چند بار تصمیم گرفتی یه عادت بد رو کنار بذاری؟ مثلا کمتر پرخوری کنی، شبها زودتر بخوابی، یا دیگه از روی عصبانیت رفتار نکنی؟
اما یه جای راه، باز هم همون رفتار تکرار شد… و دوباره شروع شد: خشم، سرزنش، ناراحتی از خودت 😣
حالا وقتشه یه راه متفاوت رو امتحان کنی:
در صلح بودن با عادت ها 👉
در این جلسه، میخوام با زبون ساده برات توضیح بدم که چرا مبارزه با خودت کارساز نیست و چطور با ذهن آروم و پذیرش، میتونی عادتهات رو برای همیشه تغییر بدی.

شناسایی عادت بدون قضاوت 🕵️♀️🧘♂️
اولین قدم برای هر تغییری، شناخت عادته.
اما خیلی از ما این شناخت رو با قضاوت، شرم و سرزنش قاطی میکنیم 😓
کافیه دوباره یه رفتار تکراری ازت سر بزنه — مثلاً پرخوری، تنبلی، یا عصبانیت — و فوری با خودت بگی:
❌ «باز خراب کردم!»
❌ «من هیچوقت درست نمیشم!»
❌ «چرا انقدر بیارادهم؟»
اما این نوع نگاه فقط تو رو از خودت دورتر میکنه…
✅ تو اومدی اینجا تا در صلح بودن با عادت ها رو یاد بگیری؛ یعنی دیگه نمیخوای با خودت بجنگی.
🪞 تصور کن جلوی آینه وایسادی و داری خودت رو نگاه میکنی. به جای فریاد زدن سر خودت، فقط خودت رو نگاه میکنی.
همین دیدن بیقضاوت، اولین نشونه صلحه ✨
در صلح بودن با عادت ها یعنی با خودت مثل یه دوست رفتار کنی، نه یه دشمن.
مثل یه معلم مهربون که وقتی شاگردش اشتباه میکنه، تحقیرش نمیکنه… بلکه با حوصله کمکش میکنه درس رو بفهمه 📚💛
✍️ این عبارت رو بنویس تا حسابی در ذهنت حک بشه:
و یادت باشه:
تغییر از لحظهای شروع میشه که خودت رو همونطوری که هستی ببینی و بپذیری.
🌿 چون تو لایق صلحی… حتی با عادتهایی که دوستشون نداری.

احساساتت تصمیمگیرنده واقعی هستن 🎭
تا حالا شده یه لحظه از شدت عصبانیت حرفی بزنی یا کاری بکنی که بعدش با خودت بگی:
«ای کاش اون حرفو نمیزدم…»
یا مثلاً بری سمت یخچال، یه دل سیر بخوری و بعدش حسرت بخوری که چرا دوباره کنترل از دستت خارج شد؟ 😓
💥 وقتی عصبانی یا مضطربی، مغزت میره روی حالت «هشدار!»
در این حالت، عقل و منطق کمکم خاموش میشن و احساسات فرمان رو در دست میگیرن.
هرچی بیشتر بجنگی، بیشتر مغزت احساس خطر میکنه… و این یعنی تکرار همون عادتها بدون اینکه فرصت فکر کردن داشته باشی.
💡 اما اگه به خودت یادآوری کنی:
🌀 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
یه فضای امن و آروم توی ذهنت ایجاد میکنی.
و توی این فضاست که مغزت میتونه از حالت دفاعی خارج بشه و منطقیتر تصمیم بگیره 🧘♀️
هر بار که وسوسه میشی برگردی به یه رفتار قدیمی،
بهجای جنگیدن، فقط با آرامش بگو:
🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
هر بار که احساس کردی میخوای خودتو سرزنش کنی،
یادآوری کن:
✨ این جمله، مثل یه آغوش ذهنیـه… بهت یادآوری میکنه که تو در مسیر رشدی، نه در مسیر تنبیه.
✅ و یادت باشه:
احساساتت اگر درست دیده و پذیرفته بشن، دشمن نیستن… راهنما هستن.
🌈 چون تو در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی، تصمیمهات هم هر روز آرامتر و آگاهانهتر میشن.

در صلح بودن با عادت ها یعنی چی؟ 🕊️
یعنی با خودت آشتی کنی…
نه به این معنا که از رفتار اشتباهت خوشحال باشی، بلکه یعنی بدون خشونت، بدون شرمندگی، بدون سرزنش، فقط بپذیری که این رفتار الان بخشی از توئه.
✅ در صلح بودن با عادت ها یعنی وقتی یه کار تکراری انجام دادی، بهجای اینکه خودتو بکوبی، آروم بگی:
«باشه… این الان بخشی از منه. ولی قراره کمکم تغییر کنه. من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
هر بار که بعد از یه رفتار احساس خشم یا نفرت از خودت میکنی، در واقع داری با خودت میجنگی.
و یادت باشه:
⚔️ هیچکس با جنگیدن با خودش به صلح نمیرسه…
🌱 هیچتغییری توی زمین خشونتآمیز رشد نمیکنه.
ولی وقتی خودتو با همه نقصهات، با همه رفتارهایی که هنوز اصلاح نشده، بپذیری، یه چیز عجیب اتفاق میافته:
💫 ذهنت آروم میشه… کنترل بهجای اینکه توی دست عادت باشه، کمکم میاد سمت خودت.
✨ هر بار که جملهی زیر رو با خودت تکرار کنی، در واقع داری انرژی جنگ رو خاموش میکنی و انرژی آرامش رو روشن:
🧘♀️ پذیرش یعنی قدرت.
وقتی بپذیری، بدون اینکه حتی فشاری وارد کنی، قدرت از عادت گرفته میشه و به سمت خودت برمیگرده.
قدرتی که از جنس آگاهی، مهربانی و انتخابه… نه اجبار و ترس.
و تو لایق این قدرتی 💚

آموزش ذهن؛ دیدن، فکر کردن، نوشتن 🧠✍️
اگه بخوای یه عادت رو واقعاً تغییر بدی، فقط تصمیم گرفتن کافی نیست.
تو نمیتونی یهشبه فرمان ناخودآگاه رو عوض کنی. چون اونجا سالها اطلاعات، احساسات و الگوهای تکراری ذخیره شده.
✅ برای اینکه تغییر وارد ناخودآگاهت بشه، باید سه گام ساده ولی مهم رو بارها تکرار کنی:
۱. دیدن یا شنیدن 🎧👁️
یعنی آموزش ببینی، گوش بدی، آگاه بشی.
هر چی بیشتر درباره عادتهات بدونی، بیشتر متوجه میشی که چرا انجامشون میدی و چطور میتونی تغییرشون بدی.
🌀 یادت باشه:
«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
و همین یادگیری، خودش یه پیروزیه!
۲. فکر کردن 🤔🧩
فقط شنیدن کافی نیست. باید با خودت خلوت کنی، به اونچه شنیدی فکر کنی.
توی ذهنت مرور کنی:
«این عادت از کجا اومده؟ چرا تکرارش میکنم؟ چه احساسی بعدش دارم؟»
اینجا هم یادت باشه که فکر کردن بدون قضاوت، یعنی همون در صلح بودن با عادت ها 💗
۳. نوشتن ✍️📒
نوشتن یعنی ثبت آگاهیها، مرور احساسات و ساختن مسیر جدید ذهنی.
وقتی چیزی رو مینویسی، در واقع به ذهن ناخودآگاه میگی:
“این برای من مهمه. لطفاً ذخیرهاش کن.”
📝 تمرین روزانه بنویس:
«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم و هر روز بیشتر خودم رو میفهمم.»
این سه گام ساده، پایهی آموزش ذهن هستن.
تو هر بار که ببینی، فکر کنی و بنویسی، یه قدم دیگه به تغییر پایدار نزدیکتر میشی 🌱
و اینطوریه که آرامش جای خشم رو میگیره، و بهجای جنگیدن با خودت، با خودت همراه میشی ✨
قدرت واقعی در صلح کردنه، نه جنگیدن 💪🕊️
❌ سالها با چاقی جنگیدی…
❌ با پرخوری درگیر شدی…
❌ بارها با خودت عهد بستی که دیگه «نمیخورم»، «شروع میکنم»، «از فردا رژیم!»
ولی هر بار بعد از چند روز، برگشتی سر نقطهی اول…
چرا؟ چون روش کار اشتباه بوده.
راهت همیشه از جنس نبرد بوده، نه پذیرش.
در تمام اون سالها داشتی تلاش میکردی که با عادتهات بجنگی، نه اینکه باهاشون در صلح باشی.
✅ اما حالا وقتشه یه مسیر تازه رو تجربه کنی:
🌱 مسیر در صلح بودن با عادت ها
یعنی چی؟
یعنی بهجای جنگیدن با پرخوری، فقط ببینیش.
یعنی وقتی وسوسه میشی چیزی بخوری که نمیخوای، نگـی:
«من آدم ضعیفیام!»
بلکه بگی:
🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
💡 وقتی رفتار اشتباهت رو بدون قضاوت، بدون خشم، فقط مشاهده میکنی، یه اتفاق عجیب میافته:
🧠 ذهن ناخودآگاهت کمکم متوجه میشه که دیگه این رفتار، لازم نیست تکرار بشه.
چون دیگه باهاش نمیجنگی؛ بلکه آرومآروم داری جاشو با آگاهی و پذیرش پر میکنی.
«در مسیر در صلح بودن با عادت ها بهتر است به مفاهیم ساده اما علمی در تغییر عادتها مراجعه کنیم تا فهمیم چرا صرف اراده کافی نیست.»
🎯 در صلح بودن با عادت ها یعنی قدرت داشتن بدون فریاد
یعنی حرکت بهسمت تغییر، بدون تنبیه
یعنی فهمیدن اینکه:
«من میتونم تغییر کنم، چون خودم رو همونطور که هستم پذیرفتهام.»
✨ این یعنی رهایی واقعی…
رهایی از چرخهی تکرار – خشم – قضاوت – شکست
و ورود به چرخهی جدید:
🔁 مشاهده – پذیرش – آموزش – تغییر
و تو این قدرت رو داری…
چون حالا دیگه میدونی مسیرت از جنس صلح و آگاهیه، نه اجبار و تنبیه.
💬 فقط کافیه هر روز با خودت تکرار کنی:
🌟 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.» 🌟
صلح، مسیری برای تغییر پایدار
تا اینجا با هم دیدیم که تغییر واقعی از دل آرامش میاد، نه فشار…
از درک و پذیرش، نه قضاوت و سرزنش.
سالها با عادتهات جنگیدی…
نتیجه چی شد؟ تکرار پشت تکرار، خستگی، ناامیدی، و گاهی تنفر از خودت 😞
اما حالا وقتشه یه مسیر جدید رو انتخاب کنی:
🌿 در صلح بودن با عادت ها
وقتی میگی:
✨ «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
در واقع داری به مغزت یاد میدی که دیگه لازم نیست برای تغییر، رنج بکشه…
لازم نیست با خودت بجنگی تا بهتر بشی.
بلکه میتونی با مهربونی، آگاهی و تمرین، قدمبهقدم رشد کنی.
📝 تمرین پایانی امروز:
یک دفتر یا برگه بردار و بنویس:
- یکی از عادتهایی که هنوز داری و ازش ناراضی هستی.
- احساسی که معمولاً بعد از انجام اون عادت داری.
- حالا چند جمله با این ساختار بنویس:
«من این رفتار رو میبینم.
من خودم رو قضاوت نمیکنم.
من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
🌈 این جمله رو هر روز، حتی اگر فقط یک دقیقه وقت داشتی، با صدای بلند بخون یا بنویس.
چون هر بار که تکرارش میکنی، یه آجر از دیوارهای جنگ با خودت پایین میاد، و یه گام به سمت صلح درونی نزدیکتر میشی.
💬 یادت نره…
صلح با خودت، هدیهایه که فقط خودت میتونی به خودت بدی 🎁
و تو لایق آرامش، رشد، و تغییر پایدار هستی… چون تو
🌟 در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی 🌟
اگر تجربهای از این مسیر داری یا این مقاله برات الهامبخش بود، حتماً توی نظرات بنویس؛ صدای تو برای ما مهمه ❤️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.31 از 85 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
مزایای رفتار خوردن تنقلات موقع فیلم دیدن
۱- خیلی وقت ها به دلیل خوردن تنقلات دیگه میلی به خوردن شام و زیاده رویی نداشتم
۲- اکثر اوقات بخاطر احساس لذت که موقع خوردن تنقلات و فیلم دیدن داشتم باعث میشد که قهرم رو با شوهرم طولانی نکنم که بشینیم باهم تنقلات بخوریم و فیلم ببینیم
۳-باعث میشید که با یک تفریح در دسترس و کم هزینه لذت ببرم و حالم خوب بشه
۴- خیلی وقت ها در احساس بد باعث تغییر حال و هوام میشد
سلام استاد
خدا را شاکرم که درتاریخ ۱۴۰۲/۰۸/۱۴ توانستم برای بار دوم این فایل را گوش بدهم و چقدر نکات کلیدی و مهم داشتند که من با دوباره گوش دادن یادم آمد
آموزش ذهنی از طریق ۱- دیدن۲- شنیدن ۳- تفکرکردن 4-نوشتن نظرات درسایت ایجاد میشود که باید به این موضوع اهمیت داده شود چون با تکرار باعث میشود اشتباهات شما اصلاح شود و با تمرینات آنها را جایگزین افکار چاقی درذهن میکنید
همه ی انسان ها درصلح بهتر می توانند فکر کنند – تصمیم عالی بگیرند – و استعدادهای خود را شکوفا کنند و در حالت روحی احساس آرامش و امنیت بهتری داشته باشند و از استرس و ناراحتی به دور باشند. کشورهایی که همیشه درحالت صلح و دوستی هستند خیلی بیشتر از کشورهایی که درحال جنگ هستند پیشرفت داشتند .
خیلی مثال خوبی زدید استاد ما با فرزندانی که سرجنگ داشته باشیم همیشه به مشکل برمیخوریم و اگر از دردوستی و صلح با بچه ها صحبت کنیم میتوانیم آنها را متقاعد به انجام دادن هرکاری که دوست داریم انجام دهند .خود ما هم وقتی که رفتاری که احساس ما را بد میکند و از انجام دادن آن ناراحت هستیم انجام دهیم با آنکه فشاری از بیرون برما وارد نمیشود ولی احساس خوبی از انجام دادن آن کار نداریم ولی کاری را که دوست داریم انجام دهیم احساس امنیت و آرامش بهتری داریم پس از ابتدا باید ما با چاقی خودمان از در صلح و دوستی وارد شویم و با آن آشتی باشیم و از چاقی خود متنفر نباشیم چون کارهای لاغری را با احساس خوب انجام نمیدهیم ودرنایت نتیجه خوبی نخواهیم گرفت
مزیتهای چاقی برای من
۱- احساس قدرت و بزرگی نسبت به هم سن و سالها
۲- درمدارس همیشه جزء انتظامات یا کادراجرایی بودم و این احساس خیلی خوبی به من میداد
۳- صورت و لپای من همیشه تپل بودند
۴- در خانواده نسبت به خواهر و برادرها من قدرتمند تر بودم و باعث میشد کارهایی که زور بیشتری میخواست را من انجام دهم
۵- با احترام بیشتری با من برخورد میشد
۶- درهنگام کشیدن غذا سهم بیشتری به من داده میشد
۷- در ماشین ابتدا من روی صندلی جای میگرفتم چون جای بیشتری لازم داشتم و همیشه جلو بودم
۸- در موقع لباس پوشیدن تا مقطعی از چاقی خودم لذت میبردم
۹- خیلی از چاقی خودم متفرنبودم و آن را ارثی ویک نشانه ی از ایل و تبار می دانستم
۱۰- درمقایسه با دیگران همیشه ازمن تعریف و تمجید میشد
۱۱- با لذت هرغذایی که دوست داشتم میخوردم
۱۲- از خوردن هیچ غذایی از طرف خانواده منع نمیشدم
۱۳- من عاشق خوردن ته دیک و نون با برنج بودم و واقعا لذت میبردم هنگام خوردن
استاد حالا که فکر میکنم میبینم من زیاد هم از چاق بودن خودم ناراحت نبودم تا جایی که بیماریها خودشان را نشان دادند و درهنگام راه رفتن درد زانو و کمر درد شدم و در واقعیت با چاقی خودم در صلح بودم و بعدها از چاقی خودم متنفر شدم و باید با منطق به خودم ثابت کنم من این بدن را چاق کردم با لذت خوردن، الان هم فقط خودم مسئول متناسب شدن آن هستم و با تنفر داشتن از چاقی من کاری را پیش نمیبرم و هرروز چاق تر می شوم پس من در هرموقعیتی از چاقی خودم هستم باید خودم را دوست داشته باشم .
استاد ممنون از شما بابت این آگاهیها
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان عزیز
چاقی برای من لذت بخش بوده چون صورتم رو زیباتر نشون میده، باعث شده که اطرافیان من رو قوی بدونن و مثل خواهر که لاغرها نگن مریضی
اوایل چاقی که اضافه وزنم کم بود لباسها تو تنم قشنگ وایمستاد و من لذت می بردم
چاقی باعث شده تا اشپزیم و شیرینی پزیم خوب شده چون دوست داشتم غذاها و شیرینی های خوشمزه رو درست کنم و بخورم و همه از دستپختم تعریف میکنن
خونه ما هیچ غذا یا خوراکی اسراف نمیشد چون من همه رو میخوردم
من برخلاف خواهر لاغرم هیچگونه کمبود ویتامین یا املاح معدنی ندارم
پس این چاقی برام مزیت های زیادی داشته و من دوست دارم با چاقیم و عادت تند غذا خوردنم در صلح باشم
واقعا اوایل چاقی رو من دوست داشتم و میخواستم چند کیلویی اضافه کنم پس من خودم انتخابش کردم و چیزی رو با لذت انتخاب شده جنگ و اعصاب خوردی نداره.
سلاماستادمنالانباوزن دلخواهم۵ کیلوفاصله دارم،ومتوجه شدم چاقی ذهنم از جسمم بیشتره،از محدودیترژیمخستهشدم وبا این سایت عالی اشناشدم،هم دوست دارم این کاهش وزنم ثابت بمونه هم رویذهنم کارکنم،الان باید چطور غذابخورم ،عادتی که من انتخاب کردم خوردن زیاد بعدحد سیری هست،چطور باهاش به صلح برسم؟؟
سلاممنمتوجهنشدماونرفتار رو یعنی انجام بدیم؟؟تمرینروانجامدادممزیتهایچاقیرونوشتمفقطنمیدونماونرفتار روانجامبدمیانهچوناونمواقعذهنمهم رورفتاردرستتاکیددارههممیگهرفتاراشتباهروانجامبده
سلام و درود
دوباره فایل اموزشی رو تماشا کنید تا درک بهتری از انجام تمرین داشته باشید
سلام و با تقدیم حس خوب به همه شما عزیزان
من اصلا فکر نمیکردم بتونم به این عادتم حس خوبی داشته باشم، به عادت خوردن میان وعده و شکلات و شیرینی وقتی که گرسنه نبودم، ولی حالا یه مزیت براش پیدا کردم که میتونم این عادت رو دوست داشته باشم و عین قبل ازش متنفر نباشم! و اون اینه: خوردن هله هوله ها باعث میشد من زمان وعده های اصلی اونقدر گشنم نباشه ونخوام زیاد بخورم در هر صورت اونا منو سیر نگه داره و دیگه از این عادتم متنفر نیستم و باهاش تو صلحم❤️
سلام به همگی
من بعد از چند روز غیبت برگشتم چون مسافرت بودم و باید بگم بسیار از ،رفتار های خودم در سفر راضی بودم و واقعا خود به خودی انجام میشدن و من هیچ ادایی در نمی اوردم که البته هم سفرای من خیلی جاها فکر میکردن من رژیم هستم که نمیخورم اما من واقعا میل به خوردن نداشتم من هر روز به رستوران میرفتم و صبح ها سفره ی صبحانه ی انچنانی روی میز ویلا ی ما چیده میشد اما من به راحتی هر جا سیر بودم نمیخوردم و رها میکردم همیشه چایی و نسکافه و تنفلات و شیرینی و کلوچه و تخمه و میوه و …. روی میز مبل ها و یخچال بود اما من راحت برنمیداشتم و ریزه خواری نمیکردم و حالا که دارم مینویسم واقعا یادم میاد چقدر عالی رفتار کردم و خودم رو تحسین میکنم اما امروز و دیروز به محض برگشتن به خانه و اشپزی کردن همون عادت نادرست گذشته رو دوباره در خودم دیدم پس میخوام با حال خوب این دوره و تمریناتش رو انجام بدم تا رفتارهای نادرستم کمرنگ تر بشن.
من باید با همه چیز در صلح باشم تا ارامش خودم بیشتر بشه و احساسم بهتر بشه در تمام موارد همینطور هست و این قانون وجود داره مثلا در روابط با فرزندانم باید همینطور باشم با اخلاق های نادرست اونها نجنگم و مقابله نکنم بلکه با اونها حرف بزنم تا مشکل برطرف بشه پس اگر من الان رفتاری دارم در زمینه خوردن که دوستش ندارم نباید با اون بجنگم چون اون در مقابل من قویتر ظاهر میشه هر چقدر بخوام که دیگه تکر ار نشه اما اون قویتر تکر ار میشه چون هر بار انجامش میدم حالم بد میشه و میگم این مقصر چاقی من هست اون قویتر میشه پس با رفتارم و چاقیم باید در صلح باشم .
من عادت دارم به غذاها هنگام کشیدن در ظرف و یا برداشتن اونها و یا جمع کردن از روی میز عذا ناخنک بزنم و اما باید بگم اصلا این کار من رو نباید ناراحت کنه چون در قسمت قبل کلی مزیت براش نوشتم مثلا به من حس ازادی میده و یا همراهی با همسرم در خوردن میده و یا حس کار ثو اب و یا حس عالی بودن طعم غذاهام رو میده و …. و اما حالا باید علاو ه بر رفتار خودم با چاقی خودم هم در صلح باشم و بگم چافی برای من چه لذتهایی داشته
لذت زیبا تر شدن چهره ام
لذت تایید بقیه رو گرفتن (افراد مسن فامیل )
لدت داشتن پوست شفاف تر
لذت زیباتر شدن لباسها به تنم
لذت قویتر شدن جسمم
لذت رضایت بیشتر همسرم
لذت اشنایی با سایت تناسب فکری
لذت باشگاه رفتن و دوستان جدید پیدا کردن.
لذت دریافت اگاهی های سطح بالا
لدت اشنایی با این مسایل کنترل ذهن
لذت یاد گرفتن ورزش ایروبیک و زومبا
لذت یادگیری خلق رویاهام
لذت کار کردن بهتر با موبایل
لذت خود شناسی و خود باوری و …
همین امروز ظهر بعد از ناهار دخترم خواست شیر کاکاییو با کیک بخوره اما چون جدیدا شیرینی خارجی به ما سوغات داده بودن اون یکی از اونها رو اورد باز کنه و چون خودش نتونست گفت تو باز کن و من این کار رو کردم چون در هر پاکت دو عدد ویفر شکلاتی هست گفت من یکی میخوام و اون رو نمیخوام و من سریع اون یکی رو باز کردم و خوردم و برای یک لحظه گفتم این کارم غلط بود چرا من با دیدن تحریک شدم و برداشتم اما یاد اموزشها افتادم و گفتم ناراحتی نداره اون به زور که وارد بدن من نشده من خودم انتخاب کردم که بخورم جتما لذت میبرم که انچامش دادم چون اگر در ذهنم جز کارهای درد اور باشه که انجامش نمیدم پس باید باهاش در صلح باشم. و بپذیرم که اون رفتارم به من حس خوب میده که انجام میدم و از اون متنفر نباشم من باید بارها به خودم بگم حتی از اندامم که هنوز از خیلی ها چاق تر هست نباید متنفر باشم و باید با تمام وجودم بهش عشق بدم و با تمام چربی های اصافه خودم رو دوست داشته باشم
سلام ب فرمانروای جهان و جهانیان،خداوند زمین و زمان
سلام ب استاد عزیز و دوستان گرامی
یک زمانی ب صلح فکر میکردم نظرم برام نجنگیدن ۲ کشور بود که در صلح هستند،یا صلح یا آتش بس یک کشور ب کشور دیگر.
حال که تمرکزم را خداوند از آنها برداشت و ب خودم نهاد(خدااااااایا شکرت)و ب من آموخت ،صلح یعنی درونم را آرام کردن ،یعنی خدا را وارد ذهن و جسم کردن،یعنی اجازه دادن ب خدا در لا ب لای تارو پودم نور افشانی کردن،صلح یعنی وحدت درون،یعنی لبیک گفتن ،یعنی ندای درون شنیدن،
یعنی آرامش الهی،یعنی یکپارچگی ذهن و جسم،یعنی رهایی از قید و بندها،یعنی آزااادی ،آزاد شدن از باورهای قدیمی و پوچ،صلح یعنی بینش های الهی،صلح یعنی سلام ب خداوند جدید،صلح یعنی سلامم ب خداااااوند جدید،صلح یعنی خدا شدن،صلح یعنی تسلیم شدن،صلح یعنی قدرت خدا را
درون خود دیدن ،صلح یعنی با خووودم با تووو با اووو با جهااااان هستی یکی ،همسووو شدن.
من اینجا تعهد صلححح میدم که ۱ لیوان آب هم را نگاه کنم و توجه کنم و بعد بیاشامم،یا حتی با مشکلات جسمی ام ، از در صلح و دوستی و آشتی
نگاه کنم و ب آنها که خودم بوجود آوردم عششق بدهم.
با لقمه هام حرف بزنم و شکرگزاار باشم و بعد در دهانم بگذارم و ب چیزی که خودم بر خودم تحمیل کردم (چاقی)به عششق بنگرم، و خودم را تحسین
کنم که من اشرف مخلوقاتم ،و همه را با لذت و عششق بنگرم
از موقعی که بدنم پر شده دیگران و همسرم می گویند قشنگتر شدم
باعث شده ب تضادی که خوردم ،خدا مرا ب این سایت هدایت کرد و بتوانم از این نکته ها ب کل سلامتی ام توجه کنم
باعث شده که من بیشتر متوجه شدم که افکارم تا چه حد منفی است
باعث شده نیروی توانستن و دوباره خودم را خلق کردن در من زنده شده.
با سپااااااس فراوان از استاد بخاطر صبر و شکیبایی در سایت و تلگرام
ب امید تغییرات.
سلام.درسته خوردن زیاد ته دیگ تبدیل شده به عادت همیشگی من و دیگه برام رنج اور شده ولی من میپذیرم که خودم انجام میدادم و خودم میتونم آگاهانه بخورم و در حد نیاز بدنم.من دیگه با خوردن ته دیگ حس رنج نمیگیرم چون میدونم که میتونم خیلی کم بخورم و از همون مقدار کم لذت ببرم و زیاد خوردنش اصلا برام لذتی نداره.من دیگه اضافه غذای پسرم رو نمیخورم ولی اینبار نخوردنم از روی عشق هست عشق و ارزش نهادن به خودم.من انقدر ارزشمندم که نباید بدن عزیزم رو سطل اشغال غذای اضافی کنم.وقتی شروع به خوردن میکنم تصور میکنم ملکه پشت میز غذا نشسته و همه دارن حرکات این ملکه باتو رو نگاه میکنن واسه همین با آرامش میخورم و به محض سیری میکشم عقب و از یه ملکه بعیده که اضافه غذاهارو بخوره.برای من همیشه غذا در دسترس هست و بدن عزیزم هر زمان نیاز داشتی من به تو غذای دلخواهت را میرسانم پس نگران نباشم و ملکه بودنم رو حفظ کنم.من با تمام عادتهایی که برام رنج داشتن از امروز در صلح هستم و تصمیم میگیرم از امروز انتخابم رو عوض کنم و عادتهای خوب رو جایگزین کنم
نشان های دریافت شده
سلام ظهر بخیر
من ته دیگ خیلی دوستدارم وعادت به خوددن مقدارزیاد ته دیگه هستس چون فبلا من در مدلهای مختلف ته دیگ درست میکردم ومیکنم از ته دیگ برنجی ته نونی ته دیک سیب زمینی ته دیگ زعفرانی ته دیگ کاهو
از جویدن ته دیگه چنان کیفی درمن ایجاد میشه که نگو صداش حس خوبی داره مزش که نگو نپرس وفتی دیکران ار ته دیگه غذام تعریف میکردنند حس غرور داشت
مهترین قسمت غذایی تویی منزل ماته دیگه سرش دعوا میشه واون کیف که بچه هاسرس دعوا میکنن وبرای خودشون میکشن من خیلی دوستدارم .
تویی سینی میکشم دور می چرخونم و اولین تکه وبزرگترین خودن بر میدارم انگار پیروز میدان شدم
با خودرنش توی مهمانی خلاصه باید بگم حالم با تهدیگ بهتره چکارگنم دوستس دارم