0

نزدیکی خدا به انسان (جلسه سوم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

اغلب اوقات فکر می‌کنیم که از خدا دور شده‌ایم، شاید به خاطر کارهایی که کرده‌ایم 😔، یا شاید هم به خاطر دغدغه‌های روزمره زندگی 😩.
اما واقعیت چیز دیگری است.

اگر به دنبال نزدیکی خدا به انسان هستید، باید بدانید که این فاصله فقط یک تصور ذهنی است. ✨ خداوند در قرآن وعده داده که همیشه به ما نزدیک است، حتی نزدیک‌تر از رگ گردنمان!

پس وقت آن رسیده که این باور غلط را رها کنیم و این نزدیکی بی‌نظیر را با تمام وجودمان حس کنیم. ❤️ بیایید با هم به این حقیقت الهی پی ببریم. 🤝

خداوند به ما نزدیک است

اغلب ما فکر می‌کنیم خدا اون بالا، خیلی دور از ما نشسته و ما این پایین، تنها و دست خالی هستیم. 😔 اما اگه به آیه ۱۸۶ سوره بقره نگاه کنیم، می‌بینیم که خدا یه چیز دیگه می‌گه:

نزدیکی خدا به انسان

و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزديكم، و دعاى دعاكننده را اجابت مى‌كنم، پس [آنان‌] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.

اینجا خدا نگفته «من بخشنده‌ام» یا «من روزی‌دهنده‌ام»، بلکه گفته «من نزدیکم»! 🤩 یعنی کلید اصلی درک خدا، همین نزدیکیه. این یک نکته خیلی مهم و کلیدیه که همه صفات دیگه رو هم شامل میشه. این آیه، یک انقلاب فکری درباره نزدیکی خدا به انسان به وجود میاره.

فکرش رو بکنید: اگه خدا فقط خودش رو بخشنده معرفی می‌کرد، شاید بعضی‌ها می‌گفتند «خب من که خیلی گناه کردم، حتماً دیگه منو نمی‌بخشه.» 😞 یا اگه فقط می‌گفت «من رزاقم»، باز هم شاید کسی با خودش فکر می‌کرد «من که بنده خوبی نبودم، پس حتماً رزق و روزی منو قطع کرده.» 😔

اما وقتی خدا می‌گه “نزدیکم”، یعنی هیچ فاصله‌ای بین ما نیست. 💖
یعنی مهم نیست چقدر از خودت ناامید شدی، اونجا هست، نزدیک تو. این نزدیکی خدا به انسان، ریشه همه باورهای مثبته.

این عبارت نه تنها شامل بخشش و رزق الهی می‌شه، بلکه به این معناست که خدا همیشه در دسترس است.
به همین دلیل، باید این باور رو در قلبمون جا بدیم و بدونیم که این فاصله فقط یک تصور اشتباهه و بس. ❤️✨

نزدیکی خدا به انسان مهم‌ترین باوریه که برای داشتن یک رابطه سالم و عمیق با خدا به اون نیاز داریم.

خداوند تغییر نمی کند

یکی از مهم‌ترین حقایقی که باید درک کنیم این است که خداوند تغییر نمی‌کند. ⚡️
وقتی خدا در قرآن وعده داده که «من نزدیکم»، این وعده برای همیشه پابرجاست.

خدا مثل انسان‌ها نیست که امروز وعده‌ای بدهد و فردا آن را فراموش کند یا زیرش بزند. این حقیقت به ما آرامش و اطمینان خاطر می‌دهد. 😌
صفت تغییرناپذیری، هسته اصلی وعده‌های الهی است. پس هر زمان که احساس دوری کردید، به یاد بیاورید که این نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت ابدی و ثابت است.

پس اگر فکر می‌کنید به خاطر اشتباهات یا گناهانتان، از خدا دور شده‌اید یا او شما را رها کرده، باید بدانید که این فقط یک تصور ذهنی است. ما به‌عنوان مخلوق نمی‌توانیم اراده‌ی خدا را تغییر دهیم. 🙏

یعنی وقتی خدا اراده کرده که به ما نزدیک باشد، ما نمی‌توانیم با کارهایمان این اراده را نفی کنیم. این ایده که “ما از خدا دور شده‌ایم” در واقع یک فریب شیطانی است، چرا که انسان قادر نیست از وعده‌ی خدای خود تخلف کند.

وقتی خداوند قول داده که به تو نزدیک است، چگونه می‌توانی از او دور شوی؟!
این تصور با ماهیت خداوند و وعده‌های او در تضاد است و مانع درک حقیقت نزدیکی خدا به انسان می‌شود.

درک این حقیقت، اولین قدم برای رهایی از این باورهای اشتباه و در آغوش کشیدن آرامش است. نزدیکی خدا به انسان یک موهبت دائمی است که هیچ‌گاه از ما گرفته نمی‌شود.

نزدیکی خدا به انسان، یک حقیقت است، نه یک نظریه

هر نظری که دربارهٔ رابطه‌ات با خدا داری، تنها یک برداشت شخصی است و در واقع هیچ تأثیری بر ماهیت رابطه‌ی واقعی خدا با تو ندارد.
این‌که فکر می‌کنی او از تو دور شده یا تو را رها کرده، فقط نتیجه‌ی افکار خودت یا تلقین‌های دیگران است.
خداوند این باورها را ندارد؛ او به تو نزدیک است و نزدیکی خدا به انسان به هیچ دلیلی تغییر نخواهد کرد. 💖

برای اینکه یک رابطه واقعی و عمیق با خدا داشته باشی، باید ابتدا این فاصله ذهنی را از بین ببری. ✨
قدم اول این است که خودت را ببخشی و با تمام وجودت باور کنی که خداوند همان‌قدر به تو نزدیک است که در قرآن وعده داده است.

این پذیرش درونی، اولین قدم برای اصلاح نگرش و تجربه یک رابطه متفاوت و لذت‌بخش با خداست.
با حذف این فاصله‌ی خیالی، مسیر برای تجربه‌ی واقعی نزدیکی خدا به انسان هموار می‌شود و درهای آرامش به روی زندگی شما باز خواهد شد.

توبه؛ کلید رهایی و نزدیکی به خدا

برای اینکه بتوانیم آن نزدیکی خدا به انسان را تجربه کنیم، باید اول از همه، گذشته را رها کنیم. 🕊️
گذشته‌ای که پر از حسرت و پشیمانی است و به ما احساس بد می‌دهد، مانع از حرکت ما به سمت جلو می‌شود و یک دیوار نامرئی بین ما و خدا می‌کشد.

