✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 688 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
دلایل چاقی:
متابولیسم پایین
عدم تعادل هورمون های بدنم
ژنتیک خانواده پدری
سو هاضمه معدم
نداشتن غذای ارگانیک
خستگی و بیحالی بدن
کم کاری تیروئید
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
شروع مسیر لاغری قسمت اول
مسیر لاغری همون مسیر چاقیه،فقط باید در جهت مقابلش به حرکتم ادامه بدم،بهترین طریق قرار گرفتن در مسیر لاغری ادامه دادن در مسیر چاقیه،
مثلاً اگه در حال رانندگی از محل سکونتم به شهر دیگهای باشم، بعد از مدتی یادم میفته که وسیلهای که خیلی ضروریه رو با خودم نیاوردم تصمیم میگیرم به خونه برگردم تا اون وسیله رو بردارم، اولین اقدام که باید انجام بدم تصمیمگیری برای برگشتن به سمت خونه است،
دومین اقدام پیدا کردن دور برگردان برای برگشتن به خونه است،
سومین اقدام هم ادامه حرکت به سمت خونه از سمت مقابل همون جادهایه که منو از خونه دور میکرد.
برای لاغر شدن هم باید این فرایند رو در زندگیم اجرا کنم،
مثلا یه زمانی متوجه میشم شرایط جسمی و سلامتی من اونطوری که دوست دارم نیست،اولین اقدامم باید تصمیم گرفتن برای لاغر شدن باشه،تصمیمی که بارها در دوران چاقیم گرفتم،دومین اقدام هم باید به دنبال روشی برای لاغر شدن باشم،سومین اقدام هم باید حرکت کردن در مسیر لاغری باشه که انتخاب کردم و اونقدر به حرکتم ادامه بدم تا به تناسب اندام و سلامتی که قبلاً داشتم برسم،
همه این مراحل رو بارها توی زندگیم انجام دادم اما چرا لاغر نشدم؟
تنها دلیلش این بوده که از محل مناسب وارد مسیر لاغری نشدم،
چاقی مسیریه که منو از سلامتی و تناسب اندام دور میکنه،هر چقدر بیشتر در این مسیر حرکت کردم برام واضحتر شد که حرکت در این مسیر رو دوست ندارم و علاقه دارم به سمت اون جایی که قبلاً بودم که همون لاغری و سلامتی هست برگردم،
در مسیر چاقی تابلوهای زیادی به منظور راهنمایی من در مسیر لاغری نصب شده بودن،اما متاسفانه اون مسیرها منو به سمت لاغری هدایت نکردن،
فقط منو به مسیر جدیدی به سمت چاقتر شدن وارد کردن.
باید بدونم که برای رفع هر مشکلی باید ابتدا مشکل و عوامل به وجود آورنده اون مشکل رو شناسایی کنم،
پس برای رفع چاقی و لاغر شدن باید اول دلایل چاقی رو شناسایی کنم،
در روش صحیح لاغر شدن اول باید مشخص کنم چه عاملی باعث چاقی من شده تا با شناسایی اونها راهکار مناسب برای برطرف کردن هر عامل چاق کننده رو پیدا کنم و به مرور به سمت لاغری حرکت کنم.
تنها مسیری که میتونه بهم کمک کنه که لاغر بشم و برای همیشه لاغر بمونم دورههای آموزشی لاغری با ذهنه.
الان که به مسیر لاغری با ذهن هدایت شدم میبینم که متفاوت بودن روش لاغری با ذهن برای لاغر شدن احساس خیلی خوبی بهم میده،
چون دیگه خبری از عدد کذایی اضافه وزنم نیست و به جای اون لیستی از عواملی که باعث چاقی من شده برام واضح میشن.
از طرفی چون لیست بایدها و نبایدهای خوردنی برای خودم مشخص نکردم احساس خوبی دارم.
در روش لاغری با ذهن خبری از خوردن و نخوردنها و رژیم غذایی نیست،
برام مشخص نمیکنن که هر روز اول صبح باید یک لیوان آب تلخ زیره رو بخورم،
بهم گفته نشده که میان وعده حق دارم فقط نصف هر میوه ای رو باید بخورم.
گفته نشده برای ناهار اجازه دارم ۵ قاشق برنج با دو قاشق خورشت بدون روغن و یک کاسه به هر اندازه که میخوام سالاد بدون نمک بخورم.
برام مشخص نکردن که حق خوردن شیرینی یا قند با چای رو ندارم.
بهم گفته نشده اگر کیک و بیسکویت بخورم لاغر که نمیشم هیچ بلکه چاقترم میشم.
مشخص نکردن که فقط به اندازه یک کف دست نان سبوسدار باید بخورم.
برام تعیین نشده که برای شام فقط میتونم به هر اندازه میخوام سالاد و سبزیجات بخورم،
در این روش وقتی به لیست عوامل چاقی خودم نگاه میکنم دیگه خبری از نبایدها نیست،
خبری از وزن کردن و جدا کردن غذا نیست و قرار نیست در مهمونیها ظرف غذای خودم رو همراهم ببرم و فقط سعی کنم از بودن در جمع دیگران خوشحال باشم و حق ندارم از غذاهای مهمونی مصرف کنم.
اگرچه لیست چاقی من عوامل زیادی داره و از ملاحظه اون احساس ناامیدی در برطرف کردن اون عوامل بهم دست میده،اما وقتی به روشهای خیلی سخت قبلی در مسیر لاغری فکر میکنم خیلی زود نسبت به این روش لاغری که الان در پیش گرفتم احساسم بهتر میشه،
همین که دیگه خبری از رژیم و ورزش کردن نیست خیلی عالیه و نوید این رو میده که این روش رو میتونم برای مدت بیشتری ادامه بدم.
و نکته خیلی عالی در این روش اینه که فرد دیگهای برای من برنامه لاغری، رژیم و ورزش رو تنظیم نمیکنه و این اولین باره که خودم باید دست به کار بشم و برای لاغر شدنم اقدام کنم،
همونطور که در این مدت چاقیم کسی بهم نگفته بود که به چه صورت باید چاق بشم و این خودم بودم که هر بار متوجه میشدم چاقتر از قبل شدم.
این بار هم کسی بهم نمیگه که باید چطور لاغر بشم و خودم باید با اشتیاق قدم در مسیر لاغری با ذهن بزارم.
باید در این مسیر استمرار داشته باشم و نکته امیدوار کننده اون هم اینه که برای لاغر شدن نیاز نیست به اندازه سالهایی که چاق بودم صبر کنم،لاغر شدن به مراتب سریعتر از چاق شدنه،فقط باید اینو بدونم که اگه یک ساله که چاق شدم نباید انتظار داشته باشم که هفته دیگه به شرایط ایده آلم برسم،اگه سه ساله که از چاقی رنج میبرم نباید انتظار داشته باشم که یک ماه دیگه به شرایط ایده آلم میرسم،اگه ۱۰ سال یا بیشتره که مشغول چاق شدنم و در حال تلاش برای لاغر شدنم هستم انتظار نداشته باشم طی سه ماه به شرایط ایدهآل خودم برسم،
فقط باید اینو باور کنم که لاغر شدن سریعتر از چاق شدنه،با هر سرعتی در مسیر لاغری حرکت کنم بارها و بارها سریعتر از زمانیه که چاق شدملاغر شدن رو تجربه خواهم کرد،
وقتی صحبت از تغییر میشه دو تا موضوع مورد بحث قرار میگیره موضوع اول اینه که چرا چاقم و چرا خیلی ها لاغرن.؟؟
موضوع دوم اینکه از چه طریقی باید لاغر بشم؟؟
یعنی یکی صورت مسئله است که چرا چاقم و دیگران لاغرن و یکی جواب مشکل که حالا چطور میتونم لاغر بشم؟
در مدت زمانی که اضافه وزن داشتم همش دنبال این بودم که چطور لاغر بشم و هیچ وقت دنبال این نبودم که چرا چاق شدم.و برای همینه که هیچ وقت نتونستم به اون نتیجهای که دوست دارم دست پیدا کنم. همیشه میخواستم چاقی رو حل کنم و چاقی رو از بین ببرم، میخواستم نتیجه رو از بین ببرم و نتیجه رو تغییر بدم.
و دنبال روشی بودم که چاقی رو تبدیل کنم به لاغری،ولی هیچ وقت به این فکر نکرده بودم که اصلاً چرا چاقم؟دلیلش چیه؟
اگه صورت مسئله رو بهش فکر کنم و جوابی برای اون پیدا کنم میتونم برای همیشه لاغر بشم.
در دوره لاغری با ذهن همیشه صورت مسئله مورد بحث و تحلیل قرار میگیره و روشهایی برای تغییر صورت مسئله یاد میگیرم، نه اینکه بخوام نتیجه رو تغییر بدم.
نتیجه همیشه حاصل یک سری افکار، رفتار و یک سری مسائله که نتیجه نهایی رو رقم میزنه.
اینکه انتظار داشته باشم بدون اینکه مسائل قبل از نتیجه رو تغییر بدم فقط بخوام نتیجه رو تغییر بدم یک انتظار اشتباه و دور از دسترسه،
در تمام دفعاتی که برای لاغری اقدام میکردم میخواستم نتیجه رو تغییر بدم،میخواستم یهویی چاقی رو تبدیل کنم به لاغری،برای همین در این کار ناموفق بودم.
پس اگه میخوام لاغر بشم این بار نباید با نتیجه کاری داشته باشم،نباید هدفم این باشه که چاقی خودم رو به لاغری تبدیل کنم،باید هدفم این باشه که چرا چاق شدنم رو تغییر بدم،
مثلاً دارم با ماشینم رانندگی میکنم اتفاقی میفته و ماشین از حرکت میایسته به دنبال دلیلش میگردم و به نتیجهای نمیرسم.یه رهگذری رد میشه میگه فکر کنم از باتری ماشینهبعد از تعویض باتری میبینم که باز حرکت نمیکنه و روشن نمیشه.
یه نفر دیگه میاد میگه که شاید از شمع های ماشینهبا انداختن شمع نو بازم ماشین حرکت نمیکنه.
یه نفر دیگه میاد میگه که از دینام ماشینه که روشن نمیشه و برق تولید نمیکنهبرای همین با تهیه دینام هم بازم ماشین روشن نمیشه.
یه نفر دیگه میاد ولی دیگه به حرفاش گوش نمیدم چون دیگه با دفعههای قبل هم نتیجه نگرفته بودم،
یکی دیگه میاد میگه که بهتره ماشین رو ببری نمایندگی اونجا متوجه میشن که کجای ماشین مشکل داره.اونجا یه قطعه خیلی ساده و کم هزینه رو تعویض میکنن و ماشین روشن میشه.
در برخورد با چاقی هم از همین دو طریق عمل کردمهمیشه از طریق اول عمل کردم که هر کسی از راه رسیده بهم گفته من به این دلیل چاقم و باید این کارو انجام بدم.
بهم گفتن بیا این برنامه رو استفاده کن،این برنامه ورزشی رو استفاده کن،بیا این قرص رو استفاده کن و هر کدوم رو که انجام دادم و نتیجه نگرفتم باعث شدن هر بار نسبت به خودم و دیگران بینتر بشم.در صورتی که اگه یک بار اشکال اصلی رو پیدا کرده بودم، ایراد اصلی رو پیدا کرده بودم و تشخیص داده بودم و به حل اون پرداخته بودم،خیلی راحتتر لاغر میشدم و برای همیشه لاغر میموندم.
لاغری با ذهن همون کامپیوتر و سیستمه که عیب یابی میکنه جسم منو،عیب یابی میکنه ذهن منو و بهم میگه چه چیزهایی در ذهنم اشتباه برنامهریزی شده،چه فرمولهایی اشتباههکه باید اونها رو تغییر بدم تا لاغر بشم،
کل لاغری با ذهن همینه که من مثلاً تصور کنم یک کامپیوتر هوشمنده که من با انجام تمریناتش،با گوش دادن به فایلهای توضیحی اون به معایب و مشکلات ذهنی خودم، به فرمولهای ذهنی اشتباهی که در مغزم دارم پی میبرم و اونها رو با فرمولهای صحیح جابجا میکنم، تغییر میدم و میبینم که جسمم به شکل عالی تغییر میکنه،
لاغر شدن در صورتی میتونه دائمی باشه که علت چاقی رو تشخیص و برطرف کنم نه اینکه بخوام نتیجه رو تغییر بدم.
هیچکس نتونسته با تغییر نتیجه که همون چاقی به لاغریه برای همیشه لاغر بمونه،
چون علت چاقی در ذهن منه و تا وقتی این فرمولها تغییر نکنه من هر فشاری به جسمم بیارم متاسفانه به وزن قبلی برمیگردم،
به خاطر اینکه فرمولها تغییر نکرده و اونها دارن کار خودشون رو انجام میدن و من دوباره در مسیر چاقی قرار میگیرم.
باید به اینکه چرا چاق شدم فکر کنم،
چرا چاق هستم فکر کنم،و هر دلیلی که به نظرم میاد که دلیل چاق بودنم هست رو بنویسم،
اگه میخوام لاغر بشم باید وقت صرف یادگیری لاغری با ذهن کنم،
با یادگیری، با انجام تمرینات، با فکر کردن به سوالات، در واقع دارم برنامهریزی ذهنم رو تغییر میدم.
همیشه به این سوالات جواب بدم،
به موضوع چاقی خودم فکر کنم،
ببینم چه چیزی باعث چاقی من شده،
چرا من چاق شدم ،
از چه سنی من چاق شدم،
از چه زمانی اضافه وزنم شروع شده،
چرا من چاق هستم،
چه خاطراتی از چاق شدنم دارم،
چه مشکلاتی با چاق شدنم داشتم،
زمانی که دارم فکر میکنم در واقع دارم فرمولهای ذهنم رو استخراج میکنم و روی کاغذ میارم،
دلایل چاقی من؛؛؛
چون اشتهام زیاده،
چون غذا های سرخ شده و نون و فست فود و برنج و شیرینی و هله هوله باعث چاقی میشن و نباید اینها رو بخورم،
چاق شدم چون که تفریح و لذت بردن از زندگی فقط از طریق خوردنه اونم خوردن تا مرز خفگی و معده درد،
چاق شدم چون هر موقع حوصلم سر میره میخورم،
چاق شدم چون وقتی پول هر غذایی رو دادم تا تهش میخورم که هدر نره.
چون میگم همین یه امشبه که اومدم مهمونی یا عروسی پس باید تا میتونم بخورم و بعد از فردا شروع می کنم به ورزش و رژیم.
چاق شدم چون میگم مواد غذایی رو نباید اسراف کنم و دور بریزم و اضافه ها رو میخورم چون میگم حیفه دور ریخته بشه.
چون باید غذا رو کامل و هرلقمه رو باید سی یا چهل بار بجوم و من اینکارو نمیکنم و دوست دارم سریع بخورم.
چاق شدم چون زیاد تحرک ندارم و ورزش نمیکنم،
چون آب زیاد مصرف نمیکنم که سموم از بدنم دفع بشه.
آب زیاد مصرف نمیکم چون گفتن با خوردن آب زیاد قند اضافه دفع میشه و جذب نمیشه.
چاق شدم چون غذاهای چرب و پر روغن استفاده میکنم،
چون در زمانی که واقعاً گرسنه نیستم غذا میخورم،
چون شنیدم اگه کسی مشکل هورمونی داشته باشه استعداد چاقیش میره بالا و من هم چون مشکل هورمونی دارم چاق میشم.
چون سبزیجات و میوه ها رو کمتر استفاده میکنم،
چون بیشتر غذاهام نشاستهای و قندی هستن،
چون از غذاهایی که فیبر ندارن استفاده میکنم،
چون از نانهای سبوسدار استفاده نمیکنم،
چون از غلات خیلی کم استفاده میکنم،
چون پیادهروی هام یکنواخت هستن و باید به صورت اینتروال و قدرتی پیاده روی و ورزش کنم،
چاق شدم چون از سس برای سالاد استفاده میکنم،
چون بیشتر از روی عادت غذامیخورم و اصلاً به زمان گرسنگی واقعی اهمیت نمیدم و با اینکه گرسنه نیستم ولی باز هم میخورم،
چون بیش از مقدار نیاز آجیل و شکلات میخورم و باید فقط به اندازه یک مشت آجیل بخورم.
چاق شدم چون کمتر از پروتئین استفاده میکنم،
چاق شدم چون از ساعت شش عصر به بعد باید فقط پروتئین بخورم و اگه غیر از این باشه چربی ها در بدنم انباشته میشن و چاق میشم.
چاق شدم چون یه مدت ورزش میکنم و یه مدت ورزش رو کنار میذارم.
چاق شدم چون هر موقع اعصابم خورد میشه با خوردن خودم رو آروم میکنم.
چاق شدم چون کالری زیاد باعث چاقی میشه و باید غذاها رو بر اساس کالری بندی بخورم و چون این کارو نمیکنم چاق میشم.
چون گفتن وقتی سن آدم بالا میره سوخت و ساز بدن کمتر میشه و باید غذاهای کم کالری مصرف کنه.
چاق شدم چون گفتن زمان فهمیدن سیری ۲۰ دقیقه طول میکشه تا مغز متوجه سیری بشه پس باید غذا رو آروم و جویده جویده بخورم و منم حوصله آروم خوردن رو ندارم.
چاق شدم چون موقعی که سیرم و کسی بهم غذا تعارف میکنه بازم میخورم.
چاق شدم چون میوه ها قند زیادی دارن و من هم به شدت به اونها علاقه دارم و در خوردن اونها زیاده روی میکنم.
چاق شدم چون عاشق ته دیگ سیب زمینی و نون هستم.
چاق شدم چون زولبیا وبامیه میخورم واینها هم به شدت چاق کننده هستن.
چاق شدم چون صبحانه میخورم، صبحانه باید فقط میوه یا سبزیجات بخورم.
چاق شدم چون از پنیر پیتزا استفاده میکنم.
چاق شدم چون ۲۴ ساعت شبانه روز فقط در فکر خوردنم که الان چی بخورم که کالریش کمتر باشه، چی بخورم که احساس سیری بیشتری بهم بده ،ولی چاقم نکنه و انگار ذهنم فقط و فقط مشغول چیز دیگه ای به غیر از خوردن و نخوردن نیست.
چاق شدم چون هر موقع با دوستان و فامیل به پارک یا جاهای تفریحی میرم همش در حال خوردن آجیل و تخمه ومیوه هستم.
چاق شدم چون نوشابه و نوشیدنی های قندی میخورم.
چاق شدم چون برنج، نون، ماکارونی، غذاهای فست فودی، پیتزا،و ساندویچ میخورم.
چون تمام کربوهیدراتها سمِ برای بدنم، کربوهیدراتها فقط انسولین رو بالا میبرن،کربوهیدراتها فقط باعث پف شدن بدنم و تخریب اندامهای داخلی بدنم میشن.
چاق شدم چون شکر و مواد قندی رو زیاد استفاده میکنم.چون تمام غذاهای فرآوری شده وغذاهای صنعتی به شدت سرشار از قند هستن،سرشار از مادهای به نام های فروکتوز کورن سیروپ هستن که به شدت برای بدنم ضرر دارن و باعث تخریب اندامهای داخلی بدنم میشن،
چاق شدم چون دارم برنج میخورم، چون این برنجها دستکاری شدن و طبیعی نیستن و اصلاً برای بدنم خوب نیستن،
چاق شدم چون ۲۴ ساعت شبانه روز در حال خوردن هستم،چون بدن انسان به غذا احتیاج نداره و من همش در حال خوردن هستم،
چون شنیدم بدن انسان به غذا احتیاج نداره وبدن هرچی به غذا نرسه قویتر و قویتر میشه،برای همین چون نمیتونم غذا نخورم پس چاق میشم.
چاق شدم چون میوه میخورم، میوهها به شدت دستکاری شدن و اصلاً برای بدنم مناسب نیستن،
چاق شدم چون دارم غلات استفاده میکنم، غلات به شدت برای بدنم مضرن و به بدنم آسیب میرسونن و سرشار از لکتین هستن.
چاق شدم چون تحرکم خیلی کمه، چون شنیدم انسان باید در طول روز به اندازه ۲۵ کیلومتر راه بره و من هم چون نمیتونم این مقدار تحرک رو داشته باشم برای همین چاق میشم.
چاق شدم چون دارم کربوهیدرات میخورم،کربوهیدرات برای بدن ناسازگاره ،چون اصلاً پروتئین مصرف نمیکنم،
باید غذای مصرفی من در طول روز فقط و فقط پروتئین باشه و چون اینها رو مصرف نمیکنم پس چاق میشم،
چاق شدم چون از غذاهای طبیعی استفاده نمیکنم،چون دارم از این روغنها که به شدت سم هستن و برای بدنم مضرن دارم استفاده میکنم،
چاق شدم چون نباید کربوهیدرات بخورم کربوهیدرات مثل اسفنج در بدن آب میکشه و باعث پف شدن و چاقی بدنم میشه.
چاق شدم چون در طول شبانه روز فقط باید یک وعده غذا بخورم اونم فقط پروتئین باید باشه. و دیگه تا ۲۴ ساعت بعد اصلا نباید چیزی بخورم.
یا نهایتش دو وعده باید بخورم اونم سر یک ساعت مشخص و اصلا هم بین اونها چیزی نخورم. وغذام هم فقط پروتئین باشه.و چون این کارها رو نمیکنم چاق میشم.
بنام خداوند وهاب
سلام خدمت استاد ارجمند وتمام دوستان خوب در این سایت بینظیر
خدارو شاکرم در این مسیر قرار گرفتم واز استاد عزیز بابت به اشتراک گذاشتن تجاربشون بینهایت سپاسگزارم
من به گذشتم فکر کردم و تنها خاطره ای که از چاقی داشتم این بود که ددرآن بچگی با مامانم حمام میرفتم مامانم کمی چاقی داشت در قسمت شکم و پهلو که اندامش نامتناسب کرده بود ومن همیشه این توی ذهنم بود که منم اگه چاق بشم همین شکلی میشم والان که سالهاست مامانم به رحمت خدا رفته اون تصویر در ذهن من هست و بارها گفتم خودم که من از مامانم بردم وتوی خانواده پدری و مادری افراد چاق نداریم و اگه هم باشه خیلی کم و یک دلیل دیگه من خیلی از اطرافیان می شنیدم که با ازدواج و بارداری چاق میشویم ومن هم باور کرده بودم، یادمه وقتی تازه ازدواج کرده بودم با همسرم میرفتم لباس بخرم به جا یک دست لباس دو،سه دست برام میخرید میگفت از بس لباسا بهت میاد دوست دارم همش برات بخرم اینو میگم که تا اون زمان که ۲۴ سالم بود اندامم خوب بود ولی کم کم به خاطر اون باورا که داشتم وباردار هم شدم دیگه اندامم به هم خورد چون افکار کار خودشونو کردن و الان باور کنید دوست ندارم برم لباسی بخرم چون اندامم اونی که میخوام نیست .امیدوارم با توکل به خداوند زیبا و استفاده از این دوره که به سمتش در اولین روز حضورم هدایت شدم به اندام دلخواهم برسم
با آرزوی موفقیت و تناسب اندام برای همه دوستان وخودم
پس سوال این قسمت اینه: خوب به موضوع چاقی خودتون فکر کنید؛
واقعأ چرا شما چاق شدید؟ از چه سنی شما چاق شدید؟
بیاید مثلآ فکر کنید از شما خواستن یک داستان درباره ی چاقی خودتون بنویسید،خاطرات چاقی را بنویسید.
موضوع انشا ما اینه:
چرا من چاق هستم؟
زمان چاقی
من که چاق نشدم که من چاق بدنیا اومدم. عکسم هم هست چهار پنج تا بچه زیر یکسال هستیم که یکجا نشسته ایم بصورت ردیفی. من یه بچه نیستم اندازه یکیو نصفی یا دوتا بچه هستم 🤣🤣
حالا شما بگو از کی چاق شدیم از موقعی که تو شکم مادرم بودم چاق بودمحتی مامانم میگند ویارشون زمان من گوشت و کباب و آبگوشت بوده اما در زمان برادرم آبمیوه و میوه خیلی دلشون میخواسته. پس من از زمان انعقاد نطفه چاق بودم 😁
دلیل چاقی
دلیل اینکه من چاق هستم حتما به این موضوع بر میگردد که خیلی میخورم و الا از راه هوا که آدم چاق نمیشود.کلا میلم به غذا زیاد است هر وقت بیکارم و حوصله ام سر میرود میخورم، اگه فکرم مشغول چیزی ناراحت کننده هم باشد میخورم. تنها تایمی که لاغر شدم البته اونم نه لاغرِ لاغر منظورم اینه که کمی وزنم اومد پایین در زمان دانشجویی بود بخاطر پیاده روی زیادی که انجام میدادم یا قبل از باردار شدن که با همسرم تایم طولانی هر روز پیاده روی میکردم.من عاشق شیرینی و شکلات هستم شکلات تلخ شکلات باطعم قهوه و نسکافه غذاهای چرب مثل ماکارونی الویه پیتزا و انواع سرخ کردنیها. برنج که از بچگی عاشقش بودم و بیشتر از بقیه میخوردم.اونا که لاغرند شاید ژنی هم باشه چون از اول خیلی بخور نیستند ولی ما ها ژنمون تپله خوراکیها برای ما خوشمزه تره زود به زود گشنمون میشههی دوست داریم بخوریم و بخوریم. عذاب وجدان هم که میگیریم بازهم میخوریم. عدد رو ترازو را که میبینیم باز هم میخوریم چون از اون عدد ناراحت میشیم و چون برای رفع ناراحتی باید راهی برای آرامش پیدا کرد که اون راه خوردنه.
خوب خوردن خوبه دیگه از نظر من خیلی باحاله شاید دلیلش اینه سرگرمیه دیگه ای جز خوردن نتونستم پیدا کنم که به اندازه اون برام جذاب و هیجان انگیز باشه
یه چای با شصت تا قند و یا بیست تا پولکی در حالیکه تا خرخره غذا خوردم
یه عالمه سالاد میخورم که یعنی میخوام لاغر بشم اما باز هم یه عالمه غذا میخورم
من در حد حالت تهوع غذا میخورم. اصلا آرامش ندارم فقط دلم میخواد بخورم.
انگار مسابقه خوردن دارم. حالا این مسابقه را با کی گزاشتم خدا میدونه فقط همیشه تو این مسابقه برنده ام چون تا بالاترین حد توانم میخورم.
من از اونام که با آب خوردن چاق نشدم مثل بعضیا که میگن ما آب هم بخوریم چاق میشیم من واقعا با خوردن چاق شده ام با انواع خوراکیهای چرب و شیرین انواع هله هوله های بیهوده
کاری که من میکنم واقعا بیش از حد معده غذا میخورم.
یه موضوع دیگه که باعث بیشتر خوردن من میشه اینه که تا یه مقداری میام کم بخورم مامانم میگند حالا اینو بخور قوت داره، حالا بخور ضعیف میشیا، حالا بخور مریض میشیا.بخور رنگ و روت زرد شده، بخور جون داشته باشی. البته این دلیل زیاد مطرح نیست چون بنده ذاتا عاشق خوردن هستم.
خاطرات چاقی:
از همون اول از همه برادرام تپل تر بودم مثلا اگه برادرم نصف غذاشو میخورد من مال خودمو که کامل میخوردم نصفه اونم میخوردم. کلا همیشه گشنه بودم و هستم. وقتهایی هم که ناراحتم باز هم میخورم.خاطره های چاقی هم نمیدونم منظورتون چیه ولی کلا خیلی جذاب نیستندچهارم دبستان بودم مربی بهداشت بچه ها را ۴ تا ۴تا صدا میزد تو اتاقش قد و وزنمون رو میگرفت به من که رسید قدمو گرفت گفت اصلا رشد نکردی وزنم را که گرفت گفت خیلی وزنت رفته بالا تو اون گروه ۴ نفره هم من چاقتر بودم.اول راهنمایی بودم یادمه برای یه عروسی یه لباس مامانم دادند برام دوختند و دختر داییم هم تقریبا همون رنگی براش دوختندسال بعد یه جایی دعوت شدیم نمیدونم عقد یا عروسی خلاصه لباسمو تست کردم اندازه ام نبود اصلا تنم نمیرفت یعنی تو یه سال استخون ترکونده بودم درحالیکه برای دختر داییم یه کوچولو گشاد هم شده بود همه به من گفتند تو خیلی چاق شدی. 😒 واقعا لحظه غم انگیزی بود.در دوران نوجوانی و حتی کودکی چون چاق بودم مامانم میگفتند باید پوشیده تر باشی تا کسی به تو نگاه نکنه.تازه برای ما دخترها اوج مصیبت زمان به بلوغ رسیدنمون هست که بخاطر چربی بیشتری که چاقها ذخیره میکنند زودتر از بقیه همسنها به بلوغ جسمانی میرسند و این میشه بلوغ زودرس که برای دخترها خیلی ناراحت کننده است.خاطرات از چاقی زیاده اینکه یه بار توسط یکی از عمه هام بخاطر درشتی بعضی از اندامم مسخره شدم که خیلی برام گرون تموم شد و تا مدتها بغضش با من بود.😢
بارها تو مدرسه توسط همکلاسیهام🥺
حتی ابتدای ازدواجم توسط همسرم که اونم خیلی برام ناراحت کننده بود. 😢
یه خاطره باحال: مامانم تعریف میکردند که همسایه شون یه دختر داشته که خیلی هم تپل و چشم ابرو مشکی و خلاصه همون مدلی بوده که مامانم براش غش و ضعف میرفتند و میگفتند هروقت من این دختر را میدیدم از خدا میخواستم یه دختر مث اون به من بده و وقتی هم تو بدنیا اومدی همون قدر تپل و همون شکلی بودی که تصورشو داشتم. منم بچه که بودم مامانم این را که تعریف میکردند گریه میکردم و میگفتم پس چاقی من تقصیر شماست اگه از اول از خدا یه دختر لاغر میخواسی من الان انقدر چاق نبودم و …🤣🤣
یه بارم یادمه تصمیم گرفتم خام گیاهخوار بشم تا مامانم فهمیدند به روح همه اموات و جان همه زنده ها منو قسم میداند که این کار رو نکن مریض میشی و میمیری و فلانی اینکار را کرد پلاکت خونش اومد پایین مریض شد و مُرد… خلاصه زنگ میزدند گریه گریه که قلبم درد گرفت تو رو خدا برو غذا بخور فشارم رفت بالا تو رو خدا با خودت همچین نکن و…
خلاصه اینم گذاشتم کنار کلا هر تایمی خونه مامانم برم تا یه کمی کمتراز حد معمول بخورم توصیه به خوردن دارند با اینکه این حجم از اضافه وزن من را میبینند. ولی مامانم را اصلا جزو دلایل چاقی نمیبینمشون چون بازهم میگم من کلا عاشق خوردنم.
یه بار بچه که بودم با دختر داییم سوار الاکلنگ شدیم دختر داییم نمیتونست بیاد پایین من همش پایین بودم اون بالا بود، داییم اومد پیش دخترش که بتونه اونو بکشه پایین نتونست بعد به من گفت وای مگه تو چند کیلویی؟ خیلی ناراحت شدم. 😔
مشکلات چاقی:
چاقی باعث میشه اعتماد به نفس آدم بیاد پایین و البته در ابتدا دیگران هستند که با انگشت نشون میدن و بعد همین حرکت باعث میشه فکر کنیم یه چیزی از بقیه کمتر داریم.یه حس زشت بودن یا کمبود داشتن سراغم میاد در نتیجه یه فکرهایی ناخواسته به ذهنم خطور میکنه که من از بقیه کمترم پس اون حس آرامشو راحتی کم کم از من گرفته شد یعنی چون دیدم چاقم گفتم پس من زشتم پس یه چیزی از بقیه کمتر دارم پس استحقاق خوشحال بودن و شادی را ندارم و خوب همه چیز و همه کس هم در بوجود اومدن این حس تاثیر دارد.ساده ترین نمونه اش اینکه نمیتونم لباسهایی که دوست دارم بپوشمو همیشه با حسرت به اندام و لباسهایی که خانمهای دیگه میپوشند نگاه میکنم.
من الان کمر درد و زانو درد شدیدی دارم که از الان میدونم قراره چی پیری سخت و زجر آوری داشته باشم. اکثر اوقات بخاطر رو هم خوری و درهم خوری که میکنم نفخ و گاز معده زیادی دارم.
سنگینم، اصلا حال تکون خوردن ندارم حال بازی کردن با پسرم یا حتی یه ورزش کوچک تو خونه ندارم. اکثر اوقات حال ندارم از جام پاشم همش خسته و هلاکم انگار یه کوه کندم. البته کمردرد ناشی از چاقی هم بی تاثیر نیست مثلا اگه یه روز یه قسمت از خونه رو تمییز کنم اصلا انگار جون کندم. دیگه اگه همون روز بخوام غذا هم درست کنم که واییی دیگه دیوونه میشم از کمردرد دولا دولا راه میرم.شاید باورتون نشه ولی من انقدر کمر دردم شدیده که میشینم رو زمین مثلا برای ناهار خوردن بعدش پامیشم باید دولا دولا راه برم.
یادمه قبلا خیلی میرقصیدم اما الان انقده از هیکل خودم ناراضیم که تا میخوام برقصم به خودم میگم تو بشین سر جات این بشکه را تکون نده 🙁
میدونی یه حس بدی هست وقتی زیادی میخورم احساس میکنم اون حس معنویت هم از من گرفته میشه انگار بال و پر پروازم بخاطر سنگینی بار معده ازم گرفته میشه قشنگ میفهمم زیاده خوری من روی معده اثر میزاره معده که سنگین میشه حس رخوت و کرختی به آدم دست میده نمیدونم کسی بوده همچین حسی داشته انگار حال عبادت از آدم گرفته میشه.
مطمئن هستم هر کس نوشته های من را بخواند به من میگوید خوب خبرت کمتر بخور که البته راست هم میگه.
یبوست که دیگه ولم نمیکنه. وای از این مرض که بهش میگن ام الامراض همش این مشکل را دارم دلیلش را هم میدانم رو هم خوری که معده بدبخت نمیتونه هضم کنه و روده ها هم نمیتونند رد کنند آخه بدبختها یه تایم استراحت هم میخواند.
ریفلاکس معده هم بخاطر پرخوری دارم. از دست خودم بخاطر این حجم از نادانی و بی ارادگی فوق العاده عصبانی و ناراحتم.
همسرم از حجم زیاد چربیهام متنفره و همیشه به من میگویند یه فکری برای خودت بکن.
لباس هم که ما تپلها مجبوریم یه چیز زشت بد قواره بپوشیم که فقط چربیهای چین خورده رو همدیگه را بپوشیونیم و اکثرا لباسهای قشنگ و خوش فرم برای ما تنگه 🙁
تازه هر وقت تو جمع بحث لاغری و اندام و هیکل پیش میاد دلم میخواد یا همه هرچه سریعتر دهنشونو ببندند یا اینکه خیلی ریز میپیچونم از جمع خارج میشم.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
من دلایل چاقی خودم را مینویسم ولی قبلش بگم که چاقی من از کودکی شایدم به گفته مادرم از وقتی که به دنیا اومدم هست حالا دلایل چاقی من:
1,ارثی بودن چون از بچگی چاق بودم
2,کم تحرکی 3,خوردن غذاهای نادرست و ناسالم 4,خوردن شکر و بستنی و تمام چیزهایی که از شکر ساخته شده است و کلا پرخوری و کم تحرکی و به شدت ارثی بودن
نشان های دریافت شده
باسلامواحترامخدمتروشندلتریناستاددنیا. ازحسنتوجهشمانسبتبهدیدگاههایمقدردانیمیکنموبینهایتتشکرمیکنمازراهنماییمفیدتانوسعیمیکنمباادامهدادنمسیرشماقدردان گوشهایازمحبتوحمایتهایدلسوزانهشماباشم
نشان های دریافت شده
باسلامخدمتاستادبزگوارمببخشیدمن3باردیدگاهمرانوشتمولیهربارپاکمیشودعلتجچیست؟
سلام و درود
نوشته شما ارسال شده
اگه نوشته رو از جایی کپی کنید و در بخش دیدگاه منتقل کنید امکان بهم ریختن نوشته یا حتی ارسال نشدن داره
نشان های دریافت شده
❤️بهنامخالقزبباییها. من.ازبدوتولدچاقبودم. وباوزنحدود5کیلوگرمبدنیاآمدمو.مادرمهمیشهچاقوتپل. بودنبچهرادلیلسلامتیبچهومداللیاقتخودشمیدونس.کمیکهبزرگترشدموواردمدرسهشدم.موردتمسخربچههاقرارگرفتمواینشروعاحساسبدمننسبتبهخودمبودهمیشه. فکرمیکردمهمهدارندبهچاقیمننگاهمیکنند. منبدلیلهوشزیادتمام. نمراتم20بودولیهیچکسحواسشبهاستعدادوهوشمن. نبودوفقطتوجهشونبهچاقی. منبودکمیکهبزرگترشدم. همینمادریکهخودشمنوچاقکردهبودشروعکردبهسرزنش. وسرکوفتمنکهکمتربخور. کمتربخواببیشترکارکنومن. چوندرسنرشدبودمباغذای. وخوابکمافسردهومریض. شدهبودموبهخاطرچاقیم. ازجمعفرا ریبودم. وهمیشهدرخانهبودموباوجودخوابوخوراککموتحرکوکاربیشتربازهمچاقترمیشدموبه. نسبتگوشهگیرترمیشدمهر. کسمرامیدیدگذشتهازتمسخروسرزنشیهنظریهممیداد..یکیمیگفتتوارثیچاقهستیوبهپدرومادرترفتی.یکیمیگفتتواستخوانبندیتدرشت.استوازابتداچاقبدنیاآمدی.یکیمیگفتچاقیتوهورمونیه.خلاصههرکسییهنظریمیدادوپشتبندآنهمیکدستوررژیملاغریوورزشمی دادیادمهدرسن14سالگیبقدریمادرممیگفتغذانخورچاقمیشیکهمنمریضشدمووقتیدکترمرادیدازمادرمپرسیدآیااتفاقناگواریبرایدخترتافتاده؟مادرمگفتنهفقطمنبه. خاطرچاقیشنمیگذارمزیاد. غذابخورهدکترگفتخانمدختر. شمادرسنرشداستبایدغذا. بخوردمثلایناستکهشمابه. یکدرختآبندهید. خبخشکمیشودوکلیدارویتقویتیبرایمننوشتوچاقیهمچنانمنراشکنجهمیداد. تااینکهدرسن17سالگیازدواجکردموبعدازازدواجهمچاقی. برایمنمشکلاتزیادتریبه. وجودآوردمنحدود2سالبچهدارنشدموباوجوداینکهدکترهامیگفتندتوهنوزآمادگیبچهدارشدننداریولیخانواده.شوهرمومادرممیگفتندچونچاقهستیبچهدارنمیشوی.و بعدازبچهدارشدن. منبازمچاقترشدموبهوزن90.کیلوگرمرسیدمهمیشهدلممی.خواستبلوزوشلواربپوشمولیبهخاطرچاقیحقانتخابنداشتم…بایدباتوجهبهشرایطجسمانیاملباسمیپوشیدم.بارهارژیم..گرفتمورزشکردمولیبازهمچاقترشدمومنبهوزن105کیلورسیدمیادمهیهباربارژیمدرعرضیکسال40کیلوگرمکمکردمومنبرایاولینبارخودمودرانداممتناسبحسکردمخیلیلذتبخشبودومندروزن65کیلوگرم9سالباقیماندمامادوباره. آرامآرامچاقشدمدیگربههیچ. رژیموهیچراهیاعتمادنداشتمومادرمهمراهخودشوادامه. میدادومرتبمیگفتنخورچاقمیشیوحسمنوبدمیکرد…دیگهفکرمبهجایینمیرسیدیه.روزبابغضواشکبهخداگفتم.خدایاکمکمکنمندیگهبریدموقدرتیدرخودمدرمقابلچاقینمبینمتنهاقدرتمنتویی.کمکمکنیکروزبعددراینترنت.سرچکردملاغریآسانبدونرژیملاغریباذهنبالاآمد…واردسایتشدموباخواندن…مطالبآنتعجبکردموگفتم.آخهچطوری؟مگهمیشهبافکرلاغرشد؟بعدباخودمگفتمامتحانشکهضررندارهدورهرایگانهستو.کسیهمنمیفهمهچونبافکرکردنهوبرایشروعدوره100گاملاغریباذهنراانتخابکردموباذوقوشوقوامیدچنددفتر100. برگومقدارزیادیخودکارتهیه. کردموشروعبهانجامدادنتمریناتدوره. هرروزیکگامراانجاممیدادم. درکناردورهدیدگاهبچههاهم.خیلیکمککنندهودلگرمکنندهبودکهمنتنهانیستمکهگرفتار.چاقیهستممنباوزن99کیلو.دورهراشروعکردمویواشویواشاحساسمخوبشدوآرامترشدموکمکممیلمبهغذاخوردنکمترشدواشتیاقموبرایادامهدادنبیشترشدودرآخرینگام.خودمراوزنکردموباناباوریدیدم9کیلوکاهشوزنداشتم….واینیعنیشکستدادنچاقیبهزبانخودشخیلیبرایملذت.بخشبودبرایهمینتصمیم.گرفتمدوره12گامراهمانجامدهموارددورهشدموبانوشتنتعهدنامهدردفترمدرستمثل. استادایدهایبهمندادهشدکهبرایبهترنتیجهگرفتندیدگاهترادرسایتبنویسوثبتکنومنبرایاولینباردیدگاهم اثبتکردموبسیارلذتبردماز. همراهیوتشویقاستادفهیموگرانقدرموایماندارم. کهبراحتیوبالذتلاغریرامی. آموزمونتیجهاینآموزشرادرجسممتجربهمیکنم.
سلام و درود
نوشته شما عالیه ولی به دلیل رعایت نکردن اصول نوشتاری خواندنش سخت شده
کلمات به هم چسبیده نوشته شده
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
سلام خدمت استاد بزرگوار چرا چاق هستیم وقتی این جمله رو شنیدم واقعا برای اولین بار بود که داشتم درباره اینکه چرا چاق هستم یا دلایل چاقی خودم فکر میکردم تا قبل از اشنا شدنم با سایت همیشه فکر میکردم من باید چاق باشم چو ن چاقی ژ نتیکی هست ومادر و خواهرهام چاق هستند ومن همیشه به خودم میگفتم نمیتونم مثل یه آدم معمولی غذ ا بخورم واگه بخوام متناسب باشم باید همیشه رژیم بگیرم وباور داشتم با خوردن برنج ونان وسرخ کردنی حتما چاق میشم وچاق هم میشدم وزنی رو که با سختی زیاد طی چند ماه از دست داده بودم طی چند هفته با خوردن برنج و نان برمیگشت و این روند شده بود تکرار زندگی من .من دلیل چاق شدنم رو ژنتیک. خوردن مواد غذای . کم تحرکی .و ریزه خواری میدونستم از بچگی چاق بودم ولی از زمان ابتدای متوجه چاقیم شدم وقتی میدیدم که تو خانواده همیشه حرف رژیم هست وچی بخورم وچی نخورم منم دیگه یاد گرفته بودم که باید به فکر خوردن ونخوردن باشم والان با دانستن این اگاهی ها چقدر دلم برای خودم میسوزه که چه دورانی رو میتنستم داشته باشم ولی به خاطر اینکه تمام فکر و ذکرم شده بود لاغر شدن و همیشه دنبال پیدا کردن راهی بودم که لاعر بشم واین موضو ع از همه چیز برا م با اهمیت تر بود هیچ وقت ذهنم ازاد نبود که برم دنبال هدف های دیگه انگار چاقی کل ذهنم رو تسخیر کرده بود و اجازه ورود هیچ کار دیگه ای رو نمیدادوالان که فکرش رو میکنم این بزرگترین مشکلی که چاقی برای من ایجاد کرده بود ولی از زمانی که وارد سایت شدم و رژیم و کنار گذاشتم با اینکه از این کار خیلی میترسیدم ولی به استاد اعتماد کردم و الا ن من بدون رژیم و با خوردن تمام مواد غذای دارم وزن کم میکنم این موضوع برای من مثل یک معجزه هست استاد عزیز و گرامی از شما بسیار بسیار سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
سلام براستاد پرتلاش تناسب فکری
وای خدای من
جقدرازدیدن این متن فایل تصویری برای ناشنوایان که به نوشته تبدیل شده خوشحال شدم ایده بسیار عالی بود که به اجرا درآمده ایده ازهرکی بوده عالی بوده چه دید بازی داشته هرکسی که بوده
احسن به این همه اشتیاق خودباوری واین همه انگیزه توان که به فکر افردا ناشنوا جامعه هم بودید من به جای تک تک این افراد ازشما تشکردارم انشالله که موفق هستید هرروز بشیتر بهتر پر ثمر تر باشید
خداوند پشت و پنا هتون باشه استاد حق نگه دارتون