تا حالا شده یه لقمه غذا رو با ترس بخوری؟ 😟 لقمهای که شاید مزهش خوب باشه، ولی مزهش تو ذهن تو با عذاب وجدان، ترس و نگرانی قاطی شده باشه.
این احساس آشنا برای خیلی از افراد چاق اتفاق میافته، چون باور ذهنی درباره خوردن و چاقی طوری شکل گرفته که غذا رو دشمن بدن میدونه! 🍕💣
سالها بهمون گفتن که «اگه میخوای لاغر شی، باید کمتر بخوری یا رژیم بگیری». و همین جمله ساده، باور عمیقی تو ذهن ما ساخت که *“غذا خوردن مساوی چاق شدن”*ه.
حالا دیگه ذهنمون از هر قاشق غذا یه هشدار چاقی درمیاره! 🚨🧠 اما واقعاً آیا غذا مقصره؟ یا ذهن ماست که فرمول اشتباهی براش نوشته؟ 🤔
آ🍽️ اهمیت موضوع خوردن در ذهن افراد چاق
برای یه فرد متناسب، خوردن یه کار طبیعی و بیدردسره. ناهارشو میخوره، میره سر کارش. شام میخوره، میخوابه. همینقدر ساده.
اما برای خیلی از افراد چاق، خوردن یه موضوع جدی و حساسه؛ انگار باید برای هر لقمه تصمیمگیری مهمی انجام بدن! 🤯

اگر تا حالا از یه فرد متناسب پرسیدی که چطور غذا میخوره، احتمالاً جواب داده: “وقتی گرسنهم، میخورم؛ وقتی سیر میشم، دیگه نمیخورم.”
اما اگه از یه فرد چاق همین سؤال رو بپرسی، وارد دنیایی از سردرگمیها، فرمولها و نگرانیها میشی:
- هرچی میخورم، چاق میشم 😩
- چی بخورم لاغر بشم؟ 🥦
- چی نخورم که لاغر شم؟ ❌🍞
- چطور بخورم که لاغر بمونم؟ 🤔
- برای صبحانه چی بخورم که چاق نشم؟ 🍳
- اگه گرسنهام، چی بخورم که آسیب نرسونه؟ 🍌
این جملات نشونههایی از وجود باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن؛ باورهایی که سالها تو ذهنمون جا خوش کردن و باعث شدن هر قاشق غذا با استرس و تردید همراه باشه.
🔁 چرخه تقویت باورهای ذهنی
وقتی ما بارها پرخوری میکنیم و بعدش احساس گناه یا ترس از چاق شدن داریم، همون احساس منفی، مثل یه کود تقویتی عمل میکنه و فرمول ذهنی چاقی رو قویتر میکنه.
و ذهنی که پر شده از باورهای چاقکننده، دستورش رو به مغز میده، و مغز هم با قدرت کامل اجرا میکنه: چاق شو! 🧬📢
بنابراین، تا وقتی که فرمولهای ذهنی درباره خوردن اصلاح نشن، هیچ رژیمی جواب نمیده. چون اصل ماجرا نه تو معده، بلکه تو ذهن ماست… جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی جا خوش کرده!

🧠 منبع دستور خوردن از کجاست؟ ذهن یا بدن؟
هر کاری که ما انجام میدیم — از راه رفتن تا حتی پلک زدن — یه فرمان از طرف مغز پشتشه.
مغز ما از همون روزای اول شکلگیری، یه بسته اطلاعات اولیه با خودش داره؛ اطلاعاتی که به بدن کمک میکنه زنده بمونه و عملکردش رو تنظیم کنه، مثل:
⏱️ تنظیم ضربان قلب
🌬️ کنترل تنفس
💧 تعادل مایعات
🍽️ و البته… زمان خوردن!
اما ما انسانها فقط برای زندهبودن به دنیا نیومدیم؛ اومدیم تا تجربه کنیم. برای همین بخشی از مغز ما مثل یه فضای باز باقی مونده که منتظره با تجربههای جدید پُر بشه—مثل هارد خالی یه لپتاپ 💽
📂 وقتی یه “پوشه جدید” توی مغزت باز میکنی…
فرض کن دلت میخواد یاد بگیری گیتار بزنی 🎸 توی مغزت یه پوشه جدید باز میشه: «تجربه نواختن گیتار».
حالا هر بار که تمرین میکنی، اطلاعات جدید وارد این پوشه میشه و رفتهرفته مهارتت بیشتر میشه.
همین اتفاق دقیقاً برای باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هم میافته، اما این بار بهجای گیتار، موضوع “چاق شدن”ه! 😬
🔁 چطور یه ذهن چاق ساخته میشه؟
اکثر ما بدون اینکه بفهمیم، یه پوشه تو ذهنمون ساختیم به اسم:
“من ممکنه چاق بشم” یا حتی “قراره چاق بشم!”
این پوشه با هر جملهای که از بزرگترا شنیدیم، هر تبلیغ رژیمی، هر تجربه شکستخورده از لاغری، پُر و پُرتر شده:
- “اگه زیاد بخوری چاق میشی”
- “فلانی هر چی بخوره باز لاغره، اما تو نه!”
- “فقط رژیم بگیر تا لاغر شی”
این اطلاعات بارها و بارها در ذهن ما تکرار شده و کمکم به باور ذهنی درباره خوردن و چاقی تبدیل شدن. حالا ذهن ما بهجای اینکه غذا رو یه نیاز طبیعی بدونه، اونو تهدیدی برای تناسب اندام میدونه! 🚨🍞🍕
🎯 نتیجهگیری این بخش:
وقتی اطلاعات کافی درباره یه موضوع تو مغز ذخیره بشه، مغز شروع میکنه به اجرای اون اطلاعات.
و اگر این اطلاعات درباره باور ذهنی درباره خوردن و چاقی، ذهن تو دستور چاق شدن میده—حتی اگر غذات خیلی هم زیاد نباشه!
پس اگه میخوای مسیر رو برعکس بری، باید آگاهانه شروع کنی به ساختن یه پوشه جدید تو مغزت:
“من میتونم با آرامش و بدون ترس، بخورم و متناسب بمونم.” 💪🌱✨

🍽️ همه میخورن، اما همه یه جور فکر نمیکنن!
شاید بارها با خودت گفتی “دیگه پرخوری نمیکنم!”
اما دوباره و دوباره اتفاق افتاده. چرا؟ چون احساسی که بعد از پرخوری تجربه میکنی، باعث تقویت همون فرمول ذهنی قبلی میشه.
شاید خندهدار بهنظر برسه، ولی واقعیت اینه که افراد چاق و افراد متناسب از نظر عملی، هر دو دارن میخورن!
یعنی غذا توی بشقاب، قاشق توی دست، دهان باز، لقمه پایین… هیچ تفاوتی نیست! 😅🥄
اما تفاوت اصلی اون پشت اتفاق میافته… جایی در ذهن! 🧠✨
جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی ساکت و بیصدا داره رفتارها رو جهت میده، احساسات رو شکل میده و حتی نتایج فیزیکی رو در افراد تعیین میکنه!
🎯 چرا من چاق میشم، ولی اون نه؟
سؤالی که ذهن خیلیها رو درگیر میکنه اینه:
“چرا من هر چی میخورم چاق میشم، ولی فلانی هر چی میخوره لاغر میمونه؟”
جواب سادهست: تفاوت در ذهن و باوره، نه در غذا!
🔍 اون فرد متناسب، وقتی غذا میخوره:
- با خیال راحت میخوره
- خودش رو سرزنش نمیکنه
- باور داره که بدنش متناسب باقی میمونه
ولی فردی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی داره، از همون لقمه اول تو ذهنش فیلم چاق شدن پخش میشه! 🎬🍕😨

🌀 وقتی احساس، نتیجه رو میسازه…
ما فکر میکنیم غذا خوردن یه کار فیزیکی صرفه. اما احساسیه که بعد از خوردن تجربه میکنی، نتیجه رو میسازه.
اگه بعد از خوردن احساس رضایت و آرامش داشته باشی، بدن هم تو هماهنگی و تعادل قرار میگیره.
ولی اگه با استرس و گناه غذا بخوری، مغز هم اون استرس رو تبدیل میکنه به دستور چاقی 🚨
و اینجاست که نقش باور ذهنی درباره خوردن و چاقی روشن میشه.
🧩 همهچیز از ذهن شروع میشه
بدنها تفاوت زیادی ندارن، ولی ذهنها چرا!
تفاوت بین چاقی و تناسب معمولاً توی صفحه ترازو نیست، توی “صفحه ذهن” ماست!
هر کسی که باور داره غذا خوردن چاقش میکنه، در واقع قبل از خوردن غذا، ذهنش رو پر از دستورهای چاقکننده کرده!
🧠💭 پس وقتشه ورق رو برگردونی…
✅ نتیجهگیری:
اگه میخوای مثل آدمهای متناسب غذا بخوری، فقط کافیه مثل اونا فکر کنی و باور بسازی.
یعنی ذهنت رو از باورهای قدیمی و سنگین پاک کنی، و فرمولهای جدیدی توش بنویسی:
- “من از غذا خوردن لذت میبرم، نه ترس!”
- “بدن من توانایی حفظ تناسب داره!”
- “غذا منبع انرژی و زندگیه، نه دشمن!”
و این یعنی شروعی برای ساختن یه باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که منجر به کاهش وزن میشه 🌟💚
💡 حالا اگه میخوای این مسیر رو سریعتر، عمیقتر و مؤثرتر طی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همون چیزیه که بهش نیاز داری 🎯
این دوره بهت کمک میکنه تا با تمرینهای هدفمند، باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که سالها ناخودآگاه در ذهنت شکل گرفته رو شناسایی و اصلاح کنی.
با شرکت در این دوره، کمکم احساس گناه از غذا خوردن از بین میره، لذت جای ترس رو میگیره و باور ذهنی درباره خوردن و چاقی مشابه آنچه در ذهن افراد متناسب هست توی وجودت ساخته میشه.
🌱 تو یاد میگیری چطور با ذهنت هماهنگ شی، به بدنت اعتماد کنی و با آرامش و آگاهی غذا بخوری، بدون اینکه نگران چاقی باشی.
📌 همین حالا میتونی به بخش دورهها بری و آموزشها رو شروع کنی…
اولین قدم بهسمت رهایی از ترس غذا خوردن، فقط یه تصمیم جدیه 💚✨
✍️ اهمیت تمرین برای تغییر باور ذهنی درباره خوردن و چاقی
تمرینات ذهنی، کلید طلایی برای بازنویسی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن 🔑🧠
هر بار که تمرکز میکنی، یادداشت مینویسی و درباره نگرشهات فکر میکنی، در واقع مسیر جدیدی توی ذهن خودت میسازی 🛤️
این تمرین، بهت کمک میکنه از الگوهای قدیمی و چاقکننده ذهنی فاصله بگیری و فرمولهای سالم و متناسب رو جایگزین کنی ✨
📝 سوالات تمرینی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی
- نگرش شما درباره تأثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری چیه؟ 🌮❌⚖️
- این اطلاعات از چه راههایی وارد ذهن شما شده؟ (خانواده، رسانه، تجربه…) 📺👂
- چقدر باور داشتید که لاغر شدن فقط با رژیم ممکنه؟ 🥗⛔
- وقتی نمیتونستید رژیم بگیرید، چه احساسی داشتید؟ 😞
- نتیجه رژیمهاتون چقدر دوام داشت؟ آیا پایدار بود؟
- نظرتون درباره نقش مغز در صدور دستور خوردن چیه؟ 🤔🧠
- چرا ذهن افراد چاق، خوردن رو مساوی چاقی میدونه؟
- به نظرتون نخوردن به اندازه خوردن باعث لاغری شده؟ تجربهتون رو بنویسید ✍️
📣 مشارکت شما ارزشمنده!
لطفاً بعد از دیدن ویدیوی آموزشی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی و انجام تمرینات، پاسخهاتون رو بهصورت انشایی در بخش نظرات همین صفحه بنویسید.
همچنین میتونید تمرین مخصوص خودتون رو از دل آموزشها استخراج کنید و برای بقیه به اشتراک بذارید تا با هم رشد کنیم 💬💞
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.26 از 65 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



بنام خدای مهربان
ای که مرا خوانده ای راه را نشانم بده
سلام استاد ودوستان هم مسیر
گام 95باور ذهن درباره خوردن وچاقی! چرا ذهن ماغذارا عامل چاقی می داند؟ من می تونم با ارامش وبدون ترس بخورم ومتناسب بمونم.
من میتونم با خیال راحت وبا لذت غذا بخورن بدون اینکه چاق بشم.
نگرش شما درباره تا ثیرخوردن بر چاقی ونخوردن بر لاغری جیه؟ من قبلافکر می کردم که غذا زیاد میخورم وچاقی من بخاطر زیاد خوردن هست وهمیشه خودم را سرزنش می کردم که چرا زیاد می خورم اما الان دیگه خوردن را باعث جاقی نمی دونم ومنبابد افکارم را درست کنم وفرمول های چاقی را تبدیل به لاغری کنم
این اطلاعات از چه راه هایی وارد ذهن شما شده؟(خانواده رسانه تحربه)
من از بچگی چاق هستم وقتی هم بزرگ شدم اول از خانواده ام.وبعد از اطرافیان خود همیشه می شنیدم که چاقی من اروی هست از کم تحرکی هست از سوخت وساز کم هست از خوردن زیاد هست وغیره واینارا در ذهن خود انقدر تمرار مردیم که چاق شدیم
چقدر باور داشتید که لاغربارژیم ممکنه؟ من قبلا از لاغری باذهن هیچ اطلاعی نداشتم وچیزی نمیدوتستم ولی قبلا فقط می کفتم باید رژین بگیرم ورزش کنم تا لاغربشم ومن همیشه میگفتم باید تا اخر عمرم رژیم باشم وکم بخورم تا لاغر بمونم
وقتی نمی تونستید رژیم بگیرید چه احساسی داشتید؟ همبشه خودم را سرزنش میکردم وخودم را ناتوان مبدونستم ومیگفتم من عرضه ندارم من اراده ندارم وهمیشه ناراحت وافسرده بودم که چرا چاقم ولاغر نمیشم
نتیجه رژیم ها تون چقدر دوام داشت؟ ایا پایدار بود؟ خیر هیچ وقت پایدار نبود من هر وقت رژیم میگرفتم خوب لاغر میشدم اما همبشه با خودم تکرار می کردم که چه فایده بعداز تمام شدن رزیم من دوباره چاق میشم وهمین طور هم می شدبعداز دوماه من بازچاق میشدم
نظرتون درباره نقش مغز وصدور دیتور خوردن چیه؟ مغز وذهن ما نقش مهمی درچاق شدن دارند وچاقی ما از ذهن شکل میگیره ما ذهن خود را پر از فرمولهای چاقی کردیم وواین باعث میشه که ما چاق بشیم وانتظار ما از خودمون چاقی هست
چرا ذهن افراد چاق خوردن را مساوی چاقی می دونه؟ چون ما باور مردیم که خوردن مساوی با جاقی هست وما باخوردن چاق میشیم واین یه باور غلط هست که در ذهن خود به وجود اوردیم من خیلی از افرادمتناسب را می بینم که بیشتر از من می خوردند اما لاغرهستن پس خوردن ربطی به چاقی ولاغری نداره
به نظرتون نخوردن به اندازه خوردن باعث لاعری شده؟ تحربه تون رو بنویسید. قبلا من خوردن را باعث چاقی می دونستم ونخوردن را باعث لاغری می دوتستم اما الان دیگهبه خوردن ونخوردن فکر نمی کنم وهر وقت گرسنه باشم میخورم واصلا دیگه به زور نمی خورم وخدارا بی نهایت شکر میکنم که درابن بهشت زیبا هستم
خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما
نشان های دریافت شده
باسلام
من این مطلب ک خوردن برای چاقی و نخوردن برای لاغری هست رو تقریبا هیچوقت نپذیرفتم و تو اون دوسه باری ک رژیم گرفتم ی احساسی بهم میگفت ی جای کار میلنگه ی چیزی درست نیست ی چیزی سر جاش نیست و شاید هم هرگز نپذیرفتم این موضوع رو
از طریق خانوادم ک چاق بودن و خانواده پدریم ک معتقد یچب ارثی بودن و ژنتیک بودن گفتن اینک من خیلی تنقلات خوردم ک چاق شدم و محیط های مدریه و اموزشاتشون و ایجادترس هایی برای ما
اصلا باور نداشتم و ندارم ک با رژیم ممکنه همیشه معتقد بدم همه مث همیم پس چرابایپ سبک زندگی من انقدر وتفاوت بابقیه باشه و خاص
و مطمئن بودم روش درستری هم هست
ب خاطر تحمیل دیگران وقتی نمیتونستم رژیم بگیرم احساس یی اراده ای بی عرضه ای ناتوانی و ابنک من نمیتونم و ناتوانم رو داشتم
نتیجه رژیم هااصلا پایدار و بادوام نبود اون احساس خوبی ک برای لاغری اندکمون بود هم همراه با نگرانی برای چاقی بود
مغز نقش اسایی داره مث تنفس مث ضربان قلب مث پلک زدن دستور خوردن هم از مغزه
طبق دیده ها و شنیده ها و رفتار ها و اموزش ها یاد گرفتیم و دیدیم ک هرکی چاقه خیلی غذا میخوذه یا شنیدیم ک فلانی خیلی غذا میخوره و از قضاهم چاقه و همه ابپ دو مضوع رو بهم ارتباط دادن و ماهم پذیذفتیم و باور کردبم
نخوردنی ک باتزس و نگرانی و استرس و زمان شماری هست اگ بدتر از اون پرخوری افراطی نباشه قطها بهتر نیست و ی حربه هست
و خدا رو ممنونم ک اینجام و در ابن مسیر پرستم ک راخ زندگبم رو تغییر داد وافکار و نرش های من و خانوادم
ممنون از اگاهی های زیباتون
نشان های دریافت شده
بنام خداوندبخشنده مهربان
سلام ب همه دوستان و استاد عطار روشن عزیز
انتظار ما از زندگی نتیجه اصلی رو رقم میزنه
ما برای تامین انرژی بدن هر روز باید غذا بخوریم
اما خوردن باعث چاقی نیست
من از وقتی اومدم سایت علاوه بر انجام تمرینات ذهنی خوردن خودم روهم اصلاح کردم فقط وقتی چیزی میخورم ک واقعا گرسنه باشم و وقتی سیر میشم دست از غذا میکشم و این یعد از چند هفته عادت من شد و من مدتهاست ک دیگه از خوردن خودم راضی هستم و اصلا دچار عذاب وجدان نشدم و ترس از غذا ندارم و هر جا ک ندایی آروم توی گوشم میگه اینو نخور میگم اینکه قدرتی نداره و در بدن من یا ب انرژی تبدیل میشه و میسوزه یا دفع میشه پس ترسی ندارم
نگرش شما درباره تاثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری چیست؟ شرح دهید.والا قبلا فکر میکردم ک چاقی من بخاطر خوردن غذا هست و سعی میکرم کنترل کنم ولی اصلا نمیشد ولی الان خوردن رو نتیجه افکارم میدونم کسی ک چاقه و یا لاغره تحت فرمان مغز ک از باورهای اون نشات میگیره اقدام ب خوردن یا نخوردن میکنه اصلا بهتره بگم کنترل خوردن های انسان دست ذهن و فرمولهای اون هست و نمیشه با رژیم با اون مقابله کرد برای تنظیم خوردن ها باید افکارما و باور های ما اصلاح بشه مثل خود من ک بیشتر افکار اشتباهم رو اصلاح کردم چاقی من بخاطر ژنتیک نبود بخاطر خوردن نبود بخاطر کم تحرکی یا ازدواج نبود بخاطر قسمت و سرنوشت من نبود بلکه بخاطر انتظار من از خودم بود انتظاری ک بخاطر افکار اشتباه ب وجود اومده بود و لاغری حق طبیعی منه ک هر لحظه در من بیشتر جاری میشه
اطلاعات درباره تاثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری از چه طریق وارد ذهن شما شده است وقتی متوجه شدم ک دچار اضافه وزن شدم رفتم دکتر تغذیه حدود ۱۲ سال پیش و اون ب من رژیم داد هر وعده قبل از غذا میگفت باید آبلیمو بخوری باید ۸ قاشق بخوری و…. من باور کردم ک چاقی من از خوردن هست
چقدر باور دارید یا پذیرفته بودید که برای لاغر شدن باید رژیم بگیرید.
الانکه هیچی .ولی قبلا خیلی زیاد یعنی تنها راه نجات خودم رو در رژیم میدیدم و چاره ی دیگه ای نبود
از اینکه نمی توانستید بر اساس برنامه های رژیمی عمل کنید چه احساسی داشتید؟
حس بی عرضه گی حس ناتوانی بی اراده بودن و حس اسارت در چنگال چاقی و تسلیم شدن و نا امیدی
نتیجه ای که از اجرای برنامه های رژیمی کسب می کردید تا چند وقت باقی می ماند؟! حدود ۲ هفته
نگرش شما درباره نقش مغز در صدور دستور خوردن و عملکرد جسم در اجرای دستورات مغزی چیست؟
مغز تحت تاثیر اطلاعات ذهن هست وقتی ذهن ما پر از باور چاقی هست دستور ب خوردن رو ب مغز میده و مغز و بدن مجبوره اطاعت کنه و نتیجه نهایی چاقی هست
چه ارتباطی بین ذهن و دستورات صادر شده از مغز وجود دارد که منجر به پرخوری می شود؟ذهن رئیس کل خلق زندگی ماهست ک طبق اطلاعاتی ک من بهش وارد کردم زندگی من رو گسترش میده و ب مغز فرمان میده ک بخور این فرد داره ب چاقی توجه میکنه در خواست چاقی رو داره ومغز هم مثل یک سرباز اطاعت میکنه و جسم نشان میده چاقی رو
چرا در ذهن افراد چاق خوردن برابر با چاقی تعریف شده است؟چون اونها میبینن ک نسبت ب قبل بیشتر میخورن و اشتها اونها زیاد شده و نمیتونن جلوش رو بگیرن کلا از غذا خوردن میترسن و شروع ب رژیم گرفتن میکنن
آیا به همان اندازه که خوردن باعث چاقی شما شده است نخوردن باعث لاغری شما شده است؟ تجربه خود را شرح دهید.خیر من یادمه ک هر بار خواستم رژیم بگیرم میدیدم ک مقدار غذای داخل رژیم از مقدار غذایی ک من خودم میخورم بیشتر و متنوع تر هست و برام سوال بود چطور من بیشتر بخورم ولی لاغر بشم و لاغر هم میشدم چون انتظار لاغری داشتم و ب خوردن یا نخوردن من مرتبط نبود و من متعجب بودم
چقدر خوشحالم ک الان چند ماهه ک دیگه درگیر خوردن نخوردن چی بخورم کی بخورم چجوری بخورم نیستم و فکرم آزاده واقعاً ک رژیم ها روانی کننده بودن الان راحت میل دارم میخورم ندارم ن گرسنه هستم میخورم سیر میشم نمیتونم بخورم و خیلی راحت شدم
اصلا اصل زندگی همینه ما در گیر افکار و عادتهای غلط هستیم و چاقی اصلا زوری نداره اراده ای نداره ک بخواد ب من بچسبه ن من خودم خلقش کردم الانم خودم ترکش میکنم از خداوند حمایتگر و استاد عطار روشن عزیز بینهایت متشکرم بخاطر تمام احوال خوبم و نگرش درست ب زندگی
نشان های دریافت شده
سلام وقت به خیر من از تیر ۱۴۰۳ شروع کردم واهسته پیش می رفتم به قول استاد به مو می رسید ولی نمی گذاشتم پاره بشه وادامه می دادم تا شب عید ۱۴۰۴ به دلایلی من سه هفته از سایت دوره بودم خودم باچشم می بینم خوردنم خیلی فرق نکرده ولی فکرم واحساس چاق شده وبه خاطر دوری از اموزشهاست ونکته دیگه که متوجه شدم اینکه رژیم ولاغری باذهن کاملا برعکس هم عمل می کنند رژیم با ذهن کاری نداری وجسم را محدود می کند با نتیجه ناپایدار وبرگشت پذیر اما لاغری باذهن اصل کار که ذهن هست وباورها را درست می کند آن وقت جسم خود به خود درست میشود ودرنتیجه استمرار وتکرار نتیجه پایدار حاصل میشود
نشان های دریافت شده
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان که من را در مسیر متناسب شدن قرار داد تا به سمت متناسب شدن با حال خوب قدم بر دارم.
سلام استاد روزتون بخیر چند روز هست که این فایل را گوش می کنم.این فایل در حالی که خیلی روان توضیح داده شده ولی به خاطر داشتن مطالب زیاد سنگین هست و فقط باید آن را درک کرد.
خداوند مهربان همهی جهان هستی را در بدن انسان هم قرار داده است من فکر می کنم اگر همه چیز را به عهدهی خود بدن قرار بدهیم ما را دوباره در مسیر تناسب می برد.من هر وقت بدن آلارم گرسنگی داد باید غذا بخورم و زمان بندی خودم را کنار بگذارم و هر چیزی که میل بدنم بود وبا خوردن آن لذت میبرم را بخورم و دوباره آلارم سیری که اعلام شد از خوردن دست بکشم من صحیح غذا خوردم و بدنم هم در مسیر متناسب شدن پیش می رود.من نباید به خاطر حال دیگران و زیاد بودن خوراکی و… مواد غذایی را به زور وارد بدنم کنم و از آن احساس و حال بد بگیرم..
همه کارهایی که ما انجام می دهیم یک فرمول در ذهن ما داشته است که باعث تصمیم ما برای انجام آن کار میشود دستور مغزی به اضافه عمل کردن مساوی است با انجام یک رفتار..در واقع عملی که از ما سر می زند نتیجه ی فکری است که در مغز ایجاد می شود و رفتار ماست که عمل کردن ما بر اساس آن فکر است.
درست غذا خوردن باعث چاقی نمی شود.در واقع خوردن ارتباطی با چاقی ندارد اما تعریفی که ما از خوردن در ذهن مان داریم ما را چاق میکند و بخشی از آن هم مربوط به رفتار اشتباه ماست.درست است که ما روی فرمولهای ذهنی باید کار کنیم تا رفتار ما صحیح شود ولی وقتی در حین کار روی فرمول ها رفتار غذایی انجام می دهیم که حالمون بد می شود پس باید روی این رفتار اشتباه هم کار کنیم تا قدرت پیش رفتن به سوی تناسب بیشتر شود ما موقع رژیم فقط روی بخش اجرا کننده یعنی خوردن کار می کنیم و قسمت دستور دهنده را رها می کنیم که باعث شکست می شود ولی در تناسب فکری اول فرمولهای ذهنی صحیح ایجاد می کنیم بعد روی رفتار غلط کار میکنیم تا به کمک ذهن صحیح شوند واین باعث میشود که نتیجه یک حس خوب باشد و حس خوب باعت تقویت فکر و فرمول ذهنی می شود و باور صحیح بوجود می آید.
دستور مغزی به اضافه عمل کردن به اضافه باور مساوی است با نتیجه ای شگفت انگیز
هم افراد لاغر غذا می خورند هم افراد چاق ولی دو جسم متفاوت دارند که نتیجه ی نگرش آنها هست.افراد لاغر خوردن غذا را عامل چاقی نمی دانند حتی اگر رفتار غذایی درستی هم نداشته باشند باز هم به خاطر نگرششان چاق نمی شوند ولی افراد چاق غذا را عامل چاقی میدانند و هر چه غذا را هم کم می کنند باز هم به خاطر نگرشی که دارند چاق میشوند.
این اطلاعات مربوط به نگرش تاثیر خوردن با چاقی و لاغری از طریق شنیدن صحبتهای اطرافیان و پدر و مادر و رسانهها در ذهن ما شکل میگیرد و در زمانهای مربوط به آن فکر فرمول ها فعال میشوند.
من میدانستم که رفتار غذایی درستی ندارم ولی نمیدانستم چطور باید آن را درست کنم وقتی رژیم گرفتم حجم زیادی خوراکی از نوع درجه یک به من گفتن بخور و با آن حجم خوردن من ۱۵ کیلو کم کردم ولی وقتی دوره تمام شد وزن من برگشت.من فهمیدم که خوردن من را چاق نمیکند تا اینکه با لاغری با ذهن آشنا شدم ودانستم هر چه هست مربوط به فکر و ذهن خودم هست.
من چند بار تصمیم گرفتم خودم غذام را کم کنم ولی به شدت دچار ولع میشدم و اصلأ نمیتوانستم ادامه بدهم و شکست می خوردم و و ناامید از لاغر شدن.
نتیجه ی لاغری من سه سال طول کشید و بهخاطر دیسک کمر خوابیدم و این فکر که کم تحرک شدم باعث چاق شدن دوباره ی من شد.
من هر کاری را که بخواهم انجام بدهم باید اول فکر آن در ذهنم شکل گرفته باشد و بعد مغزم دستور انجام آن را صادر کند تا دست یا پا یا هر عضو دیگری آن را انجام دهد واین کاملآ واضح است.خوردن هم یک دستور مغزی است که صادر می شود و من شروع به خوردن غذا میکنم و حالا نگرش من اضافه میشود و اگر حال من بعد خوردن خوب باشد باعث پر رنگ شدن فرمول ذهنی من میشود و آن را تقویت می کند و با تقویت آن فکرم تبدیل به باور می شود و روند لاغری من شروع میشود.
در افراد چاق بعد از غذا خوردن حال خوبی ندارند و نگرش غذا باعث چاقی میشود باعث تقویت این فکر میشود و فرد چاق تر میشود.
من هیچوقت با نخوردن لاغر نشدم.
فرد متناسب باید فرمولهای ذهنی صحیح با رفتار غذایی درست داشته باشد تا جسم و روحی متناسب داشته باشد.
نشان های دریافت شده
سلام همیشه باورمااین بوده چاقی ما حاصل وراثت وژنتیک وبیماری هاست وهمیشه بعنوان فرمول چاقی درمغزما ذخیره شده وهمیشه فکرمیکردیم بایدزیادبخو ریم وهمین باعث چاقترشدن مامیشده به لاغری فکرنمیکردیم وطبق این فایل همیشه ماعملی روانجام میدیم سرچشمه اون مغزماست ودستان مابعنوان عمل کننده میباشد وهردوباهم درارتباطند وقتی ماچیزی یادمیگیریم ودستان عمل میکنه میشه تجربه درموردچاقی هم همینجوره مغز دستورمیده ومابادستان انجام میدیم مازمانی پرخوری میکنیم وبعدش دچارعذاب وجدان میگیریماین برمیگرده به فرمان مغزی وعملکردمادرست نیست ویک سری رفتارها درماتبدیل شده به عادت مثل پرخوری کردن یا باچایی شیرینی خوردن مابایدفرمول ذهنی روتغییربدیم اون عادت ها ورفتارها رو باورها خیلی تاثیرداره روروندچاقی بین ادمی که متناسبه بااونی که چاقه یک نگرش متفاوت یاباوروجودداره اون ادم باورنداره خوردن چاق میکنه مثلا بگیم قندوشکرونمک وفست فودچاق کنندست ولی یک فردچاق هرچی میخوره میگه چاق کنتدست یاباورداشتیم که سن میره بالا چربی ها اب نمیشن یاازدواج کنی چاق میشی حتی زایمان چاقت میکنه ما میتونیم رفتارمتناسب داشته باشیم وبه اون هدف برسیم لاغری باذهن یکی ازروشهایی هست رنج وسختی نداره نه ورزش دلره نه عرق ریختن خیلی راحته وناروبه هدف میرسونه
نشان های دریافت شده
سلام گذشته چاقی ما روفکرمیکردیم وراثت وارث وژنتیک وبیماری ویک پرخوربودیم انگارخوردن برامالذتبخش بودولی بعدش عذاب وجدان میومدسراِغ ما حتی بعدازدواج این نگرش درذهن مابودکه چاق میشیم یابارداری باعث چاقی میشه همیشه باکسب تجربه باعث تقویت مغزمیشه ما بعدپرخوری عذاب وجدان میگیریم وعملکردمادرست نیست وباعث تقویت عملکردمغزمیشه وهمیشه نسبت به موا۵ذایی ترس داریم وفکرمیکنیم اون موادماروچاق میکنه فرمول وعملکردوباور تعیین میکنه نتیجه رو یک فردمتناسب راحت همچی میخوره ولی یک فردچاق براخوردن ترس داره بایدیادبگیریم فرمول ذهنی رودرست کنیم
نشان های دریافت شده
با سلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهانگرامی
من امروز در این ایستگاه به آگاهی لازمه رسیدم وانگار این فایل رو استاد عزیز ب ای من درست کرده بود البته که میدونم تمام افرادی که ذهن چاق دارن تقریبا باورهای مشابه دارن ولی آنروز که من این فایل رو گوش دادم انگار اون پاشنه آشیل من هستش البته من قبلا هم در نوشته های داخل سایت خودم بهش اشاره کرده بودم ولی نه به این قدرتمندی وظرافت …
بله تنها دلیل چاقی خود من همین مساله ی ذخیره ی اطلاعات غلط وبه دنبالش عملکرد غلط وبه دنبالش اضافه وزنم بوده
بله من بعد از ازدواج وبعد از بارداری اول وبعد دوم استارت این تغییرات من خورده شد چون قبلش بسیار متناسب وخوش اندام بودم .بعد از دوتا بارداری اول ودوم بعد از دو سال من به خاطر ترس از چاق نشدن بیشتر .چون بعد از بارداری اضافه وزن پیدا کردم ..من شروع کردم رفتم باشگاه ثبت نام اون روز به من کارت باشگاه داد من ۶۸ الی ۶۹ کیلو بودم ودور کمر وبازو وهمه رو اندازه گرفت ونوشت من الان اون کارت رو هنوز دارم .والان آرزو دارم برگردم به اون وزن ….
ولی اونقدر از خودم وهیکلم احساس بدی داشتم که دوست داشتم ازش راحت بشم …این اطلاعات اشتباهی که من ذخیره کرده بودم وبدتر از همه خودم رو با دوران مجردی وافراد دیگر مقایسه میکردم وبازم احساس بد وبازم فرار از چاقی وبازم ترس از چاقتر شدن ..ودیگه به دنبال اون اطلاعات غلطی که تو جامعه ودور وبرمون پر هست که ..
با بارداری حتما اضافه وزن میگیری
بارداری دوم بیشتر اضافه وزن میگیری
با بالا رفتن سنت
با غذا خوردن
با کم تحرکی
و…
من به سختی ورزش میکردم کمی متناسب میشدم دوباره برمیگشت .واگه یه مدت نمیتونستم برم میگفتم که اراده ندارم که مدام برم ونتیجه هم نمیگرفتم
وشروع کردم به ترسیدن از
خامه
کره
فست فود
روغن
با دمجان سرخ شده
کتلت
برنج
خورشت
شیرینیجات
عسل
مربا
شکر
ارده
پیاز داغ
حتی خیلی از میوه ها
از صبحانه خودن ترس داشتم .از نهار خوردن احساس خوبی نداشتم .از شام که اصلا احساس خوبی نداشتم
وفردا اون روز که از خواب بیدار میشدم ذهن سرزنشگرم میگفت وای تو که دیشب غذا خوردی انتظار داری لاعر بشی .تو دیروز رفتی مهمونی شیرینی وچای خوردی
وهزاران حس بدی که بهم میداد ومن بیشتر وبیشتر نگران میشدم وباعث عملکرد من وباعث اضافه وزن بیشتر من میشد من خیلی رژیم غذایی تغییر نمیکرد ولی هر سال اضافه وزن داشتم وخلاصه این اضافه وزن رو به جای اینکه بندازم گردن خودم
نسبت میدادم به مواد غذایی بیچاره که همه ی متناسبها دارن میخورن .نسبت دادم به ژنتیک .نسبت دادم به سن .به بارداری .به سوخت وساز .به کم تحرکی .واین نمیدونستم که دشمن اندر خانه است ومن مت جه نبودم که اون ذهن اشاره گر مقصره نه بیرون نه مواد غذایی وقدرت رو داده بودم به اونا واین احساس بد عی تکرار میشد ورفتارای من هم عوض شدن ..والان اینو فهمیدم که نباید به اون ذهنم گوش میکردم نباید از چند کیلو اضافه وزن کوه میساختم نباید فرمولهای جدید وفولدر چاقی درست میکردم .من الان وقتی به رفتارهای غذایی خودم نگاه میکنم وهمکاران رو میبینم یا در حد اونا دارم میخورم یا تازه کمتر از اونا وآدم پرخوری نیستم کلا چون اصلا نمیتونم زیاد غذا بخورم
البته ۲۰ درصد شاید رفتارای اشتباه داشته باشم که مثلا باید دو تا شیرینی کوچیک میخوردم حالا ۳ تا خوردم
یا مثلا چند لقمه بیشتر بعد از نهار خوردم ولی در کل خیلی خوراک ندارم ولی اون پاشنه آشیل من همون که استاد گفت احساس بد که بعد از هر بار خوردن در من ایجاد میشه
متناسبها اصلا احساسی ندارن اونا فقط میگن ما میخواستیم سیر بشیم وشدیم وچقدر غذا خوشمزه بود مثلا ولی ما آبم خوردیم انگار تو بدنمون ذخیره شد
نمیدونم من چرا احساس میکنم همه چیز ذخیره میشه
اینم یه فرمول علط هست که باید روش کار کنم وحتما درسش کنم
افراد لاعر برنج میخورن نون میخورن .شیرینی میخورن .کیک میخورن .ولی نه فکری دارن نه احساس بدی
احساس بد ترس لز چاق شدن فقط مختص ماست
خدایا بازم شکرت به خاطر این آگاهی من ۳ بار این فایل رو گوش دادم وبارها هم گوش میدم تا بشینه تو ناخودآگاهم ودرست رفتار کنم
ممنون از استاد گرانقدر
وهمراهان سایت
به نام خدا
اگر بیایم فرق بین واقعیت و حقیقت رو بگیم اینکه واقعیت اون هست که وجود داره ولی حقیقت اون هست که ما باور کردیم و نظر شخصی ماست
درمورد خوردن آدمای چاق باور کردن خوردن باعث چاقی اونها میشه این یک حقیقت بود ولی واقعیت این بود که غذاها به اندازه ای که ما ازشون میترسیدیم چاق کننده نبودند اگر یه ادمچاق اتفاقی جایی کم خوری کنه خوشحال میشه از اینکه چاق نمیشه نه اینکه لاغر میشه عذاب وجدان ما بعد از خوردن حتی یه لیوان آب یا هر لقمه غذا از حقیقتی بود که ما تعریف کرده بودیم توی ذهنمون و مثل یه خرافه بهش چسبیده بودیم ولی واقعیت نداشت ما الان میتونیم حقایق جدید بسازیم در راستای آرزوی لاغری خودمون همون طور که حقایق قبلی ما رو چاق کردن الان باور و حقیقت های جدید میتونه باعث لاغری و تناسب اندام مابشه من قبلا باور داشتم من هر کار کنم لاغر نمیشم در حالیکه این فقط یه جمله مسخره بود وبرای من حقیقی شده بود و جسم من مجبور بود طبق اون باور خودشو بسازه در حالیکه من هم مثل میلیاردها آدم دیگه زمین هستم مثل تمام آدماهایی که خواستن وزن کم کنند و اینکار رو راحت انجام دادن من هم میتونم به راحتی لاغر بشم و به اندام دلخواهم برسم قبلا با خوردن یه لقمه غذا عذاب وجدان میگرفتم در حالیکه این غلط بود وواقعیت اینکه من به اندازه نیاز بدنم دارم غذا میخورم پس باید متناسب بشم باید این اجازه رو به بدنم بدم منو متناسب کنه چیزی که شایسته منه و من لیاقتش رو دارم
استاد عزیز بابت این فایل عالی ازتون متشکرم