چند بار تصمیم گرفتی یه عادت بد رو کنار بذاری؟ مثلا کمتر پرخوری کنی، شبها زودتر بخوابی، یا دیگه از روی عصبانیت رفتار نکنی؟
اما یه جای راه، باز هم همون رفتار تکرار شد… و دوباره شروع شد: خشم، سرزنش، ناراحتی از خودت 😣
حالا وقتشه یه راه متفاوت رو امتحان کنی:
در صلح بودن با عادت ها 👉
در این جلسه، میخوام با زبون ساده برات توضیح بدم که چرا مبارزه با خودت کارساز نیست و چطور با ذهن آروم و پذیرش، میتونی عادتهات رو برای همیشه تغییر بدی.

شناسایی عادت بدون قضاوت 🕵️♀️🧘♂️
اولین قدم برای هر تغییری، شناخت عادته.
اما خیلی از ما این شناخت رو با قضاوت، شرم و سرزنش قاطی میکنیم 😓
کافیه دوباره یه رفتار تکراری ازت سر بزنه — مثلاً پرخوری، تنبلی، یا عصبانیت — و فوری با خودت بگی:
❌ «باز خراب کردم!»
❌ «من هیچوقت درست نمیشم!»
❌ «چرا انقدر بیارادهم؟»
اما این نوع نگاه فقط تو رو از خودت دورتر میکنه…
✅ تو اومدی اینجا تا در صلح بودن با عادت ها رو یاد بگیری؛ یعنی دیگه نمیخوای با خودت بجنگی.
🪞 تصور کن جلوی آینه وایسادی و داری خودت رو نگاه میکنی. به جای فریاد زدن سر خودت، فقط خودت رو نگاه میکنی.
همین دیدن بیقضاوت، اولین نشونه صلحه ✨
در صلح بودن با عادت ها یعنی با خودت مثل یه دوست رفتار کنی، نه یه دشمن.
مثل یه معلم مهربون که وقتی شاگردش اشتباه میکنه، تحقیرش نمیکنه… بلکه با حوصله کمکش میکنه درس رو بفهمه 📚💛
✍️ این عبارت رو بنویس تا حسابی در ذهنت حک بشه:
و یادت باشه:
تغییر از لحظهای شروع میشه که خودت رو همونطوری که هستی ببینی و بپذیری.
🌿 چون تو لایق صلحی… حتی با عادتهایی که دوستشون نداری.

احساساتت تصمیمگیرنده واقعی هستن 🎭
تا حالا شده یه لحظه از شدت عصبانیت حرفی بزنی یا کاری بکنی که بعدش با خودت بگی:
«ای کاش اون حرفو نمیزدم…»
یا مثلاً بری سمت یخچال، یه دل سیر بخوری و بعدش حسرت بخوری که چرا دوباره کنترل از دستت خارج شد؟ 😓
💥 وقتی عصبانی یا مضطربی، مغزت میره روی حالت «هشدار!»
در این حالت، عقل و منطق کمکم خاموش میشن و احساسات فرمان رو در دست میگیرن.
هرچی بیشتر بجنگی، بیشتر مغزت احساس خطر میکنه… و این یعنی تکرار همون عادتها بدون اینکه فرصت فکر کردن داشته باشی.
💡 اما اگه به خودت یادآوری کنی:
🌀 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
یه فضای امن و آروم توی ذهنت ایجاد میکنی.
و توی این فضاست که مغزت میتونه از حالت دفاعی خارج بشه و منطقیتر تصمیم بگیره 🧘♀️
هر بار که وسوسه میشی برگردی به یه رفتار قدیمی،
بهجای جنگیدن، فقط با آرامش بگو:
🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
هر بار که احساس کردی میخوای خودتو سرزنش کنی،
یادآوری کن:
✨ این جمله، مثل یه آغوش ذهنیـه… بهت یادآوری میکنه که تو در مسیر رشدی، نه در مسیر تنبیه.
✅ و یادت باشه:
احساساتت اگر درست دیده و پذیرفته بشن، دشمن نیستن… راهنما هستن.
🌈 چون تو در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی، تصمیمهات هم هر روز آرامتر و آگاهانهتر میشن.

در صلح بودن با عادت ها یعنی چی؟ 🕊️
یعنی با خودت آشتی کنی…
نه به این معنا که از رفتار اشتباهت خوشحال باشی، بلکه یعنی بدون خشونت، بدون شرمندگی، بدون سرزنش، فقط بپذیری که این رفتار الان بخشی از توئه.
✅ در صلح بودن با عادت ها یعنی وقتی یه کار تکراری انجام دادی، بهجای اینکه خودتو بکوبی، آروم بگی:
«باشه… این الان بخشی از منه. ولی قراره کمکم تغییر کنه. من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
هر بار که بعد از یه رفتار احساس خشم یا نفرت از خودت میکنی، در واقع داری با خودت میجنگی.
و یادت باشه:
⚔️ هیچکس با جنگیدن با خودش به صلح نمیرسه…
🌱 هیچتغییری توی زمین خشونتآمیز رشد نمیکنه.
ولی وقتی خودتو با همه نقصهات، با همه رفتارهایی که هنوز اصلاح نشده، بپذیری، یه چیز عجیب اتفاق میافته:
💫 ذهنت آروم میشه… کنترل بهجای اینکه توی دست عادت باشه، کمکم میاد سمت خودت.
✨ هر بار که جملهی زیر رو با خودت تکرار کنی، در واقع داری انرژی جنگ رو خاموش میکنی و انرژی آرامش رو روشن:
🧘♀️ پذیرش یعنی قدرت.
وقتی بپذیری، بدون اینکه حتی فشاری وارد کنی، قدرت از عادت گرفته میشه و به سمت خودت برمیگرده.
قدرتی که از جنس آگاهی، مهربانی و انتخابه… نه اجبار و ترس.
و تو لایق این قدرتی 💚

آموزش ذهن؛ دیدن، فکر کردن، نوشتن 🧠✍️
اگه بخوای یه عادت رو واقعاً تغییر بدی، فقط تصمیم گرفتن کافی نیست.
تو نمیتونی یهشبه فرمان ناخودآگاه رو عوض کنی. چون اونجا سالها اطلاعات، احساسات و الگوهای تکراری ذخیره شده.
✅ برای اینکه تغییر وارد ناخودآگاهت بشه، باید سه گام ساده ولی مهم رو بارها تکرار کنی:
۱. دیدن یا شنیدن 🎧👁️
یعنی آموزش ببینی، گوش بدی، آگاه بشی.
هر چی بیشتر درباره عادتهات بدونی، بیشتر متوجه میشی که چرا انجامشون میدی و چطور میتونی تغییرشون بدی.
🌀 یادت باشه:
«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
و همین یادگیری، خودش یه پیروزیه!
۲. فکر کردن 🤔🧩
فقط شنیدن کافی نیست. باید با خودت خلوت کنی، به اونچه شنیدی فکر کنی.
توی ذهنت مرور کنی:
«این عادت از کجا اومده؟ چرا تکرارش میکنم؟ چه احساسی بعدش دارم؟»
اینجا هم یادت باشه که فکر کردن بدون قضاوت، یعنی همون در صلح بودن با عادت ها 💗
۳. نوشتن ✍️📒
نوشتن یعنی ثبت آگاهیها، مرور احساسات و ساختن مسیر جدید ذهنی.
وقتی چیزی رو مینویسی، در واقع به ذهن ناخودآگاه میگی:
“این برای من مهمه. لطفاً ذخیرهاش کن.”
📝 تمرین روزانه بنویس:
«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم و هر روز بیشتر خودم رو میفهمم.»
این سه گام ساده، پایهی آموزش ذهن هستن.
تو هر بار که ببینی، فکر کنی و بنویسی، یه قدم دیگه به تغییر پایدار نزدیکتر میشی 🌱
و اینطوریه که آرامش جای خشم رو میگیره، و بهجای جنگیدن با خودت، با خودت همراه میشی ✨
قدرت واقعی در صلح کردنه، نه جنگیدن 💪🕊️
❌ سالها با چاقی جنگیدی…
❌ با پرخوری درگیر شدی…
❌ بارها با خودت عهد بستی که دیگه «نمیخورم»، «شروع میکنم»، «از فردا رژیم!»
ولی هر بار بعد از چند روز، برگشتی سر نقطهی اول…
چرا؟ چون روش کار اشتباه بوده.
راهت همیشه از جنس نبرد بوده، نه پذیرش.
در تمام اون سالها داشتی تلاش میکردی که با عادتهات بجنگی، نه اینکه باهاشون در صلح باشی.
✅ اما حالا وقتشه یه مسیر تازه رو تجربه کنی:
🌱 مسیر در صلح بودن با عادت ها
یعنی چی؟
یعنی بهجای جنگیدن با پرخوری، فقط ببینیش.
یعنی وقتی وسوسه میشی چیزی بخوری که نمیخوای، نگـی:
«من آدم ضعیفیام!»
بلکه بگی:
🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
💡 وقتی رفتار اشتباهت رو بدون قضاوت، بدون خشم، فقط مشاهده میکنی، یه اتفاق عجیب میافته:
🧠 ذهن ناخودآگاهت کمکم متوجه میشه که دیگه این رفتار، لازم نیست تکرار بشه.
چون دیگه باهاش نمیجنگی؛ بلکه آرومآروم داری جاشو با آگاهی و پذیرش پر میکنی.
«در مسیر در صلح بودن با عادت ها بهتر است به مفاهیم ساده اما علمی در تغییر عادتها مراجعه کنیم تا فهمیم چرا صرف اراده کافی نیست.»
🎯 در صلح بودن با عادت ها یعنی قدرت داشتن بدون فریاد
یعنی حرکت بهسمت تغییر، بدون تنبیه
یعنی فهمیدن اینکه:
«من میتونم تغییر کنم، چون خودم رو همونطور که هستم پذیرفتهام.»
✨ این یعنی رهایی واقعی…
رهایی از چرخهی تکرار – خشم – قضاوت – شکست
و ورود به چرخهی جدید:
🔁 مشاهده – پذیرش – آموزش – تغییر
و تو این قدرت رو داری…
چون حالا دیگه میدونی مسیرت از جنس صلح و آگاهیه، نه اجبار و تنبیه.
💬 فقط کافیه هر روز با خودت تکرار کنی:
🌟 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.» 🌟
صلح، مسیری برای تغییر پایدار
تا اینجا با هم دیدیم که تغییر واقعی از دل آرامش میاد، نه فشار…
از درک و پذیرش، نه قضاوت و سرزنش.
سالها با عادتهات جنگیدی…
نتیجه چی شد؟ تکرار پشت تکرار، خستگی، ناامیدی، و گاهی تنفر از خودت 😞
اما حالا وقتشه یه مسیر جدید رو انتخاب کنی:
🌿 در صلح بودن با عادت ها
وقتی میگی:
✨ «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
در واقع داری به مغزت یاد میدی که دیگه لازم نیست برای تغییر، رنج بکشه…
لازم نیست با خودت بجنگی تا بهتر بشی.
بلکه میتونی با مهربونی، آگاهی و تمرین، قدمبهقدم رشد کنی.
📝 تمرین پایانی امروز:
یک دفتر یا برگه بردار و بنویس:
- یکی از عادتهایی که هنوز داری و ازش ناراضی هستی.
- احساسی که معمولاً بعد از انجام اون عادت داری.
- حالا چند جمله با این ساختار بنویس:
«من این رفتار رو میبینم.
من خودم رو قضاوت نمیکنم.
من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
🌈 این جمله رو هر روز، حتی اگر فقط یک دقیقه وقت داشتی، با صدای بلند بخون یا بنویس.
چون هر بار که تکرارش میکنی، یه آجر از دیوارهای جنگ با خودت پایین میاد، و یه گام به سمت صلح درونی نزدیکتر میشی.
💬 یادت نره…
صلح با خودت، هدیهایه که فقط خودت میتونی به خودت بدی 🎁
و تو لایق آرامش، رشد، و تغییر پایدار هستی… چون تو
🌟 در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی 🌟
اگر تجربهای از این مسیر داری یا این مقاله برات الهامبخش بود، حتماً توی نظرات بنویس؛ صدای تو برای ما مهمه ❤️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.31 از 85 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام صبح بخیر۲۶ بهمن ۱۴۰۱
با خودم به صلح رسیدم د خوردن موا غذایی
قبلا در هنگام خودرن اگه صبخونه بودساعت بیداری ۷ صبح ساعت خوردن بود چه گرسنه بودی چه سیر با خوردن یی نون ببری احساس سیری داشتم خوردن یی نون ببری نشانه سیری بو تا نون تویی سفره بود هنوز چیزی به اسم سیری وجودنداشت وخیلی خوش می گذشت
تا ظهر سر ساعت ۱۲ تا ۱ حتما نهار مفصلی خورده شده بود یی بشقاب پر که جای تکان خور ن نداشت برنج ویی بشقاب خورشت تا اخرین چیزیگه توبشقاب بود میل میشد هر کی می تونست بشقاب دوم بخوره مثل برنده شدن بود به خودم افتخارمیکردم که همیشه برای خوردن جادارم این مدال افتخار بود حال میداد
باسیری کامل یی محیطی فرار میگرفتم با تعارف ربرو میشدم حتما جواب مثبت بود جیزی به عنوان میل ندا م نبود این حس که جواب مثبت دادم منو ادم با ادبی نشون میدا د خوب بود
دست رعد به هیچ نذری نمی زدم تا اخرین دونه برنجم بخاطری نذری بودنش مصرف میشد
بعدازظهره بساط عصرونه پهن میشد از میوه اگه آشی یا چای پنیر نون تازه بوددوباره صرف میکردم
شب پارک رفتن بردن غذای تویی خون درست شده همراه خانواده واقوام با صبحت کردن ومیل هر انچکه بردیم وسبد خالب برگدونندن همه با کمال لذت بود
حالا من با بدنم در صلح قرار گرفتم ۶ صبح بیدارمیشم اول فایل روزم تکاه نوشته دیگاه میخونم بعد نوشتن دیگاه خودم بعضی زمان مبینم ساعت ۹ صبح ولی من نه احساس گرسنگی دارم نه میل تا وفتی احساس گرسنه ندارم صبحان نمیخورم
مقدارش به اگه نونببری باشه با خوردن ۶تا ۷ لقمه واقعا سیرمیشم یی تکه نونموندهباشه نگاش نمی کنم من گه سیرم
میزارمش کنار اگه تا ظهر احساس گرسنگی کردم اون یی تگه رو مخورم اگه نه میمونه
وعدهایی دیگه همین طوری عمل میکنم بعضیو قتهای میبینم ساعتها از وقت غذا خوردن گذشته من فراموس گردم چیزی بخورم .
با احساس ضعف متو جه میشم چیزی نخوردم میرم غذامواونم به اندازه که احساس سیری کنم میخورم نه لقمه بیشتر نه یی لقمه کمتر تویی یی بشقاب کوچک غذامومیکشم
هر لقمه که میخورم به قدری خوشمزه هستس که اون دوبشقاب قبل این مزه رونداشت اگه سیرنشدم دوباره میکشم در مقدارکم حال خوبی داره با خور ن ا ن غذاب بعد غذام خیلی کم شده
سعی دارم با این مدل رفتار با خودم درصلح وآشتی باشم
با امید خدا تا نتیجه نهایی تا حالا که عالی بوده نه گرسنه بودم وهم حس خوب سبکی دارم مغز روانم در ارامشه ابن حس از هرچیزی قشنگتره احساس شادی دارم
به امیدخدا
نشان های دریافت شده
سلام ۲۶ بهمن ۱۴۰۱
مزایای چاقی برای من
تاحالا من داشتم تویی قسمت ۱۰۰ گام ازمشکلات چاقی میگفتم حالا باید ازخوبش بگم ادم هنگ میکنه
برام من چون تویی دردکشیدبا پام هستم راه رفتن انجام حرکتم کم شده حق بدید ازخوبش چیز زیادیاد نیاد ولی سعی خودم میکنم تا قسمت هم کامل انحام بدم.
خوبهای جاقی من که ازش لذت مبردم .
۱_ قبلازازدواجم من دختر پر زروی بودم در انجام کارهایی منزل وکارهایکه دوتا خواهرام نمتوستن انجام بدن ماردم از من کمک می گرفت من از اینکه خواهرام نمینونن انجام بدم من میتونم کیف میکردم.
۲_بعدازازداوجم پا به پای همسرم ا زکارهایی سخت مثل جابجای وسایل سنگین جلوی همسرم کم نمیاوردم.
۳_تویی مهمانی داری زود خسته نمی شدم وتا اخر مهمانی کارهای خودم انجام میدادم.
۴_توفضایی باز از من توقع کوه بالا رفتن نداشتن
۵،_موقع غدا خوردن باشوهرم هم پابودم تویی بشقابم از غذایی مونده خبری نبود
۶_کارهایی که یی مرد انجام میداد من می تونستم انجام
بدم
۷_تویی اقوام همسرم به داشتن نیروی بیشترازا نها به خودم افتخا میکردم.
۸_ازمن انتظار دویدن کارهاز چهشی درون مدرسه نبودیا کمتربود
۹_لقب چاقها ادمهای مهربانی هستن دوست داشتم حس خوبی میدا د.
۱۰_همسرم ازاینکه بیرون باشه وخریدی خوارکی بکنه بهش بگی نمی خورم به شدت ناراحت میشه ولی من ازخرید کردن وخردن خوراکی اصلا کلمه نه بکارنمبردم پا به پا میخوردم .
۱۱_ من اراینکه کارهایی که ازیی زن نمتونه انجام بده من انجام میدن پیشی همسرم خودم سربلندمیدونستم.
ولی حالا که خوب فکر میکنم بانوشتن این چاقی وکار سنگین پامونابود کردن .
کارهایی که یی زن نباید انجام میداد من انجام دادم حالا دچار مشکل شدم .ار من به خانهای سایت کاری که از توانی یی خانم خارج هستش یاانجام ندید یا درست اصولی انجام بدید که مثل منن در اینده دچار دردنشید مشکل برای سلامتی درسن بالانداشته باشید
سلام و درود .
من دوباره اومدم این تمرین رو انجام بدم . راستش رفتم تمرین صدگام امروز رو انجام دادم . بدون فیلتر چاقی انقدر چیزای خوب و واقعی دیدم که لذتش هنوزم باهامه . گفتم بیام اینجا هم دوباره بدون فیلتر چاقی بنویسم و لذتشو بیشتر ببرم .
واقعیت زندگی و واقعیت رفتارهای من بدون فیلتر و عینک چاقی .
چقدر زندگی بدون فیلتر چاقی لذتبخشه . چه واقعیت زیباییه . چقدر روحم سبک میشه وقتی عینک چاقی رو از ذهنم بر میدارم . من بدون فیلتر چاقی نه تنها جسمم رو سبک می کنم بلکه روحم رو هم به پرواز در میارم . حالم عالی میشه . مست واقعیت زیبای زندگی میشم .
خودم رو زیبا و خوش اندام میبینم رفتارهای عالی دارم انجام میدم . حس سیر شدن رو تجربه می کنم . در فیلتر چاقی سیری وجود نداره همش گرسنگی و گرسنگی و گرسنگی پی در پی . نومیدی افسردگی . همش رنج و ولعی بی پایان همش حس سیری ناپذیری رنج آور و بعدش همش عذاب وجدان .
من این فیلترارو بر میدارم . چی می مونه ؟ لذت از زندگی . حال خوب . تناسب اندام . سبک بودن . خندیدن . شادی . اعصاب آروم . وای که زندگی در تناسب اندام چقدر قشنگه . این نگاه از پشت عینک چاقیه که تناسب اندام رو برامون دور از دسترس می کنه . در حالیکه واقعیت می گه وقتی فیلترا رو برداری و بدون فیلتر چاقی به طبیعت اصلیت نگاه کنی میتونی تصویر متناسب خودت رو در ذهن ببینی . میتونی رفتار عالی و رضایت بخش خودتو در ذهنت ببینی و در واقعیت انتخابش کنی . میتونی قدرت انتخاب داشته باشی . میتونی احساس لیاقت کنی . میتونی بلند شی از جات و با شادی هر کاری خواستی انجام بدی .
این عینک چاقی رو از ذهنت بردار . خیلی راحته فقط خودت خواستی که بزاری روی چشمت وقتی بر داریش واقعیت جسمتو میبینی .
میل و علاقه واقعیتو میبینی .
گرسنگی واقعیتو میبینی .
سیری رو میبینی .
تو این زندگی رو تجربه می کنی نه زندگی در ولعی سیری ناپذیر و خشمی بی پایان .
تو بدون فیلتر چاقی سیر میشی . حس سیری رو تجربه می کنی .
اما با فیلتر چاقی تو اصلا نمیدونی سیری یعنی چی ؟
پس چاره کار تنها و تنها برداشتن فیلتر چاقی از ذهنته و نگرش از نگاه متناسب به خودت .
تو همین حالا هم متناسبی .
همین حالا هم خیلی عالی داری رفتار می کنی .
همین حالا هم گرسنگی و سیری رو تشخیص دادی و زندگی یعنی تغییر .
تغییر کردن زاویه نگاه و نگرش درون . یعنی برداشتن عینک چاقی و دیدن واقعیت خودت .
بدون فیلتر چاقی خودتو نگاه کن . چی میبینی ؟
من بدون فیلتر چاقی چقدر عالی هستم .
قد بلند . شکم تو رفته . شونه های استخونی و پهن . بازوهای کشیده . استوار . پاهایی محکم و پر زور و لاغر .
کسی که به بدن خودش احترام میزاره عاشق بدن خودشه و هیچ رفتار تحمیلی به خودش نداره .
رفتارش رو انتخاب می کنه و خودش رو لایق متناسب شدن میدونه . چقدر این من زیباست .
چقدر این شخصیت زیباست .
دوست دارم همیشه به خودم اینجوری نگاه کنم .
چقدر سبکم . چقدر فرزم . چقدر دارم عالی کارامو انجام میدم . چقدر موفقم . چقدر پولدارم . راستی دخترا رو میبینم که دارن با هم حرف میزنند و پچ پچ میکنند و میگن . بچه ها بچه ها . این همون پسر خپله س . چقدر قشنگ شده .
از نگاه دخترا خندم میگیره آره من همون عطا خپلم ولی خدا همون وقت که خپل بودم و هیچ کدومتون بهم نگاه نمیکردین ، اون نگاه کرد و هدایتم کرد . همون وقتی که من توی باتلاق چاقی دست و پا میزدم و نمیدونستم چه کنم به دادم رسید . من همون خدا رو دارم و هیچ کدوم از شما رو نگاه هم نمی کنم . چون من به عشق خودم لاغر شدم . چون من تناسب اندام خودمو پیدا کردم . چون جسمم لایق لاغریه . بعد مامانمم و میبینم که برام اسفند دود می کنه و میگه عطای خوشگل من اومد . مادری که همیشه ازم حمایت میکرد . دستای مادرمو میبوسم ولی بازم پیش خودم میگم تو با مهر مادریت فقط بدون ابنکه بدونی از چاقیم حمایت کردی البته تو تقصیری نداشتی چون تو هم لاغری واقعی رو بلد نبودی و لاغر شدن رو رنج میدونستی و منو از رنج لاغری حفظ میکردی . چون این راه لذتبخش رو سراغ نداشتی . پس مسئولیتش رو به عهده میگیرم و میگم این من بودم که چاقی رو انتخاب میکردم چون منم راه لاغری رو بلد نبودم و با لذت مسیر زیبای لاغری آشنا نبودم . چون چشمام نمیدید . چون واقعیت رو درک نمیکردم . بعد خودمو میبینم که دارم خانه ی خدارو طواف می کنم . نه بیرونشو . داخلشو . توی کعبه . من توی خونه خدا رو طواف کردم . دو سه هفته پیش خوابشو دیدم . همه آدما بیرون خونه خدا رو طواف می کردن ولی من و چند نفر دیگه داخل خونه ی خدا بودیم و اونجاهم دور چیزی میگشتیم . از طرفی می گفتم این دیواره ها هم مقدسن . کمی دیواره ها رو میبوسیدم کمی قسمتهای اندرونی کعبه رو . یعنی داخل کعبه بودم .
من این خواب رو به فال نیک میگیرم . و سایت تناسب فکری رو خانه ی خدا میدونم . چون اینجا خودم و خدای وجودم رو پیدا کردم و دارم گرد خدای وجودم میگردم .
من اینا رو بدون فیلتر چاقی میبینم .
کلی دیگه تصویر متناسب میبینم و چقدرم واضح میبینم . زندگی بدون فیلتر چاقی خیلی لذتبخشه وقتی این نگرش رو تکرار کنم و بدون فیلتر چاقی این تصاویر ذهنی رو بسازم عادت می کنم به خلق خود متناسبم و جسمم آروم آروم مطابق شرایط ذهنم میشه .
استاد فایل فیلتر خیلی فایل هدایتگری بود . واقعا حال کردم باهاش و تونستم کلی تصویر لاغریمو باهاش ببینم .
خیلی خوشحالم و ازتون قدردانی میکنم . خدا مادرتون رو رحمت کنه استاد که انقدر عالی حال مارو خوب و خوبتر می کنید .
سلام و درود نوشته قبلم برداشتم در مورد متن بود و این نوشته برداشتم در مورد فایل .
من هنوز از پرخوری ناراحت میشم . پس هنوز با این که این همه نوشتم ولی هنوزم از انجام دادنش ناراحت میشم و وقتی حالم خوبه که انجامش نمیدم .
پس این ناراحتی بعد از پرخوری هم یه عادته که لازمه ترک بشه .
به نظرم این عادته که مارو اذیت می کنه یعنی ناراحتی بعد از پرخوری . یعنی پرخوری مارو ناراحت می کنه . بعد ناراحت شدن از پرخوری هم باز مارو ناراحت و ناآرام می کنه و مدام اعصابمون خورده .
پس باید اول ناراحتی از پرخوری رو ترک کنم .
بعد از پرخوری ناراحت نشو . این فرمول ذهنیه که انقدر تکرارش کردی عادت کردی بهش .
ناراحت شدن از پرخوری یعنی تو انرژی و انگیزه و حال خوب و تمام قدرتتو دادی به پرخوری . اون رو بزرگ کردی و خودتو کوچیک .
پس اول انتخاب کن که ناراحت نشی . باز اگه بگی نمیتونم دست خودم نیست . یعنی قدرت رو دادی دست ناراحتی . در حالیکه ناراحتی رو هم خودت انتخاب کردی .
مزایای پرخوری :
پرخوری برای من خیلی هم بد نبوده . موقع انجامش لذت بردم . باهاش حال می کردم .
خوردن شیرینی خامه ای به مقدار زیاد بستنی پفک چیپس به مقدار سیری ناپدیری حتی اون حس ولع داشتن به غذاها همه برای من شیرین بود . موقع خوردن ماکارونی خام اونقدر لذت میبردم که هر بار برای رسیدن به اون لذت باز بیشترش میکردم . موقع خوردن کباب پیتزا و … یه حس سیری ناپذیری داشتم با حالتهای مختلف میخوردم تا به این حس سیری ناپذیریه برسم . یعنی بزرگترین علت من برای خوردنهای بی رویه فقط و فقط لذت بردن و رسیدن به حس سیری ناپذیری بود . فقط خوردن بود و خوردن بود و خوردن .
حس سیری ناپذیری بهم یه حس مستی و فراموشی میداد . غمهامو فراموش می کردم . در حقیقت من برای رسیدن به آرامش و شادی میخوردم .
وقتی با دوستام میرفتیم مسافرت و کلا عشق و حال و صفا تنها موضوع لذت برای من پرخوری بود و پرخوری .
وقتی تو خونه بودم تنها راه راصی کردن مادرم و تشکر از زحماتش که زحمت کشیده بود غذا درست کرده بود فقط با خوردن و خوردن بود . یعنی من به اندازه یک دیس غذا میخوردم و مامانم خوشحال بود .
مزیت دیگه پرخوری برام اضافه نیومدن غذاها بود و بازم رضایت مادر .
مزیت دیگه برنده بودن بود . من موقع مسابقه پرخوری با دوستام همیشه برنده بودم و این برنده بودن به من حس قدرت میداد . همیشه در خوردن اول میشدم .
مزیت دیگه خوش اومدن از همه غذاها بود . من همه چی میخوردم . هیچ وقت از هیچ غذایی بدم نیومد . همیشه دلم میخواست همه چی بخورم برای همین هیچ وقت آدم بد غذایی نبودم .
مزیت دیگه ببخشید برطرف کردن ترشی و رفلاکس معده است . وقتی معده ام از زیاده خوری رفلاکس میکرد با خوردن دوباره اون حس ترش کردن غذا از بین میرفت .
مزیت دیگه پرخوری راحتی و آزادی و رهایی و بود . من هر چی دلم میخواست میخوردم . هروقت دلم میخواست میخوردم . نمیخورم و سیرم و میل ندارم و این حرفا نبود . میخوردم و حالشو میبردم . اصلا نبودن غذا برام معنایی نداشت هرچی میخواستم بود . هر چی هم نبود سفارش میدادم می آوردن .
نخوردن غذا یه مزیت داره پولام جمع میشه 😁
ولی با همه این حرفا و مزیت های پرخوری من خودم شخصا از تکرار پرخوری خسته شدم . از فشار جسمی که پرخوری بهم میده خسته شدم . همش تنبلی همش رخوت . میدونید با ترک کردنش بیشتر حال می کنم تا ادامه دادنش .
دیگه از حس سیری ناپذیر بکدن و ولع خسته شدم .
خسته شدم . از پرخوری ناتوان شدم . دیگه نمیتوتم پرخوری کنم . دیگه بهم نمیسازه . تمام وجودم و رخوت و سستی و بیحالی و بیخوابی می گیره .
من این چند وقت که پرخوری رو ترک کردم بهتر تونستم کار کنم بهتر تونستم فعالیت کنم . سبکتر بودم . حالم بهتر بود . حتی بهتر تونستم بخوابم . توی روز حالم بهتر بود .
توی شب حالم بهتر بود .
پرخوری برام مزیت داشت ولی دیگه دوسش ندارم . دیگه دلم نمیخواد انتخابش کنم . دوست دارم ازش جدا بشم . شاید لحظاتی باهاش خوش بودم ولی من و پرخوری دیگه ابمون با هم توی یه جوب نمیره . میدونم الانم باز دارم بهش قدرت میدم . اون شخص نیست انسان نیست فقط یه رفتار بیجانه که خودم خلقش کردم و حالا دیگه نمیخوام انتخابش کنم . دیگه باهاش حال نمی کنم .
من با رفتار متناسب بهتر حال می کنم .
رفتار متناسب به من شخصیت میده . هویت میده . هویت انسان متناسب میده . هویت انسان سالم میده . من با متناسب رفتار کردن احساس قدرت می کنم . انجام رفتار متناسب کننده هم خودم انتخابش می کنم . کار سختی نیست که نتونم انجامش بدم . اونم راحته . حالم خوبه باهاش .وقتی انتخابش می کنم ازش راضی ام . از خودم راضی ام . خلاصه باهاش بهم خوش میگذره . راحتم . آرومم . قدرت انتخاب پیدا کردم . مزیت رفتار متناسب کننده در ذهنم بیشتره .
من در رفتار متناسب کننده سیر میشم گرسنگی نمیکشم ولی در رفتار پرخوری دائم حس گرسنگی دارم . سیر نمیشم هرچی میخورم بازم میخوام . اصلا نمیفهمم سیری یعنی چی .
ولی در رفتار متناسب من نقطه سیری رو پیدا کردم .
نمیدونم ولی با این حال هنوزم به خاطر لذتهایی که در رفتار نامتناسب کننده داشتم بازم انتخابش می کنم و چاره اینه که از انتخابش ناراحت نشم و یاد لذتهاش بیفتم تا باهاش به صلح برسم و درونم آروم بشه و نخواد بر من غلبه کنه تا رفتار پرخوری رو بر خودم تحمیل کنم .
من با خودم ملایم رفتار می کنم و بر اساس زبان بدنم تصمیم به انتخاب میگیرم و اگه پرخوری رو انجام دادم ناراحت نمیشم .
راستی دلم میخواست همینجا مزایای رفتار ناراحتی بعد از پرخوری رو هم بنویسم .
ناراحت شدن از پرخوری هم برام مزیتهای زیادی داره .
اول اینکه منو از حالت مستی در میاره و حالت عقلانیت به من میده .
ناراحتی باعث میشد حداقل در زمانهایی که ناراحت بودم دیگه نخورم . عمل پرخوری رو به تعویق مینداخت . ناراحتی از پرخوری باعث شد من بیام و این مسیر رو برای خودم انتخاب کنم . قطعا اگه از پرخوری ناراحت نبودم به لاغری با ذهن هدایت نمیشدم .
ناراحتی از پرخوری باعث میشد برای لحظاتی من از رفتارهایی که از حیوان بدتره استفاده نکنم .
ناراحتی باعث میشد به فکر جبران باشم و حداقل نصف روز یا یک روز من تکرار نکنم و حال خودمو بدتر نکنم .
اینم مزیتهای ناراحتی بعد از پرخوری بود.
سلام و درود .
از قسمت اول متن فهمیدم در حالت چاقی بودن حالت موقت ذهنه که تصمیمات آنی در اون گرفته میشه .
همه ما از پرخوری کردن ناراحت میشیم درست مثل عملی که در هنگام عصبانیت انجام میدیم .
و بارها بهمون گفتن در هنگام عصبانیت رفتاری انجام ندید که بعدا پشیمون بشید . پس این یعنی عصبانی شدن حالت طبیعی ما نیست .
زمانی هم که احساس پرخوری به ما غلبه می کنه (البته یاد گرفتیم که اون انتخابه نه اشتها )
این زمان هم حالت عادی ما نیست و هر نوع واکنشی باعث بدتر شدن این وضعیت میشه . بارها امتحان کردیم هر چی بیشتر بخوریم حالمون بدتر میشه . هر واکنشی که در هنگام غلبه احساس خوردن در مواقع غیر از گرسنگی به ما دست میده اولا یک نوع انتخابه و ثانیا بهترین انتخاب اینه که ما هیچ واکنشی رو انجام ندیم . چون این حالت گذراست و از گرسنگی نیست .
نشانه ی این حالت اینه که شک و تردید داریم ، نمیتونیم نقطه سیری و گرسنگی رو تشخیص بدیم ، خشم داریم ، احساس ناتوانی داریم ، احساس بیزاری از خود داریم ، بعدش پشیمون میشیم ، تمام این حالات که منجر به رفتار پرخوری میشه به دلیل فرمولهای ذهنی ایجاد میشه .
خب کسی که میخواد شخصیت لاغرش در وجودش غالب بشه باید خودشو از این حال و هوا بیرون بیاره . چون شخصیت لاغر در آرامشه . در آرامش گرسنگی واقعی رو تشخیص میده . وقتی سیره چیزی نمیخوره . به راحتی چیزی نمیخوره . انتخابش در موقع سیری نخوردن هست و قدرت انتخاب داره .
با هوای نفس غذا نمیخوره با زبان بدن غذا می خوره .
خوردن در مواقع غیر گرسنگی واقعا آزار دهنده است . روح و روان رو به هم میریزه و حالت چاقی رو در ذهن تشدید می کنه .
اما خوردن موقع گرسنگی به انسان آرامش میده . روح و روان رو آروم می کنه و بعدش ما از رفتار خودمون راضی هستیم . عزت نفس داریم .
من باید سعی کنم نسبت به پرخوری به صلح برسم و بدونم اون رفتاریه که در نامتعادل بودن شرایط روحی انجامش میدم و دو راه میتونم انتخاب کنم یا خودمو به شرایط روحی آرامش و تعادل برسونم یا مطلقا سعی کنم در چنین شرایطی واکنش خوردن رو انجام ندم و خوردن رو فقط بر اساس زبان بدن انتخاب کنم .
وقتی من از پرخوری فاصله میگیرم باهاش به صلح میرسم . وگرنه مگه میشه انسان در آتش باشه و نسوزه . به صلح رسیدن با پرخوری زمانی انجام میشه که ما ازش فاصله میگیریم وقتی ازش فاصله میگیریم خوردن در دفعا کمتر اتفاق می افته و این خوردن مثل آتش مارو گرم می کنه و ما از مزایاش استفاده می کنیم .
اما اگه بیفتیم داخلش سرنوشتی جز سوختن نداریم . چون آتش همه رو میسوزونه . فقط باید فاصله رو باهاش حفظ کرد و از مزایاش بهره برد .
پر خوری = بودن در دل آتش
خوردن موقع گرسنگی = کنار اتش بودن و از گرمای آن استفاده کردن .
پس فعل خوردن مثل آتیشه . مزایا داره برای ما . باعث انرژی رسوندن به بدن میشه . باعث سلامتی میشه باعث حال خوب میشه . باعث شادی میشه ولی همه ی اینا زمانیه که رفتار ما در تناسب با خوردن باشه . اما همین مزایا وقتی به جای کنار آتش بودن و از مواهب آن برخوردار شدن در دل آتش قرار بگیره فقط سوختن و سوختن و سوختنه .
تنها راه نجات از آتش اینه که نریم داخلش .
تنها راه نجات از پرخوری و در امان ماندن از آسیب هاش اینه که مطلقا انجامش ندیدم . هیچ کسی از پرخوری حالش خوب نیست و همه در آتش پرخوری خواهند سوخت .
به صلح رسیدن با آتش زمانی ممکنه که من فقط از بیرون نظاره گرش باشم و از گرماش بهره ببرم . (انجام رفتار متناسب با خوردن )
خب همانطور که بچه یکبار دستش به آتش بسوزه دیگه هیچ اشتیاقی برای نزدیک شدن به آتش نداره ما هم باید دقیقا همینطور باشیم .
پرخوری آدمو میسوزونه . به قول مامانا جیزّه .
پرخوری جیزّه 😃😃 .
واقعا کاش مامانا از کوچیکی همینکارو با ما میکردن تا ما به پرخوری عادت نمیکردیم . ولی حیف که اونا خودشونم نمیدونستن دارن ما رو با کله میندازن تو آتش .
ولی حالا خودمون فهمیدیم و من با امتحانهایی که کردم تنها راهی که به من آرامش میده راه لاغریست . و تنها مسیر لاغری که به من آرامش میده مسیر لاغری با ذهنه .
پس اونقدر تمرین می کنم تا شخصیت متناسب بر من غالب بشه و من زمانهایی هم که به رفتارم آگاه نیستم شخصیت متناسبم خودبه خود متناسب رفتار کنه . بازم درست مثل همون آتش . حتی اگه ما حواسمونم پرت باشه هیچ وقت سراغش نمیریم .
در حقیقت کاری که ما میخوایم انجام بدیم دشمنی با خودمون نیست . غذا خوردن طبیعت بدن ماست . غذایی رو دوست داشتن طبیعت ماست . اما مصرف بیش از اندازه ی اون غذا برای لذت بیشتر غیر طبیعیه . چون بیشتر بخوری طعم اون غذا از بین میره و حالت ولع و سیری ناپذیری و انتخابهای خوردنهای پشت سر هم میاد و آرامش ما رو میگیره .
من با رفتارم در صلح هستم . ولی مسئولیتش رو خودم پذیرفتم . خودم بهش عادت کردم و تنها راه ترک عادت انجام همین تمرینهاست تا کم کم بپذیرم من از رفتار جدید بیشتر لذت میبرم . از رفتاری که درجات پرخوری درش کمتر و کمتر میشه و راههای دیگه بهش اضافه میشه .
وقتی امتحان کردم و دیدم رفتار خوردن بر اساس زبان بدن چقدر دلچسب و گواراست و حال منو خوب می کنه چقدر بهم آرامش میده چقدر بعدش احساس سبکی دارم . معده ام سنگین نمیشه . بیماریهام همه خوب میشه . سبک میشم و راحتتر حرکت می کنم چرا این رفتار رو استمرار ندم .
چه سختی در این رفتار وجود داره که من درونم هنوز به پرخوری متمایله . به نظرم علتش در تکرار نکردنه . رفتار جدید تازه است و من تا جاییکه میتونم باید اونقدر ازش استفاده کنم تا حال خوبم رو دائمی با وجود این رفتار حس کنم .
پرخوری فقط یه لذت داره که همونم لذت نیست . چون من وقتی سیر بشم دیگه خوردن بیش از حد طعم اون غذا رو از بین میبره و تکرار خوردن دیگه فقط رنجه .
چیزی که مازش لذت میبریم در حقیقت الگوی متناسب رفتار کردنه که ما طعم اصلی غذاها رو هم میچشیم و اصلا میل به زیاده روی هم دیگه در ما پدید نمیاد چون میدونه زیادتر بخوره دیگه به دهانش بی مزس و بهتره دیگه استفاده نکنه تا جسمش دوباره طلب کنه .
خوردن بر اساس زبان بدن خیلی مزیت داره که هیچ کدومش در پرخوری نیست . پرخوری مثل یک کاه می مونه . وقتی مسئولیت انجامش رو بپذیریم کوه پرخوری رو تبدیل به یه کاه می کنیم و خیلی راحت اون رو بر میداریم و کنارش میزاریم .
در حقیقت آتش رو خودم بر پا می کنم و فروزاننده آتش خودم هستم . خودمم خودمو میندازم داخلش و میسوزم و بعد میگم نمیتونم ترک کنم .
پس دیگه ناراحتی از پرخوری معنایی نداره . چون فقط کافیه دیگه انتخابش نکنی و رفتار متناسب کننده رو جایگزینش کنی .
ناراحتی زمانی اتفاق میفته که تو خودتو بیکاره حساب کردی و پرخوری رو همه کاره . این باور رو تغییر بده . خودتو همه کاره حساب کن و پرخوری رو هیچ کاره . حالا انتخاب کن و انجامش نده به همین راحتی . نمیونم دیگه اینجا معنایی نداره چون اگه بگی نمیتونم اولا نشان از این داره که هنوز مسئولیتشو نپذیرفتی و دوما پرخوری رو بهش قدرت دادی . بهش اختیار دادی و این باورها حتما باید تغییر پیدا کنه .
پرخوری فقط یک انتخابه که میتونی انجامش ندی و اگه هم انجامش دادی ناراحت نشی چون خودت انجامش دادی و باز خودت میتونی انجامش ندی .
سلام . در مورد این فرمول ذهنی خیلی فکر کردم . چرا وقتی ما میخوایم عادتی رو ترک کنیم باید باهاش به صلح برسیم ؟ خب وقتی به صلح برسیم یعنی میپذیریم که اون عادت بازم هست پس ترک نمیشه . مثلا فکر کنید یه زوج . وقتی با هم خوب باشن که همو ترک نمی کنند خب در صلح با هم زندگی می کنند . مگه اینکه طلاق تفاهمی بگیرن که اونم آخه وقتی از در کنار هم بودن حالشون خوبه بازم معنایی نداره که تفاهمی همو ترک کنند .
خب این سوال خیلی ذهن منو مشغول کرد تا اینکه یه جوابی به ذهنم رسید که تا حدودی متقاعد شدم .
ناراحت شدن از عادت مورد نظر یه فرمول چاق کننده است .
عادت مورد نظر هم یه فرمول چاق کننده است .
ما هم که گفتیم فرمولهای چاقی رو باید پاک کنیم .
پس ناراحت شدن از عادت چاقی رو هم باید پاک کرد .
منتها سطح عملکرد این دو فرمول چاق کننده با هم فرق داره .
طبق آموزه های دیروز ما از دو طریق لاغری رو تمرین می کنیم یکی از طریق افکار یکی از طریق رفتار .
ترک کردن پرخوری در سطح رفتاره .
ناراحت نشدن از پرخوری در سطح افکاره .
پس ما هم در سطح فکر و هم در سطح رفتار داریم دو فرمول چاقی رو پاک می کنیم . البته که ترک پرخوری قبل از اینکه در سطح رفتار جاری بشه در سطح فکر هم هست .
پس ما اینجا در اینجا با دو فرمول سرکار داریم . یکی در سطح فکر و دیگری در سطح رفتار .
پس نیازه که هر دو فرمول رو تبدیل به فرمولهای لاغری کنیم .
ترک پرخوری فرمول لاغر کننده در سطح رفتاره که با نیاز بدن و حس گرسنگی و سیری تنظیم میشه و به وجود میاد . تلاش اولمون اینه .
اما اگر به هر بهانه ای باز هم عادت رو تکرار کردیم قدم بعدی که برای لاغری به کمکمون میاد صلح و آرامش با پرخوریه . یعنی سرزنش نکردن خود بعد از این فعل و بخشیدن خودمون تا دچار عصبانیت نشیم که باعث بشه کلا مسیر لاغری با دهن رو هم مثل رژیم ها رها کنیم . در واقع یکی از علل رها کردن رژیمها هم همینه . ما در رژیم با وجود خودمون در جنگیم . برای همین همیشه شکست میخوردیم . و ما یاد گرفتیم مراقب رفتارمون باشیم که حالت رژیم پیدا نکنه که یکی از تفاوتاش دقیقا همینه . وقتی آرامش داشته باشیم قطعا ذهن ما هم با ما وارد جنجال نمیشه و در نتیجه حساسیت ما کم میشه و خودبخود ذهن دچار لج و لجبازی نمیشه که بخواد برما غلبه کنه و مسیر لاغری با ذهن رو رها کنه . خدا میدونه چقدر شادم . امروزم من با این فرمولا عالی عمل کردم و حالم بسیار عالیه و در صلح با خودم هستم . من با پرخوری خودم به صلح رسیدم و کاملا دلیل این صلح رو فهمیدم که اینم یه فرمول لاغر کننده در سطح فکره و به ترک پرخوریم که در سطح رفتاره کمک می کنه و این کار برای ما راحتتر انجام میشه .
خب ذهن خوبم ما با هم تصمیم گرفتیم که با مشارکت هم پرخوری رو ترک کنیم . اما هر وقتم خواستی می تونی این عادت رو تکرار کنی . از نظر من اشکالی نداره . اما یقینا وقتی بر اساس نیاز جسمی که هر دو با هم به خوبی اون رو درک کردیم عمل کنیم مطمئنا حال هردومون بهتره . اما یه وقتی اگه جایی هم دیگه از دستمون در رفت و دچار فعل پرخوری شدی من بازم باهات دوستم . خودم میبخشم و به مسیر لاغریم ادامه میدم .
خب من آماده ام که از این گام هم عبور کنم و به مرحله ی بعد برم .
به نام خدا .
واقعا که من از سایت تناسب فکری دچار حیرت میشم . انگار که دقیقا احساس منو میفهمه . چه فرمول خوبی امروز گفتید . دقیقا من در اینجا با احساسم روبرو شدم . پس ناراحتی و عصبانیت از عادت مورد نظر فقط باعث شکست ما در مسیر لاغر شدن میشه . خب پس اگه عادتم رو تکرار کردم ناراحت نشم عصبی نشم که در طول روز هم عصبانی باشم . اما چطور با عادت صلح کنم . واقعا راست میگید . خودم انجامش میدم خودمم ازش عصبانی و ناراحت میشم و احساس بدی بهم دست میده . الان نمیدونم چجوری باید با عادت خودم در صلح قرار بگیرم . خب من باید راجع به این تمرین فکر کنم که دیگه اگه بازم عادتم و تکرار کردم ناراحت نشم . به نطر خودم میاد همون نمره دهی برام خوب باشه . مثلا من امروز یه لقمه اضافه خوردم ناراحت شدم حالا درسته ناراحتیم خیلی زیاد نبود اها فهمیدم اینم یه فرموا ذهن چاقه . ناراحتی از عادت از ذهن چاقه . جزء پارسهای سگه است . برای همین اینم باید پاک بشه .
چقدر فرمول چاقی داریم ما . یادمون میره .
پس توی این فایل یاد گرفتم اینکه از تکرار عادت ناراحت بشم هم جزء فرمولهای چاقیه .
پس من سعیم و می کنم که انجامش ندم . اما اگه انجامش هم دادم ازش ناراحت نشم . یعنی بیخیالش بشم . بگم عیب نداره . دوباره شروع می کنم . هربار بهتر عمل می کنم . یا نه بگم عیب نداره . نمیدونم باید روی این تمرین فکر کنم ببینم چجوری به صلح برسم . پس تا این تمرین رو انجام ندم نمیتونم برم سراغ تمرین بعد البته عجله ای هم ندارم اینجوری بهتره . فکر می کنم تحلیل می کنم ببینم چی به ذهنم میرسه .
نشان های دریافت شده
مزیت های بیشتر پرخوریم
ودرصلح قرار گرفتنم با پرخوریم
مثلا مزیت پرخوری برای من اینکه باعث میشه خواب آلوده بشم وخیلی زود خوابم ببره
مزیت هفتم پرخوریم این بوده که چون از همه چی میخوردم وزیادم میخوردم هیچ وقت کمبود هیچ ویتامین وچیزی نداشتم مثلا کمبود کلسیم وکم خونی وتیروئید پرکاروکم کار و….نداشتم چون همیشه اگه زیاد خوردم چیزای خوبم زیاد خوردم وپرخوری کردم وخداروشکر صحیح وسالمم
مزیت هشتم پرخوری من این بود که از آنجایی که همیشه میخوردم وزیادم میخوردم آشپزیم خیلی خوب شد والان که تنها ۳۱ سال دارم قادرم چند صد نفرو غذا دسر وشیرینی بدم وخیلی خوب بلدم پذیرایی کنم وهمه رو شگفت زده کنم ودرتدارک جشن ها مهارت فراوانی دارم
وبسیار کدبانو شدم
هیچ وقت یادم نمیره دفعه اولی که خانواده شوهرمو خونمون دعوت کردم دومدل غذای ایرانی ویک مدل پیتزا چند مدل سالاد وماست انواع ترشی وحتی کیک تولد برای پذیرایی وکلی چیز دیگه پختم وقایمشون کردم
واز اونجایی که ناهار دعوتشون کرده بودم
وقتی اومدن خونمون پدرشوهرم گفت به شوخی که غذا ندارن وبویی نمیاد وتازه بیدار شدن
ومن خندیدم وبه شوهرم گفت برو چند سیخ کباب بخر که زنت تازه کار منم بعد چای خوردن وپذیرایی خندیدم وگفتم کلی غذا ودسر پختم که همشون حاضرن
وفقط زیر فر روشن کنم تا پیتزاهامم نیم ساعته داغ حاضر بشن
حتی مادر شوهرم اولش میخواست کمکم کنه غذا بپزم ووقتی غذاهارو دیدم شگفت زده شد
وفکر کردن مادرمو یه جا قایم کردم 🤣🤣🤣
که همسرگفت که مادرش شاغل ونتونسته بیاد وهمشو دیروز خودش آماده کرده وامروز پخته صبح زود بلند شده والان جاافتاده
وحتی منم وقت کمک بهشو نداشتم وکف کرده بودند
حتی یه بارم که عملا بیپول شده بودیم یه خورشت کرفس پخته بودم که هرچی خانواده شوهرم میخوردن سیر نمیشدن وآخرش با دل درد از جاشون بلند شدن وخواهر شوهرم گفت که چطوری خوشت کرفس به این خوشمزگی پختی آخه مگه میشه من از کرفس متنفرم اونقدر خوردم دلم درد گرفت 🤣🤣🤣
خلاصه که پرخوری وعلاقه من به زیاد خوردن وخوردن منو آشپز ماهر وچیره دستی کرد که یکی از بهترینهام وبه تنهایی میتونم آموزش آشپزی وشیرینی پزی وپذیرایی تدریس کنم ورستوران بزنم برای خودم
پس میبینم که همین پرخوری کلی مزیت داشته برام که از من آدم بامهارت بالا بهتر وشخصیتی خوب ساخته
حتی خستگی منو درکرده ومن قادر به ساعت ها کارو تلاش مداوم کرده وکاری کرده که شکست ونپذیرم
خلاصه که خوب که فکر میکنم دیگه ازش دلگیر نیستم ودلیلی نداره احساس بدی نسبت بهش داشته باشم
من باید بدونم که هرعادتی منشا لذت وشادی وخوبی داشته وسعی درکمک به من واگه قصد نابودی وآزار منو داشت ذهن من هرگز حتی یک بارم انجامش نمیداد واز این به بعد باید درصلح باشم بااین عادت پرخوریم وبه هیچ وجه حس بدی از انجامش نداشته باشم درسته که تصمیم منه که انجامش بدم یا ندم ولی حسم دیگه باهاش خوبه دیگه ازش بدم نمیاد
اینبار که پرخوری کردم میخندم که مثل بادکنک باد کردم ودیگه از جام نمیتونم تکون بخورم حسمو خوب نگه میدارم
فرشته جان میشه دستور و فوت و فنهای خورشت کرفس بدی بچه هام خیلی دوست دارن ولی من خوب بلد نیسنم
نشان های دریافت شده
سلام منیره خانم گل دوست عزیزم
بله باکمال میل
برای خورشت کرفس خوب چندتا چیز لازمه
اول کرفس تازه وجوان واگرم نداشتین حتما باید نخ های کرفس های پیر که روی کرفس با چاقو جدا کنید وگرنه نمیپزه
منظورم شیارهای روی کرفس وهمینطور سرخکردن کرفس ها قبل پختشون
دوم سبزی قورمه سبزی تازه وسرخکرده وهمینطور برگ های خود کرفس که ریز بشن وکمی تفت بخورن
سوم گوشت قرمز که چربی هم داشته باشه
من داخل کرفسم لوبیا چیتی هم میریزم
اگه مهمان داشته باشم حتما داخلش زعفران ویه قالب کره ۵۰ گرمی هم میریزم
ولی برای خودمون نه
بسته به زودپز بودن کرفستون که سبز کمرنگ یا دیر پزبودنش که ساقه های پیرش
میتونید زمان اضافه کردن به گوشت وپیاز وادویتون تنظیم کنید
من پیاز بزرگ نگینی میکنم به علاوه گوشت وادویه هم زردچوبه فلفل سیاه ودرآخرم نمک میزنم
میپزم وکرفسم بعد تفت دادن اگه دیرپز بود اولش با گوشت میگذارم میپزه به همراه سبزی قورمه ولوبیا خیس خورده وسبزی کرفس
وقتی همش پخت تقریبا اگه قوره داشته باشید که خیلی خوشمزه اش میکنه
اگه نداشتین لیمو عمانی پوست ودونشو جدا کنید سه چهار تا بریزید داخلش زیرشو کم کنید جا بیوفته نمکم که درآخر ودلخواه
چندتا چیز خوشمزش میکنه
اول آب قلم
دوم چربی گوشت
سوم زعفران
چهارم کره
فقط اینکه خورشت کرفس از صبح تا شب طول میکشه وانتظار دوساعت پختن وخوشمزه شدن ازش نداشته باشید وبهتره زیرش کم وریز جوش باشه
امیدوارم لذتشو ببرید ومتناسب باشی دوست عزیزم
ممنون فرشته جان واقعا مهربانی
سلام به استاد عزیز
من با تند تند غذا خوردنم و تند تند کار کردنم در صلحم باهاش رابطه ی خیلی صمیمی دارم چون خیلی جاها برام خوب بوده خیلی جاها باعث شده که ازم تعریف و تمجید کنن
من اگه دوباره این عادت رو تکرار کنم احساس بدی ندارم و خودمو سرزنش نمیکنم چون خودم به وجود اوردمش و الان با صلح در حال تغییرشم
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز
ببخشید استاد کاش برای دوره های رایگان هم امکان رفتن به گام بعدی رو هم بزارید خیلی عالی میشه
واینکه استاد کاش یه امکانی بود میتونستیم به همه دیدگاههای دوستان که فالو کردیم به ترتیب تاریخ دسترسی داشتیم
مطمئنم حتما در دست اقدام هستن چون همواره شما و سایت در حال بهتر شدن هست ولی کمی زودتر بشه عالیه
ممنون استاد
سلام و درود
از اینکه در بهبود سایت تناسب فکری مشارکت می کنید از شما سپاسگزارم
دیدن تمام دیدگاه های یک فرد در نظرات به زودی به سایت اضافه میشه
امکان رفتن به گام بعدی فقط برای قسمت محصولات قابل اجرا می باشد.
چون محتوای رایگان به صورت فایل های جداگانه روی سایت قرار می گیرند این امکان وجود نداره
مگر اینکه این دوره ها در قالب یک محصول ارائه شود که در این صورت گزینه رفتن به جلسه بعدی و همچنین این جلسه را مشاهده کردم به آن اضافه خواهد شد.
نشان های دریافت شده
ممنونم استاد دست گلتون درد نکنه