0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.81 از 688 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
908 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار amireai87
      ۱۳۹۹/۰۵/۲۲ ۰۲:۱۹
      مدت عضویت: 2282 روز
      امتیاز کاربر: 233 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 585 کلمه

      سلام من فاطمه۲۱سالمه،ازموقعی که خودمو شناختم ازبقیه بچه های دورواطرافم تپل تر بودم،همیشه موردتمسخر قرار میگرفتم تومدرسه ویاهرجای دیگه،خیلی موقع هامنو به خاطر هیکلم تو جمع راه نمیدادن یا کاری بهم نمیدادم که گروهی انجام بدیم که میگفتن چون چاقی اینکارو نمیتونی بکنی یا فلان کارو نمیتونی بکنی،ازاون موقع به بعدسرخورده وبااعتمادبه نفس پایین روبه روشدم.ومثل بقیه دوستانی که نوشتن من هم ازجمع دوری میکردم.من حتی از طرف پدرم هم مورد تمسخر قرارمیگرفتم ومنو سوار موتورش نمیکرد میگفت فنرهای موتور خراب میشه ازبس سنگینی(۱۲۱کیلو بودم).بااینکه استعدادهای زیادی داشتم وهوش بالایی داشتم ودرسم از بچه های دیگه تو مدرسه عالی تر بودهمیشه تو همه مراحل تحصیلم،ولی یه ضعف بزرگ داشتم اونم چاقی که هیچ موقع نذاشت من برای این چیزا وچیزای دیگه شاکرخداباشم و لذت ببرم وازته دل خوشحال باشم،مخصوصا موقع مهمانی ها ومسافرت و خرید و…
      من بچه بودم وتاالان که بزرگ شدم از یک بیماری رنج میبرم که باعث میشه من داروهای کرتون وهورمونی استفاده کنم وهمه ی خانوادم دلیل اولیه چاقی من رو این چیز میدونن،بعدهم که مشکل کم کاری تیروئید ومیگرن برام پیش اومد توسن خیلی کم،که همه دکتر ها میگفتن به خاطر استرس و اعصابه و غم و غصه پنهان هستش که مادرم میگفت اره دکتر از بس که غصه چاقیشو میخوره و واقعا هم همینطور بود،تمامی راه هارو انجام دادم برای لاغری،انواع رژیم وقرص وورزش انجام دادم ولی چون مقطعی و کم جواب میداد بیشتر افسرده وخسته و ناامیدمیشدم،تااینکه به فکر پیکرتراشی افتادم و انجام دادم وچون قرار بودنامزدکنم خودمو مجبوربه این کار میدونستم بااینکه همسرم هیچ مشکلی نداشت و الان هم نداره،خلاصه انجام دادم و چه زجری تجربه کردم، ونامزدیم عقب افتادو باز بعد مدتی چاق شدم وشدم۱۱۸کیلو وعمل بی فایده شدونشد اون لباس دلخواه رو بپوشم،بعدش دوباره رژیم گرفتم واز۱۱۸ رسیدم۱۱۰که عقد کردم وباز هم اون چیزی که میخواستم بپوشم نتونستم بپوشم و اصلا لذت نبردم از عشقی که بهش رسیدم و تمام غصه میخوردم و فیلم عکسارو نگاه نمیکردم و الان هم نمیکنم و نذاشتم کسی ببینه،تااینکه باز رزیم گرفتم واندفه شدم ۸۹ کیلو که بدنم استاپ کردومریض شدم از رزیم های سرسختی که گرفتم و باز ول کردم رژیمو چون بدنم دیگه نمیکشید و باز رسیدم به۱۰۶کیلو که بیشتر موقع هایی که باید ازدوران نامزدی لذت میبردم،ازبیرون رفتن ها ومهمانی ها ولی نبردم،خیلی غم انگیزه! که ماه پیش بودکه تصمیم گرفتم برم عمل معده و پیکرتراشی دوباره انجام بدم که دوستم شمارو بهم معرفی کردکه خودش با راهکارهای شما لاغرشده بود.از ماه پیش تا دوروز پیش زیاد جدی نگرفتم ولی دوروز پیش برای بارسوم که ویس اول رو گوش کردم،یه حس عالیی گرفتم و باخودم عهدکردم همه رو گوش بدم وقدم قدم پیش برم باشما وتمرین هارو انجام بدم.ومطمئن شدم که باشما به رویای لاغری میرسم و عروسیم رو اونجوریی میگذرونم که دوست دارم،
      دلایلی که فکر میکنم باعث چاقیم شده:
      ۱ داروهای هورمونی ۲ کم کاری تیروئید ۳ استرس واعصاب که منجربه پرخوری عصبی میشه ۴ لدت بردن از غذاو عاشق امتحان کردن غذاهای جدیدم ۵ غذا یکی از تفریحات هیجان انگیزمه ۶ خوردن بیش ازحد که حتی وقتی سیرم باز ادامه میدم
      ۷عاشق تنقلات وشیرینی و…. ۸ هرلحظه دوست دارم دهنم بجنبه ۹ دیرخوابیدن ۱۰ بی تحرکی ۱۱ ورزش نکردن ۱۳ خوردن غذاهای روغنی و سرخ کردنی ۱۴ خوردن فسفود ۱۵ زیاد رستوران رفتن ۱۶ همراهی کردن همه توخوردن ۱۷ گاهی جبران تمامی تنش هام غذا خوردنه ۱۸ منع کردن و رژیم های زیاد که باعث شده همش ولع داشته باشم یه جورایی عقده خوردن ۱۹ فکر های منفی که همش من
      هرچی میخورم چاق میشم وحتی اب هم میخورم چاق میشم.این بود انشای من از چاقی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار nazaniinabbasii
      ۱۳۹۹/۰۵/۲۰ ۱۸:۵۳
      مدت عضویت: 2225 روز
      امتیاز کاربر: 503 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 102 کلمه

      سلام و وقت بخیر خدمت شما.من فکرمیکنم دلایل چاق شدنم اینا باشه:با عشق غذا خوردن- لقمه های گنده خوردن- عاشق همه نوع غذام سنتی فست فود فرقی نداره هرچی باشه میخورم-عاشق نون و برنجم و حجم زیاد میخورم اما بعدش افسرده و نگران میشم- دیر سیر میشم- از چاق شدن میترسم- دیگه علاقه ندارم رژیم بگیرم خسته شدم- با کوچکترین هیجان میرم سروقت غذا- فکرمیکنم غذا آرومم میکنه عین یه دارو- تفریحیه برام با جوییدن انگار حرصم خالی میشه- آب هم کم میخورم
      ولی امید دارم اینجا حتما لاغر میشم چون قانون جذب هم کار میکنم و به قدرت ذهن ایمان دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سعیده معتمدی
      ۱۳۹۹/۰۵/۲۰ ۱۱:۱۹
      مدت عضویت: 2545 روز
      امتیاز کاربر: 5347 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 67 کلمه

      من از سن بلوغ شروع به ۰اقی کردم ارث چاقی دارم خورده خوری میکنم مواد غذایی نشاسته ای میخورم بعد از زایمانها چاق شدم بعد دچار کم کاری تیروئید شدم پرخوری عصبی و عاطفی دارم وقتی در جمع هستم همراه دیگران به خوردن ادامه میدم بی آنکه گرسنه باشم وقتی غذایی آماده باشه و در دسترسم باشه مثلا روی میز هربار که رد میشم ناخنک میزنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار hanfahmi Fahmi
        ۱۳۹۹/۰۵/۲۲ ۱۸:۴۱
        مدت عضویت: 2508 روز
        امتیاز کاربر: 303 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 159 کلمه

        سلام من ۲۱ سالمه و دوران کودکی من لاغر بودم و فکر میکنم استخوان بندی من حتی ریز است من در سن ۱۶ ۱۷ یا ۱۸ سالگی کمی به وزنم اضافه شد ولی با این وجود فکر میکنم وزنم متناسب بود من قدم حدود ۱۶۸ است و در اون دوران شاید حدود ۵۷ ۵۸ کیلو بودم به نظرم اون موقع متناسب بودم ولی تا اینکه اواخر ۱۸ سالگی از ایران رفتم و بعد از ۴۰ روز رفتنم از ایران پدرم فوت شد پس از اون من هورمن بدنم بهم ریخت و فکر میکنم پر خوری عصبی داشتم و روز به روز چاق تر شدم تا اینکه یه روز به خودم اومدم دیدم ۷۰ کیلو ام و همیشه سعی کردم بعدش لاغر شم اما واقعا نتونستم من در طول ۲ سال و نیم حدود ۱۰ ال ۱۳ کیلو چاق شدم و برای من بدنی بد فرم درست شد ! الان امیدوارم توسط کنترل ذهن به وزن متعادل گذشته برگردم 🙂

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Somaiehhhh
      ۱۳۹۹/۰۵/۱۳ ۰۳:۵۸
      مدت عضویت: 2229 روز
      امتیاز کاربر: 500 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 248 کلمه

      به نام خدا
      من از زمانی که یادم میاد بچه تپلی بودم و همیشه اضافه وزن داشتم و چاق بودم
      چیزی که همیشه روحمو آزرده کرده و اعتماد به نفس و شخصیت منو تحت الشعاع قرار داده از جمع همیشه گریزونم و دلم نمیخواد کسی رو ببینم خیلی سخته که همش نگاههای تحقیر آمیز و ترحم آمیز و تمسخر آمیز و تحمل کنی
      تا هر کی بهت میرسه به خاطر خودت شروع به نصیحت میکنه که چیزی جز تخریب نداره
      من بینهایت به شکلات و بستنی وشیرینی علاقه دارم و نمیتونم مقابل شون طاقت بیارم تا حد خفگی باید بخورم متاسفم بعدش با عذاب وجدان درگیرم که چرا خوردم
      خورده خوری میکنم مثلا موقع چشیدن غذا یه بشقاب میخورم هله هوله می خورم تند تند غذا میخورم با لقمه های گنده
      میدونم اشتباهن ولی ادامه میدم و بعدش عذاب میکشم
      بخاطر کمر درد تحرکم خیلی پایینه
      خوابم مرتب نیست شبا دیر میخوابم روزا دیر بیدار میشم
      یه سری مشکلات روحی برام پیش اومد که باعث پرخوری بیشترم شد
      به فست فودم علاقه دارم
      ژنتیکی هم چاقی داریم
      روحیه داغون داغون دیگه انگار امید آخرم اینجاست
      امیدوارم بشه اونچه که سی و اندی ساله که برام رویا و آرزو شده چیزی که بخاطرش بارها و بارها تلاش کردم از راههای مختلف استفاده کردم
      انواع و اقسام رژیم های لاغری همه مدل
      ورزش
      گوشواره لاغری
      شلوارک لاغری
      دکتر تغذیه
      داروهای لاغری
      امبدینگ
      بدنسازی
      دستگاهای لاغری
      پیاده روی
      رویای تناسب اندام!
      امیدوارم یکروزی اینجا بنویسم که منم به تناسب اندام رسیدم و موفق شدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sadeghbeheshti
      ۱۳۹۹/۰۵/۱۲ ۲۱:۱۷
      مدت عضویت: 2227 روز
      امتیاز کاربر: 515 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 235 کلمه

      به نام خداوند هستی بخش
      سلام من هم به تازگی و به لطف خدا با این سایت آشنا شدم ۳۱ سالمه خانم هستم به نظر من دلایل چاقی من پرخوری باشه من هیچ علاقه ای به شیرینی جات ندارم فقط در مقابل نهار و شام یه خورده زیاده روی میکنم از زمانی که یادم میاد با خودم میگم وای انقد زیاد میخوری چاق میشی جالبه که من زود سیر میشم ولی بیشتر برای مزه غذا و تفریح غذا رو ادامه میدم فک میکنم علت من برای اضافه وزن پر خوری باشه نه ارثی گیبینم دلیلشو نه تحرک بیشتر و بیشتر فکر میکنم اگه زیاد بخورم چاق میشم با رژیم به وزن ۵۸ که ایده الم بود رسیدم ولی دوباره با ۱ سال و نیم رها کردن رژیم و حسابی راحت خوردن و پر خوری شدم ۸۰ کیلو امیدوارم بتونم با این روش به اندام دلخواهم برسم و ثابت بمونه البته این رو هم بگم موقعی که ۵۸ شده بودم همه حتی همسرم میگفتن خوب نیس اینجوری و لاغری بهت نمیاد خونواده مم همینو میگفتن تقریبا بی انگیزه شدم و هییچ لذتی از لاغری م نبردم مدام جلوی اینه بودم و ناراحت ازینکه چرا شکمم تخت نشد و به جاش پاهام اینقد ناجور لاغر شد خیلی احساس بدی داشتم از لاغری م همینطور که الان احساس بدی دارم از چاقی م همه ش فکر میکردم که چه اشتباهی کردم رژیم گرفتم و اخرش اینقد بد شدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghazale.bakhshian
      ۱۳۹۹/۰۵/۱۱ ۲۱:۰۴
      مدت عضویت: 2234 روز
      امتیاز کاربر: 3802 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 410 کلمه

      سلام آقای عطارروشن
      با آرزوی سلامتی خدمت شما
      منم مثل اکثر دوستان از بچگی با مشکل اضافه وزن روبه رو بودم. البته چون واقعا عاشق خوردن بودم و هستم اصلا برام مهم نبود. نه فقط من که کل خانواده ی منم با این موضوع مشکلی نداشتن.
      کم کم که بزرگتر شدم تقریبا به خاطر این موضوع اعتماد بفسم بشدت پایین بود ،به طوریکه اصلا روم نمیشد برم دانشگاه یا جایی بخوام صحبت کنم چون از اینکه جلب نظر کنم به شدت بیزار بودم.
      این مسئله تا شاغل شدنم ادامه داشت فکر میکنم در ۲۰ سالگی که به اجبار مادرم پامو از خونه به قصد اجتماعی شدن و شاغل شدن گذاشتم بیرون ۱۰۳ کیلو بودم که کم کم به خاطر فعالیت بالایی که محل کارم داشت وزنم پایین اومد و به ۹۳ گاها ۹۲ رسیدم
      بازم این ماندگار نبود درصورتیکه من مدام درحال رژیم و رعایت بودم تا اینکه با آقایی آشنا شدم تو اون زمان ۸۵ کیلو بودم ولی همین که احساس آرامش از طرف مقابلم پیدا کردم باز هم وزنم به صورت فوق نور بالا رفت و این سری به ۱۱۰ رسیدم
      خودن من همیشگیه دقیقا مثل صحبتهایی که کردین
      ناراحت میشم میخورم
      عصبی میشم میخورم
      استرس دارم خوشحالم و….
      در هر صورت خوردن برای من همیشه اولویت بوده ولی بخاطر رژیمهای سخت و دوره های تاقت فرسا خودمو کنترل میکردم
      یعنی میتونم به جد بگم از ۲۰ سالگی تا الان که ۳۱ ساله هستم مدام رژیم بودم ولی خسته چون اصلا نمیتونستم نگه دارم وزنمو تا دلتوت بخوااااااااد انواع قرصهارو استفاده میکردم
      تا جایی که ۳ سال پیش به خاطر اصرار بیش از حدم راهی اتاق عمل شدم و عمل اسلیو انجام دادم
      بعد از اون فکر کردم دیگه رها شدم از چاقی خیلی عالی بود
      جوری که واقعا هیچ آرزویی نداشتم برای اولین بار وزنم به ۸۰ رسیده بود. دوران طلایی خوشبختی و کامیابیم بود
      ولی اونم ماندگار نبود دقیقا ۱ سال بعد از عملم یعنی سال ۹۷ باردار شدم و دوباره همه چیز به هم ریخت درسته که زیاد اضافه وزن بارداری نداشتم و فقط ۹ کیلو اضافه کردم ولی بعد از زایمان دوباره سوار جت چاقی شدم و اومدم بالا الان که ۱۸ ماه از زایمانم میگذره شدم یک مادر ۳۱ ساله با وزن ۱۰۰ کیلو و روحیه ای خراب.
      با اینکه شرایط شغلی عالی دارم و در ازدواجم موفق ولی هیچ وقت نتونستم از چاقی رها بشم.
      امیدوارم بتونم روش لاغری با ذهنو به عنوان آخرین راهکار انجام بدم و بعد از نجات از این زندان چاقی یه همسر و مادر شاد برای همسر و فرزندم بشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mandana_so
      ۱۳۹۹/۰۵/۱۱ ۱۹:۱۳
      مدت عضویت: 2224 روز
      امتیاز کاربر: 503 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 239 کلمه

      سلام،وقتتون خوش.من ۳۹ سال دارم.وتا سن ۲۵سالگی و درواقع قبل از ازدواجم هرچیزی رو به هرمقدار که دلم میخواست میخوردم ولی اصلا اضافه وزن نداشتم،باقد۱۶۸ وزنم نهایتا میشد۶۱کیلوگرم.بعد از ازدواج در عرض۵ ماه چهارکیلو اضافه وزن پیداکردم ولی هنوزم ناراضی نبودم از این وضعیت.بعد از دو سه سال متوجه شدم که باتوجه به علاقه زیادم به غذا و شکلات و شیرینی هر سال تقریبا یکی دوکیلو به وزنم اضافه میشه،بار اول که ۶۹ کیلو شده بودم باشگاه رفتمو باتغذیه درست به اندام بسیار عالی رسیدم.ولی بعد از عمل آپاندیس نتونستم ورزشم رو ادامه بدم.دو سه سال بعد دوباره اضافه وزن پیداکردم واز طریق رژیم غذایی به اندام دلخواه رسیدم.و میدانستم که علت اضافه وزن و عدم تثبیت تناسب اندامم علاقه به غذا و شیرینی و شکلات و بستنی هست و بدون فکر و بدون توجه به ظرفیت بدنم میخورم همیشه و هروقت اینکارو میکنم منتظر اضافه وزنم هستم.خلاصه اینوضع یکباردیگه هم تکرارشد و من دوباره با رژیم و ورزش اصلاحش کردم،میدونستم یک چیزی این وسط مشکل داره که این اتفاق دایما تکرار میشه،بعد ازمدتی متوجه شدم که باید بر ذهنم و تغذیه م آگاهی داشته باشم وگرنه این اتفاق دو سه سال یکبار میفته و دوباره باید رژیم و ورزش درجهت لاغرشدن رو شروع کنم تا بتونم لباسهای قبلی رو بپوشم و از دیدن خودم در اینه خوشحال باشم. تقریبا چندماه بعد با سایت شما آشنا شدم و الان خیلی خوشحالم که بتونم از این روش نتیجه ماندگار بگیرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zahra.sh13771369
      ۱۳۹۹/۰۵/۱۱ ۰۹:۴۵
      مدت عضویت: 2232 روز
      امتیاز کاربر: 521 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 40 کلمه

      من یه سوال داشتم از استاد
      استاد در کنار لاغری با ذهن زندگی با طعم خدا بهتر جواب میده؟هر دو را با هم انجام بدیم؟
      سوال دومم:استاد فایل ها را هرروز باید گوش بدیم؟من چند روز یه بار گوش میدم اشکالی داره؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zahra.sh13771369
      ۱۳۹۹/۰۵/۱۱ ۰۹:۴۰
      مدت عضویت: 2232 روز
      امتیاز کاربر: 521 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 409 کلمه

      سلام.زهرا هستم.قبلا با سایت لاغری با ذهن اشنا شدن ولی به دلیل اینکه هزینه اش برام مقدور نبود ولش کردم.اما الان دوباره میخوام از اول شروع کنم‌.قدم۱۶۰و وزنم ۶۰.سه سال پیش اقدام به لاغری کردم با استفاده از محصولات نیوشا.خیلی عالی عمل کرد از وزن ۷۰ به ۵۳رسیدم در طی ۳ماه.هیچی نمیتونستم بخورم نمیدونم معده ام خیلی کوچیک شده بود یا اثرات دمنوش بود.اواخر سه ماه به قدری کم اشتها شده بود که با یه گاز از همبرگر سیر میشدم انگار در حد انفجار خورده بودم.به نظر من اون موقع این خیلی خوب بود برای کسی که ۱۷ کیلو تونسته از وزنش کم کنه.اعتماد به نفسم بالا رفته بود.من که قبلا دوتا بشقاب پر برنج میخورم در حد مرگ تا موقعی که کامل سنگین نمیشدم از غذا دست نمیکشیدم جوری که حال نداشتم ازسر سفره پاشم‌.خلاصه برام تجربه خپبی بود تا اینکه چندماه بعدش عقد کردم تا اواخر عقدم وزنم روی ۵۳_۵۴بود خیلی میترسیدم وزنم بیاد بالا هرروز صبح خودمو وزن میکردم اگر یه روز زیاد میخوردم فرداش هیچی نمیخوردم تا شب که وزنم به همون ۵۳برسه.اواخر عقدم وزنم به ۵۵رسید.و موقعی که عروسی کردم بعد یکسال به ۶۰.البته دوران قبل از عقدم پیلاتس کار میکردم و ورزش بدون تاثیر نیست.بعد اینکه لاغر شدم فکر میکردم دیگه عمرا چاق بشم ورزشو رها کردم.و فقط توی ذهنم به کم خوردن فکر میکردم.اما چه قدر مزخرف……
      همش با خودم موقع ناهار شام صبحانه هی مرور میکردم کم بخور الان چاق میشی…زیاد نخور…اگه به لقمه دیگه بخوری چاق میشی.
      خدایی موقعی که چاق بودم اصلا استرس نداشتم اما بعد از لاغری استرس چاق شدنم دیوونم میکرد.
      عوارض لاغری یه دفعه ای هم کم نبود.
      ریزش مو
      خشکی پوست
      ترک برداشتن پوست
      اگزما و حساسیت پوست
      لاغری صورت
      استرس چاق شدن
      اما الان حدود ۱ماهی هست که ورزش فیتنس رو شروع کردم انشالله بتونم به وزن ایده الم برسم.
      علت های چاقی من:
      ۱_تلقین چاق شدن بعد از اردواج خیلی روم تاثیر گذاشته
      ۲_کم تحرکی و ورزش نکردن
      ۳_دیر خوابیدن ساعت ۲_۳
      ۴_دیر شام خوردن
      ۵_اگه شیرینی باشه میخورم نمیتونم نه بگم ولی اونم ماهی یه بار اتفاق می افته
      ۶_کم خوردن اب
      ۷_ناامیدی از لاغری و پذیرفتن اینکه من دیگه اندامم اینجوری میمونه تلاش نکن.
      ۸_تاثیر ژنتیک. کلا خواهر و برادرمم تپل هستن
      الانم که دوباره ورنم بالا رفت حرفای دیگران خیلی اذیتم میکنه که میگن :شما ژنتیکی اینطوری هستین دوباره چاق میشی….یا اینکه مواظب باش چاق نشی یه موقع
      ۹_متاسفانه همسرم خیلی میخوره و لاغره و اگه من باهاش نخورم ناراحت میشه.
      ۱۰_خوردن زیاد میوه مثلا اگه در روز ۴واحد باید بخوریم من ۶واحد میخورم.
      ۱۱_تند خوردن غذا
      ۱۲_ریزه خواری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mahboub.ebrahimzadeh
      ۱۳۹۹/۰۵/۱۱ ۰۰:۲۷
      مدت عضویت: 2223 روز
      امتیاز کاربر: 503 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 881 کلمه

      از بچگی تپل و درشت اندام بودم
      بچه ای بودم که تحمل گرسنگی ام زیاد بود از سن کم همیشه روزه می گرفتم ولی بعدش حجم زیاد غذا می خوردم و ولع داشتم.
      اما تا زمان دانشگاه ۶۰ کیلو بودم و درشت اندام بودم ولی اضافه وزن نداشتم چون حجم غذام زیاد نبود
      تا اینکه با دختری آشنا شدم که چاق و پرخور بود و چون پول دار بودند و زمان نامزدی اش بود همیشه حجم زیادی شیرینی و میوه و غذا می آورد چون همیشه با هم درس می خواندم اولین بار بخاطر او رژیم گرفتم که اگه اصلا با او پرخوری نمی کردم عملا همین یکی دو کیلو هم چاق نمی شدم که بخواهم لاغر بشم.
      بعد سر کار که رفتم چون هیچ وقت عادت به خوردن صبحانه نداشتم و تا ساعت ۲ سر کار بودم پس تا حدود ساعت ۳ ناهار می خوردم بخاطر همین عملا شام خوردن ام هم دیر وقت بود.
      همیشه اهل پیاده روی و ورزش بودم و چون عضو تیم شنا و کوهنوردی شرکت مون بودم حجم غذای که می خوردم بخاطر ورزش زیاد، سوخت می شد فقط زمانهای که تمرینهای تیم نداشتم عملا تحرک ام کم میشد آن حجم غذا باعث میشد یکی دو کیلو چاق بشم تا فصل بعدی ولی همین موضوع باعث شده بود تا ۳۰ سالگی وزنم ۷۰ کیلو باشه
      اما چاقی واقعی من از زمانیکه به تهران آمدم ایجاد شد.
      علتهای اصلی، فشارهای عصبی و تنهایی، کار سخت، عدم وجود ورزش بصورت مستمر بدلیل مشغله ام بود و عملا پرخوری به عنوان یک مسکن بود و بخاطر اینکه ساعت کاری ام بیشتر بود باید صبحانه و ناهار می خوردم شام هم دیر وقت می‌خوردم.
      چون هم کار می کردم هم دانشگاه می رفتم هم همه مسیولیتهای خرید خونه و کارهای آن بر عهده خودم بود، عملا خیلی خسته میشدم و راهی که باعث میشد ذهن خسته ام را آرام کنه خوردن غذای لذیذ بود چون آشپزی ام خیلی خوب بود و این موضوع در زمانهای امتحانات هر ترم دانشگاهی ام که دو هفته تو خونه بدون تحرک شبانه روز درس می خواندم بیشتر شده بود طوری که سه چهار کیلو در هر امتحانات ترم ام چاق میشدم و یادمه فوق لیسانس که گرفتم ۹۰ کیلو شده بودم که اولین بار بود بعد از فارغ التحصیلی بصورت جدی رژیم گرفتم و ظرف ۶ ماه، خیلی لاغر شدم و خوشگل شده بودم اما دوباره وقتی بدنبال سمت ام تلاش می کردم که رییس اداره بشم بخاطر فشار کاری دوباره همون سبک غلط وارد زندگی ام شد که ورزش نمی کردم و کار سخت داشتم و پرخوری می کردم و زمانهای طولانی غذا نمی خوردم بعدش حجم زیادی شبها غذا می خوردم بعد از دریافت سمت ام و خونه ام که عوض کردم ، مجدد با یکی از دوستانم که در سایپا کار می کرد شروع کردم به پیاده روی در پارک نهج البلاغه هر روز حدود ۲ ساعت پیاده روی می کردم و حتی کلاس بدنسازی شکم و پهلو نوشتم دوباره وزنم کم شد و حدود ۸۲ رسیدم اما پاییز که شد دیگه دوستم نیامد من یکی دو ماه تنهایی ادامه دادم ولی نتوانستم در همین زمان مجدد فشارهای کاری زیادی بخاطر تغییر مدیریت انجام شد که من افسردگی زیاد گرفتم و ناراحتی های محیط کار آنقدر زیاد بود که نمی توانستم روی خودم مسلط باشم و بخواهم یک برنامه ورزشی و رژیم داشته باشم نتیجه اینکه دو سال پیش آنقدر بیمار شدم و فشار خون ام زیاد شد کبد چرب گرفتم حتی تیروید ام نزدیک بود رفلکس معده گرفتم و این موضوع بصورت جدی باعث شد که فکر کنم و به خودم بپردازم که من با وجود مدیر بودن و ثروت و خیلی چیزهای دیگه ولی شاد نیستم بهمین خاطر ریشه یابی کردم و متوجه شدم باید یک بازنگری اساسی در زندگی ام بدهم و از دو سال پیش موضوع اصلی هدفم را خودشناسی گذاشتم و در ابتدا دوره قدرت نیروی حال را رفتم که تاثیرات زیادی را در پذیرش من داشت و اینکه بتوانم گاهی فکر کننده ذهنم را خاموش کنم و مشاهده گر باشم و با حواس پنجگانه ام با محیط ارتباط برقرار کنم.
      بعدش تمام دوره های TA را رفتم چند جلسه مشاوره به سبک درمان مبتنی بر هیجان رفتم و آخر امسال با اتفاقاتی که در اداره کل مون افتاد، عملا ردیف ریاست ام را از دست دادم و بخاطر کرونا در ابتدا دورکاری بودم و بعدش که جام در شرکت عوض کردم کار مشخصی بهم ندادند و دورکار عملا بیکار بودم بخاطر همین به مسایل که دوست داشتم رجوع کردم و مقدمات بیزنس شخصی ام را چیدم و در حال حاضر دو هفته هست که با یکی از دختری که ۸ ماهه باهاش آشنا شدم در پارک پیاده روی یک ساعتی می کنم بخاطر قندم آمپول ویکتوزا برای کنترل اشتهام می زنم تا اینکه یکی از دوستانم این سایت را برام فرستاد.
      در راستای تغییر سبک زندگی ام، اعتقاد دارم خیلی از تغییرات از ذهن است. بهمین خاطر فکر کردم ۱۲ فایل رایگان را گوش بدهم ببینم جذبش می شم یا نه؟
      البته خیلی دوست داشتم مستقیما با افرادی که از این سبک استفاده کردند موفق شدند و آنهایی که موفق نشدند ارتباط داشته باشم چون اکثرا نظرات افراد موفق را در سایت شون می نویسند و این مسأله یک تبلیغ هست. نمی دونم آیا پیام من ثبت میشه و بهش پاسخ داده میشه یا نه؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار faridehhasani5455
        ۱۳۹۹/۰۵/۱۲ ۰۷:۴۲
        مدت عضویت: 2470 روز
        امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 260 کلمه

        سلام دوست عزیز
        تبریک میگم بهتون که جزء هدایت شده های این سایت هستید که بنظر من هر کسی که الان اینجاست حتما خودش یه راه حل برای مسئله ش خواسته وجهان هستی هم بهش جواب داده
        منم راه های مختلف لاغر شدنو امتحان کردم ودلایل زیادی برای چاق شدنم داشتم‌ و تجربه بسیار بالایی در این رابطه دارم
        خدارو شکر ۷ ماهه بصورت شگفت انگیزی به این سایت وارد شدم و هر ۳دوره رو خریدم و دارم تمرین میکنم تا فرمول های قبلی من به باورهای جدید تبدیل بشه ،اینجا بجای اینکه اول ظاهرو تغییر بده ،اول درونو تغییر میده ،ریشه ای درمان میکنه،هویت جدید متناسب خواهید داشت ،اینجا درست ترین جاست
        آروم آروم از دنیای چاقی وچاق ها شیفت کردم به دنیای متناسب ها بدون ترس ،بدون درد،بدون رژیم وکالری سنجی و ورزش های سنگین فقط باید به این متد اعتماد کنید،اطلاعات ذهنی تونو در مورد بدن وخودتون بالا ببرید و بعد واقعا بخوایید که تغییر کنید ،خودتونو بسپارید به دوره ها،تمرین کنید وبعد نتایج دونه دونه شگفت زده تون میکنه
        من کسی بودم که میگفتم من محاله بتونم لاغر بشم،از قبل هم دوره های ذهنیو شروع کرده بودم ولی به این روش اعتماد کردم ،اگر دارم واستون مینویسم دوست دارم هر چه زودتر تصمیم بگیرید و وارد دنیای زیبایی بشید که توش خبری از استرس وغم چاقی نیست ،همش شادیه و نتایج خوب وآرامش به اندازه ای که باور کنید نتیجه میگیرید
        خدارو شکر در این مسیر هم لاغر شدم هم رشد ذهنی و درونی داشتم
        براتون بهترین هارو آرزو دارم و بهترین انتخاب ها وتصمیمات

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم