0

نزدیکی خدا به انسان (جلسه سوم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

اغلب اوقات فکر می‌کنیم که از خدا دور شده‌ایم، شاید به خاطر کارهایی که کرده‌ایم 😔، یا شاید هم به خاطر دغدغه‌های روزمره زندگی 😩.
اما واقعیت چیز دیگری است.

اگر به دنبال نزدیکی خدا به انسان هستید، باید بدانید که این فاصله فقط یک تصور ذهنی است. ✨ خداوند در قرآن وعده داده که همیشه به ما نزدیک است، حتی نزدیک‌تر از رگ گردنمان!

پس وقت آن رسیده که این باور غلط را رها کنیم و این نزدیکی بی‌نظیر را با تمام وجودمان حس کنیم. ❤️ بیایید با هم به این حقیقت الهی پی ببریم. 🤝

خداوند به ما نزدیک است

اغلب ما فکر می‌کنیم خدا اون بالا، خیلی دور از ما نشسته و ما این پایین، تنها و دست خالی هستیم. 😔 اما اگه به آیه ۱۸۶ سوره بقره نگاه کنیم، می‌بینیم که خدا یه چیز دیگه می‌گه:

نزدیکی خدا به انسان

و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزديكم، و دعاى دعاكننده را اجابت مى‌كنم، پس [آنان‌] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.

اینجا خدا نگفته «من بخشنده‌ام» یا «من روزی‌دهنده‌ام»، بلکه گفته «من نزدیکم»! 🤩 یعنی کلید اصلی درک خدا، همین نزدیکیه. این یک نکته خیلی مهم و کلیدیه که همه صفات دیگه رو هم شامل میشه. این آیه، یک انقلاب فکری درباره نزدیکی خدا به انسان به وجود میاره.

فکرش رو بکنید: اگه خدا فقط خودش رو بخشنده معرفی می‌کرد، شاید بعضی‌ها می‌گفتند «خب من که خیلی گناه کردم، حتماً دیگه منو نمی‌بخشه.» 😞 یا اگه فقط می‌گفت «من رزاقم»، باز هم شاید کسی با خودش فکر می‌کرد «من که بنده خوبی نبودم، پس حتماً رزق و روزی منو قطع کرده.» 😔

اما وقتی خدا می‌گه “نزدیکم”، یعنی هیچ فاصله‌ای بین ما نیست. 💖
یعنی مهم نیست چقدر از خودت ناامید شدی، اونجا هست، نزدیک تو. این نزدیکی خدا به انسان، ریشه همه باورهای مثبته.

این عبارت نه تنها شامل بخشش و رزق الهی می‌شه، بلکه به این معناست که خدا همیشه در دسترس است.
به همین دلیل، باید این باور رو در قلبمون جا بدیم و بدونیم که این فاصله فقط یک تصور اشتباهه و بس. ❤️✨

نزدیکی خدا به انسان مهم‌ترین باوریه که برای داشتن یک رابطه سالم و عمیق با خدا به اون نیاز داریم.

خداوند تغییر نمی کند

یکی از مهم‌ترین حقایقی که باید درک کنیم این است که خداوند تغییر نمی‌کند. ⚡️
وقتی خدا در قرآن وعده داده که «من نزدیکم»، این وعده برای همیشه پابرجاست.

خدا مثل انسان‌ها نیست که امروز وعده‌ای بدهد و فردا آن را فراموش کند یا زیرش بزند. این حقیقت به ما آرامش و اطمینان خاطر می‌دهد. 😌
صفت تغییرناپذیری، هسته اصلی وعده‌های الهی است. پس هر زمان که احساس دوری کردید، به یاد بیاورید که این نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت ابدی و ثابت است.

پس اگر فکر می‌کنید به خاطر اشتباهات یا گناهانتان، از خدا دور شده‌اید یا او شما را رها کرده، باید بدانید که این فقط یک تصور ذهنی است. ما به‌عنوان مخلوق نمی‌توانیم اراده‌ی خدا را تغییر دهیم. 🙏

یعنی وقتی خدا اراده کرده که به ما نزدیک باشد، ما نمی‌توانیم با کارهایمان این اراده را نفی کنیم. این ایده که “ما از خدا دور شده‌ایم” در واقع یک فریب شیطانی است، چرا که انسان قادر نیست از وعده‌ی خدای خود تخلف کند.

وقتی خداوند قول داده که به تو نزدیک است، چگونه می‌توانی از او دور شوی؟!
این تصور با ماهیت خداوند و وعده‌های او در تضاد است و مانع درک حقیقت نزدیکی خدا به انسان می‌شود.

درک این حقیقت، اولین قدم برای رهایی از این باورهای اشتباه و در آغوش کشیدن آرامش است. نزدیکی خدا به انسان یک موهبت دائمی است که هیچ‌گاه از ما گرفته نمی‌شود.

نزدیکی خدا به انسان، یک حقیقت است، نه یک نظریه

هر نظری که دربارهٔ رابطه‌ات با خدا داری، تنها یک برداشت شخصی است و در واقع هیچ تأثیری بر ماهیت رابطه‌ی واقعی خدا با تو ندارد.
این‌که فکر می‌کنی او از تو دور شده یا تو را رها کرده، فقط نتیجه‌ی افکار خودت یا تلقین‌های دیگران است.
خداوند این باورها را ندارد؛ او به تو نزدیک است و نزدیکی خدا به انسان به هیچ دلیلی تغییر نخواهد کرد. 💖

برای اینکه یک رابطه واقعی و عمیق با خدا داشته باشی، باید ابتدا این فاصله ذهنی را از بین ببری. ✨
قدم اول این است که خودت را ببخشی و با تمام وجودت باور کنی که خداوند همان‌قدر به تو نزدیک است که در قرآن وعده داده است.

این پذیرش درونی، اولین قدم برای اصلاح نگرش و تجربه یک رابطه متفاوت و لذت‌بخش با خداست.
با حذف این فاصله‌ی خیالی، مسیر برای تجربه‌ی واقعی نزدیکی خدا به انسان هموار می‌شود و درهای آرامش به روی زندگی شما باز خواهد شد.

توبه؛ کلید رهایی و نزدیکی به خدا

برای اینکه بتوانیم آن نزدیکی خدا به انسان را تجربه کنیم، باید اول از همه، گذشته را رها کنیم. 🕊️
گذشته‌ای که پر از حسرت و پشیمانی است و به ما احساس بد می‌دهد، مانع از حرکت ما به سمت جلو می‌شود و یک دیوار نامرئی بین ما و خدا می‌کشد.

بهترین و مؤثرترین راه برای پاک کردن این گذشته و رها شدن از بار آن، توبه است.
این راهی است که خداوند خودش برای ما قرار داده تا بتوانیم به پاکی اولیه خود بازگردیم و از شر گناهان و افکار منفی رها شویم.

در قرآن، بارها از عبارت توبه استفاده شده و انسان‌ها به توبه دعوت شده‌اند. نکته شگفت‌انگیز و بسیار دلگرم‌کننده اینجاست که هر بار پس از دستور به توبه، بلافاصله وعده بخشش و عفو الهی بدون هیچ قید و شرطی داده شده است. ✨

مثال‌هایی از قرآن برای بخشش بعد از توبه

  • سوره نساء، آیه ۱۷:توبه نزد خدا، تنها برای کسانی است که از روی نادانی کار بدی انجام می‌دهند، سپس به زودی توبه می‌کنند. خداوند توبه این افراد را می‌پذیرد و خداوند دانا و حکیم است.
    در این آیه، بلافاصله پس از اشاره به توبه، وعده پذیرش آن بیان شده است.
  • سوره هود، آیه ۳:و از پروردگار خود آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید (و توبه کنید) تا شما را تا مدّت معینی، (از مواهب زندگی) به خوبی بهره‌مند سازد و به هر کس که شایسته نیکی است، از فضل خود عطا کند.
  • در این آیه هم توبه و استغفار مستقیماً به بهره‌مندی از زندگی خوب و دریافت فضل الهی مرتبط شده است.
  • سوره فرقان، آیه ۷۰:مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پس خداوند بدی‌های آنان را به نیکی‌ها تبدیل می‌کند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.
    این آیه یکی از قوی‌ترین مثال‌ها است که نه تنها وعده بخشش می‌دهد، بلکه می‌گوید خداوند گناهان را به حسنات تبدیل می‌کند، که نشان‌دهنده عظمت و مهربانی بی‌نظیر اوست.

این آیات به وضوح نشان می‌دهند که توبه دروازه‌ای مستقیم به سوی بخشش الهی است و نزدیکی خدا به انسان نامحدود و در دسترس است.
تنها شرطی که خداوند برای بخشش قرار داده، این است که فرد گناه‌کار واقعاً نیت کند که دیگر آن خطا را تکرار نکند.
همین نیت خالصانه و قلبی، کافی است تا درهای رحمت الهی به رویتان باز شود و شما را از بند گذشته آزاد کند.

پس، برای تمام افکار و احساسات منفی که باعث شده‌اند فکر کنید از خدا دور شده‌اید، توبه کنید. 🤲

از خداوند برای تمام خطاهایی که مرتکب شده‌اید طلب بخشش کنید و سپس با تمام وجودتان، خود را نزدیک او احساس کنید.
با این کار، نه تنها گذشته را رها می‌کنید، بلکه نگرش و احساس شما نسبت به خداوند کاملاً دگرگون خواهد شد.

اینجاست که طعم واقعی ایمان و لذت یک رابطه نزدیک و عمیق با خدا را تجربه خواهید کرد. ❤️

استفاده از توبه، یک ابزار قدرتمند برای رسیدن به این آرامش درونی است و به شما کمک می‌کند تا باور کنید نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت همیشگی است، نه چیزی که به اعمال شما وابسته باشد.

با رها کردن گذشته، آینده‌ای سرشار از نور و آرامش را در آغوش می‌کشید. این تغییر درونی، پلی است که شما را از دنیای تاریک ناامیدی به دنیای روشن امید و اتصال به خالق می‌رساند.
تجربه نزدیکی خدا به انسان، بزرگترین نعمت در زندگی است.

نتیجه‌گیری: از باور دوری به حقیقت نزدیکی

در نهایت، می‌توانیم با اطمینان بگوییم که نزدیکی خدا به انسان نه یک نظریه، بلکه یک حقیقت تغییرناپذیر است. این باور که از خدا دور شده‌ایم، تنها یک مانع ذهنی است که خودمان و جامعه برایمان ایجاد کرده‌ایم.
با پذیرش این حقیقت، دیگر نیازی نیست خود را به خاطر گذشته سرزنش کنیم یا از رحمت الهی ناامید شویم.

درک این موضوع به ما قدرت می‌بخشد تا با آرامش بیشتری به زندگی ادامه دهیم و هر لحظه حضور خداوند را در کنار خود احساس کنیم.

باور به نزدیکی خدا به انسان به ما این امکان را می‌دهد که گذشته را با توبه رها کنیم و با تمام وجود، خود را در آغوش پرمهر خداوند احساس کنیم.
توبه به ما فرصت می‌دهد تا از بند گناه و حسرت آزاد شویم و یک شروع تازه داشته باشیم.

این تغییر نگرش، زندگی ما را دگرگون می‌کند و به ما اجازه می‌دهد طعم واقعی آرامش و ایمان را بچشیم.
این آرامش ناشی از دانستن این حقیقت است که مهم نیست چقدر اشتباه کرده‌ایم، او همیشه نزدیک ماست و منتظر بازگشت ماست.

پس بیایید از همین لحظه، دیوار فاصله را در ذهن خود خراب کنیم و از لذت بی‌نظیر نزدیکی به خالق هستی بهره‌مند شویم. ❤️
این حقیقت، کلید رهایی ما از رنج و ناامیدی است و ما را به سوی یک زندگی پر از نور و امید هدایت می‌کند.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.17 از 196 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12222
297 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 35 کلمه

      kheyli tamrine jalebi bud, injast ke migan bozorgtarin doshmane ensan khodeshe va man ham bi dalil khodam ro sarzanesh mikardam, in fie ha ro harbar ke gush mikonam amightar baram mani peyda mikone, kheyli mamnoon

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 900 کلمه

      سلام استاد گرامی
      چه خوب دارین پیش میرین چه خوب که به الهاماتتون توجه کردین و راجب این موضوع ریشه ای صحبت کردین
      سپاسگذارم از به اشتراک گذاشتن این آگاهیها که احساس میکنم خیلی از حرفها در حین ضبط بهتون الهام میشد و گفته میشد و جسم و زبان شما فقط وسیله بود تا خدا این حرفها رو بمن بگه و بشنوم
      از وقتی کوچک بودم بخاطر مواظبت نکردن از خواهرای کوچکترم توبیخ میشدم و متهم ب اینکه خدا دوست نداره
      وقتی دبستان بودم بخاطر نپوشیدن روسری حرفها و واکنش های بدی میدیدم درنهایت اینکه دختر بدی هستم و خدا دوستم نداره
      برای احترام نگذاشتن از دید دیگران سلام نکردن و کوچکترین حرکتها درنهایت این بود که خدا دوستت نداره
      وقتی توی سن بلوغ نتونستم حجاب کامل رعایت کنم چون اصلا دلیلش رو نمیفهمیدم از دست خدا عصبانی بودم
      وقتی نتونستم صبح زود از خواب بیدار شم و پدرم مجبورم میکرد و گاهی حتی ب دروغ میگفتم نمازخوندم از دست خدا عصبانی میشدم وازخودم متنفر واحساس دوری بین بنده ای دروغگو ونماز نخون و خدایی که دنبال بنده هاییه ک نماز بخونن
      وقتی حس علاقه و شوق ارتباط برقرار کردن با جنس مخالف در وجودم پیدا شد احساس بد بودن داشتم وقتی نمیتونستم در افکار بچه گانه و پاک خودم مختصر صحبت یا تفریحی با جنس مخالف داشته باشم از خدا عصبانی میشدم واز دست خودم واین احساسات رو گناه میدونستم
      وقتی دیگران حقمو میخوردن وقتی بد صحبت میکردن وقتی به جای من تصمیمی گرفته میشد و خلاصه میشد در اینکه خواست خدا بوده  از خدا عصبانی بودم به خاطر اینهمه خواسته ای که خواستیه من نیست .
      محکومش میکردم خدایا به چه حقی خواسته های منو نمیبینی و خواسته ی خودت رو در زندگیم اعمال میکنی چرا باید خواسته ی خدا ناراحت کردنم باشه چرا باید خواسته خدا تفریح نکردنم باشه چرا باید خواسته خدا تنهاییم باشه.
      واینها شدند بینهایت فاصله کور بین من و خدا خدایی که روی شونه هام نشسته بود و من هیچی نمیدیم جز عقده و کینه و بیماری و شانس بد و خدایی که داره برای زندگیم تاس می اندازه.
      وقتی با قوانین آشنا شدم انگار دوباره از نو متولد شدم کوله بار سنگین نفرت از خودم رو که داشت کمرمو کج میکرد رو کشف کردم و با جستجو درونش تونستم از ذهنم پرتش کنم بیرون
      دیگه میدونم هرچه بوده آموزشهای انسانهایی بوده که خودشونو عقل کل میبینن و متاسفانه در ایران و در فرهنگ ما ازشون زیاده خودشونو صاحب بهشت میدونن خودشونو نزدیک به خدا میبینن و ماها رو امر و نهی میکنن و تمام احساسات بدمون رو می اندازن گردن خدا.
      باید بذارن هر کس خودش خدای درونشو پیدا کنه نباید در اموزش دادن خدا به ادمها اجباری باشه هر کس بلاخره ذاتش از خداست بطور فابریک خوب و نیکو آفریده شده متاسفانه دخالتهای انسانهایی به ظاهر همه چیز دان باعث شده تصور اشتباهی از خدا و قران داشته باشیم. چند وقت پیش به حرف یکی از دوستان فکر میکردم که میگفت خدارو هاله ای از نور قوی ببین گفتم تو چی از خدا میبینی و وقتی دقیق شدم در خودم بدون تعارف و خجالت به خودم گفتم من خدا رو پیرمردی روحانی با سری بزرگ واخمهای بزرگ و درهم میبینم اره خدا در فکر و ناخوداگاه من روحانی یا آخوندی بود بزرگ و پهن و اخمو. که رهبر بقیه روحانیون هم هست . این افکار بچه گانه رو از خودم دور کردم و ناخوداگاهمو رشد دادم . انگار فقط جسمم بزرگ شده بود و ذهنم در کودکی هاش مونده بود اینجا فهمیدم چقدر فاصله ام باخدا. زیاده و از ته دل ازش خواستم این فاصله کم بشه.و با این دوره اشنا شدم
      من در ذهنم خدارا معاف کردم از اینهمه رنجی که بهن داده و بخشیدمش بعد. گفتم خودت باعث اتفاقات زندگیت هستی خودت اتفاقات را رقم میزنی نه خدا. و هر انسانی در زندگیش ممکنه خطا کنه این طبیعیه. کسی نمیتونه برای تکلیف مشخص کنه من بنده خدا هستم و بخششم رو از خدا میخواهم مس خودمو هم بخشیدم و همچنان درام روش کار میکنم
      هر کاری کردم هر تصمیمی گرفتم مربوط به گذشته است بقول خانم لوییز هی در کتاب شفای زندگی خیلی احمقانه است بخاطر اشتباهات گذشته زندگی الان و حال خودمونو خراب کنیم
      گذشته ی اشتباهات پاک شد خداا منو بخشیده که رورس نپوشیدم خدا منو بخشیده که نماز نخوندم شبهای عاشورا گریه زاری نکردم چادر نپوشیدم نماز جمعه نرفتم هرجور دلم خداست پوشیدم و لاک زدم و رقصیدم و خوردم و تفریح کردم هیچیزی و هیچکدوم از کارهای گذشته ام باعث نشد که خدا حتی اخم به روش بیاره. تازه دستشو گذاشته بود زیر چونش و قاه قاه داشت بهم میخندید. و از خنده ام و سرخوشیهام. و فیلم بازی کردنهامم لذت میبرد و منتظر روزی بود که درست و حسابی بشناسمش و. راه نزدیک شدن به خودش رو تنها نماز خوندن ندونم و من الان در آغوش خداهستم. و امیدوارم روز به روز گرمی و لطافتش رو بهتر حس کنم خدا همه جوره برای پذیرش من آماده است و دستاشو باز کرذه این منن ک دارم کند پیش میرم منم که هنوز نشنخاتمش
      انشالله با دستی مهربان چون شما من هم بتونم در آغوش امن و گرم و زیبای خداوند آرامش بگیرم
      من خودم مسئول تمام اتفاقات زندگیم بودم و هستم. وخودمو برای تمام خطاها واشتباهاتم میبخشم میدونم خدای مهربان مثل حاله ای از نور روشن و گرم وخنک دور تا دروم و گرفته ومنو میبخشه همیشه همراهمه و محافظمه
      تعریف حال من از خدا: **خدا چیزی نیست جز یک نفس عمیق با احساس ارامش و امنیت**

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار افسانه روش
      افسانه روش
      ۱۳۹۷/۱۱/۱۴ ۱۲:۳۷
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 182 کلمه

      سلام استاد خدایا شکرت که با چنینی استادی آشنا شدم وواقعا شما از طرف خدا آمدی که ما بندهارو هدایت کنی واقعا باید حرفهای شمارو با طلا بنویسن خیلی راحت آسون ما رو با خدا آشنا می کنید من خیلی خوشحالم که خدا منو در مسیر راه شما قرار داد الان یه احساس آرامش مطلق در درونم دارم و مطمیا هستم که خدای مهربون هنه گناهای منو بخشیده و منو دوست داره امروز من در تا ریخ/۱۳۹۷/۱۱/۱۴ تمام گناهانم را همه رو بخشیده و ایمان دارم که بلا فاصله درخواست منو قبول می کنه و تایید می کنه و من بنده پاک و دوست داشتنی و زیبای و مورد علاقه هستم و می دونم منو خیلی دوست داره و همه جا همراه منه و کارهامو به نحوه احسنت انجام میده چون من از خداوند هستم از روح پاک خدا هستم و منم از امروز عاشق خدا شدم چقدر مهربونه بوده من خبر نداشتم خدایا شکرت برای این حس آرامش رسیدن به تو و استاد عزیز واقعا شما بی نظیر هستی من شمارو دوست دارم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بهاره
      بهاره
      ۱۳۹۷/۱۱/۱۲ ۱۱:۳۱
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 131 کلمه

      من الان كه خوب فكر ميكنم با اين كه گناه خيلي زياد دارم ولي اونا رو دليل دوري از خدا نميبينم از خدا دور هستم ولي چون فكر نميكردم كه هر چي از خدا بخوان حتما بهم ميده هميشه با خدا حساب و كتاب داشتم مثلا ميگفتم كه چون تلاش نكردم و يا استعداد ندارم نبايد از خدا موفقيت و پيروزي رو طلب كنم به بخشندگي بي حساب و كتاب خدا باور نداشتم از رحمتش نااميد بودم و روي كمك خدا هيچ وقت حساب باز نميكردم و هميشه طبق فورمولاي ذهني خودم حساب باز ميكردم كه بايد كار درست انجام بشه تا به اون چيزي كه ميخواي برسي،خدا ديگه چه كاره س ولي الان از تمام وجودم ميخوام باور كنم كه خدا بدون حساب و كتاب هر چي بخوام بهم ميده

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پناه
      پناه
      ۱۳۹۷/۱۱/۰۷ ۱۹:۲۹
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 474 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و‌ بزرگوارم استاد عطارروشن عزیز??
      از زمانیکه‌ یاد دارم وجود خداوند رو در این دنیا احساس کردم فقط و فقط این فکر رو داشتم که خداوند این دنیا رو آفریده و تعدادی تجهیزات و لوازم رو در اختیار بشر قرار داده و دیگه رهامون کرده و فقط بالاسرمون ایستاده و نگاهمون میکنه تا ببینه ما با این تجهیزات چکار میکنیم و چطو ازشون استفاده میکنیم و حتی اگر از این تجهیزات هم به درستی استفاده نکردیم حتی به ما هم تذکر نمیده.
      فکر میکردم خدا خیلی خیلی بالا در دورترین و ابتدایی ترین ارتفاع آسمون هست و فقط ناظر ما هست.
      اصلا هم کاری به بنده هاش نداره.فکر میکردم اگر بیماری باید شفا پیدا کنه خب راه اصلی و منطقیش اینه که بره دکتر اگر خوب شد خب معلومه دیگه دکتر خوبش کرده و اگر هم خوب نشد پس قسمت و‌طالع اون شخص این بوده پس دیگه کاری از اون آدم بر نمیاد و محکوم به ادامه دادن همین رواله.
      در کل بگم فکر میکردم که خدا فقط یک ناظره در این دنیا و تمام اتفاق های دنیا به دست بشر و به خواست و تلاش فقط و فقط خوووود آدم هاست که صورت میگیره.
      این حس دوری اول از همه بی اعتمادی رو درون من شکوفا کرد چون زمانیکه اعتماد درون هرآدمی نسبت به چیزی باشه در واقع تسلیم میشه و شک نداره که بهترین نتیجه رو میگیره.
      اما همیشه این حس نگرانی و ترس و اضطراب درون من پررنگ تر شده و این درست همون بی اعتمادی به خداوند بوده.
      بیشترین لطمه ای که به من زد به روح و جسمم بوده که این نگرانی و عصبانیتم رو روی دیگران خالی میکردم.از سلب ارامش روح و روانم گرفته تا لطمه هایی که به جسمم زده.
      برای مثال نماز میخوندم فقط بخاطر اینکه واجب بود اما از دل نمیومد باوری هم در کار نبود.
      اگر مشکلی برام پیش میومد خداوند اخرین گزینه ای بود که در اون حس و حال به سراغم میومد و فقط گله و شکایت و کلی چرا چرا به خودم میگفتم و سرزنش میکردم خودم رو.فقط میگفتم خدا حواسش به من نیست،خدا چرا الان صدام رو نمیشنوی و امثال این حرفا…
      فقط احساس منفی و شیطانی به سراغم میومد.اما از الان به بعد دیگه نمیخوام و نمیزارم و تمام تلاشم رو میکنم که به این ندای منفی درونم گوش ندم و فقط حضور خدام رو لحظه لحظه درونم بیشتر احساس کنم.

      خدایا خیلی گفتم،خدایا خیلی تا الان همه گله ای بهت کردم اما الان یه حرف جدید دارم باهات میدونم الان خیلی نزدیکی بهم..

      ❤️❤️❤️من از امروز در تاریخ ۷/بهمن/۹۷ در ساعت ۲۱:۱۰ تصمیم گرفتم برای همه گناهانم،همه ی خطاهایم،همه اشتباهاتم خودم رو ببخشم و از خدای مهربااااانم طلب عفو و بخشش کنم❤️❤️❤️

      ???ایمان دااارم خدای مهربان خودم بلافاصله درخواست من را تایید می کند و من از این لحظه بنده ی پاک و محبوب و مورد علاقه و عزیز و دوست داشتنی خداوندم هستم???

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 491 کلمه

      سلام به همراهان عزیز و جناب عطا روشن
      میدونید احساس گناه بیشتر راجع به چیزی که میگن اسراف دارم
      وقتی غذام تو بشقابم میمونه و میدونم نگه هم دارم نخواهم خورد همون اول میریزم بیرون
      و اینکه خدا اسراف کاران را دوست ندارد میاد تو ذهنم
      یا چراغ اتاق رو روشن نذار تو که اونجا نیستی
      یا آب رو ببند داری مسواک میزنی
      بنظر خودم اینا اسراف نیست و من دارم راحت زندگی میکنم چون خدا بی نهایت رزق و روزی داده
      البته اینایی که دارم میگم در اون حد نیستم در اسراف ها

      ولی کلا تو مسئله اسراف و باور فراوانی سوال برام پیش میاد

      شب که این فایل رو گوش دادم ، موقع خواب داشتم به گناه و اشتباهات ریز و درشتی که تو ذهنم برا خودم از اون کارا عذاب وجدان درست کرده بودم فکر میکردم
      و خودم رو میبخشیدم
      بعدش میدیدم من چقدر برا مسایل ریز خودم رو اذیت کرده بودم که خودمم ازشون آگاه نبودم
      مثل اینکه من اونجور که باید خدمت پدرمادرم رو بکنم نکردم و کمکشون زیاد نکردم (چیزایی که تو ذهنم ساختم ) و به خودم عذاب وجدان دادم
      درحالی که مادرم بارها بهم گفته از همتون راضی ام و چیکار میخواستین بکنین که نکردین
      همین که تو خونه هاتون شاد باشین برای من کافی

      میخوام بگم شنیده ها و خونده ها و آموزش های ما از کودکی کلا سخت گرفتن و احساس گناه دادن به ما ها بود
      و نمیتونیم راحت زندگی کنیم
      حتی درست درست هم که زندگی میکنیم ذهنمون میگرده تا یه چیزی پیدا کنه و با اون عذاب وجدان بده بهت

      خلاصه که وقتی فهمیدم این چیزهای کوچولو موچولو هم تو ذهنم هست بیشتر مکانیزم ذهنم رو شناختم
      و با بخشیدن خودم احساس سبکی و رهایی و نزدیکی به خدا کردم
      و این درس بزرگی برا من که همواره باید به یاد داشته باشم که برا هیچ چیزی به خودم عذاب وجدان ندم

      و الانم از بچه ی تازه متولد شده هم پاک تر و زلال ترم و خدا عاشقانه منو دوست داره و بغلم کرده
      هوامو هرلحظه داره
      و از اینکه فهمیدم چقدرپاک و معصوم هستم کیف میکنه که اخرسر فهمیدی هانیه نازم
      که الکی خودت رو بخاطر چیزی که نیستی و نمیدونستی چقدر روح لطیف و پاکی داری اذیت میکردی و احساس راحتی با من نمیکردی

      هانیه من ، من عاشقتم بودم و خواهم بود و هیچ چیز ما بین ما فاصله نخواهد انداخت
      از من بودی و هستی و به من هم بازمیگردی
      نگران هیچ لحظه ات نباش که من بیش تر از تو فکر تو و هرلحظه ات رو کردم و بهترین هارو پیش روت گذاشتم و میذارم
      پس مثل قبل آرام و با قلبی مطمئن به من تکیه کن و فقط لذت ببر که قرار هرلحظه ات بهتر از لحظه های قبلت باشهو پر از شور و هیجان و لذت و شادی و آسایش
      تو فقط به من بگو دلت چی میخواد و مطمئن باش که همون لحظه که گفتی اجابتش کردم
      فقط باید توکل کنی بر من و صبور باشی چون به وقتش به دستت میرسه تو بهترین حالت و بهترین زمان

      سپاس گزارم از شما استاد عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار هانا
      هانا
      ۱۳۹۷/۱۱/۰۳ ۰۸:۴۴
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 385 کلمه

      سلام به همگی
      خدایا شکرت که تمام اشتباهات حال حاضر و گذشته من رو بخشیدی و من پاک و خالص هستم. می دونم که عاشق من هستی. منم توی زندگی ام توقعی از خدا نداشتم. به خودم می گفتم چرا باید خدا برام فلان کار رو انجام بده. مگه من کی هستم؟ پیامبرش ام یا یه بنده خاص؟ اما الان فهمیدم که خدا وظیفه اش هست که مسائل زندگی من رو حل کنه. من بنده اش هستم فقط به همین دلیل. چون من رو خلق کرده باید به تمام درخواست هام پاسخ بده و نیازهام رو برطرف کنه. احساس گناه بدترین و مسخره ترین چیزی هست که به ما دادن. وقتی بچه بودم چقدر خوب بود راحت در نهایت شادی و آرامش برای خودم زندگی می کردم. همین که به سن تکلیف رسیدیم تخریب اعتماد به نفس و دادن احساس گناه شروع شد. موهات بکن تو گناهه. نخند توی خیابون نامحرم هست گناهه. نگاه نکن گناهه و آرام آرام از خدا دور شدم. چرا یک بار توی این سال ها به ریشه این احساس گناه و عذاب و وجدان فکر نکردم؟ چرا فکر نکردم که این همه گناه از کجا اومده؟ کی این گناه ها رو تولید کرده آخه؟ خیلی وقتا خواستم سراغ قرآن برم. چون باورم این بود که من حالیم نیست خدا چی میگه می رفتم سراغ کتابهای تفسیر قرآن اونا هم که 100 جلد به بالا بود. هر سوره یه جلد تفسیر داشت. اصلا بی خیال می شدم. می گفتم کی این همه کتاب رو می تونه بخونه و بفهمه و بعد عمل کنه. واقعا خیلی مسیر رسیدن به خدا رو برای ما سخت کردن. چرا هر چی رو شنیدیم باور کردیم؟ یه عمر با احساس گناه زندگی کردم. نه می تونستم مانتو رنگ و طرح دلخواه ام رو بپوشم چون گناه بود خدا فقط رنگ مشکی دوست داره. لاک نزن گناهه. حتی بلند خندیدن هم گناهه. حالا می فهمم چرا با بزرگ شدنم مشکلات زندگی ام شروع شد. چون با این احساس گناه ها از خدا جدا شدم. تمام رویاهای بچگی ام رو فراموش کردم.
      خدایا ممنونم ازت که در لحظه همه اشتباهات من رو می بخشی و می گذری و حتی نمی خواد جبران اش کنم. خدایا باز دارم به تو وصل میشم. دارم زنگار قلبم رو پاک می کنم. باز مثل بچگی ذوق دارم و رویا پردازی می کنم. خدایا شکرت

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیرسمیعی
      منیرسمیعی
      ۱۳۹۷/۱۰/۲۸ ۰۸:۰۰
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      درود مجددبه شما استاد شیرین بیان که تذکراتتان دوباره مرا به وجد آورد
      من بیست و چند سال پیش ، بعد از ورشکستگی همسرم و به علت اینکه دبیر عربی بودم ، البته آن موقع ، الان بازنشسته ام ، قران را چند ده مرتبه مرور کردم ، گناهانی را که فکر میکردم لابد باعث ورشکستگی ما شده مرور کردم و نوشتم و پاره کردم و خودم را بخشیدم و به یاری پروردگارم از آن زمان شبها را در آغوش خدا می‌خوابم ، صبح ها با صدای او بلند می‌شوم و از این بابت شاکرم ، فرزندانم ، مایه افتخارند هستند ، حتی در فامیل زبان زدند ، خودم آرامش دارم و مورد لطف دیگران واقع میشوم ، که همه از الطاف خداست ، گرچه هنوز مستاجرم و هنوز همسرم به رانندگی در یک آژانس مشغول است ولی من به لطف خدا ایمان واثق دارم ……دوره لاغری را می‌دیدم ، گفتم خوب است که این دوره طعم خدا را هم ببینم که رایگان است ….چون اوضاع مالی اجازه شرکت در دوره های هزینه دار را به من نمی‌دهد …..خب ، حرفهای شما مرا برد به آن سالهای دور و آن تلاش های انفرادی ، فکر کردم حالا که من خودم را بخشیدم و خدا هم ایضا و من در سلامتی و آرامش هستم ،بهتر است این دوره را تا انتها بیایم و دست پر تر انشاءالله برگردم ، در ایمیل قبلی نوشته بودم که آرزوی رفاه و ثروت ، سلامتی و اخلاق حمیده دارم ، نه تنها برای خودم و فرزندانم ، بلکه برای کل بشریت ….باز بر آن تاکید میکنم و از شما برای یاد آوری مجدد کمال سپاس و قدردانی دانی را دارم و من الله توفیق

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام
      الهام
      ۱۳۹۷/۰۹/۱۲ ۰۳:۴۴
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 14 کلمه

      سلام استاد
      یعنی دنیا حال کردم با صحبت هاتون خدا سلامت بدارد شما را

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 394 کلمه

      سلام آقای عطار روشن عزیز. سلام دوستان عزیز.
      چه تکلیف خوبی قراره برام روشن بشه. تکلیف بندگی من در برابر خدا.
      تمام احساسات سخت و دور کننده ی من نسبت به خدا فقط و فقط به خاطر آموزشهای محدود کننده و ترس آوری که تو بچگی به بعد بود شامل میشه.
      من قبلا در برنامه های دیگه ی زندگیم لیستی از گناهان و خسارت هایی که به دیگران زده بودم و احساس بدی راجع بهشون داشتم تهیه کردم و سعی کردم جبران خسارت کنم و خدارو شکر از نظر حال احساسی بسیار حال بهتری نسبت به خودم دارم.خداروشکر.
      و حالا می بینم سهم من از بخشیدن خودم اینه که همون به قوله شما یه لیوان آبی که از دریای نامحدود روح خدا در من وجود داره رو پاک پاک کنم و به خودم که قسمتی از خدا هستم احساس آرامش بدم.
      مسئله ی من از جایی شروع میشه که خدا رو مثل بنده های خدا و یا حتی مثل خودم می بینم که بعضی وقت ها خشمگین میشم بعضی وقت ها با محدودیت می بخشم بعضی وقت ها برای محبت کردن فکر میکنم دیگه کافیه و در کل خدارو مثل انسان میبینم که این مسئله خیلی برام مشکل ساز شده ………..
      چون من نیاز به نیروی نامحدود قدرت دارم و خودم و دیگر انسانها به زمان و مکان و فیزیکمون محدودیم…………میدونم به خاطر داشتن فکرمون که هیچ زمان و مکان و وزنی نیاز نداره تا به چیزی قدرت بده نامحدودیم ولی خیلی دلم میخواد با باور به این مسئله مثلا نترسم ……….یا با یقین به این قدرت خیالم راحت راحت باشه و دائم از خدا بابت هر چیزی از کوچیک تا بزرگ درخواست کنم.
      راستش دیگه خیلی احساس گناه نمیکنم و سعی می کنم حتی در لحظه اگه کار اشتباهی انجام میدم خودمو ببخشم….. ولی نیاز به یقین به قدرت خدا دارم.
      بعضی وقت ها راجع به مسئله به این سادگی و راحتی دچار گیجی میشم ………….که خدا چه جوری میخواد مثلا این کارارو واسم انجام بده چون با عقل خودم می سنجم …….بعد به خودم میگم واقعا باید به قدرت های خدا توجه کنم و تکرار کنم و تکرار کنم تا یقینم زیاد بشه………
      باور کنید همین که الان دارم این صحبت هارو تایپ می کنم حال و احساسم به خدا به قدرتش و وجودش قوی تر و بهتر شده………..
      همین لحظه خدارو بابت این لحظات سپاسگذارم…………..
      ممنونم آقای عطار روشن خدا بهتون خیر و سلامتی و ثروت بی انتها بده…………………سپاسگذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم