0

عجله برای تغییر (گام چهارم – ۲)

عجله در مسیر تغییر
اندازه متن

یه لحظه تصور کن کنار یه درخت سبز ایستادی 🌳، بادی ملایم می‌وزه و برگ‌ها آروم تکون می‌خورن… نه خبری از عجله‌ست، نه استرس.

حالا بیا به خودمون نگاه کنیم! تا تصمیم می‌گیریم تغییر کنیم، می‌خوایم همه چی همین فردا عوض شه ⏱️😓

اما واقعیت اینه که عجله در مسیر تغییر فقط ما رو خسته و دل‌زده می‌کنه، نه متحول.

تو این مقاله می‌خوایم با هم یاد بگیریم چطور با آرامش، ولی هدفمند، فرمول ذهنمون رو بازنویسی کنیم 🧠✨

😣 چرا ما در مسیر تغییر عجله داریم؟

📌 یادآوری مهم: عجله در مسیر تغییر به ما آسیب می‌زند!

تغییر مثل رشد یه درخته، نه مثل نصب یه اپلیکیشن! عجله، روند طبیعی تغییر رو مختل می‌کنه. حالا بریم سراغ دلایلی که باعث می‌شن توی این مسیر عجول بشیم:

🔹 میل به رهایی از وضعیت فعلی

وقتی خسته‌ای، دلت می‌خواد زود تموم شه!

ما معمولاً وقتی به تغییر فکر می‌کنیم که از وضع موجود ناراضی هستیم. مثلاً یه روز که روی ترازو رفتی و از عددی که دیدی شوکه شدی، با خودت گفتی: «کافیه! دیگه نمی‌خوام اینجوری بمونم!» 😩

این میل به رهایی قوی و دردناکه. اما حواسمون نیست که:

👉 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب می‌زند، چون ریشه‌ی مشکل رو نادیده می‌گیریم و فقط دنبال خلاصی سریع هستیم.

تصور کن یه درخت پوسیده‌ست. اگه فقط برگ‌هاشو رنگ کنی، زیبا می‌شه؟ نه! باید از ریشه درمانش کنی. همین‌طور هم تغییر واقعی زمان‌بره.

🔹 باور ناخودآگاه به امکان تغییر

این قسمت خیلی مهمه! عجله همیشه چیز بدی نیست. گاهی نشون‌دهنده‌ی یه نکته‌ی خیلی مثبت درون ماست:

🙌 وقتی عجله داریم یعنی در اعماق ذهن‌مون باور داریم تغییر ممکنه!

نوروساینس چی می‌گه؟

طبق تحقیقات، وقتی انسان تصمیم به تغییر می‌گیره و هیجان‌زده می‌شه، ناحیه‌هایی از مغز مثل prefrontal cortex (مربوط به تصمیم‌گیری آگاهانه) و anterior cingulate cortex (مربوط به تشخیص اشتباه و اصلاح مسیر) فعال می‌شن.

این یعنی:

🧠 ذهن ما آماده‌ی حرکت شده، ولی باید یاد بگیره آروم و پیوسته حرکت کنه. چون:

عجله در مسیر تغییر به ما آسیب می‌زند، حتی اگر با نیت خوب شروع شده باشه.

🔹 فریب مسیرهای سریع

🎯 جامعه به ما یاد داده: «اگه سریع نتیجه نگرفتی، یعنی بی‌عرضه‌ای!»

اما این یه دروغ بزرگه!

رسانه‌ها، تبلیغات و شبکه‌های اجتماعی دائم ما رو بمبارون می‌کنن با پیام‌هایی مثل:

– «۱۰ کیلو در ۱۰ روز»

– «موفقیت در ۲۴ ساعت»

– «۵ روش فوری برای تغییر زندگی» 😳

ما ناخودآگاه فکر می‌کنیم اگه یه راه آهسته باشه، اشتباهه. در صورتی که ذهن ما، درست مثل طبیعت، آروم رشد می‌کنه.

🌱 یه دونه‌ی درخت باید زمان بگذرونه، نور و آب بگیره، ریشه بده تا بتونه جوانه بزنه… همینه روند ذهنی تغییر.

💥 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب می‌زند، چون ذهن رو وارد فاز مقایسه و شکست می‌کنه.

✅ عجله در مسیر تغییر گاهی از امید میاد، گاهی از ترس، اما همیشه نیاز به آگاهی داره.

✅ باور به تغییر عالیه، اما برای موندگاریش باید به ذهن زمان بدی.

✅ مسیر ذهنی تغییر یه «فرآیند طبیعی» هست نه یه «پروژه‌ی فوری».

✅ و همیشه به یاد داشته باش:

🌟 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب می‌زند.

🌿 طبیعت هیچ‌وقت عجله نمی‌کند

و من هم انتخاب می‌کنم با ریتم طبیعت پیش برم، نه با فشار و عجله.

🔹 پرنده‌ها، گیاهان، سیاره‌ها… همه با حوصله رشد می‌کنند

هیچ درختی نمی‌خواد یه‌شبه از دونه به جنگل تبدیل شه 🌱🌳

دونه، اول تو خاک پنهان می‌شه، روزها بدون اینکه دیده بشه، ریشه می‌زنه… کم‌کم جوانه می‌زنه، نور می‌گیره، رشد می‌کنه و سال‌ها طول می‌کشه تا تبدیل بشه به درختی تنومند.

این همون چیزیه که در مسیر تغییر ذهن برای لاغری هم اتفاق می‌افته. نمی‌تونیم یه‌شبه تمام باورهای قدیمی، عادت‌های رفتاری، و الگوهای ذهنی‌مون رو تغییر بدیم.

مثل طبیعت باید به خودمون فرصت بدیم، صبور باشیم، و از هر مرحله یاد بگیریم.

🔹 هیچ پرنده‌ای دنبال پرواز فوری نیست

پرنده‌ها اول لانه رو یاد می‌گیرن، بعد با بال‌های کوچیکشون تمرین می‌کنن. می‌افتن، دوباره بلند می‌شن، گاهی می‌ترسن، ولی ناامید نمی‌شن. ✈️🕊️

تا بالاخره یه روز پرواز می‌کنن؛ نه با زور، با اعتماد به بال‌هایی که به مرور قوی شدن.

ما هم در روند تغییر سبک زندگی و ذهن برای لاغری، ممکنه گاهی بلغزیم، گاهی دلسرد بشیم، اما اگر مثل پرنده‌ها ادامه بدیم، قدرت ذهنمون برای پرواز به سوی سبک زندگی جدید شکل می‌گیره.

🔹 هماهنگی با قانون رشد طبیعی

قانون طبیعت می‌گه: رشد واقعی، تدریجیه.

نه فشار می‌پذیره، نه سرعت غیرطبیعی.

ذهن ناخودآگاه ما هم دقیقاً همین‌طوری کار می‌کنه. اگر مدام بخوای با زور رژیم و محدودیت، سریع نتیجه بگیری، مغزت مقاومت می‌کنه.

اما اگر با ریتم خودش جلو بری، تغییری عمیق و ماندگار اتفاق می‌افته.

قانون «ریتم طبیعی رشد» بهمون یادآوری می‌کنه که هر چی بیرون از روند تدریجی رشد کنه، پایدار نمی‌مونه. این یعنی کاهش وزن فوری که با اجبار باشه، دوباره برمی‌گرده. ولی تغییر ذهنی تدریجی، موندگاره.

عجله در مسیر تغییر

💥 عجله در مسیر تغییر، چگونه ما را به شکست می‌کشاند؟

خیلی از ما وقتی تصمیم به تغییر می‌گیریم، می‌خوایم همه‌چیز سریع اتفاق بیفته. انگار ذهنمون رو با دکمه «دانلود سریع» اشتباه گرفتیم! 😅

اما ذهن، دستگاه نیست؛ یه موجود زنده‌ست که برای تغییر، به زمان، عشق، صبر و آگاهی نیاز داره.

🔹 خستگی زودهنگام از تلاش‌های بدون نتیجه

یکی از اثرات عجله در مسیر تغییر، خستگی ذهنی زودرسه. وقتی با این ذهنیت شروع می‌کنی که «باید زود نتیجه بگیرم»، بعد از چند روز تمرین ذهنی یا تصویرسازی و ندیدن تغییر خاصی، احساس شکست می‌کنی 😩

شاید با خودت بگی:

«پس چرا ذهنم هنوز عوض نشده؟ چرا هنوز اشتها دارم؟ چرا وزنم کم نشده؟»

و درست همین‌جا، افکار منفی یواشکی سرک می‌کشن:

«این روشا الکیه… من نمی‌تونم… ذهنی کار نمی‌کنه.»

در واقع، عجله در مسیر تغییر مثل یه سم بی‌صداست؛ آروم‌آروم خستگی و ناامیدی رو توی بدنت پخش می‌کنه 😵‍💫

✅ تغییر ذهنی با صبوری شکوفا میشه، نه با انتظار معجزه‌ی فوری!

🔹 تمرکز روی ظاهر، فراموشی درون

وقتی دچار عجله در مسیر تغییر می‌شی، فوراً دنبال نتیجه‌ی فیزیکی می‌گردی.

می‌ری سراغ:

❌ رژیم‌ سخت و محدودکننده

❌ ورزش‌ سنگین

❌ حذف خوراکی‌های محبوب 🍩🍫🍕

ولی اینا مثل چسب‌ زدن روی زخم عمیق هستن!

تا وقتی ذهن ناخودآگاهت چاقی رو امن‌تر از لاغری می‌دونه، زور زدن نتیجه‌ای نمی‌ده.

روش ذهنی یعنی اول تغییر درون، بعد تغییر ظاهر!

🔹 انتظارات غیرواقعی و ناامیدی پنهان

عجله در مسیر تغییر باعث می‌شه با چشم‌هایی که دنبال معجزه‌ هستن، به آینه نگاه کنی.

و وقتی بعد از چند روز تمرین هنوز سایز بدنت تغییر نکرده، ناامیدی سراغت میاد 😔

اما یادت باشه: ذهن ناخودآگاه مثل دریاچه‌ست… نمی‌تونی با بیل تغییرش بدی! 🌊

باید قطره‌قطره باور جدید بهش بدی تا به‌مرور رنگ عوض کنه.

✅ پس اگه دنبال تغییر پایدار هستی، با عجله خداحافظی کن!

🔹 چطور با عجله خداحافظی کنیم؟ 💡

اول از همه بدون که عجله در مسیر تغییر خودش یه مانع ذهنیه.

کاری که باید بکنی اینه:

✔️ هر روز فقط روی یه تغییر کوچیک تمرکز کن

✔️ به جای نتیجه، عاشق “روند” تمرین باش

✔️ به ذهنت فرصت بده تا باهات هماهنگ شه، نه در برابر تو مقاومت کنه

✨ و همیشه یادت بمونه:

«عجله در مسیر تغییر فقط تو رو از خودت دور می‌کنه؛ اما عشق، اعتماد و تداوم، تو رو به خود واقعیت نزدیک می‌کنه.» 🧘‍♀️💖

🧠 نقش ذهن ناخودآگاه در تغییر واقعی

🔹 ذهن ناخودآگاه چطور برنامه‌ریزی می‌شود؟

ذهن ناخودآگاه مثل یه کودک کنجکاوه که از طریق تجربه، تکرار و احساس یاد می‌گیره.

طبق تحقیقات دانشگاه MIT، ما هر بار که کاری رو با احساس قوی انجام می‌دیم (مثلاً خوردن شکلات وقتی استرس داریم)، اون احساس به همراه اون عمل توی حافظه ناخودآگاه ثبت می‌شه 🍫😣

حالا اگه سال‌ها با حس تنهایی، ترس یا خستگی غذا خوردیم، دیگه اون مسیر عصبی توی مغزمون جا افتاده.

و تغییر این مسیرها با فقط ۲ روز تکرار جمله‌های تأکیدی ممکن نیست! چون ذهن ناخودآگاه به عمق احساس و استمرار پاسخ می‌ده، نه فقط کلمات ساده.

✨ اگه عجله در مسیر تغییر داشته باشی، فقط ظاهر کار رو انجام می‌دی ولی مغزت همراه نمی‌شه.

🔹 چرا تکرار آگاهانه کافی نیست؟

خیلی‌ها می‌گن: “من هر روز جلوی آینه می‌گم من لاغرم، ولی هیچ‌چیزی تغییر نکرده!”

واقعیت اینه که تکرار آگاهانه، اگه بدون تصویرسازی، بدون احساس و بدون باور باشه، فقط یه زمزمه بی‌اثر توی ذهنت باقی می‌مونه 🌀

ذهن ناخودآگاه مثل یه باغچه‌ست. اگه فقط تخم بکاری (تکرار جملات)، ولی بهش نور، آب و توجه ندی (یعنی احساس مثبت، هدف‌گذاری و استمرار)، هیچ گلی درنمیاد 🌱🌞💧

❌ عجله در مسیر تغییر باعث می‌شه بعد از چند روز ناامید شی، چون هنوز هیچ گل قابل‌دیدنی رشد نکرده.

برای اینکه یه باور جدید شکل بگیره، باید:

✅ اطلاعات جدید رو با احساس مثبت همراه کنی

✅ تصویرسازی ذهنی داشته باشی (مثلاً خودت رو در بدن ایده‌آلت ببینی)

✅ با هدف نهایی‌ت ارتباط برقرار کنی (نه فقط وزن کمتر، بلکه زندگی شادتر و سبک‌تر)

تغییر ذهن واقعی یعنی چه؟

یعنی همکاری با ذهن ناخودآگاه، نه زور گفتن بهش!

یعنی به جای اینکه هر روز با خودت بجنگی، یاد بگیری چطور آروم‌آروم باهاش دوست شی، مثل یه مربی دلسوز 🤝🧡

✅ هر بار که یه جمله‌ مثبت رو با ایمان و احساس تکرار می‌کنی، یه مسیر عصبی کوچیک ساخته می‌شه.

✅ هر بار که غذای سالم رو با لذت می‌خوری، یه خاطره جدید در ذهن ثبت می‌شه.

✅ و هر بار که با خودت مهربون‌تر برخورد می‌کنی، باور جدیدی از «من ارزش تغییر دارم» شکل می‌گیره.

✨ عجله در مسیر تغییر باعث می‌شه رابطه‌ت با ذهن ناخودآگاهت به‌جای همکاری، به تقابل تبدیل بشه.

✨ عجله در مسیر تغییر یعنی تلاش برای چیدن میوه‌ای که هنوز زمان رسیدنش نرسیده.

✨ تغییر ذهنی واقعی یعنی ساختن باورهای نو، با تکرار درست، احساس خوب و صبر زیاد نه با عجله در مسیر تغییر.

مثل ساختن یه پل جدید روی رودخونه‌ای پر از خاطره‌های قدیمی 🌉💭

🌱 مسیر درست تغییر مثل رشد یک درخت است

بذار یه تشبیه ساده بزنم:

تصور کن یه دونه کوچولو توی خاک کاشتی. فرداش می‌ری نگاه می‌کنی و می‌گی: «چرا درخت نشدی؟!»

اما اگه هر روز یه ذره آب بدی، یه روزی یه جوانه می‌بینی، بعد یه ساقه، بعد یه درخت… 🌳

مثل چالش «من اینو نخوردم» که با گام‌های کوچیک شروع می‌شه ولی تغییرهای بزرگی در ذهن ایجاد می‌کنه.

عجله در مسیر تغییر فقط باعث می‌شه زود خسته شی. ولی استمرار، تو رو به خود جدیدت می‌رسونه.

✨ نتیجه‌گیری

🔑 عجله در مسیر تغییر نشونه خوبیه، چون یعنی به تغییر باور داری.

اما اگه اون رو مدیریت نکنی، تبدیل می‌شه به مانعی بزرگ.

پس به جای دویدن، شروع کن به قدم زدن… هر روز یه قدم کوچیک، اما به سمت خودِ آینده‌ت 🚶‍♀️🚶‍♂️

منتظر خوندن نظرت در بخش دیدگاه‌ها هستم.

با هم در مسیر تغییر آرام، اما عمیق 🌱

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.14 از 64 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=22444
126 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۱/۱۱/۳۰ ۱۲:۵۱
      مدت عضویت: 1242 روز
      امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 185 کلمه

      سلام ظهربخیر 

      ۳۰ بهمن۱۴۰۱

      امروز با چالش عجله کردن هستش 

      عجله درطبیعت اصلا معنی نداره شما به گیاه نمتونی بگی منعجله دارم زود رشت کن 

      به حیوانات ننمی نمتونی بگی عجله کنه تا تخم پرنده به خوجه همون پرنده تبدیل شه 

      تو اسمان چرخشش نم تونی عجله ببین چون هر کدام زمان مشخصی برای خود دارن 

      فرق  انسان هستش که برای کارهایی خود عجله داره چه در خراب کردن وچه دردرست کردن

      بوجود اوردن چاقی عجله نداره برای بان برگشت بجای حرکت اهسته ارام ارام می خودا چند گاه یاگهای بلند برداره 

      چون ماباید این اموزش هایی دوره رو کاملا یاد بگیرم واهسته اهسته به اموزشهای دیده شده عمل کنیم ذهن دریافت اگاهی کامل بشه از دید وشنیدن اگاهی که ما قصد تغییر شو داریم جلو گیری بشه .اگاهی کامل به ذهنبدیم 

      با افرادی اونها مثل ماقصد تغییر دارن اشناشیم در موردش صبحت کنیم 

      در باره اگاهی فکر کرده بنوسیم  استمرار در اگاهی داشته باشیم 

      اگاهی اموخته شده رو به عمل نزدیک کنیم 

      عجله کردندراین پروسه به منظور تغییر فرمول ذهنی کار فیزیکی هستش وکاربیهوده وخسته کننده است 

      ذهن ما هماهنگ باجهان هست وبا عجله سازگارنیست 

      برای تغییرگامها ی کوتاه بای برداشت تاموفقیت بیشتری دریافت کردو مستمرباید انجام بشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار صالحه
        ۱۴۰۱/۱۲/۰۳ ۱۰:۰۶
        مدت عضویت: 1242 روز
        امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        سطح مبتدی
        سطح متوسطه
        سطح پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 361 کلمه

        سلام صبح بخیر

        موضوع عحله هستش ومن در کمال نا باوری برای یاد گیری این بخش وعملی انحام دادن عجله داشتم.من درفکرم عحله مال کاربود نه در یادگیری  این موضوع امروز دستگیرم شدم چرا مغز م هنگ کرده بود ۲روز به خودم زمان دادم دوباره امد ودیدم موضوع حتی در یاد گیری اموزش هم عجله نباید داشت.

        همین کارروی تغییرعادتهایباید انجام بدم این دو روز گذشته خیلی فکرم درگیر بود که مباد من موضوع اموزش دوره رو خوب یاد نگرفتم ‌که مغزم هنگ کرده پس من عجله رو شانش کرده بود فکرم کارنمیگرد..

        توی این چند روز به غذا خودردن خودم دقت کردم دیدم از خوردن هبچ غذایی اون حس که مبادا چاقم کنه خبری نبود 

        بعضی وعدها رواحساس میکردم بیشترخوردم به خودم میگفتم وعده بعدی دقت و بیشتر کن کم بخور معدت درد نگیره جالبه نمی گفتم چاق میش برای خودم خنده داربود .

        موضوع خوردن به درد معده مربوط میکردم در فکرتغییرایجاد کردم .

        حالا امروز ساعت ار ۹ صبح گذشته من احساس گرسنگی ندارم در صورتی که از۴ صبح بیدارم .

        وفتی توی ذهنم تصویز سازی از غذا رو یاد گرفتم در برخورد با غدا وله استرس که زود بخور مبادبه تو نرسه هم گم رنک شده بود بود نبود نبود.حس خوبی ادم احساس میکنه داره  از اسرت غذا خلا ص میشه من خودم زندانی غذا دیدم حالا از زندانش خلا ص شدم .زمان زیادی اسیرش بود حالا رها شدم زمامی مصرف میکنم که بدن نیاز داشته باشه من حتی دراحساس گرسنگی با دیگران فرق کردم فبلا صدای معده ام در میدم با اون صدا کرسنگی متوجه میشدم ولی حالا کل بدنم شروع میکنه به لرزش من متو جه میشم گرسنه هستم

         برای خودم تعجب داره چرا در حرکت معده هم تغییربوجود امده از اون صدا خبری نیست یا خیلی کمه در صورتی گه من تند تند معدم صدا میکرد پس اون یی قرمول اشتباه بود 

        یی فرمل درست جای اون گرفته ذهنم دره جایگزین میکنه در دستور دادن خدابا شکرت  بازم خدایا شکرت 

        این چند روز در گیری فکری زیاده داشتم در مورد چالش امروز خبلی ارامش دارم پس امروز درست چون عجله از بین رفته حتی در یاد گیری عجله = شکست چه اون عجله تو کار بشه چه تو یاد گبری درس خوبی گرفتم خدایاسپاس

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۵ ۱۹:۴۲
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,261 کلمه

      سلام و درود .

      هدف اصلی زندگی کردنه . 

      لاغری با ذهن باید آسون باشه . 

      در تغییر عادت عجله نکنیم . 

      هدف ما برنامه ریزی ذهنه .

      وقتی زودتر از ذهن به آموزشها عمل کنیم این ما هستیم که داریم انجام میدیم . 

      من در این فایل فهمیدم به تنهایی حرکت کردن من فایده نداره . چون هنوز ذهنم آماده نشده خسته میشم . عجله نکنم و تغییرات بزرگ ایجاد نکنم . چون موقته و رها میشه .

      تغییرات باید کوچیک باشه اما مستمر . 

      گوش دادن فایلها یه تغییر کوچک و مستمره . 

      خوردن بر اساس زبان بدن یه تغییر کوچک و مستمره . 

      من وقتی به زبان بدنم توجه می کنم دیگه پرخوری نمی کنم . 

      چون تونستم پرخوری رو هم طبقه بندی کنم .

      پرخوری ذهن 

      پرخوری احساس 

      پرخوری جسم . 

      وقتی نیاز من به خوردن برطرف میشه ، از طریق تغییر مزه غذا اون رو حس می کنم . حس ذائقه ی من خیلی به من کمک می کنه . حسی که اصلا و ابدا در مسیر چاقی مورد استفاده نیست .

       من در مسیر چاقی به تنها چیزی که توجه نمی کنم مزه غذاست . 

      اینم یه نکته دلپذیره که ذهنم رو متقاعد می کنه که رفتار متناسب کننده انجام بدم و به ذهنم اعلام می کنم عمل از طریق زبان بدن خیلی لذتش بیشتر از عمل از طریق پرخوری کردن و زبان چاقیه . 

      من با  گوش دادن و عمل کردن در حقیقت دارم بهترین برنامه رو به ذهنم میدم تا اون برنامه رو به عادت تبدیل کنم . 

      لاغری با ذهن خیلی آسونه . چون وقتی فرمولهای جدیدی ایجاد کنم این فرمولها تبدیل به عادت میشه . چون که دارم روش کار می کنم تا بهترین فرمول رو با کمک ذهنم پیدا کنم و بعد این ذهن منه که دیگه رفتار جدید رو خودبه خود برام انجام میده . یعنی کار من با عادت کردن خیلی راحتتر میشه . 

      در حقیقت چرا لاغر شدن آسونترین کار دنیاست ؟ چون لاغر شدن تبدیل به عادت میشه نه فقط یه امر موقت . چون لاغر شدن میره در ضمیر ناخوداگاه من و من باید اونقدر آزمون و خطا کنم تا آسونترین راه لاغری رو برای خودم پیدا کنم .

      خب راه دیگه ای که امروز درک کردم اینه که برای تغییر عجله نکنم . چون جهان هیچ عجله ای برای تغییر نداره . 

      حرکات جهان آرام و مستمر هست اما بنیادین و اصولی . 

      تغییر ذهنیت هم بسیار آرام رخ میده . پس در این مورد هم من باید خودم رو با زبان بدن و زبان اصلی ذهنم همسو کنم . 

      خیلی وقتها عجله کردن باعث میشه من از مسیر فرسنگها دور بشم و خیلی دیرتر به مقصد برسم . 

      پس برای لاغر شدن عجله نکنم .

      تغییرات بزرگ در عادتم ایجاد نکنم . 

      و تغییرات کوچک و آرام داشته باشم . 

      استاد تغییرات انقدر آهسته انجام میشن که من گاهی اصلا متوجهش نمیشم . 

      اما خب برای لایک و تایید اونها رو یاداوری می کنم چون توجه کردن به تغییرات کوچک باعث میشه توجه من از چاقی جسمم برداشته بشه . فکرم از چاقی برداشته بشه و همین توجه کردن خودش گامی مهم  در جهت برنامه ریزی ذهنمه . 

      برنامه ریزی ذهن از طرق مختلف انجام میشه که یکیش توجه کردنه . دیگری فکر کردن . گوش دادن فایل . صحبت کردن . نوشتن . خواندن . عمل کردن . 

      با ایجاد تغییرات کوچک در همه ی این سطوح لاغری رو در ذهنم برنامه ریزی می کنم .

       ترک چاقی ابتدا از تغییر کانون توجه ایجاد میشه . 

      پس تغییراتی که من امروز به عادتم میدم اینهاست :  

      توجهم رو از روی چاقی  در هر سطحی برمیدارم و به تغییرات کوچکی که در هر سطحی ایجاد می کنم توجه می کنم . 

      مثلا به جای اینکه توی آیینه به اندام چاقم نگاه کنم به لقمه ی نانی فکر می کنم که امروز بعد از سیر شدن و اطمینان از سیر شدن نخوردم . 

      من نان را تا ته نخوردم . 

      من سمنو را تا ته نخوردم .

      من کره و عسل تا ته نخوردم  

      تغییر دیگر  اینکه به  جای توجه به عمل کردن به فرمولی که باید  غذایم را تا ته تمام کنم به فرمول حس ذائقه و سیری توجه کردم و اطمینان از سیری . 

      مرحله اطمینان از سیری رو امروز متوجه شدم و به عادتم اضافه کردم . چون من نقطه ی سیری رو پیدا کرده بودم ولی گاهی دچار شک میشدم و همین شک و تردید  تمرکز مرا از مسیر لاغری برمیداشت و به خوردن میبرد . 

      خب من وقتی سیر میشم از تغییر مزه  میفهمم که سیر شدم .

      اما هنگامی که دیدم  در حد دو سه لقمه بعد از سیر شدن میخورم حس اطمینان از سیری منو تا ساعتها سیر نگه میداره . مطمئن شدم غذا دیگه مزه نداره و مزه ی خودش را از دست داده . دیگر هیچ لذتی در خوردن نبود . این عادت رو هم اصافه کردم . اطمینان از سیر شدن که البته اگر در همان لقمه اول مطمئن بشم به دو سه لقمه هم نخواهد کشید ولی این مرحله که کشف کردم ، مرا از پرخوریهای بیشتر باز میداره . چون اطمینان از سیری در ساعات بعد باعث میشه من تا چند ساعت فکر غذا در سرم نیاد و با حس سیری  غذا را ترک کنم . نه گرسنه هستم نه وسوسه بیشتر خوردن دارم نه پرخوری کردم نه شک و تردید دارم و احساسمم بد نمیشه . 

      یه جور انعطاف هم هست . 

      اطمینان از سیری خیلی مهمه چون وسوسه بیشتر خوردن رو از ذهن پاک می کنه و از این جهت در بودن در مدار لاغری به من کمک می کنه . 

      پس اینم یه تغییر دیگه که ایجاد کردم . نقطه ی سیری رو تبدیل به بازه ی سیری کردم . 

      البته این بازه رو میتونم از چند لقمه ی قبل هم شروع کنم و آمادگی آن را به خودم بدم . 

       اطمینان از اینکه دقیقا نقطه پایان رفع نیاز جسم من کجاست خیلی به من کمک کرده و من خیلی عالی اون رو با کمک حس ذائقه پیدا کردم . 

      تغییرات دیگر امروز :

      من  تخم مرغ نخوردم . 

      من آش  شلغم را تا ته ظرف  نخوردم . 

      من  برنج نخوردم . 

      من خورش نخوردم .

      من صبحانه نخوردم .ناهار نخوردم . 

      من وقتی سیر بودم نخوردم . 

      من موقعی که احساس گرسنگی کردم نخوردم . 

      البته رفتار چاق کننده هم داشتم . 

      من میوه ها را تا ته ظرفم خوردم . سیر شده بودم ولی خواستم و خوردم . 

      من یک خیار و یک پرتغال و یک کیوی اضافه بر نیازم خوردم . اما یکبار امروز انجام دادم . دوبار پرخوری نکردم . سه بار پرخوری نکردم . 

      اینجوری به رفتارم نگاه می کنم که راحتتر بتونم تغییر بدم .

      پس من این تغییر رو هم امروز انجام دادم .

      با نگاه بد به پرخوریم نگاه نکردم و فرمول (پرخوری حالم را بد می کند) را اجرا نکردم . به پرخوری هیچ واکنشی نشان ندادم و فرمول صلح با رفتار و عادت رو هم انجام دادم . 

      فعلا سیرم و تا گرسنه هم نشم چیزی نمیخورم . 

      آها گفته بودم گرسنگی رو هم برای خودم درجه بندی کردم :

       گرسنگی درجه ۱ . گرسنگی که فقط ذهن و فکرم اعلام می کند  . 

      گرسنگی درجه ۲ . گرسنگی احساسی . یعنی احساس گرسنگی می کنم . 

      گرسنگی درجه ۳ . گرسنگی جسمی . که آن هم چند مرحله است و من معمولا مرحله ای که دیگه حس می کنم جسمم اعلام می کنه گرسنه هستم شروع به خوردن می کنم . 

      پس این درجه بندیها رو هم به عادتم اضافه کردم . 

      یه تغییر دیگه هم اینه که چند روزه دوره ورزش با ذهن رو تهیه کردم . البته هنوز گوش ندادم. 

       امروز فرصتی ایجاد می کنم که بتونم اون فایل رو هم گوش کنم و تمرینش رو انجام بدم . 

      پس اینم یه تغییر دیگه که در عادتم دادم . 

       پس فرمول امروز عجله نکردن برای تغییر بود . 

      تغییرات کوچک اما مستمر . 

      اینم یه تغییر دیگه که امروز یاد گرفتم و در عادتم ایجاد کردم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۰/۲۷ ۱۳:۰۸
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,107 کلمه

      سلام . ممنونم بابت این فایل عالی . بله دقیقات درسته 

      راست میگید آدم وقتی به ذوق میاد دوست داره عجله کنه  انقدر که آموزشهای شما عالیه هی دلش میخواد تغییرات بزرگ بده من مثلا دوست دارم یهو همه عادتای بدم و تغییر بدم . انگار که خوشم اومده هی میخوام واسه عادتهای دیگمم ازش استفاده کنم . ولی خب عجله نمی کنم و کم کم تغییر میدم . تغییرات کوچولو میدم به عادتهام . خب عادتی که من میخوام ترک کنم عادت پرخوریه . ما اول پرخوری رو تفکیک کردیم . پرخوری یعنی رفتار خوردن که بعد از نه گفتن جسمی (برطرف شدن نیاز جسمی) بازم تکرار میشه . 

      من دیروزم خیلی خوب عمل کردم . تا ساعت ۲ که گرسنه نبودم و نخوردم . ساعت ۲ دیگه احساس گرسنگی کردم ۳ تا قاشق سمنو خوردم ۴ تا بادوم و یه مقدار مویز و دو سه تا هم انجیر خشک . ۱ دونه شیرینی  و نصف قوطی کبریت ویفر . نصفه یک شکر پنیر . 

      من ۱۰ تا بادوم نخوردم فقط ۴ تا خوردم .

      من ۷ تا انجیر نخوردم فقط ۳ تا خوردم .

      من یک مشت بزرگ مویز نخوردم فقط شاید دو بند انگشت خوردم . 

      من ۴-۵ تا شیرینی نخوردم فقط یکی خوردم .

      من یه مشت شکر پنیر نخوردم فقط نصفی از یه دونه خوردم . حتی یه دونه هم نصف کردم . 

      چون دیگه سیر شده بودم . 

      ساعت حدودا ۷-۸شب یه کفگیر و نصفی سبزی پلو و یک کوکو سبزی 

      من یه بشقاب پر برنج نخوردم . 

      من ۴-۵تا تکه کوکو سبزی نخوردم .

      چون دیگه سیر شده بودم . 

      با چایی بعد از شام دو  سه تا قند نخوردم اصلا قند نخوردم . 

      ساعت ۱ نصفه شب احساس گرسنگی کردم . ولع نبود واقعا گرسنه بودم . 

      ۳ تا قاشق برنج و به اندازه یک چهارم کف دست مرغ و ۲ تا قاشق سبزی پلو و ۱ عدد کوکو و ۲ تا کف دست کامل نون سنگک اینا رو خوردم و بعد دیدم سیر شدم و دیگه بعدش بهم مزه نمیداد . 

      برای همین دیگه نیازم رفع شد و ادامه ندادم . 

      من کل بشقاب برنج رو نخوردم . 

      من یک چهارم نون سنگک رو کامل نخوردم 

      من باقیمونده کوکوها رو همه رو تموم نکردم 

      من غذا رو تا ته بشقاب نخوردم .

      من با عصبانیت و ولع غذا نخوردم . 

      من الکی و سیری روی سیری غذا نخوردم . 

      من کاملا احساس گرسنگی کردم و با خیال راحت خوردم و جایی که دیگه بهم مزه نداد فهمیدم نیاز بدنم رفع شد و دیگه به راحتی نخوردم . 

      این از عادات عملیم .

      و عادات ذهنیمم که از صبح که بیدار شدم یعنی حدودا ۸-۸و نیم تا ساعت ۱ و ۲ داشتم فایل گوش میدادم کامنت میخوندم و نظرمو مینوشتم .  

      و اینکه من با فرمولهای ذهنیم غذا نخوردم کاملا بر اساس گرسنگی و سیری بدنم خوردم . 

      من عذاب وجدان نگرفتم .

      احساس حقارت نکردم .

      حال خوب داشتم . 

      زور و فشار به خودم اعمال نکردم . 

      خلاصه دیروزم مثل روزهای پیشین خیلی حال کردم . 

      برای همین میگم تمریناتون انقدر عالیه آدم دچار عجله میشه همه عادتاش و تغییر بده ولی خب طبق فرمایش شما نباید عجله کرد و ذهن باید با امادگی حرکت کنه .

      استاد من خیلی دوس دارم عادت بی تحرکیمم یکم زیاد کنم . بی تحرک هم خیلی نیستم ولی دوست دارم فعالتر بشم . راستش دوست دارم عادت تنبلیمم ترک کنم . ویژگی شخصیت چاق من پرخوری و تنبلی هست . 

      یعنی آدم چاق رو با این دو صفت میشناسن برای همینه همه ی رژیمها و ورزشها میخوان از این دو مقوله برای لاغر شدن استفاده کنند که متاسفانه با دستوراتشون من خودم به شخصه هم تنبل تر شدم هم پرخورتر . 

      اما شما اینجا چقدر قشنگ گفتید اصلا لزومی نداره بری یک ساعت راه بری فشار بیاری اذیت بشی . 

      قدمهای کوچیک بردار ولی مستمر . 

      مثلا عادت تنبلیم . اول اینکه باهاش به صلح میرسم مزایاشم اینه که من راحت بودم آروم بودم همش دراز کشیدم و … تغییرات کوچیکم که دلم میخواد باهاش همراه کنم اینه که به زبانش توجه کنم اول اینکه به زور خودمو به فعالیت وا ندارم . هر جایی که دوست داشتم و بدنم بهم گفت فعالیت کنم و باز هم موقع راه رفتن به زبان بدن توجه کنم هرجا خسته شد و ناتوان شد و باهام حرف زد من بدون زور و اجبار اون فعالیت و ترک کنم . 

      دوست دارم این تغییر کوچیکم به تغییر غذاییم اصافه کنم . 

      خس عجله ندارم . خوشم میاد از این تمرینا . برام آسونه . چون درک کردم که مراقب باشم مثل حالت رژیم یا باشگاه با اعمال فشار و زور نباشه . قراره با این تغییرات حالم بهتر باشه و من واقعا مشتاق این نوع لاغری آسان و راحتم . خوبه که یاداوری می کنید دچار عجله نشیم . چقدر این فرمولا عالی هستن واقعا و همه با هم در کنار هم واقعا مثل یک  پکیج لاغری هستن . واقعا خوشحالم که به این سایت هدایت شدم . 

      راستی تا الانم هنوز گرسنه نشدم . 

      امروزم تغییرات عالی داشتم .

      برای اولین بار بود مامانم گفت بیا صبحانه بخور گفتم سیرم مامان . هر وقت گشنم شد میخورم . 

      مامانم تعجب کرد گفت ضعف میکنی تا عصر میخوای بری سرکار . گفتم گشنم بشه یه چیزی میخورم . برام لقمه درست کرد گفت برو تو راه بخور گفتم نه مامان گشنم بشه یه چیزی میگیرم میخورم . یعنی فرمولای چاقی رو قشنگ در مامانم میدیدم . خودشم تا حدی تپله ولی خب خیلی چاق نیست . به چاقیش عادت داریم چون فرمولاشو روی ما پیاده می کنه ولی بهش گفتم مامان لقمه ای که برام گرفتی هم خودت نخوریا اون اضافه است صبحونتو خوردی . مامانم با تعجب منو نگاه کرد و یه گاز از لقمه زد . منم چیزی نگفتم و گفتم فرمول ذهنیشه دیگه نمیدونه باید بر اساس گرسنگی و سیری بخوره و گفتم بهتره من حواسم به کار خودم باشه و اومدم سرکار . هنوزم تا الان چیزی نخوردم نه به زور چون گرسنه نبودم . 

      به همین راحتی گرسنه نبودم نخوردم . 

      واقعا این تجارب برای اولین بارهاست . من این روزها با لاغری و حس خوب لاغری دارم زندگی می کنم .

      خیلی حالم خوبه . خیلی خوبم . هر وقتم گرسنه ام بشه خب با خیال راحت میرم میخورم گرسنگیمو فهمیدم سیریمو فهمیدم . خودتون میدونید چقدر لذت داره . 

      ولی باز به خودم یاداوری می کنم عجله نکن . وقتی اینجوری می گم اشتیاقم بیشتر میشه راحتتر میشم بهتر میتونم عادت مورد نظرم رو انجام ندم . 

      من امروز صبحانه بر اساس عادت هر روزه نخوردم .

      من امروز بوی عسل و کره خورد به مشامم ولی چون گرسنه نبودم نخوردم . 

      من براساس فرمولهای ذهنی نخوردم . 

      و من تا این ساعت از روز هنوز گرسنه نشدم و نخوردم . 

      من از نخوردنم رنج نمیکشم اذیت نمیشم . چون منعی برای خوردنم ندارم . اصلا خیلی حالم خوبه استاد .

      ولی یادم می مونه که عجله نکنم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرانا
      ۱۴۰۱/۰۸/۱۲ ۱۹:۴۸
      مدت عضویت: 1799 روز
      امتیاز کاربر: 6612 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 171 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! استاد عزیز در این فایل فرمودند که چه لاغر باشیم چه چاق، هدف زندگی کردن هست و نباید برای تغییر عادت هایمان و لاغری عجله داشته باشیم و این مرا یاد حرف برادرم انداخت. هر وقت که به واسطه رژیم های سخت و طولانی دچار کم خونی شدید میشدم و بدنم ضعیف میشد، او به من می‌گفت که چاق زنده خیلی بهتر از لاغر مرده هست و به من یادآوری می‌کرد که اصل زندگی کردن هست و واقعا اینقدرها هم چاقی و لاغری مهم نیست و اصل سالم بودن هست. درست است که بدن ما امانت خدا در نزد ما هست ولی ما در برابر نعمت حیات و زندگی هم باید به خدا پاسخگو باشیم و این اهمیت بیشتری دارد. پس همه چیز را به روال طبیعی بدن خودمان می‌سپاریم و عجله نمی کنیم. من امروز با خواندن پیام یکی از دوستان و اینکه متوجه شدم چقدر قدرتمند هستم میل به خوردن اضافه در من از بین رفت و خوردن بعد از خوردن را انجام ندادم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      ۱۴۰۰/۱۲/۲۴ ۰۶:۴۳
      مدت عضویت: 2146 روز
      امتیاز کاربر: 1815 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 215 کلمه

      فایل “ انعطاف در ذهن نا خودآگاه (قسمت چهارم- ۲): ”

      ما هر کدام تصمیم گرفتیم که عادت نامناسب خود را تغییر دهیم. بنابراین در تغییر رفتاروعادت خود، میبایست “ بدون عجله ” گام برداریم.

      به این صورت که، گامهای ما از گام کوچک و مستمر برداشته شود؛نه اینکه ما یک دفعه از خودمون انتظار یک گام بزرگ و جهش زیاد داشته باشیم.

      ما با برداشتن گامهای کوچک و مستمر در مسیر صحيح میتوانیم به هدف خود برسیم.  

      همین طور که در قسمت توضيحات به ان اشاره شد ، عجله در قانون جهان هستی وجود ندارد. سيستم جهان هستی هیچ واکنشی به عجله کردن انسانها نمیدهد.

      به نظر من توضیحات اول این قسمت بی نظیر ، کامل و جامع بود.  

      هر چه بیشتر در سایت وقت میگذرانم و دوره های بیشتری را میگذرانم، به تصمیم خودم در اولین روزی که دوره رایگان لاغری با ذهن را شروع کردم و بعد دوره های دیگر را، بیشتر ایمان میاورم و به خودم بیشتر افتخار میکنم.

      هر چه بیشتر تمرین میکنم و مینویسم و تمرینها را عملی میکنم، بیشتر درک میکنم و از بودنم در این سایت که ۵۸۸ روز از ان میگذرد خوشحالتر و راضی تر میشوم.

      ما همه توانایی تغییر کردن را داریم اگران را باور کنیم. تغییر ما به تغییر فرمول و برنامه ریزی ذهنی ماست.  

      استاد از این تمرینهای زیبا سپاسگزارم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ ۱۶:۴۹
      مدت عضویت: 2430 روز
      امتیاز کاربر: 5540 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 638 کلمه

      سلام بر استاد گرامی و دوستان پر انگیزه ام 

      من در همین چند روز که وارد چالش شدم  خیلی   ارام  دارم تغییر میکنم مثلا 

      همین دیروز ظهر غذای ناهار روخیلی دوست داشتم  و خوردم بازم با .چند لقمه ی اضافی  بر نیازم خوردم  و اما تفاوتش با همیشه این بود که سریع نگران  نشدم و با هاش کنار اومدم و گفتم خب با انجام این عادتم  بد که نمی‌گذره چون حس حین انجام این عادت  خوبه تکرارش کردم و اما شب موقع شام که خواستم بخورم دقیقا بسیار عالیتر خوردم و فکر کنم اضافه بر نیازم خوردم اما از همیشه کمتر و به خاطر احساس قدرت کردن یه لقمه ی آخر رو در بشقاب گذاشتم تا هم عادت رو حذف نکرده باشم و هم یه تغییر داخل اون عادت داده باشم و احساس بسیار خوبی هم داشتم و اما آخر شب بچه ها سیب زمینی مخصوص خریدن و من که اصلا قصد خوردن نداشتم اما میلم شد و دیگه این دفعه از همون شروع کار گفتم آره این غذا رو دوست دارم پس میخورم اما نه بیشتر از نیازم و در حد چند قاشق برای رفع هوسم  خوردم و رها کردم و هیچ فشار شکمی نداشتم یعنی هم اون عادت رو داشتم هم تغییری داخل اون ایجاد کردم که چند لقمه ی کوچک علاوه بر نیازم خوردم که هیچ اتفاق خاصی نیفتاد و دقیقا من دیشب در مقابل غذایی که  همیشه میگفتم خوشمزه هست چنین رفتاری کردم و به اون حالت زننده ی فشار شکمی نرسیدم که بسیار برام ارزشمند بود .

      من در طول روز چندین بار دلم غذا خواست خوردم و اتفاقا تمام اونها رو هم دوست داشتم و شاید یه بار خطا داشتم و بقیه دفعات عالی رفتار کردم  و همینکه میبینم تعداد رفتارهای درست من از تعداد رفتارهای غلط من بیشتر هست خوشحالم و هیچ عجله ای ندارم که کامل این عادت چند لقمه اضافه بر نیازم در مقابل غذاهای خوشمزه و مورد پسندم از بین بره و به خودم میگم من در مسیر درستم  من به زودی مهارتم در مقابل مواد غذایی دلخواهم بهتر میشه فقط باید در مسیر باشم و آموزشها رو تکرار کنم و اصلا عجله ای ندارم چون همین عجله باعث میشه من از خودم شکست بخورم  و مسیر رو رها کنم پس آهسته و پیوسته قدم برمیدارم .

      عجله کردن در هر کاری  ما رو ناموفق می‌کنه .

      و باید بگم آموزشهای این چند روز موقع اضافه  خوردن  در گوشم   مثل زنگ به صدا در اومدن و من بسیار بهتر از قبل رفتار کردم همین امروز ظهر در حالی که طعم غذا برای من فوق العاده بود ولی اصلا نخواستم بیشتر از نیازم بخورم و بعد ازسیری دو لقمه ی کوچیک تر برداشتم و دیگه رهاش کردم و بسیار حس عالی  تناسب  و قدرت میکردم و همچنان میکنم .

      من دوست دارم به جایی برسم که از  غذا فقط به عنوان یه وسیله برای رفع نیازم  استفاده کنم  نه هیچ مورد دیگه که چون خوشمزه هست و یا چون دوستش دارم و …..غذا وارد بدنم کنم  که مطمعنم با استمرار و تکرار من این مهارت زیبا رو پیدا میکنم چون به اون مهارت  خیلی نزدیکم  .

      من هیچ عجله ای برای تغییر عادتم ندارم چون در قسمت قبل از مزایای اون  گفتم و گفتم که در موقع انجام اون عادتم به من خوش میگذره که در چهار چوب هیچ باید و نباید نیستم و حس آزادی  و در رژیم نبودن رو ندارم و حس لذت  و خوشحالی دارم و….. پس من اگر هر وقت عادتم رو تکرار کردم حالم بد نمیشه و عجله ندارم که از بین ببرمش  نه با قدرت میگم خوبه یه تغییر یا راه  داخل اون ایجاد کنم و بعد با اون راه انجامش بدم  که  ذهنم احساس  خطر نکنه  و به مرور و کم کم این راه ها رو بیشتر میکنم تا در ترک عادتم موفق بشم  پس رمز موفقیت من. در آرام حرکت کردن و قدم برداشتن هست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار آرانا
        ۱۴۰۱/۰۸/۱۲ ۱۹:۰۰
        مدت عضویت: 1799 روز
        امتیاز کاربر: 6612 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 253 کلمه

        سلام دوست عزیز، ممنون از دیدگاه‌های کامل و زیبایی که می‌نویسین و رد پای عالی ای که از خودتون توی سایت باقی میزارین. الان که دیدگاه شما رو خوندم قبلش شام خورده بودم ولی نمیدونم چرا احساس می‌کردم به اندازه کافی نخوردم و هنوز نیاز دارم چیزی بخورم در حالیکه معده ام این را نمی گوید و همه شواهد بر این است که دیگر نباید چیزی بخورم و همین طور میخواستم خوردن را به تعویق بیندازم تا اینکه در نوشته شما مطلبی توجه مرا جلب کرد. اینکه نوشته بودین لقمه آخر را فقط به این دلیل نمیخورم که به خودم نشان بدهم قدرتمند هستم و در یک لحظه من به خودم گفتم تو چرا نتوانی در مقابل این وسوسه کاذب قدرتمند رفتار کنی و به خودت ثابت کنی که توانایی تو هم کم نیست و اجازه ندهی همیشه شیطان برنده باشد. کلا با خودم فکر میکردم که امروز چرا دارم به این شکل رفتار می کنم چون ناراحت و عصبانی نبودم و حوصله ام هم سر نرفته و کلی کار برای سرگرمی دارم و شاید دلیل آن دلتنگی و تنهایی باشد و حالا به دلیلی که امروز باعث شده تمایلم به خوردن بیشتر شود کاری ندارم و فقط میخواهم با قدرت تصمیم بگیرم و البته که قصد مبارزه و جنگیدن با آن را هم ندارم و فقط از این قدرت در جهت انتخاب درست و مناسب برای خودم استفاده می کنم تا نتیجه آن برایم حال و احساس خوب باشد. ممنون از شما که باعث شدین منم به یاد بیاورم که قدرتمندم. سپاسگزارم🙏😘🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صبا
      ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ ۲۳:۳۳
      مدت عضویت: 2102 روز
      امتیاز کاربر: 21831 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 369 کلمه

      سلام

      من خیلی به عجله نکردن فکر میکنم، من خیلی دوست دارم که موفق بشم ولی میدون  سيستم کائنات که قراره منو به خواستم برسونه اصلا نمیدونه عجله چی هست که بخواد منو زود تر به خواستم برسونه من اینجام که در زمان و مکان درستش شرایط عالی رو تجربه کنم و چیزی غیر از این دستور در ذهن الهی وجود نداره حالا اگه بخوام با اختیار خودم عجله رو وارد زندگیم کنم خب معلومه که جوابی نمیگیرم چون کائنات اصلا همچین دستوری توی حافظش نداره وقتی یه نفر بهش میگه زود تر این خواسته رو بهم بده اصلا متوجه نمیشه ما چی میگیم در یه نگاه فانتزی شاید پیش خودش بگه چی میگه این بنده؟ عجله برای چیه؟ خب من که دارم تمام این امکانات و موقعیت ها رو آماده میکنم که به بهترین شکل به خواستش برسه چرا مدام یه فکرو با خودش تکرار میکنه و میگه من زود تر میخوام زود تر میخوام ، خب اگه بنا به اراده ی من باشه که من دارم با سرعتی که الهی هست تدارک رسیدنش رو میبینم پس وقتی میخواد زود تر به خواستش برسه یا به من اعتماد نداره و فکر میکنه من نمیدونم چه زمانی بهتره و یا فکر میکنه چیزی که توی ذهنشه و اونو تصویر آرمانی میدونه درسته و در هر دو صورت یعنی به کار من ایمان نداره .

      خب این مکالمه ی خیالی خدا با خودش خیلی ناراحت کنندست ، چون اگه ما ادعا داریم به خدا ایمان داریم که خب نباید عجله کنیم چون اگه ایمان داشتیم که خیلی راحت کارامونو انجام میدادیم و همونقدر که مطمعنیم سفارش غذامون از رستوران به زودی میاد پس خواستمون هم در دست آماده شدنه و به زودی به دستمون میرسه و ما زندگیش میکنیم.

      من تمام سعیمو میکنم که عجله نکنم و تمام مراحل رو با آرامش انجام بدم مثل این چند روز که رفتارم تکرار شده ولی من سعی کردم ازش لذت ببرم و به آرومی یه تغییر کوچولو توش ایجاد کنم ، مثلا به جای اینکه به خودم بگم نه من نصف خوراکیمو نمیخورم فقط گاز آخرو نخوردم شاید به اندازه ی ۲-۳ سانت هم نمیشد اندازه ی خوراکی ای که نمیخوردمش اما میدونم همین تغییرات کوچولوعه که بعد تبدیل به یه اتفاق خارق‌العاده میشه.

      خدایا شکرت

       ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghaderianashmill@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۲/۱۴ ۱۷:۰۵
      مدت عضویت: 1599 روز
      امتیاز کاربر: 25895 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 65 کلمه

      سلام استاد گرامی و هم مسیران عزیز

      برای موفق شدن عجله نداشته باشیم
      باید آهسته و پیوسته کار کنیم
      بخونیم گوش بدهیم ببینیم و بنویسیم

      یه تغییری در خودم دیدم دیروز
      عصر که رفتیم یه جایی کیک با چایی گذاشتن خودم کمتر برداشتم و باز از اون مقدار تونستم یه کمیش رو به داداشم بدم بدون اینکه از لحاظ روحی اذیت بشم و بگم سهم خودمه،
      خوشحالم از این تغییر
      ممنونم استاد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mahbobeshahla486@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۱/۲۰ ۲۲:۵۳
      مدت عضویت: 1601 روز
      امتیاز کاربر: 415 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 99 کلمه

      سلام من اضافه وزن زیادی ندارم 

       ولی حالا که با این مبحث اشنا شدم متوجه شدم خیلی ساله مثل یک روبات تغذیه کردم وهیچ لذتی یا بهتره بگم خیلی به ندرت لذت غذا خوردن رو درک کردم تقریبا بیست وپنج ساله که مداوم مراقب تغذیه ام بودم مثلا اگه خانواده برای شام رستوران میرفتن اکثرا من هیچی نمیخوردم یا اینکه اگه یه کمی میخوردم با عذاب وجدان و با پیش فرضهای مثل اینکه سفید پوستها سوخت وسازشون کمه و…… همیشه در مراقبت دایم بودم با صبوری این لذت گم شده رو به زندگیم هدیه خواهم کرد از شما خیلی سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریماه فقری
      ۱۴۰۰/۱۱/۰۷ ۲۲:۲۶
      مدت عضویت: 2014 روز
      امتیاز کاربر: 13850 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 90 کلمه

      سلام 

      من امروز سرناهار داشتم ماکارونی می‌خوردم و دستمو داشتم می‌بردم سمت قاشق تا یه قاشق دیگه بخورم ذهنم گفت بسه دیگه و من دیروز نوشتم که تا ذهنم اینو می‌گفت من یه لقمه دیگه هم به عنوان آخری می‌خوردم اما اینبار اون لقمه ی بعد دستور بدنم را نخوردم و خیلی خوشحااالم‌ عصر هم مامانم یه نصفه دونات بهم داد و من چندتا گاز زدم و اندازه دوتا گاز اخرشو دادم داداشام و بابت این رفتارم هم خیلی خیلی خوشحالم 

      تبریک میگم به خودم و از خودم ممنونم که میشه درکنارمه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا