✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 688 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
سلا خدمت استاد گرامی
سحر هستم ۳۲ سالمه
دلایل چاقی من برمیگرده به دوران ۱۶،۱۷ سالگیم اون موقع خیلی چاق بودم هر طوری بود رژیم گرفتم خوب بودم ولی رعایت میکردم تو خوردن.تناسب اندامم من ادامه داشت تا این که ۷ سال پیش باردار شدم نمیدونستم رشد بچم ربطی به خوردن من نداره هی میخوردم تا اینکه ۱۵ کیلو اظافه وزن پیدا کردم و تا الان هرکاری هر رژیمی گرفتم جواب نداد تا اینکه با لاغری با ذهن آشنا شدم با توکل بر خدا و انجام دادن تمرینات حتما میتونم نتیجه بگیرم
نوشین هستم .۴۱ سالمه و از زمانی که به یاد دارم دنبال راه حلی برای لاغری بودم و البته همچنان هستم.
میدونم که ترس من از چاقی به خاطر مامانمه. و این رو توی قسمت خاطرات توضیح میدم.
جالب اینجاست من از نظر خودم چاق هستم و دیگران همچین نظری ندارن و تنها در برهه ای که دیگه خیلی چاق شدم دو سه نفری بهم گفتن.
دلایل چاقی من اول بر میگرده به علاقه ی شدیدم به خوردن غذا و خوراکی های مختلف.اونقدر به غذا خوردن علاقه دارم که فیلم هایی که نشستن سر سفره رو نشون میدن با علاقه ی بیشتری نگاه میکنم و یکی از بیشترین سرچ هامم توی اینستا دیدن غذا خوردن دیگرانه.
زمانی که قراره سفره پهن بشه انگار تمام غم های عالم از دلم میرن
.حتی وقتی سیر هستم همچنان به خوردن ادامه میدم تا جایی که حالم معمولا بد میشه.
همینطور که نشستم دارم به خوراکی های مختلف فکر میکنم حتی وقتی سیرم
.وای به زمان هایی که میخوام مناسب خوری کنم، اونقدر غم دارم که دلم میخواد اون روزم زودتر بگذره.
اصلا غذا رو نمیجوم و برام مهم نیست که سیر شدم و تا آخرین قطره ی خون به خوردن ادامه میدم.و هزاران فکر اشتباه دیگه که توی دفتر نوشتم و اینجا دیگه ادامه ش نمیدم.
اینکه از چه سنی چاقی من شروع شد خودم از اول دبیرستان رو یادم میاد که چاقی م به چشمم میومد.و البته به چشم خودم فقط و در نظر دیگران اینطور نبود.
خاطراتم از چاقی م بیشتر مربوط میشه به مامانم و البته با توجه به زومم روی ایشون، دیگه دقتم توی هر کی که اضافه وزن داشت.
چون ایشون چاق هستن همیشه دنبال راه حل بودن و هستن.
همیشه بابام ناراحت بود از چاقی مامانم و هنوز هم هست.
نه فقط از بابت ظاهر، از بابت سلامتی شون هم که خیلی زود زانو درد گرفتن.
هر لباسی رو نمیتونست بپوشه و مدام باید حرص میخورد.
عروسی ها اذیت میشد.
نمیتونست زنی باشه که بابام از نظر تناسب اندام دلش میخواست
و
همیشه میترسیدم که همین چیزا هم برای من تکرار بشه و این ترس از وقتی یادم میاد با من بوده و هست.
در مورد مشکلاتم هم اینکه کلی لباس خریدم که اصلا فعلا نمیتونم از کنارشون هم رد شم و با اینکه چندسال گذشته، برام تنگ تر شدن که اندازه نشدن.
و پرتر بودن بدنم نسبت به صورتم و گرفتن اعتماد به نفسم و اینکه خودم رو آدم بی اراده ای میبینم که نمیتونم درست غذا بخورم و خیلی وقتا به محض دیدن خودم توی آینه یه غم بزرگ توی دلم میشینه و اینکه هی دنبال راه حلی برای لاغری هستم و….
و باز عجیبه برام که در نظر دیگران من نه تنها چاق نیستم که خیلی هم اندام مناسبی دارم ولی از نظر خودم خیلی خیلی میتونم بهتر باشم ولی کووووووو اراده؟؟؟؟؟
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و گرامی و همه دوستان همراهم
این فایل چقدر جالب و ارزشمند است
استاد چقدر ماهرانه با مثال ساده و قابل درک قدم اول مسیر لاغری با ذهن را پیش روی ما گذاشتند
داستان مسیر چاق شدن من
من در سن ۲۱ سالگی ازدواج کردم آنموقع تا قبل از باردار شدنم کاملا متناسب بودم
در سن ۲۲ سالگی باردار شدم و از آنموقع بزرگان خانواده مخصوصا مادر و مادر شوهرم اطلاعات اشتباه را وارد ذهن من کردند
آنها می گفتن که من باید به اندازه دو نفر غذا بخورم تا جنین من به درستی رشد کند و سالم به دنیا بیاید
بعد از وضع حمل نظرات به این صورت تغییر کرد که چون من بچه شیر میدهم باید زیاد غذا بخورم تا شیر به اندازه کافی داشته باشم
اطلاع اشتباه دیگری که وارد ذهن من شد این بود که موقع بارداری چاق میشوم و بعد از زایمان مقدار کمی از این اضافه وزن از بین میرود ولی بیشتر آن باقی میماند واین نرمال است
نتیجه این شنیده ها این شد که من انتظار چاق ماندن را داشته باشم و همینطور هم شد
وقتی بچه اولم یک سالش شد بچه دوم را حامله شدم
این حرف و حدیث ها ادامه پیدا کرد تا زمانیکه بچه دومم را از شیر گرفتم
این دوران ۵ سال طول کشید بعد از آن من که از چاق بودنم راضی نبودم شروع به رژیم گرفتن کردم
بعضی از رژیم ها مرا برای بیش از ۱۰ کیلو لاغر میکرد اما چه فایده وقتیکه رژیم تمام می شد آهسته آهسته بدون اینکه متوجه باشم دوباره چاق و حتی چاق تر از اول میشدم
در سن ۲۸ سالگی به استرالیا مهاجرت کردم
یکی از فامیلهایم دوقلو وضع حمل کرده بود و من با کمال تعجب دیدم که او کاملا متناسب است و در زمان بارداری هم چاق نشده بود
وقتی به مادرم گفتم شما که به من می گفتید در زمان حاملگی خانمها چاق می شوند و بعد از زایمان هم بیشتر چاقی در آنها می ماند پس چرا این فامیل ما کاملا متناسب است با اینکه دوقلو هم وضع حمل کرده است
جواب او این بود که چون او از نژاد چینی است چاق نشده است نژاد ما ایرانی ها با آنها فرق میکند
من باز حرف او را قبول کردم و حسرت خوردم که خوشا به حال چینی ها که نژادشان لاغر بودن است
چندین سال بعد که دخترم و دوتا از برادر زاده هایم ازدواج کردند و بچه دار شدن دیدم آنها هم متناسب ماندند آنوقت بود که به خودم گفتم پس این حرف درست نیست که ما خانمهای ایرانی بعد از حاملگی چاق می شویم و چاق باقی می مانیم
مشکلاتی که چاقی برای من ایجاد کرده است
چاقی مرا دچار بیماری های مختلفی کرده است
مثل چربی دور کبد
فشار خون بالا
کلسترول
اختلال در کارکرد تیروئید
وقتی حتی به مدت کوتاه از یک سربالایی بالا میروم به نفس نفس می افتم و خیلی از وضع خودم ناراحت میشوم
وقتی خودم را در آینه میبینم مخصوصا از دیدن شکمم بسیار دلخور میشوم
اما الان که مدت چند سال است که دوره های لاغری با ذهن را آموزش می بینم یاد گرفتم که خودم را با این وضع بپذیرم و توجهی به چاقی ام نکنم
من یاد گرفتم که با فرمولهای اشتباهی که در ذهنم دارم به این وضع رسیده ام و دارم یاد میگیرم که این فرمولها را شناسایی کرده و آنها را با فرمولهای صحیح جایگزین کنم
مثلا الان با داشتن مثالهای واقعی در زندگیم این باور که چاق شدن و چاق ماندن بعد از وضع حمل طبیعی است در ذهنم پاک شده است و این باور را پرورش میدهم که دلیلی ندارد که من چاق باشم من هم مثل همه کسانی که متناسب هستند لایق متناسب بودن هستم و انتظارم این است که به تناسب اندامی که قبلا داشتم برگردم و این حالت طبیعی من میباشد
من یاد گرفتم که با توجه کردن به چاقی این فرمولهای چاقی را قوی میکنم پس من باید مواظب مرور افکارم باشم و هرموقع که ذهنم به سمت مرور چاقی رفت آنرا متوقف کنم و به موضوعات دیگری توجه کنم
چونکه به هر چیزی که تمرکز کنیم جهان هستی آنرا افزایش میدهد پس به جای فکر کردن به چاقی باید به لاغری و تناسب اندام فکر کنیم تا آنها گسترش پیدا کنند در اینصورت بطور ناخودآگاه و بدون اینکه متوجه شویم به سمت لاغری پیش میرویم
سلام
من از بچگی نسلت به هم سن و سالامتپل تر بودم البته دوران ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان معمولی بودم ولی خودم همیشه دلم میخواست از ایتی که هستم لاغر تر باشم
هیچ وقت اصافه وزن به اون شکلی که بهم بگن چاق نداشتم ولی هیچ وقت هم بهم نمی گفتن لاغری مشکل اصلی من هیمشه شکمم بود که هیچ وقت صاف نبود همیشه دوست داشتم یه شکم تخت داشته باشم ولی هیچ وقت نبود
یه جورایی من همیشه چاقی شکمی داشتم وگرنه بقیه اندامن طبیعی و معمولی بوده
از ست ۲ ۲۲ سالگی که دیگه رشدن کامل شد بین ۶۳تا ۶۵ کیلو بودم الان که ۳۹ سالمه ۷۵ کیلو هستم و ازدواج کردم و دو تا بچه دارم و کلا نوسان وزنیم ده کیلو بوده تو این سالها که در اثر زایمان و …. بوجود اومد ولی الان دلم میخواد به همون وزن ۶۵ کیلوی دوران مجردیم برگردم
رزیم گرفتم ولی نه خیلی همیشه کمتر از یک ماه بوده تاثیراتی هم داشته در حد ۲ ۳ کیلو ولی چون یا نریض میشدم یا صورتم لاغر میشد ادامه نمیدادم
الان باشگاه میرم ۲ سایز کم کردم حتی کمتر از زمان مجردیم شدم
ولی وزنم کم نشده و دلم میخواد با دوره لاغری با ذهن به وزن ایده الم برسم
با تشکر
نشان های دریافت شده
سلام برخداوند. مهربان. واستاد این مسیر لاغریی اونمبا ذهن
هیچ وفت برای تغییر دیر نسیت
برای این سوال من مدرک خوبی برای این سوال هست
تا زمانی که ما زنده هسیتم نیاز داریم اول حرکت وبعد آرامش داشته باشیم ودر سلامتی به سرببرم این حق من است من لایقت زندگی بهتری رو دارم نباید چون سنمبالا هست اروزودارم خودم رو اراین مشکلات رها کنم بگم. سنم زیاد است حق نداری خودت رو حالا که خداوند. درخواست کردی که د راه نجاتی برات در نظر بگیره تو رووبه این مسیر هدایت و حمایت میکنه این زمان چون سنم زیاداست از این نعمت استفاده نکنم این دیگه اشتباه بسیار.بزرگتر از اون زمانی هست که من کلی مسیر اشتباه رو طی کردم که به شکست رسید حالا راه ومسیردرست رو خداوند دراختیار گذاشته این کفران نعمت است که استفاده نکن شاید تو اینده زمان برای زندگی داشته باشم چون زمان فبلی روبه شکلی با اشتباه طی کردم و این باقی مانده عمرم که نمیدونم چند سال هست رو نیز با اشتباه به اخر برسنم من با امیدخودش شروع کردم و کاری که همه هم سنهای من اون دیگه امکان نداشتن لاغریی میدونن من اون باطل کردن من مهرباطل بهش زدم وبا عمل کرد خورم واستمرار خط باطل به این باوره زدم
چرا ما چاق هستمو خیلی لاغر
از. زمانی که به یاد دارم چوم پن ازمن کودکی دچار چاقی بودم اون زمان نمیدونمچطور همه خواهر پن لاغر بودن من بر خلاف آنها دچارچاقی بودم فقط یاد هست پدر خدا بیامرزم هم دچار چاقی بود وتو عمه ها یگی از عمه خدا بیامرزم های وهم دجار چاق بود ولی مادر هم لاغر بود خاله من هم ازتناسب برخوردار بودن ولی من توبچه ها ازهمه چاقترواضافه وزن داستم حتی خواهر کوچک وخواهر بزرگتر از کمبود وزن لاغر.و. بسیار ریزه بودند.این من اون زمان نمیدونم چرا من به این شکل بودم
تا این وزن زیادکردن هی طی شد من ما متوجه شدم با دیگر بچها ی هم سن فرق دارم این اضافه شدن ادامه داشت بعضی زمان کمی اون کم میکردمچون نوجوان بودم درفعالیت بود با کارکردن کمی تو جه یی مقادری خودم بافشار کمی متناسب میکردم تا سن ۱۸ سالگی که خودم روبا فشار کاره زیاد لاغر کردم خیلی از کم کردن وزنم خوشحال بودم این اولین رژیم من بود برای لاغر شدن هرکی من میدید حسابی تشویق میکرد ولی این نواین کمکردن با ازدواج کارهای که تومنزل انجام دادم تو حالت فشار با اجبار پایین بالا میشود بازم به اون شکل اضافه وزن نداشتم می شد ولی به مرور این زیاد شدن ادامه پیدا کرده من هی رژیم هی کم شدن و بر کشت بیشتر از. فبل و. شکست های پیشت سر هم تا جای که دچار ترس از خودن ترس از برخورد با مواد غذای هم به این چاق اضافه شد وترس ازچاقتر شدن شدت این چاقی رو به بالا برد
توهمین میان من مشکل زانودرد پیدا کردم این درد به حدی شد که د اثر یی حرکت من دچار دررفتگی مفصل زانوم شدم چیری که امکان خیلی کمهست این صدمه بخشید وحتی کاره به تزریق سوال درمانی کشید زمانی برام گمی مفید بود ولی بخاطر اضافه وزنم افراددیگه که وزن مناسبی داستم نتیجه خیلی بیشتر وبهتری رو کسب کردن خیلی حرکت بهتری رو داشتن ولی من بخاطر اضافه وزنم این تزریق هم جواب گو نشد و مشکل به شدت بیشتری برام شد ادامه داشت تا این زمان که چندسال هست من بخاطر مشکل زانو قادر به راه رفتن بیرون منزل که نیستموحتما بایدعصا پایه دار با خودم هپراه کنم تو منزل هم بازم ازعصا اسنفاده میکنم دکترها کفتن باید مفصل زانوم عمل بشه تا من راحتر بتوانم راه برم ولیو این بازم باید وزن خیلی کمتراز این زمان من باسه درحقیقت یی متناسب کامل بدون هیج گونه اضافه وزن پس مشکل شد دو تا حتی برای درمان زانو هم بازم اون چاقی و مشکلات اجازه نمیداد که من این عمل رو هم انجام بدم حتی با فشار دخترهای خودم برای عمل معده که من بسیار از عمل ترس داشتم اگه این عمل انجام میشد من بازم عمل برای بهتر شدن اون گازهای دراثر عمل معده انجام شده کلی راه تو بیمار ستان یاید حرکت میکردم که اینگازها تخلیه بشن این عمل باید کلی راه میرفتم که این بازم امکان نداشت چون زانو اجازه این کاره روبه من نمیداد درحقیت من چزخ معیوب چاقی اجازه هیچ کاری روبه من نداد ولی شاید این باعث شدمکه من هیچ راهی دیگه نداسته باشم به این مسیر هدایت شوم یعنی اون همه اطدیت ومسکلات چاقی این زمان تودید یی نعپت بود که من این مسیر رو به دست بیارم برای باسازی ذهنم اول چاقی ذهنم وارمبم وجودم ازکلی اشکلاتی که چاق برام. ایجاد کرده بود تو همین زمان من بازم دست بردار نبودم بازم برای بهترشدن وضعیت هی رزیم که شاید این وزنمکم بشه خودم رونجات بدم
ولی نشد که بشه کمکردم حتی تا ۱۶ کلیو هم وزنمکم شد ولی جون مسیراشتباه بود بازم برکشت بیشتر با اضافه وزن بیشتر این برای اولین باره هست کل چاقی خودم روبا مشکلاتش به این شکل نوشتم خواستم به دوستان بگم من باابن وشرایط ازخدا خواستمکه راهی جلوی پای من بزاره وخداوند این هدایت واین حمایت به من عطا کرد
وحالا صحنه زیبا روبراتون شرح میدم همون آدم همون مشکلات هنوزنمتوانم راه برم تواتاق خودم روی مبل خودم بدون هیج ورزش بدون هیج رژیم وبدن هیچ کاره من لا غر شدم آره برای من شد حتی آقای عطارروشن هیچ ازاین وضعیت من هیچ اطلاعیی نداشتن دوست نداشتم ازبزرگی مشکلم بهاین شکل کسی اطلاع داشته باشه زمانی که نتیجه گرفتم بازم قصد ابرازش نداشتم نمیدونم چی شد که تو این دیگاه انکار به من اجازه گفتن داده شد منکلی مشکل داشتم که به شکرخدا از بعضی خلاص شدم ازخوردن دارو به شکرخدا خیلی کم شده به خودم ازندگیی بهتر دادم در حال حاضر تو زبان که تودیم کاری نشدنی بود ولی اروزیی ۴۰ ساله بود دارم آموزش طی میکنم ۴ ماه هست یادگیری زبان انگلیس دارم آموزش می بینم کلی تغییر زیبا تو نگاه به زندگی دادم کلی عشق به زندگی و. خودم هدیه کردم کلی تغییر تو ذهنم ایجاد کردم چون به شکل واقعی کار کردم من هر آنچه تو این مسیر گفته شد رو به شکل واقعی انجام دادم و چون اول اون باره که میشه باز ذهن لاغر شد به شدت زیاد فبول کردم بعد عجله به کنار جاده برکشت از مسیر لاغری جا گذاشتم و کلی با باوره اشتباهم ول پیدا کردم باهشونو جنگیدن که مهم ترینش ارثی بودن چاقی خودم بود من برای این زندگی جدیدی که اول اون از هدایت خداوند مهربان نگاه بانو حضرت رهر (ص) ردارم وزاز تشویق. آقای استاد عطاروشن دارم ایشون درحق منلطفی عظیم کردن وفتی توبخش گنج پنهاهن۶ اسم من بردن برای تغییرات خوبم به قدری درمن شوق شعف به زندگی رو که خوب بود بهش قدرت خیلی بیشتر بخشیدن تا امروز ایشون. از وضعیت من به این آگاهی نبودن فقط میدوستن که من مشکل مفصل دارم باید تعویض مفصل انجام بدم ولی من میدنم تو این مسیر اون شفای که به دنبالش هستم تومسبر خدا هرگز دیر نمیکند به منداده خواهد شد این بهش یقین دارم با دلی قرص میکم اون به امید خداوند دریافت خواهم کردجون من اینمسیر رو ازخودش دارم که به من عطا شده پس بخشیدن شفایی مفصل زانوی من در. درگاه خداوند هیج نیست چون انرژی خداوند و گسترش نعمتش بی پایان هست اگه نگاه من بهش به شکل که باورها اشتباه رو ازدورن این نگاه بیرون بکشم بجای اون کلی باوره عالی که در ذات خداوند هست رو بینم مهم نگاه من هست چون خدای بزرگ هیج زمان از بنده خودش چیزی رو. دریغ نکرده. نگاه و باورها ماست که ابن همسو شدم رو به وجود نمیاره باید این نگاه و باوره رو تصحیح کرد
خدا پشت وپنا هتون یا حق. حق. نگه دارتون
سلام خدمت استاد گرامی وتشکر از مطالب ارزشمند شما
من از تاثیر قدرت ذهن بر مغز یاد گرفته ام که خدا را دوست بدارم چون در هر لحظه پشتیبان من است خودم را دوست بدارم و برای خودم ارزش قائل باشم به من گفته بودند ضعیف هستی وفکر می کردم برای قوی بودن باید زیاد بخورم به این نتیجه رسیدم قوی هستم ولازم نیست زیاد غذا بخورم به من گفته بودند نمی توانی یاد گرفتم توانا هستم یاد گرفتم در هر موردی زیبایی ها را ببینم در مطب دکتر اضطراب داشتم یاد گرفتم که به ذهنم بگویم دکتر می خواهد به من کمک کند یاد گرفتم که وعده غدایم را هر جه که هست با لذت بخورم
نشان های دریافت شده
بنام خدا
مسیر لاغری قسمت اول
من برای چندمین بار این فایلها را گوش و دوره میکنم منم میخوام چگونه چاق شدن خودم را بنویسم
من تا ابتدایی خیلی لاغر بودم و قد بلندی نسبت به بقیه بچه ها داشتم از این بابت که لاغری ناراحت بودم آخه اون زمان مدل لاغری نبود هرکی لاغر بود مسخره میکردن آدم های چاق دوست داشتنی بودند سرخ وسفید بودن زودتر ازدواج میکردن اما لاغرها نه تا من وارد راهنمایی شدم چون دوست داشتم چاق بشم و تو ذهنم بود از همان راهنمایی من یواش یواش چاق شدم اما خوش حال وقتی کسی بهم میگفت لذت میبردم همه دوستم داشتن زیباتر شده بودم رنگو روم باز شده بود خلاصه تا رفته رفته نگرانی من از چاقی شروع شد و من اولین عامل چاقی خودم را پرخوری میدونستم و میگفتم چون میخورم و با نان برنج میخورم چاق شدم تا اینکه بهم میگفتن فلانی پهلو داری شکم داری و من راهی نداشتم برا لاغری و ازدواج کردم و باردار شدم و انتظارم بیشتر شد که هرکی ازدواج کنه چاق میشه باردار بشه چاق میشه واین اتفاق هم افتاد ومن بعد زایمان هر کی میگفت چکار کن انجام میدادم رفتم دکتر رژیم داد و بعد اون رفتم باشگاه و خودم کم خوری میکردم و دیگه داستان لاغری من و چگونه لاغر بشم شروع شد تا ۳ سال پیش که با مباحث لاغری با ذهن آشنا شدم و متوجه داستان از چه قرار است و من مثل مثال استاد هر کس هر چی میگفت را برای لاغری انجام دادم و در آخر متوجه شدم مشکل در ذهن من است و این ذهن من است که چاق است و من باید به ذهن خودم آموزش بدم و فرمول لاغری جدید را بسازم تا جای گزین فرمول های چاقی بشن و هیچ نیاز به رژیم و ورزش نیست جسم من خود به خود لاغر میشود اگر من خوب کار کنم روی خودم و استمرار داشته باشم میتوانم برای همیشه لاغر شوم و لاغر بمانم .
مرسی استاد عزیز
به نام خداوند عزیزم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
گام اول
هیچ وقت برای تغییر کردن دیر نیست
همه ما که در این سایت دور هم جمع شده ایم برای خلق یک هدف مشترک،برای خلق رویای لاغری خودمان اینجا هستیم .
و دقیقا زمانی به این سایت هدایت شدیم که از همه جا رانده و مانده بودیم و دیگر امیدی برای لاغری خودمان نمیدیدیم. و بالاخره زمان هدایت ما رسید و خداوند بزرگ و هدایتگر، ما را به این مسیر هدایت کرد .
من در تمام مسیر تناسب فکری چه دوره های اصلی و چه دوره های رایگان وجود خداوند بزرگ را در هر لحظه احساس میکنم .
اینجا خداوند جریان دارد .
خدای خوبم از تو سپاسگزارم که من را به مسیر درست زندگی هدایت کردی الهی شکرت
چرا خیلی از افراد چاق و خیلی ها لاغر هستند ؟
قبل از ورودم به سایت همیشه برایم سوال بود که چرا خیلی ها بیشتر از من میخورند و حتی ورزش هم نمیکنند؛
ولی لاغر و متناسب هستند، اما من حسرت خوردن همه چیز را دارم و کلی هم رژیم و ورزش های سنگین انجام میدهم ولی چاق هستم ؟؟؟!!!
آن زمان پاسخهای متفاوتی برای این پرسش داشتم
مثلا :”خدا من را اینگونه خلق کرده و سرنوشت من بدبخت را چاقی نوشته؛ژنتیک من چاقیست؛و .…..”
اما بعد ورودم به سایت و آموزش دیدن نگرش و باورهایم تغییرات فوق العاده ای داشته و اکنون پاسخ دیگری برای این پرسش دارم :
افراد چاق بدلیل انبوه فرمولهای اشتباهی که در ذهنشان ذخیره کرده اند چاق هستند .افراد چاق کلی مانع ذهنی دارند کلی ترس های اشتباه دارند.
و بر اساس قانون فرکانس هر انرژی که به کائنات ارسال کنیم انرژی هم اندازه و همسو با آن دریافت میکنیم .
پس ما خودمان چاقی را با انبوه اشتباهات ذهن چاقمان بزرگ و قدرتمند کرده ایم .
اما یک فرد متناسب هیچ کدام از این فرمولها و موانع در ذهنش وجود ندارد ،او به خوراکی ها قدرت چاق کنندگی نمیدهد،روی خودش برچسب نمیزند و انرژیهای منفی و چاق کننده به کائنات ارسال نمیکند.
پس او هیچ وقت چاق نمیشود.
چه کار کنیم تا لاغر شویم ؟؟
سوالی که همیشه در ذهن و زبان افراد چاق موج میزند چطور لاغر شوم ؟؟!!
قطعا همگی ما بارها و بارها از روشهای مختلف اقدام به لاغری کرده ایم .
ولی هیچ وقت نتیجه ماندگار نگرفته ایم و بعد از مدتی مجدد چاق و یا حتی چاقتر شده ایم .
دلیل آن این است که در تمام آن روشها ما با فشار و اجبار میخواستیم، جسممان را تغییر دهیم .
در حالی که ما برای چاق شدن هیچ سختی نکشیده بودیم ،هیچ زجر و فشاری را تحمل نکرده بودیم .
و ابتدا با ذهنمان چاق شده بودیم .ولی الان میخواهیم از مرحله آخر وارد عمل شویم و با تحت فشار گذاشتن جسممان همه چیز را حل کنیم .
و این کاملا اشتباه است ما باید ابتدا ذهنمان را متناسب کنیم و محتویات ذهنیمان را اصلاح کنیم تا به مرور و به صورت خودکار جسم ما متناسب شود .
پس بهترین روش برای داشتن یک لاغری اصولی و ماندگار بدون سختی و فشار ،روش لاغری با قدرت ذهن است .
خوب در این گام من باید دلایل چاقی خودم را لیست کنم
و ببینم که محتویات ذهنی من نسبت به دلایل چاقی ام چیست ؟البته این دلایلی که مینویسم دلایلی است که من قبل از گذراندن دوره صد گام داشتم و الان تغییرات ذهنی بی نظیری بعد از طی کردن دوره صد گام در من شکل گرفته است و من دیگر این باورهای اشتباه را ندارم .
تمرین شماره ۱
چرا شما چاق هستید؟
.و اما دلایل گذشته من برای چاقی
اولین دلیل چاقی من پرخوری بود .چون ،من به شدت پرخوری میکردم و عملا هر چیزی که قابلیت خورده شدن داشت در نهایت سر از معده من در می آورد .
دومین دلیل چاقی ام کم تحرکی بود ؛فکر میکردم چاقم چون تنبل و کم تحرکم .
سومین دلیل چاقی ام را اختلال جسمی میدیدم ؛فکر میکردم بدن من با تمام آدمها فرق دارد و من حتما دردی یا مرضی، چیزی دارم که لاغر نمیشوم.
چهارمین دلیل چاقی ام را ظلم خداوند در حق خودم میدانستم و سرنوشتی که من مجبورم بپذیرم ،و بخاطر همین طرز تفکر همیشه به خدا گلایه میکردم و غر میزدم .
پنجمین دلیل من ژنتیک بود؛باور کرده بودم که به عمه ام رفته ام و مثل او چاق و بیمار میشوم .
ششمین دلیل من این بود که از بس انسانها خوراکی ها را دست کاری ژنتیکی کرده اند و در روند طبیعت اختلال ایجاد کرده اند پس طبیعی است که من چاق باشم ،چون من از این خوراکی ها میخورم .
و کلی دلیل دیگر که الان مجال نوشتنش را ندارم .
تمرین شماره ۲
از چه سنی چاقی شما شروع شد؟
من از بعد ازدواجم کم کم روند چاقی ام شروع شد و بعد زایمان به اوج خودش رسید .و من از سال ۸۴ روند چاقی ام آرام آرام شروع شد و م بدون اینکه بفهمم که چطور چاق شدم متاسفانه کلی اضافه بار برای خودم خلق کرده بودم .
تمرین شماره ۳
خاطرات شما از چاقی چیست؟
از خاطرات چاقی بی نهایت خاطرات از لذت خوردن چیزهای مختلف دارم .از لذت خوردن فلان غذا و یا خاطره فلان رستوران یا فلان مسافرت .
ولی خاطرات بد چاقی بر خاطرات خوب و لذت بخش خوردنش همیشه پیروز میشود .
خاطرات خجالت کشیدن از اندامم
خاطرات شنیدن متلک و حرف و حدیث دیگران
خاطرات تحقیر شدن در جمع بخاطر مسخره کردن چاقی ام
خاطرات پیدا نکردن لباس مورد علاقه ام
خاطرات محدودیت و نداشتن حق انتخاب
و ………و………و کلی خاطرات شوم دیگر ……..
تمرین شماره ۴
مشکلاتی که چاقی در زندگی برای شما ایجاد کرده است را شرح دهید.
چاقی باعث زشت شدن اندامم شد
اعتماد به نفس نداشتم
عزت نفس نداشتم
قدرت انتخاب نداشتم
نمیتوانستم از حقم دفاع کنم
کلی بیماری پیدا کرده بودم کمر درد و پا درد و ناراحتی های گوارشی و …..
نمیتوانستم لباسهای مورد علاقه ام را تهیه کنم
مجبور به پذیرش هر شرایطی بودم
و به طور کلی انسانیت من به معنای واقعی در حال تباه شدن بود .
خدای بی همتایم از تو سپاسگزارم که من را به این مسیر هدایت کردی
الهی به امید تو
سلام خدمت استاد
عزیز چرا من چاق هستم؟
.چون من علاقه خیلی زیاد به شیرینی دارم جوری که انگار معتاد به شیرینی هستم بعد از غذا حتما باید یه چیز شیرین بخورم .
.من مواد فرآوری شده مثل چیپس و پفک پاستیل و… زیاد میخورم .
.چون غذا رو برای رفع نیاز بدن نمیخورم برای این میخورم که حوصلم سر رفته یا الان وقت اضافه دارم و برام مهم نیس که سیر شدم بازم میخورم.
. من عادت دارم که برم سر یخچال و کشو و هر چیزی که پیدا کردم رو بخورم .
.من تا وقتی غذا یا تنقلاتی اطرافم باشه و جلو دیدم بر میدارم و میخورم
.به دلیل کم تحرکی
. به دلیل پرخوری زیادددد
.به دلیل استعداد چاقی
.به دلیل ارثی بودن از طرف خوانواده پدری
.چون از اول چاقی با من بوده .
چون گاهی به دلیل لجبازی با دیگران بیشتر غذا میخورم
.از چه سنی چاقی من شروع شد ؟
از اول بوده طوری که پدرم تعریف میکنه من وقتی به دنیا اومدم با اینکه ۲ کیلو و ۸۰۰ گرم یودم ولی شکم داشتم از وقتی خودمو شناختم انگار همیشه داشتم با این مسئله دست پنجه نرم میکردم از من به عنوان بچه تپل یاد میشده
قدرت نفوذ چاقی در ذهن من حدودا ۷ سالگی بوده که پدرم مغازه سوپری باز کرد و منی که تپل بودم شروع کردم به تپل تر شدن و سرزنش و هشدار های دیگران به مواظب باشم تپل تر نشم چاق نشم و تمسخر خواهرم به دلیل داشتن شکم
یا اینکه من از اون موقع مسئله چاقی و اضافه وزن رو درک میکردم توی مدرسه همیشه اول سال به خوانوادم گفته میشد که بچه شما اضافه وزن داره و توصیه رفتن به پیش دکتر تغذیه رو میکردن.
خاطرات من درباره چاقی که از دیگران میشنیدم؟
اینکه افراد چاق افراد بد هیکلی هستن که به شدت تنبل هستن زرنگ نیستن افراد بد بویی هستن افرادی که همیشه مجبورن لباس مشکی بپوشن لباس های پوشیده تری نسبت به بقیه بپوشن همیشه افراد لاغر از اونا بالاتر هستن افراد چاق افرادی خیلی بی اراده یی هستن چون اگر اراده داشتن لاغر میشدن همیشه مشکل لباس خریدن دارن
.مشکلاتی که چاقی برای من ایجاد کرده ؟
.چاقی اعتماد به نفس منو خورد کرده
.از بدنم خجالت میکشم زیر لباس های گشاد سعی میکنم مخفی کنمش
.همیشه دنیال لباسی هستم که منو لاغر تر نشون بده
.همیشه در حال فکر کرون به قضاوت های دیگران درباره خودم هستم
.نداشتم اعتماد به نفس در انجام انواع ورزش ها
.از عکس گرفتن بیزارم
.سنم بیشتر چیزی که هست نشون میده چیزی حدود ۵ سال بزرگ تر
.احساس ضعیف در مقابل افراد لاغر
.جوش صورت
. عرق کردن
.سرزنش دیگران که لاغری کن نمیخوای لاغر بشی
.دور شدن از حس دخترانگی
.تنفر از بدن
. لایق ندونستن خود برای خیلی از کار های
.دوری از جمع
.خدا پشت و پنهانتان
به نام او
سلام خدمت استاد گرامی و تمام هم مسیرشان عزیز
خیلی شکر گذار هستم که توی این مسیر قرار گرفتم
برای جواب سوالات جلسه اول
جواب سوال،چرا چاق شده اید: اولین چیزی که به ذهنم خطور میکنه بخاطر خوردن خوراکی های بیرون مثل کیک و شیر کاکائو و موادی که قند غیر طبیعی دارن هست و خیلی موارد هم که خانواده القا کردن به ذهن من مثل:
تو ژنتیکی چاق هستی و ارثیه و مال اینه
چون مامان چاقه و اضافه وزن داری این توی ژنتیک تو هم هست
چون کم تحرکی
چون ریزه خواری زیادی داری
چون غذا زیاد میخوری
چون شکمویی و خیلی از این موارد
که خیلی از اون ها به اشتباه به ذهن من القا شده
جواب سوال دوم،از چه سنی چاق شده اید: دقیقا یادم میاد که از کلاس دوم ابتدایی به بعد چاقی من شروع شد و تا همین حالا که دارم این رو تایپ میکنم این اضافه وزن و چاقی من ادامه داشته یادمه کلاس ۸ ام و نهم که بودم تصمیم جدیدی بر لاغری گرفتم که بسکتبال کار میکردم ولی بازم چاقی ادامه داشت
و پارسال اولین روز محرم شروع کردم به وزن کم کردم دقیقا یادمه و خیلی نتایج خیلی خوبی گرفته ولی خیلی طول کشید و اینکه باشگاه رفتن رو یه مدت ول میکردم و یه مدت ادامه میدادم و الان هم نمیرم ولی در کل پارسال ۱۰۶ کیلو بودم و الان ۹۳ کیلو هستم خیلی از خدا ممنونم برای این کاهش وزن اما توی این سایت اومدم که کار رو یه سره کنم و وارد لاغری بشم برای همیشه
جواب سوال سوم ،خاطرات شما از چاقی :خوب من سابقه چاقی ۱۲ ساله دارم و خیلی توی این سال ها چاقی همراه من بوده تقریبا همیشه با من بوده
خاطرات همیشه نا خوشایند بوده ولی وقتشه دیگه چاقی خداحافظی کنه
من همیشه غذای دادشم یا ابجیم اگه اضافه میومدند میخوردم
کوچیکتر که بودم توی مهمونی ها در حد انفجار غذا میخوردم ،واقعا آنقدر میخوردم که حالم خیلی بده بشه
ریزه خواری که همیشه یار و یاور کنه همیشه یه وی باید بخورم
همش توی یخچال دنبال یه چی میگردم برخوردم در حالی که اصلا گشنم نیست این عادت خیلی بدی هست که همش یخچال رو میگردم و ببینم چیزی هست بخورم یا نه اصلا به اینکه سیر یا گشنه هستم ربط نداشت برا من ناخودآگاه این مسئله
همیشه توی لباس خریدن مشکل داشتم که لباس یا اندازم نبود یا لباسی که میخواستم نبود یا لباس رو تنم خیلی زشت بود و واقعا خوشم نمیومد
و اینکه لباس ها هم زود کوچیک میشد و دیگه بدرد نمیخورد
برای دوران کنکور هم حساب چاق شدم که برای مطالعه بیش از اندازه بود که الان بهترم الهی شکر
و این مواردی که گفتم مثل:
تنگ شدن لباس
بد ریختی لباس روی بدن
چالاک نبودن در ورزش
حمل کردن یه چیز اضافه همیشگی
کاهش انعطاف پذیری بدن
کند بودن
ضعیف بودن توده عضلانی بدن که میتونه به زانو درد و کمر درد و هزار تا بلا دیگه تبدیل بشه یک گوشه از مشکلات چاقی هست
که به لطف خدا و با تلاش خودم و وجود استاد عزیز به تناسب میرسم