بهترین و مؤثرترین راه برای پاک کردن این گذشته و رها شدن از بار آن، توبه است.
این راهی است که خداوند خودش برای ما قرار داده تا بتوانیم به پاکی اولیه خود بازگردیم و از شر گناهان و افکار منفی رها شویم.

در قرآن، بارها از عبارت توبه استفاده شده و انسان‌ها به توبه دعوت شده‌اند. نکته شگفت‌انگیز و بسیار دلگرم‌کننده اینجاست که هر بار پس از دستور به توبه، بلافاصله وعده بخشش و عفو الهی بدون هیچ قید و شرطی داده شده است. ✨

مثال‌هایی از قرآن برای بخشش بعد از توبه

  • سوره نساء، آیه ۱۷:توبه نزد خدا، تنها برای کسانی است که از روی نادانی کار بدی انجام می‌دهند، سپس به زودی توبه می‌کنند. خداوند توبه این افراد را می‌پذیرد و خداوند دانا و حکیم است.
    در این آیه، بلافاصله پس از اشاره به توبه، وعده پذیرش آن بیان شده است.
  • سوره هود، آیه ۳:و از پروردگار خود آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید (و توبه کنید) تا شما را تا مدّت معینی، (از مواهب زندگی) به خوبی بهره‌مند سازد و به هر کس که شایسته نیکی است، از فضل خود عطا کند.
  • در این آیه هم توبه و استغفار مستقیماً به بهره‌مندی از زندگی خوب و دریافت فضل الهی مرتبط شده است.
  • سوره فرقان، آیه ۷۰:مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پس خداوند بدی‌های آنان را به نیکی‌ها تبدیل می‌کند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.
    این آیه یکی از قوی‌ترین مثال‌ها است که نه تنها وعده بخشش می‌دهد، بلکه می‌گوید خداوند گناهان را به حسنات تبدیل می‌کند، که نشان‌دهنده عظمت و مهربانی بی‌نظیر اوست.

این آیات به وضوح نشان می‌دهند که توبه دروازه‌ای مستقیم به سوی بخشش الهی است و نزدیکی خدا به انسان نامحدود و در دسترس است.
تنها شرطی که خداوند برای بخشش قرار داده، این است که فرد گناه‌کار واقعاً نیت کند که دیگر آن خطا را تکرار نکند.
همین نیت خالصانه و قلبی، کافی است تا درهای رحمت الهی به رویتان باز شود و شما را از بند گذشته آزاد کند.

پس، برای تمام افکار و احساسات منفی که باعث شده‌اند فکر کنید از خدا دور شده‌اید، توبه کنید. 🤲

از خداوند برای تمام خطاهایی که مرتکب شده‌اید طلب بخشش کنید و سپس با تمام وجودتان، خود را نزدیک او احساس کنید.
با این کار، نه تنها گذشته را رها می‌کنید، بلکه نگرش و احساس شما نسبت به خداوند کاملاً دگرگون خواهد شد.

اینجاست که طعم واقعی ایمان و لذت یک رابطه نزدیک و عمیق با خدا را تجربه خواهید کرد. ❤️

استفاده از توبه، یک ابزار قدرتمند برای رسیدن به این آرامش درونی است و به شما کمک می‌کند تا باور کنید نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت همیشگی است، نه چیزی که به اعمال شما وابسته باشد.

با رها کردن گذشته، آینده‌ای سرشار از نور و آرامش را در آغوش می‌کشید. این تغییر درونی، پلی است که شما را از دنیای تاریک ناامیدی به دنیای روشن امید و اتصال به خالق می‌رساند.
تجربه نزدیکی خدا به انسان، بزرگترین نعمت در زندگی است.

نتیجه‌گیری: از باور دوری به حقیقت نزدیکی

در نهایت، می‌توانیم با اطمینان بگوییم که نزدیکی خدا به انسان نه یک نظریه، بلکه یک حقیقت تغییرناپذیر است. این باور که از خدا دور شده‌ایم، تنها یک مانع ذهنی است که خودمان و جامعه برایمان ایجاد کرده‌ایم.
با پذیرش این حقیقت، دیگر نیازی نیست خود را به خاطر گذشته سرزنش کنیم یا از رحمت الهی ناامید شویم.

درک این موضوع به ما قدرت می‌بخشد تا با آرامش بیشتری به زندگی ادامه دهیم و هر لحظه حضور خداوند را در کنار خود احساس کنیم.

باور به نزدیکی خدا به انسان به ما این امکان را می‌دهد که گذشته را با توبه رها کنیم و با تمام وجود، خود را در آغوش پرمهر خداوند احساس کنیم.
توبه به ما فرصت می‌دهد تا از بند گناه و حسرت آزاد شویم و یک شروع تازه داشته باشیم.

این تغییر نگرش، زندگی ما را دگرگون می‌کند و به ما اجازه می‌دهد طعم واقعی آرامش و ایمان را بچشیم.
این آرامش ناشی از دانستن این حقیقت است که مهم نیست چقدر اشتباه کرده‌ایم، او همیشه نزدیک ماست و منتظر بازگشت ماست.

پس بیایید از همین لحظه، دیوار فاصله را در ذهن خود خراب کنیم و از لذت بی‌نظیر نزدیکی به خالق هستی بهره‌مند شویم. ❤️
این حقیقت، کلید رهایی ما از رنج و ناامیدی است و ما را به سوی یک زندگی پر از نور و امید هدایت می‌کند.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.18 از 189 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12222
296 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار الهام خوشبخت
      ۱۳۹۹/۰۹/۲۰ ۰۳:۵۲
      مدت عضویت: 2480 روز
      امتیاز کاربر: 4098 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 512 کلمه

      سلام استاد عزیز!من الان که دارم این نوشته رو می نویسم هنوز نخوابیدم ساعت ۳وربع صبح هست.من یک کامنت گذاشتم برای فایل سه زندگی با طعم خدا حالا که داشتم می خوابیدم داشتم به فایل فکر می کردم یک آگاهی هایی دریافت کردم گفتم بنویسم خوابم پرید .ما با توجه به مداری که توش هستیم تا حالا خدا رو شناختیم ودرک کردیم. همون خدایی که ازش ترسیدیم همون خدایی که براش گریه کردیم همون خدا خدای تو مدار ما بوده که ما خدا رو اونجور باور کردیم واون اطلاعات از طریق علمای دینمون بهمون گفته شد چون ما تو مدار همان علمای دین بودیم می دونید یعنی ما با توجه به درجه آگاهی هامون با اون آگاهی ها مواجه شدیم وبا اونها بزرگ شدیم البته کسایی هم بودند که مدارشون بالاتر بود وبه آگاهی های بالاتر دست یافتند وخدا رو جور دیگه باور کردن واین حرفها رو باور نکردن چون تو فرکانسش نبودن تو مدارش نبودن. به نظر من هر کس درجهان رتبه ودرجه ای داره یکی مثلا ابتدایی هست یکی سیکل یکی دیپلم یکی فوق دیپلم یکی لیسانس یکی فوق لیسانس یکی دکترا یکی فوق دکترا میخوام بگم بااین درجه بندی که ما مثلا تو دیپلم بودیم درجه مون مدرکمون دیپلم بود هیچ وقت به یک دیپلمه نمیان استاد دکترا بدن یا کتابهای مقطع دکترا رو بدن دبیر لیسانس یا فوق دیپلم میدن یک دیپلمه اصلا کتابهای دکترا رو اصلا درک نمیکنه یا از حرفهای استادش هیچی نمی فهمه حالا ما قبل اینکه اینجا بیایم وبه مطالب اینجا هدایت بشیم تو مقطع مثلا لیسانس بودیم وعلما با توجه به مقطع تحصیلیمون مطالبی در حد لیسانس رو به ما آموزش دادن چون اطلاعاتشان در همین سطح بوده وما هم درجه مون لیسانس بوده که با این اساتید خدا را شناختیم وایمان آوردیم. حالا که مقطع لیسانس رو تمام کردیم حالا آگاهی مون رفته بالا وخدا به ما اساتید سطح بالا ودکترا بهمون رسونده که آگاهی های سطح دکترا رو دریافت کنیم. مثلا الان که خیلی از بچه ها با استاد عطارروشن ویا عباسمنش یا اساتید دیگه آشنا شدن درجه شون رفته بالا که این سطح از آگاهی هارو دریافت می کنن.هر کس با توجه به مدارش خدارو باور می کنه ومیشناسه الان اگه به کسی که مدارش پایین هست بگی خدا انرژی هست یک سیستم هست که جهان رو هدایت می کنه وبه فرکانس های ما جواب میده هیچی نمی فهمه ومارو مسخره می کنه چون تو مدار ما نیست. خدا خودش را در سطح ولول هرکس آشکار می کنه ومیشناسونه. پس هیچ وقت نباید آدمها رو به زور به سطح خودمون هدایت کنیم هرکس با سطح خودش خدارو می شناسه واطاعت میکنه وراههای رسیدن به خدا بی نهایت هست .بینهایت راه برای شناخت خدا وجود داره وهرکس با سطحی که داره به خدا می رسه وخدا رو می شناسه.دوست دارم نظر استاد ودوستانم را راجع به این مطالب دریافت کنم ممنون میشم استاد اگر نظرتون رو به اشتراک بگذارید من تا حالا این طور این آگاهی هارو دریافت نکرده بودم وخیلی از آخوند ها ناراحت بودم که به ما دروغ گفتن ولی با این آگاهی تازه آرام شدم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6571 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 21 کلمه

        سلام دوست عزیز
        در دوره رسیدن به رویاها با قدرت ذهن به شکل ویژه روی اصلاح نگاه شناخت خدا کار می کنیم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خوشبخت
      ۱۳۹۹/۰۹/۱۹ ۲۲:۴۸
      مدت عضویت: 2480 روز
      امتیاز کاربر: 4098 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 1,045 کلمه

      به نام خدای مهربان
      زندگی با طعم خدا روز سوم
      من دوران کودکی و نوجوانی تلخ وسختی داشتم وهمواره از سوی مادرم مورد آزار واذیت روحی وجسمی شدیدی قرار گرفتم. من همواره احساس تنهایی می کردم وشبها با گریه می خوابیدم.وهمواره دردهای دلم را به خدا می گفتم بااینکه مادرم خیلی مرا اذیت می کرد ولی من شبها برای او گریه می کردم وبرای او ارزوی تندرستی می کردم چون همواره مادرم مریض می شد وبه ما می گفت که من می میرم وشما تنها می مانید با این پدر بی مسئولیت وبه خواهر بزرگم سفارش می کرد که از ما نگه داری کند بااینکه خواهرم خودش ده دوازده سال بیشتر نداشت. مادرم گذشته ی خیلی سخت داشت من وقتی بزرگ شدم فهمیدم ما خانواده ی پر جمعیتی بودیم پدرم کارگر ساده بود وخرج خانواده را می داد ما ده بچه بودیم همه مسئولیت زندگی بر عهده پدرم بود مادرم برادرانم را خیلی دوست داشت وبین ما و آنها فرق می گذاشت من را هم که اصلا دوست نداشت بااینکه نوجوانی بیش نبودم همه کارهای خانه ونگه داری از بچه ها ویاد دادن درس برعهده من وخواهر بزرگم بود ولی هیچ وقت نتوانستم رضایت مادرم راجلب کنم من از مادرم به شدت می ترسیدم ولی وابسته مادرم بودم به تبع مادرم بقیه خواهران وبرادرانم مرا اذیت می کردند وهمه تقصیرها را گردن من می انداختند وپیش مادرم از من بدگویی می کردند .مادرم همواره با پدرم دعوا می کرد بر سر مسائل مالی وهمه عقده ها وناراحتی هایش را سر من خالی می کرد .اینقدر تحقیر شده بودم ومقصر تمام بدبختی های خانواده معرفی شده بودم که خودم هم باورم شده بود که من مقصرم خیلی احساس گناه می کردم.شبها تا صبح گریه می کردم وبا خدا حرف می زدم.من هیچ محبتی از خانواده ندیدم حتی وقتی گریه می کردم هیچ کس دلش برای من نمی سوخت .من در تنهایی اشک می ریختم وهیچ کس اشکهای مرا پاک نکرد.فقط خدای خودم بود وخودم. همیشه فکر می کردم خدا خیلی از من دور است وصدای مرا نمی شنود من سالها فقط با خدا حرف می زدم وتنها همدم من خدا بود .با خدا حرف می زدم ولی فکر نمی کردم خدا در قلب من است .خدا همینجا پیش من نشسته وحرفهای مرا می شنود .بااینکه در سختی وفقر بزرگ شدم ولی در آن شرایط سخت توانستم کارشناسی ارشدم را بگیرم واولین فردی باشم که در خانه مان با یک مرد شریف ومتعهد و مهربان ازدواج کنم خدا پاسخ تمام دعاهایم را داد. هیچ کس در خانه مان مدرک ارشد ندارد با اینکه مادرم خیلی از برادرانم حمایت کرد ولی همه شان درس را رها کردند وحالا آرامش ورفاه واسایش مرا هیچ کدام از افراد خانواده ندارد وهمه شان با خودشان مشکل دارند وهر روز با مشکلات جدیدی مواجه هستند پدرم هم که چندین سال است به رحمت خدارفته .من بعداز سالها پاداش صبوری وپاکدلی وصداقت خودم را از خدا گرفتم. شاید اگر باورهای درستی داشتم واندکی شجاعت وجسارت ۲۵سال در خانه مادرم نمی ماندم مادرم اعتماد به نفس مرا نابود کرده بود من ازینکه به تنهایی به دانشگاه بروم می ترسیدم اصلا نمی توانستم حرف بزنم در دانشگاه یادمه برای ارشد هم با خواهرم وبرادرم برای ثبت نام رفتیم بلد نبودم سوار اتوبوس شوم. البته من خانواده ام را بخشیدم ورها کردم بعد از آشناییم باقانون جذب و فهمیدم که خودن مقصر تمام شرایط زندگیم بودم من خودم را دوست نداشتم وخیلی ترس داشتم واصلا اعتماد به نفس نداشتم وسعی میکردم همه را راضی کنم ودست از پا خطا نکنم تا مورد سرزنش خانواده ام قرار نگیرم.واینکه وقتی بعدها فهمیدم مادرم خیلی در کودکی اذیت شده وبه خاطر یتیمی در سیزده سالگی ازدواج کرده وده فرزند قد ونیم قد را با فقر وبه تنهایی بدون کمک هیچ کس بزرگ کرده وهمه را به مدرسه فرستاده دیگر از دستش ناراحت نبودم درسته بعضی وقتها خاطرات گذشته به یادم می آید وبازهم ناراحت می شوم ولی سعی می کنم همه خاطرات تلخ گذشته را رها کنم وهمه را ببخشم. در خانه ما پدرم اهل نماز وروزه بود ولی مادرم هیچ وقت به نماز وروزه اعتقاد نداشت من هم خیلی در بند نماز نبودم دو سه ماه مقاطعی می خواندم ورها می کردم ومواقعی که به درخواست هایم از طرف خداوند پاسخ داده نمیشد دیگر نماز نمی خواندم وبه حالت قهر نماز را ترک می کردم .ولی همیشه روزه هایم را می گرفتم حالا که بیشتر فکر میکنم به نظرم روزه را هم وقتی بزرگ تر شدم به خاطر لاغر شدن می گرفتم. من بیشتر به خاطر خواهر وپدرم که از دنیا رفته اند ومن آنها را بعضی وقتها آزار دادم احساس عذاب وجدان داشتم وشاید حالا هم دارم بیشتر به خاطر پدرم که با بی مهری خانواده دنیا را ترک کرد حالا که این نوشته را می نویسم اشکم جاری شد ولی فکر می کردم من خودم را بخشیدم ولی حالا فهمیدم خودم را نبخشیدم پدرم خیلی غریب از دنیا رفت ومن هیچ وقت دل پدرم را شاد نکردم ولی باید خودم را ببخشم این احساس گناه خیلی ریشه ای هست .من تازگی ها خیلی از قضاوت می ترسم وخیلی حس بدی پیدا میکنم چون در جایی خواندم که کسی که دیگری را قضاوت کند نمی میرد تا به همان گناه یا همان شرایط دچار شود. ووقتی احساس کنم کسی را قضاوت کردم زود تقاضا ی بخشش از خداوند را می کنم. یک احساس گناهی هم که دارم از قدر نشناختن کارهایی که اطرافیان وخانواده ام وهمسرم در حقم انجام دادند ولی من اهمیت ندادم به خوبی های آنها وقدر وارزش خوبی هایشان را ندانستم و بی مهری کردم .
      من امروز نوزده آذر سال ۹۹ هم اینجا خودم را بابت تمام بی مهری هایی که در حق خودم وخانواده ام واطرافیانم انجام دادم می بخشم ورها می کنم تا آرام ومهربان بمانم واز خداوند هم طلب بخشش وعفو می کنم ؛چون خداوند توبه پذیر ومهربان هست و بندگانش را راحت می بخشد وهیچ وقت بنده اش را به حال خودش رها نمی کند.

      یک شعری در کتاب کلاس اول دخترم پارسال بود که می خوام اینجا بنویسم .چون خیلی دوستش دارم.
      مهربان تر از مادر -مهربان تر از بابا -مهربان تراز آبی -با تمام ماهی ها-مهربان تراز گلها -با دو بال پروانه -مهربان تراز باران -با درخت و با دانه _مهربان تر از خورشید-با گل وزمینی تو-تو خدای ما هستی -مهربان ترینی تو-

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سهیلا عظیمی ویشته
        ۱۳۹۹/۰۹/۲۸ ۱۰:۲۲
        مدت عضویت: 2479 روز
        امتیاز کاربر: 21218 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 1 کلمه

        😭😭😭😭😭😭😭

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار farideh.ganjoortehrani@yahoo.com
        ۱۳۹۹/۰۹/۲۹ ۱۴:۲۹
        مدت عضویت: 2032 روز
        امتیاز کاربر: 5083 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 48 کلمه

        باسلام به الهام عزیزم دوست خوبم ،خیلی نوشته ات زیبا وقشنگ ولطیف وبی ریا بود. وچقدر. انسان قویی هستی که بگی من اشتباه کردم به نظر. من شجاعتت قابل ستودنیه واین مال دل پاکته روح متعالیه توست نازنینم چقدر.به دلم نشستی گلم خدارو شکر. برای وجودت وپاکی دلت😍❤️

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      ۱۳۹۹/۰۹/۱۶ ۰۷:۱۷
      مدت عضویت: 2137 روز
      امتیاز کاربر: 1755 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 691 کلمه

      فایل زندگى با طعم خدا جلسه سوم:
      مقدمه :
      من معتقدم که اگر سالک سبیل الهی باشم ، خداوند خودش به من کمک میکند و ادمهایی را سر راه من قرار میدهد چون من طالب معارج عالی هستم و به دنبال وصالم. خداوند تمام انچه که در اسمانها و زمین است برای ما انسانها افریده است ، بنابراین من میتونم از همه نعمتها در این دنیا استفاده کنم. من دوست دارم در خال حاضراز نعمتهای شگفت انگيز خدواند خودم را محروم نسازم.

      💗من بابت هر گناه و خطایی که تا حالا مرتکب شده ام ،خودم را میبخشم و خودم را در این لحظه تایید میکنم. چون خداوند من را در این مسیر هدایت کرده است ، مطمئنم که مرا بخشیده است. من از این لحظه بنده پاک و دوست داشتنی و محبوب خداوند هستم. 💗

      ۱۵ مورد احساس من نسبت به خدا با بودن ۱۲۳ روز همراه بودن در این دوره :

      ۱.من شغل دارم و کارم خدماتی است ، پس من که به کاری مشغول هستم ، در حال عبادت خداوند هستم چون به مردم خدمت میکنم. من همنوعانم را خدمت میکنم انگار که خدا را خدمت میکنم.
      2. من در طول این دوره مرتب نام خدا را به زبان میاورم چون نام خدا درمان من است. یاد خدا داروی من است.
      3. من دارم در طول دوره ، روابطم را با همسرم در نهایت الفت و ارامش تنظیم میکنم. من میخواهم با همسرم رفیق و انیس باشم ، پس من در حال عبادت خدا هستم.
      4. من تا حد توانم براي تربیت پسرم میکوشم. من وظیفه دارم که تا وقتي زنده ام، اگاهی خودم را افزایش بدهم تا پسر من هم خدا را پرستش کند و هم روحش در مسیر طعم خدا به کمال برسد.
      5.من دارم سعی میکنم در دل ادمها محبت ایجاد کنم. من ميخواهم تعصبات فرهنگي و مذهبی و نژاد ی و غیره که بی ثمر و بی اثر هستند را از زندگيم پاک کنم تا زندگيم تغییرکند. من ميخواهم به خدای درونم نزدیک شوم.
      6. من الان به این اگاهی رسیده ام که نزد خداوند هیچ تقسیمات نژادی و ملی وجود ندارد ، خدا همه ما را یکسان دوست دارد. من این را کاملاً حس میکنم.
      7.من حس میکنم ما همه فرزندان یک خانواده هستیم. خداوند نسبت به همه ما به طور یکسان مهربان است. کافی است باورش کنیم. خدااز خود ما به ما نزدیکتر است.
      8.خداوند سطح زمین را با مرزها و موانع تقسیم نکرده، ما خودمون خطوط را وضع کردیم و محدوده ها ایجاد کردیم. من ميخواهم قدرت خداوند و حمایت او را حس کنم.
      9. به نظر من مردان و زنان در نظر خداوند از مقام و موقع یکسان برخورداند. هر چه تا حالا ما شنیده ایم همه خیالات ما بوده و واقعیت نبوده است. براي خدافرفی نمیکند که من زنم یا مرد. خدواند همواره کمک حال من است و تمایزی قایل نمیشود. خداوند سوال نمیکند که تو زنی یا مرد که به درگاه من وارد شده ای.
      10.من دوست دارم هر روز سپاس خدا را به جا بیارم چون خدا عنایت کامل و رحمت وسیع خودش را به من مثل بقیه عطا فرموده است.
      11.من دوست دارم از این فرصتی که خدا با شرکت در این دوره به من داده است ،نهایت استفاده را بکنم تا چشمهایم باز شود و ببینم در زندگی کجا میروم.
      12.خداوند در لطف و فضل خود را باز کرده و ميخواهد من را از جهالت در بیاورد ،پس من با اشتیاق تمام به سوی اگاهی بیشتر هر روز قدم برمیدارم.
      13. برگترین پاداشی که خداوند در طول این دوره به من داده است نعمت پیدا کردن دوستانی پاک و عاشق یادگیری مثل شما بوده است که گاهی از نوشته های انها انچنان از خود بیخود میشوم و لذت میبرم که فقط از خوشحالی میگریم.
      14.من تایید خدواند را هر روز بیشتر از دیروز حس میکنم و حالم خیلی خوبه. این برای من از همه چیزباارزشتراست، حتی ازطلا ، سکه و یا دلار.
      15.من هر روز صبح زود انرژي و انگیزه فوق العاده برای شروع یک روز عالی را دارم. این حد اخر لذت برای هر انسان میتواند باشد. خدایا بزرگیت را شکر. 😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ssba7303
      ۱۳۹۹/۰۹/۱۳ ۱۳:۴۴
      مدت عضویت: 2252 روز
      امتیاز کاربر: 321 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 1,032 کلمه

      به نام خدایی که دیگه از من دور نیست ….‌

      ‌.لحظه هایی از ما هست که نگاه میکنیم به درونمون به گذشتمون و غم تمام وجودمونو فرا میگیره پر میشیم از درد هایی که انگار سالهاس همون جا ریشه کرده احساسی که قفل شده و وقتی سراغش میریم میبینیم که داره از وجودمون سراریز میشه .. وقتایی هست که روحت خسته میشه .. روح من خسته میشه و میخواد بخوابه و فراموش کنه هر چی تا الان بوده ‌
      ‌حس میکنم بخشی از ما قسمتی از درونمون همیشه میخواد غمگین باشه و از غمگین بودن خوشش میاد از ناراحتی از اشک از تنفر از عصبانیت از کینه دوزی … بخشی از ما همیشه میخواد اینارو درونمون نگه داره از همه کینه داره و بیشتر از خودمون که … چرا ضعیف بودم یا هستم چرا نمیتونم کاری کنم چرا کاری نکردم … وقتایی میتونستم سرمو بالا بگیرم از همیشه پایین تر بود ‌…
      قبلا فکر میکردم غم احساس زیباییه شاید به اندازه کافی شادی واقعی رو تجربه نکردم .نمیدونم . هنوزم بخشی از من غم رو زیبا میبینه … بخشی از من خیلی غمگینه … من شاید گناهانی خیلی بزرگ نکردم و حتی اشتباه و خاطراتی هست که من قربانی بودم قربانی باور های اشتباه دیگران قربانی قضاوت هاشون بدون اینکه ذره ای منو بشناسن ازشون کینه داشتم دارم همیشه از خدا میپرسیدم قبلا چرا من چرا من رو اینقدر اذیت میکنن چرا منو تنها گذاشتی چرا چرا همچین ادمی شدم چرا هیچی دیگه برام مهم نیست چرا حس میکنم زخم خوردم درحالی ک اینجوری نیست و من بزرگترین کینه رو از خودم داشتم همیشه که چرا هیچ کاری نمیتونم بکنم چرا هیچوقت هیچکار نکردم چرا نمیتونم خودم رو ازین باتلاق بیرون بکشم چرا دو قدم میرم جلو چهار قدم میام عقب …همیشه میخواستم بگم به خدا که چقدر دوستش دارم ولی همیشه بهش گفتم که فقط منو تنها گذاشته منو نمیبینه حواسش به من نیست .. اره چرا به یه بنده توجه کنه که حجابش براش مهم نیست چرا به بنده ای توجه کنه که نماز نمیخونه روزه نمیگیره قرآن نمیخونه چرا به فرد حقیری مثل من توجه کنه که حتی خودشم برای خودش ارزش قائل نیست …
      من معیار های بودن با خدا مومن بودن و بنده خوبی بودن رو ضاهر میدیم در چیزای ضاهری و معلومه که فکر میکردم سالها ازش دورم …
      آرزو میکردم کاش چند سال پیش به اندازه الان شجاع بودم به اندازه الان قوی بودم به اندازه الان آگاه بودم از خودم از اطرافم …
      من توی زندگیم خیلی دروغ گفتم حتی بعد از توبه بعد از طلب بخشش بازم دروغ گفتم .. بازم دروغ … کل وجودم دروغه یک ادم تقلبی ام که تضاهر میکنه فقط …تضاهر به بودن چیزی ک نیست ….
      ولی واقعا دیگه نمیخوام دیگه نمیخوام تضاهر باشم نمیخوام دروغ بگم نمیخوام ضعیف باشم واقعا نمیخوام دیگه نمیخوام بخاطر اشتباهاتم اینقدر فرار کنم اینقدر پنهون بشم اینقدر تو سر خودم بزنم نمیخوام اون بچه درون من رو اینقدر اذیت کنم سرزنش کنم … چقدر من تحقیرش کردم فقط بخاطر چیزی که هست فقط بخاطر اینکه همیشه نشون میداد واقعا کیه .. میخوام قدرت خلق تمام زندگیم رو داشته باشم من میخوام خدارو توی زندگیم داشته باشم ..
      تمام این مدت خدا رو به روی من دقیقا نزدیک من ایستاده بود و من بهش پشت کردم و فکر میکردم اینجا نیست تا چشمم میدید هیچکس نبود …
      من همیشه قبلا افسوس چیزایی که میخوام و بهشون نمیرسم رو میخوردم خدایی در زندگیم نبود از کی کمک میخواستم .. کی رو صدا میزدم؟ خواسته هامو از خدا کم میکردم به خیال اینکه به خدا بگم با قدرت خودم خودم بهش میرسم بهت نیازی ندارم به خیال اینکه هیچوقت نمیشه همچیو خواست به خیال اینکه حتی اگه بگم فایده نداره به خیال اینکه نمیشه خدا و خرما رو باهم داشته باشم ….
      من میخوام این این کوله بار تحمت رو از خودم جدا کنم این حرفای تحقیر امیز که سالها بقیه بهم گفتن و من سالها دارم به خودم میگم رو دور بریزم …
      نه اتفاقا من خوشگلم اتفاقا باهوشم اتفاقا خیلی قویم خیلی شجاعم اتفاقا خیلی ادم خوبیم قبلا از ادما متنفر بودم از خیلیا .. ولی انیمه ها به من یاد دادن هیچکس هیچکس لایق تنفر نیست مطلقا هیچکس هیچکس لایق این نیست که ازش متنفر باشیم ما زندگی اونو نداشتیم حق تنفر از کسی رو نداریم ک حتی یک روز جاش نبودیم دردهاشو نکشیدیم زندگیشو زندگی نکردیم …. هیچکس لایق تنفر نیست …
      من بی ارزش نیستم بلکه انتخاب شده از جانب خدام تا دنیارو تغیر بدم من با ارزش و خواستنی ام میخوام خودمو دوست داشته باشم اون بچه درونم رو بغل کنم رومو برگردونم سمت خدا و همین الان بهش بگم: خدایا منو ببخش … اینهمه نزدیکم بودی اینهمه کمکم کردی و من ندیدم منو ببخش اینقدر خودمو اذیت کردم اینقدر به تو پشت کنم ولی تو هیچوقت به من پشت نکردی ازم نا امید نشدی من دیگه اون ادم نیستم من دیگه یه موجود تقلبی نیستم من ازین به بعد تا همیشه و همیشه و ابد خودم میمونم هیچوقت دیگه بهت پشت نمیکنم هیچوقت دیگه این مسیرو تنهایی طی نمیکنم خدایا چقدر منتظرت بودم چقدر من تورو ندیدم چقدر نزدیکم بودی چقدر من منتظر این روز بودم که این قدرت رو داشته باشم که تمام خودم رو خالی کنم دوستت دارم عاشقتم خدا دیگه هرگز اون اشتباهارو تکرار نمیکنم دیگه فقط به تو تکیه میکنم از این به بعد خودم رو دوست دارم و میدونم که تو منو بخشیدی و و تو هم منو عاشقانه دوست داری ….
      گفتم بلاخره ‌‌‌…. وای حس میکنم هزاران کیلو از روی دوشم برداشته شد حس نیکنم در اغوش خدام حس میکنم در اغوش خودمم حس میکنم ک واقعا خودم رو بخشیدم دیگه تنها نیستم ضعیف نیستم من بزرگترین قدرت دنیا رو سمت خودم دارم ‌‌‌…. و از این لحظه به بعد من بخشیده شدم و بنده عزیز خدا هستم کسی که انتخاب شده از طرف خدا … خدا عاشق منه و منم عاشقشم از این لحظه خدا حامی منه و هر جا همه جا منو نجات میده کمکم میکنه و منو به اوج میرسونه ….عاشقتم خدای من . این حس رو هیچوقت فراموش نمیکنم …

      مرسی استاد … مرسی …

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۰۹/۰۹ ۰۱:۳۶
      مدت عضویت: 2421 روز
      امتیاز کاربر: 5080 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 835 کلمه

      من در زندگی ۳۴ سالم تا به الان به لطف خدا گناه خاصی رو مرتکب نشدم که به خاطر اون فکر کنم بخشیده نشده ام چرا داشتم بعصی اوقات دروغ یا غیبت یا قضاوت و یا دلسوزی و یا حسادت و یا ترحم و … و همیشه هم دوست داشتم این چند کار رو انجام ندهم ولی کامل موفق نبودم تا اینکه با دورهای استاد و قانون جدب و انرژی مثبت و … اشنا شدم و کلی تغییر کردم اما حالا که با این دورهای عالی اشنا شدم میفهمم چقدر افکار و باورهای اشتباه داشتم و چقدر خدا رو به اشتباه شناخته بودم و خودم رو از خدا دور میدیدم و همیشه خدا رو در یه موقع های از سال به قول استاد عطار روشن خداتر میدیدم و یه موقعهایی خیلی عصبانی و انتقام گیر میدیدم که اگه کمی دست از پا خطا میکردم من رو تنبیه میکرد و حالا همینجا از خدای خودم به حاطر تمام افکار و باورهای گذشته ام و زندگی گذشته ام معذرت خواهی میکنم و طلب بخشش میکنم و میدونم که خداوند هست و من رو میبخشه مرسی عشقم که هستی و ایمان دارم که تو من رو میبخشی
      و چند مثال از افکاری که داشتم و فکر میکردم خدا رو از من دور کرده
      من فکر میکردم اگه حجاب درستی نداشته باشم از خدا دور هستم
      من فکر میکردم اگه در مراسمهای مذهبی شرکت نکنم از خدا دور هستم
      من فکر میکردم چون اطلاعات دینی و مدهبی خیلی بالایی ندارم مثل بعصیا پس از خدا دور هستم
      من فکر میکردم و هنوزم فکر میکنم اگه نماز و روزه نخونم از خدا دور هستم ولی حالا میدونم نزدیکی به خدا مربوط به هیچ عمل و حرف و رفتار و آداب خاص دینی نیست ولی زمان میبره تابپذیرم
      من فکر میکردم اگه خیلی خوشحالی کنم و در حال خوب و خندیدن و خوش گذرانی باشم از خدا دورم
      من فکر میکردم اگه خیلی پول و ثروت داشته باشیم از خدا دور میشم و اون رو فراموش میکنم

      و من فکر میکردم اگه از خدا زیاد بخواهم و چند چیز با هم بخواهم غرق در مادیات دنیایی شدم و بنده ی بدی هستم که گمراه شدم و از خدا دور هستم

      من فکر میکردم اگه غصه ی بقیه ادمهای فقیر و ندار و مریص احوال رو نخورم از خدا دور هستم

      من فکر میکردم اگه در امامزاده و یا حرم امامی و جای مذهبی باشم خیلی به خدا نزدیکم و خواستم اجابت میشه و اگر نباشم از خدا دور هستم

      من فکر میکردم اگه با گریه و زاری و ناراحتی از خدا در خواست کنم با دل شکسته خدا رحمی میکنه و خواستم اجابت میشه و لی با حال خوب و خوشحالی از خدا دور هستم

      من فکر میکردم اگه به زبان عربی دعا و نیایش کنم و قرآن بخونم به خدا نزدیکم و گرنه با زبان خودم دعا و راز و نیاز کنم که از خدا دور هستم

      من فکر میکردم همیشه باید واسطه ای باشه بین من و خدا که در خواستی کنم و من خودم از خدا دورم
      من فکر میکردم اگه دینم غیر از اسلام باشه و منم مسلمون نباشم از خدا دورم اما خدا فارغ از هر دین و مدهبی فابریکی به انسان نزدیک هست
      من فکر میکردم اگه در این دنیا با زجر و سختی زندگی نکنم از خدا دور هستم

      من فکر میکردم اگه به فکر بهشت و جهنم نباشم و به فکر اندوخته ای برای آخرتم نباشم و از خدا نترسم و از عداب خدا نترسم که از خدا دور هستم

      من فکر میکردم اگه در زندگی قناعت نکنم و ساده زیستی نداشته باشم از خدا دور هستم

      من فکر میکردم اگه …
      خلاصه در گذشته های چند سال قبلم کلی افکار و باورهای اشتباه داشتم که بابت همه ی اونها عدر خواهی میکنم چون همینا بودن که بین من و خدا فاصله انداختن و گرنه ما فابریکی به خدا نزدیکیم مگر از این جنس افکار شیطانی داشته باشیم که بین ما فاصله بندازن ولی به محض عذر خواهی اون فاصله از بین میره و دوباره ما نزدیک نزدیک به هم میشیم
      خدایا همه ی ما رو به راه راست و درست هدایت کن میخوام همیشه بهم نزدیک و به هم وصل باشیم میخوام در لحظه به لحظه ی زندگیم با خودت باشم و زندگی کنم میدونم که همیشه به من نزدیک هستی و خواهی بود مگر اینکه من گمراه بشم و از تو فاصله بگیریم که بازم چشم انتطارم هستی و منتظر من هستی که پیش خودت برگردم و در آعوش خودت باشم و همیشه صدای تو رو در فلبم حس میکنم که میگی من هستم من هستم فقط پیش من باش و به من اعتماد کن و توکل کن تا تو رو خوشبخت سعادتمند و ثروتمند و سالم و شاد کنم هم در این دنیا و هم در ان دنیا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار H&M
      ۱۳۹۹/۰۸/۲۷ ۱۴:۲۷
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 149 کلمه

      سلام

      از زمانی که من چاقیم شروع شد دقیقا داشتم کم کم از خدا دور میشدم و ایمانمم کمتر میشد و امیدم رو از دست میدادم
      میگفتم خدا چرا منو مث بقیه دوست نداره چرا به فلانی اینو اینو این میده ولی من رو سوا کرده
      یعنی من رو دوست نداره یا مگه من کاری کردم که خدا نمیذاره به آرزوهام برسم
      و داشتم از خدا دور و دورتر میشدم و این رو بیشتر توی رفتارم نشون میدادم و آدم کم اعصاب و تند خویی شده بودم
      و فکر میکردم من بنده خوبی نبودم که این بلاها سرم میاد

      اما از خدا میخوام از امروز تصمیم گرفتم برای همه خطاهام و همه گناهانم و اشتباهاتم خودم رو ببخشم از خدا طلب عفو و بخشش دارم
      و ایمان دارم خدای مهربانم بلافاصله درخواست من راتایید میکند و از این به بعد بنده پاک و منزهی خواهم بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۳۹۹/۰۸/۰۷ ۰۳:۰۳
      مدت عضویت: 2480 روز
      امتیاز کاربر: 21300 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 280 کلمه

      وقت همگی بخیر انشالله
      من نمی دونم چند وقته این دوره زندگی با طعم خدا و شروع کردم ولی هر روز روزی چند بار یه فایل و گوش می دم و تکرار می کنم تمرینات و و خیلی نتایجش و می بینم و همونطور که استاد گفتن نتایجش روی احساس ما تاثیر می زاره واقعا همینطوره !
      البته من بعضی وقتا ممکنه که قبلا خودم و بنده خوبی نمی دونستم ولی هیچ وقت فکر نکرده بودم که از خدا دور هستم!
      الان تمام ذکر شب و روز من شده من به خدا ایمان دارم ! و خیلی روی این موضوع ها هر روز تمرین می کنم و می دونم قضاوت فقط از آن خداست نه کس دیگری که مردم دایم در حال قضاوت کردن هستن اصلا دلم نمی خواد این حرفا رو بگم و بشنوم!
      و من بعد این همه گوش دادن جالب بود اینو امروز شنیدم که اطمینانمون رو باید از قرآن بگیریم!قران ملاک ما هستش!
      و منهر روز تمرین می کنم و همه چی رو از خدا می خوام اصلا با کسی حرف نمی زنم چون توضیح دادنش سخته همه متوجه این چیزها نمی شن فقط می گن ما هم به خدا ایمان داریم ولی به قول شما با بالا و پایین شدن دلار وحشت می کنن و خیلی چیزهای دیگه
      من از امروز تصمیم گرفتم برای همه اشتباهاتم ، همه خطاهام و همه گناهانم خودم و ببخشم و از خدای مهربان طلب عفو و بخشش کنم و ایمان دارم خدا من و می بخشه و من از این لحظه به بعد بنده پاک و محبوب و‌دوست داشتین خداوند هستم!
      خداوند همه بنده هاشو بدون قید و شرط دوست داره انسان‌ها فقط همه چی رو شرطی می کنن
      و ما همگی لایق بهترینها هستیم!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mojgan
      ۱۳۹۹/۰۸/۰۶ ۱۷:۰۹
      مدت عضویت: 2448 روز
      امتیاز کاربر: 8446 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 236 کلمه

      با سلام
      من سالها خودم رو از خدا دور احساس می کردم اینکه من بنده خوبی نیستم اینکه اون مثل یه پدر بسیار سخت گیره و به این راحتی ها من رو وارد آسایش نمی کنه اینکه با یه اشتباهم ممکن بدجوری تنبیهم کنه، تصورم این بود که خدا جبار پس برای تک تک اشتباهاتم من رو تنبیه می کنه و یا از خواسته هام دورم می کنه حتی تصور می کردم روزیِ هرکس یه مقداریه نباید براش تلاش بی خود کنی خب روزی من و خانوادم هم یه آب باریکه ای، اینکه دائما از خدا خشم می گرفتم و با پرخاش باهاش حرف میزدم . حتی همین حالا وقتایی که افکار منفی شدت می گیره توی سرم به خودم میگم به خاطر این افکار مایوس کنندت خدا از همه چیزای خوبی که می خواست بهت بده دست می کشه و این خیلی من رو غمگین می کنه. اما حالا می گم خداوندا من به خاطر تمام اشتباهات و افکار نادرستم توبه می کنم و ایمان دارم در تمام لحظه های زندگی من تو حضور داری و با مهر و محبت حتی در سختی ها من رو نوازش می کنی ایمان دارم نه تنها من رو تنبیه نمی کنی بلکه من رو به سمت آرامش و آسایش راهنمایی می کنی تا وقتی بهش نرسم دست از حمایتم برنمیداری ازت سپاسگزارم .و به خاطر اشتباهاتم خودم رو می بخشم و ایمان دارم تو هم من رو می بخشی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا رضاخانی
      ۱۳۹۹/۰۷/۲۹ ۰۸:۰۶
      مدت عضویت: 2480 روز
      امتیاز کاربر: 41699 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 260 کلمه

      از زمانی که خودمو شناختم مدام اطرافیان میگفتن کسی نماز نخونه روزی ازش میره روزه نگیره فلان میشه
      جوری شده بود از ترس خانواده نماز میخواندم خیلی وقت ها فقط میرفتم اتاق وبعد از مدتی میامدم بیرون
      تمام عبادت ها از روی ترس از خدا بود
      کم کم بزرگ تر شدم و ترس ها بیشتر وقتی غیبت میکردم یا کار بدی میکردم مدام منتظر یه اتفاق بد بودم
      سال ها زجر کشیدم سال ۹۲خطایی کردم که به قول استاد از جانب خدا خودم رو قضاوت کردم و دیگه خودمو بنده ی خدا نمی دانستم و هر خلافی میکردم چون همش میگفتم من رو خدا ترد کرده پس بزار خلاف کنم.
      و انتظار هر اتفاق بدی رو داشتم و میگفتم حقمه
      حتی زمانی مادرم مرد میگفتم حتما حقمه
      خودمو لایق بدترین اتفاقات میدانستم حتی دیگه با خدا حرف هم نمیزدم تا اینکه برای اولین بار این فایل رو گوش دادم
      دنیای من عوض شد
      خدای من عوض شد
      خدای من دیگه منتظر نبود من گناه کنم بهم زجر بده
      من از خدایم
      من از دریای بزرگ خداوند هستم هیچکس هیچکس نمی تواند من را از خدای خودم جدا کند ودور کند
      من از همین امروز ۲۹ مهر ۹۹ تمام گناهان و اشتباهات و خطاهای خودمو میبخشم و دیگه خطاهای خودمو تکرار نمیکنم و از خدای بزرگ خودم طلب بخشش و عفو دارم و من ایمان دارم خدای من بلافاصله درخواست من رو قبول میکنه
      خدایا من را ببخش.
      من از خدا هستم من بنده ی خدا هستم و لیاقت بهترین نعمت های خدا رو دارم
      خدایا ازت ممنونم که من را در چنین مسیر زیبایی قرار دادی خدایا ازت ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار abolhasanifarzane1
      ۱۳۹۹/۰۷/۲۶ ۱۳:۴۸
      مدت عضویت: 2131 روز
      امتیاز کاربر: 50167 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 61 کلمه

      سلام استاد فقط مزاحمتون شدم که ازتون کمال تشکر داشته باشم بخاطر فایلهای رایگانی که برا ما گذاشتین واقعا زندگیمونو تغییر داده وقتی دورها رو کامل کنیم ی تغییر اساسی داریم خیلی خوشحالم خیلی لذت میبرم از این فایلها اموزنده نمیدونم با چه زبونی چجوری از شما تشکر کنم فقط بهترینها رو براتون ارزو میکنم ممنون من فرزانه هستم 👌👌👌🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا