یه روز یکی از دوستام با ذوق بهم گفت یه برنامهی رژیمی پیدا کرده که از آمریکا رسیده. من که تا اون موقع از چند تا رژیم ایرانی نتیجه نگرفته بودم، با خودم گفتم «گمشدهی من همینه!». ولی اون برنامه هم مثل بقیهی روشهای لاغر شدن که امتحان کرده بودم، در نهایت من رو به همون آدم قبلی برگردوند. در این جلسه میخوام بگم چرا.
این نوشته جلسه سوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه قبل (مهمترین دلایل چاقی چیست؟) دلیلهای چاقی رو رد کردیم و مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم. یه تمرین مهم هم داشتیم: نوشتن مقدار وزنی که با هر روش کم کرده بودیم. اگه این تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و انجامش بده. چون هر جلسه یه در تازه رو به روی ذهنمون باز میکنه و جلسهها باید به ترتیب جلو برن.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🧭 از بین روشهای لاغر شدن، کدوم درسته؟
برای رسیدن به یه شهر معمولاً چند تا راه هست، ولی یکی از اونها از همه بهتره. برای رسیدن به قلهی یه کوه هم چند مسیر هست، ولی یکی امنتر و سادهتره و خیلیها قبلاً از همون مسیر به قله رسیدن.
یه نکتهی مهم دربارهی راهها وجود داره. راه اشتباه همیشه اشتباهه. یعنی هر کسی با هر سرعتی از اون بره، به مقصد نمیرسه. ولی در راه درست، نتیجه به اینکه آدم چطور اون راه رو میره هم بستگی داره. بنابراین ممکنه یه نفر از راه درست زودتر برسه و یه نفر دیرتر، ولی هر دو بالاخره میرسن.
روش کار ذهنی هم همینه. ما باید باورها و آگاهیهایی رو که داریم، یعنی همون فرمولهای ذهنی، شناسایی کنیم، درست و غلطشون رو از هم جدا کنیم و فرمولهای اشتباه رو با دلیل و استدلال به فرمول درست تبدیل کنیم. در دو جلسهی قبل هم دقیقاً همین کار رو کردیم: دلیلهای اشتباه چاقی رو پیدا کردیم و ردشون کردیم، و بهجای فرار از مسئولیت، مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم.
😮 برای چاق شدن از هیچ روشی استفاده نکردیم
یه نکتهی خیلی مهم و جالب: هیچ آدم چاقی برای چاق شدن از روش خاصی استفاده نکرده. خیلی ساده و خودبهخود چاق شدیم. هیچکدوممون یادمون نیست از چه تاریخی تصمیم گرفتیم چاق بشیم یا چه کار خاصی برای چاق شدن کردیم.
ولی همین آدمها برای لاغر شدن کلی روش متفاوت امتحان کردن و نتیجهی همهشون هم یکی بوده: نتیجه نگرفتن. اگه الان داری این متن رو میخونی، یعنی تو هم از روشهای قبلی نتیجهی موندگار نگرفتی. بنابراین همهی ما در یه شرایط هستیم.
این موضوع با تمرین جلسهی قبل فرق داره. در اون تمرین میخواستیم به ذهنمون نشون بدیم که بدنمون توانایی لاغر شدن رو داره. ولی حالا میخوایم ببینیم مشکل از کجا بوده. یعنی اگه بدنمون میتونسته لاغر بشه، چرا هیچ روشی لاغریمون رو موندگار نکرده؟

🇺🇸 داستان رژیم آمریکایی من
مادرم از بچگی بچههای تپل رو خیلی دوست داشت. برای همین من از همون بچگی تپل بودم و کمکم با بزرگتر شدنم، از تپل به چاق و از چاق به خیلی چاق رسیدم. وقتی رژیم میگرفتم، مادرم هم بندهی خدا درگیر میشد. باید هر روز برای من غذای جداگونه درست میکرد و خب از این دردسر گله داشت. بعد از یه مدت همه خسته میشدیم، اون هم تشویقم میکرد که «دیگه بسه»، من رژیم رو ول میکردم و چند وقت بعد دوباره همون رضای قبلی میشدم.
از چند تا رژیم با اسمهای مختلف نتیجه نگرفته بودم که یه روز یکی از دوستام گفت یه برنامهی رژیمی عالی داره. یکی از فامیلهاش در آمریکا پیش یه دکتر معروف رفته بود و این برنامه رو گرفته بود. من با خودم گفتم برنامههای قبلی همه ایرانی بودن، ولی این یکی آمریکاییه و حتماً جواب میده.
دوستم هم که با هم شوخی داشتیم، برای دادن اون برگه کلی ازم باج گرفت و من هم با کمال میل دادم. بعضی از غذاهای اون برنامه اصلاً در ایران پیدا نمیشد و ما خودمون یه چیزی جاش میذاشتیم. چون این برنامه رو خیلی دوست داشتم، بهجای یکی دو ماه، حدود پنج ماه ادامهاش دادم و وزن زیادی هم کم کردم. ولی باز هم نتونستم برای همیشه طبق اون برنامه زندگی کنم. یکی دو ماه بعد از کنار گذاشتنش، دوباره همون آدم قبلی شده بودم.
چرا دوباره سراغ همون روشها میریم؟
این اتفاق برای خیلی از ما بارها افتاده. یه روش رو امتحان میکنیم و شکست میخوریم. ولی چند وقت بعد، همون روش با یه اسم دیگه، یه بستهبندی دیگه یا با اعتبار یه آدم دیگه سراغمون میاد و دوباره امتحانش میکنیم. با خودمون میگیم «اون روش به من نساخت، ولی این یکی فرق میکنه».
یه جملهی معروف هست که به انیشتین نسبت میدن: «دیوانگی یعنی یه کار رو بارها و بارها تکرار کنی و انتظار نتیجهی متفاوت داشته باشی.» وقتی به این جمله رسیدم، حسابی به فکر فرو رفتم. چون من دقیقاً همینطور بودم، هم در لاغری و هم در کسبوکارم. هر بار با تعهد و انرژی بیشتر همون کار قبلی رو تکرار میکردم و باز هم نتیجه نمیگرفتم. همین فکر بود که کمکم من رو به مسیر لاغری با ذهن رسوند.
بنابراین هر روشی که خودت امتحان کردی و نتیجهی موندگار نداده، با هر مقدار کاهش وزنی که داشته، باید یه بار برای همیشه کنار بذاری. هر روشی هم که دیدی دیگران امتحان کردن و به نتیجهی موندگار نرسیدن، جزو همین دستهست. دیگه بهش فکر نکن.
🛣️ از هر مسیری اومدی، از همون مسیر برگرد
فرض کن از شهر خودت میخوای به کیش بری. اگه مسیر اشتباه رو انتخاب کنی، با هر سرعتی و با هر وسیلهای بری، به کیش نمیرسی. لاغری هم یه مقصده. اگه روش اشتباه باشه، با هر شدتی که انجامش بدی، به لاغری موندگار نمیرسی.
از طرف دیگه، بهترین راه برگشتن از هر سفری اینه که از همون راهی که رفتی برگردی. چاقی هم همینطوره. اگه برای چاق شدن رژیم خاصی گرفته بودی، شاید میشد با رژیم لاغر شد. اگه برای چاق شدن داروی خاصی خورده بودی، شاید میشد با دارو لاغر شد. ولی ما برای چاق شدن هیچکدوم از این کارها رو نکردیم.
خیلی سادهترش اینه که ما با قدرت ذهن خودمون چاق شدیم، بنابراین با قدرت ذهن خودمون هم میتونیم لاغر بشیم. نه با قدرت برنامهی من، نه با قدرت هیچ دارو و رژیمی؛ فقط با قدرت ذهن خودت.
من این حرف رو از کتاب نمیگم. من خودم سالها چاق بودم و عکسهای قبل از تناسبم در سایت هست. روشهای زیادی رو امتحان کردم و اگه امروز سالهاست متناسبم و تونستم به خیلیها کمک کنم، به خاطر اینه که از مسیر درست اقدام کردم.

🔁 چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست
خیلیها فکر میکنن چاقی به خاطر غذاست. ولی همهی آدمها غذا میخورن و خیلیهاشون متناسبن. بنابراین مشکل از غذا نیست. چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست. یعنی همون عادتها.
هر فکر یا رفتاری که چند بار تکرار بشه، کمکم عادت میشه. عادت یعنی کاری که نمیتونیم انجامش ندیم، حتی وقتی میدونیم به ضررمونه. یه نکتهی مهم دیگه هم اینه که مغز ما همیشه ما رو به «بیشتر» تشویق میکنه. در مسیر پول درآوردن، به پول بیشتر. در مسیر ورزش، به رتبهی بهتر. و در مسیر چاق شدن، به چاقتر شدن. مغز فرقی بین مسیر خوب و بد نمیذاره، فقط هر مسیری رو که در اون هستیم گسترش میده.
ما از زمان تولد تحت آموزش پدر و مادر، بعد جامعه و بعد دوستانمون بودیم. وقتی یه جمله مثل «چاقی ارثیه» رو میشنویم و باورش میکنیم، هنوز چاق نیستیم. ولی ذهن اون رو تبدیل به یه فرمول میکنه. بعد کمکم بر اساس همون فرمول دستور میده، خوردنمون بیشتر میشه و چون مغز عاشق تکراره، این رفتار هی تکرار میشه تا برسیم به جایی که امروز هستیم.
مثال ازدواج و دارو
خیلیها شنیدن که آدمها بعد از ازدواج چاق میشن. هیچکس هم نمیدونه چرا. یه حرفه که دهنبهدهن چرخیده. ولی وقتی این جمله رو بارها شنیدی و یه پسرخاله یا دخترعمو رو هم دیدی که بعد از ازدواج چاق شده، ذهنت باور میکنه. بعد وقتی خودت ازدواج میکنی، این فرمول فعال میشه. از خیلیها پرسیدم رفتار غذاییشون بعد از ازدواج چه فرقی کرد و خیلیهاشون گفتن «اشتهام بیشتر شد».
دارو هم همینطوره. کافیه پزشکی که بهش اعتماد داری، موقع نوشتن یه دارو بگه «مراقب باش، این دارو اشتها رو زیاد میکنه و چاقت میکنه». همین یه جمله کافیه تا ذهنت باورش کنه و کمکم رفتارت تغییر کنه. مشکل بزرگ اینه که وقتی در مسیر چاق شدن قرار گرفتی، دیگه نمیدونی تا کجا پیش میره.
لاغرهایی که نمیتونن چاق بشن
جالبه بدونی که خیلی از آدمهای لاغر هم هر کاری میکنن نمیتونن چاق بشن. درست برعکس ما. اونها اونقدر باور کردن که متناسبن و چاق نمیشن، که با هیچ کاری وزنشون بالا نمیره. این خودش ثابت میکنه که چاقی و لاغری ذهنیه.
ولی بعضی از این آدمها بالاخره پیش یه پزشک میرن که خیلی قبولش دارن. پزشک دارویی میده و میگه اشتهات رو زیاد میکنه. اونها فقط میخواستن سه چهار کیلو اضافه کنن، ولی وقتی فرمول ذهنیشون عوض شد، در مسیر چاقی افتادن و دیگه معلوم نبود کجا متوقف بشن. بعضی از همین آدمها امروز برای لاغری پیش من میان.
🤖 خوردن؛ تنها کاری که اختیارش دست خودمونه
بیشتر کارهای بدن ما خودکاره: پلک زدن، نفس کشیدن، ضربان قلب، گوارش و هزاران کار دیگه. میتونی چند ثانیه پلک نزنی، ولی خیلی زود خسته میشی و دوباره پلک میزنی. چون دستورش در مغزت نوشته شده. تنها کاری که خداوند اختیارش رو به خودمون داده، خوردن و تأمین نیاز بدنمونه.
برای کسی که از اول تا آخر عمرش متناسب مونده، خوردن هم مثل بقیهی کارها خودکاره. یادمه در مهمونیها، بعد از شام کیک میاوردن. من کیکم رو میخوردم و به دوستم که کیکش رو نخورده بود میگفتم «چرا نمیخوری؟ حیفه!». اون میگفت «به خدا نمیتونم، دیگه پایین نمیره». من خندهام میگرفت و میگفتم «پس بده من بخورم!». حالا میفهمم که اون واقعاً نمیتونست؛ درست مثل اینکه من بخوام ضربان قلبم رو با اراده بالا ببرم.
حیوانات هم در طبیعت همینطورن. شما یه ببر یا آهو یا عقاب چاق در طبیعت نمیبینی. چون اونها با غریزهشون غذا میخورن و کسی فرمولهای ذهنیشون رو دستکاری نکرده. ولی فرمولهای ذهنی ما آدمهای چاق، توسط خانواده، اطرافیان، رسانهها و فرهنگ دستکاری شده.

👨👩👧 لاغری تو روی خانوادهات هم اثر میذاره
خیلیها فکر میکنن چاقی ارثیه، در حالی که آموزشیه. بچهای که در خانوادهای با پدر و مادر چاق بزرگ میشه، فقط با دیدن رفتارهای عادی اونها، چاق شدن رو یاد میگیره.
همین موضوع دربارهی لاغری هم صدق میکنه. خیلی از اعضای سایت برام نوشتن که دختر، پسر یا همسرشون بدون اینکه خودشون دوره رو ببینن، در مسیر متناسب شدن قرار گرفتن. چون رفتار اونها رو دیدن و خودبهخود یاد گرفتن. بنابراین وقتی لاغری با ذهن رو یاد بگیری، فقط خودت رو نجات نمیدی؛ روی خانوادهات و خیلی از آدمهایی که تو رو میبینن هم اثر میذاری.
💪 جرأت کنار گذاشتن همهی روشها
نمیشه لاغری با ذهن رو یاد بگیری ولی گوشهی ذهنت این باشه که «حالا رژیمم رو هم بگیرم، شاید کمک کنه». زمانی از لاغری با ذهن نتیجه میگیری که جرأت کنی همهی روشهای دیگه رو کنار بذاری. این جرأت هم وقتی میاد که به خودت ثابت کنی بقیهی روشها جواب نمیدن.
گاهی پیش میاد که یکی از هنرجوها وسط دوره میاد و میگه «فکر میکنم این روش روی من اثر نداره». بعد معلوم میشه دوستش یه رژیم جدید با یه اسم عجیب بهش معرفی کرده و گفته «این دیگه آخرشه». من بهش میگم اشکالی نداره، با تمام توانت اون روش رو امتحان کن. اگه نتیجه گرفتی بهت تبریک میگم، اگه نه برگرد. و تا امروز هر کسی رفته، برگشته.
شاید فکر کنی در جلسههای بعد بالاخره برنامهی غذایی یا ورزشی داده میشه. نه، هیچ برنامهای داده نمیشه. همهی کار ما پاک کردن فکرهای اشتباهه. اولین نتیجهاش هم آرامش و خودباوریه. وقتی ذهنت باور کنه که میتونی لاغر بشی، میبینی ناخودآگاه بعضی از رفتارهات عوض شده. شاید تا همینجا هم چیزهایی در تو تغییر کرده باشه که هنوز متوجهشون نشدی.
در دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش میدم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.
اگه هنوز شک داری که لاغری با ذهن واقعاً جواب میده، یه سر به آلبوم شگفتیسازان بزن. اونجا عکس هنرجوهایی رو میبینی که از همین مسیر رفتن و با روش ذهنی لاغر شدن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
🔍 مرحله اول: نگرش تو بعد از این جلسه
جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس. اگه لازمه، ویدیوی جلسه رو یکی دو بار دیگه هم ببین.
۱- بعد از این جلسه، نگاهت به روشهای لاغر شدن چه تغییری کرد؟
۲- فرمولهای ذهنی تو با فرمولهای یه آدم متناسب چه فرقی دارن؟
🔍 مرحله دوم: چرا من چاقم ولی فلانی متناسبه؟
تا امروز شاید شانس یا ژنتیک رو دلیل تفاوتت با آدمهای متناسب میدونستی. ولی حالا میدونی که تفاوت اصلی در فرمولهای ذهنیه. با مثال بنویس که فکر و رفتار تو با یکی دو نفر از آدمهای متناسب اطرافت چه فرقی داره:
🔸 مثال ۱: دوستم امیر هیچوقت از خوردن نمیترسه و به چاق شدن فکر نمیکنه، ولی من همیشه از خوردن میترسم.
🔸 مثال ۲: دخترخالهام وقتی سیره و بهش شیرینی تعارف میکنن، برنمیداره. ولی من نمیتونم تعارف بقیه رو رد کنم.
🔍 مرحله سوم: بررسی روشهایی که امتحان کردی
هر روشی که تا امروز برای لاغری امتحان کردی رو با این جزئیات بنویس:
🔹 اسم روش
🔹 چه مدت انجامش دادی
🔹 چقدر وزن کم کردی
🔹 چه مدت وزنت ثابت موند
🔹 آیا چیزی در فکرها و باورهایت تغییر داد؟
📉 مثال: «یه ماه از فلان رژیم استفاده کردم و ۵ کیلو کم کردم. ولی حدود سه هفته بعد از تموم شدن رژیم، همهاش برگشت.»
بعد دربارهی روشهایی که اطرافیانت امتحان کردن هم تحقیق کن و ببین کدوم یکی تونسته کسی رو برای همیشه لاغر کنه.
💬 نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون. میبینی چه روشهای زیادی امتحان شده که تو اصلاً خبر نداشتی، و نتیجهی همهشون هم یکی بوده.
در جلسه بعد (قسمت چهارم: عادتهای چاقکننده) میبینیم که خیلی از دلایل چاقی، در واقع همون عادتهای تکراری ذهن هستن.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. بهترین روش لاغر شدن کدومه؟
روشی که از همون مسیری برگرده که ازش چاق شدیم. ما برای چاق شدن نه رژیم گرفتیم نه دارو خوردیم؛ با فرمولهای ذهنی و عادتهای تکراری چاق شدیم. بنابراین روش موندگار لاغری، تغییر همین فرمولهای ذهنیه.
۲. چرا رژیمها نتیجهی موندگار ندارن؟
چون رژیم چیزی رو در ذهن تغییر نمیده و فقط آدم رو از خوردن منع میکنه. مغز دستور خوردن میده و رژیم جلوش میایسته. این جنگ چند هفته یا چند ماه ادامه پیدا میکنه، ولی در نهایت فرمول قدیمی برنده میشه و وزن برمیگرده.
۳. میتونم همزمان با لاغری با ذهن رژیم هم بگیرم؟
نه. تا وقتی گوشهی ذهنت به رژیم امید داری، نمیتونی با تمام وجود در مسیر لاغری با ذهن حرکت کنی. زمانی نتیجه میگیری که جرأت کنی همهی روشهای دیگه رو کنار بذاری.
۴. چرا بعضیها هر چی میخورن چاق نمیشن؟
چون فرمولهای ذهنیشون دربارهی خوردن دستنخورده مونده و خوردنشون مثل پلک زدن خودکاره. وقتی سیر میشن، واقعاً نمیتونن بیشتر بخورن و اصلاً نگران چاق شدن نیستن.
امتیاز 3.99 از 318 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











• نگرش و درک شما بعد از استفاه از محتوای آموزشی درباره فرمول های ذهنی چیست؟
سلام و عرض ادب خوشحالم که باز در این مسیرم و دارم کامنت میزارم . خداروشکر. ممنون از شما استاد عطار .
این روش همون چیزیه که من عاشقش هستم . من عاشق اینم که مسائل زندگیم خودبخود حل و فصل بشه . بدون نیاز به زور اضافه بدون خستگی . با شور و شوق و از یک راه مطمئن. بهترین کار و پرسود ترین کار سرمایه گذاری روی ذهن روی خودم تا بتونم کنترل شرایط رو به عهده بگیرم . این جمله استاد واقعا من رو امیدوار میکنه و مصمم که شما همونطور که بدون هیچ تلاش خاصی چاق شدید باید همونجوری لاغر بشید . من آنقدر به قدرت ذهن باور دارم که این مسیر رو تا آخر ادامه بدم بدون اینکه بخوام دنبال رژیم باشم . باورتون نمیشه من که تا ۵ روز پیش سر رژیمم بودم و بیشتر روز گشنگی میکشیدم منی که از اول تابستون تلاش کردم لب به شیرینی جات و نون و برنج نزنم . از وقتی وارد این مسیر شدم چند روز دارم با خیال راحت و لذت کلی غذا و هله هوله میخورم با اینکه نا خودآگاه ذهنم نجوا میکنه بسه بابا همین ۷ کیلو که کم کردی هم الان برمیگرده . با قاطعیت میگم نه عزیزم خیالت راحت من با خوردن چاق نمیشم دیگه تازه قرار روز به روز لاغر هم بشم . فرمول ذهنی یعنی باور . باور از ورودی های ذهن ما نشأت گرفته . ورودی یعنی هرچی شنیدی هرچی دیدی هرچی تخیل کردی . حالا منی که فهمیدم انسان با اراده و قوی هستم و تمام مسئولیت لاغریم رو به عهده میگیرم و بدون درجا زدن فقط با تغر فرمول های ذهنم به سمت لاغری پیش میرم.
چند نمونه از فرمول های ذهنی من که به سمت چاقی میروند:اگه غذا های چرب بخورم چاق تر میشم اگه غذا نخورم لاغر میشماگه ورزش زیاد کنم چربی هام میسوزن اگه شیرینی بخورم سریع چاق تر میشم اگه نون و برنج بخورم سریع چاق تر میشم
چند نمونه از فرمول های ذهنی من که به سمت لاغری میروند : من با خوردن بستی حالم خوب میشه.
بدن من هر روز داره متناسب میشه فرقی نمیکنی من چیکار کنم یا چکار نکنم چی بخورم یا نخورم بدنم اتوماتیک داره خوش رو بهبود میده چون من اجازه اش رو صادر کردم و میدونم خداوند همه موجودات رو طوری خلق کرده که همه به سوی تعالی و پیشرفت میرن به شرطی که من جلوشو نگیرم و فقط از زندگیم لذت ببرم و شکر گذار باشم .
من در آینده آنقدر هیکل خوش فرمی پیدا میکنم که باعث تعجب همه میشم مثل گذشته .
من یه فیت گرل م .
من با غذاهای خوشمزه خوشحال میشم .من هروقت میرم بیرون یه چیز خوشمزه میخورم و قوی میشم .
من یه زن لاغر و قوی هستم
من هروقت عشقم بکشه ورزش میکنم تا انرژیم آزاد بشه.
چاقی یک بیماری و اصلا باعث زیبایی یا قدرت نمیشه
کسی که تناسب اندام داره فکرش راحت تره
• تفاوت های فرمول های ذهنی خود با یک فرد متناسب را بنویسیداونی که متناسب اصلا عین خیالش نیست یه معجون بخوره تازه کلی لذت میبره ولی من با هر قاشق از معجون با خودم میگفتم اوه اوه داره به چاقیم اضافه میشه ولی نمیتونم جلو خودم بگیرم ولش کن گورباباش از دفعه بعد نمیخورم.
اونی که تناسب اندام داره اگر هم ورزش کنه یا برای عضله سازی یا تفریح ولی من میگم باید هر روز ورزش کنم تا لاغر بشم .
اونی که تناسب اندام داره اصلا نمیخواد به خودش سختی بده که لاغر بشه ولی من همیشه تو فکر اینم چجوری کارهام رو سخت تر کنم که تحرکم بره بالا و یه جوری ورزش محسوب بشه
اونی که تناسب اندام داره میره مغازه و مانتویی که دلش بخواد میخره ولی من باید پارچه بخرم بدم خیاط برام بدوزه که تنگ نباشه.
اونی که تناسب داره از رنگ های شاد و مدل های چین چینی لباس هاش لذت میبره ولی من در حسرتش میمونم چون اگه چینچینی بپوشم مثل زن شرک میشم
اون بعد غذا بستنی میخوره من باید یه ساعت بشینم که حضم بشه خلاصه اون راحته و من ناراحت کلا خیالش راحته هر کاری کنه اضافه وزن نمیاره ولی من آب هم با اکراه میخورم .
فرمول ذهنی اون میگه تو هرکاری کنی هم چاق نمیشی . حالا شاید دلایلش حقیقت نداشته باشه ولی شنیدم که میگم . مثلا خواهر شوهرم میگفت من تیروئید م بالاست هرچی میخورم انگار نه انگار . چاق نمیشم . دختر خالم میگفت من به بابام بردم اصلا چاق نمیشم . مادرشوهرم میگفت من آنقدر در طول روز مشغول کار هستم که چاق نمیشم . یکی دیگه از فامیل هامون میگفت من از بیشتر غذاها بدم میاد براهمین لاغرم . یکی دیگه میگفت بچم چون سزارین بدنیا آمده لاغر . اینا آنقدر باور کردند همیشه لاغر میمونن اصلا نگران نیستن و در واقعیت هم چاق نمیشن .
• از کدام روش های لاغر شدن تا کنون استفاده کرده اید را شرح دهید.
• عنوان روشی که استفاده کردید.
• مدت زمان اجرای روش لاغری.
• مقدار کاهش وزن به دست آمده.
• مدت زمان ثبات وزن کاهش یافته.
• تاثیر استفاده از این روش در تغییر فرمول های ذهنی.
از رژیم غذایی گوشت خواری و کم خوردن بقیه اقلام و ورزش . خواهرم هم از قرص و دمنوش لاغری و ورزش.
خودم سه الی ۴ ماه دارم رژیم میگیرم و کمی هم ورزش. خواهرم بیشتر موقع در حال همین کارهاست هر چند وقت یکبار هم یک محصول جدید پیدا میکنه .
برای خودم ۶ کیلو . برای خواهرم نزدیک ۳۰ کیلو
چونکه من در رژیم بودم و وارد این سایت شدم و الان بیخیال رژیم شدم نمیدونم چقدر طول بکشه . ولی قبلا که باز با رژیم و ورزش کم کرده بودم شاید در عرض ۳ ماه برگشت . خواهرمم همینطور وقتی بیخیال رژیم و اینا میشه آروم آروم باز اضافه میکنه .
تاثیر این روش در فرمول ذهنی من این بود که هرچی گوشت و تخم مرغ و شیر و آجیل و بلوبری بخورم چاق نمیشم و متناسب میمونم . و هله هوله و شیرینی جات و میوه ها و سیبزمینی و برنج آدم چاق میکنه و اینکه خورد و خوراک مهم تره بعد ورزش . ورزش من و لاغر نمیکنه فقط عضله هام سفت میکنه . و اینکه بدن ما تا وقتی قند بسوزه چاق میشه . پس باید بهش چربی های مفید بدیم و اون چربی بسوزونه تا لاغر بشیم .
فعلا خدانگهدار
نشان های دریافت شده
سلام
من فهمیدم که فرمولای ذهنی همون اطلاعاتی هستن که توی ذهن من وجود دارن و آموزش هایی که از بچگی دیدم چه خودآگاه و چه ناخودآگاه ، باعث شدن که من یه درکی از دنیای بیرون خودم بدست بیارم و طبق اون رفتار کنم مثلا من یاد گرفتم که اگه میخوام برم جایی که میدونم توی راه ترافیکه باید زودتر راه بیوفتم برای همین هر بار زودتر آماده میشم و این تبدیل شده به یه فرمول توی ذهن من که دیر نرسیدن = زود آماده شدن . خیلی از فرمول های دیگه هم وجود داره که وقتی داشتم زندگی رو از بچگی تا الان تجربه میکردم توی ذهنم شکل گرفته ، خیلی از اونا مربوط می شدن به غذا خوردن و چاقی من که الان چند تا ازونا رو مینوسم تا برام مرور بشه که چه افکاری درباره ی این موضوع داشتم :
مثلا یکی از فرمول های ذهنی من اینه که من باید تا ته غذامو بخورم / توی تولد ها همیشه باید پرخوری کنم چون یک شبه و همیشه اتفاق نمیوفته / هر وقت یه نفر بهم خوردنی تعارف کرد باید بردارم که زشت نشه و اون فرد ناراحت نشه / به غذای مجانی نه نمیگم / شیرینی باعث چاقی و پف کردن میشه / اگه زیاد خوردم باید برم بدوم یا راه برم که احساس چاقیم از بین بره / وقتی یه غذایی میخورم همون موقع غبغبم چاقتر میشه و بیشتر میاد پایین / هر وقت با دوستام نشستم حتما باید یه چیز خوردنی کنار دستمون باشه وگرنه نمیچسبه / با دوستام که هستم بیشتر باید غذا بخورم چون کیف میده / با فیلم دیدن غذا میخورم که بیکار نباشم / وقتی حوصلم سر رفته میرم سر یخچال و میخوام یه چیزی پیدا کنم بخورم اما خیلی هم گرسنم نیست و فقط حوصلم سر رفته / وقتی یه غذایی خوشمزست بیشتر میخورم چون میترسم دیگه نتونم فرصت خوردنشو پیدا کنم …
اینا چند تا از فرمول های ذهنی منه که تکرار اون ها در ذهنم باعث شده عادت های چاق کننده ی من ساخته بشن.
پس فرمول های ذهنی اول فقط یه سری اطلاعاتن ؛ میتونن حرف های اطرافیان و یا آدم های دیگه باشن ، میتونن نوشته هایی باشن که چشمم بهشون خورده ، میتونن از ترس های من سرچشمه گرفته باشن و… و من خودم این فرمول ها رو تکرار کردم یعنی بهشون فکر کردم و یا انجامشون دادم مثلا برای اولین بار وقتی تا ته غذامو خوردم و تشویق شدم این فرمول توی ذهنم شکل گرفت که تا ته خوردن غذا حتی اگه دلت از یه مقداری بیشتر نخواد = تشویق بزرگتر ها ، این فرمول توی ذهن من موندگار شده و چون من بچه بودم و عاشق این بودم که بزرگتر هام منو تایید کنن و این بهم احساس خوبی میداد ، من تکرارش کردم و تکرارش تبدیل شد به عادت رفتاری من و هر عادت تاثیر خودش رو توی روند زندگی من میزاره و عادت پرخوری تبدیل به چاقی در بدن من شد مثل هر عادت دیگه ای که تاثیر خودش رو داره مثلا عادت کتاب خوندنم روی تند خوانیم تاثیر گذاشت ، عادت شکرگزاری باعث شد بیشتر اتفاقای خوب برام بیوفتن و… پس نتیجه گیری من این شد:
ورود فرمول های ذهنی > تکرار فرمول های ذهنی > تشویق/ترشح هورمون شادی > به عادت تبدیل شدن فرمول های ذهنی > به جسمیت در اومدن فرمول های ذهنی در بدن و زندگی ما
و این فرمول ها با اهمیت دادن ما تغذیه میشن ، اگه در بستری قرار بگیریم که میزان اهمیتمون به اون فرمول ها کم بشه این باعث میشه که کم کم جای فرمولا با چیزی که ما در عوض بهش اهمیت میدیم، پر بشه مثل کسایی که یه زبان جدید یاد میگیرن و حتی توی ذهنشون وقتی دارن با خودشون صحبت میکنن با اون زبان جدید حرف میزنن و براشون عادی شده که با اون زبان جدید فکر کنن ، چاقی هم همینطوره و قراره لاغری جاشو بگیره و هر روز فرمول های مربوط به چاقی کم رنگ تر میشن و فراموش میشن اگه من هر روز در مسیر تناسب اندام قدم بردارم و فرمول های جدید رو جایگزین کنم.
من خیلی به رفتار آدمای متناسب اطرافم دقت میکنم و می بینم که همیشه چه رفتاری با غذا ها دارن؛
زهرا همیشه با آرامش غذا میخوره و یه تیکه از نون رو بر میداره ولی به اندازه من که چهار تیکه نون میخورم ، خوردنش طول میکشه و هیچ وقت مثل من با هیجان با غذاها رفتار میکنه اما من یه طوریم انگار که بعد از چندین روز گرسنگی به غذا رسیدم و هر لحظه قراره اون غذا ازم گرفته بشه و از خود غذا خیلی لذت نمیبرم و فقط میخوام بخورمش که احساس سیری و آرامش سیری سراغم بیاد.
سپهر به غذا اهمیت نمیده و مهم نیست براش که چی بخوره حتی وقتی میخواد بره فوتبال و کلی قراره بدوه و انرژی مصرف کنه اصلا به این فکر نمیکنه که قبلش چی بخوره و… اما من وقتی میخوام برم ورزش خیلی به این اهمیت میدادم که قبل و بعدش چی بخورم که موقع ورزش یا بعدش گرسنم نشه .
سپهر احساس گرسنگی رو میپذیره و براش مهم نیست اگه یکم گرسنه باشه ولی من متنفرم ازینکه گرسنه باشم و تا یکم گرسنه میشم غذا میخوام حتی اگه تازه غذا خورده باشم.
سارا از غذا ها نمیترسه و هر چقدر دلش بخواد غذا میخوره بعضی وقتا یه غذا رو بیشتر دوست داره و بدون توجه به مقدارش توی بشقابش میکشه و میخوره و خیلی هم آروم غذا میخوره ، هر غذایی رو نمیخوره و مزه غذا براش خیلی مهمه ، اما من هر چیزی که باشه حتی اگه مزشو دوست نداشته باشم ازش به مقدار زیاد میخورم و خیلی توی خوردن عجله دارم وهنوز لقمه قبلی تموم نشده لقمه بعدی رو میزارم توی دهنم و دوست دارم همیشه دهنم پر باشه ولی سارا صبر میکنه لقمه اش که تموم شد بعدی رو تازه میگیره و میخوره.
یاسمن آروم و با لذت ، شیرینی میخوره و تیکه تیکه میکنه خوراکیش رو و بعد میخوره و بعد هر تیکه با تیکه بعدی صبر میکنه و موقع صحبت کردن غذا رو ول میکنه اما من غذا برام از همه چیز بیشتر اولویت داره و هیچ موقع وقتی دارم غذا میخورم کار دیگه ای که غذا خوردنمو به تعویق بندازه انجام نمیدم و همه چیزو گاز میزنم و توی یه لحظه همه خوراکیم تموم میشه.
محدثه قلوپ قلوپ شیر کاکائو رو خورد ولی من با یه نفس ، تمام شیر کاکائومو تموم کردم و چیزی ازش باقی نگذاشتم.
برای یاسمن خیلی مهمه که غذا رو با هم بخوریم و حتی اگه گرسنه باشه صبر میکنه همه بیان و بعد غذا بخوریم اما من دلم میخواد همون لحظه که
گرسنم شد غذامو بخورم و نمیتونم صبر کنم.
…. … …
روش های لاغر شدن تا کنون استفاده کرده اید را شرح دهید.
من از رژیم دکتر “ک” استفاده کردم و شش ماه ادامش دادم حدود 2-3 کیلوگرم وزن کم کردم و 3-4 ماه هم نگهش داشتم اما این روش هیچ تاثیری بر فرمولی های ذهنی من نداشت ، با اینکه کنار برنامه غذایی یه سری کتاب درباره اراده و تغذیه سالم و… داشت و من همش رو خونده بودم اما باعث نشده بود که من توی فرمول ها ذهنیم تغییری پیدا بشه و من همچنان جلوی خودمو میگرفتم و کلی سختی کشیدم و اذیت شدم و همیشه باید مقدار کالری هامو حساب میکردم و یه ترازو هم همیشه دنبالم بود ؛ اما اینا باعث نشد من برای همیشه متناسب بشم و یا حتی به وزن ایده آلم برسم و در تمام مدت رژیم من حالم خوب نبود و لذتی نمیبردم و اصلا با مرور زمان برام راحت تر نمیشد و همیشه دنبال راهی بودم که رژیم رو بپیچونم.
من از روش روزه گرفتن هم برای لاغری اقدام کردم و یک ماه هم ادامش دادم ، 4-5 کیلو وزن کم کردم و 2-1 ماه نگهش داشتم اما همیشه عصبی و بی جون بودم و نمیتونستم به کارای روزمرم برسم و همش دلم میخواست بخوابم و انقدر سخت تر میشد هر روز که من دل درد های عصبی گرفته بودم همش حالت تهوع داشتم و آب بدنم انقدری کم شده بود که اصلا دستشویی نمیرفتم و مثانم مشکل پیدا کرد بعد از یه مدت و بعد از قطع کردن رژیم دوباره برگشتم به حالت عادی خودم ؛ این روش اصلا و به هیچ عنوان روی فرمول های ذهنی من و عادت های من تاثیری نداشت و چون نمیتونستم برای همیشه ادامش بدم و مطابق با فرمول های ذهنی من نبود چند وقت بعد از رها کردنش دوباره همون آدم قبل میشدم و انگار نه انگار که انقدر سختی کشیده بودم تا لاغر بشم دوباره پرخوری هام شروع میشد و نمیتونستم جلوی ولع بیش از اندازم رو بگیرم.
از رژیم 40 روزه باشگاه هم استفاده کردم و 1 کیلو کم کردم و تونستم فقط 20 روز از 40 روز رو انجام بدم و بعد از یه هفته رها کردن رژیمم برگشتم به حالت قبل با میل شدید به شیرینی و غذا ها و طوری پرخوری میکردم که نمیتونستم از جام بلند شم و راحت نفس بکشم . این رژیم کوچک ترین تاثیری روی فرمول های ذهنی من نداشت و باعث نشد که من مثل یه آدم متناسب رفتار کنم و اندامم مثل اونا بشه و هر روز که میگذشت سخت تر از روز قبل بود برام و هیچ لذتی از هیچ چیز نمی بردم ، همش عصبی بودم و حتی انقدری خودمو سرزنش میکردم که اگه طبق برنامه پیش نمیرفتم خودمو محکم نشگون میگرفتم و از خودم عصبانی بودم که چرا نمیتونم برنامه ای که بهم دادن رو درست انجام بدم.
….
ولی همین چند روز که دارم تمرینا رو انجام میدم اصلا دیگه اون میل شدید رو به غذاها ندارم و هیجانی باهاشون برخورد نمیکنم و از سه وعدم شاید یه وعدشو پرخوری کنم و این برای من عالیه همینکه آرامش دارم انگار که مهم نیست چی بشه من واقعا خوشحالم که اینجام و دارم روی مهم ترین اولویت زندگیم تمرکز میکنم و مراقبه لاغریم رو هر روز انجام میدم.
خدایا شکرت
ممنونم استاد
نشان های دریافت شده
سلام
جلسه قبل همه راههایی که برای لاغری استفاده کردیم رو نوشتیم تا توانایی خودمون در لاغر شدن اعتراف کنیم اما این جلسه، همون طور که می دانیم برای لاغری روشهای مختلفی وجود داره اما یکی از روش ها بهترین روش است مانند اینکه برای رفتن به یک شهر خاص راههای متفاوتی وجود داره اما یکی از راهها بهترین راه است برای لاغری با بهترین روش ابتدا باید دلایل چاقی رو شناسایی کنیم و بعد اونها را با مشاهدات خود در اطرافیان نقض کنیم و بعد از آن مسئولیت چاقی خودمون را بپذیریم و تعهد بدیم که خودمون هم مسئول لاغری خودمون هستیم که در جلسه قبل این کار رو انجام دادیم و باید مدام هم انجام بشه تا همه موانع شناسایی بشن
همون طور که برای چاقی از روش خاصی استفاده نکردیم و حتی نمیدونیم چطور و چه زمانی چاقی ما شروع شده ولی برای لاغری روشهای مختلفی را امتحان کردیم و بعد از رسیدن به نتیجه دلخواه یا نسبی اون روش رو رها کردیم و چون این روشها شیوه زندگی همیشگی ما نشده پس نتیجه ماندگاری هم نخواهد داشت و بعد از مدتی وزن از دست رفته برمی گردد اما ما هر بار خودمون رو سرزنش می کنیم که اراده نداریم و مشکل از ما بوده که وزنمون برگشته و بعد از مدتی دوباره میریم سراغ روش دیگه و همین داستان دوباره تکرار میشه حالا باید روی همه اون روشهای لاغری که خودمون و دیگران استفاده کردند و نتیجه همیشگی نبوده خط بکشیم و دیگر به گفته انشتین مثل آدم احمق نباشیم که یک کار رو بارها بارها انجام میده به امید کسب نتیجه ای متفاوت تر از قبل پس برای یک بار هم شده بیایم و از روش صحیح لاغر بشیم و این لاغری برای ما ماندگار باشه و اون روش باید مانند روش چاق شدنمون باشه یعنی نه از دارو نه ورزش نه رژیم و نه خیلی چیزهای دیگه خبری نباشه و مانند روش چاقی محصول افکار و رفتار ماست که مدام تکرار کردیم حالا با همون روش لاغری را تجربه کنیم ماچاق ها نمی تونیم به یک غذایی نه بگیم و حتی اگه سیر باشیم باز هم دوست داریم بخوریم ولی اگه به یک فرد لاغر دقت کنیم می بینم که اون غذاش رو میکشه و تا حدی میخوره که ملیش میکشه. اگر به حیوانات وحشی هم دقت کنیم می بینم که اون ها هم چاق نمیشن چون از شکارشون اون قدر که میلیون بکشه میخورن و شکار رو رها میکنن تا بقیه حیوانات استفاده کنند
همه روشهای قبلی لاغری چون ما رو در خوردن محدود می کنند باعث میشن تا حرص و ولع خوردن در ما بیشتر بشه به همین دلیل بعد از رها کردن اون روش چاقی ما سریع تر از قبل بر می گردد
از فرمول های ذهنی که بین خودم و یک فرد متناسب پیدا کردم مثلاً همسرم هر چقدر گشنه باشه اگه غذایی برای خوشمزه نباشه نمیخوره و میگه نمی تونن بخورم
یا برادرم وقتی سیر باشه هر جور شیرینی برایش ببری نمیخوره و میگه سیرم و پسرم که قورمه سبزی رو خیلی دوست داره ولی غذاش رو تا حدی میخوره که سیر بشه و بعد اون به غذا نگاه نمیکنه و به این فکر نمیکنه که چه بلایی سر بقیه غذا میاد میریزیم دور یا نگه میداریم
من از روشهایی که برای لاغری استفاده کردم گیاه خواری به مدت ده روز بود که سه کیلو لاغر شدم ولی بعد از یک هفته برگشت
یک بار به مدت یک ماه با ورزش ایروبیک پنج کیلو لاغر شدم ولی بعد دو ماه برگشت
و آخرین بار با کالری شماری و ورزش ده کیلو کم کردم ولی بعد از یک سال پانزده کیلو اضافه کردم
بنام خالق زیبایها
سلام و ورود خداوند بر استاد عزیزم وتمام دوستان هم سفر در این مسیر زیبا
من برای رفع اضافه وزنم یک رژیم گرفتم که شیرینی و قند وچربی و برنج و ماکارونی نباید میخوردم وخیلی چیزای دیگه در حد کم باید میخوردم ومن در اواسط رژیم دچار افت قند شدم وهر روز قندم می افتاد وحالم بد میشد وهیچ نتیجه ای هم نگرفتم که پایدار باشه کمی لاغر شدم ولی بدنم به شدت دچار ضعف شد ویک بارهم با فعالیت شدید بدنی خودمو امتحان کردم وحدود دو ماه هر روز شدید کار میکردم ووزن زیادی کم کردم ولی به محض استراحت و تموم شدن فعالیتم در عرض دو هفته اضافه وزنم برگشت و ماه رمضان من به شدت لاغر میشوم ولی یک هفته بعد رمضان دوباره همون آش و همون کاسه ،یکی از آشناهامون خیلی چاق بود رفت عمل کرد وچربیاشو در آورد و متاسفانه نه تنها لاغر نشد بلکه اضافه وزن شدید گرفت بعد عمل به طوری که دیگه نمی تونست راه بره ،من چون اضافه وزنم در حد ده دوازده کیلو هست زیاد دنبال راه و روشهای آنچنانی نبودم ولی دو چیز را امتحان کردم یکی فعالیت وورزش و دوم کم خوری که هر دو جواب پایدار نداد چون افکارم اشتباه بودن ،خواهرم و دوتا دخترش ۴ وعده غذا میخورن اندامی متناسب دارن ولی من سه وعده را هم به زور وخیلی کم میخورم و بیشتر سعی میکنم گیاه خواری بکنم ودر طول غذا خوردن چند ین بار بچه هام به بهانه های مختلف بلندم میکنند ولی همچنان اضافه وزن دارم فرق من با خواهرم اینه که اون با خیال راحت غذاشو میخوره ولی من همش میترسمکه چاق بشم وفکر میکنم که اگه در حین غذا خوردن بلند شم و راه برم و درباره بشینیم کمتر چاق میشم که اشتباه فکر میکردم ومن باقی مانده غذا رو میگم حیفه دور ریخته بشه پس سعی میکنم بخورمش با اینکه سیرم و من همین جا اعتراف میکنم که خودم مقصر چاقی هستم و باید افکارم را درست کنم تا بدنم هم لاغر بشه وبه تناسب اندام برسم و عوامل بیرونی هیچ تاثیری بر اضافه وزنم نداره ،امیدارم خداوند که از روز اول بدنی سالم وبدون نقص را تحویلم داده بتونم دوباره سالم وخوش اندام کنم واز این نعمت بزرگ استفاده ولذت ببرم ،خدایا شکرت بابت استاد عزیزم که دستی از دستان توست برای هدایت من وامثال من
نشان های دریافت شده
به نام شاه پرازعشق هستی عاشقانه عاشقتم که هستی ومراشاهانه وبه زیبایی آفریدی. روشهایی که من برای رهایی ازچاقی انجام دادم.1. رژیم غذایی کم کالری به مدت یکماه گرفتم 10کیلوکم کردم اماعرض2ماه به وزن اول برگشتم 2.رفتم باشگاه درمدت 2ماه11 کیلو کم کردم یک مسئله ای پیش آمد به مدت دوهفته نتوانستم برم باشگاه درهمین مدت وزنم برگشت وتازه اضافه ترم شدومن به وزن105 کیلوگرم رسیدم 3.ازطریق مجله خانواده بایک روش تضمینی درعرض یکسال40 کیلوگرم وزن کم کردم وبه وزن 65 کیلو گرم رسیدم وخیلی ازلاغریم لذت می بردم ومن برای اولین بارلاغری رولمس کردم وبه مدت 9 سال درآن وزن باقی ماندم ولی دوباره یواش یواش چاق شدم4. شنیدم قرص لاغری آمده رفتم دکترنمی دونید وقتی نسخه روداد دستم انگار سند لاغریموگرفتم سریع ازداروخانه قرص هارا تهیه کردم وشروع کردم به خوردن ماه اول6کیلوکم کردم لی بعدازاتمام قرص ها وزنم برگشت5.دکترتغذیه رفتم وبابرنامه غذایی درعرض 2ماه12 کیلو کم کردم امابعداز3ماه وزنم برگشت6. تبلیغ لاغری باقهوه سبزرو دیدم سریع از عطاری تهیه کردم وطبق دستوراستفاده کردم به مدت 2ماه اصلاًاثری درمن نداشت7. توی ماهواره تبلیغ صندلی دراز ونشست رودیدم فوری آن راتهیه کردم وشروع کردم به ورزش کردن باآن بعدازیک هفته کمردردشدیدی گرفتم وآن راکنارگذاشتم8. رژیم بدون قندوچربی گرفتم عرض یک ماه فقط2کیلو کم کردم9.روزی 2ساعت راهپیمایی میکردم ودرکنارش رژیم میوه گرفتم ولی چاقترشدم وبه وزن99 کیلوگرم رسیدم. دیگه بریده بودم و بطور واضح دهن کجی چاقی روحس میکردم که به لطف خالق مهربانم هدایت شدم به سایت تناسب فکری دوره100 گام روانتخاب وباذوق وامیدشروع کردم به انجام تمرینات وبعدازاتمام دوره یعنی100روزمن 9 کیلو وزن کم کردم بدون رژیم بدون ورزش وفعالیت خیلی خوشحالم وبه این باورقلبی رسیدم که فقط وفقط ازمسیرلاغری باذهن به رویای لاغری دائمی میرسم چون راحت ولذت بخش وبدون بازگشته. باتشکرازاستادمهربانم مشتاقانه ادامه میدهم.
سلام و درود
خوشحالم احساس بهتری داری😊 و با اشتیاق مسیر تغییر کردن رو ادامه میدی
برای زیباتر شدن نوشته ها سعی کنید از پاراگراف بندی استفاده کنید.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
سلام به زیبای تماشایی وجودم. الهی عاشقانه سپاسگزارم که لحظه به لحظه به زیبایی درمن جاری می شوی وتمام ذرات هستی رابه سمت لاغرشدن من به حرکت درآوردی. یکی ازآگاهی هایی که من دراین گام بدست آوردم اینه که من تمام مدت عمرم بافکرم غذاخوردم وکلاً بافکرچاقم زندگی کردم برای همین فرمولهای چاقی روناخواسته درمغزم بوجودآوردم وتا این فرمولا عوض نشه وفرمان های مغزی من برنگرده به تنظیمات کارخانه من لاغر نمی شوم یک فردمتناسب تفاوتش بامن که چاقم اینه که باجسمش غذا میخوره نه بافکرش یعنی هروقت معده اش به قاروقور می افته وانرژی طلب میکنه غذامی خوره وهروقت هم علامت سیری روازجسمش دریافت می کنه دیگه حتی اگه یه لقمه هم مونده نمی خوره واینکه درحین خوردن غذاهیچ حس چاق شدن به غذاش نمیده فقط می دونه که گرسنه است وبه اندازه رفع گرسنگی اش غذا میخوره ولی یک فرد چاق اصلاًبه جسمش کاری نداره که سیره گرسنه است فکرش بهش میگه بخوراونم میخوره حالابه هردلیلی که فکرش بهش میگه میخوره چون فرمول چاقی هیچوقت پیام سیری نمی ده اون همش میگه بخوربخور چون ذات فرمولیش اینجوریه امایک فرد متناسب چون باجسمش میخوره خیلی سریع پیام سیری رودریافت میکنه یک فردچاق میخوره ولی باترس که نکنه چاقتربشم امافردمتناسب ترسی ازخوردن نداره وتنهاحس اون به غذا رفع گرسنگی ونیازبدنشه ولی ماقبل ازاینکه غذاروبخوریم فکری که راجب اون داریم رومی خوریم واون فکرغذاروبه شکل خودش درمیاره مثلاًمیگیم نکنه این غذا منو چاق کنه؟ اون غذابارنگ وچاشنی چاقی وارد بدن مامیشه ووقتی تمام مراحل دربدن ما طی کردانرژی رابه شکل چاقی به بدن مامنتقل می کنه وجسم ما به شکل انرژی دریافت شده میشه یعنی چاق میشه ولی یک فرد متناسب درموقع غذا خوردن فکر وحسی به غذاش نمیده درنتیجه فقط به اندازه تامین انرژی بدنش غذا میخوره وخیلی راحت پیام سیری رودریافت میکنه چون بدنش فقط درحدرفع نیازش غذارو قبول میکنه. فرق بین انسان باسایر موجودات اینه که انسان ذهن داره ولی سایرجانداران ذهن ندارند آنها غریزه دارندبرای همین چاق نمیشوندحالاشایدبعضی ها بگن کاش ماهم ذهن نداشتیم ولاغرمی موندیم! خداوندقدرت خلق کنندگی رودرذهن ماگذاشته تاماهم بتونیم مثل خودش خلق کننده باشیم ولی مابه جای خلق چیزای زیبا ومفید ضایعه مضری مثل چاقی روخلق میکنیم درسته ازدیگران باورشو گرفتیم ولی درنهایت ما خودمون چاقی روپذیرفتیم برای همین استادعزیزمون میگویندبایدمسئولیت چاقی خودتوقبول کنی چون درنهایت پذیرنده چاقی توبودی چاقی که به زور وارد تو نشده تواجازه حضوردروجودتوبه چاقی دادی پس وقتی مسئولیت چاقی ات رابه عهده میگیری تمامه اختیارچاقی می افته دست خودت وبراحتی میتونی اونودرفکرت خنثی وبی اثرکنی وفکرزیبای تناسب اندام راجایگزین آن کنی. پس ادامه دهید واستمرارداشته باشیدبراحتی لاغری شوید.
نشان های دریافت شده
به نام عشقی که جانم ازاوست. سلام ودرودبه استادآگاه وگرانقدرم وعاشقان لاغری با ذهن. به نظرمن این دوره بااینکه کوتاهه ولی خیلی پرمغزو سنگینه ونیازهست که تمرینات هرجلسه بادقت ووقت بیشتری انجام بشه چون من حس میکنم ازاین جابه بعدغلظت آگاهی هابیشترمیشه وبا یه بار دیدن وگوش دادن وخواندن ونوشتن مغزم نمی تونه اونوهضم کنه وبه باورتبدیل کنه برای همین فکرمی کنم لازمه که سرعت حرکتموآرامترکنم تابتوانم قدم هایم رامحکم تروآگاهانه تربردارم چون هرجلسه به اندازه10جلسه مطلب مهم ومفید داره ومن هدفم اینه که بتونم شکارچی اینآگاهی هاباشم. استادواقعادست مریزادچه دوره شگفت انگیزی روخلق کردید کم وجمع وپرمحتواوپرازآگاهی که هرخطش خودش یه دوره است این دوره یک شگفتی بی نظیره یک معجون کامله برای لاغرشدن شکرخالقی که اکسیری چون شمارو خلق کردکه چراغ روشن عاشقان لاغری باشید به نظرمن هرقسمت نیاز به نوشتن چند دیدگاه داره چون پراز آگاهی وفرمول لاغریه ومن مطمئنم بااین آگاهی های نابی که بدست می آورم لاغرشدنم حتمیه هرکدام ازاین آگاهی هامنوبه یک خلسه خاصی می بره که باعث میشه من تازه به عمق فاجعه پی ببرم که باخودم وباجسمم چه کردم. استادعاشق اینسخاوت بیمثالتون هستم که اینطور عاشقانه آگاهی هایتان رادراختیارماقرارمیدهید ومن بهپاس این زحماتتون برای هرگام این دوره وقت میذارم وفکرمی کنم ومی نویسم تکرارمیکنم وتمرینات عملی رو انجام می دهم تاحسابی به مغزم بشینه چون فهمیدن ودرک کردن ازدونستن مهم تره پس هرچه قدرروی این آگاهی هابیشترتامل کنم وبهتردرکش کنم زودتر راحت ترنتیجه می گیرم درسته که سرعت حرکتم کم میشه ولی چونبادرک درست این آگاهی هارادریافت می کنم سرعت رسیدن به خواسته ام بیشترمیشه. واقعااین ایده نوشتن درسایت بامن چه کردمثل یک معجزه داره روی افکار وباورهای من اثرمی زاره ومنم مثل استادعزیزم خوشحالم که ایده ای که به من داده شد رو عملی کردم والان باپاسخ گرفتن ازاقدامم واقعا دارم حالشومی برم وصدچندان مطالب روبهتردرک می کنم واگه حتی یه خطش اشتیاق من ودوستان هم مسیرم برای ادامه دادن بیشترکنه من مزدمو ازاین حرکتم گرفتم. به عزیزان هم مسیرم پیشنهاد میکنم حتمادیدگاهشون رو درسایت ثبت کنند نمی دونیدچه آگاهی رودروجودتون پرورش میدهیدشنیدن کی بود مانند نوشتن.. من ایمان دارم که همه مون باراهنمایی های پرازآگاهی استاد روشن ضمیرمون براحتی به مقصدلاغری میرسیم پس پرقدرت و مشتاقانه ادامه میدهیم.
راه درست همیشه درسته،تو راه درست حتما عده ای به مقصد میرسن.راه غلط همیشه غلطه و هیچ کس تو راه غلط به مقصد نمیرسه.
مقصد کجاست؟مقصد رسیدن به تناسب جسمیه.ناخوداگاه و ماندگار.
همه ی ما براحتی و بدون هیچ تلاشی بطور ناخود اگاه چاق شدیم و چاقی در ما ماندگار شد.هدف ما اینه روشی پیدا کنیم که براحتی و ماندگار لاغر بشیم.
ماهمگی یک راه رو رفتیم وچاق شدیم،اما صد راه رفتیم و لاغر نشدیم و جالبتر از اون بعد این همه شکست متوالی هنوز دنبال راه جدید هستیم.این قسمت زیباست و ثابت میکنه جسم ماتمایل شدید به تناسب اندام داره.اشتیاق جسم و البته خود ما برای تناسب اندام اینو میگه که گوشه ای از وجودمون یقین داره که ما میتونیم به تناسب برسیم و همگی ما دنبال همون کلید هستیم.
موضوع مهم دیگه :ازموده را ازمودن خطاست.یا بهتره بگیم حماقته.
به تمام راههایی که در این مدت برای رسیدن به هدفم استفاده کردم فکر میکنم کمربند لاغری،کمربند شن،ار اف،رژیم،ورزش،ژل،ماساژ،سونا،باشگاه،رژیم،رژیم،رژیم،بالون معده،بوتاکس معده،جراحی معده همگی اینا جسم مارو هدف گرفتن و موفق نشدن.غافل از اینکه سرچشمه ی تمامی این مشکلات باورهای ما بود.
باور ما این بود که من استعداد چاقی دارم ،بنابراین ذهن ما جسم مارو شبیه باورمون میکنه.
باورمون این بود که حتی اب مارو چاق میکنه،بنابراین ذهن ما مارو شبیه باورمون کرد…باورمون این بود ما ژنتیکی چاقیم،باورمون این بود حتی یه لقمه غذا منو چاق میکنه،باورمون این بود برنج و کره وخامه مارو وحشتناک چاق میکنه،باورمون این بود من در مقابل شیرینی قدرت ندارم همینکه ببینم باید بخورم،باورمون این بود بعد بلوغ چاق میشیم،بعد ازدواج چاق میشیم،بعدزایمان چاق میشیم،استرس ماروچاق میکنه وووهمه ی این باورها با قدرت ذهنمون جسممون رو شبیه باورمون میکنه و تمام.این هیکل دستپخت خودمونه.با قدرت بیکران ذهنمون.
پس ما ذهن قدرتمندی داریم.ازطریق ذهن به همین اسونی وسرعت چاق شدیم پس از همین راه برمیگردیم وباهمین قدرت بی نهایت ذهنمون لاغر میشیم.وتمااااااام.
در این راستا هرچقدر که ذهن و نحوه ی کارکردش رو بشناسیم بهتر میتونیم ازش استفاده کنیم.
دیدن،شنیدن،پاسخ گرفتن از محیط،کسب اگاهی ها از هرطریق ذهن رو برنامه ریزی میکنه.این برنامه ریزی دستورات اجرا رو صادر میکنه.تکرار این روند باعث تکرار بیشتر عمل مورد بحث میشه و درنهایت یک عادت رفتاری در ما ظهور میکنه که این عادت درمسیر زمان در زندگی ما منشا اثر میشه.
بعبارتی باورها عادتها رو میسازن و عادتهازندگی و شخصیت کنونی مارا.
تو مسیر لاغری ذهنی قراره اگاهیهایی کسب کنیم که از زندان باورچاقی رها بشیم وباورهای درست رو جایگزین کنیم این اتفاق که افتاد ریزریز بدنمون میره رو لاغری ناخوداگاه.برای استاد این دوره۱۵ ماه طول کشیده.به میزان باوری که به این راه داریم تحت تاثیر این روش قرار میگیریم.باید برسیم به این نقطه ویقین کنیم که هیچ روش که تا به حال ما و دیگران انجام دادیم روش ماندگار و راحت لاغری نبوده.باید متقاعد بشیم .این یه قدم از همراه کردن ذهنه.باید یقین داشته باشیم که هیچ روشی که جسم رو نشانه بگیره کمکی به ما نمیکنه.جسم اکنون ما فرایندباور ذهنی تا الان ماست.جایی که باید تغییر کنه باور نشسته در ذهن ماست.
به نام خدای مهربان
سلام به همه عزیزان
فرمولهای ذهنی آگاهیها افکاری هستند که ما باور کردهایم. با نمونه دیدن بیشتر و بیشتر، یک فکر برای ما باور پذیر میشه، بعد که باور کردیم برامون طبیعی میشه. برامون طبیعی میشه که اوکی اینکه طبیعیه، پس خیلی طبیعیه که منم اینجور بشم. بعد تبدیل میشه به فرمول، مغز هم بر اساس فرمولهای ذهنی که ما بهش دادیم واکنش میده و به ما دستور میده.
مثل باور بارداری که باعث چاقی میشه. نمونهاش هم بسیار زیاده. و یک فرد با دیدن بارها و بارها افرادی که در زمان بارداری چاق شدن و هیچوقت لاغر نشدن باور میکنه که این طبیعیه آدم زمان بارداریش چاق بشه. بعد وقتی اون فرد باردار میشه این فرمول استارت میخوره و فرد چاق میشه.
دیشب یک خانم باردار و دخترش و باهم دیدم که هردو نفر لاغر بودن. هم دخترش لاغر بود و هم خودش. این خانم دستهاش، پاهاش و صورتش همه لاغر بودن، فقط شکمش بزرگ بود.
مثال دیگه اینکه افراد چاق باور دارن بستنی آدم و چاق میکنه. این یک فرموله. حالا از کجا میفهمیم که این یک فرموله؟ از اینجا که وقتی با بستنی مواجه میشیم این فکر به ذهنمون میاد که بستنی چاق میکنه. حالا هم بستنی و میخوریم، هم فکرش مارو اذیت میکنه که آرههه حالا که بستنی خوردی چاق میشی. اما یک فرد متناسب وقتی بستنی میخوره هیچ فکری در رابطه با چاقی در ذهنش نیست. بلکه فقط از بستنیش لذت میبره و تموم میشه، هیچ عذاب وجدان و ناراحتی از خوردن بستنی نداره. درواقع در ذهنش بستنی مساوی با چاقی نیست.
من خودم بلوغ و بعد بلوغ و دلیل چاقی میدونستم. و خب بعد اون هم چاق شدم به خاطر این باور چون فرمولش استارت خورد و عمل کرد. اما کاملا اشتباه میکردم. چون این همه افراد در جهان بعد بلوغ همچنان متناسب موندن. اونا هیچ فرمولی در ذهنشون نداشتن که بلوغ باعث چاقی میشه. اصلا هیچ فکری در این رابطه نداشتن.
من با رژیم کم خوردن و اما از همه چیز خوردن، و ورزش کردن هرروزه و اکثرا سرپا بودن. در مدت ۶ ماه، ۱۸ کیلو کم کردم. این مقدار وزن به محض رها کردن کم خوری خیلی سریع دوباره برگشت. یادم نمیاد چه مدت ثابت موند. اما این روش نتیجههای بد خیلی زیادی برام داشت. بشدت به مواد غذایی حریص شدم. منی که اصلا از شکلات و کیک و بستنی و چیزای شیرین خوشم نمیومد و به زور میخوردم، شدم دیوانه چیزهای شیرین. کلی باورهای اشتباه دیگه در رابطه با چاقی در ذهنم شکل گرفت. صدمات روحی و جسمی زیادی به همراه داشت. افسرده شدم.
تا چند سال بعد همینطور رژیم کم خوردن و ادامه دادم و هی کم میکردم و دوباره برمیگشت. هی ورزش میکردم ولی تاثیری نداشت.
دو سال پیش با ورزش شدید و کم خوردن ۲ کیلو کم کردم اما اونم خیلی سریع دوباره برگشت.
یک سال پیش با کم خوردن ۵ کیلو کم کردم، اما به محض رها کردن، دوباره به وزن قبلی برگشتم.
پس نتیجه میگیرم که این روشها هیچ تاثیری روی تغییر فرمولهای ذهنی من نداشتند چون با عذاب کشیدن و گشنگی مداوم و فعالیت سخت بدنی فقط بیصبر و کلافه و ناراحت شده بودم. تمام این روشها بیفایده بودن چون به محض رها کردن همهی مقدار وزنی که کم کرده بودم برمیگشت و اتفاقا بدتر هم میشد. و هر بار باعث عذاب بیشتر و کلافگی بیشتر در من میشد.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
متن ۸ ( ناشنوایان )
میگی بابا بخور،غذاتو بخور، میگه نمی تونم…
… از گلوم پایین نمی ره، تعجب می کنی! یعنی چی نمی تونم؟ اون وقت من تعجبم میشد؛ مثلا رفته بودیم مهمونی، غذا رو خورده بودیم، کیک آورده بودن، من می خوردم، میگفتم فلانی چرا؟ کیکتو بخور، خیلی حال میده، می گفت نمی تونم بخورم.می گفتم: یعنی چی نمی تونم بخورم؟ خب بزار دهنت بخور، می گفت: به خدا نمی تونم بخورم، نمی ره پایین ؛ اصلا من نمی دونستم یعنی چی ، اصلا، اصلا خنده م می گرفت . می گفتم خب بده به من، تو اصلا نمی خواد بخوری؛ بهتر اصلا بده من بخورم. ببین چرا اونا نمی تونن بخورن؟مث اینه من بخوام، من چاق بگم من می خوام ضربان قلبمو دستی ببرم بالا، خب نمی تونم، اونم نمی تونه، فرد لاغرم نمی تونه. حالا فرد لاغر خوردنش هم اتوماتیکه، چون فرمول های مغزی شو درباره ی خوردن تغییر نداده، این جزء غریزه شه.ببینید. ما وحیوانات خیلی وجه های مشترکی داریم غریزه رو داریم. ببینید حیوانات هیچ وقت چاق نمیشن، حیوانی که در جنگل زندگی می کنه، ها، نه مثلا گربه ای که تو خیابون شما می بینید، چرا چاق شده؟ این تو محیط انسانی بزرگ شده، اینم دست کاری شده فرمول های مغزیش، که پر خور شده ولی حیوانات وحشی؛ حیواناتی که در جنگل هستن، هيچ وقتی چاق نمیشن. شما یک مثلا ببر چاق نمی بینید که مثلا بگن بابا این ببره از چاقی نمی تونه بدوه یا مثلا یک آهوی چاق نمی بینی، يا مثلا یک عقاب چاق نمی بینی که نتونه پرواز کنه.، یک آهوی افسرده نمی بینی، یک شیر مثلا نمی دونم بیمار، مثلا خشمگین نمی بینی. یه اصلا خاصیت های انسانی رو ندارن. چیزهایی رو که در ذهن ما به وجود میاد، اونا ندارن، چون ذهن ندارن، اونا قدرت ذهنو ندارن، غریزه س، فرد لاغر ؛ فردی که از اول تا آخر عمرش لاغره، غریزه ش اینجوریه، دست کاریش نکرده، اون همیشه لاغره؛ اصلا نگرشش با ما نسبت به مواد غذایی فرق می کنه؛ فردی که چاق شده؛ ما فرمول هامون دستکاری شده؛ توسط والدین، اطرافیان، رسانهها، فرهنگ، هر چیزی؛ حالا اینا رو تو دوره ی لاغری با ذهن خیلی گسترده درباره ش صحبت می کنیم و تمرین داره برطرف کردن اینها، ولی تا اینجا اینقد بدونید که فرمول هات دستکاری شده. اگر شما الان نمی تونی لاغر بشی و از هیچ روشی لاغر نشدی، به خاطر اینه که هر روشی رو استفاده کردی فرمولاتو عوض نکرده، فقط شما رو در محدودیت قرار داده و تازه محدودیت شما رو حریص کرده، جنگ روانی به وجود آورده. وقتی مغزت دستور خوردن میده شما نمی خوای بخوری، چون در برنامه ی غذاییت نوشته تو ۵ قاشق باید بخوری ولی مغزت میگه بابا ۲۰ قاشق باید بخوری، وقتی تو نخوری، یه روز می تونی، ۲روز می تونی؛ چرا یواش یواش هی عصبی میشی؟ چرا اعصابت خراب میشه؟ چرا پرخاشگر می شی؟ چرا همه ی حالت هایی که همه مون تجربه کردیم در رژیم های بلند مدتمون؟به خاطر اینه که تو داری با مغزت می خوای مبارزه کنی، اون دستور میده بخور، تو میگی نمی خورم، مگه می تونی از پس مغزت بر بیای؟ کسی نمی تونه. مگه تو می تونی جلوی فرمول مغزیتو بگیری که مثلا تنفست رو تغییر بدی؟ نمی تونی، اينا اتوماتیکه، وقتی تو دستی میای فرمول رو عوض کردی، فرمول های چاقی رو جایگزین فرمول های صحيح متناسب بودن کردی؛ دیگه نمی تونی جلوشو بگیری با نخوردن، با ورزش کردن ، من میرم میدوم، بدوم، بدوم که لاغر بشم، نمی شه. دویدن، ورزش کردن، وزنه زدن، فرمول ها رو عوض نمی کنه؛ برای یه مدتی تو خودتو تحت فشار میزاری و خب نتایجی هم می گیری؛ اما چون فرمول ها عوض نشده، هیچ وقت نتایجت ماندگار نیست .یک فرد لاغر فرمول های ذهنیش دست نخورده س، درسته، به خاطر اینه که هیچ وقت نتایجش ماندگارنیست . ،