0

راه رسیدن به خواسته‌ها (جلسه پنجم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

بسیاری از ما در طول زندگی آرزوها و خواسته‌هایی داریم که برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کنیم، اما گاهی به نتیجه دلخواهمان نمی‌رسیم.🤔 شاید از خودتان بپرسید چرا؟

حقیقت این است که راه رسیدن به خواسته‌ها تنها با تلاش فیزیکی هموار نمی‌شود. ما اغلب فراموش می‌کنیم که دنیای درونمان، یعنی افکار و احساسات ما، نقشی کلیدی در جذب آرزوهایمان دارد. 🤯

این مقاله قرار است به شما کمک کند تا با اصول و قوانین جهان هستی آشنا شوید و ببینید که چطور با مدیریت ذهن و احساساتتان می‌توانید به سمت اهداف و آرزوهای واقعی‌تان حرکت کنید.
پس همراه من باشید تا با هم این سفر جذاب را شروع کنیم! ✨💖

خواسته ها به چه صورت ایجاد می شوند

تا حالا از خودتان پرسیده‌اید که آرزوها و خواسته‌هایی که دارید واقعاً از کجا آمده‌اند؟ 🤔
شاید فکر کنید تمام این خواسته‌ها از دلِ نیازهای واقعی و درونی شما بیرون می‌آیند، اما اگر کمی عمیق‌تر به آن نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که بخش بزرگی از آن‌ها از مشاهده زندگی دیگران شکل می‌گیرد.

مثلاً دوستتان را می‌بینید که یک ماشین جدید خریده یا همکارتان به یک سفر خارجی رفته است و ناخودآگاه، آرزوی داشتن همان چیز در ذهن شما شکل می‌گیرد.

راه رسیدن به خواسته‌ها

راه رسیدن به خواسته‌هایی که از این طریق به وجود می‌آیند، اغلب با احساسات منفی مثل حسرت و ناامیدی همراه است، چون معمولاً این حس را در ما ایجاد می‌کند که “چرا من ندارم؟” 😔

این نوع خواسته‌ها، به جای اینکه ما را به سمت خوشبختی هدایت کنند، ما را وارد یک رقابت بی‌پایان می‌کنند که در آن همیشه یک قدم عقب هستیم. به همین دلیل، شناخت ریشه خواسته‌ها بسیار مهم است.

خواسته های ما به طور کلی به دو صورت در وجود ما شکل می‌گیرند:

۱- از برخورد با تضاد: این نوع خواسته‌ها کاملاً درونی و حقیقی هستند و از نیازهای اساسی ما نشأت می‌گیرند.
مثلاً وقتی تشنه هستید، به صورت خودکار نیاز به آب در شما شکل می‌گیرد. یا وقتی در محیطی گرم و آزاردهنده قرار می‌گیرید، به سمت جایی خنک کشیده می‌شوید.

حتی زمانی که کسی به شما بی‌احترامی می‌کند، به صورت خودکار آرزوی قرار گرفتن در شرایطی را پیدا می‌کنید که مورد احترام باشید.
این خواسته‌ها نیازی به فکر کردن یا برنامه‌ریزی قبلی ندارند؛ بلکه به صورت خودجوش و طبیعی به وجود می‌آیند و راه رسیدن به خواسته‌ها را برای ما روشن می‌کنند. ✨

۲- از مشاهده زندگی دیگران: این نوع خواسته‌ها از طریق مقایسه و دیدن شرایط زندگی افراد دیگر به وجود می‌آیند.
این مشاهده می‌تواند در دنیای واقعی یا از طریق فضای مجازی و دیدن ویدیوها باشد.

مثلاً وقتی زندگی یک فرد موفق را می‌بینید، ممکن است به صورت ناخودآگاه آرزوی داشتن شرایط او در شما شکل بگیرد. نکته مهم اینجا این است که باید مراقب احساسی که این مشاهده در ما ایجاد می‌کند، باشیم.

اگر دیدن موفقیت دیگران به جای حسرت و اندوه، در ما شوق و ذوق برای رسیدن به آن شرایط را ایجاد کند، می‌تواند انگیزه‌بخش باشد. اما اگر منجر به گله و شکایت شود، ما را از راه رسیدن به خواسته‌ها دور می‌کند.

چرا گله و شکایت ما را به عقب می‌راند؟

حالا که با منشأ خواسته‌ها آشنا شدیم، بیایید به یک نکته فوق‌العاده مهم بپردازیم: نقش احساسات ما در جذب خواسته‌ها. 💖

وقتی در شرایط نامطلوبی قرار می‌گیریم، ذهن ما به صورت خودکار به شرایط بهتر فکر می‌کند. این یک درخواست طبیعی به جهان هستی است که ما خواهان شرایط بهتری هستیم.
اما مشکل از جایی شروع می‌شود که به جای تمرکز بر روی راه‌حل و شرایط بهتر، شروع به گله و شکایت می‌کنیم.

ما بارها و بارها درباره آن شرایط بد صحبت می‌کنیم و انرژی و تمرکزمان را روی آن می‌گذاریم. این کار دقیقاً مانند این است که بخواهیم به سمت شمال برویم اما مدام به سمت جنوب حرکت کنیم.
به این ترتیب از راه رسیدن به خواسته‌ها دور و دورتر می شویم.

اینجا باید یک اصل مهم را به خاطر بسپاریم: جهان هستی سواد ندارد! 🌍

جهان هستی معنی کلمات و جملات ما را درک نمی‌کند؛ بلکه فقط احساس و فرکانس ما را دریافت می‌کند.
وقتی شما مدام از شرایط بد و نامطلوب گله می‌کنید، فرکانس احساس بد را به جهان هستی می‌فرستید.
از نظر جهان، تکرار و توجه مداوم به یک موضوع به این معناست که شما آن شرایط را دوست دارید و می‌خواهید در آن بمانید.
به همین دلیل است که هرچه بیشتر درباره مشکلاتتان حرف می‌زنید، بیشتر با آن‌ها درگیر می‌شوید.

در مقابل، وقتی شکرگزار هستید و درباره نکات مثبت زندگی‌تان صحبت می‌کنید، فرکانس احساس خوب را ارسال می‌کنید. جهان هستی این احساس را دریافت کرده و شرایط، افراد و فرصت‌های مشابه آنچه به آن توجه کرده‌اید را در زندگی‌تان رقم می‌زند.

این همان چیزی است که در آیات قرآن و احادیث هم به آن اشاره شده است: شکرگزاری و دوری از غیبت و قضاوت، باعث توجه به خوبی‌ها و در نتیجه جذب آن‌ها می‌شود.
پس برای هموار کردن راه رسیدن به خواسته‌ها، باید تمرکزمان را از روی نداشته‌ها برداریم و روی داشته‌ها بگذاریم.

قانون تکامل

قانون تکامل: عجله ممنوع! 🦋

بخش سوم و شاید مهم‌ترین بخش در راه رسیدن به خواسته‌ها، درک قانون تکامل است.

ما انسان‌ها ذاتاً موجودات عجولی هستیم و دوست داریم یک شبه به همه چیز برسیم.
می‌خواهیم یک شبه پولدار شویم، یک شبه لاغر شویم یا یک شبه در هر زمینه‌ای به اوج برسیم. اما آیا این کار منطقی است؟

خداوند، که قادر مطلق است، جهان هستی را در شش روز (شش دوران) آفرید. ⏳
این موضوع در چندین آیه از قرآن تکرار شده و به ما یادآوری می‌کند که هر چیزی، حتی خلقتی به عظمت جهان هستی، نیازمند طی کردن یک فرآیند تدریجی و تکاملی است.

طبیعت به ما درس‌های بزرگی درباره تکامل و راه رسیدن به خواسته‌ها می‌دهد.
مثلاً یک پروانه بدون گذراندن دوره کامل خود در پیله، نمی‌تواند به یک پروانه کامل تبدیل شود و اگر زودتر از موعد از پیله خارجش کنیم، بدون شک می‌میرد. 🐛

اگر بدون طی کردن مراحل تکاملی به چیزی برسیم، چون “ظرف” ما برای پذیرش آن آماده نیست، خیلی زود آن را از دست می‌دهیم.
این همان اتفاقی است که برای کسانی می‌افتد که یک شبه پولدار می‌شوند و به سرعت ورشکست می‌شوند. یا کسانی که با راه‌های غیرطبیعی و عجولانه وزن کم می‌کنند و بلافاصله به وزن قبلی خود برمی‌گردند.

به همین دلیل، باید این نکته را به خاطر بسپاریم که راه رسیدن به خواسته‌ها یک مسیر تدریجی است، نه یک جهش ناگهانی.

اعتماد به فرایند زندگی: ایمان قلبی به مسیر 🌈

یکی از مهم‌ترین نکاتی که در راه رسیدن به خواسته‌ها باید به آن توجه کنیم، اعتماد به فرایند زندگی است.

گاهی ما همه کارهای لازم را انجام می‌دهیم: تلاش می‌کنیم، ذهن و احساسمان را مدیریت می‌کنیم، شکرگزار هستیم و حتی صبورانه منتظر می‌مانیم. اما با این حال، باز هم احساس می‌کنیم چیزی کم است.

اینجاست که موضوع “ایمان” نقش پررنگی در راه رسیدن به خواسته‌ها ایفا می‌کند. ایمان یعنی باور قلبی به اینکه جهان هستی همیشه به نفع ما عمل می‌کند، حتی اگر در لحظه چیزی برخلاف میل ما اتفاق بیفتد. 🙏

تصور کنید دانه‌ای کوچک در دل خاک کاشته شده باشد. این دانه مدتی طولانی در تاریکی خاک می‌ماند، بدون اینکه نشانی از رشد بیرونی داشته باشد.
اگر بخواهیم عجله کنیم و قبل از موعد زمین را زیر و رو کنیم، رشد گیاه را نابود کرده‌ایم. اما اگر صبورانه به فرایند طبیعت اعتماد کنیم، آن دانه در زمان مناسب سر از خاک بیرون می‌آورد و به گیاهی زیبا تبدیل می‌شود. 🌱

راه رسیدن به خواسته‌ها هم دقیقاً همین‌گونه است. بسیاری از اوقات خواسته‌های ما در حال شکل گرفتن هستند، اما چون چشم ما نتیجه فوری نمی‌بیند، دچار ناامیدی می‌شویم.
در حالی که واقعیت این است که جهان هستی پشت پرده در حال هماهنگی شرایط و افراد موردنیاز برای تحقق آن خواسته است.

بنابراین، برای اینکه راه رسیدن به خواسته‌ها برایمان هموار شود، باید یاد بگیریم:

  • اعتماد کنیم حتی اگر نشانه‌ای نمی‌بینیم.
  • رها کنیم و مدام نگران نتیجه نباشیم.
  • ایمان داشته باشیم که هر خواسته در زمان درست و به بهترین شکل ممکن محقق خواهد شد.

این نگاه، آرامش عمیقی به ما می‌دهد و باعث می‌شود نه‌تنها مسیر برایمان شیرین‌تر شود، بلکه ارتعاش و فرکانس مثبتی به جهان بفرستیم که تحقق خواسته‌ها را سریع‌تر و آسان‌تر می‌کند. ✨

جمع‌بندی: مسیر عملی رسیدن به خواسته‌ها با قدرت ذهن 🌟🧠

در این مقاله فهمیدیم که راه رسیدن به خواسته‌ها تنها با تلاش فیزیکی هموار نمی‌شود؛ شناخت ریشه خواسته‌ها، مدیریت ذهن و احساسات، شکرگزاری، صبر و اعتماد به فرایند زندگی، نقش اصلی را در تحقق آرزوها دارند. 💖

اما دانستن این نکات کافی نیست؛ برای اینکه واقعا تغییر را در زندگی خود احساس کنیم، نیاز داریم راهکارهای عملی و قدم‌به‌قدم برای به‌کارگیری این اصول را یاد بگیریم. 🤔

شرکت در دوره آموزشی رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن به شما این امکان را می‌دهد که:

  • خواسته‌های واقعی خود را شناسایی کنید 🎯
  • ذهن و احساسات خود را برای جذب شرایط مثبت آماده کنید ✨
  • تکنیک‌های عملی و علمی حرکت در مسیر تحقق آرزوها را بیاموزید 🏃‍♀️💨
  • و با تمرینات ذهنی، مسیر تکامل خواسته‌ها را با صبر و لذت طی کنید 🌿

با یادگیری این روش‌ها، شما دیگر منتظر اتفاق‌های تصادفی نخواهید بود؛ بلکه خودتان فعالانه راه رسیدن به خواسته‌ها را هموار می‌کنید و هر گام کوچک در مسیر را با آرامش و اطمینان طی می‌کنید. 🌈💖

اگر آماده‌اید تا راه رسیدن به خواسته‌ها را به شکل اصولی طی کرده و آرزوهایتان را به واقعیت تبدیل کنید، این فرصت را از دست ندهید و با قدرت ذهن، مسیر تحقق خواسته‌ها را اصولی و عملی بیاموزید. 🚀✨

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.22 از 138 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12263
255 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Banoo
      ۱۴۰۱/۰۲/۰۸ ۱۸:۳۰
      مدت عضویت: 2279 روز
      امتیاز کاربر: 10241 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 108 کلمه

      به نام خداوند وهاب

      سلام خدمت استاد ارجمندم و همه دوستانم

      من روز اول كه خواسته هام رو نوشتم همشوم رو معقول و با توجه به شرايط فعلي كه دارم نوشتم و خداوند رو شكر ميكنم بابت اين آگاهي كه خدا بهم داده و از استاد هم بابت تمام راهنمايياش ممنونم.

      من هم قبلا خيلي عجول بودم هم در زمينه لاغري هم رسيدن به خواسته هام.

      هميشه از خدا خواستم بهم صبر بيشتري بده و دختر صبور و ارومتري باشم چون ميدونم كه به همه چي ميرسم با صبر و ايمان به خداي خودم كه هر روز بيشتر دارم عاشقش ميشم و هر روز بهتر به سمت خدا هدايت و حماين ميشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      ۱۴۰۰/۱۰/۱۹ ۱۹:۳۰
      مدت عضویت: 1888 روز
      امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 610 کلمه

      سلام
      عجول بودن در خودمو قبلا ک وارد این سایت بشم واقعا لمس میکردم همش عجله داشتم چن ک عید میشه باید لاغر کنم عجله داشتم بعد ماه رمضون وزن اضافه شده رو بیارم پایین عجله داشتم برای عروسی فلانی لاغر کنم
      عجله عجله
      ک همش با اضطراب و استرس همراهه
      اما از وقتی وارد سایت شدم انگار گمشده راهشو پیدا کرده اروم شدم دیدید ی بچه خیلی اروم میگیره میخوابه
      منم اون‌طوری شدم همون اولش قبول کردم کباید صبور باشم بایدب خودم زمان بدم تا خودمو پیدا کنم افکار و باورهای من یک شبه ایجاد نشدن طی سالها در من شکل گرفتن
      پس چجوری من باید عجله کنم یک عمر اونها رو ب کار گرفتم پررنگیشونو کامل حس میکنم
      تا ی جام درد میکنه زود اون پرخوریه میاد سراغ من چرا چن من هنوز فرمولهارو دارم
      ارامش در گرو عجله نکردنه
      این عجله کردن مثل یه طوفانه میاد همه چیزی ک ساختیو پنبه میکنه
      الان ک این فایل باز کردم اولش گفتم من اینو چن روز پیش نگا کردم لازم نکرده فلان اما تموم وجود من اصرار داشت ک دوباره گوش بدم و من چن معدم درد میکرد و از صبح هی ذهنم درگیرشه
      دیدم چقدر این فایل بجا بود انگار خدا بهم گف عجله نکن زمان بده تا شفای تو سلامتی معده تو هم برگرده
      من این اواخر هی درد معدم تکرار شده نمیدونم شاید درسی رو باید بگیرم
      اما در اوج سلامتی ما قدر سلامتیمونو نمیدونیم
      ولی وقتی بیماریم میفهمیم چیو از دست دادیم ولی واقعا سخته ک درد داشته باشی حال نداشته باشی و حالتو خوب نگه داری
      یک گیاه ک میکاریم اونوهمون لحطه از خاک بیرون نمیاد شاید سالها طول بکشه اون بشه یک درخت سیب
      منم چیزی جز لذت نمیبینم از مسیر لذت میبرم و ب اندازه ای ک ذهنم تغییر میکنه نتیجه هم هس
      من از خدا مبل میخواستم دوماه طول کشید تا بیاد من از خداوند ماشین خواستم اون موقع ک میخواستم عاشق پرشیا بودم اما گفتم ماشین باشه
      پرشیارو هم میخوام الان پراید دارم کاملا مدل پایین بود پولشم از پدرشوهرم بود اما بالاخره زیرپای ماست بعدش شوهرم کاملا اتفاقی الان یمدل بالاترش گرف و صددرصد ما پله هارو میریم بالا تا برسیم ب پرشیا و پول پدر شوهرم میدیم
      من عجله ندارم اما میدونم ک دارمش
      از خداوند عزیزم دوره لاغری با ذهن روزی من بکنه خیلی دوسش دارم خیلی دوس دارم ازش استفاده کنم من ب قدرت خودم ایمان دارم میدونم ک من ک لاغر میشم این قدرت منه
      اما استفاده از دوره رایگان و محصول مثل استفاده از پله معمولی یا پله برقیه کدومش بدون زحمتتره دوس دارم از اگاهی ک در اون دوره هام هس استفاده کنم

      از خداند عزیزم یک خونه میخوام ک مستقل بشم یک خونه ک پنجره داشته باشه و یک کنج خلوت ک من چایی بریزمو دوره گوش بدم بیرونو نگا کنم از
      بیرون لذت ببرم یک اتاق برا بچم باشه و ی اتاق برا خودمون با کابینت زیاد
      از خداوند عزیزم سلامتی میخوام معدم خوب بشه هم شفای روحی میخوام هم جسمی
      از خداوند عزیزم بهتر شدن و درک خودشو میخوام ک بفهممش
      درکم بره بالا
      واقعا من از وقتی وارد سایت شدم اینک درک کردم ک انگار خدا داره جواب سالهامو میده یا داره بهم درس میده اشتباهاتمو بهم نشون میده
      من واقعا امروز درس بزرگی گرفتم
      و از خدواندعزیزم میخوام رابطم با همسرم بهتر عاشقانه تر دوستانه تر بشه
      میخوام بیشتر و بیشتر این دنیا رو خدارو خودمو درک کنم
      میخوام بیشتر بیشتر خودم درک کنم
      ارامش ارامش زیباترین خواسته
      بیخیالی و راحتی حس خوب حال خوب
      لاغری
      خداوند عزیزم میخوام یک سایز پایینتر از این حالت فعلی تجربه کنم البته تجربش کردم میخوام دوباره برم ب اون سایز و اون طعم دوباره بچشم
      خداوندا دوستت دارم با تموم وجودم میگم عاشقتم خدا جونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azamhoseinzadeh0180@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۰/۰۶ ۱۸:۲۸
      مدت عضویت: 1827 روز
      امتیاز کاربر: 689 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 176 کلمه

      سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی 

      تکامل تدریجی منطقی کردن خواسته ها

      تکامل تدریجی است هر چیزی در نظر بگیرید یک دفعه اتفاق نیفتاده 

      پیامبر هر  سال در غار حرا یک ماه  عبادت می کردند

      حضرت نوح ۹۵۰ سال مردم زمانشون رو به خدا دعوت کردند 

      دوران بارداری سه دوره سه ماهه است

      دوران تحصیل تا دیپلم سه دوره است

      دوران زندگی هر فرد نوزادی کودکی نوجوانی جوانی میانسالی و پیری تقسیم میشه

      هر سال چهار دوره داره

      گردش زمین و ستارگان و خورشید همه تدریجی و مرحله ای است

      هیچ چیز به یکباره اتفاق نمیفته البته معجزات هست ولی قانون کلی قانون تکامل هست 

      حالا عجله چرا چرا ما آدم ها اینقدر عجول هستیم الانسان عجولا 

      گر صبر کنی ز غوره حلوا سازم صبر صبر و صبر خدا با صابران است 

      خواسته هامون رو تکاملی بنویسیم یک دفعه پله دهم رو ننویسیم 

      خواسته های من 

      من می خوام که با دخترم دیگه دعوا نکنم  در صورتی که قبلا نوشته بودم رابطه ام عالی بشه دوست بشیم

      من می خوام مسافرت داخل ایران به شیراز برم

      من میخوام حقوقم دو برابر بشه

      من می خوام در جشنواره نفر اول منطقه و قطب بشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار من میتونم تغییر کنم
        ۱۴۰۰/۱۰/۱۹ ۲۲:۱۸
        مدت عضویت: 1888 روز
        امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        سلام عزیز جان واقعا متنی نوشتید عالی بود وزاویه دید منو عوض کرد
        ممنون نگاه زیباتونو با ما ب اشتراک گذاشتید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار hleila54@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۹/۲۸ ۱۲:۲۹
      مدت عضویت: 1854 روز
      امتیاز کاربر: 596 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      سلام به همراهان دوست داشتنی ومتناسبم 

      سلام به استاد عزیز این فایلم عالی مثل جلسات قبل  وچقدر باورهای مخفی ومخرب ذهن منو بهم نشون که اصلا بهشون توجه نمیکردم  سپاسگزارم ازتون 

      منم واقعا انسان عجولی هستم والبته که خودمو بابت این خصلت انسانیم سرزنش نمیکنم چون خصوصیت ذاتیمه که خدا برام تعریفش کرده دیگه  مثل شوری برای نمک  مگه وقتی غذا شور میشه نمک خجالت میکشه که غذای ماروشور کرده نه خب ذاتشه دیگه منم انسانم وذاتم عجله است ذاتم پوشوندن وکفر ورزیدن توش هست  نسیان وفراموشی توش هست  همینکه متوجه شدم که راه درست چیه وتلاش میکنم براش خودش موفقیته وخدارو شاکرم حالا تلاشمم میکنم که هرروز حتی یه کوچولو از عجله وکفر وفراموشیمو کم کنم واین یعنی من تو مسیر درست دارم حرکت میکنم خدایا متشکرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صبا
      ۱۴۰۰/۰۹/۱۱ ۱۴:۱۰
      مدت عضویت: 2171 روز
      امتیاز کاربر: 23131 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 750 کلمه

      سلااام

      من عاشق دوره ی زندگی با طعم خدا هستم . این دوره آرامش عجیبی داره ، کاش از این دوره یه واکسن میساختن که همه موقع به دنیا اومدنشون ازین واکسن میزدن تا یه وقت دچار مرض بی ایمانی نشن و بدنشون با ویروس ضعیف شده ی بی ایمانی میجنگید و دیگه تا آخر عمرشون ایمن بودن. 

      ولی حالا که نمیشه این اتفاق بیوفته و این فقط یه خیال قشنگه پس من میتونم فقط توی این مسیر بمونم و ادامه بدم .

      صحبت هایی که درباره ی خواسته هامون کردید خیلی خیلی درست بود ، من فکر میکنم همین که ما یهو از خدا و کائنات یه چیز بزرگ و دست نیافتنی میخوایم یعنی ما دچار تله ی عجله شدیم ، عجله هم از بی ایمانی میاد یعنی اگه ما همین آگاهی های این جلسه رو عملی کنیم کافیه تا از دو تا حربه ی خیلی خیلی خونه خراب کن رها بشیم که یکیش بی ایمانیه و اون یکیش عجله. ما اگه عجله نداشته باشیم پله پله جلو میریم ولی اگه عجله داشته باشیم نه تنها ممکنه دیر تر برسیم بلکه ممکنه اصلا نرسیم . چند سال پیش مامانم صبح که میخواست بره سر کار عجله داشت و انقدر تند از پله ها رفت پایین که آخرین پله رو ندید و پاش پیچ خورد و شکست. آیا مامانم با عجله کردن زودتر به سر کارش رسید؟ نه! تازه برای چند هفته هم نتونست بره سر کار . پس ما باید حواسمون به خودمون باشه ، یه دید کلی نسبت به پله ها داشته باشم و توی هر مرحله فقط به پله ی بعد فکر کنیم نه اینکه همش پله ی آخرو ببینیم و به خودمون بگیم بدو، هنوز نرسیدی ، پس کی میخوای برسی؟ 

      خدا همین جاست ما اگه به خدا ایمان داشته باشیم دیگه نیازی نداریم به چیزی در آینده نگاه کنیم نه اینکه بی خیال آینده بشیم ، نه. ولی بیشتر تمرکزمون روی زمان حاله و دست توی دست خدا از پله ها بالا میریم . ولی اگه اصلا خدا رو نبینیم و فقط در ترس از آینده باشیم خب خدا هر چقدر هم که بخواد دست ما رو بگیره میبینه که دو تا دستای ما پره و توی یکی از دستامون ترسه و توی اون یکی هم دست شیطان. 

      به خاطر همینه که ما بعضی وقتا از رحمت خدا ناامید میشیم چون خودمون هیچ جای خالی ای توی دستامون نگذاشتیم ولی مدام به خدا التماس میکنیم که دست مارو بگیر و از روی زمین بلندمون کن ، خب خدا هم همین کارو میخواد انجام بده ولی ما با اختیار خودمون یه سری مانع گذاشتیم جلوی راه خدا . این مانع ها باید از بین برن و هیچ کار اضافه ای لازم نیست . همونطور که استاد گفتن ما از خود خداییم و تا این موانعو از بین ببریم پرت میشیم توی دل خدا ، حتی ازش خیلی هم دور نیستیم ولی همین چند تا مانع کوچکی هم که با کمک شیطان ایجاد کردیم خب وقتی از بین برن بعدش ما چسبیدیم به خدا.

      من رفتم و دیدگاه خودمو توی جلسه یک و خواسته های خودمو خوندم ، یه سری هاش نیاز به اصلاح داشت که الان مینویسمشون و ایمان دارم به خدای بزرگ که به همشون دست پیدا میکنم چون لیاقتشون رو دارم و توی خودم میبینمشون.

      و یه چیز دیگه ای که خیلی خوشحالم کرد این بود که به خیلی از اونهایی که نوشته بودم رسیدم و این منو سر ذوق اورد. خدایا شکرت. 

      یکی از خواسته هام اینه که هر روز اندازه ی یه سر مورچه ایمانم به خدا بیشتر بشه و معجزه ها و نشانه هاشو هر روز توی زندگیم ببینم ، بعضی وقتا میشه انقدر توی روزمرگی هام زندگی میکنم که متوجه معجزه های کوچولو کوچولوی خدا نمیشم . من اینو دوست ندارم و میخوام خدارو خیلی خوب بچشم و حسش کنم . اگه هر روز یه سر سوزن ایمانم بیشتر شه بعد از یه سال میبینم 365 تا دونه ی ریز ریز ایمان ریخته روی زمین ذهنم و اون موقع دیگه وقت درو کردن ثمره ی این بذر های کوچولوعه

      دوست دارم رفتارم درست بشه و دیگه پرخوری نکنم و ریشه ی این رفتار اشتباهو هر چه زود تر پیدا کنم و رفتار درست رو جایگزینش کنم.

      میخوام 70 درصد شب ها وقتی میخوام بخوابم از خودم رضایت داشته باشم.

      دوره ی تکرار لاغری با ذهن رو تموم کنم و بهش پایبند بمونم.

      تموم کار های لیست اقدامات عقب افتاده و نصفه نیمم رو تکمیل کنم.

      هر روز میثاق نامه بخونم و تاثیراتشو ببینم.

      همین 

      من همینا رو از خدا میخوام برای الان و وقتی به اینا رسیدم ، قدم های جدید بر میدارم. 

      خدیا شکرت

      ممنونم استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 22 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      ۱۴۰۰/۰۸/۲۴ ۱۰:۱۴
      مدت عضویت: 2558 روز
      امتیاز کاربر: 5308 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 316 کلمه

      خیلی عالی بود خانم حسنی عزیزم !ستمرارتون در در جاده موفقیت رو تبریک میگم امیدوارم هممون راه بینهایتی که شروع کردیم رو تا بی نهایت ادامه بدیم.

      خانم حسنی عزیزم من یک هفته پیش یک. فایل کوتاهی از دوستم دریافت کردم که در اون گفته شده بود از اکهارت میپرسن آیا میشه فقط چیزهای مثبت رو به زندگی مون جذب کنیم؟اکهارت گفته بود مگه شما میدونید چه چیزی خوب هست یا چه چیزی بد؟ ایا شما تصویر بزرگتر رو دارید؟

      بعد یک داستانی تعریف کرده بود .یک پیرمرد بوده در دهکده ای یک پسر و یک اسب داشته یک روز اسبه فرار میکنه مردم دهکده میان بهش میگن چه بد شد!

      پیرمرد میگه شاید؟!؟! روز دیگه میبینن اسب پیرمرد با یه گله اسب وحشی میاد ؟همه میگن چه خوب شد!پیرمرد میگه شاید؟! هرچندوقت بعد پسرش از اسب وحشی موقع رام اسب میفته پاش می شکنه ؟اهالی ده میان بهش میگن چه بد شد!پیرمرد میگه شاید؟! مدتی بعد پسرای روستا رو میخوان ببرن جنگ پسر پیرمرد که پاش شکسته بودن نمیبرن جنگ همه میگن چه خوب شد!پیرمرد بازم میگه شاید؟!

      آیامگه ما نقشه ی بزرگتر رو می دونیم ؟ما از روزنه کوچک به جهان نگاه میکنیم آیا میتونیم تمام زوایا رو ببینم؟پاسخ پیرمرد خیلی خردمندانه هست ما حقیقت رو نمی بینیم ظاهر قضیه رو میبینیم و هی میگیم چه خوب شد؟چه بد شد.باید تسلیم بشیم .فقط باید شاهد اتفاقات باشیم.بایدنظاره گر باشیم. قضاوت خوب یا بد نکنیم .ما با دید محدود که اونم پشتت فیلتر گذاشتیم وخیلی ذهنیت های غلط درش هست از کجا میدونیم چه چیزی خیر هست چه چیزی شر؟شاید یک اتفاق خوبه باعث شر بشه وبه ضرر ما بشه ولی یک اتفاق بد باعث یه خیر بزرگ بشه .جهان رو باید از زاویه دید خودمون نبینیم جهان رو با دید وسیع تر ببینیم .

      شاید که چو وابینی خیر تو درین باشد.

      شاید که چو وابینی خیر تو درین باشد.

      خیلی فایل عالی بود امیدوارم تونسته باشم خوب بیان کرده باشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فریده حسنی
        ۱۴۰۰/۱۰/۲۰ ۱۶:۲۴
        مدت عضویت: 2465 روز
        امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 25 کلمه

        ممنونم خانم الهام عزیز 

        مرسی برای مثال عالیتون 

        متشکرم بابت کامنت مفید و زیباتون 

        فقط توکل به الله و به آرامش رسیدن که همه چیز تحت اختیار اوست 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار من میتونم تغییر کنم
        ۱۴۰۰/۱۰/۱۹ ۲۲:۲۷
        مدت عضویت: 1888 روز
        امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 27 کلمه

        سلام
        عالی بود داستانی ک تعریف کردید ویک چیزیو توضیح دادید ک بین ما انسانها جای خالیش خیلی احساس میشه برچسب نزدن ب اتفاقات
        لذت بردم ممنون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار الهام خضرلو
          ۱۴۰۰/۱۰/۲۰ ۰۹:۴۷
          مدت عضویت: 2558 روز
          امتیاز کاربر: 5308 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 119 کلمه

          ممنونم عزیزم خوشحالم خوشتون اومده و استفاده کردین .

          من این پیام رو چند وقت پیش نوشتم الآن اومدم دوباره خوندم وبرام یاداوری شد .برای منم خوب شد من مدتی هست کمی زانوم درد میکنه باخوندن پیام خودم زود ذهنم گفت شاید درین اتفاق برای توهم خیری باشه چرا همش ازین قضیه ناراحتی وفکرت درگیره ودنبال مقصری 

          باید از خودم همیشه بپرسم این اتفاق چه درسی برای من داره وبرای خودم درسهاش رو بنویسم و یاد بگیرم تا درسم رو نگیرم مشکلم به نظرم حل نمیشه 

          وای خدای من عجب نکته‌ای گفتی باید درسم رو بگیرم نگیرم تو این شرایط میمونم عجب 

          چقدر خوب شد برام اومدم جواب پیامم رو خوندم

          ممنون عزیزم دست گلت درد نکنه یافتم چیزی رو که باید می فهمیدم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار من میتونم تغییر کنم
            ۱۴۰۰/۱۰/۲۰ ۱۲:۰۴
            مدت عضویت: 1888 روز
            امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

            نشان های دریافت شده

            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            محتوای دیدگاه: 10 کلمه

            سلام
            عزیزم موفق باشی قطعا هیچ اتفاقی بی حکمت نیس

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۰۸/۲۳ ۱۵:۳۱
      مدت عضویت: 2465 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,245 کلمه

      روز ۴۵ تکرار 

      جلسه ۵ زندگی با طعم خدا

      سلام و درود به دوستان عزیز و استاد گرامی 

      سپاسگذار خداوندم برای دیدن و بودن یک روز دیگه که اگر بخوام آگاهانه به خودم و اطرافم نگاه کنم هر لحظه زندگیم پر از معجزه است ،همینکه چشمانم این متنو میبینه،مغزم پردازش میکنه و انگشتانم مینویسه ،جزئی از معجزات زندگی ست 

      ۱۰۰ درصد گوش دادن و کسب آگاهی در تغییرات من تاثیر زیادی داشته و هر لحظه هم تاثیر  داره ،بلخره ما وقتی داریم این فایلهارو گوش میکنیم تا حدودی آگاهی وارد ذهن ما خواهد شد اینکه ما چقدر از آگاهی ها در مسیر زندگیمون استفاده میکنیم مهمه

      مثلا من دارم در مورد خداوند ،آرامشش،اطمینانش، فراوانیش،مهربانیش،گسترشش،بخشش و بزرگیش صحبت میکنم ،مینویسم و اطلاعات جمع آوری میکنم ولی ازشون استفاده نکنم فایده ای نداره ،باید آرام آرام نجواهای منفی ما بره بسمت آرامش بیشتر که اینم یه مدت کوتاهی ذره ذره طول میکشه که کدهای قبلی کمرنگ بشن و کدهای جدید دانلود بشه

      مثلا من الان در شرایط جالبی بسر نمیبرم اگر بخوام مثل گذشته فکر کنم که تا الان دیونه شده بودم ولی میام آگاهانه ( البته که راحت نیست) مسیر فکریمو عوض میکنم ،ذهنم دوست داره منو با حرفاش تا ته دره غم و اندوه و ترس ببره ولی من با ابزارهایی که تا الان یاد گرفتم خودمو از دست ذهنم نجات میدم و میارمش سمت آگاهی های جدید

      این اتفاق ثانیه ای برای من رخ میده  یعنی ذهنم میاد منو میترسونه که دیدی چه اتفاق بدی واست افتاد،  چرا قوانین کمکت نکرد ؟ و مدام از این حرفا بمن میزنه و من برای آرامش خودم میام از قدرت های خداوند برای خودم حرف میزنم 

      مثلا به خودم میگم آروم باش ،کف دریای متلاطم هیچ وقت دیده نمیشه ولی با آرامش میتونی تغییر جهت بدی و بری تو دنیای شادی و سلامتی ،به خودم میگم ببین فریده چندین سال دستتو گذاشتی تو دست شیطان و هر جایی خواست بردت ،ریموت درونتو دادی دستش حالا دیگه وقتشه با اینهمه  آموزش که یاد گرفتی بلندگوی مغزتو ازش بگیری و بدی دست خدا

      حالا که داری خدارو میشناسی ،قبلا بدون اعتقاد بسمت خدا میرفتی و مطمئن بودی خدا باهات زاویه داره و لجه ،دوستت نداره،  الان که داره اعتقادت شکل قویتری میگیره ،پس از قدرت خدا استفاده کن، خدارو نمیبینی؟ مگه خود خدا نگفت آنهایی که به غیب ایمان بیارن به آنها می افزایم 

      الان وقتشه ،تا حالا یاد گرفتی ، الان وقت ایمان داشتنه ،دیروز داشتم تمرینات یه دوره دیگمو انجام میدادم یهو با این باور روبرو شدم که من سالها از خدا میترسیدم و فکر میکردم اگر بهم نزدیک بشه یا بهش نزدیک بشم ،یکی از عزیزانمو ازم میگیره یا اگر دارم از زندگیم لذت میبرم و حالم خوبه یه صدایی که فکر میکردم صدای خداست بهم میگفت زیاد خوشحال نباش حالا که یه بلایی آسمانی روت نازل کردم میفهمی که زیادی نباید خوشبخت باشی 

      و این صدا این چند سالی که من دارم خوشحالتر زندگی میکنم مدام اذیتم میکرد و من همیشه منتظر یک اتفاق  بد بودم و میترسیدم زیاد خوش بگذرونم حس میکردم اون صدای ترسناک همیشه پشت سرم داره میاد و بلخره زهرشو روی زندگیم میریزه

      این چند وقت که تو تضادهایی هستم بشدت داره باورهای تضعیف کننده و ترسناکی از مغزم بیرون میریزه که سالها بصورت یک صدا در سرم شبانه روز میپیچید و من فکر میکردم طبیعیه و بصورت یک استرس دائمی حسش میکردم

      الان متوجه میشم که من نسبت به خدا ترس های زیادی داشتم که سالها با خودم حملشون کردم بدون اینکه متوجه بشم ،من حتی میترسیدم به خدا نزدیک بشم ،هر چند ظاهری میگفتم خدا مهربانه ولی بشدت باور داشتم خدا بهم نزدیک بشه زندگیم بهم‌ میخوره و یه اتفاق بدی میفته

      وای که من سالها منتظر وقوع حوادث بودم و وقتی رخ میداد میگفتم‌ دیدی اتفاق افتاد ،دیروز تا حالا که این جنس باورهارو در خودم شناسایی کردم دارم باهاشون روبرو میشم و بصورت منطقی به خودم میگم که اینها تصورات من بوده نه حقیقت جهان 

      من دنیا رو با عینک ترس و بدبیاری نگاه کردم ،جهان هم یک سیستمه همون هارو برای من میاره ،اگر لباس قرمز بپوشیم آینه رنگ قرمز نشونمون میده چرا انتظار داریم سفید نشون بده 

      همونجوری که اون عینک بدبینی زده شد بر ذهن و وجود من ،میخوام اون عینکو بردارم تا از این به بعد جهانو زیبا ببینم ،تا جهان هم فقط زیبایی هاشو نشونم بده ،وقتی من سالها گفتم دنیای لعنتی ، انتظار برکت داشتم  ازش 

      تمام عمر در انتظار وقوع یک حادثه بودم خب باهاش روبرو میشدم ،حالا بیام آگاهانه ذهنمو تربیت کنم منتظر معجزات خداوند باشه  منتظر شادی بیشتر باشه سلامتی بیشتر باشه ،چرا همش فکر میکنم الان یه خبر بد بهم میرسه؟

      چونکه این ذهن تربیت شده برای محافطت از من ،الگوها و خانواده هم که خودشون یه گلوله منفی نگر بودن ،معلومه مدام منو میبره تو دایره اضطراب  ،حالا من در جاده منفی ها،ترس ها و کمبودها هستم ،باید ریز ریز ذهنمو ببرم تو مسیر خواسته هام و از جاده ترس ها بیام بیرون

      دیروز تا حالا هر چی اضطراب میگیرم که اینجوری میشه اونجوری میشه ، به خودم میگم خدا بزرگتر از کدخداست ، من همه چیزو به خدا میسپارم ،اون حمایتم میکنه ،هر چند قبلش با خودم صحبت کردم که خدا موجود ترسناکی نیست و با تو خصومتی نداره 

      هر وقت مضطرب میشم به خودم میگم‌ فریده ما باید منتظر چیزهای خوب باشیم ،تغییر بده افکارتو ،بیا بیرون از اون جاده زشت و بدرنگ 

      و خدارو شکر این هفته ای که برام سخت بود داره کم کم روانتر میشه ، دوست دارم بیشتر به خدا اعتماد کنم بجای اینکه  بترسم ازش ،من تمام این اتفاقاتو برکت زندگیم میدونم ،اگر قبلا فکر میکردم لعنت هستن ولی میخوام اسم های جدید روی رویدادهای زندگیم بذارم تا خدا هم به همون اسم ها پاسخ منو بده

      میدونم ساخته شدن این باور که (هر مسئله ای در زندگی من  برکت است ) به کار کردن نیاز داره که خدارو شکر دارم کدهای قبلیو کمرنگ میکنم و باورهای جدیدو جاسازی میکنم ،مطمئنم جهان هستی بمن کمک میکنه وقتی که میبینه من برای تغییر و رشد درونیاتم دارم تلاش میکنم ،دنیا هم راه هارو برای من باز و آسونتر خواهد کرد،دوست داشتم تجربه شناسایی باورهای تضعیف کننده م و ساختن فرمول های جدیدمو به اشتراک بذارم 

      باید به تغییرات جزئی خودمون هم توجه کنیم چونکه ذهن دوست نداره ما متوجه پیشرفت هامون بشیم که اگر آگاه بشیم توانمند و قدرتمند میشیم و دیگه به مزخرفاتش گوش نمیدیم و یادآوری موفقیت ها مارو بسمت موفقیت بیشتر هدایت میکنه 

      مهم اینه که بتونیم با آموزش ها ،نجواهای منفی درونو کمرنگتر کنیم چونکه  تاثیری که از حرف های منفی باف میگیریم مارو میبره بسمت توجهات ناسالم و باعث جذب ناخواسته ها میشه و انقدر زیر پوستی انجام میده که وقتی به خودت میایی که سالها گذشته و یه عالمه انرژی ناخوب با خودت حمل کردی

      مثلا من مدتیه تونستم صدای نجوای منفی که در مورد چاقی میگه رو  کمرنگ کنم ، من خودمو متقاعد کردم که من همینجوری عالی م و نیازی نیست تغییری کنم و تمرین کردم و هنوزم تمرین میکنم که از خودم ایراد نگیرم 

      بدلیل اینکه تربیت گذشته من بیشتر روی این پایه بود که خانواده و اطرافیانم توجه و تمرکز میکردن روی نقص ها و ایرادات من ،ذهنم یاد گرفته بود که بره بگرده برای من نقص های بیشتریو جمع کنه 

      و این نوع تربیت باعث شده بود من مدام خودمو ناقص و کم و دوست نداشتنی ببینم ،از خودم مدام ایراد میگرفتم ،فکر میکردم زشت ترین دختر دنیا هستم اعتماد بنفسمم پایین بود چونکه عزت نفسی نداشتم 

      پس ذهن من با ذره بینش سالها دنبال ایراد گرفتن از من بود حالا من از شانس بدم ،چاق هم بودم که دیگه بدتر و شخصیت های مستبد درونیم دیگه با شلاق بالای سر من بودن ،دقیقا همون چیزهاییکه از والدینم شنیدمو خودم با خودم انجام میدادم

      حالا من اومدم اون ریتم قبلی تربیت خودمو تغییر دادم ، مثلا بجای ایراد گرفتن از خودم وقتی میرم جلوی آینه به خودم میگم قربونت بشم دختر زیبا ،دوست داشتنی و جذاب من ،من خودم حامی تم ،ازت مراقبت میکنم ،خودم دوست دارم ،اگر دیگران نتونستن تورو دوست داشته باشن اونها دوست داشتن بلد نبودن 

      برای این تمرینات آلارم ساعتمو کوک کردم هر ۱ ساعت یکبار ، که با خودم عشق ورزی کنم ،کاری که با من نکردنو خودم با خودم انجام میدم

      قبلا استاد میگفتن جلوی آینه میرید اگر نگاهتون به قسمت های چاق بدنتون میخوره نگاهش نکنید و روش حساس نشید،قبلا حالم بد میشد میدیمشون  ولی الان من به اون مرحله رسیدم که اتفاقا جاهایی از بدنمو که دوسشون نداشتمو بوس میکنم ،اتفاقا واضح نگاهشون میکنم و بهشون میگم که دوسشون دارم ،که اونها متعلق بمن هستن و من ازشون فرار نمیکنم

      دارم باهاشون دوست میشم‌،نوازششون میکنم بهشون میگم من باعث اون شکلی شدنشون شدم و کنارشون میمونم ،خلاصه دارم با تک تک اعضای بدنم که باهاشون قهر بودم دوست میشم

      مثلا من سالها با بازوهام قهر بودم و مدام سرزنششون میکردم و پیش همه ازشون بد میگفتم ولی انتظار داشتم لاغر بشن و برام خوب کارهامو انجام بدن ،من دیگه چه ظالمی بودم 

      الان بهشون عشق میدم و میدونم بدنم خیلی هوشمنده ،میفهمن من دیگه باهاشون خصومتی ندارم ،اونوقت اونها هم با من آشتی میکنن ،خدایی من با کل بدنم که قهر بودم ،با جهان ،خدا و آدم ها هم که تو جنگ بودم و فکر میکردم همگی میخوان منو اذیت کنن  با اینهمه خصومت خوبه که الان زندگی نرمالی دارم 

      و مطمئنم الان که اونهمه نفرت ،رنجش،غم،ترس،استرس،چاقی،باورهای تضعیف کننده ووو از من کنده شده و در حال کنده شدنه ،زندگیم بسمت عشق و برکت بیشتری هدایت خواهد شد و چونکه قوانینو میشناسم میدونم بزودی همه چیز بهتر میشه 

      یادمه ۲ سال پیش تو کامنتم خیلی از خواسته هامو نوشتم ،در جلسه اول که این دفعه میخواستم بنویسم و الان رفتم نگاه کردم متوجه شدم  بیشتر در مورد تغییر کردن درونیاتم نوشتم ،در مورد باورهای قدرتمند کننده نوشتم ،در مورد شناخت از خودم و خدا نوشتم و بیشتر در مورد رشد درونی خواسته داشتم

      در اصل وقتی درونیاتم،باورهام و انتظاراتم تغییر میکنه مطمئنا من وارد مدار نعمت و برکت خواهم شد ،وقتی شناخت من از خدا بیشتر بشه من وارد مدار خداوند میشم ،وارد جاده مستقیم خداوند که بشی  ، اونجا همه چیز هست ،مگه میشه تو جاده خداوند باشی حالت بد باشه ؟ یا بدبخت باشی ؟ یا بیمار باشی؟

      هر چند قبلا برعکس تمام اینهارو باور داشتم ولی با شکستن اون عقاید دارم فرمول های جدید جاسازی میکنم که وقتی یکمی جون بگیرن زندگی من در تمام قسمت هاش دگرگون میشه ،که خدارو شکر  همین الان هم تغییرات زیادی داشتم 

      به اندازه ای که خداوند رو در مغزم جدید بسازم ،خداوند جدید برای من کار میکنه که هر چقدر کفه ترازوی فرمول های جدیدو پر کنم میتونم راحتر و زیباتر زندگی کنم 

      یادگیری و عمل کردن و بهره گرفتن از این آموزش ها نیاز به درک متفاوت داره ، ۴ ساله که دارم در مورد خدا،ذهن،باورهای قدرتمندکننده و تضعیف کننده ،جهان و قوانینش و انرژی وووو تحقیق و مطالعه میکنم ،ولی این کدهایی که اول کامنتم نوشتم تازه برام باز شده 

      مگه من در دوره ها نبودم؟ مگه من تمرین نمیکردم ؟ تمرین میکردم در دوره ها بودم ولی بیداری و درک مطالب تو یه زمان خاص بوجود میاد ، برای یکی ۶ ماه زمان میبره برای من ۴ سال زمان برده ،نه اینکه تو این ۴ سال هیچ درکی نداشتم نه درک داشتم ولی به اندازه ای که فهمیده بودمش و الان هم به اندازه فهمم ،درکش میکنم

      میدونم سال آینده و آینده تر یجور دیگه ای میفهمم و این درک ادامه داره ، باید تربیت های گذشته و فرمول های قدیمی خارج بشن تا داده های جدید دانلود بشه ،هر چند فرمول های قدیمی هستن ولی این ما هستیم که انتخاب میکنیم کدوم فایل مغزیمونو استفاده کنیم 

      قبلنا وقتی میخواستم از خدا درخواستی کنم اولا که اعتقاد به دریافتش نداشتم  ،فکر میکردم حالا به خدا میگم چه چیزهایی میخوام  ولی بهم نمیده که ،یعنی با باور نگرفتن و نشدن میگفتم ،باور داشتم که خدا برای من که نمیخواد 

      از اونجاییکه همیشه بلند پرواز بودم و خواسته های زیادی داشتم ،همه خواسته هانو  با هم مینویشتم ،یا شاید همون حس ناامنی که بهم هشدار میداد خدا شاید یکبار بهت بده ،بارها از مادرم شنیده بودم شانس یکبار در خونتو میزنه ،آب روان  یکبار با خودش گل میاره ،پس هر چی دوست داری با فشار بنویس که شاید یکیشو بگیری

      خدارو شکر سفرهای داخلی زیاد رفتم و میرم هر چند الان شرایط دنیا جوری شده که امکان سفر محدودتر شده ،سفرهای خارجی هم کم و بیش قبلا رفتم ولی سال ۹۸ سال شروع  سفرهای خارجی من به سبک جدی تری  بود که تقریبا ۵۰ روز یکبار میرفتیم و تصمیم داشتیم از اون به بعد بیشتر سفر کنیم و در آخرین سفرمون دیگه قرنطینه شدیم و اون برگ از هدفمون نیمه کاره مونده تا وقتیکه اوضاع بهتر بشه 

      الان که درونی دارم به اطمینان بیشتری از قوانین جهان هستی میرسم ،میدونم اگر باورهای قوی بیشتریو در خودم  تقویت کنم حتما به شرایط و موقعیت های بهتری خواهم رسید ،عجله ای ندارم ،میدونم احساس نیاز  نیازمندی بیشترو جذب میکنه

      و قدر دان نعمت ها بودن منو اتوماتیک میبره بسمت نعمت های بزرگتر ،پس رمز رسیدن به موقعیت های عالی ،سپاسگذار بودن همین شرایط فعلی ماست ،اگر من الان در خانه ۱۰۰ متری هستم و دلم میخواد برم منطقه ۱ تهران ،الان از بودن در منطقه ۳ تهران با همین خونه ۱۰۰ متریم لذت ببرم ،کیف کنم بعد خودبخود برده میشم تو خونه ۲۵۰ متری با امکانات بهتر

      از هر شرایطی که دارم لذت ببرم ،همش چشمم دنبال جایگاه بالاتر نباشه که مطمئنم حس نیازمندی و اضطرار به جهان میفرستم‌ ،با خودم خوب رفتار کنم ،خدارو بیشتر بشناسم ،خودمو ببرم تو جاده خداوند و اونجا همه چیز هست ،اینهارو به اندازه ای که باور کنم میتونم بهشون برسم و تمرین کردن رمز موفقیته

      سپاسگذار خداوند هستم برای نعمت هایی که بمن بخشیده 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار من میتونم تغییر کنم
        ۱۴۰۰/۱۰/۱۹ ۲۲:۵۵
        مدت عضویت: 1888 روز
        امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 188 کلمه

        سلام فریده عزیز
        در نوشته های خودتون احساس کردم شما هنوز اون ارتباط دوستانه صلحانه با خودتون هنوز نداریدمگه ن اینک دهن هم جزئی از ماست انا شما در نوشته هاتون با حالت خشم در مورد ذهنتان حرف زدید مگه ن اینک این ذهنم پاک بود مثل اینه و این ما بودیم ک خط خطیش کردیم پس چرا باید از ذهنمون ناراحت باشبم اون چیزی ک خود ما یادش دادیم و تصویری ک بهش دادیم داره بهمون نشون میده
        من تصمیم گرفتم با تموم اعضای بدنم دوست بشم حتی با ذهنم ذهنی ک خودم بدش کردم خودم پرش کردن تا ی جایی تحت تعلیم بودم ولی از ی جایی ب بعد خودم اجازه دادم
        من خیلی قویتر از ذهنم هستم و این منم کنترلش میکنم
        امروز من کسالت داستم و هرچقدر فایل گوش دادم دیدم فکرم ب اون کسالته میره پاشدم رفتم پیش مامانم
        اومدم خونه دیدم ن درگیرم رفتم اشپزی کردم و با اون کسالت میز چیدم واحساسمو عالی کردم
        ب ذهن اجازه ندادم منو ببره ولی همین ذهنم من تربیت کردم ک موقع کسالتم چیکار کنه
        من مقصر این ذهن نافرمان هستم
        عزیز جان از دیدگاههای شما لذت میبرم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فریده حسنی
          ۱۴۰۰/۱۰/۲۰ ۱۶:۲۰
          مدت عضویت: 2465 روز
          امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 536 کلمه

          سلام دوست عزیز ممنون از شما و کامنت عالیتون

          من در تمام کامنت هام از ذهنیت هام مینویسم نه از ذهنم 

          ،میدونم ذهنیت هام صحیح نبوده و یا در این موقعیت من به درد من نمیخورن و در حال تغییر دادنشون هستم

          اینکه هر کدوم از ما چجوری داریم ذهنیت هامونو پاکسازی میکنیم برمیگرده به تمریناتمون و همینطور حجم و مموری اون اندوخته های قدیمی 

          حتما و ۱۰۰ درصد مموری عقاید و باورهای عزت نفس من با بقیه فرق میکنه و بسته به نوع تربیتمون ممکنه هنوز من در موقعیت پذیرش ۱۰۰ درصدی اتفاقات زندگی خودم نباشم یعنی تلاشمو میکنم و برای پذیرش خودم که من اینی نبودم که برام تعریف کردن ،اینکه من با بعضی موارد در صلح نیستم در همه ما آدم ها وجود داره وگرنه که تو این دوره ها و آموزش ها چکار داشتیم که باشیم 

          خیلی از افراد هستن که هنوزم خوابن و نمیدونن در درونشون چی میگذره و من خوشحالم‌ که آگاهانه دارم خودمو میبینم حتی اگر در جاهایی در صلح نباشم و مطمئنم به زودی خودمو پذیراتر خواهم شد 

          بلخره درختی که ۴۶ سال کج رشد کرده زمان میبره تا بخواد خودشو پیدا کنه ،منم در حال کندو کاو درونیاتم هستم ،اگر بهم ریختگی در من بوجود میاد با کمال میل میپذیرمش چونکه دارم از ریشه ساختار ساخته شده مو خراب میکنم و از نو میسازم 

          من کاملا ذهنمو پذیرفتم ولی ذهنیت هام هیچ وقت به نفع من کاری انجام ندادن و انجام نمیدن پس آگاهانه ازشون دست کشیدم چونکه میبینم که هر لحظه با همون مموری ضبط شده درونشون میخوان منو ناراحت کنن

          شاید رد کردن شرایط روحی این روزهای منو هر کسی تحمل نکنه و کم بیاره ولی من همچنان کنار خودم هستم و به هر تضادی برخورد میکنم به خودم میگم فریده اینو رد کنی رشد خواهی کرد ،اینها سکوهای پرتابت هستن 

          گاهی هم کم میارم و روزها به دنبال منفی های ذهنم حرکت میکنم و مجدد بیدار که میشم ،برمیگردم به مسیر 

          هیچ اشکالی نداره ،تغییر درد داره ولی همراه با رشده 

          من برای گسترش پیدا کردن باید از این خط ها بگذرم ،خط های افکار مخرب درونم 

          کار میبره ولی مسیرشو دوست دارم 

          من قبلنا با خودم که در صلح نبودم هیچ ،متنفر هم بودم ،تازه دارم با خود حقیقیم آشنا میشم ،نه اون خودی که تعریفم کردن که تصویر نازیبایی از من بهم نشون دادن 

          برای دیدن خودم اول باید اون ذهنیت هامو بشناسم ،که بدونم من اونها نیستم و اون ذهنیت ها دوست ندارن دور انداخته بشن برای همین مقاومت میکنن ولی من همچنان هستم 

          شاید جاهایی لیز بخورم ،اشتباه برم ،خسته بشم ،با درونیاتم بجنگم ،حالم بد بشه ولی میدونم بلخره آلودگی ها کمتر میشه و منم آرومتر میشم 

          هر کسی خودش خودشو بهتر میشناسه و منم میدونم از چه دره هایی عبور کردم و از عملکردم راضی هستم 

          به یاری خدا ادامه خواهم داد و تونستم تا حد زیادی ذهنیت هامو  نشنوم که اگر نشنوم میتونم صدای روحمو واضحتر درک کنم 

          روحم از خداست و همه راه حل هارو بلده ،ذهنیت ها خفه بشن ،راه ها باز میشن 

          منم با ذهنیت هام کدورتی ندارم ،اینها دست پرورده اطرافیان و خودم هستم که ۴۶ سال تغذیه شون کردم و از این به بعد بهشون نیاز ندارم 

          ممنون دوست عزیزم از کامنتتون و یادآوری اینکه حتی با ذهنیت ها هم در صلح باشیم ،به یاری خدا و تمریناتم بتونم قویتر عمل کنم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار من میتونم تغییر کنم
            ۱۴۰۰/۱۰/۲۱ ۱۰:۳۱
            مدت عضویت: 1888 روز
            امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

            نشان های دریافت شده

            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            محتوای دیدگاه: 16 کلمه

            سلام
            فریده جان ممنون بابت پاسخی ک دادید
            امیدوارم در مسیر رشدت هر روز موفقتر از دیروزت باشی

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار فریده حسنی
              ۱۴۰۰/۱۰/۲۲ ۱۲:۱۲
              مدت عضویت: 2465 روز
              امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

              نشان های دریافت شده

              نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
              نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
              نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
              محتوای دیدگاه: 12 کلمه

              سلام دوست عزیز

              ممنون از شما و انرژی خوبتون 

              عالی باشید و متناسب 🌹

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mozhganashiry@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۸/۱۹ ۲۲:۱۹
      مدت عضویت: 1823 روز
      امتیاز کاربر: 200 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 61 کلمه

      سلام و عرض ادب،

      قصد کامنت گذاشتن نداشتم ولی خودمو مسؤول دیدم که بنویسم،آقای روشن عزیز در رابطه با اون موضوعی که گفتید که خدا هیچ چیزی نمیده بیشتر فکر کنید من توی زندگیم از خدا هر چیزی که خواستم بهم داده البته زمانی که باور کردم و زمانی که اون خواسته خواسته ی قلبیم بوده و در ذهنم قابل قبول بود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 21 کلمه

        سلام و درود
        شما خواستی و دریافت کردی
        بسیاری درخواست نمیکنند و منتظرن خدا خودش بده
        موضوع فایل با نگرش شما تناقض نداره

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار joojeh1212@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۸/۱۰ ۱۲:۵۴
      مدت عضویت: 1776 روز
      امتیاز کاربر: 614 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,102 کلمه

       به نام ِ خداوند ِ بخشنده ی مهربان 

      یک سلام ِ پرانرژی به تک تک ِ عزیزان و یک سلام ِ ویژه به استاد عطار روشن ِ عزیز.

      چقدر این فایل پر مغز و محتوا هست.یه دوره ی  هدفگذاری  بود برای خودش.پر از درس…پر از نکته..

      درباره ی این پرسیدین که آیا بعد از این 4 جلسه که خواستیم اجازه بدیم به زندگیمون که رنگ و عطر و بو و طعم ِ خدا رو بگیره ،چقدر نجواهای ذهنمون کم تر و کم رنگ تر شده و چقدر صداش پایین تر اومده ؟

      باید بگم که استاد روشن ِ عزیز ،وجود ِ خود ِ شما ،این کار کردن روی خودتون با این تعهد ، دیدگاه های عااالی و فوق العاده ای که نسبت به قواانین دارین و گذشته ای که ازش رد شدین و دیدن ِ حال ِ حاضر ِ زندگی ِ شما ،باعث شده که نجواهای من بسیار بسیار کم وکم تر بشن.یاد آوری ِ تجربه های شما برای خودم مثل ِ یک پُتک بر سر ِ نجواهای ذهنم کوبیده میشه.این که شما تجربیاتتون و دیدگاه های بینظیرتون رو با عشق با ما به اشتراک میزارین در حال ِ گسترش ِ جهان هستین و جهان حمایت میکنه از ههر کسی که باعث ِ گسترش ِ جهان میشه.اینکه من شمارو بعنوان ِ یک الگو به ذهنم نشون میدم باعث ِ باورپذیری در من میشه و باعث میشه مصمم تر روی خودم کار متن…پر قدرت تر…متعهد تر ..تا روزی من هم با رشد و پیشرفتم باعث ِ گسترش ِ جهان ِ خداوند بشم.چون قانون اینه که وقتی جهان ، جدیت ِ ما رو در هر موضوعی ، در هر موضوعی ببینه ، با تمام ِ نیروش به یاری ِ ما میشتابه و به ما ، راهِ حل های ساده تر رو نشون میده .

      من با دیدن ِ نتایج ِ شما و حرف ها و دیدگاه های گوهر بار و پر از درستون ، بسیار انگیزه میگیرم چون شما یک نمونه ، یک مثال توی کتاب ها نیستین که بر اساس ِ شنیده ها و گفته ها سعی کنم تجسم کنم که روزی رضا نامی بوده که فلان جا بود و با کار کردن روی خودش به فلان جا رسید…نه….

      شما نمونه ، مثال و یک مصداق ِ  حیّ و حاضر حیّ و حاضر هستی که من پا به پای خود ِ  شما که داری روی خودت کار میکنی ، من هم روی خودم کار میکنم و ازتون کلی یاد میگیرم و لذت میبرم.

      لذت میبرم از آرامش ِ توی صداتون…

      لذت میبرم از عشق ِ توی نگاهتون…

      لذت میبرم از انرژی ِ توی کلامتون…

      که همه ی اینها میتونه دلیلش این باشه که شما تکیه بر خای خودت زدی …که درک داری میکنی که هر که در برابر ِ  ربّ  تسلیم تر …نزدیکتر 

      این فایل مصداق ِ اینه که نعمت ها به خودی ِ خود وجود دارن… هر چی متعهد تر باشی ….بهتر روی خودت کار کنی…میتونی از نعمت ها استفاده کنی…

      چقدر استادانه و فوق العاده دارین رو خودتون کار میکنین و من چقدر یاد میگیرم…که همه چیز تکراره..همه چیز تمرینه…

      این فایل ، ایمان ِ من به حضور ِ خداوند توی زندگیم رو بیشتر میکنه.این فایل داره روی مهم ترین و کم ترین باوری که در تمام ِ انسان ها هست رو تقویت میکنه…  باور ِ فراوانی.. .

      بله… باور ِ فراوانی مهم ترین و حیاتی ترین باور و در عین ِ حال کمتر توی وجودمون هست..این رو میشه از نتایجمون از شرایط ِ زندگیمون فهمید…از ترسی که داشتیم در درخواست کردن…از همون درخواست هایی که نوشتیم میشه فهمید…

      باور ِ فراوانی ِ حضور ِ خدا در این فایل در ما تقویت میشه…که عجله ای نیست..خدا همیشه هست…نعمتها همیشه هستن…الله اکبر به این درکی که کردین…

      نکته ی طلایی :

       لذّت بردن از داشته ها و نعمت هایی که در حال ِ حاضر توی زندگیم دارم .

       چیزهایی رو الآن از خدا بخوام که حالم رو بهتر کنه و یک قدم من رو جلوتر ببره ، قدم های بعدی مال ِ بعدا…چیزهای بعدی بمونه واسه بعد …

       قانون ِ تکامل چچچقدر زیبا توی این فایل در کنار ِ آرامش داشتن به وضوح دیده میشه چچچقدر عالی هستی شما جناب عطار روشن ِ عزیزززم 

       عجله برای چیه؟ اینکه یه فرصتی پیش اومده خدا حسابمون کرده داخل ِ آدم هههر چی میخوام رو سریع بنویسم وااای چیزی از قلم نندازم و…این یعنی شرک..یعنی باور به کمبود ِ حضور ِ خدا ..عجله بخاطر ِ محدودیت و باور به کمبود ِ زمان میاد ، از مقایسه ی خودم با دیگران میاد که احتمالا از من جلوترن و من عقب افتادم …

      من رفتم و خواسته هایی که نوشته بودم رو مرور کردم و دیدم بیشترین تاکید ِ من در درخواست کردن ، این بوده که قوانین رو ، نوع ِ عملکرد ِ سیستم رو بهتر درک کنم و هر روز کمی بهتر بشم…کمی توحیدی تر…کمی آرام تر …من برای خدا عددی تعیین نکردم چون ههر عددی بگم ، از اون بیشتر هم هست…میزان ِ حقوق براش تعیین نکردم اگر بگم مثلا ماهی 30 میلیون ، از اون بیشتر هم هست…

      پس بهترین . بالاترین درخواستم از الله…از خدای یکتا اینه که هر روز برام قانون رو بیشتر واضح کنه…شفاف تر بشه برام تا بتونم بهتر عمل کنم…

      تا بتونم هر روز نسبت به دیروز باورهای بهتری بسازم…

      چون اگر قانون رو بهتر و بهتر درک کنم ، و باورش کنم ، هر جای دنیا که باشم… توو ههر شرایطی که باشم…میتونم با اجرا و استفاده ی قانون در عمل ، زندگیم رو خلق کنم… 

      و از همه مهم تر از زندگی لذت بردن رو بهتر زندگی کنم…مثل ِ بچه ها..که از رادیاتور بعنوان ِ کلاویه های پیانو استفاده میکنه و انگار زیباترین و لاکچری ترین پیانوی جهان رو داره با انگشتان ِ کوچولوش مینوازه…

      از تکه چوبی که داره جوری سواری میگیره که انگار روی اسب ِ سفید ِ تک شاخ نشسته…

      چچقدر من شمارو تحسین میکنم آخه …چقدر من شمارو دوست دارم رضا عطار روشن ِ عزیزم…

      بینهایت سپاسگزارم بابت ِ این فایل ِ فوق العاده…چقدر کمک کننده س که دست از بدو بدو دست از تقلا برداری تا کمتر زمین بخوری و زخمی بشی…و اونقدر زخمی بشی که بیخیال بشی و عطای خواسته هات رو به لقایشان ببخشی…

      من تقریبا تا این قسمت رو تماشا کردم و به اندازه ی مداری که هستم آگاهی هاش رو درک کردم و توو هر قسمت گفتم چقدر این فایل قشنگ بود 

      و اتفاقی که افتاد این بود که بعدیش از اون بهتر

      و خدا میدونه که فایل ِ بعدی چی قراره بهم اضافه کنه که رهاتر بشم…که آرام تر بشم… که زیباتر قدم بردارم…

      الهی ! خدای یکتای من ! استاد عطار روشن ِ عزیزم…خانواده ش رو…تک تک ِ اعضای این سایت رو و خود ِ نازنینم رو به راه ِ درست…راه ِ کسانیکه به آنها نعمت داده ای …نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و نه گمراهان…هدایت کن   مارو سُر بده قشنگ…

      آرزومند ِ آرزوهاتون…آرزو…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      ۱۴۰۰/۰۷/۰۴ ۱۱:۳۱
      مدت عضویت: 2558 روز
      امتیاز کاربر: 49977 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 127 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم

      این فایل خیلی جالب و آموزنده بود

      از ما خواسته شده بود که به فایل شماره یک رجوع کنیم و خواسته هایمان از این دوره را مرور کرده و آنها را منطقی کنیم 

      من وقتیکه خواسته هایم را خواندم چیزی در آن که غیر منطقی باشد ندیدم مثلا یکی از خواسته هایم رسیدن به سلامتی کامل بود

      شاید بشود آنرا قسمت بندی کرد مثلا بگویم اول یکی از بیماری هایم که بیشتر مرا اذیت میکند برطرف شود و بعد بیماری دوم نمیدانم به نظر خودم میشود که تمام آنها همزمان برطرف شود و این به اصل وجود من در این دنیا کمک میکند که زندگی شادمانه تری داشته باشم و با راضی بودن بیشتر از زندگی ام شکرگذار تر خدای مهربانم هم خواهم بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم