تا وقتی هر روز جلوی آینه میایستی، به شکمت زل میزنی و آه میکشی، یا هی از خودت میپرسی “پس کی لاغر میشم؟”، بدون اینکه بفهمی داری توی دام یکی از بزرگترین موانع ذهنی لاغری میافتی. 😓🪤
انگار ذهن تو میگه: “بیا هی به چاقیمون فکر کنیم، بلکه لاغر شیم!”
اما زهی خیال باطل! 😅 چون تا وقتی تمرکزت روی شرایط فعلی بدنت باشه، راهی برای رسیدن به تغییر باقی نمیمونه.
🌱 لاغری از جایی شروع میشه که ذهن اجازهی رهایی از “چاق بودن” رو بده.
پس لطفاً قبل از اینکه بخوای وزنتو کم کنی، بیا با هم این مانع ذهنی رو کنار بزنیم… و تازه بعدش ببین چه اتفاقهایی میتونه بیفته! ✨
🎯 اهمیت موانع ذهنی لاغری؛ همون چیزی که نمیذاره لاغر شی!
هرچی بیشتر توی مسیر ✨ لاغری با ذهن ✨ جلو میرم، بیشتر به یه حقیقت عجیب ولی ساده میرسم:
✅ متناسب بودن روند طبیعی بدن ماست!

بله، درست شنیدی! لاغر بودن یه چیز کاملاً طبیعی برای جسم ماست. مثل همون حالتی که گوشی موبایل رو از کارخانه میگیری: همهچیز بینقص و آمادهست…
تا وقتی خودمون با باورها و فکرهای اشتباه، یه عالمه ویروس فکری توش نریختیم! 📱🧠
🧱 اما چرا چاق شدیم؟ چون موانع ذهنی لاغری ساختیم…
اگه الان اضافهوزن داریم، دلیلش یک چیزه:
ما موانع ذهنی لاغری در ذهنمون ساختیم. با دست خودمون! 😬
کافیه یه لحظه به حیوانات نگاه کنی… 🐕🐎🐒
هیچکدومشون چاق نیستن، چون ذهنشون با افکار محدودکننده شلوغ نشده!
نه رژیم دارن، نه ترازو، نه اپلیکیشن کالریشمار. ذهنشون سبک و آزاده، واسه همینه که بدنشون متناسبه. 🌿🕊
😵 ما انسانها چی؟ ذهنمون شده فرودگاه افکار مزاحم!
ما مدام دربارهی بدنمون فکر میکنیم، نگرانیم، تئوری میسازیم، با بقیه بحث میکنیم، گوگل میکنیم، دکتر میریم…
و حاصلش میشه یه ذهن شلوغ، پر از باورهای محدودکننده که نمیذاره بدنمون به حالت طبیعی خودش برگرده.
فقط یه نگاه بنداز به بعضی از موانع ذهنی لاغری رایج:
- 🌀 سوختوساز من کمه
- 🌀 سنم بالا رفته، طبیعیه چاق شم
- 🌀 تحرکم کمه، پس لاغر نمیشم
- 🌀 آفتاب باعث شل شدن پوستم شده
- 🌀 چون خانوادهم فقیر بودن، بدنم ضعیفه
هر کدوم از اینا، یه تلهست؛ یه مانع ذهنی لاغری که جلوی حرکتت به سمت متناسب شدن رو گرفته.
🔁 باور = واقعیت (حتی اگه اشتباه باشه!)
ممکنه بگی: «خب اینا واقعیته!»
ولی موضوع اینه که حتی اگه باورت اشتباه باشه، اگه باورش کرده باشی، تبدیل میشه به واقعیت زندگیت!
🎞 بذار یه داستان واقعی بگم:
پدر من از بچگی باور داشت که سکتهی قلبی تو خانوادهش ارثیه.
سالها غذای سالم خورد، آزمایش داد، ورزش کرد، اما همیشه این ترس باهاش بود که بالاخره یه روز قلبش از کار میافته.
و خب، در نهایت هم همین شد.
در سن ۶۴ سالگی، بدون هیچ علامت قبلی، سکته کرد و رفت…
❗️اون باور، حتی اگه از نظر علمی غلط بود، اما توی ذهن پدرم به یه «حقیقت غیرقابل تغییر» تبدیل شده بود… و بدنش هم تسلیم اون باور شد.
✨ وقتشه ذهنت رو تمیز کنی…
💡 حالا فکر کن… اگه تو هم باورت اینه که: «من نمیتونم لاغر شم چون فلان مشکل رو دارم…»
این جمله، داره مثل یه دیوار جلوی مسیر لاغریتو میگیره. پس اولین قدم برای لاغر شدن، رژیم نیست!
اولین قدم، پاکسازی ذهن از باورهای چاقی و از این موانع ذهنی لاغریه! 🧹🧠

🧠 چاقی فقط یک فکر است؛ همون فکری که توی ذهنمون ریشه داره!
اگه ازم بپرسن چاقی دقیقاً چیه، یه جواب دارم که شاید عجیب باشه ولی واقعیه:
چاقی فقط یک فکره!
نه یه ژن ارثیه، نه یه بیماری لاعلاج… یه فکره که از یه جایی توی ذهن ما کاشته شده!
🌱 چاقی مثل یه بذر توی ذهن کاشته میشه
فکر چاقی درست مثل یه بذر کوچیکه… یه روزی، یه جایی، یه حرف، یه نگاه، یا حتی یه جمله باعث میشه این بذر توی ذهن ما کاشته بشه. مثلاً:
👩👧 مامان میگه: “اگه زیاد بخوری چاق میشی!”
👨🏫 معلم میگه: “بعضیا از بچگی چاقن دیگه، طبیعیه!”
👨👩👧 بقیه میگن: “تو هم مثل بابات چاقی، ارثیه!”
این بذر کوچیک، کمکم آب و نور میگیره (از تکرار فکرها) و تبدیل میشه به یه درخت قوی با شاخههای پر از باورهای محدودکننده درباره بدنمون.
🍃 و میوهی این درخت چیه؟ اضافه وزن!
🔁 تکرار = فرمول = واقعیت
اگه یه فکر بارها تکرار بشه، ذهن اون رو بهصورت یه فرمول قطعی ثبت میکنه. و بعد، طبق اون فرمول عمل میکنه.
