0

نزدیکی خدا به انسان (جلسه سوم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

اغلب اوقات فکر می‌کنیم که از خدا دور شده‌ایم، شاید به خاطر کارهایی که کرده‌ایم 😔، یا شاید هم به خاطر دغدغه‌های روزمره زندگی 😩.
اما واقعیت چیز دیگری است.

اگر به دنبال نزدیکی خدا به انسان هستید، باید بدانید که این فاصله فقط یک تصور ذهنی است. ✨ خداوند در قرآن وعده داده که همیشه به ما نزدیک است، حتی نزدیک‌تر از رگ گردنمان!

پس وقت آن رسیده که این باور غلط را رها کنیم و این نزدیکی بی‌نظیر را با تمام وجودمان حس کنیم. ❤️ بیایید با هم به این حقیقت الهی پی ببریم. 🤝

خداوند به ما نزدیک است

اغلب ما فکر می‌کنیم خدا اون بالا، خیلی دور از ما نشسته و ما این پایین، تنها و دست خالی هستیم. 😔 اما اگه به آیه ۱۸۶ سوره بقره نگاه کنیم، می‌بینیم که خدا یه چیز دیگه می‌گه:

نزدیکی خدا به انسان

و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزديكم، و دعاى دعاكننده را اجابت مى‌كنم، پس [آنان‌] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.

اینجا خدا نگفته «من بخشنده‌ام» یا «من روزی‌دهنده‌ام»، بلکه گفته «من نزدیکم»! 🤩 یعنی کلید اصلی درک خدا، همین نزدیکیه. این یک نکته خیلی مهم و کلیدیه که همه صفات دیگه رو هم شامل میشه. این آیه، یک انقلاب فکری درباره نزدیکی خدا به انسان به وجود میاره.

فکرش رو بکنید: اگه خدا فقط خودش رو بخشنده معرفی می‌کرد، شاید بعضی‌ها می‌گفتند «خب من که خیلی گناه کردم، حتماً دیگه منو نمی‌بخشه.» 😞 یا اگه فقط می‌گفت «من رزاقم»، باز هم شاید کسی با خودش فکر می‌کرد «من که بنده خوبی نبودم، پس حتماً رزق و روزی منو قطع کرده.» 😔

اما وقتی خدا می‌گه “نزدیکم”، یعنی هیچ فاصله‌ای بین ما نیست. 💖
یعنی مهم نیست چقدر از خودت ناامید شدی، اونجا هست، نزدیک تو. این نزدیکی خدا به انسان، ریشه همه باورهای مثبته.

این عبارت نه تنها شامل بخشش و رزق الهی می‌شه، بلکه به این معناست که خدا همیشه در دسترس است.
به همین دلیل، باید این باور رو در قلبمون جا بدیم و بدونیم که این فاصله فقط یک تصور اشتباهه و بس. ❤️✨

نزدیکی خدا به انسان مهم‌ترین باوریه که برای داشتن یک رابطه سالم و عمیق با خدا به اون نیاز داریم.

خداوند تغییر نمی کند

یکی از مهم‌ترین حقایقی که باید درک کنیم این است که خداوند تغییر نمی‌کند. ⚡️
وقتی خدا در قرآن وعده داده که «من نزدیکم»، این وعده برای همیشه پابرجاست.

خدا مثل انسان‌ها نیست که امروز وعده‌ای بدهد و فردا آن را فراموش کند یا زیرش بزند. این حقیقت به ما آرامش و اطمینان خاطر می‌دهد. 😌
صفت تغییرناپذیری، هسته اصلی وعده‌های الهی است. پس هر زمان که احساس دوری کردید، به یاد بیاورید که این نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت ابدی و ثابت است.

پس اگر فکر می‌کنید به خاطر اشتباهات یا گناهانتان، از خدا دور شده‌اید یا او شما را رها کرده، باید بدانید که این فقط یک تصور ذهنی است. ما به‌عنوان مخلوق نمی‌توانیم اراده‌ی خدا را تغییر دهیم. 🙏

یعنی وقتی خدا اراده کرده که به ما نزدیک باشد، ما نمی‌توانیم با کارهایمان این اراده را نفی کنیم. این ایده که “ما از خدا دور شده‌ایم” در واقع یک فریب شیطانی است، چرا که انسان قادر نیست از وعده‌ی خدای خود تخلف کند.

وقتی خداوند قول داده که به تو نزدیک است، چگونه می‌توانی از او دور شوی؟!
این تصور با ماهیت خداوند و وعده‌های او در تضاد است و مانع درک حقیقت نزدیکی خدا به انسان می‌شود.

درک این حقیقت، اولین قدم برای رهایی از این باورهای اشتباه و در آغوش کشیدن آرامش است. نزدیکی خدا به انسان یک موهبت دائمی است که هیچ‌گاه از ما گرفته نمی‌شود.

نزدیکی خدا به انسان، یک حقیقت است، نه یک نظریه

هر نظری که دربارهٔ رابطه‌ات با خدا داری، تنها یک برداشت شخصی است و در واقع هیچ تأثیری بر ماهیت رابطه‌ی واقعی خدا با تو ندارد.
این‌که فکر می‌کنی او از تو دور شده یا تو را رها کرده، فقط نتیجه‌ی افکار خودت یا تلقین‌های دیگران است.
خداوند این باورها را ندارد؛ او به تو نزدیک است و نزدیکی خدا به انسان به هیچ دلیلی تغییر نخواهد کرد. 💖

برای اینکه یک رابطه واقعی و عمیق با خدا داشته باشی، باید ابتدا این فاصله ذهنی را از بین ببری. ✨
قدم اول این است که خودت را ببخشی و با تمام وجودت باور کنی که خداوند همان‌قدر به تو نزدیک است که در قرآن وعده داده است.

این پذیرش درونی، اولین قدم برای اصلاح نگرش و تجربه یک رابطه متفاوت و لذت‌بخش با خداست.
با حذف این فاصله‌ی خیالی، مسیر برای تجربه‌ی واقعی نزدیکی خدا به انسان هموار می‌شود و درهای آرامش به روی زندگی شما باز خواهد شد.

توبه؛ کلید رهایی و نزدیکی به خدا

برای اینکه بتوانیم آن نزدیکی خدا به انسان را تجربه کنیم، باید اول از همه، گذشته را رها کنیم. 🕊️
گذشته‌ای که پر از حسرت و پشیمانی است و به ما احساس بد می‌دهد، مانع از حرکت ما به سمت جلو می‌شود و یک دیوار نامرئی بین ما و خدا می‌کشد.

بهترین و مؤثرترین راه برای پاک کردن این گذشته و رها شدن از بار آن، توبه است.
این راهی است که خداوند خودش برای ما قرار داده تا بتوانیم به پاکی اولیه خود بازگردیم و از شر گناهان و افکار منفی رها شویم.

در قرآن، بارها از عبارت توبه استفاده شده و انسان‌ها به توبه دعوت شده‌اند. نکته شگفت‌انگیز و بسیار دلگرم‌کننده اینجاست که هر بار پس از دستور به توبه، بلافاصله وعده بخشش و عفو الهی بدون هیچ قید و شرطی داده شده است. ✨

مثال‌هایی از قرآن برای بخشش بعد از توبه

  • سوره نساء، آیه ۱۷:توبه نزد خدا، تنها برای کسانی است که از روی نادانی کار بدی انجام می‌دهند، سپس به زودی توبه می‌کنند. خداوند توبه این افراد را می‌پذیرد و خداوند دانا و حکیم است.
    در این آیه، بلافاصله پس از اشاره به توبه، وعده پذیرش آن بیان شده است.
  • سوره هود، آیه ۳:و از پروردگار خود آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید (و توبه کنید) تا شما را تا مدّت معینی، (از مواهب زندگی) به خوبی بهره‌مند سازد و به هر کس که شایسته نیکی است، از فضل خود عطا کند.
  • در این آیه هم توبه و استغفار مستقیماً به بهره‌مندی از زندگی خوب و دریافت فضل الهی مرتبط شده است.
  • سوره فرقان، آیه ۷۰:مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پس خداوند بدی‌های آنان را به نیکی‌ها تبدیل می‌کند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.
    این آیه یکی از قوی‌ترین مثال‌ها است که نه تنها وعده بخشش می‌دهد، بلکه می‌گوید خداوند گناهان را به حسنات تبدیل می‌کند، که نشان‌دهنده عظمت و مهربانی بی‌نظیر اوست.

این آیات به وضوح نشان می‌دهند که توبه دروازه‌ای مستقیم به سوی بخشش الهی است و نزدیکی خدا به انسان نامحدود و در دسترس است.
تنها شرطی که خداوند برای بخشش قرار داده، این است که فرد گناه‌کار واقعاً نیت کند که دیگر آن خطا را تکرار نکند.
همین نیت خالصانه و قلبی، کافی است تا درهای رحمت الهی به رویتان باز شود و شما را از بند گذشته آزاد کند.

پس، برای تمام افکار و احساسات منفی که باعث شده‌اند فکر کنید از خدا دور شده‌اید، توبه کنید. 🤲

از خداوند برای تمام خطاهایی که مرتکب شده‌اید طلب بخشش کنید و سپس با تمام وجودتان، خود را نزدیک او احساس کنید.
با این کار، نه تنها گذشته را رها می‌کنید، بلکه نگرش و احساس شما نسبت به خداوند کاملاً دگرگون خواهد شد.

اینجاست که طعم واقعی ایمان و لذت یک رابطه نزدیک و عمیق با خدا را تجربه خواهید کرد. ❤️

استفاده از توبه، یک ابزار قدرتمند برای رسیدن به این آرامش درونی است و به شما کمک می‌کند تا باور کنید نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت همیشگی است، نه چیزی که به اعمال شما وابسته باشد.

با رها کردن گذشته، آینده‌ای سرشار از نور و آرامش را در آغوش می‌کشید. این تغییر درونی، پلی است که شما را از دنیای تاریک ناامیدی به دنیای روشن امید و اتصال به خالق می‌رساند.
تجربه نزدیکی خدا به انسان، بزرگترین نعمت در زندگی است.

نتیجه‌گیری: از باور دوری به حقیقت نزدیکی

در نهایت، می‌توانیم با اطمینان بگوییم که نزدیکی خدا به انسان نه یک نظریه، بلکه یک حقیقت تغییرناپذیر است. این باور که از خدا دور شده‌ایم، تنها یک مانع ذهنی است که خودمان و جامعه برایمان ایجاد کرده‌ایم.
با پذیرش این حقیقت، دیگر نیازی نیست خود را به خاطر گذشته سرزنش کنیم یا از رحمت الهی ناامید شویم.

درک این موضوع به ما قدرت می‌بخشد تا با آرامش بیشتری به زندگی ادامه دهیم و هر لحظه حضور خداوند را در کنار خود احساس کنیم.

باور به نزدیکی خدا به انسان به ما این امکان را می‌دهد که گذشته را با توبه رها کنیم و با تمام وجود، خود را در آغوش پرمهر خداوند احساس کنیم.
توبه به ما فرصت می‌دهد تا از بند گناه و حسرت آزاد شویم و یک شروع تازه داشته باشیم.

این تغییر نگرش، زندگی ما را دگرگون می‌کند و به ما اجازه می‌دهد طعم واقعی آرامش و ایمان را بچشیم.
این آرامش ناشی از دانستن این حقیقت است که مهم نیست چقدر اشتباه کرده‌ایم، او همیشه نزدیک ماست و منتظر بازگشت ماست.

پس بیایید از همین لحظه، دیوار فاصله را در ذهن خود خراب کنیم و از لذت بی‌نظیر نزدیکی به خالق هستی بهره‌مند شویم. ❤️
این حقیقت، کلید رهایی ما از رنج و ناامیدی است و ما را به سوی یک زندگی پر از نور و امید هدایت می‌کند.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.18 از 189 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12222
296 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۲/۰۵/۱۸ ۱۴:۱۲
      مدت عضویت: 1317 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 529 کلمه

      باسلام خدمت شما 

      من با خودم فکر میکنم که این کارا منو از خدا دور کرده بوده و انجام ندادن اینا گناه محسوب میشه و خدا از من درور میشم :

      وفتی که همه انسانها میگفتن کسی رو خدا دوست داره که همیشه وضو داره و نماز اول وقت میخونه، در ذهن من سخت بود و همیشه باید با گوش کردن حرف دیگران پیش چشم اونا خوب کار کنیم که بگن اره این با ایمان هست،

      ولی این طرز فکر اش بنظر من غلط بود و خدا هیچ وقت به این موضوع کاری نداره و من رو گناه کار نمیدونه و این من خوبه که نسبت به خودم احساس گناه داشتم با نخوندن نمازم و دیدم در اشتباهم و اصل خدا چیه و من از وجود خدا بیخبر بودم ،

      یکی از افکار اشتباه گذشته من که فکر میکردم منو از خدا دور کرده این بود که اون طوری که دوست دارم لباس بپوشم و بیرون برم، ولی خوب بزرگ تر های ما میگفتن که کسی که به خدا نزدیک هست و ایمان داره باححاب باشه اما این حرف از نظر من به دلم نمینشست و من دوست داشتم ازادانه لباس بپوشم ، و وقتی فکرم با حرف مردم یکی نبود احساس گناه میکردم و فکر میکردم خدا هم منو نمیبخشه و خواسته‌های منو اجابت نمیکنه،

      گاهی وقتا از جایی میومدم خونه که حس منفی در اون جمع موج میزد و من رو اذیت میکرد و من از شدت ناراحتی گاهی در حد کمی از اون افراد غیبت میکردم و شکایت میکردم ،

      و اونا حسم رو بد کردن و من خودمو گناه کار میدونستم در صورتی که اشتباه فکر میکردم و چون حسم در اون شرایط بد می‌شده با حس بد از رفتار اون فرد حرف میزدم این نمیتونه باعث گناه من بشه و من خودم رو میبخشم و این کار رو تکرار نمیکنم و توبه میکنم، 

      من همیشه فکر میکردم که در تنها نبودن من دیگران تاثیر دارند و همه لحظه های که توی خونه با تنهایی سپری میکردم حسم بد بوده با خودم و حتی گاهی از تنهایی به مامانم با اشک و گریه شکایت میکردم که دیدی فلانی برای من ارزش قائل نیست و منو با خودش نمیبره بیرون که تفریح کنیم و در اشتباه خودم غرق بودم تا اینکه اگاه شدم و دونستم تا زمانی که حسم به خودم اینه که من تنهام و کسیو ندارم انسان ناراحتی هستم و این به نوعی برام گناه حساب میشد که با وجود خدا و خودم حس تنهایی کنم، 

      حالا من عوض شدم و تغییر کردم من دیگه از خدای درونم دور نیستم و او همیشه با منه و منو میبینه میشنوه و در همه لحظه های زندگی کنارمه، من هم میخوام خودم رو ببخشم و توبه کنم و از الان به بعد در این تاریخ هیجده مرداد ماه  و ساعت من انسان پاک خدا هستم که خودم رو میبخشم و میدونم خدا هم منو بخشیده و به خدا اطمینان دارم و اوست که مهربان و بخشنده هست و من با نگاه درست با داشتن اگاهی و باور های درست خودم رو دوست دارم و راضی هستم و احساس میکنم که خدا رو همیشه در کنارم حضور داره و گاهی دوست دارم حتی بغلش کنم و محکم فشارش بدم و بگم خدایا دوستت دارم ،

      باتشکرازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار somi13700
      ۱۴۰۲/۰۲/۰۶ ۱۰:۲۳
      مدت عضویت: 2183 روز
      امتیاز کاربر: 8593 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 364 کلمه

      سلام و عرض ادب 

      من می خوام طعم خدا رو حس کنم

      چون من در دوران کودکی خیلی از اطرافیانم شنیدم که برای احساس نزدیکی به خداوند اول نماز و تسبیح و قرآن جزوه اعمال واجبات و باید بهشون عمل بشه یکی از دلایلی که احساس دوری می کردند از خدای مهربونم و همچنین احساس بدم از آرایش و لباس هایی که آخوند ها می گفتند که این گناه ولی نمیدونستم که احساس ملاک درستی رفتار یک شخص محسوب میشه و ترازوی اعمال از طریق احساس باعث شناخت درستی مسیر است ولی از الان برای همیشه تمام سعیم رو می کنم تا نمازم و سر وقت بخونم و احساس عالی از خواندن قرآن و درک کنم حالا که ملاک من برای درستی مسیر احساسم هست و به خاطر اینکه درست عبادت نکردم به خاطر حرف هایی که می زدند و من ناراحت می شدم و از خدا گله می کردم و بدی هایی که در حقم انجام دادند و من همیشه از خدا شکایت میکردم که چرا واقعاً همچین اتفاقی برای من میافته غافل از اینکه فکرم اشتباه بوده حتی یادم یکبار به خاطر بدی هایی که در حقم می شد پدر و مادرم گفتند تو نیت بدی داری مقصر خودت هستی در صورتی که قبلاً اعتقاد داشتم که آدم زرنگ دشمن زیاد داره یا مثلاً شعر هرکه در این بزم مقربتر است جام بلا بیشترش میدهند و همین افکار و باور اشتباه باعث شده بود تا در مسیرم افراد بدی قرار بگیرند الان بیشتر درک کردم و الان آگاه هستم که آرامش و آسایش و اعتماد به نفس فقط از طریق ارتباط با خداوند متعال کسب میشه و من نهایت سعیم را خواهم کرد تا این احساس دور افتادگی از خداوند و لطمه روحی زیادی که خوردم و حالت ناشکری که داشتم چون اصلاً فکر نمیکردم به خاطر افکار خودم هست رو خط بزنم

      و حالا پایان این سبکه زندگی 

      من از امروز تصمیم گرفتم برای همه اشتباهاتم برای همه گناهانم برای همه خطا هام خودم رو ببخشم از خدای مهربانم طلب عفو و بخشش کنم و ایمان دارم خدای مهربانم بلافاصله درخواست من را تایید میکند و من از این لحظه بنده پاک و محبوب و مورد علاقه و دوست داشتنی خداوندم هستم 

      بی نهایت سپاسگزارم استاد

      \"🙏\"/
      \"🥲\"/
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 83 کلمه

      سلام و درود بر استاد گرامی و دوستان 

      از درس امروز یاد گرفتم خودم را با تمام ویژگی های که دارم دوست داشته باشم و برای تمام اشتباهتم از خداوند طلب بخشش کنم و ایمان داسته باشم خداوند بخشنده و مهربان مرا می بخشد و من از این لحظه بنده ی پاک و محبوب و دوست داشتنی خداوند هستم و چه حس دلنشینی هست وقتی با خدا یکی میشی و این حس زیبا رو برای تمام دوستانم آرزو می‌کنم و از استاد عزیز سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 12 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار السا فرزانه
      ۱۴۰۲/۰۱/۲۲ ۱۵:۴۳
      مدت عضویت: 1330 روز
      امتیاز کاربر: 102719 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,213 کلمه

      🌹یه نام زیباترین و مهربان ترین خدایی که تا کنون شناختم🌹

      درود و احترام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر 💮

      بسیار خوشحال ، خوشبخت، و شکرگزار خداوند هستم که مسیر تناسب فکری باعث شد تا چشمانم به روی حقیقت باز بشه و خدای واقعی رو بشناسم و مسیر زندگیم به صراط مستقیم هدایت شه و بتونم احساس خوشبختی واقعی رو بچشم 💮

      من تا ۳۳ سالگی نماز نمیخوندم و حجاب نداشتم و بسیار از سمت اطرافیان سرزنش میشدم، با اینکه پدر و مادرم اصلا سختگیر نیستن اما از سرزنش های دیگران و انچه در جامعه شنیدم و در مغز و باورهای ما فرو کرده بودن، به شدت احساس گناه داشتم.

      تا اینکه در ۳۳ سالگی کلاس تفسیر مثنوی مولانا شرکت کردم. استاد اون کلاس خانم دکتری بسیار امروزی و شیک پوش بودن و خیلی خوش سخن. که افراد کلاس رو خیلی جذب سخنان خودش میکرد. و هر جلسه ما رو  خیلی زیاد تشویق میکردن نماز بخونیم. و تقریبا همه کسایی که در کلاس بودن نماز خون شدیم. اما… 

      یادمه در یکی از فایل ها استاد خودمون، استاد عطارروشن عزیز میگفتن خودتون اصل آگاهی رو بفهمین اگه از کسی آگاهی بگیرین، و خودتون بهش نرسید، اون اگاهی در شما گسترش پیدا نمیکنه. 

      و دقیقا برای من همین اتفاق افتاده بود. 

      من با قلب و درونم به آگاهی نرسیده بودم. و تصمیم به نماز خوندن گرفتم. 

      در کنارش اون خانم دکتره، خیلی زیاد بصورت نامحسوس و با کلام خیلی جذاب ما رو از عذاب خدا میترسوندن و من به شدت خداترس شدم. بدون اینکه شناختی درست از خدا داشته باشم.و ادم هر مسیری رو هم که بره، به سرعت گسترش پیدا میکنه، من هم در اون مسیر اشتباه گسترش پیدا کردم ،  روز به روز از خدا دورتر میشدم در حالیکه خوشحال بودم در صراط مستقیمم. البته خوشحال واقعی نبودم، خودم رو دلداری میدادم که خدا اینه.

      تا اینکه از مطالب کلاس و مطالعات خودم به تضادهای خیلی عمیقی برخوردم. 

      سه سال تمام با اذان نماز اول میخوندم، نماز شب حتی میخوندم، روزی ۱۰۰۰ مرتبه صلوات میفرستادم، سالی چند مرتبه قران ختم میکردم، انواع ذکرها رو میخوندم، دیگه لاک نمیزدم چون اون خانم دکتره گفته بود چاکراهای نهایی بدن که محل ورود و خروج انرژی ان در سر انگشتان قرار دارن و وقتی لاک میزنین اب به ناخن نمیرسه و چاکراها شستشو نمیشه و انرژی منفی در بدن تون باقی میمونه (الان برام بی نهایت خنده داره این حرفها😁) اما مساله این بود که: 

      من علیرغم تمام این اعمال که طبق خدای مرسوم در جامعه و عموم مردم، بهترین و صالح ترین سبک زندگی بود، ذره ای آرامش نداشتم!

      من هرشب از دل خواب بیدار میشدم ، یک ساعت نماز میخوندم، اما ذره ای آرامش و خدا دوستی نداشتم. 

      من از ترس حق الناس و عذاب وجدان یک آن ارامش احساس نکردم در اون سه سال. 

      من تمام لحظه به لحظه اون سال، هر کاری میکردم، حتی اگه یه شوخی معمولی میکردم سریع ، تمام وجود و روحم رو استرس عذاب الهی میگرفت که ای وای دلش رو شکستم، حالا خدا اون دنیا منو چطور عذاب میده و چیکار میکنه! و باید زنگ میزدم عذرخواهی میکردم و حلالیت طلب میکردم! و خب خیلی واضحه که اینطوری تمام عزت نفس  و اعتماد به نفسم تخریب میشد چون همیشه در سرزنش و احساس گناه بودم.

      من اون موقع بر خلاف همیشه م، لاک م رو پاک کرده بودم ولی در چاکراهام هیچ انرژی مثبتی احساس نکردم 😁

      برعکس همیشه در استرس بودم! 

      و این تضادهایی که بیشتر و بیشتر میشد ، باعث شد من از اون خدا به شدت متنفر شم! زده شم از همه چی.  

      و روحم طلب حقیقت داشت. 

      تا اینکه به لطف خدای بزرگ با استاد عطارروشن و تناسب فکری آشنا شدم. و کم کم تمام این تضادها رنگ حقیقت گرفت. و به سمت حقیقت هدایت شدم.و خدای جدیدی رو شناختم که باعث شد برام دنیا دنیا خوشبختی و ارامش به همراهش داشته باشه. 

      تمام اون رفتارهای غلیظ مذهبی رو کنار گذاشتم چون هیچ ارامشی ازشون نداشتم. هیچ احساس خوبی برام نداشتن. لق لقه ی زبان بودن که هیچ ازشون نمی فهمیدم. 

      بحث چاکراها و تکنیک و مدیتیشن و چی و چی رو برای همیشه در ذهنم بستم و به جای اینکه بشینم ساعتها به زبان عربی نمازی بخونم تا بلکه رضایت خدا رو از اون طریق بدست بیارم، با زبان فارسی با درک و فهم و ظرفیت خودم با خدا حرف زدم و حرف زدم و حرف زدم.

      من اون موقع یک بت پرست کامل بودم! یک ادمی که فقط تمام وجودم ترس و نگرانی و وحشت از خدا بود. و همیشه با وحشت میگفتم یعنی خدا از من راضیه؟! یعنی خدا منو می بخشه؟! و چه اشکها که به اسم همین توبه که نریختم!!! چقدر در شبانه روز  قران و نماز میخوندم بعد آرامش نداشتم که، میخواستم در ازاش ارامش از تکنیک های پاکسازی چاکراه و مدیتیشن بگیرم 😁

      الان هیچ کدوم از اون کارا رو نمیکنم، مدیتیشن و تکنیک و پاکسازی چاکراها برام کاملا بی معنی شده، در عوض آرامش ، شادی و خداپرستی بی نهایت لذت بخش و رها و سبکبالی دارم. 

      البته از اون دوران سه سال،  از  اون همه نماز خوندن و کارهایی که کردم هم پشیمان و متنفر نیستم. اونها هم همه برام باارزش ان چون بخشی از پازل کمالم هستن، چون همون ها برام تضاد ایجاد کرد ک اگه من در صراط مستقیمم چرا نعمت و  فراوانی و راحتی و شادی تو زندگیم نیست؟ چرا ارامش ندازم؟ چرا همش برام مساله پیش میاد؟ چرا.. چرا… و هزار و یک چرا…

      تا اینکه بلاخره اون تضادها باعث شد از صمیم وجود خواستار شناخت حقیقت بشم که خدا رو شکر در مسیر تناسب فکری و کشف حقیقت و خدای جدیدم قرار گرفتم. و مهمترین تغییری که شناخت خدای جدید برام به دنبال داشت، حس عمیق رهایی و سبکبالی هست. 

      واقعا هر چه شناختم عمیق تر میشه ، هرچه بر روی رابطه و صمیمیتم با خدا بیشتر کار میکنم، سبکبال تر میشم. 

      پیش از این و با خدای قبلی  باورهای قبلی, یه جوری قلب و روحم سنگین و غمگین بود انگار تمام غم دنیا توی وجود من قرار داشت. اما الان از صمیم دل خوشحال و ارامم . واقعا وصف احساسم درباره خدا ی جدیدم و ثمراتی که این شناخت جدید برلم داشت، با کلام و کلمات بشر خیلی سخته. 

      اما من این روزها خوشحال ترینم و سبکبال ترین 

      وقتی هر بار به خودم یاداور میشم السا تو یک تکه از خدایی، تو روحی در کالبدت داری که یک قطره از بیکران خداست ، دلم میخواد از شوق پرواز کنم. 

      من این روزها درظاهر تمام اعمال دینیم رو ترک کردم ، اما درونم خیلی خیلی خیلی بیشتر از قبل سرشار از خداست، عاشق خداست، و هر لحظه به یاد خدا. و در شادی و ارامش. 

      من این روزها خیلی خیلی خیلی بیشتر از قبل به خدا توکل و ایمان و باور دارم. 

      من خدا رو در هر لحظه زندگیم، در هر ذره از جهان می بینم و میپرستم… در صدای خنده و خوشحالی مادرم…. در جریان اب! در خنکای نسیم سر صبح…در آواز پرندگان….در گلهای و زیبایی و سرسبزی بهار…در آبی اسمان…در صدای پر شوق و انرژی استاد و کلمات الهی که یادمون میدن….در آگاهی و الهامی که هر روز می اموزم …. و با هر لحظه ش از صمیم دل شاد و ارامم و تا جایی که میتونم عمیق و از ته دل شکرش رو به جا میارم 💮🌷

      اینم از اعجاز های استاد عزیز در زندگی مون 😍💮

      سپاسگزارم استاد عزیز و دانا 

      الهی هر آن نور و شادی بیشتر به زندگی و قلب تون بتابه🌞💮🌷

      سایه تون مستدام 💮

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 42 از 9 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار انور
        ۱۴۰۲/۰۷/۰۶ ۰۸:۵۰
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        باسلام خدمت دوستان و خانم السا عزیز سپاسگزارم بابت کامنت زیبا و فوق العاده تون مخصوصا آخر کامنتتون که میشه خداوند رو در زیبایی هایی اطرافمون که غرقشون هستیم ببینیم و لمس کنیم و خداوند نزدیک نزدیک رو احساس کنیم کنارمون☺️

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه
      ۱۴۰۱/۱۲/۱۹ ۱۵:۲۹
      مدت عضویت: 1233 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 313 کلمه

      با سلام خدمت همه دوستان و استاد عزیز

      خدارو شاکرم ک هر روز درهای جدیدی ب روم باز میکنه.خدایا شکرت ک هرلحظه با منی.خدایا شکرت ک دارم توی لحظه هام بهت فکر میکنم و سعی میکنم ک خواسته هامو ب تو بگم ن ب بنده هات.

      استاد من ب قول دوستمون همیشه این جمله رو میگفتم ک خدا همیشه بامنه خدا همیشه هوامو داره و یت اینکه خداوند انسان رو توی سختی آفریده برای اینکه روزای خوش زندگیش رو ب یاد بیاره.ولی اینا حرفا و باورهای غلطی بود ک بهمون یاد داده بودن و من خودم ب شخصه اینا رو طوط وار فقط تکرار میکردم و در درونم بهش باور نداشتم.ولی ی مدتیه ک با این سایت و سایت دیگر اساتید ک آشنا شدم فهمیدم چهل سال خودمو از خدای خودم دور کرده بودم.خودمو دوست نداشتم ب خاطر اینکه گناهکارم.نماز نمیخونم.روزه هامو الکی گرفتم.یا اینکه حجاب کامل نداشتم.یا با نامحرم دست دادم یا از این حرفا و باورهای غلط اینجوری.ولی الان تازه فهمیدم ک اینا گناه نبوده این حرفا و مثال‌ها فقط زاده ی ذهن بزرگتر و مدیر و معلم هامون بوده و منم هیچ وقت تلاش نکردم ک پیگیر این قضایا باشم.خودمو بشناسم.خدای خودمو بشناسم.ولی الان میگم من جزئی از خداوندم.من از ذات پاک خداوندم.من انسان پا و درستکاری هستم مثه همه ی آدمهای دیگه ک ذاتمون پاکه و این شیطانه ک ذات پاک ما رو لکه دار میکنه ک البته منه انسان باید بتونم راه ورودش رو کوچیک کنم..من میخوام قدم توی مسیر درست بذارم و فقط از خود خدا میخوام ک راهنمای من باشه و درست ترین کار رو بهم الهام کنه.ایده بده ک زندگیمو ب سمتی ببرم ک دلم میخواد.دلم میخواد جوری زندگی کنم ک وقتی روح از بدنم جدا شد ب خودم بگم لذت بردم از زندگی زمینی و الان میخوام برم ب ی دنیای زیباتر و واقعی تر.خدایا چنان کن ک من خشنود باشم و تو راضی از من.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      ۱۴۰۱/۱۲/۱۲ ۰۱:۲۳
      مدت عضویت: 1201 روز
      امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 782 کلمه

      سلام گرم من به استاد عطار روشن عزيز

      چقدر مثال خوبي بود كه ما مثل يك ليوان هستيم از يك اقيانوس به نام خدا…ما خود خداييم فقط در اين بدن …اگر من همين يك نكته رو درك كنم تمام باورهاي احساس گناه گذشته و اون كوله بار احساس گناه پودر ميشه و ميشكنه و ميريزه و ديگه با من نخواهد بود

      به نظرم با باور اين جمله شما ، چيزي به نام گناه وجود نخواهد داشت و هر چه هست تجربه خداوند در وجود مادي ما است

      خداوند داره خودش رو در هر بدني و فكري يك جوري تجربه ميكنه

      ولي اين به معناي اين نيست كه ما محكوميم هر تجربه اي رو كه خدا خواسته و دوست داره رو واردش بشيم…خداوند به ما اختيار داده كه اگر هر تجربه اي رو دوست نداشتيم ديگه انجامش نديم…اگر چشم باز كنيم و خوب به دنياي اطرافمون نگاه كنيم خواهيم ديد كه افراد چه تجربه هايي كردن و چه نتيجه هايي داشتن…ما ميتونيم بدون اينكه خودمون اون تجربه رو داشته باشيم تصميم بگيريم كه ميخواهيم اون تجربه رو وارد زندگيمون كنيم يا نه 

      اين برداشت من بود از چيزي به نام گناه

      و اما درباره تمرين كه گفتين چقدر ما خودمون رو از خدا جدا ميدونيم و احساس گناه داريم؟ من متوجه شدم من زياد به زبون ميارم كه من جزيي از خدام ولي در واقع اين رو قبول ندارم …چطور ؟؟؟؟    چون خداوند رو جدا از خودم ديدم…شايد به دليل نرسيدن به خواسته هاي بزرگم هست

      احساس نميكنم گناه كارم و از خدا دورم ..فقط خودم و خدا رو دوتا ميدونستم ..اين در صورتي هست كه هميشه ميگم ما و خدا يكي هستيم و ميگفتم خداوند از روح خودش در ما دميده و ما و خدا يكي هستيم….اما اينكه چرا اين باور رو نميتونستم زندگي كنم براي خودم سوال هست!!!!

      تا حدودي به جوابش رسيدم و اونم اين بود كه من خودم رو هميشه مقصر ميدونم در نرسيدن به اهدافم ..من استاد سرزنش كردن خودم هستم…صب تا شب همه اش دارم خودمو سرزنش مي كنم

      هي ميگم اين همه زمان داشتي ميتونستي فلان كارو بكني نكردي …ببين همه سرگرم پيشرفتن ولي تو چي …همين تمرينات خودشناسي رو هم انجام نميدادم و ميگفتم وقتم رو بايد بزارم براي پيشرفتم …غافل بودم از اينكه همين تمرينات خود پيشرفتن …البته من شخصيتم با اون آدمي كه سه سال پيش وارد اين مسير خود شناسي ها شده خيلي فرق كرده اما خودم راضي نيستم از تغييراتم….( اين رو هم اضافه كنم كه خانواده من ، من رو در هر زمينه موفق ميدونن و الگو اونها هستم …اين يعني من از بيرون موفقيت  هاي بزرگي داشتم ولي خودم در تنهاييي خودم به جاي اينكه خوشحال باشم از اين موضوع هي به خودم ميگفتم نه اينكه چيزي نيس ..همه ميتونن اين كارارو بكنن…)

      …امان از اين ذهن 

      شايد ريشه اين نارضايتي از خودم در اضافه وزنم باشه كه در داستان هدايتم هم بهش اشاره كردم 

      حسم از درون شاد نبود هيچ وقت..در صورتيكه در سايت ديگري كه نتايج دوستان هم كلاسيم رو ميخونم و به خودم ميگم اينا چرا اين تغييرات براشون انقدر بزرگه …خوب منم اين تغييرات رو داشتم ولي به نظرم اين اونقدري بزرگ نيست كه بيام براش وقت بزرام و بنويسم…

      و اين دامي بود كه ذهن، من رو در اون انداخته بود…

      البته كه خوراك ذهنم رو خودم بهش ميدادم چون دائم خودم رو سرزنش ميكردم …همين باعث شده بود خودم رو لايق هيچي ندونم …آرزوهاي بزرگي دارم …اما در پس اون آرزوهاي بزرگ احساس بي لياقتي و كامل نبودن من ..داشت كار خودش رو ميكرد…

      خدا رو شاكرم كه با هدايت شدن به اين مسير و اين سايت دارم بيشتر با لايه هاي مخرب درونم آشنا ميشم 

      همين نوشتن داره درهاي بزرگي از خود شناسي رو به روي من باز ميكنه كه اين فقط لطف خداست

      چند وقتي هست هر روز به خدا ميگم خدايا هر جايي تو ي هر سايتي كه قبلولش دارم ميرم ميبينم كه خوشبختي نتيجه كار كردن روي خودمونه و ما نبايد براي خوشبختي دست و پا بزنيم …پس چرا اون چيزايي كه ميخوامو بهم نميدي ….هر كاري لازمه كه انجام بدم تا آسون بشم براي نعمت هات رو بهم نشون بده… و الان احساسم بهم ميگه راهش همين نوشتن در سايت هايي هست كه عضو هستي و داري از مطالبشون استفاده ميكني

      چيزي كه ذهنم به عنوان يك كار بيهوده ازش ياد ميكرد

      خدايا شكرت به خاطر اين آگاهي امروز

      امروز به تاريخ دوم مارچ هست برابر با ۱۱ اسفند ۱۴۰۱.

      من اينجا براي اولين بار اعتراف كردم كه چقدر به خودم بد كردم …چقدر خودم بدترين دشمن خودم بودم…چقدر اجازه دادم به نجواهاي ذهنم كه من رو تحقير كنه…خدا رو تحقير كنه…

      از خداي درونم ميخوام من رو ببخشه و اين حس هاي احساس گناه از كم بودن و بي لياقتي رو ازم بگيره و من رو به اقيانوس خودش برسونه…

      دوست دارم حس كنم با اقيانوس الله يكي هستم

      آمين

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 23 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نجمه
      ۱۴۰۱/۱۲/۰۸ ۰۹:۴۸
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 247 کلمه

      سلام و درود بیکران بر استاد بزرگوار و همراهان گرامی

      خداراشکر میکنم که در این مدار قرار گرفتم امید وارم این قدم های کوچک که بر میدارم باعث سعادت و آرامشم بشود خدایا مچکرم که من را در مدار بخشش قرار دادی که خودم گذشته ام و خانواده ام دوستانم و همنوعانم را ببخشم من خودم را میبخشم و رها میکنم من رها هستم من آزاد هستم خدایا مچکرم مچکرم مچکرم 

      من بنده ی خوب خدا هستم

       من دختر پاک خدا هستم

       من روح پاک خدا هستم 

      من قطره ای از دریای خدا هستم

       روح خدا در من است 

      خداوند من را پاک خلق کرده 

      من روح پاک الهی هستم 

      من چسبیده به خدا هستم 

      خدایا مچکرم که با منی درمنی من از تو ام تو از منی 

      خدایا چقدر سرشار از شوق و شادی میشم که مینویسم و یاد آوری میکنم به خودم که من از تو هستم من یه قطره ای هستم از کل ذات پاک تو خدا جونم الله مهربانم هر لحظه من را حمایت حفاظت و حمایت کن که من هر آن و هر لحظه به تو محتاجم خدایا الله مهربانم من نه میدانم نه میتوانم تو قدرت مطلق هستی تو توانای مطلق هستی منبع و مقصد تویی من نه چیزی هستم نه چیزی دارم خودم را به دریای بیکران قدرت وثروت پاک تو میسپارم خودم را به تو میسپارم خودم را در آغوش تو میگزارم خدایا هر لحظه منو حفظ کن که حافظ و نگهبانی غیر از تو نیست خدایا شکرت خدایا مچکرم به خاطر این مدار قشنگ تجربه ی عالی خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار somi13700
      ۱۴۰۱/۱۲/۰۶ ۰۱:۲۴
      مدت عضویت: 2183 روز
      امتیاز کاربر: 8593 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 428 کلمه

      سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و دوستان پرانگیزه

      ونحن اقرب الیه من حبل الورید

      وما نزدیک تراز رگ گردن به شما هستیم 

      من خودمو بخشیدم 

      • من جزوی از خدا هستم 
      • من جرعه ای از خدا هستم
      • من نفس خدا هستم
      • من نور خدا هستم
      • من پاره ای از خدا هستم
      • من چسبیده به خدا هستم
      • من قسمت جدایی ناپذیر از خدا هستم
      • من امکان جداشدن از خدا رو ندارم
      • من هزار بار تکرار میکنم من در آغوش خدا هستم
      • من باخدا هستم من با خدا هستم 
      • خدا بامن است درون من است 

      دقیقاً همه ی مثال هایی که زدین در مورد طبیعی بودن شرایط و مشکلات زندگیم و انتظارم درباره لیاقتم از بخشش خداوند رو قبول دارم استاد

      وهمین آموزش های قبلی رو مانند قانون شطرنج فکر میکردم باید اصول رو رعایت کنم وگرنه کیش و مات میشم

      وهمیشه همین فکر رو دارم و پرونده ی خودمو سیاه می‌دیدم

      وطبق معمول شیطان در کمین وارد صحنه میشد و اون احساس بد و سرزنش رو به شرایط داغون تبدیل میکرد و درنهایت آرزوی مرگ میکردم میگفتم خدایا الان در هر لحظه دارم گناه میکنم کاش بمیرم تا بیشتر ازاین دیگه گناه نکنم وتا قبل از شروع این دوره اینقدر خودمو تو ترازوی گفته های همون اصولی که خانواده و معلم و اجتماع و بیشترین نفر خودم قرار میدادم و مقایسه میکردم که… 

      وهمه ی این تصورات غلطی که من از خدا داشتم و باورم که خودم رو لایق و شایسته استفاده از این نعمت ها رو ندارم به هر دلیلی… 

      من متوجه شدم این احساس یعنی اینکه من خودمو بنده خدا نمی‌دونستم 

      واین یعنی شرک 

       چون اجازه داده بودم دیگران منو براساس گفته هاشون قضاوت کنن یا خودم بر اساس همون گفته ها که هیچ سند ومدرک وامضای الهی پای 

      اون گفته ها ندیدم قضاوت کنم

      خدایا شکرت که این آگاهی رو بدست آوردم

      بی نهایت سپاسگزارم استاد 🙏 

      هرجا حرف از اشتباه وخطاست بلافاصله خداوند تاکید کرده توبه کنید میبخشمتون 

      آخیش چقدر این جمله خوبه واااای خدای من چقدر آروم شدم

      پس همش چرت بوده

      چون احساسم همیشه بامن صادق بوده و همیشه از گفته های شما نتایج عالی گرفتم پس به شما اعتماد میکنم

      همین چند کلمه خیلی آرومم کرد پس درسته ، درسته،،،

      من فابریکی نزدیک خدا هستم 

      من جرعه ای از خدا هستم 

      من ذره ای از خدا هستم 

      ازاین جمله هم خیلی خوشم اومد  

      من از امروز به تاریخ ۰۱/۱۲/۵ خدای مهربونم من ازتو طلب بخشش میکنم از تمام اشتباهات گذشته ام ومن امروز آگاه شدم این رفتارهایم اشتباه بوده و تصمیم گرفتم این اشتباهات رو تکرار نکنم و خودم رو میبخشم مطمئنم که تو منو می‌بخشی و ایمان دارم خدای مهربونم بلافاصله خواسته ی منو تایید میکنه

      ازاین لحظه به بعد من بنده پاک ،محبوب و دوست داشتنی و مورد علاقه خداوندم هستم 

      درپناه خداوند مهربان باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 359 کلمه

      سلام و درود خدمت استاد عزیزم و همگروهی های گرامی .وقتتون بخیر و شادی 

                “ من خودم را بخشید ”

      من خودم را بخشیدم ، من خودم را مدام میبخشد .

       من نور خدا هستم ، من عشق خدا هستم .

      من درون خداهستم،من باخدا قاطی هستم.

      من با خدا یکی هستم ، من پاره ای از خدا هستم .

      من و خدا از همدیگه جدایی ناپذیر هستیم.

      در هر شرایطی امکان جدا شدن از خدا وجود نداره.

        من در حضور خدا هستم ، من در آغوش خدا هستم ، من نور خدا هستم .

      من با خدا هستم ، خدا با من است .

      می گویند با خدا باش پادشاهی کن ! ، الان از قلبم فهمیدم ، من الان پادشاه هستم .

      از خدا درخواست میکردم ، و انتظار برآورده شدنش را هم داشتم ، وقتی به سختی می افتادم و یا به خواسته هام نمی رسیدم، میگفتم بخاط گناهانم هست که عذاب می کشم ، حقم همینه!!! 

      طبق باورهایی که داشتم .متاسفم

      یا میگفتم :

       خدا که بخشنده اس و حق خودش و میبخشید ، شاید به کسانی بدی کردم ، نفرینم کردند……

      بعد از توبه و طلب بخشش از خدا ، چنین آگاهی در قلبم یادآوری شد و اینطوری دریافت کردم :

      تو هیچ گونه تاثیری نمی تونی در زندگی دیگران داشته باشی چه بد ، چه خوب ،همینطوری که دیگران نمی تواند در زندگی تو تاثیری داشته باشند ، ما موجودات ارتعاشی هستیم ، و هر کسی جواب فرکانس های خودشو دریافت میکنه .

      طبق عدل خدا هر کسی در هر جایگاهی هست ، درست در جایگاه خودش قرار گرفته .

      برای آسودگی قلبم برای کسانی که شاید از من آزرده شده باشند طلب عفو و بخشایش و هدایت کردم.حسم بسیار آسوده و

      راحت شد .

      من که مادرم و کمی از عشق الهی در وجودم قرار داره ، در اوج ناراحتی از فرزندانم ،آنها را بلافاصله میبخشم ،و راضی به کوچکترین ناراحتی اشان نمیشم ، و حتی راضی نمیشم پدرشان آنها را مواخزه کند ، پس مسلما خدا که تماما عشق هست ، ما رو به راحتی میبخشه و هیچ وقت راضی به ناراحتی ما 

      نمیشه ! 

                    “ خدا منو بخشیده ”

      عاشقانه دوستتون دارم  در پناه نور و عشق خدا باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار قاسم
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۴ ۲۱:۳۸
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 301 کلمه

      بنام خداوند بخشنده و مهربان

      باسلام خدمت استاد عزیزم و همکلاسی های دوست داشتنی

      از بچگی شنیده بودم که میگفتن آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب ، یعنی اینکه وقتی خطایی کردی دیگه خدا به این راحتی ازت نمیگذره،و این گناه چه کوچک باشه چه بزرگ فرقی نمیکنه پس تویی که گناه کوچک کردی توکه آلوده هستی توکه گناه کاری ادامه بده،یا می بایست خطا نکنی یا حالا که خطا کردی.دیگه تمام، در همین راستا وارد یه چالش بزرگ شدم و یک خطایی انجام دادم که انگشت نمای همه فامیل شدم جوری که هرکس هرچیزی میدونست در مورد خطای من بهم میگفتن، حتی بعضی ها احادیثی می آوردند که نشان بدن دیگه جای من نه جهنم ست، ولی هرچند این حرفها منو نگران میکرد ولی یه حسی ته قلبم می‌گفت نه این حرفها درست نیست، در همین راستا خدا منو هدایت کرد به این مسیر که درک درستی از زندگی و قرآن و خداوند داشته باشم که واقعا خدارو هزاران بار شاکرم که خدا منو از این منجلاب عذاب وجدان رها کرد و از احساس بد رها شدم و روز به روز حسم عالی و عالی تر میشه و بخاطر اینکه حس و حالم عالی شده و از آنجایی که قانون میگه احساس خوب مساوی ست با اتفاقات خوب ،خداروشکر روز به روز زندگی سرشار از عشق و شادی و سلامتی و ثروت و پول و فراوانی و موفقیت دارم و بابت ش خدارو هزاران مرتبه شاکرم

      من بنده پاک و منزه خداوند هستم که تازه متولد شدم و اشرف مخلوقات خدا هستم که از نعمت های بیکران خداوند استفاده کنم و خداوند در لحظه منو هدایت می‌کنه به مسیرهای سرشار از عشق و شادی و سلامتی و ثروت، خدایا شکرت بابت این آگاهی ها و اینکه همیشه و در همه حال در حال هدایت الهی هستم خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا