چند بار تصمیم گرفتی یه عادت بد رو کنار بذاری؟ مثلا کمتر پرخوری کنی، شبها زودتر بخوابی، یا دیگه از روی عصبانیت رفتار نکنی؟
📍 این جلسه ادامه مستقیم گام قبل است؛ اگه مزایای انتخاب عادتت رو هنوز مشخص نکردی، بهتره اول از اونجا شروع کنی.
اما یه جای راه، باز هم همون رفتار تکرار شد… و دوباره شروع شد: خشم، سرزنش، ناراحتی از خودت 😣
حالا وقتشه یه راه متفاوت رو امتحان کنی:
در این جلسه میآموزیم:
در صلح بودن با عادتها 👉
در این جلسه، میخوام با زبون ساده برات توضیح بدم که چرا مبارزه با خودت کارساز نیست و چطور با ذهن آروم و پذیرش، میتونی عادتهات رو برای همیشه تغییر بدی.

شناسایی عادت بدون قضاوت 🕵️♀️🧘♂️
اولین قدم برای هر تغییری، شناخت عادته.
اما خیلی از ما این شناخت رو با قضاوت، شرم و سرزنش قاطی میکنیم 😓
کافیه دوباره یه رفتار تکراری ازت سر بزنه — مثلاً پرخوری، تنبلی، یا عصبانیت — و فوری با خودت بگی:
❌ «باز خراب کردم!»
❌ «من هیچوقت درست نمیشم!»
❌ «چرا انقدر بیارادهم؟»
اما این نوع نگاه فقط تو رو از خودت دورتر میکنه…
✅ تو اومدی اینجا تا در صلح بودن با عادتها رو یاد بگیری؛ یعنی دیگه نمیخوای با خودت بجنگی.
🪞 تصور کن جلوی آینه وایسادی و داری خودت رو نگاه میکنی. به جای فریاد زدن سر خودت، فقط خودت رو نگاه میکنی.
همین دیدن بیقضاوت، اولین نشونه صلحه ✨
در صلح بودن با عادتها یعنی با خودت مثل یه دوست رفتار کنی، نه یه دشمن.
مثل یه معلم مهربون که وقتی شاگردش اشتباه میکنه، تحقیرش نمیکنه… بلکه با حوصله کمکش میکنه درس رو بفهمه 📚💛
✍️ این عبارت رو بنویس تا حسابی در ذهنت حک بشه:
و یادت باشه:
تغییر از لحظهای شروع میشه که خودت رو همونطوری که هستی ببینی و بپذیری.
🌿 چون تو لایق صلحی… حتی با عادتهایی که دوستشون نداری.

💡 اگه دوست داری این مهارت «صلح با عادت» رو بهصورت کامل و قدمبهقدم با تمرینهای عملی یاد بگیری، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین ساخته شده.
احساساتت تصمیمگیرنده واقعی هستن 🎭
تا حالا شده یه لحظه از شدت عصبانیت حرفی بزنی یا کاری بکنی که بعدش با خودت بگی:
«ای کاش اون حرفو نمیزدم…»
یا مثلاً بری سمت یخچال، یه دل سیر بخوری و بعدش حسرت بخوری که چرا دوباره کنترل از دستت خارج شد؟ 😓
💥 وقتی عصبانی یا مضطربی، مغزت میره روی حالت «هشدار!»
در این حالت، عقل و منطق کمکم خاموش میشن و احساسات فرمان رو در دست میگیرن.
هرچی بیشتر بجنگی، بیشتر مغزت احساس خطر میکنه… و این یعنی تکرار همون عادتها بدون اینکه فرصت فکر کردن داشته باشی.
💡 اما اگه به خودت یادآوری کنی:
🌀 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
یه فضای امن و آروم توی ذهنت ایجاد میکنی.
