0

ارتباط با خدا (جلسه هشتم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

ته دل همه ما یه حس عمیقی هست که انگار یه چیزی کمه… یه حسِ گم‌گشتگی! 😔 انگار داریم یه نفرو تو زندگیمون پیدا می‌کنیم که خیلی بهش نزدیک بودیم، ولی حالا راه رو گم کردیم!.
این حس همون تلاش بی‌وقفه ما برای پیدا کردن ارتباط با خدا است.

خالقی که ما رو آفریده، اما به مرور زمان، انگار زبون مشترکمون رو فراموش کردیم و دائم دنبال راهی برای وصل شدن بهش می‌گردیم. 🕊️

از همین‌جا بود که ادیان مختلف شکل گرفتند، هر کدوم با یه سری قواعد و روش‌ها، تا به ما نشون بدن چطوری می‌تونیم این ارتباط رو برقرار کنیم.

این مقاله یه دعوته برای یه گفت‌وگوی خودمونی و از ته دل، تا با هم نگاهی بندازیم به این راهِ شیرین و دوست‌داشتنی… 🤩

خدا… واقعاً کیه؟ 🤔 تعریف ما از خالق چیه؟

تا حالا از خودت پرسیدی خدا کیه یا چیه؟
یه لحظه بهش فکر کن و ببین اولین چیزی که به ذهنت می‌رسه چیه.

ارتباط با خدا

احتمالاً جواب‌هایی که به ذهنت میاد، شبیه جواب خیلی از آدمای دیگه است. چرا؟ چون ما اغلب چیزهایی رو درباره خدا می‌دونیم که از بقیه یاد گرفتیم.

از بچگی بهمون یاد دادن برای ارتباط با خدا باید رو به آسمان کنیم چون خدا در آسمان‌هاست، در کتاب‌های دینی خوندیم، در مسجد، مراسم‌ مذهبی و شب‌های قدر شنیدیم. 🏫
این تعریف‌ها از منابع مشابهی به ما رسیده و به همین دلیل، افراد دیدگاه و نگرش تقریباً یکسانی درباره خدا پیدا می‌کنند.

مثل این می‌مونه که بخوایم سیب رو برای کسی توضیح بدیم که تا حالا ندیده.
ما می‌گیم سیب قرمزه، شیرینه، آبداره و… چون اون رو دیدیم، لمس کردیم و مزه‌اش رو چشیدیم. درکمون از سیب، یه درک کاملاً واقعی و تجربیه.
درباره هر موضوع مادی دیگه هم همین‌طوره. ما به اندازه‌ای که اون رو درک و تجربه کردیم، می‌تونیم درباره‌اش توضیح بدیم.

اما وقتی نوبت به ارتباط با خدا می‌رسه، ما نمی‌تونیم اونو با چشم ببینیم یا با دست لمسش کنیم. به همین خاطر، درک ما از خدا ممکنه اون‌قدرها هم واقعی و دقیق نباشه و بیشتر بر اساس شنیده‌ها و آموزش‌ها شکل گرفته باشه. 🤫

تنها دلیلش اینه که خدا مثل مخلوقاتش مادی و قابل درک با حواس پنج‌گانه نیست.
اگر خدا مثل مخلوقاتش مادی بود و می‌تونستیم اون رو ببینیم و لمس کنیم، درک ما ازش قطعاً درست و منطبق بر واقعیت بود.

ادیان مختلف، هر کدوم خدا رو به یه شکل توصیف کردند. مثلاً خدایی که گاهی خیلی سخت‌گیر و غضبناکه، گاهی خیلی مهربون و بخشنده. اما چیزی که هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنه، خود خداست.

خدا همیشه همون خدای ثابته، بی‌نهایت، و بدون تغییر. این فقط نگرش و درک ماست که بر اساس آموزش‌هایی که دیدیم، تغییر می‌کنه.
پس در واقع، ما با یه خدای واقعی ارتباط با خدا برقرار نمی‌کنیم، بلکه با خدایی که دیگران درک و شرح داده‌اند و ما اون رو در ذهن خودمون پذیرفتیم، در حال ارتباط هستیم. 🧠

به همین دلیله که گاهی درک و تجربه شخصی ما از خدا، با اون چیزی که بهمون آموزش داده شده، در تضاد قرار می‌گیره.

ارتباط با خدا

روش‌های ارتباط با خدا… کدوم درسته؟ 🙏

موضوع ارتباط با خدا یکی از مهم‌ترین مباحث در همه ادیان و مکاتب هست. از آنجایی که ادیان توسط انسان‌ها ایجاد و تنظیم شده‌اند، نحوه ارتباط با خدا در هر دین متفاوت از دین دیگه است.

برای مثال، فردی که در هندوستان زندگی می‌کنه و پیرو یکی از ادیان هندو هست، به شکل خاص خودش با خداوند ارتباط برقرار می‌کنه و فردی که در ایران زندگی می‌کنه و پیرو دین شیعه هست، به شکل خاص خودش.
هر انسانی در هر جای جهان که پیرو دینی باشه، به شیوه و شمایل مرسوم اون آیین با خداوند ارتباط برقرار می‌کنه.

اما نکته مهم اینجاست که این روش‌های ارتباط با خدا بر اساس علاقه و خواست خودمون نیست، بلکه بر اساس الگوهایی هست که در ادیان شکل گرفته و به ما ارائه شده.
به همین دلیله که وقتی می‌خوایم با خدا صحبت کنیم یا ازش چیزی بخوایم، به دنبال روشی برای انتقال خواسته‌مون می‌گردیم.

مثلاً به دنبال یک دعای خاص به زبان عربی هستیم یا دنبال انجام مراسم خاصی می‌گردیم. گاهی حتی برای خودمون شرط و شروطی تعیین می‌کنیم، مثل اینکه باید ۴۰ روز یه حرکت خاص رو انجام بدیم یا یه عبارت‌هایی رو تکرار کنیم تا خدا خواسته‌مون رو برآورده کنه. 👂

اما آنچه مسلمه، شما به هر طریقی که دوست داری می‌تونی با خدا صحبت کنی و ازش درخواست کنی.
خداوند برای برقراری ارتباط با خود روشی خاص یا عبارت‌های مشخصی رو معرفی نکرده. چون اگه این کار رو می‌کرد، خودش رو محدود می‌کرد و از بی‌نهایت بودن خارج می‌شد.

خداوند در واقع بی‌نهایت راه برای ارتباط با بندگانش داره و مهم‌ترین چیز در این ارتباط، احساسی هست که در وجود فرد شکل می‌گیره. 💫
هر روشی که برای ارتباط با خدا انتخاب می‌کنید، فقط عقیده یک یا عده‌ای از انسان‌هاست که تصور کرده‌اند باید به این شکل با خدا صحبت کرد، اما خدا خودش رو محدود به این چارچوب‌ها نمی‌کنه.

خدا سواد نداره، احساس داره! ❤️

یادمه وقتی بچه بودم، تو مدرسه سر صف صبحگاهی، ناظم خیلی تاکید می‌کرد که صلوات رو درست تلفظ کنیم. می‌گفت اگه “ص” رو “س” بگی، گناه بزرگیه و انگار داری به خدا دشنام میدی! 😨 این حرفا باعث شد از خدا یه موجود سخت‌گیر و ترسناک تو ذهنم بسازم.

همیشه با ترس و لرز چند خط قرآن می‌خوندم، چون می‌ترسیدم اشتباه عربی رو تلفظ کنم و خدا با من دشمن بشه. این ترس باعث شد کم‌کم از قرآن و نماز فاصله بگیرم.

همیشه با خودم می‌گفتم، چرا خدا این‌قدر به عربی خوندن قرآن تاکید کرده؟ مگه زبان خودم چشه؟
حس می‌کردم من و خدا زبون همدیگه رو نمی‌فهمیم و این حس، باعث شد ارتباط با خدا برام سخت و دور از دسترس بشه.

هیچ‌وقت کسی به ما نگفت که خدا به زبون و کلمه‌هامون کار نداره، بلکه به احساسی که پشت اون کلمات هست، توجه می‌کنه. 💖

یه بار که از یکی پرسیدم چرا باید نماز رو عربی بخونیم؟! گفت خدا خودش معنی‌اش رو می‌فهمه، مهم اینه که ما وظیفه‌مون رو انجام بدیم.
با خودم فکر کردم، پس عقل و تفکر ما چی؟ اگه داریم یه سری کلمات رو بدون درک معنی‌شون تکرار می‌کنیم، پس فرق ما با یه ربات چیه؟ 🤖

همین ترس از خدا و عذاب‌هاش باعث شد برای یه مدت خیلی ازش فاصله بگیرم و نماز رو فقط از روی عادت و تکلیف بخونم.
دنبال آرامش از ارتباط با خدا بودم، اما مدام با سخت‌گیری و غضب خدا روبه‌رو می‌شدم. تا اینکه بالاخره خدا منو به مسیری هدایت کرد که نگاهم بهش کاملاً عوض شد. 🛤️

خدای جدید من: خدای عشق و آرامش ✨

وقتی به این آگاهی رسیدم که خدا یه انرژیه و تو همه ذرات دنیا وجود داره و خدا همون‌جوریه که من باور می‌کنم، همه چیز برام تغییر کرد.
تصمیم گرفتم خدام رو مهربون، بخشنده و عشق باور کنم. خدایی که همیشه کنارمه و کمکم می‌کنه از زندگی روی زمین لذت ببرم. 😇

درک کردم که خودم هستم که دارم زندگیمو خلق می‌کنم. دیگه خدایی نیست که سرنوشتم رو از قبل تعیین کرده باشه. دیگه خدایی نیست که بهم اجبار کنه چیکار کنم، بلکه به تصمیماتم احترام می‌ذاره.
و دیگه خدایی نیست که به عربی خوندن قرآن یا اینکه چطوری تلفظش کنم، گیر بده. 🤩 حالا می‌فهمم که ارتباط با خدا یک ارتباط قلبی و احساسیه.

خدای من، همون خداییه که تو نور، شادی، و آرامش وجود داره. حالا که فهمیدم ارتباط با خدا به زبان نیست، خیلی باهاش صمیمی شدم و راحت باهاش حرف می‌زنم.

این‌جوری خیلی بیشتر از قبل دوست دارم باهاش وقت بگذرونم. قبلاً از روی ترس و زور بلند می‌شدم و تند تند نماز می‌خوندم که تموم شه، اما حالا از ته دل و با عشق این کارو می‌کنم. 😊

وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم من همون آدمم و خدا هم همون خدا. فقط با یه آگاهی جدید و یه نگرش متفاوت برای ارتباط با خدا، کل زندگیم تغییر کرده.
چقدر قشنگه که فقط با تغییر نگاهمون به زندگی و خداوند، می‌تونیم یه دنیای جدید بسازیم. 🤯

نتیجه گیری:

حالا که تا اینجا با هم پیش اومدیم و از شیرینی ارتباط با خدا حرف زدیم، وقتشه یه قدم محکم‌تر برداریم.
شاید تا الان این سؤال برات پیش اومده باشه که «خب، حالا چطور این ارتباط رو عمق ببخشم و بهش شکل عملی بدم؟» یا «چطور باورهای غلطم رو در مورد خدا و زندگی اصلاح کنم؟» 😔

دوره «خدا هرگز دیر نمی‌کند»! ✨ یه نقشه راهه برای اینکه بتونی نگرشت رو نسبت به خدا و خودت تغییر بدی.
این دوره بهت کمک می‌کنه تا باور کنی که خدا همیشه هست، همیشه حامیه و هرگز برای رسوندن بهترین‌ها به تو دیر نمی‌کنه. 🥰

با استفاده از آگاهی های این دوره، یاد می‌گیری چطور با “هستی‌بخش مهربان” هماهنگ بشی و زندگی‌ات رو در تمام ابعاد، از ثروت و خوشبختی گرفته تا آرامش درونی، متحول کنی.
این دوره بهت نشون می‌ده که ارتباط با خدا چقدر می‌تونه زندگی‌ات رو کامل و بی‌نقص کنه، همونطور که خدا خودش هستی رو کامل و بی‌نقص آفریده.

پس اگه دنبال یه تغییر اساسی و یه پیوند عمیق‌تر با خالقت هستی، حتماً یه سر به این دوره بزن. مطمئنم پشیمون نمی‌شی! 💖

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.31 از 162 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12372
169 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فاطمه
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۷ ۱۷:۳۵
      مدت عضویت: 2446 روز
      امتیاز کاربر: 434 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 2,097 کلمه

      باسلام باید خیلی شکر گزارباشم که به سایت تناسب فکری وبعد بدنیالش بافایل زندگی باطعم خدا هدایت شدم .
      خدای من باید دقت کردودید چگونه برزبان افراد جاری میشی که هدایت کنی ودرمسیر بهترینها قرارمون بدی.خداروشکرعمری برای توفیق دیدن فایل ۸ پیداکردم .
      عجب فایل تکان دهنده وپر از محتوا واگاهی هست .اساس وبنیان مسیر وحرکت رو بروشنی بیان میکنه .واقعا ریشه حرکت همان پیدا کردن خداست .فایل تکان دهنده ای بود که بیدارمون کرد و اتش غم واندوه ونگرانی واظطراب وترس از گذشته وناامیدی درزندگی واینده نامعلوم رودر درونم خاموش کرد وارمغان داشتن احساس خوب وارامش ونگران نبودن برای هیچ چیز وتغییر بیشتردر رفتاروگفتار وبازشدن راه را برای ورود نعمات وبرکات بیشتررو برام داشت.
      ازروزی که با فایل زندگی با طعم خدا اشناشدم شروع تغییرات رو حس می کردم هرچند ناچیز بود اما این فایل کاملا دست وروی من روشست ونتایج خوبی درزندگیم شروع شدازجمله اشنایی باطعم های خوب ،چگونگی نگاه مثبت به هرانچه دراطرافم میگذره ،با دیدن ویا شنیدن وروبرو شدن با هرچیزی با احساس خوب و نگاه به هرچیزبا دید مثبت وبرداشت خوب ،مشکلات وگرفتاریها رو دیگر به صورت گره نگاه نمیکنم ،ازقیدوبند حرف ودید دیگران وغم وغصه خوردن از گذشته وانچه ازدست داده ام ویا نتوانستم بدست بیاورم ومقایسه کردن وکلا از هر انرژی منفی تا حدود زیادی رها شدم .خیلی سبک وراحت شدم .اصلا دیدم به زندگی وزنده بودنم عوض شده .قبول کردم هرانچه تاالان سخت وبد گذشته نتیجه کار خودمه .
      —خداکنارمونه ازرگ گردن نزدیک تر واز مادر مهربونتر ومن بدنبال چیزی میگشتم که بهترینهارو بهم بده.استادگرامی عجب حرفهایی بسیار عمیق ووسیع وواقعی بادلیل ومنطق محکمی که ازعمق وجودتون هست و اینطور درما نفوذ میکنه وراحت می پذیریم. ازشما بسیار متشکرم .سالهای قبل وقتی درمجالس ایام خاصی در مکانهایی برای دعا شرکت میکردم وقت دعا کردن مداح یا دعا خوان با هیجان ودادوسروصدای بلند میگفت الان موقع استجابت دعاست خوشا بحال کسانی که خدانگاهشون کرده وبهشون اشک داده والان دارن گریه میکنند اگه میخواهید شماهم دعاتونو خدا بشنوه دستاتونو خیلی بالا ببرید وهرچه میتونید دادبزنیدوباصدای بلند خدا رو بخونید .منم که ادم ارومی بودم واین حرکات رو دوست نداشتم انجام نمیدادم ودردل خودم با خداحرف میزدم ولی چون مثل دیگران با سروصدانمیگفتم امیدی به نگاه خدا نداشتم رفتن به این مجالس وزیارتگاهها رو برای براورده شدن حوائج دوست داشتم وفکر میکردم اگر به انجا بروم ودراون جمع باشم خدا نگاهم میکنه .دراین اماکن میدیدم کسانی رو که یا در اطراف مداح هستند ویا دربین جمعیت درجاهای متفاوت نشسته اند ودر جاهایی از دعا که مداح میگفت شروع به جیغ ودادو فریاد وگریه با صدای بلند میکردند وزجه میزدندتا مجلس راگرم کنند ولی بعد از پایان دعا انهارو میدیدم که حتی قطره اشکی بر صورتشان جا نگداشته وخندان بودندبرایم رفتارشان عجیب بود وبفکر می افتادم که این روش عبادت درست نیست اما سالهاست که متوجه شدم بخشی ازاین رفتارها فقط برای ایجاد هیجان ودرواقع ازمسیر اصلی خارج شدنه .برای همین هست که سالهاست در این مکانها شرکت نکردم وپیش خودم میگفتم مگه خدا همه جانیست ارتباط با او نیازی به رفتن درمکان خاص ویا انجام کار خاص نباید داشته باشه . عبادت باید حس وحال خوب به ما بده وباعث وصل ونزدیکی به خدا وشناخت بهتر وبیشتر خدا شودو نه نمادین ونمایشی باشه .دیدن اینگونه رفتارها از یک طرف ومشکلاتم از طرف دیگر باعث ایجاد دید دوگانه ای نسبت به معنویات برایم شد .درنماز اصلا متوجه نبودم چی میگم وازترس خدا وعذاب اخرت نماز میخوندم که درواقع احساس خوبی از این نماز خوندن نداشتم .در طول عمرم عاشق خواندن نماز ودعا وروزه گرفتن ورفتن به اماکن زیارتی ومذهبی وروضه وایام وشبهای عزاداری های خاص بودم فکر می کردم از این طریق خدا حرفهامو میشنوه وشاید گناهامو نادیده بگیره وجوابمو بده غافل از اینکه خدا کنارمه ودروجودمه واز خودش دردرونم دمیده ومن جزیی از خودشم که گمش کردم ودارم بیراه میرم ودنبال سوزن درانبار کاه میگردم .
      درهنگام بودن درمکانهای عبادت یا به اصطلاح ارتباط باخدا حال خوبی داشتم ولی بعد از چندروزدوباره روزهای قبل تکرار می شد ازخودم بدم می امد که نتوانستم رضایت خدارو جلب کنم سردرگم بودم نمی دانستم باید چطور عمل کنم که هم خدا ازمن راضی باشد و هم من از خودم واز خدا راضی باشم .افرادی رادیده بودم که خیلی خاص ونکته به نکته ودقیق وعارفانه وبا زبان تمجید خاصی با خدا حرف میزنندوبرای هر خواسته وحرکتی انجام میدهند قدم به قدم نیت میکنند وخداهم به انها توجه میکند .با دیدن انها افسوس می خوردم چرا من مثل انها نیستم چقدربا کلمات عالی با خدا حرف میزنند وبرای هرکاری نیت خاصی میکنند وبه خدا نزدیک هستند ولی من معرفت هیچکدام رو نداشتم .ازوقتی به فایل زندگی با طعم خدا گوش کردم وتمریناتشو انجام دادم مخصوصا زمانی که با طعم های خوب وبد اشنا شدم وتقریبا یادگرفتم هرچیزی رابا زیبایی هایش ببینم نه با انرژی منفی دادن باور کنید بعضی از مشکلات کوچکم بدون فکر ونگرانی برایم حل شدند .ارامش عجیبی به خانواده برگشته .اصلا نمی دانم این موج انرژی مثبت شما استاد گرامی وهم گروهی هاست که باعث تاثیر وتغییر خودم وخانواده شده وانگار خیلی چیزها روالش درزندگیم عوض شده .ارامش وهمبستگی بیشتری در بینمان بوجود امده وروند روزانه زندگیم به سمت شادی وخیروخوشی حرکت کرده باور نمی کنید دراین ۱۰ روزی که فایل ۸ روگوش دادم وتمریناتشو انجام دادم ونظرات رو خوندم ۲ بار موقعیت شادی پیش اومد که بعد از ده سال همه از ته دل برای چند دقیقه خندیدیم .سعی کردم بیشتر مواقع به مشکلاتم بعنوان مانع وگره نگاه نکنم .یاد گرفتم درست هست که ممکنه هر روز اتفاقاتی بیوفته که برایم رنجش وناراحتی رابیاورد ولی باید خودم با بینش ونگرش خوب وبارفتار درست ان اتفاق رابرای خودم راحت ببینیم وانرژی مثبت وحال خوب را برای خود بفرستیم تا با انعکاس ان موج مثبت اتفاقهای خوب برایم بیوفتد وبایدخودم حالم رو خوب کنم.دارم با همین روش جلو میرم وخداروشکر چیزهایی تغییر محسوس داشته البته هنوز افکار منفی وازاردهنده به سراغم می اید اما خیلی کم شده میدونم که اول راه هستم ونیاز به تمرین وتمرکز زیاد برروی طعم های خوب رو دارم ولی هدایتم به این مسیر وتغییرات هرچند جزئی برایم نشانه خوب وامید وارکننده برای ادامه راه وانتخاب درست ودرمسیر صحیح قرارگرفتنم است که میتوانم وحتما تغییرات عالی تری انجام می شود .
      .کلامتون بسیار درسته که ماازخدادوریم نه خداازما نوجوان که بودم به خدانزدیکتر بودم احساس خوب بودن خدا دروجودم را داشتم وبه مطلب خدا از روح خودش درون انسانها دمیده اگاه بودم وگفتگو با خدا درهرنوع عبادتی برام لذت بخش بود .اما گذر ایام وزیاد شدن مشغله های زندگی و ورود طعم های بد در زندگی وتوجه به انها وتاثیر محیط ودیگران درزندگی ام باعث کم رنگ شدن وگاهی محو شدن وبی اعتمادی ودور شدنم از خدا وقهر کردنم از خدا شد. اما لطف ومهربانی خدا باز هم دربن بستها شامل حالم شد.مدتی است طعم رهایی نسبی راچشیده ام وخیلی راحت تر وسبک تر شدم وبه محیط اطرافم وحرف واتفاقات بدوناراحت کننده اصلا توجه ندارم واز انها دوری می کنم اگرهم درگیر شوم یا ببینم یا بشنوم سریع سعی میکنم فکروذهنم رابه چیز دیگر یامکان دیگری منحرف می کنم همانطور که توصیه کردید درهرموردی سکوت ولبخند وایجاد فکرها ورویای خوب را در ذهنم پیشه می گیرم وهرچه دراطرافم میبینم ویا اتفاق می افتد بااحساس خوب ورفتارخوب ودیده ونگرش خوب
      وحال خوب با انها می گذرانم وخیلی حال بهتری دارم .دراین مدت دیگر حسرت دیگران وگذشته خود راخیلی کمتر می خورم وکمتر نگران اینده و خواسته هایم هستم وخیلی راحت درهرزمان ومکانی باخدا راحت وساده حرف میزنم وخواسته هایم را میگویم نه فقط بعد از نماز یا مکانهای عبادی وهمه چیز راخوب وزیبا می بینم ومرتب خداروشکر می کنم .درسته که هنوز درنمازم خیلی حواسم به خدا وگفته هایم نیست ولی بعد از نماز بازبان خودم دعا و باحال خوب دعا می کنم وبا خدا حرف می زنم همین برایم باارزش است که تونستم بعد از نماز خیلی راحت وباارامش وبدون التماس وگریه وزاری وناراحتی وناامیدی ونگرانی وگله وشکایت ازخودم وخدا وروزگار باخدا حرف بزنم ومطمئن باشم که خدا هست وحضور داره ومیشنود ومی بیند که این خودش یک قدم به جلو حرکت کردنه و منم خداروشکر می کنم بابت همین تغییر هرچند کوچک .انسانی که اشرف مخلوقاته وبا حس ششم ذهن خودش خدا این قدرت را بهش داده که اشیاء را جابجا کنه ویا روی اب راه بره ویا ذهن دیگران را بخونه ویا کمی بالاتر از سطح زمین خودش را نگه دارد وکارهای خارق العاده وعجیب دیگری که خدا توان انجامش را به اوداده انسانی که میتواند برهمه چیز مسلط شودوهمه چیز مسخر انسان افریده شده تا خودش وخدایش رابهتر پیدا کند وپی به قدرت لایزال وبی حد خداببرد واین همه برای ماارزش قائل شده پس چگونه ماازاودورشدیم وبیراهه رفتیم وقدروارزش وجودیه خودمان رانفهمیدم .وقتی به این چیزا فکر میکنم با حال خوبتر وارامش واطمینان بیشتر متوجه نگاه خدا وحضور همیشگی خدا وهمراه بودنش درزندگیم درهرلحظه وهرمکان می شوم.
      درفایلهای لاغری با ذهن گفتید اگر تغییر در عادتها درذهن به درستی انجام پذیرد وصبور باشیم میبینیم که جسم ارام ارام به سمت متناسب شدن حرکت می کند درمورد ارتباط با خدا وپیدا کردن حس خوب هم همین قانون جواب میده اگر واقعا به خدا اعتماد کنیم واورا دروجودمان ودرهمه جا حاضر وناظر براحوالمان ببینیم ومطمئن شویم که او احوال مارامی بیند ومی شنود ودرک کنیم که اوعاشق بنده هایش است و توجه کنیم که هر چه افریده است برای ارامش واسایش وراحتی وشادی ولذت بردن ما از انهاست واز صمیم قلب حس خوب وجود خدا وخودمان وانچه دراطرافمان است را پیدا کنیم ویقین داشته باشیم که از همه چیز به وفور در دنیا وجود داره ومالک همه انها خداست وهرچه ببخشد از او کم نمی شود وبه همه می بخشدوما هم میتوانیم یکی از انها باشیم ،قطعا فاصله بین ما وخدا ورسیدن به درخواستهایمان کم می شود چون روحمون گسترده تر میشود ودرجات بالاتر را می تواند بپیماید وبرای درک وجذب بیشتر اماده می شودوبدنبال انهاانعکاس انرژیهای مثبت واحساس خوبی را که فرستادیم برایمان به بهترین شکل بر میگردد بدلیل اینکه حال ما خوب بوده ،درک ما خوب بوده ،همه چیز رازیبا دیدیم وطالب زیبایی شدیم وهمه مخلوقات وکائنات افریده شده اندتا انچه را ما طلب می کنیم به ما بدهند .
      اگر انرژی منفی وحال وحس بد غم واندوه ونگرانی واظطراب وحسرت وحسادت وپشیمانی وشکایت وغرزدن رابفرستیم انعکاس فرستاده هایمان که انرژیها وطعم های منفی وبد بوده برایمان روزگار سخت وبد را فراهم می کنند واگرانرژی مثبت و حس وحال خوب دیدن همه چیز با عینک زیبایی وشادی ونشاط وخیر وخوشی وارامش ورهایی باشد قطعا انعکاس خوبیهایی را که خواسته ایم روزگارعالی ورسیدن به خواسته هایمان را برایمان می فرستنداقای دکتر ممنون راهرو بهمون نشون دادی واقعا راحتمون کردیداز قیدوبند باورهای اشتباه خیلی سبک وراحت وازاد شدم بخصوص مطالبی که درفایل های قبل درمورد توبه وبخشیده شدن گفتید که توبه کنید وبخشیده می شوید دیگر تمام حالم عوض شد ارام وسبک بال شدم وباورهای اشتباه رو کنار گذاشتم .همینطور ازوقتی که حس وطعم بد غم وغصه ومرور گذشته وحسرت برگذشت عمر ونرسیدن به خواسته ها ومقایسه نکردن را کنار گذاشتم وعلت توجه نکردن به انها را فهمیدم ومطمئن به دیدن وشنیدن وحضور خدا در هر زمان ومکان وباهر زبان وحتما جواب دادن اوبه بندگانش شدم اوضاع همه چیز برایم بهتر شده .ای کاش از اول اینگونه زیبا وریشه ای درباره خدا مارا اموزش داده وبرایمان حرف زده بودند وبرای معرفی زیباییهای خدا بجای ارجاع دادنمان به دعاهایی ومطالبی که انچنان درکی از انها نداشتیم افرادی بودند که فصیح ووسیع وراحت واسان مثل شما درموردش صحبت میکردند.بطن همه انسانها خدا جو است .الان با پی بردن به باورهای اشتباه درموردخدا وپاک کردنشان واقعا وقتی میگویم خداروشکر دیگر زبانی نمی گویم ومی فهمم چرا شکر می کنم .دیگر حسرت نمی خورم متوجه هستم که هیچ منعی برای بدست اوردن این همه نعمت وخواسته وفور وفراوانی وثروتی که در جهان افریده شده وجود ندارد وهمه برای کسانی است که انهارا طلب کنند وبیخود وبیهوده از خدا وخشم او ترسیده ام واز او قهر میکردم وراه خوشبختی دنیا واخرت ولذت داشتن واستفاده از نعمات راروی خودم بسته بودم. فقط این کلمات راشنیده وبیان می کردیم خدایی که از مادر مهربانتر وازرگ گردن به مانزدیک تراست اما ان راحس نکردیم و در وجودمان جانگرفته بود خدایی که همه وجودش زیباست صفات زیبایش همه منبع خیرو برکت ونیکی وشادی است که از همه انها درون ماهم نهاده.
      خدایاشکرت برای بهترین نعمتی که به من دادی هدایتم کردی برای پیدا کردن خودم وخودت درحد درکم بوسیله راهنماهایت .خدایاشکرت بابت پیدا کردن چگونه خوب کردن حالم واحساس نیاز به ارتباط با خودت ولذت حرف زدن با حس وحال خوب ودیدن زیباییها با تو.
      خدا یا از تو می خواهم کمکم کنی حضورت را همیشه درکنارم درهمه جا وهمه وقت باور داشته باشم وبفهمم که همه چیز درجهت خیرو خوبی وشادی حرکت می کند ودیگر ناراحت ونگران هیچ چیز نباشم .
      خدایا بابت همه چیز ازتو سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 13
گردونه هدایا گردونه هدایا