0

راه رسیدن به خواسته‌ها (جلسه پنجم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

بسیاری از ما در طول زندگی آرزوها و خواسته‌هایی داریم که برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کنیم، اما گاهی به نتیجه دلخواهمان نمی‌رسیم.🤔 شاید از خودتان بپرسید چرا؟

حقیقت این است که راه رسیدن به خواسته‌ها تنها با تلاش فیزیکی هموار نمی‌شود. ما اغلب فراموش می‌کنیم که دنیای درونمان، یعنی افکار و احساسات ما، نقشی کلیدی در جذب آرزوهایمان دارد. 🤯

این مقاله قرار است به شما کمک کند تا با اصول و قوانین جهان هستی آشنا شوید و ببینید که چطور با مدیریت ذهن و احساساتتان می‌توانید به سمت اهداف و آرزوهای واقعی‌تان حرکت کنید.
پس همراه من باشید تا با هم این سفر جذاب را شروع کنیم! ✨💖

خواسته ها به چه صورت ایجاد می شوند

تا حالا از خودتان پرسیده‌اید که آرزوها و خواسته‌هایی که دارید واقعاً از کجا آمده‌اند؟ 🤔
شاید فکر کنید تمام این خواسته‌ها از دلِ نیازهای واقعی و درونی شما بیرون می‌آیند، اما اگر کمی عمیق‌تر به آن نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که بخش بزرگی از آن‌ها از مشاهده زندگی دیگران شکل می‌گیرد.

مثلاً دوستتان را می‌بینید که یک ماشین جدید خریده یا همکارتان به یک سفر خارجی رفته است و ناخودآگاه، آرزوی داشتن همان چیز در ذهن شما شکل می‌گیرد.

راه رسیدن به خواسته‌ها

راه رسیدن به خواسته‌هایی که از این طریق به وجود می‌آیند، اغلب با احساسات منفی مثل حسرت و ناامیدی همراه است، چون معمولاً این حس را در ما ایجاد می‌کند که “چرا من ندارم؟” 😔

این نوع خواسته‌ها، به جای اینکه ما را به سمت خوشبختی هدایت کنند، ما را وارد یک رقابت بی‌پایان می‌کنند که در آن همیشه یک قدم عقب هستیم. به همین دلیل، شناخت ریشه خواسته‌ها بسیار مهم است.

خواسته های ما به طور کلی به دو صورت در وجود ما شکل می‌گیرند:

۱- از برخورد با تضاد: این نوع خواسته‌ها کاملاً درونی و حقیقی هستند و از نیازهای اساسی ما نشأت می‌گیرند.
مثلاً وقتی تشنه هستید، به صورت خودکار نیاز به آب در شما شکل می‌گیرد. یا وقتی در محیطی گرم و آزاردهنده قرار می‌گیرید، به سمت جایی خنک کشیده می‌شوید.

حتی زمانی که کسی به شما بی‌احترامی می‌کند، به صورت خودکار آرزوی قرار گرفتن در شرایطی را پیدا می‌کنید که مورد احترام باشید.
این خواسته‌ها نیازی به فکر کردن یا برنامه‌ریزی قبلی ندارند؛ بلکه به صورت خودجوش و طبیعی به وجود می‌آیند و راه رسیدن به خواسته‌ها را برای ما روشن می‌کنند. ✨

۲- از مشاهده زندگی دیگران: این نوع خواسته‌ها از طریق مقایسه و دیدن شرایط زندگی افراد دیگر به وجود می‌آیند.
این مشاهده می‌تواند در دنیای واقعی یا از طریق فضای مجازی و دیدن ویدیوها باشد.

مثلاً وقتی زندگی یک فرد موفق را می‌بینید، ممکن است به صورت ناخودآگاه آرزوی داشتن شرایط او در شما شکل بگیرد. نکته مهم اینجا این است که باید مراقب احساسی که این مشاهده در ما ایجاد می‌کند، باشیم.

اگر دیدن موفقیت دیگران به جای حسرت و اندوه، در ما شوق و ذوق برای رسیدن به آن شرایط را ایجاد کند، می‌تواند انگیزه‌بخش باشد. اما اگر منجر به گله و شکایت شود، ما را از راه رسیدن به خواسته‌ها دور می‌کند.

چرا گله و شکایت ما را به عقب می‌راند؟

حالا که با منشأ خواسته‌ها آشنا شدیم، بیایید به یک نکته فوق‌العاده مهم بپردازیم: نقش احساسات ما در جذب خواسته‌ها. 💖

وقتی در شرایط نامطلوبی قرار می‌گیریم، ذهن ما به صورت خودکار به شرایط بهتر فکر می‌کند. این یک درخواست طبیعی به جهان هستی است که ما خواهان شرایط بهتری هستیم.
اما مشکل از جایی شروع می‌شود که به جای تمرکز بر روی راه‌حل و شرایط بهتر، شروع به گله و شکایت می‌کنیم.

ما بارها و بارها درباره آن شرایط بد صحبت می‌کنیم و انرژی و تمرکزمان را روی آن می‌گذاریم. این کار دقیقاً مانند این است که بخواهیم به سمت شمال برویم اما مدام به سمت جنوب حرکت کنیم.
به این ترتیب از راه رسیدن به خواسته‌ها دور و دورتر می شویم.

اینجا باید یک اصل مهم را به خاطر بسپاریم: جهان هستی سواد ندارد! 🌍

جهان هستی معنی کلمات و جملات ما را درک نمی‌کند؛ بلکه فقط احساس و فرکانس ما را دریافت می‌کند.
وقتی شما مدام از شرایط بد و نامطلوب گله می‌کنید، فرکانس احساس بد را به جهان هستی می‌فرستید.
از نظر جهان، تکرار و توجه مداوم به یک موضوع به این معناست که شما آن شرایط را دوست دارید و می‌خواهید در آن بمانید.
به همین دلیل است که هرچه بیشتر درباره مشکلاتتان حرف می‌زنید، بیشتر با آن‌ها درگیر می‌شوید.

در مقابل، وقتی شکرگزار هستید و درباره نکات مثبت زندگی‌تان صحبت می‌کنید، فرکانس احساس خوب را ارسال می‌کنید. جهان هستی این احساس را دریافت کرده و شرایط، افراد و فرصت‌های مشابه آنچه به آن توجه کرده‌اید را در زندگی‌تان رقم می‌زند.

این همان چیزی است که در آیات قرآن و احادیث هم به آن اشاره شده است: شکرگزاری و دوری از غیبت و قضاوت، باعث توجه به خوبی‌ها و در نتیجه جذب آن‌ها می‌شود.
پس برای هموار کردن راه رسیدن به خواسته‌ها، باید تمرکزمان را از روی نداشته‌ها برداریم و روی داشته‌ها بگذاریم.

قانون تکامل

قانون تکامل: عجله ممنوع! 🦋

بخش سوم و شاید مهم‌ترین بخش در راه رسیدن به خواسته‌ها، درک قانون تکامل است.

ما انسان‌ها ذاتاً موجودات عجولی هستیم و دوست داریم یک شبه به همه چیز برسیم.
می‌خواهیم یک شبه پولدار شویم، یک شبه لاغر شویم یا یک شبه در هر زمینه‌ای به اوج برسیم. اما آیا این کار منطقی است؟

خداوند، که قادر مطلق است، جهان هستی را در شش روز (شش دوران) آفرید. ⏳
این موضوع در چندین آیه از قرآن تکرار شده و به ما یادآوری می‌کند که هر چیزی، حتی خلقتی به عظمت جهان هستی، نیازمند طی کردن یک فرآیند تدریجی و تکاملی است.

طبیعت به ما درس‌های بزرگی درباره تکامل و راه رسیدن به خواسته‌ها می‌دهد.
مثلاً یک پروانه بدون گذراندن دوره کامل خود در پیله، نمی‌تواند به یک پروانه کامل تبدیل شود و اگر زودتر از موعد از پیله خارجش کنیم، بدون شک می‌میرد. 🐛

اگر بدون طی کردن مراحل تکاملی به چیزی برسیم، چون “ظرف” ما برای پذیرش آن آماده نیست، خیلی زود آن را از دست می‌دهیم.
این همان اتفاقی است که برای کسانی می‌افتد که یک شبه پولدار می‌شوند و به سرعت ورشکست می‌شوند. یا کسانی که با راه‌های غیرطبیعی و عجولانه وزن کم می‌کنند و بلافاصله به وزن قبلی خود برمی‌گردند.

به همین دلیل، باید این نکته را به خاطر بسپاریم که راه رسیدن به خواسته‌ها یک مسیر تدریجی است، نه یک جهش ناگهانی.

اعتماد به فرایند زندگی: ایمان قلبی به مسیر 🌈

یکی از مهم‌ترین نکاتی که در راه رسیدن به خواسته‌ها باید به آن توجه کنیم، اعتماد به فرایند زندگی است.

گاهی ما همه کارهای لازم را انجام می‌دهیم: تلاش می‌کنیم، ذهن و احساسمان را مدیریت می‌کنیم، شکرگزار هستیم و حتی صبورانه منتظر می‌مانیم. اما با این حال، باز هم احساس می‌کنیم چیزی کم است.

اینجاست که موضوع “ایمان” نقش پررنگی در راه رسیدن به خواسته‌ها ایفا می‌کند. ایمان یعنی باور قلبی به اینکه جهان هستی همیشه به نفع ما عمل می‌کند، حتی اگر در لحظه چیزی برخلاف میل ما اتفاق بیفتد. 🙏

تصور کنید دانه‌ای کوچک در دل خاک کاشته شده باشد. این دانه مدتی طولانی در تاریکی خاک می‌ماند، بدون اینکه نشانی از رشد بیرونی داشته باشد.
اگر بخواهیم عجله کنیم و قبل از موعد زمین را زیر و رو کنیم، رشد گیاه را نابود کرده‌ایم. اما اگر صبورانه به فرایند طبیعت اعتماد کنیم، آن دانه در زمان مناسب سر از خاک بیرون می‌آورد و به گیاهی زیبا تبدیل می‌شود. 🌱

راه رسیدن به خواسته‌ها هم دقیقاً همین‌گونه است. بسیاری از اوقات خواسته‌های ما در حال شکل گرفتن هستند، اما چون چشم ما نتیجه فوری نمی‌بیند، دچار ناامیدی می‌شویم.
در حالی که واقعیت این است که جهان هستی پشت پرده در حال هماهنگی شرایط و افراد موردنیاز برای تحقق آن خواسته است.

بنابراین، برای اینکه راه رسیدن به خواسته‌ها برایمان هموار شود، باید یاد بگیریم:

  • اعتماد کنیم حتی اگر نشانه‌ای نمی‌بینیم.
  • رها کنیم و مدام نگران نتیجه نباشیم.
  • ایمان داشته باشیم که هر خواسته در زمان درست و به بهترین شکل ممکن محقق خواهد شد.

این نگاه، آرامش عمیقی به ما می‌دهد و باعث می‌شود نه‌تنها مسیر برایمان شیرین‌تر شود، بلکه ارتعاش و فرکانس مثبتی به جهان بفرستیم که تحقق خواسته‌ها را سریع‌تر و آسان‌تر می‌کند. ✨

جمع‌بندی: مسیر عملی رسیدن به خواسته‌ها با قدرت ذهن 🌟🧠

در این مقاله فهمیدیم که راه رسیدن به خواسته‌ها تنها با تلاش فیزیکی هموار نمی‌شود؛ شناخت ریشه خواسته‌ها، مدیریت ذهن و احساسات، شکرگزاری، صبر و اعتماد به فرایند زندگی، نقش اصلی را در تحقق آرزوها دارند. 💖

اما دانستن این نکات کافی نیست؛ برای اینکه واقعا تغییر را در زندگی خود احساس کنیم، نیاز داریم راهکارهای عملی و قدم‌به‌قدم برای به‌کارگیری این اصول را یاد بگیریم. 🤔

شرکت در دوره آموزشی رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن به شما این امکان را می‌دهد که:

  • خواسته‌های واقعی خود را شناسایی کنید 🎯
  • ذهن و احساسات خود را برای جذب شرایط مثبت آماده کنید ✨
  • تکنیک‌های عملی و علمی حرکت در مسیر تحقق آرزوها را بیاموزید 🏃‍♀️💨
  • و با تمرینات ذهنی، مسیر تکامل خواسته‌ها را با صبر و لذت طی کنید 🌿

با یادگیری این روش‌ها، شما دیگر منتظر اتفاق‌های تصادفی نخواهید بود؛ بلکه خودتان فعالانه راه رسیدن به خواسته‌ها را هموار می‌کنید و هر گام کوچک در مسیر را با آرامش و اطمینان طی می‌کنید. 🌈💖

اگر آماده‌اید تا راه رسیدن به خواسته‌ها را به شکل اصولی طی کرده و آرزوهایتان را به واقعیت تبدیل کنید، این فرصت را از دست ندهید و با قدرت ذهن، مسیر تحقق خواسته‌ها را اصولی و عملی بیاموزید. 🚀✨

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.22 از 138 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12263
255 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار السا فرزانه
      ۱۴۰۲/۰۱/۲۵ ۱۹:۲۶
      مدت عضویت: 1408 روز
      امتیاز کاربر: 104969 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,151 کلمه

      🌷به نام دوست داشتنی ترین و آرامش دهنده ترین خدای بی نهایتی که تا کنون شناختم🌷

      درود و احترام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر💮

      هر کدام از فایل های سایت، حاوی رازهایی مهم و کلیدهای طلایی برای زندگی هستن. و خدا رو عمیقا سپاسگزارم که در مسیر شناخت و تغییر و تناسب قرار گرفتم. 

      مهمترین دستاوردی که بهش رسیدم در زمینه ی شناخت خداوند از فایل های این دوره و فایلهای دیگری که در دوره های دیگه محوریت خداشناسی داشتن، این هست که متوجه شدم علیرغم انکار ظاهری، در ژرفای نگاهم و اعتقادم به خداوند، نگاهی انسان گونه به خداوند دارم. یعنی از عذاب الهی ترس داشتم، همواره نگران بخشش خدا بودم و این دغدغه رو داشتم که بابت گناهانم بخشیده میشم یا نه، همیشه نگران بودم که :جواب خدا رو چی بدم، چه اعمالی انجام بدم / ندم که رضایت خدا رو جلب کنم و خدا رو از خودم راضی نگه دارم، ایا بنده ی مقبول و دوست داشتنی خداوند هستم، آیا بنده ی,مورد نفرت و نفرین خداوند هستم، و هزار علامت سوال و آیای دیگه که هر لحظه از زندگیم، عذابم میدادن چون هیچوقت براشون پاسخی دریافت نمیکردم و در واقع بی جواب ترین سوالات زندگیم بودن در اون روزها و دوران. 

      مقوله ی رسیدن به خواسته ها با نگاه انسانی به خدا که واسه خودش دنیایی داشت…😁

      از طرفی آرزومند خواسته هام بودم، از طرفی این باور محدودم میکرد و مانع ذهنیم بود که : “اگر صلاح و خواست خدا باشه….” ، اگر خدا اون آمادگی و ظرفیت رو در وجود من ببینه که فلان آرزو رو براورده کنه، فلان میزان ثروت رو به من بده، و…، 

      وقتی هم که میشنیدم صلاح خدا یک باور انسانیه و در محدوده ی خدایی بودن خدا نیست، در مرتبه انکار قرار میگرفتم و خودم رو قانع میکردم که: خب خدا وقتی منو افریده، تا پایان زندگیم رو دیده، خداوند اگاهه که من صلاحیت و ظرفیت ثروتمند بودن ندارم پس نباید این ارزو براورده بشه…. تا اینکه خوشبختانه پس از هدایتم به دوره ی ورود به سرزمین لاغرها، در دوره رسیدن به ارزوها هم شرکت کردم و اونجا در اون کلاس جهانبینی و خداشناسیم یه تصفیه اساسی شد. و به همین علت هم دوست داشتم یک بار دیگه با نگاه جدید و نویی به خداوند دوره طعم خدا رو شرکت کنم تا به آموخته هام عمق بیشتری بدم. 

      ولی واقعا الان خنده م میگیره به اون همه باور اشتباه و نگاه انسانی نسبت به خدا…😁

      البته که هرگز خودم رو در این باره سرزنش نمیکنم، اون باورها ا اعتقادات هم بخشی از وجود و تکامل من بودن. با وجود اون باورها بود که من پی بردم به اینکه در نگاهم و باورهام به جهان هستی، به مسیر رسیدن به ارزوهام، ایراد و گره و نقص وجود داره. و از اون نقاط ضعف به سمت اگاهی وبیداری درونی حرکت کردم. و بالطبع هر چقدر شناختم داره نسبت به خداوند بیشتر میشه، هرچه از خداشناسی دارم عمیق تر می اموزم، (مرور هر دو دوره ی ارزوها و طعم خدا رو باهم دارم پیش می برم و تلفیق اطلاعاتشون واقعا فوق العاده ست) ، هر چه بیشتر در خدای واقعی -نه خدای انسان گونه- تفکر میکنم  و می اموزم، آرامشم بیشتر و بیشتر میشه. یعنی اولین و بزرگترین ثمره ی جهان بینی و خداشناسی جدید، رهایی و سبکبالی من هست. اتفاقا دیشب با دوستم حرف میزدم درباره خدای جدید، که ایشونم تو این دوره هستن، گفتم من تا پیش از این و با خدای قدیمیم، خیلی روحم سنگین بود، همیشه یه کنج دلم دلگیر بودم، هیچوقت شاد از ته دل نبودم، همیشه یه نگرانی هایی توی روحم و قلبم داشتم که الان هرگز ندارم. الان خیلی سبکبالم. واقعا دارم هر لحظه یه رهایی و سبکی فوق العاده شیرینی حس میکنم….☆کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها….☆! 

      ارتباط برقرار کردن با خدای جدیدم چقدر برام راحت شده. بی هیچ ادابی و ترتیبی، هر زمان هر چی دلم بخواد به خدا میگم، چقدر در طول روز باهاش حرف میزنم. چقدر راحتم در حرف زدن باهاش، چقدر عبادت و راز و نیاز برام شیرینه، دیگه عبادت برام معنای ضجه مویه و اشک و گریه نداره، عبادت برام قشنگ و تازه ای پیدا کرده، خدا رو در هر ذره ی هستی دارم می بینم، و می پرستم و عاشقشم. در سبزی بهار، در آبی اسمان، در گرمای خورشید، در زایندگی خاک، در انرژی زمین اعجاب انگیز، در خنکای گوارای آب، در صدای پر از محبت مادرم، در خنده های برادرم، در خوشحالی پدرم، در خنده های  پسر بچه ی بازیگوشی که امروز توی پارک دیدم و بهم لبخند زد و دست تکون داد و منو به مامانش نشون داد گفت: نی نی…😁😍

      هر چیزی برای من تجلی قدرت و عظمت و بی نهایت بودن خداوند جدیدمه. و هر لحظه شکرگزارش هستم که منو به این مسیر هدایت کرد. و هر وقت میخوام خیلی با احساس شکرش کنم به شیوه ی خودم با ذوق عجیبی  بهش میگم: خدایا قلب بهت که انقدر قشنگ و با سلیقه ای …. ❤️🤩

      و اما تکامل خواسته هامون…

      دیگه فکر میکنم این مساله تکامل جهان هستی و عجله نداشتن ما در طی مسیر ، برای ماهایی که اینجاییم جا افتاده و روشنه، و بحثی در این باورها نداریم. 

      دریافتیم که هیچ کجای جهان ، جهش وجود نداره، همه چیز فرایندی هست، و فرایند هم نیازمند صبر و حوصله ست. پس خواسته های ما هم باید فرایند ش رو طی کنه که اگر دچار جهش بشیم، یه جایی اون جهش کار دست مون میده چون در طبیعت و جهان هستی هم اینطوره که هرکجا جهشی وجود داشته باشه ثمره ش یک اختلال و بی نظمی خواهد بود مثل جهش های ژنتیکی و اختلال های سندرومی و ….

      پس باید گام به گام ارزوهامون رو تدوین  و تعیین و طلب کنیم. 

      مهمترین اگاهی که من در این جلسه بهش رسیدم و بسیار قلبم رو گرم کرد یاداوری این نکته بود که خدا زمان نداره و همیشه خدای بی نهایت ماست،  خدا همیشه هست. پس نیازی نیست هول بشیم و خواسته هامون رو تا پایان عمرمون تعیین کنیم. 

      من ترجیح دادم فقط برای امسالم خواسته هامو تعیین کنم، یعنی تا پایان 1402. که چون در سال گذشته به لطف هدایت خدا و اموزش های استاد مرتبه ی اول کمالم رو طی کردم و هم به تناسب دلخواهم رسیدم، هم جهان بینی و خداشناسیم تغییر کرد، و درامدم سه برابر شد، برای امسالم خواسته هایی که دارم این هست که: 

      -در مسیر با همین شوق و ذوق بمونم ، و شناختم و عشقم نسبت به خداوند عمیق تر و کامل تر بشه. و به آگاهی های بیشتری برسم. 

      -درامدم 3 برابر دیگه افزایش پیدا کنه و نسبت به سال گذشته 3 برابر بشه. 

      -شرایط شغلیم تثبیت بیشتری از سال گذشته پیدا کنه.

      -دو مرحله آزمونی که برای مقطع ممتاز انجمن خوشنویسان پیش رو دارم با موفقیت پشت سر بگذارم که بتونم گالری هنرکده خوشنویسی باز کنم.  آمین 🙏

      الهی به امید تو 

      خدایا از تو میخواهم و تو طلب میکنم

      تنها یاور و سرپرست و خداوند من تویی 

      هر آنچه از بهترین ها برای بندگانت هدایت میکنی برای خانواده تناسب فکری و استاد عزیزمون نیز هدایت و الهام کن. 💮🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه
      ۱۴۰۱/۱۲/۲۳ ۱۰:۵۰
      مدت عضویت: 1310 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 246 کلمه

      سلام و درود

      بعد از چندبار گوش کردن ب فایل پنجم استاد متوجه شدم منم خیلی خواسته هامو عجولانه نوشتم ب این نتیجه رسیدم ک واقعا تکامل رو طی نکرده م وقتی فکرشو میکنم مثلا همین ک میخوام دو تا َشغل رو همزمان داشته باشم.خوبه خیلی خوبه ولی واقعیت اینه ک باید یواش یواش قدم بردارم با ی دست نمیشه دو تا هندونه برداشت مصداق منه.نوشته بودم ک میخوام توی کارم نفر اول باشم ولی ب این فکر نکرده بودم ک ب چ قیمتی؟؟باید ب قیمت باارزش بودن خودم.ب قیمت بالارفتن جایگاه اجتماعی و مهم تر از همه ب قیمت حس خوب داشتن نسبت ب کارم باید نفر اول باشم توی کارم یعنی باید اول از هرچیزی حالم از کار کردنم عالی باشه شغلمو محیط کارمو مدیرانمو و همکارانم دوست داشته باشم و همینطور عاشق خودم باشم تا بتونم تکامل رو طی کنم و حتما بعد از مدتی میام مینویسم ک من عالی هستم توی کارم چون خودم از خودم راضیم خودم از رفتارم و نحوه تفکرم توی محل کارم عالیه و من چند برابر امروز پیشرفت کاری داشتم.خدایا شکرت ک با این فایل فهمیدم چی از خودم و خودت میخوام.فهمیدم ک باید آرام آرام قدم بردارم و نگران آینده نباشم چون خدارو دارم و اونه ک منو خلق کرده منو میشناسه و از خواسته های من خبر داره پس خودمو ب دستان پر مهرش میسپارم و رها میشم از ترس و نگرانی و دلهره.من رها هستم من امنیت دارم چون خدایی ب خدایی خودم دارم.الهی شکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      ۱۴۰۱/۱۲/۱۵ ۰۹:۴۹
      مدت عضویت: 1279 روز
      امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 586 کلمه

      سلام به استاد عزيزم

      اين فايل هم براي من پر از آگاهي بود مثل فايل هاي قبلي

      اگر از احساسم بخوام بگم واقعا حق با شماست و سرو صداهاي توي سرم كمتر شده…بيرون بيشتر دنيال فراواني هستم . تغييرات رو دارم در خودم و فركانسم احساس ميكنم 

      شايد بقيه بگن چقدر زود تغييرات ايجاد شده ، اما من خيلي وقته دارم روي باورهام كار ميكنم و با اين سايت زمان كمي هست كه آشنا شدم و آشنا شدن با اين وب سايت و استاد عزيز عطار روشن، ادامه مسير قبلي من هست ….

      اين توضيح رو براي اين دادم كه طبق فرمايشات شما ، تكامل رو بهش اشاره كنم و بگم واقعا تكامل نياز هست در هر زمينه اي …

      به نظرم براي اينكه مسير تكامل رو طي كنيم ، ايمان به خدا و اينكه تنها قدرت مطلق اوست و خودش وعده كرده كه اگر تنها او رو بپرستيم و قوانيني كه گفته رو عمل كنيم ، به ما انقدر نعمت ميدهد كه راضي بشيم

      در ادامه فرمايشات شما استاد عزيز، كاملا موافقم كه بايد ببينيم پله بعدي كه ما رو راضي ميكنه و حالمون رو بهتر ميكنه چي هست …و از خدا توفيق بخواهيم كه اون نعمت رو درك كنيم و هي چشممون به دور دست ها نباشه 

      كه رعايت همين نكته يكي از همون قوانين بدون تغيير خداوند هست كه خداوند اشاره ميكنه كه مومنان كساني هستند كه صبور هستند و در خوبي و خير از يكديگر پيشي مي گيرند..

      خوبي و خير چيه ؟ همين كه سپاسگذار باشيم از اونچه كه داريم ..از اونچه كه بهمون داده ميشه ..و صبر داشته باشيم كه وعده خدا حقه و انقدر نعمت به ما داده ميشه راضي خواهيم شد

      من به اين نتيجه رسيدم كه خيلي از افراد كه يا حتي خودم وقتي بدون طي كردن تكامل ، آرزوهاي بزگي از خدا داريم ، خودمون رو نشناختيم و اصلا نميدونيم مثلا اگر يك باغ بيست هكتاري داشته باشيم ميتونيم يه شب توش بخوابيم يا از ترس قلبمون وايميسته 

      يا اصلا حوصله داريم دور تا دور باغ بيست هكتاريمون رو يك روز كامل قدم بزنيم ، يا اصلا حال و حوصله قدم زدن رو نداريم بعدا همون باغ ميشه بلاي جونمون كه بايد بگيم بيان درختاشو هرس كنن و هي غر بزنيم كه بابا ميخواستم چيكار بيست هكتار باغو شده دردسر واسم 

      خلاصه من خودم رو اينجوري شناختم كه اول خودم رو بشناسم به درون خودم برم ترس هامو بشناسم بعد خواسته اي داشته باشم …مثلا من اگر ترس از ارتفاع دارم چطوري ميخوام توي طبقه 90 ام يك برج زندگي كنم اصلا ميتونم برم كنار پنجره ..يا از ترس ميميرم

      اين روش منه براي نوشتن آرزوهام و فكر كردن به آرزوهام 

      اما درباره آرزوهايي كه روز اول نوشتم بايد بگم بله من با توجه به قانون تكامل نوشتم شايد فقط شماره 6 كه مربوط به فروش آنلاينم بود كه گفتم مثل جت فروشم بيشتر بشه ، يكم غير منطقه باشه و بايد برنامه ريزي كنم تا آخر سال مثلا در امد رو سه برابر چيزي كه الان هست بكنم 

      1. ميخواهم احساس لياقت را در خودم افزايش بدهم
      2. ميخواهم وزنم كم بشه(ميخوام 60 كيلو بشم)
      3. ميخواهم باور فراواني را در خودم رشد بدم
      4. مي خوام خونه مورد علاقه مون را پيدا كنم و به راحتي آب خوردن به اون خونه اسباب كشي كنم .شرايط من براي تغيير خونه يكم خاص هست واسه همين دوست دارم يك هلو برو تو گلو خدا برام آماد ه كنه…استاد عطار روشن شما ميدوني من چي ميگم
      5. دوست دارم ماشين مورد علاقه مو بخرم (تسلا)
      6. ميخواهم بيزنس آنلاينم مثل جت رشد كنه و مشتري هاي با كيفيت كه در مدار عشق هستند رو خدا برام بياره
      7. ميخوام فروش هاي عمده داشته باشم
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 331 کلمه

      به نام خداوند خوبِ مهربان 

      سلام خدمت استاد بزرگوارم و دوستان همراه گرامی در مورد احساسم در مورد استفاده از این فایل ها گام به گام تا به اینجا احساس آرامش بیشتری دارم حس این را دارم که منظم ومرتب تری دارم انظباط بیشتری حس خوبی دارم واحساس این را دارم که خدا به من پاسخ داد با این دوره 

      حسم اینه که خدا راه قشنگی را در سر راهم با این دوره قرار داده خوبه مشتری ها روز به روز بیشتر میشوند خیلی از آدم های اطرافم در حال خرید و ثروتمندی هستند نگاهم به دنیا آدم ها مکانها شرایط نگاه شکر گزارانه ای هست و سعی میکنم هر چیزی را میبینم نکته مثبتش را ببینم شکر کنم ویه کم از قبل بیشتر حواسم را جمع میکنم که شاکر باشم وچقدر نعمت فراوان هست وجهان سراسر فراوانی ونعمت هست 

      در مورد معقولانه کردن نعمت ها من وقتی لیست درخواست را مینویسم همه چیز مینویسم احساسم این بود که با ترس مینوشتم و میگفتم الان‌مینویسم تا یه روزی خدا بهم بده الان بنویسم تا توی لیست خدا ثبت شده باشه درمورد تمرین خواسته هام را آمد کوچک کردم مثلا من یکخانه ی صفر شیک و به روز و تمیز میخواهم آمدم تکه تکه کردم که اول از وجود خانه ام سپاس گزار باشم و از داشتنش لذت ببرم  باتمیز کرن خانه ام شروع کنم ویه سری کارهای نظم دهنده   ….بعد بیام برای خانه ام وسایل نو بخرم و بعد  خودم رابرای اسباب کشی آماده کنم و خواسته هام را تکه تکه و کوچک کنم تا برای ذهنم قابل قبول تر باشه 

      برای مغازه مان مشتریهایدبرابر از خدا طلب میکنم 

      برای دریافت پول وبرکت دریافت دوبرابر و بیشتر ازخدا دارم 

      مدار سلامتی سلامتی جسم و جانم رااز خدا میخواهم و در مدار انسانهای سالم و سلامت قراربگیرم برای ماشینم از داشتن ماشین خوبم از خدا تشکر کنم تمیزش کنم و به اون عشق بدم 

      خدایا مچکرم که روز به روز در مسیر پیشرفت و سعادت هستم و با قدم های کوچکم در مسیر تغیر قرار گرفتم خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      سلام و درودخدمتاستاد بزرگوا و دستان عزیز همراه

      من میخواستم از حساسم در مورد این فایل بنویسم که چقدر حس سبکی و نزدیکی بهم دست داد از این که فقط یه قدم بریم جلو خواسته هامون را طوری بنویسیم که نزدیک تر باشند طوری بنویسیم که عادی تر باشه 

      اینطوری عالی ترهاینجوریقشنگ تره طی کردن تکامل خودش یه لذته و پله پله طی کردن جالب تره برایم 

      من همیشه از خدامیخاستم که طوری زندگی کنم که مسائلم را یکی یکی قشنگ حل کنم و به جلو بروم و انگارخدادر این جلسه به من پاسخ داد

      خداوندا هر لحظه از تو سپاسگزارم که زود به من پاسخ میدهی در بهترین زمان بهترین مکان بهترین حالت 

      الان با دلی آرام وقلبی مطعن خواسته هام را باز بینی میکنم 

      خدایا مچکرم خدایا سپاسگزارم خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 129 کلمه

      سلام و درودخدمت استاد بزرگوار و دستان عزیز همراه

      من میخواستم از احساسم در مورد این فایل بنویسم که چقدر حس سبکی و نزدیکی بهم دست داد از این که فقط یه قدم بریم جلو خواسته هامون را طوری بنویسیم که نزدیک تر باشند طوری بنویسیم که عادی تر باشه 

      اینطوری عالی تره اینجوری قشنگ تره طی کردن تکامل خودش یه لذته و پله پله طی کردن جالب تره برایم 

      من همیشه از خدامیخواستم که طوری زندگی کنم که مسائلم را یکی یکی قشنگ حل کنم و به جلو بروم و انگارخدادر این جلسه به من پاسخ داد

      خداوندا هر لحظه از تو سپاسگزارم که زود به من پاسخ میدهی در بهترین زمان بهترین مکان بهترین حالت 

      الان با دلی آرام وقلبی مطعن خواسته هام را باز بینی میکنم 

      خدایا مچکرم خدایا سپاسگزارم خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 372 کلمه

      سلام خدمت همه عزیزان همراه

      من در مورد نوشتن خواسته ها و رسیدن به خواسته ها تجربه ای دارم که میخوام با شما دوستان در میون بگذارم

      همونطور کا همه میدونیم ما در هر طبقه فرکانسی باشیم فقط به فرصتهای اون طبقه دسترسی داریم و اصلا مهم نیست که ما چقدر دوست داریم رشد مالی داشته باشیم 

      در شرایط رگود یا رشد اقتصادی هر کسی فقط به اندازه باکرها و فرکانس کجودی اش درامد کسب میکنه مثلا اگر قیمت طلا در حال صعود باشه ا ونی که باکرهای ضعیفی داره جوری وارد سرمایه گذاری در طلا میشه که باورهاش اجازه میده

      اونی که میخواد ملک بخره ناخوداگاه سمت ملکی میره و یا جوری میره معامله میکنه که سودی که دستش میاد به اندازه فرکانس وجودی اش هست

      پس به جای حرص زدن و حسرت موقعیتهای دیگران رو خوردن ،به جای زور زدن برای کسب درامد بیشتر باید روی فرکانس وجودی مون کار کنیم اگه فرکانس ما بالاتر بره هر جایی هر معامله ای هر کاری که کنیم پرسودتر خواهد بود 

      من سال پیش مطللع شدم که نیمه دوم سال ۱۴۰۱ اتفاقاتی خوااهد افتاد که  منجر به تورم بالایی خواهد شد من هم  مقداری پول داشتم رفتم اونها رو تبدیل به طلا کنم و پیش خودم گفتم طبق گفته اون شخص من ….سود خواهم کرد ولی از اونجایی که در فرکانس فقر بودم زمانی که رفتم برای خرید طلا اقدام کنم اتفاقی افتاد و با کمی تاخیر چند روزه رفتم خرید کردم و یادم رفت که با اون شخص مجددا مشورت کنم  بالاخره رفتن خرید کردم یادم‌نیاد قابم میگفت نرو و دلشوره گرفته بودم‌ولی توجه نگردم و رفتم بلافاصله بعد خرید من طلا اومد پایین  و فکر کنم تا دو سه ماه همینجوری افت کرد  و تمام حساب و کتاب من برعکس شد

      وقتی در مدار ثروت نباشی هر کاری که دیگران بکنند و سود ببرند تو انجامش بدی ممکنه ضرر هم بگنی

      وقتی در مدار ثروت نباشی دوران رکود و رونق برات فرقی نداره دست به هر کاری بزنی سود چندانی نمیکنی 

      وقتی در مدار ثروت نباشی اخباری رو میشنوی که برات ثروت‌نمی سازه و اخبار ثروت ساز رو درست تعبیر نمیکنی و درست استفاده نمیکنی

      وقتی در مدار ثروت‌نباشی حتی الهامات قلبت رو هم اشتباه تعبیر میکنی یا  آنها رو نادیده میگیری

      فقط باید روی مدارمون‌کار کنیم

      فقط باید روی خودمون متمرکز باشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 66 کلمه

      الهی به امیدتو❤

      خواسته های که من جلسه اول نوشتم تا حدود زیادی هم منطقی بودن 

      مثلا ارامش درون. زبان شکر گذاری. صحت و سلامت همسر و فرزندم و سلامتی پدر مادرم

      در مورد درامد حلال و راحت ۱۰۰میلیون در ماه بود که فکر میکنم پنجاه میلیون منطقی تره

      تیگو7pro که فعلا ۲۰۷sdمنطقی تره

      و خانه چهارخواب زیبا شهر ک کاملا منطقیه

      در پایان الهی شکرت که همه اینها تحقق پیدا کرده 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      سلام خدمت همه عزیزان همراه

      تجربه زندگی خود من به من ثابت کرده که یک ترمز بزرگ در مسیر موفقیت کینه داشتن و رنجش هست

      بخشش خود و دیگران باعث رهایی و گشایش میشه

      من بارها و بارها سعی کردم تا چند نفر خاص در زندگیم رو ببخشم و از همه مهمتر خودم رو به خاطر اشتباهاتم ببخشم ولی هر بار کمی آروم میشدم و بعد مدتی دوباره وجودم پر از خشم میشد.مخصوصا وقتی به اهدافم نمیرسیدم باز به رنجشهام برمیگشتم هر وقت در مسیر رسیدن به خواسته هام به نتیحه دلخواهم نمیرسیدم از دست خودم هم عصبانی میشدم و این چرخه ادامه داشت تا این اواخر

      چند وقت پیش در حالیکه به تنگ اومده بودم از وضعیت بغرنج زندگیم متوجه شدم این شیطان درونم هست که نمیگذاره جلو برم  این عادت من به رنج کشیدن و از همه مهمتر منیت و غرور من هست که مانع راهم هست

      منیت مدام به من میگه نبخش رها نکن تلافی کن و….

      ولی این حقیقت تلخ رو باید با جان و دل پذیرفت که دیگران آینه ما هستند و هر چه آنها میکنند به دنیای درون خود ما مربوط میشه

      دوستان شاید ظاهرا کار ساده ای باشه ولی برای من مثل پوست انداختن و جان کندن بود 

      همسری که من رو با دو تا دختر ۱ و ۱۲ ساله گذاشت و رفت بدون خرجی و  کمک بخشیدنش راحت نیود ولی بالاخره بعد کلی تلاش به خودم قبولاندم که او انعکاس من هست و بس و باید بپذیرم و رها کنم

      خد اروشکر از روزی که در دوره زندگی با طعم خدا شرکت کردم تونستم این قدمها رو بردارم و الان آرومتر شدم و یه حس نزدیکی خاصی با ادمها دارم و یه سبکی دلنشینی رو دارم احساس میکنم خداروشکرررر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فهيمه
        ۱۴۰۱/۱۲/۱۵ ۰۹:۲۸
        مدت عضویت: 1279 روز
        امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 49 کلمه

        سلام يگانه عزيز

        كامنت شما رو خوندم و با نظرت درباره بخشش كاملا موافق هستم من هم تقريبا دو هفته پيش اين بخشش كسي براي اتفاق افتاد . كه همون موقع به قلب من گفته شد بعد از منتظر گشايش هاي بزرگي در زندگيت باش

        بهتون تبريك ميگم 

        موفق و شاد باشيد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 758 کلمه

      سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی به لطف خدا بریم سراغ جلسه بعدی:

      درمورد نکته اول که استاد فرمودن ببینید احساستون بهتر شده یا نه؟راستش واقعا زمین تاآسمون حال روحی من عوض شده و کلی تغییر کردم و این نشون میده که دوره داره آروم آروم ولی پرقدرت جواب میده جوری که حتی شاید تاثیرشو متوجه نشی ولی الانی که به چندروز پیشم برمیگردم و یادم میاد با چه عجزی خواستار تغییر و راه حل بودم تا الانی که این دوره رو شروع کردم زمین تاآسمون تغییر کردم جوری که حتی خودمم متوجهش نشده بودم.

      در مورد قانون تکامل که واقعا نمیدونم چی بگم . هرروزی که میگذره یا هر دوره جدیدی از زندگیم میگم واااای الان میفهمم تکامل چی بوده و قبلا هیچی نمیدونستم باز هرچی جلوتر میرم میفهمم که اتفاقا اونموقع هم چیزی نمیدونستم و الان درکم بهتر شده .اینبار هم دیگه فکرمیکردم خیلی خواسته هام واقع بینانه و اوکین دیگه .لی بازم که فکر میکنم میبینم نه بهترم میشه باشه

      اوایل که با قانون آشنا شدم نیمه اول سال 96 بود اگه اشتباه نکنم اونموقع رفتم توی جلسه ای از دوستان هم فرکانسم گفتم من یک لندکروز نیوفیس مشکی میخوام،میخوام برم کانادا و یک مقاله در معتبرترین ژورنالای بین المللی چاپ کنم.الان خودمم میخندم بهش بعد از 5سال و نیم الان تازه فهمیدم من اصلا قانونو کارنکردم و درکم درست نبوده من الان یک پراید دارم که اونم 7،8ماهی میشه که خریدمش و یک سومشم قسط داره هنوز

      این تازه برام شرایط آرمانیه و با همینم از خیلی از هم سن و سالای دور و برم جلوترم ولی این کجا و اون چیزی که میخواستم کجا؟توهم بود دیگه

      الان خیلی خواسته هام از اون زمانا معقولتره ولی همونم برگشتم مرور کردم دیدم نزدیک 30تا خواسته داشتم ولی الان میگم بیا هر10روز یا هر 20روز تمرکز بالایی روی یک خواسته بذار فقط

      مثلا من 12اسفند یه آزمون مهم دارم یعنی 17روز براش وقت دارم .از اول آذر تاحالا کلا 52ساعت مطالعه کردم یعنی درحدود روزی نیم ساعت و درکنار اون همینطور هدفای دیگم رو هم کم کم پیش بردم . حالا تنها هدفم اینه که توی این 17روز فقط همین یک کار رو انجام بدم و روزانه 3ساعت حداقل براش وقت بذارم بعد برم سراغ مراحل بعدیش و اینجوری تکامل و تمرکز رو در زندگیم تمرین کنم.و به جای پراکنده کاری توی قانون هم فقط و فقط فعلا روی این دوره تمرکز کنم و به نحو احسنت انجامش بدم

      درمورد قرعه کشی و برنده شدن هم من یک تجربه و مثال دارم.اتفاقا چندروز قبل ازینکه به این جلسه برخورد کنم دخترعموم از یکی از دوستاش گفت که خیلی سال پیش 100میلیون تومان جایزه برنده شد و اون زمان همه میگفتیم واااای خوش به حالش چه خوش شانس و فلان 

      جالبه اون روز داشت میگفت فلانی خیلی لنگه و چندین ساله نرفته سر خونه زندگی خودش و وقتی جویای اون پول هنگفت شدیم گفت اون پولو از دست داده و مجبور شده به عنوان مهریه به خانم سابقش بده و من توی دلم هم خندم گرفته بود هم ایمان و اطمینانی عجیب به قانون پیدا کردم.

      درمور تکاملم در درک قانون تکامل یه مورد دیگه ایم هست و اونم اینکه من فکر میکردم دیگه قانونو میدونم و یک سریالی رو داشتم نگاه میکردم که دختره بسیار فقیر بود طوری که حتی صاحبخونه از خونه بیرونشون کرد و جایی رو برای رفتن پیدا نمیکردن و دوتا پسر به شدت میلیارد همزمان عاشقش شده بودن و آخرش به هم رسیدن وقتی فیلم تموم شد(که اشتباه بزرگی کردم اصلا وقتمو گذاشتم روش و فقط پشیمونی و حال بد و البته وابتگی برام ایجاد کرد) با خودم میگفتم عه ببین خدا اگه بخواد اگه قسمت باشه و فلان…. چه خوب میشه و یهو 100 برابر زندگیت عوش میشه و همونجا به خودم نهیب زدم که نه اینا فیلمه همش بازیچست اسمش روشه دیگه فیلم یعنی یه چیز الکی و اینام همه بازیگرن و همه توی زندگی های واقعی خودشونن پس فرداهم باز یه فیلم و یه زندگی دیگرو بازی میکنن

      امکان نداره کسی که خیلی از تو بیشتر و بالاتره سراغت بیاد وقتی توی ذهنت لیاقت خودت رو حتی کمتر از خودتم نمیدونی و همینم نمیتونی باور کنی مطمئن باش هیچوقت فردی که به شدت از تو بالاتره سراغ تو نمیاد و به قول استا  حتی اگه  بیاد (به فرض محال) مایه دردسرته

      پس تو فعلا تمرکز کن روی اینکه هرچقدر رابطت به فرض با دوستت یا خواهرت خوبه همونو هی بهترش کنی و عمیقر و باکیفیت ترشو بخوای

      کامنتو طولانی نمیکنم خیلی عمق مطالبی که درک کردم زیاده ولی بیانش برام سخته….

      خیلی ممنونم از شما استاد گرامی و آرزوی موفقیت و آرامش بیشتر برای شما  و همگروهان عزیزم دارم.دلتون شاد باشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فهيمه
        ۱۴۰۱/۱۲/۱۵ ۰۹:۵۵
        مدت عضویت: 1279 روز
        امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 47 کلمه

        سلام عطيه عزيز

        كاملا باهات موافقم كه ماها توهم ميزنيم موقع آرزو نوشتن 

        ولي خدار ور شكر ماها كه توي اين مسير هستيم ديگه حالا ميدونيم فرق توهم رو با واقعيت 

        برات آرزو ميكنم در آزمون پيش روت موفق بشي و بياي اينجا از خبر قبول شدنت برامون بنويسي

        موفق باشي

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم