0

نزدیکی خدا به انسان (جلسه سوم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

اغلب اوقات فکر می‌کنیم که از خدا دور شده‌ایم، شاید به خاطر کارهایی که کرده‌ایم 😔، یا شاید هم به خاطر دغدغه‌های روزمره زندگی 😩.
اما واقعیت چیز دیگری است.

اگر به دنبال نزدیکی خدا به انسان هستید، باید بدانید که این فاصله فقط یک تصور ذهنی است. ✨ خداوند در قرآن وعده داده که همیشه به ما نزدیک است، حتی نزدیک‌تر از رگ گردنمان!

پس وقت آن رسیده که این باور غلط را رها کنیم و این نزدیکی بی‌نظیر را با تمام وجودمان حس کنیم. ❤️ بیایید با هم به این حقیقت الهی پی ببریم. 🤝

خداوند به ما نزدیک است

اغلب ما فکر می‌کنیم خدا اون بالا، خیلی دور از ما نشسته و ما این پایین، تنها و دست خالی هستیم. 😔 اما اگه به آیه ۱۸۶ سوره بقره نگاه کنیم، می‌بینیم که خدا یه چیز دیگه می‌گه:

نزدیکی خدا به انسان

و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزديكم، و دعاى دعاكننده را اجابت مى‌كنم، پس [آنان‌] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.

اینجا خدا نگفته «من بخشنده‌ام» یا «من روزی‌دهنده‌ام»، بلکه گفته «من نزدیکم»! 🤩 یعنی کلید اصلی درک خدا، همین نزدیکیه. این یک نکته خیلی مهم و کلیدیه که همه صفات دیگه رو هم شامل میشه. این آیه، یک انقلاب فکری درباره نزدیکی خدا به انسان به وجود میاره.

فکرش رو بکنید: اگه خدا فقط خودش رو بخشنده معرفی می‌کرد، شاید بعضی‌ها می‌گفتند «خب من که خیلی گناه کردم، حتماً دیگه منو نمی‌بخشه.» 😞 یا اگه فقط می‌گفت «من رزاقم»، باز هم شاید کسی با خودش فکر می‌کرد «من که بنده خوبی نبودم، پس حتماً رزق و روزی منو قطع کرده.» 😔

اما وقتی خدا می‌گه “نزدیکم”، یعنی هیچ فاصله‌ای بین ما نیست. 💖
یعنی مهم نیست چقدر از خودت ناامید شدی، اونجا هست، نزدیک تو. این نزدیکی خدا به انسان، ریشه همه باورهای مثبته.

این عبارت نه تنها شامل بخشش و رزق الهی می‌شه، بلکه به این معناست که خدا همیشه در دسترس است.
به همین دلیل، باید این باور رو در قلبمون جا بدیم و بدونیم که این فاصله فقط یک تصور اشتباهه و بس. ❤️✨

نزدیکی خدا به انسان مهم‌ترین باوریه که برای داشتن یک رابطه سالم و عمیق با خدا به اون نیاز داریم.

خداوند تغییر نمی کند

یکی از مهم‌ترین حقایقی که باید درک کنیم این است که خداوند تغییر نمی‌کند. ⚡️
وقتی خدا در قرآن وعده داده که «من نزدیکم»، این وعده برای همیشه پابرجاست.

خدا مثل انسان‌ها نیست که امروز وعده‌ای بدهد و فردا آن را فراموش کند یا زیرش بزند. این حقیقت به ما آرامش و اطمینان خاطر می‌دهد. 😌
صفت تغییرناپذیری، هسته اصلی وعده‌های الهی است. پس هر زمان که احساس دوری کردید، به یاد بیاورید که این نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت ابدی و ثابت است.

پس اگر فکر می‌کنید به خاطر اشتباهات یا گناهانتان، از خدا دور شده‌اید یا او شما را رها کرده، باید بدانید که این فقط یک تصور ذهنی است. ما به‌عنوان مخلوق نمی‌توانیم اراده‌ی خدا را تغییر دهیم. 🙏

یعنی وقتی خدا اراده کرده که به ما نزدیک باشد، ما نمی‌توانیم با کارهایمان این اراده را نفی کنیم. این ایده که “ما از خدا دور شده‌ایم” در واقع یک فریب شیطانی است، چرا که انسان قادر نیست از وعده‌ی خدای خود تخلف کند.

وقتی خداوند قول داده که به تو نزدیک است، چگونه می‌توانی از او دور شوی؟!
این تصور با ماهیت خداوند و وعده‌های او در تضاد است و مانع درک حقیقت نزدیکی خدا به انسان می‌شود.

درک این حقیقت، اولین قدم برای رهایی از این باورهای اشتباه و در آغوش کشیدن آرامش است. نزدیکی خدا به انسان یک موهبت دائمی است که هیچ‌گاه از ما گرفته نمی‌شود.

نزدیکی خدا به انسان، یک حقیقت است، نه یک نظریه

هر نظری که دربارهٔ رابطه‌ات با خدا داری، تنها یک برداشت شخصی است و در واقع هیچ تأثیری بر ماهیت رابطه‌ی واقعی خدا با تو ندارد.
این‌که فکر می‌کنی او از تو دور شده یا تو را رها کرده، فقط نتیجه‌ی افکار خودت یا تلقین‌های دیگران است.
خداوند این باورها را ندارد؛ او به تو نزدیک است و نزدیکی خدا به انسان به هیچ دلیلی تغییر نخواهد کرد. 💖

برای اینکه یک رابطه واقعی و عمیق با خدا داشته باشی، باید ابتدا این فاصله ذهنی را از بین ببری. ✨
قدم اول این است که خودت را ببخشی و با تمام وجودت باور کنی که خداوند همان‌قدر به تو نزدیک است که در قرآن وعده داده است.

این پذیرش درونی، اولین قدم برای اصلاح نگرش و تجربه یک رابطه متفاوت و لذت‌بخش با خداست.
با حذف این فاصله‌ی خیالی، مسیر برای تجربه‌ی واقعی نزدیکی خدا به انسان هموار می‌شود و درهای آرامش به روی زندگی شما باز خواهد شد.

توبه؛ کلید رهایی و نزدیکی به خدا

برای اینکه بتوانیم آن نزدیکی خدا به انسان را تجربه کنیم، باید اول از همه، گذشته را رها کنیم. 🕊️
گذشته‌ای که پر از حسرت و پشیمانی است و به ما احساس بد می‌دهد، مانع از حرکت ما به سمت جلو می‌شود و یک دیوار نامرئی بین ما و خدا می‌کشد.

بهترین و مؤثرترین راه برای پاک کردن این گذشته و رها شدن از بار آن، توبه است.
این راهی است که خداوند خودش برای ما قرار داده تا بتوانیم به پاکی اولیه خود بازگردیم و از شر گناهان و افکار منفی رها شویم.

در قرآن، بارها از عبارت توبه استفاده شده و انسان‌ها به توبه دعوت شده‌اند. نکته شگفت‌انگیز و بسیار دلگرم‌کننده اینجاست که هر بار پس از دستور به توبه، بلافاصله وعده بخشش و عفو الهی بدون هیچ قید و شرطی داده شده است. ✨

مثال‌هایی از قرآن برای بخشش بعد از توبه

  • سوره نساء، آیه ۱۷:توبه نزد خدا، تنها برای کسانی است که از روی نادانی کار بدی انجام می‌دهند، سپس به زودی توبه می‌کنند. خداوند توبه این افراد را می‌پذیرد و خداوند دانا و حکیم است.
    در این آیه، بلافاصله پس از اشاره به توبه، وعده پذیرش آن بیان شده است.
  • سوره هود، آیه ۳:و از پروردگار خود آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید (و توبه کنید) تا شما را تا مدّت معینی، (از مواهب زندگی) به خوبی بهره‌مند سازد و به هر کس که شایسته نیکی است، از فضل خود عطا کند.
  • در این آیه هم توبه و استغفار مستقیماً به بهره‌مندی از زندگی خوب و دریافت فضل الهی مرتبط شده است.
  • سوره فرقان، آیه ۷۰:مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پس خداوند بدی‌های آنان را به نیکی‌ها تبدیل می‌کند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.
    این آیه یکی از قوی‌ترین مثال‌ها است که نه تنها وعده بخشش می‌دهد، بلکه می‌گوید خداوند گناهان را به حسنات تبدیل می‌کند، که نشان‌دهنده عظمت و مهربانی بی‌نظیر اوست.

این آیات به وضوح نشان می‌دهند که توبه دروازه‌ای مستقیم به سوی بخشش الهی است و نزدیکی خدا به انسان نامحدود و در دسترس است.
تنها شرطی که خداوند برای بخشش قرار داده، این است که فرد گناه‌کار واقعاً نیت کند که دیگر آن خطا را تکرار نکند.
همین نیت خالصانه و قلبی، کافی است تا درهای رحمت الهی به رویتان باز شود و شما را از بند گذشته آزاد کند.

پس، برای تمام افکار و احساسات منفی که باعث شده‌اند فکر کنید از خدا دور شده‌اید، توبه کنید. 🤲

از خداوند برای تمام خطاهایی که مرتکب شده‌اید طلب بخشش کنید و سپس با تمام وجودتان، خود را نزدیک او احساس کنید.
با این کار، نه تنها گذشته را رها می‌کنید، بلکه نگرش و احساس شما نسبت به خداوند کاملاً دگرگون خواهد شد.

اینجاست که طعم واقعی ایمان و لذت یک رابطه نزدیک و عمیق با خدا را تجربه خواهید کرد. ❤️

استفاده از توبه، یک ابزار قدرتمند برای رسیدن به این آرامش درونی است و به شما کمک می‌کند تا باور کنید نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت همیشگی است، نه چیزی که به اعمال شما وابسته باشد.

با رها کردن گذشته، آینده‌ای سرشار از نور و آرامش را در آغوش می‌کشید. این تغییر درونی، پلی است که شما را از دنیای تاریک ناامیدی به دنیای روشن امید و اتصال به خالق می‌رساند.
تجربه نزدیکی خدا به انسان، بزرگترین نعمت در زندگی است.

نتیجه‌گیری: از باور دوری به حقیقت نزدیکی

در نهایت، می‌توانیم با اطمینان بگوییم که نزدیکی خدا به انسان نه یک نظریه، بلکه یک حقیقت تغییرناپذیر است. این باور که از خدا دور شده‌ایم، تنها یک مانع ذهنی است که خودمان و جامعه برایمان ایجاد کرده‌ایم.
با پذیرش این حقیقت، دیگر نیازی نیست خود را به خاطر گذشته سرزنش کنیم یا از رحمت الهی ناامید شویم.

درک این موضوع به ما قدرت می‌بخشد تا با آرامش بیشتری به زندگی ادامه دهیم و هر لحظه حضور خداوند را در کنار خود احساس کنیم.

باور به نزدیکی خدا به انسان به ما این امکان را می‌دهد که گذشته را با توبه رها کنیم و با تمام وجود، خود را در آغوش پرمهر خداوند احساس کنیم.
توبه به ما فرصت می‌دهد تا از بند گناه و حسرت آزاد شویم و یک شروع تازه داشته باشیم.

این تغییر نگرش، زندگی ما را دگرگون می‌کند و به ما اجازه می‌دهد طعم واقعی آرامش و ایمان را بچشیم.
این آرامش ناشی از دانستن این حقیقت است که مهم نیست چقدر اشتباه کرده‌ایم، او همیشه نزدیک ماست و منتظر بازگشت ماست.

پس بیایید از همین لحظه، دیوار فاصله را در ذهن خود خراب کنیم و از لذت بی‌نظیر نزدیکی به خالق هستی بهره‌مند شویم. ❤️
این حقیقت، کلید رهایی ما از رنج و ناامیدی است و ما را به سوی یک زندگی پر از نور و امید هدایت می‌کند.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.18 از 189 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12222
296 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار rastegar.moradzadah
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۶ ۱۹:۴۱
      مدت عضویت: 1952 روز
      امتیاز کاربر: 37147 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 852 کلمه

      بنام خداوند بخشنده ومهربان 

      گام سوم از دوره زندگی با طعم خدا

      در این جلسه دو موضوع را استاد عزیز مطرح کردن اول موضوع فاصله است

      سال‌های زیادی از عمر ما با آموزش های که دیدیم با الگوبرداری از والدین وافراد جامعه ورسانه ها یک سری ملاک ها در تعریف آدم خوب وبا ایمان وکسی

      که خدا و اهل بیتش دوسش دارن به ما تفهیم شده

      واز یه سری اعمال برای سعادت دنیا وآخرت منع شدیم 

      از اون جایی که ما معصوم نیستیم وهر انسانی جاعز االخطاست به مرور احساس کردیم اون چیزی که باید نشدیم چون یه سری اعمال مذهبی رو موفق نشدیم درست انجام بدیم مثلا نتونستیم مرتب نماز بخونیم یا روزه بگیریم دروغ گفتیم غیبت کسی رو کردیم همین اشتباهات ریز ودرشت دست به دست هم می ده تا روزی که ما به خودمون میایم ومی بینیم انگار خدا تو زندگیمون نیست واحساس می کنیم از طرف خدا ترد شدیم وکوله باری از گناه به دوش ماست در این شرایط از رحمت خدا نا امید می‌رسیدم وناامیدی ما فرصت رو برای شیطان مهیا می کنه تا به کل ما خودمون رو بند نالایق گناهکاری بدونیم و دیگه خودمون رو برای هر گونه نا ملایمت در زندگی حاضر کنیم چون حق خودمون می دونیم خدا ما رو مجازات کنه 

      اما خداوند در قرآن فرمودند که اگر بندگان من از من پرسیدن به آنها بگو من نزدیکم 

      این نزدیکی چیزی نیست که با نگرش وطرز فکر ما از بین بره این نزدیکی از اول اول خلقت بوده اصلا ما وخدا از هم جدا نبودیم از اول وما ندانسته به حرف یه عده دیگه خدا رو دور ترسناک دونستیم

      انسان به عنوان مخلوق نمی تواند آنچه خداوند مقرر کرده است را تغییر دهد

      این یعنی من بنده نمی تونم تا خواست واصل کار خدا مخالفت کنم اصلا اگه منم بخوام اون از من جدا نیست واین فاصله شاید با حصور شیطان کنی متشنج بشه یا کمی باز بشه از هم اما هرگز جدا نمی شه به محض اینکه خدا رو بخوانی دوباره میاد وبهت وصله انسان به عنوان مخلوق قادر به غلبه برا اراده خداوند برای نزدیک بودن به ما ودور شدن از او نیست

      برای اینکه این فاصله را که به اشتباه در ذهن ما جا دادن از بین ببریم باید تمام گذشته رو بزاریم کنار وبا یه فکر جدید ونو به خدای خودمون سلام بدیم واونو در آغوش بگیریم

      موصوع دوم بحث این جلسه مانعی هست که نمی زاره ما خدا رودر وجودمون باور کنیم وخدا درخواست ها آرزوهامون رو برامون برآورده کته

      این موضوع بخشیدن خودمون هست

      در تمام این سالها علاوه بر اینکه باور کردیم از درگاه الهی ترد شدیم وخدا ما رو نمی بخشه ماهم خودمون رونبخشیدیم با عذاب وجدان سرزنش خودمون بخاطر کارهای اشتباهمون مدام در احساس گناه به سر بردیم این مسعله باعث شده هرگز خودمون رو شایسته نعمت های خدا ندونیم ومنتظر هر پیشامد ناگواری در زندگیمون باشین 

      پس باید اول با خودمون کنار بیایم

      خداوند همیشه گفته توبه پذیره وتوبه بندگان خودش رو می پذیره وهیچ کس خاصی رو معرفی نکرده وهیچ شرط وشروطی نزاشته این فراخوان برای تمام بندگان است 

      من از وقتی که به یاد داشتم بخاطر اضافه وزنم احساس گناه کردم چون همیشه خانوادم رو اذیت کزدم هرچند هزار برابر خودم رو اذیت کزدم خودمو از نعمت های خدا محروم کزدم  

      بخاطر گناه پر خوری بد اخلاقی غیبت دروغ ونماز سر وقت وخیلی گناهان آگاهانه ونا آگاهانه خودم رو بنده بدی دونستم وخودمو لایق داشتن زندگی خوب ندونستم همیشه احساس گناه کردم ومنتظر بودم بدترین اتفاق ها برام بیفته هر وقت با همسرم جر وبحث کردم اگه بعدش سوختم یا زمین خوردم یا کسی حرفی بهم زده دلم شکسته گفتم حقمه بخاطر دلی که از همسرم شکستم بخاطر تند خوبی رو بد اخلاقی با دخترم سر درس هاش همیشه احساس گناه کردم بخاطر اینکه موقعه ای که فهمیدم باردارم خواستم بچمو سقط کنم سالهاست احساس گناه می کنم وهر اتفاقی برای دخترم می افته می گم خدا داره با اون امتحانم می کنه 

      در تمام این سال‌های زندگیم جز دوران کودکی همیشه خودم رو بنده بدی دونستم چون نتونستم موقع محرم یا شب های قدر خیلی نماز بخونم یا گریه وزاری کنن شبی که گفتن سرنوشتت تو همون شب رقم می خوره یعنی شب قدر چون هرگز نتونستم درست وحسابی اون طور که اونها می گن عبادت کنم گفتم سرنوشتم به بدترین شکل رقم خورده اما حالا چشمم باز شده و جور دیگه ای نگاه می کنم ودر این فراخوان که خدا بهم داده برای تقییر زندیگم می خوام با خدای خودم آشتی کنم وسرم رو روی شانه اش بگذارم وبرای این همه سال دوری های های گریه کنم این دوری که هرگز نبود واون در کنارم نشسته بود ومنتظر من بودتا ففط ببینم

      خدای خوب ومهربانم اینجانب الهام بهرامیان در تاریخ ۱۶ اسفندماه ۱۴۰۲ خودم را بخاطر تمام گناهم چه آگاهانه چه ناآگاهانه می بخشم واین کوله بار سنگین را زمین می گذارم ودیگه هیچ فاصله ای بین خودم وتو احساس نمی کنم وقول می دم در حد توانم دیگه این اشتباهات را تکرار نکنم و از تو خدای خوبم می خوام منو ببخشی ایمان دارم به ببخشند ی تو ومی دانم مرا عفو می کنی 

      من از الان بنده پاک زلال ومعصومه ودوست داشتنی خدای مهربانم هستم 

      خدایا دوستت دارم وبخاطر بنده تو بودن به خودم افتخار می کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۵ ۱۳:۴۲
      مدت عضویت: 1232 روز
      امتیاز کاربر: 85701 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,016 کلمه

      سلام برخالق بی‌دهمتای من 

      سلام برراستاد مسبرعشق شادی دورن دریافت ازخداوند عزیر 

      اول در این مسیر رو بازم‌ شروع  کردم باره آمدم  قسمت نشد  فبلا سه تا  فایل این‌  مسیر  رو انجام دادم  حالا موقف به حضور  تو این  بخش شدم‌ از خدای خودم  و سپا سگزاریم که.تو مسیر دیگه من رو راهنمای  کرد در  باره فاصله خودم و خداوند روبه شکل دار اون کم رنک میکنم‌ تواین ۶ ماه گذشته تو مسیرخدا هرگز دیر نمیکند که دارم‌ خدایی خودم رو به شکل بهتری شناخت بهش دارم میرسم‌ 

      من‌هم موقف هستم‌ که اون زمان من‌ کلی حس   بنده خوب نبودن رو کاملا  فبول کرده  بود  وفتی حسم بد بود حالم دلم‌ خوب نیود وادر بخش منفی شده بود که ابن حسم من زیادکنه حالم روز به روزبه شکل بدتری به من برکشت بده کلی سعی می کرم‌که به شکلی اون حس رو زمانی به شکل حال خوب تبدیل کنمک می‌ شد ولی زمان‌ ماندگاری کمی برام داشت   ولی بشترتوحالت بیخیلی طی می‌شده راهکارمپ کشتم‌که  وزنم رو کم‌کنم کلی ناامید بود راهی که دریافت میکردم تازه باعث ناامیدی بیشترمیشد جون‌اون راه روبا ارده خودم‌  دریافت می کردم‌خوب ارده خودم‌ هم‌که‌ تو بخش  خوبش  نبود دریافتم‌هم بد بود یی چرخه معیوب بودکه هی تکرار میشد وحس حالم خرابترمیشد طی این دهدساله گذشته من‌این تکرار اشتباه روباره داشتم اویل اون یی راه نجات میدین ولی به مرواون راه نجات اول کم رنک کم  رنکترمیشد ویی زمانی به خودم‌می‌آمد که خیلی وفت بوداون راه ازدست داده بودم ولی توخیلام اون دادمش ولی هیج دیت اودری روبه من‌ندادن کلی افکاراشتباه با دریافتی هپه اون‌مسبره به من اضافه شد درحقیقت طمع زندگی ۱۰ تا ۱۲ ساله آخر شد کلی نامیدی کلی بی انکیزی وکلی احساس خراب تو هربخش زندگیم تجربه شیرن داشتم‌ اون بازم‌ از لطف خدای خودم‌ بودم ولی اون کم‌ بود چند روز چند ماهی به شکل پست هم‌ نبود اگه او نبود که دیگه جای افسوس بیشتری رو برای من داشت 

      من دریافتم‌که برای داشتن حس حال خوب باید یی کاره دبگه رو انجام بدم  ولی واقع نمیدوستم که اون کاره چی هست از کجا باید شروع کنم  اگه بخوام  یی کاره دیگه انجام بدم  اول در یافتم‌  که‌ بزرکتر مشکل  زندگیم‌ فقط چاقی  هست چون اون   فقط میدیم به بیقه توجه نداشتم اون‌ یی بخش از زندگی که باید باشه نمیشه تغییرش داد میددیدم این‌جیزی گه تو دست من بود که می‌شد اون‌ عوض کنم چاقی بود پس این اره رو باید ترمیم کنم تو بخش دیگه قرارش بدم  اینجا بودکهوکلی احساس نامیدی حال بد کنارش داشتم ی روزدیگه وواقه تسلیم وشدم جون وفرزندام کلی اسرا که وبیا چاقی تو برطرف کن راه عمل معده روانجام بده  فشار زیادی روی من‌ بود بچه دست بردار نبود هرپنچ شنبه برام شده بود صحنه غذاب با تکرار اونها  تاکید که دیگه راهی  دیگه نیست  بابداین عمل روانجام وبدمو که ازمشکلات کم بسه اون برطرف بشه من گهروهیج واین کاره دوست نداشتم  با خدای خودم خلوت کردم ازخودش خواستم که این‌ کاره رو برام‌ انجام  هم زمان سال پیش وفات حضرت زهرا(ص ):هم بود ازاین بانو دورعلم درخواستم کردم که واسطه این‌ امر بشه برای نجات اززچاقی من ومن به اینکمسیرهدایت سدم‌وادرام‌کاره میکنم به‌دست اودرهای بسیارباارزش دست پیدا کردم‌  این زمان تازه دری فتم‌ همون فشارهای که فرزندانم‌ برام‌من داستن ازنگاه من کلی حس بد دورتش بوداده نبودشایدباز من‌توهمون مراحل مشکل داره بودم دست پا میزدم‌ و هیچ دست اودری برای من تواین زمان نداشتم  پس بعصی زمان حتی حرفی که حس آدم بدمیکه هم کمک کننده هست 

      اگه انوصحبت به نگاه ازطرف خداوند بینم‌اون زمان اون ازرارمی دیدم اون ناراحتی برای خودم‌میدم‌و. با فشارم از لایه  محافظتی که به دورم پیچیده بودم به اجبار بیرون زدم که از خالقم بخوام از کسی که تمام راهکار درپیش خودش هست بخوام ولی خورم به این شکل به در خواستم اصلا نگاه نداشتم فقط میخواستم‌که لا غر بشم همین  ولی شد کلی مسیرخوب عالی که وتوافکارم تواون روزاصلا هیج‌جای نداصت شد یی طمع چدیدتازه زدم به گل زندگیم‌ من‌نشانه عمل کرد هستم‌که اجازه حضور تو این‌مسبر روتو این  زمان به من داهد شده که بیا بگم‌من طمع زندگی روبه شکل خوب عوض ته فقطتوبخش لاغریی تو کل بخش  زندگیم‌ یی  نگاه بزرک رو دریافتم‌ کردم برای بهبود زندگی  مشکل دارم  اون دروزهای که وارد ابن مسیر بشدم‌  اگه حرفی  بزدم  فقط تو بخش خوردن‌ بود که جطور کم  بخورم وجطور عمل کنم‌که فقط لاغر بشم و دست اوردم‌ امروز به قدر تو نگاه ابن زمان من بزرکگ  هست‌ هدفم بزرگتر خدای تازه شناخت  بقدر مهربان بوده هست خواهد بود که نبوداون زمان پس اجازه بودن‌ من‌ تو این  بخش هم  صادره  نشده  بود

      امروز با درک‌ بهتری واردشدم‌ که بگم‌این‌مسبر که پایه‌اش ۵ ساله پیس تواین بخش که امروز  رفتم‌ دیدگاه اول خواندم  متوجه شدم این بخش ۵ ساله پیش ایجادشده پس باید با دستاوردی بسیار بزرگترها  واردبشم چون دارم با یی بخش قویی روبر میشم بخش قوی ادم قوی  رو طلب میکنه با کم‌ توان بودن اون بخش رودنمیشه درک‌ درستی بهش داشت من ابن‌ مسیر رو هم‌با کمک خداوند به اخر خواهم رسوند ودریافتی عالی تو ابن‌ مسبر زندکی با ارده خداوند تفییر احساسی  خالی کردن‌ مجزن ذهنم از افکار متقی که مسبر رهایی ازافکارمنفی هست روطی کردم مسببر خدا هرکز دیرنمیکند ودریافت کم از خداوند که دارم هرروز اون به شکل تازه نو دورنش کاره میکنم یه بستهر کامل تو این  زمان رو ربه کل  و جودم هدیه میدم هیچ  بخش  ناقصی  نا این زمان از این بخشهای که و تو رمسبر خداوندر هست رو  جا نخوام کذاشت بازم‌ اون ازخودش دارم که اجازه حضور رو تو زمان و برای من قرار میدهدکه به شکل رشد پیش رفت جلوه  کنه خود م و اون  متوجهر بشم بازم‌  سپاگرازش هستم از همه لطفی که در حقم هر  لحظه داره  انجام‌ میدم تشکر و سپاس بی کران  با ابن‌ مسیر من اول تو 

      توبخش  رهایی ازافکار متفی حضور پیدا کردم    توبخش  نوشته باوره سازه زندگی با ادره خداوند 

      توبخش دوره خدا هرگز دیرنمکند 

      تو بخش مسبر  تازه زندگی با کمک خداوند 

      توبخش وامروز تومسیر زندگی با طمع خداوند 

      حالا که دست آورم روتواین‌مسیر های دارم‌نگاه میکنم ازخالقم بسیارتشکردارم‌که اجازه حضورم  رو داده اگه نداده بودمن توهیج یک ازاین مسبر نمیتواستم باشم 

      خدا پشت وپنا هتون یا حق حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اسما غضبان
      ۱۴۰۲/۰۹/۲۵ ۱۷:۱۷
      مدت عضویت: 2076 روز
      امتیاز کاربر: 14028 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 809 کلمه

      بنام خدا

      ارتباط باخدا روکه چند وقتی بود که من به خودم میگفتم من کجا خداکجا  . بگذریم . من هربار که خواستم برگردم نشد چونباور داشتم که نمیشه اصلا زندگیمو طبیعی میدونستم که نباشه  این ارتباط . . واین بخشیده شدن . دقیقا مثل همون فایل  لیاقت داشتن هست که تومسیر صد گام هست .  درمورد .چاقی چون باورداشتم خودم نمیتونم   لاغربشم . پس ازاین روش هااستفاده کنم تالاغر بشم .به این کلمه‌ی خود که نگاه میکنم به این جمله  میرسم در ذهنم که خود   یعنی همون بخش کوچکی هست که درمورد خداگفته میشه یعنی. . جز از کل.

      • وقتی به این فکر میکنم دقیقا این دوتاانگار فقط اسمشون تغییر کرده بخشیده شدن. .وباور. لیاقت داشتن برای بخشیده شدن. . واین روهم تونستم مقایسه کنم زمانی که به هر دری میزدم بلکه بتونم باخدا ارتباط برقرار کنم  . از دعاونماز استفاده میکردم .مثل رژیم حالا من که لاغرنمیشم. . بذار  رژیم بگیرم . ورزش کنم . درمورد بخشیده شدن از خدا هم همینطوره. . بیام یه دعایی بخونم یه نمازی  بخونم تا.  بخشیده شم . وتودلم میگفتم البته که نمیشه .   . درمورد. اینکه .حالابزارروزه روبگیرم  بتونم  یه خودی نشون داده باشم  که خدامنوبپذیره  حالا یه ارتباطی هم برقرار کنیم .شاید تونستم باهاش ارتباط برقرار کنم بخشیده  شم . یاد اون تعهد کتبی برای توبه کردن افتادم موقعی که. نوشتم و تموم شد یهو به. سمت   چیزی که. گفته بودم انجام نمیدهم . رفتم بعداز اون  به خودم که اومدم گفتم  . خاک تو سرت دید ی دیدی چی شد بازم نتونستی خاک تو سرت بعد به خودم گفتم تو بازهم انگار مثل اون رژیم گرفتن داری باخودت رفتارمیکنی. . هنوز که چیزی نشده   باید یاورکنی که  میشه بخشیده شی  حتی اگر هم تکرارکردی اشکال نداره. . سعی کن کار تکرارش کنی تابه عادتت تبدیل بشه از چالش من اینو نخوردم استفاده کن ویاد فایل لیاقت بیرونی و درونی افتادم گفتم باید ببینم که چطور میشه  بااین موضوع بیشتر توجه کردم  کردم دیدم دقیقا یکیه .واین حس لیاقت درونی رومن ندارم  .هنوز درمورد بخشیده شدن . یاد زمانی افتادم که کارهای اشتباه میکردم   که مثلاً یه اتفاقی می افتاد ومتهمش من بودم . میگفتم. تکرارجنمیشه . میگفتن نه اولین اشتباه آخرین اشتباه. . وبعد یاد سرزنش  هاییکه. توبچگی می‌شدیم. حرفهای  معلمین که اثبات میکرد اگه این اتفاق افتاد اینکه نمازتون  اینطوری شد ناخواسته  صورتتونو برگردوندین نگاه کردین به نامحرم نمیشه  . درحالی که ما هنوز تازه به سن تکلیف رسیده بودیم من بااختیار. تمام. از مادربزرگم تویچگی اصلا قبل از رفتن به مدرسه با اشتیاق خواستم که برام چادر خیاطی کنه .اما بعداز اون. که گذشت و بزرگتر شدم . دیدم آدمهایی که از نظر بعضی از ماها درظاهربی حجابن بااینکه  .در نظریه سری آدمها از نظر. خودشودن درصورت ظاهری ایمان ندارن .ولی خیلی بیشترازمن . . ایمان دارن .واین ربطی به این نداره که چه فکری توسرمنه . مهم این هست که خودش هرجورعشقشه داره. زندگی می‌کنه .  .واین رودرمورد چیزای دیگه هم از آدمایی که همیشه تایید میکردن که فلان کار اشتباهه .وفلان  . اما به این نتیجه رسیدم که دلیل حس این هست که من باوردارم لیاقت بخشیده شدن .و برگشت . ندارم .مگه خودش نمیگه که هرباراگرتوبه شکستی باز آی مشکلی نیست اصلاحش میکنم . برمی‌گردم  یاد حرف یکی از معلمامون افتادم وقتی موقع خواندن قرآن توابتدایی میشد .نمی‌دونستم اول اعوذ بالله من الشیطان رجیم روبخونم یابسم الله الرحمن الرحیم و همیشه قاطی میکردم و یه بار اومد سمت نیمکت بهم گفت .خدارو داری مسخره  میکنی .خب وقتی از بچگی همچین باورهایی ریشه در من ایجاد کرده من چطور میتونم باور کنم که میتونم  بخشیده بشم لیاقت بخشیده شدنودارم اون هم وقتی از دوره ی ابتدایی شروع میشه از قبل از مدرسه رفتن ازخونواده به مدرسه بعد راهنمایی دبیرستان اطرافیان ودرکنارش جامعه تلویزیون .رسانه .و….پس بایکبار نمیشه باید مدام تکرار کنم این فایل روواین تعهدروتابرگردم .و تصمیم گرفتم حرف ادمارو بندازم دورتابتونم فشار ذهنیمو کم کنم همین. چندروز پیش اتاقوحال واشپزخونمو تمیز کردم در عرض کمتر از بیست دقیقه بعد دیدم دارن کارمیکنن پایین. . یه جوری عذاب وجدان که وقتی کسیودیدی حتما باید کمکش کنی درصورتیکه اون فرد نخواد چی و بازهم این به اون حرفو باورهایی که ریشه درمن داره اونم به خاطر بارها تکرار شدن . ومن دیشب تصمیم گرفتم که اول حرف مردم وباورهاشونو بذارم زمین اون موقع هست که راه باز میشه  ومیتونم برگردم … وقتی خونه ی خداتودلمه  پس چه نیاز که منتظر بشم تابرم کعبه وقتی همیشه. هست اونم تو درون خودم . پس هرروز وهرشب که من تکرارمیکنم ومینویسم و کارهای خودم روانجام میدم وتکرارمیکنم درباره ی خدا  وبانگرش صحیح درموردخودم  فکرکردن پس من هرروز دورکعبه دارم طواف میکنم. تازمانی که وقتی برم کعبه  .اون زمان با اطمینان خاطر میرم .نه باترس از موندن حق مردم گردن من وفکربه این و اون  بلکه اول از همه حق خودم رو خوب اداکنم تاحق خودم گردنم نمونه‌. ممنون بابت فایل پرمحتوا.ی شما استاد عزیز.
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Zahra
      ۱۴۰۲/۰۷/۱۳ ۱۸:۳۱
      مدت عضویت: 1036 روز
      امتیاز کاربر: 10125 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 399 کلمه

      سلام

      بارها که برام مشکلی پیش اومده که از اوضاع زندگی به خسته شدم و بغض کردم گفتم خدایا منو می بینی چرا برام کاری نمی کنی چرا اوضاع بهتر نمیشه بعد انگار یکی گفته که فلان گناهت یادت میاد، یادته با فلانی چطور حرف زدی، اصلا یکی از کارهای خوب و ثوابی رو که انجام دادی یادت میاد، حالا با چه رویی اومدی از خدا گله و شکایت میکنی، اتفاقها همه حقته باید بکشی

      همیشه تو تصوراتم این طور بوده که انگار خدا پشتش رو به من کرده میگه حرف نزن نمی خواهم صدات رو بشنوم تو اونقدر گناه کردی که از اینکه بنده ای منی و من تو رو آفریدم شرم دارم

      پدرم همیشه میگه هر کی نماز نخونه خدا رزق و روزی رو کم می‌کنه اگه روزیتون کمه به خاطر نماز و روزه هاتونه ولی من همش تو ذهنم بود که نمازی که نمی دونم چی میگم یا تمرکز ندارم و گاهی یادم میره کدوم رکعتم به چه درد میخوره، اما بازم از ترسم که خدا عذابم نده نماز میخوندم

      اطرافیان هم بارها باعث شدن که فکر کنم لایق بخشیده شدن نیستم مثلا وقتی خیلی ناخواسته موهام بیرون بوده بهم گوشزد کردن که میدونید خدا چطور عذابت میده 

      من زمانی که قرآن میخونم زمانی که به شرایط توبه میرسم میگم برای من که به این زودی ها خدا توبه ام رو نمیپذیره باید اونقدر گریه کنم و تو شب‌های قدر و محرم تو سرم بزنم که شاید خدا ببخشتم حالا اگه دلش به رحم بیاد

      امروز بارها به خودم گفتم که چرا این باور رو دارم مگه خدا از روح خودش دتو وجود من ندیده مگه من انسان نیستم که خدا گفته برترین مخلوق من انسان هست همش به خودم میگم که روح من جسبیده به خداست اما شیطان باعث شده که فکر کنم بین من و خدا فاصله هستش

      خدایا من به خاطر اشتباهات گذشته ام به خاطر همه گناهانم طلب بخشش میکنم و ایمان دارم خدای مهربانم بالافاصله درخواست مرا قبول میکند و من از این لحظه بنده پاک و طاهر خدا هستم.

      استاد ممنونم به خاطر این فایل چون با گوش دادنش حس عجیب و خوبی دارم حس می کنم به یه سفر دور و دراز رفته بودم و تو این سفر کلی عذاب و سختی کشیدم حالا که به خونه برگشتم مثل یه دختر بچه ای هستم که دوست داره ساعتها دوست داره بغل خدا باشه و خدا فقط نوازشش کنه و بگه دیگه نگران نباش همه چی تموم شد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار انور
      ۱۴۰۲/۰۷/۰۶ ۱۹:۵۲
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 141 کلمه

      تمرین جلسه سوم زندگی با طعم خدازندگی با طعم لذت و عشق و مهربانی و صفا و صمیمیت و آرامش و دلخوشی لطف و دوستی زندگی سرشار از فراوانی و نعمت و خیرخواهی خداوند ع تمام خوبی‌هاست تمام زیبایی‌هاست خداوند منبع عزت و افتخار هست وند زیباست که گناهان تمام انسان‌ها را می‌بخشهبه راحتی خداوند از سر تقصیرات ما می‌گذره چون خداوند صاحب بخشش است و با دست و دلبازی تمام گناهان ما رو می‌بخشهمن به عنوان یکی از بنده‌های خدای زیبا با تمام وجودم با تمامیت خودم با تمامیت روح و قلبم از الله پاک و نزدیکم طلب عفو و بخشش دارم خداوندا از شما می‌خواهم گناهان پنهان و آشکار بزرگ و کوچک آگاهانه و ناآگاهانه مرا ببخشایی چون من غیر از تو کسی را ندارم که گناهان مرا ببخشد خدایا تو فوق العاده‌ای از تو ممنونم 

      ششم مهر ماه ۱۴۰۲ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 369 کلمه

      بنام خالق هستی

      سلام بر استاد عزیزم وتمام دوستان هم مسیرم 

      چرا من احساس دوری از خداوند میکنم؟؟؟؟

      هرچه فکر کردم جواب این سوال شیطان بود ،شیطان با بزرگ جلوه دادن اشتباهات خیلی کوچک احساس دوری از خداوند را به من میداد ومنو از خودم بیزار میکرد در صورتی که اشتباهات من در برابر عظمت و بزرگی وبخششش خداوندخیللللی کوچک بودند ،وخداوند همیشه با منه وهیچ‌وقت از من دور نمیشه ولی این‌من هستم که با همراه شدن شیطان خودمو از خدا دور دیدم ،ومیدانم خداوند هیچ وقت منو رها نمیکند ومنو بابت همگام شدن با شیطان میبخشد ،

      دوری از خداوند باعث شده بود که خودمو لایق سلامتی نبینم چون شنیده بودم بیچاره باعث از بین رفتن گناه میشه ومن هم انتظار می کشیدم که بیمار بشم و طبق قانون بیمار میشدم و خوشحال بودم وبیماریمو تحمل میکردم و حتی دکتر نمی رفتم تا بیشتر زجر بکشم که گناه بیشتری ازم بریزه (وایییی)

      خودمو لایق ثروت نمیدونستم چون فکر میکردم ثروتمند شدن باعث میشود آدم بدی بشم واز خدا دور شوم پس با همین زندگیم راضی بودم ودنبال کسب و کاری نمی رفتم میگفتم همین که بابام و بعدا هم همسرم هست و خرج منو میدن بسه وخودم و به بهانه دور شدن از خداوند از این نعمت بزرگ محروم کردم در صورتی که من با ثروتمند شدن میتونم خیلی کارای نیک انجام بدم که به خدا نزدیکتر بشم و نزد خدا محبوب تر بشم وخودم و لایق همسر مهربون نمیدونستم چون شنیده بودم تحمل کردن همسر بد اخلاق باعث پاداش در آخرت میشه ،اینها همه به دلیل دوری از خداوند بود که شیطان نعمت های خداوند را در نظرم بد جلوه می داد ،خداوندا بابت دستانت که ما را از جهالت دور میکنند سپاسگزارم،سپاسگزارم ،سپاسگزارم

      من از امروز تصمیم گرفتم برای تمام اشتباهاتم خودارزشمندم را ببخشم واز خداوند بزرگم که منم ذره ای از وجود خودش هستم را ببخشم  و ایمان صد در صد دارم که خداوند سریع العجابه هست ودر همین لحظه منو میبخشه ومن از این به بعد بندهای پاک ودوست داشتنی و عزیز دوردونه ی خداوند هستم و خداوند از برگشت من به آغوشش بسیار خوشحال هست وبا تمام وجودش منو در بغل گرفته  وبا خدا یکی شدم پس بسیار بارزش وبا لیاقت هستم پس من لیاقت بهترینها را دارم 

      خدایا شکرررررررت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      ۱۴۰۲/۰۶/۱۸ ۰۸:۲۱
      مدت عضویت: 1026 روز
      امتیاز کاربر: 12266 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 338 کلمه

      به نام عشقِ مطلقِ هستی❤️❤️❤️

      سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم

      • من هرچی فکرکردم چیزی به اسم گناه پیدا نکردم تنها چیزی که حسِ منوبدمیکردو به خاطرش خودموسرزنش میکردم،اضافه وزنم بودکه اونم به لطف خالق مهربانم و آموزشهای بینظیرشمادارم از راه درست حلش میکنم
      • بزرگترین اشتباه من در زندگی،نپذیرفتنِ خودم به خاطر چاقی بود و الان به این درک رسیدم که مسئولیت هرفکرورفتاری که دارم باخودمه ومن فقط خودم میتونم روی خودم اثر بذارم وخدادرزندگیم بشکلی میشه که من انتظار دارم و وقتی من خودمو دوست داشته باشم،وخودموببخشم اجازه می‌دهم ببخشش خدا درمن جریان پیدا کنه پس فقط کافیه ازسرِراه خودم برم کنارتاخداعاشقانه و قدرتمندانه درمن جاری بشه
      • درموردشناختِ من از خداوند،قبلاًباورم این بودکه خدا در عینِ مهربانی بسیار حسابگر ومجازات کننده است وازاینکه همیشه باید حواسموجمع میکردم که خطایی ازمن سرنزنه،و یکسری اعمال که حسِ خوبی روبهم نمی‌داد روانجام دهم،همیشه رنج می‌بردم و خدارو قضاوت میکردم
      • ولی الان باآگاهیهایی که بدست آوردم نگرشم نسبت به خداعوض شده وفهمیدم خداعاشق منه ویه عاشق هیچوقت عشقشوقضاوت و مجازات نمیکنه
      • من الان حضورِ خدارو در خودم حس میکنم ومطمئنم که منو بخشیده اگه منو نبخشیده بودکه تاحالاتموم شده بودم پس همینکه زنده ام وخداعاشقانه درقلبم میتپه یعنی اینکه من بخشیده شده هستم و همینکه که هستم برای خدا لذت‌بخشه وایمان دارم که عاشقمه که هدایتم کرده به این دورهٔ معطر به طعمِ خودش وعاشقِ اینه که من رشدکنم وعالی‌ترین زندگی رو تجربه کنم
      • من سحر ازامروز ۱۴۰۲/۶/۱۸ تصمیم گرفتم برای تمامِ اشتباهاتم و خطاهایم وحس های بدی که به خودم دادم وباورهای اشتباهم نسبت به خداوند و نپذیرفتنِ خودم به خاطر اضافه وزنم خودمو ببخشم و ازخالقِ مهربانم طلبِ عفو و بخشش میکنم وایمان دارم جانِ مهربانم بلافاصله در خواستِ مراتاییدمیکندومن ازاین لحظه بندهٔ پاک وخوب ودوستداشتنی خالقِ جانم هستم من عشقِ خداهستم وتنها اورامیپرستم وفقط به خودش توکل میکنم و  مطمئنم که براش مهم هستم که منو به این مسیر هدایت کرده پس خداازمن مشتاقتره که من به خواسته هایم برسم وهمیشه در آرامش وسلامتی و خوشبختی باشم
      • خدایا سپاسگزارم به خاطر نگرشِ جدیدم وشاکرم که در مسیر درست هستم

      مشتاقانه وهمراه باعشقِ خدا ادامه میدهم❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 128 کلمه

      عرض سلام و احترام

      این فایل واقعا یه تلنگر بجا بود که تو این مرحله از زندگیم بهش احتیاج داشتم . هیچ وقت به این موضوع اینطوری فکر نکرده بودم ، فقط می‌گفتم مثلا خب خدا کلی نعمت داده پس باید شکرگزاری کنیم ، انگار همه اینا زوری بود ، همه زندگیم بر اساس اجبار بود. اما وقتی فکرشو میکنم دقیقا همینه باید از ته دل از زندگی لذت ببریم و قدر هرچی رو ک داریم بدونیم چونکه اصل زندگی همین لحظه هاست و من چقدرررر فقط میخواستم و میخواستم و حرص و طمع داشتم و فقط منتظر بودم تا به خواسته هام برسم و نمیرسیدم ، درحالی که تا از وضعیت الانم لذت نبرم هیچ حاصلی برام نداره. 

      خداروشکر ک در این مسیر قرار داده شدم و آگاه شدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 128 کلمه

      بسم الله الرحمن الرحیم

      بیشترین چیزی که به من حس گناه رو منتقل می‌کنه احساس تنهاییه ک این روزا دارم ، درحالی ک می‌دونم خدا حضور داره و با وجود اون نباید حس تنهایی داشته باشم اما خلا درونی من رو پر نمیکنه و این واقعا حس عذاب وجدان بزرگی رو بهم میده طوری که حتی رفتن ی آدمی غیر مهم از زندگیم هم باعث میشه من حس تنهایی و پوچی بکنم 

      ولی در حال تلاشم که واسه خودم جا بندازم که این آدما نیستن که باید به من حس تنها نبودن رو منتقل کنن، این خداست که با حضور و نشانه هاش در تک تک مخلوقات و هر لحظه از زندگیم ، به من این نوید رو میده ک تنها نیستی و همیشه باهامه و هدایت و حمایتم می‌کنه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۲/۰۵/۱۸ ۱۴:۲۲
      مدت عضویت: 1317 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 208 کلمه

      یک مورد یادم رفت و اینه که فکر میکردیم که اگه انسانی با التماس و گریه بیشتری از خدا چیزی بخواهد و خدا به اون دعاش رو اجابت نکنه پس انسان گناه کاری هست که از خدا دورشده ،

      و برای جبران دوری خودش باید با گریه بیشتری دعا کنه و التماس کنه تا اجابت بشه و خودش رو گناه کار میدونه ، اما از نظر من این اشتباه است و خدا درون قلب و روح ماست و با حس خوب میتونیم ازش بخواهیم که جواب مارو با اتفاق های خوب به ما نشون بده ،

      پس چرا باید گریه کنیم و زجه بزنیم ؟

      چون خودمون رو از خدا دور میبینیم و حس بدی داریم و از خدا طلب بخشش داریم و فکر میکنیم که بخشیده نخواهیم شد و این اشتباه است ،

      خدای مهربان با احساس خوبی در قلب ما وجود دارد و نیاز به گریه و حس بدی نیست فقط کافیه با داشتن ارامش ایمان و باور به خدا با هم مسیر بودنش از او درخواست کنیم و او حتما جواب میده زیرا که خداوند سریع الجواب است و کسانی که با حس خوب درخواست کنند رو میبینه و به هدف های خوب با احساس خوب خاما با ایمان به خدا میرسیم ، و خدا بخشنده و مهربان است،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا