0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.81 از 666 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
900 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۳۹۹/۰۳/۲۳ ۰۵:۲۹
      مدت عضویت: 2481 روز
      امتیاز کاربر: 21300 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 179 کلمه

      وقت همگی بخیر انشالله
      من دوره تکرار رو شروع کردم به لطف خدا
      من هم همیشه متناسب بودم تا بعد از زایمان دخترم من در دوران بارداری خیلی چاق شده بودم با اینکه ورزش هم می کردم پیاده روی ، یوگا و شنا و بعدش هم که بچه شیر می دادم و خلاصه بعد از مدتی تونستم لاغر شم مقداری بعد از اون موقع من همش هی چاق و لاغر شدم دیگه هیچ وقت وزنم ثابت نبود نمی دونم این باورهای اشتباه در من بود که بعد از زایمان آدم چاق می شه و شیر دهی و خیلی از این چیزها و بعدش کم تحرکی بود
      ارثی بودن و….
      و تا تقریبا دو سال پیش من دیگه خیلی چاق شده بودم که عروسی پسر خالم بود هیچ لباسی بهم نمیامد یه دفعه دیدم وای نمی دونم چیکار کنم دیگه حوصله این رژیم و ورزشهای سخت و نداشتم. یه روز توی یوتوب یکی از این فایلها رو دیدم به نظرم خیلی جالب اومد و دنبالش و گرفتم به هیچ کی هم نگفتم و با همین دوره من ۶ پوند وزنم کم شد!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Nasrin Zamani
        ۱۳۹۹/۰۳/۲۸ ۱۷:۲۹
        مدت عضویت: 2424 روز
        امتیاز کاربر: 257 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 5 کلمه

        افرین به شما دوست عزیز

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار Nasrin Zamani
        ۱۳۹۹/۰۴/۰۲ ۰۰:۵۰
        مدت عضویت: 2424 روز
        امتیاز کاربر: 257 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 16 کلمه

        افرین به تو پونه خانوم عالی هستی تو با کامنت های تو من بیشتر استمرار دارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saeidehbabakan5661
      ۱۳۹۹/۰۳/۲۱ ۰۰:۲۶
      مدت عضویت: 2194 روز
      امتیاز کاربر: 521 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 360 کلمه

      سلام من متولد ۶۱ وبا وزن ۸۲ وقد۱۷۲ هستم
      من هیچ وقت چاق نبودم. از بچگی از لاغری رنج می‌بردم وتا زمان ازدواجم ادامه داشت البته بیشتر بخاطر ورزش رزمی که انجام می‌دادم بود کلی کالری در روز میسوزوندم.
      بعد ازدواجم همسرم اجازه نداد ورزش مورد علاقمو ادامه بدم. بلافاصله هم باردار شدم ولی با اینکه باردار بودم اصلا هیکلم بهم نخورد وبعد زایمان هم چند کیلو بیشتر اضافه نداشتم که اونم بعد دوسال بعد تولد پسرم با ورزش کم کردم وحسابی خوشهیکل شده بودم به وزن ۶۳ کیلو رسیدم ودر ورزش خیلی موفق بودم وهمش توی مسابقات بودم واعتماد به نفسم بالا رفت ولی بعد چند سال که دوباره بار دار شدم دوباره وزنم رفت بالا وایندفعه متاسفانه خیلی زیاد بود
      به وزن۹۷ کیلو رسیدم وبعد بدنیا آوردن پسر دومم وزنم به ۸۱ رسید وچون توی اون دوران همسرم با زن دیگه ایی ارتباط داشت وبمن توجهی نمی‌کرد
      واصلا نمی‌دید که چقدر بدهیکل شدم منم هم حرص میخوردم وپر خوری میکردم
      تا اینکه دوباره روی اعتماد به نفسم کار کردم ودر سال ۹۵ با ورزش و کم خوری تونستم وزنمو به ۷۲ برسونم خیلی عالی بودم وفقط پوست اضافه ی شکمم باقی مونده بود که با عمل آبدومینو پلاستی پوست شکمم برداشتم وکلی خوب بود تا اینکه تو دو ومیدانی مینیسک زانوم پاره شد وخانه نشین شدم. واز همونجا چاق شدنم شروع شد تا وزن ۸۶ کیلو پیش رفتم وحس خیلی بدی بود واطرافیان میگفتن خیلی بدهیبت شدی مخصوصا برادرم میگفت چرا اندامت رو خراب کردی. تا اینکه دوران نقاهت عملم بعد یکسال تمام شد ورفتم پیش دکتر تغذیه وهم چنین پیاده روی وورزش پیلاتس رو انجام می‌دادم مه باعث شد به وزن ۷۶ برسم. وبازم متاسفانه با یکمی تنبلی ونرفتن به پیاده روی بازم وزنم رفت بالا و الان خیلی حس بدی دارم. مدام در حال خوردن هستم. غذای زیادی توی وعده های اصلی نمی‌خورم ولی تا دلتون بخواد عاشق خوردن عصرانه هستم یعنی در اصل موتور پرخوری از عصر روشن میشه وتا زمان خواب ادامه داره. توی این همه سال فهمیدم که حتما باید ورزش کنم تا وزن کم کنم. خدارو شکر میکنم که با شما آشنا شدم. امیدوارم ایندفعه بتونم وزنمو پایین بیارم وثابت بمونه. با تشکر از شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار forozan.banisabor
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۹ ۱۵:۱۰
      مدت عضویت: 2194 روز
      امتیاز کاربر: 500 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 92 کلمه

      سلام من فکر می کنم بر اثر سه تا باور مخرب اولی از زمانی بود که عمل در اوردن رحم داشتم و می شنیدم که خانمی که پرید نمیشه چاق میشه و مورد دوم شکستگی در ناحیه پاهایم داشتم و میزان تحرکم شد و این هم مزید بر علت شد وعلت سوم هم وسواس فکری به همین دو عامل بالا و اینکه من چرا هیچاق میشم باعث می شد که از لحاظ ذهنی و فکری به هم بریزم و مرتبا در تلاش باشم که به روشهای زیادی رو به لاغری بیارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zarife.azizii1356
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۷ ۱۹:۴۴
      مدت عضویت: 2196 روز
      امتیاز کاربر: 500 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 77 کلمه

      سلام.من خانم معلمی هستم که با وجود فعالیت و تحرک زیاد چه در مدرسه چه در منزل باز هم اضافه وزن دارم و همچنان هم رو به افزایش است.متولد ۵۶ هستم .از سال ۸۰ تا کنون همچنان بین ۷۰ تا۸۵ کیلوگرم وزن من متغیر بوده.در ضمن چندین دوره رژیم و ورزش در باشگاه رو هم تجربه کردم.ولی هر بار بازگشت داشته.امیدوارم از طریق این روش و به کمک ذهنم بتونم به ایده آلهای خودم دست پیدا کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار m.mirzaei1480
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۷ ۱۶:۳۶
      مدت عضویت: 2197 روز
      امتیاز کاربر: 503 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 159 کلمه

      به نام خدا
      جرا من چاق شدم؟؟
      من فکر میکنم از نه سالگی به بعد شروع شد…همه اعضای خانوادم متناسب بودن اما مامانم به من میگف تو استعداد چاقی داری..
      من خیلی زیاد علاقه داشتم به غذا خوردن مخصوصا برنح و نون و کلا چیزهای نشاسته ای…چیزهای شیرینم گ اضلا برام مهم نبود و خیلی زیاد میخوردم..تا اینکه یکسال بیش من تصمیم به لاغری گرفتم و غذامو کم کردم..ولی از استرس کنکور یک مقدار وزن کم کرده بودم
      غذام کم شده بود اما تغییرات خیلی خاصی نمیدم تا اینکه اصلاح مجاز کردم و دمنوش میخوردم ک قوق العاده خداروشکر تاثیر گذاشت و من به وزن ایده الم نزدیک شدم..همچنین ورزش هم تاثیر خودشو گذاشته بود…گلا خیلی با عذاب عذا میخورم و خیلی مراعات میکنم ولی هنوز به وزن ایده الم نزدیگ نشدم..
      یبوست هم دارم که میدونم بخاطر اون هست..
      خداروشکر میکنم خدا منو با شما اشنا کرد و من به اینحا هدایت شدم و مصمم که تمرینات شمارو با حدیت دنبال کنم..ممنونمم ازتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Parsa Ash
        ۱۳۹۹/۰۴/۰۱ ۱۴:۳۸
        مدت عضویت: 2480 روز
        امتیاز کاربر: 242 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 275 کلمه

        به نام خدایی که همیشه حضور آن را در تک تک لحظات زندگیم حس میکنم.
        سلام خدمت آقای عطارروشن عزیز واقعا میتونم حس عالی شما رو ازاین آموزش درک کنم چون شما خودتون این راه رو رفتید و مشتاق هستید که آموزش بدید و ما میتونیم این فرکانس عالی رو ازشما دریافت کنیم و با اطمینان در این راه قدم برداریم .
        من تا دوران راهنمایی خیلی لاغر بودم تا اینکه تصمیم گرفتم شاگرد ممتاز شوم و درس بخونم وارد دبیرستان که شدم فقط درس خوندم و تحرک نداشتم و احساس میکنم شاید همین عامل باشه از وزن ۵۵ من به وزن ۶۸ در دبیرستان رسیدم تا کنکور این اضافه وزن رو داشتم تا وارد دانشگاه شدم و ۷ سال ورزش و بدنسازی انجام دادم وخیلی رو فرم بودم تا اینکه ازدواج کردم و بیخیال همه چیز شدم و دوباره و زنم برگشت و الان رسیدم به ۸۶ میخوام بگم وقتی لاغر بودم استرس چاق شدن رو داشتم و دقیقا چاقی رو وارد زندگیم کردم و وقتی چاق شدم فکر اینکه دوباره رژیم های سخت و ورزش های طولانی مدت رو انجام بدم کار رو برام سخت میکرد و نه از چاقی لذت برده ام و نه از لاغری و این چاق شدن و لاغرشدن من در طول زندگیم مرتب برام تکرار میشد مطمئن هستم با روش لاغری شما با استفاده از برنامه ریزی ذهنی به تناسب وزنی میرسم و از اون لذت میبرم که برای من ثبات داشته باشه دوست داشتم که این متن رو در شروع دوره بنویسم ردپایی از من باشد برای چند ماه بعد که از چه وزنی به چه وزنی رسیدم با تشکر از شما استاد موفق و عالی…..

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار farhadkhani1991
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۶ ۲۲:۱۵
      مدت عضویت: 2197 روز
      امتیاز کاربر: 506 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 691 کلمه

      به نام خدا
      موضوع انشاء: چرا من چاق شدم؟
      (بازه زمانی ۸۲ یا ۸۳ تا ۹۱)
      من فرهاد هستم، متولد سال ۷۰، قد ۱۷۶ و وزن حدودا ۱۱۰ کیلوگرم، موقعی که به عکس ها نگاه می کنم می بینم که تا انتهای دوره ابتدایی و اول راهنمایی چاق نبودم و متناسب با سایر همسالان خودم بودم اما در آن سالها یعنی خرداد ۸۲ پدرم عمل قلب باز انجام داد و از اینکه عروق قلبش مسدود شده بودند و مجبور به انجام چنین عمل سختی شده بود گویا دچار گونه ای افسردگی شد که این فشار را به ما منتقل می کرد از طریق دعوا و مشاجره و گفتن ناسزاهای رکیک هم به مادرم و هم من و تقریبا با دو خواهرم کمتر کلنجار میرفت و این درگیری ها و مشاجرات الکی و بی پایه و اساس و استرس بالا بنیان چاقی من را گذاشت که بدون توجه به مقدار دریافتی غذا فقط می خوردم و هیچ لذتی در کار نبود و همیشه پدرم می گفت اندازه خوراکت بکش که همین باعث می شد حتی وقتی سیر می شدم باقی مانده را هم بخورم تا سرم فریاد نکشد، رفته رفته که این چاقی پدیدار شد همیشه این اعتماد به نفس بود که از من سلب می شد با شنیدن جملاتی شبیه به این از زبان مردی به نام پدر که مثل زن حامله شده ای یا تانکر … و این رفتارهای بد پدرم بود که این پرخوری و خرابی اعصاب را برای من به ارمغان می آورد و همیشه حتی وقتی یکبار گفتم برایم از این تمر هندی هایی که پوست دارند و مثل لوبیا سبز هستند( البته الان هم نمی دونم اسم درستش چی هست خخخخخ) بخر گفت چیه هی مثل زن حامله ویار می کنی! پس تا اینجا یک دلیل
      ابتدای سال ۹۱ و اختلافات شدید در همان نوروز و جدایی پدر و مادرم که این استرس و فشار عصبی به من از سایر فرزندان بیشتر وارد شد چون تک فرزند پسر بودم و فرزند ارشد. اعتماد به نفس گرفته شده بود و من از آینه و حتی شیشه های رفلکس فرار می کردم تا هیکل بد خودم را نبینم. به حدی این فشارهای عصبی شدید بود که باعث مراجعه من به روان پزشک شد و خوردن روزی ۶ قرص اعصاب هم به دنبالش و ایجاد یک حالت آرامش موقتی و شبیه به خلسه و ندانستن اینکه چه می خورم و چه مقدار و مادرم هم برای پوشاندن این موضوع جدایی سعی می کرد گاهی بیرون غذا بخوریم و غذاهای بیرون هم از نظر کالری و چربی تکلیفشون روشنه دیگه.
      بعد از سال ۹۱
      در همان سال یعنی ۹۱ مادرم خودرویی تهیه کرد برایم و از سال ۹۳ تا ۹۴ در آژانس کار می کردم که این فعالیت کم پشت فرمان نشستن مزید بر علت می شد. در کنارش دانشگاه هم می رفتم و تایمی که خونه بودم فقط پشت لپ تاپ مشغول بودم و از هر چیزی پیدا می کردم می خوردم میوه – شیرینی – غذای وعده قبلی و کلا هر چیزی و در کنار کم تحرکی.
      واقعا از سال ۹۴ به بعد تحرکم کم شد تا سال ۹۶ که در محل فعلی استخدام شدم، با اینکه ماشینم را فروختم و پیاده هستم و روزانه بین ۳ تا ۱۵-۱۶ کیلومتر ممکنه راه بروم اما لاغر که نمی شوم هیچ، حس می کنم چاق تر هم می شوم، سال ۹۶ که ازدواج کردم تا الان از سرکار که میام خونه ظهر یا شب بعد از خوردن وعده غذایی، دیگر آنقدر خسته ام که نمی تونم تحرک داشته باشم و انگار بهم چسب می زنن و به زمین می چسبوننم. ظهر ها بعد از ناهار می خوابم و این یکی دیگر از دلایل چاقی ام هست. پارسال باشگاه رفتم که بعد از تایم کار ساعت ۸ شب تا ۹٫۵ شب میرفتم و توی باشگاه از خستگی زیاد توان نداشتم کار انجام بدم، خسته تر از خسته بعد از باشگاه میومدم خونه و فقط یکماه رفتم و توانش نبود واقعا.
      به شیرینی جات، شوری جات و غذاهای چرب نه نمی گم. سوای از تحرک روزانه کاری ام، توی خونه تحرکی ندارم مطلقا.

      فعلا اینا به ذهنم رسید اما سعی می کنم بازم حتما مکررا فکر می کنم تا عوامل زمینه ساز دیگری اگر هست رو پیدا کنم و تصحیحشون کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sarahosseini548
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۶ ۱۷:۲۴
      مدت عضویت: 2206 روز
      امتیاز کاربر: 503 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 165 کلمه

      سلام من آدم خیلی چاقی هیچ وقت نبودم ولی همیشه دلم میخواسته خوش اندام باشم البته همیشه اضافه وزن داشتم الان که با شما اشنا شدم وشروع به نوشتن کردم اول اضافه وزنم رو دلیل پرخوری ،تندخوردن و خوب نجویدن غذا میدونم و خیلی میل به شیرینی ها دارم اصلا غذا خوردن رو دوست دارم عاشق غذا خوردن هستم دلم میخواد دائم یه چیزی بخورم حتی وقتی بیکارم حوصله ام سر میره دلم میخواد چیزی بخورم با این که سیرم خیلی خودم رو کنترل میکنم تو این چند ساله فقط پارسال با کم خوری و پیاده روی تونستم ۷کیلو کم کنم و به وزن ایده ال برسم ولی بعد چند ماه دوباره برگشتم سر وزن قبلی خودم الان که فکر میکنم حس میکنم علت اضافه وزنم از زیاد خوردن هست الان میخوام با شما در مسیر. لاغری با ذهن شروع کنم انشالله که نتیجه بخش باشه خواستم مشارکت کنم چون فرمودید این یه نوع تمرین هست و من علت های چاقیم رو روی برگه نوشتم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار esmaeili201226
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۲ ۱۴:۰۷
      مدت عضویت: 2205 روز
      امتیاز کاربر: 518 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 424 کلمه

      سلام وقت بخیر
      بنده حدود یک ماه گذشته با شما از طریق سایت استاد عباس منش اشنا شدم خدا را شکر… بسیار خرسند شدم از موفقیت جنابعالی در زمینه تناسب فکری و سپس تناسب اندام… حدود چند روزه به صورت سوال عمیقا فکر کردم و حتی ترمزهای خودم را نوشتم و در این یک ماه هر روز جملات تاکیدی مرتبط با آنها را تکرار میکردم تا اینکه بر آن شدم برای شما ارسال نمایم تا اگر نیاز به اصلاح هست کمک بفرمایید… بنده ۳۵ ساله هستم و از نوزادی تپل بودم اما بعدش بخاطر اینکه تپل نانم از کودکی مرا فرستادن ورزش ژیمناستیک و بعد ورزشهایی دیگر… و متناسب بودم تا دبیرستان و بعد بخاطر کنکور و به گفته مادرم به علت عدم نداشتن تحرک و چاق شدم و عکس دوستانی که در کامنت هاشون توضیح دادن خیلی پیگیر لاغری نبودم اما مادرم خیلی مصر بودن حتی به انتخاب ایشان لباس های رنگ تیره می پوشیدم که لاغر توی چشم بیایم اما برای خودم شخصا مهم نبود زیاد چون باور داشتم من برای خودم زندگی میکنم… از کودکی همیشه شنیده بودم که خانواده مادری آن میگفتن که چاقی ارثیه و باید همیشه رژیم غذایی را رعایت کرد و حتی زیاد میشنویم که آب هم بخوری چاق میشوی چون در ژنتیک هست بعدا که یکی از خاله هایم مربی باشگاه شدند معتقد بودند خیر اگر رژیم بگیری و تحرک داشته باشی اندامت متناسب می ماند… من خیلی غذاهای نانی و برنج را دوست دارم و خوراکی هایی مانند چیپس و پفک را دوست دارم اما خیلی به ندرت میخورم ولی زیاد اهل شیرینی نیستم البته این را هم بگوییم در دوران دبیرستان وقتی دایی ام میخواستن با من شوخی کنند همیشه به چاقی ام اشاره میکردند و جالب خودشون هم جذبش کردند و الان دخترانشون مدام در حال رژیم غذایی و پیاده روی اند… نکته دیگری که همیشه میشنویم این بود که بخاطر یبوستت شکم داری و حتی پیگیر درمان شدم و متخصص گوارش اذعان داشتند که چون از کودکی درمان نشده شکم شما همیشه بزرگ می ماند… و البته مادرم هم معتقد بودند قدتان کوتاه هست و بخاطر همین چاق به چشم می آیید… من قاطع تصمیم گرفتم که با فایلهای رایگان ادامه دهم و آن شاالله نتایج بزرگ بگیرم… فقط اینکه شما تاکید بسیاری بر نوشتن دارید متوجه نمیشم بجز این انشا دقیقا چه چیزی را مد نظر شماست که باید بنویسیم!؟ آیا منظور همان جملات تاکیدی است که در اصلاح ترمزهای یا باورهای مخرب میسازیم یا چیز دیگری!؟
      بسیار بسیار از شما سپاسگزارم و مجددا شما را تحسین میکنم بخاطر نتایج فوق العاده تان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۰ ۱۵:۳۲
      مدت عضویت: 2387 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 370 کلمه

      سلام و وقت بخیر به استاد و دوستان
      خدارو شکر دوره تکرار مقدماتی تمام شد وتصمیم دارم همراه با دوره پاکسازی این ۱۰جلسه رو هم مجدد گوش کنم
      تقریبا ۶ماه پیش که از همه راه ها ومسیرهام ،خسته شده بودم وکاملا هدایتی وارد این سایت شدم ،این ۱۰جلسه رو اول گوش داده بودم و خوشحال از اینکه بلخره راه صحیحو یاد گرفتم
      انقدر علاقه داشتم سریع وارد دوره ها بشم ولی اون روزا نت ایران سراسری قطع بود وباید منتظر میموندم ،بلخره دوره هارو خریدم ،،،احساس خوشبختی میکردم که من با این متد آشنا شدم ،۲سال بود تو کلاسای کنترل ذهن شرکت کرده بودم وکاملا مطمئن بودم همه چیز باور وذهن ماست که مارو به مسیرهای مختلف هدایت میکنه
      تو دوره لاغری با ذهن خودمو بیشتر مطالعه کردم ،خودمو شناختم،بهش احترام گذاشتم و با فرمول های جدیدی که دارم میسازم بهش اعتماد کردم و کنترل جسم وذهنمو دادم دستش ،هر روز تغذیه ش میکنم ،بهش کمک میکنم ،فایل گوش میدم،به تمرینات عمل میکنم ،عجله نمیکنم و وقتی برنامه های جدیدم روی ذهنم دانلود شد ،اونوقت اون برنامه ها ناخوداگاه من میشن ومنو میبرن تو مسیر تناسب اندام ،همونجوری که تو این ۶ماه بردن

      بدنیا اومدم ۴کیلو ونیم بودم ،تپل ،بعد از ۲تا خواهر لاغر بدنیا اومده بودم وشاید مادرم احساس قدرت میکرد که بلخره یه دختر فربه وچاق بدنیا اورده،تا ۴سالگی شیر مادرمو خوردم ومادرم عامل اصلی چاقی منو شیر خوردنم میدونست
      قبلا عوامل زیادیو مقصر چاقیم میدونستم مثل
      چاقیه من ارثیه ،ژنتیکه، مادرزادیه ،مدل بدنته ،خدا خواسته ،هورمون میخوری،تیروئید داری،زایمان،ورزش نمیکنی،برنج ونون وشام وشیرینی میخوری ،بارداری ،بالا رفتن سن ،یبوست ووووووووو
      تا زمانیکه اینهمه مقصر داشتم جایی برای متناسب شدنم نبود ومن باور کرده بودم که من محکوم به چاقی هستم ودیگه نمیشه کاریش کرد
      تو دوره این باورها شکسته شد وطلسم ها باز شد ومن دارم روی باورهای جدیدم کار میکنم که زندگیمو یه شکل دیگه ببینم ،در کنارشون هویت من میشه هویت یک متناسب ، وبعد نتایج در جسم وجان من خودشو نشون میده

      از بودن در دوره ها خوشحالم و امیدوارم افرادی که خواهان واقعیه داشتن ذهن متناسب ولاغر هستن وارد دوره ها بشن تا ببینن چه معجزاتی از خودشون خواهند دید
      ممنونم استاد که همیشه کنار ما هستید شما شایسته هزاران بار ستایش شدن هستید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Maryam Piri
      ۱۳۹۹/۰۳/۰۶ ۱۰:۱۸
      مدت عضویت: 2449 روز
      امتیاز کاربر: 10524 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 165 کلمه

      سلام ودرودخدمت استادگرامی ودوستان همراه
      من وقتی باسایت آشناشدم بدون هیچ فایل رایگانی ثبت نام کردم وواردگام اول شدم واین دوره راکامل کردم والان تصمیم گرفتم که فایلای رایگان رااستفاده کنم ودوباره به تکراربرگردم من همیشه ازروی اینکه غذاکمه یاحالابقیه میخورندتموم میشه وبدون اینکه حتی لذتی داشته باشه برام میخوردم خصوصاتوی مهمونیهاکه تنوع بیشتربود وازهمه نوع غذاهامیخوردم وهمیشه ته بشقاب نبایدچیزی بمونه چون گناه داره وخدااسراف رادوست نداره همه راتاحدخفگی میخوردم حتی باقیمونده ظرف بچه هاهم میخوردم اینکه نمیتونم جلوی خودم رابگیرم اراده نداشتن راعامل چاقی میدونستم وکم کاری تیروئیدوکم تحرکی وتنبلی ورزش نکردن ووقت برای ورزش نداشتن راعوامل چاقی میدونستم والان که ۳۲ سالمه ۷۶کیلووزن دارم وخداراهزاران بارسپاسگزارم که من رابه این مسیرزیباوپرارآرامش هدایت کردولی درحال حاضرکه دردوره شرکت کردم وتمریناتم راانجام دادم اصلابرام مهم نیست که چندمدل غذاروی میزهست فقط ازاون غذایی که دوست دارم به اندازه نیازم مصرف میکنم وخیلی هم لذت میبرم قبلا اکثرغذاهارادوست داشتم ولی الان میل به خیلی ازغذاهایی که قبلا عاشقشون بودم ندارم وحتی استفاده هم نمیکنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا