0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.81 از 666 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
900 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار S_ilkhani86
      ۱۳۹۹/۰۳/۰۲ ۰۱:۴۲
      مدت عضویت: 2321 روز
      امتیاز کاربر: 1350 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 542 کلمه

      سلام به همه اعضای پر اشتیاق این سایت و استاد عزیز
      من بار دوم هست این دوره رایگان رو از اول شروع به گوش دادن کردم و تفاوتهای زیادی بین این دو دفعه در جواب من به سوال چرا من چاق هستم ایجاد شده
      بار اول من دلایل زیادی داشتم من ٣٢ سال دارم و از کودکی سن ۵-۶ سالگی چاق شدم قبلش خیلی لاغر و ظریف بودم در خانواده با اضافه وزن و چاقی بزرگ شدم و اعضای دیگر هم چاق بودند همیشه و همیشه حرف از رژیم و سرکوب چاقی و لاغری بوده و هر سال که موفق میشدیم باز سال بعد چند برابر بدتر چاق میشدیم
      من دلایل خودم رو قبلا ژن چاقی و استرس برای درس خوندن و امتحانات زیاد و تحرک کم و اینکه احتیاج هست یه زمان خالی و وقت کافی باشه تا بشه برای لاغری برنامه ریزی کرد و سفر برابر چاقی خستگی برابر چاقی استرس و ناراحتی یعنی چاقی و من خیلی راحت چاق میشوم ولی خیلی سخت لاغر و شام خوردن یعنی چاقی بیرون مهمونی و رستوران و ورزش یعنی پرخوری و چاقی
      قرص های متعددی که برام حکم افزایش اشتها داشتند و چاقی
      قبل از قاعدگی یعنی چاقی و پرخوری
      ازدواج برابر چاقی بالای سی سالگی یعنی کاهش سوخت و ساز و چاقی و لاغر نشدن بارداری یعنی چاقی خیلی زیاد
      امتحان و کار زیاد یعنی خستگی و چاقی
      ولی الان برای خودم هزاران مثال اوردم که در شرایط مشابه بودند و لاغر و متناسب هستند
      امروزه این فورمول ها رو کشف کردم که یعنی چاقی :
      زمان خستگی توجه به نجوای ذهنی و خوردن
      ناراحتی و استرس با حس بهتر شدن حالم خوردن
      غذایی که دوست دارم خیلی میخورم و افراط
      مهمونیها گوش دادن به نجوای منفی که دیگه کوووو تا تکرار بشه و پرخوری
      پیام سیری یعنی درد شکم و دل درد و خفگی
      موقع چشیدن غذا خیلی میخورم تازه تا متوجه شم مزه غذا رو
      با هول و حرص و تند تند و بدون تمرکز و ارامش غذا خوردن و لذت نبردن تا مرز خفگی
      غذایی که بد شده هم اینقدر میخورم تا بهم ثابت شه خیلی هم بد نیست و هدر نشه
      غذایی که جلوم هست یا توی سفره تا ته باید خورده شه تموم کنم حروم نشه
      حجم زیاد غذا درست کردن و تنوع های زیاد و سالاد و دور چین از ترس اینکه سیر نمیشوم و گشنه بمونم
      غذای نونی و یا مثلا رژیمی و سالاد رو به خیال اینکه سبکه و من سیر نمیشوم خیلی زیاد افراط کردن و خوردن
      وعده ای رو نمیخورم یا سبک میخورم گشنم نباشه وعده های بعدی نجوای منفی که تو امروز خیلی کم خوردی بخور جا داری
      ته دیگ و سوپ و سالاد و … قبل از غذا حساب نمیشه و بعد تازه غذا خوردن اصلی شروع میشود که بعد حس سنگینی و خفگی
      از عمل بلع بیشتر اذت میبرم و ملاکه تا طعم غذا و خود غذا و اندازه خوردن
      غذا خوردن جایگزین هر چیزی شادی ناراحتی استرس خستگی و …..
      گوش دادن به نجواهای منفی و عجله کردن و وسوسه شدن که بخور حالا یک قاشق چیزی نمیشه و از این قبیل
      اینها فورمول هایی هست که تا به امروز دقت کردم و متوجه شدم و مطمئنم باز هم هست و به آگاهی بالاتری خواهم رسید ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار nooshinnn1360
      ۱۳۹۹/۰۲/۳۱ ۱۴:۳۱
      مدت عضویت: 2214 روز
      امتیاز کاربر: 524 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 53 کلمه

      سلام استادعزیز
      من یه سوال داشتم من ازوقتی با شما اشناشدم یه باور درذهنم ایجاد شده واینه که به این نتیجه رسیدم که شما فقط ازطریق ذهنتون و خوندن مطالب درمورد قوانین جذب به تناسب اندام رسیدین نه با رژیم و ورزش یعنی فقط با مطالعه کردن و کارکردن روی ذهنتون به تناسب رسیدین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار nooshin_roshani
      ۱۳۹۹/۰۲/۳۰ ۱۵:۴۶
      مدت عضویت: 2216 روز
      امتیاز کاربر: 503 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 14 کلمه

      سلام استادعزیز شما به دیدگاههای ما پاسخ میدین؟؟
      چون من چندروزه مطلبم نوشتم جوابی نگرفتم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار nooshin_roshani
      ۱۳۹۹/۰۲/۲۸ ۲۱:۰۷
      مدت عضویت: 2216 روز
      امتیاز کاربر: 503 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 150 کلمه

      سلام استاد عزیزمن جلسه اول لاغری باذهن رو چندبارگوش دادم واینکه گفتید علت چاق شدنتون رو بنویسید اینه که من تا کلاس اول دبیرستان فوق العاده لاغربودم طوریکه همه به من میگفتن لاغرمردنی بعد یهو از سال بعدچاقی من شروع شد وغذام هم خیلی زیادش وچون تومدرسه خیلی درسخون بود وشاگرد اول بودم فقط درس میخوندم و غذا میخوردم ومیخوابیدم از زمان کنکور استرسام شروع شد طوریکه تا الان که۳۹سالمه هنوز ادامه داره بعد از روشهای لاغری زیادی استفاده کردم ازجمله لاغری باeftولی هیچکدوم روم اترنداشت واحساس میکنم روزبروزم وزنم زیاد میشه به خاطر قرصای اعصاب که چندسالیه دارم میخورم من باقد۱۶ وزنم ۸۴کیلوهست و زانودرد شدید دارم طوریکه از پله به سختی بالا میرم الانم چنددرصد امیدم به اینه که به روش شما لاغربشم البته چون روشهای زیادی امتحان کردم احساس میکنم این روشم بی نتیجه هست اما هدفم اینه که تمرینات شما رو انجام بدم… ممنون ازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار khordadmahi
      ۱۳۹۹/۰۲/۲۴ ۱۵:۳۵
      مدت عضویت: 2229 روز
      امتیاز کاربر: 303 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 161 کلمه

      سلام استاد گرامی من ۲۹سالمه و با قد ۱۶۰و وزن ۶۸ کیلو اضافه وزن دارم
      از وقتی فارق التحصیل شدم و شاغل شدم افزایش وزنم شروع شد تو دانشگاه خیلی کم غذا میخوردم وفعالیت بدنی بالایی داشتم اون زمان ۵۲ کیلو داشتم
      بعد از اینکه از تحصیل فارغ شدم رفتم سر کار
      کارم اداری هست و زیاد پشت میز میشینم
      غذاهای شیرین و هله هوله و همینطور نون و برنج زیاد مصرف میکنم
      فعالیت بدنیم کم هست و از جهتی به خواهر و مادرم که نگاه میکنم اونام اضافه وزن دارن یجورایی حس میکنم همین فعالیت کم و پرخوری و ارث و ژنتیک باعث اضافه وزنم شدن
      تقریبا ۶ ساله که اضافه وزن پیدا کردم
      تناسب اندام ندارم و این مسیله اعتماد بنفسمو پایین اورده خیلی مشتاقم که به تناسب برسم اما تو اجرای رژیم غذایی و برنامه ورزشی متعهد نیستم
      حالا با تموم وجود میخام که گامی برای رضایت خودم از خودم بردارم و به تعادل و تناسب اندام برسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار arjmand1150
      ۱۳۹۹/۰۲/۱۴ ۱۳:۵۰
      مدت عضویت: 2231 روز
      امتیاز کاربر: 2838 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 466 کلمه

      به نام خدا. چرا من چاق هستم
      باسلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز من لیلا هستم ۴۳ ساله با وزن ۹۵ کیلو از هلند. دربچگی خیلی لاغر بودم وبه اندازه کافی غذا نمی‌خوردم ودلیل آن هم داشتن لوزه های متورم در ناحیه گلو بود. در سن ۹ سالگی طی یک جراحی لوزه ها را برداشتم و آن جراحی برایم خیلی سخت گذشت حدود یک ماه به دلیل درد در ناحیه گلو هیچ چیزی حتی مایعات نمی‌توانستم بخورم و گرسنگی وحشتناکی را تجربه کردم و باعث شد یک نوع ترس از گرسنگی در من ایجادشود و تا به امروز کمی احساس گرسنگی میکنم بایدغذا بخورم. بعد ازدواج وارد یک خانواده ای با رژیم غذایی پرکالری شدم و همه افراد خانواده همسرم چاقی مزمن داشتن به طبع من هم با آنها به صورت ناخودآگاه همراه شدم و به اضافه وزن بیشتر من منجرشد. بعد از هر بارداری اضافه وزن زیادی داشتم. من به شیرینی و شکلات علاقه زیادی دارم و همینطور نان که با اشتهای فراوانی میخورم. زمانی که کار جسمی یا فکری انجام می‌دهم یا استرس دارم حتما با ولع یک غذای شیرین میخورم. خیلی اوقات برای جبران دلتنگی خانواده که ایران هستن شروع به خوردن غذایی میکنم که اکثرا پرکالری وترکیبی از شیرینی و چربی هستند تا احساس خوبی به من بدهد در واقع این هم یک نوع اعتیاد هست که باید فکری به حالش کرد. همیشه به ما گفته شده با افزایش سن چربی بیشتری در بدن انباشته می‌شود وسوزاندن آن مشکل تر است و همین باعث شده در سال‌های اخیر به هیچ رژیمی رو نیاورم واز همان ابتدا آن را شکست خورده فرض کنم البته سال‌های قبل تر چند بار با رژیم های مختلف وورزش وزنم را پایین می‌آوردم ولی انگاری رو یه فنر فشار بیارین بعد که ولش میکردم به حالت قبل وحتی با اضافه وزن بیشتر برمیگشتم. تحرکم خیلی زیاد است مشغله فکری و کاری زیادی دارم که همه آن ها با خوردن غذا همراه است. چون همسر و فرزندانم به کیک و شیرینی های من علاقه دارن زیاد درست میکنم والبته بیشترش را خودم با اشتهای کامل میخورم. در این دوره قرنطینه هم که نزدیک به دوماه در منزل هستیم همه نوع هنرنمایی در زمینه کیک و شیرینی و غذاهای متنوع از خودم بروز دادم که نتیجه آن ۵ کیلو اضافه وزن شده. با همه این تعاریف خدارو شکر من سالم هستم وهیچ گونه بیماری زمینه ای ندارم. من امروز با کمک خدای مهربان و آموزه های استاد روشن گرامی و تلاش مستمر خودم شروع به شخم زدن ذهن خودم کردم و ایمان دارم بعد از مدتی تمام عادت هاوباورهای غلط را از ذهنم به سادگی پاک کردم و جای آن را با عادت ها و باور های درست جایگزین کردم واین تغییر شگفت انگیز باعث خوشحالی خودم و خانواده ام واستاد عزیزم وهمچنین خدای بزرگم می‌شود.
      تا درودی دیگر بدرود. ?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shakiba_9
      ۱۳۹۹/۰۲/۱۲ ۲۱:۴۰
      مدت عضویت: 2232 روز
      امتیاز کاربر: 303 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 253 کلمه

      سلام خدمت شما دوست و استاد گرامی 🙂
      از اون جهت شما رو دوست خودم می دونم چون توی سایت استاد عباسمنش، خیلی از کامنت ها و نتایج شما استفاده کردم و فکر می کنم همون طور که دوستان دیگه توی سایت استاد، احساس قرابت و نزدیکی با شما می کنند، من هم همین احساس رو دارم.
      در خصوص سوال تون ، این پاسخ ها به ذهنم می رسه

      ۱. همیشه از بچگی شنیدم که من کلا استخون بندی درشتی دارم!
      2. مادر، پدر و دوربری ها چاقن ، پس منم قاعدتا باید چاق باشم ! ( پس چرا داداشم چاق نیست!؟ اینم مثال نقضش !!! )
      3. تحرک کمی دارم ( اما نفس که می کشم! پس شاید تحرک کم خیلی خوب نباشه به جاش اینطوری بگم که نسبت غذا و کالری ورودی ام به میزانی که بهش نیاز دارم بیشتره و همین مقدار بیشتر باعث اضافه وزنم میشه )
      4. خیلی غذا می خورم ( که میشه همون بالایی )
      5. نون زیاد می خورم، هر غذایی که می خورم، با نون می خورم ( از بچگی همیشه موقع غذا بهمون می گفتن با نون بخور تا سیر بشی ! که شاید از باور کمبود نشئت می گیره )
      6. از بچگی بهم گفتن : غذاتو تموم کن! یعنی اگر سیر شده باشم و نصف بشقاب بیشتر هم اضافی باشه، باید بخورم چون غذا حیفه!
      7. خیلی به شیرینی جات و شکر علاقه دارم و مصرف میکنم
      8. رژیم غذایی که خیلی شامل برنج و نون میشه!
      9. ؟؟

      فعلا همین ها به ذهنم میرسه، تا بعد 🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار محمد صادق
      ۱۳۹۹/۰۲/۱۱ ۲۲:۵۳
      مدت عضویت: 2235 روز
      امتیاز کاربر: 724 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 441 کلمه

      موضوع انشاء چرا من چاق شدم؟
      سلام. من محمد صادق هستم. من همیشه از خانواده میشنیدم که تو خیلی لاغر هستی و همیشه هم همین بود. من لاغر اندام بودم اما یک موضوعی وجود داشت و اون این بود که مقدار بسیار کمی شکم داشتم ولی باقی اندامم لاغر و متناسب بود و هرچقدر بزرگ‌تر میشدم این شکم بزرگ‌تر میشد تا اینکه من تصمیم گرفتم مثل مادر و پدرم که چاق هستند، چاق نباشم و من تغییر کنم. همیشه ورزش میکردم و میکنم و تا حد زیادی این موضوع رو برطرف کردم. اما هر چی بزرگ‌تر میشدم این روند چاق شدن ادامه داشته و من باید ورزش سنگین تر میکردم. بنابراین تصمیم گرفتم این وضعیت رو به صورت ریشه ای تغییر بدم. میریم سراغ دلایلی که فکر میکنم باعث چاق شدنم شده. چیزی که من خیلی بهش فکر میکنم عادات غذایی ام هست و فکر میکنم چون غذاهایی شامل برنج و نون و اینجور چیزها میخوریم چاق شدیم. چیز دیگه ای که بهش فکر میکنم و از بابام زیاد شنیدم این هست که ما میکروب معده داریم و روده هامون به صورت ژنتیکی خوب کار نمیکنه و این دلیل چاقی و گشنگی ماست. چیز بعدی ای که بهش فکر میکنم بحث پرخوری کردن هست. موضوع بعدی که بهش فکر میکنم این هست که شاید تمرینات ورزشی ام متناسب لاغر شدن نیست. موضوع بعدی ای که بهش فکر میکنم این هست که محیط و خانواده باعث شده چاق باشم چون برادرم هم چاق شده و البته اون محیطش الان از ما جدا شده اما همچنان چاق هست. یکجورایی با اینکه میدونم تفکر نادرستی هست، خانواده رو عامل چاقی خودم میدونم. میریم سراغ هدف من از شرکت در این دوره. من تصمیم گرفتم و هدف دارم که به تناسب اندام و زیبایی اندام برسم و حتی الگو خودم رو هم انتخاب کردم و اون فرد کسی هست به نام محمد کاشانکی که اندام بسیار زیبا و دلخواه من رو داره. اولین استپ این هست که به تناسب اندام پایدار برسم و بعد زیبایی اندام پایدار. هدفم از لاغر و متناسب شدن این هست که با این شرایط بدنی خودم رو بیشتر دوست دارم و احساس خوبی نسبت به خودم دارم و بیشتر از خودم لذت میبرم. همچنین موضوع بعدی این هست که من لایق بهترین سلامتی و بهترین بدن هستم پس باید این لیاقت رو نشون بدم و در اولویت بعدی خوش لباس بودن و خوش پوش بودن و پر انرژی بودن و در کنار عزیز دلم که در آینده وارد زندگیم میکنم برام اهمیت داره و میخوام همون زندگی متناسب و زیبا اندامی رو تجربه کنم که دوست دارم. این بود انشاء من. از رضا عزیزم سپاسگزارم بابت این فایل پر از آگاهی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mehdiamini0098
      ۱۳۹۹/۰۲/۱۱ ۱۴:۲۱
      مدت عضویت: 2240 روز
      امتیاز کاربر: 333 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 28 کلمه

      ببخشید که خیلی غلط املایی دارم امامتشکررم ازخدایی که منودرسن بیست و سه سالگی به این درک رسوندتابیش ازاین خودموازارندم وبه خودم بیام و فهمیدم که خداهرگزدیرنمیکند?????

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parvin.rezaee
      ۱۳۹۹/۰۲/۰۹ ۱۴:۵۲
      مدت عضویت: 2239 روز
      امتیاز کاربر: 309 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 129 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی من خداروشکر می کنم که از طریق سایت تناسب فکری توانستم در این مرحله با صحبتهای شما به ارامش نسبی برسم حقیقتش من نگرانی از زمانی شروع شد که با افزایش سن ۸ کیلو وزنم طی ۴ سال بصورت نامحسوس پیدا کرد و دلایل اضافه وزنم علاوه مسایل هورمنی که جدیدا برای من رخ داده عدم تحرک و استرس کاری ونگرانی که مصاعف شده به علاقه من به شرینی که از گذشته هم داشتم در ضمن به تازگی خورد وخوراک بر اساس گرسنگی نیست بلکه بخاطر عادات روزانه و تفریح . و هرگز یادم نمیاد در خوردن تمرکز داشته باشم خلاصه من نیاز دارم که برنامه وعادتهای زندگی من توسط این سایت تغییرکند امیدوارم بتوانم به نتایج پایداری برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا