صادر کرده که منطبق با اون تصاویر باشه و این دستورات منجر به عمل و رفتارهایی شده که برای ما احساس خوب یا بد داشته و هر دوی این احساسات اون فکر اولیه و فرمول اصلی رو تقویت کرده و ما باز از اون رفتار بیشتر انجام دادیم و در واقع تکرار اون رفتار برای ما تبدیل به عادت شده
عادتهایی که ما اونا رو مسئول چاقیمون میدونیم در مورد من خوردن شیرینی و هله هوله و شکلات یه رفتار چاق کننده بود یا خوردن بیش از حد در مهمانیها و دورهمیها که منجر به فشار شکم میشد و سنگینی و نفخ شکم و درنهایت عذاب وجدان و سرزنش خودم بابت اینکه نتونستم جلوی شکمم رو بگیرم
و حالا در روش رژیم گرفتن روی میزان خوردن تعداد دفعات خوردن و اینکه چی بخوریم چی نخوریم مانور میدیم و توی ذهنمون به یه عالمه خوراکی برچسب چاق کنندگی و لاغر کنندگی میزنیم و میخوایم بر اساس کم کردن چاق کننده ها و افزایش مصرف لاغر کننده ها وزن رو کاهش بدیم در صورتیکه در لاغری با ذهن یاد میگیریم که غذاها همشون جهت رفع نیازهای بدن ما به انرژی هستن وما بهشون برچسب زدیم و بر اساس اون برچسب هم در جسم ما عمل میکنن مثلا وقتی ما برنج رو چاق کننده میدونیم هر بار که برنج بخوریم چاقتر میشیم بر این اساس خیلی از افراد چاق رو میشناسیم که برنج رو در هفته نهایتا یکی دو بار اونم به مقدار کم میخورن و باز هم چاقنولی افراد لاغری رو میشناسیم که هر روز روزی ۲ بار برنج میخورن ولی متناسبن😏
در ذهن ما خیلی از لذت ها مساوی با خوردن تعریف شده که همین در افراد متناسب اصلا اینطور نیست مثلا تفریح کردن برای ما حتما معادل خوردنه سفر کردن معادل خوردنه دورهمی مساوی خوردنه حتی زیبا بودن و توی چشم اومدن و مورد تایید دیگران بودن هم مساوی خوردنه
همینه که ما موقع سفر سبد داخل ماشین رو از خوراکیهای مختلف پر میکنیم یا در دورهمی های دوستانه حتما شیرینی کیک وآجیل و میوه و…رو فراهم میکنیم تا به اصطلاح خودمون بیشتر خوش بگذره😁😁
در لاغری با ذهن ما درک میکنیم که حتی رفتارهای پرخورانه ما هم ناشی از اون فرمولهای ذهنی ما است که منجر به عا تهای پرخوری شده و ما لازمه اونو تغییر بدیم تا رفتار تغییر کنه ولی از اونجاییکه رفتار هم منجر به احساس میشه و احساس ناشی از اون رفتار منجر به تقویت اون فرمول میشه (چون به صورت تجربه در اومده )میشه با مهندسی معکوس رفتار غذایی رو هم تغییر داد تا فرمول راحت تر سست بشه و تغییر کنه👌👌👌
البته این کار برای کسانی هست که از رفتار غذایی خودشون راضی نیستن و اون رفتار تکرار شونده رو عامل چاق شونشون میدونن و بعد از این رفتار غذایی عذاب وجدان میگیرن و احساس بد و خودشون رو سرزنش میکنن پس این رفتار در ذهن اونا تجربه ای هست که منجر به تقویت فرمول ذهنی چاق کننده (خوردن=چاقی)میشه
ودر چالش من اینونخوردم به صورت خیلی مویرگی روی اون عامل خوردن کار میکنیم و اونو کمرنگ میکنیم تا از اثر احساس ناشی از تجربه خوردن برفرمول اصلی که خوردن رو عامل چاقی میدونه استفاده کنیم و فرمول رو هم ضعیف تر کنیم
خوب در مورد افرادی که با خوردنشون مشکلی ندارن و از نحوه خوردنشون راضی هستن و احساس خوبی دارن لازم نیست که از این تمرینها استفاده کنن چون احساس ناشی از خوردن روی اونا تاثیری نداره
تجربه من از شرکت در این چالش
این بود که میل من به شیرینی وهله هوله کم شده و کلا شیرینی زیاد دلم رو میزنه 😊
هله هوله دیگه توی خونه ما خورده نمیشه و حتی پسرم هم دیگه نمیخوره و خریدش کلا کنسل شده😊
دیگه میلی به خوردن شکلات بعد از غذا ندارم🙂
و اگه میلم بکشه کیک یا شکلات با چاییم بخورم به میزانی که دوس دارم میخورم اونم بدون ترس از چاق شدن😊😊
نشان های دریافت شده
سلام استاد
سلام دوستان
امروز داشتم مطالب دفترم در مورد گام ۵۱ رو که نوشته بودم میخوندم و دوباره فایل رو گوش دادم
رفتم صفحه بعد دیدم اسم این فایل رو نوشتم و مطالبی نوشتم و کنارش نوشتم فایل خیلی عالی
مال تقریبا یک ماه پیشه
چون داشتم این مدت دوره میکردم تا فایل ۵۴ که گوش داده بودم رو .
خلاصه درونم گفت اینم حتما گوش کن
اول تصویری دیدم و بعد در طول روز ۴ بار صوتی گوش دادم
درکم خیلی متفاوت بود و جواب سوالم اومد
انگار سری پیش بهش توجه نکرده بودم
اینکه برام جا افتاد چاقی و لاغری به خوردن و نوع مواد غذایی و مقدارش هیچ ربطی نداره
امروز اینو خوب فهمیدم
و اونجا که گفتید اگر میبینی حس و حال خوبی نداری بعد عملکردت حالا میخاد خوردن باشه یا هر چیزی اونجاس که باید تغییری در فکر و عملکرد و باورت ایجاد کنی
من واقعا بعد خوردن هام ۹۰ درصد مواقع حس خوبی ندارم و حس نارضایتی از خودم دارم و مسلما احساسم خوب نیست و اون احساس بدم مانع نتیجه که دلم میخاد میشه
چون ذهنمم رو ناخاسته است و انتظار ناخاسته هم میکشم پس همون میشه که انتظارش رو میکشم
در کنار باورم به مواد غذایی ، حجمش، نوعش که امروز خوب برام جا افتاد باید ترمیم عملکرد انجام بدم
امشب امتحانش کردم
موقع افطار هرچی دلم میخواست رو گذاشتم ولی در حد سبکی خوردم و به خودم گفتم نعمت های خدا بی انتهاس هر موقع نیاز داشتی بازم هست
درسته تا تغییر فاصله دارم ولی از همین درک خیلی خوشحالم، امروز گیر کارم رو پیدا کردم، چون منم میگفتم اگر به غذا و انداژش درست بزنم پس چه فرقی با رژیم داره ؟ پس چه جوری ذهنیه؟!
امروز جواب عالی و منطقی برای ذهنم رو گرفتم و براش باور پذیر شد
البته که دلم میخاد بازم و بازم این فایل رو گوش کنم
الان که داشتم به درکم از این فایل و مزه مزه کردن آگاهیم تفکر میکردم، ذهنم مثالی برام زد
بهم گفت استاد عباسمنش رو ببین ، امروز ازش فایلی شنیدم که گفت برای انرژی بیشتر مدت زیادیه که گوشت نمیخورم
خوب اینو میدونستم و تو این یک سالی که تقریبا گوشت نمیخوره به هدفش که قوای جسمانی بالاتره رسیده اما اضافه وزن زیادی که داره با گیاه خواری کم نشده و این نتیجه رو میگیرم که چاقی و لاغری ربطی به نوع مواد غذایی نداره و الان دو وعده در روز میخوره و گیاه خواری و ربطی هم به حجم غذا نداره و جالبه در کنارشان خانوم شایسته که قبلا گوشت میخوردن و الان گیاه خوارن، قبلا متناسب بودن الانم متناسبن، و رفتارشون رفتار آدم متناسبه، سیر میشن دیگه نمیخورن، رستوران میرفتن قبلا غذایی که دوست داشت رو سفارش میداد و به اندازه نیازش میخورد ، …
اینجاست که فرق باورها و انتظار از خودمون مشخص میشه
، خیلی از فایل لذت بردم ، ازتون سپاسگزارم.
نشان های دریافت شده
آیا خوردن در چاقی ونخوردن در لاغری موثر است ؟بیشتر افراد چاق خوردن را اصلی ترین عامل در چاقی خود میدانند و از کلمه خوردن هم لذت میبرند وهم میترسند لذت را وقتی دارند که خوردن اشان شروع میشود ودر هنگام خوردن به هیچ چیز جز خوردن فکر نمیکنند ولی ترس از خوردن هم قبل از خوردن را دارند وهم بعد از خوردن در واقع ترس از خوردن جنبه بزرگتری نسبت به لذت از خوردن را برای افراد چاق در برمیگیرداکثر افراد چاق سوالاتی در ذهن خود مطرح میکنند از قبیلچرا من هرچی میخورم چاق میشوم ؟ چی بخورم که چاق نشوم ؟ چی بخورم لاغر شوم ؟ چطور بخورم که لاغر شوم ؟ به چه اندازه از چه مواد غذایی بخورم که چاق نشوم ؟ چیکار کنم زودتر لاغر شوم ؟ چه راهی را پیدا کنم که هم خوب بخورم وهم لاغر شوم ؟در مسیر لاغری با ذهن ما یاد گرفتیم که افکاری که در ذهن امان داریم که از کودکی تا به حال با آنها سر کردیم واین افکار از جهتهای مختلف وارد ذهن ما شده اند وپس از انباشته شدن آنها در ذهن امان به شکل فرمول در آمده اند وبا کد بندی دستوراتی برای مغز ما صادر کرده اند که بعد از آن به شکل تصاویر در مغز نمودار شدند وآنگاه رفتار ها وعادتهای ما را تشکیل داده اند یکی از این فرمولها کلمه خوردن یا نخوردن استاگر بخواهیم بر سر این فرمول خوردن بحث کنیم باید از سه جهت آن را مورد بررسی قرار دهیممنبع دستور خوردن ( متافیزیکی )عمل خوردن ( فیزیکی )تجربه خوردن ( متافیزیکی )تجربه خوردن و دستور خوردن که هردو متافیزیکی است میتواند عمل خوردن را پر تکرار کند وتاثیری قوی برخوردن داشته باشد که عملی فیزیکی است زیرا این دو دستور متافیزیکی با احساس ما سرکار دارد واحساس چه به صورت خوب وچه به صورت بد میتواند بر اعمال فیزیکی ما تاثیر گذار باشد وباعث تقویت وگسترش عمل مربوطه گردد مانند تجربه ایی که از خوردن کسب میکنیم باعث گسترش عمل خوردن یا همان فرمول و فکر اصلی خوردن میشود با این که بعد از خوردن ما ناراحت ومعذب هستیم ولی بخاطر تجربه خوردن که احساس خوب ولذت موقع خوردن داشتیم وذهن بخوبی این احساس خوب موقع خوردن را به یاد دارد آن عمل خوردن را درما گسترش میدهد واحساس بد بعد از خوردن بدست میاید برای همبن افراد چاق به پرخوری خود ناخودآگاه باز هم ادامه میدهند واحساس عذاب وجدان آنها بعد از پرخوری است چون تجربه هر بار پرخوری باعث تقویت فرمول ایجاد کننده آن میشود همان فرمولی که موقع خوردن از آن لذت میبرند واین لذت باعث گسترش فرمول پرخوری میشودمنبع دستور خوردن را بشناسیممنبع تمام دستورات فیزیکی که برای جسم صادر میشود مغز میباشد مغز به شکل یک فرمانده برای تنظیم اعمال جسم عمل میکند این فرمانده نیاز به اطلاعاتی دارد که طبق آن دستورات مورد نظر را برای اعضای داخلی وخارجی جسم صادر میکنداطلاعاتی که از بدو تولد بصورت کد به مغز داده شده مثل تنظیم فشار خون . ضربان قلب . پلک زدن چشم . حرکات دست ویا پا وغیره …..بعد از ورود به جهان مادی خداوند بخاطر حق انتخابی که به انسان داده قسمتی از مغز را برای برنامه ریزی دلخواه انسان به خود انسان واگذارده تا انسان بتواند استقلال و آزادی برای برنامه ریزی مغز خود داشته باشد در واقع این آزادی به ذهن ناخودآگاه وذهن آگاه انسان داده شده تا بتواند آن را برنامه ریزی کند هردو ذهن خود آگاه وناخود آگاه به مغز بطور متافیزیکی متصل است ومیتوانند بر بخشهایی از مغز تاثیر گذار باشند بطور مثال ما میخواهیم تجربه ایی در مورد خواسته خود بدست آوریم اطلاعاتی از آن خواسته را به مغز و ذهن خود آگاه خود میدهیم البته تصمیم تجربه کردن در ذهن خودآگاه ما صورت میگیرد و دخیره اطلاعات در مغز ما انجام میپذیرد وسپس آن را به صورت فیزیکی به عمل در میآوریم و تجربه آن عمل را به صورت متافیزیکی درک میکنیم واین تجربه به شکل احساس خوب