0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.81 از 688 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
908 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار nooshin_roshani
      ۱۳۹۹/۰۲/۲۸ ۲۱:۰۷
      مدت عضویت: 2299 روز
      امتیاز کاربر: 203 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 150 کلمه

      سلام استاد عزیزمن جلسه اول لاغری باذهن رو چندبارگوش دادم واینکه گفتید علت چاق شدنتون رو بنویسید اینه که من تا کلاس اول دبیرستان فوق العاده لاغربودم طوریکه همه به من میگفتن لاغرمردنی بعد یهو از سال بعدچاقی من شروع شد وغذام هم خیلی زیادش وچون تومدرسه خیلی درسخون بود وشاگرد اول بودم فقط درس میخوندم و غذا میخوردم ومیخوابیدم از زمان کنکور استرسام شروع شد طوریکه تا الان که۳۹سالمه هنوز ادامه داره بعد از روشهای لاغری زیادی استفاده کردم ازجمله لاغری باeftولی هیچکدوم روم اترنداشت واحساس میکنم روزبروزم وزنم زیاد میشه به خاطر قرصای اعصاب که چندسالیه دارم میخورم من باقد۱۶ وزنم ۸۴کیلوهست و زانودرد شدید دارم طوریکه از پله به سختی بالا میرم الانم چنددرصد امیدم به اینه که به روش شما لاغربشم البته چون روشهای زیادی امتحان کردم احساس میکنم این روشم بی نتیجه هست اما هدفم اینه که تمرینات شما رو انجام بدم… ممنون ازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار khordadmahi
      ۱۳۹۹/۰۲/۲۴ ۱۵:۳۵
      مدت عضویت: 2312 روز
      امتیاز کاربر: 303 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 161 کلمه

      سلام استاد گرامی من ۲۹سالمه و با قد ۱۶۰و وزن ۶۸ کیلو اضافه وزن دارم
      از وقتی فارق التحصیل شدم و شاغل شدم افزایش وزنم شروع شد تو دانشگاه خیلی کم غذا میخوردم وفعالیت بدنی بالایی داشتم اون زمان ۵۲ کیلو داشتم
      بعد از اینکه از تحصیل فارغ شدم رفتم سر کار
      کارم اداری هست و زیاد پشت میز میشینم
      غذاهای شیرین و هله هوله و همینطور نون و برنج زیاد مصرف میکنم
      فعالیت بدنیم کم هست و از جهتی به خواهر و مادرم که نگاه میکنم اونام اضافه وزن دارن یجورایی حس میکنم همین فعالیت کم و پرخوری و ارث و ژنتیک باعث اضافه وزنم شدن
      تقریبا ۶ ساله که اضافه وزن پیدا کردم
      تناسب اندام ندارم و این مسیله اعتماد بنفسمو پایین اورده خیلی مشتاقم که به تناسب برسم اما تو اجرای رژیم غذایی و برنامه ورزشی متعهد نیستم
      حالا با تموم وجود میخام که گامی برای رضایت خودم از خودم بردارم و به تعادل و تناسب اندام برسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار arjmand1150
      ۱۳۹۹/۰۲/۱۴ ۱۳:۵۰
      مدت عضویت: 2314 روز
      امتیاز کاربر: 2838 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 466 کلمه

      به نام خدا. چرا من چاق هستم
      باسلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز من لیلا هستم 43 ساله با وزن 95 کیلو از هلند. دربچگی خیلی لاغر بودم وبه اندازه کافی غذا نمی‌خوردم ودلیل آن هم داشتن لوزه های متورم در ناحیه گلو بود. در سن 9 سالگی طی یک جراحی لوزه ها را برداشتم و آن جراحی برایم خیلی سخت گذشت حدود یک ماه به دلیل درد در ناحیه گلو هیچ چیزی حتی مایعات نمی‌توانستم بخورم و گرسنگی وحشتناکی را تجربه کردم و باعث شد یک نوع ترس از گرسنگی در من ایجادشود و تا به امروز کمی احساس گرسنگی میکنم بایدغذا بخورم. بعد ازدواج وارد یک خانواده ای با رژیم غذایی پرکالری شدم و همه افراد خانواده همسرم چاقی مزمن داشتن به طبع من هم با آنها به صورت ناخودآگاه همراه شدم و به اضافه وزن بیشتر من منجرشد. بعد از هر بارداری اضافه وزن زیادی داشتم. من به شیرینی و شکلات علاقه زیادی دارم و همینطور نان که با اشتهای فراوانی میخورم. زمانی که کار جسمی یا فکری انجام می‌دهم یا استرس دارم حتما با ولع یک غذای شیرین میخورم. خیلی اوقات برای جبران دلتنگی خانواده که ایران هستن شروع به خوردن غذایی میکنم که اکثرا پرکالری وترکیبی از شیرینی و چربی هستند تا احساس خوبی به من بدهد در واقع این هم یک نوع اعتیاد هست که باید فکری به حالش کرد. همیشه به ما گفته شده با افزایش سن چربی بیشتری در بدن انباشته می‌شود وسوزاندن آن مشکل تر است و همین باعث شده در سال‌های اخیر به هیچ رژیمی رو نیاورم واز همان ابتدا آن را شکست خورده فرض کنم البته سال‌های قبل تر چند بار با رژیم های مختلف وورزش وزنم را پایین می‌آوردم ولی انگاری رو یه فنر فشار بیارین بعد که ولش میکردم به حالت قبل وحتی با اضافه وزن بیشتر برمیگشتم. تحرکم خیلی زیاد است مشغله فکری و کاری زیادی دارم که همه آن ها با خوردن غذا همراه است. چون همسر و فرزندانم به کیک و شیرینی های من علاقه دارن زیاد درست میکنم والبته بیشترش را خودم با اشتهای کامل میخورم. در این دوره قرنطینه هم که نزدیک به دوماه در منزل هستیم همه نوع هنرنمایی در زمینه کیک و شیرینی و غذاهای متنوع از خودم بروز دادم که نتیجه آن 5 کیلو اضافه وزن شده. با همه این تعاریف خدارو شکر من سالم هستم وهیچ گونه بیماری زمینه ای ندارم. من امروز با کمک خدای مهربان و آموزه های استاد روشن گرامی و تلاش مستمر خودم شروع به شخم زدن ذهن خودم کردم و ایمان دارم بعد از مدتی تمام عادت هاوباورهای غلط را از ذهنم به سادگی پاک کردم و جای آن را با عادت ها و باور های درست جایگزین کردم واین تغییر شگفت انگیز باعث خوشحالی خودم و خانواده ام واستاد عزیزم وهمچنین خدای بزرگم می‌شود.
      تا درودی دیگر بدرود. ?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shakiba_9
      ۱۳۹۹/۰۲/۱۲ ۲۱:۴۰
      مدت عضویت: 2315 روز
      امتیاز کاربر: 303 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 253 کلمه

      سلام خدمت شما دوست و استاد گرامی 🙂
      از اون جهت شما رو دوست خودم می دونم چون توی سایت استاد عباسمنش، خیلی از کامنت ها و نتایج شما استفاده کردم و فکر می کنم همون طور که دوستان دیگه توی سایت استاد، احساس قرابت و نزدیکی با شما می کنند، من هم همین احساس رو دارم.
      در خصوص سوال تون ، این پاسخ ها به ذهنم می رسه

      1. همیشه از بچگی شنیدم که من کلا استخون بندی درشتی دارم!
      2. مادر، پدر و دوربری ها چاقن ، پس منم قاعدتا باید چاق باشم ! ( پس چرا داداشم چاق نیست!؟ اینم مثال نقضش !!! )
      3. تحرک کمی دارم ( اما نفس که می کشم! پس شاید تحرک کم خیلی خوب نباشه به جاش اینطوری بگم که نسبت غذا و کالری ورودی ام به میزانی که بهش نیاز دارم بیشتره و همین مقدار بیشتر باعث اضافه وزنم میشه )
      4. خیلی غذا می خورم ( که میشه همون بالایی )
      5. نون زیاد می خورم، هر غذایی که می خورم، با نون می خورم ( از بچگی همیشه موقع غذا بهمون می گفتن با نون بخور تا سیر بشی ! که شاید از باور کمبود نشئت می گیره )
      6. از بچگی بهم گفتن : غذاتو تموم کن! یعنی اگر سیر شده باشم و نصف بشقاب بیشتر هم اضافی باشه، باید بخورم چون غذا حیفه!
      7. خیلی به شیرینی جات و شکر علاقه دارم و مصرف میکنم
      8. رژیم غذایی که خیلی شامل برنج و نون میشه!
      9. ؟؟

      فعلا همین ها به ذهنم میرسه، تا بعد 🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار محمد صادق
      ۱۳۹۹/۰۲/۱۱ ۲۲:۵۳
      مدت عضویت: 2318 روز
      امتیاز کاربر: 1024 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 441 کلمه

      موضوع انشاء چرا من چاق شدم؟
      سلام. من محمد صادق هستم. من همیشه از خانواده میشنیدم که تو خیلی لاغر هستی و همیشه هم همین بود. من لاغر اندام بودم اما یک موضوعی وجود داشت و اون این بود که مقدار بسیار کمی شکم داشتم ولی باقی اندامم لاغر و متناسب بود و هرچقدر بزرگ‌تر میشدم این شکم بزرگ‌تر میشد تا اینکه من تصمیم گرفتم مثل مادر و پدرم که چاق هستند، چاق نباشم و من تغییر کنم. همیشه ورزش میکردم و میکنم و تا حد زیادی این موضوع رو برطرف کردم. اما هر چی بزرگ‌تر میشدم این روند چاق شدن ادامه داشته و من باید ورزش سنگین تر میکردم. بنابراین تصمیم گرفتم این وضعیت رو به صورت ریشه ای تغییر بدم. میریم سراغ دلایلی که فکر میکنم باعث چاق شدنم شده. چیزی که من خیلی بهش فکر میکنم عادات غذایی ام هست و فکر میکنم چون غذاهایی شامل برنج و نون و اینجور چیزها میخوریم چاق شدیم. چیز دیگه ای که بهش فکر میکنم و از بابام زیاد شنیدم این هست که ما میکروب معده داریم و روده هامون به صورت ژنتیکی خوب کار نمیکنه و این دلیل چاقی و گشنگی ماست. چیز بعدی ای که بهش فکر میکنم بحث پرخوری کردن هست. موضوع بعدی که بهش فکر میکنم این هست که شاید تمرینات ورزشی ام متناسب لاغر شدن نیست. موضوع بعدی ای که بهش فکر میکنم این هست که محیط و خانواده باعث شده چاق باشم چون برادرم هم چاق شده و البته اون محیطش الان از ما جدا شده اما همچنان چاق هست. یکجورایی با اینکه میدونم تفکر نادرستی هست، خانواده رو عامل چاقی خودم میدونم. میریم سراغ هدف من از شرکت در این دوره. من تصمیم گرفتم و هدف دارم که به تناسب اندام و زیبایی اندام برسم و حتی الگو خودم رو هم انتخاب کردم و اون فرد کسی هست به نام محمد کاشانکی که اندام بسیار زیبا و دلخواه من رو داره. اولین استپ این هست که به تناسب اندام پایدار برسم و بعد زیبایی اندام پایدار. هدفم از لاغر و متناسب شدن این هست که با این شرایط بدنی خودم رو بیشتر دوست دارم و احساس خوبی نسبت به خودم دارم و بیشتر از خودم لذت میبرم. همچنین موضوع بعدی این هست که من لایق بهترین سلامتی و بهترین بدن هستم پس باید این لیاقت رو نشون بدم و در اولویت بعدی خوش لباس بودن و خوش پوش بودن و پر انرژی بودن و در کنار عزیز دلم که در آینده وارد زندگیم میکنم برام اهمیت داره و میخوام همون زندگی متناسب و زیبا اندامی رو تجربه کنم که دوست دارم. این بود انشاء من. از رضا عزیزم سپاسگزارم بابت این فایل پر از آگاهی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mehdiamini0098
      ۱۳۹۹/۰۲/۱۱ ۱۴:۲۱
      مدت عضویت: 2323 روز
      امتیاز کاربر: 333 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 28 کلمه

      ببخشید که خیلی غلط املایی دارم امامتشکررم ازخدایی که منودرسن بیست و سه سالگی به این درک رسوندتابیش ازاین خودموازارندم وبه خودم بیام و فهمیدم که خداهرگزدیرنمیکند?????

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parvin.rezaee
      ۱۳۹۹/۰۲/۰۹ ۱۴:۵۲
      مدت عضویت: 2321 روز
      امتیاز کاربر: 309 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 129 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی من خداروشکر می کنم که از طریق سایت تناسب فکری توانستم در این مرحله با صحبتهای شما به ارامش نسبی برسم حقیقتش من نگرانی از زمانی شروع شد که با افزایش سن ۸ کیلو وزنم طی ۴ سال بصورت نامحسوس پیدا کرد و دلایل اضافه وزنم علاوه مسایل هورمنی که جدیدا برای من رخ داده عدم تحرک و استرس کاری ونگرانی که مصاعف شده به علاقه من به شرینی که از گذشته هم داشتم در ضمن به تازگی خورد وخوراک بر اساس گرسنگی نیست بلکه بخاطر عادات روزانه و تفریح . و هرگز یادم نمیاد در خوردن تمرکز داشته باشم خلاصه من نیاز دارم که برنامه وعادتهای زندگی من توسط این سایت تغییرکند امیدوارم بتوانم به نتایج پایداری برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ندا مهماندوست
      ۱۳۹۹/۰۲/۰۷ ۱۹:۰۶
      مدت عضویت: 2562 روز
      امتیاز کاربر: 518 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 534 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز
      تشکر میکنم بابت مطالب مفیدتون،به امید اینکه من هم مثل خیلی از دوستان شگفتی ساز بشم نه تنها در لاغری بلکه در تمامی ابعاد زندگیم ?
      من ندا ۳۳ ساله هستم، دوران بچگی تپل بودم اما چاق نبودم،
      چاقی من از دوران بلوغم شروع شد ، استخوان بندی درشتی داشتم و چون از خواهر بزرگترم چاقتر و قد بلند تر بودم همیشه خیلی بیشتر چاقی من دیده میشد و چون با اون مقایسه میشدم خیلی مورد سرزنش قرار میگرفتم، دستپخت خیلی خوبی داشتم و عاشق آشپزی بودم، همه میگفتن کسی که دستپخت خوبی داره یعنی خیلی شکمو هست و مدام ذهنش درگیر خوردن هست،من واقعا همینطور بودم، امروز که غذا درست میکردم به فکر این بودم فردا چی درست کنم و چی دوست دارم بخورم و…، تا اینکه سال کنکور شد و دانشجو شدم و مدام درگیر خوردن با دوستام بودیم، اینکه کجا و کدوم فست فود بریم و کی بستنی بخوریم و باز کی نسکافه و شکلات و ژله و…،اما با همه ی این حالتها سعی میکردم ورزش هم بکنم اما دیگه خیلی تاثیر نداشت و استاد من یک رژیم غذایی زیر نظر دکتر گرفتم و ۱۵ کیلو کم کردم و با ورزش تونستم چندسال تناسب اندام خودمو حفظ کنم و خیلی راضی و خوشحال بودم، تا اینکه ازدواج کردم،همسرم چاق بود و ۹۸ کیلو وزن داشت و من ۵۹ کیلو بودم و…
      من خیلی اهل فست فود شدم و ولع زیادی برای خوردن داشتم
      هرروز بستنی میخوردم و الانم تقریبا هفته ای دوبار میخورم
      بیشتر عمرم توی آشپزخونه هستم و درگیر آشپزی و کیک درست کردن و شیرینی و دسر و…
      خیلی از خوردن لذت میبرم و یکی از تفریحات بزرگ من خوردن هست و اینکه کجا چه غذایی بهتر داره و برم تست کنم و…
      وقتی ناراحت و عصبی هستم خیلی بیشتر میخورم
      در دوره پریودی خیلی زیاد شیرینی و نبات و… میخورم
      یک‌دکتر تغذیه بمن گفت سوخت و ساز بدنت خیلی پایینه و تقریبا صفر هست و بهم قرص داد ،البته مصرف نکردم، ولی این حرف خیلی دوی ذهنم تاثیر داشت و باورش کردم
      اهل ورزش مداوم نیستم
      ژن چاقی دارم و مامان چاقی دارم و..
      همیشه هرچقدر غذا توی بشقاب من باشه باید تا تهش بخورم حتی اگر معده درد بشم بازم میخورم ?
      با بارداری اضافه وزن شدیدی پیدا کردم البته بعد از زایمان خودم تغذیمو کنترل کردم و خیلی وزن کم کردم
      فکر و ذهن آرومی ندارم،شخصیتم استرسی هست این باعث میشه خیلی زود زود گرسنه بشم
      همسرم خیلی اشتیاق منو به خوردن زیاد میکنه،تمام برنامه ریزی ها و تفریحات زندگیمون براساس خوردن هست
      خواب کمی دارم شاید اینم یکی از دلایل چاقیم باشه
      اهل هله هوله و پفک و تخمه و چیپس و ماست و…هستم
      استاد من تمام عمرم حسرت لاغری و تناسب اندام داشتم، هیچ چیزی توی دلم نبوده که بخوام و بهش نرسم اما تناسب اندام همیشه منو رنج داده و اعتماد بنفس منو خیلی جاها ضعیف کرده، حتی زمانی هم که لاغر بودم و از نظر دیگران مورد تایید بودم بازهم خودم خیلی راضی نبودم چون از نظر من لاغری خوبه اما تناسب اندام داشتن یک نعمته بزرگه، من هرروز فایل های شمارو گوش میدم ،ممنونم برای وقتی که میزارید برامون، امیدوارم برکت این کار زیباتون و چندین برابر در زندگیتون ببینید، به امید تناسب فکری و روزهای خوب??

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار m.kabirian2017
        ۱۳۹۹/۰۳/۲۴ ۱۱:۵۸
        مدت عضویت: 2275 روز
        امتیاز کاربر: 515 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 104 کلمه

        سلام استاد عزیز چندروز پیش به صورت اتفاقی با سایت شما آشنا شدم وفایل تصویری شما را دیدم وحرفاتون خیلی به دلم نشست تا قبل اززایمان وزن طبیعی داشتم البته دربچگی استخوان بندی درشت داشتم ازبعد اززایمان وزنم هر سال بالاتر رفت وحدود ۲۶ سال است که اضافه وزن دارم چند بار هم وزنم را پایین آوردم ولی دوباره استپ ودوباره رژیم دلیلم ارث وخانواده ویبوست وکم بودن سوخت وساز وخوردن قرصهای اعصاب وقرص وداروهایی برا بچه دار شدن دوباره وریزه خواری و…می دانستم ولی الان با دیدگاه شما به مساله نگاه می کنم وحس خیلی خوبی دارم ممنون وتشکر بخاطر حرفهای دلنشین شما

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار mehdiamini0098
        ۱۳۹۹/۰۲/۱۱ ۱۴:۱۲
        مدت عضویت: 2323 روز
        امتیاز کاربر: 333 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 476 کلمه

        سلام استاد عزیز من بعدارپنج روزفکرکردن درباره‌ی اینکه چراچاق هستم به خیلی دلایل زیادی روبرای خودم آوردم وتکتک نوشتم ازخاطرات پنجاه مردم اینکه چرامن ازبچگی دخترتون خانواده بودم چراکسی دوست نداشت بامن دوست بشه به خاطر اضافه وزن م وچراینکه من صرع دارم چراینکه همه به من می‌گفتند چاقی شماارثیه ولی پس چرا صرع توخانواده ی ماارثی نبودچرااینکه من تنها دختری بودم که باید به دلیل صرع داشتن وتحمل اضافه وزن به خوردن رومیووردم ودلیل اصلی من این این بود که خانوادم بهم گفتنیادمه مادرم بهم میگفتی جلوکسی غذاخوری باکسی حرف نزن وقتی باهاش حرف میزنی توچشمش نگاه نکن ویاینکه هرچی یادمیگیرم پیش هرکسی نگومنم چون دوست داشتم توبچگی درموردمریضی چیزابدونم سوال میکردم وهی سوال میکردم چیه با مادرم قبل از اینکه ازدواج کنم بهم گفت که یه نفرازاشناهامون بهش گفته اسماخیلی درموردمریضی چیزوهمه ی مسایل توجه می‌کنه ولی من دلیل اینکه چراچاق هستم و مجبور بودم تواین همه مدت تحمل کنم رنج مریضی رووفشارخون که همه میگفتن فشار خون ارثیه واینکه طبیعی هست کسی که زیادمیاداب چاق بشه فشارش بره بالا یه بارتوبچگی فشارخونمو گرفتن چهارده بود وواقعا توبچگی چیزعجیبی بودبگذریم ازحرفای مردم درموردوضعیت ونگاهاشون وتحقیرمون می‌کردند حتاپدرم هم ماروشبانه روزتحقیرمیکرد ومن خیلی به پدرمازبچگی وابسته بودم ودوستشداشتم تابه زمانی امابه مرورکه بزرگ‌ترینشان وبعضی ازرفتارهای خشن اونروز بدم وتحقیرشبانه روزشوواقعاازیه جایی هم ازخودم هم ازچاقی متنفرشدم ولی همیشه ته دلم واقعا دوستش شتم وداروتومدرسه بابچه هوایی دوست بودم که هم متناسب وهم چاق بودن امادیگه برای رفتن به کنکورسخت بودواقعا چون میدونستم دانشگاه یه زندگی جدیده ومن اگراینجوری باشم نمیتونم تودانشگاه تحمل کنم من تودببرستان بادوستش به زورتحمل میکردم حرفهاوتیکه هاشون معلم ناظم وحتی نصیحت های آزاردهنده امافهمیدم مشکل اونانیستن منم درواقع من بهونه های زیادی تواین مدت آوردم وبایدیادبگیرم بدون بهانه زندگی کنم ذهن من پرازافکارکه درون منوساختن ومن جسمموپس مشکل اصلی ذهن منه اوایل دوست داشتم متقاعدکننده خودمون واین چندروزه ای قبل که بازهم ازفایل های آپارات استفاده میکردم که نه مشکل خونواده وغیره هستند ووصلشون میکردم به چاقی ولی الان دقیقا چندوقتی که قرآن روبامعنی فارسی میخونم میخونم نوشته تفکرکنیدومن فهمیدم که دقیقا اصل ماجرا ذهن کنه چون توسوره ب بقره هم هست که دلهاسنگ میشود خب این سنگی دل به خاطرذهن اشتباه وافکاراشتباهه ومن فهمیدم که خودم دردیدم وتفکرم اشکال دارم والان چندروزمیخواستم صبرکنم تاببینم که میتونم بهونه ای پیداکردم بازم برای خودم و فهمیدم اصلا هیچ راهی نداره دقیقاً مشکل اصلی طرزفکرمنه ازخداخیلی سپاسگزارم ? کهدرمسیردرست قرارگرفتم وازهمسرم ممنونم که منووارداین سایت کردمن درست بیست سالگی ازدواج کردم وددرسن بیست‌ویک سالگیسقط کردم وبرای اونهم کلی دلیل ومدرک واشخاص رومحکوم میکردم ومریضی رو هم به عنوان یه مدرکوسندوحرف دکترمیدونستمو لی الان فهمیدم که هیچکس جز خودمن نیست که بهم آسیب بزنه جزخودم واصل ذهن منه و همه ی این خاطره هاوحرفافقطبهانه ای بیشنیست قرآن واقعا کتاب هدایت آدم هاست ودقیقامن تواین چندروزه وقبل ازاونهم حس خوبی داشتم ولی الان دارم معنای درستووواقعی زندگیومیفههم خدایاسپاسگزارم بابت همه چیز ???

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mehdiamini0098
      ۱۳۹۹/۰۲/۰۶ ۱۴:۰۲
      مدت عضویت: 2323 روز
      امتیاز کاربر: 333 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 39 کلمه

      سلام استاد یک سوال داشتم میخواستم ببینم چه اندازه برای هر جلسه باید وقت بذاریم یعنی برای اینکه فکرمون روبرروی هرجلسه به صورت متمرکز قرار بدیم چقدرمیتونه باشه تاافکارمونرودرجهت اون قراربدیم ممنون میشم راهنمایی کنید نادرست بتونم ذهنمواماده کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Jila Karimian
      ۱۳۹۹/۰۲/۰۴ ۱۹:۵۱
      مدت عضویت: 2547 روز
      امتیاز کاربر: 233 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 324 کلمه

      سلام استاد عزیز و ارجمند راستش رو بخواید من نیز مث دوستمون از طریق سایت استاد عبااس منش با شما آشنا شدم پارسال و اینکه حتم داشتم این بهترررررین مسیر خواهد بود و شما عااااالی هستید
      اول اینکه بگم چون امسال هدفم رو تناسب اندام گذاشتم وارد این مسیر شدم و به خودم تعهد دادم که عالی پیش برم .قبل از اینکه افکار اشتباهم رو بیرون بکشم میخام بگم من 10 کیلو اضافه وزن بر اساس قدم دارم تقریبا.
      اما بیشتر از اینکه بخوام وزنمو کم کنم هدفم از اینجا امدن اینه که بتونم شل بودن بدنم رو بهتر کنم و پایین تنه ام رو لاغر تر و سوالم اینه آیا میشه ؟
      راههاای کاهش وزن و باشگاه رو هم نگم براتون و دیدی که داشتم اینکه بازم عقب گرد خواهم داشت و یا اینکه بدنسازی رو اگه برم و ول کنم به هر دلیلی بدنم بیشتر شلو بد فرم میشه پس نمیرم و نرفتم
      حالا بیام سر باورها
      1 همیشه به تمام خاله ها و عمه هام نگاه میکردم و میدیدم اونام این مشکل رو دارن پس منم مث اونا
      2 من صورتم لاغره و وقتی ورزش میکردم بیشتر میگفتن از صورت لاغر شدم و اصلا بهم نمیاد واااای چقد لاغر شده صورتت در حالی که پایین تنه ات همونه
      3بهه قول یکی از دوستان همیشه فک میکردم با بالا رفتن سن و ازدواج و… بیشتر چاق میشم و الانم از ازدواج و بچه دار شدن بخاطر بد فرم شدن بدن میترسم
      4 من عاشق کاکائو واز این دستها ….هستم و برای لاغری نخوردنش برام عذاب و اینکه همیشه فکر میکردم و الانم ارثی هستش پایین تنه ای چاق و بدنی شل داشته باشم و به ذهنم خورانده بودن مردا از این مدل خوششون میاد خخخخخخخخخ
      البته اینم بگم از بس واقعا اطرافیان از خوش استایلیم گفتن خودمم باورم شده و انگار عادت کردم در حالی که درونن خودم میخوام بهتر بشم و صورتم لاغر نشه
      همینا به ذهنم اومد فعلا دمتووون گرم عشقین شماهاااا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم