0

نقطه شروع تغییر (گام ۳)

شروع تغییر
اندازه متن

هدفی مقدس‌تر از تغییر کردن در زندگی وجود ندارد و انسان‌هایی که در مدت حیات خود به دنبال شروع تغییر در زتدگی خود هستند، تاثیری ماندگار در زندگی خود و جهان اطرافشان ایجاد کرده اند.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 55 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.56 از 84 رای

https://tanasobefekri.net/?p=32354

55 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

55 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صفورا عزیزی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۸ ۲۱:۰۲
      مدت عضویت: 968 روز
      امتیاز کاربر: 10400 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 174 کلمه

      بنام خداوند زیبا وعزیزم،

      سلام خدمت استاد وتمام اعضای سایت خودمون،

      این فایل نقطه شروع  تغییر ،

      نشانه امروز من بود ،وچه جالب وبه موقع چون تصمیم گرفتم بیشتر روی باورهای خودم کار کنم و معجزات کوچک و بزرگ برایم رقم خورد ،خدا بصورت ویژه مسیر رسیدن به آرزوها و تغییر کردن را برایم روشن نموده ، وخیلی خوش حال هستم شکر میکنم ،که قبل از مرگم بااین آگاهی ها آشنا شدم و امیدوارم در مسیر توحید وخود شناسی وخدا شناسی قدم بردارم،

      پله فرموده استاد لذت ببرم ،وقتی از دنیا رفتم شاد بروم ،در بهشت به جاودانگی همراه رضایت برسم و این نعمت آگاهی و هدایت را شاکرانه شکر میگویم ،خدای عزیزم منو ببخش که یک عمر فکر می کردم ،همیشه خطا وکوتاهی هایم را بخاطر داری،مرا تنبیه می‌کنی در صورتیکه خدایم همیشه آماده بود تا من به آغوش پر مهرش برگردم ،وحال و احوال دلم خوب باشه ودرمسیر صراط مستقیم حرکت کنم ،واز غم وترس دوری کنم ،خدایا شکرت،خدایا شکرت ،خدایا شکرت سپاسگزارم از همه کسانی که کامنت بنده را مطالعه فرمودن،وخدا قوت به استاد عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۵/۰۳ ۱۰:۵۲
      مدت عضویت: 1291 روز
      امتیاز کاربر: 13085 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 348 کلمه

      سلام استاد 

      چقدر خوشحالم که توانستم گام 12 از تغییر زندگی را گوش بدهم و چقدر به جا بود این فایل 

      استاد وقتی شما گفتید که دیشب یک سری افکار منفی درذهنتان بوده و وقتی صبح بیدار شدید دوباره این افکار کارشان را از نوشروع کردند و شما با بی اعتنایی به افکار منفی رفتید دوتا نان داغ گرفتید که درمنزل مادرتان صبحانه عالی میل کنید و به قولی بیخیال از کنار افکار منفی گذشتید و به آن افکار نچسبیدید و الان احساس خوب دارید خیلی موضوع عالی بود که وقتی از خواب بیدار میشوم و افکار منفی دارم سریع از کنار آنها بگذرم و باید اولین افکار که صبح در ذهنمان مروز میشود را خودمان تغییر بدهیم و هرروز با دیروز فرق دارد و تغییر را خودمان آغاز کنیم و اصلا به گذشته فکر نکنیم و به خداوند ایمان داشته باشیم و ایمان داشته باشیم خداوند شرایط آینده را برای ما به بهترین نحو تغییر خواهد داد.

      و بدانیم امروز یک روزجدیده و ربطی به گذشته و رفتار ما درگذشته نداره و خودمان قهرمان زندگی خودمان هستیم و میتوانیم بهترین زندگی را برای خودمان خلق کنیم . به این فکر کنیم که من خداراشکر مستاجر نیستم – بهترین ماشین را دارم – بهترین همسر و فرزندان سالم و صالح دارم – هرکجا که خودم اراده کرده باشم با خانواده رفتم – کارمند هستم – پس انداز دارم -و……

      من از الان تصمیم گرفتم تغییر کنم و هر موقع فکر منفی به سراغ من امد تصمیم بگیرم آن را رها کنم و افکار منفی را مثل کوله باری سنگین با خودم حمل نکنم 

      یک جا خواندم اغلب مردم تعریف و تمجیدها را ظرف چند ثانیه فراموش میکنند ،اما یک اهانت و توهین را سال ها به خاطر میسپارند و آن ها مانند آشغال جمع کن هایی هستند که هنوز توهینی که 20سال پیش به آنها شده با خود حمل میکنند و بوی ناخوشایند این زیاله ها آنها را آزار میدهد پس برای شاد بودن باید بر افکار شاد تمرکز کنید و باید ذهن خود را از زباله هایی مثل خشم – نفرت – حسرت -کینه -تلافی کردن- ترس از آینده  و… پاک کنید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۳/۱۷ ۱۷:۳۰
      مدت عضویت: 1373 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 628 کلمه

      سلام برخدایی که من رو افرید ومنورو هدایت وحمایت کرد 

      سلام‌براستاد 

      حالا که دارم خودم برای زندگی اینده اماده مبکنم باره به خودم مبگم چرا حالا؟

      چرا همون سال اول که استاد کاروش شروعکرد تواین شرایط قرارنگرفتم جرا ؟‌

      امروزبا خودم به شکل کامل جواب میدم ایا تو همون سال ازخدا ابن درخواست داشتی که خداهم به خوابت ببده 

      اون سالهای توازخدا چی میخواستی که خدا بهت داد یادت هست یافراموش کردی 

      با فکرکردن یادامداون سالهای من ازخدا رفع مشکل دخترم میخواستم وداشتن بچه سالم بود 

      احمدالله که خدا این محبت به من گرد ویی نوه شیطون بلا بهم من هدیه داد که وفتی روزاول توبیمارستان دیدمش ازخوشخالی زیاد بقدری اشک‌ریختم که این اشک برای هرمادری ارزو دارم که بهش برسه چون اشک خوشحالی بود 

      بعد چی خواستم ایا اون زمان من لاغری با ذهن خواستم که خدا قسمت نکرد من دنبال یی رژیم‌نازه بودم چون اون میخواستم به شکلهای مختلف درمدلهای جدید قسمت کرد 

      با هرکدوم هم کلی به جسمم اسیب رسید من درحقیقت ازخدا درخواست اسیب بیشتر کردم‌ولی سال گذشته یی راهی خواستم که نجاتم بده یی روشی که کل مشکلم حل کنه خوب چون برای همه مشکلاتم خواستم شاید ازدیدمن فقط چاقی مشکل بود ولی دربودن تواین مسیر فهمیدم مشکلات دیگه هم همراه بودکه من به اونها توجه کامل نداشتم بقدری چاقی توذهن قویی جا خوش کرده بود که بقیه مشکلات رو نه میدیدم‌نه متو جه بودنش بودم حالا گه دارم اون اصل مشکل برطرف میکنم با برطرف کردن اون راهی هم برای برطرف کردن مسکلاتی که درسایه چاقی پنهان شده بود خودش بیرون کشیده ومن متوجه میشم که این مشکل داشتم ولی قبول نداستم که مشکل هست دیگران را دربودنش مسئول میدوستم وفتی من مسیولیت چاقی خودم‌پذیرفتم‌درحقیقت اون مشکل من باعث بودم وحالا با نمایان شدن سعی دربر طرف کردنش هستم امروزبه خودم میگم تومسیر کلی مانع برای لاغری رو بایدبرطرف کنم چون هم زمان مشکلات دیگه نیزمیتوانم‌برطرف کنم ازجمله مشکل پادردم‌ چون اینهامثل  رنخیر به هم وصل هستن ازهم جدا نیستن که بخوام جدا جدا برطرفش کنم با برطرف کردن یگی اون یگی دیگه هم شروع به برطرف کردن میشه

      من ازخدا چی خواستم با نگاه کردن به افرادی که راه میرفتن وحسرت کشیدن بارها از خداخواستم که به من کمک کنه که این مشکل برطرف کنم بتوانم ازلذت راه رفتن کیف کنم 

      اون حسزرت اخرش من به بدترشدن وضعیت کشید ودرخواستم با اون حسرت درحقیت بدترشدن بودنه بهترشدن وحالا اون وضعیت دارمش پس مشکل رفتارمن بود نه کمک خداوند چیزی رو خواستم  به من داده شد

      چطور من ازخدا توه سالم چشم کف پاش خواستم خدا هم دادپس این من خواستم جاقی من خواستم اگه به ظاهر درخواست رفع اون داشتم ولی یی زمانی وفتی داشتم یاد میگرفتم نمیدونم چه زمان این مدل درخواست داشتم که حالا درکیرش شدم پس برای تغییر اول شجاعن داشته باشم که قبول کنم خودم خواستم حالا میخوام که برطرفش کنم پس با بودن وتمرکز کردن مرور نکردن افارمنفی که هیج کمک به من نمیکنه افار خوب رو مرور در چندجهت درنی خودم‌کارکنم توبخش افکارم توبخش حرف زدنم توبخش عمل کردم خوب اینها رو تاحدوی دارم کارمیکنم‌ولی به نظرم‌کافی نیست بلید صبح که ازخواب بیدارمیشم  دفت داشته باشم تا هنگامی که چشم رو میبندم تا خواب شب کنم پس من دا م تغییر رو به خودم‌کم کم هدیه میدم چون به این شکل درستر هست با وحود ۵۷ سال تکرار کردن انجام دا ن من اگه تا اینجا هم موفق بودم ازلطف خدایی بزرک هست برای برطرف کردن اینه همه اگاهی اشتباه یی زمان حدود ۵۷سال نیاز هست من این سالهارو به ماه تبدیل کردم شده ۵۷ ماه میشه حدود ۴تا ۵ سال زمان بابد بزارم که مشکلاتم به مرور برطرف کنم‌توهمین زمان‌کوتاه هم دردیدمن کلی کاره کردم برای این زمان دست اورده خودم‌رو بازبینی میکنم کلی از کارم بیشترهست پس شکرکزار هستم ادامه میدم تا بهترین عمل گرده به خودم پاداش بدم‌

      خدا پشت وپناهتون یا حق ه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fariba
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۷ ۱۸:۴۳
      مدت عضویت: 1458 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 538 کلمه

      امروز که از خواب بیدار شدم به این فکر کردم که من از زمانی که با این دوره ها اشنا شدم تا الان ۹۶ روز میشه و من چقدر از این تغییرات خودم خوشحالم و احساس خوبی دارم و دوست دارم همیشه ادامه بدم هر تایمی که خالی بود و فرصت کردم بیام ادامه بدم گوش بدم و از همه مهمتر عمل کنم به این تمرینات خوب و مفید،

      من از این لحظه به بعد رو دارم زندگی میکنم و نباید به گذشته ی خودم و حتی دیروز خودم فکر کنم به حرف های گذشته ی ادم های رو مرور کنم که بهم احساسات بدی وارد میکرد ،

      امروزم رو با افکاری جدید شروع کنم و به افکار قدیم خودم کار نداشته باشم یادآوری نکنم اون ها رو رد پایت را رها کنیم افکار گذشته و ذهنیت مسموم قدیم خود را و در افکار جدیدی را داشته باشیم ،

      امروز را با افکار جدید و نگرش درست آغاز کنیم و افکار درست داشته باش من هم با افکار جدید می خواهم که زندگی جدیدی را داشته باشم و مراقبت کنم از ذهن چون اگر مراقب افکار و ذهنمون باشیم همش توجه میکنه به چیزهایی که دوست نداریم هیچ وقتی خدا به گذشته ماه کاری نداره و لحظه ها رو نگاه میکنه و به افکار ما و ما در گذشت زمان و فرکانس هایی که میفرستیم توجه دارد و هر روز به یک چیزه جدید در افکار مان فکر کنیم و با احساس خوب به این زندگی لذت بخش ادامه بده و اینکه از همه مهمتر این است که ما نباید به خدا دید انسانی داشته باشیم و نباید افکار اشتباه رو باز هم تکرار کنیم همه اون چیزی که ما رو ناراحت میکنه اون چیزی که خودمون بهش فکر می کنیم و باید متوقف کنیم و فکر جدیدی را بسازیم توجه به داشته ها و اون چیزی که در زندگی داریم  همون فکری بوده و خواسته ای بوده که در گذشته از خدا میخواستیم چیزی که الان داریم نتیجه افکاری بوده که از خدا میخواستیم و نباید در دنیا حسرت چیزی رو در زندگی بخوریم و جوری زندگی کنیم که حسرت ای برای ما وجود نداشته باشد چیزی که الان هستی رو بپذیر و خودت و خواسته هایت را در مسیر خوب تغییر کردن بخواه و بهترین زندگی کن و به اون چیزی که باعث لذت بردن از زندگی ات میشود فکر کن ،زمانی که از خداوند یک خواسته خوب را با احساس خوب بخواهیم مطمئن باشید که در آینده و لحظه هایی که حواستان نیست به این خواسته می‌رسید و خودتان هم فکرش را نخواهید کرد، جهان به افکار ما با واکنش نشان می‌دهند و به آنچه توجه می کنیم به ما میدهد ،

      مسیری که خودت خواستی از خدا که قبلاً بهش فکر میکردی و الان چیزهایی رو که داریم خودمان از خدا خواستیم،خدا به این کاری نداره که تو دیروز چه کار کرده ای و  الان تورو میبینه حس خودت را با فرستادن افکار مثبت و ایجاد احساس خوب توجه به خواسته هایت سفارش به خدا با احساس خوب داشته باش و در مسیر تغییر افکار ای مثبت و جدید هر روزت را آغاز کن و با ایمان داشتن و توکل به خدای مهربان با شادی و شوق و ذوق زندگیت را در راستای اهداف بگذران،

      با تشکر از شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Shahrbanou
      ۱۴۰۱/۰۳/۱۸ ۲۰:۱۹
      مدت عضویت: 2301 روز
      امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,011 کلمه

       ♡  به نام خدا♡

      عرض درود و سلام▪︎

       >جلسه ۹ تکرار▪︎

      بخش ۷ از هفتموضوع :

       نقش پذیرش مسئولیت در کاهش وزن▪︎

       ۱۸ دقیقه فایل صوتی ، انگیزشی ▪︎

      از لحظه ای که از خواب بیدار میشیم  زندگی جدیدی رو شروع می کنیم که می تونیم بدون ارتباط دادنش به موضوعات منفی و ناراحت کننده  ، روز خوبی رو شروع کنیم ▪︎

       چطور ؟  با تغییر فکر و نگرش ▪︎ برای شفاف شدن این موضوع  استاد از خودشون گفتن :ایشون شب قبل چند دقیقه ای به شکل ناخواسته و ناخودآگاه  به یکسری افکار منفی  توجه نشون دادن  که حالشونو گرفت …اما فقط چند دقیقه  ادامه پیدا کرد و ایشون  برای  منحرف کردن  افکار منفی به مثبت می آن یک فایلی که مورد علاقه اشون هست گوش می دن و به خواب میرن ….اما وقتی اول صبح فردا چشمشونو باز کردن  فورا  دوباره همون افکار ناراحت کننده  وارد ذهنشون میشه …افکاری که راجع به خواسته هاشون نبود بلکه دنباله افکار روز و شب قبل بود …اما  بلافاصله  به خودشون تذکر دادن که   :   نه  امروز نمی خوام  مثل دیروز  و دیشب باشم ….می خوام  روزمو با افکار امید بخش و صحیح که حالمو خوب می کنه شروع کنم ….به دنبال مرور این افکار از خونه خارج میشن  ..دوتا نون گرم تهیه می کنن و به منزل  دنج و ساکت مادر میرن  و قبل از صبحانه  فایل انگیزشی امروزو  برامون ضبط می کنن و بعد از صرف صبحانه  میرن برای گوش دادن به فایلهای روز نهم تکرار و نوشتن تمریناتش …به فرمایشات استاد گرامی  گوش می کنیم :اگر مراقب ذهنمون نباشیم‌ دائم می خواد مارو به سمت افکاری ببره که به اصطلاح باهاشون حال نمی کنیم  بلکه حالمونو  می گیره  (غم میده ، نا امیدی میده ، اضطراب و ترس میده ،  دلتنگی میده)  خلاصه کلی حس بد میدهاین اشتباه رو همه امون زیاد مرتکب میشیم که به گذشته توجه می کنیم و می چسبیم ، و به نکات منفی درحال حاضرمون  توجه می کنیم  اونوقت انتظار داریم  که خدا تغییر مثبت در آینده امون  ایجاد کنه ▪︎

       اما این اتفاق رخ نخواهد داد ▪︎وقتی داریم هر روز به اون چیزی که دوست نداریم فکر و توجه می کنیم اتفاق خوبی در روزهای آینده نخواهد افتاداون چیزی که شب و روز قبل باعث ناراحتی فکری واسه استاد شده  به عقیده  خودشون مسئولش خودشون بودن که تجربه اش کردن .اگر بخوان در روز جدید دوباره به همون افکار فکر کنن نه تنها امروزشون بلکه روزهای آتی هم با همین تجربه نامناسب روبرو خواهند شد و چیزی عوض نخواهد شد ▪︎

      اما اگر آگاه باشیم و هر روز با خود بگیم :  امروز می تونم بهتر فکر کنم ، می تونم به چیزی که دوست دارم توجه کنم ، می تونم کتاب خوب بخونم ، می تونم آهنگ خوب گوش کنم ، می تونم برقصم و شاد باشم ، می تونم از محتواهای خوب استفاده کنم ▪︎

        چرا که امروز من هیچ ارتباطی به گذشته من نداره ..اگر امروز تصمیم بگیرم واسه تغییر زندگیم اقدام کنم خدا بهت نمیگه  نه دیگه  ،تو سی چهل ساله بد زندگی کردی  دیگه تموم شد فرصتت تموم شده  باید تا آخر دنیا و زندگیت بد زندگی کنی ، نمیگه من دیگه  بهت اجازه نمی دم خوب زندگی کنی  تو باید برای همیشه چوب گذشته خودتو بخوری …نه خدا اینجور نمیگه  ….(خدا توبه  ارو  واسه همچین وقتهایی گذاشته و گفته  در خونه من  برای همیشه به رووت بازه  هر موقه فهمیدی اشتباه کردی  برگرد می پذیرمت کمک می کنم  گذشته اتو جبران کنی و دوباره خوب و صالح زندگی کنی و اصلا اگر توبه ات واقعی باشه  خطاهاتو به حسنات و خوبی ها تبدیل می کنم .▪︎

       )  پس من نباید به خودم بگم اگر امروز بخوام خوب زندگی کنم پس گذشته ام چی میشه ؟ اون گناهام چی اون نمازا و روزه های نگرفته چی  (اون عیاشی ها چی ؟؟؟ با این همه قصور و تقصیر و پیروی از هوای نفس و شیطان)   چطور ممکنه اجازه بهم داده بشه دوباره بیام خوب زندگی کنم و زندگیمو تغییر بدم ؟( این حرفا ، حرفای شیطانه  و درستش اینه که بدونی در صورتی که خودت بفهمی اشتباه کردی و مسئولیتشو بپذیری و بخوای درستش کنی  خدا میگه بنده ی  من ،   هییییچ چیزی از گذشته تو  نمی دونم  ، از این به بعد درست فکر و رفتار کن  .غصه گذشته اتو نخور و اونارو رها کن ، ) ▪︎

       چرا که خدا آمرزنده و مهربانه &اگر از خدا می خوای که کمکت کنه واسه تغییر جسم و زندگیت ،  خدا هیچوقت نمی آد بررسی کنه که تا دیروز چطور زندگی می کردی که حالا بخواد بر اساس همونا  باهات رفتار کنه ▪︎

      ;در قرآن هست برید ببینید که بارها به پیامبر توصیه کردن که اگر افراد ستیزه جو با کلی اعمال و رفتار بد اومدن و اظهار پشیمانی کردن اونارو ببخش و دیگه تمومش کن  ( و بهشون کاری نداشته باش ▪︎)

        چون  انسان در هر لحظه می تونه  در لحظه کاملا جدید قرار بگیره و به گذشته اش هیچ ارتباط نداشته باشه ▪︎ذهن ما هر روز که از خواب پامیشیم خالیه …  باید همین امروز  با افکار و احساسات خوب و امید بخش شارژش کنیم▪︎

        اونوقت می بینیم که چه تاثیر مثبت و سازنده ای در کل روز برامون خواهد داشت ▪︎  حواسمون باشه   حال امروز رو به حال دیروزمون، اگر خوب نبوده  ربط ندیم ▪︎

        نگاه خدا  در هر روز به یک انسان یک‌نگاه کاملا پاکه .منتظره ببینه امروز چه می کنه امروز چی می فرسته امروز چطور زندگی خواهد کرد ▪︎ 

       آیا افکار مناسبی خواهد فرستاد یا همون افکار دیروزی رو ؟اول هر روز هر چی از خدا بخوای  ، خدا  هیچ مخالفتی باهاش نخواهد داشت به دیروزت کاری نداره  چون خدا همه چی داره براش فرقی نداره که  امروز چی ازش می خوای ▪︎  باید نگرش خودتونو به خدا عوض کنید ..نگرش و دید ما به خداوند  انسانیه  نه خدایی …ماها وقتی  کسی ازمون چیزی بخواد فوری می خوایم باهاش تصفیه حساب کنیم مثلا میگیم (  عه  این همون آدمه که شعور نداره )  و فلان وقت محبتش کردم یه تشکر نکرد ..(  من بیام به این نمک نشناس  کمک کنم .)   خیر نمی کنم ….اما خدا با بندگانش اینطور معامله نمی کنه ▪︎

        خیلی هامون در مورد اضافه وزنمون  فکر می کنیم  نه دیگه ما لاغر شدنی نیستیم  چون که چهل ساله که چاقیم …دیگه  فکر نمی کنیم که خیلی طبیعیه  ۴۰ ساله اونجوری فکر کردیم  اونجوری رفتار کردیم شدیم اینی که هستیم▪︎

       حالا که می خوایم لاغر شیم خوب بازم طبیعیه که باید جور دیگه  فکر و رفتار کنیم  نگرشهامونو  عوض کنیم نسبت به خود ، خدا ،  زندگی و جهان▪︎

       اگر می خوای همون افکار و رفتار دیروز ، و گذشته خودتو داشته باشی ولی لاغری آرزوته  هرگز لاغر نمیشی ▪︎ به گریه زاری و‌گله و شکایت نیست ▪︎

       خدا که‌نمی آد امروز پیکرتراشی کنه جسمتو تحویلت بده …(  مگه خدا تو رو اینجور کرده که از خدا همچین توقعی داری ؟ ) کاری بوده که خودت کردی ، بپذیر خودت کردی اما حالا که از انتخاب خودت داری اذیت میشی خودت هم باید اقدام کنی برای تغییر دادن افکار و رفتارت   ( از خدا  و فرشته درونت هم کمک بخوای ).▪︎

        (  اگر از وضعیت اکنون خودت ناراحتی و داری خیلی اذیت میشی  فقط خودتو مقصر بدون نه هیچکس دیگه ای رو اینجوری آروم می گیری ،تحمل شرایط برات آسون میشه  و برای عوض کردن شرایط تلاش می کنی میگی خودم خراب کردم خودمم درستش می کنم ).▪︎

        هر آن‌چیزی که امروز در زندگی باهاش مواجهی و باعث اذیت و آزارت شده چیزیه که خودت بوجود آوردی و حتما یادت رفته یه روزی خودت همینو از خدا خواسته بودی  . این همه گله و شکایت نکن .▪︎  به جای گله و شکایت و گریه و زاری ، اولین قدم صحیح برای پایان دادن به این اوضاع ناخواسته و نامطلوب اینه بیایی از اون‌چیزی که در زندگی ازش برخورداری و لذت می بری و کلی برات فایده داره  و ازش راضی هستی بابتش از خدا سپاسگزاری کنی .▪︎

       خصوصا دقت و سپاسگزاری از چیزایی که  یه زمانی آرزو بوده براتون و دعا کردی و خدا بهت داده ولی الان به دلایلی  ازش ناراضی شدی …باید از خدا تشکر کنی که  آرزوتو  بهت داده    و گله و شکایت رو متوقف کن …نمونه  روشنش  پدر مادرایی  هستن که  مدتها آرزوی فرزند  داشتن و به هر دری زدن که  خدا بهشون بچه بده  …خدا لطف کرده داده  اما حالا همین پدر و مادر  دارن می نالن (  که اینجور  اونجور ،  حتی میگن  کاش از خدا یه چیز دیگه خواسته بودیم  …)…(  القاء این حالتها و ناله ها و ناراحتیا  از طرف شیطانه از طرف ذهن‌منفی بافه که دنیارو برامون  تیره و تار می کنه  و فراموشکار میشیم و ناسپاسی می کنیم ) ▪︎

        حواستون باشه که عمر داره میره سعی کنید دایم  در حسرت داشته های دیگران  نباشید . به داشته های خودت فکر و تشکر کن ..خدا بهت چیزای بهتری  رو خواهد داد …توصیهدمهم اینه :   اون چیزی که الان هستی رو بپذیر و قبول کن خودت خواستی ▪︎

        حالا یا یادت نیست یا نمی تونی دلیلی براش پیدا کنی اما حالا چیزی که یه روز به انتخاب خودت اومده توو زندگیت  بهش انتقاد شدید داری و حتی داری خودتو  سرزنش می کنی که چرا همچین‌چیزی رو خواسته بودی اما قطعا بدون ، هیچ چیزی تا اراده و خواست خودت نباشه وارد زندگیت نمیشه ▪︎

       (  یکسری  چیزایی که الان توی زندگیمونه  اینارو با نوع فکر و اعمالمون جذب کردیم  حواسمون نبوده  که اگه اینجوری فکر کنیم اینجوری رفتار کنیم حاصلش میشه این ▪︎

       اعمال و رفتار و افکار،  نوعی دعای پنهانی قلبی برای رسیدن به یکسری از خواسته هاست  چون همیشه  اتفاقات بر مبنای دعای زبانی  وارد زندگی ها نمیشن … خیلی وقتها  با در خواست غیر مستقیم وارد میشن و  اتفاق میفتن ▪︎  ) 

      .(  مثل همین چاقی و اضافه وزن فعلی که دارید…..  بگذریم که یه تعدادی  واقعا دوست داشتن چاقی رو تجربه کنن  ولی  بقیه با پذیرش باورها و افکار  چاق کننده  به وزن اضافی رسیدن …اینها هم نوعی  از خواستن    بوده  …اینو باید قبول کنید …اون کسی که  شنید  کم تحرکی و پشت میز نشینی چاقی می آره  و بعد کم تحرک شد و پشت میز نشست و چاق شد  این خودش غیر مستقیم گفته من می خوام که چاق بشم و شده …)▪︎

        اگر از تجربه چنین درخواستهای مستقیم و غیر مستقیم  که به کائنات فرستادی  رضایت نداری  ،اشکالی نداره تغییرش بده چرا چسبیدی به این چهارتا فکر منفی ، چرا چسبیدی به این تجربه ناراحت کننده ، چرا چسبیدی به رفتارای بد یا حرفای بد فلانی که فلان روز  باهات کرده  و بهت گفته ؟؟؟ بیا رها کن اینارو  و زندگیتو  تغییر بده ▪︎