ویا بد صورت میگیرددر این موقع برای آن خواسته مورد نظر ما یک پوشه در مغز باز میشود تا اطلاعات مورد نظر در آن جای بگیرد ونیاز ما برای دسترسی به آن اطلاعات سریعتر باشد وتجربه آن هم در همان پوشه ضبط میشودهرچه ما در یادگیری استمرار به خرج دهیم وبهتر عمل کنیم تجربه خوشایندتر هم خواهیم داشتچاقی وچاق شدن هم به همین شکل استپوشه ایی در ذهن ما بطور اگاهانه ویا نا آگاهانه باز میشود اطلاعات چاقی از کودکی با شنیده ها ودیده ها از ااطرافیان ورسانه ها وجامعه در این پوشه جای میگیرد و ذخیره میشود هر انچه که در باره چاقی شنیده ویا حتی تصاویری از آن چاقی ها دیده باشیم که احتمال چاقی را درما افزایش دهد وحتی تجربه چاقی دیگران وچراهای چاق شدن تماما در ذهن افراد ی که این پوشه چاقی در ذهن اشان باز شده ذخیره میگردد بعد از انباشته شدن این اطلاعات حالانوبت واحدی است که این اطلاعات را پردازش ودسته بندی وحتی زمان بندی کند وبه صورت فرمول ویا کد در بیاورد بعد از این پردازش ها کد های دستوری برای مغز از طریق ذهنی که اطلاعات را پردازش کرده میرود در این زمان مغز این اطلاعات کد ها ویا فرمول ها را به شکل تصاویر ی که برای مغز قابل شناسایی باشد در میآورد وبعد طبق آن تصاویر دستوراتی صادر میکند که رفتارها طبق همان دستورات باشد در این زمان ذهن ناخود آگاه هم به کمک مغز میاید واین دستورات را به شکل عادت در میآورد تا برای مغز و ذهن مصرف انرژی کمتر شود به همین شکل یک فرد از اطلاعاتی که وارد ذهن اش میشود تا چاق شدن پیش میرودحالا در پروسه لاغر شدن هم به همین شکل این روند صورت میگیرد ابتدا باید اطلاعات لاغر شدن را به ذهن بدهیم وچنان در گسترش این اطلاعات کوشا باشیم تا ذهن مملو از اطلاعات لاغری گردد وبعد طبق این اطلاعات داده شده واحد پردازش شروع به دسته بندی وکد بندی میکند و به مغز میدهد مغز هم تصاویر لاغر ی ولاغر شدن را ایجاد میکند وطبق آن تصاویر دستورات لاغری را صادر میکند واین دستورات به شکل رفتاری در جسم نمودار میشود باز هم به کمک ذهن که مملو از اطلاعات لاغری شده این رفتار ها به شکل عادت ذخیره میشود و جسم طبق عادت های جدید غذایی به سمت لاغر شدن پیش میرودهر عملی که از ما سر بزند به دستور مغز است که اطلاعات در آن وجود دارد و مغز طبق آن اطلاعات دستور برای عمل کردن را صادر میکند مانند خوردن مواد غذایی که به صورت پیش فرض در ذهن ما گنجانده شده زمانی که یک کودک پابه جهان مادی میگذارد اولین حرکت کودک بعد از تنفس اولیه خوردن است که به صورت بردن دست خود به دهان است ومیخواهد خوردن را تجربه کند تمام انسان ها برای تحربه خوردن ومهارت در خوردن باید سیر تکاملی دست ها وانگشتان وبه دست گرفتن را طی کنند آنگاه بتواند در خوردن مهارت لازم را بدست بیاورند باید به این نکته توجه کامل داشته باشیم چه افراد چاق وچه افراد متناسب از عمل خوردن استفاده میکنند ولی سوال پرتکرار در ذهن افراد چاق این است که چرا من هرچه میخورم چاق میشوم ؟ ولی افراد لاغر هر چه میخورند چاق نمیشوند ؟ما الان کاملا واقفیم که تمام دستوارات مغز براثر اطلاعاتی است که در ذهن ما ذخیره شده وبه صورت فرمول دستورات مغز صادر میشود وتبدیل به عمل میگردد وتجربه عمل کردن را بوجود میاورددر مورد خوردن هم به همین شکل است طبق اطلاعات در ذهن دستورات خوردن صادر میگردد و عمل خوردن صورت میگیرد وبعد از آن تجربه خوردن ویا احساس بعد از خوردن بوجود میاید حالا این احساس تگر خوب ورضایت بخش باشد ویا احساسی بد و ناخوشایند این احساسات میتواند در ما سلامتی وتناسب ایجاد کند ویا بیماری و چاقی را پدید بیاورد که تعیین کنتده این عوامل در خوردن همان احساس ما میباشد یعنی حسی که بعد از خوردن در ما ایجاد میشود چه خوب ویا چه بد رابطه مستقیم با خوردن آن مواد غذایی دارد که اطلاعات در قبل آن در ذهن ما انباشته شدهمانند خوردن برنج افرادی که فکر میکنند برنج آنها را چاق میکند بخاطر اطلاعاتی است که از قبل در ذهن اشان راجع به ماده غذایی برنج ذخیره شده مانند برنج چاق کننده است برنج کربوهدراتش بالاست و باعث چاقی میشود شب برنج نخورید چاق میشوید ویا بیشتر از ۵ قاشق برنج چاقی میآورد این اطلاعات اولا باعث ترس از چاقی فرد نسبت به برنج میشود دوما وقتی شروع به خوردن برنج میکند هر آن انتظار چاقتر شدن دارد وهمین انتظار تجربه چاقی را برایش به ارمغان میآورد چون احساسش بعد از خوردن برنج خوب نیست وهمان حس را تجربه میکند در افراد متناسب این تجربه به شکلی است که تفاوتی بین برنج وریگر مواد غذایی نمیبینند و از برنج فقط برای رفع نیاز بدن اشان استفاده میکنند و احساسشان هم بعد از مصرف برنج خوب است وانتظار تناسب را هم از خودشان دارند وهیچ حس چاق کنندگی نسبت به مواد غذایی ندارندتمام این اطلاعات ذخیره شده در ذهن از الگوهایی است که از کودکی در معرض یاد گیری از آنها بودیم این الگوها از طرق مختلف مانند والدین مدارس جامعه رسانه در معرض دید و شنید ما بوده واین اطلاعات به جا مانده از آن دوران تا کنون نقشه ذهنی ما را ترسیم کرده وباعث این که هستیم در هر شرایط و مکان واحساسی قرار داریم تماما از این الگوهای ذهنی میباشد واگر در راستای خواسته های الان ما نیست ما میتوانیم طبق اختیاری که خداوند در ذهن ما نهاده برنامه ریزی جدید ونقشه ذهنی جدید را بوجود بیاوریم ولی ترسیم نقشه های ذهنی جدید به اطلاعات درست بستگی دارد که از طریق آموزش صحیح ذهنی صورت میگیرد تا بتوانیم به خواسته مورد نظر خود دست پیدا کنیم موضوع خوردن ویا نخوردن وارتباط این موضوع با چاقی چیست ؟برای لاغر شدن باید چه کاری انجام بدهیم ؟آیا رژیم ونخوردن ومحدوییت میتواند راه حل باشد ؟بالاترین باور افراد چاق خوردن است ودلایل دیگر مانند ارثی بودن چاقی و یا کم بودن سوخت وساز و عوامل دیگر تحت تاثیر فرمول خوردن کمرنگتر میگرددعمل کردن وفکر کردن دو رابطه متقابل است یعنی ما وقتی اقدام به عملی میکنیم قبل آن در مغز خود به طور آگاه ویا نا آگاه فکر میکنیم وبعد عمل را انجام میدهیم وبرای این فکر کردن آگاهی وداده هایی از قبل به مغز داده شده وبا تکرار واستمرار در آن عمل مهارت پیدا میکنیم وتجربه به دست میآوریم واز آن تجربه احساس بدست میاید اگر این استمرار ادامه پیدا کند تجربه بهتر وخالص تر میگردد چون دانشی که در آن خواسته داریم خالص وفیلتر میشود پس مهارت بهتری را در آن عمل بدست میاوریم ود واقع تجربه فرمول ذهنی را تقویت میکند وبهترمیتوانیم مهارت پیدا کنیم ودارای احساس خوب وبهتری داشته باشیم وحالا همین پروسه میتواند در پرخوری هم شکل بگیرد بدین شکل که فرمول چاقی در ذهن شکل میگیرد و تبدیل به رفتار پرخوری میشود و این رفتار با تکرار واستمرار به عادت تبدیل میشود وتجربه چاقی را بدست میاوریم وبعد در ذهن آن فرمول تقویت میشود وچاقتر میشویم واحساس در اینجا بد میشود وقتی اقدام به رژیم میکنیم چون فقط به عمل رژیم گرفتن توجه میکنیم وبه دستور مغزی که باید برای عمل کم خوردن بی توجه هستیم رژیم ما با شکست روبه رو میشود چون فقط به عمل رژیم گرفتن توجه داشتیمچون فقط به جسم توجه کردیم نه به مغز و دستور صادر کنتده است پس فکر وعمل در این موضوع و یا هر موضوعی در زندگی لازم وملزوم یک دیگرند ولی در این بین عامل سومی دیگر هم وجود دارد که باعث تفاوت در رسیدن به هر خواسته ایی است که آن باور و انتظار ما از رفتارمون وعملکردمون هستیم این باور وانتظار تعیین کننده موفقیت یا نا موفقیت ما میشوددر افراد چاق وافراد متناسب همین تفاوت باور وانتظار است که باعث جاقی ویا لاغر ی میشود فکر یک فرد متناسب نسبت به مواد غذایی این است که هیچ چیز باعث چاق شدنش نمیشود ولی در فکر یک فرد چاق بیشتر مواد غذایی باعث چاقی اش میشود مثل برنج چاقم میکنه روغن چافم میکنه فست فود چاقم میکنه نان چاقم مبکنه چون انتظار فرد چاق از مواد غذایی چاق شدن است حتی اگر کم هم بخورد چاق میشود ولی یک فرد متناسب چون انتظار چاقی از مواد غذایی ندارد وبه غذا به عنوان سوخت وانرژی برای رفع گرسنگی نگاه میکند هر چقدر که نیاز بدنش است میخورد وچاق هم نمیشودپس تعیین کنتده چاقی انتظاری است که افراد از خودشان دارند ونتیجه فرمول ذهنی وعملکرد را انتظار وباور تعیین میکنداین پروسه در تمام جنبه های زندگی وجود دارد در کسب وکار وتحصیل و روابط هم میتواند باشد فکری که درمغز بوجود میایید وفرمولی که در ذهن دارد و عملکردی که نشان مبدهد تحت تاثیر آن فکر و فرمول اما انتظار و باور است که نتیجه را رقم میزند اگر باور ها وانتظارات تغییر کند میتواند فرمول و عملکرد را تغییر داد وقتی فرمول ذهنی چاقی میخواهد تغییر کند وبه فرمول درست وعملکرد درست برسد اول باید باور وانتظار خود را در باره آن فرمول تغییر دهیم وباور داشته باشیم که از مسیر درست حرکت میکنیم وداده های درست را به ذهن بدهیم وبعد طبق آن فرمولهای صحیح دستورات مغز تعییر میکند وعملکرد خوردن هم تغییر میکند ولی اگر باور وانتظار ما تغییر نکند این فرمولهای جدید نمیتواند کارساز باشد باید انتظار امون هم به لاغر شدن تغییر کندیک فرد لاغر هر چقدر هم که بخورد چون باورش این است که چاق نمیشود چاق هم نمیشودولی رفتار درست این است که از هر چیری که دوست داریم به وقت خودش به اندازه بخوریم ما نمیتوانیم مثل یک فردی که پیش فرض ذهن اش لاغری است بخوریم وانتظار لاغر شدن داشته باشیم چون فرمولهای چاقی هنوز در ذهن ما وجود دارد و تا این فرمولها کم رنگ شود زمان میبرد وباید به اندازه نیاز امان بخوریم و پرخوری نکنیم تا فرمولهای جدید در ذهن تثبیت شودوقتی خوردن باعث چاقی نمیشود که رفتار غذا خوردن ما درست باشد یعنی وقتی گرسنه هستیم بخوریم وبه حد نیاز بخوریم وبعد از سیر شدن غذای اضافه نخوریمعملکرد خوردن را باید اصلاح کنیم تا به احساس خوب برسیم وفرمول ذهنی جدید را جایگزین کنیم عملکرد باعث بهتر تغییر کردن فرمول ذهنی میشود ودر واقع هردو فکر وعملکرد هر دو به هم ربط دارد گاهی با فکر و باور میتوان فرمول را تغییر داد وگاهی با عمل کردن میتوان فرمول را تغییر داد ولی در هردو مورد باید انتظار وباور ما رسیدن به خواسته مورد نظرمون باشه تا فرمول اصلی ذهن تقویت بشود و گسترش پیدا کندموضوع خوردن هیچ ارتباطی با چاقی ندارد بلکه تعریف وباوری که در ذهن داریم وخوردن را به چاقی ربط میدهیم باعث چاقی در ما میشود وانتظار ما وباور اشتباه ما در باره خوردن ما باعث چاقی میشودباید خوردن در ذهن ما اصلاح شود ودرک کنیم که خوردن باعث چاق شدن نمیشود بلکه عملکرد و رفتار است که باعث چاقی میشود وانتظار از این که خوردن باعث چاقی میشود تجربه چاقی را به همراه میآورد وقتی تحت آموزش ذهنی صحیح لاغری با ذهن قرار میگیریم به راحتی ارتباط بین فکر وعملکرد و تجربه واحساس و باور را برای تغییر فرمولهای اشتباه وتبدیل آن به فرمولهای درست وگسترش وتقویت آن فرمولها ذهنی انجام دهیم واین کار حتما باید با تکرار واستمرار در آموزش ذهنی همراه باشد تا به نتایج دلخواه دست پیدا کردموفق باشید استاد عزیزم امیدوارم که این فایل را خوب درک کرده باشم سپاسگذارم
فایل “ایا خوردن در چاقی و نخوردن در لاغری موثر است ؟”:
همه مسایلی که ما داریم را میشود ریشه ای حل کرد. چطور ؟
اینکه برای چاق شدن یا نشدن به جای تغییر در میزان غذا و انتخاب محدود ی از تنوع موادغذایی یارژیم گرفتن, بهتر است دلیل خوردن خود راپیدا کنیم.
به چه دلیل ما میخوریم ؟
ایا گرسنه هستيم ، یا عادت کردیم یا ساعت زمان خاصی رابرای ما تداعی میکند و یا هر دلیل دیگری.
من در طول این دوره ، مدتها است که با هر فایلی به دلیل خوردن خودم فکر میکنم و میاندیشم. این تفكر و تعمق دنیای من و اطرافم را زیر و رو کرده است.
چرا ؟
چون من با کمک فایلهای استاد، مساله رااز ریشه بررسی کرده ام و خو د به خود مساله در حال رفع شدن است. من به اصل خود برگشته ام. من به اندازه ای غذا میخورم که خداوند در مغزم نیاز به ان را برای جسم من و به دست اوردن انرژي در نظر گرفته است.
ایاهنوز خطا و اشتباه برای من وجود دارد ؟
جواب بله است.چون 6 ماه یا حتی 1 سال هم زمان کافی برای تغییرات من نیست.
پس در چه زمانی من میتوانم مطمئن شوم که کاملاً به ان رسیده ام ؟
جواب این است که در نظر گرفتن زمان خود معیاری اشتباه است.من فقط دوست دارم تغییر را حس کنم پس معیار من احساس من است ولی زمان معیار بشری است. معیار واقعی احساس است که به روح من مرتبط است و ان نیز نقطه تماس من با خالقم است. وقتی من پشتیبانی خالق خودم را در هر لحظه از عمرم احساس کنم به معیار و قدرت دیگری همچون زمام نیازی ندارم.
عملکرد ما نهایتا ما را به لاغری و تناسب اندام مورد دلخواهمان میرساند. غیر از این نتیجه ای برای ما رقم نمیخورد چون این قانون طبیعت است و غیر از ان جز افکاری پوچ و بيهوده چیز دیگری نیست.
با خودمان رو راست باشیم، بیایید وجه زیبای خودمان را ببینیم و عملکرد خود را از این فرمول صحیح ذهنی نمایش دهیم. از ترکیب فکر و ذهن توام با عملکرد ما چیزی غیر از لاغری وجود نداردونیست ، پس قدم در این راه گذاریم و به خدا ی خود و خودمون ایمان بیاوریم و اعتماد کنیم. 😁
مساله بعدی باور ما از لاغری در طول دوره است. ما کافی است باور کنیم یک جمله را :” من چون ساکن سرزمين لاغری هستم ، لاغر هستم و از ان لذت میبرم. ”
همین یک جمله و باور ما به ان ،به تنهایی کافی است که ما به لاغری و تناسب اندام مورد دلخواهمان برسیم. چون انتظار ما از باورمان لاغری میشود.
اینجا لازم به ذکر است که بگویم فکر و عملکرد صحيح ما به اضافه باور ما به سمت لاغری سوق داده میشود. این قانون طبیعت است. ما میتوانیم با ترکیب فکر و فرمول صحيح و عملکرد خودمون و باور به خود، در انتظار لاغری باشیم.
بعد از ترکیب این سه عامل ، ما همه در ایستگاه انتظار لاغری پیاده میشویم و به محض پیاده شدن اولين کسی که ما را در اغوش میگیرد لاغری است.
لاغری و تناسب اندام هر لحظه منتظر ماست که پیش ما بیاید چون خداوند در وجود ما تناسب اندام را برای ما اتوماتیکی قرار داده است.
ما با گذراندن این دوره ،فقط دکمه refresh را میزنیم تا فرمولها ی ما از اشتباه به صحیح ، عملکرد ما از اشتباه به صحیح میرسد و نهایتا باور ما، ما را لاغرکند و ما را به تناسب اندام برساند. 😁
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🌻فرمول معجزه اسای این فایل :🌻
فکرصحيح +عملکرددرست +باوروانتظار لاغری =>لاغری و تناسب اندام مورددلخواه ماندگار و پایدارما
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
نشان های دریافت شده
سلام و درود به همه عزیزان
قبل از دوره من بیشترین عامل چاقیم را خوردن میدونستم و همیشه میگفتم اگه من بتونم کمتر بخورم لاغر میشم وقتی وارد دوره شدم فهمیدم که خوردن آدمو چاق نمی کنه بلکه فکرخوردنه که آدمو ترغیب به خوردن زیاد میکنه این فکر من بود که باعث میشد دست و دهن من به سمت خوردن بیشتر بره ، همیشه به خودم میگفتم که چطور یک دهن کوچیک میتونه همچین هیکل چاقی درست کنه ، همیشه به این موضوع فکر میکردم و برام عجیب بود چون فکر میکردم که این دهن منه که باعث خوردن و چاقی میشه ، چون بعد از غذا خوردن به علت پرخوری زیاد همیشه دچار ناراحتی معده میشدم و بعدش عذاب وجدان زیادی داشتم ، از بچه گی شنیده بودم خوردن باعث چاقی و بیماری میشه و اینو باور کرده بودم که تمام مشکلات من از خوردنه که نمیتونم کنترلش کنم و این فرمول چاقی تو ذهنم نقش بسته بود و من همیشه با احساس بد غذا میخوردم ولی در عین احساس بد از غذا خوردن لذت بسیاری ام میبردم در واقع فکر ، صدست و دهن من بسیار هماهنگ عمل میکردن ، تو دوره لاغری یاد گرفتم که باید فکر پشت خوردن را تغییر بدم تا خوردنم متعادل بشه ، خوردن درست هیچ وقت آدمو چاق نمیکنه مثل همسر و فرزندانم که متناسب هستن و هیج وقت به این فکر نمیکنن که غذا آدمو چاق میکنه اصلا تو ذهنشون چنین چیزی وجود نداره ، در لاغری با ذهن یاد گرفتم که چطور فکر و باور و رفتار غذاییم را با هم هماهنگ کنم و از غذا خوردن دیگه نترسم بعد از چند ماه کار کردن و عوض شدن فرمولهای چاقی با فرمولهای لاغری و تغییر باور ، عادتها و رفتارهای چاقی کم رنگ شدن و عادتها و رفتارهای لاغری جاشون نشستن و باعث شد که به اندازه خوردن را یاد بگیرم واینکه غذا فقط برای رفع گرسنگی و نیاز بدنه نه برای پر کردن شادی یا غم یا همراهی کردن با دیگران ، کلا مفهوم خوردن تو ذهن من اشتباه شکل گرفته بود ، با تغییرفرمولهای ذهنی و تکرار رفتارهای جدید من لاغر شدم و فهمیدم که همه چیز باوره و از هر سنی میتونه خودشو نشون بده مثل کسی که سالها لاغر بوده ولی در میانسالی با باور عدم تحرک و بالا رفتن سن خیلی چاق شده ، کلا به این نتیجه رسیدم که غذا خوردن اگه با فکر و باور و عملکرد درست باشه هیچ وقت آدمو چاق نمیکنه ، خوبیه این دوره اینه که هیچ باید و نبایدی و فشار و حذف هیچ غذایی وجود نداره و هر تغییر رفتار غذایی بر اساس احساس خوب خودبه خود ایجاد میشه مثل وقتیکه تو چالش من اینو نخوردم بعد از سالها ، نسکافه خوردنم از روزی ۳ تا قاشق بزرگ تبدیل شد به روزی یک قاشق که از خوردنش به احساس خوبی میرسیدم و به همین شکل ساده من لاغر شدم ، خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
به نام خدا سلام
پست هایی که استاد از غذاهاشون دراینستاگرام گذاشتن خیلی به من کمک کرد که ترسم از مقدار ونوع غذاها بریزه وقتی به اونها توجه میکردم میدیدم که خوب من مقدار غذاهام برای دریافت پیغام سیری خیلی کمتره پس چرا میترسم از اینکه بخوام غذای مورد نیازم رو بخورم واین ایده عالی از طرف استاد برای من خیلی تاثیر گذار بود وباوراینکه خوردن روی چاقی تاثیر نداره خیلی خوب تقویت کرد البته آموزشهای تاثیر گذار این دوره باعث شده که من رفتارم درمقابل غذاها وخوراکیها خیلی متفاوت باشه واصلا زیاده خوری های قبل روندارم ولی باورهای قبلی هم درمن عوض شده مثلا قبلا وقتی رژیمی رو شروع میکردم لاغر نمیشدم وهمیشه میگفتم من باید رژیم وورزشو همزمان انجام بدم که بتونم لاغر بشم وخیلی لاغر شدن برام پروژه سختی بود ولی الان انتظار وباورم اینکه حالا چون رفتار غذایی مناسب دارم وترسم از خوردن وغذاها ریخته وتا زمانی که خوردن چیزی حالم رو بدنمیکنه پس من دارم هرروز لاغرتر میشم وخداروشکر اینو درجسمم هم میبینم .من درچالش اینو نخوردم خیلی خوب تونستم عادتی که سالها اذیتم میکردوازش ناراضی بودم تغییر بدم وحالتی که الان توی اون عادت دارم برام رضایت بخشه وازش لذت میبرم وچون دیگه احساس بدی درموردش ندارم پس حتما منو برای لاغر شدن وبه تناسب رسیدن کمک میکنه .وقتی میخوام غذابخورم با نام خدا شروع میکنم وازش میخوام که کمکم کنه فقط به اندازه نیازم بخورم ومیبینم که بعد از غذا اصلا حالم بد نیست چون بعضی اوقات پیش میاد که بیشتر بخورم وبعضی اوقات خیلی کم بخورم ولی به این توجه میکنم که بعدش احساس خوبی داشته باشم چون بسته به شرایطی که داشتم احساس نیازم هم متفاوت خواهد بود ومن الان از خودم وجسمم خیلی راضی هستم وهرروز به سوی بهتر بودن حرکت میکنم .خدایا شکرت