اغلب اوقات فکر میکنیم که از خدا دور شدهایم، شاید به خاطر کارهایی که کردهایم 😔، یا شاید هم به خاطر دغدغههای روزمره زندگی 😩.
اما واقعیت چیز دیگری است.
اگر به دنبال نزدیکی خدا به انسان هستید، باید بدانید که این فاصله فقط یک تصور ذهنی است. ✨ خداوند در قرآن وعده داده که همیشه به ما نزدیک است، حتی نزدیکتر از رگ گردنمان!
پس وقت آن رسیده که این باور غلط را رها کنیم و این نزدیکی بینظیر را با تمام وجودمان حس کنیم. ❤️ بیایید با هم به این حقیقت الهی پی ببریم. 🤝
خداوند به ما نزدیک است
اغلب ما فکر میکنیم خدا اون بالا، خیلی دور از ما نشسته و ما این پایین، تنها و دست خالی هستیم. 😔 اما اگه به آیه ۱۸۶ سوره بقره نگاه کنیم، میبینیم که خدا یه چیز دیگه میگه:

و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزديكم، و دعاى دعاكننده را اجابت مىكنم، پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.
اینجا خدا نگفته «من بخشندهام» یا «من روزیدهندهام»، بلکه گفته «من نزدیکم»! 🤩 یعنی کلید اصلی درک خدا، همین نزدیکیه. این یک نکته خیلی مهم و کلیدیه که همه صفات دیگه رو هم شامل میشه. این آیه، یک انقلاب فکری درباره نزدیکی خدا به انسان به وجود میاره.
فکرش رو بکنید: اگه خدا فقط خودش رو بخشنده معرفی میکرد، شاید بعضیها میگفتند «خب من که خیلی گناه کردم، حتماً دیگه منو نمیبخشه.» 😞 یا اگه فقط میگفت «من رزاقم»، باز هم شاید کسی با خودش فکر میکرد «من که بنده خوبی نبودم، پس حتماً رزق و روزی منو قطع کرده.» 😔
اما وقتی خدا میگه “نزدیکم”، یعنی هیچ فاصلهای بین ما نیست. 💖
یعنی مهم نیست چقدر از خودت ناامید شدی، اونجا هست، نزدیک تو. این نزدیکی خدا به انسان، ریشه همه باورهای مثبته.
این عبارت نه تنها شامل بخشش و رزق الهی میشه، بلکه به این معناست که خدا همیشه در دسترس است.
به همین دلیل، باید این باور رو در قلبمون جا بدیم و بدونیم که این فاصله فقط یک تصور اشتباهه و بس. ❤️✨
نزدیکی خدا به انسان مهمترین باوریه که برای داشتن یک رابطه سالم و عمیق با خدا به اون نیاز داریم.

خداوند تغییر نمی کند
یکی از مهمترین حقایقی که باید درک کنیم این است که خداوند تغییر نمیکند. ⚡️
وقتی خدا در قرآن وعده داده که «من نزدیکم»، این وعده برای همیشه پابرجاست.
خدا مثل انسانها نیست که امروز وعدهای بدهد و فردا آن را فراموش کند یا زیرش بزند. این حقیقت به ما آرامش و اطمینان خاطر میدهد. 😌
صفت تغییرناپذیری، هسته اصلی وعدههای الهی است. پس هر زمان که احساس دوری کردید، به یاد بیاورید که این نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت ابدی و ثابت است.
پس اگر فکر میکنید به خاطر اشتباهات یا گناهانتان، از خدا دور شدهاید یا او شما را رها کرده، باید بدانید که این فقط یک تصور ذهنی است. ما بهعنوان مخلوق نمیتوانیم ارادهی خدا را تغییر دهیم. 🙏
یعنی وقتی خدا اراده کرده که به ما نزدیک باشد، ما نمیتوانیم با کارهایمان این اراده را نفی کنیم. این ایده که “ما از خدا دور شدهایم” در واقع یک فریب شیطانی است، چرا که انسان قادر نیست از وعدهی خدای خود تخلف کند.
وقتی خداوند قول داده که به تو نزدیک است، چگونه میتوانی از او دور شوی؟!
این تصور با ماهیت خداوند و وعدههای او در تضاد است و مانع درک حقیقت نزدیکی خدا به انسان میشود.
درک این حقیقت، اولین قدم برای رهایی از این باورهای اشتباه و در آغوش کشیدن آرامش است. نزدیکی خدا به انسان یک موهبت دائمی است که هیچگاه از ما گرفته نمیشود.
نزدیکی خدا به انسان، یک حقیقت است، نه یک نظریه
هر نظری که دربارهٔ رابطهات با خدا داری، تنها یک برداشت شخصی است و در واقع هیچ تأثیری بر ماهیت رابطهی واقعی خدا با تو ندارد.
اینکه فکر میکنی او از تو دور شده یا تو را رها کرده، فقط نتیجهی افکار خودت یا تلقینهای دیگران است.
خداوند این باورها را ندارد؛ او به تو نزدیک است و نزدیکی خدا به انسان به هیچ دلیلی تغییر نخواهد کرد. 💖
برای اینکه یک رابطه واقعی و عمیق با خدا داشته باشی، باید ابتدا این فاصله ذهنی را از بین ببری. ✨
قدم اول این است که خودت را ببخشی و با تمام وجودت باور کنی که خداوند همانقدر به تو نزدیک است که در قرآن وعده داده است.
این پذیرش درونی، اولین قدم برای اصلاح نگرش و تجربه یک رابطه متفاوت و لذتبخش با خداست.
با حذف این فاصلهی خیالی، مسیر برای تجربهی واقعی نزدیکی خدا به انسان هموار میشود و درهای آرامش به روی زندگی شما باز خواهد شد.

توبه؛ کلید رهایی و نزدیکی به خدا
برای اینکه بتوانیم آن نزدیکی خدا به انسان را تجربه کنیم، باید اول از همه، گذشته را رها کنیم. 🕊️
گذشتهای که پر از حسرت و پشیمانی است و به ما احساس بد میدهد، مانع از حرکت ما به سمت جلو میشود و یک دیوار نامرئی بین ما و خدا میکشد.
بهترین و مؤثرترین راه برای پاک کردن این گذشته و رها شدن از بار آن، توبه است.
این راهی است که خداوند خودش برای ما قرار داده تا بتوانیم به پاکی اولیه خود بازگردیم و از شر گناهان و افکار منفی رها شویم.
در قرآن، بارها از عبارت توبه استفاده شده و انسانها به توبه دعوت شدهاند. نکته شگفتانگیز و بسیار دلگرمکننده اینجاست که هر بار پس از دستور به توبه، بلافاصله وعده بخشش و عفو الهی بدون هیچ قید و شرطی داده شده است. ✨
مثالهایی از قرآن برای بخشش بعد از توبه
- سوره نساء، آیه ۱۷:توبه نزد خدا، تنها برای کسانی است که از روی نادانی کار بدی انجام میدهند، سپس به زودی توبه میکنند. خداوند توبه این افراد را میپذیرد و خداوند دانا و حکیم است.
در این آیه، بلافاصله پس از اشاره به توبه، وعده پذیرش آن بیان شده است.
- سوره هود، آیه ۳:و از پروردگار خود آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید (و توبه کنید) تا شما را تا مدّت معینی، (از مواهب زندگی) به خوبی بهرهمند سازد و به هر کس که شایسته نیکی است، از فضل خود عطا کند.
- در این آیه هم توبه و استغفار مستقیماً به بهرهمندی از زندگی خوب و دریافت فضل الهی مرتبط شده است.
- سوره فرقان، آیه ۷۰:مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پس خداوند بدیهای آنان را به نیکیها تبدیل میکند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.
این آیه یکی از قویترین مثالها است که نه تنها وعده بخشش میدهد، بلکه میگوید خداوند گناهان را به حسنات تبدیل میکند، که نشاندهنده عظمت و مهربانی بینظیر اوست.
این آیات به وضوح نشان میدهند که توبه دروازهای مستقیم به سوی بخشش الهی است و نزدیکی خدا به انسان نامحدود و در دسترس است.
تنها شرطی که خداوند برای بخشش قرار داده، این است که فرد گناهکار واقعاً نیت کند که دیگر آن خطا را تکرار نکند.
همین نیت خالصانه و قلبی، کافی است تا درهای رحمت الهی به رویتان باز شود و شما را از بند گذشته آزاد کند.
پس، برای تمام افکار و احساسات منفی که باعث شدهاند فکر کنید از خدا دور شدهاید، توبه کنید. 🤲
از خداوند برای تمام خطاهایی که مرتکب شدهاید طلب بخشش کنید و سپس با تمام وجودتان، خود را نزدیک او احساس کنید.
با این کار، نه تنها گذشته را رها میکنید، بلکه نگرش و احساس شما نسبت به خداوند کاملاً دگرگون خواهد شد.
اینجاست که طعم واقعی ایمان و لذت یک رابطه نزدیک و عمیق با خدا را تجربه خواهید کرد. ❤️
استفاده از توبه، یک ابزار قدرتمند برای رسیدن به این آرامش درونی است و به شما کمک میکند تا باور کنید نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت همیشگی است، نه چیزی که به اعمال شما وابسته باشد.
با رها کردن گذشته، آیندهای سرشار از نور و آرامش را در آغوش میکشید. این تغییر درونی، پلی است که شما را از دنیای تاریک ناامیدی به دنیای روشن امید و اتصال به خالق میرساند.
تجربه نزدیکی خدا به انسان، بزرگترین نعمت در زندگی است.
نتیجهگیری: از باور دوری به حقیقت نزدیکی
در نهایت، میتوانیم با اطمینان بگوییم که نزدیکی خدا به انسان نه یک نظریه، بلکه یک حقیقت تغییرناپذیر است. این باور که از خدا دور شدهایم، تنها یک مانع ذهنی است که خودمان و جامعه برایمان ایجاد کردهایم.
با پذیرش این حقیقت، دیگر نیازی نیست خود را به خاطر گذشته سرزنش کنیم یا از رحمت الهی ناامید شویم.
درک این موضوع به ما قدرت میبخشد تا با آرامش بیشتری به زندگی ادامه دهیم و هر لحظه حضور خداوند را در کنار خود احساس کنیم.
باور به نزدیکی خدا به انسان به ما این امکان را میدهد که گذشته را با توبه رها کنیم و با تمام وجود، خود را در آغوش پرمهر خداوند احساس کنیم.
توبه به ما فرصت میدهد تا از بند گناه و حسرت آزاد شویم و یک شروع تازه داشته باشیم.
این تغییر نگرش، زندگی ما را دگرگون میکند و به ما اجازه میدهد طعم واقعی آرامش و ایمان را بچشیم.
این آرامش ناشی از دانستن این حقیقت است که مهم نیست چقدر اشتباه کردهایم، او همیشه نزدیک ماست و منتظر بازگشت ماست.
پس بیایید از همین لحظه، دیوار فاصله را در ذهن خود خراب کنیم و از لذت بینظیر نزدیکی به خالق هستی بهرهمند شویم. ❤️
این حقیقت، کلید رهایی ما از رنج و ناامیدی است و ما را به سوی یک زندگی پر از نور و امید هدایت میکند.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.17 از 196 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
سلام استاد مطمعن بودم این دوره خودمو ب خودم نشون میده .تماااام صحبت هاتون رو توی این دوره انگارفقط مستقیم ب خود من بود ….سپاسگذار این حس ام ک الهام شده راجب چ مطلبی صحبت کنید در همین ابتدای دوره سپاسگذار شمام ک دستی فوق العاده از خداوند هستین . خداجونم سپاسگدارم ک اینقد ساده و خوب هدایت میکنی سپاسگذارم ….. واقعا نمیدونم چی بگم ب افرادی ک حس بی لیاقتی رو در ما نهادینه کردن وقعا نمیدونم ب خودم چی بگم ک اینقد زود باور حرف های بقیه رو برای عدم لیاقت خودم پذیرفتم واقعا نمیدونم ….. فقط اینکه امیدوارم هدایت خداوند ک شامل همه است براونها هم اگاهی ب دنبال داشته باشه. درسته استاد وقتی خودمون نسبت ب خودمون ضعف نشون بدیم و رابطه قشنگ خودمون رو باخدا باورنکنیم و فاصله توهمی بین خودمون وخدا ایجادکنیم حتی اگ ی قدم باشه راه رو برای بقیه وشیطان هم بازمیکنیم ک بیشتر از پیش این فاصله رو گسترشش بدن تا حدی ک ب فراموشی کامل خدا و سرگردانی و گمراهی برای ما تبدیل بشه …..