        افکار و رفتارتو  تغییر بده ..انتخاب کن چی می خوای چی نمی خوای .  این نیاز به آموزش داره …بچسب به این آموزشا  …¤¤¤¤¤ اما اینم بدونید اینجور نیس که امروز بیایی بگی می خوام فکرمو عوض کنم و یه خورده روی خودت کار کنی بعد  عجولانه  بخوای روزای آینده اتو تغییر بدی  و اگر نشد بگی  په چی شد چرا هیچی عوض نمیشه ؟ ▪︎

      برآورده شدن رویاها و آرزوها زمان می بره ولی اگر آرزوتو  کنار نذاری و ازش نگذری  بالاخره محقق میشن ..(  خدا وسیله سازه از راههایی که فکرشو نمی کنی تو رو به آرزوهات می رسونه ) ▪︎ 

       جناب استاد هم وقتی لاغری با ذهنو شروع کرون اصلا و ابدا نمی دونستن و عقیده ای نداشتن  که اینجوری هم میشه لاغر شد .به شکل یه تفریح شروعش کردن .نه فایلی بود نه سایتی نه دوره ای نه استاد و راهنمایی …..ذهنشون پر بود از خاطرات چاقی که می تونستن ساعتها راجع بهشون سخنرانی کنن ولی از لاغری جز چند خاطره شکست از اضافه وزن چیزی در ذهن نداشتن …هیچ امیدی هم به لاغر شدن در خود نمی دیدن …ولی با تمام این احوالات  بازم عاشق لاغری بودن و رویای خودشونو  در ذهن  خط نزدن و این عشق ، کار خودشو کرد و به آرزوشون رسیدن و تصمیم گرفتن راز و رمز رسیدن به این رویارو  به علاقمندان آموزش بدن و بیاموزن و لذت آموزش  رو هم تجربه کنن …به ایشون ثابت شد به دیگران هم ثابت کردن که بدون رژیم و ورزش هم میشه به تناسب اندام رسید …فقط باید بخواهیم و قدمهای اول رو برداریم ….▪︎

      استاد یکدنیا تشکر از این همه حرفای خوب و قشنگ که با این فایل صوتی در اختیار ما گذاشتید …

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Shahrbanou
      ۱۴۰۱/۰۳/۱۸ ۱۹:۳۰
      مدت عضویت: 2301 روز
      امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,052 کلمه

      سلام استادگرامی ، سلام دوستان همراه ،

      امروز به این فایل فوق العاده  هدایت شدم ..چند ثانیه اولشو که گوش دادم متوجه شدم این همون فایل  انگیزشی هست که در روز نهم تکرار از دوره  گام اول ورود به سرزمین لاغرها برامون در نظر گرفته شده ..من این فایلو به عنوان تمرین روز نهم دوبار گوش داده بودم و بعدم ریز به ریز بازنویسی کردم با اینکه زمان برد و انرژی ازم گرفت اما  خوشحال بودم و چقدر دوست داشتم دوباره در اولین فرصت  اونو گوش بدم  و امروز به یه شکل عجیب  اومدم به این قسمت و دوباره گوش دادم و نگاه کردم  و هر ۷ دیدگاهی که دوستان براش نوشته  بودن رو خوندم  دیدگاه خانم فروغ  و خانم متعهد عالی بود مدال طلا هم از استاد دریافت کردن ….مطالبی به ذهنم رسید که به عرض می رسونم :

      یکی از قسمتهای این فایل  ، احساس خیلی خوبی در من  برانگیخته کرد ، احساس امید و قدرت کردم و خوشحال شدم .

      قسمتی که میگه :   شمایی که  در وضعیت اضافه وزن هستی و داری اذیت میشی ،باید بپذیری که  این انتخاب خودت بوده ،یه زمانی که یادت نیست چه وقت و کجا بوده  درخواست چاق شدن رو به کائنات فرستادی … باید قبول کنی که این خودت بودی که یه روز یا آگاهانه یا غیر از اون  اینو خواستی  که بهت داده شده ،  همینکه حرفایی که  درباره چطور چاق شدن شنیدی و باور کردی  این یعنی درخواست .   این یعنی اگر من در این شرایط قرار بگیرم  می خوام که چاق بشم  و چاق بمونم ….این قدرت باور ماست که هرچیزی خوب یا بد ، باورش کنیم در زندگی به دستش می آریم ……تو با باور کردن افکار مربوط به اضافه وزن  ، اونو خواستی و به دستش آوردی …قانون باورهارو چه کسی در جهان برقرار کرده ؟ خدا .

      لازم نیست من برای داشتن هر خواسته ای دستمو به آسمون بگیرم و زار بزنم بگم خدایا اینو به من بده …یا من فلان‌چیزو می خوام  خدایا حاجتمو بده  ..بری نذر و نیاز کنی و از خدا طلبکار بشی ….فقط کافیه با باورهای مرتبط با اون خواسته هم فرکانس بشی .به عبارتی  شایسته آرزوهات بشی ،،،انتظارت از خدا و زندگی و آدمها  ،   مطابق با خواسته ات باشه ….

      اگر من یه روزگاری  باور کردم که در فلان موقعیت چاق میشم و چند وقت بعد در وضعیت اضافه وزن قرار گرفتم  پس حالا که از این موقعیت ،دچار رنج و سختی و بیماری وحال بد شدم  اشکال نداره  ،باورهامو  تغییر میدم رفتارها و نگرشهامو تغییر میدم  لاغر میشم ….نمیشه که همون باورها ،افکار ،رفتار و نگرشهای سابق رو داشته باشم ولی آرزوم لاغری باشه ….خدا نمیگه من بهت اجازه تغییر زندگی و تغییر جسمت رو نمی دم چون سی ساله  چهل ساله  تو چاقی  لیاقتت همینه    ولی اگر تصمیم بگیری  افکار و رفتارتو تغییر بدی و به قوانین حهان هستی  احترام بذاری و بپذیری  حتما که می تونی لاغر بشی …..

      استاد در قسمت دیگه فرمودن که  بابت همینی که هستی سپاسگزار باش حالت خوب باشه  شاد باش چون پیام وضعیت اکنونت  اینه که  هر گاه  هر خواسته ای رو باور کنی که بهش می رسی و منتظرش باشی بهت داده میشه ….مطمین باش که در مسیر تناسب اندام  ،اگر باور کنی که  می تونی لاغر بشی و خودت رو شایسته این آرزو بدونی و در عمل هم اینو به اثبات برسونی صد درصد ، متناسب میشی ،،، من باید بابت چاق بودنم خوشحال و سپاسگزار باشم  و خودمو عمیقا دوست داشته باشم و سپس به سمت متناسب شدن حرکت کنم …اگر چاق نشده بودم و ازش در رنج و عذاب قرار نگرفته بودم محال بود الان اینجا باشم و این آگاهی های الهی به من منتقل می شد …خدایا سپاسگزارم  … اضافه وزن من  سبب  خیر کثیر خواهد شد  … پس باید خوشحال و سپاسگزار باشم  وگرنه  از نعمات الهی  بی نصیب خواهم ماند .

      استاد عزیز بارها متذکر شدن  کار عملی که ما باید برای رسیدن به تناسب اندام بهش بپردازیم   گوش دادن ، خوندن و نوشتن  و سپس تغییر رفتار به شکل  مستمر و با انگیزه  و اشتیاق هست …  این تمام کاریه که ما باید برای این خواسته  در نظر بگیریم  ….

      من چاقی رو خواستم ، باور کردم بهم داده شد حالام باید بعد از خواستن تناسب اندام تحت آموزش ،ادامه بدم تا بتونم باور کنم که میشه  ذهنی لاغر و متناسب شد اونوقت اینم بهم داده میشه ….

      ما برای متناسب شدن  باید عاشق تغییر کردن باشیم در عمل نشون بدیم که لایق این عشق هستیم   عشق جاذبه  داره  و بهش می رسیم .

      مثالی به ذهنم رسید 

      من مثلا می خوام  دکوراسیون خونه امو عوض کنم  می دونم که اگر تغییراتی در چیدمان خونه ام ایجاد کنم  خونه ام خیلی قشنگتر میشه  آرامشم بیشتر میشه اصلا تحسین برانگیز میشه …آیا اینکه فقط بخوام ولی دست به عمل نزنم چیزی عوض میشه ؟ خوب مسلما  نه  … اگر بخوام اساسی در خونه ام تغییرات ایجاد کنم  باید زحمت خیلی بیشتری بکشم مثلا اسباب اثاثیه ارو حسابی جابجا کنم تا دیوارهارو  نقاشی یا کاغذ کنم  کابینتهارو خالی کنم  و بکنم بریزم دور و یه جدید و شیک و خوشگل بگم بیان برام بسازن    ..اینو میگن تغییرات اساسی   ..که خوب مستلزم زحمت ، خستگی  یه مدت تحمل به همریختگی ها و صرف هزینه اس…..من در اینصورت ثابت می کنم عاشق تغییر دادنم …اقدام می کنم  نتیجه هم عالی خواهد بود …‌  خدا هم در جهان خلقت عاشق تغییر دادنه  یک نمونه اش تغییر فصلها طلوع و غروب  و …و…و….

      پس حالا که من می خوام از وضعیت چاق به لاغر تغییر کنم اولا حتما خدا پشتیبانی می کنه و البته  موانع ایجاد شده توسط ذهن‌منفی باف رو هم خواهیم داشت  دوم اینکه این تغییر  مستلزم  هموار کردن  زحمتای خاص خودشه  و از همه مهمتراینکه من باید خودمو  شایسته متناسب شدن بدونم و دست از تفکر ضعف و ناتوانی در مقابل اضافه وزن بردارم ….باید با گامهای  استوار ، محکم و پی در پی  به سمت آرزومون حرکت کنیم  امدادهای الهی هم خواهد رسید  متناسب شدن عبادته ، و ذات و فطرت همه انسانها بر تناسب قرار داده شده ….و  خیلی طبیعیه که وقتی خوب آموزش ببینیم ، درک  و سپس عمل کنیم صد در صد به هدفمون خواهیم رسید …..

      در پناه  خداوند باشیم در مسیر تغییر کردن  .

      استاد با اجازه شما  حالت نوشتاری کامل این فایلو  برای استفاده هر چه بیشتر دوستان به دیدگاه این فایل می فرستم …

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار raha.nazempour
      ۱۴۰۰/۱۲/۲۶ ۱۲:۱۸
      مدت عضویت: 2447 روز
      امتیاز کاربر: 798 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 65 کلمه

      با سلام واقعا فایل پربار و پرمحتوایی بود پر از امید برای شروع دوباره شاید خیلی از ما فکر کنیم برای تغییر حتما باید اتفاق خاصی بیفته تا تغییر انجام بدیم ولی این فایل خیلی راحت و با زبانی که به دل بنشینه ما رو به تغییر هدایت میکنه .

      این فایل رو برای دومین بار هست که گوش میکنم و لذت میبرم . با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mahbobeshahla486@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۳ ۰۸:۴۳
      مدت عضویت: 1732 روز
      امتیاز کاربر: 415 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 67 کلمه

      سلام چهل روز بعد از بیدار شدن از خواب به توصیه یک استاد یک صفحه نوشتم افکار روح وجان دارند کلمات روح وجان دارند احساسات روح وجان دارند به لطف خدای مهربان الان پرداختن به افکار یا احساسات منفی یا گفتن جملات منفی برام مثل لمس کردن سیم بدون روکش برقه 

      تصورم اینه که اشنا شدن با پیچ شما یکی از جوایز این نگرش جدیدم هست ممنون ازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متعهد بمان
      ۱۴۰۰/۱۰/۱۴ ۱۰:۵۶
      مدت عضویت: 2615 روز
      امتیاز کاربر: 8533 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 565 کلمه

      سلام استاد

      چقدر این آرامشتونو دوس دارم، چقدر این تغییر نگاهتون کنترل رو افکارتون، جمع کردن فکر منفیتون و دوس دارم، چقدر خوب تونستین قانون و درک کنین و بهش عمل کنین، واقعا هم فکر منفی رو باید در نطفه خفه کرد وگرنه معلوم نیست تا کجاهارو که تو آینده برای آدم ترسیم نمیکنه و ادم رو دچار ترس و نگرانی یا خشم و کینه یا نا امیدی و یاس نمیکنه، یادمه قبلا که از قانون چیزی نمیدونستم تا یه فکر بد میومد تو ذهنم فوری سرم و تکون میدادم که مثلا اون فکر و از سرم پرت کردم بیرون و زندگی خیلی خیلی بهتری داشتم، اصلا مریض نمیشدم سالها دفترچه بیمم گوشه کمدم خاک میخورد و هی دست نخورده اتقضاش تموم میشد، خطاهایی رو داشتم ولی یه اطمینانی به خدا داشتم که اصلا اتفاق بدی رو تجربه نکردم، به ادم خوش شانس تبدیل شده بودم و خودم باورم شده بود هرچیز خوب و خدا بمن میده، من داشتم ندونسته قانون و اجرا میکردم و چقد اتفاقای خوب برام میفتاد، وقتی ازدواج کردم افتادم تو مسایل حاشیه که همه ازش خبر دارین این استرس ها و افکار منفی کم کم من و از اون شرایط خوش شانسی دور کرد و دور کرد تا اینکه بعد چند سال با قانون جهان آشنا شدم کم کم ارامش برگشت به زندگیم کم کم استرس هام کم شد کم کم وضعیت مالی مون بهتر شد وصعیت روابطمون عالی شد ولی از یه جایی من قانون و درست اجرا نکردم و باعث شد نتایج دلخواه نبینم به افکار منفی بال و گر میدادم اونم تا میتونست میتاخت، دیدم ای بابا من مجردیم که از قانون خبر نداشتم بهتر اجراش میکردم الان چرا اینجوری شدم، نگاه به دفتر هدف گذاریم کردم دیدم به اهداف مهمی که تعیین کردم نرسیدم، چرا چون تمام مدت ذهنم منو با افکار مختلف مشغول میکرد و من روزهارو یکی بعد از دیگری از دست میدادم و از فرصتی که خدا برای تغییر بهم هر روز میداد در جهت منفی استفاده میکردم تا اینکه استاد تو فایل لیز خوردن گفتن ترمز (فکر منفی) تا وقتی ترمزه که تو پاتو گذاشتی روش، پاهاتو از روش بردار خودش گازشو میگیره میره تو اصلا نمیخواد کاری کنی، در واقع همون قانونه که افکار میان و میرن تو فقط نظاره گر باش بهشون نچسب بزار برن، وقتی میزاری برن هیچ اتفاقی نمیفته چون تو نچسبیدی بهش، چون افکار منفی در هر صورت میان واسه پیامبرشم میومده واسه من و شما هم میاد ولی اونها کنترلش میکردن و میزاشتن بره، ولی ما چون بلد نیستیم قانون و درک نکردیم میچسبیم بهش و میخوایم برا ذهنمون دلیل بیاریم که نه اینجوری نیست، اخه مگه ذهن دلیل حالیش میشه اون کارش اینه حالتو بد کنه با نشون دادن نمونه های واقعی که تو دنیا هست، اونا هم نتونستن جلوی حرف زدن ذهن و بگیرن وگرنه الان در وضعیت نرمال و طبیعی خودشون بودن پس نمونه ها واقعی نیستن حقیقت ما نیستن حقیقت ما سلامتی و تروت و ارامش و شادی و آسایشه، هرکی اینارو نداره پشت سر ذهنش راه رفته واقعیت چیز دیگه ایه، پس سعی نکن قانعش کنی، فقط ولش کن، بقول استاد عزیزی وقتی به چیزی چسبیدی یعنی باور نداری که وجود داره فراوونه رهاش کن تا خودش بیاد سمتت

      همه این حرفارو به خودم زدم و امیدوارم برای دوستانم هم مفید باشه

      به امید اینکه هممون یاد بگیریم هر روز رو برای همون روز زندگی کنیم بدون نگرانی اینده و غم و اندوه گذشته

      آمین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۰/۱۰/۱۱ ۲۲:۲۸
      مدت عضویت: 2594 روز
      امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 43 کلمه

      شگفت انگیز استاد تمام اینها رو از خدا عمیقا خواستم

      و الان که توشم اونجور که باید سپاسگزار نیستم یک روز خوب زندگی کن واقعا چه جمله عجیبی

      از صبح لذت میبرم از خرید نان تازه از لحظات این ها محصول شرکت در دوره است 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم