اغلب اوقات فکر میکنیم که از خدا دور شدهایم، شاید به خاطر کارهایی که کردهایم 😔، یا شاید هم به خاطر دغدغههای روزمره زندگی 😩.
اما واقعیت چیز دیگری است.
اگر به دنبال نزدیکی خدا به انسان هستید، باید بدانید که این فاصله فقط یک تصور ذهنی است. ✨ خداوند در قرآن وعده داده که همیشه به ما نزدیک است، حتی نزدیکتر از رگ گردنمان!
پس وقت آن رسیده که این باور غلط را رها کنیم و این نزدیکی بینظیر را با تمام وجودمان حس کنیم. ❤️ بیایید با هم به این حقیقت الهی پی ببریم. 🤝
خداوند به ما نزدیک است
اغلب ما فکر میکنیم خدا اون بالا، خیلی دور از ما نشسته و ما این پایین، تنها و دست خالی هستیم. 😔 اما اگه به آیه ۱۸۶ سوره بقره نگاه کنیم، میبینیم که خدا یه چیز دیگه میگه:

و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزديكم، و دعاى دعاكننده را اجابت مىكنم، پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.
اینجا خدا نگفته «من بخشندهام» یا «من روزیدهندهام»، بلکه گفته «من نزدیکم»! 🤩 یعنی کلید اصلی درک خدا، همین نزدیکیه. این یک نکته خیلی مهم و کلیدیه که همه صفات دیگه رو هم شامل میشه. این آیه، یک انقلاب فکری درباره نزدیکی خدا به انسان به وجود میاره.
فکرش رو بکنید: اگه خدا فقط خودش رو بخشنده معرفی میکرد، شاید بعضیها میگفتند «خب من که خیلی گناه کردم، حتماً دیگه منو نمیبخشه.» 😞 یا اگه فقط میگفت «من رزاقم»، باز هم شاید کسی با خودش فکر میکرد «من که بنده خوبی نبودم، پس حتماً رزق و روزی منو قطع کرده.» 😔
اما وقتی خدا میگه “نزدیکم”، یعنی هیچ فاصلهای بین ما نیست. 💖
یعنی مهم نیست چقدر از خودت ناامید شدی، اونجا هست، نزدیک تو. این نزدیکی خدا به انسان، ریشه همه باورهای مثبته.
این عبارت نه تنها شامل بخشش و رزق الهی میشه، بلکه به این معناست که خدا همیشه در دسترس است.
به همین دلیل، باید این باور رو در قلبمون جا بدیم و بدونیم که این فاصله فقط یک تصور اشتباهه و بس. ❤️✨
نزدیکی خدا به انسان مهمترین باوریه که برای داشتن یک رابطه سالم و عمیق با خدا به اون نیاز داریم.

خداوند تغییر نمی کند
یکی از مهمترین حقایقی که باید درک کنیم این است که خداوند تغییر نمیکند. ⚡️
وقتی خدا در قرآن وعده داده که «من نزدیکم»، این وعده برای همیشه پابرجاست.
خدا مثل انسانها نیست که امروز وعدهای بدهد و فردا آن را فراموش کند یا زیرش بزند. این حقیقت به ما آرامش و اطمینان خاطر میدهد. 😌
صفت تغییرناپذیری، هسته اصلی وعدههای الهی است. پس هر زمان که احساس دوری کردید، به یاد بیاورید که این نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت ابدی و ثابت است.
پس اگر فکر میکنید به خاطر اشتباهات یا گناهانتان، از خدا دور شدهاید یا او شما را رها کرده، باید بدانید که این فقط یک تصور ذهنی است. ما بهعنوان مخلوق نمیتوانیم ارادهی خدا را تغییر دهیم. 🙏
یعنی وقتی خدا اراده کرده که به ما نزدیک باشد، ما نمیتوانیم با کارهایمان این اراده را نفی کنیم. این ایده که “ما از خدا دور شدهایم” در واقع یک فریب شیطانی است، چرا که انسان قادر نیست از وعدهی خدای خود تخلف کند.
وقتی خداوند قول داده که به تو نزدیک است، چگونه میتوانی از او دور شوی؟!
این تصور با ماهیت خداوند و وعدههای او در تضاد است و مانع درک حقیقت نزدیکی خدا به انسان میشود.
درک این حقیقت، اولین قدم برای رهایی از این باورهای اشتباه و در آغوش کشیدن آرامش است. نزدیکی خدا به انسان یک موهبت دائمی است که هیچگاه از ما گرفته نمیشود.
نزدیکی خدا به انسان، یک حقیقت است، نه یک نظریه
هر نظری که دربارهٔ رابطهات با خدا داری، تنها یک برداشت شخصی است و در واقع هیچ تأثیری بر ماهیت رابطهی واقعی خدا با تو ندارد.
اینکه فکر میکنی او از تو دور شده یا تو را رها کرده، فقط نتیجهی افکار خودت یا تلقینهای دیگران است.
خداوند این باورها را ندارد؛ او به تو نزدیک است و نزدیکی خدا به انسان به هیچ دلیلی تغییر نخواهد کرد. 💖
برای اینکه یک رابطه واقعی و عمیق با خدا داشته باشی، باید ابتدا این فاصله ذهنی را از بین ببری. ✨
قدم اول این است که خودت را ببخشی و با تمام وجودت باور کنی که خداوند همانقدر به تو نزدیک است که در قرآن وعده داده است.
این پذیرش درونی، اولین قدم برای اصلاح نگرش و تجربه یک رابطه متفاوت و لذتبخش با خداست.
با حذف این فاصلهی خیالی، مسیر برای تجربهی واقعی نزدیکی خدا به انسان هموار میشود و درهای آرامش به روی زندگی شما باز خواهد شد.

توبه؛ کلید رهایی و نزدیکی به خدا
برای اینکه بتوانیم آن نزدیکی خدا به انسان را تجربه کنیم، باید اول از همه، گذشته را رها کنیم. 🕊️
گذشتهای که پر از حسرت و پشیمانی است و به ما احساس بد میدهد، مانع از حرکت ما به سمت جلو میشود و یک دیوار نامرئی بین ما و خدا میکشد.
بهترین و مؤثرترین راه برای پاک کردن این گذشته و رها شدن از بار آن، توبه است.
این راهی است که خداوند خودش برای ما قرار داده تا بتوانیم به پاکی اولیه خود بازگردیم و از شر گناهان و افکار منفی رها شویم.
در قرآن، بارها از عبارت توبه استفاده شده و انسانها به توبه دعوت شدهاند. نکته شگفتانگیز و بسیار دلگرمکننده اینجاست که هر بار پس از دستور به توبه، بلافاصله وعده بخشش و عفو الهی بدون هیچ قید و شرطی داده شده است. ✨
مثالهایی از قرآن برای بخشش بعد از توبه
- سوره نساء، آیه ۱۷:توبه نزد خدا، تنها برای کسانی است که از روی نادانی کار بدی انجام میدهند، سپس به زودی توبه میکنند. خداوند توبه این افراد را میپذیرد و خداوند دانا و حکیم است.
در این آیه، بلافاصله پس از اشاره به توبه، وعده پذیرش آن بیان شده است.
- سوره هود، آیه ۳:و از پروردگار خود آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید (و توبه کنید) تا شما را تا مدّت معینی، (از مواهب زندگی) به خوبی بهرهمند سازد و به هر کس که شایسته نیکی است، از فضل خود عطا کند.
- در این آیه هم توبه و استغفار مستقیماً به بهرهمندی از زندگی خوب و دریافت فضل الهی مرتبط شده است.
- سوره فرقان، آیه ۷۰:مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پس خداوند بدیهای آنان را به نیکیها تبدیل میکند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.
این آیه یکی از قویترین مثالها است که نه تنها وعده بخشش میدهد، بلکه میگوید خداوند گناهان را به حسنات تبدیل میکند، که نشاندهنده عظمت و مهربانی بینظیر اوست.
این آیات به وضوح نشان میدهند که توبه دروازهای مستقیم به سوی بخشش الهی است و نزدیکی خدا به انسان نامحدود و در دسترس است.
تنها شرطی که خداوند برای بخشش قرار داده، این است که فرد گناهکار واقعاً نیت کند که دیگر آن خطا را تکرار نکند.
همین نیت خالصانه و قلبی، کافی است تا درهای رحمت الهی به رویتان باز شود و شما را از بند گذشته آزاد کند.
پس، برای تمام افکار و احساسات منفی که باعث شدهاند فکر کنید از خدا دور شدهاید، توبه کنید. 🤲
از خداوند برای تمام خطاهایی که مرتکب شدهاید طلب بخشش کنید و سپس با تمام وجودتان، خود را نزدیک او احساس کنید.
با این کار، نه تنها گذشته را رها میکنید، بلکه نگرش و احساس شما نسبت به خداوند کاملاً دگرگون خواهد شد.
اینجاست که طعم واقعی ایمان و لذت یک رابطه نزدیک و عمیق با خدا را تجربه خواهید کرد. ❤️
استفاده از توبه، یک ابزار قدرتمند برای رسیدن به این آرامش درونی است و به شما کمک میکند تا باور کنید نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت همیشگی است، نه چیزی که به اعمال شما وابسته باشد.
با رها کردن گذشته، آیندهای سرشار از نور و آرامش را در آغوش میکشید. این تغییر درونی، پلی است که شما را از دنیای تاریک ناامیدی به دنیای روشن امید و اتصال به خالق میرساند.
تجربه نزدیکی خدا به انسان، بزرگترین نعمت در زندگی است.
نتیجهگیری: از باور دوری به حقیقت نزدیکی
در نهایت، میتوانیم با اطمینان بگوییم که نزدیکی خدا به انسان نه یک نظریه، بلکه یک حقیقت تغییرناپذیر است. این باور که از خدا دور شدهایم، تنها یک مانع ذهنی است که خودمان و جامعه برایمان ایجاد کردهایم.
با پذیرش این حقیقت، دیگر نیازی نیست خود را به خاطر گذشته سرزنش کنیم یا از رحمت الهی ناامید شویم.
درک این موضوع به ما قدرت میبخشد تا با آرامش بیشتری به زندگی ادامه دهیم و هر لحظه حضور خداوند را در کنار خود احساس کنیم.
باور به نزدیکی خدا به انسان به ما این امکان را میدهد که گذشته را با توبه رها کنیم و با تمام وجود، خود را در آغوش پرمهر خداوند احساس کنیم.
توبه به ما فرصت میدهد تا از بند گناه و حسرت آزاد شویم و یک شروع تازه داشته باشیم.
این تغییر نگرش، زندگی ما را دگرگون میکند و به ما اجازه میدهد طعم واقعی آرامش و ایمان را بچشیم.
این آرامش ناشی از دانستن این حقیقت است که مهم نیست چقدر اشتباه کردهایم، او همیشه نزدیک ماست و منتظر بازگشت ماست.
پس بیایید از همین لحظه، دیوار فاصله را در ذهن خود خراب کنیم و از لذت بینظیر نزدیکی به خالق هستی بهرهمند شویم. ❤️
این حقیقت، کلید رهایی ما از رنج و ناامیدی است و ما را به سوی یک زندگی پر از نور و امید هدایت میکند.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.17 از 196 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
ما انسانها خیلی فکر میکنیم البته میکردیم که از خواب ا دور افتادهایم خداوند ما را رها کرده بخاطر اینکه فلان عمل زشت انجام دادیم کارهای ناشایست انجام دادیم بقول معروف خودمونو گناهکار میشناسیم
اما خداوند به صراحت در قرآن فرموده من نزدیکم یعنی من تمام خصوصیات خودم به انسان دادم و به من نزدیک اگر یکمی فکر کنیم یادمون میاد که خداوند بارها در قرآن فرموده من از روح خودم در او دمیده یعنی چی یعنی همون من نزدیکم یعنی خداوند خودشو در وجود ما قرار داده و تمام خصوصیات ویژگیها خودش به انسان یه جورایی تزریق کرده زمانیکه از روح خودش در ما دمیده
بارها شنیدیم خداوند از رگ گردن به انسان نزدیکتر بارها شنیدیم ما از خداییم و به سوی او باز میگریدم پس چطور میتونیم از خدا وند دور باشیم
ما چون خطا و اشتباهاتی داشتیم در طول زندگیمون حالا یکی بیشتر یکی کمتر اونیکه بیشتر خطا و اشتباه داشته اینجوری فکر میکنه که بواسطه دور افتادن اش از خدا بوده که او ن خطها رو انجام داده اما چنین نبوده در دورهای دیگه این موضوع کاملا متوجه میشید دوره خدا هرگز دیر نمیکند
و ما هم خیلی شنیدیم خداوند بخشنده است پس باید به بخشندگی خدا ند ایمان بیاریم و خودمونو ببخشیم توبه کنیم و و تمام خدا ند تمام خطها و اشتباهات ما رو میبخشه به شرط اینکه دیگه تکرارش نکنی پس با آرامش و خیال راحت توبه کن چون خدا ند توبه پذیر شنوایی خدا ند توبه پذیر داناست پس ایمان داشته باش تو رو میبخشه و از همون لحظه به بعد با آرامش زندگی کن اون زمان که نزدیک بودن خدا ند رو بارها بارها تجربه میکنی و سپاسگزار خدا ند میشی که تو رو بخشیده و با آرامش زندگی میکنی پس توبه کن دیگه خطاهای تکرار نکن تمام
من از وقتی یادم میاد خودم از خدا دور نمیدیدم البته به شکل واضح من از خدا دور هستم البته مواقعی که مشکلی برام پیش میومد کلی با خدا غر میزدم مگه منو نمیبینی اینا ولی کلا فقط موقع عصبانیت یکم اینجوری حرف میزدم
و کلا این فکر نداشتم که من از خدا دور هستم چون اون زمانها کلا در زندگی من خدایی وجود نداشت مثل الان اطرافیانم که به توسل میکنن بجز خدا در شهرستان ما سنگ بزرگی هست که میگفتن امام زاده است مردم میرم اون سنگ بوس میکنن خواسته اشونو میگن و هیچ خبری هم نمیشه چون بچگی هام این کارو کردم بگذریم
اونا هم طفلکها از این آگاهیها دور هستند این چیزها رو باور کردن اما خدای خودشونو باور نکردن مثل قبلنای خودم فقط فرق من با اونها این بود من اعتقادی با امام زاده اینها ندارم چون حاجتی ازشون نگرفتم
من خدارو شکر میکنم دوره خدا هرگز دیر نمیکند دو بار پاس کردم و دیگه این موضوع فاصله دور افتادن از خدا خدا منو رها کرده و اینها رو کلا برای ذهنم منطقی کردم و دیگه این باور ندارم که خدا از من دور چون ایمان دارم کهبه هیچ وجه من نمیتونم اگر حتی خودم بخوام هم از خدا دور باشم پس این موضوع برای من حل شده
من از بچگی یاد گرفتم که باید آدم خوبی باشم باید به انسانها کمک کنم باید حرف بزرگتر گوش کنم باید کارهای زشت انجام ندم حالا اون زمان کارهای زشت به معنی نماز نخوندن جواب بزرگتر دادن اینا بود
خلاصه یاد گرفتم برای همین هم من خودم یکی از بهترین بندهای خدا میدونم الانم میدونم ها همیشه به من میگفتن ای خدا مارو ببخش منظورشون من و خود اونها بودن من میگفتم آخه مگه چکار کردم که خدا منو نبخش اون زمان پد بود موهاشون مینداختن بیرون این میشد گناه که خداوند در آخرت به تار موهات تو رو آویزان میونه یا شلوار تنگ خیلی تنگ مد بود حالا این واقعا زشت بود ولی اون زمان درک نمیکردم این میشد گناهان من
حالا درس نخوندن حرف گوش نکردن استکان پرت کردن شکستن بهش اضافه کنیم
میدونید هر کسی یه جور بزرک میشه هر کسی یه جور زندگی میکنه بحث من خوب بودن دیگری بد بودن نیست بخدا باید دوره خدا هرگز دیر نمیکند پاس کنید تا متوجه این متن من بشید چرا میگم هر کسی یه جوری زندگی میکنه بزرگ میشه آخرش بهشتی میشه الهی که همه تون سلام و سلامت تندرست شاداب پر انرژی با نشاط خندان ثروتمند و…باشید در پناه خداو ۱۲۰ سال عمر کنید الهی آمین
برای منم همین طور بود منم بایدها و نبایدها رو داشتم از بچگی با خواهرم یا مادرم میرفتیم روزه شبهای قدر رو تا صب بیدار میموندم حالا این وسط گاهی هم یه چرت کوچولو میزدم نماز شب میخوندم برای کسی که بهشتی میشد نماز میت میخوندم قرآن هر سال میخوندم دعای کمیل و توسل ندبه اینا هم بود فقط تنها کاری که سختم بود انجام بدم قرض نمازم بود یعنی نمارهایی که نخونده بودم بخونم وگرنه روزهاشو میگرفتم خلاصه هر کاری میگفتن انجام میدادم
تا این چند سال پیش دیگه بیمار شدم انجام ندادم
استاد نمیدونم چرا من هنوز موضوع انتظار داشتن از خداوند در بعضی از جنبهای زندگیم ندارم انگار یاد نگرفتم وقتی یه کار خوبی انجام میدم باید انتطار پاداش الهی داشته باشم یه وقتها که موضوع عمل صالح پیش میاد چون بعدش گفته شد باید انتطار پاداش داشته باشیم من انتطار دارم و بقیه موارد در کو دکی بزرگسالی به من یاد ندادن و الان خوب درک نکردم باید انتطار داسته باشم خداوند به من پاداش عظیم بده
استاد من چون موضوع نماینده خدا بودن درک کردم خیالم راحت و دیگه این مشکلات ندارم و میدونم که هر کسی به یه روشی ندای میکنه و خداوند هم به من نزدیک ک هم بخشنده است موضوع تمام
من تکلیف با خدا مشخص میکنم من ایمان دارم که من یکی از بندگان خوب خدا هستم و خداوند از رگ گردن به من نزدیکتر
و اینکه اگر فکرم اینکه خداوند روزی دهنده است خداوند رزاق اما من هنوز نتونستم اون رزمی که انتطار دارم از خدا ند دریافت کنم بخاطر این نیست که از خدا دورم چون تا حالا رزق بیشتری به من نداده باورم نمیشه که میشه به منم روزی بیشتر بده ایمان دارم که میتونه روزی بیشتر بده اما چون هنوز تجربش نکردم باورم قوی نشده
شاید این بر ای من یه فرمول ریشهای که ما سالها قبل بوده و برای همین من فکر نمیکنم من از خدا دورم شایدم این فرمول جدید هنوز خیلی قدرت نگرفته که فکرم با عملم نسبت به خدا وند همسو بشن و من اینم احساس میکنم درک کردم من لایق و شایسته دریافت تمام نعمتهای الهی هستم
من میام خودم میبخشم و همه اون حرفهایی که شنیدم که گفتن نماز نخونی خدا میبره جهنم حرف پدرو مادر گوش نکنی خدا روز قیامت عذاب میده پدرو مادر ازت راًی نباشن میری جهنم موهات پیدا باشه مرد نامحرم ببینه اون دنیا عذاب سختی میشی اگر نماز سبک بشماری با فشار قبر مبتلا میشی طوری که خونها بدنت ازش بیان بیرون …..
خدایا مت خودم میبخشم برای خطاها و اشتباهاتی که در گذشته انجام دادم خدایا من خودم میبخشم و خودم بنده خوب تو میدونم و میخوام ت هم منو ببخشی تا من بتونم با تو رابطه بهتری تجربه کنم تا بتونم فکرم نسبت به تو با باورم نسبت به تو همسو بشن منم بتونم زندگی با طعم خدا ند تجربه و زندگی کنم خدایا من لایق و شایسته تجربه کردن نعمتهای بیشمار الهی تو هستم چون من بنده خدا هستم من خدا ند در وجودم دارم خدا وند من از ابتدا خلقتم برای من بهترین و بالاترین هر آنچیزی که من نیاز داشتم برای تجربه کردن یه زندگی خوب برای لذت بردن از زندگیم در بهترین و بالاترین حد خودش برای من مقرر کرده خدایا شکرت و خدایا منو ببخش
الان که فکر میکنم میبینم علتش اینکه همون باید و نبایدها همون عذابهای سخت و درد ناک وحشتناک خدا وند که به من گفتن باعث شده من الان فکرم با باورم نسبت به خدا همسو نباشه
من قبلنا خیلی قرآن میخوندم یه دورهای از زندگیم سالی سا با ر قرآن ختم میگردم بارها بارها خودم دیدم هر وقت خدا ند خداوند گفته حرف از خطا و اشتباه زده بلافاصله گفته توبه کن و بلافاصله هم گفته خدا ند توبه پذیر داناست خدا ند تو به پذیر شنواست
پس منم میخوام اینو از صمیم قلبم از اعماق وجودم نسبت به خدای مهربان بزرگ بخشنده روزی دهنده ام باور کنم چرا که این درسته در قرآن هم ا مد و الان استاد من بشدت تاکید دارن این درسته
اگر هر حرفی بزرگترهای ما معلمهای پا و ….گفتند فکر خودشون گفتن نظر خودشونو نسبت به خدا گفتن من قرآن معنی اونم خوندم خدا ند هیچ جای قرآن مطرح نکرده من اینکارو کردی میری قهر جهنم و عذاب سختی میشی موهات پیدا بوده به تار موهات ا ویزونت میکنن سرب داغ میریزن تو گلوت و ….اینها همه چیزهای بوده که به اونها هم گفتن اونها هم باور کردن به من ما گفتن خدارو شکر میکنم که ما دیکه به فرزندانمون نگفتیم اونها رو از خدا نترسوندیم
منم میخوام بخشنده بورن خداوند باور کنم منم میخوام رزاق بودن خداوند باور کنم منم میخوام مهربان بودن خداوند رو باور کنم خداوندی که من میفرستم عاشق هستم خدای مهربانم عدالتش حکم میکنه که هر کسی هر جوری دوست داره زندگی کنه خداوند من سریع الحساب خدا ند من وعده داده که تو هر خواستهای داشته باشی من اجابت میکنم بدستت میرسونم پس من چرا این خدا رو باور نکنم
من توبه میکنم برای خطاها و اشتباهاتی که خواسته و ناخواسته انجام دادم و خدایا سعی میکنم دیگه تکرارش ن نکنم خدایا مرا ببخش منم خودم میبخشم ب ای خطها و اشتباهاتی که خواسته و نا خواسته انجام دادم
و باور میکنم ایمان میارم که خدا ند من اون خدایی نیست که برای من تعریف اش کردن خدای من خدای مهربان بزرگ و بخشنده روزی دهنده شفا دهنده توبه پذیر و انسان رو خلق کرده و آزاد آفریده و به خودش احسن گفته برای چنین م جوری خلق کرده پس من این خدا رو میفرستم و ا ن خدای قبلی کلا کنار میدارم یه خدای جدیدی رو برای خودم میسازم البته همون خداست ویژگیهای متفاوت رو میپذیرم میفرستم بهش ایمان دارم که وقتی میگه روزی دهنده هستم من باور میکنم و نشانهای روزی دهنده بودنشو در زندگیم مشاهده لمس و تجربه میکنم خدایا شکرت
استاد الان یادم اومد که همیشه وقتی من خواستهای داشتم جلوی کسی به خدا میکفتم فورا میگفت هر وقت چیزی از خدا خواستی بگو خدایا حالشو جنبه شو لیاقتشو هم بده چون ممکن مصلا خدا بهت پول بده اگر لیاقتشو نده نو آدم فخر فروشی بشی زندگیتو به رخ کسی بکشی برای همین همون لحظه تو ذهنم میگفتم نمیخوام من دوست ندارم فخر فروشی کنم همون لحطه آرزوم خط میزدم
میدونید استاد هنوزم فکرم و باورم نسبت به خدا یکی نیست با ترس نمیگم چی میخوام اما انتطار اینو ندارم مطمئن نیستم که خدا به من میده یا نمیده شیطان میاد وسط چند سال فلان آرزو کردی مگه خدا بهت داده که الان میخوای فلان آرزو فلان آرزو و…رو کنی
با اینکه پن خودم بنده خوبی میدونم ایمان دارم که پن لایق تجربه کردن تمام نعمتهای خداو ند هستم اما هنوز باورم نسبت به خدا تغییر نکرده خیلی ناراحتم
میدونید استاد انسانها هم مثل قبلا ما که نمیدونستیم فابریکی به خدا نزدیک هستیم اصلا نمیتونیم ارگز خدا دور بشیم ما هم فکر میکردیم باید کلی کار انجام بدیم تا به خدا نزدیک بشیم و اینا همه درک کردنی فقط گوش کردنی نیست من تازه دارم سطح بیشتری از اونو درک میکنم
من قبلا همین جملات شنیده بودم دفعات قبل که این دوره پاس کردم همه اشون برام آشنا بودن اما الان بهتر درکشون میکنم بیشتر متوجه میشم
وقتی خدا از روح خودش در من دمیده یعنی منم مثل خدا هستم همه خصوصیات و یزگیهای خداوند دارا هستم من جزعی از کل هستم پس من میشم همون قطره که از دریا برداشتن اون قطره هم تمام خصوصیات دریا رو دارا هستش پس منم جزعی از وجود بیکران و بینهایت خداو ند هستم
با تمام خصوصیات وه خداوند دارا ست منم شامل ا نها میشم
خدایا من میخوام توبه کنم در پیشگاه تو خدای بزرگ و مهربانم
خدایا من خودم رو میبخشم بخاطر تمام اشتباهات و خطاهایی که تا این لحظه انجام دادم و خدایا از تو هم طلب بخشش میکنم و میخوام که تو هم تمام اشتباهات و خطاهای منو تا این لحظه انجام دادم ببخشی مرا عفو کنی خدایا مت امروز آگاه شدم که این رفتارهای اشتباه بوده تصمیم گرفتم که دیگه این رفتارهای اشتباه تکرار نکنم و مطمئنم و آسمان دارم و یقین دارم باور دارم که تو مرا میبخشی و پن میخوام از همین لحظه خودم با تو یکی بدونم چسبیده به تو بدونم جزعی از وجود تو بدونم و میدونم ایمان دارم که من و تو خدای یگانه ام یکی هستیم چون خودت گفتی من از روح خودم در او دمیده و خودت گفتی که همانا که ما از خدا هستیم و به سوی او هم باز میگردیم آنا الله آنا الیه راجعون پس من و تو یکی هستیم و خدایا مرا ببخش
منم خیلی شنیدم که گفتن اگر این کارو کنی خدا میبره جهنم عذاب میده زجر میده تا روز قیامت باید عذاب بکشی تازه ببینن کارنامه اعمالتو به کدوم دستت میدن
من همه این سنیدها مو رد میکنم اینها همه توهم انسانهاست که نتونستن باصدای خودشون ارتباط برقرار کنن نتونستن خدای درونشون بشناسن و هر کدوم به نوعی حرفی زدن و خدا رو او نجوری که بهشون گفتن توصیف کر ن پس همه اینها دروغ و من همشون رد میکنم
میخوام خدایی باور کنم که من از وجودش هستم چسبیده باهاش هستم اون تو وجود منه هر لحظه دداره منو هدایت میکنه پن میخوام زندگی با طعم این خدا رو از الان که سه شنبه ۱۸ اردبیهشت ساله ۱۴۰۳ هست در ساعت ۲۰/۳۴دقیقه میخوام این خدا رو باور کنم میخوام زندگی با این خدا رو تجربه کنم طعم خوب با خدا بودن حس کنم لمس کنم خدایا کمکم کن
من قبلا حسی نسبت به خدا نداشتم اصلا خدا در زندگی من نبود بجز زمانی که عصبانی بود شاکی بودم از زندگیم
من قبلنا فقط از خدا میترسیدم در حد مرگ خیلی ترسوندن بودن منو که خدا این کارو میکنه اون کارو میونه عذاب میده میبره جهنم پا سراط اینجوری اگر آدم خوبی باشی پهن میشه تو راحت رد میشی بمیری بهشت اگر آدم بدی باشی مثل مو نازو میشه پاهات میلرزه میافتی تو قهر جهنم و عذابها شروع میشن
من خدای خودم از وقتی شناختم که برای اولین بار این دوره رو شروع کردم یکم نظرم نسبت به خدا تغییر ککرد دیگه اون حس ترس وحشتناک عذاب دهنده اینا از وجودم رفت
و اینکه حس نزدیکی با خدا رو که اصلا نداشتم اصلا انگار در زندگی من خدا وجود نداشت چه برسه حس نزدیکی باهاش کنم مپن تا زمانیکه دوره خدا هرگز دیر نمیکند پاس کردم تازه اونجا یکمی خودم به خدای خودم نزدیک دونستم هزاران بار شنیده بودم خدا از رگ گردن به من نزدیکتر اما من درکش نکرده بودم
اونجا یکم آرامش گرفتم یکم خدای خودم شناختم و خدای جدیدی برای خودم ساختم البته همون خدا به شکل واقعیش شناختم اما هنوز فقط فکرم نسبت به خدا تغییر کرده بود باوری نسبت به خدا نداشتم
پن برای بار سوم دارم این دوره رو پاس میکنم تازه دارم درک میکنم نزدیکی با خدا رو اینکه فکرم و باورم نسبت به خدا یکی بشه بازم نیاز دادم این درس بارها گوشش کنم تا درکم بیشتر بشه و به شکل واقعی فکرم و باورم نسبت به خدا ند تعییر کنه
من احساس دوری از خدا رو اینجوری تجربه کردم که به من گفتن خدا عذاب میده خدا میبره جهنم خدا اگر نماز نخوندی به هفتاد نوع بلا دچار میکنه دقیقا این عدد یادم نمیاد
خدا آدمهای فلان دوست داره اگر کمک نکنی به مادرت خدا عذاب میده و….
خلاصه درباره خداوند همش به من از عذاب دادن ترسوندن بودن یک دفعه نگفتن این کاری کردی خدا تو رو خیلی دوست داره
من به خودم ایمان دارم که از بچگی کار خلافی نکردم همینه که گفتم خوب همش منو ترسوندن بودن باید اینکارو کنی نباید اون کار کنی بود دیگه
منم خودم بنده بدی نمیدونم تا اونجا که یادم کسی رو اذیت نکردم الی ناخواسته و من دوری از خدا رو بواسطه حدگرفایی که شنیدم میدونم
من وقتی خودم از خدا دور میدیدم حس ترس وحشت از خدا داشتم حسی انتطار نداشتم تازه من بادم میاد که هر وقت نذری میکردم مثلا قبول بشم واقعا قبول میشدم ولی اصلا الانم اینجوری هستم که انتظاری از خدا ندارم که برای من یه خونه بزرگتر بده هزاران بار گفتم و برای همین که نتونستم باور کنم که خدا به منم میتونه خونه بزرگتر بده
من خیلی ناراحتم که این حس نسبت به خدای درونم دارم ازش شرمنده هستم که با این همه کارها که در زندگی من انجام دا ه بازم من بهش اطمینان ندارم امید ندارم که به من پول بده ثروت بده خونه بده چون حداقل چهار ساله که این آرزوها رو دارم
امروز یکم بیشتر درک کردم که منو خدا بهم چسبیدیم من جزعی از اون هستم اینارو باور دارم اما نمیدونم چرا باور ندارم که خدا میتونه به منم کمک کنه منو به خونه رویایی برسونه همش شیطان میاد وسط میگه با کدام پول تو که سرمایهای نداری با این مبلغ ناچیز پس اندازت کوفت هم بهت نمیدن خونه رویایی
من تازه میخوام احساس نزدیکی با خدا رو تجربه کنم بازم این فایل گوش میکنم تا درکم بیشتر بشه
_____________________________________________________
خدایا من یه خطی کشیدم و میخوام بکم که خدایا من فرزانه ابوالحسنی اامروز در تاریخ ۱۸ اردبیهشت سال ۱۴۰۳ تصمیم گرفتم خودم رو از صمیم قلبم از اعماق وجودم خودم ببخشمبخاطر تمام اشتباهاتی کهاز بچگی تا الان داشتم بخاطر تمام گناهانی که از بچگی تا الان داشتم بخاطر تمام خطاهایی که از بچگی تا الان داشتم خودم ببخشم و از ت خخدای بزرگ و مهربان بخشندهام از اعماق وجودم طلب عفو و بخشش کنم و ایمان دارم و یقین دارم و باور دارم که تو خدای مهربانم بلافاصله درخواست منو تایید میکنی مرا میبخشی و پن از این لحظه خودم رو انسانی بندهای پاک و محبوب و دوست داشتنی و مورد علاقه خداوندم میدانم و میدونم ایمان دارم که تو هم عاشق منی منو میبخشی و من با خیال راحت از این لحطه زندگی جدید و پاک و با طعم خدا رو تجربه و زندگی میکنم خدایا شکرت خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد عزیزم ودوستان گرامیم
نشان های دریافت شده
سلام استاد فقط مزاحمتون شدم که ازتون کمال تشکر داشته باشم بخاطر فایلهای رایگانی که برا ما گذاشتین واقعا زندگیمونو تغییر داده وقتی دورها رو کامل کنیم ی تغییر اساسی داریم خیلی خوشحالم خیلی لذت میبرم از این فایلها اموزنده نمیدونم با چه زبونی چجوری از شما تشکر کنم فقط بهترینها رو براتون ارزو میکنم ممنون من فرزانه هستم 👌👌👌🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
سلام خانم لیلا خوبین میخواستم بگم که خواهر شما چیزی رو به شما گفته که یا شنیده یا خودش به این نتیجه رسیده وقتی میبینی پدرت یا مادرت یا هر کسی وقتی میخواد با خدا صحبت کنه تشکر کنه حتی گله کنه سرش به سمت آسمان میبره وحرف میزنه نا خودآگاه آدم فکر میکنه خدا تو آسمانها ست ولی خدا در قلب ما انسانهاست وخواهر شما هم از این آگاهیها بهرمند نشده که بتونه شما رو قانع کنه وخوشحالم که شما در اون سن کم به اون حد از درک رسیده بودی که با خدا حرف بزنی من اصلا یادم نمیاد در بچگی با خدا حرف بزنم