واقعا متاسف شدم… اما خوشحالم هستم ک هدایت خدا رو دیدم اشتیاقشو برای متحد شدن باهاش رو دیدم …. | گفتین توضیح بده چ حسی نسبت ب دوری از خدا در خودت حس میکردی … استاد وقتی برمیگردم ب خیلی گذشته و اولین فاصله های خودم رو با خداوند بررسی میکنم زمان هایی رو یادم میاد وقتی در قبال کارهایی ک انجام میدادم پرخاش بقیه رو میدیدم حس میکردم کارخطایی انجام دادم ن لزوما کار خطا از گفته های خداوند یا ب عبارتی احکام جالب خداوند 🙂 « وقتی یادم میاد معلم دینی مون ب خاطر ی شوخی خیلی ساده با دوستانم چطور ب شدت در جلوی دوستانم منو تحقیر کرد چطور حس متنفر بودن از خودمون رو در ما ایجاد میکرد بهمون میگف خانوما چند روز از ماه رو نجس میشن ک حتی شونه زدن ب سرشون لباس هایی ک میپوشن ب هرچی دست میزنن هرجا میرن و…. بعد از این چندروز باید کاملا اونو بشورن چون نجس شده … واقعا درکی نداشتم ک چرا باید من نجس باشم !!! « وقتی فشار خونوادم رو برای حجاب داشتن رو میدیدم ک چطور منو از خداوند رانده میدونستن و چطور باعث شدن من فکر منفی از خودم داشته باشم وقتی ی کوچولو از حرفشون تخطی میکردم … این افکار باعث شده بود من ن تنها نسبت ب خودم فکرهای منفی داشته باشم بلکه ب تمام خانومایی ک مثل من نبودن هم افکاری منفی داشته باشم و ن ب صورت اگاهانه ک ب صورتی خودکار توهین میشد در ذهنم نسبت بهشون … البته استاد قبول دارم ک همه ی این افکار رو خودم در خودم بال و پر دادم و خودم رو در منجلاب انداختم یادمه تا کوچکترین عدم تاییدی رو میدیدم چطور گریه میکردم و پیش خدا شکایت میکردم یادمه ک چطور از درون واکنش احساسی نشون میدادم هرچند این عادت رو هم داشتم ک با خدا راحت صحبت کنم اما درسته همش انتقاد بود و لحظاتی هم ک میخواستم پیش خدا خودم و دیگران رو ببخشم ب دفعات اینکارو انجامش میدادم … من ن تنها از سمت خداوند احساس طرد شدگی داشتم ک از سمت و سوی خونوادم هم توهم طردشدگی داشتم مثل اینکه مامانم دیگ منو دوست نداره بابام منو ب عنوان دخترخودش قبول نداره چون دختری نیستم ک اون بخواد و…..توی این سالهایی ک گذشت و من در خودم تامل میکردم ی تعداد خیلی زیادی ازین سوتفاهمات رو برای خودم حل کردم تا اینکه بعداز این فایل واقعا دگ توان حمل کردن این توهمات رو نداشتم واز اعماق وجودم داد زدم ک بسسسسسسسه نمیخوام برای همیشه این حالت ها باشه واین جا دگ اخرشه باید کات بشه تمام این توهمات پوچ….دوباره برگشتم ب خودم دیدم تمام این شکاف ها دروغه چون فاصله ای بین من و خدا نیست و فاصله درعین سنگینیش واقعا مزحکه . تمام عدم تاییدها دروغه چون درتمام اونها من احساس بدی داشتم و احساس بد هم یعنی عدم توافق خداوند بااون رویداد . اتفاق و صحبتها ….. « تمام طردشدگی ها از سمت بقیه و خداوند اصلا وجود نداشته الان میبینم ک دیگران و خونوادم چطور برای ارتباط با من بیشتر ازمن اشتیاق و هیجان نشون میدن و منو عضو مهمی از خونواده مون میبینن « این خودم بودم ک ب بدترین شکل ممکن از خدا و نزدیکانم فاصله گرفتم و خودم روکم و ضعیف پنداشتم و بیشتر از همه خودم اسیب دیدم …متاسف برای اینهمه مدت متاسفم …..یچی ک خیلی خوشحالم میکنه اینه ک درتمام این اتفاقات ناخوشایند احساسم ب شدت بد بوده « و ازونجایی ک احساس بد برای من عدم تایید خداوند رو میرسونه نشستم از اول مرور کردم زندگیمو و هرجا ک مثلا فلانی تحقیرم کرده بود دیدم ک خداوند اصلا اینکارو نکرده بود خدا اون لحظه داشته منو تحسین و تمجید میکرده … خداهمیشه منو دوست داشته خدا همیشه منو دوست داشته خدا همیشه منو دوست داشته ….. و همیشه ب تمام صحبتای دیگران و افکار خودم راجب عدم تایید خودم بی اهمیت بوده و هیچوقت از تحسین و تمجید من دست برنداشته …. ای لاو یو خداااااااا….. تمام کلماتی ک درفایل بهم احساس خوب میداد رو هزاران بار روی کاغذ تکرار کردم استاد تا ک ملکه ذهنم بشه تا ک همیشه یادم باشه ک خدا خداست …….پایان این سبک زندگی و اغاز سبک جدید{{اینجانب من در تاریخ شنبه 28 مهر 1397 میلادی .تصمیم گرفتم برای همه ی اشتباهات برای همه خطاهام خودم رو ببخشم واز خدای مهربانم طلب عفو و بخشش کنم و ایمان دارم خدای مهربانم بلافاصله درخواست من را تایید میکند و از این لحظه بنده ی پاک و محبوب و مورد علاقه و دوست داشتنی خداوندم و خودم هستم .}} و ازونجایی ک برای شما استادعزیزم نتیجه خیلی مهمه ک باید بگم دقیقا صب روز بعدی ک من این فایل رو داشتم بااشتیاق خیییلی زیادی ب خونوادم اهمیت میدادم و رفتارمیکردم و کلللی باهم شادبودیم اشتیاق اونها رو میدیدم ک چطور دلشون میخواست با من شادباشن اشتیاق داداشم ک فیلم گرفته بود و دوست داشت منم پیشش بشینم و باهم فیلم ببینیم و موقع ناهار چطور بابام ازینکه من هیجان زده و خوشحالم خوشحال بود بابام داشت سرسفره شعر میخوند اولین بار این حرکت خیلی خندیدم :)))… ن تنها فاصله من با خدا برداشته شد ک فاصله من با عزیزانم برداشته شد و صمیمیتمون بیشتر از پیش . خداوند رو شاکرم و سپاسگذار شما استادعزیزم . بریم فایل بعدی:)
سلام بر دوستان و استاد عزیز
یکی از کارهایی ک من و از خدا دور میکرد این بود ک بواسطه گناهان کوچک و بزرگم است ک در زندگی با بعضی از اتفاقات بد مواجه میشوم تا اینکه با قانون جذب اشنا شدم و فهمیدم همه اتفاقات زندگیم بواسطه فرکانسهای ماست . تازه رابطه ام با خدا شکلی دیگری ب خود گرفته و فهمیدم ک خدا بیشتر از من خواهان پیشرفت من و زندگی عالی برای من است. و دیگر ب گناهان گذشته فکر نمیکنم.
یادمه از بچگی همیشه بواسطه اتفاقات خاص همه ب من میگفتن ک خدا خیلی دوست داشت ک اینطور شد یا فلان اتفاق برات نیفتاد خیلی شانس اوردی و من همیشه ته ذهنم خودم رو بنده خاص خدا حس میکردم و این ب من حس خوبی میداد ولی در نهایت این و یادم میرفت و شرکی ک در من وجود داشت باعث شد ک روی بنده های خدا بیشتر از خوده خدا حساب کنم و دلیل عقب ماندنهایم را بفهمم و فهمیدم ک هر چیزی را فقط باید از خودش بخوام و نمیدونم از کجا و چطوری فقط میدونم ک با دستان متعددش اون رو ب من میرسونه همیشه خدا هم برای رسیدن ب خواسته هام عجله داشتم ولی خودش در بهترین زمان ممکن اون و بهم رسوند وقتی ک اماده بودم البته بعد اینکه کلی بهم حرص داد. ولی بعدا حکمت دیر دادنش رو همیشه متوجه میشدم.
و امروز در تاریخ 97/6/28 تصمیم گرفتم خودم رو بابت همه اشتباهات کوچک و بزرگم ببخشم و از خدا هم طلب بخشش کنم و ایمان دارم خدای مهربانم خواسته من و تایید میکنه و من و میبخشه و من از این لحظه بنده پاک و محبوب و دوست داشتنی خدا هستم ک هر خواسته ایی داشته باشم اجابت میکنه چون به رزاق و وهاب و بخشنده و غنی بودنش ایمان دارم و میدونم ک فقط خودش میتونه من و اجابت کنه
خدایا سپاسگذارم ک من و ب راه راست راه کسانیکه ب انها نعمت داده ای نه کسانیکه به انها غضب کرده ای و نه گمراهان هدایت کردی و میکنی.
نشان های دریافت شده
سلام
من به خاطر یه سری کارهایی که کردم بارها توبه کردم اما از نظر خودم انقدر گناهم بزرگ بوده که امکان نداشته که خدا منو ببخشه وهمیشه به خودم میگفتم نگاه کن هم این دنیا تو عذابی هم اون دنیا امکان نداره گناه هایی که کردی بخشیده بشه وجهنم رو حق مسلم خودم میدونستم وهمیشه روم نشده که با خدا با عشق حرف بزنم همیشه فکر کردم خدا دیگه نگاهم نمیکنه?
حالا با چه رویی ازش حاجتم رو بخوام خدا نمیگه چقدر این پر روعه?
خلاصه حرفامو همیشه به خدا میزنم ولی همش نا امیدانه…نا امید از لطف ورحمت وبرکتش وخودم رو لایق ندونستم حتی?
من از امروز۱۸شهریورسال۹۷تصمیم گرفتم برای همه ی اشتباهاتم برای همه ی گناهانم برای همه ی خطاهام خودم رو ببخشم وازخدای مهربانم طلب عفو وبخشش کنم وایمان دارم خدای مهربانم بلافاصله درخواست من را تایید میکند ومن از این لحظه بنده ی پاک،محبوب ومورد علاقه ودوست داشتنی خدای قشنگ ومهربونم هستم❤❤❤
نشان های دریافت شده
اقرار میکنم که من هم گاهی حس میکنم لیاقت رسیدن به خواسته هام رو ندارم چون گناهانی در زندگیم مرتکب شدم و حتی با اینکه چند ساله که بعضی گناه ها رو مرتکب نشدم و توبه کردم بازم بخشیده نشدم و آدم پاکی نیستم. یکی اینکه قدر مادرم ندونستم و گاهی رنجوندمش و حالا که از دنیا رفته نمیدونم چیکار کنم؟ کاش بهش میگفتم چقدر دوستش دارم و کاش میفهمیدم که چقدر دوستم داره و نگرانمه و و نبودنش خیلی سخته. میدونم خدا هست و بهم نزدیکه و همه ی حرفامو میشنوه برای همین ازش گله دارم که چرا مادرمو ازم گرفتی؟ میدونم بنده خیلی جالبی برات نبودم ولی خودت گفتی توبه پذیری و من توبه کردم کاش مادرمو انقد زود ازم نمیگرفتی مخصوصا حالا که خودم مادر دو تا بچه ام و از هر وقتی بیشتر به بودنش و محبتش نیاز دارم. ۷ ساله که مامانمو ازم گرفتی و من هنوز وقتی کسی مادرشو صدا میزنه غصه ام میگیره دلم براش تنگه خیلی زیاد. خدایا ازش بخواه منو ببخشه و آرومم کنه.
خدایا اگه گاهی نماز صبحم قضا شد و یا نمازام دیر شد منو ببخش. خدایا اون گناه رو که خودت فقط خبر داری هم ببخش. خدایا اگه دل کسی رو رنجوندم یا غیبت کسب رو کردم ببخش .خدایا اگه چشم و گوشم به خطا رفت ببخش.خدایا سبکم کن تا بیشتر وجودتو کنارم حس کنم و حالا که مادر ندارم تو برام مادری کن.
کوله بار گناهامو زمین میذارم و به سمتت پرمیکشم خدای خوبم. اگه هیچ کس هم توی دنیا برام نمونه غصه ای ندارم چرا که تو همیشه هستی و هوامو داری و منو به هر چی بخوام میرسونی.☺
نشان های دریافت شده
آفرین دوست خوبم سعی کن اصلا به اشتباهات گذشته ات فکر نکنی. خدا از تمام اونها گذشته حتی نمی خاد جبرانش کنی فقط سعی کن ازش درس بگیری و دیگه تکرار نکنی. حضرت موسی اشتباهی قتل مرتکب شد اما از خدا خواست که اون رو ببخشه و خدا هم بخشید و حتی پیامبر شد. قطعا اشتباه شما بدتر از قتل نیست پس با خیال راحت خودت رو ببخش و به آغوش خدا برگرد
نشان های دریافت شده
سلام به همه ي دوستان و استاد عزيز
فكر ميكنم بي نماز بودنم در بعضي روزه ها ، لذت نبردن از عبادت هايم ، و عدم ارتباط درست با خداوند باعث شد از او دور شوم.
وقتي مشكلات به من فشار مي آورد ، احساس ميكردم انقدر دور افتاده شدم كه اهميتي براي براي خدا ندارم و زندگي و خوشبختي من براي او مهم نيست.
درگيري فكر من به مسائل مالي مرا از خداوند دور كرد.
اما امروز از داناي عالم بي نهايت بار سپاس گزارم كه نشانم داد براي او مهم ترين فرد عالم هستم،باور كردم هرچه خلق كرده به خاطر من و براي من است و فكرم ، روحم و ذهنم آرام شد. او از من ناراحت نيست و مرا عاشقانه دوست دارد.
من از امروز ٩٧/٦/٥ تصميم گرفته ام براي همه ي اشتباهاتم و همه گناهانم و همه ي خطاهايم خودم را ببخشم و از خداي مهربانم طلب عفو و بخشش كنم و ايمان دارم خداي مهربانم بلافاصله درخواست مرا تاييد ميكند و من از اين لحظه بنده ي پاك ، معتمد به خداوند، محبوب، با اميد به رحمت خداوند،مورد علاقه و دوست داشتني خداوند هسنم.
من نيز از اين لحظه تلاش خواهم كرد تا انگونه كه پروردگارم دوست دارد، زندگي كنم.
نشان های دریافت شده
سلام بله دقیقا باهاتون موافقم ما هم تو خونوادمون همچنین کسی داشتیم و گاهی بهش میگفتم خدا رو شکر که تو خدا نیستی وگرنه همه ما رو بدون محاکمه میریختی تو جهنم
نشان های دریافت شده
♥☆مه تاب☆♥:
سلام فایل سوم رو امشب دقیق گوش دادم من از خودم همیشه راضی بودم? چون میگفتم من یه دختر مذهبی چادری نماز خون و روزه گیر و در مواقعی کارای مستحبی هم انجام میدم و عاشق امام و امامزاده و …ام
ولی الان که فکر میکنم آرزوهام و خواسته هام همیشه مال دور دست ها بوده و درواقع یه درصدی فکر اینکه اینا محاله که بهشون برسی و خدا بده داشتم…
این اواخر یه خواسته ای داشتم و دارم از بس ازش خواستم و هرکاری کردم دیگه یه مدت ناامید شدم گفتم دیگه خدا هم کاری نمیتونه بکنه از دست بنده هاش…
ولی هیچ وقت اینطوری نبودم که باهاش لج کنم نماز نخونمو فلان…
ناامیدیم درحد یک روزه و دوباره فرداش خواستمو ازش میخوام براهمین میگم از خودم راضیم?
ولی من از امشب ۲۷ مرداد ۹۷ ساعت ۲۳:۱۵ تصمیم گرفتم برای همه گناهان و اشتباهاتم خودمو ببخشم و از خدای مهربانم طلب عفو و بخشش کنم و ایمان دارم خدای مهربانم بلافاصله درخواست من رو تایید میکنه و من از این لحظه بنده پاک و محبوب و مورد علاقه و دوست داشتنی خداوندم هستم❤️
خدایا عاشقت بودم و هستم لطفا منو به خودت نزدیک و نزدیکتر بگردان و بهم معرفت بده???
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز خدا
من احساس میکنم تا الان هیچ وقت نتونستم خدارو حس کنم درست تا اینجا
ولی الان احساس میکنم هرروز دارم بهتر میشم
نشان های دریافت شده
سلام به همه عزیزان
تو فایل اول تمام خواسته هام رو ننوشتم چون خودم رو لایق نمیدونستم. لایق نمیدونستم که خدا با من خیلی مهربونه باشه. فکر میکردم باید یه سری شرایط رو داشته باشم که لایق رسیدم به خواسته هام باشم. فکر میکردم اصلا چرا باید به خواسته هام بریم مگه من کی هستم.
الان هر جلوتر میرم میفهمم که چقدر خدا بخشنده است. چقدر من کفر میگفتم و چقدر از خدا دور بودم.
میفهمم که چقدر خودم با خودم بد بودم. چقدر عزت نفس نداشتم و چقدر همیشه دیگران رو قضاوت میکردم.
از خدا خواستم من رو ببخشه به خاطر تمام غیبتهایی که کردم و به خاطر تمام قضاوتهای نابجا.
از خدا میخوام که بهم پول ماشین ویلا و تناسب ذهن بده
مرسی استاد عزیز که منو با این مسیر آشنا کردی
نشان های دریافت شده
سلام
ضمن تشکر از استاد عزیز بابت فایل های خیلی خوب شما. تمام صحبت های دوستان رو خوندم نوشته هاشون رو خوندم خیلی به دلم نشست خیلی از اونا حرف دل منم بود اما من در یک برهه از زندگی واقعاً احساس دوری از خدا می کردم مشکلی که برای فرزند من پیش اومده بود و اینکه واقعاً مستأصل شده بودم و دستم به جایی بند نبود فکر میکردم خدا از من خیلی دوره و احساس آرامش نداشتم واین احساس من متأسفانه به اطرافیان هم منتقل میشد.
طبیعتاً در آن زمان زندگی خیلی سخت می گذشت که من نمیتونستم اصلاً خونوادم و جمع و جور کند چون خودم هم داغون بودم و اصلا آرامش نداشتم چه برسه به اینکه بخوام این آرامش را به اطرافیانم بدم .اما اتفاقی افتاد که من در مسیری قرار گرفتم که آرامش به من برگردانده شد. من تونستم حامی باشم حمایت کنم خانوادم و پسرم را .به محض اینکه این آرامش ایجاد شد راه و مسیر باز شد و زندگی روی خوشش را به ما نشان داد
اما زندگی و تقدیر در واقع میشه گفت من در جریانی قرار داد که بتونم درس های زیادی بگیرم از پس سختی هاو از پس مشکلات با یک کوله ای از علم و دانش از اموزش بیام بیرون و یاد بگیرم که واقعاً هر آنچه که اتفاق افتاده به عبارتی تقدیر من بوده اما تقدیری که شاید خودمون باعث شدیم و اینکه خوب حالا دیگه وقت سرزنش نیست حالا وقت بازسازی و وقت احیا بود این جا بود که فهمیدم خداوند هر چیزی رو هر اتفاقی را به موقع خودش در مسیر آدم قرار میده و ما تونستیم از اون سختی با سربلندی و پیروزی بیایم بیرون.
همون موقع من فهمیدم که نباید خودم سرزنش کنم خودمو بخشیدم و از خداوند برای خودم طلب بخشش کردن اطرافیانم را هم بخشیدم کسانی را که فکر میکردم مسبب این مشکل ما هستند، اونا رو هم بخشیدم و همین باعث شد که من آرامشی خیلی خوبی پیدا کنم
چند سال از این ماجرا میگذره و من با اینکه همیشه خداروشکر میکنم اما احساس میکنم دوباره از خدا دور شدم بخصوص در انجام وظایف دینی گاهی سستی میکنم واز این بابت ناراحتم
اما مجدداً از امروز تصمیم میگیرم که برای همه اشتباهاتم و همه خطاها خودم رو ببخشم و از خداوند برای خودم طلب بخشش کند و ایمان دارم که خدای مهربونم بلافاصله درخواست من و تایید می کنه و من رو از این لحظه بنده ی محبوب و دوستداشتنی خودش میدونه
خدارو بابت این آشنایی با شما و شرکت در دوره شکرگزارم.