و توی این فضاست که مغزت میتونه از حالت دفاعی خارج بشه و منطقیتر تصمیم بگیره 🧘♀️
هر بار که وسوسه میشی برگردی به یه رفتار قدیمی،
بهجای جنگیدن، فقط با آرامش بگو:
🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
هر بار که احساس کردی میخوای خودتو سرزنش کنی،
یادآوری کن:
✨ این جمله، مثل یه آغوش ذهنیـه… بهت یادآوری میکنه که تو در مسیر رشدی، نه در مسیر تنبیه.
✅ و یادت باشه:
احساساتت اگر درست دیده و پذیرفته بشن، دشمن نیستن… راهنما هستن.
🌈 چون تو در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی، تصمیمهات هم هر روز آرامتر و آگاهانهتر میشن.

در صلح بودن با عادتها یعنی چی؟ 🕊️
یعنی با خودت آشتی کنی…
نه به این معنا که از رفتار اشتباهت خوشحال باشی، بلکه یعنی بدون خشونت، بدون شرمندگی، بدون سرزنش، فقط بپذیری که این رفتار الان بخشی از توئه.
✅ در صلح بودن با عادتها یعنی وقتی یه کار تکراری انجام دادی، بهجای اینکه خودتو بکوبی، آروم بگی:
«باشه… این الان بخشی از منه. ولی قراره کمکم تغییر کنه. من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
هر بار که بعد از یه رفتار احساس خشم یا نفرت از خودت میکنی، در واقع داری با خودت میجنگی.
و یادت باشه:
⚔️ هیچکس با جنگیدن با خودش به صلح نمیرسه…
🌱 هیچتغییری توی زمین خشونتآمیز رشد نمیکنه.
ولی وقتی خودتو با همه نقصهات، با همه رفتارهایی که هنوز اصلاح نشده، بپذیری، یه چیز عجیب اتفاق میافته:
💫 ذهنت آروم میشه… کنترل بهجای اینکه توی دست عادت باشه، کمکم میاد سمت خودت.
✨ هر بار که جملهی زیر رو با خودت تکرار کنی، در واقع داری انرژی جنگ رو خاموش میکنی و انرژی آرامش رو روشن:
🧘♀️ پذیرش یعنی قدرت.
وقتی بپذیری، بدون اینکه حتی فشاری وارد کنی، قدرت از عادت گرفته میشه و به سمت خودت برمیگرده.
قدرتی که از جنس آگاهی، مهربانی و انتخابه… نه اجبار و ترس.
و تو لایق این قدرتی 💚

آموزش ذهن؛ دیدن، فکر کردن، نوشتن 🧠✍️
اگه بخوای یه عادت رو واقعاً تغییر بدی، فقط تصمیم گرفتن کافی نیست.
تو نمیتونی یهشبه فرمان ناخودآگاه رو عوض کنی. چون اونجا سالها اطلاعات، احساسات و الگوهای تکراری ذخیره شده.
✅ برای اینکه تغییر وارد ناخودآگاهت بشه، باید سه گام ساده ولی مهم رو بارها تکرار کنی:
۱. دیدن یا شنیدن 🎧👁️
یعنی آموزش ببینی، گوش بدی، آگاه بشی.
هر چی بیشتر درباره عادتهات بدونی، بیشتر متوجه میشی که چرا انجامشون میدی و چطور میتونی تغییرشون بدی.
🌀 یادت باشه:
«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
و همین یادگیری، خودش یه پیروزیه!
۲. فکر کردن 🤔🧩
فقط شنیدن کافی نیست. باید با خودت خلوت کنی، به اونچه شنیدی فکر کنی.
توی ذهنت مرور کنی:
«این عادت از کجا اومده؟ چرا تکرارش میکنم؟ چه احساسی بعدش دارم؟»
اینجا هم یادت باشه که فکر کردن بدون قضاوت، یعنی همون در صلح بودن با عادتها 💗
۳. نوشتن ✍️📒
نوشتن یعنی ثبت آگاهیها، مرور احساسات و ساختن مسیر جدید ذهنی.
وقتی چیزی رو مینویسی، در واقع به ذهن ناخودآگاه میگی:
“این برای من مهمه. لطفاً ذخیرهاش کن.”
📝 تمرین روزانه بنویس:
«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم و هر روز بیشتر خودم رو میفهمم.»
این سه گام ساده، پایهی آموزش ذهن هستن.
تو هر بار که ببینی، فکر کنی و بنویسی، یه قدم دیگه به تغییر پایدار نزدیکتر میشی 🌱
و اینطوریه که آرامش جای خشم رو میگیره، و بهجای جنگیدن با خودت، با خودت همراه میشی ✨
قدرت واقعی در صلح کردنه، نه جنگیدن 💪🕊️
❌ سالها با چاقی جنگیدی…
❌ با پرخوری درگیر شدی…
❌ بارها با خودت عهد بستی که دیگه «نمیخورم»، «شروع میکنم»، «از فردا رژیم!»
ولی هر بار بعد از چند روز، برگشتی سر نقطهی اول…
چرا؟ چون روش کار اشتباه بوده.
راهت همیشه از جنس نبرد بوده، نه پذیرش.
در تمام اون سالها داشتی تلاش میکردی که با عادتهات بجنگی، نه اینکه باهاشون در صلح باشی.
✅ اما حالا وقتشه یه مسیر تازه رو تجربه کنی:
🌱 مسیر در صلح بودن با عادتها
یعنی چی؟
یعنی بهجای جنگیدن با پرخوری، فقط ببینیش.
یعنی وقتی وسوسه میشی چیزی بخوری که نمیخوای، نگـی:
«من آدم ضعیفیام!»
بلکه بگی:
🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
💡 وقتی رفتار اشتباهت رو بدون قضاوت، بدون خشم، فقط مشاهده میکنی، یه اتفاق عجیب میافته:
🧠 ذهن ناخودآگاهت کمکم متوجه میشه که دیگه این رفتار، لازم نیست تکرار بشه.
چون دیگه باهاش نمیجنگی؛ بلکه آرومآروم داری جاشو با آگاهی و پذیرش پر میکنی.
«در مسیر در صلح بودن با عادت ها بهتر است به مفاهیم ساده اما علمی در تغییر عادتها مراجعه کنیم تا فهمیم چرا صرف اراده کافی نیست.»
🎯 در صلح بودن با عادتها یعنی قدرت داشتن بدون فریاد
یعنی حرکت بهسمت تغییر، بدون تنبیه
یعنی فهمیدن اینکه:
«من میتونم تغییر کنم، چون خودم رو همونطور که هستم پذیرفتهام.»
✨ این یعنی رهایی واقعی…
رهایی از چرخهی تکرار – خشم – قضاوت – شکست
و ورود به چرخهی جدید:
🔁 مشاهده – پذیرش – آموزش – تغییر
و تو این قدرت رو داری…
چون حالا دیگه میدونی مسیرت از جنس صلح و آگاهیه، نه اجبار و تنبیه.
💬 فقط کافیه هر روز با خودت تکرار کنی:
🌟 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.» 🌟
صلح، مسیری برای تغییر پایدار
تا اینجا با هم دیدیم که تغییر واقعی از دل آرامش میاد، نه فشار…
از درک و پذیرش، نه قضاوت و سرزنش.
سالها با عادتهات جنگیدی…
نتیجه چی شد؟ تکرار پشت تکرار، خستگی، ناامیدی، و گاهی تنفر از خودت 😞
اما حالا وقتشه یه مسیر جدید رو انتخاب کنی:
🌿 در صلح بودن با عادتها
وقتی میگی:
✨ «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
در واقع داری به مغزت یاد میدی که دیگه لازم نیست برای تغییر، رنج بکشه…
لازم نیست با خودت بجنگی تا بهتر بشی.
بلکه میتونی با مهربونی، آگاهی و تمرین، قدمبهقدم رشد کنی.
📝 تمرین پایانی امروز:
یک دفتر یا برگه بردار و بنویس:
- یکی از عادتهایی که هنوز داری و ازش ناراضی هستی.
- احساسی که معمولاً بعد از انجام اون عادت داری.
- حالا چند جمله با این ساختار بنویس:
«من این رفتار رو میبینم.
من خودم رو قضاوت نمیکنم.
من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
🌈 این جمله رو هر روز، حتی اگر فقط یک دقیقه وقت داشتی، با صدای بلند بخون یا بنویس.
چون هر بار که تکرارش میکنی، یه آجر از دیوارهای جنگ با خودت پایین میاد، و یه گام به سمت صلح درونی نزدیکتر میشی.
💬 یادت نره…
صلح با خودت، هدیهایه که فقط خودت میتونی به خودت بدی 🎁
و تو لایق آرامش، رشد، و تغییر پایدار هستی… چون تو
🌟 در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی 🌟
اگر تجربهای از این مسیر داری یا این مقاله برات الهامبخش بود، حتماً توی نظرات بنویس؛ صدای تو برای ما مهمه ❤️
✍️ در ادامه، میریم سراغ گام سوم: انعطاف در انتخاب.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.31 از 88 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز ودوستان متناسبم
چه عالی شد که تصمیم گرفتم این دوره رو دوباره مرور کنم استاد.یادم رفته بود باید با عادات غذاییم که اتفاقا چاق کننده هستن در صلح باشم.در صلح بودن بعنی از تکرار اون احساس عذاب وجدان و ناراحتی پیش نیاد و خودمو سرزنش نکنم. من مدتی بود که هی از دست خودم با تکرار عادتم عذاب وجدان میگرفتم و هی خودمو دعوا میکردم.و من دا،م ناراحت بودم. خدایا وقتی امشب این فایل رو دیدم خیلی خوشحال شدم. ذوق کردم. بخدا ما باید دا،م این دوره رو مرور کنیم. نمیدونم چرا اینقد زود فراموشم میکنم.ولی من از این به بعد با عاداتم در آرامش و صلحم.انسان جایز الخطاست.خوب ممکنه گاهی اشتباه کنم ولی خوب ناراحت نمیشم فقط ادامه میدم. استمرار دارم. و سعی میکنم تموم آکاهی های استاد رو مو بهمو انجام بدم….
خدایا شکرت
ممنونم استاد
من با همه جهان در صلحم
نشان های دریافت شده
چاقی یک دشمن نیست بلکه مهمان ناخوندهای هست که بادرزدن اون من به اون اجازهی وروددادم پس نباید باهاش جنگ کنم وازش فرارکنم وقدرتی که خودم دارم روبهش بدم چاقی همیشه دوستی بوده که توهمه ی لحظه های زندگی کنارم بوده درسته این اواخر بهمن فشاراومده امااگه هم اومده به خاطر این هست که شرایطم داره لبریزمیشه ازچاقی چون دیگه ازحرف ادماخسته شدم وچیزای دیگه وخودمم یه جورایی دیگه ازاینرجورزندگی کردن لذت نمیبرم به خاطر اینکه ازاین جورزندگی کردن زده شدم اما بیشترین خاطراتی که دارم ازچاقی حتی از بودن درکنارادمابیشتره چون زندگی کردم پس بی انصافیه که فقط ازچاقی تنفر داشته باشم همه ی مسایل زندگیموبذارم گردن چاقی .امزیتهای ی زیادی داشت اینکه میتونستم توجمع میشینم بادوستام بیشترازخوردن لذت ببرم لباس سال جدید برای مدرسه که میرفتم دیگه نگران نبودم که نداشته باشم چون جاداربرام میدوخت ومن سال بعد اگه میدیدم تنگه یه خورده ساسوناشوبازمیکردممزیت دیگر هم این بود که کارهای یکه نیازبه این داشت که بایدروبلندی وایسی روانجام نمیدادم توی س مازیادسردم نمیشدوموقغی که تومان رمضون گرسنه بودن ادمامن زیادگرسنم نمیشدحتی اگرسحری نمیخوردم باورم این بود که من ذخیره ی چربی دارم به خاطر همین مشکلی برام پیش نمیومد احساس قدرت نمایی میکردم با انجام کارهای سخت که نیاز به قدرت بدنی داشت .وکلی مزیتهای دیگه هم مثل ضدضربه بودن مثل قوی بودن درانجام کار .
نشان های دریافت شده
سلام و احترام فراوان به شما استاد بزرگ،مهمترین مزیت چاقی برای من،آشنایی با شما بود .از وقتی با آموزش های شما آشنا شدم ،فرد دیگری شدم و عاشق خودم هستم،یاد گرفتم روح خودم رو بشناسم و به خودم احترام بذارم و این موارد باعث تاثیر در حس و حال من شده است ..من آرومم ،آرامش دارم ،میخندم ،امیدوارم و حالم روز به روز بهتر میشه..اگر چاق نبودم و به صورت ناخداگاه فرمول های درستی در مغزم بود ،هرگز لذت متناسب شدن بعد از سال ها چاقی را نمیچشیدم و هیچ چیز زیبا تر از این نیست که به خودت افتخار کنی و اراده و تلاش خودت رو لمس کنی ،من عاشق متناسب شدن هستم و عادت های بد من کمکم ناپدید میشن و دنیا را هرلحظه قشنگ تر میبینم 🙂
نشان های دریافت شده
سلام فواید خوردن در زمان تماشای فیلم :من وقتی می خورم از فیلم بیشتر لذت می برم فیلم خیلی هیجان انگیز تر میشه و بیشتر روی فیلم تمرکز دارم و حواسم پرت نمیشه و اون فیلم بیشتر در خاطرم می مونه و حتی اگه خسته باشم خوردن باعث میشه خوابم نگیره و فیلم رو تا آخر ببینم .
مزایای خوردن غذا بعد از ظهر بدون گرسنه بودن اینه که گرسنه نمی شم و نصف شب از گرسنگی بیدار نمیشم و قبل از این که گرسنگی بهم فشار بیاره و بیشتر از نیاز بدنم بخورم غذا می خورم و این مشگل رو ندارم و مرتب همسرم اسرار نمیکنه بیا شام بخور
نشان های دریافت شده
باسلام… من از کوچیکیم شروع میکنم. از بچگی که حتی یادم نمیاد و مامانم میگف تو از نوزادی چاق بودی….مزیتی که چاقی من داشت در مدرسه بود که بخاطر تپل بودنم به خودم اجازه هر شیطونی و تنبلی رو نمیدادم. چون توی کلاس همیشه من به عنوان سرگروه و نماینده انتحاب میشدم اونم بخاطر تپل بودنم..بزرگتر که شدم چون چاق بودم، چاقیم باعث شده بود که من بزرگتر از سنم بنظر بیام. ینی هنوز دخترمجرد خونه بودم ولی شروع کردم زودترازسنم، به اشپزی کردن و کارایی که درحد یه خانوم خونه داربود انجام میدادم. مزیت دیگه ای که داشت ، سعی داشتم بچه گانه رفتارنکنم. چیزای مفید یادبگیرم و خلاصه اینکه از دنیای دخترونه و بچگی که درحدسن واقعیم بود، دور باشم.همین باعث دستپخت خوبم شدکه ازهر هنری یه چیزی یاد بگیریم. ازدواج کردم وچاقیم بازهم بامن همراه بود.اجازه پوشیدن هر لباسی و پوششی رو به خودم نمیدادم.و چاقیم بیشترین خاطره ای که برام بجا گزاشته،توی خوردنمه. که که اینقدر ازادی درخوردنم داشتم که بیشترین لذت دنیا برام شده بودخوردن فست فود و تنقلات.چون قدم هم بلنده چاقیم باقدم مخفی میشد،و همیشه توی خونم بجای بوی غذای خونه، بوی چیبس و پفک و فست فود بلند بود…و اینکه چاق بودم ولی خیلی خوش لباس بودم و هرلباسی به تنم میکردم، جذاب بود. و بقیه هم این موضوع رو به زبون میاوردن که تو خیلی خوش لباسی… و همه ی اینا مزیت های من بود برای چاقیم.
نشان های دریافت شده
سلام من با چاقی ام دیگه مشکلی ندارم چرا که باعث شده بود من تو هر جمعی نشینم
خوردن نوشابه لذت بیشتری برای من به همراه داشته لذت بیشتر از غذا خوردن
من هله هوله را دوست دادم چرا که همیشه در دسترسم بوده با هزینه کم.
نشان های دریافت شده
من چاقی مو دوست دارم چون زیبایی صورتم بیشتر بچشم میومد
من چاقیمو دوست دارم..چون پا ب پای من راه اومد.
من چاقیمو دوست دارم چون هرچی خوردم تحمل کردو دم نزد.
من چاقیمو دوست دارم چون از فشار پا درد و کمر درد بازم همراه من بود
من چاقیمو دوست دارم.چون هر جا ک رفتم..هر جا بودم ..هر چی ک شنیدم
پا ب پای من دید و شنید و گوش کرد
پا ب پای من گریه کرد.ودم نزد
من چاقیمو دوست دارم ..
چاقیمو دوست دارم چون تو عبد ذهن اشتباه من بودو دم نزد
چاقی چاقی چاقی
ک اسم بد در رفته ….
چاقی جسم من خودم اینکارو باهات کردم..ولی ب کمک خودت جسم چاقاق نجاتت میدم…
نشان های دریافت شده
سلام ب همگی وقت همگی بخیر و خوشی
من الان در صلح با خرما هستم ..دوس دارم مرسی ک هستی و باعث انرژی من میشی
صلح با نوشابه .نوشابه بهترین نوشیدنی خنک
شیرینی جات ها انواع و اقسام:شما بهترینی برای من.
بستنی و کاکایو:بهترین فاب ترین .پرانگیره ترین خوراکی های دنیای من
من از تمام خوردنی هایی ک دوسشون دارم و حس خوب بهم میدن ..وانرزی مو زیاد میکنن.ممنون ک تو ی زندگی من هستن…
نشان های دریافت شده
درود بر شما
من از نان خوردن با غذا لذت زیادی میبرم
وقتی نان با غذا میخورم بیشتر احساس سیری میکنم
نان همیشه در دسترس هست ومن میتونم خودمو خیلی سریع با اون سیر وراضی کنم
من از کودکی عاشق نون وپنیر بودم واز خوردن نون لذت زیادی میبرم
از بوی نون خیلی خوشم میاد وی احساس خوبی ب من میده
با خوردن نون تا ساعتها سیر هستم ولذت میررم
اما الان ب صورت عادتی در امده ک بیشتر باعث اذیت من میشه ودر خوردنش زیاده روی میکنم ودچار عذاب وجدان میشم وحالمو بد میکنه
ب این دلیل میخوام اونو تغییرش بدم
میدونم ک ذهنم ب من کمک میکنه تا موفق بشیم
استاد سپاسگذارم
نشان های دریافت شده
به نام خدا سلام
من چای خوردن رودوست دارم چون تودورهمیها لذت بخش ترین پذیرایی چون با یه چای خوب وخوشرنگ بعضی موقع هنر کدبانییتو نشون بدیم چای رودوست دارم چون خستگیمو ازبین میبره چای رو دوستدارم چون وقتی چای میریزم میتونم کنار همسرم بشینم وبه بهانه چای خوردن حرف بزنیمو وقت بگذرونیم وقتی میرفتم آموزشگاه همیشه چای به راه بودوچه بهانه یخوبی بودبرای دست از کار کشیدنو حرف زدنو خندیدن دورهم