مثلاً اگه ذهنم باور کرده که “چاقی ارثیه”، دیگه هر چقدر تلاش کنم رژیم بگیرم یا ورزش کنم، باز هم ته ذهنم یه صدا میگه:
“تو هیچوقت لاغر نمیشی، چون این سرنوشتته…” 😞
و خب اینجاست که موانع ذهنی لاغری شکل میگیرن. موانعی که از پشت پرده، مسیر لاغر شدن رو سخت یا حتی غیرممکن میکنن.
🎯 پس چطور لاغر بشیم؟ اول باید فکر چاقی رو ریشهکن کنیم!
مگه میشه بدون کندن ریشه، درختو قطع کرد؟! ❌ نه!
همینطور هم نمیشه بدون اصلاح فکرها، بدن رو متناسب کرد.
✅ باید اول اون فکرهای چاقکننده رو شناسایی کنیم
✅ بعد فرمولهای ذهنی رو بازنویسی کنیم
✅ و به ذهن یاد بدیم که لاغری هم مثل چاقی، یه فکره…
یه فکری که میتونه رشد کنه، قوی شه، و تبدیل بشه به واقعیت جدید ما!

🤔 چاقی ارثیه یا عادته؟ مسئله این است!
خیلیها فکر میکنن دلیل چاقیشون اینه که بابا یا مامانشون چاق بودن. ژنتیکه دیگه! کاریش نمیشه کرد! 😶🌫️ و این یکی از قوی ترین موانع ذهنی لاغری محسوب میشه.
اگه یه سر به سایتها، مجلهها یا حتی مقالههای علمی بزنین، میبینین تقریباً همه میگن: «ژنتیک یکی از مهمترین عوامل چاقیه.» ولی خب… بیاین یه کم دقیقتر بهش نگاه کنیم.🔍
توی خیلی از خانوادههایی که پدر و مادر چاقن، بچههایی هستن که کاملاً متناسبن.
حالا بعضیها میگن: «خب اون دیگه ژنش نرفته!» 😅 ولی آیا واقعاً همهچیز تقصیر ژنه؟ یا اینکه یه چیز مهمتر توی ذهنمون داره فرمان چاقی صادر میکنه؟ 🤯
💡 عادتی که مثل ارث میرسه…
من اعتقاد دارم که چاقی ارثی نیست، عادتیه.
بله درست خوندی! 🤓
چاقی از طریق ژن منتقل نمیشه، بلکه از طریق الگوهای ذهنی و رفتاری والدین به بچهها منتقل میشه. یعنی چی؟ یعنی:
👂 بچه از وقتی چشم باز میکنه میشنوه:
- “اگه زیاد بخوری چاق میشی!”
- “چاقی تو خون ماست!”
- “ما از اوناییم که با آب خوردن هم چاق میشن!”
و این شنیدنهای تکراری تبدیل میشن به فرمولهای ذهنی چاقی… 📥🧠
🧩 فرمولهای چاقی + تکرار = موانع ذهنی لاغری
همین فرمولها، کمکم باعث میشن که فرد انتظار چاق بودن از خودش داشته باشه.
یه جور پیشفرض ذهنی! مثل اینکه مغزت بگه: “تو قراره چاق باشی، چون ما خانوادگی اینجوریایم!” 😤
و اینجاست که دیگه فرقی نمیکنه چی بخوری یا چه ورزشی بکنی… چون ذهن، کنترل اوضاع رو دست گرفته!
و اینجاست که موانع ذهنی لاغری شکل میگیرن. ⛔🧠
همون صداهایی که توی سرت میگن:
- “لاغری کار تو نیست!”
- “تو همیشه چاق میمونی!”
- “حتی اگه کمم بخوری، بازم چاقی!”
🔥 فرمول ذهنی لاغری = منبع گرما در سرمای چاقی
بذار برات یه مثال ساده بزنم:
سرما و گرما هیچوقت با هم تو یه فضا جمع نمیشن. اگه یه اتاق سرد باشه، تنها راه گرم شدنش اینه که یه منبع گرما بیاری توش! 🥶➡️🔥
تو هم اگه توی ذهنت پر از فرمولهای چاقی باشه، لاغر نمیشی. هرچقدر هم رژیم بگیری یا ورزش کنی، فایده نداره چون اون منبع سرما (فرمولهای چاقی) هنوز فعاله!
برای همین اول باید موانع ذهنی لاغری رو برداری، بعدش بری سراغ ساختن فرمولهای ذهنی لاغری. اون وقته که ذهن آرومآروم شروع میکنه به تغییر دادن جسم… و لاغری خود به خود اتفاق میافته! 🌱🧠➡️💃
✅ پس اگه فکر میکنی چاقیت ارثیه، یه بار دیگه با خودت رو راست باش!
ببین کدوم افکار، باورها یا جملات تکراری توی ذهنت دارن ناخودآگاه مانع لاغریت میشن؟
اونها دقیقاً همون موانع ذهنی لاغری هستن که باید پاکسازیشون کنی! 🧼🧠✨
🌟 یادت نره! تغییر ذهن، کلید تغییر جسمه!
با استفاده از آموزش های دوره ورود به سرزمین لاغرها شروع کن به ساختن نسخه جدیدی از خودت… از ذهنت شروع کن! 💫
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای انجام عالی این تمرین مربوط به موانع ذهنی لاغری، پیشنهاد میکنیم ابتدا این بخش توضیحی رو با دقت بخونی 👀
بعدش ویدیوی آموزشی رو ببینی 🎥 و در نهایت به سوالات پایین بهصورت شرحدار و کامل پاسخ بدی ✨
🔍 سوالات تمرینی شناسایی موانع ذهنی لاغری:
- 🧠 نظر شما درباره شکلگیری فرمولهای چاقی در ذهن و چاق شدنتان چیست؟ با ذکر مثال شرح دهید.
- 🚫 تاثیر موانع ذهنی لاغری در لاغر نشدنتان را چگونه میبینید؟
- ⚖️ به نظرتان استفاده از روشهای لاغری مثل رژیم و ورزش، این موانع رو کمتر میکنه یا بیشتر؟
- 🤔 در دوران چاقیتان بیشتر انتظار لاغر شدن داشتید یا چاقتر شدن؟ چرا؟
- 🛠️ لاغری با ذهن چطور کمک میکنه که موانع ذهنیتون رو بشناسید و اصلاح کنید؟
- 🗣️ جملهی «هرچقدر چاق هستی، هیچ چیز نیست» چه احساسی در شما ایجاد کرد؟ نظرت رو درباره این جمله بنویس.
- 📏 سن خودتون رو بنویسید. با حساب اینکه هر سال حدود یک تن غذا خوردید، تا الان چند تُن غذا خوردین؟ حالا چند کیلو اضافه وزن دارید؟
📝 منتظریم نظرت رو توی دیدگاهها بخونیم!
اگه چیزی از دل تو بیرون اومد، حتماً بنویسش. شاید دقیقاً همون جمله، کمک بزرگی باشه برای کسی که تازه مسیر تناسب ذهنی رو شروع کرده… 🌈💬
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.46 از 74 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
سلام استاد
خیلی خوشحالم که این فایل بسیار مهم که به هراندازه چاق هستی مهم نیست را گوش دادم و دانستم که این فایل چقدر مهم است و به قول استاد مثل بهمن که هر چیز در سر راهش است را خراب و با خود می برد عمل کرد و واقعا خیلی از باورهای اشتباه ذهن افراد چاق را شست و با خود برد
استاد چقدر این موضوع که بدن ما در هر سال یک تن غذا را به انرژی تبدیل و یا دفع میکند جالب و جای تامل برانگیز است و این قدرت خداوند را نشان می دهد و در قرآن بارها گفته شده به نظم بدن خودتان توجه کنید یعنی اینکه چقدر این بدن ما هوشمند عمل میکند که اضافات بدن را دفع میکند که ما بتوانیم با بدنی سبک و راحت کارهای خودمان را انجام دهیم و من در طی ۴۶ سال باید الان ۴۶ تن وزن داشته باشم در حالی که ۳۰ کیلو اضافه دارم و این ۳۰ کیلو توسط فرمولهای ذهن ما به انرژی تبدیل و دفع نشده که در برابر ۴۶ تن مثل قطره ای است در برابر دریا ، یک تجربه را برایتان بگویم ، در مورد مسمومیت غذایی بعد از اینکه علائم مسمومیت آشکار شود بدن به صورت هوشمند غذای مسموم را از دو طریق استفراغ و اسهال از بدن تخلیه می کند تا معده را تمیز کند تا کامل بدن استریل شود از مسمومیت و این فقط توسط بدن هوشمند ما از طرف پرودگار صورت می گیرد پس باید مطمئن باشیم که بدن ما این اضافه وزن را به راحتی از بین خواهد برد
استاد از شما ممنون که چقدر درک نسبت به فرمولهای چاقی را با این مثالها برای ما افراد چاق راحتر وقابل فهم تر کردید بازم ممنون
سلام و درود
نکات طلایی ۲
هرچقدر چاق باشی اهمیت نداره .
استاد در طی استمرار در مسیر لاغری من به یه باوری در مورد خودم رسیدم .
من تا الان فرمولهای خودمو چاقی می دونستم و فرمولهای لاغری رو از بیرون توسط لاغری با ذهن یا با نگرش در مورد طبیعت جسم در ذهنم ایجاد می کردم و بهشون توجه می کردم . خب این موضوع بیشتر این ذهنیت رو میداد که من چاقی رو از خودم میدونم ولی لاغری رو دارم از بیرون به خودم اضافه می کنم . ولی یکی دوروزه به این باور رسیدم که نه اتفاقا بر عکسه من فرمولهای لاغری رو از درون خودم دارم اما به دلیل آموزشهای چاقی فرمولهای چاقی رو از بیرون دریافت و به خودم اضافه کردم .
و الان اصلا لزومی نداره فرمول جدید لاغری ایجاد کنم . چون من فرمولهای لاغر کننده در وجودم دارم که مختص خودمه و بهم سازگاره فقط کافیه از درونم بشناسمشون و بهشون توجه کنم .
من هر چقدر چاق باشم مهم نیست وقتی فرمولهایی که در مورد چاقی یاد گرفتم رو دیگه بهش توجه نکنم لاغری من خودبه خود خودشو نشون میده .
من حس می کنم تازه دارم مسیر لاغریمو میبینم . انگار که من با فرمولهای چاقی در مسیر لاغری گردو خاک ایجاد کرده بودم و حالا که به آرامش رسیدم گرد و خاک ها فرو نشسته و مسیر لاغری من پیدا شده و دارم میبینمش .
مثلا دارم میبینم من تمایلی به پرخوری ندارم .
تمایل من برای غذا خوردن فقط در حد نیاز جسممه . تمایل یعنی علاقه . یعنی حس خوب . خب من تمایلم به رفتار کردن بر اساس نیاز جسممه . در اون صورت خوردن غذا بهم حال میده و حس بدی برام ایجاد نمی کنه .
همه ی انسانهای چه لاغر چه چاق هم همینن .
چرا ما فکر می کنیم از زیاده خوردن لذت میبریم . هیچ کسی از زیاده خوردن خوشش نمیاد
فقط انسانهای چاق باور دارن که از غذای زیاد خوششون میاد چون این باور و دارن فکر می کنند اشتهاشون زیاده فکر می کنند نمیتونند خودشون رو کنترل کنند فکر می کنند اراده شون ضعیفه .
انسانهای چاق هم لاغرن و لاغری رو دارند منتها تصورشون در مورد خودشون اشتباهه و شما چقدر قشنگ و عالی دارید تصور مارو نسبت به خودمون و دنیای اطرافمون و غذاها خوب می کنید و هر روز ما رو با دنیای اصلی لاغری بیشتر آشنا می کنید . این دوره عجب دوره تاثیرگزار و خوبیه . واقعا دوسش دارم چون داره خود واقعیمو به من میشناسونه . خود واقعی من آدم خوبه است . خود واقعی من آدم لاغره است . خود واقعی من آدم مثبته است .
من فقط در مسیرم با تفکراتم گردو خاک تولید کردم وقتی آرامش داشته باشم شخصیت واقعیم رو میبینم . بدون نگرانی بدون استرس بدون حال بد من شخصیت واقعیمو میبینم و میشناسمش و میبینم اون در وجود من جاری و ساری هست .
چاقی یه بیماریه که بدن خودش خود بخود اون رو ترمیم می کنه .
ما به خاطر احساسات و افکار منفی که داریم در مسیر لاغری و سلامتی خودمون گرد و خاک تولید میکنیم .
لاغر شدن نیاز به تلاش ندارد چون روند طبیعی و پیش فرض جسم ما ترمیم کردن و از بین بردن هر ناهمانگی است که در جسم ایجاد می شود.
خب این جمله یعنی روند طبیعی بدن ترمیم بیماریه و چاقی هم که یه بیماریه . بدن داره رفعش می کنه . بدن کبد چرب رو درمان می کنه . بدن چربیها رو اکسید می کنه . بدن سلولهای سالم که توانایی اکسید خوب چربیها رو دارن تولید می کنه .
بدن خیلی راحت چاقی رو حذف می کنه .
ما فقط باید برای چاق نشدن تلاش کنیم .
برای اینکه گرد و خاک چاقی در سرمون تولید نکنیم که باعث بشه روند طبیعت بدن رو مختل کنیم .
نشان های دریافت شده
سلام صبح بخیر
۳ اسفند ۱۴۰۱
موضع امروز وزن ولاغریی هستش
فرمولهای ذهنی۲ تا کار مهم انجام میدن.
۱_مارو چاق میکنن ۲ _ نمی زارن مالاغریم شیم
ما سعی و تالا شمون برای لاغر شدن نباید باشه بلکه سعی کنیم چاقتر نشیم
اولبایدفرمولهای چاقی پیدا کنیم اونفرمول تغییربدم مقدار وزن در این کار هیچ نفشی نداره افرادی موفقترهستن که تعداد فرمولهای بیستری شناسی کننن واون تغییر بدن روندلاغریی اتفاق می افته
من خودم قبل از این دروه کلی فرق بین مواد غذایی داشتم
از خوردن سبزیجات احساس لاغری وبا خوردن برنح سیب زمینی وماکارونی احساس چاقی فراوان داشتم کلا خوردن شیرنی رو تعطیل کر ده بودم ودرمقابلش جبهه میگرفتم ولی توی یا این دوره دیگه این ترس ازبین رفته دیروز من با احساس ارامش ۲تا شیرنی خوردن وهیچ احساس چاقی تو ذهنم جرفه نزد در صورتی که فبلا اگه که اگه شیرنی میخوردم پوست کنده میشد ازغذاب بدش حتی تو فکرم هویج مبخوردم این تغییرخیلی زیباست
اولویت ما باید تغییر کرد ن باشه تغییرشرایط تویی ذهن بوجود بیاریم انتظاری لاغریی قدرتی نداره ماتغییررو به عوامل بیرونی ربط ندیم باید تغییر در ذهن باشه نتیجه
لاغریی هستش مامنتظر شرایط بیرونی برای تغییر نباشیم بحای تغییرروی فرمولهای چاقی فرمولهی حدید تویی ذهن درست کنبم ودر هنگام موجه با مواد غذای درست عمل کنن .
فرمولهای اشتباه درحقیقت موانع لاغریی هستن از بعضی حتی خبر هم نداریم در مواقع خواست با اون فرمول عمل میکنیم این موانع باید بر داشته شه اول باید یاد گیری داشته باشیم مثل شیری خور ن خودم بعد بهش عمل کنیم
فرد چاق چه شیرنی بخره چه نخوره وچه ببینه درا ن ابجاد فکر چاقی هستش
به این حساب بدن من طی۵۶ سال حدود ۵۶ تن غذارو یامصرف کرده یادفع کرده با فرمول اشتباه حدود ۶۰ کلیو رو به چربی تبدیل کرده من با این صبحت امروز حساب کردم باگذاشتن کونی برنج بجای کیلوها حساب فضایی اشغالی این گونی برنجها سرم سوت کشید بدنم این اندازه مواد غذایی یاسوخت یادفع کر ه ۶۰ کلیوش ذخیره کرده پس بر اش هیچ هیچ جیزی نیست دفع کردن بقیه ابن چربی هیچیف نیست باقدرت میگم هیچی نیست براش کاری نداره باوردارم میتو نه اطمیان دارممبتونه
وفتی موانع پیدا شدن واین موانع براداشته شون لاغریی اتفاق میفته
این وزن اضافه من بافرمولهای درست وهماهنگی با جسم باذهن از بین میره ولاغریی اتفاق میفته
به امید خدا وند مهربان که ادم باید قدر نعمتهاشو بدونه چه عظمتی در افرینش داده خدابا سپاس بی کران برای نعمت هات یاحق
نشان های دریافت شده
سلام ظهر بخیر
انسانه با فکر کردن درعمل کرد سستم بدنی وبا نظری پردازی و با صحبت با دیگران واستمرا دراین کار سیستم بدن ااختلا ایجادمیکنن .وفتی فکری اشتباه در ذهن قراربگیره به واقعییت ما تبدیل میشه
با این تفکر ماکلی فرمول اشنباه در ذهن ذخیره مبکنیم
بدن من ضعیف سستم بدن خوب کار نمکنه درد در ومن طبیعی بخاطر سن زیاد سوخت ساز من کمه خلاصه هزران دلیل دیگه درواقع موانع ذهنی برای لاغر نشدن در ذهن درست میکنیم.هرچه ما فرمولهای اشتباه سناسی کنیم وتغییر بدیم د حقیت موانع لاغریی رو کمتر کرده لاغریی اتفاق میفته
حلا اگه اگه ایبن موانع تو ذهن شناسایی نشه دلیل نقض این موانع پیدا نکنیم لاغریی اتفاق نمافته
ازقدیم گعتن سحرخیز باش تا کام روا شویی نقضش افرادی هستن که شب کاران وادمهای موفقی هستن .
من باید اول حتما موانع ذهنی خودم شنایایی کنم دلیل نقض شوهم پید کنم تا درعملکرو جسمم نتیجه شو بینم سول دیروز خودم جواب دادم .
حالا چرا چاقی زیا دشده توی جامعه ؟
کسترش فرمولهای اشتباه در ذهن انساهای بیشتری
تصور کنید من با وروهای اشتباه قبول کنم که چاقی حق منه واون به فزندام انتقال بدم باور اینکه چاقی حق بچه هامن هستش درست چرخه اشتباست اماجواب داده نسل بد هم چاقی دارن واین چرخه معیو ب ادامه داره وچاقی در سطح بیشتری کسترش پیدا میکنه..
چاقی در بدن مثل یی زخم هستش ما با باور اینگه خود زخم خوب میشه وکاری با ما نداره اون زخم خوب میشه ولی درباره چاقی دلیل مدرک داریم خودمون قبول گردیم که نمی تونیم لاغر شیم وان چه که در باره سیستم بدنی خود د باره چاقی میدونستیم مانع عمل کرد جسم ما شده برای رفع چاقی
حالا بادلیل ومدرک ثابت شد که اول موانع لاغریز شناسی بشه نضش پیدا کنینم تغییرس بدیم درنتیجه با با لاغریب روبرو میشم
نشان های دریافت شده
سلام شب بخیر
امروز با دیدن این قایل من علت چافت شدن خودم به مثل اینه دیدم من هرجه تلاش کردم بجای لاغریی چاقی بییشتر شد .چون من در توان ذهنی خودم خیلی قویترش کردم .
فرمولشو توان بیشترش کردم زورش به جسمم رسید چون من باورم به این بود که جسم می تواند لاغر شود من با تمام قدرت داشتم به فرمول ذهنی بها دادم تا با جسمم در جنگ باشیه.
من ۵۶ ساله هستم بدن بیچاره منبا این حساب حدود ۵۶ تن مواد غذایی رو یا دفع کرده یا سوزنده چقدر قویی عملکرده ولی اون ذهن توسته از این جسم سرعت بگیره وبا این تلاش ریاد جسمم بازم من چاقت کنه وکار جسم بی رنگ کنه عجب ذهن وفرمولها ی قویی درست کردم .احسن به خداوند حالا تازه فهمیدم من هم رکورد اره سن هستم توییاینجا هم قویترین فرمول ذهنی اشتباه دارم .پس کارم نسبت به دیگران باید خیلی خیل سختر باشه ودیگه امیدی نداشته باشم این مانع بزرگ رو برادرم .
ولی من ولی من به خودم وتمام گروه ثابت میکنم که درلاغریی نیز قویتر هستم اونم ار بین میبرم تاحالا که موفق عمل کردم به هراندازه که چاقی من بیشتره هیچ چیزی نیست دربرابر این دوره اموزش لاغریی یاد گرفتن ولاغر شدن هیچ چیز نیست
جسم توانمند من تونسته ۵۶ تن رو یا به انرژی تبدیل کنه یا دفع کرده اضافه وزن من برای هیچ چیزنیست هیچ چیزی نیست موفق میشی جسم عزیز تو مانع به بزرگی رو شناختی کنار میزنی وخودتو ومن نجات میدی تو خیلی قویی هستی ازت تشکر میکنم ابن همه تلاشت به ثمر میشینه .تو پیروز میشی هیچ چیزی نیست اضافه وزنم در برابرجسم عزیزم .
اضافه وزنم حدود ۶۰کیلو براش کاری نداره تو موفق میشی من توییاین ۵۷ روز به نظرخودم با اینکه درچالش تغییرعادت هم شرکت کردم اونجا ذهنم خیلی سخت داره همکاری میکنه .چون قبول تغییر اونجابراش خیلی سخت شده ولی من دارم بااستمرار اونجا هم به نتیجه میرسم دلسر نمی شم خواهید دید پیروز میدان من هستم .سعی میکنم ازش لذت ببرم هر وقت احساس خستکی وناراحتی میشم فوری بیرون میام به ییوفت دیگه میسپارم
من د ر عملی انجام تویی منزل درست انجام میدم ولی برای ذکر چطور انجام دادن ونمونه دچار مشگل هستم خیلی فکر میکنم تانمونه پیدا کنم علت چیست.؟
ولی من لاغر شدم وزن کشی نداستم ولی احساس میکنم دست کم من ۴ تا ۵ کیلو وزن کم کردم از لباسم متو جه میشم .دختر برای روز مادر برای۲تا بلوردوخته بود این هفته بهش دا دادم تاتنک کنه چون من توش می چرخیدم از ۶۰ کلیلو ۵۵ کلیوش جسم براش هیچ چیز نیست هیچ چیز نیست کم کردن ایناضافه وزن
لاغر شدن اسانترین کار دنیاست
لطفا سوال من جواب بدید من چاش تغییر رها کنم یا بزارم برای زمان دیگه تا تمام شدن ۱۰۰ گام آیا ادمه بدم؟
سلام و درود
خوشحالم احساس بهتری داری😊
اگه انجام چالش براتون رنج آوره و هر روز با زور میری سمت فایل های این بخش فعلا نیاز نیست ادامه بدی
مسیری که برات لذت بخشه و با اشتیاق میری سمتش رو ادامه بده
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
“به نام خدایی که خالق من و تمام زیبایی هاست”
درود به همه ی دوستان هم مسیر و استاد گرامی ؛
نکات طلایی ۲ : به هر اندازه چاقی ، هیچ چیز نیست !!!
خدای مهربانم از اینکه تو را دارم بسیار خوشحالم و خود تو را سپاس می گویم و از اینکه من را یاری دادی تا امروز ۲۵ بهمن ۱۴۰۱ این گام را با موفقیت بردارم ممنون و شکرگزار توام. دوستان عزیز می خواستم با شما مطلبی را به اشتراک بگذارم و در واقع یک نوع پیشنهاد می باشد که احساس می کنم برای خود من خیلی مفید و تاثیر گذار بود.با توجه به گفته های استاد گرامی که همیشه توصیه میکنند که هر آنچه را که لازم است تا شما به درک بهتری از ذهن و جسم خود برسید ،بنویسید و بنویسید و بنویسید ،من هم گاهی گداری علاوه بر نوشتن دیدگاه در سایت در یک دفتر مخصوص درباره ی چیزهایی که آموزش دیده ام و یاد گرفته ام می نویسم . دقیقا چهار روز پیش هم داشتم در دفترم می نوشتم و تمرینات را مرور می کردم و خودم را مخاطب قرار داده بودم.یک آن تصمیم گرفتم با جسم و بدنم از طریق نوشتن صحبت کنم و همین کار را انجام دادم و حالا می خواهم دقیقا نوشته ام را برای شما عزیزان اینجا بنویسم.
بدن عزیزم ،همراه همیشگی من در این ۳۶ سال و اندی زندگی ، می خواهم به تو بگویم که از خداوند مهربان و بخشنده ام بسیار سپاس گزارم که نعمت بزرگی چون تو را به من ارزانی داشته و عطا کرده است. بدنی که بسیار همراه و بسیار توانمند و بسیار زیباست .من همیشه تو را دوست داشته ام حتی در چاقی اما می خواهم از تو عذر خواهی کنم برای به وجود آوردن این شرایط و وضعیت غیر طبیعی و ناپایدار که باعث رنج و عذاب تو و خود من شده است . من با ناآگاهی ها و رفتارهای نادرست خود ،باعث چنین وضعیتی شده ام اما مطمئنم و باور دارم که من با کمک تو و تمامی توانمندی و هوشمندی توی عزیز به حالت طبیعی و پایدار خود یعنی تناسب اندام و لاغری خواهم رسید.دوستت دارم بدن و جسم زیبا و توانمندم.
دوستان توجه داشته باشید که بعد از این کار من به طور عجیبی احساس لاغر شدن دارم و این حس را دارم که در این مدت خیلی کوتاه بدنم بیشتر به سمت لاغر شدن پیش می رود به همین خاطر دوست داشتم با شما هم مسیران عزیز این مطلب را در میان بگذارم و شما هم از آن استفاده کنید. و اما نکته ی طلایی این گام : به هر اندازه چاقی ،هیچ چیز نیست.واقعا اگر ما بیاییم و درست و حسابی به زندگی خود و مقدار چیزهایی که خورده ایم توجه کنیم متوجه می شویم که خداوند بزرگ چه بدن و جسم توانمندی به ما عطا کرده است که این همه مواد خوردنی و خوراکی را از طریق آن به نحو احسن و کوچکترین مشکل یا به انرژی مورد نیاز بدن تبدیل می کند و یا آن را دفع می کند و این نشان از عظمت و بزرگی خداوند دارد و اینکه ما هیچ نوع دخالتی در عملکرد سیستم جسم و بدن خود نداریم و همه ی این کارها را خود جسم ما به خوبی و درستی انجام می دهد.اگر من که الان نزدیک به ۳۷ سال از عمرم می گذرد دقت داشته باشم که مثلا در این سی و هفت سال ،من ۳۷ تن خوراکی و هر نوع خوردنی خورده ام و جسم توانمند من آن را به راحتی سوزانده است و یا دفع کرده است پس در مقابل این حجم زیاد ،برطرف کردن تقریبا ۳۷ کیلو اضافه وزن واقعا برای او هیچ چیزی نیست و به راحتی با برداشتن موانع ذهنی خودم از سر راه او و جایگزین کردن فرمول های درست ، می تواند همچنان به کار خود با قدرت ادامه دهد و این مقدار خیلی خیلی ناچیز را به راحتی بر دارد.باید به این نکته توجه داشته باشیم که ذهن ما نیز از قدرت زیادی برخوردار است که توانسته است در برابر جسمی به این توانمندی و قدرت بایستد و هر آنچه را که در درون او وجود داشته است را به آن تحمیل کند پس ما با کمک این ذهن قدرتمند و جسم توانمند از طریق باورها و فرمول های درست و صحیح به هر چیزی که بخواهیم به راحتی خواهیم رسید لاغر شدن دیگر چیزی نیست برای این دو عزیز.همه چیز به باور و نگرش ما نسبت زندگی و قدرت و توانایی خود ما بستگی دارد پس من باور و ایمان دارم که به هر آنچه که بخواهم به راحتی خواهم رسید من جمله تناسب اندام و لاغری.
“لاغر شدن راحت ترین و آسان ترین کار دنیاست.”
“یا حق ”
به نام خدا سلام به استاد عطا روشن ممنون از صحبتهای گرانباهتون ممنون که به یاد مون اوردین که این ذهن ما چقدر قدرتمنده ینی من که 47 سال سنمه یعنی تا حالا 47 تن مواد غذایی خوردم و این بدن قدرتمند من همه رو یا دفع کرده یا تبدیل به انرژی کرده یعنی اون یه جوری از بدن خارج کرده واین 25 کیلو اضافه وزنم دربرابر 47 تن هیچی نیست واقعا هیچی نیست به مانند قطره به دریاست این منم که مقصر چاقی خودم بودم هستم یعنی با فرمول های غلطی که به ذهنم دادم باعث این اضافه وزنم شدم ولی دیگه کافیست با چاقی باید خدا حافظی کرد و به لاغری سلام کنیم با ساختن باورهای صحیح دیگه باورنمیکنم که کم تحرکی یا بارداری یا ژنتیک وغیره باعث چاقی میشن اینها همه باورهای اشتباه ذهنم هستن من باور دارم که مقصر چاقی خودم تو تمام این سالها هستم و ازامروز به بعد باور دارم که جسمم خیلی خیلی قدرت منده همانطور که طی این سالها تونسته همه اون مواد غذایی اضافه رو ابدنم دفع کنه پس این 25 کیلو اضافه هم براش چیزی نیست پس لاغری با ذهن آسون ترین کار دنیاست اگه واقعا راهشو بلد باشی ممنون از استاد گرامی به امید روزی که همه ما روز شگفتی ساز بشیم👌🌹🙏
نشان های دریافت شده
به نام خدای یکتا
در مورد فرمولهای ذهنی افراد مثلا فردی را در نظر بگیرید که در طول عمر خود بیمار بوده وذهنش ب این سمت هست که من برای همیشه بیمار هستم با هر دلیل بیاورد،او تا آخر عمرش بیمار باقی خواهد ماند.
اگر کسی ک از نظر مالی وضع خوبی ندارد و فکرش بر این باشد که تا آخر عمرش فقیر می ماند و هزاران دلیل بیاورد من به این دلیل به آن دلیل ثروتمند نمی شوم تا آخر عمرش در فقر مطلق به سر می برد.
وهمین طور مسائل دیگر،مثلا اگر کسی در زندگی و روابطش شکست بخورد و فکر کند که من ب دلایل مختلف دیگه در روابطم فرد موفقی نمی شوم یا این حق یا سرنوشت من است که اینگونه باشم یعنی دارد این منطق ودلیلهارا در ذهنیتش ثبت و ضبط می کند که من تا آخر عمرم در همین وضعیت باقی خواهم ماند.وهمین اتفاق هم برایش می افتد.
در مورد چاقی هم همین طور،ما سالها با انباشته کردن فرمولهای چاقی در مغزمان وبا نگرشهای غلطمان هم به روح وهم جسممان آسیب وارد کردیم.
وکلی موانع برای لاغری ایجاد کردیم.چون سالها یه ما یاد دادند که اینها عوامل چاقی هستند مثل غذا زیاد خوردن تحرک کم،سوخت ساز کم،انواع بیماریها،ژنتیک،سن بالا،بارداری،بعد ازدواج،داشتن احساس چاقی،ترس از چاق شدن بیشتر،ترس از هر غذا،ترس از لاغر نشدن،سرزنش همیشگی خود،اصلا ترس از حرفهای اطرافیان وخیلی موارد دیگر که اینها موانع پیش پای لاغری محسوب می شوند.
کافی فقط یک یا چن مورد ازین نمونه ها که ذکر گردم در ذهن ما ثبت شده باشد.
یعنی ما به ذهنمان می قبولانیم من به این دلایل به هیچ عنوان از چاقی رها نمی شوم پس هر گونه هرکاری هر فشاری بر جسم یا روان خود وارد کنیم هیچ نتیجه ندارد.ما مثلا رژیم می گرفتیم ورزش می کردیم دا و می خوردیم ولی در ذهن نتیجه دیگری در انتظارمان بوده.
مثلامن حتی عمل هم کرده بودم ولی کمترین شکی نداشتم به اینکه لاغر نشوم یعنی فکر می کردم همان اول عمل، کاهش وزن من شروع می شود ومن مثل دیگران خیلی وزن کم می کنم ولی برای من این اتفاق نیفتاد.
ونمیدونم چرا این طور نشد ومن بعد عمل انتظار داشتم که ار رژیم گرفتن نجات یابم در حالی که حتی بعد عمل هم من همچنان با زجر تمام در حال رژیم گرفتن بودم و مقداری ول می کردم بازادامه می دادم ومثل یویو مرتب بالا و پایین می رفتم.
خوب این وزن کردتها این استرسها اینها همه موانع بر سر راه لاغری محسوب می شوند.پس ما باید یکی یکی این موانع ذهنی را از خودمان دور کنیم وبه خودمان ثابت کنیم به ذهنمان بقبولانیم که بدن ما خود به خود کارش را انجام می دهد.
بدن ما همواره در تلاش است که خود را ترمیم کند مثلا اگر زخمی یه وجود آید یا میکروبی وارد بدن شود آیا بدن ما برای مقابله با آن ازما اجازه می گیرد؟خیر بدن کار خودش را انجام می دهد وبدن را به سمت سلامتی سوق می دهدو کاری به کار ما ندارد.
ما مثلا در عرض ۳۰ یا ۴۰ سال شاید بالای سی تن غذا مصرف کرده ایم وای خدای من یعنی اگه این طور باشد من حساب کردم یعنی نزدیک روزی سه کیلو غذا ما مصرف کرده ایم؟ من اصلا فکر نمیکنم سالی یک تن غذا مصرف کرده باشم!حالا در هر صورت فرقی نمی کنه،مهم اینه که وقتی بدن ما این همه غذایی که در این همه سال خوردیم همه رو سوزونده وآیا از پس این وزنهای اضافه بر نمی اید؟
مسلما بر می اید؛
خوب ازی همه فرمولهای ذهنی من هرچه الان فکر می کنم هیچی به ذهنم نمی رسه و اگر کم نکردن غذا یا رژیم نگرفتن و ورزش نکردن راه نرفتن اگر این دو مورد عامل چاقی نباشد پس من باید خیالم راحت راحت راحت باشه که بدن من خود به خود لاغر می شود وهیچ مانع ذهنی ندارم.
پس من صد بار می گویم هزار بار می گویم و بی نهایت می گویم که وقتی بدن من توانایی سوزاندن بالای چهل تن غذا را دارد پس این مقدار اضافه وزن و هر مقدار اضافه که داشته باشم برایش (هیچی)نیست و هیچ کار سختی نیست وچنین کاری برای بدن من مثل قطره ای در برابر اقیانوس می باشد.پس بدن من می تواند می تواند خود به خود لاغر و طبیعی شود ومی تواند این وزنهای اضافه را از بدن پاکسازی کند.
دوستان شاد باشید و امیدوار ودر مسیر متناسب شدن..
نشان های دریافت شده
بنام خدا:
نقش باورها وتاثیر آن برجسم در چاقی ولاغری:
تفاوت آدمها در همه ی جنبه های زندگی فقط به خاطر باورهایی هست که در ذهن دارن نه فقط در چاقی ولاغری بلکه درتمام مسائل زندگی به دلیل افکار موجود در ذهن هست که تفاوت افراد مشخص میشه وبه خاطر تفاوت در محتویات ذهن هست که آدمها عناوین مختلفی بهشون داده میشه براساس اون باور های ریشه ای که در ذهن اونها هست یکی میشه افسرده و غمگین یکی هم میشه شادو سرزنده در واقع این به خاطر تفاوت افراد در سیستم بدن یاهر چیز دیگه ای نیست بلکه تفاوت در باورهای عمیق و ریشه ای هست که در ذهن دارن و به همین خاطر هم یه عده میشن چاق یه عده میشن لاغر . در مورد تاثیر باورها بر جسم اینطور میشه تحلیل کرد که جسم از نظر کدهایی که در اون در رابطه با سیستم بدن هست همه چیز دست نخوردست از پلک زدن گرفته تا جذب و دفع مواد اما تفاوتی که در جسم انسان به وجود میاره اون باورها و اطلاعات ها هستن که باعث خارج شدن جسم از حالت طبیعی میشن . در واقع ما نسبت به هر چیزی اطلاعات بیشتر داشته باشیم بیشتر دراون سمت قرار میگیریم در مورد چاقی و لاغری هم به همین منوال داره مسیر ادامه پیدامیکنه مثلا در گذشته انسانها علم زیادی در رابطه با بدن وتاثیرات مواد غذایی روی بدن نداشتن . واین رو اصلا توذهنشون نداشتن که چه غذاهایی ممکن هست که در جسم باعث چاقی و یالاغری اونها میشه و تفکیکی بین مواد غذایی وجود نداشت که چه چیزی هست ورژیم و ورزش برای لاغری تجویز نمیشد اما هر چقدر که علم پیشرفته تر وتکامل یافته تر شد میزان بیماری ها در جامعه بیشتر وبیشتر شد و انواع بیماری ها بااسمهای های مختلف به وجود اومد و همه چیز حتی در چاقی ولاغری علم برای چاقی افراد کلی دلایل داره وبرای لاغربودن ولاغرموندن افراد ی که این همه سال متناسب بودن وهستن هیچ دلیل خاصی ندارن حالا بعضیا میگن که ایناتحرک زیاد وچیزهای دیگه دارن که کاملا تعداد این دلایل انگشت شماره یعنی شاید بشه گفت خیلی کم اما جالب این جاست که وقتی یک فردی در آمریکا با اون طرز زندگی وکاملا متناسب به اندازهی ۱۸تن مواد غذایی رو در مرز ۴۰سالگی خورده و هنوز متناسبه وفردی هم که بااون داره زندگی می کنه واز همون غذاها میخوره اما چاقه دلیلش این نیست که جسمش مشکل داره بلکه این ذهن هست که تاثیر میذاره در مورد خود ما که در ایران زندکی. میکنیم بااون حجم از غذاوتنوع غذایی وغذاهای حجیمی که این روزها باب شده در رستوران ها ازاونها استفاده میشه اما افرادی هست که ازاون غذا مصرف می کنند همچنان متناسبن ودر آخر هم تأآخر عمر شون همچنان متناسب میمونن وفردی که از این غذاها میخوره مثل همون افراد اما چاقه دلیل برایراد داشتن جسم یا ناتوانی جسم برای لاغر شدن نیست بلکه دلیل به خاطر قدرت ذهن هست تفاوتی که بین ما واون افراد هست در اعتقاد وباوری هست که نسبت به جسم داریم و اون هم به خاطر باور کردن اطلاعات مربوط به چاق کننده بودن غذا ها وشرایط موجوددرزندگی درباره ی موقعیت های مختلف مثل شب یلدا و عید نوروز و دیگر روزها ومراسمات و…و… درواقع این باورهای ریشه ای درما شکل گرفت وقتی که بااین موضوعات مواجه شدیم باافرادی که کلی تعریف هادارند درمورد غذاها دارن ودر مورد فعالیت های روز مره وموقعیت ها وزمانهای متفاوت ود واقعیت ما وقتی وارد شدیم این در ما به صورت پیش فرض شکل گرفت و ما با باور کردن اونها وعملکردی که داشتیم وفرمولهایی که در ذهن ما وجود داشت چه ازنظر فکری واز نظر رفتاری ماتبدیل به یک آدم چاق شدیم پس چطور ممکن هست که یک فردی مثل من که در سن ۲۵ سالگی هست باخوردن همون غذاها اگردر طی یک سال یک تن وبه تعداد سالهای عمرم بیست و پنج تن غذاروبدنش یا تبدیل به انرژی یادفع کرده فقط ۲۰کیلو کمتر یابیشتر رو نگه داشته وبقیه ی اون همه تناژ رو یااز بین برده یعنی توانایی از دست دادن این یه ذره اضافه رونداره واقعا باید به فکر فرورفت که چطور یک فرد متناسب همون مقدار مصرف کرده بدنش وهمون مقدارروهم از دست داده و کاملا متناسب هست بدون هیچ ذره اضافه وزنی واین فقط در تفاوت افکاری هست که ماداریم م وما با افرادمتناسب به این دلیل باهم تفاوت داریم دررابطه بافرمولهایی که در ذهن ما هم از نظر فکری و هم رفتاری هست به این دلیل در جسم تا ثیر گذاشته ما چاق نیستیم بلکه ماذهنی داریم که حاوی اطلاعاتی هست که ازاونها استفاده میکنیم برای چاق موندن خودمون مثل مواد مخدر که یک سری افراد از اون استفاده می کنند برای معتاد کردن خودشون ودست ازاون رفتار وافکارشون نمیکشن و ما که از باورهای خودمون .رفتارخودمون برای چاق موندن خودمون استفاده میکنیم همینکه این محتویات ذهنی مثل باور بارداری باعث چاقی میشه یاکم تحرکی وقتی این باورها شکسته بشن وتضادشون پیدابشه وبه شکل دیگه ای بایک نگرش دیگه ای به چاقی خودمون نگاه کنیم به راحتی میتونیم اون یه ذره باقی مانده روهم از دست بدیم و لاغربمونیم پس چاقی ما در برابرتوانایی جسم مادر قدرتی که برای از بین بردن اون همه اضافه هایی که این همه ساله انرژی تبدیل کرده یادفع کرده واقعا هیچ چیزی نیست…
باتشکر از شما..
نشان های دریافت شده
به نام خدا
الان که دروضعیت تناسب اندام خوبی به سر می برم وباردیگه بااین وضعیت جسمی فایل رو گوش دادم برام کاملا ملموس هست که واقعن این مقدار اضافه وزنی که ما طی این سالها بهش اینهمه پروبال دادیم هیچی نبود . انگار یک حباب بود اما روی اعصابمون بود .
من خودمم نمیدونم این اضافه وزنم چی شد و چطوری الان احساس سبکی دارم .
با یه سری عدم کنترل روی ورودی های ذهنم به این وضعیت رسیدم و وقتی که پذیرفتم من مسول چاقیم هستم و تمرینات رو انجام دادم دیگه کم کم به وزن ایده آلم رسیدم .
تازه بعد اینهمه مدت امروز تونستم یه باور کاملا مخفی که مانع از آرامش من میشد وهمش ازش ترس داشتم رو پیدا کنم . ومتوجه شدم اینم یه ترس واهی بود .
و دوست دارم اینجا بگم شاید برای افرادی مفید باشه .
من همش ته ته دلم یه کم میترسیدم که اگه من ۱۵ کیلو وزن کم کنم ومن چون از ناحیه پایین تنه خیلی اضافه وزنم بیشتر از بالاتنه بود ومیترسیدم بالاتنه ام خیلی لاغربشه ونافرم بشه و دیگه بعد تناسب اندام باید یه کاری کنم و یه ورزشهایی انجام بدم تا بالاتنه بدنم پر بشه .
و فکر میکردم هر دو به یک نسبت وزن کم میکنن.
اما الان میبینم خیر .
بدنم هوشمندتر از این حرفاست و خودش میدونست چی کار بکنه . والان اتفاقا دیگه باهم ست شدن و یکدست متناسب شدن . ودیگه لازم نیست یه سری ورزش خاص انجام بدم برای بالاتنه بدنم .
اینهمه ترس های بی مورد نمیدونم چی جوری به فکرم میرسه . اگه یک دهم فکرای خوبتری داشتم مطمنا زودتر از این مدت تناسب اندام رو تجربه میکردم .