بسیاری از ما در طول زندگی آرزوها و خواستههایی داریم که برای رسیدن به آنها تلاش میکنیم، اما گاهی به نتیجه دلخواهمان نمیرسیم.🤔 شاید از خودتان بپرسید چرا؟
حقیقت این است که راه رسیدن به خواستهها تنها با تلاش فیزیکی هموار نمیشود. ما اغلب فراموش میکنیم که دنیای درونمان، یعنی افکار و احساسات ما، نقشی کلیدی در جذب آرزوهایمان دارد. 🤯
این مقاله قرار است به شما کمک کند تا با اصول و قوانین جهان هستی آشنا شوید و ببینید که چطور با مدیریت ذهن و احساساتتان میتوانید به سمت اهداف و آرزوهای واقعیتان حرکت کنید.
پس همراه من باشید تا با هم این سفر جذاب را شروع کنیم! ✨💖
خواستهها به چه صورت ایجاد میشوند
تا حالا از خودتان پرسیدهاید که آرزوها و خواستههایی که دارید واقعاً از کجا آمدهاند؟ 🤔
شاید فکر کنید تمام این خواستهها از دلِ نیازهای واقعی و درونی شما بیرون میآیند، اما اگر کمی عمیقتر به آن نگاه کنیم، متوجه میشویم که بخش بزرگی از آنها از مشاهده زندگی دیگران شکل میگیرد.
مثلاً دوستتان را میبینید که یک ماشین جدید خریده یا همکارتان به یک سفر خارجی رفته است و ناخودآگاه، آرزوی داشتن همان چیز در ذهن شما شکل میگیرد.

راه رسیدن به خواستههایی که از این طریق به وجود میآیند، اغلب با احساسات منفی مثل حسرت و ناامیدی همراه است، چون معمولاً این حس را در ما ایجاد میکند که “چرا من ندارم؟” 😔
این نوع خواستهها، به جای اینکه ما را به سمت خوشبختی هدایت کنند، ما را وارد یک رقابت بیپایان میکنند که در آن همیشه یک قدم عقب هستیم. به همین دلیل، شناخت ریشه خواستهها بسیار مهم است.
خواستههای ما به طور کلی به دو صورت در وجود ما شکل میگیرند:
۱- از برخورد با تضاد: این نوع خواستهها کاملاً درونی و حقیقی هستند و از نیازهای اساسی ما نشأت میگیرند.
مثلاً وقتی تشنه هستید، به صورت خودکار نیاز به آب در شما شکل میگیرد. یا وقتی در محیطی گرم و آزاردهنده قرار میگیرید، به سمت جایی خنک کشیده میشوید.
حتی زمانی که کسی به شما بیاحترامی میکند، به صورت خودکار آرزوی قرار گرفتن در شرایطی را پیدا میکنید که مورد احترام باشید.
این خواستهها نیازی به فکر کردن یا برنامهریزی قبلی ندارند؛ بلکه به صورت خودجوش و طبیعی به وجود میآیند و راه رسیدن به خواستهها را برای ما روشن میکنند. ✨
۲- از مشاهده زندگی دیگران: این نوع خواستهها از طریق مقایسه و دیدن شرایط زندگی افراد دیگر به وجود میآیند.
این مشاهده میتواند در دنیای واقعی یا از طریق فضای مجازی و دیدن ویدیوها باشد.
مثلاً وقتی زندگی یک فرد موفق را میبینید، ممکن است به صورت ناخودآگاه آرزوی داشتن شرایط او در شما شکل بگیرد. نکته مهم اینجا این است که باید مراقب احساسی که این مشاهده در ما ایجاد میکند، باشیم.
اگر دیدن موفقیت دیگران به جای حسرت و اندوه، در ما شوق و ذوق برای رسیدن به آن شرایط را ایجاد کند، میتواند انگیزهبخش باشد. اما اگر منجر به گله و شکایت شود، ما را از راه رسیدن به خواستهها دور میکند.
چرا گله و شکایت ما را به عقب میراند؟
حالا که با منشأ خواستهها آشنا شدیم، بیایید به یک نکته فوقالعاده مهم بپردازیم: نقش احساسات ما در جذب خواستهها. 💖
وقتی در شرایط نامطلوبی قرار میگیریم، ذهن ما به صورت خودکار به شرایط بهتر فکر میکند. این یک درخواست طبیعی به جهان هستی است که ما خواهان شرایط بهتری هستیم.
اما مشکل از جایی شروع میشود که به جای تمرکز بر روی راهحل و شرایط بهتر، شروع به گله و شکایت میکنیم.
ما بارها و بارها درباره آن شرایط بد صحبت میکنیم و انرژی و تمرکزمان را روی آن میگذاریم. این کار دقیقاً مانند این است که بخواهیم به سمت شمال برویم اما مدام به سمت جنوب حرکت کنیم.
به این ترتیب از راه رسیدن به خواستهها دور و دورتر میشویم.
اینجا باید یک اصل مهم را به خاطر بسپاریم: جهان هستی سواد ندارد! 🌍
جهان هستی معنی کلمات و جملات ما را درک نمیکند؛ بلکه فقط احساس و فرکانس ما را دریافت میکند.
وقتی شما مدام از شرایط بد و نامطلوب گله میکنید، فرکانس احساس بد را به جهان هستی میفرستید.
از نظر جهان، تکرار و توجه مداوم به یک موضوع به این معناست که شما آن شرایط را دوست دارید و میخواهید در آن بمانید.
به همین دلیل است که هرچه بیشتر درباره مشکلاتتان حرف میزنید، بیشتر با آنها درگیر میشوید.
در مقابل، وقتی شکرگزار هستید و درباره نکات مثبت زندگیتان صحبت میکنید، فرکانس احساس خوب را ارسال میکنید. جهان هستی این احساس را دریافت کرده و شرایط، افراد و فرصتهای مشابه آنچه به آن توجه کردهاید را در زندگیتان رقم میزند.
این همان چیزی است که در آیات قرآن و احادیث هم به آن اشاره شده است: شکرگزاری و دوری از غیبت و قضاوت، باعث توجه به خوبیها و در نتیجه جذب آنها میشود.
پس برای هموار کردن راه رسیدن به خواستهها، باید تمرکزمان را از روی نداشتهها برداریم و روی داشتهها بگذاریم.

قانون تکامل: عجله ممنوع! 🦋
بخش سوم و شاید مهمترین بخش در راه رسیدن به خواستهها، درک قانون تکامل است.
ما انسانها ذاتاً موجودات عجولی هستیم و دوست داریم یک شبه به همه چیز برسیم.
میخواهیم یک شبه پولدار شویم، یک شبه لاغر شویم یا یک شبه در هر زمینهای به اوج برسیم. اما آیا این کار منطقی است؟
خداوند، که قادر مطلق است، جهان هستی را در شش روز (شش دوران) آفرید. ⏳
این موضوع در چندین آیه از قرآن تکرار شده و به ما یادآوری میکند که هر چیزی، حتی خلقتی به عظمت جهان هستی، نیازمند طی کردن یک فرآیند تدریجی و تکاملی است.
طبیعت به ما درسهای بزرگی درباره تکامل و راه رسیدن به خواستهها میدهد.
مثلاً یک پروانه بدون گذراندن دوره کامل خود در پیله، نمیتواند به یک پروانه کامل تبدیل شود و اگر زودتر از موعد از پیله خارجش کنیم، بدون شک میمیرد. 🐛
اگر بدون طی کردن مراحل تکاملی به چیزی برسیم، چون “ظرف” ما برای پذیرش آن آماده نیست، خیلی زود آن را از دست میدهیم.
این همان اتفاقی است که برای کسانی میافتد که یک شبه پولدار میشوند و به سرعت ورشکست میشوند. یا کسانی که با راههای غیرطبیعی و عجولانه وزن کم میکنند و بلافاصله به وزن قبلی خود برمیگردند.
به همین دلیل، باید این نکته را به خاطر بسپاریم که راه رسیدن به خواستهها یک مسیر تدریجی است، نه یک جهش ناگهانی.
اعتماد به فرایند زندگی: ایمان قلبی به مسیر 🌈
یکی از مهمترین نکاتی که در راه رسیدن به خواستهها باید به آن توجه کنیم، اعتماد به فرایند زندگی است.
گاهی ما همه کارهای لازم را انجام میدهیم: تلاش میکنیم، ذهن و احساسمان را مدیریت میکنیم، شکرگزار هستیم و حتی صبورانه منتظر میمانیم. اما با این حال، باز هم احساس میکنیم چیزی کم است.
اینجاست که موضوع “ایمان” نقش پررنگی در راه رسیدن به خواستهها ایفا میکند. ایمان یعنی باور قلبی به اینکه جهان هستی همیشه به نفع ما عمل میکند، حتی اگر در لحظه چیزی برخلاف میل ما اتفاق بیفتد. 🙏
تصور کنید دانهای کوچک در دل خاک کاشته شده باشد. این دانه مدتی طولانی در تاریکی خاک میماند، بدون اینکه نشانی از رشد بیرونی داشته باشد.
اگر بخواهیم عجله کنیم و قبل از موعد زمین را زیر و رو کنیم، رشد گیاه را نابود کردهایم. اما اگر صبورانه به فرایند طبیعت اعتماد کنیم، آن دانه در زمان مناسب سر از خاک بیرون میآورد و به گیاهی زیبا تبدیل میشود. 🌱
راه رسیدن به خواستهها هم دقیقاً همینگونه است. بسیاری از اوقات خواستههای ما در حال شکل گرفتن هستند، اما چون چشم ما نتیجه فوری نمیبیند، دچار ناامیدی میشویم.
در حالی که واقعیت این است که جهان هستی پشت پرده در حال هماهنگی شرایط و افراد موردنیاز برای تحقق آن خواسته است.
بنابراین، برای اینکه راه رسیدن به خواستهها برایمان هموار شود، باید یاد بگیریم:
- اعتماد کنیم حتی اگر نشانهای نمیبینیم.
- رها کنیم و مدام نگران نتیجه نباشیم.
- ایمان داشته باشیم که هر خواسته در زمان درست و به بهترین شکل ممکن محقق خواهد شد.
این نگاه، آرامش عمیقی به ما میدهد و باعث میشود نهتنها مسیر برایمان شیرینتر شود، بلکه ارتعاش و فرکانس مثبتی به جهان بفرستیم که تحقق خواستهها را سریعتر و آسانتر میکند. ✨

جمعبندی: مسیر عملی رسیدن به خواستهها با قدرت ذهن 🌟🧠
در این مقاله فهمیدیم که راه رسیدن به خواستهها تنها با تلاش فیزیکی هموار نمیشود؛ شناخت ریشه خواستهها، مدیریت ذهن و احساسات، شکرگزاری، صبر و اعتماد به فرایند زندگی، نقش اصلی را در تحقق آرزوها دارند. 💖
اما دانستن این نکات کافی نیست؛ برای اینکه واقعا تغییر را در زندگی خود احساس کنیم، نیاز داریم راهکارهای عملی و قدمبهقدم برای بهکارگیری این اصول را یاد بگیریم. 🤔
شرکت در دوره آموزشی “رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن” به شما این امکان را میدهد که:
- خواستههای واقعی خود را شناسایی کنید 🎯
- ذهن و احساسات خود را برای جذب شرایط مثبت آماده کنید ✨
- تکنیکهای عملی و علمی حرکت در مسیر تحقق آرزوها را بیاموزید 🏃♀️💨
- و با تمرینات ذهنی، مسیر تکامل خواستهها را با صبر و لذت طی کنید 🌿
با یادگیری این روشها، شما دیگر منتظر اتفاقهای تصادفی نخواهید بود؛ بلکه خودتان فعالانه راه رسیدن به خواستهها را هموار میکنید و هر گام کوچک در مسیر را با آرامش و اطمینان طی میکنید. 🌈💖
اگر آمادهاید تا راه رسیدن به خواستهها را به شکل اصولی طی کرده و آرزوهایتان را به واقعیت تبدیل کنید، این فرصت را از دست ندهید و با قدرت ذهن، مسیر تحقق خواستهها را اصولی و عملی بیاموزید. 🚀✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.22 از 138 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام خدمت همه عزیزان همراه
تجربه زندگی خود من به من ثابت کرده که یک ترمز بزرگ در مسیر موفقیت کینه داشتن و رنجش هست
بخشش خود و دیگران باعث رهایی و گشایش میشه
من بارها و بارها سعی کردم تا چند نفر خاص در زندگیم رو ببخشم و از همه مهمتر خودم رو به خاطر اشتباهاتم ببخشم ولی هر بار کمی آروم میشدم و بعد مدتی دوباره وجودم پر از خشم میشد.مخصوصا وقتی به اهدافم نمیرسیدم باز به رنجشهام برمیگشتم هر وقت در مسیر رسیدن به خواسته هام به نتیحه دلخواهم نمیرسیدم از دست خودم هم عصبانی میشدم و این چرخه ادامه داشت تا این اواخر
چند وقت پیش در حالیکه به تنگ اومده بودم از وضعیت بغرنج زندگیم متوجه شدم این شیطان درونم هست که نمیگذاره جلو برم این عادت من به رنج کشیدن و از همه مهمتر منیت و غرور من هست که مانع راهم هست
منیت مدام به من میگه نبخش رها نکن تلافی کن و….
ولی این حقیقت تلخ رو باید با جان و دل پذیرفت که دیگران آینه ما هستند و هر چه آنها میکنند به دنیای درون خود ما مربوط میشه
دوستان شاید ظاهرا کار ساده ای باشه ولی برای من مثل پوست انداختن و جان کندن بود
همسری که من رو با دو تا دختر ۱ و ۱۲ ساله گذاشت و رفت بدون خرجی و کمک بخشیدنش راحت نیود ولی بالاخره بعد کلی تلاش به خودم قبولاندم که او انعکاس من هست و بس و باید بپذیرم و رها کنم
خد اروشکر از روزی که در دوره زندگی با طعم خدا شرکت کردم تونستم این قدمها رو بردارم و الان آرومتر شدم و یه حس نزدیکی خاصی با ادمها دارم و یه سبکی دلنشینی رو دارم احساس میکنم خداروشکرررر
نشان های دریافت شده
سلام يگانه عزيز
كامنت شما رو خوندم و با نظرت درباره بخشش كاملا موافق هستم من هم تقريبا دو هفته پيش اين بخشش كسي براي اتفاق افتاد . كه همون موقع به قلب من گفته شد بعد از منتظر گشايش هاي بزرگي در زندگيت باش
بهتون تبريك ميگم
موفق و شاد باشيد
سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی به لطف خدا بریم سراغ جلسه بعدی:
درمورد نکته اول که استاد فرمودن ببینید احساستون بهتر شده یا نه؟راستش واقعا زمین تاآسمون حال روحی من عوض شده و کلی تغییر کردم و این نشون میده که دوره داره آروم آروم ولی پرقدرت جواب میده جوری که حتی شاید تاثیرشو متوجه نشی ولی الانی که به چندروز پیشم برمیگردم و یادم میاد با چه عجزی خواستار تغییر و راه حل بودم تا الانی که این دوره رو شروع کردم زمین تاآسمون تغییر کردم جوری که حتی خودمم متوجهش نشده بودم.
در مورد قانون تکامل که واقعا نمیدونم چی بگم . هرروزی که میگذره یا هر دوره جدیدی از زندگیم میگم واااای الان میفهمم تکامل چی بوده و قبلا هیچی نمیدونستم باز هرچی جلوتر میرم میفهمم که اتفاقا اونموقع هم چیزی نمیدونستم و الان درکم بهتر شده .اینبار هم دیگه فکرمیکردم خیلی خواسته هام واقع بینانه و اوکین دیگه .لی بازم که فکر میکنم میبینم نه بهترم میشه باشه
اوایل که با قانون آشنا شدم نیمه اول سال 96 بود اگه اشتباه نکنم اونموقع رفتم توی جلسه ای از دوستان هم فرکانسم گفتم من یک لندکروز نیوفیس مشکی میخوام،میخوام برم کانادا و یک مقاله در معتبرترین ژورنالای بین المللی چاپ کنم.الان خودمم میخندم بهش بعد از 5سال و نیم الان تازه فهمیدم من اصلا قانونو کارنکردم و درکم درست نبوده من الان یک پراید دارم که اونم 7،8ماهی میشه که خریدمش و یک سومشم قسط داره هنوز
این تازه برام شرایط آرمانیه و با همینم از خیلی از هم سن و سالای دور و برم جلوترم ولی این کجا و اون چیزی که میخواستم کجا؟توهم بود دیگه
الان خیلی خواسته هام از اون زمانا معقولتره ولی همونم برگشتم مرور کردم دیدم نزدیک 30تا خواسته داشتم ولی الان میگم بیا هر10روز یا هر 20روز تمرکز بالایی روی یک خواسته بذار فقط
مثلا من 12اسفند یه آزمون مهم دارم یعنی 17روز براش وقت دارم .از اول آذر تاحالا کلا 52ساعت مطالعه کردم یعنی درحدود روزی نیم ساعت و درکنار اون همینطور هدفای دیگم رو هم کم کم پیش بردم . حالا تنها هدفم اینه که توی این 17روز فقط همین یک کار رو انجام بدم و روزانه 3ساعت حداقل براش وقت بذارم بعد برم سراغ مراحل بعدیش و اینجوری تکامل و تمرکز رو در زندگیم تمرین کنم.و به جای پراکنده کاری توی قانون هم فقط و فقط فعلا روی این دوره تمرکز کنم و به نحو احسنت انجامش بدم
درمورد قرعه کشی و برنده شدن هم من یک تجربه و مثال دارم.اتفاقا چندروز قبل ازینکه به این جلسه برخورد کنم دخترعموم از یکی از دوستاش گفت که خیلی سال پیش 100میلیون تومان جایزه برنده شد و اون زمان همه میگفتیم واااای خوش به حالش چه خوش شانس و فلان
جالبه اون روز داشت میگفت فلانی خیلی لنگه و چندین ساله نرفته سر خونه زندگی خودش و وقتی جویای اون پول هنگفت شدیم گفت اون پولو از دست داده و مجبور شده به عنوان مهریه به خانم سابقش بده و من توی دلم هم خندم گرفته بود هم ایمان و اطمینانی عجیب به قانون پیدا کردم.
درمور تکاملم در درک قانون تکامل یه مورد دیگه ایم هست و اونم اینکه من فکر میکردم دیگه قانونو میدونم و یک سریالی رو داشتم نگاه میکردم که دختره بسیار فقیر بود طوری که حتی صاحبخونه از خونه بیرونشون کرد و جایی رو برای رفتن پیدا نمیکردن و دوتا پسر به شدت میلیارد همزمان عاشقش شده بودن و آخرش به هم رسیدن وقتی فیلم تموم شد(که اشتباه بزرگی کردم اصلا وقتمو گذاشتم روش و فقط پشیمونی و حال بد و البته وابتگی برام ایجاد کرد) با خودم میگفتم عه ببین خدا اگه بخواد اگه قسمت باشه و فلان…. چه خوب میشه و یهو 100 برابر زندگیت عوش میشه و همونجا به خودم نهیب زدم که نه اینا فیلمه همش بازیچست اسمش روشه دیگه فیلم یعنی یه چیز الکی و اینام همه بازیگرن و همه توی زندگی های واقعی خودشونن پس فرداهم باز یه فیلم و یه زندگی دیگرو بازی میکنن
امکان نداره کسی که خیلی از تو بیشتر و بالاتره سراغت بیاد وقتی توی ذهنت لیاقت خودت رو حتی کمتر از خودتم نمیدونی و همینم نمیتونی باور کنی مطمئن باش هیچوقت فردی که به شدت از تو بالاتره سراغ تو نمیاد و به قول استا حتی اگه بیاد (به فرض محال) مایه دردسرته
پس تو فعلا تمرکز کن روی اینکه هرچقدر رابطت به فرض با دوستت یا خواهرت خوبه همونو هی بهترش کنی و عمیقر و باکیفیت ترشو بخوای
کامنتو طولانی نمیکنم خیلی عمق مطالبی که درک کردم زیاده ولی بیانش برام سخته….
خیلی ممنونم از شما استاد گرامی و آرزوی موفقیت و آرامش بیشتر برای شما و همگروهان عزیزم دارم.دلتون شاد باشه
نشان های دریافت شده
سلام عطيه عزيز
كاملا باهات موافقم كه ماها توهم ميزنيم موقع آرزو نوشتن
ولي خدار ور شكر ماها كه توي اين مسير هستيم ديگه حالا ميدونيم فرق توهم رو با واقعيت
برات آرزو ميكنم در آزمون پيش روت موفق بشي و بياي اينجا از خبر قبول شدنت برامون بنويسي
موفق باشي
نشان های دریافت شده
نسترن
به نام نور اسمان و زمین
من رفتم خواسته هامو جلسه اول خوندم و یه سریاش واقعا خیلی الان واسم دور از دسترسه و اومدم اصلاحش کنم
من از خداوند میخوام کمکم کنه بتونم راننده بشم و به این ترسم غلبه کنم و بتونم با ماشین بابا برم جاهای مختلف بگردم و تا دانشگاه خودم بتونم ماشین ببرم و بیارم
من از خداوند میخوام یه کاری مرتبط با رشتم داشته باشم که حقوق داشته باشه و از کار کردن لذت ببرم
من از خداوند میخوام سفر به سمت جنوب کشور برم یا یه سفر داخلی متفاوت و تعداد سفرام تو سال بیشتر و جاهای مختلفی باشه و بناهای تاریخی و معناری های فوق العاده زیبایی رو سر راه چشم من قرار بده
من از خداوند میخوام پس انداز حساب من دو برابر شه
من از خداوند میخوام به سایز ۴۰ برسم
من از خداوند میخوام یه pc خوب بهم بده و کارامو سریع تر و حرفه ای تر انجام بدم
من از خداوند میخوام تو زمانای بیشتری از روز عشق به خودش رو احسلس کنم و قلبم ارام تر باشه
من از خداوند میخوام دوستای هدفمندوسالمتر و ثروتمند تری رو در مسیر من قرار بده
من از خداوند میخوام افراد حرفه ای و با شخصیت رو در مسیر کاری من قرار بده
من از خداوند میخوام نرم افزار تری دی رو تا اردیبهشت سال بعد به طور حرفه ای یاد بگیرم و طبق درخواست یه دوست بهشون اموزش بدم
من از خداوند میخوام رابطم با خودم و اطرافیانم بهتر شه مخصوصا اعتمادم رو به خودم بیشتر کنم و به ترس هام غلبه کنم
من از خداوند یه مدت یک هفته ای تنهایی مطلق رو میخوام در زمان مناسبش
من از خداوند میخوام جایی که دارم میرم برای کاراموزی یک عضو مفید و متعهد برای اون شرکت و خودم باشم و از کار خودم راضی باشم
این خواسته ها برام منطقی ترن خداوند کمک کنه بهم در مسیر درستی قدم بردارم
>ممنون بابت حرفای ارزشمندتون استاد عزیزم
سلام به همه عزیزان
من در نوشتن خواسته هام همیشه استرس میگیرم و در نوشتن اهداف مالی اونقدر دچار سردرگمی میشم که نمی تونم یک رقم درست رو بنویسم
یک دلیلش اینه اون لحظه از یک طرف فکر میکنم هر چی بیشتر میخوام و می تونم بنویسم ولی از طرف دیگه یه چیزی هم تو دلم میگه بهش نمی رسی
انگار دچار طمع و زیاده خواهی میشم و اینکه این طمع علتش چیه رو دقیق نمی دونم واقعا دقیقا نمی دکنم چرا نوشتن اهداف مالی اینقدر در من استرس و دو دلی ایجاد میکنه
زندگی برای من همیشه رنج بوده و هر اتفاق جدیدی برام رنج بیشتر بوده و بارها و بارها یاد دارم که اتفاقات به ظاهر مثبتی در زندگیم افتاد مثل خرید خونه اسباب خونه خرید ماشین ولی بلافاصله بعدش دچار غم و اضطراب شدم
زندگی برام سخت و طاقت فرساست
زندگی برام پر از درد و رنجه
من بارها خواستم هدف گذاری کنم بارها اهد اف مالی برای خودم خواستم بنویسم ولی به محض گرفتن قلم به دستم چنان اضطراب و چنان وسولس فکری پیدا میکنم که خودم از هدف گذاری منصرف میشم
من سالهاست به دنبال بهبود اوضاع زندگیمهستم ولی هیچ کار مثبت بزرگ و خیبی تاثیرگذاری نکردم چون همه داشته هام برام بیشتر رنج داشته تا لذت
با رنج بچه دار شدم با رنج زیاد و به تنهایی بزرگش کردم و االان که به ثمر رسیده جداشدنش از من برام رنجه
یه عمر از خودم زدم برای بچه ام ولی الان میبینم از بزرگ شدنش بیشتر رنج کشیدم تا لذت و الان دیگه انگار ازش خسته شدم و وجودمخشمی نسبت به اون دارم چون همیشه در زندگی مجبور بودم از خودم بزنم به خاطر اون
من لذت زندگی رو هیچ وقت حس نکردم
الان فکر میکنم این نکته ریشه خیلی از ناکامی های من هست
همیشه با رنج به خواسته هاممیرسم و بعدشم که بهش میرسم بیشتر لجم میگیره تا لذت ببرم و البته اکثرا هم به خواسته هام نمیرسم
اصلا سوال اخیر من از خدا این بوده که چرا من هر چی میخوامنمیشه و به نحسی میخوره
نشان های دریافت شده
نسترن
سلام دوست عزیزم نمیدونم چرا ولی حس کردم باید یه چیزی رو بهتون بگم اینکه ما انسان ها اگه همیشه داریم برای رسیدن و استفاده از نعمتای خدا رنج میکشیم ایراد از ما هست
اینکه تو رسیدن به خواسته هامون کمی استرس یا حتی خیلی استرس داشته باشیم ممکنه طبیعی باشه اینو اول به خودم میگم
رنج عظیم تو رسیدن به یه خواسته نشونه بی ایمانی عظیم منه
نحسی وجود نداره خدا تو قرانشم گفته ما راه درست و غلط رو به همه الهام میکنیم و هر کسی اختیار داره چه راهی رو برای خودش انتخاب میکنه انسان ازاد افریده شده
اینکه میگین هر اتفاقیم افتاد انگار به ضررتون شد احتمالا بخاطر اینه که نحوه استفاده از اون نعمات خداوند رو یاد نگرفته بودین و اشکالی هم نداره همه ما در این مسیر هستیم که خودمون رو اصلاح کنیم و هیچ انسانی کامل نیست
زمانی میتونیم از نعمات بزرگی که خداوند بهمون میده استفاده کنیم که بتونیم شکر نعمتای کوچکترشو به جا بیاریم و درواقع اصل زندگی رو واقعا زندگی کنیم
دقیقا همون حرفایی که استاد تو جلسه قبل درمورد اصل زندگی زدن
تا زمانی که یادنگیریم از اصل زندگی که خود لحظات زندگیه خود ارامش از وجود خود و خداست استفاده کنیم و لذت ببریم نعمات بیشتری نمیاد و حتی اگه بیاد طبق گفته خودتون باعث رنج بیشتر میشه چون ما اماده اون نعمات نبودیم و یه جورایی انگار به زور خواستیم و در نهایت میفهمیم که نه موضوع اون نعمته نیست موضوع خود لحظات زندگیه
قطعا در ادامه جلسات به پاسخ سوالتون نزدیک تر میشید
موفق باشید دوست عزیزم ❤️🍃
سلام خدای مهربونم
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
خدایا برای این احساس خوب و انگیزه فراوان بسیار ممنونم
نجواهای ذهنی ما از بین نمیره ولی با تمرین کمرنگ میشه و همیشه یرای خروج ما از مسیر هر چیزی رو بهمون میگه
ما چرا نمیتونیم از دست منفی باف خلاص شیم چون فکر جایگزین نداریم و باافکار تکراری و چیزهایی که حالمون رو بد میکنه رو نمیشه هی تکرار کنیم و توقع حال خوب داشته باشیم پس برای رسیدن به حال خوب باید افکار و رفتارو و باورهامون تغییر کنه تا زندگیمون تغییر کنه
و شرایطمون تغییر کنه
من ارزوهامو و رویاهمو برا چی میخوام
من هر چی ارزو دارم برای بهتر شدن زندگیم دارم و نگران نیستم چون همیشه خدا هست و
ما انسانها عجولیم و دوست داریم جهش کنیم در صورتی که باید صبر داشته باشیم چون ما طبق قانون طبیعت جز روند تکاملیم و هیچ چیز در طبیعت یهویی به کمال نمیرسه و یا رشد نمیکنه بلکه مراحلی رو طی میکنه
این عجول شدن ما به خاطر پیشرفت ها و بیشتر شدن سرعت کارها است
و ما وقتی این سرعتو میبینیم دوست داریم سریع به خواسته هامون برسیم
ولی سرعت طبیعی رشد گیاهان و میوه ها و طول شب و روز هیچ تغییری نکرده
ما عجولیم در صورتی که خدا در قران فرمود انسان عجول است
من خواسته هایی دارم که از اصل زندگیم لذت ببرم
من خونه ویلایی میخوام که بتونم یک گلخونه در اون درست کنم و از همه گلها بزارم و یک میز ناهار خوری بزارم توش و بعد از ظهر ها برم کنار اون گلها یک چایی بخورم و فایلهامو تو گلخونم گوش کنم و اتاقاش رو از اون تختهایی بزارم که پایین اون کمدلباس باشه و هر کشوی اون پله هاش باشه و یک مغازه کنار خونه داشته باشم و یک ماشین ۲۰۶ و حسابم از پول خالی نشه که هر چی بخوام بخرم و دوره های دیگه رو بخرم و هر ۶ ماه یک مسافرت برای لذت از زندگی ببرم من در کنار ایناها ارامش و سلامتی و شادی و تناسب رو میخواهم
اینها رو میخوام تا بتونم از زندگیم لذت بیشتری ببرم و احساس خوب داشته باشم و احساس ارامش داشته باشم و سالم از این امکانات استفاده کنم
هر انسانی در بهترین حالت یک قدم به جلو و یا عقب برمیداریم این قانونه نمیشه یک دفه از گام اول بریم رو گام دهم
برخلاف تصور ما که یک شبه به همه چیز برسیم و نمیشه جهشی به خواسته خودمون برسیم باید سیر تکاملی رو باید طی کنیم تا داعمی باشه اون تغییرمون
ولی گاهی اوقات اگر مثلادر قرعه کشی برنده بشیم اون پول طوری خرج میشه دوباره به حالت اول برمیگردیم و ماندگار نیست
وقتی گام به گام زندگیم تغییر کنه هیچ وقت فرو نمیریزه و همه تغییرات داعمی سیر تکاملی داره
ما باید به اون درجه امادگی برسیم که به خواسته ها برسیم
من میخوام به امادگی دست میدا کنم و به حدی برسم که بتونم زندگیمو تغییر بدم و هر روز یک گام به سمت تکامل بردارم
من باید یاد بگیرم از اصل زندگیم لذت ببرم وقتی از زندگی فعلیم لذت ببرم یواش یواش امکاناتم اضافه میشه و مرحله به مرحله به مدارات بالا و فرکانس بالاتری هدایت میشم
و فقط باید صبر داشته باشیم چون ما جز سیر تکاملیم و تغییرات ارام ارام شکل میگیره
خداوندا در برداشتن گامهایم برای رسیدن به تکامل هدایت و حمایتم کن
در پناه خدا باشید
نشان های دریافت شده
سلامی گرم به استاد مهربانم و همه دوستان حاضر در این خانه امن الهی.جلسه پنجم رو با تغییراتم شروع میکنم من از وقتی وارد این دوره شدم از همون جلسه اولش خیلی آروم تر شدم مخصوصا جلسه سوم که گفتین باید خودتون رو ببخشید و از خدا درخواست بخشش کنید من وقتی کوله بارم و گذاشتم زمین انگار یه آدم دیگه شدم آرامشی که با خدا دارم باعث شده دنیا و بنده هایش رو از یه دید دیگه ای نگاه کنم مخصوصا در مورد خودم الان احساسم این هست که من همیشه در آغوش پر مهر خدا هستم هر روز که از خواب بیدار میشم انگار خود به خود شروع به شکر گذاری میکنم از کوچک ترین چیزها تا بزرگترینشون با دیدن هر منظره از خدا تشکر میکنم آرامش ذهنی خوبی پیدا کردم انگار اون عجله ای که قبل از دوره رو داشتم دیگه ندارم حسم عالی شده و هیجان زده ام برای برداشتن گامهای این دوره و شب رو به امید اینکه فردا چه چیزی رو در این گامها تجربه میکنم و یاد بگیرم میخوابم اشتیاقم بیشتر شده اصلا حرفهای بد دیگران روم اثر نداره یا رفتارشان و همش دوست دارم با خدا حرف بزنم اونم حرفهای شیرین و عاشقانه نه مثل گذشته که سرشار از گله و شکایت و مطرح کردن مشکلاتم بود و الان کاملا برام باور پذیر شده که دارم درست انجام میدم تمریناتم رو.ماآدمها خیلی عجول هستیم میخوایم آسانسوری بریم به طرف خواسته هامون.بله من هم اینجوری بودم چند ماه پیش که برای عروسی باید میرفتیم روستا خوب راهش۴ساعت بود یه ساعت اولش خوب بود ولی بقیه رو انگار منو کلافه میکرد که پس کی میرسیم خسته شدم البته اینو به زبون نمیآوردم ولی تو دل خودم میگفتم حالا چه کاریه که این همه ساعت تو راه باشیم و عجله داشتم برسیم اونجا تازه اونجا هم بودم میگفتمحالا چقدر میکشه تا عروسی تموم بشه بریم خونه مامان بزرگم تو راه رفتن به اونجا هم که یک ساعت بود بازم میگفتمخوب پس کی میرسیم و از اون عروسی هم لذت آنچنانی هم نمیبردم.اونجا هم که بودم عجله داشتم که حالا کی میریم خونه که من راحت بخوابم به کارام برسم همیشه عجله داریم مراحل طی کنیم بریم مرحله بعدحتی این عجله در بازی کردن هم صدق میکنه یه بازی رو که انجام میدم دوست دارم زود برم مرحله بعدی مخصوصا اون بازی های فکری و این عجله کردن کار رو خراب میکنه باعث میشه نه تنها استرس داشته باشیم و لذت نبریم از این فرصت بلکه هی عقب گرد هم میشیم در اون کار.ما چون میبینیم که علم آنقدر زود پیشرفت کرده در اکثر زمینه ها فکر میکنیم خدا هم سرعتش بیشتر شده یا سرعت رشد طبیعت ولی این طور نیست دایی من هم از بچگی در روستا کشاورزی کرده و اون موقع ها گندم میکاشتند ۶ماه بعد محصول میداد الانم اینجوری چند وقت پیش که اومده بود خونمون ازش پرسیدم گفت ما پاییز که گندم رو برداشت میکنیم بعدش گندم میکاریم برای بهار سال آینده و متوجه شدم که ۶ماه یک بار گندم میکارند که تفاوتی با صد سال گذشته نکرده شاید یه سری کود بخرن برای کیفیت محصول که خدارو شکر گندمشون امسال بهتر از سالهای قبل شده بود ولی نمیتونن در زمان رشدش خلال ایجاد کنن.تکامل جهان سرعتش تغییر نمیکنه.پس باید رسیدن به خواسته ها هم تکاملی باشه پله به پله طی کنیم و درخواست هامون رو واقع بینانه کنیم.خدا چیزی رو بهت میده که در ذهنت پذیرفته باشه داشتم فکر میکردم خوب اگه خدا یهویی مثلاً یک میلیارد پول بهم بده خوب معلومه چون آمادگیش رو ندارم سکته میکنم و هنگ میکنم که حالا با این پول چیکار کنم و باعث دردسرم هم بشه.پس تا وقتی خودمون باور نکنیم که لیاقت داشتن این خواسته هارو داشته باشیم امکان نداره این خواسته ها به من برسه حتی تو مسیرش قرار بگیرم.چرا من تو اکثر فیلمها دیدم کسی که فقیره و پولی نداره وقتی حالا تو قرعه کشی برنده میشه خیلی راحت تو چند ماه از دستش میده و به زندگی و اوضاع قبلیش برمیگرده چون آمادگیش رو ندارن.من میخوام درست و تکاملی به خواسته هام برسم نمیخوام مثل اینها نوسانی باشه یهو بهم بدن و یهو هم ازم گرفته بشه میخوام قدم به قدم پیش برم و از رسیدن به هر قدمش لذت ببرم و شکرگذاری کنم.این یک قانونه و قابل تغییر نیست و اصلا انتخابی نیست منم فکر میکردم خدا بنده هاش رو انتخاب میکنه و بهش میده ولی اینجوری نیست اونی که آمادگیش رو داره و پله به پله رفته خدا بهش داده پس من میخوام دوباره خواسته هام رو بازبینی کنم و واقع بینانه بهش فکر کنم و تغییرشون بدم.
خواسته ام این بود که آرامش با خدا بودن رو تجربه کنم که خدارو شکر بهش رسیدم و میخوام بهتر و بهتر بشه میخوام استقلال مالی داشته باشم الان که بیکارم میخوام فعلا کاری داشته باشم که از انجامش لذت ببرم حالا به هرحال یه درآمدی هم داشته باشم که بتونم خرج خودمو در بیارم فعلا.من ماشین ندارم ولی گواهینامه دارم میخوام تجربه رانندگی با ماشین خودم رو داشته باشم که یک پراید باشه.من تا حالا سفر خارج نداشتم حتی سفر داخلی هم نداشتم چرا به شهرستانهای کوچیک کنار شهرمون رفتم ولی میخوام تجربه سفر داخلی رو داشته باشم به یه استان و شهر دیگه.من خونه ندارم ولی میخوام تجربه صاحب خونه شدن رو داشته باشم.میخوام تمام دوره های استاد رو خریداری کنم که شکر خدا یه تعدادیش رو خریدم.استاد از راهنماییتون بی نهایت سپاسگزارم.
بادرودوعرض ارادت خدمت استادگرانقدرو همسفران قطارزندگی باطعم خدا
عرض کنم خدمت باسعادتتون ک حقیقتش من بلاتکلیفم ازینکه چه چیزی بایدآرزو کنم ک هم عقلانی باشه وفاصبه ش تاانجام شدن و برآورده شدن زیادنباشه وهم خودمو راضی کنه و اونچیزی ک ته دلم و قلبن میخوام باشه. خب راستش چی میشه حالاک نمیتونم توی واقعیت خوب و اونجوری ک میخوام زندگی کنم و حسابی خوش بگذروتم توی رویاهام و آرزوهام حداقل خوش باشم و ب اونچه ک میخوام برسم. چشاموببندم وتصورکنم. مثلا:چنتاازارزوهام اینه کمقیم آمریکا یایکی ازکشورهای اروپایی باشم. یاهلند، المان، اتریش، لهستان، دانمارک. اسکاتلند، نروژ…. به به واقعا اسمشومیارم قلبم ب تالاپ تولوپ میفته و هیجانم بالامیره وخودموتوی طبیعت بکر وخوش واب وهوای اونجامیبینم. دراونجا ازادی کامل داشته باشم. هرچی بخوام بپوشم هرچی بخوام بخورم، هرجابخوام برم. هرشغلی بخوام داشته باشم. مثلا رییس چنتا کارخونه باشم ک فقط توی ویلای کناردریام بشینن و بالبتابم کارخونه هامو زیرنظرداشته باشم و حسابدارهامم کنارم باشن و پولاموبشمارن وب حسابهای بانکهای کانادا و امریکام واریزکنن و سودشم ک همینطور ساعتی بیادروش.. درعین حال مستخدمینم هرنوع غذاومیوه ای هوس کنم برام سریع اماده کنن. هرچنووقت یکبارهم بیام ایران و برم پایین شهر و ب خونه های فقیربیچاره سربزنم وهرچی نیازداشتن براشون فراهم کنم طوری ک دیگه هیچ فقیری توی وطنم وجودنداشت. برای دخترای دم بخت جهاز تهیه میکردم ومجلسشونو راه مینداختم. جوونارومیزاشتم سرکار باحقوق خوب. سالی یکبارهم میرفتم جنگاهای امازون. البته بالباس مخصوصی ک هیچ خزنده و جونده ودرنده وحیوون وحشی و سمی نتونه بهم صدمه بزنه وباخیال راحت توی جنگلاش و رودخونه هاش میگشتم وبرای خودم ماهیگیری میکردم. خب دیگه بیام بیرون ازتوی رویاهام تاذوق مرگ نشدم. کاش میشد لیناهمش ب حقیقت میپیوست ولی هزاران افسوس ک نمیشه. اگرچه ازیطرف میگن خدابزرگه وبدون حساب ب بنده هاش میده وبسیاربخشنده س و هرچی بیشتربخوای بیشتربهت میده وغیره وازیکطرف هم میگن بایدقانع باشی. نبایدزیاده خواه باشی. خداگفته نبایداصراف کنید. بایدقتاعت کنید. خلاصه همین بایدونبایدهاست ک باعث میشه همه ی این ارزوها دودبشه بره پی کارش.. بهرحال من بشخصه فکرمیکنم خدا ب اندازه ی نیازت بهت میده هرچی استفاده ومصرفت بیشترباشه ببشتربهت میده هرچی کمترباشه کمترمیده. مثلا یکی ماشین کادیلاک داره وچون باک بنزینش بزرگه ومصرفش بالاست صاحبش هم بنزین زیادتوی باکش میریزه وموظفه ک بیشتربهش برسه ولی کسی ک پی کی داره چون باکش بنزین کمتری میگیره وسوختش هم کمتره صاحبش هم کمتربنزین میزنه. ناآدماهم مثل همین ماشیناهستیم هرچه بیشترمصرف کنیم وخرج کنیم خداهم خودشو موظف میدونه بهمون بده ولی وقتی صرفه جویی و قناعت میکنیم خداهم میگه اینکه همینقدربیشتراستفاده نمیکته و ب همین مقدارراضیه پس بزارهمینقدربهش بدم. بهرحال طبق فرمایش استادعزیز. خداوند ب هرکسی اندازه ی لیاقت و گنجایشش میذه و اگه نمیده میدونه ک جنبه و امادگیشو نداریم ک نمیده. والسلام.. آخرشم خودن نفهمیدم ارزوهای بزرگ بکنیم یاکوچک…!!! ؟شادوسلامت باشید
من تا قبل از شرکت در این دوره ها و گوش کردن حرف های شما استاد عزیز یک آدم حساس و زودرنج بودن و از کوچکترین حرف پدر مادر یا افراد دیگر ناراحت میشد و همش گریه میکردم که دیدی به من چه حرفی زد مثلاً نباید از اگر من رو دوست داره به همین حرف منفی رو بزنه و این یک تغییر بزرگ در من است که دارم سعی می کنم از حرفهای آدم ها کمتر و دیگر اصلاً ناراحت نشم و فقط توجه به طرز فکر خودم داشته باشم و خودم را الکی احساسات بعد را همراه با خودم نداشته باشم و انرژی خوبی همراه داشته باشم و به دیگران هم انتقال انرژی خوب و خوب خدا رو بدم وقتی حرفی ناراحت میشم سریع خودم رو به این فکر بندازم که من در مسیر تغییر کردن و در راه شناخت خدا رسیدن ب آرامش و خواسته هایم هستم ،
وهیچ چیز نمیتونه منو از این احساس خوبم و تلاشم و قدم هام از مسیر من دور کنه و در جواب حرفی که ناراحت میکنه فقط صبر می کنم لبخند میزنم و به این فکر می کنم که من می خوام برای بهتر شدن و آدم شاد تر و مثبت تری بودن در رسیدن به خواسته هام از مسیر جدا نشم و تلاش کنم،
وقتی به این فکر می کنم که من چقدر تغییر کردم خیلی حس خوبی بهم میده دیگه اون حالت های گذشته را ندارم دیگه خودم را تنها احساس نمی کنم و همیشه خودم را در مسیر خدا و زندگی با تم های خوب خدا میبینم ،
که چقدر سلامتی مهم است و بابت این ثروت ارزشمند و این گوهر گرانبها خدا را شکر می کنم و در راستای این خواسته های مهم همیشه حس خوبی دارم با دیگران مهربون تر باشم کسی را قضاوت نکنم و کمتر پشت سر دیگران حرف بزنم برای خودم زندگی کنم و بیشتر توجه کنم به مسیر خودم از مسیر من دور نشم
و از شما استاد عزیز ممنونم بابت این دوره های خوبتون
سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی
گام پنجم زندگی با طعم خدا:قانون تکامل یا پله پله
اول میخوام یک مثال واقعی از پدیده ای طبیعی در زندگی که خودم شاهد مرحله به مرحله اون بودم رو بیان کنم…
من توی خونمون دوتا گل رز دارم که اونا رو از وقتی که فقط یک ساقه و چند تا برگ کوچیک بودن خریداری کردم دیروز داشتم به اونا نگاه میکردم و این فکر توی ذهنم به وجود اومد که این گل مراحل مختلفی رو طی کرده تا الان که خیلی بزرگ و زیبا شده ؛اما یادم میاد که من توی هر مرحله ای از رشد کردن این گلها به وجد میومدم و لذت میبرم و برام این موضوع واضح شد که این گل حقیقتا توی هر مرحله ای از رشد واقعا زیبا بود و من از تماشای اونا توی هر مرحله لذت میبرم…هر روز که پامو توی گلخونه کوچیک حیاطمون میزاشتم از دیدن یکم رشد بیشتر این گلها لبخندی روی لبم می نشست و این گلها هر روز بیشتر رشد میکردن
با خودم گفتم مثلا اگه فقط مرحله باز شدن غنچه های گل ها رو در نظر بگیریم اگه این فرایند خیلی سریع رخ میداد و گلبرگ های رز سریعا باز میشدن اون موقع باز هم ما همون لذت باز شدن چندتا گلبرگ رو در روز های مختلف و متمادی رو می بریدم؟؟حالا بیاین در نظر بگیریم که اگه کل فرایند رشد گل ها سریع اتفاق میافتاد و گلها خیلی سریع به حد نهایی و ایده آل خودشون میرسیدن در اون صورت باز هم مردم از پرورش گلها احساس اشتیاق میکردن؟؟
به نظر من که نه!!!
فکر کنم منظور استاد رو حالا بهتر متوجه میشم و ایشون هم منظورشون همینه که میگن مرحله به مرحله تکاملت رو طی کن و در هر مرحله هم از همون پله ای که قرار داری لذت ببر!! تو توی هر مرحله ای از تکامل مثل گل رز زیبا هستی و دلیلی نداره که عجله کنی که خیلی زود به حد نهایی و ایده آل خودت برسی!! عجله ای که باعث بشه پله جلوی پای خودت رو نبینی و بخوری زمین و هم زخمی هم بشی و هم در نهایت، رسیدن به اون پله آخر برات خیلیی سخت و غیر ممکن به نظر برسه و تو بیخیالش بشی..
دوست دارم اینجا تاکید کنم که من با اینکه چند جلسه از این دوره رو طی کردم ولی به بعضی از آرزوهای گام اول مثل آرامش بیشتر در زندگی یا ارتباط بهتر با اطرافیان رو تجربه کردم…خدایا شکرت
تمرین :اصلاح آرزو هایی که واقع بینانه نبودن!
ممنون از استاد عزیزم که این اطلاعات بی نظیر رو در اختیارمون میزارن و من هر گام بیشتر خط فکری ایشون رو تایید میکنم و از ته قلبم به خاطر توانایی ایشون در تغییر باور های اشتباه خودشون و دیگران تحسینشون میکنم و اول از خدا بعدش از ایشون بی نهایت سپاسگزارم به خاطر این مسیر زیبا